احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

ارائه موضوعي شمارگان منتشره از{گاهنامه معرفت به زمان}

مدير انجمن: نبض زمان

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » جمعه مه 19, 2023 10:20 pm


كزارش داراى مطالب مفيد از وضعيت افغانستان
همراه با تحليلهاى درست و نادرست





کارشناس ارشد جهان اسلام در گفتگو با مشرق مطرح کرد:
همه گروه‌های اسلامی باید در آینده افغانستان سهیم باشند/ طالبان تکفیری نیست/ جنگ تا کابل ادامه نمی‌یابد/ مذاکره بهترین راه حل است/طالبان از نظر سیاسی و ایدئولوژیک تغییر کرده است، اما با تفسیر خودش/ طالبان بخشی از ملت افغانستان است

Image

زاهدی معتقد است راه حل نهایی افغانستان از مسیر تناسبی جدید در بین همه گروه های اسلامی و دارای پایگاه اجتماعی در افغانستان می گذرد.

سرویس جهان مشرق- ما تصویری عمدتا منفی از طالبان در دهه های گذشته داشته ایم و اقوام و مذاهب مختلف در افغانستان به درستی از یکجانبه گرایی از سوی این گروه بیم دارند. اما از سوی دیگر شاهد هستیم که طالبان در یکی دوسال گذشته سعی زیادی برای اصلاح ذهنیت ایرانی ها نسبت به خود داشته است، یکی از سخنگوهای دفتر سیاسی طالبان (سهیل شاهین) در توصیف حاج قاسم سلیمانی از واژه شهید استفاده کرد و نمایندگان این گروه شهادت شهید فخری زاده را ضمن حضور در سفارت جمهوری اسلامی ایران در دوحه تسلیت گفتند و دفتر یادبود امضا کردند. همچنین از کودکان شهید مکتب سیدالشهداء دشت برچی کابل با واژه شهید یاد کردند و تمامی عملیاتهای ضدشیعه داعش را نیز محکوم کرده اند. این گروه در یک ماه اخیر پیشروی های زیادی در خاک افغانستان داشته است و به همین دلیل بیش از پیش پرسش از چیستی ماهیت این گروه اذهان را به خود مشغول کرده است.

Image

همه گروه‌های اسلامی باید در آینده افغانستان سهیم باشند/ طالبان تکفیری نیست/ جنگ تا کابل ادامه نمی‌یابد/ مذاکره بهترین راه حل است/طالبان از نظر سیاسی و ایدئولوژیک تغییر کرده است، اما با تفسیر خودش/ طالبان بخشی از ملت افغانستان است/ تهران علمای تقریبی را برای گفتگو دعوت کند/ موضع ایران و روسیه به هم هم نزدیک استطبق آخرین اخبار افغانستان (در هفته اول تیر ۱۴۰۰) از مجموع ۴۲۱ شهرستان (ولسوالی) افغانستان، تعداد ۱۶۴ شهرستان افغانستان در اختیار گروه طالبان، ۱۵۴ شهرستان محل جنگ طرفین و ۸۰ ولسوالی در اختیار دولت است. اوضاع حدود ۲۰ ولسوالی هم نامعلوم است. علی رغم تلفات سنگین دو طرف جنگ، اما طالبان به دلیل موفقیت بیشتر در صحنه میدان، ۷۰۰ ماشین نظامی (عمدتا هاموی های آمریکایی) را از نیروهای دولتی به غنیمت گرفته است. نیروهای طالب بومی در مناطق شمالی نقش مؤثری در پیروزهای اخیر این گروه داشته اند.

همچنین در هفته اول تیر، آمریکایی ها بزرگترین پایگاه این کشور در افغانستان یعنی پایگاه هوایی بگرام را تخلیه کردند، ایتالیایی‌ها آخرین نیروهایشان را از افغانستان (هرات) خارج کردند و آلمانی‌ها نیز که پس از آمریکا بیشترین نیرو را در سالهای اخیر در افغانستان داشتند، ۶۰۰ نفر دیگر یعنی آخرین نیروهایشان را به همراه ۸۰۰ کانتینر تجهیزات از این کشور (پایگاه‌های شمال) بازگرداندند.

برخی نیروهای نظامی افغانستان که در پاسگاه‌های مرزی مستقر بوده‌اند، از مرزها شمالی و غربی فرار کرده و به خاک تاجیکستان، ازبکستان و ایران وارد شده‌اند. هم اکنون حدود نود درصد از مرز مشترک ایران و افغانستان در اختیار طالبان قرار دارد. دولت آمریکا از کشورهای تاجیکستان، ازبکستان و قزاقستان خواسته است که به ۹۰۰۰ نفر از کسانی که در افغانستان با ناتو همکاری کرده اند (مترجم و ...) را درکشورهای خود پناه بدهند. همه این رویدادها حاکی از ضرورت شناخت دوباره طالبان است. در این رابطه گفتگویی داشته‌ایم با دکتر زاهدی کارشناس مسائل جهان اسلام و مدیر کارگروه افغانستان و پاکستان در مؤسسه مطالعات راهبردی اندیشه سازان نور.

زاهدی به «مشرق» می‌گوید: راه حل نهایی افغانستان از مسیر تناسبی جدید در بین همه گروه‌های اسلامی و دارای پایگاه اجتماعی در افغانستان می‌گذرد، گروه‌هایی که برخاسته از اقوام و مذاهب مختلف این کشورند و بدون این تناسب عادلانه، صلحی پایدار در موزائیک قومی افغانستان برقرار نخواهد شد. نزدیک‌شدن طالبان به مرزهای کشورمان سوالات زیادی را در میان مخاطبان ایرانی پدید آورده است؛ در گفتگو دکتر بهرام زاهدی این سوالات را در میان گذاشته ایم.

لازم به ذکر است که «مشرق» روایتی مستقل از پرونده افغانستان را پوشش داده و در این مسیر با کارشناسان؛ نیروهای میدانی و افراد موثر بر تحولات به بحث نشسته و در سلسله گزارش‌هایی آن را تشریح و تحلیل می‌کند.


مشرق: بحث طالبان در رسانه‌های فارسی زبان داغ است، برخی توصیه می‌کنند تا از آن‌ها دور شویم یا حتی با طالبان بجنگیم و برخی دیگر از کارشناسان معتقدند طالبان بخشی از مردم افغانستان است؛ در موقعیت میدانی طالبان بخش‌های مهمی از خاک افغانستان را در اختیار دارد و لحظه به لحظه برتری نظامی آن‌ها بیشتر می‌شود، شاید لازم باشد این بازیگر تحولات افغانستان را بیش از گذشته بشناسیم که طالبان در حال حاضر چه چیزی هست و چه چیزهایی نیست.

زاهدی: ببینید ما قبل از هرچیز نیاز داریم که به روشنی دریابیم که طالبان چه چیزی نیست؛ به قدری طی چند دهه گذشته روایت آمریکایی از مسائل افغانستان و طالبان پمپاژ شده و به ذهن ایرانی و حتی خود افغان‌ها خورانده شده که این روایت غلط ما را شدیداً نیازمند بازشناسی دقیق‌تر طالبان می‌کند. ما باید پیش‌فرض‌های غلط را کنار بگذاریم و بفهمیم که با چه چیزی طرف نیستیم تا بعد بتوانیم به درستی دریابیم که با چه چیزی طرف هستیم. اینها لازمه یک تصمیم گیری درست و عقلایی است.

البته همین جا باید اشاره کنم که پاسخ به شایعات مطرح پیرامون طالبان، زمان و توان زیادی را مصروف خود می‌کند و باعث می‌شود که کمتر به راه حل مسأله افغانستان بپردازیم. تازه هر پاسخ‌دهنده به شایعات متهم به تطهیر طالبان می‌شود، که این کلیدواژه جدید غربگراها برای جلوگیری از بیان حقایق و ایجاد ابهام در رابطه با مسائل افغانستان است. ما معتقدیم که قطعا راه‌حل نهایی افغانستان از مسیر تناسبی جدید در بین همه گروه‌های اسلامی و دارای پایگاه اجتماعی در افغانستان می‌گذرد، گروه‌هایی که برخاسته از اقوام و مذاهب مختلف این کشورند و بدون این تناسب عادلانه، صلحی پایدار در موزائیک قومی افغانستان برقرار نخواهد شد. در واقع باید طالبان و دیگر گروه‌ها در قدرت آینده سهیم شوند و حول محورهای مشترک اسلامی و افغانی تفاهم کنند تا بتوانند به بازسازی این کشور ویران شده بپردازند.
Image
همه گروه‌های اسلامی باید در آینده افغانستان سهیم باشند/ طالبان تکفیری نیست/ جنگ تا کابل ادامه نمی‌یابد/ مذاکره بهترین راه حل است/طالبان از نظر سیاسی و ایدئولوژیک تغییر کرده است، اما با تفسیر خودش/ طالبان بخشی از ملت افغانستان است/ تهران علمای تقریبی را برای گفتگو دعوت کند/ موضع ایران و روسیه به هم هم نزدیک است

اما بپردازیم به اینکه طالبان چه چیزی نیست؟ شما اگر دقت کرده باشید این روزها حجم عظیمی از شایعات و فیلم‌های فیک از چهره طالبان منتشر می‌شود؛ گاهی فیلم ممکن است واقعی باشد اما با توضیح نادرستی منتشر می‌شود. مثلاً فیلمی شدیداً در فضای مجازی ما منتشر شد، حتی بعضاً در کانال‌های بچه‌های متدین و حزب اللهی نیز به آن پرداخته شد، با این روایت غلط که یکی از فرماندهان طالبان به لب مرز ما آمده و دارد مارا تهدید می‌کند. او تهدید می‌کند که ما مشهد را می‌گیریم، این فرد عبدالمنان نیازی بود که حدود ۵۰ روز است که توسط خود طالبان ترور شده است.

ما برای شناخت بهتر طالبان -به ویژه به خاطر شایعات و حرف‌های نادرستی که مثالی که از آنها را عرض کردم- نیازمند این هستیم که طالبان را به دقت از جهت رابطه خصمانه ذاتی داشتن یا نداشتن با جمهوری اسلامی و شیعیان و به یک معنا تکفیری بودن یا نبودن مورد بررسی قرار دهیم.

با قطعیت می‌توان گفت که طالبان گروه تکفیری نیست، هرچند لایه های کوچکی از آن ممکن است رفتار تکفیری نشان داده باشند اما تفکر تکفیری هیچ گاه بر کل تشکیلات طالبان حاکم نبوده، یعنی ما با مجموعه‌ای طرف هستیم که از جهت فقهی حنفی است و از جهت کلامی ماتریدیه است، این تفکر در شرق جهان اسلام معمول است. طالبان در عقیده ماتریدی خود متأثر از جنبش دیوبندیه نیز هست که این مکتب فکری در در هند قرن نوزدهم به وجود آمد؛ خود دیوبندیه هم دو شاخه دارد، حیاتیه و مماتیه، که شاخهٔ حیاتیه تکفیری نیست و طالبان هم تحت تأثیر همین شاخه از دیوبندیه است.

حتی دیوبندیه حیاتیه کتابی با عنوان «المهند علی المفند» در نقد وهابیت هم دارند که در آن به جواز زیارت و توسل اشاره شده است، به همین دلیل طالبان به زیارت، شفاعت باور دارد، اصلاً زندگی ملاعمر را وقتی می‌خوانیم یکی از کارهای پنجشنبه‌هایش همیشه سر زدن به مزارات متعدد در قندهار بوده است.

در نحوه تعاملات طالبان با شیعیان هم باید ما ولایت به ولایت باز بررسی داشته باشیم. یعنی در خود قندهار در زمان حضور ملاعمر، شیعیان در آنجا مسجد داشته و ممانعتی نسبت به فعالیت آن نشده بود، چون سابقهٔ مناسبات شیعه و سنی در آن منطقه سابقه مثبت و روشنی بوده، ما گروهی به نام حزب الله قندهار را داشتیم در دههٔ ۶۰ که همراه با حرکت انقلاب اسلامی -که بعدها طالبان از آن به وجود آمد- علیه کمونیست‌ها و شوروی جهاد کرده بوداند، لذا در قندهار چهره مثبتی از شیعیان وجود دارد.

اما در برخی مناطق دیگر مثل هرات، یا مناطقی که مرز بین هزاره‌جات و مناطق سنی‌نشین می‌باشد، عقبه۱۵۰ ساله تعارضات قومی و مذهبی بوده، و در این مناطق گسل‌هایی اجتماعی هست که هرازگاهی سر باز می‌کند و به مرحله خطرناکی می‌رسد، که آنها را باید مدیریت کرد و گرنه این اختلافات هر از چندی به شکلی خشن نمایان خواهند شد.

به نظر می‌رسد غرب گراها به دو دلیل مدام بر روایت آمریکایی از طالبان تاکید می‌کنند، دلیل اول آن است که هر موضعی که جمهوری اسلامی اتخاذ می‌کند اینها به دنبال بهانه‌ای می‌گردند که نیشی بزنند و نقدی بکنند و مسأله دوم هم آن که یک همدلی با جریان غرب گرا در آنجا احساس می‌کنند؛ غرب گرایان در ایران و افغانستان زبان مشترکی با هم دارند و سعی می‌کنند تصویری واحد و البته غربی از تمدن و پیشرفت و سعادت نمایش دهند.

خب، طالبان با ویژگی‌هایی که کم و بیش عرض کردیم، از سال ۲۰۰۵ شروع کرد به بازپس‌گیری زمین‌هایی که در سال ۲۰۰۱ از دست داده بود، درواقع در سال ۲۰۰۵ طالبان شروع به بازیابی خودش کرد و آهسته آهسته مساحت وسیعی از خاک افغانستان را تا امروز در اختیار خود گرفت.

در حال حاضر، ۱۶۴ ولسوالی در اختیار طالبان است، ۱۵۴ ولسوالی در گیر و دار جنگ و زد و خورد است. ۸۰ ولسوالی در اختیار دولت افغانستان است و از بیست و سه ولسوالی اخبار دقیقی در دست نیست.

پس طالبان با در اختیار گرفتن این مساحت؛ دست پرتری نسبت به مذاکرات قبلی برای رایزنی و مذاکرات اخیر و آیندهٔ افغانستان دارد.

مشرق: پس طالبان امکان دسترسی به شهرهای بزرگ چون کابل را دارد؟

فکر می‌کنم که طالبان در کوتاه مدت سطح جنگ را بالاتر از این نبرد، هر چند طبق استراتژی‌ای که مجاهدین هم در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ داشتند، سعی می‌کند قدری حلقه محاصره کابل و سایر شهرهای بزرگ را تنگ‌تر کنند (با فاصله چند ده کیلومتری) اما بعید است که الان بخواهد فورا برای تصرف کابل اقدام کند؛ حداقل تا سپتامبر (شهریور) که آمریکایی‌ها کامل نیروهایشان را بیرون نبردند، بعید است. به نظر می‌رسد طالبان با صبر استراتژیک قدری درنگ می‌کنند تا ببینند مذاکرات به چه سمت و سویی می‌رود.

مشرق: چرا مذاکره سیاسی را بر عملیات نظامی ترجیح می‌دهد؟

مذاکره سیاسی بهترین حالت است. به هر حال تلفات طالبان کم نبوده، هر چند بسیاری از نقاط بدون مقاومت تسلیم شدند، اما در مناطقی هم که مقاومت کرده‌اند، طالبان به دلیل اینکه آفندی عمل می‌کند، به نیروی بیشتری نیاز دارد، پس تلفاتش هم بیشتر است، در عملیات‌های اخیر طالبان تعداد قابل توجهی از نیروهایش را از دست داده، پس بدش نمی‌آید در مذاکرات بتواند حرفش را به کرسی بنشاند. این تلفات به قدری نیست که عملیات‌های آنان را با تضعیف جدی مواجه کند اما از لحاظ روان شناسی به نظرم ممکن است باعث خشونت بیشتر در جنگ شود.

مشرق: طالبان برای تصرف کابل و مناطق شیعه نشین فقط منتظر خروج آمریکایی‌ها است، یا نیم نگاهی نیز سمت مواضع تهران و سایر همسایگان نیز دارد؟

چند متغیره است، یکی اینکه آمریکا هنوز در افغانستان است، طالبان می‌خواهد بهانه‌ای به دست آمریکایی‌ها ندهد که آن‌ها بمانند، از سویی نگاهش به پایتخت‌های منطقه نیز هست و حتی فراتر از منطقه؛ بالاخره رایزنی‌های گسترده‌ای با مسکو داشتند، با چینی‌ها داشتند، حتی اخیراً می دانید با هندی‌ها مذاکره کرده‌اند، طالبان تلاش می‌کند که اول موقعیتش را از جهت سیاسی و دیپلماتیک تثبیت کرده؛ بعد وارد عرصه جدید نظامی شود.

از سوی دیگر طالبان فضای اجتماعی آن شهرها را نیز در نظر می‌گیرد. در ۲۰ سال اخیر ما نسل جدیدی از جوانان را در افغانستان داریم که با تعالیم غربی تحت سیطره امریکا رشد پیدا کرده اند، این جریان اجتماعی مقابل گفتمان و اندیشه مناطق سنتی افغانستان و نیز طالبان قرار می‌گیرد، البته افراطی‌های غرب‌گرا و سنت ستیز، از لحاظ جمعیتی نسبت به مناطق روستایی و سنتی افغانستان بسیار کمتر هستند. برخی از ایشان نسل دوم و سوم کمونیستهای پیشین هستند.

در کل هم طالبان می‌خواهد که قدم به قدم مصالحه‌ای ایجاد کند و در بسیاری از مناطق بزرگان قبایل کمک کردند تا طالبان با سهولت بیشتری ولسوالی‌ها را تصرف کند. به همین دلیل سیستم امنیتی افغانستان تعدادی از ریش سفیدان و بزرگان قبایل را دستگیر کرده که به نظرم این مسأله در نهایت به ضرر دولت تمام می شود چرا که دشمنی بیشتر قبایل و روستاها را بر می‌انگیزاند.

مشرق: این طیف غرب گرا که در شهرهای بزرگ مثل کابل رشد کرده، تلویزیون می‌بینند، کنسرت و سینما می‌روند، بعضی‌هایشان دیگر حجاب را هم رعایت نمی‌کنند، ممکن است در مقابل طالبان دست به اقدام واکنشی زده و به تعبیر برخی جنگ داخلی راه بیفتد؟

چند نکته در پاسخ به شما وجود دارد؛ یکی آن که وزن آنها چقدر است، افغانستان هنوز کاملاً یک جامعهٔ با اکثریت روستایی است و غرب گراها وزنشان آنقدر نیست که بتوانند معادله کل کشور را به هم بزنند یعنی بالای ۷۵ درصد مردم در روستاها زندگی می‌کنند، اکثریت مردم گفتمان و اندیشه‌شان از سنت‌های افغانستان و باورهای دینی دور نشده است. احتمالا اقلیت اجتماعی غرب گرا در افغانستان یا خودش را با شرایط جدید سازگار می‌کند؛ یا آنکه مهاجرت خواهد کرد.

نکته دوم آنکه باید به این سؤال پاسخ داد که آیا شکل حکومت طالبان قطعاً به شکل امارت اسلامی خواهد بود یا نه؟ طالبان در مذاکرات دوحه هیچ گاه در مواضع رسمی از واژهٔ امارت اسلامی استفاده نکرد، آن‌ها در مجله‌شان (مجله حقیقت که ارگان رسمی آنها محسوب می‌شود) نیز برای شکل قطعی حکومت آینده از واژه نظام اسلامی یا واژه نظام اسلامی خالص استفاده می‌کنند. استفاده از واژه نظام اسلامی قطعا به آن مفهوم است که از نظر طالبان هم شکل و اسم حکومت آینده جای چانه‌زنی و مذاکره دارد، مهم برای آنها محتوا است.

مشرق: در نظام اسلامی مورد نظر طالبان چه مدل‌های حکومتی ممکن است شکل بگیرد؟

چهار نظریه در ارتباط با آینده سیاسی افغانستان مورد بحث است، یکی امتداد جمهوریت هست، دیگری تشکیل امارت اسلامی تام و تمام با همان نام امارت اسلامی است، دیگری دولت اسلامی شورایی است، و دیگری دولت اسلامی دموکراتیک هست. طالبان در بین دومی و سومی تردد می‌کنند، یعنی اگر بتواند؛ قطعاً دریغ نمی‌کنند که امارت اسلامی کامل را شکل بدهند، اما یک واقع نگری هم در آنها وجود دارد، به همین دلیل در مذاکرات از واژهٔ امارت اسلامی استفاده نمی‌کردند.

جالب آنکه در نامه‌ها و پالس‌هایی که به مجاهدین سابق مانند بخش‌هایی از جمعیت اسلامی و وحدت اسلامی می‌دهند؛ می گویند که خب خود شما هم در مبارزه با کمونیست‌ها به دنبال تشکیل نظام اسلامی بودید، بیایید امروز اتفاق نظر داشته باشیم. آن زمان دولت آقای ربانی اسمش دولت اسلامی بود، لذا این امکانش هست که با امروز هم دولتی به نام دولت اسلامی شکل گرفته و احزاب جهادی سابق هم سهمی مؤثر از قدرت داشته باشند و به این شکل دولت جدید شکل بگیرد. در آن صورت بحث اداره کردن کابل و سایر شهرهای بزرگ هم می‌تواند با یک ائتلافی از اسلام‌گرایان متنوع شکل بگیرد و با حضور جمعیت اسلامی و وحدت اسلامی، شاید با یک شیب ملایمی برخی شهروندان کابل یا دیگر شهرهای بزرگ را که سبک زندگی دیگری برگزیده اند، به سمت پایبند بودن به شریعت پیش ببرند.

مشرق: می دانیم مذاکرات بین الافغانی در جریان است؛ چه توافقاتی در این مذاکرات به دست آمده است؟

طالبان همانطور که گفتم در مذاکرات رسمی واژه امارت اسلامی را به کار نمی‌برد، نظام اسلامی را بر زبان می‌آورد، در تمام بیانیه‌ها و در مجله‌شان و در مذاکراتی که داشتند می‌گفتند ما دو هدف را دنبال می‌کنیم: ۱ ـ خروج اشغالگران از کشور؛ ۲ ـ برپایی نظام اسلامی. مذاکرات بین الافغانی بر دومین موضوع تمرکز دارد یعنی برپایی نظام اسلامی و چیستی نظام اسلامی.

چیستی نظام اسلامی یکی از بحث‌های خیلی مهمش می‌شود قانون اساسی. آقای غنی می‌گفت قانون اساسی مذاکره‌پذیر نیست و خط قرمز ماست. آقای عبدالله عبدالله حرکت مثبتی کرد، آن موقع گفت که قانون اساسی هم قابل مذاکره است و می‌شود اصلاحاتی در قانون اساسی به وجود آورد. این برای طالبان هم یک مشوقی بود که جدی‌تر در مذاکرات شرکت کنند.

در قانون اساسی افغانستان قوانین مختلف و بعضا متعارضی وجود دارد که باید جداگانه مورد بررسی قرار گیرند. بحثی مانند منبع داشتن اعلامیه جهانی حقوق بشر (در کنار قرآن) در قانون اساسی ذکر شده است که طبیعتا مسلمانان نمی‌توانند آن اعلامیه را به صورت مطلق بپذیرند چون برخی بندهای آن با قرآن تعارض پیدا میکند. قوانین خوب فروانی هم وجود دارد که البته می‌توان گفت اجرایی شدن آن با نقص جدی مواجه بوده است، از جمله در قانون اساسی فعلی هم گفته شده است که کلیه امور بایستی با شریعت اسلام تطبیق داده شود. در رابطه با حقوق شیعیان هم اصل مهمی مانند اصل ۱۳۱ قانون اساسی افغانستان هم وجود دارد که در آن فقه جعفری در احوال شخصیه شیعیان نافذ دانسته شده است، این چنین اصولی را حتماً باید مراقبت کرد که دستخوش تغییر نشود.

Image

همه گروه‌های اسلامی باید در آینده افغانستان سهیم باشند/ طالبان تکفیری نیست/ جنگ تا کابل ادامه نمی‌یابد/ مذاکره بهترین راه حل است/طالبان از نظر سیاسی و ایدئولوژیک تغییر کرده است، اما با تفسیر خودش/ طالبان بخشی از ملت افغانستان است/ تهران علمای تقریبی را برای گفتگو دعوت کند/ موضع ایران و روسیه به هم هم نزدیک است

در حال حاضر طالبان هم آن را در حد حرف پذیرفته است؛ یک بار شایعه کردند که طالبان گفته است فقه حنفی باشد ولاغیر. در حالی که در مذاکرات این بحث بود که مبنای دو تیم مذاکره کننده قرآن و فقه حنفی باشد که خوب، به دلیل اکثریت حنفی در افغانستان این حرف مسموع بود به شرطی که حقوق شیعیان حفظ شود.

این بحث که مطرح شد؛ مقامات طالبان از جمله سهیل شاهین (سخنگوی دفتر سیاسی طالبان) و مولوی عبدالسلام حنفی (معاون دفتر سیاسی طالبان و از قومیت ازبک) تصریح کردند که مبنا قرار گرفتن فقه حنفی در مذاکرات به معنی نادیده گرفتن حقوق شیعیان نیست.

مولوی عبدالسلام اعلام کرد: «تأکید طالبان بر مبنا قرار گرفتن فقه حنفی در مذاکرات بین‌الافغانی به معنی رفتار تبعیض‌آمیز علیه شیعیان افغانستان نیست... در افغانستان بین اهل تشیع و اهل تسنن هیچ نوع تبعیض و اختلافات وجود ندارد و به هیچکس اجازه دامن زدن به اختلافات مذهبی را نمی‌دهیم.» ملا خیرالله خیرخواه (وزیر کشور در دوران زمامداری طالبان و عضو تیم مذاکره کننده ایشان) نیز به این مسأله اشاره کرد که اساسا در برهه کنونی مسأله پرداختن به جزئیات حقوقی نظام آتی مطرح نبوده و زمانی می‌توان به این موضوع پرداخت که به مرحله تنظیم قانون اساسی برسیم. پس فعلا حرفشان این بود که ما با شیعیان به هیچ وجه مشکلی نداریم و فقه جعفری در رابطه با خود شیعیان نافذ خواهد بود ولی الان به آن مرحله هنوز نرسیده ایم که در اینباره صحبت کنیم، بحث فقه حنفی به عنوان پایه خود مذاکرات در یک جامعه اکثریت حنفی گفته شد که امورز هم در قانون اساسی فعلی مذهب حنفی، مذهب رسمی آن کشور است.

لذا فعلاً طالبان پالس منفی در این رابطه نداده بلکه برعکس در بیانیه‌های متعددش سعی می‌کند مدام بگوید که ما همه شهروندان افغانستان با هر قوم و مسلکی را به رسمیت خواهیم شناخت و بحث فقه جعفری هم -در حدی که گفته شد- علی القاعده اگر درست شرایط مدیریت شود، موضع خاصی در برابرش نخواهند داشت. اما خوب باید مراقبت کرد که آن بحث‌های خوب کنار زده نشود.

مشرق: شکل حکومت طالبان با این تفسیر چگونه خواهد بود؟

فحوای کلام طالبان و تاکیدشان بر این است که حکومت باید مبتنی بر شورا؛ شریعت و امیر باشد. در دیدگاه ایشان که برخاسته از نظریات فقه سیاسی اهل سنت است باید شورایی شکل گرفته و امیری را انتخاب کند و او نظارت بر اجرای شریعت در جامعه داشته باشد.

ضمنا آن‌ها طرحی داده بودند که در داخلش ۲۲ وزارتخانه هم ترسیم شده بود، که زیر نظر صدر اعظم یا رئیس جمهور کار کنند. در دوران حکومتشان هم وزراتخانه‌های مشابهی را داشتند. الان هم سیستم حکومتی آنها مبتنی بر ۱۹ کمیسیون است. اینکه در آینده مقامات اجرایی برچه اساسی انتخاب شوند یک بحث جدی است که باید در مذاکرات به آن پرداخت. اینکه آیا طالبان شکل کنونی انتخابات را می‌پذیرد یا به احتمال قوی‌تر خواهان نوعی انتخاب طبیعی بزرگان از هر روستا و هر قبیله و هر محله و جمع شدنشان در یک مجمع بزرگ برای انتخاب امیر است، از بحث‌های مهم آینده است.

البته جامعه افغانستان در چند سال اخیر نیز نشان داده که خیلی اهل شرکت در انتخابات نیست. این اتفاق دلایل متعددی دارد. بخشی از آن ناشی از تحریم طالبان بوده، ولی در استان‌هایی هم که طالبان حضور نداشتند باز مشارکت خیلی پایین بوده. یعنی ما می‌بینیم که در جامعهٔ ۳۸ میلیونی افغانستان، اشرف غنی با تنها حدود ۹۰۰ هزار رأی رئیس جمهور شده است که واقعاً مشارکت بسیار اندکی است.

در حال حاضر بحث‌هایی وجود دارد که ساز و کار انتخابات از جامعه سنتی افغانستان بجوشد، به این معنا که شهر به شهر روستا با روستا، بزرگانشان بیایند یک کسی را انتخاب کنند، از آن بزرگان یک شورایی تشکیل شود، یک لویه جرگه‌ای –البته از همه اقوام و نه فقط پشتون‌ها- تشکیل شود، آن لویه جرگه کسی را انتخاب کند، این مسائل مطرح می‌شود که یک بخشی از آن مسائل اجتماعی افغانستان است و یک بخشی مسائل فقهی و سیاسی به ویژه فقه سیاسی اهل سنت است که این بُعد هم در مذاکرات باید به صورت جدی‌تری به آن نگریسته شود.

تهران می‌تواند با دعوت از علمای تقریبی اهل سنت که یک وزانت خاصی در اهل سنت داشته باشند و تقریبی هم باشند تلاش کند که تشکیلات حکومتی در آینده افغانستان از بُعد فقه سیاسی مشروع، تقریبی و عادلانه باشد و هیچ یک از اقوام و مذاهب در افغانستان حقوقشان تضییع نشود.
Image

همه گروه‌های اسلامی باید در آینده افغانستان سهیم باشند/ طالبان تکفیری نیست/ جنگ تا کابل ادامه نمی‌یابد/ مذاکره بهترین راه حل است/طالبان از نظر سیاسی و ایدئولوژیک تغییر کرده است، اما با تفسیر خودش/ طالبان بخشی از ملت افغانستان است/ تهران علمای تقریبی را برای گفتگو دعوت کند/ موضع ایران و روسیه به هم هم نزدیک است

مشرق: می‌توان امیدوار بود که یک دولت ائتلافی در افغانستان شکل بگیرد؟

طالبان می‌گوید ما طرفدار دولت همه شمول هستیم، اما منظورشان از همه شمول چیست؟ همه شمول قومی یک مسئله خیلی خیلی مهم است در افغانستان، این‌ها طی ۱۰ ـ ۱۵ سال اخیر پایگاه اجتماعیشان در بین ازبک‌ها و تاجیک‌ها را گسترش دادند، مدارس زیادی توانستند در آن مناطق تأسیس کنند، نسل جدیدی از جوان‌های روستایی و قبیله ای در مناطق شمالی را تربیت کنند، الان هم در جنگ در فاریاب و بادغیس شاهد هستیم که بخشی از نیروهای طالبان نیروهای پشتو نیستند، بخشی از آنها محلی هستند یعنی ازبک پیوسته به طالبان است، تاجیک پیوسته به طالبان است، این‌ها در شورای رهبریشان هم قاری دین محمد حنیف را دارند که تاجیک است و مولوی عبدالسلام حنفی را دارند که ازبک است و مولوی راسخ را دارند که ترکمن است. لذا از جهت قومی سعی کرده اند تا حدی توازن ایجاد کنند، حتی هزاره‌های اهل سنت را هم بعضاً در تشکیلاتشان آورده‌اند. مواجهه‌شان با شیعیان هم، در دوران حکومتشان علی رغم اینکه در بعضی جاها مواجهه خشنی بود و کار به زد و خورد و کشتار می‌انجامید، ولی در برخی جاها هم برخورد خصمانه نبود، مثلاً آقای حجت الاسلام والمسلمین اکبری در مناطق تحت کنترل طالبان مانده بود و کار می‌کرد، طالبان پذیرفته بودند که این منطقه شیعه‌نشین است و آقای اکبری هم از بزرگان شیعه این منطقه است.

اما امروز اگر بنا باشد دولت ائتلافی شکل بگیرد بایستی خیلی جدی در مذاکرات حقوق همه اقوام و مذاهب به نتیجه روشنی برسد و روی کاغذ بیاید تا بعدا حق هیچکس ضایع نشود.

مشرق: طالبان الان حرف‌های جالب توجه و قابل قبولی می‌زند، اما برخی تحلیل‌گران نگران هستند که این‌ها مدتی بعد زیر قول و قرارشان بزنند.

راه‌حل این بحث، تضمین‌هایی هست که باید گرفته شود، چه احزاب و اقوامی که غیر از طالبان هستند، چه کشورهای همسایه با گرفتن تضمین‌های لازم باید سعی کنند طوری عمل کنند که کار از دست خارج نشود. طالبان نیاز دارد که روابطش با همسایگان و به ویژه جمهوری اسلامی ایران، یک روابط سالم باشد. به ویژه به خاطر بحث تجارت در غرب کشور افغانستان که به شدت پیوسته با ایران است، حتی بحث‌های سیاسی و حفظ امنیت در آن منطقه هم وابسته به ایران است. همچنین قطعا طالبان تمایل دارد که راه تجارت عمده آن با خارج تک کاناله نباشد، فقط این نباشد که با پاکستان رابطه داشته باشد.

مشرق: ژنرال‌های پاکستانی اجازه ایجاد چنین کانالی را به طالبان می‌دهند؟

طالبان اگر یک دولت مستقر باشند یا جزوی از دولت مستقر باشند می‌توانند سفارتشان را در مسکو، در کشورهای آسیای مرکزی، در ایران، چین، و جاهای دیگر راه اندازی کنند و می‌توانند مثل یک دولت مستقل مناسباتی داشته باشد، این بار هم مانند گذشته نیست که هیچ کشوری آن‌ها را به رسمیت نشناسد، طالبان نمی‌خواهند التهاب در افغانستان به شکل شدیدی ادامه داشته باشد، بلکه به دنبال آن هستند که با دادن یکسری حقوق و امتیازاتی بتوانند یک آرامشی حکمفرما کنند.

مشرق: روسیه و چین واکنششان نسبت به طالبان چیست؟ آن‌ها قبول کردند طالبان را یا نه؟

نوع قبول کردن مهم است، روسیه که صراحتاً گفته که طالبان هم دیده شود، طالبان هم سهیم شود در قدرت آینده افغانستان، حتی مسکو شدیداً و قویاً از سوی امریکایی‌ها و برخی مؤتلفین آمریکا متهم است که به طالبان سلاح رسانده است.

موضع جمهوری اسلامی هم شبیه به همین موضع است؛ سخنگوی وزارت خارجه حرف خوبی زد که طالبان بخشی از راه حل است. یعنی جمهوری اسلامی طالبان را نه به عنوان یک شر مطلق نگاه می‌کند (آن گفتمان غرب گراها که طالبان هیولای هفت سری هستند که باید نابود شوند)، نه اینکه طالبان همه راه حل است، بلکه به دنبال آرایش سیاسی جدید و تناسب است. روسیه هم روی همین خط حرکت می‌کند. بافت اجتماعی افغانستان و آن موازییک اقوام نیز هم همین را می‌طلبد، اگر گروه‌های مختلف سیاسی و قومی از نفی مطلق همدیگر دوری کنند و همه گروهها از یکه تازیشان بکاهند، به یک صلح واقعی می‌رسیم.

Image

همه گروه‌های اسلامی باید در آینده افغانستان سهیم باشند/ طالبان تکفیری نیست/ جنگ تا کابل ادامه نمی‌یابد/ مذاکره بهترین راه حل است/طالبان از نظر سیاسی و ایدئولوژیک تغییر کرده است، اما با تفسیر خودش/ طالبان بخشی از ملت افغانستان است/ تهران علمای تقریبی را برای گفتگو دعوت کند/ موضع ایران و روسیه به هم هم نزدیک است

اخیرا هم باز آقای ضمیر کابلوف (دستیار رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان) صحبتی کرد و نسبت به تحولات اخیر موضع منفی نداشت، یعنی افزایش قلمروی طالبان را به عنوان یک تهدید جدی در نظر نگرفت، چون آن‌ها هم برآوردشان این است که طالبان فعلاً نمی‌خواهند وارد شهرهای بزر گ شوند یا مشکلی برای کشورهای آسیای میانه پدید آورند. روس‌ها از این هم خوشحال هستند که آمریکایی‌ها بعد از بیست سال اهدافشان محقق نشده و مجبور هستند منطقه را ترک کنند.

چین انگیزه‌هایش در افغانستان بیشتر اقتصادی است. در حال حاضر در بحث استخراج معادن فعال بوده و امنیت کارکنان برایشان مهم است؛ چین در حال حاضر پس از کسب مجوز حق بهره برداری از دولت برای رفع نیاز واقعی به امنیت، به گروه‌های ذی نفوذ در مناطق فعالیتش و از جمله طالبان مالیات می‌دهد.

طبق شنیده‌ها چین خطاب به اعضای دفتر سیاسی طالبان گفته که ما در رابطه با به رسمیت شناختنتان فعلاً حرفی نمی‌زنیم اما در رابطه با حضور اقتصادیِ چین، کشیدن جاده‌ها، بحث کارخانجات ما می‌توانیم همکاری داشته باشیم. از جهت سیاسی هم به نظر میرسد که چین نیز مانند روسیه و ایران بیشتر دنبال تناسب سیاسی در افغانستان باشد.

مشرق: طالبان می‌گوید ما اصلاح شده‌ایم؛ چقدر باید روی این تغییرات حساب کرد؟ یا این دست ادعاها را باور کرد؟

آن‌ها بارها گفتند ما از بحث شریعت و اجرای حدود اسلامی کوتاه نمی‌آییم. ولی اینکه شکل اجرایش چگونه باشد مهم است و یکی از نقاط اصلاح در اینجا است. جغرافیایی که در این چند سال دستشان بوده یک کارنامه هست؛ مدارس و مکتب خانه‌های جدید را در برخی نقاط تحت کنترلشان باز نگه داشته‌اند، ولی می گویند ما اصرار داریم که آنچه تعلیم داده می‌شود با اسلام مغایر نباشد. این جزییاتش را می‌توان در آینده باز در مذاکرات، مخصوصاً اگر احزاب دیگر چون جمعیت اسلامی و وحدت اسلامی هم باشند، بازیابی کرد.

مشکل بزرگ افغانستان آن است که احزابی که قدیم احزاب اسلام گرا بودند؛ امروز هویت خودشان را از دست داده‌اند. استحاله شده و در روزمرگی افتاده‌اند.

جمعیت اسلامی امروز تقریباً سه شاخه شده، وحدت اسلامی به هفت حزب تبدیل شده، وحدت اسلامی مردم افغانستان، وحدت اسلامی ملت افغانستان و ...، همراه با برخی احزاب دیگری که دوباره از بطن آن مادر وحدت اسلامی زاده شده اند، اگر این‌ها یک گفتمان معقول اسلامی داشته باشند می‌توانند برای آموزش و پرورش آینده افغانستان، وزارت علوم آینده افغانستان اثرگذاری داشته باشند و تلاش بشود که فرهنگ و اجتماع هم اسلامی باشد و هم یک قرائت تند و خشن شکل نگیرد.

مشرق: طالبان می‌گوید من تغییر کرده‌ام...

به نظرم تغییرشان در همان حوزه ای است که عرض کردم و البته تأکید خیلی خیلی بیشتر بر اینکه ما با همه اقوام و مذاهب افغانستان برادریم، با کشورهای همسایه از جمله ایران برادریم و نیز تلاش دیپلماتیک برای کسب وجهه در میان کشورهای مختلف جهان از جمله در میان روس‌ها و چینی ها.

مشرق: پس تغییر سیاسی کرده اند و نه ایدئولوژیک؟

ببینید هر دوی اینها چه سیاسی چه ایدئولوژیک خیلی تأویل بردار و تفسیربردار است، به چه معنا؟ طالبان می‌گوید که ما اشتباهاتی در گذشته داشتیم سعی می‌کنیم آن اشتباهات تکرار نشود، این همه تاکید و اصرار بر اینکه ما با همسایگان روابط خوبی خواهیم داشت، تاکید بر اینکه ما نسبت به شیعیان موضع منفی نداریم، پالس‌های مثبتی که در این یکی دو سال داده، حاج قاسم سلیمانی وقتی به شهادت رسید، آقای سهیل شاهین از واژهشهید برای حاج قاسم استفاده کرد، شهید فخری زاده وقتی ترور شد اینها آمدند در سفارت ما در دوحه تسلیت گفتند، دفتر یادبود را امضا کردند، بچه‌های مکتب سیدالشهدای دشت برچی کابل وقتی انفجار رخ داد و شهید شدند، این‌ها واژه شهید استفاده کردند در رسانه‌های رسمیشان؛ خب اینها در آن ۵ ساله کمتر دیده می‌شد، امروز سعی می‌کنند یک بروزی به این رویکردشان بدهند، یک ضریب جدی بدهند که ای جمعیت شیعه منطقه و ای اقوام تاجیک و ازبک و ...، ما تضادی با شما نداریم.

در مورد تغییر ایدئولوژیک؛ جناح‌های تندتری مثل همین عبدالمنان که جزو طالبان محسوب می‌شد، رویکرد وهابی داشت و در محدوده خودش در هرات علیه شیعیان اقدامات جدی می کرد، آن مسئله مزارشریف که رخ داد همین آقای عبدالمنان نیازی رقم زده بود، این تیپ افراد با این قرائت تندتر از طالبان جدا شده و بعضا به شکل داعش در آمده‌اند.

طالبان از سوی همین تندروها تکفیر می‌شد و متهم بود که سازش کرده یا اینکه نسبت به شیعیان مماشات نشان می‌دهد. عبدالمنان که توسط طالبان حذف شد همین حرف را می‌زد. لذا از این جهت هم می‌توان یک امتیاز مثبت به طالبان داد که بحث تقریب به صورت پررنگ‌تری دیده شود. در آن دوره حاکمیت ۵ ساله نیز باید ولایت به ولایت بررسی کرد. اگر در هرات این مشکلات بود مثلاً در قندهار نبود، نمی‌توانیم بگوییم در گذشته طالبان تام و تمام دنبال حذف فیزیکی شیعیان بود حالا امروز نیستند، گذشته حضور افرادی مثل نیازی و اینها باعث می‌شد شرایط بدی در برخی مناطق حاکم شود، امروز رفته رفته آن افراد کمتر و کمتر می‌شوند.

مشرق: شیعیان افغانستان چقدر می‌توانند تغییر رفتار طالبان را باور کنند؟

روایت شیعیان افغانستان و بعضاً دیگر اقوام و گروه‌هایی که در افغانستان هستند از طالبان چند لایه است. نگرانی‌های درستی دارند که باید مدیریت شود، خیلی از عزیزان هزاره یا تاجیک، همیشه می‌گویند، ملت، طالبان را نمی‌پذیرد، این طالبان پنجابی هستند، این دیدگاه باعث می‌شود این نبرد بی پایان ادامه پیدا کند. به هر حال طالبان یک واقعیت اجتماعی است که روزگاری چند صد هزار نیروی خارجی با آن جنگیدند اما نتوانستند آن را از بین ببرند پس طالبان در افغانستان پایگاه اجتماعی دارد و جزئی از ملت افغانستان است. نفی مطلق طالبان؛ کار را خطرناک می‌کند. وقتی اینها مدام بر نفی کامل طالبان تاکید کنند، طالبان هم تهییج می‌شود که او هم بیاید از ادبیات دیگرستیزانه بیشتری استفاده کند.

Image

همه گروه‌های اسلامی باید در آینده افغانستان سهیم باشند/ طالبان تکفیری نیست/ جنگ تا کابل ادامه نمی‌یابد/ مذاکره بهترین راه حل است/طالبان از نظر سیاسی و ایدئولوژیک تغییر کرده است، اما با تفسیر خودش/ طالبان بخشی از ملت افغانستان است/ تهران علمای تقریبی را برای گفتگو دعوت کند/ موضع ایران و روسیه به هم هم نزدیک است

روایت از طالبان در رسانه‌های جهانی، چهره طالبان را خشن‌تر از آن چیزی که واقعاً بودند نشان داده است، لذا یک ترس و وحشت بیش از حدی هم از آنها ایجاد شده است. این ذهنیت از دو سوی باید مدیریت شود، یعنی ذهنیت مردم شیعه و تاجیک‌ها و ازبک‌ها مدیریت شود که طالبان را بیایید بهتر بشناسیم، اینقدر ادبیات تند علیه آنها به کار نبرید که در نهایت به جنگ دامن میزند و از طالبان هم خواسته شود که درگیر این نوع مسائل نشود. طالبان در چند سال اخیر از ادبیات فارسی در مجله‌شان خیلی خوب استفاده کرده اند، حداقل در مقام حرف، پیام مثبت و صلح و دوستی و برادری دارند صادر می‌کنند؛ باز می‌گویم حداقل در موضع اعلامی‌شان. جاهایی که فتح کردند وقتی نیروها دارند می‌آیند تسلیم می‌شوند و اسلحه‌شان را تحویل می‌دهند مدام تاکید بر اینکه ما برادر هستیم، امروز همه مسلمان، همه برادر، چیزهای اینگونه را تاکید می‌کنند، لذا از این طرف هم نباید مدام بر تنور مخاصمه دمیده شود

مشرق: نقش ایران در حفاظت از شیعیان چگونه باید تعریف شود؟

ما باید تلاشمان بر این باشد که به تضمین برسیم؛ به اینکه طالبان در صورت قدرت‌گیری بیشتر هم (حالا در هر شکل و هر صورتش) نسبت به شیعیان یک موضع خصمانهٔ تکفیری نداشته نباشد، راهش هم تضمین در مذاکرات سیاسی و حتی اقتصادی است.

باید در ایران هم از افراط و تفریط در ادبیات رسمی جلوگیری شود، حرف‌های بی منطق و خلاف واقع گفته نشود. مدام پالس‌های منفی به طالبان داده نشود که گویا در ایران یک دشمنی جدی با آنها وجود دارد. بخشی از این حرف‌ها مبنایش شایعات است. من ایام اخیر هر جا سخنرانی رفتم؛ ۹۹ درصد مستمعین از مسئول و غیرمسئول آن فیلم عبدالمنان نیازی را دیده اند، و تصور کرده اند که این فرد از فرماندهان طالبان است و اینها مبنایی برای ادبیات تند میشود.

باید مشخص شود که چه کسی اولین بار این فیلم را تقطیع کرد؟ آن فیلم قبل و بعدی دارد، قبلش عبدالمنان علیه طالبان صحبت می‌کند، چند دقیقه علیه جمهوری اسلامی صحبت می‌کند، بعدش علیه پاکستان صحبت می‌کند، اینکه فیلم تقطیع بشود، یک روایت نادرست زیرش گذاشته شود و پخش شود در جامعه و همین مبنای حرف‌های برخی افراد ‌شود، بسیار خطرناک است و نیاز به مدیریت قوی‌تر رسانه‌ای را می‌رساند.

وقتی عده‌ای حرف‌های تند ضدطالبان می‌زنند، روی ذهنیت طالبان اثر منفی می‌گذارد و شاید آنها را به سمت دشمنان شیعه سوق دهد. و بالعکس، اگر ما از این طرف هم احیاناً خیلی تندروی زیادی بکنیم در اینکه ما پذیرفتیم حتماً امارت اسلامی شکل بگیرد، خب شیعیان و تاجیک‌ها به خاطر ملاحظاتی که دارند نگاهشان نسبت به ما یک قدری منفی می‌شود، به اصطلاح از ما می‌بُرند. این را هم باید مواظب باشیم.

Image

همه گروه‌های اسلامی باید در آینده افغانستان سهیم باشند/ طالبان تکفیری نیست/ جنگ تا کابل ادامه نمی‌یابد/ مذاکره بهترین راه حل است/طالبان از نظر سیاسی و ایدئولوژیک تغییر کرده است، اما با تفسیر خودش/ طالبان بخشی از ملت افغانستان است/ تهران علمای تقریبی را برای گفتگو دعوت کند/ موضع ایران و روسیه به هم هم نزدیک است

متاسفانه غرب گرایان، بی بی سی فارسی و برخی روزنامه‌های اصلاح طلب فضای ذهنی شیعیان افغانستان را هم به هم می‌زنند. کسانی فریاد وااسلاما و واشیعیانا سر می‌دهند که در بحرین هیچ دلسوزی برای شیعیان نداشتند، به گونه‌ای وانمود می‌کنند که جمهوری اسلامی طرفدار طالبان است.

مدیریت ادراک گروه‌های مختلف افغان برای ما خیلی مهم است. ما بارها اعلام کرده ایم، آنچه مطلوب ما هست تناسبی است که طالبان جدی‌تر گرفته شود، گروه‌های دیگر افغان هم دیده شوند و قدرت در میان اقوام به نسبت موازییک قومی افغانستان و درصدی که پشتون‌ها دارند، تاجیک‌ها و ازبک‌ها و هزاره‌ها دارند در یک حکومت واحد، تقسیم شود و البته حکومت در افغانستان بایستی حول دو محور اساسی که مقام معظم رهبری فرمودند، شکل بگیرد.

ایشان در یک سخنرانی می فرمایند هر دولتی در افغانستان بخواهد بر سر کار بیاید و این مردم از آن حمایت کنند باید دو اصل اساسی را مد نظر قرار دهد: ۱ ـ اسلام را ۲ ـ استقلال را؛ اگر حول دین اسلام و یک قرائت تقریبی از آن و نیز حول مسأله استقلال که آمریکا و عمّال نشاندار آن در این کشور در قدرت نباشند، یک مصالحه بزرگ شکل بگیرد بهترین حالت هم برای کل مردم افغان، هم برای شیعیان و هم برای کشورهای منطقه هست.

ما در دهه ۶۰ یک گروهی داریم به نام حرکت انقلاب اسلامی افغانستان که چندین شاخه شد، یک شاخه مهم و جدی‌اش مولوی نصرالله منصور بود که خیلی از اعضای طالبان از دل این گروه در آمدند. آن گروه گفتمان تقریبی‌اش خیلی پررنگ و عالی بود، گفتمان انقلابی‌اش و خود شخص مولوی منصور به شدت علاقمند به حضرت امام (ره) بوده. یعنی خاطراتی که نقل کرده اند این را نشان میدهد، اعضای هیئت‌های دیپلماتیک ایران در پاکستان دقیق تر اعضای فرهنگی ایران در پاکستان در سال ۶۸ که امام به رحمت خدا رفت نقل کرده اند که این آقای مولوی منصور در پیشاور به خانه فرهنگ ما برای عرض تسلیت آمد ولی طوری گریه می‌کرد که ما مجبور شدیم به این فرد آرامش و تسلی بدهیم. ما در دهه ۶۰ مثلاً این فرد را می‌بینیم و یک گروه می‌بینیم به نام حرکت انقلاب اسلامی. در دهه ۷۰ از دل این گروه طالبان به وجود می‌آید که این رویکرد تقریبی به این شکل در آن دیده نمی شود.

مولوی منصوری اتفاقاً سال ۶۷ و ۶۸ دو بار می‌آید تهران، در کنفرانس‌هایی سخنرانی می‌کند، مطالبش هم موجود است من خودم سخنرانی‌هایش را دارم، سخنرانی‌های بسیار خوبی است، می‌توان یک قدری آنها را مبنا قرار داد برای تزریق گفتمان اسلامی انقلابی و تقریبی برای گروه‌های موجود در افغانستان.

مشرق: بعضی‌ها می گویند طالبان پراکسی آی اس آی در منطقه خواهد بود، شما این را باور دارید یا اصلاً طالبان می‌تواند پراکسی ما باشد، بخشی از محور مقاومت باشد در آینده، خوش بین باشیم به آنها یا نه؟

نسبت طالبان با پاکستان یک نسبت جدی است، نمی‌شود انکار کرد که در دورهٔ تشکیل حکومت؛ پاکستان عقبه اصلی آنها بود. در این چند سال هم بالاخره آنها مأمنشان پاکستان بوده است.

پاکستان هم بازی خیلی پیچیده‌ای را انجام داد، به این ترتیب که ضمن اینکه ظاهراً مؤتلف آمریکایی‌ها است در نبرد با تروریسم ولی اهداف خاص خودش را دنبال می‌کرد. اخیر هم که آمریکا پذیرفت نیروهایش را تا شهریور ـ ۱۱ سپتامبر ـ خارج کند وزیر دفاع سابق پاکستان -خواجه محمد آصف- یک توییتی کرد که «هر چند امریکا قدرتمند است، اما خدا با ماست، الله اکبر»، این را توییت کرده بود که خیلی پیامدهای رسانه‌ای زیادی هم در پاکستان و حتی نزد آمریکایی‌ها داشت. این یک مسئله است.

مسئله دوم این است که طالبان هم وقتی حرف‌های رهبرانشان را دقیق رصد می‌کنیم، میبینیم طالبان تمایل ندارد به صورت تام و تمام در خدمت پاکستانی‌ها باشد، به خاطر نیازش خیلی جاها همکاری گسترده داشته اما خیلی جاها هم حرف خودش را زده است، من جمله اینکه طالبان هم در تمام مدت حکومتش خط مرزی دیورند را به رسمیت نشناخت، پاکستان از اصلی‌ترین خواسته‌هایش در تمام دهه‌های گذشته این بوده دولت‌های حاکم بر کابل خط مرزی دیورند را به رسمیت بشناسد. طالبان هم در آن دوره؛ خط را به رسمیت نشناختند. بنابراین یک استقلال نسبی برای خودش در نظر می‌گیرد. به ویژه اگر که استقرار سیاسی‌اش جدی‌تر شود، حالا در هر صورت، امکان بازی مستقل برایش بیشتر فراهم می‌شود.

همه گروه‌های اسلامی باید در آینده افغانستان سهیم باشند/ طالبان تکفیری نیست/ جنگ تا کابل ادامه نمی‌یابد/ مذاکره بهترین راه حل است/طالبان از نظر سیاسی و ایدئولوژیک تغییر کرده است، اما با تفسیر خودش/ طالبان بخشی از ملت افغانستان است

Image

طالبان مواضع ضدصهیونیستی قوی و نیز مواضع ضد خط سازش با صهیونیسم دارند اما اینکه بخواهیم اکنون سخن از محور مقاومت در این زمینه بزنیم خیلی زود هست و باید تلاش کرد افغانستان در کلیت آن که شامل همه گروه های اسلامی اعم از طالب و جمعیت و وحدت و جنبش ملی اسلامی و ... باشد به عنوان یک واحد کلان، عضوی از محور مقاومت گردد انشاءالله.

مشرق: خروج امریکا در ۱۱ سپتامبر رقم می‌خورد یا خیر؟

من فکر می‌کنم که می‌روند. یک تلاشی کردند که ترکیه را جایگزین کنند برای بحث میدان هوایی کابل یا فرودگاه کابل. که آن هم طالبان از این جهت موضع خوبی گرفت که تا آخرین فرد ناتو ما به عنوان اشغالگر به آن نگاه می‌کنیم، تمام اعضای ناتو باید خارج شوند. آمریکا هزینه‌های مالی سنگینی روی دستش مانده، بعید است که نیروهای رسمی‌اش را بخواهد همچنان حفظ کند.

ما چند هزار نیروی شرکتی داریم در افغانستان یک چیزی مثل Black water به نام دین کورپس. طبق آمار رسمی خود آمریکایی‌ها تعداد اعضای دین کورپس در افغانستان ۶ هزار نفر اعلام شده، در منابع افغان تا ۱۸ هزار نفر برشمرده اند، اینکه اینها بمانند و امریکایی‌ها از طریق اینها بخواهند دست به حرکت و فتنه‌ای بزنند، این یک مسئله مهم است.

البته آمریکایی‌ها در اعلام مواضع رسمیشان اخیراً گفته بودند همه نیروهای نظامی و شرکتی را خارج می‌کنند؛ این نشان می‌دهد که اگر اینها هم بمانند باز ضربه پذیری آمریکا بالا می‌رود. پس نیروی رسمی به خارج خواهد شد قطعاً، اگر خوفی باشد که بخواهند باقی بمانند نیروهای شرکت دین کورپس هستند که آن هم احتمالش خیلی زیاد نیست که بخواهد اینها را نگه دارد. من فکر می‌کنم اینها را هم خارج می‌کنند.

مشرق: و اگر آمریکایی ها از افغانستان خارج نشوند طالبان با آن ها درگیر می شوند؟

سخنانشان اینگونه بوده که با دادن یک مهلت برای خروج، درگیر می‌شویم، یعنی طالبان سعی می‌کنند با مذاکره و سیاست دوباره اینها را خارج کنند، اگر خارج نشدند این را صریحاً گفته که ما عملیات‌هایمان را از سر می‌گیریم، کسانی مثل انس حقانی و سایر رهبرانشان تاکید کردند که اگر آمریکاییها بمانند ما دوباره عملیات‌هایمان علیه ایشان را از سر خواهیم گرفت.

متشکریم از اینکه وقت خود را در اختیار «مشرق» قرار دادید.




https://www.mashreghnews.ir/news/1243773
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » چهارشنبه جولاي 05, 2023 6:13 pm


   سازمان نجات کودکان: ۷۲ هزار کودک از ولایت‌ها به کابل آواره شده اند
 


سازمان نجات کودکان: ۷۲ هزار کودک از ولایت‌ها به کابل آواره شده اند
سازمان نجات کودکان گفته است، کودکانی که از اثر حملات هوایی و تیراندازی زخمی شده اند، به مراقبت‌های صحی مناسب دست‌رسی ندارند و در حال حاضر، آژانس‌های کمک‌رسانی نیز نمی‌توانند غذا و دوا به خانواده‌های بی‌جاشده، برسانند.

Image


سازمان جهانی نجات کودکان، گفته است که تخمین زده می‌شود، بیش از ۷۲ هزار کودک در نتیجه‌ی درگیری‌های اخیر از ولایت‌ها به شهر کابل آواره شده باشند.

در اعلامیه‌ی این سازمان که روز جمعه-۲۲ اسد- به نشر رسیده، به نقل از کریس نیماندی، مسؤول بخش افغانستان این سازمان آمده است: «این یک فاجعه‌ی بشردوستانه است که در برابر چشم جهان آشکار می‌شود.»

در اعلامیه، آمده است که سازمان نجات کودکان نگران ۳۶ هزار کودک آواره در شهر کندز است و گفته است که پس از شدت درگیری در این ولایت، ۶۰ هزار خانواده مجبور به ترک خانه‌های شان شده اند.

سازمان نجات کودکان گفته است، کودکانی که از اثر حملات هوایی و تیراندازی زخمی شده اند، به مراقبت‌های صحی مناسب دست‌رسی ندارند و در حال حاضر، آژانس‌های کمک‌رسانی نیز نمی‌توانند غذا و دوا به خانواده‌های بی‌جاشده، برسانند.

کریس نیماندی، مسؤول بخش افغانستان این سازمان، گفته است: «منطقه‌ی جنگی، جایی برای کودکان نیست و ما به شدت نگران امنیت کودکانی استیم که بدون سرپناه، غذا و مراقبت‌های اولیه صحی زندگی می‌کنند.»

سازمان نجات کودکان از طرف‌های درگیر خواسته است که به خشونت‌ها پایان دهند و از جان غیرنظیان، به ویژه کودکان، محافظت کنند و به تعهدات قوانین بین‌المللی بشردوستانه، احترام بگذارند.

آقای نیماندی، افزوده است: «همه تلاش‌ها باید انجام شود تا به یک صلح پایدار برسیم، تا کودکان افغانستان که پیش از این عمر خود را در جنگ گذرانده اند، در کشور عاری از خشونت و گرسنگی بزرگ شوند.»

پیش از این نیز، این سازمان گزارش داده بود که در دو ماه گذشته، ۸۰ هزار کودک در سراسر افغانستان آواره شده اند که به غذا، سرپناه و مراقبت‌های صحی نیاز دارند.

این سازمان گفت که در حال حاضر، ۵٫۷ میلیون کودک زیر پنج سال در معرض گرسنگی قرار دارند و افغانستان دومین کشور در جهان است که بیش‌ترین افراد گرسنه را دارد.



https://subhekabul.com/%d8%ae%d8%a8%d8% ... -children/
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » چهارشنبه جولاي 05, 2023 6:30 pm


كارشناس افغانستان 

پیرمحمد ملازهی گفت: 
  بخش مهمی از نیروهای طالبان با القاعده و داعش کار می کنند.
طالبان تمامی قدرت را می خواهد.همکاری با طالبان برای آینده ایران مشکل ساز
است.


1- من فکر می کنم همکاری ایران با طالبان برای آینده
ایران مشکل ساز است. یعنی با جریانی وارد معامله شده اید که در بلند مدت
هیچ سودی برای شما نخواهد داشت.

شاید ایرانی ها در میدان پاکستان بازی کردند و حتی اگر صادقانه تر موضوع را
ببینیم از پاکستانی ها بازی خوردند.

 2- به نظرم اگر برنده و بازنده برای جنگ افغانستان متصور باشیم، پاکستان و
عربستان سعودی برنده اصلی اما ایران و هند بازنده اصلی قضیه خواهند بود.

3- بیشتر کسانی که مناطق مرزی ایران و افغانستان را به تصرف خودشان در آورده
اند نیروهای ضد ایرانی هستند.

ایران این را چه طور می خواهد توجیه کند؟! نیروهای جندالله و جیش العدل
دارند با داعش کار می کنند و اینها نیمروز را گرفته اند و الآن نیمروز دست
اینها است. 
 
مطلب تكميلي: از يكسال قبل تمام بازماندكان القاعده و افغان عربها از تمام افغانستان كوج كرده به استانهاى مجاور ايران و در اينجا ساكن شده اند = اين مطلب در رسانه ها نيست و از خلال مراسلات فيسبوكي خود اين نيروها بدست آمد


http://www.didbaniran.ir/%D8%A8%D8%AE%D ... 9%84%DB%8C


  همه نیروهایی که الان تحت عنوان داعش در افغانستان حضور دارند، نیروهای
قومی ازبک و تاجیک هستند، اویغورهای چین، نهضت اسلامی پاکستان شرقی، حزب
التحریر، نهضت اسلامی تاجیکستان، نهضت اسلامی ازبکستان و نیروهای چچن که در
عراق و سوریه جنگیده‌اند، همه کارکشته هستند و نیروی کیفی بالایی محسوب
می‌شوند. در‌این‌صورت منطقه شمال دیگر زیر بار قدرت انحصاری طالبان نخواهد
رفت و ممکن است دست به تجزیه افغانستان هم بزنند.   

   به نظرم ایران اهرم‌های زیادی در اختیارش نیست که پاکستان را تحت فشار قرار
بدهد. تنها از طریق تشویق و روابط دوستانه و این مسائل می‌تواند اقدام
کند. اما پاکستانی‌ها خبره‌تر از این حرف‌ها هستند. ارتش پاکستان و بخش
«آی‌اس‌آی» تجربیات زیادی دارند. بازی دوگانه‌ای که در زمان مشرف با
آمریکایی‌ها کردند، از یک طرف از آمریکایی‌ها پول گرفتند و از طرف دیگر
طالبان را تجهیز کردند و به جان سربازان آمریکایی در افغانستان انداختند.
به نظر من پاکستانی‌ها آن سیاست دوگانه را همچنان ادامه خواهند داد. به این
سادگی نیست که از اهداف استراتژیکی که دارند، کوتاه بیایند.   
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » چهارشنبه جولاي 05, 2023 6:41 pm

  ربودن دختر نوجوان توسط مامور اجرای احکام شرعی طالبان با ضرب و شتم اعضای خانواده


دیده بان ایران: ماموران اجرای احکام دولت اسلامی طالبان در شهر هرات دختران نوجوان را ربوده و به عقد مجاهدان افغان در می آوردند

http://www.didbaniran.ir/%D8%A8%D8%AE%D ... 8%AF%D9%87

طالبان اين موارد را انكار مي كنند و بروبكاند و جوسازي مي دانند
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » چهارشنبه جولاي 05, 2023 6:44 pm

اذعان القاعده به نقش این گروه در تامین مالی و تسلیحاتی طالبان 
 
 
  ساجد احمد یک عضو ارشد القاعده در
افغانستان در نشست مخفی این گروه در فاریاب اظهار داشته: القاعده هنوز
بیشترین سهم را در تامین مالی و تسلیحاتی طالبان بعهده داشته و فرماندهان و
پیاده نظام القاعده درکنار برادران طالب خود در حال جنگ با دشمن استند.

وی که از نزدیکترین افراد به طاهر یولداش
رهبر تروریست‌های ازبک تبار وابسته به القاعده است گفته: آمریکا از این
موضوع مطلع است اما فعلا و با هدف جلوگیری از تضعیف طالبان در جبهه جنگ
مخالفتی با آن ندارد.
https://www.shia-news.com/fa/news/259302
  تكميل: در تصاوير اخير نيروهاى طالبان در فتح شهرها سه نوع افراد مسلح ديده مي شود
1- يكسري كه با عمامه و لباس افغاني و ريش بلند هستند = اينها طالبان افغانستان هستند
2- يكسري كه كيسوان دارند و ريش كوتاه+ كلاه = اينها داعش هستند
3- يكسري هستند كه رويشان را بوشانده اند = اينها القاعده هستند
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » چهارشنبه جولاي 05, 2023 7:07 pm

   سخنگوی طالبان:
مانع کشت کوکنار نمی‌شویم / نیروهای خارجی در قاچاق مواد مخدر دست داشتند



Image
شفقنا افغانستان- دولت افغانستان می‌گوید، مواد مخدر بخشی بزرگ از منابع مالی مورد نیاز طالبان را تامین می‌کند و از همین‌رو در مناطق تحت کنترل این گروه کوکنار کشت می‌شود. گفته می‌شود، طالبان در مناطق ناامن هم از زارعین کوکنار پول می‌گیرند و هم از قاچاقچیان مواد مخدر. نهادهای ناظر امریکایی نیز می‌گویند، طالبان صدها میلیون دالر از قاچاق مواد مخدر درآمد دارد.

چندی پیش اداره بازرسی ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان «سیگار»، طی گزارشی اعلام کرد که گروه طالبان در خلال سال‌های 2018-2019 از تجارت مواد مخدر 400 میلیون دالر کسب کرده‌است. طالبان اما درآمد از مواد مخدر را تکذیب می‌کنند و در عین حال می‌پذیرند که در مناطق تحت کنترل این گروه کوکنار کشت می‌شود. سخنگوی طالبان در گفتگو خبرگزاری شفقنا افغانستان، در عین حال گفت، این گروه مانع کشت کوکنار نمی‌شود.

ذبیح الله مجاهد بیان کرد: «از آنجایی که کشاورزان در فقر شدید اقتصادی به سر می‌برند و ما هم نمی‌توانیم کمکی برای تهیه کشت جایگزین برای آنها کنیم نمی‌خواهیم مردم را از کشت خشخاش باز داریم».

«مردم از روی اجبار به کشت کوکنار روی آورده‌ اند»

مجاهد در ادامه درآمد طالبان از «قاچاق مواد مخدر» را تکذیب کرد و گفت »در زمان حاکمیت این گروه کشت کوکنار ممنوع اعلام شده بود، اما پس از حمله امریکا به افغانستان تولید مخدر دوباره رونق یافت.»

او نیروهای خارجی را متهم به قاچاق مواد مخدر کرد و مدعی شد: «با آمدن امریکایی‌ها نیروهای این کشور کشت خشخاش را رونق دادند حتی انگلیس‌ها که در هلمند حاکم بودند به کشاورزان گفته بودند که اگر خشخاش کشت شود خود انگلس‌‌ها محصولات آن را خریداری می‌کنند و به همین دلیل کشت خشخاش دوباره رونق یافت و مردم به دلیل فقر اقتصادی مجبور شدند تا خشخاش کشت کنند».

گفتنی است که با این‌که محو و نابودی مواد مخدر یکی از سیاست‌های اعلام شده دولت افغانستان بوده و جامعه جهانی نیز از آن حمایت کرده؛ اما دست‌آورد‌ها در این عرصه چندان قابل توجه نبوده است.

براساس گزارش‌ها، امریکا از سال 2001 تا کنون 8 میلیارد دالر در راستای مبارزه با مواد مخدر در افغانستان کمک کرده است.

https://af.shafaqna.com/FA/469417
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » چهارشنبه جولاي 05, 2023 7:12 pm

   

دکتر سید حسن اخلاق؛ متفکر افغانستانی و استاد فلسفه دانشگاه ایالتی کاپن آمریکا در هفتمین نشست گروه مطالعات اجتماعی افغانستان وابسته موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران که پنجم مرداد با موضوع «حکایت جنگ و صلح؛ بررسی وضعیت دولت و نیروهای سیاسی اجتماعی در افغانستان پس از خروج آمریکا» به صورت مجازی برگزار شد، به تحولات تاریخی و اجتماعی افغانستان اشاره کرده و گفت:


طالبان هرچند در زمان حکومت خود در دهه هفتاد شمسی، در ایام عزاداری شیعیان مانند عاشورا به گرامیداشت این مراسم در رسانه‌های خود می‌پرداخت، ولی هیچ حقی برای شیعیان در اداره امور کشور قائل نبود و اکنون نیز تغییری نکرده است.
طالبان نه تنها افراط مذهبی دارد، بلکه نسبت به طالبان پیشین از لحاظ توحش و سخت‌گیری، شدیدتر هم شده است. =  طالبان خشن‌تر و سخت‌گیرتر شده است

https://af.shafaqna.com/FA/469367
اين سخنراني حاوي اطلاعت بسياري درباره وضعيت افغانستان جه در اين بيست ساله جه وضعيت حاضر، درباره كروههاى مختلف از حكومتي سابق و حكومتي  اخير و فرماندهان جهادي سابق و كروههاى مختلف مردم  وووو
در سخنان او به لهجه افغاني، اصطلاح "انكشاف" به معنى توسعه است، بقيه اصطلاحات با كمي تامل معلوم است

سحنران از مردم هزاره شيعه افغانستان است
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » پنج شنبه جولاي 06, 2023 2:35 pm

  "نیروهای امرالله صالح معاون اول رئیس جمهور افغانستان کنترل منطقه چاریکار
در ولایت پروان را به دست آوردند. در حال حاضر نبردها در پیرامون پنجشیر
در جریان است"
.


Image

یک راه مهم استراتژیک از طریق چاریکار از طریق تونل
سالنگ می گذرد، که کابل را با مزارشریف ، بزرگترین شهر در شمال افغانستان
متصل می کند.
امرالله صالح پیشتر گفته بود، که او برخلاف اشرف غنی رییس
جمهور فراری ، در کشور باقی مانده و بر اساس قانون اساسی، رئیس موقت دولت
است.   

https://af.sputniknews.com/afghan/202108177120338
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » پنج شنبه جولاي 06, 2023 2:44 pm


  متن آنلاین: نخستین کنفرانس مطبوعاتی طالبان در افغانستان


ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان میگوید که طالبان پس از ۲۰ سال مبارزه موفق شدند که به اشغال افغانستان از سوی خارجی ها پایان دهند.
به گزارش اسپوتنیک، ذبیح الله مجاهد در نخستین نشست خبری اش امروز گفت: رسانه ها بر اساس ارزش های اسلامی و ملی نشرات کنند. وی همچنان از رسانه ها خواست که بی طرفی خود را در قضایا حفظ و در بهبود حکومت آینده نقش ایفا کنند.

سخنگوی طالبان افزود: به همه رسانه‌ها اطمینان می‌دهیم که آزادند، اما باید بر اساس اصول فعالیت کنند. باید بی‌طرف باشند. اما اجازه ندارند علیه ارزش‌های ما نشرات داشته باشند.

دیگر نکاتی را که سخنگوی گروه طالبان در نشست خبری امروز اش مطرح کرد به ترتیب زیر است:

1. زنان قادر خواهند بود تا سطح دانشگاه تحصیل کنند.
2. زنان حق کار خواهند داشت.
3- طالبان از همه زنان می خواهد چادر بپوشند، اما آنها ملزم به پوشیدنی چادری یا برقع نیستند.
4. امارت اسلامی هیچ کس را تهدید نمی کند و قرار نیست با کسی دشمنی کند. انتقام راه طالبان نیست.
5. سران امارت اسلامی دستور عفو عمومی داده اند. طالبان به دشمنی خود با همه کسانی که در افغانستان با آنها مخالف بودند پایان می دهند.
6. طالبان مفتخرند که نیرویی هستند که توانستند افغانستان را پس از 20 سال نبرد از اشغال خارجی آزاد کنند.
7. امنیت سفارتخانه های خارجی و سازمان های بین المللی در اولویت طالبان است. نیروهای امنیتی ویژه طالبان برای کسانی که از افغانستان خارج می شوند و کسانی که باقی مانده اند محافظت می کنند.
8. حکومت اسلامی فراگیر (!) در افغانستان تشکیل خواهد شد.

او در پاسخ به پرسش های خبرنگاران درباره برخی از مسایل به این کشور و کارکردهای آینده این گروه گفت:
برای قشر جوان، قوانینی ایجاد خواهد شد تا در چارچوب اسلام فعالیت کنند. مجال دهید تا نظام بعدی ایجاد شود. همه تصامیم را که ما خود گرفته نمی‌توانیم.
مجاهد: نمی خواهیم کسی کشور را ترک کند.
سخنگوی طالبان در پاسخ به سئوالی تلویزیون تمدن در مورد گزارش های حاکی از آدم ربایی و قتل در مناطق تحت تسلط طالبان گفت: هیچکس نباید بتوان کسی را بدزدد و ما روز به روز بر امنیت کشور خواهیم افزود.

او گفت: ما نمی خواهیم احدی کشور را ترک کند، عفو عمومی وجود دارد و خصومتی در پی نخواهد بود.
همرسانیگزینه‌های بیشتر برای همرسانیاین اعلان را به اشتراک گذارید
مجاهد: کشت و قاچاق خشخاش در افغانستان متوقف خواهد شد
ما به جهان اطمینان می‌دهیم که کشت و قاچاق خشخاش در افغانستان متوقف خواهد شد.

او گفت، که با ورود کابل، من متوجه شدم که جوان‌های زیاد معتاد اند و بی‌کار بسر می‌برند. ما تلاش خواهیم کرد که بدیل خشخاش را یکبار دیگر مانند بیست سال پیش به صفر برسانیم.
همرسانیگزینه‌های بیشتر برای همرسانیاین اعلان را به اشتراک گذارید
او در پاسخ به پرسش خبرنگاری دیگری گفت: مردم افغانستان منتظر چه نوع نظامی باشند؟

افغانستان حکومت قومی و اسلام خواهد داشت. اسم و مشخصاتش را سیاسیون در حال رای‌زنی هستند. بحث‌هایی هم جریان دارد تا افرادی که با ما مخالف بودند شامل دولت جدید شوند.
مجاهد: جامعه به زنان نیاز دارد و به کار برمی‌گردند
در روزهای آینده، آهسته آهسته وضعیت عادی می‌شود. جامعه به زنان نیازمند دارد و آنها در روزهای آینده به کار برخواهند گشت.
سخنگوی طالبان: بین ما حالا و بیست سال پیش تفاوت عظیمی وجود دارد
سخنگوی طالبان گفت: کشور ما کشور مسلمان است، چه بیست سال پیش و چه حالا اما وقتی موضوع تجربه و بلوغ و نگرش مطرح است، تفاوت عظیمی بین ما در حالا و بیست سال پیش وجود دارد.
او گفت: در اقداماتی که خواهیم کرد تفاوت خواهد بود و این یک روند تکاملی بوده است.
سه روز شده کابل تسخیر شده، امنیت سراسر افغانستان تامین شده است. شاعری اگر ناپدید شده، ما تحقیق می‌کنیم. استعداد‌های ما برای ما مهم است. افغانستان کشور مشترک ماست، دین، زبان و همه چیز ما مشترک است. ما دشمنی با کسی نداریم. شما برای ما مجال بدهید تا ما بتوانیم از سراسر کشور بیشتر خبر شویم. فعلا کنترل نظامی بیشتر است.
سخنگوی طالبان: مشغول کار برای تشکیل دولت هستیم
سخنگوی طالبان که به خبرنگاران پاسخ می داد گفت که "وقتی که دولت جدید تشکیل شد ما تصمیم می گیریم که قوانین چه خواهد بود و آنها را به اطلاع ملت خواهیم رساند.

ذبیح الله مجاهد گفت: موضوعی که باید بگویم این است که به جد برای تشکیل دولت مشغول کار هستیم و پس از اینکه دولت تکمیل شد، آن را اعلام خواهیم کرد.

او گفت در حال حاضر تمامی مرزها در کنترل ماست.
او افزود، تلاش‌ها برای تشکیل نظام در جریان است
مجاهد می‌گوید، برای تشکیل نظام تلاش‌های جدی در سطح رهبری جریان دارد.
سخنگوی طالبان: جوانان سرمایه های ما هستند نمی خواهیم کشور را ترک کنند
در پاسخ به سئوالی در مورد کسانی که با نیروهای خارجی همکاری تجاری داشته‌ با مترجم بوده اند، سخنگوی طالبان گفت: با کسی با انتفامجویی برخورد نمی شود.

او گفت: جوانانی که در این کشور رشد کرده اند، نمی خواهیم آنان کشورشان را ترک کنند چون سرمایه های ما هستند.

او گفت: کسی در خانه های آنان را نمی زند و نمی پرسد که کجا کار کرده اید. آنها در امنیت خواهند بود و کسی آنان را بازجویی یا تعقیب نخواهد کرد.
مجاهد: پیام ما تکبر نیست؛ پیام ما امنیت و ختم جنگ است
آزاد کردن افغانستان ارزش بزرگی بود. شما می‌دانید یازده ماه صحبت‌های صلح ادامه یافت. ولی مرتب سابوتاژ شد. مبارزه ما مبارزه برای ایجاد دولت اسلامی بود. می‌خواهیم نظام آینده همه شمول باشد.

ما حرف از صلح میزنیم. ما حرف از عفو میزنیم. پیام ما تکبر نیست، پیام ما امنیت ختم جنگ است.

در مورد پرچم، بعد از ایجاد نظام، مردم افغانستان تصمیم خواهند گرفت.
کابل 'به شکل تدریجی به حالت عادی برگشته است'
شما می‌دانید که ما برای نجات و حفظ امنیت کابل وارد شهر شدیم. شهر به شکل تدریجی به حالت عادی بر خواهد گشت. این وضعیت نظامی شهر برای جلوگیری از دزدی و چپاول بیت‌المال و تامین امنیت مردم است.
سخنگوی طالبان: ما نیروی اشغالگر را بیرون کردیم.

ما انتقام نمی‌گیریم. اگر در جریان جنگ مردم صدمه‌ای دیده باشند، آن اثر جوانبی جنگ است. ما نیروی اشغالگر را بیرون کردیم. حملات ما در گذشته بر غیرنظامیان عمدی نبوده است.

https://af.sputniknews.com/afghan/202108177120318

سخنكوي طالبان از طالبان قديم و روششان بيزاري جست، اما نكفت

1- در برابر كساني كه به روش طالبان قديم افغانستان يا طالبان باكستان يا داعش يا القاعده عمل مي كنند، جه موضعي دارند؟ آيا با اينها هم مبارزه مي كنند؟ 
2- آيا باز هم بناست يك قوم اقليت (بشتون) بر همه اقوام (اكثريت) حاكم باشد؟
3- اسلام طالبان فعلي تابع مذهب افراطي ديويندي است و از آن طالبان باكستان و سباه صحابه و همه ناصبيان كشتار كننده شيعيان بر خاسته اند و حتى در اين صدساله اخير همه شان به شيعيان حمله كرده و كشتار مي كردند، آيا اين مكتب انحرافي افراطي را مي خواهند حاكم كنند؟
4- اينكه از اول امارت مطرح است جمهوريت و انتخاب؛ و اميرالمؤمنين از خود تراشيده را مي خواهند بر مردم حاكم كنند كجايش با رعايت حقوق همه مردم و همه مسلمانان و همه اقوام تطابق دارد؟
ووووو
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » پنج شنبه جولاي 06, 2023 2:49 pm


  اشک ریختن وزیر دفاع بریتانیا و همراهانش حین صحبت در مورد شكست انكليس در افغانستان


Image

  بن والاس در پاسخ به این سوال که آیا انگلیس و ناتو دوباره به
افغانستان بر میگردند، در حالی که اشک هایش می ریخت گفت: این جزو گزینه ها
نیست... قرار نیست به آنجا برگردیم.  

https://af.sputniknews.com/afghan/202108167116460
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » پنج شنبه جولاي 06, 2023 3:00 pm


  طالبان، القاعده و داعش در افغانستان؛ و تفاوت آنها
بخش اول مصاحبه کارشناس روس با اسپوتنیک


طالبان، القاعده و داعش در افغانستان؛ بخش اول مصاحبه کارشناس روس با اسپوتنیک
Image

جورجی ماچیتیدزه، کارشناس روس، عضو گروه پشتیبانی تحلیلی و نظارت بر تحریم‌ها علیه داعش، القاعده و طالبان در شورای امنیت سازمان ملل از سال 2014 تا 2019، در یک گفتگو ویژه با خبرگزاری اسپوتنیک افغانستان در خصوص تروریسم بین الملبی تفاوت ایدئولوژی طالبان، القاعده و داعش، اوضاع افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی، پیشروی سریع گروه طالبان، دلایل موفقیت این گروه و منافع پاکستان در افغانستان صحبت کرد.
شما چندین سال است که در بخش افغانستان کار می‌کنید، پنج سال عضو گروه حمایت تحلیلی و نظارت بر تحریم های شورای امنیت سازمان ملل علیه داعش، القاعده و طالبان بوده اید، تفاوت میان این گروه‌ها در چیست؟

طالبان از نظر ایدئولوژیکی از جنبش دیوبندی به ارث بردند، که از طریق پاکستان وارد پاکستان شد، اساسا آن‌ها شاگردان مدارس پاکستان که بودند که تحت تاثیر مکتب دیوبندی قرار گرفتند. این دانشگاه با همین نام در شهر دیوبند هند در اواسط قرن نوزدهم، در شمال هند علیه استعمارگران غربی، یعنی انگلیسی‌ها و تاثیرات فرهنگی آن‌ها تبلیغ می‌کرد. در افغانستان اولین جوانه این جنبش طالبان در اواخر دهه 1980 متولد شد. اعضای اصلی این جنبش شاگردان مدارس از ولایات کندهار و هلمند بودند. همچنان نظر قومی بیشتر شان پیشتون بودند، این ایدلوژی مبتنی بر ترکیبی تأیید شده برای پاکی اسلام با وفاداری به معنویت شیخ و دوری از هر چیزی غربی و مدرن بود. این تفاوت با داعش است. طالبان در جنگ داخلی افغانستان در سال 1994 شکل گرفت، آنان با کمک پاکستان شروع به جنگ کردند.

فقط پاکستان بود یا قدرت های دیگری نیز وجود داشت؟

بیشتر پاکستان، این کشور با نیروهای زمینی کمک کرد. آنها کابل را گرفتند و به قدرت رسیدند و امارت اسلامی را در افغانستان ایجاد کردند. طالبان قوانین را بر مبنای شریعت به گونه سختی وضع کردند، آنان سینما، موزیم ها و موسیقی را ممنوع کردند. زنان را از حقوق شان محرم ساختند و دست به اعدام های عمومی زدند. این سخت‌ترین گونه بنیادگرایی اسلامی بود. طالبان تنها توسط سه کشور پاکستان، عربستان، و امارت به رسمیت شناخته شد. آنها به اسامه بن لادن، که عامل حمله تروریستی در نیویورک بود، پناه بردند. پس از آن‌که امریکایی ها خواستار تحویل او شدند، این گروه او را تحویل ندادند. عملیات آغاز شد، عملیات های زمینی توسط نیروهای اتحاد شمالی انجام شد، هر چند که نیروهای ویژه امریکایی و بریتانیایی نیز سهیم بودند. همچنان حمایت هوایی نیز از آنها وجود داشت. رژیم طالبان سرنگون شد، طالبان به پاکستان رفتند و قسمتی زیر خاک شدند، همیشه آن‌ها سازماندهی مجدد کردند و عملیات نظامی علیه نیروهای دولتی را آغاز کردند. امریکا و ائتلاف از دولت حمایت کردند. پاکستان طرف طالبان را گرفت.

اما عمران خان نخست وزیر پاکستان اخیرا به خبرنگاران گفت که اتهامات وارد به پاکستان مبنی بر حمایت از طالبان و شبکه حقانی ناعادلانه است!

او نمی تواند چیز دیگری را بگوید، در ماه مه من در کنفرانسی در مورد افغانستان در مکتب دیپلماتیک برلین شرکت داشتم، پروفیسوری از پاکستان بود، او به گونه ساده گفت که برعکس، پاکستان می خواهد کمک کند.

طالبان یک جنبش ملی، مذهبی عمدتا متشکل از قوم پیشتون از بنیادگرایی اسلامی مدرن است، همان‌طور که من می‌بینم، طالبان در 10 سال گذشته، در واقع نقش یک جنبش آزادی‌بخش ملی با مشارکت سایر اقوام، تاجیک، ازبک ایفا کرده اند. ریشه ایدئولوژی داعش در سلفی گری، جنبش بنیادگرا در اسلام سنی مذهب، و جهادگرایی تفسیری مدرن از مفهوم اسلامی مبارزه است.

آنها از خود در برابر غرب و سکولاریسم دفاع می کنند، سلفی‌ها به اسلام ناب باور دارند، اسلامی که نسل های اولیه حتی در زمان حضرت محمد پیامبر مسلمان اجرا می کردند، سلفی گری خود را از دیگر جنبش های محافظ کار اسلامی متمایز می‌داند و تلاش می کند شیوه زندگی مسلمانان اولیه را بازسازی کند. ایجاد خلافت برای داعش مهم پنداشته می‌شود، در افغانستان و سایر نقاط داعش تلاش دارد تا رقبای مستقیم خود را تضعیف کند، طالبان در قدم نخست. علاوه بر این، حملات به طالبان هدف درگیری را دنبال می کرد، آن‌ها همزمان القاعده را هدف قرار دادند، زیرا الفاعده به گونه کامل از طالبان حمایت می‌کند.

آیا داعش در افغانستان حضور دارد؟ آیا داعش یک تهدید است؟

بلی حضور دارد. همچنان آنها در عراق و تعدادی هم در سوریه حضور دارند. بلی داعش یک تهدید است.

داعش (گروه تروریستی ممنوع در روسیه) همواره طالبان را به دلیل حفظ ارتباط با سرویس‌های اطلاعاتی پاکستان انتقاد کرده است. ارتباط طالبان با سرویس‌های اطلاعاتی پاکستان به نظر داعش به عنوان اثبات این موضوع دیده شده است که طالبان حق نمایندگی از جنبش «جهادی» را از دست داده است. داعش همیشه در برابر شخصیت ملی‌گرایانه جنبش طالبان مخالف کرده است، چون برخلاف تصور جهاد جهانی بود. به نظر داعش لازم است که ما باید به جهاد جهانی اعتقاد داشته باشیم و نه به دنبال منافع ملی. داعش آموزه های دینی دیوبندی را محکوم می‌کند و همچنان به این باور هستند که طالبان از درک درست قوانین شریعت منحرف شده اند. به نظر آنها (داعش)، طالبان در برابر ناقضان قوانین شریعت بسیار نرم رفتار می‌کنند، که با آموزه ارتداد – تکفیریسم که توسط داعش تبلیع می‌شود، مغاریت دارد. داعش هر کسی را می‌تواند به ارتداد، از جمله یک مسلمان اهل سنت را متهم کند. آنها قانون پشتون «پشتونوالی» را که نقش مهم در زندگی طالبان دارد، را نمی‌پذیرد. به نظر آنها، این امر تمرکز بر جهاد جهانی را دشوار می‌کند. داعش معتقد است که هر سنی بنیادگرا باید در یک دولت اسلامی زندگی کند. طالبان همچنان به افغان‌ها پیشنهاد می‌دهد که در امارت اسلامی افغانستان زندگی کنند، اما از نظر داعش، امارت اسلامی و حکومت اسلامی یک چیز نیستند. داعش به مسلمانان یادآوری می‌کند که خلافت تنها نوع حکومتی است که پیامدهای قانونی برای تمام جامعه مسلمان دارد. همه مسلمانان باید رهبر «خلافت اسلامی» را به رسمیت بشناسند و از او بعیت کنند. اصلی ترین نیاز مدهبی داعش، هجرت – مهاجرت به قلمره خلافت است. این راه را برای جهاد انتخاب کرده بودند که انکار از آن ناممکن بود.

تفاوت اساسی بین داعش و القاعده (گروه‌های تررویستی ممنوع در روسیه) در تعیین اهداف نهفته است، اگرچه داعش از القاعده در عراق از هم جدا شدند، که القاعده توسط تروریست‌ اردنی «الزرقاوی» رهبری می‌شد. «الزرقاوی» حتی در آن زمان، مبارزه سختی را با تکفیریسم، ارتداد در بین مسلمانان سنی انجام می‌داد، به همین دلیل از اهل سنت در عراق جدا شد. در آن زمان امریکایی‌های، سنی‌ها و شیعیان نیز او را تحت فشار قرار دادند. در سال 2006 میلادی، امریکایی‌ها او را کُشتند و سازمان تضیف شد، اما سپس ابوبکر البغدادی آن را در سال 2010 به کنترول خود گرفت و شروع به توسعه آن کرد.

القاعده از ابتدا نگران مبارزه با یک دشمن دور- امریکا بود. آنها به این باور بود که ابتدا باید دشمن را شکست و تضیف کرد و سپس خلافت را باید ساخت. در هه 2000 میلادی، بن لادن گفت که خلافت هدفی دور برای نسل‌های آینده است، اما البغدادی این روند را تسریع کرد. برخلاف القاعده، داعش امریکا را در آینده نزدیک هدف اصلی خود نمی‌داند. وظیفه اصلی داعش پاکسازی صفوف امت اسلامی، پاکی بخشیدن به اسلام، برخورد با رژیم های کشورهای عربی است که از بنیادگرایی اسلامی دور شده اند، ایجاد خلافت و سپس برخورد با غرب. این تفاوت بین القاعده و داعش است.

از نظر روش‌های فعالیت‌های تروریستی نیز میان آنها (داعش و القاعده) تفاوت وجود دارد. القاعده نرمتر است.

«نرمتر» یعنی چه؟

القاعده تنها در مبارزه با امریکا خشن بوده است. بارها خواستار حمله به امریکایی‌ها شده است، اما آنها (القاعده) از کشتن غربی‌ها در صورت که با اهداف آنها مطابقت نداشت، خودداری می‌کرد. وقتی داعش کارگران بشردوستانه را در سوریه در اسارت گرفته بودند، القاعده از داعش خواست که آنها را نکُشند، اما آنها بر هر حال آن کارگران را سر بریدند. القاعده ترجیح می‌دهد که از روش‌های تند علیه اعضای جامعه مسلمان استفاده نکند و روش متقاعدسازی را ارائه می‌دهد – مسلمان را متقاعد می‌کند که نظرات آنها را بپذیرند و نه آنها را مجبور کنند که نظرات آنها بپذیرند.

اوضاع افغانستان را پس از خروج نیروهای امریکایی چگونه می‌بینید؟

اوضاع افغانستان بر اساس سناریوی طالبان در حال پیشرفت است.

https://af.sputniknews.com/opinion/202108137109782

بله طالبان و داعش و القاعده با هم فرق مي كنند
اما همه (طالبان قديم و طالبان باكستان) و داعش در عليه شيعه بودن و جنايت در حق شيعه متحدند، حتى طالبان جديد هم حرفي كه سخنكوي رسمي مي كويد با عملكرد اتباعشان متفاوت است در همين مدتها كه مناطقي را كرفته بودند برخي مسلحينشان طبق روش طالبان (به اصطلاح) قديم عمل مي كردند همان جنايتها و دختران به اسارت بردن ووو اتفاق مي افتد فقط تكذيب مي كنند يا مي كويند بيكيري مي كنيم يا هر كاري از اين دست را به اسم داعش كرده و اعلاميه داده رخ مي دهد، 
و عجيب است كه تا يكماه قبل داعش مربتا حمله به مردم مي كرد و اطلاعيه مي داد اما اين يكماهه كه در حال اكمال اشغال ولايات و تصرف كابل بودند داعش خاموش است و كويا اصلا وجود ندارد = خيلي هماهنك عمل مي كنند
حتى القاعده آنوقت كه قعاليتي داشت با اينكه سرانش مي كفتند ما كاري به شيعه نداريم اما اتباعشان مرتبا مراكز شيعه را منفجر و كشتار مي كردند = اينها مطالب مهمي است كه اين كارشناس روس بايد درباره اش هم بكويد
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » پنج شنبه جولاي 06, 2023 3:14 pm

ارزش افغانستان براى حيات و رشد اقتصادي ايران


  در این دوران تحریم اولیه و ثانویه بازار ارز هرات و بازار سلیمانیه نقش بسیار مهمی در خنثی‌سازی تحریم آمریکا داشتند. همین اثرگذاری بالا سبب شد ما در ایران هیچ گاه دچار قحطی دلار
و به تبع آن دچار قحطی صادرات و واردات نشویم، در حقیقت این دو بازار نقش
بازار دوبی را برای ایران کمرنگ کردند و خود این نشان می دهد مقداری از
صادرات رسمی و غیر رسمی ایران، چه دولتی و غیردولتی ایران از همین محل بوده
و در یک کلام نقش این بازار در خنثی‌ کردن تحریم غیر قابل چشم پوشی است.
  صدها دستگاه کامیون در حال انجام تزانزیت بین بندر چابهار و افغانستان
در سکوت کامل در حال انجام است و این کامیون‌ها حتی پلاک افغانی دارند.

 لیلاز تاکید کرد: این‌ها یک دالان مطمئن برای خنثی کردن تحریم‌ها تا به
حال بوده‌اند و منابع ارزی قابل توجهی را سرازیر ایران می‌کنند.
   بهتر است کمی فکر کنیم ببینیم چطور طالبان بدون داشتن سلاح سنگین و با
در دست داشتن کلاشینکف و به قول برخی دوستان روزنامه‌نگار با دمپایی توانست
بدون هیچ مقاومت شدید افغانستان را بگیرد. این نشان می‌دهد که این‌ها
پایگاه مردمی دارند.

 مطلب نیویورک‌تایمز را بخوانید، می‌بینید نوشته
فاصله زمانی حرکت طالبان از مقرشان تا کابل دقیقا مثل یک زمان معمولی سفر
است چرا که مردم افغانستان با چیزی درگیر بودند که مسأله امروز كشور ايران ماست  یعنی فساد، ناکارآمدی و عدم انسجام که ما نیز از هر سه رنج می‌بریم. 

وی تاکید کرد: تردیدی نکنید هر کسی در ایران و افغانستان از آقای رییسی و
خاتمی تا طالبان و اشرف غنی بتواند این سه مشکل را حل کند، رییس است.

https://www.khabarfoori.com/detail/2831626
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » پنج شنبه جولاي 06, 2023 6:11 pm


تشكيل جبهه مقاومت در برابر طالبان


  دره پنجشیر سمبل مقاومت در افغانستان به شمار می‌رود؛ چنان که در دوره
جنگ داخلی دهه ۱۹۹۰ هرگز به دست طالبان نیفتاد و یک دهه پیش از آن نیز به
تصرف نیروهای شوروی سابق در نیامد.

صالح نخستین بار در سال ۱۹۹۰ نبرد چریکی را در کنار فرمانده خود احمدشاه
مسعود آغاز کرد و به این دلیل که یکی از محورهای اصلی مقاومت در برابر
طالبان پس از وقوع حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی بود، هدایت سازمان
اطلاعاتی تازه تاسیس افغانستان در سال ۲۰۰۴ را برعهده گرفت.

او در سال ۲۰۱۰ در پی حمله به کنفرانس صلح کابل، از سمت فرماندهی اداره
سازمان جاسوسی افغانستان برکنار شد ولی مدعی شد که مطابق اسناد موجود
پاکستان حامی اصلی طالبان است؛ ادعایی که همواره از سوی پاکستان رد شده
است.

او با وجود دوری چند ساله از صحنه سیاسی افغانستان، مبارزه با طالبان را
با انجام گفتگوهای رسانه‌ای و انتشار مطالبی در شبکه‌های اجتماعی ادامه
داد تا این که در سال ۲۰۱۸ میلادی به عنوان متحد محمداشرف غنی، ابتدا وزیر
کشور و سپس معاون اول غنی شد.

او با وجود خروج غنی از کشور و سلطه طالبان بر پایتخت، روز سه‌شنبه با
صدور پیامی خطاب به مردم افغانستان نوشت: «برخلاف آمریکا و ناتو، ما روحیه
خود را از دست نداده‌ایم و فرصت‌های عظیمی در پیشِ‌رو داریم.»

https://www.entekhab.ir/fa/news/633358
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » پنج شنبه جولاي 06, 2023 6:24 pm

  نقش جبهه شمال در سقوط 2001 طالبان



نقش جبهه شمال در سقوط طالبان

محمد عارف سروری
رئیس استخبارات جبهه شمال در دوران طالبان
۱۹ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۱
روز یکشنبه نهم سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی، تاریخی سرنوشت‌ساز برای جبهه شمال و شاید افغانستان و تمام منطقه اطراف آن بود.

در این روز، جبهه شمال، احمد شاه مسعود، رهبر خود را در حمله انتحاری دو تروریست تونسی‌الاصل القاعده از دست داد. هیچ دستاوردی تا آن لحظه بزرگ‌تر و عظیم‌تر از این (کشته شدن احمد شاه مسعود) نزد سازمان القاهده و طالبان نبود.

طالبان انتظار داشتند که با این موفقیت، بقیه خاک افغانستان را هم که حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد مساحت آن بود، تصرف کنند و کنترل تمام سرحدات کشورهای آسیای میانه را نیز در اختیار بگیرند.

طالبان با همراهان پاکستانی و عرب خویش، خواب گذر از دریای جیحون (آمو) و رسیدن به سمرقند، بخارا و حوزه قفقاز را هم در سر داشتند و اگر تا دیروز، تاریخ منطقه شاهد گذر راه ابریشم از افغانستان به سمت هند و چین بود، این بار طالبان راه خونین تروریست‌های بین‌المللی را از افغانستان باز می‌کردند.

ارتباطات و اتحادی که گفته می‌شد بین طالبان، القاعده و گروه‌هایی در پاکستان وجود دارد، سال‌ها قبل به وجود آمده بود و مجموعه آنها تا ظهر روز ۹ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، با حذف رهبر جبهه شمال در ولایت تخار افغانستان، به اهداف خود بسیار نزدیک شده بودند.

بررسی ابعاد داخلی و خارجی واقعیت‌های آن زمان در افغانستان نشان می‌دهد که در بعد داخلی، احمدشاه مسعود میراث بزرگی برای افغانستان و جبهه شمال به جا گذاشته بود. میراثی که بسیار عظیم‌تر از دستاوردهای نظامی جبهه شمال بود و طالبان تصوری از میزان استحکام و عمق آن نداشتند.

با آن که استراتژی نظامی و دفاعی جبهه شمال، رژیم طالبان را همیشه سرگردان، گرفتار و درگیر ساخته بود، بیشتر خاک افغانستان در کنترل طالبان بود و در عین حال، آنها ابتکارات نظامی کمتری در اختیار داشتند.


در این برنامه با صاحب‌نظران درباره مسائل سیاسی و اجتماعی روز گفت‌ و‌ گو می‌کنیم.

Image

جبهه شمال با داشتن رهبری توانا در منطقه کوچک‌تر خود توانسته بود با تجربه‌ای که از جنگ‌های چریکی طولانی در دهه ۸۰ میلادی علیه قوای شوروی اندوخته بود، و نیز استفاده مناسب از اردوی منظم و کوچک خود، ضربات شدیدی به طالبان وارد کند.

همچنین حمایت و نقش مردم افغانستان عامل بسیار مهم دیگری بود که طالبان ارزش زیادی برای آن قائل نبودند، ولی جبهه شمال نه تنها در منطقه تحت کنترل خود، بلکه در حوزه کابل و داخل منطقه تحت کنترل طالبان هم به این حمایت اهمیت می‌داد و محبوبیت جبهه شمال نزد مردم این مناطق هم رو به افزایش بود.

میراث به جا گذاشته احمد شاه مسعود در ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ما ریشه داشت. مردم افغانستان در سه دهه گذشته، در جهاد، مقاومت و مبارزات آزادیخواهانه با هم متحد شده و خواستار تعیین سرنوشت خویش به دست خود بودند. آنها همچنین درک کرده بودند که روش اعتدال در امور مذهبی و اجتماعی باعث جلوگیری از تعصب و افراط می‌شود.

بنا بر این آزادیخواهی، اعتدال و عدم تعصب، باعث اتحاد هرچه بیشتر مردم و حمایت از جبهه شمال می‌شد. ارزش هایی که رژیم طالبان برضد آن و در مخالفت و جنگ با آن بود.

جبهه شمال با داشتن رهبری توانا و تجربه جنگ‌های چریکی طولانی با شوروی سابق توانسته بود ضربات شدیدی به طالبان وارد کند

جبهه شمال با داشتن رهبری توانا و تجربه جنگ‌های چریکی طولانی با شوروی سابق توانسته بود ضربات شدیدی به طالبان وارد کند

و اما در بعد خارجی، اکثر کشورهای همسایه افغانستان و منطقه از افراط گرایی و طالبان انزجار داشتند و احساس خطر می‌کردند. از جمله هند، ایران، روسیه و کشورهای آسیای میانه در قدم اول قرار داشتند.

در عین حال، جبهه شمال توانسته بود که با بیشتر این کشورها مناسبات نیکی برقرار کند و مورد حمایت سیاسی آنها قرار بگیرد. این جبهه همچنین توانسته بود بخشی از ضروریات نظامی خود را از این کشورها تهیه کند.

البته روسیه، هند و ایران توانایی بیشتر و انگیزه بهتری برای مخالفت با طالبان هم داشتند. این کشورها همچنین زمینه خوبی برای تردد مردم، مداوای مجروحان و ارائه کمک‌های انسانی آماده کرده بودند و اگر نقش مثبت و فعال این کشورها نمی‌بود، گمان نمی‌کنم که جبهه شمال می‌توانست مقاومت کند.

و اما حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی در آمریکا، سیاست این کشور را کاملا تغییر داد و آمریکا کاملا در مخالفت با تروریسم و رژیم طالبان قرار گرفت؛ تحولی که جبهه شمال همیشه انتظار آن را داشت.

بالاخره آمریکا جبهه شمال را به رسمیت شناخت. تروریسم بین‌المللی به کمک طالبان، با انجام دادن حملاتی خونین به آمریکا و جبهه شمال، خسارات مادی و معنوی زیادی به بار آورده بود که این حوادث باعث نزدیکی هرچه بیشتر و همکاری مشترک جبهه شمال-آمریکا علیه طالبان شد.

بعد از مذاکرات و توافقات جبهه شمال-آمریکا، عملیات نظامی هماهنگ، علیه رژیم طالبان و تروریسم بین‌المللی در نوامبر سال ۲۰۰۱ میلادی آغاز شد.

از لحاظ نظامی، ضعف اصلی جبهه شمال، یعنی نبود قوای جنگی هوایی، از سوی آمریکا رفع شد. نیروهای هوایی آمریکا با راهنمایی و هماهنگی با جبهه شمال، قادر شدند که بسیار آسان‌تر و با دقت بیشتر، اهداف موثر نظامی طالبان را از بین ببرند. فناوری جدید هوایی هم به طالبان نشان داد که مخفی شدن در شب، راه چاره و مقاومت نیست و هرجا که باشند، توسط نیروهای هوایی آمریکا یا نیروی نظامی جبهه شمال از بین برده می‌شوند.

رژیم طالبان نیز با احساس خطر جدی، از تمام ظرفیت‌های نظامی خویش علیه جبهه شمال استفاده می‌کرد و همچنان نیروی تازه‌نفس پاکستانی به سرعت از مدارس آن در پاکستان به کابل و شمال افغانستان سوق و هدایت داده می‌شدند.

از سوی دیگر، نیروهای القاعده هم با انگیزه بیشتری علیه جبهه شمال می‌جنگیدند. آنها در جبهه‌های شمال کابل و ولایات شمالی (تخار-بلخ) سخت‌ترین مقاومت را انجام می‌دادند.

اما در جبهه شمال نیز تغییراتی جدید و جدی رخ داده بود؛ محمد قسیم فهیم (معاون اول کنونی دولت افغانستان) توسط رئیس جمهور (برهان‌الدین ربانی) جانشین احمد شاه مسعود شده بود و شورای تصمیم‌گیری هم وی را انتخاب کرد.

بر اساس توافق‌هایی که او درباره استراتژی‌های نظامی و عملیات نظامی علیه طالبان انجام داد، واحدهای نظامی کوچک آمریکا توانستند وارد مناطق جبهه شمال شوند.

همچنین استاد عطاء محمد نور (والی کنونی بلخ)، استاد محقق و ژنرال دوستم، از جمله سران و فرماندهان بزرگ جبهه شمال در ولایات منطقه شمال (بلخ) و اطراف آن در جنگ با طالبان قرار داشتند. در منطقه شمال شرق (ولایت تخار) بریالی خان، مطلب بیگ، داوودخان و ده‌ها فرمانده دیگر، در شرق کشور حاجی عبدالقدیر، حاجی حضرت علی، در غرب افغانستان (هرات-غور)، اسماعیل خان و دکتر ابراهیم، در هزاره‌جات و نقاط مرکزی استاد عبدالکریم خلیلی (معاون دوم کنونی رئیس جمهور افغانستان) و در شمال کابل بسم‌الله خان (وزیر کنونی کشور افغانستان) حضور داشتند، که هر کدام در راس ده‌ها فرمانده بزرگ در جبهه‌های خرد و کلان بودند و اداره و رهبری گروه‌های چند صد یا چند هزار نفری جبهه شمال را به عهده داشتند.

در فاصله سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ میلادی، این سران نظامی و نیروهای تحت امرشان توانسته بودند مطابق استراتژی نظامی جبهه شمال، شرایط بسیار دشواری را پشت سر بگذارند.

Image

بسیاری تعجب کردند که در مدت ۳ تا ۴ هفته نه تنها رژیم طالبان از بین رفت، بلکه صلح و امنیت در افغانستان برقرار شد

بسیاری تعجب کردند که در مدت ۳ تا ۴ هفته نه تنها رژیم طالبان از بین رفت، بلکه صلح و امنیت در افغانستان برقرار شد

نقش جبهه شمال نزد آمریکا هم به مانند آب حیات در آن زمان تلقی می‌شد و بدون موجودیت جبهه شمال، اصلا فکر جنگ علیه طالبان یا ورود به افغانستان شاید امکان‌پذیر نمی‌بود، چون افغانستان با داشتن طبیعت بسیار سرکش و کوهستانی، مشکلات زیادی برای قوای مهاجم ایجاد می‌کند و با توجه به انگیزه طالبان و القاعده برای نبرد با ارتش آمریکا، و نیز از آنجا که بیشتر قسمت‌های افغانستان در اختیار طالبان بود، شاید سال‌های متمادی وقت لازم بود تا پنتاگون بتواند در حمله‌های هوایی به بخشی از اهداف خود برسد.

شاید بتوان گفت که بدون همکاری جبهه شمال، آمریکا بار دیگر به مانند ویتنام و حتی بدتر از آن، در وضعیت نظامی بدی قرار می‌گرفت.

در واقع، همکاری نزدیک آمریکا با جبهه شمال، در آزادی افغانستان از چنگال تروریسم بین‌المللی و طالبان نقش مهمی داشت. شاید در آن زمان، بسیاری تعجب کردند که در مدت ۳ تا ۴ هفته از آغاز حملات، نه تنها رژیم طالبان از بین رفت، بلکه صلح و امنیت در افغانستان و به خصوص کابل برقرار شد و مردم افغانستان یکبار دیگر امید به زندگی را در کشور خود بازیافتند.

این موفقیت، یک دستاورد بزرگ تاریخی برای افغانستان و جامعه جهانی بود.



https://www.bbc.com/persian/world/2011/ ... 11_sarvari

اين كزارش نوشته شده 2011 و مربوط به حوادث 2001 است اما جون تاريخجه و نقشه وضعيت كروهاى افغاني و طالبان و نام افراد مؤثر وووو را به كاربران امروز در وضعيني كه طالبان به قدرت رسيده و كروههاى ديروز يا تسليم شده يا به بنجشير براى مقاومت رفته اند به نشان مي دهد، 



 بيمها و آسيبها در حكومت مجدد طالبان

 در هر حال ایران، هند و چین و روسیه در بین این توافقی که بین طالبان و
آمریکایی‌ها شده بازنده هستند. پاکستان و عربستان سعودی برندگان اصلی این
موضوع خواهند بود به این دلیل که نیرو‌های پاکستان، کاملا با طالبان هماهنگ
هستند. در هر حال پاکستان با به قدرت رسیدن طالبان، خیالش آسوده خواهد شد،
اما ایرانی‌ها باید برای مرز‌های آینده شان یعنی مرز‌های شرقی نگران باشند
چراکه فضا برای نیرو‌هایی در افغانستان باز می‌شود که با داعش و القاعده
هستند که این‌ها دشمن ایران هستند. 
 
https://www.entekhab.ir/fa/news/633274

 
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » پنج شنبه جولاي 06, 2023 6:29 pm


تكرار رفتن به بنجشير (در 25 سال قبل) آيا موجب نتايج مشابه براى امروز هم مى شود؟


  روسیا الیوم گزارش داد، گروه طالبان فقط یک ولایت افغانستان را نتوانستند به اشغال خود در آورند و آن«پنجشیر» است.


پنجشیر یکی از 34 ولایت افغانستان است که جمعیت آن نزدیک به 150 هزار
نفر است و بیشتر ساکنان آن تاجیک هستند.تاجیک ها 98.9 درصد جمعیت این ولایت
را شکل می دهند.


در حال حاضر نیروهای دولتی و شبه نظامیان محلی در طول مرزهای پنجشیر
مستقر هستند و این منطقه تبدیل به دژی برای مقاومت در برابر طالبان خواهد
شد. این دومین بار است که پنجشیر تبدیل به دژی برای مقاومت در برابر طالبان
می شود.


نیروهای دولتی و «برهان الدین ربانی» رئیس جمهور وقت افغانستان در پی
اشغال کابل توسط افراد مسلح طالبان در سال 1996 به دره پنجشیر پناه آوردند و
نیروهای مقاومت از کنترل کشور به طور کامل توسط طالبان جلوگیری کردند.


برخی منابع گفتند که فرماندهان مقاومت در دره پنجشیر خود را برای نبرد
بزرگ علیه طالبان آماده می کنند و برای این نبرد از 20 پایگاه نظامی در این
ولایت کمک می گیرند این در حالی است که در نبرد سابق با طالبان فقط هشت
پایگاه نظامی در این ولایت بود.


در همین حال، «احمد مسعود» فرزند «احمد شاه مسعود» قهرمان ملی افغانستان به پنجشیر رفت.

شمال و مرکز افغانستان، مناطقی هستند که در
دهه 70، هسته اصلی مقاومت ضد طالبان بودند و مردم این مناطق، آمادگی ذهنی و
روانی پذیرش امارت طالبان را ندارند. بنابراین در طرح آمریکا، برای تسلط
طالبان بر افغانستان، ضروری بود که پیش از شکل گیری جریان مقاومت علیه
طالبان، هسته های چنین جریانی از عمل باز بماند و به همین دلیل، تصرف شمال
افغانستان توسط طالبان، نسبت به ولایات جنوبی اولویت پیدا کرد. 
چهره
های سیاسی و نظامی ضد طالبان، اگر تصمیم بگیرند که سد راه طالبان شوند،
ممکن است با حذف فیزیکی مواجه شوند. مسمومیت مشکوک مارشال دوستم و فرزندش و
حمله پهپادی به منزل عطامحمد نور در ماه گذشته و نیز حمله نیروی هوایی
افغانستان به یک فرمانده مهم مقاومت مردمی (فرمانده علی سرور که برای کمک
به مدافعان شهر شبرغان به آن جا رفته بود) در  مسیر بازگشت به مزار شریف در
روز گذشته، موید این مدعاست.
اسماعیل خان به روشنی دریافت که مسلط
کردن طالبان بر افغانستان، طرحی آمریکایی است و بخشی از  دولت افغانستان هم
در اجرای آن با طالبان و آمریکا همکاری خواهد کرد. بنابراین اگر او بخواهد
در این مسیر چالش ایجاد کند، حتما از میان برداشته خواهد شد. اسماعیل خان
ترجیح داد زنده بماند. عطا محمد نور و مارشال دوستم و امرا... صالح کهسخن از مقاومت در برابر طالبان می‌زدند،آن ها هم همان مسیری را
رفتند که اسماعیل خان رفت.همه تسليم شدند يا به خارج افغانستان رفتند
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » جمعه جولاي 07, 2023 9:22 pm

تروريستهاى فعال در افغانستان منحصر به طالبان و داعش والقاعده نيستند دهها كروه نام برده مي شوند، همه اينها دشمن شيعيان بوده و دستشان به خون شيعيان آلوده است



در كزارش زير ليستي بخشي از آنها را از ليست امريكائيها نقل كرده با معرفي مختصري ارائه كرده است كه براى تكميل آشنايي اعضاى كانال جستجو و ارائه  شد


خط نخست جنگ با تروریزم؛ 21 گروه تروریستی فعال در افغانستان و پاکستان کدام‌اند؟

مقام‌های ارشد حکومت افغانستان و سخنگویان نهادهای امنیتی این کشور بارها گفته‌اند که در افغانستان بیش از 20 گروه شورشی فعالیت دارند و افغانستان به نیابت از جامعه جهانی در خط نخست مبارزه با تروریزم قرار گرفته است.

تاکنون منابع رسمی حکومت افغانستان از این 20 گروه تروریستی نام نگرفته‌اند اما در بهار سال جاری خورشیدی جنرال دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان گفته بود که تروریستان در چهار گروه عمده تقسیم می‌شوند که شامل گروه‌های تروریستی بین‌المللی، منطقه‌ای، پاکستانی و گروه‌هایی است که در داخل افغانستان فعالیت دارند.

به گفته‌ی او القاعده و طالبان شامل گروه‌های بین‌المللی و تروریستان منطقه‌ای شامل گروه‌هایی از کشورهای چچن، ازبکستان، تاجیکستان و کشورهای عربی می‌شوند. لشکر طیبه، جیش محمد، لشکر جهنگوی و طالبان پاکستانی شامل گروه‌های تروریستی پاکستانی می‌شوند که در خاک افغانستان فعالیت دارند و گروه‌هایی چون شبکه حقانی تروریستانی‌اند که مخالف حکومت افغانستان است.

اکنون خبرگزاری پژواک در یک گزارش تحقیقی از جزئیات و نام 21 گروه تروریستی فعال در افغانستان و پاکستان سخن زده و گفته است که این گروه‌های شورشی بیشتر در دو سوی خط دیورند فعالیت دارند. این گروه‌ها از جمله 99 گروه تروریستی هستند که شامل فهرست سیاه ایالات متحده امریکا می‌باشند.

«تحریک طالبان افغانستان»، «شبکه حقانی»، «جماعت الدعوه»، «داعش»، «القاعده»، «شبکه القاعده جنوب شرق آسیا»، «حزب‌المجاهدین»، «گروه طالبان به رهبری ملا نذیر»، «تحریک طالبان پاکستان»، «حرکت‌الجهاد اسلامی»، «حرکت الجهاد بنگلادش»، «لشکر جهنگوی»، «حرکت المجاهدین»، «جیش محمد»، «لشکر طیبه»، «گروه طارق گیدار»، «جماعت الحرار»، «جندالله»، «جنبش اسلامی ازبکستان»، «جنبش اسلامی ترکستان شرقی»، «اتحاد جهاد اسلامی» و «نیروی قدس» 21 گروهی هستند که به عنوان گروه‌های ترویستی در فهرست سیاه آمریکا قرار گرفته‌اند.

Image

دولت وزیری سخن‌گوی وزارت دفاع افغانستان

ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان به خبرگزاری پژواک گفته است که 15 گروه از 21 گروه تروریستی، پاکستانی هستند که در خاک افغانستان فعالیت دارند.

این گزارش گفته است: «از 21 گروه تروریستی که در لیست سیاه امریکا قرار دارند، 11 گروه آن به پاکستان تعلق دارند، 2 گروه به ایران و سه گروه دیگر (القاعده، القاعده جنوب شرق آسیا، داعش) تروریستان جهانی‌اند که در نقاط مختلف جهان فعالیت دارند.»


از مجموع 21 گروه تروریستی فعال در افغانستان و پاکستان، 5 گروه آن در سال 2016 در فهرست سیاه قرار گرفته و یک گروه آن در سال 2017 و متباقی 15 گروه دیگر بین سال‌های 1997 تا 2013 میلادی در این فهرست درج شده‌اند.

1- تحریک طالبان افغانستان

در اوج جنگ‌های داخلی افغانستان در اکتوبر سال 1994 میلادی گروهی وارد سپین بولدک در ولایت قندهار در جنوب این کشور شده و خود را «تحریک اسلامی طلبای کرام» خواندند. این گروه پس از آن در سال 1996 میلادی کابل پایتخت را تصرف کردند.

این گروه امارت اسلامی افغانستان را تشکیل دادند و تا سال 2001 میلادی در افغانستان حکومت کردند. طالبان به دنبال حملات 11 سپتامبر، توسط امریکا از قدرت برکنار شدند. این گروه سپس جنگ در برابر دولت افغانستان و نیروهای خارجی مستقر در این کشور را آغاز کردند.
Image

ملا هیبت الله رهبر کنونی طالبان

در حال حاضر این گروه در افغانستان حملات چریکی، انفجاری و انتحاری را انجام می‌دهند که تعداد زیادی از شهروندان این کشور را قربانی کرده است.

رهبر و بنیانگذار طالبان، ملا محمد عمر، در سال 2013 در پاکستان مرد و ملا اختر محمد منصور، جانشین او در سال 2016 در حمله هواپیماهای بدون سرنشین امریکا در ایالات بلوچستان، در خاک پاکستان، کشته شد. اکنون ملاهبت‌الله رهبری طالبان را به عهده دارد.

2- شبکه حقانی

شبکه حقانی گروه شبه‌نظامی تروریستی است که در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان فعالیت دارد. این گروه توسط مولوی جلال‌الدین حقانی تاسیس شد. حقانی که در دهه هشتاد یکی از فرماندهان مجاهدین بر ضد شوروی سابق بود، توجه امریکا، سازمان استخبارات پاکستان و عربستان سعودی را جلب کرد و کمک‌های مالی و تسلیحاتی آنان را دریافت می‌کرد.

Image
این گروه پس از حمله امریکا به افغانستان در سال 2001 میلادی تغییر موضع داد و جنگ بر علیه نیروهای خارجی به رهبری امریکا را آغاز کرد. این گروه در سال 2012 از سوی امریکا یک گروه تروریستی اعلام شد. جلال‌الدین حقانی در سال 1394 خورشیدی فوت کرد. گروه او متهم به دست داشتن در چندین حمله خونین در افغانستان است.

Image

جلال الدین حقانی
این گروه بیشتر در ولایت‌های جنوبی و جنوب شرقی افغانستان از جمله خوست، پکتیکا و پکتیا فعالیت دارد و متهم است که از سوی آی‌اس‌آی یا سازمان استخباراتی پاکستان تمویل و رهبری می‌شود.

3- جماعت الدعوه

گروه تروریستی جماعت الدعوه که در سال 1985 میلادی توسط مولوی جمیل‌الرحمان در ولایت کنر، در شرق افغانستان ایجاد شد، در ماه مه 2016 در لیست سیاه ایالات متحده امریکا قرار گرفت.

وزارت خارجه امریکا در آن زمان اعلام کرد لشکر طیبه که در سال 2001 به عنوان یک گروه تروریستی شناخته شده بود، چندین بار تغییر نام داده و تلاش کرده از تحریمات وضع شده فرار کند و این گروه، جماعت الدعوه را به‌ عنوان یک سازمان عمده ایجاد کرده و مدعی است که در امور اسلامی، سیاسی و اجتماعی تبلیغات می‌کند.

Image

گروه تروریستی جماعت الدعوه در سال 1985 میلادی توسط مولوی جمیل‌الرحمان در ولایت کنر، در شرق افغانستان ایجاد شد
4- داعش

داعش یا دولت اسلامی عراق و شام در سال 2013 میلادی در سوریه اعلام موجودیت کرد. شاخه خراسان این گروه به رهبری حافظ سعید در ماه دسامبر 2014 میلادی در شرق افغانستان اعلام موجودیت کرد. ولایت خراسان داعش به حوزه پاکستان، افغانستان و سرزمین‌های اطراف این دو کشور اطلاق می‌شود.

حافظ سعید در ماه اسد 1395 در افغانستان کشته شد. پس از او فرماندهان دیگر این گروه از جمله ابوبکر، حمزه، شاهد، عمر، ولکان اسامه برادر حافظ سعید، ممتاز افسر متقاعد اردوی پاکستان، محمد، الاگیتا هندی، یاسر خراسانی، عمران، آفتاب خان پنجاپی، شیخ اوقاص از هیبت‌آباد پاکستان در نتیجه‌ی پرتاب “مادر همه بمب‌ها” کشته شدند.

هرچند شمار دقیق جنگجویان این گروه در افغانستان روشن نیست اما مقام‌های افغان در بهار سال جاری اعلام کردند که بیش از دو هزار جنگجوی این گروه، در نتیجه عملیات نظامیان افغان کشته شده‌اند.

داعش در مدت حضورش در افغانستان چندین حمله خونین انجام داده است. این گروه با هدف قرار دادن اماکن مذهبی، از جمله مساجد شیعیان، به دنبال شعله‌ور ساختن جنگ‌های مذهبی است.
Image

شاخه خراسان گروه داعش به رهبری حافظ سعید در ماه دسامبر 2014 میلادی در شرق افغانستان اعلام موجودیت کرد
5- القاعده

گروه تروریستی القاعده در سال 1988 میلادی در دوران جنگ شوروی سابق در افغانستان توسط اسامه بن لادن در شهر پیشاور پاکستان تاسیس شد. این گروه علاوه بر افغانستان در چندین کشور دیگر از جمله کشورهای عربی و افریقایی حضور داشته و در افغانستان یکی از حامیان گروه طالبان به رهبری ملا محمد عمر بود.

به دنبال حمله القاعده بر امریکا در 11 سپتامبر 2001، امریکا برای انتقام گرفتن از این گروه به افغانستان لشکر کشید. بن لادن که در آن زمان در افغانستان زندگی می‌کرد، افغانستان را ترک کرد و سرانجام در سال 2011 میلادی در ابیت‌آباد پاکستان توسط کماندوهای امریکایی کشته شد.

براساس گزارش‌های موجود، پس از فروپاشی رژیم طالبان و فرار بن لادن از افغانستان شمار کمی از جنگجویان این گروه در خاک افغانستان باقی ماندند و تعداد دیگر از اعضای آن پس از ظهور داعش، به گروه داعش و یا طالبان پیوستند.

Image

گروه تروریستی القاعده در سال 1988 میلادی در دوران جنگ شوروی سابق در افغانستان توسط اسامه بن لادن در شهر پیشاور پاکستان تاسیس شد

6- القاعده در جنوب آسیا

گروه القاعده در جنوب آسیا در ماه جون 2016 شامل فهرست سیاه امریکا گردید. این گروه به رهبری عاصم عمر در سال 2014 میلادی ایجاد شد که حوزه فعالیت آن کشورهای آسیای جنوبی می‌باشد. خبرگزاری پژواک گفته است که طالبان پاکستان و افغانستان از این گروه حمایت می‌کنند.

7- حزب المجاهدین

گروه حزب المجاهدین در ماه اگست 2017 شامل فهرست سیاه امریکا گردید. حزب‌المجاهدین یک گروه جدایی طلب در کشمیر است که در سال 1979 میلادی توسط «محمد احسن دار» ساخته شد و از سوی هند و اتحادیه اروپا نیز به‌ عنوان گروه تروریستی شناخته شده است. این گروه از حمایت آی‌اس‌آی برخوردار است که در مرز پاکستان با هند فعالیت دارد.

Image
محمد احسن دار

8- تحریک طالبان پاکستان

تحریک طالبان پاکستان در ماه سپتامبر 2010 در فهرست سیاه امریکا قرار گرفت. این گروه در مناطق قبیله‌ای فدرال شمال غربی در امتداد خط دیورند، مرز میان افغانستان و پاکستان، مستقر است.

این گروه در مناطق خیبر پشتونخواه، افغانستان و خاورمیانه عملیات انجام می‌دهد و شمار جنگجویان آن به هزاران نفر می‌رسد. در سال 1394 این گروه اعلام کرد که با طالبان افغان یکجا شده و هماهنگ عمل می‌کند.

افزون بر این مقام‌های پاکستانی گفته بودند که نیروهای وابسته به تحریک طالبان پاکستانی در جنگ قندوز، در شمال افغانستان حضور داشته و در کنار طالبان افغان می‌جنگیدند.

Image

تحریک طالبان پاکستان در ماه سپتامبر 2010 در فهرست سیاه امریکا قرار گرفت

9- جماعت الحرار

جماعت الحرار در سال 2014 میلادی از گروه تحریک طالبان پاکستان جدا شد و اما براساس گزارش‌ها این گروه بار دیگر در سال 2015 دوباره به تحریک طالبان پاکستان محلق شده است. جماعت الحرار در سال 2016 میلادی شامل فهرست سیاه امریکا گردید.

خبرگزاری پژواک به نقل از یک مقام نظامی افغان در شرق افغانستان نوشته است که جماعت الحرار در شهرستان‌های اچین، لعل‌پور، مهمند دره و غنی‌خیل ولایت ننگرهار فعال بوده و در حدود 600 عضو دارد.

Image

جماعت الحرار در سال 2016 میلادی شامل فهرست سیاه امریکا گردید

10- طالبان شاخه ملا نذیر

گروه طالبان شاخه ملا نذیر در سال 2013 در فهرست سیاه امریکا قرار گرفت. ملا نذیر از فرماندهان طالبان در وزیرستان جنوبی بود که موافقت‌نامه صلح با ارتش پاکستان را امضا کرد. او در ماه جنوری 2013 در حمله هواپیمای بدون سرنشین امریکایی در مناطق قبایلی پاکستان کشته شد.

Image

ملا نذیر از فرماندهان طالبان در وزیرستان جنوبی بود که موافقت‌نامه صلح با ارتش پاکستان را امضا کرد

11- حرکت الجهاد اسلامی

حرکت الجهاد اسلامی در ماه اگست 2010 شامل فهرست سیاه امریکا گردید. این گروه در سال‌های 1980 زمانی ظهور کرد که مولانا ارشد احمد، رهبر این گروه همراه با قاری سیف‌الله و مولانا عبدالصمد برای جنگ با نیروهای شوروی به افغانستان آمدند.

براساس گزارش‌های منتشر شده، این گروه 15 عضو در افغانستان دارد که بر ضد امریکا جنگ می‌کنند و دفتر مرکزی این گروه در فلسطین قرار دارد.

Image

حرکت الجهاد اسلامی در ماه اگست 2010 شامل فهرست سیاه امریکا گردید

12- حرکت المجاهدین

گروه حرکت المجاهدین در سال 1985 میلادی از حرکت الجهاد اسلامی جدا شد و در ماه اکتوبر 1997 در فهرست سیاه امریکا قرار گرفت. این گروه آزادانه در پاکستان گشت و گذار دارد. براساس گزارش خبرگزاری پژواک، فضل‌الرحمان خلیل، رهبر این گروه در اسلام‌آباد زندگی می‌کند و هواداران این گروه برای آزادی کشمیر از زیر سلطه هند مبارزه می‌کنند. از این گروه به عنوان تهدید برای افغانستان و منافع ایالات متحده امریکا نیز یاد شده است.

13- جیش محمد

جیش محمد یک گروه شبه‌نظامی است که به دنبال جداسازی کشمیر از هند با توسل به مبارزه مسلحانه است. این گروه که توسط مولانا مسعود اظهر ایجاد شده، در دسامبر 2001 شامل فهرست سیاه امریکا گردید.

خبرگزاری پژواک نوشته است که اعضای گروه جیش محمد در سال 1999 میلادی یک هواپیمای مسافربری هند را که به سمت قندهار افغانستان پرواز می‌کرد، به گروگان گرفته بودند. آنان از هند خواستار آزادی مولانا مسعود اظهر شده بودند.

گروه جیش محمد توسط مولانا مسعود اظهر ایجاد شده، در دسامبر 2001 شامل فهرست سیاه امریکا گردید

Image

14- لشکر طیبه

لشکر طیبه در سال 1990 توسط حافظ محمد سعید با رویکرد مقابله با سیطره هند بر منطقه کشمیر ایجاد شد. بر اساس گزارش‌ها، این گروه در آغاز روابط حسنه با القاعده داشت و پس از ظهور داعش سعی کرد با این گروه روابط خود را تقویت کند.

لشکر طیبه در سال 2001 شامل فهرست سیاه امریکا شد. این گروه در جنوب آسیا و عمدتا پاکستان، فعال است و متهم به حملات متعدد به شهروندان و نیروهای هند، از جمله بمب‌گذاری سال 2001 و 2008 بمبئی در هند است. افزون بر این فعالیت‌های این گروه در افغانستان نیز دیده شده است.

سال گذشته خورشیدی وزارت داخله افغانستان اعلام کرد که در یک حمله هوایی در شهرستان دانگام ولایت کنر 19 عضو لشکر طیبه مربوط به کشور پاکستان کشته شده‌اند.

Image

لشکر طیبه در جنوب آسیا و عمدتا پاکستان، فعال است

15- گروه طارق گیدار

براساس گزارش خبرگزاری پژواک، امریکا در ماه می سال 2016 این گروه را در فهرست سیاه خود قرار داد. این گروه متعلق به پاکستان است.

منابع این خبرگزاری گفته‌اند که این گروه در افغانستان نیز فعالیت داشته و در سال 2016، عمر ناریه سازمان‌دهنده حمله بر مکتبی در پیشاور پاکستان به فرمان محمد اشرف غنی در ولایت ننگرهار، در شرق افغانستان کشته شده است.

16- لشکر جهنگوی

لشکر جهنگوی یک گروه انحصاری مربوط به سپاه صحابه پاکستان است که توسط ملک اسحق و شماری از دیگر از چهره‌های این سپاه در سال 1996 ایجاد شده است. این گروه افراطی در پاکستان مستقر است و اهداف خود را در همکاری با القاعده و طالبان دنبال می‌کند.

Image

لشکر جهنگوی توسط ملک اسحق و شمار دیگری از چهره‌های این سپاه صحابه در سال 1996 ایجاد شده است

این گروه مسوول حملات و بمب‌گذاری‌های متعدد در خاک پاکستان است که در آن صدها شیعه پاکستانی کشته شده‌اند. افزون بر این، این گروه مسوول حملات انتحاری در سال 2011 بر عزاداران عاشورا در مزار و کابل در افغانستان است.

17- اتحاد جهاد اسلامی

این گروه در سال 2002 میلادی تحت تاثیر جنبش اسلامی ازبکستان شکل گرفت. در وزیرستان شمالی مستقر است و در سال 2005 شامل فهرست سیاه امریکا گردید. گزارش‌هایی وجود دارد که این گروه در سال‌های اخیر در برابر نیروهای پاکستانی در مناطق قبلیه‌ای این کشور و نیروهای افغان و ناتو فعال بوده است.

18- جندالله
Image

گروه جندالله در سال 2003 میلادی در ایران تشکیل شد و هدف آن دفاع از حقوق مذهبی و قبیله‌ای، به‌ویژه بلوچ‌ها و پیروان اهل سنت در ایران است. منابع خبرگزاری پژواک گفته‌اند که گروه جندالله علیه شیعیان افغانستان و ایران عملیات می‌کند. این گروه در نوامبر 2010 شامل فهرست گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی امریکا گردید.

گروه جندالله در سال 2003 میلادی در ایران تشکیل شد

در ماه سپتامبر 2016 مقامات ولایت بغلان در شمال افغانستان از کشته شدن 7 شورشی این گروه در شهرستان برکه این ولایت خبر دادند. یک سال پیش از آن قاری بشیر، مسوول این گروه در شمال افغانستان و قاری حضرت مشهور به ابو حذیفه، رهبر این گروه در قندوز کشته شدند.

19- نیروی قدس

خبرگزاری پژواک به نقل از دفتر رسانه‌های ناتو در کابل نوشته که نیروی قدس در اکتوبر 2007 شامل فهرست سیاه ایالات متحده شده است. نیروی قدسِ نیروهای برون مرزی سپاه پاسداران ایران در جنگ ایران و عراق ایجاد شد.

20- جنبش اسلامی ازبکستان

جنبش اسلامی ازبکستان در سال 1998 توسط جمعه نمنگانی و طاهر یولداش پس از پایان جنگ داخلی تاجیکستان بنیانگذاری شد. پس از فروپاشی رژیم طالبان در کابل و ورود نیروهای امریکایی و متحدانش به افغانستان، اعضای جنبش اسلامی ازبکستان به مناطق مرزی افغانستان آمده و فعالیت‌های خود را آغاز کرد.

Image

جنبش اسلامی ازبکستان در سال 1998 توسط جمعه نمنگانی و طاهر یولداش پس از پایان جنگ داخلی تاجیکستان بنیانگذاری شد

این گروه که در سپتامبر 2000 میلادی شامل فهرست سیاه امریکا شد، در وزیرستان شمالی پایگاه دارد و در گذشته با القاعده همکاری داشته اما اکنون اکثر اعضای این جنبش به طالبان یا داعش پیوسته‌اند.

در بهار امسال مقام‌ها در شمال افغانستان ادعا کردند که پسر طاهر یولداش در شماری از مناطق در شمال افغانستان برای داعش سربازگیری می‌کند. جنرال ظاهر وحدت، والی سرپل در ماه ثور به خبرنامه گفته بود که پسر طاهر یولداش در مرز بین جوزجان، سرپل و فاریاب برای داعش سربازگیری می‌کند.

21- جنبش اسلامی ترکستان شرقی

این گروه در سپتامبر 2002 به عنوان یک سازمان تروریستی شامل فهرست سیاه ایالات متحده امریکا گردید. این گروه از ستیزه‌جویان اویغور، مسلمانان جدایی طلب در سن‌کیانگ چین، تشکیل شده است. این جنبش در سال 1993 تاسیس شد و با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی توانست با گروه‌ها و احزاب بنیادگرا در آسیای مرکزی رابطه برقرار کند. بعدها این گروه با القاعده و طالبان در افغانستان نیز همکاری کرد.

دو ماه پس از حملات یازده سپتامبر القاعده بر ایالات متحده امریکا، چین سندی را نشر کرد که نشان می‌داد جنبش اسلامی ترکستان شرقی با القاعده و طالبان ارتباط داشته است. این سند گفته بود که حسن مخصوم، رهبر این جنبش با بن لادن در افغانستان همکاری داشته است.

Image

جنبش اسلامی ترکستان شرقی در سپتامبر 2002 به عنوان یک سازمان تروریستی شامل فهرست سیاه ایالات متحده امریکا گردید

اکنون که نگرانی‌ها از گسترش فعالیت داعش در افغانستان بیشتر می‌شود، چین نگران پیوستن اویغورهای وابسته به جنبش اسلامی ترکستان شرقی به صفوف داعش در افغانستان است.

علاوه بر این 21 گروه تروریستی که در فهرست سیاه وزارت خارجه امریکا قرار گرفته‌اند، شماری از سازمان‌ها و گروه‌های دیگر نیز در افغانستان فعالیت داشته و دارند اما شامل فهرست سیاه امریکا نشده‌اند.

 دیگر گروه‌های فعال در افغانستان

«لشکر اسلام» یک گروه مرتبط با طالبان پاکستان فعال در شرق افغانستان است که به نقل از پژواک 500 جنگجو در مناطق نازیان و اچین ولایت ننگرهار دارد.

«مجاهدین البدر» یک گروه ستیزه‌جوی پاکستانی است که در کشمیر فعال بوده اما اخیرا فعالیت‌های شورشی را در افغانستان آغاز کرده است. فعالیت «سازمان‌های سلفی» نیز در افغانستان دیده شده است.

«انصار اسلام» که در سال 2004 توسط پیر سیفور رحمان بر ضد گروه «لشکر اسلام» ایجاد شد نیز در افغانستان فعالیت‌های ضد دولتی داشته است. «سپاه صحابه»، از پیروان مکتب دیوبندی، حامی سیاسی لشکر جهنگوی پاکستان است. «حرکت الانصار»، «جنود خراسان» که در ربودن برخی افراد در گوشته ولایت ننگرهار در سال 2013 متهم است و «جماعت انصارالله تاجیکستان» از دیگر گروه‌هایی هستند که در افغانستان فعال بوده و یا فعال‌اند.


http://khabarnama.net/blog/2017/10/26/2 ... ghanistan/
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » شنبه جولاي 08, 2023 9:20 pm


نقش و حضور سردار سليماني و سردار قآاني در افغانستان



اگر حاج‌قاسم نبود نه احمدشاه مسعود موفق می‌شد و نه دیگران/ سردار قاآنی در سخت‌ترین شرایط در افغانستان حضور داشت


Image

عضو سابق پارلمان افغانستان می‌گوید: مردم در افغانستان احساس می‌کردند که اگر چنانچه داعش به آنجا بیاید، سردار سلیمانی برای حمایت از آنها حاضر خواهد بود.
گروه دفاعی خبرگزاری تسنیم ــ پرونده ویژه «هجر حبیب»: بیش از 100 روز از شهادت سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس به‌دست تروریست‌های ارتش آمریکا در فرودگاه بغداد می‌گذرد و هر روز برخی ابعاد شخصیتی و مختصات فرماندهی ایشان توسط افراد مختلف بازگو شده است و افکار عمومی با ناگفته‌های بیشتری از زندگی «حاج قاسم» آشنا می‌شوند.

نیروی قدس به‌عنوان شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در کشورهای منطقه همواره در خط مقدم مقابله با استکبار، تروریسم و دشمنانی بوده است که منافع ملت‌ها را تهدید کردند و بدون شک یکی از این کشورها افغانستان است.

به همین منظور در گفتگو با «نصرالله صادق‌زاده نیلی» نماینده سابق مردم ولایت دایکندی از ولایات مرکزی افغانستان در مجلس این کشور به بررسی نقش نیروی قدس و سردار سلیمانی در افغانستان پرداختیم.

نصرالله صادق‌زاده فرزند شهید صادق‌زاده از مجاهدین جهاد اسلامی افغانستان است که بیش از یک دهه به‌عنوان نماینده پارلمان این کشور حضور داشته و از جمله افرادی است که در تدوین قانون اساسی افغانستان نیز نقش داشته است.

او چند سالی را نیز به‌عنوان مهاجر در ایران و در شهر قم زندگی کرده است.


متن کامل این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

* انتصاب سردار سلیمانی در سال 76 به فرماندهی نیروی قدس تقریباً همزمان بود با برخی حوادث و اتفاقات در افغانستان، اگر اجازه بدهید بحث را با این موضوع آغاز کنیم که نیروی قدس چه ارتباطی با افغانستان داشت و اقدامات این نیرو چقدر در مقابله با اشغالگران در مقاطع مختلف و مبارزه با تروریسم در این کشور مؤثر بود؟

در مورد ارتباط نیروی قدس و جمهوری اسلامی به‌طورکلی با موضوعاتی که مطرح کردید، می‌توان به چند مرحله اصلی و مهم اشاره کرد؛ بحث اول به مقطع جهاد مردم افغانستان علیه اتحاد جماهیر شوروی برمی‌گردد که در آن زمان، همکاری‌های گسترده و وسیعی صورت گرفت و جمهوری اسلامی کمک‌های زیادی به نیروهای جهادی کرد و در سنگرهای مختلف در شمال، جنوب و مرکز افغانستان کنار مجاهدان چه شیعه و چه سنی ایستاد، اینها علاوه بر کمک‌هایی بود که به مردم افغانستان می‌کردند تا زندگی بهتری داشته باشند.

موضوع بعدی به مسئله مهاجرین افغانستانی برمی‌گردد، من خودم به‌خاطر دارم که در سال 1360 از خاک پاکستان وارد ایران شدیم، از ما پذیرایی کردند و وسایل و امکانات برای زندگی به ما دادند. بدون توجه به مسائل قومی و مذهبی، بیش از 2 میلیون مهاجر به ایران آمدند و جمهوری اسلامی در حالی که خودش با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کرد، پذیرای آنها شد.

بحث دیگر در زمان جنگ‌های داخلی پس از شکست شوروی است که گروه‌های تروریستی مثل القاعده شکل گرفتند. در آن مقطع هم جمهوری اسلامی ایران کنار مردم افغانستان ایستاد. باز هم تأکید می‌کنم که به هیچ وجه موضوعاتی مثل شیعه و سنی مطرح نبود و آنها در سخت‌ترین شرایط، با همه مردم افغانستان همکاری کردند.

یادم هست در مقطعی که تروریست‌ها عرصه را بر مردم مناطق مرکزی و دیگر جاها تنگ کرده بود، جمهوری اسلامی با هواپیما، مواد غذایی و دیگر امکانات زندگی را برای مردم در این مناطق می‌ریخت.

در افغانستان نیرویی به‌نام «سپاه محمد(ص)» از مجاهدینی که سابقه جنگ و جهاد داشتند تشکیل شده بود که این نیروها تأثیر بسیار زیادی در مقابله با القاعده داشتند و می‌توان گفت که اگر اینها کنار احمدشاه مسعود و دیگر نیروهایی که داخل افغانستان مقاومت می‌کردند حضور نداشتند، پیروزی به این سرعت حاصل نمی‌شد.

بعد از حمله آمریکا به افغانستان (پس از حادثه 11 سپتامبر) هم همین نیروها بودند که رفتند و پایگاه‌های تروریست‌ها را تسخیر کردند.

اینها تأثیرات حضور جمهوری اسلامی ایران و نیروی قدس بود که خاطرات خوبی در اذهان مردم افغانستان به یادگار گذاشته است.

** کشوری که در سخت‌ترین شرایط کنار مردم افغانستان ایستاد ایران بود

* چقدر این اقدامات و این کمک‌های ایران که طبیعتاً به‌واسطه نیروی قدس صورت می‌گرفت، از طرف مردم افغانستان پذیرفته شده بود؟ آنها چه نگاهی به این کمک‌ها داشتند؟

اولاً لازم است تأکید کنم که همه این اقدامات به «سپاه محمد» محدود نمی‌شد و بقیه مجاهدین افغان هم بودند مثل احمد شاه مسعود، حزب اسلامی، اسماعیل‌خان و چهره‌های دیگر که اینها با هم همکاری می‌کردند. در همان زمان، دیگر کشور همسایه ما یعنی پاکستان کنار تروریست‌ها بود و همه امکاناتی را که آنها می‌خواستند برایشان فراهم می‌کرد.

تنها کشوری که در سخت‌ترین شرایط، صادقانه کنار مردم افغانستان ایستاد، جمهوری اسلامی ایران از طریق سپاه قدس بود.

سپاه محمد هم که به وجود آمد، نیروی منظم، ورزیده و آموزش‌دیده‌ای بود که وضعیت جنگ را در افغانستان تغییر داد. اینها به هر منطقه‌ای که می‌رفتند، چون هم آموزش خوبی دیده بودند و هم پایبند به اخلاقیات بودند و هم مشی و سیاق خوبی داشتند، مورد استقبال مردم واقع می‌شدند.

همین نیروها بعد از پیروزی مقاومت علیه تروریست‌ها، اغلب جذب حکومت شدند و با صداقت و راستی به مردم افغانستان خدمت می‌کنند.



** ایران به‌خلاف شوروی و آمریکا دخالتی در امور افغانستان نکرد

* سؤالی که ممکن است خیلی‌ها بپرسند و فکر می‌کنم افرادی مثل شما می‌توانند آن را تبیین کنند و به آن جواب بدهند، این است که برخی می‌گویند این اقدامات ایران در کشوری مثل افغانستان نوعی دخالت است و همان کاری است که آمریکا می‌کند و یا در گذشته شوروی می‌کرد، تحلیل شما چیست؟ آیا همین طور است؟ اگر نه، این رویکردها با هم چه تفاوت‌هایی دارد؟

حضور اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان در سال 1358 یک حضور اشغالگرانه بود. آنها 120 هزار نیرو آوردند و تمام مراکز افغانستان را اشغال کردند، حتی حاکمیتی به‌وجود آوردند و با مردم افغانستان که آن حکومت را قبول نداشتند درگیر شدند. به‌واسطه این اشغالگری، شهرها، روستاها و تمام اماکن عمومی و شخصی مردم تخریب شد و میلیون‌ها انسان مجبور به مهاجرت و ترک سرزمین خودشان شدند و صدها هزار نفر هم به شهادت رسیدند، خُب، اینها نمی‌تواند با شکل حضور ایران قابل قیاس باشد.

در مورد آمریکایی‌ها هم، درست است که آنها در مرحله اول با موافقت سازمان ملل و به‌بهانه مبارزه با تروریست‌ها به افغانستان آمدند، ولی کم‌کم تبدیل به یک کشور اشغالگر شدند که در افغانستان جا خوش کرده است، مراکز نظامی را در اختیار خودشان گرفتند و آنها را به پایگاه نظامی خود تبدیل کردند و در انتخابات و امور افغانستان هم دخالت می‌کنند.

اما جمهوری اسلامی ایران در دوران جهاد، بدون هیچ توقعی آمد و کنار مردم افغانستان قرار گرفت. نیروهای ایرانی مثل مجاهدان افغان زندگی می‌کردند، نان خشک می‌خوردند و علیه اشغالگران می‌جنگیدند.

Image

عکسی قدیمی از شهید سپهبد سلیمانی کنار شهید احمد شاه مسعود و جمعی از مجاهدان افغانستانی

وقتی هم که تروریست‌های زیادی از نقاط مختلف جهان به افغانستان آمدند و شما می‌دانید که چقدر ویرانی و بدبختی برای مردم به‌بار آوردند، در سخت‌ترین زمان‌ها که هیچ‌کس به داد مردم افغانستان نرسید، باز همین‌ها بودند که آمدند و کنار مردم ایستادند. جمهوری اسلامی ایران در افغانستان نه پایگاه نظامی برای خود ایجاد کرد، نه جایی را به تصرف خود درآورد و نه در مسائل داخلی افغانستان دخالت کرد.

مجاهدین بزرگی مثل احمد‌شاه مسعود یا دیگر فرماندهان جهادی مقاومت افغانستان، در شرایط سخت، تنها ملجأ و پناه خود را نیروهای ایرانی می‌دانستند و من معتقدم اگر همکاری ایران و نیروی قدس نبود، نه احمد شاه مسعود موفق می‌شد نه آقای دوستم و نه اسماعیل‌خان و نه آقای محقق و نه دیگر چهره‌های عرصه جهاد افغانستان.

** فکر می‌کردیم عرصه مأموریت سپاه قدس فقط در افغانستان است

* شما خودتان سردار سلیمانی را از کجا و چطور شناختید؟

من سردار سلیمانی را از سال‌های 78‌ــ‌77 شناختم، آن‌هم به‌واسطه تغییر و تحولاتی که پس از فرماندهی ایشان در نیروی قدس به وجود آمد و ما این تغییرات را در صحنه میدانی افغانستان به‌وضوح می‌دیدیم.

اینها خودشان به‌سراغ مجاهدین می‌رفتند. همین نیروهای سپاه محمد که عرض کردم، از مجاهدین سابقی بودند که دست از جهاد کشیده بودند و گذران زندگی می‌کردند و از عرصه جهاد کنار رفته بودند، می‌رفتند آنها را پیدا می‌کردند و به عرصه جهادی برمی‌گرداندند.

خب، این یعنی شناختشان از مجاهدین افغانستان کامل بود، توانمندی آنها را می‌شناختند، مطالعه داشتند و برنامه‌ریزی کرده بودند، رفتند و اینها را از داخل و خارج افغانستان جمع کردند و کنار هم سازماندهی کردند و به آنها انگیزه دادند و فهماندند که "کشور شما در چه وضعیتی قرار دارد" و گفتند که "ما در کنار شما هستیم."

خیلی از این اتفاقات وقتی افتاد که سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس شد، البته قبل از آن هم کارهای بزرگی شده بود.

در همین مقاطع بود که ما نام سردار سلیمانی به گوشمان خورد که فردی جدید آمده است و با مردم افغانستان همکاری می‌کند. هر مجاهدی که می‌دیدیم به‌نحوی از ایشان تعریف می‌کرد.

عملکرد آنها طوری بود که ما در آن زمان فکر می‌کردیم عرصه مأموریت سپاه قدس فقط در افغانستان است، بعداً متوجه شدیم که در سطح دنیا اینها کار می‌کنند، یعنی طوری رفتار می‌کردند که ما فکر می‌کردیم همه نیروی قدس در افغانستان حضور دارد.



* یکی از مسائلی که راجع به سردار سلیمانی مطرح می‌شود نوع فرماندهی ایشان است، طی سال‌های گذشته گستره جبهه مقاومت ابعاد بیشتری به خود گرفته است و از ایران تا افغانستان،‌ عراق، سوریه، لبنان و یمن، کشورهایی هستند که عضو این جبهه هستند و در یک جاهایی مثل سوریه یا عراق اینها به هم نزدیک‌تر شده‌اند و کنار هم با دشمن می‌جنگند،

سؤال من در مورد ویژگی فرماندهی سردار سلیمانی در اینجاست که؛ چطور ایشان این جبهه گسترده با ملیت‌های مختلف را که طبیعتاً هر کدام فرهنگ خاص خودشان را دارند، فرماندهی کرد و کار را طوری جلو برد که همه این افراد مثل یک برادر با هم زندگی می‌کنند و کنار هم می‌جنگند؟

من فکر می‌کنم این مسئله از چند موضوع نشئت می‌گرفت؛ اول اشراف اطلاعاتی عمیقی بود که ایشان از منطقه داشت و ضرورت‌های هر کشور و مردمش را می‌شناخت و می‌دانست مثلاً افغانستان چه ضرورتهایی دارد و چه‌نوع همکاری باید در آن صورت بگیرد تا اعتماد آنها را به دست بیاورد، در عراق و سوریه و بقیه کشورها هم همین‌طور. ایشان دقیقاً روی این موضوعات اشراف داشت و بر اساس همین ضرورت‌ها برنامه‌ریزی می‌کرد و این در روح و جان مردم نفوذ می‌کرد.

شاید ما بعد از شهادت ایشان، این موضوعات را بهتر درک کنیم. سردار سلیمانی بعد از شهادت، زمین تا آسمان با سردار سلیمانی وقتی که زنده بود و ما می‌شناختیم متفاوت است.

موضوع دوم اخلاص و صداقت او بود. ما دیدیم وقی کشورهایی مثل سوریه، عراق و افغانستان مورد هجوم دشمنان قرار می‌گیرند، شهرها و خانه‌ها ویران می‌شود و مردم کشته و مجروح و یا آواره می‌شوند، در این شرایط کسی مثل سردار سلیمانی ناجی آنها می‌شود و در سخت‌ترین شرایط می‌رود و با اخلاص کامل کنار آنها می‌ایستد.

آمریکایی‌ها هم با بهانه مبارزه با تروریسم به عراق و افغانستان آمدند ولی هرگز نتوانستند صداقت خود را برای مردم افغانستان و عراق به اثبات برسانند.

امروز همه مردم از آنها ناراضی‌اند و معتقدند آنها برای اهداف خودشان به اینجا آمدند نه برای کمک به مردم ولی وقتی سردار سلیمانی و نیروهایش را می‌دیدند احساس می‌کردند که "اینها به‌خاطر ما آمده‌اند و به‌خاطر ما می‌جنگند."

مسئله دیگر این است که نیروی قدس وقتی برای کمک به مردم کشوری در برابر دشمن ظالم می‌رود، برایش شیعه و سنی، مسلمان و غیرمسلمان و یا تفاوت زبان و قومیت مطرح نیست، خب، چنین افرادی یقیناً بین مردم جایگاه بالایی پیدا می‌کنند.

** مردم افغانستان احساس می‌کردند سردار سلیمانی در قبال داعش از آنها حمایت می‌کند

* طبیعتاً به‌دلیل نوع کار و شیوه فعالیت نیروی قدس، مردم افغانستان در گذشته نباید شناخت چندانی از این نیرو داشته باشند؛ کما اینکه در خود ایران هم تا همین چند سال قبل، مردم، جز نام و یک سری اطلاعات کلی، شناخت امروز را از این نیرو نداشتند، این شناخت چطور به‌وجود آمد؟

در گذشته، افکار عمومی خیلی شناختی از سپاه قدس نداشت اما وقتی گفته می‌شد ایرانی‌ها یا بچه‌های سپاه آمدند، یک دلگرمی زیادی بین مجاهدین به‌وجود می‌آمد و آنها هم بدون نام و نشان و در واقع چراغ خاموش کار می‌کردند. نام این نیرو بعد از مسائل جنگ با داعش در سوریه و عراق بر سر زبان‌ها افتاد.

اخبار جنایات تروریست‌ها و تکفیری‌ها به گوش مردم می‌رسید و می‌دیدند که اتفاقاً بیشتر اهل‌سنت هستند که از وجود آنها آسیب دیدند. مردم می‌دانستند که اگر داعش در عراق و سوریه موفق شود به‌سراغ آنها هم خواهد آمد.

در این زمان توجهات به سپاه قدس و سردار سلیمانی بیشتر شد چون فهمیدند که تنها نیرویی که با صداقت و راستی مقابل چنین هجمه‌ای ایستاده است و یک‌تنه مبارزه می‌کند اینها هستند، یعنی مردم داخل افغانستان احساس می‌کردند که اگر چنانچه داعش به آنجا بیاید، سردار سلیمانی برای حمایت از آنها حاضر خواهد بود.

مردم در ته دل خود در سخت‌ترین شرایط که جز خدا را ندارند، احساس می‌کنند فردی که نه از نژاد آنهاست، نه هموطنشان است، کنار آنها خواهد بود.

یادم هست در مقطع جهاد با شوروی، یکی از سرداران سپاه که به افغانستان آمده بود، این‌قدر میان مردم محبوب بود که می‌گفتند "اگر روزی افغانستان آزاد شود، او باید رئیس جمهور ما باشد." این‌قدر که مردم افغانستان با او و نیروهایش احساس دوستی و نزدیکی می‌کردند.

اینها در سخت‌ترین شرایط کنار مردم بودند، مثل مردم غذا می‌خوردند، مثل مردم با حداقل امکانات زندگی می‌کردند و کنار مجاهدین علیه اشغالگران می‌جنگیدند.



** سردار قاآنی در سخت‌ترین شرایط در افغانستان بود

* بعد از شهادت سردار سلیمانی، جانشین ایشان یعنی سردار قاآنی به‌عنوان فرمانده نیروی قدس منصوب شدند که گفته می‌شود تسلط بالایی در حوزه افغانستان دارند، شما چه تحلیلی در این باره دارید و چقدر ایشان را می‌شناسید؟ و سؤال دیگر آنکه؛ آینده جبهه مقاومت را بعد از شهادت سردار سلیمانی چطور ارزیابی می‌کنید؟

سردار قاآنی از جمله همان افرادی است که اغلب در سخت‌ترین شرایط، خودش داخل افغانستان بود و مسئولین افغانستان را از نزدیک می‌شناسد.

او در زمان سختی‌ها کنار مردم افغانستان حضور داشت و من معتقدم بهترین فردی است که برای فرماندهی نیروی قدس انتخاب شد و شاید لااقل برای مردم افغانستان کسی بهتر از ایشان نباشد.

اما در ارتباط با جبهه مقاومت، من معتقدم وجود سردار سلیمانی یک برکت برای همه مردم دنیا بود اما شهادتش برکتش را چند برابر کرد. اگر یک روز ایشان به‌صورت فیزیکی در سنگرها حضور داشت، تحلیل می‌کرد، نقشه می‌ریخت، دفاع می‌کرد و می‌جنگید، امروز می‌بینیم که خونش همان تأثیر را حتی بیشتر دارد.

سردار سلیمانی در راه خدا شهید شد و تمام کارهایش به‌خاطر خدا و جهان اسلام و انسانیت بود.

کسانی که او را به شهادت رساندند انتظار داشتند این موج از بین برود ولی دیدیم که نه‌تنها این اتفاق نیفتاد، بلکه این آنها بودند که با شکست بزرگی مواجه شدند. بعد از موشک‌باران پایگاه آمریکایی عین‌الاسد، این ترامپ بود که عقب‌نشینی کرد.

من معتقدم خون سردار سلیمانی نه‌تنها ایران، بلکه همه جهان اسلام را مصون کرده است و از این جهت جای هیچ نگرانی نیست.

* ممنون که وقت خودتان را برای انجام این گفتگو در اختیار ما قرار دادید.


https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/01/24/2241409

خبري اين روزها در كانالهاى خبري ماهواره اي بخش شده مبني بر برخورد محكم سردار قآاني با سخنكوي طالبان كه كفته بود ايران دخالت نكند،

https://www.youtube.com/watch?v=muUoSzDu98k

در سايتهاى رسمي ايران اين خبر ديده نشد = اكر راست باشد قابل توجه است و ذهنيتهاى حاكي از موضع رسمي ايران در برابر طالبان را اصلاح مي كند = اكر در واقع اينطور باشند
خبر مربوطه در دوسه دقيقه اول ويديو است
معلوم نيست نشر اين خب براى كاهش جو عليه خوشبيني به طالبان است؟ نه صدايي از جلسه است نه كزارشي از سايتهاى سباه؟!؟
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » شنبه جولاي 08, 2023 9:34 pm


اين تحقيق هم هرجند خيلي خلاصه است اما مفيد است = براى شناخت افغانستان و نواحي مرزي باكستان و جهات جغرافيايي و قومي و زباني و مذهبي و محيط رشد تروريستها
 


تحلیل مکانی-فضایی شکل گیری و فعالیت گروه های تروریستی در نواحی مرزی افغانستان با پاکستان 

نویسندگان:
علی اکبر دبیری
محمدرضا حافظ نیا
سید یحیی صفوی
محمد اخباری


منبع:

مطالعات شبه قاره سال یازدهم پاییز و زمستان 1398 شماره 37

http://ensani.ir/fa/article/download/406150

دانلود روي دكمه سبز

http://ensani.ir/fa/article/406150
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » شنبه جولاي 08, 2023 9:48 pm

برخى كارهاى طالبان جديد مطابق اعتقاد و رويه طالبان قديم


هشدار درباره عواقب تطهیر طالبان در ایران

عده ای درصدد هستندچهره جدیدی از تروریست های طالبان به نمایش بگذارند و وانمود کنند که آنها دست ازخشونت برداشته اند و قراراست اهل مسالمت باشند.این تلاش،در همین روزها با فجایعی که در افغانستان به دست طالبان اتفاق افتاده،مهرباطل خورده است.

Image

به گزارش «شیعه نیوز»، مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی که در کانال تلگرامی این روزنامه منتشر شده، نوشت: عده ای درصدد هستندچهره جدیدی از تروریست های طالبان به نمایش بگذارند و وانمود کنند که آنها دست ازخشونت برداشته اند و قراراست اهل مسالمت باشند.این تلاش،در همین روزها با فجایعی که در افغانستان به دست طالبان اتفاق افتاده،مهرباطل خورده است.

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

هرچندتئوری پردازان ،مسئولان دستگاه سیاست خارجی ایران و رسانه های وابسته به آنها تلاش می کنند تسلط گروه تروریستی طالبان بر افغانستان را یک شکست برای آمریکا جلوه بدهند ولی واقعیت این است که با این رویداد مرحله جدیدی از توطئه آمریکا در منطقه آغازشده است.
عده ای درصدد هستند چهره جدیدی از تروریست های طالبان به نمایش بگذارند و وانمود کنند که آنها دست از خشونت برداشته اند و قرار است اهل مسالمت باشند.

این تلاش،در همین روزها با فجایعی که در افغانستان به دست طالبان اتفاق افتاده،مهرباطل خورده است. عوامل طالبان به مجرد ورود به شهرهای شیعه نشین،پرچم های عزای حسینی را به زیرکشیدند و پرچم های طالبان را جایگزین آنهاکردند. البته بعدا به دستور رهبران خود اجازه نصب پرچم های حسینی را هم دادند.

دربدخشان،دختران را به زور از والدینشان جدا کردند و برای بهره برداری جنسی با خود بردند. زنان را به جرم اینکه بدون همراهی مرد محرم از خانه بیرون آمده بودند کتک زدند و تعدادی از سرانشان در نطق هایی که داشتند وعده ریشه کن ساختن هزاره ها و سایرشیعیان و حتی ایرانیان راتحت عنوان رافضی و مجوس دادند.اینها یعنی واقعیت گروه تروریستی طالبان تغییری نکرده و آنچه رهبرانشان می گویند و به مسئولین ایرانی وعده داده اند،نوعی پنهان کردن چهره واقعی این گروه خشن و جنایتکار ست.اقتضای ریشه فکری و اعتقادی طالبان نیز همین است که در اقدامات خشن روزهای گذشته دیده شده و در سالهای آغازین پیدایش این گروه هم با به شهادت رساندن حجت الاسلام عبدالعلی مزاری و دیپلمات های ایرانی کنسولگری مزارشریف و محمودصارمی خبرنگارخبرگزاری جمهوری اسلامی درمزارشریف عملا به نمایش گذاشته شد.متاسفانه رسانه ملی ما این فجایع را سانسور می کند و مردم ما ناچارند آنها را از ماهواره ها و فضای مجازی ببینند.
اکنون نیزسلطه گروه تروریستی طالبان برافغانستان،یک سلطه نامشروع است.آنها با آراء مردم به قدرت نرسیده اند و پیروزیشان مرهون تبانی با ارتش و خریدن روسای قبایل بود.این گونه به قدرت رسیدن،چیزی نیست که برای دولت جمهوری اسلامی ایران مجوزی جهت به رسمیت شناختن حکومت طالبان باشد.

علاوه بر اینها کاملا روشن است که تحولات کنونی افغانستان براساس یک توطئه طراحی شده برای استقرارهمسایه ای به ظاهر ملایم ولی باچهره ای خشن است که پنهان شده تا کاملا به قدرت برسد و سپس به ماموریت خود علیه جمهوری اسلامی ایران عمل کند. طراح،آمریکاست و تامین کننده بودجه ارتجاع عرب.

ما اکنون همسایه ای داریم که ترکیبی از تروریست های طالبان،داعش،النصره،القاعده و...می باشد. این همسایه می خواهد انتقام شکست هایی که از حاج قاسم سلیمانی و مدافعان حرم در سوریه و عراق ولبنان خورده است را از ما بگیرد،همسایه ای که اظهار دوستی می کند ولی چهره واقعی خود را برای فریب دادن ما پنهان کرده است.

https://www.shia-news.com/fa/news/259454

برداشتن برجمهاى عزاداراى حسيني و جايكزين كردن برجم طالبان

https://www.shia-news.com/files/fa/news ... 46_777.mp4
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » دوشنبه جولاي 10, 2023 6:46 am


   تصاویر/ عزاداری عاشورای حسینی در مزار شریف افغانستان با حضور طالبان



تصاویر/ عزاداری عاشورای حسینی در مزار شریف افغانستان
هزاران تن از عزاداران حسینی از نواحی مختلف شهر مزارشریف از صبح امروز پنج شنبه(28 اسد) و همزمان با عاشورای حسینی(ع)، با پیمودن صدها متر راه به روضه شریف رسیدند و قرار است تا ساعتی دیگر مراسم عزاداری سید الشهدا در صحن روضه منسوب به حضرت علی (ع) در مرکز این شهر برگزار گردد.
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image

https://www.shia-news.com/fa/news/259501
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه جولاي 11, 2023 6:43 am


  تغییر پوشش خبرنگاران خارجي زن بعد از تسلط طالبان بر افغانستان


Image

پوشش خبرنگار سی ان ان و الجزیره پس از تصرف افغانستان توسط طالبان تغییر کرد.
به گزارش اسپوتنیک، ویدئویی از تغییر پوشش کلاریسا وارد، خبرنگار سی ان ان در افغانستان پس از تسلط طالبان بر این کشور در فضای مجازی منتشر شده است که مورد توجه و انتقاد کاربران بسیاری نیز قرار گرفته است و اما این اتفاق به فاصله چند روز برای بار دیگر برای خبرنگار زن الجزیره رخ داد و از ویدئوهای پربازدید فضای مجازی شده است.

Image

کاربران این اتفاقات را از اولین تغییرات حضور طالبان در افغانستان می‌دانند و ضمن ابراز تاسف از وضعیت نابسامان مردم افغانستان و آواره شدن شهروندان این کشور عنوان می‌کنند چرا باید یک کشور این چنین تغییر دولت دهد و کشور خود را به راحتی به بیگانگان بسپارد و مردمش در کشورهای همسایه آواره شوند؟!

این کاربران معتقدند این واقعه‌ی تلخ به هیچ شکلی برای مردم افغانستان قابل جبران نیست و تنها کاری که می‌توانند در این شرایط انجام دهند ابراز همدردی با این مردم آسیب دیده است.


https://ir.sputniknews.com/misc/202108198178114
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه آگوست 22, 2023 11:10 pm

عاشوراى افغانستان با حضور طالبان
 
 



Image
از شهرهای مختلف افغانستان از جمله كابل مزارشریف، قندهار، غزنی، هرات، بامیان، دایکندی نیز گزارش رسیده است که مراسم عاشورای امسال با حضور گسترده مردم در امنیت کامل برگزار شده است.

کابل - ایرنا - آئین عزاداری عاشورای حسینی «ع» امروز پنجشنبه در سراسر افغانستان از جمله کابل پایتخت این کشور در تکایا و مساجد مختلف شهر کابل با عظمت و حضور گسترده زنان و مردان عاشق اهلبیت ع برگزار گردید.

به گزارش ایرنا، مسجد قرآن وعترت «ع» امروز (پنجشنبه) شاهد حضور گسترده زنان، مردان، جوانان و کودکان شیفته اهلبیت و پیروزان حضرت امام حسین ع بود که مراسم سخنرانی، نوحه سرایی، روضه و آیین گهواره کشی حضرت علی اصغر «ع» بود.

حجت الاسلام و مسلمین عبدالله افضلی عضو شورای علمای افغانستان در مراسم ابعاد مختلف قیام امام حسین «ع» و درس‌های عاشورا را برای شرکت کنندگان توضیح داد و تأکید کرد که مشکلات جهان اسلام تنها با درس هایی از مکتب اهلبیت و عاشورا ممکن است.

وی گفت که ایستادگی در برابر ظلم، ستم و تجاوز با روش مبارزه و قیام امام حسین «ع» راه نجات جامعه امروز در جهان است و ملت ها باید با مطالعه این مکتب و پیروری از امام حسین ع سرنوشت خود حاکم شوند.

احمدعلی احمدزاده یکی دیگر از علمای افغانستان در این مراسم روضه حضرت علی اصغر «ع» را برای مردم و حاضرین در مراسم روز عاشورا زمزمه کرد و هم زمان با آن آیین گهواره کشی حضرت علی اصغر نیز برگزار شد.

از شهرهای مختلف افغانستان از جمله مزارشریف، قندهار، غزنی، هرات، بامیان، دایکندی نیز گزارش رسیده است که مراسم عاشورای امسال با حضور گسترده مردم در امنیت کامل برگزار شده است.

برخی از مقامات طالبان نیز در این مراسم ها در کابل و شهرهای دیگر افغانستان نیز حضور یافتند و در باره تاریخ و درس‌هایی که می شود از عاشورا گرفت صحبت کرده اند.

این نخستین سال مراسم محرم است که پس از ۲۰ سال همزمان شده است با سقوط دولت محمداشرف غنی و حاکمیت دوباره طالبان بر پایتخت افغانستان و این مراسم مذهبی با امنیت کامل و همکاری افراد طالبان برای امنیت آن برگزار گردیده است.

https://www.irna.ir/news/84442375

   برخی از مقامات طالبان نیز در این مراسم ها در کابل و شهرهای دیگر افغانستان نیز حضور یافتند و در باره تاریخ و درس‌هایی که می شود از عاشورا گرفت صحبت کرده اند.



Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image

https://af.shafaqna.com/FA/472370

Image
Image
Image
Image
Image

https://af.shafaqna.com/FA/472340

برگزاری مراسم روز عاشورای حسینی با حضور پرشور زنان در روضه سخی مزارشریف+تصاویر

شفقناافغانستان -مراسم روز عاشورای حسینی هم اکنون در روضه شریف مزارشریف با حضور هزاران مشتاق حسینی برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان؛ مزارشریف امسال نیز همانند سال‌های گذشته شاهد حضور گسترده و باشکوه زنان بلخی در بین عزاداران حسینی در روضه‌ی منسوب به حضرت علی (ع) است. زنانی که برای گرامی‌داشت قیام امام حسین (ع) گردهم آمده‌اند. این زنان با طی کردن صدها متر راه، خود را به روضه سخی رساندند.

روضه‌ی شریف امسال نیز شاهد حضور پرشور زنان بلخی در میان عزاداران است؛ زنانی که به گفته‌ی خودشان بخاطر احیا و گرامی‌داشت عاشورای حسینی و دلداری حضرت زینب (س) در کنار مردان در این مراسم شرکت کرده‌اند.

زنان بلخی می‌گویند که ساعت‌ها مسیر را پیاده طی کرده‌اند تا در عزای حسینی شرکت و دین خود را در برابر این قیام ادا کنند.

آنان می‌گویند که زنان در حین قیام حسینی، نقش حمایوی و پس از شهادت سیدالشهدا و یارانش نیز نقش تبلیغی داشتند؛ بنابراین زنان امروز نیز می‌خواهند در کنار مردان نقش دینی خود را در امر رساندن پیام قیام امام حسین (ع) ادا کنند.

در میان این زنان، اقشار مختلف پیر، جوان، کودک، طلاب، دانشجویان، کارمندان دولتی و سایر اقشار از نواحی ۱۲ گانه شرکت دارند.

زنان اشتراک‌کننده در این مراسم تاکید دارند که حضور آنان در عاشورای حسینی نشان داد که زنان منحیث نیمی از پیکر جامعه در برپایی دین اسلام وظیفه‌ی مهمی دارند؛ گاهی وظیفه‌ی پرستاری، گاهی مسوولیت یاری، سرپرستی و تبلیغ دین را مانند حضرت زینب سلام الله، به‌عهده دارند و آنان امروز نیز زنان عاشورایی را الگو گرفته‌اند.

این در حالی است که همه ساله زنان در مزارشریف در کنار مردان در مراسم عزاداری حسینی در روضه شریف شرکت می‌کنند.

لازم به ذکر است که طالبان امنیت مراسم عزاداری حسینی را در شهر مزارشریف و دیگر شهرهای افغانستان به عهده گرفتند و تاکنون گزارشی از حملات انتحاری و حمله به عزاداران حسینی گزارش نشده است.

Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image

https://af.shafaqna.com/FA/472179
تجلیل و گرامی داشت از عاشورای حسینی در کابل +تصاویر

Image

شفقنا افغانستان – تجلیل و گرامی داشت از عاشورای حسینی سال۱۴۴۳ هجری قمری در حوزه علمیه جامعة الاسلام و دفتر-کابل-مرجع فقید سعید حضرت آیت الله العظمی محقق‌کابلی(ره) زیر نظر مرجع عالی‌قدر حضرت آیت الله العظمی فاضلی بهسودی(مدظله العالی) با حضور گسترده‌ای مردم عزتمند وشریف کابل، با روضه‌خوانی و سخنرانی حضرت حجت الاسلام و المسلمین الحاج استاد عالمی و صرف نذر به پایان رسید.

Image
Image
Image
Image
Image

https://af.shafaqna.com/FA/472268
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » چهارشنبه ژانويه 10, 2024 10:48 am

یکی از اعضای گروه طالبان امروز (سه شنبه) در استان مرکزی بامیان افغانستان به مسجد رفته و در مراسم عزاداری حضرت امام حسین «ع» نوه پیامبر گرامی اسلام شرکت و سخنرانی کرد.
این عضو گروه طالبان در این مراسم گفت که شماری از افراد به تعصبات مذهبی دامن زده مسلمانان افغانستان را به شیعه و سنی تقسیم بندی می کنند.
وی افزود که ما یک مسلمان هستیم و امام حسین «ع» نوه حضرت رسول خدا است و در حقیقت ما اهل تسنن در برابر حق اهلبیت پیامبر (ص) سستی و کاهلی کرده ایم. این عضو گروه طالبان می گوید که خوشا سعادت شما که در چنین روزهای در مسیر درست در حرکت هستید و عزاداری می کنید.
عضو طالبان می گوید که امروز افغانسان ما کربلای دوم گردیده است زیرا امت پیامبر (ص) هستیم و افغانستان ما در این وضعیت قرار دارد و مردم ما بی خانمان، بی سرپرست شده اند.
وی گفت که از جاده می گذشت و عزاداران وی را دعوت کردند و وی نیز به احترام محرم الحرام به مسجد آمده و آمادگی برای سخنرانی بیشتر در این مراسم را ندارد.
https://www.mashreghnews.ir/news/1260301
حزب الله افغانستان: با آمدن طالبان نگران تأمین امنیت عاشورا نیستیم/ تکفیری‌ها در نظام جدید به اهداف خود نمی‌رسند
دبیرکل حزب الله افغانستان گفت که مسئولین امارت اسلامی در هرات وعده داده‌اند که با تمام قدرت امنیت مراسم مذهبی عاشورا را تأمین می‌کنند و مردم می‌توانند آزادانه بدون کوچکترین نگرانی مراسم خود را برگزار کنند و با این اطمینان نیز مراسم عزای امام حسین علیه السلام در حال برگزاری است.
دبیرکل حزب الله افغانستان تاکید کرد: طالبان گفته است که در مقابل افراط گرایی و کسانی که خواسته باشند از آدرس مذهب، دین و قرآن تنش ایجاد کنند می‌ایستیم چرا که حکومت ما حکومت اعتدال است و همه اقوام و همه مذاهب در نظام امارت اسلامی می توانند آزادانه فعالیت های مذهبی خود را داشته باشند.
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1400/05/28/2556764
امام جمعه شیعیان قندهار از مردم این کشور خواست تا نگرانی از به قدرت رسیدن طالبان نداشته باشند و تاکید کرد که با حاکمیت این گروه امنیت تامین خواهد شد.
طاهری افزود: چنان امنیتی ببینید که اگر طلای شما در خیابان بیفتد کسی آن را برندارد، هیچ ترس و نگرانی نداشته باشید.
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1400/05/27/2556408

طاهری خطاب به مردم این کشور گفت: به هر ترتیب، به همه مومنین بگویید که خاطرجمع باشید، خود را دربه‌در و مهاجر نکنید. به سرزمین بیگانه نروید، خود را آواره نکنید چرا که آوارگی سخت است.
وی تصریح کرد: من از همه خواهش می کنم که آرام نشسته و زندگی کنید، من قول می‌دهم که امنیت خواهد آمد، کار و بار شما درست خواهد شد و حتی از گذشته هم رونق بیشتری خواهد گرفت، اگر حتی شب درِ خانه شما باز باشد یا روز اگر مغازه خود را رها کرده برای نماز به مسجد بروید کسی تعرضی نخواهد داشت.


طالبان:

امام حسین بزرگترین فداکاری در تاریخ اسلام

http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=168072
وثیق گفت: اهل بیت پیامبر و اصحاب ایشان به شدت در قلب ما جای دارند و جزء اعتقادات ما هستند؛ ما نیز هیچ تضاد و دشمنی با اهل تشیع نداریم و آنها را هم وطن و برادر خود می‌دانیم.
وثیق در ادامه اظهارداشت که اهل سنت از روز عاشورا به عنوان یک روز خاص در جهان اسلام تجلیل می‌کنند، اما مراسم خاصی در این روز ندارند ولی اهل تشیع مراسم خاص مانند سینه‌زنی برگزار می‌کنند و ما با مراسم آن‌ها هیچ مشکلی نداریم.


طوايف مختلف شيعيان در افغانستان
درصد شیعیان افغانستان در حدود ۲۵٪ تا ۳۰٪ جمعیت این کشور برآورد شده است. در قانون اساسی مصوب سال ۱۳۸۲شمسی ، برای اولین بار، مذهب شیعه در افغانستان به رسمیت شناخته شد. هزاره بزرگترین قوم شیعه و سادات، هراتی‌ها، قزلباش‌ها و گروه‌هایی از بلوچ‌ها، تاجیک‌ها و پشتون‌ها دیگر اقوام شیعه هستند.
https://www.iribnews.ir/fa/news/3195366


شركت طالبان در مراسم عاشورا

Image

https://www.irna.ir/news/84440379

   برگزاری مراسم (زنجيرتيغ زني) عاشورا بین مردم هزاره در کابل

https://www.aa.com.tr/fa/%D8%A7%D9%81%D ... 84/2340325

توجه به اين كزارشها به معني سطحي نكري و فراموش كردن سابقه ولاحقه طالبان نيست، اما اتفاق امنيت عاشورا و شيعيان و اماكن ديني شان به اين وسعت در افغانستان بديده بسيارمهم و ارزشمندي است و ان شاء الله كه استمرار يابد = حالا طالبان نيتش هرجه باشد از روي ناتوان سياسي دركيري باشيعيان يا بخاطر تسلط بي دردسر  يا اصلاح رويه و عبرت از كذشته ووو باشد = نتيجه اش براى شيعيان و مردم افغانستان خوب است
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » چهارشنبه ژانويه 10, 2024 11:26 am


اعتراض‌ها به پایین آوردن پرچم سه رنك ملی افغانستان؛‌
طالبان: برای ما نظام مهم است، رنگ پرچم اهمیتی ندارد


یکی از نمایندگان گروه طالبان در پی اعتراض‌های مردمی به پایین آوردن پرچم ملی توسط برخی از نیروهای این گروه گفته است آنها مشکلی با پرچم سه رنگ افغانستان ندارند.

Image

یکی از نمایندگان گروه طالبان در پی اعتراض‌های مردمی به پایین آوردن پرچم ملی توسط برخی از نیروهای این گروه گفته است آنها مشکلی با پرچم سه رنگ افغانستان ندارند.

به گزارش خبرگزاری جمهور؛ مولوی محمدصابر صابری، نماینده کمیسیون نظامی گروه طالبان در ولایت خوست با ظاهرا شدن در تلویزیون گفت: "جنگ ما برای ایجاد دولت اسلامی بود. مبارزه ما برای برپایی نظام اسلامی بود. برای ما نظام مهم است، رنگ پرچم اهمیتی ندارد."

او همچنین گفته است که در رابطه به پرچم، "رهبری امارت اسلامی" در آینده تصمیم خواهد گرفت.

در شبکه‌های اجتماعی ویدئوهایی منشتر شده است که نشان می‌دهد افراد گروه طالبان موترهایی را که پرچم‌ سه رنگ حمل می‌کرد متوقف می‌کنند، پرچم را برداشته، و راننده را با خشونت کنار می‌کشند.

گروه طالبان، صبح روز یکشنبه (24 اسد) وارد کابل شدند و تا عصر همان‌ روز وارد ارگ ریاست جمهوری شدند و پرچم ملی افغانستان را از سر دروازه ارگ ریاست جمهوری نیز پایین کشیدند و پرچم خود را بر‌افراشتند.

اعتراض‌ها در شمار نسبتا کم از خوست آغاز شد، بعدا به جلال‌آباد رسید و امروز پنجشنبه، تعداد بیشتری از زنان و مردان جوان شهر کابل، پرچم سه رنگ را حمل کرده، "زنده باد افغانستان" شعار دادند و راه‌پیمایی کردند. برخی از گزارش‌ها حاکی از تجمعات مشابه‌ای در چند منطقه دیگر است.

بی بی سی نوشت که در جریان اعتراض‌های روزهای گذشته صدای شلیک گلوله شنیده شده، گزارش شده دستکم یک نفر کشته شده و چندین تن دیگر زخمی شده است.

پنج روز از تصرف گروه طالبان بر کابل می‌گذرد. شهر عمدتا آرام است اما هجوم مردم به میدان هوایی و تلاش آنها به خروج از افغانستان باعث هرج‌ومرج در نزدیکی میدان هوایی شده است. طالبان گفته اند که نیروهای خارجی برای متفرق کردن مردم شلیک‌های هوایی کرده اند.

گفتنی است که پنج روز قبل، گروه طالبان وارد کابل شدند. محمداشرف غنی رئیس جمهور پیشین با 52 تن از همکاران نزدیکش به امارات عربی فرار کرده پناهنده شدند.

http://www.jomhornews.com/fa/news/141817/
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 5:31 pm


   طالبان تعقیب و بازداشت افراد در فهرست سیاه خود را آغاز کرده است


طالبان جست و جو برای یافتن کسانی که برای نیروهای ناتو یا دولت قبلی افغانستان کار می‌کردند را تشدید کرده اند.


یک سند سازمان ملل حاکیست که طالبان جست و جو برای یافتن کسانی که برای نیروهای ناتو یا دولت قبلی افغانستان کار می‌کردند را تشدید کرده اند.


به گزارش خبرگزاری جمهور به نقل از بی بی سی؛ این سند می‌گوید که نیروهای طالبان خانه به خانه برای یافتن "اهداف" خود می روند و اعضای خانواده های آنها را تهدید می کنند.

گروه طالبان از زمان تصرف کابل قول داده که "به دنبال انتقام جویی نیست."

با این حال این نگرانی وجود دارد که طالبان از زمانی که در دهه ۱۹۹۰ در قدرت بود تغییر چندانی نکرده.

اخطار تازه درباره طالبان در سند محرمانه ای که "مرکز نروژی تحلیل جهانی" (آر اچ آی پی تی او) برای سازمان ملل تهیه کرده آمده است.

کریستیان نِلمان مدیر این گروه به بی بی سی گفت: "افراد خیلی زیادی هستند که هم اکنون توسط طالبان هدف گرفته می شوند و این خطر خیلی واضح است."

"به صورت مکتوب ثبت شده که اگر این افراد خود را تسلیم نکنند، طالبان اعضای خانواده های آنها را دستگیر، بازجویی، محاکمه و مجازات خواهند کرد."

او هشدار داد کسانی که در فهرست سیاه طالبان هستند در معرض خطر جدی قرار دارند و احتمال اعدام های گسترده وجود دارد.

بنا بر این گزارش، افرادی که در نهادهای نظامی، پلیس و امنیتی فعال بوده اند به ویژه در معرض خطر قرار دارند.

این گزارش که روز چهارشنبه (28 اسد) تدوین شده در اختیار نهادها و افرادی قرار گرفته که با سازمان ملل متحد همکاری می کنند.

این در حالیست که طالبان روز سه شنبه این هفته عفو عمومی صادر کرد و از کارکنان دولت از جمله زنان خواست به فعالیت‌های خود ادامه بدهند.

برخی ناظران می گویند که طالبان یک کارزار پیشرفته روابط عمومی به راه انداخته است تا نظر مثبت افغان‌ها و جامعه بین المللی را جلب کنند.

گزارش گروه نروژی محتوای نامه‌ای را فاش کرده است که گفته می شود به فردی فرستاده شده بود که این هفته در آپارتمان خود در کابل به ظن نقش داشتن در عملیات ضدتروریستی در حکومت سابق دستگیر شده است.

کمیسیون نظامی «امارات اسلامی افغانستان» در نامه یاد شده نوشته است که فرد بازداشت شده به عنوان بخشی از کار خود به بریتانیا سفر کرده بود که "حکایت از آن دارد که شما با امریکایی‌ها و بریتانیایی‌ها رابطه‌ای عالی داشته ای."

نامه می افزاید: "اگر خودت را به این کمیسیون معرفی نکنی اعضای خانواده ات به جای تو بازداشت خواهند شد و شما مسئول پیامدهای آن خواهی بود. با شما و خانواده ات بر اساس قوانین شریعت برخورد خواهد شد."

نام فرد بازداشتی در این نامه برای محفوظ ماندن هویت وی پاک شده است.

بازداشت مقام های سابق

در تحولی دیگر، یک مقام ارشد امنیتی سابق با ارسال پیامک به برخی روزنامه نگاران گفته است که طالبان اسناد محرمانه دولتی را به دست آورده و در حال بازداشت مقامات و کارمندان نهادهای امنیتی حکومت سابق است.

ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، روز چهارشنبه در پاسخ به سوالی در مورد گزارش های حاکی از آدم ربایی و قتل در مناطق تحت تسلط طالبان گفت: "هیچکس نباید بتوان کسی را بدزدد و ما روز به روز بر امنیت کشور خواهیم افزود."

او مدعی شد: "کسی در خانه های آنان را نمی زند و نمی پرسد که کجا کار کرده اید. آنها در امنیت خواهند بود و کسی آنان را بازجویی یا تعقیب نخواهد کرد."

گفتنی است که نیروهای امارت اسلامی روز یکشنبه (24 اسد) زمانی که محمداشرف غنی از کشور فرار کرد،‌ وارد کابل شد و کنترل ارگ ریاست جمهوری را به دست گرفتند.

http://www.jomhornews.com/fa/news/141820

طالبان یکی از بستگان یک روزنامه نگار را به قتل رساند


نیروهای طالبان یکی از بستگان یک روزنامه نگار که در تعقیب او بودند را کشته و یک نفر دیگر را به شدت زخمی کرده اند.

به گزارش خبرگزاری جمهور؛ اعضای طالبان درحال انجام جست و جوی خانه به خانه در شهر هرات در غرب کشور بودند تا یک خبرنگار شبکه آلمانی دویچه وله که اکنون در آلمان کار می کند را پیدا کنند.

سایر بستگان این روزنامه نگار از دست طالبان فرار کرده اند.

پیتر لیمبورگ مدیر کل دویچه وله گفت: "کشتن یکی از بستگان نزدیک یکی از ادیتورهای ما دیروز به دست طالبان در هرات یک تراژدی غیرقابل درک است، و گواهی بر خطر شدیدی است که کلیه کارمندان ما و خانواده های آنها در افغانستان با آن روبرو هستند."

وی افزوده:"واضح است که طالبان جست و جوی سازمان یافته برای پیدا کردن روزنامه نگاران در کابل و سایر ولایات را شروع کرده اند. وقت تنگ است!"

بر اساس گزارش‌ها،‌ طالبان در هفته های اخیر به خانه های حداقل سه روزنامه نگار دویچه وله حمله کرده اند.

امارت اسلامی تاکنون به گونه رسمی در این باره چیزی نگفته است.

این در حالی است که یک سند سازمان ملل حاکیست که طالبان درحال تشدید عملیات جست و جو برای یافتن کسانی است که برای ناتو و نیروهای امریکایی کار کرده اند.

این سند می‌گوید که نیروهای طالبان خانه به خانه برای یافتن "اهداف" خود می روند و اعضای خانواده های آنها را تهدید می کنند.

اخطار تازه درباره طالبان در سند محرمانه ای که "مرکز نروژی تحلیل جهانی" (آر اچ آی پی تی او) برای سازمان ملل تهیه کرده آمده است.

کریستیان نِلمان مدیر این گروه گفته: "افراد خیلی زیادی هستند که هم اکنون توسط طالبان هدف گرفته می شوند و این خطر خیلی واضح است."

به گفته او "به صورت مکتوب ثبت شده که اگر این افراد خود را تسلیم نکنند، طالبان اعضای خانواده های آنها را دستگیر، بازجویی، محاکمه و مجازات خواهند کرد."

او هشدار داد کسانی که در فهرست سیاه طالبان هستند در معرض خطر جدی قرار دارند و احتمال اعدام‌های گسترده وجود دارد.

بنا بر این گزارش، افرادی که در نهادهای نظامی، پلیس و امنیتی فعال بوده اند به ویژه در معرض خطر قرار دارند.

امارت اسلامی درباره این گزارش نیز تاکنون چیزی نگفته است.

اما ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، روز چهارشنبه در پاسخ به سوالی در مورد گزارش های حاکی از آدم ربایی و قتل در مناطق تحت تسلط طالبان گفت: "هیچکس نباید بتوان کسی را بدزدد و ما روز به روز بر امنیت کشور خواهیم افزود."

وی گفت: "کسی در خانه های آنان را نمی زند و نمی پرسد که کجا کار کرده اید. آنها در امنیت خواهند بود و کسی آنان را بازجویی یا تعقیب نخواهد کرد."

گفتنی است که نیروهای امارت اسلامی روز یکشنبه (24 اسد) زمانی که محمداشرف غنی از کشور فرار کرد،‌ وارد کابل شد و کنترل ارگ ریاست جمهوری را به دست گرفتند.

http://www.jomhornews.com/fa/news/141821/
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 5:44 pm


نقش داكتر عبدالله در استقرار طالبان


علیرغم نقدهایی که بر آقای صالح و کارنامه او وجود دارد، عقلانیت سیاسی و فرهنگ موقعیت اقتضا می کند که دست از سر او باید برداشت و به داکتر عبدالله باید چسپید. برای این که آقای صالح هر چه بود، حالا به آمر صاحب احمد مسعود بیعت کرده است و تمامی ظرفیت هایش را در خدمت جبهه مقاومت قرار داده است.

بدون هیچ شبهه ای داکتر عبدالله از پروژه تسلیم کردن قدرت به طالبان آگاهی داشت، برای این که در جریان مذاکرات ۱۸ ماهه آمریکا با طالبان، جناب داکتر یک ضلع مثلث گفتگو با این گروه بود و خلیلزاد جزییات مذاکرات با طالبان را برای وی انتقال می داد. وی با سوهٔ استفاده از اعتماد ساکنان جغرافیای مقاومت بزرگان این حوزه و نهادهای مرتبط به آنهارا را فریب داد. لْب کلام این که داکتر در تسلیم کردن قدرت به طالبان نقش تعیین کننده داشت.

حالا وی وارد فاز دیگری از خنجر زدن به ارزش ها و منافع حوزه ما شده است. مطابق به داده های موثق وی در توافق باطالبان مصمم است تا زمینه مشروعیت بین المللی طالبان را فراهم کند و آنهارا از مرحله دشوار فقدان مشروعیت گذار بدهد. البته در شکل گیری این توافق پنهانی (خیانت به حوزه ما) برعلاوه انگیزه های قومی، منافع شخصی او هم نقش دارد، برای این که طالبان به وی وعده داده اند که در حکومت شان اورا نادیده نمی گیرند و پستی در اختیار او قرار خواهند داد.

به همین منظور وی از کابل خارج نشد و همانند امیر اسماعیل خان و دیگران کشور را ترک نکرد. او حتی آقای کرزی را که قصد پناهنده شدن به سفارت ایران را داشت، مانع شده و از خارج شدن بسیاری از اعضای کابینه غنی از کشور جلوگیری کرده است. وی در زمینه امنیتی و خنثی سازی امکان شورش های مطالباتی مردم علیه طالبان در کابل، به این گروه مشوره می دهد تا موضوع به رسمیت شناختن آنها از سوی جامعه جهانی با چالشِ جدی مواجه نشود. خلاصه کلام این که برای ضربه زدن به مرکز مقاومت ملی- پنجشیر- وی تمامی ظرفیت های خودش را بسیج نموده و در اختیار طالبان گذاشته است.

http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=168052
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 5:55 pm


خلع سلاح در اقوام غير بشتون حتى طالبان غير بشتون اعمال مي شود


به کارمندان وزارت مخابرات که مربوط به قوم های تاجیک به خصوص وطنداران بدخشی، تخاری، بغلانی، کاپیسایی، پروانی و پنجشیری می شوند از طرف طالبان گفته شده است، برای شما نیاز نیست دیگر به کار خود بیایید. الی امر ثانی همه از وظیفه برکنار هستید.
این در حالی است که طالبان پشتون، طالبان بدخشی را در بازرسی سرکوتل خیرخانه خلع سلاح کرده اند و برای شان گفته اند شما مسلح داخل کابل شده نمی توانید.


http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=168077
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 6:03 pm


   طالبان ضمن توسعه تجارت با هند اما از طریق پاکستان را متوقف کرد


https://www.barkhat.news/economic/16294 ... h-pakistan
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 6:50 pm

بنا بود ملابردار به كابل بيايد اما بجايش ملاخواهر (انس حقاني) آمده است

انس حقانی عضو رهبری گروه طالبان،‌ وارد کابل شده و با شماری از سیاسیون دیدار کرده است.

تصوير
به گزارش خبرگزاری جمهور؛ آقای حقانی پس از ورود به کابل با حامد کرزی رئیس جمهور پیشین و داکتر عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی دیدار کرده است.

تاهنوز جزییاتی از این دیدار دردست نیست.

امارت اسلامی تاکنون به گونه رسمی در این باره چیزی نگفته است.

این در حالی است که روز گذشته (سه‌شنبه 26 اسد)، ملا عبدالغنی برادر، معاون گروه طالبان و رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر،‌ دوحه را ترک و وارد قندهار شد.

شماری از اعضای ارشد گروه طالبان به شمول مولوی عبدالحکیم، شهاب الدین دلاور، ملا فاضل، ملا خیرالله خیرخوا، مولوی عبدالسلام حنفی، همراه ملا برادر وارد قندهار شدند.

گفتنی است که پس از فرار محمداشرف غنی از کشور، حامد کرزی، عبدالله عبدالله و گلبدین حکتمیار، شورای هماهنگی را تشکیل داده‌اند. این شورا به هدف بازگرداندن آرامش در کابل و مدیریت روند انتقال قدرت شکل گرفته است.

حامد کرزی وعبدالله عبدالله شام روز دوشنبه در یک پیام مشترک اعلام کردند که تلاش‌های‌شان برای حفظ آرامش در پایتخت ادامه دارد.

http://www.jomhornews.com/fa/news/141796/

اصطلاح ملاخواهر طنز بجهت قرينه بودن است

آیا اين امر نشانه اين است كه اختلافات داخلی میان طالبان کلید خورده است؟


تصوير
شفقنا افغانستان – قرار بود که ملا برادر روز چهارشنبه از قندهار به کابل سفر کند، اما این اتفاق نیفتاد.

تصور میشود که با ورود انس حقانی به کابل، معادلات قدرت در بین طالبان تغییر کرده است.

اساسا همین مطلب که ملا برادر به قندهار رفته و انس به کابل، خود محل بحث است.

اختلاف غلجایی – درانی، علاوه بر اینکه طالبان را گرفتار گسست های عمیق داخلی می‌کند، ممکن است کشور را هم درگیر جنگ جدیدی کند.

انس حقانی نیروهای شبکه حقانی را در کابل مستقر کرده و مرکزیت آنها در ساختمان مربوط به زون شمشاد امنیت ملی (کنار ساختمان خاتم النبیین و نبش کوچه تلویزیون تمدن) است.

حقانی، مخالف آمدن ملابرادر به کابل است. اختلاف میان حقانی ها و ملا برادر بسیار عمیق است.
بخشی از آن مربوط به اختلاف غلجایی- درانی است و بخشی مربوط به تفاوت های فکری و مبنایی آنها.

اگر چشم بصیرت بینی وجود داشته باشد، از همین موارد باید بفهمد که وقتی میگوییم طالبان یک گروه یکدست نیستند و از فرماندهی واحد اطاعت نمی‌کنند و تعهد دادن ها و قول و قرارهای طالبان ممکن است به اسانی آب خوردن زیر پا شود، دقیقا از چه چیزی سخن می گوییم.

گفتنی در مورد طالبان زیاد دارم.
آنها را به مرور برایتان خواهم گفت تا بدانیم که با چه موجود عجیبی مواجهیم.

هنوز اول راه است، ملا یعقوب و طرفدارانش و سایر لحیه جنبانان طالبان هنوز فرصت نکرده اند که عرض اندام کنند.

https://af.shafaqna.com/FA/472356


اختلافات داخل طالبان در تسلط و قدرت بيشتر بر اساس اختلافات قبيله اى ميان بشتون است تا اختلافات مذهبي و سياسي
دو تقسيم اصلي ميان بشتونها 1- ابدالي يا دراني 2- غلجايي يا هوتكي است
جهت اكاهي و احاطه به موضوع جند كزارش و تحقيق درباره اين موضع در تاريخ افغانستان را از آرشيو نقل مي كنيم = حتما با دقت بخوانيد


تاريخ تنازع قدرت اين دو قبيله بشتون

ظهور غلجايى ها و زوال ابدالی ها:

تصوير
اگر از منظر قوميت، انتخابات اخير رياست جمهورى را كالبد شگافى نمائيم، بوضوح درميابيم كه صف آرايى های قبل از انتخابات، جريان پرتنش و فردآيند غير منتظرۀ آن، بازتوليد ساختار نامتجانس اجتماعى كشور ماست.

تحليل ها و رأيزنى های متفاوتى، پيرامون علل و عوامل، انگيزه ها وانگيخته هاى اين دور انتخابات كه نه تنها شيرازۀ وحدت نيمبند و شكنندۀ ملى را گسيخته تر ساخت، بلكه اوضاع ملتهب و آشفته كشور را تا لبۀ سقوط سوق داد، از زواياى مختلف در رسانه هاى جمعى ارائه گرديده است.

من برآنم تا مطالبم را حول محور قوميت و نقش آن در ايجاد و پيريزى تحولات سياسى و اجتماعى كشور، مطرح نمايم.

صف بنديهاى اخير انتخاباتى، ثابت ساخت كه عنصر قوميت، نه تنها يكی از متغير هاى اصلى ميكانيزم قدرت سياسى، بلكه فاكتور اساسى در شكلدهى تحولات و تغيرات در افغانستان است، و نميتوان سايه سنگين آنرا در ثبات و بی ثباتى دولتها، در ادوار مختلف تاريخ، ناديده و دستكم گرفت. مزيدى براينكه، مشروعيت دولتها نيز ارتباط ناگسستنى با آن دارد.

حاكميت سياسى در افغانستان، از ١٧٤٧ به استثناى دو دوره بحرانى (امير حبيب الله كلكانى و پروفيسور برهان الدين ربانى) در انحصار پشتون ها بوده، كه عمدتأ توسط ابداليها و غلجاييها تمثيل گرديده. هرچند اين دو در نفس تفوق و سيطره به ساير اقوام، متحد و هماهنگ عمل نموده اند، اما تاريخ شاهد درگيرى و كشمكشهاى خونين ميان قبايل ابدالی و غلجايى و همچنان رقابت درون قبيلوى شان نيز بوده، كه از شكل ابتدايى آن در آغاز قرن ١٧، ميان خوانين هر دو قبيله، برای تصرف اراضى بيشتر، تا نوع پيشرفته آن در شرايط كنونى، ميان نخبه گان سياسى هر دو، روى زعامت مملكت، و از خصومت هاى خونين گذشته تا رقابت هاى مدنى كنونى، ادامه داشته و دارد. كه اين رقابت خزنده و فرسايشى يكى از موانع عمده فرآراه ايجاد و تحكيم يك نظام قدرتمند مركزى در افغانستان نيز بوده و كماكان بقوت خود باقيست.



پسمنظر رقابت تاريخى ابداليها و غلجاييها

كاروى، آخرين حكمران دورۀ استعمارى بريتانيا در هند برتانوى، پشتونها را به سه دسته جدا مينمايد. كه يك دستۀ آن قبايل غربى كوه های سليمان، يعنى پشتونهاى ساكن در افغانستان است. ابداليها و غلجاييها دو كتلۀ بزرگ پشتونها اند كه هر يك از قبايل فرعى ديگر تشكيل يافته اند.

حيات الله خان در صفحه ١٢٢ اثر خويش بنام (جغرافياى افغان) مينگارد: (باركزايى ها، پوپلزايى ها، نورزايى ها، عليزايى ها، اسحق زايى ها، اچكزايى ها، الكوزايى ها و سدوزايى ها از عمده ترين شاخه هاى قبيلۀ ابدالی ميباشند. كه عمدتاً در مناطق جنوب و جنوبغربى افغانستان كنونى زيست مينمايند.)



قبيلۀ غلجايى: اقوام هوتك، توخى، ناصرى، اندر، تره كى، على خيل، سليمان خيل، بريج، جدران، جاجى، كاكر، خوستوال، خوگيانى، صافى، احمدزى، وزير، اورمر، تورى، ترين، شلمانى، لوحانى، و كوندى را در بر ميگيرد، كه بيشتر در ساحات جنوب و جنوبشرق كشور مسكن گزين اند .

الفنستون در كتابش ساختار اجتماعى پشتونها را در گذشته، به كمونى كه از خانواده هاى كه با هم مناسبات خويشاوندى دارند واز بزرك قبيله اطاعت ميكنند، تشبيه مينمايد.

عدۀ از مؤرخين جريان از بين رفتن نظام كمون اوليۀ پشتونها و تشكيل طبقات متخاصم فيودالى را با حوادث دورۀ مغل و امير تيمور، پيوند ميدهند. كه بالاثر نبرد های طولانى، ميان فرمانروايان مغل و سلاطين دهلى، بنياد زراعتى جناح راست رود سند و پنجاب غربى، دچار ضعف و ناتوانى گرديد. اما مك گريكور، خشك سالى هاى طولانى و جمع آورى محصولات ناچيز را دليل عمدۀ گسترش و جابجايى قبايل پشتون قلمداد نموده، استدلال مينمايد كه عدۀ به حيات مالدارى و كوچيگرى روى آوردند، و عامل دشمنى و عدم اتحاد شان را نيز در همين نكته ميداند.

غبار مورخ شهير كشور مينويسد: (سير نامتوازن اجتماعى، سبب شد كه اختلافات شديد بين پشتو زبانان كشور بميان آيد).

بروايت تاريخ، پيدايش اولين هسته هاى حكومت فيودالى قبيلوى پشتونها، با شكلگيرى حكومت ختك ها، در قرن ١٦، بوقوع پيوست، كه بدليل داشتن قلمرو اندك، نتوانست به مركزيت سياسى قبايل پشتون مبدل شود. به قول ريسنر، دولت عمدۀ فيودالى پشتونهاى ابدالی، دو قرن بعدتر از ختكها و يك دهه پس از پشتونهاى هوتكى غلجايى، در اواسط قرن ١٨، توسط احمد شاه ابدالی پديد آمد.

بنابر اسناد تاريخى، موجوديت فرمانروايان صفوى و مغولى در ايران و هند، ساختار فيودالى پشتونها را از بين برد. عبدالحى حبيبى در صفحه ٢٣٥ كتابش مينويسد: (دولت صفوى و دولت تيمورى هند را بر سر قندهار، نزاع بود، و هر دو دولت بر مسئله جلب پشتيبانى خوانين قبايل پشتون، از هر وسيله ممكن استفاده ميكردند). در آغاز قرن ١٨، شهر قلات و مقر، نقطه سرحدى بين دولت هاى صفوى و مغولى قرارداشت، خوانين هر دو قوم از فرمانروايان ايران و هند القاب دريافت مينمودند. در مقابل آنها وظيفه جمع آورى ماليات را بدوش داشتند. آنها نيروهاى نظامى را از ميان قبايل شان انتخاب نموده و در خدمت دولت هاى مذكور قرار ميدادند و همچنان از مرز ها دفاع ميكردند.

غبار مينويسد: سران قبايل اين مناطق از رقابت دولت هاى صفوى و بابرى استفاده شخصى نموده، گاهى ازاين طرف و گاهى از آن طرف پول و امتياز حاصل ميكردند، كه اين كار وسيله تقرب شان به دربار و افزايش ثروت و قدرت شان در ميان مردم ميگرديد. و در رقابت و خصومت شان نيز بى اثر نبود.

در اواسط قرن ١٧، در سالهاى اخير سلطنت شاه جهان در هند، جنگهاى خونين ميان پسران وى در گرفت. در اثر خرابى اوضاع داخلى هند، ميرويس خان، زعيم غلجايى ها از موقع استفاده نموده ، خودرا به زمامداران صفوى نزديك كرد. در سال ١٧٠٩، ميرويس خان قيامى را عليه گرگين زمامدار فارس در قندهار براه انداخت، گرگين را كشت و برای اولين بار، هستۀ دولت غلجايى ها در مناطق جبال سليمان بوجود آمد. بعد از ميرويس برادرش ميرعبدالله زعامت غلجايى ها را بعهده گرفت.

ابدالى ها كه در آنوقت، در اطراف هرات مسكن گزين بودند، پرچم مبارزات ضد صفوى را برافراشتند. حكمران هرات كه از طرف صفويها مقرر گرديده بود، از هرات فرار نمود. رئيس قبيله ابدالى بعد از آن، جنگ را عليه خوانين غلجايى در قندهار، آغاز نمود. درين جنگ، هيچ طرفى پيروزى قطعى را بدست نيآورد، اما مير عبدالله برادر ميرويس خان، تحت فشار غلجايى ها، هيئتى را نزد شاه حسين، پادشاه فارس، فرستاد و انقياد ايرانى ها را تحت شرايطى پذيرفت. اين كار باعث نارضايتى محمود، پسر ميرويس، و رؤساى قبايل غلجايى شد. محمود كاكايش را از پا درآورده، زمام امور را بدست گرفت. صفويها كه در حالت خوبى نبودند تسلط خود را در قندهار از دست دادند. محمود شرايط را به نفع خود ديده، با ٢٠ هزار عسكر به فارس لشكركشى نموده وارد اصفهان شد. مناطق مركزى ايران را نيز در تحت كنترول خود در آورد. بعد از وى اشرف در سال ١٧٢٥ جانشين وى شد. وى مير حسين برادر محمود را حاكم اصفهان مقرر نمود و خودش به قندهار مراجعت كرد.

نادر افشار، يكتن از افسران صفوى، جهت ساقط كردن تسلط افغانها در فارس، لشكرى آماده نموده، مشهد را اشغال نمود. در سال ١٧٢٩ جانب هرات حركت نمود. نادر طى چهار جنگ، ابدالى ها را در هرات شكست داده و به اطاعت خود مجبور ساخت. نادر با استفاده از خصومت ميان قبايل ابدالی و غلجايى، اشرف را در دامغان شكست داد. اشرف به بلوچستان پناهنده شده، توسط سران بلوچ سرش بريده شده به اصفهان فرستاده شد. نادر در سالهاى (١٧٣٠-١٧٣٦) جنگهايى را عليه تركها براه انداخت. ابداليها از اشتغال نيروهاى فارس عليه تركها، استفاده نموده در هرات شورش نمودند. حكمران نادر را از شهر بيرون نمودند و زمام امور را به ذوالفقار خان، برادر كلان احمد شاه، سپردند. نادر بخشى از نيروهايش را به جبهۀ شرقى، جهت سركوب ابداليها فرستاد. هرات بار ديگر، تحت ادارۀ فارس درآمد. ذوالفقار خان با برادرش احمدشاه، جانب قندهار فرار نموده، نزد سلطان حسين شاه غلجايى پناهنده شدند. حسين هردو را به زندان انداخت، و تا زمانيكه در ١٧٣٨، قندهار توسط نادر تصرف گرديد، هر دو در زندان قرار داشتند. نادر قيام ابداليها را در هرات سركوب نموده، هزاران خانوادۀ ابدالى را به فارس انتقال داد. بعد ها نادر، در جنگ عليه تركها به افغانها اتكاء نمود. در سال ١٧٣٦ نادر بقصد هند بسمت افغانستان لشكركشى نمود. بعد از تصرف قندهار، نادر، ذوالفقار خان و احمد شاه ابدالی را از زندان غلجايى ها رها و در خدمت گرفته به مناصب بزرگ ارتقاء داد. نادر، سلطان حسين را به فارس تبعيد نموده، بعدأ توسط زهر مسموم نمود. سلطان حسين آخرين زعيم غلجايى بود. با سقوط غلجايى ها و قوت گرفتن ابدالی ها، قبايل غلجايى، اجباراً به خراسان مهاجرت نموده، اراضى آنها در قندهار به ملكيت ابداليها درآمد. در عوض شاه فارس شش هزار خانواده ابدالى را كه زمانى به فارس تبعيد نموده بود، در قندهار جابجا كرد. احمد خان كه با ١٢ هزار عسكر ابدالی و چهار هزارغلجايى، نادر را بسمت هند همراهى ميكرد، توجه خاص شاه را بخود جلب كرد. سرانجام احمد خان بعد از قتل نادر افشار، توسط محمد قلى خان ، با پول و گنجينه عظيم بشمول الماس كوه نور با شش هزار عسكر راه قندهار را در پيش گرفت. در ١٧٤٧ لويه جرگۀ متشكل از خوانين ابدالى و غلجايى، در مزار شير سرخ داير گرديد، كه با همكارى صابر شاه به حيث پادشاه انتخاب گرديد. احمد خان بعد از تاجگذارى، ابدالى را به درانی تبديل نمود. دولت وى از اشراف و خوانين درانی تشكيل يافته بود.

نخستين قيامها بعد از جلوس وى در سلطنت، توسط قبايل بريجى و ترين غلجايى، در اطراف قندهار اتفاق افتاد كه توسط احمد شاه سركوب گرديد.

رومودين مينويسد:(احمدشاه، غلجايى ها را مطيع و فرمانبردار خود ساخت و بالاى شان ماليه وضع كرد و امر كرد كه غلجايى ها نبايد خوانين داشته باشند).

احمدشاه بدليل لشكركشى هاى متعدد بسمت هندوستان نياز به همكارى اقوام غلجايى مستقر در مسير گذرگاه خيبر، كه عمدتاً قبايل مهمند و افريدى بود، داشت. و از آنها در پيشروى بسوى هند استفاده نمود، غلجايى ها نيز از بودن در تركيب لشكر وى، به غنايم و ثروت عظيم دست يافتند.

بعد از مرگ احمد شاه، پسرش تيمور، با هراس از توطئه و دسايس خوانين ابدالی و غلجايى، نه تنها پايتخت را از قندهار به كابل منتقل نمود بلكه در امور لشكرى و كشورى بيشتر به اقوام غير پشتون اتكاء نمود. يگانه خوانين پشتون كه تيمور را همكارى نمودند، پاينده خان باركزايى و دلاور خان اسحق زايى بود.

در سال ١٧٧٠، فيض الله خان صاحب زادۀ چمكنى و ارسلان خان سركردۀ مهمند كه هر دو به قوم غلجايى تعلق داشتند، توطئۀ قتل تيمور را براه انداختند كه هردو توسط تيمور كشته شدند.

بعد از مرگ تيمور و نزاع ميان فرزندانش، پسرش شاه زمان به همكارى پاينده خان باركزايى بقدرت رسيد. در سال ١٧٩٩، دسيسۀ قتل شاه زمان و رويكار آمدن برادرش شاه شجاع توسط پاينده خان چيده شد كه قبل از اجراء، افشاء شده باعث مرگ پاينده خان گرديد. فتح خان پسر پاينده خان با برادرانش به هرات فرار نمود. در همكارى با شاه محمود، برادر شاه زمان، كه حاكم هرات و مخالف شاه زمان بود، بسوى قندهار حركت كرده قندهار را تصرف نموده وارد كابل شد. فتح خان به انتقام پدرش، شاه زمان را كور نموده، به زندان انداخت و شاه محمود را بر تخت نشاند.

در زمان شاه محمود ، قبيله غلجايى از نفاق ابدالی ها استفاده نموده، دو قشون را آماده نمودند. يكى روانۀ قندهار و ديگرى روانۀ كابل شد. ابدالی ها عليرغم اختلاف داخلى، عليه غلجايى ها متفق شده، قشونى را تحت فرماندهى مختار الدوله بسوى غزنى سوق دادند. چون قشون ٢٠ هزار نفرى، غلجايى ها نظم و دسپلين لازم را نداشت، در اثر حملۀ شديد ابداليها مجبور به فرار شدند. غلجايى ها با تجديد قواء، دو باره به حمله عليه ابداليها اقدام نمودند كه كاملأ شكست خوردند. تنها سه هزار نفر در ميدان جنگ باقى ماند. كه همه توسط ابدالی ها كشته شده از سر آنها كله منارى در كابل بنا نمودند (الفنستون، صفحه ٥٢٠). بار ديگر غلجايى ها با ده هزار عسكر حمله ور شدند كه باز هم شكست خوردند. متعاقب آن جبارخيل، بابكر خيل و احمدزى ها در ١٨٠٢ به كابل حمله نمودند كه توسط وزير فتح خان شكست خوردند.

تلاشهاى وزير فتح خان و برادرانش نه تنها باعث تقويت پايه هاى دولت سدوزايى بلكه سبب تحكيم موقعيت خودش كه متعلق به قوم محمدزايى بود نيز گرديده بود. او ٢١ برادرش را در مناصب مهم و در مناطق مختلف تؤظيف نموده، برادرش دوست محمد خان را فرمانده گارد خاص مقرر كرد. كامران فرزند محمود كه از رشد روز افزون فتح خان و برادرانش در هراس بود، به بهانۀ بى حرمتى به خانوادۀ شاهى، فتح خان را زندانى، كور و بعداً قطعه قطعه نمود.

سر انجام بعد از يك رشته تحولات و جابجايى ها در قدرت، برادران وزير فتح خان، به انتقام مرگ وى، حاكميت سدوزايى ها را ساقط نمودند، و بدين ترتيب محمدزايى ها رويكار آمده، دوست محمد خان به سلطنت رسيد. سلسله حكمرانى محمدزايى ها نيز بر روال دشمنى هاى گذشته دو قبيله ادامه پيدا نمود، چنانچه عبدالرحمان خان شورشها و قيام مردم شینوار را به شدت سرکوب نمود، مذكور بطور عمدی معاهده دیورند را جهت خلاصى از آشوب ها و قيامهاى قبايل غلجايى صوبه سرحد با انگليس امضاء نمود. وى در خاطراتش مينگارد: (هرچند کوشیدم این اقوام... افریدی، وزیری، مسعود و شينوارى اصلاح نشدند، ازهمین سبب من هم به انگلیس بخشیدم شان).

با آنكه اكثرتحليلگران و مؤرخين، علت سقوط دولت و ناكامى اصلاحات امان الله خان را، در قيام امير حبيب الله كلكانى خلاصه مينمايند اما نبايد فراموش نمود كه اولين جرقه هاى مخالف عليه وى، در مناطق جنوب و جنوبشرقى، كه زادگاه و خاستگاه قبايل غلجايى است مشتعل گرديد كه توسط نادر خان بشدت سركوب شد. جنگهايى خونين اقوام جاجى و منگل در دورۀ حكومت ظاهرشاه، کشتار سلیمانخیلی ها در دوران حکومت امان الله خان و کشتار توخی ها توسط عبدالرحمن خان از مثال های زندۀ تاریخ است. همچنان سرکوب وحشیانۀ قوم صافی توسط حکومت ظاهر خان اثبات دیگریست بر این ادعا.

عبدالحميد محتاط سياستمدار و مورخ كشور در صفحه ٣١٠ كتاب تاريخ تحليلى افغانستان مينگارد: خوانين قبيلۀ ابدالی، همواره از اتحاد داخلى قبيلۀ غلجايى در هراس بودند. و به شيوه هاى گوناگون سعى ميورزيدند تا نفاق را در ميان اين قبيله ايجاد كنند، تا بتوانند از خطرات ايكه از طرف آنها متصور بود در امان بمانند.

بر همين اساس، جهت متفرق كردن غلجايها، طرح و تطبيق اجبارى و يا به ظاهر تشويقى اسكان ناقلين در ‏اوایل قرن بیستم، به مناطق مركزى وشمال كشور توسط حكمرانان ابدالی روى دست گرفته شد، تا از يك طرف غلجاييها را به كتله هاى كوچك در مناطق غير پشتون نشين جابجا نمايند واز جانب ديگر با ايجاد دشمنى و بى اعتمادى ميان آنان و سايراقوام به تضعيف هر دو طرف بپردازند.

رويهمرفته با تغيير نگرشى كه در سالهاى اخير حاكميت ابدالیها نسبت به غلجاييها رونما گرديد، از قوم غلجایی منحیث برادر کوچک و مورد اعتماد نسبت به ساير اقوام در رده های پائین تر نظام بويژه در بخش نظامى استفاده ميشد. در دوران زمامدارى داود خان حضور افسران غلجايى در وزارت هاى دفاع و داخله گسترده و پر رنگ بود.

افزون بر آن، طيف وسيعى از جوانان غلجايى كه خواهان تغيير و تحول در فضاى سياسى كشور بودند، همراه باروشنفكران ساير اقوام بمحور احزاب چپگراى خلق و پرچم، نهضت جوانان مسلمان، حزب قومگراى افغان ملت وساير جريانات سياسى دهۀ دموكراسى جمع شده، عليه حاكميت محمد زايى ها، مبارزۀ سر سخت را آغاز نمودند.

نورمحمد تره کی، حفیظ الله امین، داکتر نجیب الله در جناح چپ، گلبدین حکمتیار، عبدالرب رسول سیاف، مولوی محمد نبی محمدى كه بدون استثناء همه به قبيله غلجايى تعلق دارند، چهره هاى

شاخص جريانات سياسى آن مقطع تاريخ است. در نتيجه، افسران كمونيست قوم غلجايى در همكارى با مسكو، طى يك كودتاى نظامى، در بامداد ٧ ثور ١٣٥٧، داود خان، آخرين سردار ابدالی و خانواده اش را تير باران نموده، حكومت ابدالی ها را ساقط ساختند. كودتاى هفت ثور که منجر به فروپاشی ابدالیها و به صحنه آمدن رهبران غلجایی در دو سوى منازعۀ افغانستان گرديد، از جانب رهبران ابدالی به خیانت و نمک ناشناسی غلجایی ها تعبیر گردید.

رقابت، كشمكش و بی اعتمادی ميان غلجایی ها و ابدالی ها نقش كليديى در اختلافات و انشعابات درون حزبى جريان چپ هوادار شوروی در افغانستان إيفا نمود. جناح خلق برهبری تره کی، نمایندگی از غلجایی ها میکرد و شاخۀ پرچم برهبری ببرک کارمل، اغلب پشتونهای ابدالی را در تركيب خويش داشت (اثر هنری س برادشر، افغانستان و اتحاد ‏شوروی).

تا حدودی سايه اين تقابل را در تركيب تنظيم هاى محورى مجاهدين مثل حزب اسلامى و جمعيت اسلامى نيز نميتوان ناديده گرفت.

سقوط دولت كمونيستى داكتر نجيب الله احمدزى بدست تاجكان نه تنها مورد قبول و تائيد رهبران سياسى پشتون واقع نشد واز آن به تعبير انور الحق احدى، رهبر حزب قومگراى افغان ملت، به زوال پشتونها از صحنۀ قدرت تعبير شد بلكه عامل محركۀ پشتونها بويژه غلجاييها جهت اعاده زمامدارى شان گرديد.

پاكستان از ويرانه های تنظيم های غلجايى مجاهدين، تحريك طالبان را پيريزى نمودند. اگرچه در آغاز آنها با شعار هاى فريبنده و عوام پسند، رو پوش دينى تشكيل امارت اسلامى را برخ كشيدند، اما بتدريج آشکار گرديد كه طالبان، حركتی صرفا قومى برای اعاده حاكميت غلجاييهاست. پيوند نامقدس طالبان با القاعده و اهداف جهانى اش، آنان را در تقابل ناخواسته با جامعه جهانى قرار داد.

تامس جانسن پروفیسور محقق در دپارتمنت امور امنیت ملی در فاکولته عالی بحریه در کالیفرنیا و کریس مَـیسِن افسر بازنشسته در امور ‏سیاست خارجی و محقق در مرکز مطالعات عالی دفاعی در واشنگتن دی سی ضمن يك تحقيق مشترك، در تحليل جامعه شناختى جنبش طالبان چنين ابراز نظر مينمايند: (در حالیکه مقامات پاکستانی آنها را یک حرکت ملی علیه خارجیان قلمداد میکنند، اما کارشناسان غربی بطور فزاینده آنان را یک حرکت محلی و قبیلوى غلجایی و مخصوصاً هوتکی ها علیه سلطه ابدالی ها قلمداد میکنند که در شخص حامد کرزی ابدالی و ملا عمر هوتکی تبلور یافته است. اینکه آقای کرزی اسم اولین فرزند خود را میرویس - قهرمان هوتکیان - گذاشته است، یک نشانه دیگر از اراده سیاسی وی برای «مصالحه» با طالبان و آشتی میان هوتکی های غلجی با ابدالی ها می باشد.

این تحریک عمدتاً توسط ‏یک قبیله واحد رهبری می گردد. اکثریت شورای رهبری طالبان از قبیله هوتکی با چند استثناء در مورد ‏برخی افراد قبیله کاکر از کنفدراسیون قبایلی غُرغُشت که به ملا عمر نزدیک هستند، ميباشد.



شورای رهبرى طالبان:

نام‏ ‏ موقف‏ ‏ وابستگی قبیلوی‏

ملا محمد عمر رهبر تحریک هوتک غلجایی

ملا برادر معاون رهبر تحریک غلجایی

ملا دادالله کاکر قوماندان عالی نظامی کاکر غُرغُشت

ملا محمد حسن وزیر خارجه بعد از 1997‏ هوتک غلجایی

نورالدین ترابی وزیر عدلیه هوتک غلجایی

الله داد آخوند وزیر ارتباطات و مخابرات هوتک غلجایی

محمد عیسی وزیر آب و برق هوتک غلجایی

وکیل احمد مسئول امنیت شخصی ملا عمر کاکر غُرغُشت

صادق آخوند وزیر تجارت هوتک غلجایی

محمد ربانی رئیس شورای کابل کاکر غُرغُشت

ملا عبیدالله وزیر دفاع هوتک غلجایی



افغانها یک پیوند قوی ذاتی به وقایع تاریخی دارند. وقایع 1721 هرگز توسط ‏غلجایی ها فراموش نمی شود و تحریک ضد سلطنتی طالبان تا اندازۀ بازتولید پیروزی هوتکیان بر پادشاهان منفور ‏ابدالی بود. این نکته قابل ملاحظه است زمانیکه طالبان برای اولین بار قدرت را قبضه کردند بطور غریزی، فوراً بطرف ‏پایتخت مارش نکردند؛ بلکه اولین کارشان مغلوب کردن، راندن و زیر یوغ درآوردن ابدالیان ولایات قندهار و هلمند بود. ...همزمان با ظهور و پيشروى هاى سريع جنبش طالبان در سالهاى اوليه، شايعاتى مبنى بر اينكه آنها لشكر شاه سابق اند، بر سر زبانها بود اما ...‏وقتی طالبان کنترول کابل را در اختیار گرفتند، شاه سابق تبعیدی، که یک ابدالی بود، برای بازگشت از ایتالیا دعوت نشد. ‏این میکانیزم امروزه نیز بقوت خود باقیست.

کسب قدرت، در سرتاسر قبایل پشتون سرحدی، (غلجايىها) بطور ناخود آگاه به یک پدیدۀ شناخته شدۀ فرهنگی ‏ارتباط تنگاتنگ دارد و آن عبارت از «حرکت ملا های کاریزماتیک» است؛ چیزی که بریتانیایی ها و سپس پاکستانی ‏ها بار ها و بارها به آن برخوردند.

در سال 1994 بود که طی آن، ملا عمر خرقۀ مبارکۀ رسول ‏گرامی اسلام (ص) را بالای مسجدی در شهر قندهار به تن خود نمود. در حالیکه ملا عمر قبل ازین تئاتر مذهبی یک شخصیت ‏گمنام و ناشناخته بود، اما این نمایش متهورانه، وی را به بلندای شهرت و فیوضیت روحانی در حد قدرت های صوفیانه ‏ارتقاء بخشید.)

در فرآيند تحولات بعد از ١١ سپتامبر كه در توافقات بن بازتاب يافت، جامعه جهانى پروسه دولت سازى را براحیاء و اعاده جايگاه پشتونها در محور قدرت بناء نهادند. حامد كرزى را كه تا آن زمان شخصيتى چندان شناخته شده در سطح رهبرى نبود، در سايۀ نفوذ سنتى شاه سابق كه هر دو متعلق به قوم ابدالی اند بر ساير اقوام تحميل نمود. تاجكان و طالبان غلجايى را كه در تمثيل حاكميت رسمى منازعه داشتند، يكسان از صحنه سياسى و نظامى به حاشيه راند.

بنابر محاسبه غربيها، حضور يك فرد پشتون در رأس قدرت آنهم بعد از يك دورۀ نسبتاً طولانى حقارت سياسى پشتونها و استخوان شكنى قومى در افغانستان، ميتوانست پيام روشنى براى قوم پشتون بطور عام و براى طالبان غلجاييها بطور خاص مبنى بر ترك مخاصمه و روى آوردن به زنده گى صلح آميز باشد. اما گذشت زمان غير آنرا ثابت نمود.

طالبان نه تنها كرزى رامنحيث نمايندۀ پشتونها نپذيرفته، دست نشاندۀ غربيها خطاب نمودند، بلكه مكرراً داعيۀ ظاهراً صلح طلبانه او را با انفجار و انتحار پاسخ دادند.

گفتنى است اينكه عدم صداقت كرزى نيز به طالبان پوشيده نبود، زيرا او موازى با اقدامات ظاهراً صلحجويانه با طالبان، زيركانه تلاش ورزيد به بهانۀ جنگ ضد تروريزم از حضور نيروهاى خارجى در تقويت شاخه هاى قبيلۀ ابدالی و بيرون را ندن غلجايى ها از مناطق زابل، هلمند و قندهار بهره بردارى نمايد. البته از رسانۀ شدن رقابت خزندۀ ابدالی و غلجايى درين دوره جلوگيرى بعمل آمد.

نظام نو پاى ابدالی درين دوره تحت فشار دو جانبۀ قبيله رقيب، در بعد سياسى، از ناحيه تكنوكراتهاى غلجايى در داخل نظام و در بعد نظامى تحريك طالبان مواجه گرديد.

انتخابات اخير، نقطه اوج كشمكش ايندو را آشكار ساخت. ١١ كانديد پشتون كه ٥ تن آن از قوم ابدالی و ٦ تن آن از قوم غلجايى نماينده گى مينمود. در يك رقابت تنگاتنگ و نفسگير بمصاف هم رفتند. كرزى تلاش ورزيد تا با استفاده از طرح پوتين، زلمى رسول را كه از نزديكان شاه سابق بود منحيث مهره بازى براى حفظ كرسى رياست جمهورى الى دوره بعدى روى صحنه بياوريد. و درين راستا جرگه بزرگان قوم ابدالی را كه به (جرگۀ قندهارى ها) مسمى گرديد، در كابل دائر نموده، ساير كانديدان ابدالی را بشمول برادرش به انصراف در برابر وى وادار نمود و بدين ترتيب، اتحاد و يكپارچكى قوم ابدالی را تحت زعامت خودش به نمايش گذاشت. اما در مقابل نخبه گان سياسى غلجايى با پيشينه هاى مختلف و متضاد باهم بمحور قوميت گردآمده، در يك اقدام غافلگيرانه و سازمان يافته، روند انتخابات را به نفع شان برگرداندند.

درحاليكه در ١٣ سال گذشته، ابدالی ها پيوسته در فکر تداوم و تحکیم حاکمیت سیاسی شان در افغانستان بودند، نخبگان سیاسی غلجایی از جمله زلمی خلیلزاد٬ اشرف غنی احمد زی٬ انورالحق احدی٬ حنيف اتمر، فاروق وردك، علی احمد جلالی و... در اندیشۀ انتقال و گذار مسالمت آمیز قدرت از ابدالیها به غلجایی ها بودند، بدون آنكه ساير اقوام از اين جابجايى قدرت سودى ببرند.

سوال اساسی در اينست كه سرانجام اين كشمكش تاريخى به كجا خواهد انجاميد؟ و سرنوشت مملكت و ساير اقوام در قبال آن چه خواهد شد؟

پيشفرض اينكه رهبران سياسى هر دو قبيله كه اغلب از دانش آموخته گان غرب اند، با الهام از تجارب مفيد ديگران و با درس گرفتن از گذشته به تفاهم رسيده، بر رقابت و خصومت هاى قبلى نقطه پايان بگذارند، محتمل نبوده، بعيد به نظر ميرسد.

تصور من برآنست كه غلجايى ها در پى ايجاد حاكميت قبيلوى خودشان اند، و حاضر نيستند كسى را شريك آن سازند. درین مورد سابقۀ تاریخی نیز وجود. قبل از اين فقط سه بار غلجایی ها توانسته اند قدرت ‏ملی را از ابدالی ها بگیرند. اولين بار در سال 1721، که میرویس هوتکی قدرت را گرفت؛ بار دیگر در 1978، که حکومت ‏محمد داود توسط افسران نظامی كمونيست سرنگون شده و بلافاصله قدرت به رهبر حزب دموکراتیک خلق، نور محمد تره کی، تسلیم گردید و بار آخر در سال 1996، که ملا عمر، رهبر طالبان، به قدرت رسید. در هر بار بنابر تندروى، انحصارگرايى و عدم تعامل با ديگران، عوامل فروپاشى خود را خودشان فرآهم نموده اند. تجربه تاريخى نشان داده كه رهبران غلجايى، دولتمردان مدبر، واقعبين و دور انديشى نبوده. در تمام دوره ها، حاكميت شان براى كل كشور، بحرانزا و فاجعه آفرين بوده، بقا و دوامى نداشته.

رهبران ابدالی بدليل حضور طولانى در قدرت عمدتاً شخصيت های معتدل، راحت طلب، محيل و مصلحت انديش بوده، از سنتها و تعصبات قبيلوى فاصله گرفته، تحت تأثير اخلاق و خصلتهاى اجتماعى تاجيكان رشد نموده اند. با ساير اقوام از در مدارا، سازش و معامله برخورد نموده غالباً كليد حل مشكلات را در سياست جستجو مينمايند. اما در مقابل رهبران غلجايى شخصيت هاى خودخواه، جاه طلب، مستبد و اقتدارگرا اند، اغلب از ميان طبقات متوسط پاهين جامعه برخاسته، ريشه و پيشينه در رهبرى و رفاه ندارند. مرز مشخصى با ساير اقوام داشته، تعلق شديد و عميقى به اصول قبيلوى شان دارند. تا سرحدى كه حاضرند سنتها قبايلى شانرا منحيث فرهنگ ملى تعميم بخشند، خودرا باشنده اصلى افغانستان و ساير اقوام را مهاجر دانسته، حق زعامت را ويژه خود ميدانند. از گذشته روابط نزديكى با انگليسها دارند، بدلايل غير مؤثق پيوند نژادى، مورد حمايت و توجه حلقات يهودى در جهان اند، پاكستان از نفوذ قابل ملاحظه در لايه هاى مختلف آن قوم برخورداراست. اما نسبت به ساير اقوام و حتى در مقايسه با ابدالی ها از رهبران درجه دو سياسى و كادر تخصصى بيشتری در سطح كشور برخوردارند. روشنفكران غلجايى كه اغلب بمحور حزب قومگراى افغان ملت، متشكل اند، يگانه جريان سياسى ريشه دار، در افغانستان اند كه از داشتن افكار برترى جويى و تفوق طلبى قومى، انكار نميورزند. در مقابل ابداليها شديداً بفقدان كادر رهبرى ايكه بتواند بعنوان يك تيم قوى زعامت را تمثيل نمايد مواجه اند. تنها شخصيت مطرح آن حامد كرزى است كه با كوله بار تجربه سياسى ١٣ ساله، خود را بنيانگذار افغانستان نوين دانسته، خويش را مستحق زعامت افغانستان ميداند و توانسته درين مدت متحدين قابل ملاحظه از ساير اقوام بدور خويش، جمع نمايد. او تنها مانع جدى در برابر دولت نو بنياد غلجايى در شرايط كنونى محسوب ميشود، واگر رهبران غلجايى نتوانند با گزينه هاى، اعطاى مقام نمادين و تشريفاتى، سهيم ساختن در قدرت اجرايی و يا با حذف فزيكى، اورا از سر راه شان بردارند، ناگزيرند او را در پنج سال آينده بعنوان رقيبى جدى و مهار نشدنى تحمل نمايند. چنانچه از قرائن و شواهد برميآيد، او از فرداى تحويلدهی قدرت در پى ايجاد اپوزيسيون قدرتمند از رهبران سنتى، سياستمداران معامله گر و دولتمردان رانده شده از قدرت ميباشد. تماس هاى مشكوك، و ديد وا ديد هاى سوال برانگيز اخير وى با سران قدرتها محلى، حاكى از اين تلاش هاست.

اين رقابت و كشمكش تاريخى، نه تنها زير ساخت ها و پايه هاى اساسى دولت سازى را در افغانستان متزلزل نموده، بلكه وفاق ملى را آسيب جدى زده، زمينه مداخله خارجى و استبداد داخلى را مساعد ساخته است. افزون بر آن، فرصتهاى مساعد و مناسبى را از مردم افغانستان گرفته، ما را از كاروان پيشرفت و تمدن جهانى عقب نگهداشته است.

تفوق طلبى و برترى جويى قومى، سمتى، زبانى و نژادى، همواره باعث ايجاد شگاف عميق اجتماعى و عدم مشاركت ملى در جهت اعتلاى كشوربوده.

آنچه مسلم است اينكه، نقش كليدى عنصر قوميت در نظام سياسى، ماهيت دولتها را در افغانستان، قوم محور نموده، زمينۀ واگرايى را در ساختار نامتجانس اجتماعى كشور قوت بخشيده است. ضمناً قوميت زده گى سياست، سايه سنگين و ناميمونش را در ساير عرصه هاى زنده گى اجتماعى مردم تعميم بخشيده.

از سوى ديگر، تعارض اجتماعى بر مبناى قوميت كه توزيع غير عادلانه قدرت ثمره اجتناب ناپذير آن است، نه تنها مانع توسعه كشور گرديده بلكه بروند ملت سازى، صدمه جبران ناپذيرى وارد نموده است.

مسلماً وابستگى و نياز رهبران سياسى بر حمايت و پشتوانه قومى، آنان را نه تنها دنباله رو بزرگان قومى ساخته بلكه ملزم به برخورد محافظه كارانه در قبال سنتها و عنعنات كهنه و دست و پا گير قبيلوى كه نتيجتاً مانع تخصصگرايى فردى و رويكرد تحولگراى اجتماعى است نموده است.

گرايش افراطى به منافع قومى، موجب كمرنگ شدن مصالح ملى و بهدر رفتن قابليت و پتانسيل كل جامعه در مسير پويايى و شگوفايى بوده است.

اينها همه چالشها و موانع جدى و بنيادينى است كه رويكرد و عملكرد دولت كنونى با آنها، ميزان موفقيت و ناكامى اورا در پنج سال آينده مشخص خواهد نمود.

https://www.khorasanzameen.net/php/read.php?id=2788

در 14 سال كه حامد كرزی به عنوان يک درانی افراطی بر كرسی قدرت تكيه زده بود، به بهانه های مختلف نگذاشت گلبدين حكمتيار (غلجايي) به افغانستان باز گردد.

كرزی با ايجاد فشارها از داخل و از بيرون مانع پيوستن حكمتيار به كشور و نظام گرديد و نيک می دانست كه اگر حكمتيار غلجايی بيايد، بر قدرت او شعاع خواهد گذاشت. در يک و نيم دهه گذشته بارها بحث مذاكره با حكمتيار مطرح شد اما اين مذاكرات به شكست انجاميد.

باور ما اين است كه حامد كرزي به عنوان يک درانی نخواست حكمتيار غلجايی مجال قدرت نمايی پيدا كند و رهبری قوم پشتون از نزدش به وی (حكمتيار) معاوضه گردد. گلبدين حكمتيار پس از «جهاد» به طور سنتی خود را رهبر قوم پشتون ها می داند، در اين طرف كرزی خود را شايسته رهبری قوم پشتون می داند.

از سویی هم ملا عمر، ملا هيبت و طالبان خود را رهبران قوم می تراشند، ظاهرا اشرف غنی نيز از مدعيان رهبری قوم پشتون است. ترس كرزی همواره اين بوده كه غلجايی ها به كمک گلبدين حكمتيار تقويت نگردند. اما سرانجام اشرف غنی توانست در برابر درانی ها پيروز شود و حكمتيار غلجايی را برگرداند.

قرار گرفتن غنی احمدزی و داكتر نجيب احمدزی به عنوان دو غلجايی از تصادف های تاريخی بوده كه بر مسند قدرت قرار گرفتند. حالا ديده شود كه اين اختلاف ها ميان درانی ها و غلجايی ها به كجا می كشاند و اين صف بندی ها در انتخابات پيش روی بيشتر روشن خواهد شد.

هرچند باور عمومی بر اين است كه پشتون ها چه قوم درانی و چه غلجايی، همواره درصدد گسترش هژمونی خويش به عنوان «قبيله» بوده، ولی تاريخ معاصر و برادركشی، پدر كشی و كور كردن و شكنجه های خانوادگی ميان پشتون ها بر سر تصاحب قدرت، مصداق خودخواهی ها و تضاد درون قومی بوده كه قوم به عنوان يک كليت بيشتر مطرح نبوده است.

http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=132429

کشمکش درانی و غلجایی، واقعیت یا بازی؟

تصوير

بازتاب رسانه ای نشست قندهار!
کشمکش درانی و غلجایی؛ واقعیت یا بازی؟
نشست قندهار فارغ از اهداف و پلان های پشت پرده آن و بازتاب رسانه ای گسترده آن بخصوص بعد از تاخیر پرواز یا ممانعت پرواز طیاره حامل عطامحمد نور و باتور دوستم و التیماتوم همایون همایون به دولت برای آمدن نور و باتور خود یک حقیقت را آشکار می کند که درانی ها از آنچه در چمبر قدرت سیاسی رخ می دهد راضی نیستند اما در پهنا و گستره رسانه ها این پرسش کمتر مجال بروز پیدا نمود که برای چه این نشست در قندهار برگزار می گردد؟ ارتباط این نشست با یک نشست دیگر تحت عنوان سالگشت تاج گذاری پادشاه در بامیان چیست؟
دو احتمال را می توان قاب نمود و بر آن انگشت نهاد که تا اندازه ای به آن پرسش ها نیز پاسخ می دهد:
۱. پشتون ها بعد از جمع کردن سایر اقوام از مراکز تصمیم گیری اصلی قدرت اینک در تلاش هستند بر اساس ادعای خیالی اکثریت چتر گسترده تری را در سطح کشور پهن نمایند و با دعوت از عناصری از اقوام کشور به دو قطبی نمودن قدرت سیاسی در کشور دست یابند. دو قطبی که رهبری هر دو قطب آن را اشخاص و عناصری از پشتون ها رهبری نماید و سایر اقوام صرفا در راستای منافع سیاسی پشتون و به عنوان اقوام درجه دو در این ساختارهای جدید حضور داشته باشند.
گلچین دعوت نمودن عناصری از تاجیک ها، ازبک ها و هزاره ها در این نشست به معنای آن است که وحدت و یکپارچگی اقوام محروم را به چالش بکشند و زمینه هایی را برای انتخابات آینده با دو قطبی کردن قدرت برای تداوم سیطره سیاسی پشتون مهیا سازند.
بر مبنای این تحلیل، چتر گسترده رسانه ای و سناریوی ممانعت از حضور عطا و باتور در نشست قندهار یک بازی رسانه ای است که با توافق دولت یعنی غلجایی ها و درانی ها یعنی کرزی و تیم اش انجام می گیرد و بدینسان دولت و در سطح کلان پشتون ها موفق می شوند رهبری سیاسی و ملی برای خود بسازند و اقوام محروم را در شعبه ها و جریانات خرد و ریز سیاسی تفکیک نموده و آقایی پشتون ها را به عنوان اکثریت سیاسی تضمین نمایند.
۲. کرزی و تیم اش در انتخابات آینده می خواهند بر سفره قدرت بازگردند و این امر در صورتی ممکن است که از طریق تحریک توده های عمومی مردم بر علیه وضعیت موجود پشتوانه مردمی و مشروعیت سیاسی برای خود بسازند و شرکای خارجی قدرت سیاسی را بخصوص آمریکا را متقاعد نماید که افغانستان با تسجیل حاکمیت درانی ها و شخص کرزی به امنیت باز خواهد گشت و منافع آن کشورها تامین خواهد گردید نه با غلجایی های که تجربه حکومت کردن را نداشته و به خلق بحران به جای مدیریت معقول کشور مشغول هستند!
بر مبنای تحلیل دوم، شکاف قومی پشتون ها بر سر قدرت جدی است و البته که بازهم هر دو جریان قدرت در یک نقطه مشترک به هم می رسند و آن تامین اهداف استراتژیک قومی قبیله سالاران حاکم اعم از درانی ها و غلجایی ها می باشد اما کاش رقابت درانی ها و غلجایی ها برای تصاحب منزلت، شهرت و قدرت به تعامل پشتون ها با سایر اقوام در این کشور می انجامد و آنها از ورطه انتحار و انفجار به مدنیت و فرهنگ سیاسی مدرن غلطیده و خوی بگیرند و عادت نمایند که همه با هم و در کنار هم هم می توان به اهداف انسانی خود رسید.
اگر این تعامل سیاسی به نیکی و در آرامی انجام بگیرد شاید پشتون ها با مدنیت و فرهنگ مسالمت و صلح جویی، مدارای ملی و حسن همجواری و برابری قومی آشتی نمایند و دست از انتحار و انفجار بردارند و کشور را به مثابه خانه مشترک بر سر خود و سایر اعضای خانه خراب نکنند.
بنابراین کشمکش غلجایی و درانی بیشتر شبیه یک بازی سیاسی و برای فریب افکار عمومی انجام می گیرد و سالگشت تاج گذاری در بامیان به معنای تثبیت جایگاه، منزلت، شهرت و قدرت پشتون ها بر تمام کشور است و سایر اقوام مطاع اکثریت خیالی و ادعایی در رسانه ها محسوب می شوند.

http://www.afghanirca.com/newsin.php?id=62345

طالبان، در پی پادشاهی برای هوتکی ها!

عبدالصبور رحیل
برخی حقایق چنان تلخ اند که رویارویی با آن را آدمی برنمی تابد و برای فریب دادن خود افسانه می سازد و حقایق را پرده و لباس دیگری می پوشاند. یکی از جنبه های دردناک و تلخ جامعۀ ما همین مساله پرده پوشی مخالفت قبیلوی هوتکی و درانی است. تاکنون مساله ملی را بسیاری ها در میان پشتون و غیر پشتون جستجو می کنند و برای حل آن حرف و سخن می زنند اما بزرگترین، دردناکترین، ویرانگرترین مشکل در جامعۀ ما مساله خود پشتونهاست. حل ناشده ماندن مساله ملی میان پشتونها از همان آغاز تشکیل حکومت هوتکی ها درکندهار و اصفهان و سپس سرنگونی حکومت هوتکی ها به کمک درانی ها و اشغال کندهار از دست هوتکی ها توسط درانی ها، آتش سوزانی بوده است که پیوسته درین دوصد و پنجاه سال این کشور را سوزانده است.
هرچند برخی مهره های فاشیست، سربرآوردن طالبان را تلاش پشتون علیه غیر پشتون قلمداد کردند اما تداوم جنگ طالبان علیه حکومت کنونی و نخریدن سلام ها و لابه های آقای کرزی توسط طالبان بیانگر این نکته است که مشکل تنها میان پشتون و غیر پشتون نی بلکه در پهلوی سازماندهی پاکستان، عنصر درونی و آتش زیرخاکستری که "تحریک طالبان" را می چلاند همان اختلاف هوتکی و درانی است که همچنان ادامه دارد.
البته در میان جنبش طالبان، افراد منسوب به برخی از درانی ها هم دیده می شوند اما این درانی ها همان هایی اند که با احمدشاه ابدالی هم مخالفت کردند. سر رهبران درانی قبایل علیزی، اسحاقزی و نورزی توسط احمدشاه ابدالی زیر پای فیل شد و کشته شدند. مطابق برخی آمار، اکثریت کسانی که در جنبش طالبان از قوم درانی شرکت دارند، به همین سه قوم پیوند دارند.
عبدالرحمن خان نواسه دوست محمدخان و کواسه سردار پاینده خان درانی نیز پس ازهزاره ها، بیشترین کشتار را در میان سلیمانخیل های غلجایی داشت تا این که بهترین راه را دران دانست که به پیروی از استادان و ولینعمتانش غلجایی و هزاره را به جان هم بیندازد- تفرقه بیندازد و حکومت کند. بی جهت نیست که امروز عبدالرحمن خان به پیشوای معنوی گردانندگان اصلی دولت کنونی تبدیل شده است...
پشتونهای حزب دموکراتیک خلق به همین اقوام غلجایی (هوتکیها هم غلجی اند) متعلق بودند. البته اکثریت فرماندهان و رهبران پشتون مجاهدین نیز غلجایی بودند. مانند حکمتیار، استاد سیاف، مولوی خالص، مولوی محمد نبی، حاجی عبدالقدیر، عبدالحق و سایرین. از همین جهت است که امروز حکومت کرزی در ظاهر از روی مجبوریت به مجاهدین ارج می گذارد اما در باطن حزب دموکراتیک خلق و مجاهدین را به یک نظر می بیند.
ملاعمر رهبر طالبان به قوم هوتکی غلجایی متعلق است. آتش درونی یی که او را می سوزاند دین و اعتقادات دینی نیست. دین یک پرده است. ملاعمر انگیزۀ سوزان درونی دارد. این انگیزه با منافع پاکستان گره خورده است. تعصب کور قبیلوی همیشه چنین بوده است. کندهار در دوران حاکمیت صفویان در ایران و مغولی ها در هند بارها دست به دست می شد. گاهی کندهار جز حکومت صفوی بود گاهی هم جز حکومت مغولی. اندرین میان همین اقوام بودند که گاهی با این متحد می شدند و گاهی با آن تا که "کلانتری" کندهار را نصیب شوند.
شاه محمود سدوزایی نواسۀ احمدشاه درانی به کمک ایران قاجاری به سلطنت کابل دست می یابد و شاه شجاع برادر دیگرش به کمک انگلیس. دوست محمد خان با فروختن جهاد ملی مردم کابل و کوهدامن زمین، به انگلیس به تخت ابقا می شود. عبدالرحمن نیز علیه کاکایش شیرعلیخان همانقدر دسیسه می کند تا شیرعلی خان سرنگون می شود. پس ملاعمر چرا درخدمت آی اس آی نباشد تا حکومت را بدست بیاورد؟
عبدالرحمن که به کمک روس و انگلیس می آید، دمار از روزگار همکاران شیرعلیخان برمی آورد. همین عبدالرحمن است که مخالفین درانی خود را تبعید می کند اما مخالفین غلجایی خود را می کشد و دارایی شان ضبط می کند و حتی قلعه های شان را ویران می کند.
در جلال آباد همگی آگاه اند که عصمت الله خان جبارخیل غلجایی وزیر خارجه شیرعلیخان را عبدالرحمن خان نه تنها اعدام کرد که خانه و جایدادش را نیز ضبط کرد وقلعه اش را نیز ویران کرد. این رویداد در بیتهای فولکلوریک مردم ننگرهار نیز وجود دارد.
عبدالرحمانه زوروره، در شاغاسی کلا دی ولی ورانوله (؟)
امروز در حکومت حامد کرزی با وجودی که در نظر غیر پشتونها پشتونگرایی حاکم است اما از آنجایی که تعصب قومی هرگز مبنای عدالت نمی داشته باشد، تقسیم قدرت نه تنها میان پشتون و غیر پشتون بلکه میان خود پشتونها نیز به صورت عادلانه صورت نگرفته است. حکومت امروز بزرگترین جفا را علیه غلجایی ها می کند و پا به جای پای عبدالرحمن خان می گذارد. بززگترین پورتریت عبدالرحمن خان در تعمیر ولایت ننگرهار نصب شده است- ولایتی که اکثراً غلجایی اند. ولایتی که نوادگان عصمت الله خان جبار خیل برای آزادی اش از چنگال روسها بزرگترین قربانیها را داده است. اما این حکومت روی خون همه شهدای این قوم قدم گذاشته روی سینۀ شان از عبدالرحمن خان تمجید می کند.
آنهایی که جنگ ملاعمر را جنگ مذهبی می دانند، هرگز هم از خود نپرسیده اند که این چه مذهبی است که تنها غلجایی های کندهار و پکتیا به آن ایمان دارند؟ اگر این جنگ مذهبی است و اگر این مذهب اسلام است چرا در سایر نقاط کشور مردم به دنبال ملاعمر نمی روند؟ پاکستان تلاش زیادی دارد که اقوام دیگر را نیز درین جنگ سهیم بسازد اما همیشه به کندهار و پکتیا محدود مانده است.
تقاضای اخیر هیات مذاکره کننده طالبان در دوحه برای "امیرالمومنین" شناخته شدن ملاعمر در افغانستان از همان آرزوی پادشاهی مجدد هوتکیها و رقابت غلجایی و درانی منشا می گیرد.
اندرین میان هزاران انسان دیگری که نه درانی است و نه غلجایی توسط همین رقابت به گروگان گرفته شده اند. تا به کی باید در جنگ این دوقوم زندگی ملیونها انسان دیگر این سرزمین برباد شود، تا به کی؟
آیا اگر آشتی ملی یی در کار باشد، می تواند این آشتی بدون آشتی کلیه اقوام با همدیگر ممکن شود؟ آیا وقت آن نیست که در یک گفتمان بزرگ ملی کلیه اقوام اعم از ازبک، هزاره، تاجیک، درانی، غلجایی، کرلانی، پشه یی، نورستانی، بلوچ.... همه و همه گردهم آیند و با یک برداشت تازه از تاریخ که حقوق همه مردم، هویت همه اقوام و رنجهای کلیه مردم به رسمیت شناخته شود، یک کشور خالی از تعصب و بدبینی قومی را ایجاد کنیم؟

http://www.jomhornews.com/fa/news/2755

تحليل ايندي بندنت
افسانه دیگر این است که طالبان نماینده قوم پشتون‌ است که بین ۳۸ تا ۴۰ درصد از کل جمعیت را تشکیل می‌دهند. اما این نیز درست نیست. جالب است که در جریان‌های اخیر تنها مقاومت مسلحانه علیه بازگشت طالبان در دو شهر قندهار (با ۸۵ درصد جمعیت پشتون) و لشکرگاه (تقریبا ۱۰۰ درصد پشتون) صورت گرفت. نخستین و بزرگ‌ترین تظاهرات اعتراضی علیه طالبان نیز در جلال‌آباد (با ۷۰ درصد جمعیت پشتون) رخ داد. از این گذشته، پشتون‌ها در جمهوری اسلامی کرزی‌ و غنی نیز اهرم‌های اصلی قدرت را در دست داشتند.
شاید خطرناک‌ترین افسانه، که اخیرا در شبکه‌های تلویزیونی ایالات متحده آمریکا نیز مطرح شد، این است که طالبان تغییر کرده است و رهبری جدیدش بیشتر به جناح «اصلاح‌طلب» و «معتدل» در جمهوری اسلامی ایران نزدیک است تا جناح «اصول‌گرا». اما یک نگاه کوتاه به پرونده هیبت‌الله آخوندزاده، سراج‌الدین حقانی، ملاعبدالغنی برادر، ذبیح‌الله مجاهد و پسران ملامحمدعمر مرحوم نشان می‌دهد که رهبری کنونی طالبان احتمالا حتی از رهبری آن در سال‌های ۱۹۹۰ افراطی‌تر، انتقامجوتر و خشک‌مغزتر است. ساخت‌و‌پاخت با آمریکا، همان‌طور که در جمهوری اسلامی ایران و تجربه «بچه‌های نیویورک» دیدیم، به معنای «معتدل» و «اصلاح‌طلب» شدن نیست.
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 9:32 pm

دونالد ترامپ، رئیس جمهور پیشین آمریکا گفت :

آنچه در افغانستان روی می‌دهد نه خروج نیروهای ایالات متحده، بلکه تسلیم شدن است


وی وضعیت افغانستان را " بزرگترین تحقیر نظامی در تاریخ ایالات متحده " خواند.

به عقیده ترامپ در افغانستان ۱۰ هزار شهروند آمریکایی نیست بلکه ۴۵ هزار نفر است.

نظامیان آمریکایی باید برای بازگشت به افغانستان آماده باشند.

ما ممکن است مجبور به بازگشت شویم. ممکن است هم نرویم. اگر شما آماده نباشید هیچ وقت آن ۴۵ هزار نفر را دوباره نخواهید دید.»

https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1522017
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 9:43 pm

چین یک فرصت اقتصادی برای افغانستان است = زمينه ها و موانع و علاقه طرفين - سوابق روابط اقتصادي در دوره طالبان از ابتدا تا امروز


پکن برای سرمایه گذاری در کشور تحت سلطه طالبان از غرب مشتاق‌تر است، و طالبان هم به اين روابط مشتاق اما ... / خاطره تلخ چین از دو پروژه نیمه کاره در افغانستان

در میان بسیاری از روایت‌های مبهم که در بحبوحه هرج و مرج پیروزی طالبان در افغانستان مطرح می‌شود، این طور تصور نیز وجود دارد که چین پس از پاکسازی این کشور از موانع غربی در حال پیشرفت است و ثروت‌های اقتصادی آن را می‌بلعد.

Image

روزنامه Nikkei asia ژاپن نوشت: در میان بسیاری از روایت‌های مبهم که در بحبوحه هرج و مرج پیروزی طالبان در افغانستان مطرح می‌شود، این طور تصور نیز وجود دارد که چین پس از پاکسازی این کشور از موانع غربی در حال پیشرفت است و ثروت‌های اقتصادی آن را می‌بلعد.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: شکی نیست که شرکت‌های چینی به برخی منابع در افغانستان به عنوان فرصت‌های بالقوه نگاه خواهند کرد، اما شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد این کشور یک اولویت استراتژیک برای پکن است. چین تا کنون نقش اقتصادی بزرگی در افغانستان ایفا کرده، اما تصورش دشوار است که قصد داشته باشد در شرایطی که بی ثباتی در افغانستان بروز کرده است، به طور ناگهانی تغییر رویکرد بدهد و مشارکت اقتصادی عجیب و غریبی در این کشور داشته باشد.

تا کنون عملکرد چین نشان داده است که پکن می‌تواند روابط خوبی را با دولت افغانستان و طالبان به طور همزمان حفظ کند و هر دو طرف تشخیص می‌دهند که هر کسی که عهده دار قدرت در افغانستان باشد، چین همچنان همسایه آن‌ها خواهد بود. چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان مطرح است و مقامات کابل امیدوارند از رابطه‌ی خوبی با آن بهره‌مند شوند.


این روایت جدیدی نیست. طالبان بی تردید به یاد می‌آورد که هنگام حمله ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱، وزیر معدنش در حال دیدار با هیئت چینی در کابل بود. افغان‌ها به طور کلی از این واقعیت که پکن از زمان حمله‌ی آمریکا به افغانستان در بزرگترین پروژه‌های سرمایه گذاری دوجانبه در این کشور حضور داشته است، دلگرم هستند.

در سال ۲۰۰۷، شرکت مس جیانگشی چین قرارداد توسعه و بهره برداری از معدن مسی را در افغانستان به دست آورد و پروژه مس عینک بین آن‌ها راه اندازی شد. در سال ۲۰۱۱ نیز قرارداد اکتشاف و استخراج از میدان نفتی آمو دریا در شمال افغاسنتان بین پکن و کابل امضا شد. قرارداد‌های مورد بحث این امید را برای مقامات کابل برانگیخت که نهایتاً تا حدی به استقلال اقتصادی دست یابند.

با این حال، این دو پروژه متوقف شده اند، دولت افغانستان امتیاز آمو دریا را پس گرفت و پروژه‌ی مس عینک نیز به یک رویای شکست خورده‌ی چینی برای کابل تبدیل شد. در هر دو مورد، توافقنامه‌های جانبی که بسیار مورد ستایش طرفین هم بودند در زمینه‌ی توسعه‌ی خط راه آهن، نیروگاه و پالایشگاه هرگز عملی نشد.

شکی نیست که غنای معدنی افغانستان برای شرکت‌های چینی جذاب خواهد بود و پکن به دنبال منابع استفاده نشده‌ی این کشور به منظور تامین نیاز‌های سیری ناپذیر داخلی اش است. این امکان وجود دارد که شرکت‌های چینی تحمل ریسک بالاتری نسبت به برخی از همتایان غربی خود داشته باشند، اما در پی شکست این دو پروژه‌ی بزرگ، چه دلیلی دارد که یک افغانستان به طور بالقوه ناپایدار ناگهان برای پکن جذاب‌تر از قبل شود؟ ممکن است پکن در حال مذاکره با طالبان باشد، اما دلایل کمی برای مجبور کردن شرکت هایش به حضور در این کشور دارد.

سرمایه گذاری چین در افغانستان در زمینه‌ی زیرساخت‌ها محدود است. پکن به ساخت چند بیمارستان، کمک به ساخت مسکن در کابل، تعدادی کارخانه کوچک و برخی ساختمان‌های جدید برای دانشگاه کابل و احتمالاً یک پایگاه نظامی در بدخشان مبادرت کرده است. حضور چین در زمینه‌ی زیرساخت‌های ارتباطی مانند جاده ها، پل ها، راه آهن و بنادر نیز چشمگیر نیست.

شرکت‌های ساختمانی چینی در زمینه‌ی ساخت راه‌ها و موارد دیگر در افغانستان فعال بوده اند، اما بیشتر این کار‌ها از طریق بودجه نهادی بین المللی انجام شده است نه تحت رهبری پکن. پیمانکاران چینی در رقابت برای دستیابی به پروژه‌های مختلف برنده شده اند و آن‌ها را در شرایط خطرناک تحویل داده اند.

در زمینه‌ی طرح یک کمربند و یک جاده رئیس جمهور شی جین پینگ نیز پیشرفت‌ها بیشتر لفظی بوده یا صرفاً شامل ایده پردازی‌های پکن برای اتصال کریدور اقتصادی چین و پاکستان با افغانستان است. به طور کلی، تلاش کمی برای تبدیل این طرح به واقعیت انجام شده است. پکن برخی پست‌های مرزی را برای سهولت ترانزیت کالا بین افغانستان و پاکستان بازسازی کرده است، اما این تلاش‌ها قطعاً همتراز با پروژه‌های زیرساختی اقتصادی سنگینی نیست که در پاکستان یا آسیای شمالی و مرکزی در حال پیشرفت است.

سفارت چین در کابل اخیراً توجه خود را به صادرات دانه‌ی کاج از افغانستان به چین معطوف کرده است که از طریق آن ایجاد کریدور هوایی برای تسهیل صادرات آن‌ها به چین مورد ستایش قرار گرفت. در حالی که چنین فرصت‌هایی باید تشویق شوند و قطعاً مشاغل زیادی را در جامعه‌ای که هنوز به شدت به کشاورزی وابسته است، ایجاد می‌کند، اما بعید به نظر می‌رسد که این تلاش‌ها بتواند تغییری در بازی پکن-کابل به وجود آورد.

آنچه در اینجا گفته شد به معنای نادیده گرفتن تلاش‌های چین برای کمک به افغانستان نیست. اما نکته کلیدی این است که کمک‌ها محدود بوده است و برخی دستاورد‌های قابل توجه توسط شرکت‌های چینی و کارآفرینانی که مستقل فعالیت می‌کنند، به دست آمده است. علیرغم مشارکت جدی و سطح بالای چین، پروژه مس عینک همچنان بلاتکلیف است و این نشان دهنده‌ی محدودیت پکن در اجبار شرکت هایش برای حضور در افغانستان است.

توجه داشته باشید که مشارکت پکن در پروژه‌های افغانستان تا کنون در حالی صورت گرفته است که این کشور حداقل به طور قابل ملاحظه‌ای تحت فرمان دولتی قرار داشته که دارای درجه‌ای از مسئولیت پذیری بین المللی بوده است. چیزی که تجربیات گذشته نشان می‌دهد این است که افغانستان تحت سلطه‌ی طالبان گزینه‌ی ترجیحی شرکت‌های چینی برای همکاری نیست. به نظر می‌رسد مدتی طول می‌کشد تا سرمایه گذاران چینی تضمین‌های موردنیازشان را برای فعالیت در افغانستان به دست آورند.

حقیقت تلخ این است که چین یک فرصت اقتصادی از دست رفته برای افغانستان است و احتمال کمی وجود دارد که با وجود بی ثباتی ناشی از سلطه‌ی طالبان در این کشور شرایط تغییر کند.

https://www.entekhab.ir/fa/news/633853
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 10:13 pm

اجراى قاطعانه طالبان = طرح صيانت كاربران ايران = روش قاطع طالبان در برابراستفاده از شبکه‌های اجتماعی = اينطوري ديكر اينترنت ول نيست



https://www.entekhab.ir/fa/news/633853
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 10:17 pm

در برنامه تلويزيوني شبكه افق

سخنگوی
طالبان: همین حالا در هر کشور جهان به مردم بگویند شما را می‌بریم آمریکا،
نمی‌روند؟ / مجری صدا‌وسیما: در ایران نمی‌روند/ سخنگوی طالبان: مطمئن
باشید می‌روند



اين برنامه مهندسي شده تئاتر مضحكي بود، مجري جلسه فقط با علامت سؤل مي كفت آيا مي شود به طالبان اعتماد كرد، دو كارشناس حاضر در جلسه ييك نرم و يكي آتشي به عدم مخالفت با طالبان سخن مي كفتند و بيشتر وقت برنام هرا كرفتند با اين رويكرد = نماينده طالبان هم كه بطور اونلاين صحبت كرد و بكلي منكر شد كه رفتار بدي طالبان در كذشته داشته و تبليغات غربيها مي دانست حتى بقدري كه در رسانه سخنكويشان مي كويد طالبان امروز تغيير كرده هم نكفت، و در اين برنامه هيج حضوري از شيعيان و اقوام ديكرافغانستان نبود مكر يك ارتباط با يك روحاني سيد شيعه كه فقط مي خواست ارقام كشتارهاى طالبا را بكويد و به او اجازه ندادند بيان كند و فقط يكدقيقه اجازه صحبت داده شد و جملات رهبري از سايت رسمي ا اشاره كرد كه تمام اظهار نظرهاى رهبري در طول اين سالها محكم و صريح بر عليه طالبان بوده است و جطور است تلويزيون ايارن و شكبه افق و اين بنامه و كارشناسانش ناديده مي كيرند= اين جلسه كاملش حتما ديده شود براى موضوع مهمتر از افغانستان مهندسي افكار توسط تلويزيون بر خلاف واقعيات

https://www.entekhab.ir/fa/news/633949
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 10:23 pm

فیلم/ انتقاد تند عضو لشکر فاطمیون از تطهیر طالبان در شبکه افق


Image

سید زهیر مجاهد مسئول رسانه‌ای لشکر فاطمیون و فعال فرهنگی افغانستان در ارتباط تصویری با شبکه افق صدا و سیما خطاب به تطهیرکنندگان طالبان گفت: آن زمانی که شما در خانه نشسته بودید و پروژه تطهیر را شکل می‌دادید بچه‌های فاطمیون در حلب، زینبیه و تدمر سوریه مشغول دفاع از انقلاب اسلامی بودند! وی افزود: اگر تطهیر طالبان در بین ۳ میلیون افغانستانی و جامعه بزرگ نخبگانی افغانستان، یک نفر موافق داشت، امروز بجای تطهیرکنندگان ایرانی آن یک نفر در برنامه‌های تلویزیون ایران می‌نشست!

https://eghtesaad24.ir/fa/news/121625
https://fararu.com/fa/news/501860

تطهیر تروریست‌های طالبان این بار در شبکه
تلویزیونی افق ایران؛

نقدی بر برنامه جهان آرا «بررسی تحولات اخیر
افغانستان»/یادداشتی از دکتر معصومه صابری

Image

شفقناافغانستان؛ معصومه صابری، دکتری فلسفه و کلام اسلامی، مؤلف و پژوهشگر افغانستانی؛ پیرامون اظهارات مطرح شده در برنامه جهان آرا شبکه تلویزیون افق ایران که در اختیار خبرگزاری شفقناافغانستان قرار داد، اظهار داشت: در بحبوحه جنگ مردم افغانستان با طالبان و شکل‌گیری بسیج عمومی برای مقابله با طالبان در این کشور، شبکه افق در مجموعه جهان آرا اقدام به تهیه برنامه‌ای تحت عنوان بررسی تحولات اخیر افغانستان با کارشناسی جناب آقای حسام رضوی نمود.
شاید بتوان گفت این برنامه، اولین اعلام صریح تغییر رویکرد ج.ا. ایران نسبت به گروه تروریستی طالبان در رسانه ملی آنان بود. آقای سید حسام رضوی به طرز عجیبی اعتقاد داشت در افغانستان نسل کشی و شیعه کشی جریان ندارد و طالبان با اعتقاد فقهی خود به قاعده لاضررو لاضرار به همسایگان خود آسیبی نمی¬رساند و از عقلانیتی برخوردار است که می تواند بعد از سیطره بر افغانستان، یک حکومت بین الافغانی شکل دهد و بسیج عمومی مردم افغانستان و مقابله آنان با طالبان برای حفاظت از جان و ناموس و خانه خود را افتادن در دام آمریکا برای آغاز جنگ مذهبی برشمرد. وی کشتار بیش از ده هزار نفری شیعیان و حمله به سفارت ایران در مزارشریف و قتل چهارتن از دی‍‍‍‍‍‍‍‍‍پلمات ایرانی در دهه هفتاد شمسی را صرفا یک اتفاق دانست و گفت گرچه طالبان کارنامه سفیدی ندارند اما کسانی هستند که حق آبه ایران را به رسمیت شناختند و ایران مذاکره با آنان را حق خود می¬داند! از نظر او بسیج مردمی و مقابله نخبگانی افغانستانی ها با طالبان از ندانستن واقعیت های میدانی نشأت می گرفت.
تمام این برنامه در میان بهت و حیرت مخاطبان بویژه مهاجرین افغانستانی سپری شد و با اعتراضاتی در گروه¬ها و شبکه های اجتماعی مهاجرین افغانستانی همراه بود. ادعای وی در بی خبری از میدان مبارزان بسیج عمومی جالب بود چرا که بسیج مردمی را افراد حاضر در میدان شکل دادند و حتی با بودجه های شخصی به فراهم سازی امکانات نظامی پرداختند. میدان دقیقاً جایی است که تمامی تحولات مبارزاتی و دادخواهی های نسل کشی هزاره و تحلیل های نخبگانی این مردم در آن و بر پایه بایسته های شرایط موجود خلق می شود. مزار شریف که امروز پایگاه اساسی شکل دهی مقاومت مردمی است، همان شهری است که ده هزار شهید در حمله طالبان در دهه هفتاد شمسی داد، آنان خوب طالبان دیروز و امروز را می شناسند.



بین ملت افغانستان و طالبان خون یک پدر است!!

از میان تمام سخنان این کارشناس محترم تنها یک جمله به دلم نشست «ما نمی توانیم از کسی که طالبان پدرش را کشته است توقع داشته باشیم طالبان را بپذیرد!» تمام واقعیت میدان افغانستان در همین یک جمله بود، بین ملت افغانستان و طالبان خون یک پدر است.
گروه تروریستی طالبان کسانی هستند که پدران ما، مادران، خواهران و برادران ما را کشتند. این پدرکشی ملت افغانستان با طالبان در دهه هفتاد و در کشتار فجیع رهبر شهید عبدالعلی مزاری و همراهان¬شان خلاصه نمی شود. بلکه ملت افغانستان هرگز خاطرات سر بریده شدن تبسم، فاجعه کشتار سربازان مدافع امنیت در جلریز، انتحاری دهمزنگ، حمله به دانشگاه کابل و …. را فراموش نخواهد کرد، حملاتی که طالبان به صورت رسمی مسئولیت آن را پذیرفت و با گذاشتن پرچم و علایم خود ازپذیرش مسئولیت آن حادثه تروریستی در سطح بین المللی هیچ ابایی نداشت. اینکه گفته شود مردم افغانستان و حاضران و ناظران سیاسی افغانستانی و کنشگران اجتماعی آن از شرایط میدان بی اطلاع هستند و به امان نامه طالبان به شیعیان استناد شود یا ناشی از نا آگاهی محض نسبت به مسائل جاری کشور افغانستان است و یا متاثر از تغییر در منافع و رویکردهای سیاسی آن اشخاص و مجموعه¬ها است.

اما‌ن‌نامه طالبان یک بازی سیاسی و رسانه‌ای

بیشتر اعضای اصلی گروه تروریستی طالبان بر مبنای افکار سلفی با گرایش ابن تیمیه در مدارس وهابیت پاکستان و عربستان پرورش یافته اند. باید توجه داشت این گروه متحجر برای قتال با کافران و شیعیان پرورش یافته و تعلیم داده شده است بخاطر همین هرگز به مدنیت و اندیشه همزیستی مسالمت آمیز نخواهند رسید. امان‌نامه اخیر طالبان خطاب به شیعیان بیشتر از یک بازی سیاسی و رسانه¬ای نیست. بزرگترین دلیل برای این ادعا حمله اخیر طالبان به ولایت دایکندی، ولسوالی پاتو است که خانه‌های مردم را غارت کردند و به آتش کشیدند. همچنین هفته گذشته در سمنگان از کسانی که تسلیم شده بودند، تقاضای 12دختر برای رفع نیاز سربازان در سفر و دور از خانواده خود کردند. واقعیت های میدانی امروز افغانستان کشتار فجیع مردم توسط طالبان، غارت و آتش زدن خانه ها و تعرض به نوامیس ملت افغانستان است که آواره شدن مردم بسیاری از شهر و روستاهای در مسیر حملات طالبان را به دنبال داشته است.

تضمینی به استقرار و حاکمیت طالبان نیست

خلاف تحلیل امثال جناب آقایان رائفی پور و رضوی، بسیج مردمی امروز افغانستان فقط از شیعیان و یا قوم هزاره افغانستان نیست، تا یک جنگ مذهبی تدارک دیده توسط آمریکا تلقی گردد. بلکه اولین مبارزات را جنرال دوستم ازبک در شمال داشت و پشتون‌ها در قندوز و هلمند مقابل طالبان ایستاده‌اند و تاجیک¬ها نیز در کنار هزاره‌ها مقابل طالبان ایستاده‌اند. واقعیت میدان این است که حتی اگر امروز طالبان به شیعیان امان‌نامه بدهد و یا با ایران توافق کند تا در زمان کشورگشایی حق آبه ایران را بپذیرد، برای عملکرد بعد از استقرار و حاکمیت آنان هیچ تضمینی نیست.
کسانی که با آموزش‌های مدارس وهابی سبک زندگی مدنیت‌گریزی را برای خود برگزیده و زندگی خود را وقف اسلام و کشتار کافرانی چون آمریکا و منحرفان و رافضیانی چون شیعیان می¬دانند حتی اگر رهبران¬شان بخاطر مصالح سیاسی توافق نامه امضا کنند و مهلت خروج به آمریکا بدهند و یا امان‌نامه به شیعیان بدهند تا تصرفات خود را با موانع کمتری گسترش بدهند، هرگز از مبانی فکری و اعتقادی خود که لازمه آن کشتار شیعیان است، دست بر نمی¬دارند.
اگر برخی از جریانات سیاسی در ج. ا. ایران امروز درست یا نادرست منافع سیاسی خود را در حمایت از طالبان و رها ساختن شیعیان افغانستان در این میدان ناجوانمردانه و خصمانه می¬بینند، می-توانند مطابق منافع خود سیاست¬گذاری و برنامه ریزی نمایند اما اینکه تاریخ سیاسی و اجتماعی ملت افغانستان و مردم هزاره را تحریف نماید و کشتار ده هزار نفری در مزار شریف را یک اتفاق ساده جلوه دهند و در راستای تطهیر چهره گروه تروریستی طالبان بکوشند تا آنان را مردمانی عقلانی و مدنی جلوه دهند، امری ناشایست و نپذیرفتنی است.
روزنامه کیهان و خبرگزاری تسنیم این روزها رسانه های در خدمت اهداف طالبان شده‌اند و مردم افغانستان را به سکوت و تسلیم فرا می خوانند و وعده می¬دهند طالبان بعد از استقرار به عقلانیت خواهد رسید، تا همه اقوام افغانستانی را به رسمیت شناخته و در حکومت اشتراک دهد.

بخاطر منافع سیاسی، تاریخ سیاسی و اجتماعی یک ملت را تحریف نکنید

سؤال اینجاست، کدام زمینه های عقلانیت و مدنیت در گروه تروریستی طالبان وجود دارد که قرار است پس از استقرار رشد یافته و به کمال برسد؟
طالبان همان کسانی هستند که مین‌های جاده¬ای شان هر روز جان هزاران افغانستانی فارغ از قوم و مذهب را می¬گیرد. انتحاری¬های کور شهری، بمب گذاری¬های پراکنده و همیشگی، گروگان¬گیری و سر بریدن از کودکان‌شان نه فقط در دهه هفتاد که در همین دیروز، در ذهن همه افغانستانی‌ها است. منافع سیاسی‌تان را دنبال کنید اما بخاطر آن تاریخ سیاسی و اجتماعی یک ملت را تحریف نکنید. پدران و مادران و کودکان افغانستانی که طالبان ناجوانمردانه و فجیع کشتند و هنور خاطرات آن در ذهن ملت افغانستان زنده و در تاریخ شفاهی این کشور ثبت است را به پای منافع‌تان ذبح نکنید.
در پایان لازم می‌بینم اشاره کنم اگر روزی ملت ایران توانست بخاطر مصالح سیاسی کشورهای همسایه و درک سیاسی یک جانبه آنان از مصلحت سیاسی خود با قاتلان سردار شهید قاسم سلیمانی صلح کند و نشست تقسیم قدرت در منطقه تشکیل دهد، می¬تواند به ملت افغانستان و مردم هزاره و تاجیک توصیه کند با قاتلان شهید مزاری و شهید احمد شاه مسعود – که تا لحظه آخر برای مبارزه با طالبان جنگیدند و در این راه شهید شدند- نشست بین الافغانی تشکیل دهند.

https://af.shafaqna.com/FA/460744

واکنش ها به تطهیر طالبان توسط ایران


کاربران شبکه‌های اجتماعی افغانستان در دو روز گذشته به سرمقاله کیهان، روزنامه نزدیک به دولت ایران به گستردگی واکنش نشان داده‌اند. شماری از افغان‌ها رسانه‌های دولتی ایران را متهم به "تطهیر تروریسم" کرده‌اند.

شدت گرفتن درگیری‌ها در افغانستان نظر برخی از رسانه‌های ایران را هم جلب کرده. از جمله نحوه پرداخت رسانه‌های نزدیک به دولت این کشور جالب توجه است. این رسانه‌ها به تغییر موضع طالبان در برابر شیعیان و دولت ایران اشاره کرده‌اند.

روزنامه کیهان در یادداشتی که در ۴ سرطان ۱۴۰۰ منتشر کرده، نوشته گروه طالبان "با طالبانی که می‌شناختیم و مثلاً سر می‌برید، تفاوت‌هایی کرده است."
این روزنامه اصولگرا در این یادداشت زیر عنوان "در افغانستان چه خبر است؟" نوشته که "در پیشروی‌های اخیر این گروه در افغانستان خبری از جنایت‌های هولناک، شبیه جنایات داعش در عراق نیست و طالبان حتی اعلام کرده که با شیعیان این کشور هم کاری ندارد."
در ادامه اضافه کرده دیگر در جریان عملیات گروه طالبان در افغانستان خبری از تخریب خانه‌ها و قتل عام غیرنظامیان نیست.

در برنامه جهان آرای شبکه افق که "تریبون تندروان ایران" خوانده می‌شود، هم اظهارات مشابهی مطرح شده است.
حسام رضوی، از مدیران خبرگزاری تسنیم در این برنامه گفته است: "این برداشت نباید صورت بگیرد که در افغانستان شیعه‌کشی می‌شود. همین الان من به عنوان هشدار می‌گویم که جنگی بین شیعه و طالبان در افغانستان وجود ندارد. نه الان، نه در گذشته. یعنی هرچه بوده، در میدان نبرد اتفاق افتاده است."

شاه‌حسین مرتضوی، مشاور رییس جمهوری افغانستان در واکنش گفته امیدوار است موقف روزنامه کیهان ایران "در ستایش از جنایت طالبان موقف رسمی حکومت ایران نباشد."
آقای مرتضوی گفته "شاید مسوول روزنامه کیهان خیال می‌کند که طالبان در برابر داعش جنگ خواهند کرد یا اینکه بعد از پیروزی آب بیشتر به ایران هدیه خواهند داد." به گفته آقای مرتضوی "این تصور مطلق غلط است."
مشاور رییس جمهوری افغانستان همچنین گفته "امیدوار است ایران خاطره کشتار دیپلومات‌های خود را در مزار از یاد نبرده باشد."
اشاره آقای مرتضوی به حادثه‌ای است که ۲۳ سال پیش، با ورود نیروهای طالبان به مزار شریف، مرکز ولایت بلخ در شمال افغانستان اتفاق افتاد. پس از ورود طالبان به شهر مزار شریف خبرهایی منتشر شد، مبنی بر این‌که آنها به کنسولگری ایران در این شهر وارد شده و ۸ دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی را تیرباران کردند.
طالبان مسوولیت قتل این دیپلمات‌ها را نپذیرفته ‎اند.

شماری دیگر از کاربران شبکه‌های اجتماعی افغانستان نیز مثل آقای مرتضوی به ایران تلنگر زده‌اند که خاطره کشتار دیپلمات‌هایش را از یاد نبرد، اما چند ماه پیش، همزمان با حضور هیأت بلندرتبه طالبان در تهران فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نمایندگان ایران گفته بود: "ما هیچ شواهدی در دست نداریم که طالبان اقدام به این حمله تروریستی علیه دیپلمات‌های ما کرده باشد، اما شواهدی داریم که این اقدام توسط یکی از سرویس‌های کشورهای همسایه صورت گرفته است."

جمشید یما امیری، روزنامه‌نگار در کابل نوشته "حلقه‌ای در تهران با قباحت‌زدایی از طالبان، در تلاش ترمیم روابط پرتنش تاریخی، خلق اعتماد و گشایش فصل تازه در مناسبات سیاسی پیش‌روی افغانستان هستند. اما ذهنیت ایدیولوژیک و رادیکال طالبان درباره ایران شیعی و ولایت فقیه تغییرناپذیر است."
به گفته آقای امیری این تلاش‌ها ره به‌جایی نخواهد برد و طالبان‬ متحد ایران نخواهند شد.

سارا معصومی، کاربر تویتر نوشته: "به رغم آنکه روزنامه کیهان می‌گوید طالبان تغییر کرده‌اند، همزمان با تلاش این گروه برای محاصره شهر کندز (قندوز) نزدیک به پنج هزار خانوار از این شهر فرار کرده‌اند."

رضا ادیب، کاربر فیسبوک نوشته حسین شریعت‌مداری، مدیر مسوول روزنامه کیهان "سخنگوی واقعی اما غیررسمی جمهوری اسلامی ایران است که مستقیم و بدون واسطه توسط آیت‌الله خامنه‌ای، مقام رهبری ایران منصوب می‌شود."
به باور آقای ادیب "کلمه به کلمه سخنان و مقالات روزنامه کیهان از بیت رهبری در ایران دیکته می‌‌شود." و روزنامه کیهان "بیان‌کننده سیاست‌های اصلی و واقعی جمهوری اسلامی است ولا غیر."
به گفته رضا ادیب ایران "هیچ‌گاهی نتوانسته راهبردی مبتنی بر حسن همجواری و منافع مشترک با افغانستان ایجاد کند."

شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی عکس‌ها و نوارهای ویدیویی از آتش گرفتن بازارهای ولسوالی‌های افغانستان و به شلاق کوبیدن پیرمردی را منتشر کرده و نوشته‌اند: "تغییری در رفتار طالبان نیامده و طالبان را تطهیر نکنید."
مسعود حسینی، عکاس برنده جایزه پولیتزر نوشته: "دست‌اندرکاران روزنامه کیهان فرقی با طالبان افغانستان ندارند."
این نخستین باری نیست که کاربران شبکه‌های اجتماعی دولت ایران را متهم به همکاری با طالبان می‌کنند.

محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران مدتی پیش در مصاحبه‌ای با شبکه خبری طلوع‌نیوز افغانستان و در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه "تعاریف ایران از طالبان چیست" گفته است "بر اساس قوانین هنوز ایران طالبان را از گروه تروریستی خارج نکرده است".

روزنامه کیهان چه نوشته بود؟
در یادداشتی که روزنامه کیهان منتشر کرده، در مورد پیشروی‌های طالبان در شماری از ولسوالی‌های افغانستان آمده که "در این پیشروی‌ها خبری از جنایت‌های هولناک، شبیه جنایات داعش در عراق نیست. طالبان حتی اعلام کرده کاری با شیعیان این کشور هم ندارد."

نویسنده روزنامه کیهان نوشته تا لحظه تنظیم این گزارش نیز خبری درباره جنایت این گروه علیه شیعیان افغان لااقل، مخابره نشده است.
به قول این روزنامه "خبری از قتل‌عام غیرنظامیان بی‌گناه و تخریب خانه‌ها هم نیست و آنچه هست، صرفا درگیری با نیروهای مسلح دولتی است."

روزنامه کیهان ادعا کرده که "بسیاری از اعضای گروه طالبان چه‌بسا، قربانیان جنگ و جوانانی هستند که خانواده خود را در ناآرامی‌ها از دست داده‌اند و به دلیل فقر و برای گذران زندگی یا حتی انتقام و یا داشتن یک نوع احساس تکلیف به این گروه پیوسته‌اند."

این روزنامه همچنان ادعا کرده که "جمعیت قابل توجهی از مردم افغانستان نیز بنا به دلایلی از جمله بی‌اعتمادی به دولت‌های خود، در بسیاری مواقع، مشکلات خود را نه با مراجعه به مراکز دولتی که، رجوع به ریش سفیدها یا همین بزرگان طالبان حل و فصل می‌کنند."

http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=167523

پروژه تطهیر تروریست‌های طالبان در ایران از کجا هدایت می‌شود؟

همزماني روي كار آمدن حكومت طالبان در ايران و حكومت جديد (با كرايشهاى تطهير طالبان) در ايران


واکنش‌ گسترده مردم افغانستان به حمایت از طالبان در ایران
گروه سیاسی: واکنش‌ها به تطهیر گروه طالبان در روزنامه کیهان و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در افغانستان گسترده بود و بسیاری از کاربران افغان، جمهوری اسلامی را به سیاست مماشات با طالبان و خنجرزدن از پشت متهم کرده‌اند.

Image

حسام رضوی، مدیرکل دفترهای خارجی خبرگزاری تسنیم که نزدیک به سپاه پاسداران است، در صدا و سیما به عادی‌سازی قدرت گرفتن هرچه بیشتر طالبان در افغانستان پرداخت و گفت: «در نبردهای چند روز اخیر افغانستان چیزی به نام شیعه‌کشی یا نسل‌کشی حتما اتفاق نیفتاده و نمی‌افتد. اصلا طالبان بنای آن را ندارد. داعش در افغانستان شکل گرفته و با آن اتفاق خودش را بیرون می‌دهد که ۳۱ مسافر را می‌دزدد و سر کودک ۹ ساله را می‌برد و ویدیواش را منتشر می‌‌کند و جنبشی در افغانستان راه می‌افتد و ۱۳ نفر از آن آدم‌ها اسیر باقی می‌ماند. کی آن اسرا را آزاد می‌کند؟ طالبان.» پیشتر هم روزنامه کیهان با اشاره به پیشروی‌های طالبان در سرمقاله خود نوشت: «در این پیشروی‌ها خبری از جنایت‌های هولناک، شبیه جنایات داعش در عراق نیست. طالبان حتی اعلام کرده کاری با شیعیان این کشور هم ندارد و تا لحظه تنظیم این گزارش نیز خبری درباره جنایت این گروه علیه شیعیان افغان لااقل مخابره نشده است. طبق این گزارش‌ها خبری از قتل‌عام غیرنظامیان بی‌گناه و تخریب خانه‌ها هم نیست و آنچه هست، صرفا درگیری با نیروهای مسلح دولتی است.»
این موضع‌گیری جمهوری اسلامی بسیاری را در افغانستان که جمهوری اسلامی را دوست دولت مرکزی می‌دانستند، شوکه کرده است.
شاه‌حسین مرتضوی، مشاور ارشد اشرف غنی، رئیس‌جمهور افغانستان، تهران را به «قباحت‌زدایی» از طالبان متهم کرده است. او با انتشار تصویری از مطلب روزنامه کیهان، با عنوان «طالبان بدون خشونت و کشتار پیشروی کرده و مثل داعش خون بی‌گناهان را نمی‌ریزد»، در صفحه فیس‌بوک خود نوشت که این روزنامه وابسته به دولت ایران از طالبان «قباحت‌زدایی» می‌کند. بیش از دو هزار نفر زیر پست مرتضوی پیام گذاشتند که عمدتا از جمهوری اسلامی انتقاد کرده‌اند.
مشاور رئيس‌جمهور افغانستان همچنین می‌گوید: «فریب جمهوری اسلامی را نباید خورد. نباید غافلگیر شویم، سکوت شماری از رهبران احزاب سیاسی هم معما و پرسش‌برانگیز است. طالبان هم‌اکنون از بامیان تا دایکندی، سرپل، غزنی، دره صوف، شولگره، چهارکنت و.... مناطق هزاره‌ها و شیعه‌ها را هدف قرار داده است. برای ایران و پاکستان بحث مذهبی هرگز در اولویت نبوده است. اولویت آن‌ها منافعشان است. مردم ما نباید غافلگیر موضع تازه ایران شود. در زمان آقای خاتمی نیز وزیر اطلاعات او به نام دری نجف‌آبادی از طالبان ستایش کرد که با واکنش تند آقای خاتمی همراه شد. اختر منصور هم هنگام خارج شدن از ایران هدف قرار گرفت. بازی‌های جدید در منطقه جریان دارد.»

احسان سلطانی، کارشناس خاورمیانه نیز با انتقاد از سخنان دبیرکل دفترهای خارجی تسنیم در رشته توییتی به نمونه‌هایی از کشتار هدفمند هزاره‌ها به دست طالبان می‌پردازد: «عامل انتحاری طالبان خود را در مرکز آموزشی کوثر دانش واقع در منطقه هزاره‌نشین دشت برچی کابل منفجر کرد. ۳۶ کشته و ۷۲ زخمی. حمله به بخش زایمان بیمارستان پزشکان بدون مرز، ۱۶ کشته از جمله ۲ نوزاد. حمله به روستاهای هزاره‌نشین در ولایت ارزگان و غزنی و کشتار حدود ۷۰ هزاره. در میرزااولنگ ۶۰ زن و مرد و کودک هزاره را به شکل فجیعی ربودند و به قتل رساندند. فهرست این کشتار هدفمند بسیاری طولانی است.» او می‌پرسد: «چند میلیون هزاره در این سال‌ها از آزار و اذیت همین تروریست‌های طالبان به کشور ایران پناه آورده‌اند و نظامیان ایرانی سال‌ها در کنار مجاهدین افغان در برابر طالبان جنگیدند تا حالا شبکه افق سپاه این طور در روز روشن تحریف را تحریف کند؟»
عالی فولادوند، کاربر دیگر نیز در توییتر می‌نویسد: «حکومت جمهوری اسلامی ایران، افراد نزدیک به حاکمیت و برخی شما برای طالبان مادر هم که شوید، بازهم طالب و حامیانش سایه ایران و ایرانی را با تیر خواهد زد، چنانکه می‌زند. تطهیر و حمایت از طالبان تنها بر پیوند تاریخی و فرهنگی جوامع ضدطالبانی و مردم ایران تاثیر بسیاری منفی می‌گذارد.» این‌آقا ظاهرا کمترین‌اطلاع از ماهیت، برنامه و کارنامه طالبان ندارد.‌ قاطعانه از طالبان دفاع می کند و توطئه اندیشانه نسبت به جنگ مذهبی هشدار می دهد. آدم از این همه نادانی و بلاهت هنگ می‌کند!

تروریست‌های طالبان در ادامه یورش‌های اخیر، امروز دوشنبه ۲۸ ژوئن، خود به ولایت هزاره‌نشین بامیان نیز حمله کرد اما نیروهای افغان توانستند این حمله را دفع کنند. منابع امنیتی در بامیان می‌گویند که حمله گروه طالبان توسط نیروهای امنیتی در شهرستان سیغان این ولایت دفع شد. پلیس می‌گوید این حملات از شب گذشته تا امروز ادامه داشت که در نتیجه آن طالبان با تلفات سنگین عقب‌نشینی کرد.

پروژه تطهیر طالبان در ایران از کجا هدایت می‌شود؟
سایت دیده بان ایران هم نوشت؛ پروژه تطهیر گروه تروریستی طالبان در ذهن مردم ایران و فارسی زبانان و ایده تشکیل "دولت اسلامی "حدود دو سال است از طریق رسانه های رسمی و افراد شاخص جناح انقلاب به صورت کاملاً هدفمند دنبال می شود؛ واقعیتی که امروز ظهور و بروز بیشتری در شبکه های مجازی نیروهای انقلاب داشته و بی پرده از منافع حضور طالبان در قدرت و تشکیل "دولت اسلامی" دفاع می کند. ظاهراً بخشی از جناح فعال در قدرت که حالا مجلس، دولت و... را یکدست در اختیار دارد ایده طالبان در ایجاد حکومت اسلامی را می پسندند و از طریق رسانه های رسمی مانند صدا و سیما، روزنامه ها و خبرگزاری ها ایده طالبان در تشکیل حکومت اسلامی را ترویج می کند.
چنانکه روزنامه کیهان که رسانه رسمی کشور محسوب می شود هفته گذشته در گزارشی نوشته بود «طالبان بدون خشونت و کشتار پیشروی کرده و مثل داعش خون بی‌گناهان را نمی‌ریزد» ادعای رسانه های رسمی و توجیه آنها این است که رفتار طالبان تغییر کرده است این در حالی است که فعالان رسانه ای و کارشناسان مستقل هیچ کدام ادعای کیهان، صدا و سیما و دیگر رسانه های رسمی را تایید نکرده و «خبرسازی» آنها درباره خوش رفتاری طالبان با مردم را پروژه تطهیر رسانه ای طالبان در ایران و میان فارسی زبانان قلمداد می کنند.
پروژه ای که کارشناس شبکه افق متعلق به صدا و سیمای جمهوری اسلامی به صورت عیان و آشکار درباره آن توضیح داده و گفته بود: «رسانه می آید برای تقابل با طالبان، فقط شیعه را مطرح می کند. در میدان هم همین اتفاق می افتد، یعنی ما به این آگاهی می رسیم که برخی از بزرگان شیعه را آورده اند و تسلیح می کنند و می گویند بروید بسیج مردمی کنید و بجنگید با طالبان نتیجه این اتفاق چیست؟ من دارم از اینجا رد می شود و با شما هم کاری ندارم شما اگر دست به سلاح بردید و به سمت من تیر اندازی کردید حتما به سمت شما تیراندازی می کنم. یکی از ما دیگری را از بین می برد و در نتیجه تعداد زیادی از دو طرف کشته می شوند که یک طرف شیعیان هستند. بعدا این برداشت نباید بشود که دارد شیعه کشی می شود...»
بنابر گزارش دیده بان ایران؛ ذبیح الله نوری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر امور افغان درباره اینکه آیا نقل قول رسانه های انقلابی درباره تغییر رفتار طالبان درست است یا خیر گفت:«تحلیل کیهان مانند این می‌ماند که انسان بخواهد آفتاب را با دو انگشت پنهان کند هم اکنون در 15 ولایت افغانستان جنگ با طالبان ادامه دارد و طبیعتا در جنگ مردم غیر نظامی آسیب می‌بینند، سربازان و نیروهای دولتی آسیب می بینند، خانه‌های زیادی ویران می‌شود، مردم شهرها آواره می‌شوند.» او در ادامه افزود: «برای شما یک مثال می‌آورم تا نشان دهم که خبر و تحلیل کیهان نادرست است. در شهر خاشگ وقتی طالبان وارد شدند، بازار شهر را به آتش کشیده و شهر را ویران کردند. در شهر پلوخولی تعداد زیادی از غیر نظامیان زخمی و صدها خانوار آواره شدند. جنگ در شهرهاست، در دشت و صحرا نیست. بنابراین طبیعی است خیلی‌ها زخمی و کشته می‌شوند. در بسیاری از موارد نیروهای دولتی تنها به دلیل جلوگیری از خونریزی و کشته شدن غیرنظامیان عقب‌نشینی می‌کنند. بنابراین تحلیل کیهان نادرست و به دور از واقعیت است. آنچه ما در شهرها از طالبان می‌بینیم، با تحلیل کیهات مغایر است». عباس عبدی فعال سیاسی اصلاح طلب هم با انتقاد از نوع تبلیغات رسانه ای در دفاع از طالبان و تطهیر این گروه در افکار عمومی فارسی زبانان دریادداشتی که روز گذشته در اعتماد منتشر شده بود نوشت: «اصولگرایانی که می گویند طالبان امروز طالبان دیروز نیست، اشتباه بزرگی می کنند؛ آنها قدرت پیدا کنند شیعه کشی خواهند کرد.»
عبدی خاطر نشان کرده بود: «این سیاست موجب می‌شود که حتی مواضع احتمالا درست اصولگرایان در تقابل با برخی سیاست‌های منطقه‌ای امریکا منطقی تلقی نشود، همین رویکرد است که آنان را به طالبان نزدیک کرده است. نمی‌خواهم بگویم که طالبان را باید نادیده گرفت، چون واقعیتی مهم در افغانستان هستند، ولی طالبان به عنوان یک نیروی ارتجاعی درنهایت علیه مردم افغانستان و ایران عمل خواهد کرد و اگر الان پیشروی کرده است، بیشتر به این علت است که بازیچه همسایه جنوبی خود قرار گرفته است. توجیهاتی از جمله اینکه این طالبان آن طالبان قبلی نیست، بسیار ساده‌لوحانه است. اتفاقا اگر این‌بار تفوق پیدا کنند، خشونت بیشتری علیه دیگران به کار خواهند بُرد چون خیال‌شان از دخالت دوباره غرب آسوده است. به‌ علاوه طالبان به صراحت اعلام کرده که خواهان تشکیل حکومت اسلامی است»
وی درباره نظریه نیروهای انقلابی درباره حضور طالبان در قدرت نوشته بود: «از همه بدتر اینکه حاکمیت طالبان موجب عقب‌گرد شدید اقتصاد در افغانستان می‌شود و رواج مواد مخدر و همزمان عمق فقر مردم افغانستان بیشتر می‌شود و این عوارض منفی بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت.
پذیرفتن طالبان به عنوان یک امر واقع مساله‌ای متفاوت از فرش قرمز پهن کردن برای پیروزی آنان است.»
نظریه نیروهای انقلابی درباره حضور طالبان در قدرت تغییر رفتار آنها حتی موجب واکنش حسام الدین آشنا که پیشینه امنیتی دارد شده و در واکنش به ادعاهای مطرح شده به کنایه نوشته است: «طالبان در افغانستان تغییر کرده اند یا برخی به تنظیمات کارخانه برگشته اند؟!»
سوال دیده بان ایران اینجاست علی رغم نگاه منفی مردم ایران و دیگر فارسی زبانان همسایه رویکرد رسانه های رسمی کشور مانند صدا و سیما، کیهان، فارس، تسنیم و... در قبال طالبان چه آورده ای برای امنیت ملی کشور خواهد داشت؟!پروژه تطهیر طالبان در رسانه های رسمی از کجا هدایت می شود؟ و چه کسانی این خطای استراتژیک را دنبال می کنند؟

https://www.baharnews.ir/note/280272
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 10:55 pm

عقب نشینی از موضع «طالبان شویی»

ظهره‌وند کارشناس نزدیک به اصولگرایان و سفیر پیشین ایران در افغانستان: تسامح با «به رسمیت شناختن» فرق دارد!


عقب نشینی از موضع «طالبان شویی»

Image

ظهره‌وند کارشناس نزدیک به اصولگرایان و سفیر پیشین ایران در افغانستان: تسامح با «به رسمیت شناختن» فرق دارد!
آفتاب یزد - رضا بردستانی: داستان ایران و طالبان باز می‌گردد به ۱۷ مرداد ۷۷، به مزار شریف، به روزی که «محمود صارمی» به دست «طالبان»ِ آن روزگار کشته شد. ۲۲ سال و چند ماه بعد، ظریف در آذر ۹۹ به شبکه‌ی خبری طلوع افغانستان گفت: «بر اساس قوانین هنوز ایران طالبان را از گروه تروریستی خارج نکرده است». دو ماه بعدتر - بهمن ۹۹ - ظریف در دیدار با طالبان از تشکیل «حکومت فراگیر اسلامی» در افغانستان حمایت کرد. در گیر و دار دیدار ظریف با طالبان و گفتگو با «طلوع افغانستان» یکی از نمایندگان دهه‌ی شصتی مجلس که دکتری علوم اجتماعی دارد و اهل سیرجان است - احمد نادری - در توئیترش نوشت: «طالبان یکی ازجنبش‌های اصیل منطقه و با زمینه قوم پشتون است. حضور در سفارت ج. ا در دوحه را بایستی به فال نیک گرفت. همکاری با آنان می‌تواند به گسترش ثبات درجامعه افغانستان وجلوگیری ازنفوذ گروه‌هایی همچون داعش منجر شود. نباید دردام بازنمایی‌های اشتباه رسانه‌های آمریکایی ازآنان بیفتیم.» این اظهارات البته از منظر ایرانی‌ها عجیب و از منظر افغان ها، غیر قابل قبول بود اما او بعدا در مصاحبه‌ای با تهران تایمز، از اظهارات خود در مورد طالبان دفاع کرد و با تحلیل نسلی و تاریخی پدیده طالبان گفت: اگرچه نسل اول طالبان دارای خشونت بسیار زیاد بود اما نسل‌های جدید آن، خشونت را کمتر دارد. » او در این مصاحبه به توضیح دیدگاه خود در مورد بسترهای قومی شکل‌گیری جنبش طالبان و جایگاه آنان در جامعه افغانستان پرداخت و در نهایت با دفاع از مواضع قبلی خود اظهار داشت که ما و طالبان «دشمن مشترک» داریم و از این رو می‌توانیم با یکدیگر همکاری کنیم.
> از آذر ۹۲ تا تیرماه ۱۴۰۰
داستان ایران و طالبان رسید به کیهان و حسین شریعتمداری و تیرماه ۱۴۰۰، حسین شریعتمداری که در مراسم روز دانشجو در دانشگاه «شریف» گفته بود: «طالبان و مدعیان اصلاحات دو لبه قیچی آمریکا هستند.» و همان جمله شد تیتر اصلی روزنامه کیهان در ۱۷ آذر ۹۲ این بار، با ۱۸۰ درجه چرخش در ستون یادداشت روز - یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین ستون‌ها در روزنامه کیهان به قلم جعفر بلوری - ذیل عنوان: «در افغانستان چه خبر است؟» در یادداشتی با یک مقدمه و ۶ بند، در بند نخست نوشت: «آنچه در رسانه‌های افغانستان و سایر کشورهای جهان درباره تحولات جاری در این کشور منتشر شده نشان می‌دهد، در این پیشروی‌ها خبری از جنایت‌های هولناک، شبیه جنایات داعش در عراق نیست. طالبان حتی اعلام کرده کاری با شیعیان این کشور هم ندارد (و تا لحظه تنظیم این گزارش نیز خبری درباره جنایت این گروه علیه شیعیان افغان لااقل، مخابره نشده است). طبق این گزارش‌ها، خبری از قتل‌عام غیرنظامیان بی‌گناه و تخریب خانه‌ها هم نیست و آنچه هست، صرفا درگیری با نیروهای مسلح دولتی است. منابع خبری در این کشور حتی می‌گویند، درگیری‌ها با نیروهای نظامی دولت افغانستان است و غالبا نیز، همین نیروهای مسلح به همراه مقامات محلی خیلی راحت و بدون مقاومت به طالبان می‌پیوندند. شاید پاسخ یکی از سوال‌های این یادداشت و «راز پیشروی‌های سریع طالبان»، در همین نکته نهفته باشد! اینکه چرا نیروهای مسلح و مقامات محلی مقاومت نمی‌کنند نیز در جای خود، نیاز به بررسی دارد که اینجا ما، فقط به گوشه‌ای از آن اشاره‌ای کرده و می‌گذریم. طبق گفته‌های کارشناسان افغان که در ایران زندگی می‌کنند، طالبان، نیروی یکدست و منسجم نیست که صدر تا ذیل آن با هم هماهنگ بوده و مثل یک نیروی آموزش‌دیده ارتش عمل کند. بسیاری از اعضای این گروه، چه‌بسا، قربانیان جنگ و جوانانی هستند که خانواده خود را در ناآرامی‌ها از دست داده‌اند و به دلیل فقر و برای گذران زندگی یا حتی انتقام و یا داشتن یک نوع احساس تکلیف به این گروه پیوسته‌اند. جمعیت قابل توجهی از مردم افغانستان نیز بنا به دلایلی از جمله بی‌اعتمادی به دولت‌های خود، در بسیاری مواقع، مشکلات خود را نه با مراجعه به مراکز دولتی که با رجوع به ریش سفیدها یا همین بزرگان طالبان حل و فصل می‌کنند. به عبارتی، نیروهای طالبانی که امروز از آن حرف می‌زنیم، اولا نیروی یکدست و هماهنگی نیست ثانیا، با طالبانی که می‌شناختیم و مثلا سر می‌برید، تفاوت‌هایی کرده است. طالبان این تغییر رویه را رسما نیز اعلام کرده اما میزان صحت و سقم این ادعاها نیاز به بررسی جدی دارد. » همین بند به سرعت در فضای رسانه‌ای ایران و جهان دست به دست شد و اما برخلاف رویه‌ای که کیهان و حسین شریعتمداری دارد، دیگر مطلبی برای دفاع یا توضیح حتی، درج نشد!


> فقط کیهان نبود!
در این فقره، فقط کیهان نبود زیرا نخستین‌بار زمستان ۹۹ فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و سفیر اسبق ایران در افغانستان، در واکنش به سفر هیئت طالبان به ایران و در واکنش به برخی انتقادها مبنی بر اینکه ایران نباید با تروریست‌ها مذاکره‌ای داشته باشد، گفته بود: «اینکه سیاست‌های فعلی طالبان نسبت به گذشته تغییر کرده، حرف درستی است، واقعیت هم این است که طالبان باید بپذیرد که مردم افغانستان دیگر مردم گذشته نیستند. فرهنگ غنی مردم این کشور و همچنین حضور پررنگ نسل جوان افغانستان، ایجاد روش‌ها و تعاریف جدیدی را می‌طلبد. این موضوع را که طالبان به کشورهای همسایه و کشوری قدرتمند مثل جمهوری اسلامی ایران رجوع کرده است، باید مثبت ارزیابی کرد. اگر دولت افغانستان و سایر گروه‌های افغان هم خواهان برقراری ثبات باشند، ایران آمادگی کمک به آن‌ها را دارد». یک کارشناس شبکه افق صداوسیما هم با حمایت از طالبان در برنامه صداوسیما گفت: شیعه را در افغانستان تسلیح می‌کنند و می‌گویند با طالبان بجنگید؛ اگر شلیک کنند، به آن‌ها شلیک می‌شود، اما این شیعه‌کشی نیست. من به‌عنوان یک هشدار می‌گویم که جنگی بین شیعه و سنی و جنگی بین شیعه و طالبان در افغانستان وجود ندارد، نه الان و نه در گذشته. یعنی هرچه بوده در میدان نبرد اتفاق افتاده، اینکه بروند مردم را از خانه بکشند بیرون و اینکه قبور را خراب کنند اینکه مقبره‌ها را خراب کنند نبوده است. این فرد که مسئول سیاسی سابق ستاد افغانستان در وزارت خارجه بوده، گفته بود: «نسل‌کشی اتفاق نیفتاده و نمی‌افتد. طالبان اصلا بنای این کار را ندارد. طالبان به این فهم رسیده است که اگر می‌خواهد در حکومت مشارکت کند یا همه حکومت در افغانستان باشد، باید با همه اقوام کار کند و نمی‌تواند مثل گذشته رفتار کند. او گفته که در این چند روز شیعه‌کشی اتفاق نیفتاده و در آینده هم اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه شیعیان در آنچه اسمش را بسیج ملی می‌گذارند مسلح شوند، یعنی آمریکایی‌ها دوباره سلاح توزیع کنند و بخواهند به نفع خودشان گروه‌های مردمی را وارد جنگ با طالبان کنند که قطعا در این جنگ از دو طرف کشته خواهند شد.»
> رسمی‌ترین واکنش
خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه، صرفا به روزنامه کیهان واکنش نشان داده، می‌گوید: «در سطوح عالی امنیتی و سیاسی موضوع افغانستان را با جدیت و از نزدیک بررسی می‌کنیم و با همه گروه‌های افغانستانی در حال گفت‌وگو هستیم. حفظ تمامیت ارضی، دستاوردهای دو دهه گذشته و... مهم بوده و همچنین گفت‌وگوهای اصیل بین‌الافغان تنها راه حل پایدار است. ما آماده تسهیل گفت‌وگوها هستیم. طالبان همه افغانستان نیست اما بخشی از این کشور و بخشی از راه‌حل خروج از بحران است. به نظر ما باید یک دولت فراگیر با شمول همه گروه‌های افغانستانی و از طریق راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز و پایدار شکل بگیرد. امنیت جمهوری اسلامی ایران و افغانستان به هم پیوستگی دارد و طبیعی است که با جدیت مسئله این کشور را بررسی می‌کنیم.»
> واکنش‌های رسمی و کارشناسی
= رحیمی جهان آبادی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد که عاقلانه‌ترین راه برای امنیت منطقه، کمک به برقراری صلح و توسعه و تقویت حکومت مرکزی ‫افغانستان‬ است.
= دکتر حسین اکبری، دبیر مجمع جهانی بیداری اسلامی، در سومین کنفرانس بین‌المللی حقوق بشر آمریکایی از دیدگاه مقام معظم رهبری، که در قم برگزار شد، عنوان کرد: سوال پیش می‌آید که اگر برای مبارزه با طالبان که تروریست بود وارد افغانستان شدید چرا با آن‌ها مذاکره کردید؟
= سیدرسول موسوی، مدیر کل آسیای جنوبی وزارت خارجه درباره تحرکات جدید نظامی طالبان در خاک افغانستان اظهار کرد: نگاه من به موضوع متفاوت است زیرا معتقدم مسئله اصلی طالبان گرفتن جغرافیا نیست بلکه تلاش برای کسب مشروعیت و شناسایی بین‌المللی است. من یک ماه پیش به بلخ، ننگرهار، قندهار، هرات و کابل سفر داشتم و این مسیر به دلیل درگیری‌های نیروهای دولتی با طالبان زمینی و هوایی طی شد. بر اساس اظهارات مردم محلی در منطقه درگیری ننگرهار، طرف مقابل دولت در جنگ، طالبانی بودند که از خارج آمده و طالبان محلی نبودند.
= حمید رضا عزیزی، پژوهشگر مسائل افغانستان با بیان این که طالبان با تدبیر و نظم و انسجام بیشتری عمل می‌کند که در تاریخ افغانستان سابقه نداشته است، گفت: تنها روحیه باقی مانده با خروج نیروهای آمریکایی و تنها ماندن اشرف غنی و دهن کجی‌های آمریکا از بین رفته و همین مسئله باعث شده طالبان با نیروی کم شهرها را در اختیار می‌گیرد.
= احمد فاطمی‌نژاد تحلیلگر مسائل بین‌الملل گفت: بخش زیادی از مردم افغانستان از طالبان نفرت دارند، همین امر نشان‌دهنده این است که طالبان با گذشته خود تفاوتی نکرده است. شاید برای ما که از بیرون داریم به اتفاقات افغانستان نگاه می‌کنیم، این طور به نظر برسد که امروز طالبان با زمانی که در قدرت قرار داشت فرق کرده است، اما برای خود مردم افغانستان طالبان همچنان همان طالبان گذشته است و هیچ تفاوتی با داعش ندارد.
> پیشنهاد روزنامه جمهوری اسلامی به مدافعان طالبان:
مدتی بروید در میان آن‌ها زندگی کنید
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: قصه طالبان دارد به جاهای عجیبی می‌رسد. سابقه و لاحقه فکری و رفتاری این جریان برای همه آشکار است. قالبِ شخصیتی اینان، خشک و انعطاف ناپذیر است. خراسانی‌های ما و سیستانی‌های استان همسایه هم به یاد دارند روزهایی که در هول و هراس این جماعت، شب می‌شد. اما این روزها برخی جماعت رسانه‌چی که خود را «عالمِ کلِ خفیات» می‌دانند، قلم به تطهیر این جماعتِ طهارت‌ناپذیر بر صفحه سفید کاغذ می‌برند و حرافانِ سبک کلام و تریبون‌دار هم گوی سبقت را از همه می‌ربایند! فکر می‌کنند حافظه مردم هم مثل خودشان این قدر کوتاه‌مدت است. شاید هم می‌خواهند ذائقه مردم را به سمت ذائقه تغییر یافته خود بکشانند. یک شاید دیگر؛ شاید واقعا هم طالبان تغییر ذات و صفات داده‌اند و دنیا بی‌خبر است. برای به در آوردن عالم و آدم از بی‌خبری، پیشنهاد می‌شود همین مدافعان امروزین طالبان را بفرستیم مدتی میان طالبان نشست و برخاست و زندگی کنند و از مهر برادران خویش توشه برگیرند و بعد به تشریح روزگارشان قلم بزنند و سخن بگویند. این می‌تواند به همه ما کمک کند برای رسیدن به شناخت تازه از طالبانی که متمدن شده‌اند. حتی برای طفلان دبستان و پیرزنان و پیرمردان روستای ما هم کمک شایانی خواهد بود!
> و ناگهان ورق برگشت!
ابوالفضل ظهره‌وند کارشناس بین‌الملل نزدیک به جناح اصولگرا که روزگاری در همین افغانستان سفیر بوده است در مصاحبه با ایسنا می‌گوید: «تسامح و تماس با طالبان با به رسمیت شناختن این گروه تفاوت دارد. اگر آنچه میان ایران و طالبان رخ داده است تا کنون را «به رسمیت شناختن» طالبان بدانیم، اشتباه است. اینکه ایران ببیند آخرین دیدگاه طالبان چیست و چه تغییراتی در آن رخ داده است، در حالی که دولت افغانستان هم خواهان توافق با طالبان و صلح بود و ایران به عنوان کمک حال دولت افغانستان در این مسیر قرار گرفت مسیری منطقی است و این بخش را هم دیپلماسی میدان پیش برد. آنچه درباره طالبان از سوی ایران رخ داده است با این که ایران بخواهد کنار طالبان قرار گیرد متفاوت است؛ ایران صرفا مسئله‌اش مردم افغانستان و صلح و امنیت در این کشور است و از سیاست دولت مرکزی حمایت می‌کند. » آن چه این موضعگیری و تحلیل را مهم جلوه می‌دهد، سفیر پیشین افغانستان بودنِ ظهره‌وند نیست بلکه وی در جایگاه یک تحلیلگر اصولگرا می‌تواند زهر حملات به کسانی که عمدتاً مدافع افکار و اندیشه‌های «تند» هستند و دست بر قضا در این جریان در جبهه‌ی «قباحت زدایی» از طالبان قرار گرفتند حکایت از آن دارد که عقب نشینی تندروها از مواضع «قباحت‌زدایی از طالبان»! یک دستور و یک تصمیم است تا افکار عمومی حساسیت کمتری به دیگر مواضع این جبهه و جناح سیاسی داشته باشد. آن چه مسلم است، اخبار پراکنده و تلخی که از افغانستان با «کلیدواژه» ی طالبان مخابره می‌شود چندان خوشایند نیست و حتی می‌تواند در تخریب ناگهانی این تفکر سیاسی شناخته شده در ایران، تاثیری شگرف بگذارد از همین رو است که اظهارات ظهره‌وند را به عنوان یکی از تحلیلگران مورد علاقه‌ی اصولگرایانِ تندرو در معنای عقب نشینی این دسته می‌توان به شمار آورد که حداقل در ابعاد سیاسی قابل تامل و آرامش بخش
می‌تواند تلقی شود.

https://www.pishkhan.com/news/231144

مغالطه اي كه سيستم رسانه اى حاكم ايران بكار مي برد:
كه نبايد دركيري ايجاد كرد و به اسم اين كل كذشته و و حال فعلي طالبان را حذف و مخفي مي كند!!!؟؟
اينكه تا طالبان رعايت حقوق شيعيان و معتدقاتشان را بكند دركير نشوند مطلب درستي است
اما به اسم اين عنوان نبايد حمايت از طالبان كرد يا افكار انحرافيشان را مخفي كرد يا كذشته جنايتبارشان را حذف كرد
اين نكته مهم است
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 11:07 pm

آشنايي با احمد مسعود و مقاومت بنجشير


پرچم جنبش پنجشیر در دست پسر احمدشاه مسعود/ چرا جمهوری اسلامی از احمد مسعود حمایت نمی‌کند؟
محمد حسین جعفریان رایزن اسبق
فرهنگی ایران در افغانستان گفته احمد شاه مسعود وصیت کرده بود خانواده من
حق ندارند به جز در افغانستان در جایی زندگی کنند مگر در ایران، و پسرش ۲۰
سال در ایران بوده است.

در کمال تعجب، جمهوری اسلامی ایران در جنگ جدید علیه طالبان، در جبهه دشمن
دیروز خود ایستاده است. مرداد ۱۳۷۷ طالبان کشتار سرکنسولگری ایران در
مزارشریف را نپذیرفت و آن را به «نیرو‌های خودسر» نسبت داد، اما جمهوری
اسلامی طالبان را مسوول این جنایت دانست.
محمدحسین جعفریان رایزن سابق
فرهنگی ایران در افغانستان که سال‌ها در این کشور و دوشادوش احمد شاه مسعود
زندگی کرده رویکرد جدید جمهوری اسلامی در قبال «جنبش پنجشیر» را مورد
انتقاد قرار داده است. او در یک لایو اینستاگرامی خطاب به مقامات جمهوری
اسلامی گفته: «شما فهم سیاسی ندارید و دارید به نسل‌کشی فارس‌زبانان در
افغانستان کمک می‌کنید»

جعفریان گفته «اول مخالف
احمدشاه‌مسعود بودید و بعد پشیمان شدید و او را بالابردید و گفتید شیر
پنجشیر و حالا دوباره دارید اعتبار خانواده‌اش را به گ... می‌کشید.
خانواده‌ احمدشاه‌مسعود بیست‌سال با حمایت سردار سلیمانی در ایران زندگی
کردند و حالا پسرش را متهم به ارتباط با صهیونیزم می‌کنید.»
جعفریان کمک‌های جمهوری اسلامی
ایران به احمد شاه مسعود را متعاقب کمک‌های روسیه به جنبش او تفسیر کرده و
گفته بعد از کمک‌های روسیه، ایران نیز به احمد شاه مسعود کمک کرده و سپاه
محمد را در افغانستان شکل داده و حاج فاسم مستشارانش را در اختیار او قرار
داد... کمک که نمی‌کنید بماند، هر کس می‌خواهد کمکی هم بکند یقه‌اش را
میگیرید که چرا به او کمک کردی؟

رایزن اسبق ایران در افغانستان
گفته پسرش بار‌ها از من خواست واسطه شوم تا پیغام درخواست حمایتش را به شما
برسانم، اما محل نگذاشتید و او هم به ناچار از آمریکا درخواست کمک کرد.
ولش کردید وسط طالبان، هر آن ممکن است طالبان خودش و خانواده‌اش را قتل عام
کنند.

https://www.rouydad24.ir/fa/news/275711


او به حمایت‌های سردار سلیمانی از فرزند احمدشاه مسعود اشاره کرده و با لحنی انتقادی خطاب به مسئولان نظان گفته «به شهید بهشتی شما اتهام می‌زدید. شهید آوینی را هم اگر روی مین نمی‌رفت شما یک‌سال بعد می‌کشتید. برای قاسم سلیمانی هم شما پرونده می‌سازید. چون او برای خانواده‌ی مسعود در ایران خانه اجاره کرده بود.»
جعفریان از نظام خواسته حمایت‌هایش از طالبان علنی کند. او گفته اگر نظرتان این‌ست که ارتباط با طالبان منافع‌ملی ایران را تامین می‌کند به صراحت بگوئید؛ بگویید خوب است با طالب ارتباط بگیریم؛ طالب آب را برایمان باز می‌کند، دردسر برای ما ندارد، طالب تغییر کرده است. که البته اشتباه فکر می‌کنید. من دلایل بسیاری دارم که به نفع ایران نخواهد بود. چرا برای پاسخ به دوگانگی رفتارتان در افغانستان، پسر مسعود را بی‌اعتبار و همسرش را گریان می‌کنید؟
با وجود این اظهارات تند، به
گفته خود جعفریان، ۲۰ روز پیش او در ماموریتی که مشخص نیست از طرف چه نهادی
بوده، به افغانستان اعزام شده و با احمد مسعود یک جلسه ۷ ساعته داشته. او
عکس جلسه را که در آن احمد مسعود و پدر زنش حضور داشتند را در لایو
اینستاگرامی‌اش نشان داده است. ترتیب دادن چنین جلسه‌ای به این معناست که
جمهوری اسلامی هر دو جبهه طالبان و مقاومت علیه طالبان را در بررسی‌های
استراتژیک خود مد نظر قرار داده است.

از طرفی در کنار موضع‌گیری‌های
اخیر جمهوری اسلامی لازم است به اظهار نظر اخیر بهاالدینی نماینده رهبری در
پاکستان نیز اشاره کرد. او گفته طالبان تغییر ماهوی نکرده است. نباید
طالبان را تبرئه و تطهیر کرد. طالبان ممکن است بتواند با لیبرال‌ها و
سکولار‌ها به توافق برسد، ولی با دینداران بعید است.


آشنايي با احمد شاه مسعود بدر احمد مسعود كه از اتباع اخوان المسلمين و در كشتار شيعيان هزاره كابل سهيم بود


احمدشاه مسعود ؛ قهرمان ملی افغاستان یا قدرت‌طلب ضد صلح؟
احمدشاه مسعود معروف به شیر دره پنجشیر یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های معاصر افغانستان است. او برای برخی نماد ملی‌گرایی و تلاش برای مقابله با ارتجاع است و برخی دیگر احمد شاه مسعود را هم نماد ارتجاع می‌دانند و هم کسی که باعث شد افغانستان سال‌ها در آتش جنگ بسوزد. گزارش چهره‌های رویداد۲۴ درباره احمد شاه مسعود را بخوانید.

Image

رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛
احمدشاه مسعود ؛ قهرمان ملی افغاستان یا قدرت‌طلب ضد صلح؟
احمدشاه مسعود معروف به شیر دره پنجشیر یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های معاصر افغانستان است. او برای برخی نماد ملی‌گرایی و تلاش برای مقابله با ارتجاع است و برخی دیگر احمد شاه مسعود را هم نماد ارتجاع می‌دانند و هم کسی که باعث شد افغانستان سال‌ها در آتش جنگ بسوزد. گزارش چهره‌های رویداد۲۴ درباره احمد شاه مسعود را بخوانید.
احمدشاه مسعود کیست

علیرضا نجفی: «پیشرفت دشمنان خدا در برابر اسلام و توهین و تحقیر ایشان به مقدسات اسلامی در من عقده ایجاد کرده و این امر مرا به آن می‌دارد تا زندگی خود را بر سر این امر بگذارم. نباید فراموش کنم که همه اعمال و کردار من برای خداست و باید همه اعمال و کردارم اسلامی باشد.» احمدشاه مسعود


«اگر این رژیم، این حاکمیت سیاسی و متحدین سیاسی آن و حزب وطن نباشد، جا را چه کسی در اینجا پر می‌کند؟ فقط بنیادگرا‌ها با حمایت و پشتیبانی بیگانگان. اگر گلبدین و مسعود و سیاف و خالص اینجا بیایند، باید به صراحت به ما بگویند که آیا در حکومت مطلوب آن‌ها جایی برای میانه‌رو‌ها هست؟ ظاهرشاه را اجازه می‌دهند بیاید اینجا؟ دگراندیشان و نُه‌گانه‌ها را اجازه خواهند داد؟ نه دیگر جایی برای آن‌ها نخواهد بود.» دکتر نجیب رئیس جمهور جمهوری خلق افغانستان

احمدشاه مسعود از چهره‌هایی است که نقش یک قهرمان ملی را دارد و طرفدارانش القابی، چون سردار ملی و شیر دره پنجشیر به او داده‌اند بسیاری را ستایشش می‌کنند و او را صلح طلب و آزادیخواه می‌دانند. رسانه‌های ایران نیز اعم از اصلاح طلب و اصول‌گرا چهره‌ای رمانتیک از وی ساخته‌اند؛ فرمانده خوش‌چهره و جذابی که عاشق اشعار سیمین بهبهانی بود، شخصیتی کاریزماتیک داشت داشت و نابغه جنگ‌های چریکی بود. از پول و ثروت بدش می‌آمد، توان آزار و اذیت هیچکس را نداشت و از جنگ متنفر بود! اما این تعاریف چقدر درباره احمد شاه مسعود واقعی است و او در حقیقت که بود و دستاوردش برای مردم افغانستان چه بود؟

احمدشاه مسعود یکی از موثرترین چهره‌های مانع صلح در افغانستان بود و حتی زمانی که گلبدین حکمتیار پلن مصالحه سازمان ملل را قبول کرد، مسعود از پیوستن به آن خودداری کرد و جنگ را ادامه داد. اما برای شناختن احمدشاه مسعود باید از این اسطوره‌سازی‌های ایدئولوژیک فاصله بگیریم و فعالیت‌ها و اقدامات وی را در بطن وقایع سیاسی و تاریخی معاصر افغانستان بسنجیم.

بیوگرافی احمد شاه مسعود
احمدشاه مسعود در ۱۱ شهریور سال ۱۳۳۲ در پنجشیر افغانستان به دنیا آمد. پدرش سرهنگ ارتش در دوران محمدظاهر شاه بود و پدربزرگش کارمند خزانه‌داری در دوره امان الله خان. پدر مسعود به دلیل شغل نظامی در شهر‌های مختلف افغانستان اقامت می‌کرد و احمد شاه مسعود به واسطه شغل پدر از همان کودکی ولایات مختلف افغانستان را شناخت و با مردم ولایات مختلف آشنا شد.

مسعود سال‌های آغاز کودکی را در زادگاهش دره پنجشیر گذراند. در پنج سالگی به صنف اول مکتب (دبستان) رفت و قبل از آنکه دبستان را به پایان برساند با خانواده به کابل رفت و در دبستان شاه دو شمشیره درس خواند. اندکی بعد پدرش در سمت قوماندان ژاندارم و پلیس هرات به ولایت هرات رفت و احمدشاه مسعود در مکتب هرات به درس و تعلیم ادامه داد. در همین‌جا بود که علوم دینی و مذهبی را نزد مدرس مسجد جامع فرا گرفت.

مسعود دوران متوسطه و دبیرستان را در مدرسه استقلال کابل به پایان رساند و در همین دوران به شغل نظامی علاقه‌مند شد و می‌خواست وارد مدرسه نظامی شود که پدر و دوستان پدر منصرفش کردند. وی در سال ۱۳۵۲ با شرکت در آزمون کنکور وارد دانشکدهٔ مهندسی پلی تکنیک کابل شد.

اندیشه احمد شاه مسعود
احمد شاه مسعود در دوران دانشجویی با افکار سید قطب و مودودی آشنا شد و تحت تاثیر آموزه‌های آنان به اسلام‌گرایی رادیکال روی آورد. انگیزه اصلی مسعود برای ورود به سیاست مبارزه با تجدد بود که سلطنت مشروطه محمدظاهر شاه و کمونیسم دو تجلی اصلی آن بودند. مسعود به ویژه از سوسیالیسم و کمونیسم نفرت داشت، چرا که با دو اصل مسلم جامعه اسلامی، یعنی حجاب و مالکیت خصوصی مخالف بود و در بنیاد‌های فلسفی‌اش به متافیزیک و الهیات ادیان باوری ندارد.

در دوره‌ای که احمدشاه مسعود به اسلام‌گرایی رادیکال گرایش پیدا کرد فضای سیاسی افغانستان نیز برای فعالیت احزاب مختلف مهیا شده بود. محمدظاهر شاه در سال ۱۳۴۲ به احزاب مختلف اجازه داده بود آزادانه فعالیت کنند و ده سال پایانی حکومت وی را «دهه دموکراسی» می‌نامند.

باز شدن فضای سیاسی در دهه پنجاه فعالیت احزاب چپ و راست را قوت بخشیده بود. در میان احزاب چپگرا «حزب دموکراتیک خلق افغانستان» و در میان راست‌گرایان «نهضت اسلامی افغانستان» دارای بیشترین نفوذ سیاسی و اجتماعی بودند.

جناح چپ افغانستان، اتحاد شوروی را الگوی سیاسی خود می‌دانست چرا که شوروی به واسطه انقلاب اکتبر طی کمتر از چهار دهه از کشوری عقب مانده و دهقانی تبدیل به یکی از ابرقدرت‌های جهان شده بود و پیشرفت‌های صنعتی و علمی خیره‌کننده‌ای به دست آورده بود. از این جهت بسیاری از روشنفکران افغانستان در دهه چهل و پنجاه به کمونیسم گرایش پیدا کردند و خواستار اصلاحات رادیکال و مدرنیزاسیون ریشه‌ای و سریع کشور بودند.

در جناح مقابل نیز اسلام‌گرایانی وجود داشتند که بیشتر از اخوان المسلمین تاثیر گرفته بودند و خواستار برچیدن آزادی و تحصیل زنان، مدرنیزاسیون سیاسی و اجتماعی و دموکراسی غربی بودند. حکومت مطلوب آن‌ها حکومتی اسلامی بود که بر اساس قوانین فقهی اداره شود. اسلام‌گرایان تحت عنوان مجاهدین شناخته می‌شدند و اغلب سیدجمال الدین اسدآبادی را مراد و الگوی خود می‌دانستند.

احمد شاه مسعود و رویای خلافت اسلامی
با فروپاشی امپراطوری عثمانی و اتمام خلافت ۱۲۵۰ ساله اسلام بسیاری از مسلمانان به فکر احیای خلافت افتاده بودند و از این جهت سیدجمال طرفداران زیادی پیدا کرده بود. مهم‌ترین آموزه‌های سید جمال را که بر مجاهدین و احمدشاه مسعود تاثبر گذاشت می‌توان چنین خلاصه کرد: «سرزمین‌های اسلامی باید با قوانین اسلامی اداره شوند و جهان اسلام نیز باید مرکزیتی داشته باشد که همان (مرکز خلافت اسلامی) است.»

سید جمال از طرفی می‌خواست با بیگانگان و نیرو‌های خارجی مستقر در سرزمین‌های اسلامی مبارزه کند و از طرف دیگر حکومت اسلامی را جایگزین دموکراسی‌های جدید کند. این دو خصلت یعنی امپریالیسم‌ستیزی و اسلام‌گرایی رادیکال دو آموزه مهمی بودند که احمدشاه مسعود و دیگر مجاهدین از سیدجمال آموختند و با خواندن آثار سید قطب و مودودی امپریالیسم‌ستیزی آن‌ها تبدیل به غرب‌ستیزی شد. مسعود و دیگر همقطارانش در ابتدا تحت عنوان اخوانی‌ها شناخته می‌شدند چرا که متاثر از حسن البنا و اخوان المسلمین بودند و به تبلیغ اسلام از طریق آموزش و گفتگو باور داشتند؛ اما با تغییر موضع آن‌ها و گرایش به سیدقطب و سید جمال که آموزه‌هایی بسیار متفاوت از حسن البنا داشتند، مسعود و دیگر اسلام‌گرایان به مجاهدین معروف شدند. احمد شاه مسعود نه فقط از جهات سیاسی بلکه از جهات شخصی نیز عقاید مذهبی عمیقی داشت. تا جایی که همسر وی در کتاب خاطرات خود نوشته که مسعود حتی رضایت نمی‌داد همسرش را مرد‌های فامیل و اقوام نزدیکش هم ببینند.

اختلافات احمد شاه مسعود و گلبدین حکمتیار
احمدشاه مسعود نقش فعالی در میان مجاهدین داشت و در سال ۱۳۵۴ به همراه گلبدین حکمتیار قیامی علیه دولت داوودخان، نخستین رئیس جمهور افغانستان، ترتیب داد که به «قیام پنجشیر» معروف شد. در نتیجه شکست قیام پنجشیر بسیاری از مجاهدین دستگیر شدند و دولت تعدادی از آن‌ها را دستگیر کرد.

احمدشاه مسعود که به دلیل شرکت در قیام تحت تعقیب بود به پاکستان فرار کرد و مدتی آنجا بود. پاکستان به دلیل اختلافات مرزی که با دولت افغانستان داشت، از مجاهدین حمایت می‌کرد بنابراین در سال‌های اول دهه پنجاه بیش از پنج هزار مجاهد به پاکستان رفتند و توسط دولت پاکستان آموزش دیدند. پاکستان از طرفی هم اسلام‌گرایی رادیکال را در منطقه گسترش داده و حمایت می‌کرد و به همین دلیل بهترین مکان برای تروریست‌ها و افراطیون بود.

احمد شاه مسعود در پاکستان با گلبدین حکمتیار به اختلاف برخورد. مجاهدین در پاکستان به دو گروه عمده تقسیم شدند؛ افراطی‌تر‌ها به سمت حکمتیار متمایل شدند و دیگران به گرد مسعود و برهان الدین ربانی آمدند. در همین دوران بود که اختلاف مسعود و حکمتیار بالا گرفت و حکمتیار تلاش کرد وی را به قتل برساند.

جنگ احمد شاه مسعود و کمونیست‌های افغانستان
با وقوع انقلاب ثور، قدرت سیاسی در افغانستان به دست جناح چپگرا افتاد و حزب دموکراتیک خلق افغانستان به سرعت برنامه‌های اصلاحی خود در جهت مدرنیزاسیون کشور را آغاز کرد. مسعود و دیگر مجاهدین با وقوع انقلاب به افغانستان بازگشتند تا با دولت جدید بجنگند.

در جنگ میان مجاهدین و دولت سوسیالیستی ابتدا مناسبات جنگ به نفع دولت بود. دلیل این امر برنامه‌های رفاهی و آموزشی بود که پس از انقلاب ثور اجرا شده بود و افغانستانی‌ها آثار مثبت آن را بر زندگی خود می‌دیدند. اما با ورود ارتش شوروی به افغانستان ورق برگشت و مناسبات جنگ به نفع مجاهدین رقم خورد.

ورود شوروی به افغانستان احساسات ملی را علیه سوسیالیست‌ها تحریک کرد و بسیاری از مردم دیگر دولت را دست‌نشانده بیگانگان می‌دانستند. محمدصالح ریگستانی در کتاب مسعود و جهاد می‌نویسد: «تهاجم شوروی کار مسعود را راحت کرد. او که نگران پشتیبانی مردم بود، اینک به آرزوی خود رسیده بود. او می‌دانست مجاهدین بدون حمایت مردمی شکست می‌خورند و بنابرین در همان سال تشکیلات جبهه خود را پایه‌گذاری کرد که شامل بخش‌های نظامی و مالی می‌شد.»

مسعود با گسترش تشکیلات نظامی خود علیه ارتش شوروی جنگید و از پنجشیر در برابر حملات ارتش سرخ محافظت کرد. به دنبال بیرون‌شدن آخرین سرباز اتحاد شوروی از خاک افغانستان در تاریخ ۱۳ مِهر ۱۳۶۹ (۱۴ فوریه ۱۹۸۹)، به ابتکار احمد شاه مسعود شورای عالی فرماندهان ارشد جهادی افغانستان در شاه سلیمِ ولایت بدخشان به تاریخ ۹ اکتبر ۱۹۹۰ دایر می‌شود که در این اجلاس اکثر فرماندهان معروف مجاهدین از جمله نماینده‌ای از امیر اسماعیل خان نیز حضور داشتند. فرماندهان در این نشست راهبرد مبارزه دربرابر جمهوری دموکراتیک افغانستان را تعیین می‌کنند.

مسعود پس از خروج ارتش شوروی از افغانستان تمام تلاشش را کرد تا دولت کمونیستی افغانستان را ساقط کند. رئیس جمهور دولت دکتر نجیب بود که ساختار دموکراتیک و پارلمانی در کشور به وجود آورده بود و زندانیان سیاسی را آزاد کرده بود. آزادی‌هایی که دکتر نجیب و پیش از او ببرک کارمل به مجاهدین دادند، در واقع زمینه‌ساز سقوط دولت مدرن در افغانستان شد. مجاهدین به چیزی کمتر از نابودی تمام مظاهر مدرنیته و احیای خلافت اسلامی راضی نبودند و از آزادی‌های سیاسی و دموکراسی علیه خود آن استفاده می‌کردند.

احمد شاه مسعود مانند دیگر مجاهدین برای مقابله با شوروی کمک‌های بسیاری از آمریکا و متحدینش، کشور‌هایی مانند ایران و عربستان و پاکستان دریافت کرده بود. ایالات متحده فقط در سال ۱۹۸۰ ششصد میلیون دلار به مجاهدین کمک نقدی کرده بود و عربستان سعودی دو برابر این مبلغ را به آن‌ها داده بود. پول و اسلحه‌ای که دشمنان شوروی در اختیار مجاهدین قرار دادند، قدرت آن‌ها را هر روز بیشتر می‌کرد و زمانی که ارتش سرخ از افغانستان خارج شد مجاهدین به قدری قدرت پیدا کرده بودند که حکومت را به دست بگیرند.

احمد شاه مسعود برای مبارزه با دولت سوسیالیستی گردهمایی‌های فراوانی با گروه‌های مختلف مجاهدین برگزار کرد. اصلی‌ترین متحد او «ژنرال دوستم» بود که برخی افغان‌ها او را به عنوان نماد خیانت می‌شناسند و چندی پیش خانه او توسط طالبان تصرف شد.

جنگ داخلی افغاستان میان گروه‌های اسلام‌گرا
به گزارش رویداد۲۴ احمد شاه مسعود در اولین ابلاغیهٔ حکومت انتقالی مجاهدین به وزارت دفاع این حکومت منصوب و موظف به دفاع از کابل و تأمین ثبات پایتخت شد. اما برای تأمین چنین امری در جنگ با گلبدین حکمتیار قرار گرفت. جنگ بین مسعود و حکمتیار هیچ دلیلی به جز قدرت نداشت. حتی طرفداران مسعود نیز نمی‌توانند آن را بفهمند و همواره از پاسخ به آن طفره می‌روند. اکنون در آستانه سقوط دولت کمونیستی زمان سهم‌خواهی فرا رسیده بود و دو مرد قدرتمند برای قدرت مطلقه رقابت می‌کردند.

در سال ۱۳۷۱ احمد شاه مسعود و ژنرال دوستم نیرو‌های خود را به سمت کابل بردند. سازمان ملل متحد و جامعه جهانی که از درگیری و خونریزی بیمناک بود، برنامه جامع صلحی را ارائه داد که در آن تشکیل نوعی دولت ائتلافی پیشنهاد شده بود؛ دولتی بی‌طرف که سهم تمام جناح‌ها را از قدرت محفوظ می‌داشت. این پلن صلح را حتی حکمتیار پذیرفته بود، اما مسعود آن را نپذیرفت.

مخالفت احمد شاه مسعود با برنامه صلح افغانستان
احمدشاه مسعود درباره این پلن صلح چنین می‌گوید: «ما فراموش نمی‌کنیم که زمانی پیشنهاد دولت بی‌طرف را همه پذیرفته بودند. حتی حکمتیار حکومت بی‌طرف را پذیرفته بود و می‌خواست صلح کند، اما ما مانع شدیم.»

از نظر بسیاری از مردم و روشنفکران افغانستان عقیم گذاشتن پلن صلح بزرگترین ضربه احمدشاه مسعود به منافع ملی افغانستان بود که باعث تشدید و ادامه جنگ و بحران در این کشور شد.

مسعود پس از رد پیشنهاد صلح به همراه دوستُم به کابل حمله کرد و کابل نیز به دست مجاهدین افتاد. با سقوط دولت کمونیستی، آتش جنگ بین گروه‌های مختلف مجاهدین افروخته شد و احمد شاه مسعود اینک با متحدان سابق خود مشغول جنگ شد.

جنگ داخلی افغانستان در میان سال‌های ۱۹۹۲ در نتیجه اختلاف مسعود و حکمتیار آغاز شد و در سال ۱۹۹۶ با پیروزی طالبان به انتها رسید. برخی منابع معتقدند پس از ورود احمد شاه مشعود به کابل یکی از تلخ‌ترین اتفاقات تاریخ افغانستان رقم خورده است؛ چه آنکه آن‌ها منطقه افشاریه کابل را که محل سکونت شیعیان هزاره بود بمباران کردند. در این فاجعه هزاران زن و مرد و کودک جان باختند. این اتفاق توسط کسانی چون حکمتیار، احمدشاه مسعود، سیاف و شیخ آصف محسنی رخ داده بود.

جنایت افشاریه پس از ورود مجاهدین به کابل
برخی منتقدان احمد شاه مسعود معتقدند این فاجعه که دوران وزارت دفاع او رخ داده، به خاطر نفرت از قوم هزاره بوده است. آنها معتقدند مسببین جنایت افشاریه در دادگاهی عادلانه به جرم جنایت علیه بشریت باید محاکمه شوند. آزار قوم هزاره توسط مجاهدین تا زمان ورود طالبان به کابل ادامه یافت و کسی برای چنین رفتاری معترض مجاهدین نشد.

مسعود ابتدا از ظهور طالبان استقبال کرد، اما به زودی تمام مجاهدین علیه طالبان قرار گرفتند و از گروهی که خود به وجودش آورده بودند، شکست خوردند. پس از پیروزی طالبان قسمت کوچکی از شمال افغانستان در اختیار مجاهدین قرار گرفت و حدود ۹۰ درصد خاک افغانستان را طالبان اداره می‌کرد. مسعود از آن زمان تا هنگام مرگ خود با طالبان جنگید، اما پیروز نشد.

او سال‌ها با یاران قدیمی خود در طالبان مبارزه کرد و برای شکست طالبان هر کوششی کرد و بار‌ها با مقامات آمریکایی دیدار کرد، اما پیروز نشد. احمدشاه مسعود معتقد بود حکومتی اسلام متعادل‌تری نسبت به آنچه طالبان دارند را خواستار است.

ترور احمد شاه مسعود
احمد شاه مسعود سرانجام در روز ۱۸ شهریور ۱۳۸۰ (۹ سپتامبر ۲۰۰۱)، در اثر انفجار انتحاری دو مرد تروریست که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، جان باخت. دو روز پس از ترور وی حوادث یازده سپتامبر اتفاق افتادند و خاورمیانه بحران‌های پیچیده‌ای با خود دید. اگرچه احمدشاه مسعود به خواسته‌های خود نرسید، اما موفقیت‌هایی نیز داشت: وی با تمام دولت‌های نوگرا و تکنوکرات افغانستان جنگید و در نتیجه اقداماتش طالبان قدرت را در دست گرفت و افغانستان به آنچه مطلوب مودودی و سید قطب بود نزدیکتر شد.

https://www.rouydad24.ir/fa/news/275360
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 11:27 pm

درباره جنايت و نسل كشي محله شيعيان افشاريه كابل


فاجعه افشار کشتار شیعیان در محله افشار کابل، پایتخت افغانستان در روزهای ۲۲و۲۳ بهمن/دلو ۱۳۷۱ش به دست نیروهای دولت برهان‌الدین ربانی، به فرماندهی احمدشاه مسعود و با شرکت نیروهای عبد رب الرسول سیاف بود. این واقعه با حمله به مقر عبدالعلی مزاری، رهبر گروه شیعی حزب وحدت اسلامی افغانستان شروع شد و به تصرف بخشی از مناطق این حزب انجامید. در پی این تهاجم، صدها غیرنظامی زن و مرد و کودک هزاره و قزلباش کشته شدند، تجاوز جنسی صورت گرفت، گورهای دسته‌جمعی ایجاد شد و محله افشار تا چندین سال به‌شکل ویرانه باقی ماند. دولت افغانستان تاکنون از محاکمه عاملان این جنایت، خودداری کرده است.

محله افشار

افشار محله‌ای شیعه‌نشین در غرب کابل و در دامنه کوه افشار است و دو دانشگاه پلی‌تکنیک و تربیت معلم کابل در همسایگی آن قرار دارد. اکثر ساکنین این محله، از شیعیان هزاره و قزلباش هستند.[۱] قبر سیداسماعیل بلخی (۱۲۹۹-۱۳۴۷ش)، روحانی و فعال سیاسی شیعه در این محله واقع شده است.[۲]

پس از سقوط دولت کمونیستی در کابل، مجاهدین افغانستانی در ۸ اردیبهشت ۱۳۷۱ش، به این شهر وارد شدند و هرکدام کنترل قسمتی را به دست گرفتند. نیروهای حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری عبدالعلی مزاری در چنداوُل و مناطق شیعه‌نشین غرب کابل شامل افشار، کارته سخی و دانشگاه کابل، دِه‌مَزَنگ و کارته چهار و کارته سه تا منطقه برچی و جاده دارالامان مستقر شدند.[۳]

انگیزه و اهداف

احمدشاه مسعود، وزیردفاع دولت ربانی و فرمانده حمله به افشار
ریاست دولت مجاهدین تا ۱۰ تیر/سرطان ۱۳۷۱ش به عهده صبغت‌الله مُجدّدی بود. در این دو ماه، حزب اتحاد اسلامی افغانستان، به‌رهبری عبدالرسول سیاف، که از قوم پشتون بود و تمایلات وهابی و ارتباط با عربستان داشت، درگیری‌های پراکنده را با حزب وحدت اسلامی شروع کرد. گفته شده احمدشاه مسعود، وزیر دفاع، رییس گروه شورای نُظّار و از قوم تاجیک نیز در ایجاد این درگیری، دست داشت.[۴] مجددی در پایان دوره خود، سیاف را به جنگ‌افروزی علیه شیعیان متهم نمود و از حزب وحدت حمایت کرد.[۵]

با شروع حکومت برهان‌الدین ربانی، رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان و فارغ‌التحصیل الازهر در مصر و مرتبط با اخوان‌المسلمین، احمدشاه مسعود تسلط بیشتری بر وزارت دفاع یافت. ۲۵تیر آغاز اولین درگیری نیروهای او با سربازان حزب وحدت اتفاق افتاد.[۶] مسعود سپس با گروه اتحاد اسلامی که در پَغمان، شهر متصل به غرب کابل حضور داشت، برای گرفتن مناطق حزب وحدت متحد شد.[۷] در گزارش «پروژه عدالت برای افغانستان» آورده شده که مسعود می‌خواست با تصرف غرب کابل به‌ویژه کارته‌سخی و افشار، علاوه بر حذف مزاری، راه ارتباطی بین کابل و مناطق حزب اتحاد اسلامی ایجاد کند.[۸]

در دی/جدی ۱۳۷۱ش، حدود چهل روز پیش از فاجعه افشار، به‌دنبال اعتراض شدید رهبران حزب وحدت به ربانی و مسعود که آنان را بی‌توجه به توافقات سیاسی و نیز حقوق و خواسته‌های شیعیان هزاره می‌خواند، این حزب از دولت ربانی خارج شد.[۹] در این زمان، حزب حرکت اسلامی افغانستان به رهبری محمدآصف محسنی، رقیب حزب وحدت، که اکثر رهبران آن، شیعیان غیر هزاره بودند و از متحدین مسعود به‌شمار می‌رفت، به ادامه کار ربانی، به‌عنوان رییس دولت مجاهدین رای داد.[۱۰]

عوامل
در این حمله احمدشاه مسعود بعنوان فرمانده اصلی و برهان‌الدین ربانی و عبدالرسول سیاف فرماندهان گروه‌های همکار بودند.[۱۱] همچنین عبدالله عبدالله، محمدقسیم فهیم، بسم‌الله محمدی، یونس قانونی، احمدشاه احمدزی به همراه سیدحسین انوری، فرمانده نظامی حرکت اسلامی افغانستان به‌عنوان فرماندهان میانی این حمله نام برده شده است.[۱۲]

برهان‌الدین ربانی، این قتل‌عام را به‌عنوان یکی از اشتباهات حکومتش محکوم کرد و آن را به سربازان خودسر نسبت داد.[۱۳] او در ۲۹شهریور ۱۳۹۰ش و احمدشاه مسعود در ۱۸شهریور ۱۳۸۰ش کشته شدند. سیاف، نام حزب خود را به دعوت اسلامی افغانستان تغییر داد و یک دانشگاه خصوصی بنام دعوت تاسیس کرد.[۱۴] سیاف از طرف حامد کرزی و اشرف غنی، رؤسای جمهور سابق افغانستان مورد مشورت و ارتباط بود.[۱۵] آن دو با وجود چندین درخواست قربانیان و سازمان‌های بین‌المللی، از دستگیری و بازداشت عاملان کلان و خرد این کشتار، خودداری کردند.[۱۶]

تهاجم

در شبانگاه ۲۱ بهمن ۱۳۷۱ش کارته‌سخی، دانشگاه کابل و افشار مورد حملات توپخانه و راکت واقع شدند.[۱۷] در ساعت ۱ بامداد ۲۲ بهمن ۱۳۷۱ش/۱۱ فوریه ۱۹۹۳م، مؤسسه علوم اجتماعی کابل، محل حضور عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی، توسط نیروهای برهان‌الدین ربانی، احمدشاه مسعود و عبدالرسول سیاف مورد تهاجم قرار گرفت.[۱۸] برخی از فرماندهان میانی خط مقدم حزب وحدت، با تبانی و توافق با مسعود و سیاف، از دفاع و مقاومت خودداری کرده و سنگرهای خود را خالی کردند.[۱۹] نیروهای حزب وحدت، پس از چند ساعت مقاومت، به محلات دیگر عقب‌نشینی کردند و سربازان مهاجم، توانستند کارته‌سخی، دانشگاه کابل و افشار را تصرف کنند.[۲۰]

پیامدها

در نتیجه حمله به افشار، تعدادی غیرنظامی شامل مردان جوان و پیر، زنان و کودکان کشته شدند. به چند زن و دختر تجاوز شد و تعدادی از خانه‌ها به آتش کشیده شد.[۲۱] آمار دقیق و مستندی برای تهاجم به افشار روایت نشده است، سیدعسکر موسوی، پژوهشگر افغان، تعداد قربانیان و مفقودالاثرها را ۷۰۰ نفر نوشته است.[۲۲] با این حمله، شورای نظار توانست افشار، چنداول و منطقه سیلو را تصرف کند و پَغمان، منطقه حزب اتحاد، به مناطق شورای نظار متصل شد.[۲۳] پس از اینکه حزب وحدت توانست یکسال بعد این منطقه را بازپس بگیرد، چندین گور دسته‌جمعی کشف کرد.[۲۴] تا سال ۱۳۸۴ش، افشار تقریبا یک منطقه هموار ویرانه بود. در این سال، اندکی از ساکنین آن به افشار بازگشتند.

روز دوم عملیات، ۲۳ بهمن، در هتل کانتیننتال کابل، مسعود جلسه‌ای را با حضور فرماندهان خود و برهان‌الدین ربانی، عبدالرسول سیاف، محمدآصف محسنی، سیدحسین انوری و سیدابوالحسن فاضل تشکیل داد و دستور به توقف کشتار و چپاول داد ولی این رفتار تا اخر روز ادامه داشت.[۲۵] همچنین ژنرال حمیدگُل، رییس ستاد ارتش پاکستان وارد کابل شد و از طرفین درگیر خواست آتش‌بس موقت امضاء کنند و برای برقراری صلح به اسلام آباد سفر کنند.[۲۶]

https://fa.wikishia.net/view/%D8%AD%D8% ... 8%A7%D8%B1

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8 ... 8%A7%D8%B1

فهرست جنايات معروف عليه شيعيان هزاره افغانستان

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9 ... 8%B1%D9%87
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » يکشنبه ژانويه 28, 2024 11:37 pm

اطلاع درباره اختلافات داخلي سران شيعه و عملكرد اشتباهشان كه منجر به وقوع جنايت افشاريه شد


http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/88609
http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/88611

http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/65080
http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/65155
http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/65217

اشتباهات و رخنه هاى دستجات غير متدين و اختلافات داخلي كروههاى هزاره شيعي بستر وقايع شوم و تلخي بوده كه عامه مردم را آسيب زده است فلذا طبيعي است كه غالب مردم فقط بخواهند امنيت و كرامت و عقيدت شان حفظ شود و دركير دركيريهاى نظامي نشوند، در تجربه 40 ساله كه از مدعيان و سردمداران خودشان موفقيتي نديدند بديهي است كه حداقل امنيت و معيشت را قناعت كنند
اما در هرصورت نبايد صورت مسئله و سابقه تلخ حذف و يا عاملانش از هر كروه باشند توجيه يا تطهير شوند

https://m.facebook.com/527457547347964/ ... 86/?type=3

توضيح:
اكرجه غالب قوم هزاره شيعه هستند اما شيعيان افغانستان محدود به قوم هزاره نيست، و حتى درميان بشتون ها هم شيعه هست بلكه يكي از مراجع تقليد افغاني (آصف حسني) از بشتونهاى شيعه بود، در ميان بشتون ها هم طوايفي شهرت به سادات دارند هرجند شيعه نيستند براى مطالعه اين طوايف كتاب زير را دانلود و مطالعه نماييد


http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/85538

بنابراين بررسي مسائل افغانستان با نكاه و تحليل كيلويي به نتيجه صحيح نمي رسد
البته بيان اين مطالب به معني تاييد هر منسوب به شيعه يا سيد نمي باشد و هر كسي مرهون عقيده و عملش است



درباره عموم سادات افغانستان

http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/73149

درباره فاجعه افشاريه

http://www.payam-aftab.com/fa/doc/article/31606

شمه اى از جنيات و تعرضات عليه شيعه جه توسط خودشيعه جه تاجيك جه هزاره جه طالبان = با حوادث كه در ميان خودشيعه عليه شيعه اتفاق افتاده؛ شيعيان افغانستان نياز به طالبان و داعش ندارند خودشان كم ندارند = يكي از علل كه مردم به حكومت طالبان تن مي دهند


https://www.kabulpress.org/article45669.html

شيخ آصف محسني از نظر اعتقادي جزو جريان "مقصره = كوته فكران در معرفت" بود و اين در كتابها و نظرات وو رسما اعلام مي كرد


رسمیت مذهب شیعه در افغانستان:

در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان که در ۱۴ دی ۱۳۸۲ به تصویب رسید، برای اولین بار در تاریخ افغانستان، مذهب شیعه به رسمیت شناخته شد. شيخ آصف محسنی از جمله کسانی بود که در این راه تلاش کرد.

https://fa.wikishia.net/view/%D9%85%D8% ... 8%B1%DB%8C
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه ژانويه 30, 2024 12:30 am

یعنی می شود باور کرد آمریکایی ها اینقدر احمق باشند؟


چند روز پیش آقای بایدن مدعی بود آمریکا چیزی حدود دو هزار و پانصد ملیارد دلار خرج جنگ افغانستان کرده. نکته ای ذهن من را مشغول کرد و این بود که کل افغاستان حد اکثر، و آن هم در حال حاضر، چیزی حدود 30 ملیون نفر جمعیت دارد.

یعنی اگر ما این دو هزار و پانصد ملیارد دلار را میان این سی ملیون نفر سرشکن کنیم می شود نفری چیزی حدود 83 هزار دلار. اگر آمریکایی ها این مبلغ را میان مردم افغانستان تقسیم می کردند قطعا الان همه مردم افغانستان مرید آنها شده بودند.

یعنی یک عاقل میان آنها نبود بگوید که چرا باید چنین هزینه ای را انجام بی جا انجام دهند؟ باور کنید اگر همین پول ها را میان مردم
افغانستان تقسیم می کردند که مردم افغانستان اسامه بن لادن که هیچ جد و
آباد او را هم برای آمریکایی ها کتف بسته می آوردند.

البته برخی باور دارند که آمریکایی ها طی بیست سال گذشته توانسته اند برخی معادن بسیار ارزشمند که فقط در افغانستان
وجود دارد را استخراج و از این کشور خارج کنند و همچنین بحث ما به التفاوت
افزایش تولید مواد مخدر در افغانستان و فروش و توزیع آن در جهان پوشش همه
این هزینه ها را پوشش داده.

اگر اینگونه باشد شاید بتوان گفت آمریکایی
ها خیلی هم نادان نیستند و با برنامه ریزی وارد افغانستان شدند و حالا که
دیگر همه معادن مورد نظر را توانسته اند کشف و استخراج کنند سریع از این
کشور خارج شدند.

البته به نظر شخصی بنده می توان گفت تنها
نادان یا نادانان آنهایی هستند که خارج گود می نشینند و تصور می کنند که
آمریکا حاضر می باشد برای روی ماه آنها دمکراسی آمریکایی را در کشورشان
محقق کند و بعد آنها راحت بیایند و حکومت کنند.

https://ir.sputniknews.com/opinion/202108208187744
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه ژانويه 30, 2024 12:41 am

روایت زندگی زنی زیر سلطهٔ طالبان در سال ۱۹۹۹ = عبرتى براى رفتارشناسي طالبان امروز

"زندگی
تحت سلطهٔ حکومت طالبان مثل زندگی در یک رابطهٔ خشونت‌آمیز است.
اول کار
چندان بد نیست. آنها وعده‌هایی می‌دهند و مراقب رفتار خود هستند حتی به
بعضی وعده‌هاشان عمل می‌کنند".
"اما درست وقتی فکر می‌کنید همه‌چیز رو‌به‌راه است و احساس امنیت کاذب به شما دست می‌دهد، نقشه‌های خود را عملی می‌کنند".
"کم‌کم
وقتی دنیا از ماجراهای افغانستان به‌تنگ می‌آید و رسانه‌ها در پی
ماجرا‌های تازه‌ای می‌روند، طالبان هر روز حلقهٔ قدرت خود را تنگ‌تر می‌کند
و چرخه‌ٔ وحشت از نو شروع می‌شود".

https://www.bbc.com/persian/afghanistan-58268589

بنابراين روش مزورانه آرام و هيج مشكلي نيست ووو همواره داشته اند و مال امروز نيست كه كسي بخواهد بكويد طالبان تغيير كرده است = البته ممكن است زرنكتر شده باشند اما اين عبرتها نباي فراموش شود و براي بروزش امادكي و تدبير قبلي بشود
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه ژانويه 30, 2024 8:33 pm

طالبان یک پارک را آتش زد


Image

افراد محلی معتقدند وجود مجسمه‌ها در پارک از سوی طالبان نماد بت‌پرستی قلمداد
شده و به همین دلیل پارک توسط آنان به آتش کشیده شده است.در حاليكه مي توانست مجسمه ها را بيرون ببرد

https://aftabnews.ir/fa/news/723057

البته ممكن است سخنكوي طالبان از تلويزيون ايران بكويد كه براى تطهير هواي بارك از كرونا اقدام كرده است
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه ژانويه 30, 2024 8:37 pm

لكدكوب كردن تا سرحد كشتن و آتش زدن خانه زن فقيري كه نمي توانسته براى 15 مسلح طالبان غذا درست كند


جهت اطلاع متصديان حامي طالبان كه معتقدند عوض شده است
"ناجیه به همراه سه پسر و دخترش در یک
روستای کوچک در شمال افغانستان در خانه‌ای بود که جنگجویان در خانه را
کوبیدند. منیژه دختر ناجیه ۲۵ ساله بود و می‌دانست که طالبان خواهند آمد.
مادرش به او گفته بود که آنان پیش‌تر سه بار در خانه را کوبیده بودند و از
او خواستند تا برای ۱۵ جنگجوی طالب غذا درست کند.
"مادرم به آنان گفت من فقیر هستم چگونه می‌توانم برای شما
غذا درست کنم؟ طالبان شروع به کتک زدن او کردند. آنان با سلاح‌های خود به
او ضربه زدند. منیژه می‌گوید مادرش بر اثر ضربه فوت کرد و سپس طالبان
نارنجکی به سوی اتاق خانه پرتاب کردند و خانه منفجر شد. طالبان قتل ناجیه در ولایت فاریاب را
تکذیب کرد اما شاهدان و مقام‌های محلی مرگ یک زن ۴۵ ساله که خانه‌اش به آتش
کشیده شده را تایید کرده‌اند.

Image

https://aftabnews.ir/fa/news/722639
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه ژانويه 30, 2024 8:45 pm

تبعيض عليه شيعيان در افغانستان در تمام دوره هاى كذشته = بادشاهي - كمونيستي - مجاهدين - طالبان قديم - جمهوري اسلامي - بايد اين تبعيضات در اين دوره (طالبان جديد) برطرف شود



http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/97400
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه ژانويه 30, 2024 8:48 pm

راز دو رفتاري طالبان (نرمخويي - بركزاي مراسم شيعه وو / تندخويي - بستن و آتش زدن و بردن دختران و زنان مجرد ووو) در حاكميت دو جريان داخلي ميان طالبان است (شوراى كويته - شوراى بيشاور)


واقعیت این است که طالب دو جریان دارد؛ یک جریان شورای کویته است و یک جریان شورای پیشاور است که در شبکه حقانی سرتاسری می شود. شورای کویته کمی ملایم‌تر است، در واقع نیروهایی که برای رسیدن به قدرت با آمریکا وارد معامله شدند این گروه بودند. برخلاف آنچه که در بیرون از افغانستان تصور می شود طالب یک جریان نیست و امروز شبکه حقانی تقریبا شرق کشور را در دست دارد و شورای کویته تا همکاری این گروه را نداشته باشد قادر به حل و فصل مسائل نیست. دیدگاه آنها هم این است که امارت اسلامی را به طور کامل احیا کنیم و کسی را در آن راه ندهیم
مدلی از خلافت اسلامی حکومت مدنظر طالبان خواهد بود آنها یکی از علمای دینی را به عنوان امیرالمؤمنین مطرح می کنند که امروز آخوندزاده مطرح است. و دولتی و رییس جمهوری و کابینه ای بوجود می آید و تحت امر امیرالمؤمنین خواهد بود.

https://fa.shafaqna.com/news/1209818/

مثل ايران با اين تفاوت كه اميرالمؤمنين آنها منتخب همه علماي طالبان (نه غير طالبان است برخلاف ايران كه رهبر منتخب مراجع كل تقليد و فقهاء نيست و افرادي معم وابسته به حكومت به او راي مي دهند، / شوراى علماي طالبان رئيس جمهور و دولت را انتخاب مي كنند و بجاى مجلس و انتخابات مختلف است شبيه آنجه در ايران باب شده فقط با هزينه هاى هزاران ميلياردي بودجه مجلس و انتخاباتها.

للبته يك جريان سوم هم در ميان طالبان هست به اسم شوراى مشهد كه نفوذ واقعي ميداني جنداني ندارد و صرفا وسيله ارتباط ايران با طالبان است و نقش دلالي داخل طالبان را دارد در مقابل
بشتيباني لجستيكي و اموزش و سلاح و هزينه معيشت جنجكجويان طالبان و مامن براى سران و كادرهاى مهمشان كه در مشهد تا كنون ساكن بوده اند



آمریکایی ها به این دلیل با طالبان به توافق رسیدند که از جریان لیبرال دموکرات شکل گرفته ناامید شده بودند آمریکایی ها به این دلیل با طالبان به توافق رسیدند که در حقیقت از جریان لیبرال دموکرات شکل گرفته (در افغانستان) ناامید شده بودند که وارد کابل شد و در کنار آمریکایی ها بر این شهر حکومت کرد. آمریکا از این جریان که کارایی نداشت عبور کردند. فساد در این جریان رشد کرد، اختلافاتی در بین تیم عبداله عبداله و اشرف غنی شدت گرفت و آمریکا قدرت را به طالبان دادند. البته این تقدیم قدرت فی سبیل الله نبود و طالبان باید برنامه کمربند و جاده ابریشم و زیر مجموعه آن و کریدور چین پاکستان و موافقتنامه ۲۵ ساله چین و ایران و سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیاردی این کشور در بخش انرژی ایران را برهم بزنند.
در اين تحليل و مصاحبه اين كارشناس اطلاعات بسيار مفيدي از افغانستان و منطقه و جهان مي دهد كه در حرفهاى تلويزيون وكارشناسان سطحي آن كمتر مطرح است و مطالب بدون روتوش رسانه اى حاكميتي ايارن مطرح شده است = مطالبش را با دقت بخوانيد و حتى به نحو فيش برداري شماره بزنيد
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه ژانويه 30, 2024 10:19 pm

تخریب دروازه فرهنگ و تمدن اسلامی در غزنی «توسط» طالبان


Image

سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی کشورهای اسلامی (آیسسکو) در سال ۲۰۰۷ غزنی را به به‌حیث پایتخت فرهنگی جهان اسلام نامگذاری کرد و این دروازه نیز در همان سال ساخته شده بود. طالبان علت تخریب این دروازه را «سهولت در رفت و آمد مردم» عنوان کرده است.


https://af.shafaqna.com/FA/473550
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه ژانويه 30, 2024 10:27 pm

دستيابي طالبان به معادن كمياب افغانستان =
عناصر فلزی لانتان، سریم و نئودیمیم و لیتیم


Image

شفقنا افغانستان ـ گروه طالبان به گنجینه‌ای از منابع معدنی کمیاب دست پیدا کرده که جامعه بین‌المللی برای مقابله با تغییرات اقلیمی به‌شدت به آن‌ها نیازمند است.

به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان به نقل از اسپوتنیک ایندیپندنت در گزارشی نوشته است: در پی خروج نیروهای آمریکا و هم‌پیمانان آن‌ها پس از دو دهه از افغانستان، افراد گروه طالبان به‌سرعت بر مناطق مختلف آن کشور مسلط شدند و از روز یکشنبه، ۲۴ اسد، پس از ورود به شهر کابل، کنترل کشور را به‌دست گرفتند. پس از آن ایالات متحده دارایی‌ بانک مرکزی افغانستان در آمریکا را مسدود و ارسال پول نقد به افغانستان را متوقف کرد. علت این اقدام، ممانعت از دسترسی دولت طالبان به این پول اعلام شد.

برخلاف کشورهای غربی که گروه طالبان را به‌عنوان حاکمان افغانستان به‌رسمیت نشناخته‌اند، هوآ چونینگ، سخنگوی وزارت خارجه چین، روز دوشنبه، ۲۵ اسد، در واکنش به تحولات افغانستان اعلام کرد پکن «به انتخاب مردم افغانستان احترام می‌گذارد». او گفت: «طالبان افغانستان بارها ابراز امیدواری کرده‌اند که روابط خوبی با چین برقرار کنند. آن‌ها از خواست خود برای مشارکت چین در بازسازی و توسعه افغانستان خبر داده و گفته‌اند که به هیچ نیرویی اجازه استفاده از سرزمین افغانستان علیه کشور چین را نخواهند داد.» سخنگوی وزارت خارجه چین افزود که آن کشور از این رویکرد طالبان استقبال می‌کند.

وب‌سایت خبری «نیوز» استرالیا در گزارشی تحلیلی یکی از دلایل اهمیت افغانستان برای چین را امکان دسترسی به ذخایر معدنی غنی آن کشور به‌ویژه فلزات و مواد معدنی کمیاب عنوان کرده است. از میان این عناصر کمیاب، به عناصر فلزی لانتان، سریم و نئودیمیم و لیتیم اشاره کرده است.

براساس این گزارش، تنها سه کشور چین، کنگو و استرالیا بیش از ۷۵ درصد از منابع حاوی لیتیم، کبالت و دیگر خاک‌های معدنی کمیاب جهان را تولید می‌کنند و کشوری که ۹۰درصد توانایی فرآوری این خاک‌های کمیاب جهان به‌منظور استخراج عناصر کمیاب را در اختیار دارد، چین است. پکن در حال حاضر هم از این تسلط خود بر بازار مواد معدنی کمیاب، در رقابت و جنگ تجاری با کشورهای غربی سود می‌برد.

در مجموع، ارزش ذخایر معدنی افغانستان بین یک تا سه تریلیون دالری برآورد شده است و زمین‌شناسان معتقدند خاک این کشور بزرگ‌ترین ذخایر لیتیم جهان را در خود جای داده است. لیتیم عنصری است که همراه با نیکل و کبالت، در ساخت باتری‌های قابل شارژ مدرن مورد استفاده قرار می‌گیرند. این مواد معدنی کمیاب برای گسترش فناوری‌هایی به‌کار گرفته می‌شوند که در کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی و مقابله با تغییرات اقلیمی نقش دارند، از آن جمله است، باتری‌های خودروهای برقی.

البته استخراج معادن در کشوری کوهستانی همچون افغانستان کار چندان ساده‌ای نیست، اما براساس این گزارش پیش از این هم استخراج مواد معدنی در افغانستان سالانه حدود ۱.۴میلیارد دلار درآمد داشته است که البته ۳۰ تا ۴۰ درصد آن در اثر فساد حاکم بر کشور، به منابع مالی کشوری بازنمی‌گشت، اما حدود یک‌میلیارد دالر به اقتصاد کشور کمک می‌کرد.

براساس گزارش‌ها، علاوه‌بر اهمیت کشور افغانستان در کریدور اقتصادی چین-پاکستان و نقش آن در ابتکار کمربند و جاده (پروژه اقتصادی راه ابریشم نو)، چین به معادن و مواد معدنی کمیاب در افغانستان نیز چشم دارد و به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران خارجی در معدن‌کاوی، مایل است جایگاه خود در این زمینه را حفظ و تقویت کند.

وزارت خارجه چین اعلام کرده است که قصد دارد با طالبان در «برقراری صلح و بازسازی» آن کشور همکاری کند. دستگاه دیپلماسی آن کشور در ماه جولای میزبان مذاکره با ملا عبدالغنی برادر، رهبر سیاسی گروه طالبان بود. این فرمانده ارشد طالبان از پکن خواست تا نقش اصلی را در بازسازی اقتصادی افغانستان ایفا کند.

رسانه‌های دولت چین از آن زمان تاکنون طالبان را به‌عنوان یک دولت «فراگیر» معرفی می‌کنند که قادر به ایجاد «صلح و ثبات» در افغانستان است.

سهیل شاهین، سخنگوی گروه طالبان نیز در روزهای گذشته به یک رسانه چینی گفت: «چین کشور دوست ماست و از حضور آن در بازسازی و توسعه افغانستان استقبال می‌کنیم… اگر (پکن) سرمایه‌گذاری کند، ما به‌طور قطع امنیت آن‌ها را تضمین می‌کنیم.»



https://af.shafaqna.com/FA/473549

عضو زندانی طالبان در گوانتانامو سرپرست وزارت دفاع افغانستان شد


Image

شفقناافغانستان – یک منبع در طالبان از اقدام این جنبش در انتصاب یک زندانی سابق ارتش آمریکا به عنوان سرپرست وزارت دفاع افغانستان خبر می دهد.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از بخش عربی خبرگزاری «آناتولی» ترکیه (AA)، شبکه خبری «الجزیره» قطر شامگاه سه شنبه از یک منبع در جنبش طالبان نقل کرد که این جنبش «ملا عبدالقیوم ذاکر»، از زندانیان پیشین بازداشتگاه «گوانتانامو» را به عنوان سرپرست وزارت دفاع افغانستان منصوب کرده است.

در حالی که الجزیره هویت منبع مذکور را فاش نکرده و جزئیات بیشتری نیز در این باره ارائه نداده، آناتولی گزارش داده که ذاکر هم اکنون ۴۸ سال سن دارد و نیروهای آمریکایی نیز در جریان حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی، وی را در پایگاه هوایی «بگرام» دستگیر کرده و به بازداشتگاه تحت اداره ارتش کشورشان در خلیج گوانتانامو انتقال داده بودند.

بر اساس این گزارش، ذاکر پس از آزادی نیز به طالبان پیوسته جایی که عملیات های نظامی را در ولایت مرزی هلمند در جنوب افغانستان هدایت می کرد سپس فرمانده نظامی کل این جنبش شد با این حال در سال ۲۰۱۴ میلادی و به دنبال بروز اختلاف داخلی بر سر رهبری، بازنشسته شد.

https://af.shafaqna.com/FA/473665

اعلام آمادگی برای کمک به دانشجویان افغان در برخی از کشورها


Image

شفقناافغانستان – پس از تسلط طالبان بر افغانستان، دانشجویان این کشور از وضعیت آینده و تحصیل خود ابراز نگرانی‌ کرده‌اند.این نگرانی‌ها سبب شده برخی از کشورهای همسایه نسبت به کمک به این دانشجویان اعلام آمادگی کنند.

به گزارش ایسنا، کشورهای همسایه افعانستان پس از تسلط طالبان بر این کشور،‌ در حال پذیرش دانشجویانی هستند که از جنگ فرار می‌کنند. چراکه در حال حاضر آموزش عالی در افغانستان با مشکل مواجه شده است.

از جمله این کشورهای همسایه می‌توان به پاکستان، هند و برخی از کشورهای آسیای میانه اشاره کرد که تا قبل از ورود طالبان به کابل از آنها درخواست شد ویزا،‌بورسیه تحصیلی و تسهیلات دانشگاهی را برای دانشجویان افغان خود تمدید کنند. چراکه بسیاری از دانشجویان به علت مشکلات موجود در افغانستان مجبور به فرار شده‌اند.

پاکستان

یکی از استان‌های پاکستان اعلام کرد که به دانشجویان افغان یک پردیس فرعی اختصاصی ارائه می‌دهد که در آن رشته‌های فنی و مهندسی ارائه می‌شود.

براساس بیانیه مدیر آموزش عالی این استان، ۱۳۲ دانشجوی افغان در رشته‌های مختلف مهندسی ثبت‌نام کرده‌اند و ۱۷۵ دانشجو نیز دریافت واجد بورسیه تحصیلی هستند.

گفته شده ۲۵ هزار دانشجوی افغان برای کسب بورسیه تحصیلی پاکستان در آزمون شرکت کرده‌اند.

بر اساس یک بورسیه تحصیلی در پاکستان که از سال ۲۰۰۷ میلادی به اجرا درآمد، دانشجویان افغان با کسب بورسیه تحصیلی می‌توانند در هر کدام از دانشگاه‌های این کشور که تمایل دارند، تحصیل کنند.

البته دولت پاکستان هنوز هیچ اطلاعیه‌ای در مورد آینده روابط آموزش عالی این کشور با افغانستان پس از تسلط کابل منتشر نکرده است. با این حال اینطور به نظر میرسد که تسهیل امور دانشجویان افغان برای تحصیل در پاکستان از آنها پس گرفته نشود.

قرقیزستان

مقامات آموزش عالی قرقیزستان نیز اعلام کردند که ۵۰۰ دانشجو از افغانستان می‌پذیرند. قرقیزستان دارای تعدادی دانشگاه از جمله شعبه دانشگاه های آمریکایی است.
دولت این کشور اعلام کرده که تا جایی که ممکن است از دانشجویان افغان و با استعداد حمایت می‌کند.

سایر کشورهای آسیای مرکزی – ازبکستان ، تاجیکستان و ترکمنستان – برنامه‌ای را اعلام نکرده اند. اما ازبکستان از ماه ژوئن خود را برای ورود مهاجران از افغانستان آماده کرده است.

هند

دانشجویان افغان که در هند تحصیل می‌کنند نیز از دولت این کشور درخواست کرده‌اند در صدور روادید آنها تسهیلات ارائه دهند. بسیاری از دانشجویان افغان در هند به دانشگاه‌های خود مراجعه کرده‌اند تا ویزای تحصیلی خود را تمدید کنند.

گفته شده بیش از ۲ هزار دانشجو افغان که در هند با بورسیه تحصیلی درس می‌خوانند، با توجه به وضعیت حاکم بر کابل،‌ با آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو هستند. چرا که بسیاری از دانشجویان افغان محصل در هند از آموزش مجازی استفاده کردند.

بسیاری از دانشگاه‌های هند نیز با بازگشت دانشجویان افغان به هند و اقامت در خوابگاه‌ها موافقت کرده‌اند.

ایران

در کشور ایران نیز برخی از دانشگاه‌ها نسبت به حمایت از دانشجویان افغان اعلام آمادگی کرده‌اند و برای تسهیل کار این دانشجویان، تسهیلات ویژه‌ای در نظر گرفته‌اند.

https://af.shafaqna.com/FA/473674
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه ژانويه 30, 2024 10:31 pm

طالبان به کمک فناوری بيومتريك (كه امريكائيها جا كذاشته اند = اتفاقي يا عمدي) مخالفان خود را شناسایی می‌کند



Image

شفقنا افغانستان – به قدرت رسیدن طالبان سبب شده است که هزاران شهروند افغانستان از کارمندان دولت سابق گرفته تا نمایندگان کشورهای خارجی را با مشکل مواجه کند و در حالی که طی یک هفته گذشته هزاران نفر از این افراد، خاک افغانستان را ترک کردند اما هنوز تعداد زیادی از آنها تلاش می‌کنند به کشورهای همسایه پناه ببرند.

به گزارش روزنامه ایران،ارتش امریکا طی چند روز گذشته بیش از ۳۰ هزار امریکایی و شهروند غیرنظامی مستقر در این کشور را به محل امن انتقال داد و این در حالی است که در سند محرمانه‌ای که پنجشنبه گذشته به‌ دست خبرگزاری فرانسه رسیده است مشخص شد طالبان لیست اولویت‌بندی شده افرادی را که با ارتش امریکا همکاری می‌کردند یا در رأس سازمان‌های دولتی افغانستان بودند تهیه کرده است تا آنها را دستگیر کند. این گزارش که توسط سازمان ملل متحد منتشر شده است نشان می‌دهد که طالبان تلاش گسترده‌ خود را برای شناسایی این اشخاص و دیگر افرادی که با نیروهای امریکایی و ناتو همکاری داشتند آغاز کرده است و برای یافتن افراد مورد نظر از «اطلاعات بیومتریک» و دستگاه‌های هوشمند به جا مانده از ارتش امریکا بهره می‌برد.

اطلاعات بیومتریک در دست طالبان
فناوری بیومتریک که این روزها بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد به‌روش‌های هوشمند تشخیص یا تأیید هویت افراد از طریق مشخصه‌های فیزیولوژیکی یا رفتاری گفته می‌شود و بنابراین بیومتریک می‌تواند مجموعه‌ای از فناوری‌ها برای شناسایی افراد را شامل شود. این سیستم اطلاعات منحصر به فرد مربوط به هر شخص را شناسایی می‌کند و همچنین احراز هویت و کنترل دسترسی به افراد مورد نظر را آسان می‌سازد.
«پیر کایرنان»، عضو سابق سازمان فرماندهی عملیات ویژه دریایی امریکا در تازه‌ترین مصاحبه خود اعلام کرد در جریان فرماندهی چندین عملیات نظامی در افغانستان، سیستم‌های بیومتریک را برای ثبت‌نام ساکنان روستاها مورد استفاده قرار می‌داده است و هم اکنون تمام داده‌های این سیستم به دست نیروهای طالبان افتاده است.
او گفت: «برای ثبت‌نام روستاییان این کشور و دیگر افرادی که قصد همکاری با ما را داشتند یک نمایشگر هوشمند به ابعاد ۱۲ در ۶ اینچ در اختیار داشتیم که اثر انگشت و چشم افراد را اسکن می‌کرد و از آنها عکس می‌گرفت. این دستگاه تمامی اطلاعات هویتی هر فرد را به دقت ذخیره می‌کرد و هم اکنون طالبان به تمامی این اطلاعات دسترسی دارد.»
تهیه فهرست اولولیت‌بندی شده طالبان برای شناسایی و دستگیری افراد مورد نظر مهم‌ترین اتفاقی محسوب می‌شود که نگرانی کارشناسان را به‌وجود آورده است. سازمان ملل متحد در گزارش ویژه خود که با همکاری یک مؤسسه غیردولتی نروژی تهیه کرده است اظهار می‌کند که داده‌های وسیع بیومتریک که طی سال‌های گذشته توسط ارتش امریکا و دولت افغانستان از ساکنان این کشور جمع‌آوری شده است یک خطر بالقوه محسوب می‌شود و طالبان به‌صورت ویژه روی این داده‌ها متمرکز شده است.
«کریستین نلمان» مدیر مؤسسه نروژی که وظیفه ارزیابی حوادث مختلف جهانی و تدوین گزارش برای سازمان ملل را برعهده دارد اعلام کرد، افغانستانی‌هایی که با نیروهای امریکایی همکاری کردند و اطلاعات آنها در سیستم‌های بیومتریک ذخیره شده است در معرض خطر جدی قرار دارند. در این میان یکی از مقام‌های بلندپایه افغانستان نیز دسترسی طالبان به زیرساخت‌های بیومتریک را تأیید کرده است و البته هنوز بدرستی مشخص نیست که اعضای این گروه دانش فنی لازم برای بهره‌برداری از این اطلاعات را داشته باشند.
لازم به ذکر است که بجز ارتش امریکا، دولت افغانستان نیز در چند سال اخیر سیستم‌های بیومتریک را به‌صورت گسترده به کار گرفته است.
اداره ملی آمار و اطلاعات افغانستان پیش از سقوط کابل در آخرین گزارش خود اعلام کرده بود بیش از شش میلیون درخواست برای صدور شناسنامه بیومتریک را پردازش کرده است و اطلاعات مختلف افراد متقاضی از جمله اثر انگشت، اسکن چشم و عکس چهره را در اختیار دارد. علاوه بر این در سال ۲۰۱۹ میلادی در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نیز سیستم‌های بیومتریک برای ثبت‌نام رأی دهندگان و تشخیص هویت آنها مورد استفاده قرار گرفت و دولت افغانستان در پروژه‌های دیگر از جمله ثبت مشاغل، اطلاعات مربوط به معلمان، زندانیان سیاسی و… نیز این سیستم را مورد استفاده قرار داد.
دستگاه‌های بیومتریک ویژه ارتش امریکا در افغانستان که با نام HIIDE شناخته می‌شود داده‌های مربوط به تمام مأموریت‌های دیپلماتیک و نظامی و همچنین نیروهای ائتلاف بین‌المللی که در جنگ افغانستان همکاری کردند را هم در خود جا داده است و به همین خاطر طالبان بدون دردسر کلیه مشخصات مربوط به‌ دشمنان خود را در اختیار دارد.
شبکه‌های اجتماعی و افغانستان
با قدرت گرفتن طالبان بسیاری از کارشناسان حوزه امنیت سایبری در مورد ردگیری تاریخچه اقدامات دیجیتالی مردم و بررسی نحوه فعالیت آنها در پلتفرم‌های آنلاین ابراز نگرانی کردند. از این‌رو شبکه اجتماعی فیس بوک این هفته با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که به‌صورت موقت، جست‌وجو در بخش دوستان مربوط به صفحات اجتماعی کاربران این کشور را غیرفعال کرده است و همچنین امکان مشاهده فهرست علاقه‌مندی‌ها و سابقه فعالیت‌های اینترنتی این کاربران نیز وجود ندارد. این شبکه اجتماعی همچنین قابلیتی را برای این کاربران ارائه کرده است تا در صورت تمایل تنها با یک کلیک بتوانند حساب کاربری خود را قفل کنند تا کاربران غریبه که در جمع دوستان آنها نیستند، دسترسی به اطلاعات و پست‌های قدیمی‌ آنها را نداشته باشند.
شبکه اجتماعی توئیتر نیز با انتشار بیانیه‌ای توضیح داد همکاری‌های گسترده‌ای را با سازمان‌های مدنی و اجتماعی آغاز کرده است تا مردم افغانستان را مورد حمایت قرار دهد. این پلتفرم آنلاین در بیانیه خود توضیح داد: «با گروه‌های مختلف مستقر در افغانستان وارد گفت‌وگو شدیم و شرایطی را فراهم کردیم تا به درخواست‌های مستقیم برای حذف توئیت‌های آرشیو شده توسط مردم افغانستان بسرعت رسیدگی کنیم. آن دسته از کاربران که در حساب‌های کاربری خود اطلاعاتی را منتشر کرده‌اند که ممکن است جان آنها را به خطر بیندازد می‌توانند صفحه خود را به‌صورت موقت به حالت تعلیق دربیاورند تا امکان دسترسی به محتوای حساب کاربری آنها وجود نداشته باشد.»
شرکت توئیتر همچنین مدعی شد که به‌صورت مرتب تمامی صفحات متعلق به سازمان‌های دولتی را مورد بررسی قرار می‌دهد تا در صورت انتشار اطلاعات شخصی کاربرانی که ممکن است جان آنها را به خطر بیندازد، این داده‌ها را حذف کند. شبکه اجتماعی لینکدین نیز در یک اقدام مشابه توضیح داد صفحات تخصصی مربوط به کاربران این کشور که هویت کاری آنها را مشخص می‌کند معلق کرده است تا از مشترکان خود حمایت کند. این پلتفرم همچنین همکاری‌هایی را با خبرنگاران و فعالان مدنی آغاز کرده است تا از انتشار هرگونه اطلاعاتی که ممکن است جان مردم افغانستان را به خطر بیندازد، جلوگیری کند.
براساس آخرین تحقیقات صورت گرفته، میزان استفاده مردم افغانستان از اینترنت برای جست‌وجوی اخبار از ۳ درصد در سال ۲۰۱۳ میلادی به ۱۴ درصد در سال‌جاری رسیده است و در حالی که حدود یک پنجم ساکنان این کشور به‌صورت دایم در اینترنت حضور دارند، نزدیک به ۷۰ درصد آنها در شبکه‌های اجتماعی عضو هستند و شمار کاربران فعال در شبکه‌های اجتماعی تا پایان سال ۲۰۲۰ میلادی بیش از ۳,۶ میلیون نفر گزارش شده است که این رقم حدود ۱۰ درصد جمعیت این کشور محاسبه می‌شود.

https://af.shafaqna.com/FA/473061
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » سه شنبه ژانويه 30, 2024 11:02 pm

سواستفاده از حادثه وحشتناک سقوط از هوابيما برای مردم افغانستان/ یک شرکت تی شرت ساخت!


به فروش رسیدن یک تی شرت در برخی سایت های آمریکایی به دلیل وجود تصویر هواپیمای نظامی که دو نفر از آن سقوط کردند و عبارت "باشگاه پرش با چتر نجات در کابل" روی آن نوشته شده بود ، خشم مردم را برانگیخت.

Image

https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1521798
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » پنج شنبه فبريه 01, 2024 8:32 am

وزیر مخابرات سابق افغانستان بعد از بناهندكي الان در آلمان "پیتزا بَر" شده است



Image

سید احمدشاه سادات پیش از آنکه در دسامبر گذشته به آلمان برود، در افغانستان وزیر مخابرات بود. در حال حاضر او پیک غذا در شهر لایپزیگ است.

به گزارش ایسنا به نقل از یورونیوز، او گفت که برخی در افغانستان به او به‌خاطر داشتن چنین شغلی پس از دو سال خدمت در دولت و ترک سمت در سال ۲۰۱۸ انتقاد کردند. اما برای او در حال حاضر «شغل، شغل است.»

این شهروند ۴۹ ساله بریتانیایی-افغان در لباس نارنجی خود کنار دوچرخه‌اش، گفت: «من چیزی برای احساس گناه ندارم.»

وی اضافه کرد که به دلیل اختلاف نظر با اعضای حلقه رئیس جمهور از دولت افغانستان خارج شده بود.

سادات ابراز امیدواری کرد که سیاستمداران دیگر نیز همین راه را دنبال کنند: «نه اینکه خود را مخفی کنند بلکه با مردم کار کنند.»

Image

داستان زندگی وی با آشوبی که پس از تسلط طالبان در افغانستان ایجاد شد، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد. برخی از اعضای خانواده و دوستان او نیز می‌خواهند افغانستان را ترک کنند.

داده‌های اداره فدرال مهاجرت و پناهندگان آلمان نشان می‌دهد که همزمان با شروع روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان، تعداد پناهجویان این کشور در آلمان از ابتدای سال ۲۰۲۱ میلادی حدود ۱۳۰ درصد افزایش یافته است.

تابعیت دوگانه وی به این معنا بود که می‌توانست برای مهاجرت بریتانیا را انتخاب کند جایی که بیشتر عمر خود را در آنجا گذرانده بود اما او در اواخر سال ۲۰۲۰ به آلمان نقل مکان کرد.

او آلمان را انتخاب کرد چراکه انتظار دارد این کشور آینده اقتصادی بهتری داشته باشد و در بلند مدت نقش اصلی را در بخش‌های مخابراتی و فناوری اطلاعات بازی کند.

او با توجه به سابقه‌اش، بسیار تلاش کرد تا در آلمان شغلی مطابق مدرک تحصیلی‌اش در حوزه اطلاعات و مخابرات پیدا کند اما بدون دانستن آلمانی شانس او بسیار اندک بود.

سادات می‌گوید: «زبان مهمترین بخش است.»

او هر روز چهار ساعت دوره آموزش زبان آلمانی را در یک آموزشگاه می‌گذراند و سپس شیفت کاری شش ساعته‌اش از عصر شروع می‌شود. او کار خود را از تابستان امسال آغاز کرده است.

وی درباره چالش یادگیری دوچرخه‌سواری در ترافیک شهر گفت: «چند روز اول هیجان‌انگیز اما دشوار بود.»

وی تصریح کرد: «هرچه بیشتر بیرون بروید و مردم را بیشتر ببینید و بیشتر یاد می‌گیرید.»


https://www.isna.ir/news/1400060603884/
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

Re: احوال افغانستان و تاجيكستان و ازبكستان

پستتوسط 00343179 » پنج شنبه فبريه 01, 2024 8:37 am


طالبان: از پرتره ملکه در سفارت انگلیس تا زمان برگشت هیات دیپلماتیک آن محافظت می‌کنیم

مقام‌های طالبان اعلام کرده‌اند از تصویر (پرتره) ملکه در داخل سفارت بریتانیا در کابل، پایتخت افغانستان،
تا زمانی که لندن این گروه را به عنوان رهبران این کشور به رسمیت بشناسد،
مراقبت خواهند کرد.


یکی از خبرنگاران تایمز که در جریان بازدید از سفارت بریتانیا همراه یک
نگهبان طالبان به آن محل رفته، فهرست جا مانده از اسامی همکاران افغان
کشورهای غربی از جمله جزئیات مربوط به نحوه برقراری تماس با آن‌ها و همچنین
خلاصه پیشینه و زندگینامه (رزومه) آن‌ها را دیده است.


آنتونی لوید که یک خبرنگار جنگی است، می‌گوید: «به اطراف ساختمان نگاه
انداختم و اسنادی و مدارکی که دیپلمات‌های بریتانیایی جا گذاشته‌ بودند از
جمله اطلاعات شخصی مانند اسامی، نشانی و شماره تلفن برخی از کارکنان افغان
سفارتخانه را روی کاغذ دیدم.
»

اين اطلاعات كه در وقت برقراي سفارت همينطور در اطراف نريخته بود و كارمندان انكليسي بجاي معدوم كردن نسانيهاى خادمانشان؛ عمدا در وقت رفتن انها را بخش كرده تا طالبان به انها دست يابند = اين هم خباث ديكر انكليسيها و عبرت براى غربزده ها

https://www.isna.ir/news/1400060603694
00343179
 
پست ها : 6124
تاريخ عضويت: چهارشنبه نوامبر 24, 2010 8:32 pm

قبليبعدي

بازگشت به درسهای زمانه شناسی


cron
Aelaa.Net