آلودگي سيستم اداري

مدير انجمن: najm134

آلودگي سيستم اداري

پستتوسط najm134 » شنبه فبريه 27, 2010 9:13 am

عناوين گزارشاتي كه تا كنون در اين باره منتشر شده است: تباني محيط زيست و اداره راه براى قطع ١٢ هزار درخت جنگل گلستان خراسان
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

آلودگي سيستم اداري

پستتوسط najm134 » سه شنبه مارس 30, 2010 6:04 pm

تباني محيط زيست و اداره راه براى قطع ١٢ هزار درخت جنگل گلستان خراسان
موافقت پنهانى محيط زيست و اداره راه براى قطع ١٢ هزار اصله درخت جنگل گلستان خراسان؛
تابستان كم كم از راه مى رسد و احتمالا بسيارى از مردم كشورمان برنامه هايى براى مسافرت و تفريح دارند.ولى آيا مى دانيد بخشى از جنگل هاى شمال در معرض تهديد قطع درختان براى بازسازى و تعريض جاده ,پارك ملى گلستان, قرار دارد؟ اين در حالى است كه ٢ سال قبل نيز مسئولان قصد داشتند بخش عمده اى را از درختان گلستان قطع كنند ولى با مخالفت شديد كارشناسان و مردم اين طرح متوقف ماند. تا آن كه چندى پيش مطابق خبرى كه يكى از روزنامه ها مطرح كرد عمليات قطع ١٢ هزار اصله درخت و تخريب پوزه هاى سنگى پارك ملى گلستان بار ديگر از سر گرفته شده است و اين در حالى است كه تاكنون بارها طرفداران محيط زيست و دانشگاهيان نسبت به قطع درختان اين جنگل هشدار و واكنش نشان داده اند. اما چرا درختان پارك ملى گلستان، قطع (و يا تهديد به قطع) مى شوند و سازمان محيط زيست چه برنامه هايى در اين باره دارد؟
؛نخستين پارك ملى ايران ؛پارك ملى گلستان، نخستين پارك ملى ايران است كه از سال ١٣٣٦ به عنوان پارك وحش به صورت قانونى تحت حفاظت قرار گرفت.اين منطقه بعدها در سال ١٣٤٦ با مصوبه شوراى عالى محيط زيست و تاييد مقامات وقت كشور به عنوان پارك ملى به جهان معرفى شد.در سال ١٣٥٤ پارك ملى گلستان به عنوان يك ذخيره گاه ژنتيكى زنده و ارزشمند در زمره ٥٠ ذخيره گاه بيوسفرى جهان در فهرست يونسكو به ثبت رسيد.پارك ملى گلستان به دليل برخوردارى از ٣ تيره مختلف جنگلي، كوهستانى و دشتي، بيشترين تعداد و تنوع گونه هاى جانورى و گياهى را در خود جاى داده است، به طورى كه يك هفتم كل گونه هاى گياهي، يك سوم كل پرندگان ايران و بيش از ٥٠ درصد پستانداران ايران فقط در داخل محدوده پارك ملى گلستان وجود دارند. اما با وجود اين پوشش گياهى و جانورى و اهميت زيست محيطى اين پارك جنگلى شنيده ها حاكى از آن است كه عمليات قطع درختان پارك ملى گلستان از سر گرفته شده و آگاهان معتقدند كه اين اقدام مى تواند تاكتيك جديد وزارت راه با همان هدف نهايى قطع ١٢ هزار اصله درخت باشد. نكته قابل تامل اين است كه ظاهرا اين تاكتيك جديد وزارت راه براى كاستن از واكنش هاى مخالفان و جلب موافقت سازمان هاى محيط زيست و منابع طبيعي، در قطعات كوچك تر و به صورت مرحله اى انجام مى شود.
صورت جلسه هاى غيركارشناسى:
براساس قوانين پارك هاى ملى هرگونه جابه جايي، ساخت و ساز و برداشت، قطع درخت، كندن بوته، تخريب سنگ و هر حركتى كه باعث ايجاد تغييرات غيرطبيعى در پارك هاى ملى شود، ممنوع است و بايد با مجوز سازمان محيط زيست صورت گيرد اما سازمان حفاظت محيط زيست در اين ميان، نقش هاى متفاوت و گاه متضادى را بازى كرده است، به طورى كه به نوشته يكى از روزنامه ها فاطمه واعظ جوادى در مهرماه ٨٥ با تخريب پوزه هاى سنگى و قطع درختان پارك موافقت كرد و پس از واكنش هاى شديد دانشگاهيان و كارشناسان، اين دستور را پس گرفت. اين عقب نشينى رئيس سازمان محيط زيست، با امضاى صورت جلسه اى از سوى او رنگ باخت.
اين صورت جلسه كه در تاريخ ٤/١٠/٨٥ با حضور معاون محيط طبيعى سازمان به امضاى واعظ جوادى رسيد، مشتمل بر موادى بود كه به نظر تمام كارشناسان اين حوزه، كاملا غيركارشناسى و نيز غيرقابل اجرا بود. قطع درختان كهنسال پارك ملى گلستان كه اغلب از گونه هاى ارزشمندى چون بلوط، ممرز، انجيلى و آزاد مى باشند و كاشت آن ها در نقطه اى ديگر از پارك با همان سن و همان نوع، دستورى است كه با هيچ منطقى قابل اجرا نيست.اما رئيس سازمان محيط زيست با ابلاغ چنين صورت جلسه اى به اداره كل محيط زيست استان گلستان و تاكيد بر عمل به آن در واقع پى گير همان دستور سابق خود مبنى بر قطع درختان -منتها اين بار در چند مرحله- شده است.
قابل توجه است كه وزارت راه و ترابرى با ارسال نامه اى به سازمان منابع طبيعي، درخواست مجوز نشانه گذارى و قطع اين درختان را كه از آن ها به عنوان ,درختان معارض ترميم جاده پارك براى مقابله با سيل هر ساله گلستان, ياد مى كند و شمار آن ها را ١٧٧ اصله و معادل ٢٦ مترمكعب چوب برآورد كرده، ارائه داده و دفتر فنى چالوس مشروط به نظر مثبت سازمان محيط زيست، موافقت خود را با قطع اين درختان اعلام كرده است. سازمان نيز در پاسخ، تصميم گيرى نهايى را با توجه به صورت جلسه ٤/١٠/٨٥ به اداره كل استان گلستان واگذار كرده است.اين واگذارى باعث نگرانى و خشم بسيارى از مديران و كارشناسان محيط زيست شد و آن ها را در برابر عمل انجام شده و يك سوال بزرگ قرار داد؛ چگونه مى شود يك درخت ٧٠ ساله را كه از گونه اى غيرقابل تكثير و بازمانده از دوران گذشته است، با همان سن و گونه در جاى ديگرى كاشت؟
ناتوانى محيط زيست ؛يك فعال محيط زيست و دبير جبهه سبز استان گلستان معتقد است كه سازمان حفاظت محيط زيست توان مقابله را با اداره راه و قطع درختان ندارد چرا كه مسئولان رده بالا از قطع درختان جنگل گلستان و بازسازى و تعريض جاده پارك ملى گلستان حمايت مى كنند. شريف موسوى مى گويد: متاسفانه هرچند مسئولان سازمان محيط زيست موافق قطع درختان پارك ملى گلستان نيستند، اين درختان قطع خواهند شد و متاسفانه در هيئت دولت نيز از اين موضوع حمايت مى شود.وى به نكته تاسف بارى نيز اشاره مى كند و مى گويد: بعضى سودجويان و دلالان زمين، تلاش زيادى كردند تا با بورس بازي، زمينه ساز قطع درختان جنگل شوند.
احتمال وقوع سيل ؛كارشناسان معتقدند كه وجود درخت هاى جنگل علاوه بر جلوگيرى از فرسايش خاك، يكى از عوامل مهم جلوگيرى از وقوع سيل محسوب مى شود.حال با توجه به اين نكته، چه كسى در قبال خطرات و خسارات ناشى از سيل هاى احتمالى آينده پاسخ گو خواهد بود؟
يك كارشناس محيط زيست در اين باره مى گويد: يكى از بهانه هاى قطع درخت هاى كنار جاده پارك ملى گلستان، تعريض و بازسازى جاده براى مقاوم سازى آن است، تا در برابر سيل هاى احتمالي، جاده تخريب نشود.توكلى مى افزايد: اما نكته مهم اين است كه علت وقوع سيل، قطع درخت هاى بالادست جنگل است كه بر اثر اين اقدام، آب باران هاى شديد كه با هيچ مانعى برخورد نمى كند، به سرعت تبديل به سيل مى شود و چنان چه باران زيادى ببارد مجددا جاده در معرض خطر تخريب قرار مى گيرد.وى مى افزايد: مجريان پروژه بدون ارزيابى زيست محيطى دقيق و بدون اطلاع سازمان محيط زيست، ديواره اى حفاظتى را در دو طرف جاده ايجاد كرده اند تا در صورت وقوع سيل مانع از تخريب جاده شوند.
اما نكته قابل تامل اين است كه احداث اين جاده از ابتدا غلط بوده و چون به موازات بستر رودخانه (در بسيارى از مناطق) احداث شده است، احتمال تخريب آن نيز وجود دارد.توكلى مى افزايد: تجربه نشان داده است كه هنگام وقوع چند سيلاب مهيب در دهه ٨٠، هر بار جاده تخريب و تا مدت ها مسدود شد. اما نمى دانم چرا مسئولان اصرار به بازسازى همين جاده دارند.
مسئولان راه پاسخ گو نيستند ؛براى روشن شدن زواياى بيشتر اين موضوع با روابط عمومى وزارت راه تماس مى گيريم ولى با آن كه براى گفت وگو بامسئولان اين وزارت خانه قرار مى گذاريم پاسخى از سوى آن ها دريافت نمى كنيم و هيچ گاه اين گفت وگو صورت نمى گيرد.همچنين ارسال نمابر ما به اداره راه و ترابرى استان گلستان نيز دردى را دوا نمى كند و پاسخى از آن ها نيز به دست ما نمى رسد. ظاهرا مسئولان اداره راه تمايل چندانى براى اطلاع رسانى درباره قطع درختان پارك ملى گلستان ندارند. تا آن كه يك منبع مطلع در وزارت راه كه مايل به ذكر نامش نيست به نكات قابل توجهى اشاره مى كند و مى گويد: حفاظت از محيط زيست كه در حيطه وظايف سازمان محيط زيست است، گاهى اوقات در تعارض با امور توسعه اى و استراتژيك قرار مى گيرد و در بسيارى از موارد به علت اهميت مسئله امكان رعايت كامل استانداردهاى زيست محيطى وجود ندارد.وى مى گويد: جاده گلستان يكى از نقاط گردشگرى كشور محسوب مى شود و مسئولان اداره راه نمى توانند نسبت به بازسازى اين جاده بى تفاوت باشند. در مقابل محيط زيست نيز توافق هايى با اداره راه دارد و قرار شده است كه اين اداره ٢ برابر تعداد درختان را در هر كجا كه محيط زيست تعيين كند، بكارد.وى مى افزايد: اما معمولا مسئولان محيط زيست اين مسائل را بيان نمى كنند و فقط ادعاى تخريب محيط زيست را مطرح مى كنند. هرچند حفاظت از محيط زيست وظيفه همه نهادها است، حفظ جان انسان ها نيز مهم و درخور توجه بسيار زيادى است.از وى درباره قطع درخت هاى پارك ملى گلستان و تاثير آن بر كاهش خطرات ناشى از سيل هاى احتمالى مى پرسيم. وى مى گويد: مگر سال ٨١ كه سيل عظيم گلستان آمد، اين درخت هاى كنار جاده وجود نداشتند؟ اين نشان مى دهد كه وجود درخت هاى پارك ملى گلستان براى جلوگيرى از سيل كافى نيست و به امكانات ديگرى مثل ايجاد ديواره هاى ضخيم نياز داريم.
پاسخ محيط زيست ؛ما در حالى كه برخى كارشناسان و صاحب نظران معتقدند محيط زيست فاقد توان لازم براى جلوگيرى از قطع درختان پارك ملى گلستان است، مديركل دفتر زيستگاه ها و امور مناطق سازمان حفاظت محيط زيست مى گويد: سازمان محيط زيست تا به حال اجازه قطع يك درخت را هم نداده است، ولى اداره راه استان گلستان سماجت مى كند.عبدوس مى گويد: مشكل اين است كه از مصوبه هيئت دولت كه چندى پيش صادر شد دو برداشت مى شود.در مصوبه نوشته شده كه اختصاص مبلغ ١٦٥ ميليارد ريال براى ادامه عمليات اجرايى بزرگراه آزادشهر-بجنورد وزارت راه اين گونه برداشت كرده است كه اين آزادراه، جاده فعلى است و با توجه به اين كه در اين مصوبه تاكيد شده است كه بايد با هماهنگى سازمان محيط زيست، اين آزادراه احداث شود، برداشت ما گزينه شمالى پارك ملى گلستان است نه جاده موجود و آزادراه بايد دراين قسمت احداث شود.وى مى گويد: مجرى پروژه در قسمت هايى از مسير كه درخت وجود ندارد، در كنار جاده حدود ٦٠ تا ٧٠ مترشانه خاكى ايجاد كرده و اين شانه خاكى عملا امكان احياى جنگل را از بين برده است. اين مورد ما را نگران مى كند كه شايد مجرى پروژه درصدد ٤ بانده كردن جاده پارك ملى گلستان است.مديركل دفتر زيستگاه ها و امور مناطق سازمان محيط زيست همچنين درباره وقوع سيل هاى احتمالى مى گويد: اميدواريم سيل مهيبى در سال هاى آينده اتفاق نيفتد اما اگر اين چنين شد، بايد مجرى پروژه كه در برخى موارد پا را فراتر از حدود مشخص شده، گذاشته است، پاسخ گو باشد. از ,عبدوس, درباره هزينه و فايده اين طرح مى پرسيم، وى مى گويد: تخريب جنگل به بهانه هاى مختلف، كارى غيرقانونى است. ما اولين كشورى نيستيم كه جاده اى از وسط پارك ملى كشورمان عبور مى كند. زمانى كه حدود پارك ملى گلستان را تعيين مى كردند، جاده نيز وجود داشت و امروز نبايد اجازه داد كه اين جاده تعريض شود.,عبدوس, در نهايت مى افزايد: سازمان حفاظت محيط زيست هنوز قانع نشده است كه حتى يك درخت معارض در بازسازى جاده وجود دارد ولى اگر مانع شود در ازاى قطع هر درخت بايد دو درخت ديگر در همان جايى كه محيط زيست تعيين مى كند، كاشته شود. به هرحال طبيعى به نظر مى رسد كه اختلاف نظرهاى اجرايى و نظرى هميشه بين مسئولان وجود داشته باشد.اما مهم اين است كه تصميم گيران منافع بلندمدت كشور را در نظر داشته باشند.شايد اگر امروز اهميت پارك ملى گلستان مورد توجه ويژه قرار نگيرد، در آينده اى نه چندان دور جاده فعلى ديگر از بين جنگل عبور نكند، بلكه از بين يك دشت پهناور و خاكسترى بگذرد و مسافران فقط خاطرات سبز جنگل گلستان را مرور كنند.[/color]
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

از بيمارستان الزهراي اصفهان تا شريعتي تهران

پستتوسط najm134 » دوشنبه مارس 14, 2011 4:36 am

همراه بيمار به سرعت و قبل از آنکه کادر بيمارستان دکتر شريعتي، بيمار او را به داخل اورژانس منتقل کنند؛ پرونده پزشکي وي را به پزشک کشيک رساند .
پزشک بلافاصله دستور داد بيمار با وجود انبوه مراجعين در اين ساعت شب به داخل هدايت شود، تا اقدامات اوليه روي آن انجام شود.
خانم دکتر پس از معاينه و مطالعه پرونده با رزيدنت نورولوژي مستقر در اوژانس تماس مي گيرد و شرحي از بيمار ارائه مي دهد و از وي کسب تکليف مي کند.
آقاي دکتر "... ش" دستور مي دهد از پذيرش خودداري شود و پس از آنکه خانم دکتر بازهم از وضعيت بيمار مي گويد و اينکه بيمار حال خوبي ندارد، دچار مشکل حرکتي است، وضعيت اورژانسي دارد و ... آقاي دکتر بدون آنکه بگويد از قبل در جريان وضعيت بيمار قرار دارد، تاکيد مي کند که به هرحال او را پذيرش نکنيد، من خودم مي آيم و تصميم مي گيرم .
يک ساعتي مي گذرد، اما آقاي دکتر "... ش" که فقط يکي دو اتاق تا بيمار فاصله دارد، از حضور بر بالين وي خودداري مي کند.
همراه بيمار از پرستاران، سراغ مدير و رييس بيمارستان را مي گيرد، اما به او راهنمايي مي کنند که به ساختمان ديگري برود و سراغ سوپروايزر را بگيرد . همراه بيمار، پس از آنکه با خانم "... ب " در اتاق پرستاري همسخن مي شود، از چگونگي حال مريض و بي توجهي به بيمار مي گويد . خانم سوپروايزر، بلافاصله در تماس تلفني از کادر درماني مي خواهد تا بيمار از سوي رزيدنت کشيک معاينه و نتيجه را به او اعلام کنند.
باز هم ساعتي مي گذرد، اما از آقاي دکتر کشيک خبري نمي شود. گويا سرنوشت بيمار اين است که بايد با او اين گونه برخورد شود. آيا با ديگر بيماران اورژانسي نيز همينطور رفتار مي‌شود؟ مگر اين پزشکان، قسمنامه بقراط را سر نداده‌اند که پزشک را موظف به انجام هر کاري براي حفظ جان و سلامت يک انسان مي‌کند. آنها سوگند ياد کرده‌اند که بايد بکوشند تا کميت و کيفيت زندگي بيمار را بهبود بخشند. پزشک بايد ازهر اقدام که منجر به آسيب بيمار مي‌شود، خودداري کند. اين جملات از ذهنم عبور مي‌کند و همزمان دهها سوال ديگر از همين سنخ ذهنم را آزار مي‌دهد. پس از دقايقي، دوباره همراه بيمار، تماسي با سوپروايزر مي گيرد و مراتب را گزارش مي دهد . خانم پرستار با اندکي ناراحتي از اين بي توجهي دکتر "...ش" قول مي دهد که بزودي اين مهم انجام شود.
ساعت از 3 و نيم بامداد گذشته است و هنوز دکتر "...ش" بر بالين بيمار حاضر نشده و او همچنان بر روي برانکارد در گوشه‌اي از اورژانس بيمارستان رها شده است، آمبولانسي هم که بيمار را از بيمارستان الزهراي اصفهان به تهران آورده نيز همچنان بلاتکليف است. همراه مي گويد خانم پرستار تو را بخدا فکري به حال بيمار ما بکنيد ، خدا را خوش نمي آيد و ...
سوپروايزر، اين بار ظاهرا با خود رزيدنت کشيک تماس مي گيرد و مراتب نگراني همراهان بيمار و ... را منتقل مي‌کند .
عقربه‌هاي ساعت، 3 و 45 دقيقه بامداد را نشان مي‌دهد، شهر در سکوت است، اما هياهو در دل همراهان بيمار ساکت نمي نشيند. آقاي دکتر "...ش" از اتاق مجاور اورژانس بيرون مي آيد و بدون معاينه بيمار و حتي مطالعه پرونده بيمار، با عصبانيت و با صداي بلند اشاره به بيمار مي کند و مي گويد : همراه اين بيمار کيه ! همراه مي گويد: بله آقاي دکتر ، بفرماييد .
دکتر بدون اينکه با او چهره به چهره شود مي گويد : Lp مي دوني يعني چه ؟ همراه مي گويد : آق .. آق .. آقاي دکتر چي چي P؟
دکتر با عصبانيت مي گويد : تو که نمي دوني، چرا مريض را از اصفهان آوردي اينجا ؟ همراه مي گويد : والا آقاي دکتر من که دکتر نيستم ،اما دکتر متخصص مغز و اعصاب بيمارستان الزاهراي اصفهان، پس از سه هفته تلاش و آزمايش و عکس و ...« مننژيت» را رد کرد و بيماري را مبهم تشخيص داد. آن پزشک، اين دستور را کتبا صادر کردند و اتفاقا نامه نيز همراه با پرونده خطاب به اورژانس شريعتي نوشته شده، ضمن اينکه توصيه کردند که آقاي دکتر "...س" و آقاي دکتر" ...س" بايد بيمار را معاينه کنند و نظر قطعي بدهند و گرنه ما که حتي راه بيمارستان شريعتي را هم بلد نبوديم، اتفاقا توي خيابان شريعتي ،دنبال آدرس بيمارستان بوديم !حالا مگه چي شده اقاي دکتر؟
دکتر ادامه مي دهد: اولا که دکتر "...س" و آقاي دکتر" ...س" بيکار نيستند که مريض شما را ببينند ، دوما اونها شايد هفته اي يک بار به بيمارستان بيايند ،اين هم براي چند دقيقه ، و سپس ادامه مي دهد که مريض سه - چهار بار Lp ( گرفتن آب نخاع ) شده، بارها آزمايش داده و در مدت سه هفته اي که بيمار بوده از انواع آنتي بيوتيک ها استفاده شده ، حالا نوشته اند که با تشخيص مبهم به بيمارستان شريعتي اعزام مي شود ؛ چرا شما پذيرفتيد. همراه با حالتي همراه با اضطراب مي گويد : آقاي دکتر حالا چکار کنيم ؟ دکتر مي گويد: هيچي تا دکتر از بيمارستان اصفهان تماس نگيره و به من نگه که علت اين اعزام چي بوده، من هيچ کاري نمي کنم . همراه بيمار مي گويد : آقاي دکتر تو را به خدا ساعت 4 صبح (پنجشنبه 5 آذرماه 1388) دکتر از کجا گير بيارم؛ تازه مگه دکتر بيمارستان اصفهان بعدازظهر (چهارشنبه 4 آذرماه 1388) با شما تماس نگرفته بودند؟
آقاي دکتر مي گويد: بله، با من تماس گرفت و من گفتم که بيمار را اعزام نکنند، ما تو اين بيمارستان جا نداريم ، نمي دونم باز چرا اين کار رو کردند. راننده آمبولانس با دکتر "...ش" صحبت مي‌کند و مي‌گويد: وضعيت اين بيمار اورژانسي است، او را بايد بستري کنيد. دکتر "...ش" هم مي‌گويد: نه! وضعيت اين بيمار، اورژانسي نيست. همراه مي گويد: شما بدون معاينه بيمار و بررسي پرونده در جريان همه جزئيات وضعيت بيمار هستيد ، پس اين مسأله نشون مي ده که دکتر اصفهان با شما صحبت کرده ، علت را هم گفته؛ پس ديگه دنبال چي هستيد. اگر مشکلي داره بستريش کنيد و اگر نداره بنويسيد تا ببريمش منزل ؛ آقاي دکتر خدا را خوش نمياد . اين خانم دو تا بچه قد و نيم قد داره ، تورا بخدا ، الآن 4 ساعته که مريضمون با اين حال و روز توي راهرو سرگردونه !!( همراه بيمار تلاش مي کند با بيمارستان الزهراي اصفهان چند باري تماس بگيرد، اما موفق به گفت و گو با پزشک نمي شود) رزيدنت کشيک با عصبانيت مي گويد: ببين، اگر خواسته باشيد مريضتون رو پذيرش کنم بايد فرم سفيد پر کنيد ، من همه اين پرونده اي که از اصفهان همراه خودتون آورده ايد را مي ريزم دور، فهميديد!! تمامشو ؛ يک چيز ديگه هم بهت بگم ، فکر نکني اين بيمارستان بهتر از الزهراي اصفهانه ، نه! اينجا بدتره ! معجزه هم نمي کنه! ، مريضتون حال خوبي نداره! ، فهميدي ! اگر هر اتفاقي افتاد پاي خودتونه ؛ حالا تصميم با خودتون. اگر خواستيد، بريد با برگ سفيد پذيرش بگيريد و همه پرونده هاي قبلي را بريزيد دور!! ضمنا فکر نکنيد اينجا اتاقي براش وجود داره، نه توي همين راهرو بستري مي‌شه !! همراه بيمار مي گويد : هر چه صلاح مي دانيد آقاي دکتر ، اما مگه شما تا الآن نمي گفتيد که بيمار مشکلي نداره ، پس چرا الآن نظرتون برگشته و از بيماري لاعلاج صحبت مي کنيد. ما بااميد به خدا اومديم اينجا، انشاالله از خدا هم شفاشو مي‌خواهيم. خواهشم مي کنيم شما هم کمک کنيد. بالاخره ساعت از 4 بامداد گذشته بيمار پذيرش مي شود، اما تا صبح در راهرو بستري مي شود و در ساعت هاي اوليه صبح روز پنجشنبه (5 آذرماه 1388) دکتر "...س" متخصص مغز و اعصاب که توصيه شده او بيمار را معاينه کند، سر مي رسد و پس از معاينه بيمار ، دستور مي دهد ام آر اي و Lp ، آزمايش خون و ... همه به سرعت انجام شود ( البته گفت که تمام اين آزمايش‌ها از بيرون از بيمارستان و مراکز شخصي و يا بيمارستانهاي شخصي انجام شود.)
امروز - يکشنبه (8 آذرماه 1388) - چهارمين روزي است که بيمار در اورژانس بيمارستان شريعتي بستري است، اما نتايج آزمايش‌ها و تصاوير به گفته پزشکان نشان از يک نوع عفونت دارد که به دستور پزشک کار درماني را در همان اتاق‌هاي اورژانس بيمارستان با آنتي بيوتيک شروع کرده اند. براي انعکاس اين ماجرا و انعکاس آن روز پنجشنبه پس از گذر از هفت خوان رستم، دفتر رييس بيمارستان را پيدا کردم، امام گويا دکتر "رضا ملک زاده" مرخصي بود و گفته شد که امروز (يکشنبه) به بيمارستان مي‌آيد. با مديريت بيمارستان هم که تماس گرفتم ، رييس دفترشان عنوان کرد که آقاي مدير در يک جلسه بسر مي برند.
امروز (يکشنبه 8 آذر ماه ) در حالي که از دکتر "رضا ملک زاده" رييس بيمارستان دکتر شريعتي درباره اتفاقاتي که براي اين بيمار روي داده، سووال شد، وي از اين مسووليت شانه خالي کرد و گفت: مسووليت اين بيمار بر عهده دکتر "ژامک خورگامي" عضو هيأت علمي دانشگاه و جراح عمومي بيمارستان دکتر شريعتي است. اظهارات دکتر ملک زاده درحالي صورت گرفته است که به نظر مي‌رسد وي از اتفاقاتي که در بيمارستان تحت مسووليت خود روي مِي‌دهد، اطلاعات کافي ندارد و مسووليت اتفاقات ناگوار در اين بيمارستان را به دوش ديگران انداخته و حتما افتخارات را به نام خود ثبت مي‌‌کند.
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

آلودكي اداري: محروميت خوزستان خزانه ثروت ايران

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مه 09, 2011 6:02 pm

بسم الله الرحمان الرحيم


يك قرن است كه زندكي همه مردم ايران و هزينه اداره كشور و رفاه همه 24 استان بطور عمده از ذخائر استان خوزستان تامين مي شود
اين در حالي است كه محروميت مردم اين استان و كمبودهاى خدمات و امكانات رفاهي بلكه فقدان حداقل هاى استاندارد كشور از معضلات اين سرزمين است
تاكنون مرتبا كفته مي شد كه علت اين محروميت دورانهاى تاريك مديريت حاكم بر اين استان بوده است
دوره هاي اشغال متفقين؛ سلطه انكليسها؛ حكومت طاغوت؛ اشغال صدام؛... همه اينها علت و مانع آباداني و رفاه مردمان خوزستان ذكر مي شده است.
سي و سه سال از برجيده شدن حكومتهاى نامردمي و بيست و دو سال از اتمام جنك با صدام كذشت
در اين مدت بخش عمده اوقات كشور به شعارها و كنفرانسها و كتابها و افتتاحيه ها؛ يادواره ها
و خلاصه جنجالهاى تبليغاتي كذشت كه بوي دفاع و حمايت و خدمت به خورزستان مي داد
و اين در حالي است كه هنوز اين استان از محروميتهاى شديدي رنج مي برد كه
لرزاننده بايه حكومت مديران بي درد و مصرف كننده نام و نشان خوزستان براى مطامع دنيويشان است

شرح اين كاستيها و محروميتها عليرغم محدوديتهاى رسانه اى؛ ولى مكررا در رسانه ها منتشر شده است

يك برنامه تلويزيوني ايران نيز به اين موضوع برداخته است، كزارشي از آنرا در اينجا نقل مي كنيم
اميد است مديران به خود آمده و اين شرمندكي دوران حكومت خويش را برطرف كنند. و بدانند كه
يدك كشيدن عنوان ايران با تنوع قوميتها و لهجه ها و فرهنكها يك امر شعاري صرف نيست كه براى زينت و تفاخر هزينه شود،
بلكه اين امر لوازمي دارد و آن تأمين عادلانه همه اقوام ايراني عرب ترك كرد بلوج تركمن لر مازني و كيلك و... به مانند فارسها
و همه از امكانات يكسان: خدمات دولتي؛ آباداني؛ توسعه شهري؛ رفاه شهروندي؛ امكانات آموزشي و علمي؛ بستهاى مديريتي كشور و.... بهره مند باشند.
براى استاني كه ولي نعمت اين كشور در طول يك قرن بوده است؛ اين كاستي و رنج بسيار نارواتر از وجود مثل آن در هر جاي ديكر كشور است


برنامه تلويزيوني «راز» از شبکه 4 تلويزيون دولتي ايران
با موضوع محرومیت های آبادان و خرمشهر روی آنتن رفت و به موضوع مشکلات خرمشهر و آبادان پرداخت.

در این برنامه که آقایان بیژن نوباوه، احمد نجفی و مهرزاد ارشدی به عنوان مهمان حضور داشتند،
حاضران با اشاره به پتانسیل های موجود در منطقه از یک سو و محرومیت ها و آبادان نشدن این دو شهرستان از دیگر سو، به شدت از سوءمدیریت و حیف و میل سرمایه های تخصیص داده شده برای بازسازی خرابی های جنگ انتقاد کردند.

بنا بر این گزارش، در این برنامه که طالب زاده با ظرافت خاصی مستندهای تصویری و البته دردآوری را از گوشه و کنار این دو شهر جنگ زده تهیه کرده و نمایش داد،
مهمانان با تأیید این اوضاع نابسامان و تأسفبار، تأکید کردند
که چرا با وجود گذشت 22 سال از پایان جنگ تحمیلی، همچنان چهره شهر از خرابی ها پیراسته نشده و مردم قهرمان آن دیار، باید همچنان با سختی و مشقت روزگار گذرانند!

آب آشامیدنی نامناسب و ناسالم،
وضعیت فاجعه بار گذرگاه های عمومی اعم از خیابان ها و پیاده روها،
ساخت و سازهای نیمه کاره و مستهلک که نشان از هرز رفت بیت المال داشت،
سوءمدیریت مدیران شهری و استانی در به سرانجام رساندن پروژه های عمرانی،
روان بودن فاضلاب شهری در سطح کوچه و خیابان،
وضعیت اسفبار گلزار شهدای آبادان با بیش از چهار هزار شهید ـ که قاعدتا باید نماد سربلندی و افتخار باشد ـ
نامگذاری کوچه، خیابان و میادین شهر به نام هایی که نه تنها نامی از شهدا در آنها نیست، بلکه هیچ نشانی از ارزش های دفاع مقدس را نمی توان در آنها یافت
و... .
در این برنامه، احمد نجفی، بازیگر خوزستاني سینما و تلویزیون با گفتن این که: از امثال من کاری جز تذکر دادن برنمی آید،
با لحنی آکنده از اندوه گفت: چرا باید منطقه ای که به دلیل وجود ذخایر نفت و گاز، عملا پول این مملکت را تأمین می کند، وضعیتش در اسفبارترین حالت ممکن باشد؟!
وی افزود: من مانده ام اگر مثلا امروز محمد جهان آرا بود، به این مدیران چه می گفت و چگونه با آنها برخورد می کرد؟!
این شهروند خرمشهری ادامه داد: بحث ما بی توجهی کلان به اوضاع این دو شهر و بلکه همه نقاط جنگ زده نیست،
بلکه بحث و تأکید ما بر سوءمدیریت مدیران محلی و حیف و میل بودجه هایی است که در این سال ها به امر بازسازی این مناطق اختصاص داده شده،
ولی به دلیل عدم دلسوزی و پاسکاری مدیران، اکنون پس از گذشت 22 سال از پایان جنگ، متأسفانه چهره این دو شهر تغییر چندانی نکرده است.
نجفی با آوردن یک مثال درباره حیف و میل بیت المال گفت:
موردی که عرض می کنم موردی است که در نشستی با حضور مسئولین محلی به آن اذعان شد و آن اینکه مثلا
درباره بازسازی و تکمیل لوله های آب رسانی در آبادان، پیمانکار مربوطه با روسازی نزدیک 40 درصد از لوله ها، مبلغ اختصاص یافته به آن را بالا کشید و آب تصفیه شده جریان یافته در لوله ها نیز به زمین فرو رفت و این در حالی است که متأسفانه، این امر تاکنون پیگیری نشده است.
بیژن نوباوه، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز در این برنامه با یادآوری دلاوری ها و رشادت های مردم این دیار در دفاع از خاک و ناموس این کشور، گفت: اوضاع کنونی به هیچ وجه در شأن این مردم شریف و ستمدیده نیست و متأسفانه مسئولین اجرایی مربوطه آنچنان که باید نتوانسته اند از عهده کار برآیند.
وی در پاسخ به پرسش طالب زاده، مبنی بر اینکه شما در مجلس چه کارهایی را در این زمینه انجام داده اید، گفت:
من در مجلس دیده ام که نمایندگان استان در حد توان پیگیر مسائل هستند و دیگر نمایندگان محترم نیز همیشه درباره مسائل مربوط به خوزستان حساس و پیگیر بوده اند، ولی نکته اینجاست که با وجود پیگیری نمایندگان و تلاش مسئولین بالا، همواره این مسئولان محلی بوده اند که نتوانسته اند از امکانات تخصیص یافته بهره کافی برده و به بازسازی بپردازند.
در ادامه این برنامه، مهرزاد ارشدی، خبرنگار و عکاس نیز گفت: دغدغه ما این است که متأسفانه، به دلیل کم کاری مدیران محلی، این ذهنیت در بخشی از مردم منطقه پدید آمده است که اساسا نظام، نظری درباره بازسازی این مناطق ندارد

قطره اشکی برای خوزستان (مسئولان بخوانند)
آیا وقت آن نرسیده که دین خود را به خوزستان پس از ۲۰ سال تاخیر بپردازیم، خاطرنشان می‌کند: مردم خوزستان گرفتار وعده‌های عملی نشده شده‌اند، آن‌ها فکر می‌کنند «نگاه ویژه به خوزستان» تنها یک شعار و بهانه‌ای برای پر کردن اوقات پشت تریبون است.

روزنامه خراسان در گزارشی نوشت:
اینجا سرزمینی است که به شهادت معمار بزرگ انقلاب اسلامی، «دین خود را به اسلام ادا کرد».
از خوزستان می‌گویم؛ از سرزمینی که مردمانی صبور دارد و نجیب و عزت آنان موجب شده برخی آنها را و نیازهایشان را فراموش کنند.

اهواز
این شهر اگرچه نام مرکز استان خوزستان را یدک می‌کشد، ولی با این حال هیچ نشانی از یک شهر با مشخصه مرکز استان ندارد.

اهواز شهری است که به وسیله رود کارون به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شده، اما اکنون کارون دیگر شاهرگ حیاتی و جلوه‌ای از زیبایی این شهر نیست؛ کارون به جای آن که آبادانی و طراوت را به این شهر هدیه کند، بوی تعفن را به مشام مردم مرکز استان خوزستان می‌رساند.

آثار محرومیت‌های اجتماعی در اهواز در دو بخش شرقی و غربی شهر دیده می‌شود. خیابان‌های پرچاله و چوله، فضای سبز پژمرده، ساختمان‌های مخروبه و نیمه کاره رها شده در مرکز شهر، ساحل مملو از زباله کارون، بهداشت فراموش شده و سیستم حمل و نقل شهری بی رمق و ناتوان تنها گوشه‌هایی از محرومیت این شهر است.

شهرک‌ها و مناطق حاشیه اهواز نظیر «دغاغله»، «کوت عبدا…»، «کانتکس»، «حصیرآباد»، «زرگان» و «سه‌راه خرمشهر» اوضاعی به مراتب وخیم تر دارند. هنوز در این شهرک‌ها آب آشامیدنی سالم و بهداشتی وجود ندارد و حاشیه نشینان شهر آب آشامیدنی خود را از کارون تامین می‌کنند.

دیدن صف‌های طویل در گرمای بالای ۴۰ درجه برای دریافت یک کپسول گاز ۱۱ کیلویی در شهرک‌های اطراف اهواز، دل هر انسانی را به درد می‌آورد و این در حالی است که مسئولان می‌گویند لوله کشی گاز در اهواز و برخی از شهرهای دیگر این استان توجیه اقتصادی ندارد!

اهواز با جمعیتی حدود یک میلیون نفر در کنار ساحل کارون از آب آشامیدنی شهری نیز محروم است و تبلیغات رنگارنگ آب شیرین کن و مراکز فروش آب در سراسر شهر و حتی پخش آگهی‌های آن از صدا و سیمای خوزستان، این واقعیت تلخ را گوشزد می‌کند که این شهر بر لب کارون تشنه است. در اهواز مشکل بزرگی به نام «بحران آب آشامیدنی» بیش از هر نقطه کشور خودنمایی می‌کند.

آبادان، خرمشهر
نام این دو شهر با دو واژه نفت و بندر عجین شده است. وجود مشعل‌های بی شمار در اطراف آن‌ها که گاز مازاد چاه‌های نفت را می‌سوزاند از دیگر مشخصه‌های این دو شهر به شمار می‌رود.

آبادان و خرمشهر که بزرگ ترین پالایشگاه نفت و بزرگ ترین و قدیمی ترین بندر تجاری کشور را در خود جای داده‌اند، از تمامی امتیازهای یک شهر تجاری و نفتی محروم اند، و مردم این دو شهر با وجود گذشت بیش از دو دهه از پایان جنگ تحمیلی، هم چنان در میان مخروبه‌ها و آکنده از انواع محرومیت ها، گذران عمر می‌کنند.

این دو شهر همانند سایر شهرستان‌های استان خوزستان همواره فریاد عطش را سر داده‌اند و آن چه البته تاکنون به جایی نرسیده همین فریاد مردمان این دو شهر بوده است.

مناطق مسکونی و شهری آبادان و خرمشهر هم چنان از تخریب بیش از ۸۰ درصد رنج می‌برند و این شهرها به خرابه‌ای بیشتر می‌مانند تا به شهرهای بازسازی شده از عوارض جنگ، با وجود بزرگ ترین پالایشگاه کشور، بندر تجاری و با سابقه بیش از ۵۰ سال کار و با وجود کارخانجات عظیم پتروشیمی و پالایش گاز و نفت بیکاری هم در آبادان و هم در خرمشهر بیداد می‌کند و به جای آن شغل‌های کاذب فروش کالاهای قاچاق امارات، عراق و کویت رواج دارد و متعاقب آن ناهنجاری‌های اجتماعی ناشی از بیکاری و حضور اتباع خارجی بر محرومیت‌های این دو شهر افزوده است.

محرومیت‌های آبادان و خرمشهر بسیار بیشتر از آن است که در یک گزارش و یا چند بازدید بتوان آن را به تصویر کشید، اما مردم این دو شهر که به حداقل‌های زندگی شهری هم راضی هستند انتظار دارند مرکزنشینان کشور و مسئولان، نیم نگاهی نیز به این دو شهر داشته باشند

هویزه، بستان، سوسنگرد و ماهشهر
وضعیت معیشتی مردم این چهار شهر جنوب خوزستان دست کمی از سایر شهرها ندارد؛ ماهشهر به گفته برخی مسئولان به عنوان عقبه منطقه نفتی عسلویه شاید از بیشترین نرخ بیکاری در استان رنج می‌برد و این در حالی است که کارگران و کارشناسان سایر استان‌های کشور در صنایع پتروشیمی ماهشهر و منطقه نفتی عسلویه مشغول به کار هستند.

شهرهای هویزه، بستان و سوسنگرد نیز به عنوان قطب کشاورزی جنوب استان و مناطق مرزی خوزستان از بی آبی و بی توجهی مسئولان رنج می‌برند و این بی توجهی موجب شده که مردم این شهرها برای امرار معاش به کشورهای همسایه مهاجرت اجباری داشته باشند و به عنوان کارگر و دیگر مشاغل سبک مشغول به کار شوند.

شوشتر، دزفول، بهبهان
این ۳ شهر از قدیمی ترین شهرهای استان خوزستان به شمار می‌روند که آثار تمدنی پیش از تاریخ در آنها بسیار دیده می‌شود.

هنوز بخش‌هایی از مناطق شهری این شهرها از لوله کشی گاز محروم است، هنوز شهرک‌های اطراف این شهرها از کمبود آب آشامیدنی سالم و فقدان لوله کشی آب شهری رنج می‌برند، هنوز مزارع وسیع نیشکر در اطراف شوشتر و دزفول تشنه‌اند و کارخانه‌های عظیم شکر به حالت رکود درآمده‌اند.

کارگران دائمی و فصلی نیشکر و صنایع جانبی آن هم چنان در بلاتکلیفی به سر می‌برند و براساس برخی گزارش‌ها حدود یک سال است که حقوق دریافت نکرده‌اند.

نخلستان‌های وسیع بهبهان هم چنان از بی مهری متولیان کشاورزی رنج می‌برند و مردم صبور دزفول که در همسایگی سد عظیم «دز» هستند از کمبود برق و آب کشاورزی در عذابند.

مسجدسلیمان، هفتگل، ایذه، باغملک
این چهار شهر که شهرهای عشایرنشین استان خوزستان هستند بیشتر به شهرهای فراموش شده می‌مانند.

اولین چاه خاورمیانه در سال ۱۲۷۸ شمسی در مسجد سلیمان به نفت رسید و اکنون «چاه نمره یک» به موزه‌ای کوچک تبدیل شده که تمامی وسایل اولیه استخراج نفت در آن به نمایش گذاشته شده است. در بیابان‌های اطراف مسجد سلیمان سفره‌های وسیع زردرنگ حکایت از ذخایر گوگرد در این منطقه دارد و دکل‌های کوچک و بزرگ اطراف شهر نمایانگر مخازن عظیم نفت و گاز این شهر است؛ مسجدسلیمان شهری است که هنوز بیش از ۵۰ درصد خانه‌های آن سنگی است و اگر بنگله‌ها (خانه‌های کوچک چوبی که انگلیسی‌ها برای کارگران محلی و هندی ساخته‌اند) وجود نداشت به سختی می‌شد فهمید که این منطقه یک نقطه شهری است. مسجدسلیمان و هفتگل از پیش از انقلاب لوله کشی گاز بوده‌اند و در خانه‌های سنگی جایی به نام «آتشگاه» وجود دارد که در آن یک مشعل به طور دائمی می‌سوزد، اما وجود لایه‌های آزاد گاز هوای شهر را به شدت آلوده کرده، بیماری‌های تنفسی را به مردم شهر هدیه داده است.

مردم این شهرها همانند سایر شهرهای استان خوزستان از کم ترین مواهب برخوردارند و بیکاری و فقر در این شهرها باعث رنج مردم شده است، به ویژه این که خشکسالی‌های اخیر نیز موجب شده که دامداری که حرفه اصلی عشایر این منطقه است با رکود مواجه شود و مردم این شهر با مشکلات اقتصادی روزافزون دست و پنجه نرم کنند.

ترحم لازم نیست مقداري ذخائر اين سرزمين را صرف خودش كنيد
در این بین «سیدشریف حسینی» نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی تمامی فریادهای مردم خوزستان را در چند جمله این گونه بیان می‌کند: خوزستان نیاز به ترحم ندارد، فقط حقی را که شایسته آن است می‌طلبد، شهروندان خوزستانی می‌خواهند بدانند علت این همه تبعیض چیست؟ چرا ما مناطق محروم باید تاوان پیشرفت و توسعه چند استان نورچشمی را بپردازیم؟

وی با طرح این سوال که آیا وقت آن نرسیده که دین خود را به خوزستان پس از ۲۰ سال تاخیر بپردازیم، خاطرنشان می‌کند: مردم خوزستان گرفتار وعده‌های عملی نشده شده‌اند، آن‌ها فکر می‌کنند «نگاه ویژه به خوزستان» تنها یک شعار و بهانه‌ای برای پر کردن اوقات پشت تریبون است.

«حسینی» با اشاره به وضعیت وخیم کارون می‌گوید: منبع تامین آب آشامیدنی مردم خوزستان، کارون است که به بزرگ ترین استخر فاضلاب تبدیل شده است و آلوده بودن آن، سلامت مردم این استان را با خطر مواجه کرده و هیچ کس جوابگو نیست.

وی همچنین از حذف شهرهای استان خوزستان از فهرست مناطق محروم انتقاد می‌کند و می‌گوید: کدامین افزایش شاخص زندگی و معیشتی در این شهرها اتفاق افتاده است؟ و اکنون دیگر چه انگیزه‌ای برای خدمت کارکنان و معلمانی وجود دارد که در سال ۶ ماه گرما، ۱۲۰ روز گرد و خاک و دیگر مشکلات را تحمل می‌کنند.

این نماینده مجلس در ادامه به مشکل گرد و غبارهای اخیر اشاره می‌کند و می‌گوید: آرزوی این روزهای مردم خوزستان رسیدن گرد و خاک به تهران است تا شاید مسئولان به خاطر مرکزنشینان رحمی به حال مردم خوزستان کنند. از قول مردم استان‌های جنوبی، از قول کودکان معصومی که به انواع بیماری‌های تنفسی مبتلا شده‌اند و از قول دلیرمردان شیمیایی دفاع مقدس که با رنج نفس می‌کشند، به همه کسانی که می‌توانستند کاری کنند و نکردند می‌گوییم در آخرت همه ما شرمنده این مردم خواهیم بود.

«حسینی» ادامه می‌دهد: از کدام مشکلات بگویم؟ از پرونده مفاسد اقتصادی موسوم به «سادات» بگویم که با داشتن ۱۲۰ هزار شاکی و مالباخته، بعد از ۵ سال همچنان بلاتکلیف است؛ از نگرانی کارگران تصفیه شکر، لوله سازی اهواز، توسعه نیشکر و یا لوله سازی خوزستان بگویم که ۱۵ ماه است حقوق نگرفته‌اند و برای مسئولان آن قدر عادی شده که بی تفاوت از کنار آن می‌گذرند؛ یا از زنان و مردانی بگویم که در خوزستانی که بر دریایی از ثروت خوابیده است، بن چهار عدد نان بین آن‌ها توزیع می‌شود. آری بن چهار عدد نان، یعنی فقر یعنی بیکاری.

این نماینده مجلس تاکید می‌کند: تراژدی دردناکی است مظلومیت نقطه به نقطه خوزستان، محرومیت از همه سوی خوزستان جاری است، فرقی ندارد منطقه «فالح» در ایذه یا«کوت شیخ» در خرمشهر، «منصوره» در شادگان یا «رفیع» در دشت آزادگان، «سرآسیاب» در باغملک یا « کوی علوی»، «حصیرآباد» و «کوت عبدا…» در اهواز باشد.

عضو مجمع نمایندگان خوزستان اضافه می‌کند: داستان معضلاتی چون بی آبی، بیکاری، اعتیاد، فقر گسترده، تبعیض و بی عدالتی، پارتی بازی در سازمان‌های دولتی، استخدام نیروهای غیربومی، انتقال آب از خوزستان و نبود بهداشت و دهها محرومیت دیگر، واقعیت خوزستان امروز است.

«حسینی» ادامه می‌دهد: ایجاد امنیت سرمایه‌گذاری، ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی کوچک، حمایت از کارخانه‌های صنعتی، توجه به افزایش سطح زیر کشت محصولات کشاورزی و اجرای کامل قانون نظام صنفی کشاورزی ازجمله عواملی است که می‌تواند برای توسعه استان موثر باشد.

نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی با اشاره به این که مردم همچنان در انتظار تحقق وعده‌های دولت‌های پیشین و فعلی هستند تاکید می‌کند: اگر در این رنج نامه از مشکلات موجود سخنی بر زبان رفت، دلیل بر این نیست که بگوییم هیچ کاری در استان انجام نشده، اما آن چه که انجام شده و آن چه برجای مانده قابل قیاس نیست.

گزارش تکان دهنده از شمال خوزستان
بر حاشیه جدول کنار خیابان در سایه‌سار کم‌جان درختان، جوانان روی جدول‌ها نشسته‌اند، با هم حرف می‌زنند گاه سکوت کرده به جایی از افق ‌نگریسته در جست‌وجوی نقطه‌ای نور یا راه برون رفتی.
تا قبل از اینکه قصد عزیمت از این شهر برای کسب و کار کنند، شاید فرجی شود و خاک دامنگیر دیار پدری، پای آنها را ببندد اما افسوس...
به گزارش خبرگزاری فارس از شمال خوزستان، در جامعه‌های کمتر توسعه یافته که هرم‌های سنی‌ جامعه جوان را نشان می‌دهند، رفع معضل بیکاری بسیار مورد توجه است، به نحوی که اصلی‌ترین معضل برای مسئولان به شمار می‌رود. خوزستان با دارا بودن ۴.۵ میلیون نفر جمعیت از جمله استان‌هایی از کشور است که بیشترین نرخ بیکاری را به خود اختصاص داده، اما میزان بیکاری در شهرهای مختلف استان نیز با یکدیگر متفاوت است. شهرهای کم‌برخورداری مانند مسجدسلیمان، آبادان و خرمشهر اگرچه زمانی منشا‌ اشتغال و کاریابی برای مردم از سرتاسر کشور بوده‌اند، امروز با مشکل بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنند. کم نیستند آمار جوانان این شهرها که هنگام غروب با خنک شدن هوا راه خیابان‌ها را در پیش گرفته و با پرسه در خیابان‌ها روز را به شب می‌رسانند. در گزارش قبل بخش‌هایی از مشکلات مسجدسلیمان مطرح شد. در این گزارش، به بررسی معضلات دیگری که شهرستان با آن مواجه است، پرداخته می‌شود البته بدون بیان دقیق علت و راهکارها از سوی مسئولان، زیرا تلاش‌های خبرنگار اعزامی به منطقه برای گفت‌وگو با آنها بی‌نتیجه ماند.

*مسجدسلیمان؛ بیکارترین شهر خوزستان
مسجدسلیمان تا سال ۱۹۲۸ میلادی تنها منبع استخراج نفت ایران بود تا در این سال در میدان نفتی عظیم هفتکل نیز فوران نفت آغاز شد و مسجدسلیمان در تولید نفت از انحصار خارج شد. اما تولید در منطقه همچنان افزایش یافت به طوری که در سال ۱۳۱۴ (۱۹۳۵میلادی) اوج تولید در سراسر بهره‌برداری (۱۲۷ هزار بشکه در روز)رسید. بعد از افتی کوتاه در تولید نفت به علت ملی شدن این صنعت در ایران(۳۳-۱۳۳۰)به دلیل دسیسه‌های شرکت نفت ایران و انگلیس و دولت امپریالیستی انگلیس بار دیگر استخراج نفت افزون شد که تا سال ۱۳۴۵ همچنان ثابت بود (سالانه حدود ۳۰ میلیون بشکه معادل ۴ میلیون تن) اما از این سال به بعد تولید نفت به سرعت کاهش یافت و بعد از بسته شدن چاه‌ها در سال‌های ۶۰ و ۱۳۵۹ تولید سالانه آن به حدود تولید روزانه در گذشته محدود شد.
دلیل کم شدن تولید نفت این است که بعد از حدود ۷۰ سال بهره‌برداری مداوم ۹۸ درصد از مقدار نفت قابل حصول به صورت طبیعی از منطقه استخراج شد و از آنجا که بهره‌برداری از سایر میدان‌های نفتی به ویژه میدان‌های نفتی مرزی از اولویت برخوردار شد، استخراج نفت در مسجدسلیمان که باید با تزریق آب یا گاز انجام گیرد، این خود نیز مشکلاتی را به دنبال دارد، متوقف شد.
با وجود صنعت فعال نفت در سال‌های متمادی شهرستان مسجدسلیمان محل حضور بسیاری از مردم ایران زمین و خارجی‌ها به ویژه نیروهای متخصص این صنعت برای اشتغال بوده و شهر از هر نظر رونق خوبی داشت. اما با توقف برداشت نفت، از یک سو، و نبود صنایع جایگزین از سوی دیگر، سایه بیکاری بر این شهر هر لحظه گسترده شد تا امروز که بیش از ۳۰ درصد جوانان این شهر بیکارند.
اگرچه تلاش‌های انجام شده برای کسب اطلاعاتی در زمینه بیکاری و میزان اشتغال در مسجدسلیمان بی‌نتیجه ماند، اما مسئول امور اجتماعی فرمانداری این شهرستان اطلاعات نسبتا مناسبی را در اختیار قرار داد.
وی درباره میزان بیکاری در این شهرستان می‌گوید: در شهرستان مسجدسلیمان طبق آمار موجود ۳۱.۶ بیکاری وجود دارد که این میزان بیکاری حدود دو برابر کشوری و از میانگین بیکاری استان نیز۴.۶ درصد بیشتر است.
صفر اکبری با اشاره به اینکه آمار اعلام شده با واقعیت مطابقت کامل ندارد، می‌افزاید: شهرستان مسجدسلیمان دارای معضلات بسیار زیادی است که این معضلات همگی به بیکاری باز می‌گردد و در صورتی که مشکل اشتغال جوانان حل شود معضلات اجتماعی نیز برطرف خواهد شد.
وی می‌افزاید: در شهرستان مسجدسلیمان طبق آمار اعلام شده بیش از ۳۸ هزار و ۵۶۷ ‌بیکار وجود دارد که این میزان در مقایسه با جمعیت۱۲۲ هزار و۵۰ نفری این شهرستان بسیار زیاد است.
وی با اشاره به روش‌هایی که می‌توان برای رفع مشکل این شهرستان کار ساز باشد، تاکید می کند: ایجاد شرکت‌‌‌های تولیدی و حمایت از کارگران برای از دست ندادن شغل خود از اقداماتی است که باید برای رفع مشکل بیکاری از آن استفاده کرد.
اکبری با اشاره به میزان بیکاری و آمار موجود برای حمایت نهادهای حمایتی از اقشار کم درآمد می‌گوید: در مسجدسلیمان بیش از ۲ هزار و۳۸۰ خانوار با جمعیت ۷ هزار و۸۶ نفر به صورت دائم و ۹۳۷ خانوار با جمعیت ۲ هزار و ۶۹۸ نفر به صورت غیر دائم زیر چتر حمایتی کمیته امداد شهرستان هستند.
مسئول امور اجتماعی مسجدسلیمان تاکید می‌کند: در این شهرستان بیش از ۵۸۸ خانوار زیر چتر حمایت‌های توانبخشی بهزیستی قرار دارند که بیش از یک هزار و ۸۵۸ نفر را شامل می‌شود.
اکبری تعداد خانوارهای حمایتی شهرستان مسجدسلیمان را یک‌هزار و ۲۰۳ خانوار اعلام کرد و گفت: این تعداد خانوار ۴ هزار و ۹۰۴ نفر را شامل می‌شو‌د و در مجموع، حدود ۷ هزار نفر از جمعیت ۱۲۰ هزار نفری شهرستان مسجدسلیمان زیر پوشش خدمات حمایتی سازمان بهزیستی قرار دارند.
آنچه مشخص است در شهرستان مسجدسلیمان حدود ۱۷ هزار نفر زیر پوشش نهادهای حمایتی هستند که این تعداد بیش از۷.۳ درصد کل جمعیت این شهرستان است.
وجود بیکاری ۳۱.۶ درصدی و جمعیت بالای افراد تحت حمایت نهادهای حمایتی، شرایط نابسامان اجتماعی را در این شهرستان نوید می‌دهد.

* ديكران سیر از نفت او، و او تشنه از آب
شهرستان مسجدسلیمان دارای مشکلات بسیار زیادی است که یکی از این مشکلات را می‌توان مشکل تامین آب این شهرستان عنوان کرد.
شهرستانی۱۲۲ هزار نفری در سال‌های بسیار طولانی دارای مشکل آب بوده و هنوز هیچکس برای رفع این مشکل اقدامی جدی انجام نداده است. گفته می‌شود در سال‌های گذشته در یکی از جلسات مهم استانداری، حتی تعهداتی از اداره آبفا برای حل مشکل آب مسجدسلیمان در یک برنامه زمان‌بندی مشخص گرفته شده اما هنوز این تعهدات عملی نشده و بخش‌هایی از این شهرستان در روز چند ساعت آب شهری دارند.
طبق مشاهدات انجام شده حفاری‌هایی برای انتقال آب به شهرستان در حال انجام بوده ولی هنوز زمان دقیقی برای رفع این مشکل اعلام نشده است.
طبق آمار اعلام شده شهرستان مسجدسلیمان روزانه ۸۵ هزار مترمکعب آب شرب نیاز دارد که در حال حاضر در این شهرستان تنها۶۰ هزار متر مکعب آب تولید می‌شود.
رضا ملکی یکی از شهروندان شهرستان مسحدسلیمان می‌گوید: مشکلات بسیار زیادی در شهرستان وجود دارد ولی نبود آب باعث شده است تا در ساعاتی از روز برای وضو نیز مشکل جدی وجود داشته باشد.
وی می‌افزاید: قطع آب روزانه و شکستگی خط لوله در خیابان‌ها برای مردم امری عادی شده و وجود آب در لوله‌های آب شهری خود باعث شگفتی است.
از بالا که نگاه می‌کنی، بر همه پشت‌بام‌ها و بیشتر حیاط خانه‌ها منابع فایبرگلاسی سفید یا فلزی قدیمی خودنمایی می‌کند. چرا که همه خانه‌های مسجدسلیمان مجبور به ذخیره آب هستند.
خدامراد رحیمی یکی از شهروندان مسجدسلیمانی می‌گوید: مشکل آب شهرستان مسجدسلیمان امروز و دیروز به وجود نیامده است که به سرعت برطرف ‌شود، ولی نباید مردم را با وعده‌های واهی امیدوار کرد.
تلاش‌های خبرنگار فارس برای کسب اطلاعات مورد نیاز از طرح جامع آب شهرستان مسجدسلیمان بی‌نتیجه ماند.

*فاضلاب جاری، جلوه‌ای طبیعی در خیابان‌ها
مسجدسلیمان که در بسیاری محلات آن بوی گاز همه را به ستوه آورده و مردم را گاهی مجبور به مهاجرت کرده است، در برخی خیابان‌ها با بوی فاضلاب مخلوط شده و مشکلات دیگری از نظر بهداشتی نیز به وجود آورده است.
در برخی محله‌ها به دلیل اشراف به شهر، فاضلاب در محله‌های پایین شهر روی سطح جاری شده است و منظر شهر را از آنچه هست، نازیباتر کرده است.
یکی از شهروندان مسجدسلیمانی در این باره می‌گوید: فاضلاب در کف خیابان‌های مسجدسلیمان امری عادی است، به حدی در خیابان‌های شهر وجود دارد و مردم با آن سر و کار دارند که نمی‌توان گفت فاضلاب برای مردم مسجدسلیمان نجس است چرا که همه خانه‌های مسجدسلیمان به نحوی آلوده به فاضلاب هستند.
فرماندار مسجدسلیمان که در چند ماه اخیر به این سمت منصوب شده در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس درباره این مشکلات شهرستان، با اکراه مشکل فاضلاب شهری را پذیرفته و می‌گوید: مشکل فاضلاب در سطح شهر وجود دارد و باید برای رفع آن تلاش کرد.
محمدخانچی می‌افزاید: ۵۰ نقطه بحرانی فاضلاب شهری شناسایی شده است ولی برای رفع این مشکل نیازمند۱۰ میلیارد ریال اعتبار هستیم.

*جابه‌جایی منازل آلوده؛ چرا، چگونه
از سال‌های پیش وجود گاز در منطقه‌های مختلف شهری مسجدسلیمان باعث شد تا پای کارشناسان محیط‌ زیست به این موضوع باز شود و این مشکل روز به روز نگرانی مردم و کارشناسان را از سلامت محیط افزایش داد تا حدی که مردم را وحشت‌زده و نگران کرده است.
در برهه‌هایی از زمان، شائبه نیاز به جابه‌جایی تمام شهر مسجدسلیمان موجب توقف و ترمز حرکت توسعه در این شهرستان شد و نهایتا عقب ماندگی بیش از پیش شهر را رقم زد.
فرماندار مسجدسلیمان در این باره می‌گوید: از چند سال گذشته پس از بررسی‌های کارشناسانه این نتیجه حاصل شد که جابه‌جایی منازل مسجدسلیمان بهترین گزینه و تلاش برای جابه‌جایی کل شهر، اشتباه است.
محمد خانچی با اشاره به اینکه قرار بود یک‌هزار و ۲۰۰ واحد از ساختمان‌های هوانیروز به خانواده‌های ساکن در مناطق آلوده اختصاص یابد، می‌افزاید: در شهرستان مسجدسلیمان سایتی به نام منازل هوانیروز وجود داشت که این ساختمان‌ها با تغییراتی ساده به یک‌هزار و ۳۵۵ واحد افزایش یافتند و تا پایان سال‌جاری بخشی از این واحدها که در منطقه بی‌خطر و بدون گاز واقع هستند، برای استفاده عموم آماده می‌شوند.
وی بدون اشاره به تعداد واحد‌های ساختمانی در دست آماده‌سازی برای تحویل در سال‌جاری، می‌افزاید: آنچه مهم است کیفیت ساختمان‌هایی است که در این پروژه ساخته می‌شود.

مشکلات متعدد مسجدسلیمان و گزارش‌های مختلف ارسالی از وضعیت نامناسب شهر در همه زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و... در سطح کلان، به حدی رسید که در دو سال گذشته پای سازمان بازرسی کل کشور را به این شهر نفتی باز کرد.
به دنبال اعزام هیئت ویژه‌ای از سازمان بازرسی کل کشور در فروردین ماه ۸۶ به شهرستان مسجدسلیمان، این هیئت با ارائه گزارشی، وضعیت عمومی و مشکلات این شهرستان و دستگاه‌های اجرایی آن را بررسی کرد.
در این گزارش، نشتی نفت و گاز در مناطق مسکونی شهر، کمبود شدید آب شرب شهری، کمبود اعتبارات برای سامان‌دهی شبکه برق، کمبود شدید کادر پزشکی متخصص، کمبود مراکز پاراکلینیکی و تجهیزات بیمارستانی و آزمایشگاهی، جاری بودن فاضلاب در سطح زمین و رودخانه‌های شهر، نگهداری موقت و عدم جمع‌آوری و دفع مواد جامد(زباله) توسط شهرداری، تراکم جمع کثیری از زندانیان در فضای بسیار محدود و نامناسب زندان شهر، کمبود ناوگان حمل و نقل درون شهری، کمبود فضاهای فرهنگی و فقدان زیرساخت‌های لازم برای استقرار واحدهای صنعتی و معدنی (با توجه به وابستگی دیرینه این شهرستان به شرکت نفت)، از جمله مشکلات موجود در این منطقه اعلام شد.
سازمان بازرسی کل کشور در گزارش خود، به مواردی که اقدام فوری در مورد آنها ضرورت دارد اشاره کرده و آورده است: تسریع در تهیه طرح تفصیلی مسجدسلیمان با اولویت تخلیه مناطق آلوده، آغاز فعالیت اجرایی کمیته انتقال ۵ هزار واحد مسکونی از مناطق آلوده شده به مواد نشتی نفت و گاز، تسریع در واگذاری منازل مسکونی سازمانی غیر قابل استفاده شرکت بهره‌برداری نفت و گاز مسجد سلیمان به ساکنان محلی، انعقاد قرارداد با پیمانکار توسعه میدان نفتی مسجدسلیمان و آغاز عملیات اجرایی، لزوم توجه جدی وزارت آموزش و پرورش به احداث مدارس مورد نیاز این شهرستان، ضرورت ایجاد شبکه جمع‌آوری و انتقال فاضلاب وتصفیه بیولوژیکی آن، احداث مکانی مناسب برای زندان شهر، برنامه‌ریزی و اجرای کامل طرح جمع‌آوری و حمل و دفن زباله‌، دایر کردن شعبات مستقل برای برخی ادارات نظیر ثبت احوال و تأمین اجتماعی برای شهر‌های اطراف مسجد سلیمان، اعمال امتیازات انگیزشی و جذب نیروهای مورد نیاز برای شبکه بهداشت و درمان و سایر ادارات، رسیدگی به وضعیت شهرک‌های صنعتی، تسریع در آغاز عملیات اجرایی طرح‌های بلاتکلیف(نظیر پتروشیمی، کارخانه آلومینیوم و ساخت نیروگاه ۵۰۰ مگاواتی) و تسریع در پروژه واگذاری ۱۹۲ واحدی مربوط به تعاونی مسکن فرهنگیان، از جمله مواردی بوده که اقدام فوری در مورد آنها تأکید شده است.
با وجود همه این مشکلات و درج و انعکاس آنها تا سطح سازمان بازرسی کشور و اقداماتی که در چند سال اخیر انجام شده است، اما هنوز چهره شهر و مردمانش حکایت از محرومیت و نارضایتی شدید دارد. شهروندان مسجدسلیمانی از مدیران و به ویژه نماینده خود در مجلس انتظار حضور بیشتر در منطقه و تلاش‌ برای حل مشکلاتی را دارند که دامن آنها را رها نکرده و بیشترشان را مجبور به انتخاب مهاجرت کرده است.
نماینده این شهرستان در مجلس شورای اسلامی و برخی دیگر از مدیریت‌های این شهر متاسفانه با وجود پیگیری زیاد خبرنگار فارس، از دادن پاسخ به تماس‌های مکرر خودداری کرده و بخش توضیحی گزارش را درباره عملکرد و گزارشات انجام شده برای برون رفت مسجدسلیمان از وضعیت کنونی، حذف کردند.
گزارش: مجتبی نارنج پور- شمال خوزستان

برای تو که آزاد شدی ولی آباد نشدی ! چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 4 خرداد 1390 ، 10:34
خرمشهر می توانست با توجه به موقعیت جغرافیایی آن جایگاهی رفیع در ساماندهی و تبادل کالا به عراق و کویت و سایر شیخ نشین های خلیج فارس باشد ولی افسوس که در اداره کردن خود نیز وامانده است . شهیدان و رزمندگان شهر را آزاد کردند ولی ما نتوانستیم آن را آباد کنیم.


دوباره یک سال دیگر گذشت...چه زود می گذرد این سال ها برای امثال من...هیچ فرقی را احساس نمی کنم .باید صادق بود گفت خرمشهر آزاد شد اما هیچ وقت آباد نشد! همیشه سوالی در گوشه ذهنم وجود دارد که چرا فقط در سوم خرداد بویی از آبادی خرمشهر به مشام می رسد؟ ای کاش همه روزها سوم خرداد بودند تا خرمشهر آباد می شد.
29 سال از آزادي خرمشهر و 23 سال از پايان جنگ تحميلي عليه ملت ايران مي گذرد اما خرمشهري كه هيچ وجه مشترکی از خرمي و آباداني در آن نيست همچنان صورت و ظاهري نازيبا و جنگ زده و مخروب دارد.


در سالهاي آغازين پس از جنگ ، بودجه هاي كلان براي بازسازي مناطق جنگي اعلام شد و عده اي از بزرگان نظام القاب سرداران سازندگي را يدك كشيدند و مردم ايران بغير از ساكنين مناطق جنگي تصوّرشان اين بود كه روز به روز به عمران و آباداني مناطق جنگي افزوده شده و چهره ي نازيباي جنگ از اين مناطق زدوده مي شود اما واقعاً تا به این مناطق سفر نکنند نمیتوانند معنای کامل خرابی را حس کنند. شهرهاي جنگ زده ايران اسلامي ، همچنان جنگ زده هستند و تنها فرقشان اين است كه جنگ نيست و دشمني به ظاهر وجود ندارد . امّا بقيه مسائل همچنان باقي است و سيماي شهر ، حكايت از جنگ و ويراني و خرابي دارد . ازهمه ي اين تصاوير زشت و نازيبا كه در جاي جاي شهر ديده مي شود بگذريم ، شايد مهمترين مسئله ، فقر اكثريت مردم اين مناطق است كه به نان شب خود نيز محتاج هستند .


داستان تكراري معضلاتي چون آب‌ و فاضلاب، برق، عدم تأمين حداقل‌هاي يك زندگي ساده در خرمشهر، بيكاري و فقر گسترده، تبعيض، نبود بهداشت و ده‌ها محروميت كوچك و بزرگ واقعيت‌هاي خرمشهر امروز هستند.


بي توجهي امروز كه مي تواند پشيماني بزرگي براي سالهاي آينده ايجاد كند كه همّتي مردانه و غيرتمندانه و متعصّبانه از دولت عدالت محور انتظار مي رود تا در يك برنامه و مديريت ضربتي وارد نوار مرزي جنوب و جنوب غربي كشور شود و با استفاده از پتانسيل هاي محلّي ، براي دنياي ساكنين اين مناطق و آخرت خويش گامهاي اساسي براي زدودن چهره كريه فقر و بيچارگي و خرابي و ويراني بردارند.


اگر اینگونه سال ها گذر کند و خرمشهر نادیده گرفته شود باید گفت خرمشهر دیگر ارزش آباد کردن ندارد. شهری که یک تاریخ درخشان را پشت سر میگذارد اگر آباد و خرم بوده است کار یک روز و دو روز نبوده و نسل ها آمده و رفته تا خرمشهر شده خرم شهر.


خرمشهر زمانی به تجارت و بازرگانی و بندر معروفش می شناختند که این موضوع باعث احیای فراوان این شهر شده بود. زمانی بندر خرمشهر در کل منطقه مطرح بود و با وجود آن بسیاری از کشورهای خلیج فارس همانند امارات، بحرین و کویت و همچنین کشور عراق آروزی داشتن یک بندر پر رونق را داشتند چرا که بندر خرمشهر اجازه عرضه اندام به هیچ رقیبی را نمی داد.


ولی امروزه این بندر نه تنها در منطقه جایگاه مقتدر خود را از دست داده که در کشور هم زیر سایه بنادری چون شهید رجایی بندر عباس و بندرامام خمینی(ره) قرار گرفته است. پس از پایان جنگ تحمیلی، خرمشهر زیرساختهای اقتصادی خود را به طور کامل از دست داد. همچنین عدم لایروبی اروندرود و حتی کارون باعث شده عملا کشتیرانی که یکی از عوامل رونق تجاری شهرهای آبادان و خرمشهر در قبل از جنگ بود غیرممکن شود به همین دلیل تا زمانیکه این کار به ثمر نرسد نمی توان شاهد رونق تجارت در این شهرها باشیم در حالیکه این دو شهر به خصوص خرمشهر پتانسیل تجارت دریایی را داشته و شرایطی بهتر از شهرها و بنادر دیگر کشور دارد.


قبل از جنگ 40 درصد تخلیه و بارگیری بنادر کشور در خرمشهر انجام می شد ولی اکنون خرمشهر تنها یک درصد از این مقدار را به خود اختصاص داده و البته در بخش تجهیزات و بازسازی به خوبی به این بندر رسیدگی شده ولی به علت عدم لایروبی اروندرود و عدم ورود کشتی هایی به حمل تناژ بالا عملا اماکن فعالیت گسترده تجاری در این بندر غیرممکن است.


روزها میگذرد و خرمشهر دیگر عروس خوزستان نسیت و مانند ده کوره ای به زندگی خود ادامه میدهد با این حال سوم خرداد جشن هایی تدارک دیده میشود که شاید با هزینه هایی که برای این مراسم ها پرداخت میشود گوشه ای از مشکلات خرمشهر حل شود!

نگار طاهری
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

مديران بي وجدان

پستتوسط najm134 » شنبه جولاي 16, 2011 4:37 pm

رئیسی کارمندش را به این علت آن که او را نشناخت بیرون کرد.
تصوير
جیمز دولن ، رئیس هیئت مدیره باغ مدیسون ، مدت های طولانی است که برای کارمندان رده پایین تر محیطی پر از کینه و تحقیر ایجاد کرده است. او یکی از کارکنانش را به خاطر تعارف نوشیدنی معمولی به وی اخراج کرد
و دیگری را به علت آن که او را به جا نیاورده و نشناخته است.
او اتاق تنبیهی ساخته است که تمام فضای آن همچون یک توالت کثیف پر از فحش های زشت است.

رئیسی که کارمندش را در حالی به خاطر عذر غیرموجه اخراج کرده است که وی در کما به سر می برد.
در فروشگاه ماهی فروشی پانت دل پکس در بارسلونا ایتالیا ، زنی به علت عدم حضور به موقع در سر کار خود اخراج می شود. رئیس این خانم به بهانه عدم حضور در سرکار و تکرار این موضوع وی را اخراج می کند در حالی او بر اثر تصادف سنگینی در کما به سر می برد.
تصوير
رئیس امريكائی که کارت اعتباری کارمندانش را با ترفند به کار می گیرد تا سوخت هواپیمای اختصاصی اش را تامین کند.
لنی نیل دیکسترا مدیر اجرایی که در سال 2009 در مسیر ورشکستگی قرار گرفت پیش از آن کارمندانش را برای استفاده از کارت اعتباری شان فریب می داد و سوخت هواپیمای شخصی اش را ازاین طریق تامین می کرد.
تصوير
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

نمايشها و آمارهاى توخالي دولتي در ايران

پستتوسط najm134 » چهارشنبه مه 30, 2012 8:00 pm

یک دریافت‌کننده مسکن‌ مهر:
جلوی دوربین خانه دادند، بعد هم پس گرفتند!
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۶
فردی که در جریان سفر رئیس جمهور به مشهد به عنوان یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر در سیما با وی مصاحبه و درباره مزایای مسکن مهر تبلیغ کرده بود، مدعی شد پس از چند روز خانه را از وی پس گرفته اند.
به گزارش خبرنگارمهر، جهانبخش جهانی کارگر ساختمانی که عصر چهارشنبه به دفتر خبرگزاری مهر در مشهد مراجعه کرد، اعلام کرد: دو فقره حواله 9 میلیون تومان به شرکت "پرند کویر شرق" پرداخت کردم و خانه ای در خیابان "آسمان یک"، شهرک مهرگان مشهد دریافت کردم.
وی افزود: در زمان افتتاح واحدهای مسکونی توسط دکتر احمدی نژاد، وسایلم را به این منزل منتقل و در گزارش تبلیغی وزارت مسکن و شهرسازی که به همین مناسبت تهیه و از شبکه 3 پخش شد نیز من و همسرم مورد مصاحبه قرار گرفتیم.
جهانی بیان کرد: در حالیکه ما از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدیم به ما اعلام شد باید خانه را تخلیه کنیم.
وی با ابراز تاسف از این اتفاق و با بیان اینکه واقعا از این رخداد تلخ شوکه شده ام، افزود: مسکن مهر با هدف حل مشکل افراد فاقد سرپناه احداث شده است، ضمن اینکه من تمام مراحل را طی و واحد خودم را نیز دریافت کرده ام، چرا باید با من این گونه برخورد شود.
این شهروند مشهدی با اشاره به پخش چهره اش از تلویزیون و بازتاب منفی این اقدام مسئولان مسکن و شهرسازی و پیمانکار خواستار حل مشکل از طریق مسئولان شد.
به نظر می رسد در صورتی که واقعا چنین اتفاقی رخ داده است، با توجه به مشی دولت در خصوص مهرورزی به افراد نیازمند، برخورد با این مقوله تلخ امری ضروری است
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

یک مصدوم شیمیایی ایران: انگار تاریخ مصرف ما تمام شده است

پستتوسط najm134 » پنج شنبه مه 02, 2013 5:28 pm

"چندسال پیش سپاه فراخوان داد که جانبازان شیمیایی برای تعیین درصد جانبازی مراجعه کنند، گفتند می‌خواهند از دنیا برای بچه‌های شیمیایی شده خسارت بگیرند. بعد از مدت‌ها دوندگی و بررسی تو کمیسیون‌های مختلف پزشکی پرونده تشکیل شد، اما مدت‌ها از جنگ گذشته، انگار تاریخ مصرف ما تمام شده است."

رضا یک بسیجی است که در خلال جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۵ در منطقه شلمچه با سلاح‌های شیمیایی مصدوم شده است. او با انتقاد از عدم پاسخگویی مسئولان به مشکلات مصدومان شیمیایی گفت: "برخوردها با ما بسیار بد است، از کسی انتظاری نداریم، اما اینکه در قبال کمترین خواسته‌هایمان بدرفتاری و تندی می‌بینیم نیز درد آور است. به ما می‌گویند از بالا گفته اند که شماها بار مالی دارید و دستور داده اند که باید هزینه‌ها را کم کنیم."
۲۹ آوریل (نهم اردیبهشت) به عنوان روز جهانی مصدومان شیمیایی نامگذاری شده است. نخستین بار در جنگ جهانی اول از بمب‌های شیمیایی استفاده شد و در اثر آن حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر مصدوم و ۱۲۰ هزار نفر کشته شدند.
بر اساس گزارشهای رسمی، در حال حاضر ۴۰۰ هزار مصدوم شیمیایی اعم از نظامی و غیر نظامی در ایران زندگی می‌کنند و بیش از ۱۰۰ هزار نفر از مصدومان شیمیایی جنگ نیز جان خود را از دست داده‌اند.

پس از شکایت ۴۰ قربانی سلاح شیمیایی از فرانسیس فان آن‌رات، تاجر هلندی که به دلیل فروش سلاح‌های شیمیایی به عراق در هلند به زندان محکوم شد، هفته گذشته این دادگاه علاوه بر صدور حکم زندان، او را به پرداخت ۲۵ هزار یورو به هر یک از شاکیان محکوم کرد که به گزارش خبرگزاری مهر، در میان آنها ۱۳ مصدوم شیمیایی ایران حضور دارند.

محمد باقر نیکخواه معاون صنایع هوایی ایران و فرمانده "شیمیایی، میکروبی و هسته‌ای" دوران جنگ در این مورد گفته است: "هر چند این دادگاه حکم خوبی نداد ولی با وجود ۶۰ هزار جانباز شیمیایی بدحال در کشور می توان اینگونه عنوان کرد که به ازای هر قربانی سلاح شیمیایی ۲۵ هزار یورو، دلالان بمب‌های شیمیایی و کشورهای تولید کننده در مجموع بیش از ۷ هزار میلیارد تومان به جانبازان ایرانی بدهکار هستند و باید محکوم شوند."

دکتر شهریار خاطری، مدیر روابط بین الملل انجمن حمایت از قربانیان سلاح شیمیایی پیشتر گفته بود که بر اساس آمار یکی از بازرسان سازمان ملل، در طول هشت سال جنگ، ۱۸۰۰ تن گاز خردل، ۶۰۰ تن گاز سارین و مقادیر قابل توجهی ترکیب‌های شیمیایی دیگر حداقل یک میلیون نفر را در ایران دچار مصدومیت کرده است.

مشکل زیاد داریم

رضا، مصدوم شیمیایی با اشاره به اینکه این مصدومان مشکلات مختلفی دارند، گفت: "مشکل تامین هزینه دارو و پیدا کردن داروهایمان یکی از اصلی‌ترین مسائل پیش رو است. پیش تر با استفاده از دفترچه بیمه که ۲۰ درصد هزینه را پرداخت می‌کرد، هزینه یک اسپری برای یک ماه حدود ۴۵ هزارتومان تمام می‌شد، اسپری که هر ۱۲ ساعت باید در دهان بزنیم تا بتوانیم تنفس کنیم و مشکلات تنفسی ما کمتر شود. اما داروها مدتی است که بسیار گران و نایاب شده است. قیمت اسپری در حال حاضر بیش از ۲۰۰ هزارتومان تمام می‌شود. تازه داروهای جانبی دیگر هم باید در نظر گرفت. قرصی که برای ریه‌ها است و این داروها عموما از فرانسه و آلمان وارد می‌شدند، اما مدتی است که مشابه چینی و هندی آن هست که عوارض دارد."

وزارت بهداشت و بنیاد جانبازان تا کنون بارها استفاده از داروهای چینی و هندی برای مصدومان شیمیایی را تکذیب کرده اند، اما بعضی از این مصدومان می‌گویند که تنها اسپری‌های موجود در بازار همین اسپری‌های چینی و هندی است.
اما برخی از مصدومان شیمیایی می‌گویند که داروهای بازار چینی و هندی است که برخی نیز با استفاده از این داروها به دلیل عوارض آن در بیمارستان بستری شده‌اند.
رضا مصدوم شیمیایی با ابراز نارضایتی از بی توجهی به وضعیت این افراد گفت: "اسپری و قرص‌هایی که برای گشایش ریه و بیرون آمدن خلط است، به همراه آنتی بیوتیک‌ها، همیشه برای یک فرد شیمیایی واجب است. اما در حال حاضر داروهایمان نایاب است، خودم مدتی است که اسپری برای مصرف ندارم."
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

بیلان منفی آب بیداد می‌کند کسی به فکر نیست

پستتوسط najm134 » جمعه جولاي 19, 2013 11:19 am

عیسی کلانتری، وزیر پیشین کشاورزی و عضو کارگروه مشورتی حسن روحانی رئیس‌جمهور منتخب برای انتخاب کابینه جدید، هفته گذشته در مصاحبه‌ای با روزنامه قانون گفته است: "مشکل اصلی که ما را تهدید می‌کند و از اسرائیل و آمریکا و دعواهای سیاسی خطرناک‌تر است مسئله زندگی ملت است. اگر وضعیت اصلاح نشود، ایران ۳۰ سال دیگر کشور ارواح می‌شود چون همه کشور تبدیل به کویر می‌شود."

وی با ابراز نگرانی نسبت به استفاده بی‌رویه از آبهای زیرزمینی گفته "فلات ایران دارد غیرقابل سکونت می‌شود و کسی به این فکر نیست. مسئله اینجاست که آب‌های زیرزمینی تحلیل رفته‌اند وبیلان منفی آب بیداد می‌کند و کسی به فکر نیست. کم‌آبی کشور را به شدت تهدید می‌کند و بیلان منفی برداشت آب در ابتدای انقلاب زیر صد میلیون متر مکعب در سال بود این بیلان در حال حاضر به ۱۱ میلیارد متر مکعب رسیده است یعنی ۱۱۰ برابر شده است."

آقای کلانتری با تائید بر خشک شدن دریاچه‌ها در ایران اضافه کرد: "پیکره‌های آبی طبیعی ایران خشکیده‌اند. دریاچه ارومیه، بختگان، تشک، پریشان، کافتر، گاوخونی، هورالعظیم،‌ هامون جازموریان دیگر چیزی باقی نمانده. من از وقوع بحران حرف می‌زنم. زندگی ملت در حال تهدید است
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

پر هزينه بودن سيستم دولتي

پستتوسط najm134 » شنبه آگوست 17, 2013 1:08 am

حمله بی‌سابقه فتح‌الله‌زاده به صدا و سیما
مدیرعامل باشگاه استقلال با اشاره به تبعاتی که پرداخت نشدن حق پخش تلویزیونی واقعی برای دو باشگاه پرطرفدار تهرانی دارد به انتقاد از سیاست های مسئولان صدا و سیما پرداخت و گفت: می‌دانم که از فردا یا با من لج می افتند و یا دوربین شان را به دفترم می فرستند و دنبال پیدا کردن یک سوسک برای ایراد گرفتن خواهند بود.

به گزارش انتخاب به نقل از مهر، علی فتح الله زاده که صبح امروز در نشست مدیران اتحادیه فوتبال باشگاه های کشور سخن می گفت ضمن بیان این مطلب افزود: بیست سال است دارم در مورد حق پخش صحبت می کنم اما نتیجه نگرفتیم . بارها مذاکرات مهمی داشتیم اما چون تیم ها خصوصی نیست با روسای ما رایزنی می کنند و جلو ی اقدامات ما را می گیرند. تا روزی که باشگاه ها خصوصی نشوند این مشکلات ادامه دارد.

وی افزود: اگر حرفی بزنم روی آن می ایستم حتی اگر پستم را از دست بدهم. اگر شما مدیران باشگاه ها حاضر باشید به خاطر گرفتن حق فوتبال مانع پخش بازی های لیگ شوید من هم روی حرفم می ایستم.

مدیرعامل باشگاه استقلال با اشاره به نشست دو ماه پیشش در مجلس با فراکسیون های تخصصی اظهار داشت: متاسفانه بر سر مدیران استقلال و پرسپولیس می زنند که شما مدیران هزینه هستید اما من می گویم ما مدیران تولید هستیم زیرا با این وضعیت اسفباری که برای باشگاه ها بوجود آورده اید آنها را هنوز سرپا نگه داشته ایم. شما مدیران عامل چلسی، آرسنال و .. را بیاوردید اگر توانستند یک ماه در این وضعیت مدیریت کنند. اصلا آنها این وضعیت را ببینند یک لحظه هم نمی مانند.

وی در اشاره به اینکه باید مشکلات را پیدا کرد زیرا فوتبال درآمدزاست تاکید کرد: درآمد باشگاه های آلمانی از حق پخش 50 درصد از هزینه و در باشگاه های اسپانیا و ایتالیا بالغ با 70 درصد از هزینه را تامین می کند. چرا راه دور می رویم باشگاه های بنگلادشی 45 درصد درآمد خود را از حق پخش می گیرند اما شما می گویید درآمدی نداریم که حق پخش را بدهیم. چرا، به خاطر اینکه پسر عمو و پسر خاله های خود را در شبکه ها ریخته اید و شبکه ای که می توان آن را با پنج نفر اداره کرد را با 500 نفر اداره می کنید. این افراد هم حقوق و پاداش می خواهند. آن وقت همه هزینه هایی که می خواهید به ما بدهید را به آنها پرداخت می کنید.

فتح الله زاده در تکمیل این صحبت اظهار داشت: من این شبکه ها را با پنج نفر اداره می کنم. اما شما هزینه ای که حق باشگاه هاست را به افراد اضافه می دهید. قطعا این صحبت های من باعث می شود که از فردا صداوسیما با من لج افتاده. یا صحبت هایم را پخش نکند یا به دفترم بیاید و دنبال پیدا کردن یک سوسک برای گرفتن ایراد باشد.

وی یادآور شد: شما یک شبکه به من بدهید ، من با پنج نفر 24 ساعته برنامه پخش می کنم. اما شما این کار را نمی کنید و هزینه های ما را قلپی می خورید و آن وقت می گویید درآمدی نداریم.

علی فتح الله زاده در ادامه به انتقادش از تیم های صنعتی پرداخت و گفت: من خوشحال می شوم به تیم های صنعتی سه برابر من پیشنهاد بدهند اما اگر صحبتی در مورد بودجه این تیم ها می کنم به خاطر دفاع از خودمان است. من می گویم شما حق آنها را می دهید حق ما را هم بدهید. ما را به یک وزارتخانه یا صنعت وصل کنید تا هزینه های ما را پرداخت کند. در این شرایط که به راحتی بودجه ما را می خورند باید من با مجلسی ها درگیر شوم زیرا آنها می گویند استقلال و پرسپولیس هزینه زیادی می کنند.

وی افزود: پانزده سال پیش با شبکه تلویزیونی zdf آلمان قراردادی به ارزش 12 میلیون مارک بستیم اما اجازه ندادند بازی های ما پخش شود. امروز شما نمایندگان باید 30 میلیارد برای حق پخش را به ما بدهید اما آن را نمی دهید و می گویید پرسپولیس و استقلال شش میلیارد تومان هزینه می کنند. شما آن 30 میلیارد حق ما را بدهید، این شش میلیارد را برای خودتان نگه دارید.

فتح الله زاده اعلام کرد که امروز عبوس ، مضطرب ، نگران و غمگین است زیر خودشان را کشته اند و بودجه 10 میلیاردی برای این باشگاه تصویب کرده است اما تا امروز یک ریال آن که در مجلس مصوب شده اند را نداده اند.

وی در این خصوص افزود: ما بودجه 23 میلیاردی برای این باشگاه در نظر گرفته ایم و 15 میلیارد هزینه کادر فنی و بازیکنان ما شد. اما یک ریال آن را ندادند. هفته آینده تیم تایلندی به ایران می آید اما نه پول هتل داریم و نه پول میزبانی. همچنین به ما هم می گویند بی عرضه. پول ما را بدهید ما می دانیم چگونه باشگاه را اداره کنیم.

مدیرعامل باشگاه استقلال در ادامه اضافه کرد: من باید مانند الفبا توضیح دهم تا آقایان بفهمند، من می گویم آقای ضرغامی یکی از شبکه هایت را به من بده و تحت نظارت خودت، با مدیریتم برنامه های آن را اجرا می‌کنم اما خرج و دخلش با من باشد. من اینجا تعهد می دهم 200 میلیارد تومان به فدراسیون خواهم داد تا بین باشگاه ها پخش کند. این درآمدزایی است. اما آقایان می گویند ما درآمدی ندارم. فوتبال مثل گنج است که به هر طرف آن نگاه کنیم پول در آن وجود دارد. شما نمی توانید اما من می توانم و درآمدش را پنجاه - پنجاه تقسیم می کنم. اما ببینید خساست تا کجاست که برای اینکه پنجاه درصد ما را ندهند از پنجاه درصد خودشان می گذرند.

وی مدیران فوتبال ایران را مظلوم دانست و گفت: افسوس که 15 سال از وقت خود را گذاشتم و الان فحش می خورم. می گویند ماشین خود را به بازیکن داده تا فردا از پول باشگاه برای خود لکسوس نو بخرد. این صداوسیمای ماست. من پول نداشتم و من باید به بازیکن پول می دادم تا قرارداد ببندد. بعد می روند فیلم می گیرند که فتح الله زاده یک پنت هاوس در شمال به عمران زاده داده که قیمتش دو میلیارد تومان است. شما 400 میلیون بدهید، آن خانه مال شما.

در ادامه کاظم اولیایی اعلام کرد که قانون حق پخش در حال تصویب شدن بود که در زمان آقای صفایی فراهانی که خود آقای فتح الله زاده جلوی آن را گرفت. مدیرعامل استقلال اینگونه واکنش نشان داد: آن زمان آقای صفایی فراهانی گفت مبلغ دو میلیارد تومان کم است و به همین دلیل ما با آن موضوع مخالفت کردیم.
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

حرف‌هایی هست که اگر بگویم استخوان‌ها می‌ترکد

پستتوسط najm134 » جمعه سپتامبر 06, 2013 9:03 am

ناگفته‌های رئیس معزول دانشگاه علامه طباطبایی؛ حرف‌هایی هست که اگر بگویم استخوان‌ها می‌ترکد
متأسفانه برخی به راحتی دروغ می‌گویند. طرف در اتاق کارش به یکی از دانشجویان تعرض کرده، هم اتاقی‌اش وارد شده و آنها را در آن وضع دیده است و به ما هم گزارش کرده‌اند؛ آن وقت می‌رود خارج از دانشگاه می‌گوید چون ما در انتخابات به فلان شخص رأی دادیم، شریعتی ما را اخراج کرد.
گروه فرهنگی مشرق- قرار بود دانشجوی دانشگاه میامی بشود در آمریکا، اما سر از حوزه علمیه قم درآورد و دکترای الهیات را هم از دانشگاه تهران گرفت؛ حالا هم در دفتر ریاست دانشگاه علامه طباطبایی نشسته است. سید صدرالدین شریعتی را این روزها به لطف مسؤولان تازه وزارت علوم و اسناد حوزه وزارتی‌ای که به بیرون درز دادند! تصوير
کمتر دانشجویی است که نشناسد. اینکه نامه‌های یک رئیس دانشگاه به وزیر علوم، سر از سایت‌های اینترنتی معلوم الحال درآورد برایش قابل پیش‌بینی بود. همان روز که با هم گرم صحبت بودیم فکر این روزها را می‌کرد اما دلش قرص بود به خدایی که سخت قبولش داشت و البته به دعای پدرش؛ صحبت که به پدرش رسید اشک در چشمانش حلقه زد، سهم ما خاطره‌ای شد تا بدانیم به خاطر پدرش بورسیه دانشگاه میامی را رها کرده و به حوزه رفته است.

در آخرین روزهای ماه مبارک رمضان به دانشگاه علامه طباطبایی رفتیم تا پای درد دل‌هایش بنشینیم؛ صدرالدین شریعتی نه نگهبان بود و نه دانشگاهش شباهتی به پادگان داشت؛ البته به سرهنگ‌های کشورش افتخار می‌کرد! راحت و آرام در مقابل‌مان نشست و صمیمی و بی‌تکلف به سؤال‌هایمان جواب داد.

گفتیم چه خبر است در دانشگاه علامه؟ گفتیم می‌گویند اساتید را بازنشست می‌کنید؟ از تفکیک جنسیتی گفتیم ... گفتیم و گفتیم و گفتیم آن قدر که حساب زمان از دستمان خارج شد؛ و حالا شما پای حرف‌هایمان بنشینید؛ پای حرف‌های مردی که بعد از آن هجوم رسانه‌ای، برای اولین بار می‌خواهد از خودش دفاع کند:

حاج‌آقا شریعتی! بگذارید شروع بحثمان این طور باشد کمی از خودتان بفرمایید، کجا متولد شدید و درس خواندید؟ از سوابق تحصیلی و اجرایی‌تان بفرمایید؟


متولد قم هستم و دوران دبستان را در آنجا سپری کردم. سال ۴۲ پدرم برای این که من درس بخوانم آمد به تهران. دوران دبیرستان را در تهران درس خواندم. یکی دبیرستان طبرسی بود در کوچه مؤید خیابان خیام نزدیک بازار ، یکی هم دبیرستان مروی بود؛ همین خیابان ناصرخسرو. دیپلم ریاضی را خرداد ۴۶ از آنجاگرفتم. پدر من روحانی بسیار معتقدی بود. نذر و نیاز می‌کرد تا خدا یک پسری به ایشان بدهد که روضه خوان امام حسین باشد. من سال ۴۶ درامتحان تافل اعزام به خارج شرکت کردم. در امتحان هم پذیرفته شدم و قرار بود بورس شوم برای آمریکا، هزینه‌اش را هم دانشگاه میامی پذیرفته بود. پدرم فوق العاده ناراحت بود. اما به هر ترتیب اتفاقاتی پیش آمد که از این کار منصرف شدم و به حوزه رفتم. آذر ۴۶ رفتم طلبه شدم. خدا رحمت کند مرحوم آقای مطهری به مدرسه ما می‌آمد و درس می‌داد. ایشان فرمودند که شما دانشگاه هم بروید. امتحان دادم و دانشکده الهیات تهران قبول شدم. هم طلبگی‌ام را ادامه دادم و هم دانشجوی دانشگاه بودم.

انقلاب شد و بعد از انقلاب مسئولیت‌هایی را بر عهده گرفتم اما سال ۶۵ خودم را منتقل کردم به دانشگاه علامه طباطبایی و به عنوان کارشناس مشغول شدم؛ تقریبا تا گزینش من انجام شد رسید به سال ۶۷. از بهمن سال ۶۷ عضو هیأت علمی شدم. بلافاصله هم شدم رئیس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، بعد شدم معاون دانشجویی دانشگاه. مدتی در وزارت کشور معاون پارلمانی وزیر کشور بودم. بعد در جریان اصلاحات از آن جا عزلم کردند. رفتم به ارتش و دو سال معاون عقیدتی سیاسی بودم. بعد از آن هم ۵ سال معاون آموزشی آنجا بودم که سال ۸۴ دوباره آمدم این جا و مسئولیت اینجا را برعهده گرفتم.

حاج‌آقا ما خیلی سؤال درباره دوران مدیریت شما در دانشگاه علامه داریم؛ اما اگر صلاح بدانید می‌خواهیم اول خودتان برایمان تعریف کنید که چه اقداماتی شده است؟ چه کارهایی کرده‌اید در این دانشگاه؟


از وقتی ما آمده‌ایم کارهای زیادی انجام شده است که امیدوارم یک روز، یک نفر منصفانه بنشیند و کارنامه ما را به دور از این جنجال‌ها و تنگ نظری‌های سیاسی ببیند و بررسی کند؛ برای مثال در حوزه عمرانی کارهایی کردیم برای دانشگاه که غیر ممکن بوده است. بنده که آمدم این جا یک تل خاک بود. جز ساختمان مدیریت هیچ چیز دیگری نبود. این فضای سبزی که شما می‌بینید، این دیوارکشی‌ها، این آسفالت، آن ساختمان‌ها، این‌ها هیچ کدام نبود. به فضل خداوند سبحان کل این مجموعه ساخته شد. دور تا دور را دیوار کشیدیم. مسیر را آسفالت کردیم. دو تا ساختمان را بازسازی کردیم. یک آشپزخانه ۴۰۰۰ متری مدرن مکانیزه ساختیم. یک استخر و مجموعه ورزشی دانشجویی ساختیم. حدود ده هزار متر سالن‌های متعدد، استخر ۲۶۰۰ متری. دانشکده مدیریت با مساحت ۱۱ هزار متر مربع در مراحل نهایی و پایانی ساخت است. مسجد دانشگاه با حدود ۵ هزار متر زیربنا در دو طبقه رو به اتمام است. یک دانشکده دیگری با ۱۱ هزار متر زیربنا در حال احداث است که اسکلتش بالا رفته. علاوه بر این‌ها، کل املاک دانشگاه را شناسنامه‌دار کردیم، یعنی از ثبت برایش سند گرفتیم، یک سانتی متر زمین نه این جا، نه کرج، نه در شهر، نداریم که سند نداشته باشد؛ وقتی بنده آمدم املاک دانشگاه فقط دو قطعه‌اش سند داشته، الان به نود قطعه رسیده است. روزی که من آمدم اینجا در خوابگاه‌های ما اصلا ورزش نبود به خصوص در خوابگاه‌های دختران. در خوابگاه هشتصد، نهصد نفره دو تا سالن ورزشی ساختیم که دخترها بروند آنجا ورزش کنند. یک سالن به ارتفاع نه متر و مساحت ششصد متر؛ یک سالن هم سالن مطالعه سیصد متری کاملا هم رعایت کردیم که دخترها در حیاط و راهرو‌ها مشکلی نداشته باشند؛ خوابگاه‌های دیگر هم همین طور. الان هیچ خوابگاهی نداریم که یک ورزشگاه ولو کوچک نداشته باشد. چه برای پسرها و چه برای دخترها، چون ورزش و نشاط خیلی در رفتار دانشجو مؤثر است. بسیاری از خوابگاه‌ها در گذشته اینترنت نداشتند، اما الآن بعضی‌هایش اینترنت بدون سیم هم دارند.

فیلتر هم دارید؟

الان که دیگر خود مخابرات هم فیلتر می‌گذارد آن وقت ما نگذاریم! [با خنده] بله فیلتر هم داریم؛ البته آن‌هایی که می‌روند در حوزه مسائل علمی هیچ مشکلی برایشان نیست. یعنی اگر کسی احیاناً برود دنبال دانلود کردن فیلم‌های مبتذل و این چیزها، محدودیت دارد.

از کارهایی که برای دانشجویان انجام داده‌اید می‌فرمودید ...


بله، عرض می‌کردم؛ الان طرح تجمیع دانشگاه یکی یکی دارد پیاده می‌شود. ما اعتقادمان این است که هر دانشگاهی را در یک هکتار بسازیم. از این یک هکتار حدود دو هزار و دویست متر می‌شود فضای کف، حدود هفت هزار مترش هم محل گردش و فضای سبز می‌شود. الان در آن دانشکدۀ ما، چهار تا باغ بزرگ می‌بینید. شما این مجموعه ما را نگاه کنید ۵۰۰ اصله زیتون این جا کاشتیم. درختان پر از زیتون هستند. این فضای سبز باعث می‌شود دانشجو آرام شود اخلاقش خوب شود مشکلاتش کم شود. حالت تهاجمی نداشته باشد.

چون فضای سبز یک آرامش عجیبی ایجاد می‌کند. لذا در هر هکتاری ما یک دانشکده می‌سازیم برای همین اینجا اگر ما خیلی بتوانیم دانشکده بسازیم حدود ۷ تا دانشکده می‌توانیم بسازیم. بقیه دانشکده‌هایمان را باید ببریم در سایت دوم دانشگاه،کنار ورزشگاه آزادی و توسعه آینده‌مان آنجاست.

سیستم ثبت نام ما دیگر مثل سابق نیست. کاملا الکترونیک شده. الان از هر نقطه می‌توانند ثبت نام کنند. بیایند روی سایت ثبت نام کنند و پولش را با کارت بدهند. سیستم فارغ التحصیلی باز اینترانتی شده است یعنی کاملا الکترونیکی، از دانشکده، از خانه می‌توانند کارشان را انجام دهند، بعد که همه کارش انجام شد ۲۴ ساعت بعد می‌تواند بیاید این جا گواهی‌اش را بگیرد و ببرد.

ما امسال یک کارت واحد می‌خواهیم تعبیه کنیم که هم کارت تغذیه باشد، هم کتابخانه باشد، هم دانشجویی باشد؛ دیگر کارت‌های متعدد نباشد که گم بشود. الان کارت کتابخانه داریم، کارت رستوران داریم، کارت خوابگاه داریم، کارت دانشجویی داریم، بعضی کارت‌های کانونی هم داریم. خب این‌ها خیلی وقت برده است. من واقعا شرمنده معاونین خودم هستم. هستند معاونینی که اخیرا با من همکاری می‌کنند. گاه من می‌بینم این معاونم تا یک بعد از نصفه شب در خوابگاه‌ها حضور دارند. این خیلی عظیم است، خدا را گواه می‌گیرم یک ریال هم بابت این کارها بهشان نداده‌ام. همه بر اساس عشق و اعتقادشان بوده است.

آقای دکتر، ارتباط شما و دیگر مسئولان دانشگاه با دانشجویان چطور است؟ اصلاً با بدنه دانشجویی در ارتباط هستید، در جریان مشکلات و دردهای آنان هستید ...


بله حتماً همین طور است؛ دانشجویان فرزند خود ما هستند و برای ارتباط بهتر تلاش کردیم دانشجویان خودمان مسئولیت اجرایی را بر عهده بگیرند، مثلاً معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه لیسانسش این جا بوده است، فوق لیسانسش این جا بوده است، دکترایش هم این جا بوده است، در خوابگاه زندگی کرده است. می‌فهمد خوابگاه یعنی چه! معاون پژوهشی هم همین طور. اینها فضا را می‌شناسند. یعنی کسانی را می‌گذاریم که خیلی اتو کشیده و عصا قورت داده با دانشجو برخورد نکنند؛ احساس خوابگاه را داشته باشند، احساس دانشجویی را داشته باشند و با دانشجو برخورد احساسی عاطفی بکنند، سعی کنند که پدر باشند برای دانشجو.

معاون دانشجویی ما در طول سال مرتبا دیدار دارد از خوابگاه‌ها. چیزی حدود ۵ تا ۶ هزار نفر در خوابگاه‌ها هستند. گروهی از مسئولان دانشگاه را با خود می‌برد، معاون پژوهشی را، معاون آموزشی را، مدیر کل خدمات را، مدیر کل دانشجویی را می‌برد. این‌ها در این فضای خوابگاه می‌نشینند مسائل مختلف‌شان را مطرح می‌کنند.

بنده سایت خودم در دسترس همه است، هر کسی هر چه دلش می‌خواهد روی سایت من می‌نویسد بلافاصله هر روز صبح بنده سایتم را چک می‌کنم، دانشجو یک ارتباط الکترونیکی مستقیم با من دارد. هر نامه‌ای را که می‌خواهد بنویسد بلافاصله روی این سایت بنده می‌آید، اگر من نباشم، منشی می‌خواند و تلفنی از من می‌پرسد که دانشجو همچین تقاضایی دارد. به چه کسی ارجاع کنیم. بنده تلفنی این کار را انجام می‌دهم. شماره پیگیری هم دارد که دانشجو متوجه شود کارش به کدام معاونت ارجاع شده است. اگر جایی حق با دانشجو باشد و خلاف شده، بنده باید برخورد کنم؛ بعضی وقت‌ها هم می‌نویسم دانشجوی عزیز ببخشید دیگر قانون بیش از این اجازه نمی‌دهد. من اعتقادم این است که ما در نظام تربیتی اگر صادقانه بدون غرض با یک هدف خدمتگزاری وارد کار شویم و دانشجو احساس کند ما صادقیم و تبعیض نمی‌خواهیم داشته باشیم و واقعا می‌خواهیم مشکلش را حل کنیم، با ما هم نوا و همصدا می‌شود. ولی اگر احساس کرد ما سرکارش گذاشتیم، دور باطل ایجاد کردیم دائم از یک نقطه به نقطه دیگر پاسش می‌دهیم عصبانی می‌شود؛ قطعا در مقابل ما موضع می‌گیرد و ما باید کاری کنیم که دانشجو ما را صادقانه به عنوان خدمتگزار خودش ببیند حالا یک جا هم ممکن است دانشجو از این فضا استفاده کند و رفتاری از او سر بزند، آنجا هم باید تحمل کنیم، یک مقدار صبور باشیم بالاخره تندی‌ها را تحمل کنیم. این برخورد را ائمه به ما یاد داده‌اند.

برای فضای فکری و علمی دانشگاه چه کارهایی انجام شده است؟ شاید برخی اعتراض داشته باشند که فضای دانشگاه علامه یک فضای بسته‌ای شده؛ در تبلیغات انتخاباتی بعضی نامزدهای ریاست جمهوری هم دیدیم که انگار تکیه کلامشان این بود که فضای دانشگاه‌ها امنیتی شده است و ...؛ واقعاً اینطور است؟ یک چنین فضایی در دانشگاه داریم؟


بنده به هیچ عنوان چنین فضایی را بر دانشگاه‌ها حاکم نمی‌بینم؛ حداقل در مورد دانشگاه علامه به عنوان کسی که صبح تا شب در دانشگاه هستم می‌توانم بگویم در این شش سال ما جلسات گفت‌و‌گوی بسیار گسترده‌ای داشتیم، مخالف و موافق با هم گفت‌وگو کردند. من اسم‌ها را نمی‌برم، از هر طیف در این گفت‌وگوها بود؛ اما در این وسط نه دعوا بود، نه یقه‌گیری بود، نه زنده‌باد و مرده‌باد بود، نه جسارت و فحش بوده است؛ بلکه نشسته‌اند گفت‌و‌گو کرده‌اند و حرف‌هایشان را بیان کرده‌اند. آن هم بر اساس منطق قرآنی «قل هاتو برهانکم ان کنتم صادقین».

یعنی بیایید برهانتان را بگویید، دلیلتان را بگویید اگر صادقید؛ چون محیط دانشگاهی محیط علمی است، در محیط‌های علمی هر چه استدلال قوی‌تر باشد، منطق قوی‌تر باشد، مفاهیم گویا‌تر باشد، گرایش‌ها بهتر و صحیح‌تر است. برعکس اگر هیچ کدام از این‌ها نباشد، خود به خود آن اثربخشی را نخواهد داشت. به خصوص در این انتخابات اخیر ده‌ها جلسه از طرفداران داوطلبان نامزد ریاست جمهوری آمدند صحبت کردند، گاه خودشان مستقیم آمدند، گاه دوستانشان آمدند، گاه طرفدارانشان از هر طیف و جریانی. این که خیال کنید فقط یک گروه خاص آمده است نه؛ همه طیف‌ها و جریانات آمدند گفت‌وگو کردند، الحمدلله بدون این که تنشی ایجاد شود پرسش و پاسخ شده است؛ دانشجو سؤال کرده است و آقایان هم جواب دادند. ما در دانشگاه دنبال این نوع حرکت‌های سیاسی هستیم که در واقع فکر سیاسی و شخصیت سیاسی و اندیشه سیاسی بر اساس معیارهای انسانی و آن نگرش دینی حاکم شود چون هر چقدر ما در این جهت حرکت کنیم آن وقت است که می‌توانیم در مقابل حق و باطل موضع گیری مناسب داشته باشیم، ولی اگر دائم آمدیم کف زدیم، داد کشیدیم، فریاد زدیم و شعارهای بی‌مبنا دادیم آن وقت است که موضع گیری‌هایمان خیلی موضع گیریهای منطقی نمی‌شود.

در مورد فضای فکری و علمی چطور؟


آن هم به همین شکل؛ بنده که ریاست دانشگاه را به عهده گرفتم اینجا گروه قرآن نداشت! دانشکده علامه طباطبایی که به نام مفسر بزرگ قرآن است، گروه قرآن نداشت! به نام فیلسوف بزرگ اسلامی است، فلسفه اسلامی نداشت!

جدی می‌فرمایید!؟ تصور این است که اینها باید جزو اولین رشته‌های این دانشگاه باشد ...

خدا را گواه می‌گیرم وقتی آمدیم هیچ کدام از اینها نبود! ۴، ۵ سال است گروه فلسفه اسلامی را دایر کردیم از لیسانس تا دکترا. بعد گروه قرآنی را دایر کردیم، نداشتیم این‌ها را. لیسانس، فوق لیسانس، امسال هم دکترایش را. یک دانشکده الهیات تأسیس کردیم حالا این دانشکده الهیات باید توسعه پیدا کند این دانشکده الهیات باید گروه فقه و مبانی در ابعاد مختلف و متعددش بیاید، فرهنگ و تمدن اسلامی بیاید، تاریخ دول و ملل اسلام بیاید. مثلا زبان‌های خارجی ما، ادبیات ما و معارف ما در یک دانشکده جمع هستند. ۴۰۰۰ نفر دانشجو هستند در یک مکان! حالا این‌ها شده است سه تا دانشکده، یکی دانشکده الهیات، یکی دانشکده زبان‌های خارجی، یک دانشکده زبان فارسی. زبان فارسی را حضرت آقا یک مأموریت جدیدی دادند، فرمودند باید زبان اول علمی شود. خب این چه موقعی می‌توانست تحقق یابد. وقتی گروه را با جدیت تمام در یک دانشکده مجزا قرار دادیم با سه گروه زبان فارسی، زبان عربی و زبان شناسی که این سه تا به هم ریشه دارند.

دانشکده زبان‌های خارجی مان دارد پیش می‌رود، در دستور کار امسال‌مان دو تا زبان را اضافه کردیم. زبان روسی نداشتیم اضافه شده است زبان چینی هم نداشتیم برای بهمن دانشجو گرفتیم و آن هم اضافه شده است. یا مثلا ما در دانشگاه ریاضی داریم، آمار داریم، رایانه هم داریم اما دانشکده‌اش را نداشتیم؛ آمدیم یک دانشکده ریاضی-رایانه تشکیل دادیم. با سه گروه آمار، گروه ریاضی، گروه رایانه.

از فوق لیسانس دانشجو می‌گیرند. دانشکده حسابداری و مدیریت تأسیس کردیم، یک دانشکده ورزش راه انداختیم. سالن‌ها را ایجاد کردیم، استخر را ایجاد کردیم، الان دنبال زمین چمن و والیبال و این‌ها هستیم. اعتقادمان این است که هر چه ورزش را در جامعه و در دانشگاه و در جوانان‌مان توسعه دهیم سلامت فکری بچه‌ها بیشتر می‌شود. دانشجو وقتی این کارها را می‌بیند چه قضاوت می‌کند؟ می‌گوید این‌ها خدمتگزار ما هستند، ارباب ما نیستند.

حالا هر چه از بیرون فشار سیاسی بیاورند، القا بکنند، دانشجو وقتی می‌بیند معاون من نصف شب می‌رود خدمت او می‌گوید مشکلت چه هست و حل می‌کند متوجه می‌شود که ما خدمتگزار اوییم. معاونت فرهنگی و دانشجویی بعضی وقت‌ها گزارش می‌دهد که دانشجویان ۱۰۰ نفر، ۶۰ نفر، ۸۰ نفر وضع مالی‌شان بد است پیشنهاد می‌کند، ما این قدر به این‌ها بدهیم. موافقت می‌کنیم و بهشان کمک می‌کند، چون در غیر این صورت مشکل پیدا می‌کنند، ما مشکلات بچه‌ها و شرایط روحی و اخلاقی‌شان برایمان خیلی مهم است.


فرمودید اخلاق بچه‌ها و مشکلات اخلاقی بچه‌ها برایتان مهم است؛ من از همین جا می‌خواهم وارد یکی از قسمت اصلی بحث‌مان بشوم؛ حاج‌آقا شریعتی! یک حرف‌هایی درباره شما می‌زنند؛ به گوش خودتان هم رسیده است؟

مثلاً چه حرف‌هایی [با خنده]

مثلاً اینکه سخت‌گیر هستید؛ برای دانشجویان محدودیت ایجاد می‌کنید و از این حرف‌ها ... شاید خودتان بهتر از من بدانید ... می‌خواهیم از خودتان بپرسیم که ماجرا چیست؟


بله از این حرف‌ها شنیده‌ام اما واقعیت چیز دیگری است، بسیاری از مطالب حاصل القائات مسموم است؛ خیلی وقت‌ها پیش آمده بچه‌هایی که نامه نوشته‌اند و گفته‌اند ما در فلان جا، فلان کار را کردیم عذر می‌خواهیم، ببخشید؛ ما فریب خوردیم یا تحت تأثیر القائات فلان استاد و فلان شخص سیاسی قرار گرفتیم و اشتباه قضاوت کردیم و حالا فهمیدیم که مسأله اشکال دارد، عذر می‌خواهیم. این یک واقعیت است، وقتی که پیش داوری می‌شود، یک پندار منفی برای افراد به وجود می‌آید. متأسفانه در مورد شخص من، یک خرده پیش داوری‌ها از جریانات سیاسی وجود دارد سعی می‌کنند به دانشجو‌ها القا کنند که دانشگاه چنین است، چنان است؛ رئیسش چنین است چنان است؛ سخت می‌گیرد؛ در حالیکه ما قانون‌مداری را در مجموعه حاکم کردیم. آن جایی که قانون خشن است و باعث اصطکاک می‌شود، آنجا هم با عطوفت و مهربانی مسائل حاشیه‌ای را یک مقدار تلطیف می‌کنیم و تا جایی این کار را می‌کنیم که به آن اصل حاکمیت قانون خدشه‌ای وارد نشود.

چرا آقای شریعتی؟ چرا به دانشجویان القا می‌کنند؟ مگر چه کار می‌کنید با دانشجویان؟ چرا در مورد افراد دیگر چنین نمی‌کنند؟ لابد یک خبری هست دیگر ...


[می‌خندد] ... بلاتشبیه؛ بر سر پیغمبر خدا هم آشغال می‌ریختند، ما که چیزی نیستیم. همیشه یک سری هستند که نمی‌خواهند حرف حق به گوش برسد. می‌گفتند حرف‌های پیغمبر را گوش ندهید. وقتی که می‌روید پیش پیغمبرگوش‌هایتان را بگیرید. علیه آن بزرگوار هم القائاتی می‌کردند که فلان است؛ حالا ما که کوچک‌تر از این حرف‌ها هستیم. بنده کار شخصی ندارم. بروید در دانشگاه بپرسید که آیا شریعتی این کار شخصی را برای خودش کرده است؟ برای قوم و خویش‌هایش کرده است؟ این منفعت شخصی را برده است؟ نه! از وقتی آمده‌ام اینجا از سال ۶۶ یا ۶۵ که آمده‌ام دانشگاه در خدمت دانشگاه بودم. در دانشکده روانشناسی بودم همین طور. معاونت بودم همین طور. الان که رئیس دانشگاه هستم همین طور. تمام تلاشم این است که دانشگاه علامه رشد کند از حالت ملوک الطوایفی بیرون بیاید. یک شخصیت واحدی بگیرد، همه بر اساس یک هدف عالی دست به دست هم بدهند. سعی نکنند طایفه گرایی کنند. شما الان طایفه گرایی‌ها را می‌بینید در جهان، همین جریانی که در سوریه است، جریانی که در مصر اتفاق افتاده است. یکی می‌کِشد این طرف، یکی می‌کِشد آن طرف، این وسط این ملت و مملکت است که ضربه می‌خورد؛ دانشگاه هم همین طور است؛ من تمام تلاشم این است که طایفه‌گرایی را در دانشگاه از بین ببرم و بر اساس یک سیستم علمی و منطقی پیش برویم لذا از وقتی که این اتفاق در دانشگاه افتاده است رشد علمی ما مضاعف شده؛ مقالات ما تقریبا چندین برابر شده است مجلات ما، وقتی بنده مسئولیت را بر عهده گرفتم ما ۳ مجله پژوهشی داشتیم الان رسیده است به ۳۰ تا مجله؛ الان دانشجوی فوق لیسانس ما رساله می‌دهد. مقاله می‌دهد برای چاپ. دانشجوی دکترای ما مقاله می‌دهد. ما موظف کردیم دانشجوی دکترا را که مقاله‌اش باید چاپ شود.

این کار طبق آیین‌نامه است. خب روز اول که شروع کردیم گفتند این چه کاری است آقای شریعتی؟ این زور است؟ اما الان همه‌شان خوشحالند. می‌گویند شما باعث شدید که من اگر فردا خواستم عضو هیأت علمی شوم و گفتند مقاله داری، سربلند باشم. حالت نشاط و انضباط خاصی به وجود آمده. الان به طوری که معاونت پژوهشی خبر دادند رتبه ما درمقالات رسیده است به رتبه هفتم. در حالی که اگر گذشته ما را ببینید اصلا همچین چیزی نبوده است. بنده چه کار می‌کنم؟ می‌گویم باید مقاله چاپ شود. باید مقاله را ارائه کنیم. آیین نامه باید اجرا شود. روزهای اول سخت است ولی هر چه که جلو می‌آیند خودشان در آینده می‌گویند که چه کار خوبی بود.

البته این‌ها یک بخش قضیه است! یک چیزهای دیگری هم می‌گویند ... درباره جدا شدن کلاس‌ها و ... فکر کنم شما اولین دانشگاهی هستید که این کار را انجام دادید، یعنی کلاس‌های دختران و پسران را مجزا کردید؛ چرا؟ چطور شد که این تصمیم را گرفتید؟ چون می‌دانید خیلی‌ها در برابر این کار شما موضع گرفتند ... حالا این کار نتیجه‌ای هم داشته است؟

البته که نتیجه داشته، من با هر کسی که در این زمینه شبهه‌ای داشته باشد حاضرم صحبت کنم و کاملاً با دلیل، با آمار و ارقام، با تجربه‌هایی که در این چند سال نصیبمان شد، او را قانع کنم که این کار، علاوه بر اینکه مطابق نص صریح قانون است، خیلی هم مفید و کارآمد است.

یادتان هست دو سال قبل، سه سال قبل، سعادت آباد، پل مدیریت؛ آن پسر ۲۸ ضربه چاقو زد به آن دختر خانم. متأسفانه هر دوی آنها دانشجوی ما بودند. دانشجوی دانشکده ادبیات ما بودند. اولش یک خرده جراید دلسوزی کردند و گفتند باید ریشه مشکلات را پیدا کرد اما آخرش چه شد، تمام شد. آن پسر را هم اعدام کردند؛ خدا شاهد است وقتی من پدرش را دیدم آتش گرفتم، یک پیرمرد رنج دیده و زحمت کشیده؛ آخرش چه شد؟ هیچی. آیا اصل مسأله پاک شد؟ ما ریشه‌یابی کردیم، دیدیم این‌ها کنار هم در کلاس نشسته‌اند، گفت‌و‌گویی کرده‌اند، خنده‌ای کرده‌اند، پیامکی داده‌اند، پیامکی گرفته‌اند، جزوه‌ای و از این جور چیزها. این پسر خیال کرده است این دختر دلش او را می‌خواهد. بعد رفته خواستگاری و جواب منفی شنیده، بعدش هم تهدید کرده و باقی ماجرا. این که ما آمدیم ساماندهی کلاسها را انجام دادیم به خاطر جلوگیری از همین مفاسد است.

مادری آمد این جا پیش من گریه می‌کرد، می‌گفت آقای شریعتی دخترم هم شوهر دارد، هم بچه دارد؛ اما یک پسر دانشجو نشسته است زیر پایش دارد از بین می‌بردش. رفتم هر دو را آوردم این جا با آنها صحبت کردم. دیدم خانم فوق لیسانس است، پسر لیسانس. متعجب بودم چه طور شده است که این زن فوق لیسانس با یک پسر لیسانس همنشین شده! از خودش پرسیدم، گفت من چند درس پیش نیاز داشتم، من را فرستادند درس‌های پیش نیاز را در گروه این‌ها بگیرم و کنار این پسر نشستم و... مادرش که آمده بود پیش من، گریه می‌کرد؛ می‌گفت بعضی شب‌ها ۵ ساعت ، ۶ ساعت تلفن به هم می‌زنند، کار بالا گرفته و شوهر این زن شکایت کرده است و ماجرایی که این خانواده را از هم پاشیده است. ما نمی‌دانیم که این‌ها چه تبعات اجتماعی در زندگی‌شان و بچه‌شان دارد. این‌ها را من با چه زبانی بگویم! به چه کسی بگویم! بلند شوم بروم به مردم بگویم!

حالا ما این جا چه کار کنیم؟ همین طور بایستم بگویم من رئیس هستم و دلم به این خوش باشد! این‌هایی که عرض کردم فقط چند نمونه بود؛ ما همه این‌ها را دیدیم و اقدام کردیم برای حل ریشه مشکلات. حالا بعضی‌ها دائم در بوق و کرنا می‌کنند نه چیزی نبود. یعنی چه که چیزی نبود! آیا نگاه کردید که چیزی هست یا نیست؟ چه طور ما می‌بینیم، شما نمی‌بینید؟ شما چشمتان را به کوری زده‌اید یا کورچشمی پیدا کرده‌اید.

شواری عالی انقلاب فرهنگی قانون گذاشته است که اگر دانشگاهی توان دارد، کلاس‌ها را جدا کند. این قانون برای امسال و پارسال هم نیست، برای بیش از ۲۰ سال قبل است. بنده احساس کردم دانشگاه ما هم توان این کار را دارد و هم شرایط این کار را، مسائل مالی اش هم که بهتر شده است. آمدم کلاس‌ها را جدا کردم. شما الان دفترچه‌های انتخاب رشته را بگیرید، ما در دفترچه‌ها چهار سال است داریم می‌نویسیم روزانه ۱۵ پسر، ۱۵ دختر، شبانه ۱۵ پسر، ۱۵ دختر. همه دفترچه‌هایمان همین طور است. در مجموع در هر کلاس می‌شود ۳۰ دختر، ۳۰ پسر. بازده کلاس‌هایمان بالا رفته است. استاد به من می‌گوید آقای شریعتی! خدا پدرت را بیامرزد، تو باعث شدی که ما سر کلاس که می‌رویم مثال دخترها را از خودشان بزنیم، پسرها را از خودشان. حالا مطابق شأن خودشان سر کلاس حرف می‌زنیم. تعارف که نداریم! دخترها می‌آیند می‌گویند به ما عزت دادید، ما می‌رفتیم پای تخته گزارش بدهیم، سمینار بدهیم، از آن ته کلاس متلک به ما می‌گفتند آب می‌شدیم پای تخته از خجالت. حالا به طور کامل سؤالاتمان را می‌پرسیم، کنفرانس‌مان را هم می‌دهیم، هیچ کسی هم نیست که به ما متلک بگوید و بسیار بسیار راضی‌اند از کلاس‌ها.

فواید این کار را در رشد کیفی دانشجویان هم می‌بینیم، برای مثال از وقتی این کار را کردیم معدل‌های دانشجویان تا دو نمره رشد کرده است، قبولی‌های ما زیاد شده است. ما سال اول بیش از ۱۲۰۰ مشروطی داشتیم، کلاس‌ها را که مجزا کردیم به کمتر از ۶۰۰ نفر رسید. یعنی نصف شد حتی کمتر از نصف. این همه استدلال پای این کار هست، خانواده‌ها تشکر می‌کنند، دخترها تشکر می‌کنند، اساتید تشکر می‌کنند. بروید آمار کمیته انضباطی را ببینید، آن زمان اگر نگاه کنید ده‌ها پرونده داشتیم از مسائل مختلف اما الان ما پرونده‌ای در کمیته انضباطی نداریم، به حداقل رسیده است. چرا؟ چون تا پیش از این کار عملا آتش و پنبه را کنار هم می‌گذاشتیم و انتظار داشتیم اتفاقی نیفتد! طبیعت و سرشت این است که پالس روانی به هم داده می‌شود. چرا اسلام گفته است اگر خانمی جایی نشست و بلند شد، آقا ننشیند جایش. چرا؟ برای این که این گرما و این آثار روانی منتقل می‌شود.

الحمدلله امسال سال چهارم است که این کار اجرا می‌شود. البته دولت قبل هم یک کم با ما در این قضیه مسأله داشت، یک روزی به ما گفتند آقای شریعتی! شنیدیم می‌خواهید کلاس‌ها را جدا کنید؛ گفتم دیر شنیدید! سه سال است که این کار را کرده‌ایم. آثارش را هم برایشان توضیح دادم، تعجب کردند و قانع شدند.

من این را به که بگویم! روزی که ما آمدیم، در دانشکده حقوق، بر سر یک دختر چهار تا پسر چاقو کشیدند! باور می‌کنید؟ در دانشگاه چاقو کشیدند! رئیس دانشکده می‌داند، استادهایش می‌دانند؛ موقع امتحانات خرداد بود در همین حیاطی که دارید می‌بینید این اتفاق افتاد، اما خدا را گواه می‌گیرم بروید همان حیاط را نگاه کنید، اصلاً همه دانشگاه را نگاه کنید؛ می‌بینید دخترها یک گوشه نشسته‌اند بین دو امتحان سؤال می‌کنند، درس می‌خوانند؛ پسرها هم آن طرف درسشان را می‌خوانند، نه این‌ها به آنها کار دارند، نه آن‌ها به این‌ها. این‌ برای من ارزش است، من سجده شکر به جا آوردم. ورودم آن طور بود و امروز این طور است؛ این برای من خیلی ارزش است. من الان احساس می‌کنم آرامم. خدا را شاهد می‌گیرم، آرامش دارم.
شما بروید در دانشگاه بچرخید، نگاه کنید این رفت و آمدها چه طور شده است. دیگر ارتباطات مثل آن روزها نیست؛ حواسشان به درس است، آن روز به بهانه جزوه، به این بهانه که استاد چه گفت؟ سؤال چه بود؟ برخی ارتباطات ناسالم برقرار می‌شد، پشت سر این ارتباطات مسائل بعدی بود که یک مقدار اندکی را برای شما گفتم. حالا بعضی‌ها جنجال می‌کنند؛ در روزنامه و سایت‌هایشان غیر منصفانه علیه ما می‌نویسند! حتی حاضر نیستند بیایند دلایل ما را بشنوند! یک طرفه به قاضی می‌روند، حکم صادر می‌کنند و علیه ما تیتر می‌زنند.

نظر بعضی این است که حالا شما اینجا جلویش را گرفتید، آنها می‌روند در خیابان و کار خودشان را می‌کنند ...


این دیگر از آن استدلال‌های عجیب و غریب است! واقعا ما باید دانشگاه را مرکزی بکنیم برای این که دخترها و پسرها در خیابان نروند و ... ! خیابان به عهده من نیست، مسئول خودش را دارد. بنده وظیفه‌ام این جاست؛ در این جا جلویش را بگیرم، خیابان هم هر کسی مسئولش است، انجام دهد. خدایا تو شاهد باش، با زبان روزه دارم می‌گویم، تا حالا هر چه دختر آمده است پیش من، اظهار رضایت کرده است. بعضی پسرها هم راضی‌اند، البته نه همه آنها!

بعضی پسرها هم دائم از من سؤال می‌کنند آقای شریعتی ما می‌خواهیم شما را ببینیم. می‌گویم چه کار دارید؟ می‌خواهیم نمره مان را ببنیم. تعجب کردم! خب نمره را باید از استاد بگیرند، مدیر گروه هست، رئیس دانشکده هست. بعد دیدم یک چیزی در دلش دارد، یک حرفی دارد. گفتم حرف آخرت را بگو. گفت پس ما کی با این دخترها آشنا شویم؟ گفتم خب حالا فهمیدم، من یک راهی به شما می‌گویم. می‌روی به مادرت سلام من را می‌رسانی و می‌گویی این آقا سید گفت برو در بین اقوام و آشنایان و محله‌ها بچرخ یک دختر خوب برای من پیدا کن و برای من زن بگیر. راه حلش این است و الا با این ارتباطاتی که شما در دانشگاه پیدا می‌کنید، چهار روز دیگر از هم جدا می‌شوید. شما بروید از معاونت دانشجویی بپرسید این ازدواج‌هایی که از آشنایی در کلاس و دانشگاه شروع می‌شود چقدر دوام دارد؟ اکثرشان به طلاق منجر می‌شود. همدیگر را در دانشگاه می‌بینند دلبستگی پیدا می‌شود، چهار روز دیگر یک چاخان‌تر و یک آدم پررو‌تری پیدا می‌شود حرف‌های دیگری می‌زند و این‌ها از هم جدا می‌شوند.

حاج‌آقا می‌گویند شما اساتید را به صورت اجباری بازنشسته کرده‌اید ...


یک عده از استادها اخراج بودند به خاطر همین مسائل، سوء رفتار با دختران مردم؛ ما برای حفظ احترام و شأن‌شان بازنشسته ‌شان کردیم. خدا می‌داند ناگفته‌هایی در دل دارم که اگر بگویم استخوان‌ها می‌ترکد. بعضی موقع‌ها ما نمی‌خواهیم این‌ها را بگوییم. در دلم صحنه‌هایی هست شرعا حق گفتن ندارم!

متأسفانه برخی به راحتی دروغ می‌گویند. طرف در اتاق کارش به یکی از دانشجویان تعرض کرده، هم اتاقی‌اش وارد شده و آنها را در آن وضع دیده است و به ما هم گزارش کرده‌اند؛ آن وقت می‌رود خارج از دانشگاه می‌گوید چون ما در انتخابات به فلان شخص رأی دادیم، شریعتی ما را اخراج کرد. سمت‌های مختلف از رئیس دانشکده تا معاون دانشگاه هم داشته است. ده‌ها زنگ از این طرف و آن طرف به من می‌زنند که آقای شریعتی این زن و بچه‌اش گناه دارند بازنشسته‌اش کنید. چه کار کنم؟ بیایم نامش را ببرم و بگویم به این دلیل بازنشسته شده و این هم اسنادش! استاد دیگری با الفاظ نامناسب دانشجوی دختر را سر کلاس خطاب قرار می‌دهد. به اصطلاح استاد هم هست! فرهیخته!! عالی مقام!!! هیأت انتظامی آمده و حکم اخراجش را داده است، دستپاچه شد و به من درخواست بازنشستگی داد. طبق قانون باید اخراج می‌شد اما ارفاق کردیم و بازنشسته شد.

یک عده از اساتید هم متأسفانه رکود علمی دارند، مدتهاست مقاله‌ای به چاپ نرسانده‌اند. برخی هم به خواست خودشان بازنشست شدند، تعدادی از اساتید رشته اقتصاد ما این‌طور بودند، یکی از آنها 5 بار درخواست بازنشستگی داد تا سرانجام ناچار شدیم موافقت کنیم. آن وقت برخی خارج از دانشگاه مطلب می‌نویسند که 14 نفر از فلان دانشگاه اخراج شدند. روزنامه شرق هم چند وقت پیش چیزی در همین رابطه نوشته بود. بدون اینکه حرف ما را بشنوند، یک طرفه به قاضی می‌روند و علیه ما می‌نویسند، شما جای من باشید چه کار می‌کنید؟ تصوير
استاد رفته است سر کلاس می‌گوید همجنس‌بازی کار خوبی است. استاد جامعه شناسی هم هست! من باید چه کار کنم!؟ قرآن به من می‌گوید این ترویج فحشاست، کار شیطان است. حالا من باید اجازه حضور این استاد در دانشگاه را بدهم؟ من یک چنین آدمی نیستم؛ خب حالا بعضی‌ها خوششان نمی‌آید می‌خواهند همه جا هرج و مرج باشد.

- آخر برخی ممکن است بگویند این بازنشسته شدن‌ها فقط شامل یک طیف خاص شده و شائبه برخورد سیاسی را مطرح کنند ...


خیر؛ اصلاً چنین نیست ما هر انحرافی که از قانون ایجاد شود با آن برخورد می‌کنیم، به دسته و گروه خاص کاری نداریم؛ یک آقایی اینجا به بچه‌ها عرفان کاذب توصیه می‌کرد. متأسفانه برخی از دانشجویان مؤمن و مذهبی هم جذب او شده بودند. کار به جایی رسیده بود به دانشجوها می‌گفت اگر می‌خواهید بخت‌تان باز شود بروید فلان جا یا فلان کار را کنید؛ به دانشجو می‌گفت در عالم برزخ تو را خوک می‌بینم! استاد گروه معارف هم بود با مدرک فوق لیسانس! اما هیچ تحصیلاتی در حوزه معارف نداشت، اصلاً مهندس بود.

اما روی برخی رفاقت‌ها سر از هیئت علمی اینجا درآورده بود. بنده به جمع‌بندی رسیدم که دارد بچه‌های مردم را منحرف می‌کند. نوشتم ایشان بازنشسته شود. یک عده‌ای از همان بچه‌های مذهبی که متأسفانه فریب خورده بودند را دور خودش جمع کرده بود و در دانشگاه علیه من شعار می‌دادند که «دانشگاه پادگان، شریعتی نگهبان»؛ «شریعتی سکولار» و از این حرف‌ها. ربطی به یک گروه و دسته خاص ندارد؛ بنده وقتی می‌بینم عقبه این حرکت عرفان کاذب است و بچه‌های مردم را گمراه می‌کند باید به وظیفه خودم عمل کنم. رئیس جمهور وقت هم همان موقع دستور داد آن استاد برگردد. بنده به آن کسی که به من پیغام رساند گفتم سلام بنده را به آقای رئیس‌جمهور برسانید و بگویید من براساس شرع و صراحت قانون به این جمع‌بندی رسیدم که حضور ایشان در دانشگاه حرام است. سنش هم بازنشسته است، بازرسی کل کشور هم نوشته که ایشان باید برود کارشناس شود نمی‌تواند عضو هیأت علمی باشد. گفتم به آقای رئیس‌جمهور بگویید شریعتی گفت من تا این جا هستم ایشان را برنمی‌گردانم اگر شما اصرار دارید ایشان برگردد بنده را عزل بفرمایید و ایشان را برگردانید. من در این فعل حرام شرکت نمی‌کنم. حالا شما به من بگویید چه کنم؟ تمام این‌ها بر من می‌گذرد اما بنا بر ملاحظات اخلاقی نمی‌توانم بیایم و همه چیز را بگویم!

در یکی از همین دانشکده‌های ما استاد با دختر مردم خارج از دانشگاه قرار می‌گذاشت و ...؛ سن پدربزرگ دانشجو را داشت! پلیس دستگیرشان کرد و به پلیس گفته بود نوه‌اش است اما بالاخره فهمیدند دروغ می‌گوید. پلیس یک نامه به من داد و نوشته بود که این استاد را در چه حالی با دختر مردم دستگیر کرده ... حالا بنده چه کار کنم اجازه بدهم باز هم برود سر کلاس و ... ؟ من این کارها را بلد نیستم. نوشتم ایشان تا اطلاع ثانوی نباید سر کلاس برود. پرونده‌اش را هم فرستادم کمیته انضباطی دانشگاه؛ خانمش آمده بود من را قسم می‌داد که اخراجش نکنم؛ می‌گفت می‌دانم این مرد پست است، این دفعه اولش نیست، چندمین بار است که دارد این کار را می‌کند؛ اما دخترم می‌خواهد شوهر کند، خواهش می‌کنم به خاطر دخترم او را اخراج نکنید، بازنشسته‌اش کنید. بنده برای رعایت حال این خانواده، به جای اخراج ایشان را بازنشسته کردم؛ حالا شما ببینید به خاطر همین استاد چقدر پشت سر من حرف می‌زنند که شریعتی چنین و چنان می‌کند.

بعضی مواقع مورد اتهام‌های ناروا و بی‌حساب قرار گرفتم، برای رعایت مسائل اخلاقی هیچ چیز هم نمی‌توانستم بگویم؛ یعنی این گلویم پر از آتش بود اما نمی‌توانستم فریاد بزنم! نمی‌توانستم بگویم ایها‌الناس، ماجرا این است! نمی‌توانستم نام ببرم و بگویم این استادی که فلان روزنامه برایش سینه چاک می‌کند مرتکب چنین تخلفی شده و باید اخراج می‌شده است اما بازنشسته‌اش کردیم. این سینه‌ام پر از درد است ...

استادی در وب‌سایتش العیاذبالله نسبت ناروایی به حضرت عیسی(ع) داده بود و بی حرمتی کرده بود. قرار گذاشتم، آوردمش در این دفتر و گفتم ببین این سوره مریم است، این سوره آل عمران است، ببین خدا در مورد حضرت مریم(س)، در مورد حضرت عیسی(ع) چه می‌گوید! از او خواهش کردم، گفتم تو بچه مسلمانی این حتما نوشته‌های غربی‌هاست برو در سایتت بگو این حرف‌ها اشتباه است.

حالا من باید کلاس دانشگاه را دست چنین اساتیدی بدهم!؟ بچه‌های پاک و معصوم مردم را بسپارم دست این افرادی که اسمشان استاد است اما هر کار می‌خواهند با جسم و جان دانشجو می‌کنند!؟

به من گفتند چرا قرارداد فلان استاد را تمدید نمی‌کنید؟ برای چه باید تمدید کنم! استادی که در حمله مرصاد علیه این کشور اقدام مسلحانه کرده است، عضو منافقین بوده، زندان بوده است؛ چرا قراردادش را تمدید کنم؟ اصلاً چرا استخدامش کردند؟ در سن 49 سالگی با فوق لیسانس آورده‌اند استخدامش کرده‌اند؛ بچه‌های اطلاعات نوشته‌اند این کار ممنوع است اما آقایان کار خودشان را کردند، بلافاصله هم بورسیه‌اش کردند، حق نداشتند این کار را بکنند. در گزینش هم رد شده است. من نمی‌توانم این قانون‌شکنی‌ها را تحمل کنم، عذرش را خواستم. باز علیه‌مان این طرف و آن طرف نوشتند که فلان استاد مجرب اخراج شد! گفتند شریعتی شمربن ذی الجوشن است! چنین و چنان کرده است! هیچ کس نمی‌آید درد ما را بپرسد، بگوید چرا چنین کردید، یک طرفه قضاوت می‌کنند.

یکی به اصطلاح استاد حقوق بین الملل است، برو بیایی دارد برای خودش؛ آن وقت سر کلاس به تمام مقدسات توهین می‌کند، به قانون اساسی توهین می‌کند، معذرت می‌خواهم می‌گوید بینداز دور این لجن را، این چه قانونی است. آیا نباید با این‌ها برخورد شود؟ مگر من دیوانه‌ام که بنشینم و تماشا کنم؛ شاهد باشم که چه؟ به مقدسات ما فحش بدهند، جسارت کنند! خیر؛ بنده با این چیزها برخورد می‌کنم و مسلماً هر برخوردی دافعه ایجاد می‌کند. اگر بخواهم منافع خودم را درنظر بگیرم بلدم مرید جمع کنم، اصلاً آخوند کارش مریدساز است. اما اگر مبانی شرع را بخواهم رعایت کنم مطمئناً برخی در مقابل‌مان قرار می‌گیرند. این را ما از ائمه یاد گرفته‌ایم، جاذبه و دافعه را آنها به ما آموختند.

ما خودمان را برای هر اتفاقی که بیفتد آماده کرده‌ایم. حالا یک عده به راحتی تهمت می‌زنند و افترا می‌بندند. من خدمت شما بگویم دوچیز برای من در این جا خط قرمز جدی است یکی مسائل مادی، یکی مسائل اخلاقی. با متخلفین برخورد می‌کنم حتی اگر رفیقم باشد، در حوزه مدیریت چشمم باشد درمی‌آورم و می‌اندازم زیر پایم.


- یک مقدار در مورد دانشگاه صحبت کردید صحبت‌های خوبی هم کردید، برای من که تازه بود. یک سؤالی که می‌خواستم بکنم این که چه طور می‌شود در جمهوری اسلامی چنین فضایی به وجود می‌آید و چنین افرادی جذب هیئت علمی می‌شوند که شما چند نمونه‌اش را ذکر کردید؛ مشکل کجاست؟ کسی را نداریم یا اینکه درست نمی‌توانیم گزینش کنیم؟

باید به دو نکته توجه کنیم یکی ساختار و نظام فکری حاکم بر دانشگاه است و دیگری مسئله گزینش؛ گزینش استاد همیشه یکی از بحث‌ها بوده است؛ می‌گویند گزینش یا هیئت جذب اما شما دقت کنید هشت سال در دانشگاه، کل جذب تعطیل شد. یعنی از سال 77 هیأت‌های جذب در دانشگاه‌ها تعطیل شده است، هیچ گزینش جدی‌ای تا سال 84 وجود نداشت. بنده خودم این جا دیدم که گزینشی وجود نداشت. جذب بوده است بدون گزینش. جذب وقتی بدون گزینش شد یعنی هر کس با هر خصوصیاتی می‌تواند وارد دانشگاه شود، با هر فرهنگی با هر گرایش با هر عقایدی، هیچ نظارتی هم بر آن وجود ندارد. چرا شورای عالی انقلاب فرهنگی قانون گزینش و جذب را تدوین کرده است. آقا هم فرمودند که ما استادمان باید دو ویژگی داشته باشد؛ هم مؤمن باشد، هم عالم باشد. دانشجوی‌مان هم باید دیندار باشد، هم عالم باشد. این گزینش، کار هیأت جذب است.

- اشاره‌ای هم کردید به ساختار فکری حاکم بر دانشگاه، امروز برخی منتقد این فضا هستند و معتقدند باید تغییرات جدی در راستای اسلامی شدن دانشگاه‌ها انجام داد؛ دانشگاه علامه هم، مختص علوم انسانی است و بیشتر مخاطب این بحث است. ارزیابی شما از این فضا چیست؟

ببینید ما دانشگاه‌های‌مان را بر اساس تئوری اسلامی به وجود نیاوردیم؛ شما اگر تاریخچه دانشگاه‌ها را نگاه کنید دانشگاه تهران 1314 به وجود آمده است یعنی حدود 80 سال پیش. این دانشگاه را رضاخان با آن مجموعه خاص خودش تأسیس کرد برای اینکه سیستم نظام آموزشی را از گذشته جدا کند و جهت دهد.

بعد هم حتی اگر یادتان باشد دانشکده الهیات را تحت عنوان دانشکده معقول ومنقول ساختند تا مراجعه به حوزه‌های علمیه را هر چه کمتر کنند. لذا شما در یک برهه تاریخی می‌بینید دانشجویان دانشکده الهیات، دختران بی حجاب هستند که دارند الهیات می‌خوانند؛ چرا؟ چون برنامه این بود که آن فضای گرایش مذهب در دانشگاه از بین برود. نگرش به دانشگاه یک نگرش غربی است. یک نگرش سکولار است. تلاش می‌کردند بی‌بند و باری در دانشگاه رایج شود. این کار را هم در سه بعد انجام می‌دادند؛ هم منابع، هم استاد و هم دانشجو.

بعد از پیروزی انقلاب ما هم تقریباً همان روند را ادامه دادیم یعنی بعضاً از همان منابع و همان اساتید استفاده کردیم. یک چند سالی گفتیم انقلاب فرهنگی اما آن کاری که باید می‌شد، انجام نشد. تنها یک بسمه‌تعالی گذاشتیم بالای کتاب‌های دانشگاه. در واقع دوباره برگشتیم به همان منابع، به همان کتاب‌ها و به همان مجموعه‌ها. در صورتی که این تقابل بالذات بود و آن اصلاحات تأثیر خودش را نگذاشت. چرا امروز این همه اصرار و پافشاری دارند که تحولی در علوم انسانی انجام دهند. چرا؟ چون هدف در علوم انسانی بر مبنای دین اسلام، یک هدف است و هدف در علوم انسانی بر مبنای تئوری های آنها، یک هدف دیگر است. آنها سعی می‌کنند که بر اساس نظرات اجتماعی و خواست‌های اجتماعی شخصیت خود و جامعه‌شان را شکل دهند. در حالی که ما سعی و تلاشمان این است که بر اساس خواسته‌های الهی و بایدها و نبایدهای رفتاری که خداوند برای ما مشخص کرده است افراد را تربیت کنیم.

اتفاقا این مواردی که من برای شما گفتم عموماً از کسانی هستند که در همان فضای فکری گذشته رشد کرده‌اند. بعضی‌های‌شان هم از نوجوانی و جوانی در غرب بزرگ شده‌اند جایی که اصلا این بحث ها برایشان مهم نیست. لذا نگرش ها فرق می‌کند، ریشه در تقابل بین دو فرهنگ است؛ فرهنگ اسلامی و غربی. خب ما باید این حرکت بازسازی علوم انسانی را با آن مبانی اسلامی مد نظرمان دنبال کنیم تا روابط انسانی با مبنای صحیح در جامع حاکم شود. به نظر من یک دعواست، یک جنگ است، جنگ دو فرهنگ است.

- آقای دکتر! شایعاتی مطرح است و برخی رسانه‌ها هم به آن دامن می‌زنند که مسئولان آتی وزارت علوم چندان با شما همسو نباشند؛ البته اسم دولت آتی اعتدال است و می‌گویند می‌خواهیم از همه افراد شایسته از هر طیفی که باشند استفاده کنیم ... البته چند سال پیش هم یک دولتی بود که می‌گفت: زنده باد مخالف من اما دیدیم چه کردند؛ فکر رفتن از این اتاق و از این پست را کرده‌اید، می‌خواهید چه بکنید؟
بنده یک روزی معاون عقیدتی سیاسی بودم. در آن دورانی که جریان اصلاحات به شدت با من برخورد کرد و می‌خواستند از دانشگاه دور باشم. گفتم من که سرباز این نظام هستم هر کجا بگویند تو برو کار کن می‌روم اصلا برای من مهم نیست که آیا این در شأن من هست یا نه. رفتم معاون آموزشی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش شدم. آنجا هم کار خودم را کردم؛ یک برنامه جامعی بنده آنجا در رابطه با سربازها، افسرها، درجه دارها حتی امرا در حوزه تربیت قرآن داشتم. الان تمام سه شنبه‌ها در ارتش جمهوری اسلامی قرآن خوانده می‌شود. در سه سطح روخوانی، روان خوانی و تفسیر. لذا نفس خدمت در جمهوری اسلامی برایم اهمیت دارد. من یک طلبه هستم و سرباز کوچک نظام؛ دلبستگی هم به این میز و اتاق ندارم.

یک چیز دیگری هم عرض کنم و آن این که بنده آماده معاوضات سیاسی نیستم؛ بگویم برای این که این جا بمانم یا به آن جا برسم باید این کار را بکنم، با او کنار بیایم یا با او دست اتحاد بدهم؛ بنده اهل این نیستم، اعتقادم این است که تا لحظه‌ای که هستم وظیفه‌ام کار کردن است وقتی هم که نیستم خدا را شکر می‌کنم که مسئولیت را از دوش من برداشته‌اند، حالا اینکه چه اتفاقی می‌افتد بنده مسئولش نیستم؛ الان در این قضایا بنده نگران نیستم. قبل از عید تمام مدیران ستادی دانشگاه را جمع کردم، معاونین دانشگاه، مدیران کل، رؤسای دانشکده‌ها، معاونین‌شان را، مدیران تمام گروه‌ها بلااستثنا یک چیزی نزدیک به 100، 120 نفری در 24 یا 25 اسفند جمع کردم.

با این‌ها اتمام حجت شرعی کردم گفتم امسال، سال انتخابات است دیگر ما از خرداد وارد انتخابات می‌شویم. از حالا دست و پای بعضی‌ها شُل است که چه کسی می‌آید؟ چه کسی رئیس جمهور می‌شود؟ چه کسی وزیر می‌شود؟ آیا ما می‌مانیم یا نمی‌مانیم؟ کار بکنیم یا نکنیم؟ بنده گفتم من چهار تا استراتژی دارم. با این چهار استراتژی ما کارمان را ادامه می‌دهیم؛ قرص‌تر از بهار پارسال هم باید کار کنیم. لذا الان معاون بنده صبح تا شب دانشگاه است، همه دانشگاه الان تعطیل است اما معاونین من، مدیران مجموعه من، می‌آیند کار می‌کنند. دوبله هم کار می‌کنند هیچ چیز هم بهشان نداده اند. حالا این آخر سالی معمولا یک عده پایه تشویقی می‌دهند، پاداش می‌دهند، بعضی موقع‌ها به کنایه دوستان می‌گویند فلان دانشگاه این طور است می‌گویم ما این طور نیستیم. ما برای خدا کار می‌کنیم.

آن چهار استراتژی ما اول سوره احزاب است. «یا ایها النبی اتق الله» یعنی مبنای کارمان بر تقوا است. دوم این که «ولا تطع الکافرین و المنافقین» ما نباید القائات کافرین و منافقین را از آن اطاعت کنیم. سوم این که «واتبع ما یوحی الیک من ربک» هر چه که تکلیف من است از جانب خدا یعنی قانون و ضابطه و دستور است باید به آن عمل کنیم. اصل چهارم هم این است «و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا». ما این چهار استراتژی را داریم، صحبت کردم گفتم قرص و محکم باشید. بنده خیال می‌کنم که هزار سال مدیرم در دانشگاه.

ائمه علیهم السلام به ما یاد داده‌اند برای دنیا چنان کار کن که همیشه می‌خواهی بمانی و برای آخرت هم چنان کار کن که گویا فردا خواهی مُرد. بر این اساس کارمان را انجام می‌دهیم نگران هم نیستیم الان هم خدمت شما می‌گویم واقعا نگران نیستیم. ما تا روزی که هستیم با جدیت کار می‌کنیم یک روزی هم که به ما گفتند شما نیستید یک آقای دیگری این مأموریت را به عهده دارد، دو دستی تقدیم می‌کنیم هیچ نگران نیستیم الحمدلله. خدا را شکر می‌کنیم که این روزهایی که آمدیم کار کردیم یک کارنامه خوبی داشتیم. نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم یک منصفی باید ببیند و قضاوت کند.
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

آلودگي سيستم اداري

پستتوسط najm134 » جمعه دسامبر 13, 2013 8:45 pm


عليرغم تصميم امسال اركانهاي حكومتي بر تغيير رويه گذشته منع از بيوستن ايرانيان به مراسم مليوني پياده اربعين حسيني عتبات مقدسه، و اعلام تلويزيوني اينكه در پاسگاههاي مختلف مرزي ويزا داده مي شود، اما هنوز برخي از عمله جات حكومتي بروال سابق كارشكني مي نمايند


امام جمعه خرمشهر در دفاع از زائران اربعین استعفا داد
زائرین اربعین حسینی مانند سال های گذشته مجبورند جهت خروج از مرز اقدامات اداری دست و پاگیر و وقت گیر انجام دهند که این مساله موجب تجمعات چندین هزار نفری در خروجی مرز شلمچه می شود.

به گزارش بی باک به نقل از شیعه آنلاین، امام جمعه خرمشهر در پی کارشکنی برخی از مسئولین شهر و ایجاد مشکلات عدیده بر سر راه زائرین اربعین ابا عبدالله الحسین (ع) از سمت خود استعفا داد و از خرمشهر رفت .

در همین زمینه رهیاب نوشت: طبق گزارش های رسیده تعدادی از جوانان داوطلب خرمشهری با هماهنگی با امام جمعه شهر قصد داشتند در ایجاد مقدمات آسایش زوار و عبور زوار از شلمچه همکاری نمایند که با دخالت بعضی از مسئولین شهر این موضوع منتفی شد.

گفتنی است زائرین اربعین حسینی مانند سال های گذشته مجبورند جهت خروج از مرز موانع اداری دست و پاگیر و وقت گیر را بكذرانند که این مساله موجب تجمعات چندین هزار نفری در خروجی مرز شلمچه و نرسيدن بيشتر افراد به مراسم اربعين حسيني می شود.
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

آلودگي سيستم اداري

پستتوسط najm134 » جمعه دسامبر 13, 2013 8:45 pm


عليرغم تصميم امسال اركانهاي حكومتي بر تغيير رويه گذشته منع از بيوستن ايرانيان به مراسم مليوني پياده اربعين حسيني عتبات مقدسه، و اعلام تلويزيوني اينكه در پاسگاههاي مختلف مرزي ويزا داده مي شود، اما هنوز برخي از عمله جات حكومتي بروال سابق كارشكني مي نمايند


امام جمعه خرمشهر در دفاع از زائران اربعین استعفا داد
زائرین اربعین حسینی مانند سال های گذشته مجبورند جهت خروج از مرز اقدامات اداری دست و پاگیر و وقت گیر انجام دهند که این مساله موجب تجمعات چندین هزار نفری در خروجی مرز شلمچه می شود.

به گزارش بی باک به نقل از شیعه آنلاین، امام جمعه خرمشهر در پی کارشکنی برخی از مسئولین شهر و ایجاد مشکلات عدیده بر سر راه زائرین اربعین ابا عبدالله الحسین (ع) از سمت خود استعفا داد و از خرمشهر رفت .

در همین زمینه رهیاب نوشت: طبق گزارش های رسیده تعدادی از جوانان داوطلب خرمشهری با هماهنگی با امام جمعه شهر قصد داشتند در ایجاد مقدمات آسایش زوار و عبور زوار از شلمچه همکاری نمایند که با دخالت بعضی از مسئولین شهر این موضوع منتفی شد.

گفتنی است زائرین اربعین حسینی مانند سال های گذشته مجبورند جهت خروج از مرز موانع اداری دست و پاگیر و وقت گیر را بكذرانند که این مساله موجب تجمعات چندین هزار نفری در خروجی مرز شلمچه و نرسيدن بيشتر افراد به مراسم اربعين حسيني می شود.
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

آلودگي سيستم اداري

پستتوسط najm134 » چهارشنبه آپريل 02, 2014 2:22 am

روایت ورزشکار مدال آور محجبه از رنجهای پس از موفقیت؛ ‌
به کره‌ای‌ها نامه‌نوشتند که این‌خانم نمی‌دانسته نبایدبا چادر بیاید!/ روایتی از فشار برای تمرین مختلط!
یکی از افتخارات ورزش کشورمان، حضور بانوان مسلمان ایرانی در رقابتهای جهانی با حجاب اسلامی است. افتخاری که شاید از نگاه داخل کشور چندان غیرعادی نباشد اما اثرگذاری فرهنگی زیادی در خارج از کشور ایجاد می کند به خصوص اگر همراه با مدال آوری هم باشد. تصوير

صدای شیعه: سمیه حیدری، یکی از بانوان موفق ورزش ایران است که البته به یک دلیل از سایر بانوان ورزشکار شناخته شده تر است. او علاوه بر آنکه اولین بانوی مدال آور در رقابت های جهانی در رشته جودو است، اولین زن ایرانی است که با پوشش مقدس چادر بر روی سکوی قهرمانی ایستاده است. این عمل او موجب شد تا طی نامه ای از سوی دفتر رهبر معظم انقلاب مورد تقدیر قرار بگیرد. حیدری در این گفت و گو نیز به دیدارش با رهبر انقلاب و تأیید عملکرد او در روی سکو رفتن با چادر توسط ایشان اشاره می کند.

این جودوکار 28 ساله اهل استان چهارمحال و بختیاری، نیمی از عمرش را رزمی کار کرده است و بالاخره بعد از تجربه ووشو و کاراته و تکواندو به جودو رو می آورد.

وی در بازی‌های آسیایی داخل سالن کره جنوبی که تیر ماه امسال برگزار شد مدال نقره مسابقات را کسب کرد. او برای دریافت همین مدال با چادر مشکی روی سکو حاضر شد. پنج ماه بعد حیدری در رقابت های جهانی کوراش توانست با کسب مقام سوم جهان اولین بانوی مدال آور ایرانی در مسابقات جهانی باشد.

به رغم همه این افتخارات، او این روزها تحت فشارهای روحی شدیدی قرار دارد. فشارهایی که پیش از کسب این افتخارات نیز از ناحیه مسؤولان فدراسیون وجود داشته است. حیدری پس از کسب این افتخارات که بسیاری از هزینه های مالی اش را خود و خانواده اش پرداخت کرده اند، نه تنها از سوی مسؤولان ورزشی کشور به نحو شایسته تشویق نشده است بلکه در جریان ادامه مانع تراشی های گذشته روز جمعه در جریان مسابقات قهرمانی کشور با اعمال نظر شبانه فدراسیون جودو به همراه خواهرش از این رقابت ها کنار گذاشته می شود.

آنچه در ادامه می خوانید روایت این بانوی محجبه مدال آور از کارشکنی ها و مانع تراشی ها بر سر راه موفقیت اوست که به گفته خودش، بخشی از آن ناشی از حفظ حریم های اخلاقی و حجاب است. گفت و گوی جهان نیوز با حیدری پیش از انتشار خبر حذفش از رقابت های کشوری انجام شده است.

جهان: خانم حیدری چند سال است که به صورت حرفه ای ورزش جودو را دنبال می کنید و برای رسیدن به موفقیت چه مسیری را پیمودید؟

من 12-13 سال است که عضو تیم ملی جودو هستم. که البته این دوران برای من بسیار رنج آور بود. هر چند که مشکلات در ورزش بانوان بسیار است و چون دیده نمی شوند این مشکلات هم حل نشدنی است. البته برای من مهم نیست چون من به دنبال پیشرفت هستم.

جهان: از کسب مدال برنز در مسابقات جهانی کوراش ترکیه بگویید.

برای مسابقات ترکیه، در ابتدا قرار شد من اعزام نشوم.

جهان: چرا؟

چون در فدراسیون کسانی بودند که نمی خواستند من مقام و مدال بیاورم. این افراد تا قبل از مسابقات جودوی آسیایی بانوان کره جنوبی که من مدال آوردم، با قدرت می گفتند بخش جودوی بانوان بزرگسال باید منحل شود چون مدال آور نیستند!

جهان: یعنی این فدراسیون دنبال پیشرفت ورزش جودوی کشور نیست؟

بیشتر دنبال این هستند که خودشان مطرح باشند.

جهان: رئیس فدراسیون چه نقشی دارد؟

آقای رستگاراخیرا از خارج کشور آمده اند و 7 سال ایتالیا بودند و خبری از این اتفاقات ندارند. در جریان جودو کشور نبودند و وقتی از ایتالیا آمدند به یکباره رئیس فدراسیون جودو شدند ولی اختیار در دستان افراد دیگر بود!

جهان: در قسمت بانوان چطور؟

در ابتدای حضور آقای رستگار به عنوان رئیس فدراسیون در پاییز 91 چند ماهی بخش بانوان بدون رئیس بود و بعد از چند ماه خانمی از سوی وزارت ورزش معرفی و منصوب شدند که ایشان نه تنها کاری برای ورزش بانوان انجام نمی دادند که البته معضلی برای جودوی بانوان شده بودند.

من در همان زمان نایب رئیس بانوان هیات جودوی استان تهران بودم. بعد از یک ماه ایشان از من دعوت کردند که به عنوان مربی تیم ملی مشغول به کار شوم؛ اما من قبول نکردم.

این اتفاق سرآغاز مشکلات من شد و ایشان بعد از پاسخ منفی من، بخشنامه ای صادر کردند که هر کس سمت و شغلی دارد مثل نایب رئیس و... نمی تواند در مسابقات شرکت کند.

جهان: در یکی از مصاحبه هایتان عنوان شده بود که از شما خواسته بودند قهرمانی را کنار بگذارید! این درخواست در راستای همین بخشنامه بوده است؟

من هدفم ورزش و کمک به ورزش بوده است. ایشان وقتی پیشنهاد مربی گری را به من دادند و من قبول نکردم ظاهرا خیلی ناراحت شده بودند و این بخشنامه را صادر کردند. بعد از آن جلسه ای با خانم میری، نایب رئیس بانوان، گذاشتند. آنجا بود که در حضور ایشان و رسما به من گفتند "شما ورزش را کنار بگذارید." حتی صراحتا به من گفتند "من از شما خوشم نمی آید. شما به درد این رشته نمی خورید." حتی به ایشان گفتم من خانواده ام خیلی هزینه کردند و زحمت کشیدند. برای اثبات این حرفهایم شاهد هم دارم.



جهان: بعد از آن چه شد؟ بخشنامه اجرایی شد؟

بله. من استعفا دادم و ایشان پذیرفتند. من در مسابقات کشوری شرکت کردم و اول شدم. آن خانم هم بعد از مدتی از فدراسیون رفتند. البته قبل از این اتفاقات هم در شورای فنی فدراسیون که آقای آرش میراسماعیلی، نایب رئیس فدراسیون حاضر بودند مصوبه ای داشتند مبنی بر اینکه جودوی بانوان بزرگسال منحل شود! فکر کنم اوایل سال 91 بود.

جهان: خب، بر گردیم سر اعزام شما به ترکیه. فدراسیون چه حمایتهایی از شما انجام داد؟

از سوی فدراسیون چون اردوی بزرگسالان منحل شده بود هیچ همکاری انجام نشد. هیچ اردویی تشکیل نشد. همه هزینه ها،حتی هزینه مربی و هزینه باشگاه به عهده خودمان بود. حالا مسائل مالی به کنار، دغدغه اینکه چه مربی بدنسازی داشته باشیم هم داشتم.

جهان: درباره شما یک نکته مهم وجود دارد که خانم حیدری، قهرمان است. ورزشکار است. اما یک قهرمان محجبه است. آیا حجاب شما، در مانع تراشی ها نقش داشت؟

ببینید من از بچگی حجاب و چادر را دوست داشتم انگار در وجود خودم بود. من حضرت زینب(سلام الله ) و حضرت زهرا(سلام الله) را به گونه ای دیگر حس می کنم. دوستان فدراسیون خیلی دوست ندارند محجبه ها بالا بیایند. اصلا دوستشان ندارند. محوشان می کنند.

حتی یک خانم ورزشکاری بود در اردوی تیم نوجوانان که تنها چادری تیم نوجوانان بود. کاری کردند که دستش از 2 ناحیه شکست؛ تا فرصت حضور در مسابقات را از وی بگیرند، چون این ورزشکار سن کمی داشت، نتوانست از حقش دفاع کند!

جهان: چه اتفاقی افتاد که دستش شکست؟ این کسانی که شما می گویید از چه طریقی این کار را کردند؟

در برنامه تمرینی اردو، حریفش را به گونه ای انتخاب کرده بودند که 10 کیلو سنگین تر از خودش باشد و چون این حریف بازیکن مبتدی هم بوده و سنگین وزن، باعث این اتفاق می شود. جالب است که حتی این خانم (کسی که مصدوم شده) اصرار می کند که این خانم 10 کیلو از من سنگین تر است ولی مربی قبول نمی کند و می گوید این یک تمرین طبیعی است که حریف 10 کیلو سنگین تر باشد!

جهان: کمی از مسابقات آسیایی کره جنوبی بگویید. ظاهرا در مسابقات کره مسؤولین فدراسیون و ورزش کشور از اینکه شما با چادر روی سکو رفتید به شما اعتراض کردند؟

موقع اهدای جوایز، مسؤولان تشریفات کره جنوبی به من گفتند گرمکن بپوش و روی سکو برو. من همانجا گفتم چادرم را بیاورید؛ من با چادر روی سکو می روم. گفتند نه باید گرمکن بپوشید که من گفتم اصلا برای من مهم نیست روی سکو بروم یا نروم؛ مهم این است که با چادر روی سکو بروم. 20 دقیقه ای طول کشید و در نهایت چون همه منتظر بودند و نگران که چه اتفاقی افتاده، گفتند که هر چی می خواهد به او بدهید که سریع برود روی سکو. البته در نهایت چادرم را آوردند و من با چادر رفتم روی سکو.

جهان: در این فاصله که شما مقاومت می کردید که با چادر روی سکو بروید مسؤولین چه حمایتی کردند؟

هیچ حمایتی نکردند. وقتی از سکو پایین آمدم و رفتیم هتل، متوجه شدم در هتل جلسه ای تشکیل شده و آقای افشار زاده دبیر کمیته ملی المپیک به مسؤولین فدراسیون جودو اعتراض کردند که چرا فلانی با چادر روی سکو رفته است. مگر با چادر مسابقه داده! برای جمهوری اسلامی خیلی بد شده است! این کار به ضرر ما شده است! بعد در اتاق را زدند و گفتند که این کار شما، برای ما خیلی بد شده است و فدراسیون جودو را زیر سؤال بردید! چرا این کار را کردید؟

من آن موقع خیلی ناراحت شدم و فقط به حضرت زینب(س) گفتم من فقط به خاطر خودت و به عشق خودت با چادر رفتم روی سکو. چیزی که آن لحظه در ذهنم آمد همین بود. بعد از آن قرار شد در مراسم اختتامیه شرکت کنم که به من گفتند اگر قرار است با چادر بیایی اصلا شرکت نکن!

جهان: چه کسانی این حرف را زدند؟ کدام مسؤول؟

نمی توانم بگویم. در این سفر حتی حراست هم با ما نبود و من خیلی ناراحت شدم از اینکه چرا مسؤولین ایرانی با چادر مخالفت می کردند. بعد هم نامه ای زدند به مسؤولین کره جنوبی و گفتند که این خانم نمی دانسته که نباید با چادر شرکت می کرده است!

جهان: آیا در قوانین بین المللی تعریفی هم برای سکو شده و یا فقط درباره حضور روی تشک قوانین وضع شده است؟

نه چنین قانونی برای سکو تعریف نشده است.


جهان: در ایران چه اتفاقی برای شما افتاد؟

بعد از این اتفاق و قبل از برگشت خیلی ناراحت بودم و استرس داشتم. به گونه ای با من برخورد کرده بودند که من فکر می کردم خیلی اشتباه کردم. اما وقتی به ایران برگشتم، پدرم بابت این کار خیلی تشویقم کرد و من آن لحظه بود که خیالم یک مقدار راحت شد.

تا اینکه از دفتر حضرت آقا با من تماس گرفتند و پیغام ایشان را به من رساندند و من این قدر هیجان زده شدم که از خوشحالی زیر سرم رفتم. اصلا باورم نمی شد. بعد از آن به دیدار آقا رفتم و ایشان گفتند: خیلی کار خوبی کردید که با چادر روی سکو رفتید. باعث افتخار مملکت ایران هستید. من سجده شکر به جا آوردم که شما با چادر روی سکو رفتید و...

جهان: بازتاب روی سکو رفتن شما با چادر، در رسانه ها چگونه بود؟

انتظارم خیلی بیشتر بود. بعد ازاین اتفاق مطبوعات خیلی خوب کار کردند ولی تلویزیون کم کاری کرد. حتی یک مصاحبه هم با من نکردند. نه اینکه برای خودم بگویم. اما من نماد یک زن مسلمان موفق ایرانی را نشان داده بودم و این نیاز به فرهنگ سازی داشت، ولی این را فرهنگسازی نکردند و از من حتی برای یک برنامه تلویزیونی دعوت نکردند که از من بپرسند برای چه این کار را کردم.

جهان: بعد از موفقیت در کره از شما چه حمایتهایی انجام شد و بعد از آن به چه مسابقاتی اعزام شدید؟

هیچ تقدیر و تشکری از سوی فدراسیون از من نشد. حتی یک تلفن هم به من نزدند حتی یک تبریک هم به پدر من نگفتند. بعد از آن باید برای مسابقات ترکیه اعزام می شدیم که به من گفتند شما اعزام نمی شوید چون حجاب شما مورد تایید نیست. البته منظور لباس حین مسابقات و تشک است و ما نامه زده ایم و منتظر پاسخ هستیم. من خودم پیگیری کردم گفتند نه چنین چیزی وجود ندارد و فدراسیون هم نامه نزده بودند. یک ماه با من امروز و فردا می کردند و جواب درستی نمی دادند. حالا جالب اینجاست که نه فدراسیون آسیایی مشکل داشت و نه فدراسیون جهانی بلکه خود مسؤولین فدراسیون می خواستند بهانه بیاورند که اعزام نکنند.

دو هفته مانده به بازیها به ما اعلام کردند حجابتان مانعی ندارد البته من مطمئنم به خاطر اینکه ما مصاحبه کرده بودیم و مسائل را گفته بودیم مجبور شدند اعلام کنند که مشکلی وجود ندارد.

جهان: بالاخره اعزام شدید؟

قرار شد ما از طریق مشهد به مسابقات ترکیه اعزام شویم. وقتی از مشهد تماس گرفتند، گفتند باید هزینه های خودتان و همراهتان را بپردازید! حتما هم باید یک همراه داشته باشید. من رفتم پیش آقای رستگار رئیس فدراسیون جودو. ایشان گفتند نگران نباشید ما تامین می کنیم.

دوباره یک پیامک آمد گفتند باید 1 میلیون و 700 هزار تومان علی الحساب پرداخت کنید. من دوباره رفتم پیش آقای رستگار. ایشان گفتند نه بروید نگران نباشید. یعنی اینها می خواستند از لحاظ روانی من را به هم بریزند.

یعنی درست زمانی که من به عنوان یک بازیکن باید آرامش داشته باشم، این مسائل را بوجود می آوردند و بجای تمرین و تمرکز باید دنبال این مسائل می رفتم.

جهان: یعنی این کارها را برای سنگ اندازی انجام می دادند؟!

دقیقا. من را از لحاظ روحی به هم می ریختند. در نهایت طبق قرار قبلی برای اعزام به ترکیه ساعت 12 شب به همراه خانواده ام به فرودگاه رفتیم. خانواده ام که از من جدا شدند، به من گفتند باید 300 دلار بدهید. که من زنگ زدم به خانواده ام گفتم برگردید باید پول بدهیم. حدود ساعت 2 نصف شب. ببینید چه اضطرابی برای من و خانواده ام ایجاد می کردند. بالاخره نصف شب پول را تهیه کردیم.

در نهایت ما 25 نفر بودیم که به ترکیه اعزام شدیم؛ البته فقط 2 نفر از ما خانم بودند. حتی من از فدراسیون خواسته بودم اجازه دهند حداقل مربی من همراه من باشد ولی قبول نکردند.

جهان: با این تفاسیر یک اجماعی بر علیه شما شکل گرفته بود؟ به نظر شما ارتباطی با حجاب شما و دیدگاهتان نداشت؟

برخی مسؤولان ورزشی معتقدند بانوان به خاطر حجابشان می بازند! این حجابشان مانع قهرمانی آنهاست. وقتی من با همین حجاب قهرمان شدم این افراد بر علیه من موضع گرفتند.

جهان: شما چقدر تلاش کردید دیدگاهتان را جا بیندازید؟

من تمام تلاشم را می کنم. اما باید بگویم اگر الان من تا اینجا توانستم ادامه بدهم حاصل عنایت حضرت آقا به من بوده و من با پیام ایشان انرژی گرفتم و مسیرم را ادامه دادم اما بقیه فقط مانع تراشی کردند.


جهان: به نظر شما چرا ورزش بانوان به درجه ای رسیده که تصمیم به انحلال آن می گیرند؟

ببینید وقتی یک خانمی عضو تیم ملی می شود باید اول فرهنگسازی شود، خانواده اش را راضی کند، هزینه کند، مسؤولین حمایت کنند تا به درجه ملی برسد که البته در نهایت دیده هم نمی شود، هیچکدام از این حمایت ها انجام نمی شود و از لحاظ روحی روانی هم در مضیقه هستند و چون مقام نمی آورند می گویند باید منحل شود.

جهان: برای این مشکلات به وزارت ورزش مراجعه نکردید؟ بالاخره یک جایی باید باشد که به مشکلات رسیدگی کند؟

نه من به وزارت ورزش مراجعه نکردم. فقط از طریق خانم اکبر آبادی رئیس وقت بانوان وزارت ورزش برای یک مراسمی دعوت شدم که ایشان هم برخورد خیلی بدی با من کردند. [خبرنگار جهان نیوز مطلع شد که پس از انجام این گفت و گو سمیه حیدری با معاون بانوان وزارت ورزش و جوانان دیدار کرده است.]

جهان: چه برخوردی؟

یکسری مشکلات و حاشیه هایی برای من ایجاد کردند. در نهایت آقای وزیر تنها به من یک تقدیرنامه دادند.

جهان: حمایت مجلس چطور بود؟ به نمایندگان مجلس مراجعه نکردید؟

من از مجلس خیلی تشکر می کنم. خیلی از من حمایت کردند، هرچند دوستان فدراسیون ناراحت شدند و یک مقداری کارها پیچیده تر شد.

جهان: در دنیا اجماعی وجود دارد که زن در ایران جایگاه ندارد اما شما ثابت کردید زن ایرانی می تواند قهرمان باشد، می تواند حجاب هم داشته باشد. شما چقدر درصدد این اثبات بودید؟

ما در مسابقات قبلی که اعزام می شدیم خانمهای ورزشکار ایرانی حجابشان در آن سوی مرز تغییر می کرد. حتی مسؤولینشان هم همینطور. در تیمهای مختلف اینگونه است. ایرانیان در دهکده مسابقات، وقتی من را با این حجاب می دیدند از من می پرسیدند شما حراست هستید؟ خبرنگار هستید؟ مربی هستید؟ بعد که می فهمیدند ورزشکار هستم خود ایرانیها تعجب می کردند و
برای گرم کردن، بازیکنان تیم را به دو دسته تقسیم کردند؛ آقایان و خانمها. می گفتند خانمها و آقایان باید با هم بسکتبال بازی کنند! من در آن شرایط مرتب خودم را کنار می کشیدم چون من اهل اینجور تمرینها نبودم
حتی خیلی ها می گفتند این فرد اُمُل است!

جهان: واکنش خارجیها چگونه بود؟ آنها چه برخوردی با شما داشتند؟

خود خارجیها این حجاب را دوست داشتند و می گفتند چه پوشش زیبایی است. یکی از آنها گفت اگر می شود این را به من بده بپوشم و حتی عکس می گرفتند و برایشان خیلی جذاب بود.

جهان: فکر می کنید مسؤولین چرا در مقابل شما کوتاهی کرده اند؟ چه حمایتی باید از شما انجام می دادند و کوتاهی کردند؟

هر پیشرفتی وجود دارد به دست مسؤولین است. اگر مسؤولین از ورزشکاران محجبه حمایت کنند حتی مسؤولین در رده جهانی هم موظف به حمایت می شوند اما متاسفانه من هیچگاه از سوی مسؤولین ورزشی کشور خودم حمایت نشدم چه رسد به مسؤولین جهانی که اصلا نمی دانند حجاب چیست؟!

من حتی در زمینه فنی هم حمایت نشدم. در مسابقات کره جنوبی بازیکن کره جنوبی را بردم. کره جنوبی رفت بازی من را آنالیز کرد. سرمایه گذاری کرد و در نهایت در مسابقات ترکیه، همان بازیکن کره من را شکست داد. می دانید چرا؟ چون او 4 مربی همراهش بود و این بازیکن را هدایت می کردند، وقتی کره برد انگار مربیان کره به جای طلا، الماس بردند.

حالا فکر می کنید در مقابل چه اتفاقی افتاد؟ مسؤولین فدراسیون حتی به من اجازه ندادند با خودم مربی به مسابقات ترکیه ببرم!


جهان: خانم حیدری یک مقداری از تمریناتتان در خارج از کشور بگویید. شنیده ایم در این تمرینات موضوع عدم اختلاط ورزشکاران آقا و خانم رعایت نمی شده است؟

حرمت بانوان در تمرینها رعایت نمی شود. علت این است که کسانی به عنوان مسؤول انتخاب می شوند که خودشان اهل رعایت نیستند. چندی پیش فیلمی دیدم که از حریم خصوصی بانوان ورزشکار در رختکن گرفته شده بود. خب بسیاری از این مدل رفتارها و اخلاق ها ورزشی نیست. حالا مشکلات فنی جای خود بماند.

جهان: پس تمرینهای مختلط در خارج از کشور صورت گرفته است؟

بله بوده است در مسابقات ازبکستان که رفته بودیم. برای گرم کردن، بازیکنان تیم را به دو دسته تقسیم کردند؛ آقایان و خانمها. می گفتند خانمها و آقایان باید با هم بسکتبال بازی کنند!

من در آن شرایط مرتب خودم را کنار می کشیدم چون من اهل اینجور تمرینها نبودم. در آن موقع که من خودم را کنار می کشیدم با من برخورد می کردند که چرا درست تمرین نمی کنم.

واقعا برای خودم هم سؤال بود که چرا تمرین و نرمش خانمها و آقایان باید با هم باشد و اجبار می کردند که تمرین مختلط داشته باشیم. البته من سند هم دارم. من داشتم از تمرین تیمهای خارجی در همان سالن فیلم می گرفتم که ناخودآگاه چند ثانیه کوتاهی هم از تیم خودمان با آن شرایط فیلم گرفتم.

در مسابقات کره جنوبی که رفتیم شرایط همین جوری بود. یکی از آقایان به حالت مسخره گفته بود حالا خانم حیدری می خواهد با چادر تمرین کند؛ که البته من نشنیده گرفتم. بعد یک نفر را آوردند و به من گفتند باید بروید با این آقا تمرین کنید. من گفتم این کار را نمی کنم، گفتند اجبار است. من در آن لحظه تنها کاری که می توانستم انجام دهم این بود که سالن را ترک کنم.

جهان: مگر مربی خانم آنجا نبود؟

چرا بودند. اتفاقا خانمها می گفتند چرا تمرین نمی کنی؟ می گفتند کسی که اینجا نیست. حراست هم که حضور ندارد!

جهان: به نظر شما وزارت ورزش و جوانان چه کمکی می تواند به شما و سایر بانوان ورزشکار بکند؟

من از وزارت ورزش و جوانان خواهش می کنم مشکلات بانوان ورزشکار را حل کنند. باید ورزش بانوان از آقایان جدا شود. من به عنوان یک خانم شاید نتوانم مشکلاتم را به یک آقا بگوم. اما حالامجبورم، چون یک آقا در راس کار است. الان حتی به خانم هم بگویم دوباره به یک آقا منتقل می شود، اما این بار با یک واسطه.

واقعا در ورزش بانوان مشکلات است. من پیشنهاد می کنم، ورزش بانوان به عنوان یک نهاد مستقل عمل کند. بودجه جدا باشد. اعزام ها جدا باشد. الان درباره این اختلاطها من رعایت می کنم، اما شاید بقیه برای پیشرفت مجبورند تن به کارهایی بدند که خودشان هم موافق نباشند ولی چاره ای ندارند. جهان نیوز
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

تصاوير پاره کردن پوسترهاي فاطمي در کرمانشاه!

پستتوسط najm134 » شنبه آپريل 05, 2014 11:38 am

به گزارش شيعه آنلاين، اخبار رسيده از شهر کرمانشاه حاکي از آن است که دو روز پيش تعدادي از جوانان عاشق اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام هنگامي که شاهد کم کاري شهرداري اين شهر در فاطمي کردن حال و هواي شهر بودند، در اقدامي داوطلبانه چند هزار پوستر فاطمي را در نقاط مختلف اين شهر نصب کردند.

گفته مي شود اما تنها چند ساعت بعد از نصب اين پوسترها، نيروهاي شهرداري کرمانشاه به صورت شبانه و به دلايل نامعلوم اقدام به پاره و محو کردن پوسترها کردند.

قابل ذکر است، اين اقدام در حالي از سوي نيروهاي شهرداري کرمانشاه رخ داد که انتظار مي رفت اين ارگان در فاطمي کردن حال و هواي شهر گام بر مي داشت.
تصوير تصوير
تصوير

تصوير ذيل مربوط به قبل از پاره شدن پوسترها است
تصوير
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

حرص و طمع و سودجويي محلي

پستتوسط najm134 » سه شنبه آپريل 08, 2014 12:16 am

به گزارش شيعه آنلاين، بر اساس قوانين جمهوري اسلامي ايران در قبال خدمات شهرداري هاي شهرهاي مختلف ايران، شهروندان هر شهر بايد به شهرداري همان شهري که در آن سکونت دارند، عوارض پرداخت کنند.
تصوير
اما خبرنگار افتخاري ما در شهر مهران در استان ايلام که يکي از مرزهاي زميني عبور مسافران از ايران به عراق به شمار مي رود، خبر داد که متأسفانه شهرداري اين شهر در اقدامي غير قانوني و نامشروع از هر زائري که قصد سفر به عراق را دارد، 100 هزار ريال عوارض شهرداري مي گيرد.

شهرداري شهر مهران در حالي اين مبلغ غير قانوني را به زور از زائران مي گيرند که هر زائر به طور جداگانه هنگام خروج از ايران هم در مرز، عوارض خروج از کشور پرداخت مي کند.

اين عوارض در حالي توسط شهرداري مهران از زائران عتبات دريافت مي شود که بيش از 95 % از زائراني که از مهران به عراق سفر مي کنند، از اهالي و ساکنان شهر مهران نيستند لذا به هيچ وجه بر اساس قانون جمهوري اسلامي ايران نبايد عوارض شهرداري بپردازند اما با توجه به اينکه در اين زمينه نظارتي در شهر مهران صورت نگرفته، اين مبلغ به صورت غير قانوني از زائران دريافت مي شود.

گفتني است اگر قرار باشد که هر شهري از مسافران عوارض شهرداري بگيرد، پس همه مسافراني که به شمال کشور سفر کرده اند و يا زائراني که به مشهد مقدس رفته اند نيز بايد به شهرداري هاي اين شهرها عوارض پرداخت کنند!

لازم به ذکر است، آمار دقيقي از تعداد زائراني که در عيد نوروز امسال از طريق مرز زميني مهران به عراق سفر کردند مشخص نيست اما در صورتي که 50 هزار نفر از مرز مهران سفر کرده باشند، اين به معني آن است که شهرداري مهران تنها در دو هفته گذشته مبلغ 5000000 ريال درآمد غير قانوني و نامشروع کسب کرده است.
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

خطر سقوط دیواره بتنی پل نوساز

پستتوسط najm134 » سه شنبه آپريل 22, 2014 1:40 am

به گزارش مشرق، هنوز مدت زیادی از افتتاح پل روگذر «کوثر» که بلوار کوثر را از روی کمربندی شمالی کرمان عبور می‌دهد نگذشته که بخشی از دیواره‌ بتنی این پل به سمت خیابان منحرف شده و خطر ریزش آن به عنوان یک تهدید برای رانندگان به شمار می‌رود.

تصوير

خبر افتتاح این تقاطع غیر‌هم‌سطح در زمان افتتاح در بسیاری از نشریات و رسانه‌های کرمان پوشش داده شد و مسئولین شهرداری از آن به عنوان یک دست‌آورد برای رفع مشکل عبور و مرور در شهر کرمان یاد کردند. اما اکنون بخش عظیمی از این پل در معرض ریزش قرار دارد و هم اکنون کارگران مشغول رفع عیب آن هستند.

تصوير

سیف‌الهی شهردار کرمان در مراسم افتتاح این تقاطع با بیان اینکه پل کوثر در مهرماه 91 تحویل یکی از پیمانکاران صادق و درستکار شهر کرمان شد، گفته بود: علی‌رغم مشکلات مالی، بالارفتن قیمت میلگرد، مصالح و دستمزد کارگران، پل کوثر ظرف مدت یک سال به بهره‌برداری رسید.

تصوير

به نظر می‌رسد ایرادات فنی این سازه تنها در خطر ریزش بخشی از بدنه خلاصه نمی‌شود و باید هر چه سریع‌تر اقدامات لازم برای رفع خطر مالی و جانی از استفاده کنندگان از این پل و نیز خودروهایی که قصد عبور از زیر آن جهت تردد در کمربندی شمالی کرمان را دارند، اقدام شود.

تصوير

تسریع در تحویل پروژه ها امری پسندیده است ولی نباید کیفیت کار را فدای سرعت کرد بخصوص در پروژه هایی که به غیر از خسارت مالی امکان خسارت جانی را نیز می تواند در پی داشته باشد.
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

جزئیات تخلفات گسترده دولتمردان

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه جولاي 17, 2014 3:27 pm

افشای جزئیات 450 هزار استخدام غیر قانونی در دولت احمدی‌نژاد، 1520 بی‌سواد،10 هزار راهنمایی،14هزار مدرک زیردیپلم و دیپلم

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی دیروز پرده از جزئیات تخلفات گسترده دولتمردان نهم و دهم برداشت.
در طول مصاحبه باورمان نمی‌شد که آمار واقعی باشد وقتی هم که مصاحبه را ویرایش می‌کردیم نمی‌خواستیم این واقعیت تلخ را باور کنیم. جزئیاتی که نماینده رشت در مجلس از آن پرده برداشت. واقعیتی است که دولت یازدهم باید با آن تا سه سال دیگر دست و پنجه نرم کند. ما هم باورمان نمی‌شد کسی که سواد نداشته باشد در مدرسه به تعلیم دانش‌آموزان مشغول باشد یا کسی توانایی نداشته باشد و در نهاد ریاست‌جمهوری مشغول به کار شود. در عین حال فارغ‌التحصیلان دانشگاهی «آسمان را نگاه و زمین را متر کنند».

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی دیروز پرده از جزئیات تخلفات گسترده دولتمردان نهم و دهم برداشت. مشروح گفت‌وگوی این نماینده مجلس با آرمان در ذیل آمده است.

شما دیروز در نطق پیش از دستور خود به استخدام غیرقانونی و بی‌ضابطه 450هزار نفر در دولت اشاره کردید. لطفا درخصوص جزئیات این استخدام بی‌سابقه توضیح دهید؟
در دولت دهم حدود 650هزار نفر به‌صورت رسمی، پیمانی یا قراردادی استخدام شدند که 450هزار نفر از این استخدام‌ها بدون نشر آگهی و امتحان استخدامی صورت گرفته است. فقط در آموزش و پرورش از این تعداد 1520نفر بی‌سواد هستند. با مدرک راهنمایی حدود 10هزار نفر استخدام شدند. حدود 14هزار نفر هم با مدرک زیردیپلم و دیپلم استخدام شدند. من در مجلس بارها این مطلب را اشاره کردم. این استخدام‌های غیرقانونی ظلم بزرگی بود که به فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ما در دولت‌های نهم و دهم صورت گرفت. از این گذشته 200 هزار سازمان و موسسه بر خلاف قانون در دولت‌های گذشته ایجاد شدند. اگر بخواهیم به صورت آماری ذکر کنیم، 2 درصد از 76هزار نفری که در دو سال گذشته در وزارت آموزش و پرورش استخدام شدند، بی‌سواد هستند، 14درصد تحصیلاتی تا مقطع ابتدایی، 19درصد راهنمایی، یک‌درصد دیپلم و 33درصد بالاتر از دیپلم هستند که نشان‌دهنده چیزی در حد فاجعه در این حوزه است. بر اساس این گزارش از سال 83 تا 91 حدود 332 هزار نفر در آموزش و پرورش استخدام شده‌اند، از طرف دیگر درباره پرونده مهرآفرین هم‌اکنون حدود 392 هزار نفر در انتظار استخدام بر اساس طرح مهرآفرین هستند که تا سه برابر این افراد بازنشسته نشوند امکان جذب این افراد واقعا وجود ندارد.

آیا امکان دارد در کشور ما چنین عبور از قانونی رخ داده باشد. رقمی که از کارمندان دولت ارائه می‌دهید، به‌معنای تغییر بدنه دولت است؟
چطور امکان ندارد؟ حال که اتفاق افتاده است. اسناد و مدارکش هم موجود است. گزارش معاون توسعه نهاد ریاست‌جمهوری را بخوانید؛ نطق میان‌دستور دیروز مرا در مجلس ملاحظه کنید تا شبهه شما برطرف شود. بر اساس این گزارش 200هزار سازمان برخلاف قانون در دولت‌های گذشته شروع به فعالیت کرده‌اند، براساس این گزارش همچنین 650 هزار نفر در چند سال گذشته استخدام شده‌اند که جذب حدود 450 هزار نفر از آنها بدون ضوابط و بر اساس رابطه‌ بوده است.همچنین بر اساس گزارش نهاد ریاست‌جمهوری حدود 10 درصد از بیمه‌شدگان باید قراردادی می‌شدند که در این رابطه بخش‌های صنعت و معدن حدود 790 درصد، ریاست‌جمهوری 507 درصد، تعاون 336 درصد و جهاد کشاورزی103 انحراف دارد. دولت گذشته بر اساس قانون باید حدود 125هزار نیروی قراردادی جذب می‌کرد اما این تعداد به 548 هزار نفر در شرایط کنونی رسیده است، از طرف دیگر 422هزار نفر بدون رعایت هرگونه تشریفات مانند آگهی استخدامی و برگزاری آزمون استخدام شدند.

مگر ما شرایط خاصی برای استخدام نداریم. مگر نهادی بر این اقدامات نظارت نمی‌کرد؛ یعنی هیچ‌کس چیزی ندید؟
همه دیدند اما دم نزدند. در همین مجلس کسانی که به خاطر مسائل کوچک دولت را تحت فشار می‌گذارند، خطاهای دولت گذشته را پوشاندند.

آخر این بحث یک تخلف مالی ساده نیست. استخدام‌های فرا قانونی است؟
خود نهاد ریاست‌جمهوری بیش از 5برابر نیروی مورد نیاز خود استخدام رسمی و پیمانی داشته است. وزارت صنعت و معدن در ظرف مدت کوتاهی 7برابر نیاز خود استخدام رسمی و پیمانی داشته است. وزارت کار 3برابر نیاز خود در عرض چند ماه استخدامی داشته است. وزارت امورخارجه 100درصد استخدام نیرو داشته است. نه آزمونی، نه فراخوانی به‌صورت کاملا فراقانونی در این استخدام‌ها عمل شده است.

این افراد استخدام شده چه کسانی بودند؟
من به شما اطمینان می‌دهم. اکثر کسانی که استخدام شده اند از نزدیکان دولتمردان سابق بودند. عمده فرزندان فرمانداران و مدیرکل‌های هر دستگاه و وزارتخانه‌ای در دولت استخدام شده‌اند. شما بروید تحقیق کنید. گزارش معاون توسعه نهاد ریاست‌جمهوری را بخوانید.

چه کسانی باید بر این رویداد نظارت می کردند و این اتفاق را کنترل می کردند که نکردند؟
سازمان بازرسی کل کشور باید به این قضیه ورود پیدا می‌کرد که نکرد. امروز هم نیاز است که قوه قضاییه به این قضیه ورود پیدا کند. اکنون خواسته ریاست مجلس ارائه این گزارش به کمیسیون اصل90 و پیگیری قضایی تمام استخدام‌شدگان است. سازمان بازرسی کل کشور قطعا در مقابل این تخلف می‌ایستد. وظیفه نمایندگان مجلس بود که در مقابل این تخلف بزرگ بایستند که متاسفانه سیاسی و جناحی عمل کردند. برخی از نمایندگان مجلس هم‌اکنون به این اتفاق ناگوار به درستی نمی‌نگرند. امروز به دولت یازدهم به خاطر برخی موارد که در اختیار دولت نیست تذکر می‌دهند واقعا گاه برخی نمایندگان مجلس نمی‌دانند که وظیفه‌شان چیست و چگونه می‌توانند بر دولت نظارت کنند.
امروز بدنه دولت به دلیل همین استخدام‌ها ناکارآمد شده است. دولت یازدهم چگونه می‌خواهد با این حجم از نیروهای ضعیف و ناتوان به معنای واقعی کار کند. بدون شک ما مسئول اشتباهات گذشته هستیم. چرا برخی از نمایندگان مغضوبانه با دولتی برخورد می‌کنند که میراث‌دار ناکارآمدی و فساد اداری دولت گذشته است. وقتی من می‌گویم 1520 نفر از استخدام‌شدگان رسمی و قراردادی دولت بی‌سواد هستند شما باید میزان ناکارآمدی را تشخیص دهید.
وقتی در ادارات و وزارتخانه‌های ما 10 هزار نفر با مدرک راهنمایی مشغول به‌کار شدند یعنی فاتحه دولتمردی را باید در کشور خواند این در حالی است که هزاران جوان متخصص و جویای کار در کشور ما وجود دارد. نماینده مجلس باید تشخیص دهد که چه فرقی است میان این دولت و دولت قبلی.
چرا در مقابل اقدامات دولت گذشته سکوت کردند. اکنون برخی از نمایندگان مجلس دیگر سکوت نمی‌کنند هر مساله کوچکی را با بزرگنمایی به یک چالش تبدیل می‌کنند. به‌طور مثال اصلا فساد 650 میلیون یورویی رخ نداده که برخی از نمایندگان این‌گونه بزرگنمایی می‌کنند و رانتی اصلا رخ نداده است. درنهایت یک تبعیض رخ داده که باید جبران شود.

فکر می‌کنید دلیل این تخلفات گسترده نبود سازمان مدیریت برنامه‌ریزی کشور است؟
دولت نهم در اقدامی عجیب سازمانی که 70 سال قدمت داشت را منهدم کرد این روزها برخی از نمایندگان مجلس از دولت یازدهم می‌خواهند به‌صورت خلق‌الساعه و یک‌شبه سازمان مدیریت را احیا کند.

مجلس اکنون می‌خواهد با این وضعیت چه کند؟ آیا دولت را ملزم به بازنگری در استخدام‌ها می‌کند؟
پیشنهاد من این است که این پرونده به کمیسیون اصل90 ارجاع شود و کمیسیون به بررسی قضایی این پرونده بپردازد. این پیشنهاد به ریاست محترم مجلس آقای لاریجانی ارائه شده است. معتقدم تمام فرزندان مسئولان و مدیرانی که بر اساس رانت استخدام شده‌اند باید اخراج شوند. باید منتظر یک جایگزینی گسترده در نهادهای دولتی باشیم چراکه با این وضعیت به حقوق مردم ظلم می‌شود. متأسفانه در دولت گذشته عمده اطرافیان و خانواده‌های مسئولان، فرمانداران، استانداران و وزرا بدون هیچ قانونی استخدام شدند، به‌طوری که دختر یکی از فرمانداران که الفبای زبان عربی را بلند نبود در آن دوران به‌عنوان معلم عربی استخدام شد و هم‌اکنون درحال تدریس درس جغرافیاست، از این‌رو باید تخلفات دولت گذشته در مراجع قانونی و قضایی پیگیری شود تا هیچ دولت دیگری دست به چنین اقداماتی نزند.
باید با این قضیه برخورد جدی شود. استخدام‌های بی‌رویه و غیرقانونی، همزمان با بازنشستگی‌های زودهنگام باعث افزایش بودجه جاری کشور در 8سال گذشته شده است. در این دوره سن بازنشستگی زنان نزدیک به ۵۰ و سن مردان اندکی بیش از ۵۳ سال است. این میزان حدود ۱۰ سال کمتر از سن متوسط بازنشستگی در جهان است. بنابر آمار رسمی هم ‌اکنون یک میلیون و 200 هزار نفر بازنشسته کشوری و 607 هزار نفر بازنشسته لشکری در ایران وجود دارد. در کنار استخدام‌های غیرقانونی در دولت احمدی‌نژاد قبلا سه هزار بورسیه غیرقانونی نیز افشا شد.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

حضور تکفیری‌ها در اردبیل

پستتوسط najm134 » شنبه جولاي 26, 2014 8:09 pm

روزنامه جمهوري اسلامي از اردبيل گزارش داد:

اخيراً افرادي با لباس‌ها و سرو وضعي شبيه تكفيري‌ها در حاشيه شهرها به ويژه در مركز استان اقدام به سر دادن شعارهاي خاص و دعوت از مردم براي پيوستن به آنها مي‌كنند كه موجب ايجاد رعب و وحشت در اهالي شده‌اند. در آخرين بار فردي با هيكل درشت، سر تراشيده، ريش بلند و لباس عربي در خيابان علي سرباز اردبيل، با پياده شدن از يك جيپ خارجي درحالي كه با يك دست شمشير و دست ديگر خود تبر مي‌چرخاند و با كلمات عربي و لهجه تركي فرياد مي‌زد براي برقراري عدالت ياري مي‌جويم، مشاهده شد.

در استان اردبيل اقوام مختلف ترك و كرد وشيعه و سني درشهرها و مناطق عشايري و روستاها پراكنده ساكن هستند. اين استان داراي حدود400 كيلومتر مرز مشترك با كشور آذربايجان است كه با توجه به حضور گسترده عوامل رژيم صهيونيستي در جمهوري آذربايجان اين منطقه از حساسيت زيادي برخوردار است.
ضمناً سالانه صدها هزار نفر از اين كشور بدون ويزا و كنترل لازم وارد استان اردبيل مي‌شوند و اين وضعيت موجب مخاطراتي مي‌شود كه مواظبت‌ها و مراقبت‌هاي ويژه‌اي را طلب مي‌كند.
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

نماز عید فطر اهل سنت در تهران آزادانه برگزار شد

پستتوسط najm134 » پنج شنبه آگوست 07, 2014 8:14 am

خدمت بزرگ دولت تدبیر و امید به "سنی"ها؛نماز عید فطر اهل سنت در تهران آزادانه برگزار شد
به گزارش شیعه آنلاین، شنیده شده که اهل سنت امسال برای اولین بار توانستند به طور کاملا آزادانه در تهران، پایتخت جمهوری اسلامی ایران که أم القرای جهان تشیع است، نماز عید فطر برگزار کنند!
تصوير
این مسأله و آزادی که اهل سنت در برگزاری نماز عید فطر امسال داشتند، نشان می دهد که همه ادعاهایی که رسانه های سنی مذهب اعم از سایت ها و شبکه های ماهواره ای فارسی و عربی، مطرح می کنند دروغی بیش نیست.

در همین راستا «لقمان ستوده» سخنگوی شورای امور مساجد اهل سنت ایران ضمن اشاره به ایجاد ممانعت در برگزاری نمازهای عیدین در سال‌های پایانی دولت قبلی، بیان داشت که امسال با همکاری دولت تدبیر و امید در بیشتر مساجد تهران نماز عید فطر برگزار شد.

وی ضمن تشکر از همکاری استانداری تهران و نیز «علی یونسی» دستیار ویژه رئیس جمهوری ایران در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی و تلاش‌های معاون وی «حیدرعلی باقریان» و همچنین همکاری پلیس امنیت مناطق مختلف تهران و کرج، اقامه نماز عید امسال را نشانه ‌ای امیدوار کننده و شاخصی از وفاداری دولت به شعارهای انتخاباتی‌اش ارزیابی کرد و در عین حال اظهار امیدواری کرد در سال‌های آینده مجموعه‌های بیشتری از امکان برگزاری نماز عید در اماکن بیشتر برخوردار شوند.

ستوده افزود: امسال علاوه بر صادقیه، نماز عید فطر اهل سنت در مساجد رسالت، شهر قدس، ارم، محمدشهر، حیدر آباد کرج، وحیدیه، خلیج فارس و چند نقطه دیگر تهران و حومه برگزار شد
خدا كند همانطور كه سنيها در ايران نماز جمعه شان ازاد است و بيرون از دخالت و نصب حكومت ازادانه بركزار مي شود شيعيان ايران هم اين آزادي را بيدا كنند تا نمازجماعت و جمعه و عيد شان بي دخالت و نصب حكومت هم امكان داشته باشند .
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

تخریب جاده امیدیه_ماهشهر یک ماه پس از افتتاح

پستتوسط najm134 » جمعه آگوست 08, 2014 5:46 pm

تخریب جاده امیدیه_ماهشهر یک ماه پس از افتتاح

نماینده مردم بندرماهشهر،امیدیه و هندیجان در مجلس،گفت: به علت عدم رعایت استاندارد در زیر سازی جاده امیدیه_ماهشهر، متأسفانه پس از گذشت یک ماه از زمان افتتاح، بخشی از جاده تخریب شد.

حبیب آقاجری درگفت و گو با خبرنگار حوزه انتخابیه خبرگزاری خانه ملت،درخصوص مشکلات بخش عمرانی شهرستان های بندرماهشهر،امیدیه و هندیجان در استان‌خوزستان،گفت: متأسفانه تا به امروز شهرستان های بندرماهشهر،امیدیه و هندیجان در خصوص راه های مواصلاتی با مشکلات عدیده ای مواجه هستند.

نماینده مردم بندرماهشهر،امیدیه و هندیجان در مجلس شورای اسلامی،تصریح کرد: جاده امیدیه_ماهشهر در بهمن ماه سال 92 افتتاح شد اما متأسفانه این جاده در اسفند ماه از سوی مسئولان دولتی بسته شده است.

تخریب جاده امیدیه_ماهشهر یک ماه پس از افتتاح

این نماینده مردم در مجلس نهم،اظهارداشت:به علت عدم رعایت استاندارد در زیر سازی جاده و استفاده از مصالح با کیفیت بسیار پایین از سوی پیمانکار و عدم نظارت دقیق ناظر، متأسفانه پس از گذشت یک ماه از افتتاح این جاده در فروردین ماه سال 92 به علت بار ترافیکی شدید بخشی از جاده امیدیه_ماهشهر کنده شد.

کشته شدن چهار نفر در جاده امیدیه_ماهشهر

آقاجری،افزود:متأسفانه پس از گذشت یک ماه از افتتاح جاده امیدیه_ماهشهر به علت عدم محکم سازی ازسوی پیمانکار،بخشی از جاده به گونه ای کنده شد که باعث ایجاد تصادفات رانندگی شدید از جمله کشته شدن چهار نفر در یک سانحه به علت واژگونی ماشین شده است.

نماینده مردم بندرماهشهر،امیدیه و هندیجان در مجلس شورای اسلامی،تصریح کرد:متأسفانه مسئولان دولتی علاوه بر اینکه تا به امروز برخورد قانونی و جدی با پیمانکار ساخت جاده امیدیه_ماهشهر نکردند،بلکه هنوز اقدامی هم در راستای تعمییر مجدد این جاده انجام نداده اند.

این نماینده مردم در مجلس نهم،اظهارداشت:متأسفانه درحال حاضر مردم از جاده قدیمی که دوطرفه است تردد می کنند که این امر باعث بالارفتن آمار تصادفات شدید مرگبار شده است.

آقا جری،افزود:وزارت نفت باید هر چه سریعتر نوسازی و تعمییر جاده امیدیه_ماهشهر را در جهت کاهش بارترافیکی و تصادفات جاده ای مرگبار در دستور کار خود قرار دهد.

عملکرد پیمانکاران خیانت به بیت المال کشور است


نماینده مردم بندرماهشهر،امیدیه و هندیجان در مجلس شورای اسلامی،با انتقاد از اینکه عملکرد پیمانکاران خیانت به بیت المال کشور است،تصریح کرد: مـتأسفانه پس از گذشت چندین سال از زمان کلنگ زنی پروژه عمرانی احداث جاده ماهشهر_هندیجان هنوز ساخت این جاده از سوی پیمانکار به اتمام نرسیده است.

این نماینده مردم در مجلس نهم،اظهارداشت:متأسفانه روند عملیات اجرایی پروژه عمرانی احداث جاده ماهشهر_هندیجان بسیار به کندی پیش می رود به همین جهت درحال حاضر به علت دو طرفه بودن جاده ماهشهر_هندیجان روزانه شاهد تصادفات جاده ای مرگبار هستیم.

آقاجری،افزود:سیستم بازرسی کشور باید با هر چه سریعتر برخورد جدی و قانونی با متخلفان ساخت این جاده های ناایمن را در دستور کار خود قرار دهند.

پیمانکاران خاطی درلیست سیاه وزارت راه

عضو کمیسیون انرژی مجلس،گفت:وزارت راه و شهرسازی باید پیمانکارانی که از راه نامشروع کسب در آمد می کنند را در لیست سیاه قرار دهند تا در پروژه های جاده سازی دیگر از این پیمانکاران استفاده نشود
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

استفاده خانوادگی سران دولت از بورسیه‌های غیرقانونی

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه آگوست 17, 2014 9:53 am

استفاده خانوادگی احمدی نژاد و وزرا از بورسیه‌های غیرقانونی

افشای خبر اعطای ۳ هزار بورسیه غیرقانونی توسط وزارت علوم دولت احمدی‌نژاد از سوی مجتبی صدیقی، رئیس سازمان امور دانشجویان وزارت علوم، کافی بود تا نمایندگان مجلس در پی استیضاح رضا فرجی‌دانا وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت حسن روحانی برآیند.

به گزارش «تیک»، وزیر ارتباطات دولت گذشته از طراحان اصلی استیضاح به‌شمار می‌رود. او از جمله کسانی بوده که از این بورسیه‌های غیرقانونی استفاده کرده است.

پس از اعلام وصول طرح استیضاح وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در مجلس شورای اسلامی، فهرستی از اسامی دانشجویانی که به‌طور غیر قانونی از بورسیه‌ها استفاده کرده‌اند منتشر شد. خبرگزاری کار ایران قصد دارد در روزهای آینده اسامی افراد بیشتری را که به‌طور غیرقانونی از بورسیه تحصیلی استفاده کرده‌اند منتشر کند.

بورس نخبگان برای معدل ۱۳

در فهرست منتشر شده، نام پسر و داماد وزیر ارتباطات دولت گذشته به چشم می‌خورد. داماد این نماینده فعلی مجلس بورس ادامه تحصیل در آمریکا و پسر وی بورس ادامه تحصیل در کانادا گرفته است. همچنین فرزند وزیر علوم دولت سابق، با معدل ۱۳ از بورس نخبگان استفاده کرده و اکنون مشغول تحصیل در مقطع دکتراست.

خواهرزاده و داماد خواهر وزیرعلوم دولت احمدی‌نژاد نیز موفق به دریافت بورسیه شده‌اند. مطابق اسناد موجود، به همسر وی نیز مجوز فعالیت در یک مرکز آموزش عالی ویژه زنان در تهران داده شده است که مطابق قوانین موجود این امر یک تخلف قانونی به شمار می‌آید. نام یکی از مدیران رسانه منتسب به جریان اصول‌گرا هم، که این روزها با تمام توان پی‌گیر استیضاح وزیر علوم است، در این فهرست وجود دارد.

این مدیر رسانه‌ای هم‌اکنون در حال تحصیل در مقطع دکترا در رشته مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران است که به دلیل سن بالا طبق قانون شرایط استفاده از بورس را ندارد.

این بورسیه‌ها در دوران وزارت کامران دانشجو اعطا شده است. محمد زاهدی وزیر علوم دولت نهم در حال حاضر رئیس کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی و از طراحان استیضاح وزیر علوم به‌شمار می‌رود.

محمدرضا رضوان‌طلب رئیس مرکز جذب اعضای هیئت علمی وزارت علوم آمار بورسیه‌های غیرقانونی دولت گذشته را ۳ هزار و ۷۰۲ نفر بیان کرده که پرونده هزار و ۸۰ نفرشان همچنان در ابهام است.
رضوان طلب به ایسنا گفته است: « طبق مقررات قبل از جایابی و شروع تحصیل دریافت‌کنندگان بورسیه دولتی، باید از مرکز جذب اعضای هیئت علمی هم درخواست تایید صلاحیت عمومی شود. اما این قانون در بسیاری از موارد رعایت نشده است.»

وی افزوده است: «در حال حاضر یک آمار ۳ هزار و ۲ نفر و یک آمار ۷۰۰ نفر وجود دارد که مشکل حدود هزار نفر آن‌ها تا کنون برطرف نشده و درمسیر برطرف شدن هم قرار نگرفته است. مشکل ۷۰ الی ۸۰ نفر غیر قابل حل است زیرا اظهاراتی کردند که با مدارک آن‌ها مطابقت ندارد، اما آن زمان بنا بر این شده بود که این افراد به سرعت بورسیه‌ای شوند و در بعضی موارد به محض بورسیه شدن فرد، هزینه بورسیه که ۳۰ الی ۴۰ میلیون تومان بوده به حساب دانشگاه مربوط واریز شده است.»

تهدیدهای متقابل فرجی‌دانا و نمایندگان

پیش از این نمایندگان مجلس برای رهایی انصراف از استیضاح کردن فرجی‌دانا وزیر علوم دولت روحانی از وی‌ خواسته بودند که دانشجویان ستاره‌دار و مدیرانی که در حوادث سال ۸۸ حضور داشته‌اند را اخراج کند. اما فرجی‌دانا حاضر به تمکین به این خواست نشد.

به‌گزارش منابع داخلی وزیر علوم قصد دارد در جلسه استیضاح خود، جزئیات پشت پرده مسائلی را که به این استیضاح منتهی شده است، اعلام کند.علی مطهری، نماینده اصول‌گرای مجلس وعضو کمیسیون فرهنگی نیز گفته است که وزیر علوم باید از این استیضاح استقبال کند زیرا حضور او در مجلس "باعث برملا شدن حقایق و خلاف‌های دولت گذشته خواهد شد".

به گفته حجت‌الله درویش‌پور، عضو کمیسیون آموزش مجلس، دست‌کم ده نفر از نمایندگان کنونی مجلس از دریافت‌کنندگان بورسیه‌های غیرقانونی هستند. او می‌گوید افشای این بورسیه‌ها یکی از دلایل فشار بر وزیر علوم است.

جواد هروی رئیس کمیته آموزش‌عالی مجلس٬ از اتمام بررسی پرونده بورسیه‌ها در تمامی دولت‌های پیشین خبر داد و به خانه ملت، گفت: از سال ۷۵که بورسیه‌ها انجام شده، مواردی از تخلف دیده می‌شود. طبق بررسی‌ها بیشترین تخلف در زمینه بورسیه‌ها مربوط به دولت دهم است .

وی تاکید کرد: بررسی پرونده بورسیه‌ها تا حصول نتیجه ادامه خواهد داشت و هیچ موضوعی نمی تواند خللی در آن ایجاد کند. به ثمر نشستن استیضاح وزیر علوم و روی کار آمدن وزیری دیگر تاثیری در پیگیری تخلف دانشجویان بورسیه نخواهد داشت.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

تقلب و كم فروشي دولتي

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه آگوست 17, 2014 9:56 am

سرعت کم اینترنت از کجا آب می‌خورد؟

یک کارشناس حوزه فناوری اطلاعات معتقد است: قطعی اینترنت و یا سرعت پایین آن دلایل متفاوتی از جمله متولیان ارائه دهنده اینترنت در کشور دارد.

به گزارش ایتنا از ایسنا، هومن افشار درباره کیفیت اینترنت در کشور، اظهار کرد: دلایل امنیتی از جمله عوامل اصلی به شمار می‌روند، به عنوان مثال در برهه‌ای خاص به دلیل حملات سایبری، اینترنت توسط مقامات و مسوولان قطع یا سرعت آن کاهش داده می‌شود.

وی با بیان اینکه متولیان اینترنت در کشور نیز از دیگر دلایل اصلی مشکلات موجود در حوزه اینترنت به شمار می‌رود، بیان کرد: بیشترین درصد پولی که بابت اینترنت پرداخت می‌شود به شرکت ارتباطات زیرساخت ایران و مخابرات تعلق دارد.

وی افزود: وظیفه شرکت زیرساخت ایران تامین پهنای باند اینترنت و شرکت مخابرات ایجاد لینک‌های درون و برون استانی است، همچنین این شرکت خدمات فنی و تجهیزاتی را در جهت ارائه اینترنت به کاربر اداری یا خانگی در اختیار بخش خصوصی قرار می‌دهد.

افشار ادامه داد: سومین متولی توزیع اینترنت شرکت‌های خصوصی هستند که اینترنت را به عموم مردم ارائه می‌دهند.

وی با بیان این مطلب که اینترنت در ایران به صورت انحصاری در اختیار شرکت ارتباطات زیرساخت ایران است، ادامه داد: یکی از دلایل مشکل‌ساز در این حوزه همین مساله است و این درحالی است که در سایر کشورها اینترنت در اختیار شرکت‌های خصوصی بوده و فضای رقابتی به وجود آمده در این زمینه بستر مناسبی را برای اینترنت به وجود آورده است.

این کارشناس حوزه فناوری اطلاعات اضافه کرد: در این شرایط کاربر حق انتخاب دارد که از چه شرکتی و از چه پهنای باندی خدمات دریافت کند علاوه بر انتخاب‌های متعدد برای کاربران، در رقابت ایجاد شده ناشی از این امر سطح کیفیت خدمات نیز افزایش می‌یابد و در این شرایط قیمت تمام شده اینترنت نیز کاهش خواهد یافت.

افشار اظهار کرد: در بحث اینترنت موردی با عنوان «ضریب sharing » مطرح می‌شود که متاسفانه در ایران وضعیت خوبی ندارد، در کشورهای دیگر پهنای باند بین ۸ نفر به اشتراک گذاشته می‌شود ولی در کشور ما گاهی این رقم به ۲۵ نفر می‌رسد، به این معنی که پهنای باندی که باید بین ۸ نفر توزیع شود بین ۲۵ نفر تقسیم می‌شود.

وی در تشریح سرعت کم اینترنت عنوان کرد: گاهی لینک‌های ارتباطی درون و برون استانی توسط شرکت مخابرات تامین و پر می‌شوند که در راستای آن سرعت اینترنت نیز کاهش می‌یابد، در این بازه زمانی باید تعدادی از کاربرها از اینترنت خارج شوند تا عده‌ای دیگر بتوانند از اینترنت با سرعت مناسب‌تری برخوردار باشند.

این کارشناس حوزه فناوری اطلاعات با اشاره به اینکه زیرساخت‌ها در اینترنت نقش مهمی ایفا می‌کنند، بیان کرد: به عنوان مثال فیبر نوری یکی از همین زیرساخت‌ها به شمار می‌رود.

وی افزود: نکته مشخص این است که اگر اینترنت کل کشور قطع شود، عامل اصلی قطع ارتباط شرکت‌ زیرساخت ایران است و این موضوع به پهنای باند برمی‌گردد، اما مثلا اگر نبود اینترنت تنها در خراسان باشد متولی این امر به طور قطع شرکت مخابرات خواهد بود، در این میان گاهی سرویس‌دهنده‌ها نیز مشکل دارند.

این کارشناس حوزه فناوری اطلاعات بهبود وضعیت اینترنت را در گرو چند مورد دانست و در ادامه گفت: نباید منحصرا پهنای باند در اختیار یک ارگان خاص باشد بلکه باید در بخش‌های خصوصی و به شکل رقابتی این موضوع مطرح شود در غیر این صورت حتی اگر دولت پهنای باند را تامین کند و متناسب با استانداردهای جهانی پیش برود باز هم قطعی و مشکلات اینترنت را خواهیم داشت.

وی افزود: در حال حاضر ایران یکی از کشورهایی است که بیشترین قطعی را در سال دارد، این میزان در سال گذشته بالاتر از ۱۰۰ مورد اعلام شده است.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

حمله به یکی از مساجد شیعه در سیستان توسط ناصبيها

پستتوسط najm134 » يکشنبه آگوست 17, 2014 3:20 pm

به گزارش شيعه آنلاين، اخبار رسيده از استان سيستان و بلوچستان حاکي از آن است که تعدادي فرد ناشناس به يکي از مساجد شيعه در منطقه سيستان حمله کرده و به مسجد آسيب رساندند.

به گفته شاهدان عيني آنها با استفاده از سلاح سرد (چاقو و قمه) به اين مسجد حمله کرده و قرآن هاي موجود در مسجد را به بهانه اينکه "قرآن حضرت فاطمه" (مصحف فاطمه) است، پاره پاره کردند.

گفته مي شود آنها در حالي اين اقدام تروريستي و وحشيانه را انجام مي دادند که با صداي بلند به همه دشنام مي گفته و فحاشي مي کردند.

يکي از شاهدان عيني همچنين مدعي شده که با گوش خود شنيده که يکي از افراد حمله کننده مولاي متقيان حضرت أميرالمؤمنين علي عليه السلام را نيز سب مي کرده است.

قابل ذکر است، اين افراد تروريست در حالي که شيعيان را بت پرست مي ناميدند، همچنين مهرهاي نماز را شکسته و به اطراف پرتاب مي کردند. آنها چند نمازگزار را نيز مورد ضرب و شتم قرار دادند.

شايان ذکر است، اين حمله وحشيانه دقايقي بعد از پايان سخنراني يکي از مبلغان اعزامي از پاکستان در اين مسجد، صورت گرفت.
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

هداياي سران دولتها

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه آگوست 26, 2014 1:08 am

هداياي سران دولتها

ماجرای قالیچه اهدایی احمدی‌نژاد به بان‌کی‌مون

«قالیچه ایرانی از سوی دخترخانم نوجوان ایرانی به‌عنوان نماینده کودکان و نوجوانان هنرمند کشورمان به‌عنوان نماد فرهنگ و تمدن ملت ایران و صلح و دوستی به دبیر‌کل سازمان‌ملل‌متحد اهدا شد.»

Image

به گزارش شرق، این خبری بود که به همراه عکس‌هایش چهارم‌ مهر91 روی خروجی سایت‌های خبری قرار گرفت. حالا بعد از سه‌سال معلوم‌شده آن قالیچه‌ای که رییس دولت‌دهم به بان‌کی‌مون اهدا کرد، هدیه‌ای از کیسه خلیفه بود. کسی از پیرزن 60ساله بافنده فرش خبر نداشت که حق‌الزحمه‌اش بر زمین مانده بود و تولید‌کننده هم وجهی بابت آن نگرفته‌‌ بود. «اصغر تسلیمی» آن را یکی،دوسال قبل، به امانت نزد مرکز ملی فرش ایران سپرده بود تا در صورت موافقت، تسهیلات بگیرد و در حجم انبوه، تولید کند. ایده طراح این بود که قالیچه‌ها، هدایای دوستی روسای‌جمهوری ایران به شخصیت‌های سیاسی کشورهای دیگر شوند. در آخر اما نه‌تنها تسهیلاتی به تولید‌کننده داده نشد، بلکه تنها قالیچه بافته‌شده هم سر از اتاق کار بان‌کی‌مون یا مرکز هدایای سازمان‌ملل درآورد؛ آن‌هم بدون پرداخت هزینه طرح و بافت بافنده.

سال91 که رییس دولت قصد داشت برای نهمین و آخرین‌بار به نیویورک برود، تصمیم می‌گیرد فرشی با نقشه ایران به رییس سازمان‌ملل هدیه دهد. در بازار فرش ایران خبر پخش می‌شود و همه برای یافتن فرش موردنظر به تکاپو می‌افتند. دست آخر قالیچه موردنظر در مرکز ملی فرش ایران پیدا می‌شود. قالیچه‌ای را که به طور امانی به این مرکز واگذار شده‌ بود به نهاد ریاست‌جمهوری می‌برند و همراه تیم ریاست‌جمهوری سوار پرواز نیویورک می‌شود.

قالیچه منقوش به نقشه ایران و شعر «ایران‌ ای مرز پرگهر» در یک مراسم رسمی با حضور احمدی‌نژاد، الهام و ثمره‌هاشمی به بان‌کی‌مون اهدا می‌شود. «اصغر تسلیمی» تولید‌کننده اصفهانی این فرش می‌گوید: «سال 80 بود که توسط اداره صنعت، معدن و تجارت اصفهان (بازرگانی سابق) از دکتر فرجی، رییس وقت مرکزملی فرش ایران برای من وقتی گرفته ‌شد. آمدم تهران ایشان را دیدم و نمونه فرش را به ایشان نشان دادم. قرار شد برای تولید انبوه تسهیلات دهند حتی برگه‌های فرم تسهیلات را هم گرفتم و تکمیل کردم. بعد گفتند بروم و بقیه کار را از اصفهان پیگیری کنم.» تسلیمی می‌گوید: «مدتی گذشت و خبری نشد تا اینکه احمدی‌نژاد به سازمان‌ملل رفت. من تهران بودم که خانواده‌ام با من تماس گرفتند و گفتند از تلویزیون دیده‌اند که قالیچه من به بان‌کی‌مون هدیه شده ‌است. همه اقوام تماس می‌گرفتند و تبریک می‌گفتند حتی در بازار اصفهان هم برای این رخداد جشنی گرفتند.»

این تولید‌کننده فرش می‌گوید بعد از این قضیه برای پیگیری ماجرا به نهاد ریاست‌جمهوری نامه می‌نویسد، اما پاسخی نمی‌گیرد. «تسلیمی» می‌گوید: «مساله این بود که هیچ‌کس باور نمی‌کرد من پولی بابت این فرش نگرفته‌ام. نه شرکایم و نه حتی همسرم. همه معتقد بودند من پول کلانی گرفته‌ام و کتمان می‌کنم. همسرم هرازگاهی می‌گوید حقیقت را بگو، چقدر پول گرفتی؟» در نهایت، او امسال شخصا به منزل «احمدی‌نژاد» مراجعه می‌کند: «از ساعت سه‌عصر تا 10شب جلو در منزلش منتظر ماندم تا بالاخره آمد. محافظان ابتدا مانع شدند اما وقتی «احمدی‌نژاد» قالیچه‌ای که همراهم بود را دید، اجازه داد نزدیک‌تر بروم. داستان فرش را برایش تعریف کردم و گفتم هیچ‌کس باور نمی‌کند که پولی نگرفته‌ام. گفت می‌خواهی بنویسم با مهر و امضا که من پولی به شما نداده‌ام؟» گفتم: «دیگر فرقی برایم ندارد، چه کسی خسارت من را می‌دهد؟ احمدی‌نژاد گفت من نامه‌ای برای بانک کشاورزی می‌نویسم شما بروید آنجا پیگیری کنید. نامه هم نوشت از بانک هم تماس گرفتند اما در نهایت به من گفتند اگر اینطور که می‌گویی ورشکست شده‌ای، تسهیلاتی به تو تعلق نمی‌گیرد.»

«تسلیمی» می‌گوید: «از اداره صنعت و معدن اصفهان هم نامه‌ای به مرکز ملی فرش تهران ارسال شده و قضیه را استعلام کرده‌اند اما جوابی نیامده است.» «تسلیمی» در ادامه می‌گوید: «من با آقای فرجی رییس وقت مرکز ملی فرش تماس گرفتم و گفتم آیا می‌توانید رسیدی مبنی بر دریافت فرش به من تحویل بدهید اما او گفت که الان بازنشسته شده و سمتی ندارد. حتی گفت که از جریان ارسال فرش به آمریکا هم اطلاعی ندارد.» حالا پرسش این است که قالیچه امانی چرا و چطور سر از نهاد ریاست‌جمهوری در آورد. «مرتضی فرجی»، رییس وقت مرکز ملی فرش به کل منکر امانی‌بودن قالیچه است و به «شرق» می‌گوید: «آن‌را یک بافنده به مرکز هدیه کرد اما در زمان ریاست «محمدباقر علیخانی» برای سفر رییس دولت به نهاد ریاست‌جمهوری داده شد. از ایشان پیگیری کنید.» «علیخانی» اما نمی‌داند که این فرش دقیقا چطور سر از مرکز ملی فرش درآورده است. او به «شرق» می‌گوید: «احتمالا این قالیچه که خیلی پیش‌تر بافته شده ‌است، ‌متعلق به یکی از اتحادیه‌های تولید‌کننده فرش بوده که به مرکز ملی فرش داده شده و همان اتحادیه هم آن را به نهاد ریاست‌جمهوری داده است.»

او در پاسخ به این سوال که آیا قالیچه هدیه شده بود، می‌گوید: «نه. جایی در مرکز ملی فرش است که فرش‌ها را به‌‌عنوان نمونه کار ارسال می‌کنند و این مورد هم از سوی یک اتحادیه به ما داده شد.» این شبهه وجود دارد که قالیچه از سوی مرکز ملی فرش به نهاد ریاست‌جمهوری فروخته ‌شده ‌است. «علیخانی» اما این موضوع را تکذیب می‌کند و می‌گوید: «ما وجهی دریافت نکردیم. چون در آن زمان نهاد ریاست‌جمهوری به چنین قالیچه‌ای نیاز داشت ما این اتحادیه را معرفی کردیم و خودشان قالیچه را به نهاد فروختند.» او می‌گوید: «نهاد ریاست‌جمهوری همان زمان به تعداد محدود دیگری از این فرش‌ها نیاز داشت، ما همان زمان هم به تیم بافنده و هم به خیلی‌های دیگر سفارش دادیم، اما چون تیراژ محدود بود، کسی نپذیرفت.»

همه اینها در حالی است که تولید‌کننده قالیچه هدیه داده‌شده منکر همه این قضایاست. او می‌گوید نه کسی سراغ او رفته و نه پولی بابت قالیچه به او داده شده‌است. آن‌هم درحالی‌که نام و نام‌خانوادگی او پایین قالیچه، بزرگ بافته‌شده و دسترسی به او هم از طریق اتحادیه تولیدکنندگان فرش ممکن بوده‌است.

در نهایت اینکه پاسخ آخر رییس وقت مرکز ملی فرش بعد از شنیدن همه به توضیحات «شرق» این است: «اگر تولیدکننده آن قالیچه معترض است، به مرکز ملی فرش اعلام کند تا رسیدگی شود. ایشان با تلفن من تماس بگیرد به او پاسخ می‌دهم.» اگرچه تولید‌کننده قالیچه می‌گوید مراجعه‌اش به مرکز ملی فرش تاکنون بی‌نتیجه بوده‌است.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

برخی نمایندگان چهره مجلس را مشوه و دولت را معامله گر می‌کنند

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه سپتامبر 06, 2014 11:44 am

برخی نمایندگان چهره مجلس را مشوه و دولت را معامله گر می‌کنند


پس از استیضاح فرجی دانا، وزیر علوم و تحقیقات، دوباره زمزمه‌های استیضاح‌های بعدی وزرا به گوش می‌رسد که این اخبار از سوی برخی طیف‌های داخل مجلس تأیید و توسط طیف‌های دیگر تکذیب می‌شود.

به گزارش «تابناک»، یکی از انتقادات همیشگی دولت یازدهم از مجلس، تعدد سؤالات نمایندگان از وزراست، به گونه ای که مجید انصاری، معاون پارلمانی رئیس جمهور چندی پیش به صراحت از عملکرد مجلس در میزان سؤالات از وزرا انتقاد کرد. این در حالی است که مجلس شورای اسلامی ادعا می‌کند، میزان سؤالات از این دولت در مدت مشابه از دولت سابق کمتر است.

در همین راستا، احمد توکلی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌و‌گو با تابناک به ماجرای استیضاح فرجی دانا و احتمال مطرح شدن استیضاح جدید پرداخته است.

وی نخست پیرامون موضوع استیضاح جدید در مجلس گفت: برخی از نمایندگان از عملکرد بعضی از وزرا ناراضی هستند؛ اما به نظرم در این برهه زمانی، استیضاح جدید راهکار خوبی در تعامل با دولت نیست؛ برای نمونه، امروز وضعیت اقتصادی کشور خوب نیست، ولی اگر همه ما دست به دست هم بدهیم، امید است از مشکلات اقتصادی در وضعیت اخیر بگذریم و معیشت مردم را از فشار خارج کنیم.

این نماینده مجلس در پاسخ به اینکه اگر مشکلات اقتصادی در کشور مهم است، چرا زمزمه‌های استیضاح وزیرانی غیر از حوزه مباحث اقتصادی به گوش می‌رسد، گفت: یکی از اشکالات در مجلس همین موضوع است که مردم احساس می‌کنند، توجه مجلس به مسائل واقعی زندگی مردم کم است و نمایندگان بیشتر به سراغ مسائل فرهنگی و سیاسی می‌روند. در حالی که مجلس باید فعال شود و پیگیری کند و نباید این تلقی در جامعه به وسیله تعدادی از نمایندگان تقویت و باعث دلزدگی بیشتر مردم از مجلس شود.

وی همچنین افزود: به عنوان پیش گیری عرض می‌کنم، باید به این مسائل توجه داشته باشیم که بدون کمک همه قوا نمی‌توانیم کشور را از پرتگاه نجات دهیم.

احمد توکلی در ارتباط با استیضاح وزیر علوم گفت: من تلاش خودم را کردم که این استیضاح اتفاق نیفتد، ولی متأسفانه آقای فرجی دانا به گونه ای رفتار کردند که مجلس نگران شد، ادامه روند موجود در دانشگاه‌ها نتایج بدی در کشور داشته باشد. رفتار آنان ناقض ثبات در دانشگاه بود و عملکرد ایشان این نظر را تقویت می‌کرد.

توکلی ادامه داد: مثلا معاون محترم آقای فرجی دانا دو بار در مورد مسأله بورسیه سراغ من آمد. من به ایشان عرض کردم، شما در برخورد با تقلب و تخلف در اعطای بورس به شدت مقابله کنید و ما از شما حمایت می‌کنیم و کسی مشکلی ندارد، ولی با برخوردهایی که صورت گرفت، شائبه شاخ و شونه کشیدن قوه مجریه با قوه مقننه بود. چون بنده مجلس را نماد جمهوریت نظام می‌دانم و خود آقایان همین ادعا را دارند؛ این رفتار که مجلس هرکاری کند ما بر سر اعتقاداتمان ایستاده‌ایم، چاره‌ای جز استیضاح برای مجلس نگذاشت.

وی در پایان درباره تعداد سؤال از وزرا که مورد انتقاد دولت است، گفت: من این انتقاد دولت از مجلس را تا اندازه‌ای وارد می‌دانم. در مجلس نمایندگانی هستند از قدرت قانونی خودشان به درستی استفاده نمی‌کنند. اینکه نماینده‌ای اختیار دارد، سؤال کند مسلما درست است، ولی اینکه این اختیار را چگونه اعمال می‌کنند قابل بحث است.

برخی نمایندگان هستند که برای تحمیل نظر بر وزار، سؤال و تحقیق و تفحص را امضا می‌کنند و بعد پس می‌گیرند. با این کار هم چهره مجلس را مشوه و هم دولت را به معامله‌گری وادار می‌کنند که البته هر دو این‌ها بد است. سؤال و استیضاح ابزار‌های قانونی است که به نمایندگان داده شده که برای حفظ مصلحت مردم به کار ببریم. اگر نماینده‌ای از گارگزاری ایرادی دارد که قابل اثبات است، ارائه دهد و از وزیر بخواهد آن را برطرف کند.

اما اگر نماینده بخواهد کسی را نصب کند، این تخلف است، زیرا نماینده حق انتصاب کسی را ندارد. البته دولت هم مشکل دارد، چون به این فشار‌ها تمکین می‌کند. اگر دولت تمکین نکند، این موضوعات به تدریج کم می‌شود.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

دشمني با حجابي كه در متن قرآن كريم توصيف شده است

پستتوسط najm134 » پنج شنبه اکتبر 16, 2014 11:51 pm

دشمني با حجابي كه در متن قرآن كريم توصيف شده است


به گزارش «شیعه نیوز»، حجت الاسلام رهبر امام جمعه موقت اصفهان در گفت و گو با خبرآنلاين درباره نمايش خانواده روحانيون در تلويزيون با پوشيه گفت: به نظر من هم اينگونه موارد غير عادي است. يعني اگر يک روحاني با يک نکته ها و رفتارهايي که افکار عمومي آن را رد مي کند و از نظر آن ها نوعي ارتجاع و يک نوع تنگ نظري و کار غير عادي است جالب نيست. خانواده روحاني هم بايد در کنار او يک پوشش و حجاب اسلامي در حد آن مقداري که شرع مقدس الزام کرده است داشته باشد. زياد تر از آن اگر باشد يک مقدار غيرعادي جلوه مي کند و با افکار عمومي و با فرهنگ عمومي ما در تضاد است و ممکن است موجب زير سوال بردن و نگاه هاي طنز آميز و تحقير آميز و برداشت ها متفاوتي درباره اين ها بشود. حجاب و پوشش بايد عادي باشد چراکه پوشش غيرعادي ممکن است تبعات منفي در جامعه داشته باشد.

وی که ریاست فراکسيون روحانيون مجلس هشتم را نیز بر عهده دارد، همچنين درباره تصويري که از روحانيون در فيلم ها و سريال ها نشان مي دهند: من معقتدم که آوردن روحاني و لباس روحانيت در فيلم و کارهاي هنري و امثال اين ها کار جالبي نيست. آن گونه که من احساس مي کنم ، به نظرم شان روحاني را پايين مي آورد. روحاني بايد، کار کند، هدايت کند، بايد در مردم باشد اما اينکه يک فردي بيايد لباس روحاني را بپوشد يا اينکه خود روحاني بخواهد در فيلم و سريال باشد با شئونات روحانيت مناسب نيست و من مايل نيستم که چنين کاري بشود اما شده است.

شیعه نیوز : جناب رهبر، در خصوص اظهارات جنابعالی نسبت به حجاب اسلامی پوشیه فقط این جمله رواست : اگر سخن گفتن نقره است، گاه سکوت طلاست !


نظرات:
اين آقا سواد روخواني و ترجمه قرآني اكر داشت
اين حرف را نمي زد
======
قوله تعالى: ﴿وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ﴾ يقتضي ستر وجوههن، وأنهن شققن أزرهن، فاختمرن أي سترن وجوههن بها امتثالاً لأمر الله في قوله تعالى: ﴿وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ﴾ المقتضي ستر وجوههن،
========
وقتي اين آيه نازل و مردان آيه را براى زنانشان نقل كردند صبحكاه كه زنان به مسجد آمدند همه صورتهاشان را با بارجه سياه بوشيده بودند

ابن حجر في فتح الباري: ولابن أبي حاتم من طريق عبد الله بن عثمان بن خيثم عن صفية ما يوضح ذلك، ولفظه: ((ذكرنا عند عائشة نساء قريش وفَضْلهن، فقالت: إنّ نساء قريش لفضلاء، ولكني والله ما رأيتُ أفضل من نساء الأنصار، أشدّ تصديقاً بكتاب الله ولا إيماناً بالتنـزيل، لقد أُنزلت سورة النور: ﴿وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ﴾ فانقلب رجالهن إليهن يتلون عليهن ما أنزل فيها، ما منهن امرأة إلا قامت إلى مرطها، فأصبحن يصلين الصبح معتجرات كأن على رؤسهن الغربان

---------
و اكر نقاب واجب هم نباشد؛ اما جاي وهن و تضعيف آن نيست آن هم توسط شخص معمم
بخصوص كه از سوي حكومت داراى منصب امام جماعتي شده و نظراتش فراتر از يك شخص عادي تفسير مي شود

و از كي سليقه افراد در مقابل متن قرآن حجت شده است
و مكر حجاب با نقاب كه از قديم در ميان زنان مسلمان سرتاسر جهان اسلام مطرح بوده و رواج داشته است؛ غير متعارف است؟
روكرفتن تنك با جادر بطوريكه فقط جشمها و بني بيدا باشند و ابروان و لبها بوشبده باشد
و يا بوشيدن نقاب
و يا بوشيه
كه راحت تر بوده از قديم تا به امروز در ميان ايرانيان متداول بوده
بخصوص در ميان خانواده هاى بسيارمذهبي و يا زنان طلبه و خاناوده هاى روحاني اصيل و سرشناس

و اصلا حجاب صورت با قرص صورت باز كذاشتن بدعتي بود كه بعد سقوط نظام طاغوت متداول شد
و آن هم بخاطر اين بود كه زناني كه قبلا بي حجاب بودند و محجبه مي شدند استفتا مي كرند كه جقدر لازم است بوشيده شود
حداقل لازم حجاب به آنها كفته مي شد
بعد كم كم توسط برخي جريانها قرص صورت بيرون كذاردن ترويج شد تا امروز كه حجاب قرآني غيرمتعارف و منفي جلوه داده مي شود

حجاب فريضه است
اما فريضه داوطلبانه
كه با تشويق و آكاهي بخشي زنان را بدان توجه مي دهند
نه امري كه با زور يا عنف باشد مثل روش افراطيها

و شكل حجاب هم آزاد است و محدود به سياه نيست و جادر سفيد يا هر رنك ديكر كه تبرج نباشد در اسلام آزاد است

و بالاترين حجاب نقاب و بوشيه است كه در قٍرآن كريم توصيف شده و به زنان بيامبر اكرم توصيه شده
اما بر عموم فرض نشده است

اكر به حجاب همسر امام خميني و برخي از مراجع و شخصيتهاى ديني بلكه عموم طلاب و متدينين توجه شود
جادر با روي تنك كرفته است كه فقط بيني و جشمها بيداست بدون ابروان و دهان
كه جيزي شبيه نقاب است

و اكر به حجاب بانوان خاندان برخي ديكر از مراجع و شخصيتهاى ديني بلكه عموم طلاب و متدينين توجه شود مي بينيد كه حجاب انها نقاب و بوشيه است.
najm134
 
پست ها : 2120
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

مردم‌آزاری برای روزی حلال

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه اکتبر 18, 2014 12:22 am

مردم‌آزاری برای روزی حلال

جام جم سرا: تخلیه چاه، لوله بازکنی، کلاس های تدریس خصوصی، رستوران و اغذیه فروشی، تاکسی سرویس شبانه روزی، قالیشویی، سبزی خردکنی و... از رایج ترین برچسب های تبلیغاتی است که اکثرا دور از چشمان صاحبخانه روی در منازل شهروندان نصب می شود، نمونه بارزی از تضییع حقوق شهروندی است که تقریبا هر روز با آن مواجه هستیم.

شرکت های خدماتی که این روش تبلیغاتی را برای معرفی کالاو خدمات خود انتخاب می کنند نه به درهای تازه رنگ شده منازل رحم می کنند و نه به زحمات صاحبخانه که هر چند وقت یکبار با کاردک، سطلی آب و انواع پاک کننده های شیمیایی به جان در خانه می افتد تا شاید بتواند به هزار زحمت از شر این برچسب ها خلاص شود.

البته فقط در منزل شهروندان نیست که دائم در تیررس برچسب های تبلیغاتی کوچک و بزرگ قرار گرفته چراکه در فضاهای عمومی شهری مانند چراغ های راهنمایی و رانندگی، باجه های تلفن، روی در و دیوار شهر و حتی در سازمان ها و ادارات و شرکت ها نیز ردی از این مزاحمت های دردسرساز دیده می شود.

مسئولان این سازمان می گویند فقط برای یک دوره پاکسازی این برچسب های مزاحم بالای یک میلیارد تومان هزینه می کنند آن هم در حالی که این کار هرچند وقت یکبار به صورت دوره ای باید تکرار شود.

نه این که قانونی برای برخورد و مجازات متخلفان وجود نداشته باشد، اتفاقا قانون محکمی نیز در این زمینه وضع شده است، اما نداشتن ضمانت اجرایی چنین قانونی از یک سو و مشخص نبودن متولی مشخص برای رسیدگی به چنین تخلفاتی موجب شده شهروندان به دلیل مشغله های زندگی، کمتر فرصتی برای طرح شکایت پیدا کنند و شرکت های خدماتی نیز با اطلاع از چنین روندی با خیالی آسوده از در و دیوارهای منازل مسکونی شهروندان به عنوان محل مناسبی برای تبلیغات خود استفاده کنند.

تبلیغات راحت و بی دردسری که شاید برای شرکت های خدماتی فقط هزینه ناقابل چاپ چند صد برچسب را همراه داشته باشد، اما در مقابل علاوه بر آلودگی بصری و مخدوش شدن نمای منازل شهروندان و زشت شدن چهره شهرمان، هزینه هنگفتی را هم به شهروندان و هم به شهرداری ها برای پاک کردن این برچسب ها تحمیل می کند.

هم اکنون بر اساس قانون، جریمه نقدی برای متخلفان پیش بینی شده، اما متاسفانه این قانون آنقدرها که باید کارساز نیست و به نظر می رسد زمان آن رسیده که قوانین بازدارنده محکم تری در این زمینه تصویب شود.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

ضعف و ناكارامدي برخي ادارات ارتباطات بين المللي

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه دسامبر 04, 2014 8:10 pm

ضعف و ناكارامدي برخي ادارات ارتباطات بين المللي


حضور شیعیان در کشورهای آسیای میانه می‌تواند برای ما یک فرصت باشد یا مثلاً در کشمیر که ایران از هیچ‌کدام از این ظرفیت‌ها استفاده نمی‌کند. پتانسیل حضور شیعیان در این مناطق چقدر می‌تواند اهمیت داشته باشد؟

چنانچه بخواهیم به مذهب تشیع به‌عنوان یک ژئوپلتیک نگاه کنیم، آن وقت حضور شیعیان در هر جایی، حتی اگر تعدادشان کم باشد، برای ما ظرفیت مهمی محسوب می‌شود. ضمن این‌که اگر از دیدگاه ژئوپلتیکی به این بحث نگاه کنیم، این یک واقعیت است که ایران در کانون این ژئوپلتیک نشسته است، نه‌تنها در منطقه، بلکه در کل جهان. سایر شیعیان در مناطق دیگر، اقمار این کانون به حساب می‌آیند. اگرچه شیعیان در منطقه آسیای مرکزی با دشواری‌هایی روبه‌رو هستند، اما باز هم این موقعیت برای ما ظرفیت‌ساز است. شیعیان بعضاً تحت فشار حکومت‌ها، خیلی آزادی فعالیت ندارند، نمی‌توانند در عرصه‌های سیاسی وارد شوند، هیچ‌کدام‌شان سازمان‌یافته و متشکل نیستند، حزبی ندارند. در ارکان قدرت جایی ندارند. ولی به رغم تمامی این کاستی‌ها، حضور حتی یک شیعه در هر نقطه یا شهر می‌تواند برای ما یک ظرفیت بزرگ باشد.

یک نگاه دیگر هم وجود دارد و آن این است که بالأخره کشوری که حاکمیت شیعه دارد و در دنیا مرکزیت دارد، وظیفه دارد به امور شیعیان رسیدگی کند. شیعیان در منطقه آسیای میانه در اقلیت هستند و رسیدگی به آن‌ها صورت نمی‌گیرد. نه از فرصت "بودن" آن‌ها در آن منطقه استفاده می‌شود و نه حتی پیگری احوال شیعیان آن‌جا انجام می‌گیرد. مثلاً چنانچه یک گروهی از شیعیان در هند در مراسم مذهبی کشته شوند، حتی بیانیه‌ای از ایران صادر نمی‌شود. این مسئله به چه دلیل است؟ آیا نیاز به برنامه و بودجه است یا نگاه ما در حوزه سیاست خارجی، نگاه دیگری است؟

متأسفانه در وزارت خارجه، آن نگاه "نهضتی" به جریان‌های اسلامی وجود ندارد. کسی حتی به دنبال شناسایی این‌ها نیست، چه برسد به این‌که موضعی گرفته شود یا حمایتی بشود. من در نگارش این کتاب، نه‌تنها به سراغ وزارت خارجه رفتم بلکه به بقیه نهادهای مرتبط نیز سر زدم که این امکان را برای من به‌وجود بیاورند که به صورت میدانی تحقیقات انجام دهم. متأسفانه هیچ‌کس حمایت نکرد. این برای دستگاه سیاست خارجی ما ضعف بزرگی محسوب می‌شود، در‌حالی‌که اگر هر کشور دیگری بود که دنباله و عقبه فرهنگی، تاریخی، تمدنی و مذهبی را در جای دیگری داشت، از آن استفاده می‌کرد.

دلیل این مسئله چیست؟ آیا این فرصت را چندان دندان‌گیر نمی‌دانند یا کم‌کاری می‌کنند و حوصله دردسر یا تنش با آن کشورها را ندارند؟

در مورد این منطقه اگر بخواهیم به‌طور کلی صحبت کنیم، مشکل از این‌جا ناشی می‌شود که عمده افرادی که به‌عنوان سفیر یا رایزن در این مناطق فعالیت می‌کنند، نسبت به این کشورها شناختی نداشتند. با ذهن کاملاً خالی رفتند یا حتی بعضی از آن‌ها به زور و اجبار رفتند. در وزارت خارجه، این منطقه جایگاه بالایی به نسبت کشورهای دیگر ندارد. حقوق و مزایای کم‌تری دارد و اعتبار کم‌تری برای سفرای ما به همراه می‌آورد. این افراد چون بی‌میل و علاقه و شناخت کافی رفته‌اند، نتوانسته‌اند کاری از پیش ببرند. نمونه‌های زیادی داریم، ما از نزدیک با بسیاری از این افراد کار کرده‌ایم. وقتی‌که برگشتند شاید آن موقع چیزی از منطقه یاد گرفته‌اند. این موضوع و نبود نگاه نهضتی در وزارت خارجه منجر به کم‌کاری و عدم پیشرفت در این حوزه بوده است.

اگر در وزارت خارجه سمتی با عنوان "اداره کل آسیای میانه" وجود داشت و شما مسئول این بخش بودید یا اختیارات تام داشتید که در آسیای میانه کاری انجام دهید، برنامه و اقدامات اولیه شما چه بود؟

در وهله اول سعی می‌کردم، نگاه فرهنگی و تمدنی داشته باشم و نه نگاه سیاسی. زیرا در موقعیتی که نگاه فرهنگی و تمدنی تقویت شود، ناخودآگاه آن کشورها به سمت ما می‌آیند. یعنی بدون این‌که کار سیاسی انجام گرفته باشد، می‌توانیم با سرمایه‌گذاری فرهنگی، در درازمدت بهره‌های سیاسی خود را ببریم. به عبارت دیگر، "قدرت نرم" خود را در آن منطقه تقویت می‌کنیم.

عواقب این کار چیست؟ یعنی زمانی‌که نگاه خود را فقط معطوف به کشورهای معروف و بزرگ دنیا کنیم و از کشورهای دیگر غافل باشیم، چه نتیجه یا آفتی در درازمدت برای ما به همراه دارد؟

همین منطقه را در نظر بگیرید. به‌طور مثال، ایران و ترکیه را با هم مقایسه می‌کنیم. هرچقدر ما در منطقه آسیای مرکزی فرصت‌سوزی داشته‌ایم، ترک‌ها به خلق و بهره‌گیری از فرصت‌ها پرداخته‌اند.

چند وقت پیش برنامه‌ای از تلوزیون ترکیه می‌دیدم: یک دانشجوی ازبک که در ترکیه داشت درس می‌خواند و برنامه به زبان انگلیسی پخش می‌شد. این فرد به توریست‌هایی که آمده بودند از ترکیه بازدید کنند، عکس سمرقند و بخارا نشان می‌داد و از آن‌ها می‌پرسید آیا این مکان‌ها را می‌شناسید، طبیعتاً 90 درصد آن‌ها جواب منفی می‌دادند و بعد شروع می‌کرد توضیح دادن درباره این دو شهر که سمرقند و بخارا در ازبکستان است و شما ادامه فرهنگ ترکیه را در این شهرها می‌بینید. یا این‌که ترکیه دوم را می‌توانید در آن‌جا ببینید. در‌حالی‌که چنین چیزی صحت ندارد. آن‌جا اگر قرار بود کشور دومی باشد، "ایران دوم" است نه ترکیه دوم.

درعین‌حال می‌بینیم که نه‌تنها هیچ سرمایه‌گذاری نکردیم، بلکه به خیلی از این کشورها پرواز مستقیم نداریم. یا هفته‌ای یک‌بار است و آن هم بعد از سه ماه جمع می‌شود. ما اصلا مراوده فرهنگی نداریم. در‌حالی‌که اگر بخواهیم در این مناطق سرمایه‌گذاری کنیم باید مراوده‌مان، مراوده مردمی باشد. هرچقدر بیش‌تر مردم کشور ما به این کشورها سفر کنند و بالعکس، آن وقت می‌توانیم در این کار موفق باشیم.

فایده اصلی این پروازهای مستقیم یا تبادل فرهنگی چه می‌تواند باشد؟

فایده این‌جاست که بواسطه این اقدامات، نفوذ ما گسترش پیدا می‌کند و منافع‌مان تامین می‌شود. الآن داریم سرمایه‌گذاری کلانی روی کشورهای عربی می‌کنیم که تنها وجه اشتراک‌شان با ما مذهب است، که آن هم یکسان نیست و اکثر آن کشورها سنی هستند. چرا ما در این کشورها سرمایه‌گذاری می‌کنیم؟ به همان دلیل می‌توانیم در منطقه قفقاز سرمایه‌گذاری کنیم که هم اشتراک مذهبی داریم، هم فرهنگی و هم تمدنی و هم تاریخی، به‌علاوه زبان‌مان هم یکی است. در مباحث اقتصادی هم فرصت‌های بی‌نظیری پیش رویمان است. اکثر این کشورها، کشورهای بکر و دست‌نخورده‌ای هستند. ببینید ترکیه و چین چقدر از لحاظ اقتصادی توانسته‌اند در آن‌جا نفوذ داشته باشند.

پس یک بخشی از محدودیت‌هایی که می‌بینیم، مقصرش خود ایران است. به‌عنوان نمونه اگر ما تبادلات تجاری یا فرهنگی یا سیاسی با برخی کشورهای این حوزه کم است یا نیست، به خاطر این است که خودمان مراجعه و پیگیری نکرده‌ایم. دلیل اصلی این نیست که ما را محدود کرده باشند.

بله، این اشکال صددرصد از خودمان است. محدودیت‌هایی که خود کشورهای آن حوزه ایجاد کرده‌اند وجود دارد، ولی عرض کردم چون افرادی که به آن کشورها می‌رفتند، بدون شناخت می‌رفتند، عملاً کاری نتوانستند بکنند. بعد از چهار سال به این‌جا برمی‌گردند، بدون این‌که در کارنامه‌شان یک اقدام مثبت باشد.

آیا برای اصلاح این موضوع، تنها وزارت خارجه چاره‌ساز است و با درست شدن وضعیت سفرا و آگاهانه اعزام کردن آن‌ها، موضوع حل می‌شود؟

صرفاً وزارت خارجه به بهبود اوضاع نمی‌تواند کمک کند. سازمان‌های مختلفی دخیل هستند، مثلاً سازمان "فرهنگ و ارتباطات" باید رایزن فرهنگی متخصص و کارشناس این حوزه را بفرستد. ضمن این‌که، در داخل کشور به‌دلیل تعدد مراکز تصمیم‌گیری، علی‌رغم قوی بودن اتاق فکر برخی از این مراکز، عملاً یک فکر واحد از کشور بیرون نمی‌رود.

بسیاری از اتباع کشورهای آسیای میانه می‌توانند در فضای محیطی روسیه تاثیرگذار باشند و همین الآن درصد زیادی از جمعیت روسیه را کسانی تشکیل می‌دهند که اصالتشان به کشورهای آسیای میانه برمی‌گردد. این موضوع برای ایران می‌تواند برگ برنده‌ای باشد؟

بله، دقیقاً. جدای از آسیای مرکزی، در مسکو، سه میلیون شیعه آذری زندگی می‌کنند، ولی هیچ‌کس سراغ این سه میلیون نفر نرفته است. بقیه مردم کشورهای آسیای مرکزی نه‌تنها در مسکو و نه فقط در سن‌پترزبورگ، بلکه در بسیاری از جمهوری‌ها مثل "تاتارستان" و "باشقیرستان" که جمهوری‌های نفت‌خیز و مهم در داخل روسیه محسوب می‌شوند، حضور خیلی گسترده‌ای دارند. جالب است بدانید که در آن مناطق و جماهیر نیز نوروز جشن گرفته می‌شود، بسیاری از واژه‌ها فارسی هستند، وقتی در خیابان‌های آن‌جا راه می‌روید کاملاً بوی فرهنگ ایرانی به مشام‌تان می‌رسد، یعنی واقعاً احساس غربت نمی‌کنید، درصورتی‌که در قلب روسیه دارید راه می‌روید. ولی متأسفانه هیچ‌کس اطلاعی از این‌ها ندارد. چند سال پیش، نوروز در باشقیرستان بودم، برگشتم مسکو به سفارت‌مان و به رایزن گزارش دادم که این‌جا دارند نوروز را جشن می‌گیرند (رایزنی که هفت، هشت سال آن‌جا بود) از این موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرد. همان رایزن برگشت و شد رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات! حالا وقتی به رابطه‌مان با روسیه می‌رسیم، به خود می‌گوییم می‌توانیم از چه ابزاری استفاده کنیم و می‌بینیم هیچ ابزاری نداریم. در‌حالی‌که فرصت‌ها بی‌شمارند، ولی سراغ هیچ‌کدام نرفته‌ایم.

جهت دریافت متن کامل خبر به غرفه زیر مراجعه نمایید:
viewtopic.php?f=13&t=628&p=51836#p51836
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

این فیلم 10 میلیاردی حاصل تصمیم اشتباه کدام مدیر بود؟

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه فبريه 19, 2015 9:50 pm

این فیلم 10 میلیاردی حاصل تصمیم اشتباه کدام مدیر بود؟


با عدم پذیرش رای حکمیت در پروژه سینمایی «لاله»، پرونده این فیلم سینمایی پرحاشیه در شرایطی به سازمان بازرسی کل کشور ارجاع داده شده که ظاهراً مدیران پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنان از این پروژه دفاع می‌کنند؛ اتفاقی عجیب که آخرین بار امروز رخ داد و وزیر سابق ارشاد به یک باره انتقادی تندی درباره عدم تکمیل لاله مطرح کرد اما ظاهراً پیکان این انتقادات به شخص منتقد بازمی‌گردد.

به گزارش «تابناک»؛ سیدمحمدحسینی وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی امروز (پنجشنبه) گفت: «پروژه لاله اگر روال را عادی داشت تا الان كامل شده بود اما نمایندگان و رسانه ها نسبت به آن واكنش نشان دادند. بعد از این اختلافات فیلمنامه آن را دوباره مطرح كردند و متوجه شدند كه آسیب هایی كه می‌گفتند در این فیلم نیست و می تواند روند تولید این پروژه ادامه یابد و تا اواخر دولت دهم نیز حدود ۷۵ درصد آن تكمیل شده بود.

حسینی در خصوص توقف فیلم برداری این پروژه که درباره زندگی «لاله صدیق» دختر یک کارخانه‌دار است که به اتومبیلرانی می‌پردازد و در دوره‌ای نیز به دلیل دوپینگ در مسابقات محروم شده بود، نیز عنوان كرد: «پیست اتومبیل رانی كه برای فیلم برداری سكانس های آخر این فیلم در نظر گرفته شده بود، تخریب شده و آن را از بین برده بودند كه تا امروز نیز آماده نشد، البته ما با وزارت ورزش بسیار پیگیر بودیم اما متاسفانه در دولت قبل این اتفاق رخ نداد.»

Image
«لاله صدیق»، دختر یک کارخانه‌دار که در دولت قبل برای ساخت فیلم زندگی‌اش 7.6 میلیارد هزینه شد

وی گفت: «در دوران جدید نیز اختلاف حقوقی بین كارگردان و مدیران سازمان سینمایی پیش آمد و آن باعث وقفه کار شد و مثل اینكه كار به دادگاه نیز كشیده شده است، درنتیجه در پروژه لاله اختلاف حقوقی وجود دارد كه مسئولین ارشاد گفتند بنا بر این داریم تا این پروژه به سرانجام برسد. مبالغی از بیت المال برای ساخت این فیلم پرداخت شده كه اگر این پروژه تكمیل نشود این هزینه ها به هدر رفته و بهتر است این فیلم ساخته و آماده شود و چه در داخل كشور و چه در خارج از آن ارائه شود.»

گفته‌های تازه حسینی البته با انتقادهایی نیز درباره اکران فیلم‌های مرتبط با فتنه همراه بود؛ فیلم‌هایی که اتفاقاً همگی آنها در دولت پیشین و در زمان وزارت او ساخته شد و در حالی که حسینی و مدیرانش عنوان می‌کنند فیلم‌ها برخلاف سناریوی مصوب ساخته شده، کارگردان‌های این پروژه‌ها تاکید دارند مطابق با فیلمنامه اثرشان را خلق کرده‌اند و به عنوان نمونه درباره «آشغال‌های دوست داشتنی» (بنابر اذعان کارگردان اثر) مو به مو مطابق با سناریو در دولت پیشین فیلم ساخته شده و به همین دلیل نمی‌توان از مسئولیت ساخت این فیلم‌ها شانه خالی کرد و بر روی دوش مدیران بعدی انداخت.

با این حال سوای این نقدها، مهم‌ترین گفته‌های حسینی که عجیب به نظر می‌رسد و بیانش دور از انتظار بود، گفته‌های وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد درباره فیلم «لاله» به کارگردانی اسی نیک نژاد است؛ فیلمی که نه مضمونش یک اولویت ارزشی (نظیر «چ») بود که میلیاردها تومان از سرمایه وزارت فقیر فرهنگ و ارشاد را صرف تولیدش کرد و نه کارگردانش با آن سوابق، گزینه‌‌ مورد تایید بود و در واقع تولید «لاله» از اساس یک اشتباه بزرگ مدیریتی بود که حسینی و معاون سینمایی‌اش مرتکب شدند.

Image
یکی از خودروهای پروژه «لاله» در زمان مدیران وقت ارشاد به خدمت گرفته شد

پروژه «لاله» که تاکنون بیش از ۷ میلیارد تومان هزینه روی دست مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی سازمان سینمایی گذاشته و جزو میراث حسینی و شمقدری است، به واسطه ضعف در نگارش قرارداد توسط مدیران پیشین، حتی حقوقش نیز به طور کامل در اختیار دولت قرار نگرفته و به همین دلیل مدیران تازه، تعیین تکلیف این پروژه را به زمانی موکول کردند که حداقل وضعیت مالکیت این اثر مشخص شود و پس از تکمیل این پروژه، لااقل فیلم متعلق به سرمایه گذار یا همان وزارت فرهنگ و ارشاد باشد.

با این حال اسی نیک نژاد کارگردان «لاله» زیر بار نرفت و در نهایت قرار شد مطابق با قرارداد حکمیت تعیین کننده باشد اما رای حکمیت نیز با پذیرش نیک نژاد که با قراردادی سست، بخشی از حقوق و رایت فیلم را نیز در اختیار داشت، همراه نشد و در نهایت سازمان سینمایی برای آنکه تکلیف مالکیت این فیلم مشخص شود، پرونده را به سازمان بازرسی کل کشور ارجاع داد.

به گفته طباطبایی نژاد مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، برآوردی که رضاداد انجام داده، یک و نیم میلیارد تومان تا پایان فیلمبرداری ۳۰ درصد باقی‌ مانده نیاز است که این رقم از طریق سازمان سینمایی به شکل اقساط در اختیار مرکز گسترش قرار خواهد گرفت؛ افزون بر اینکه بخش پست پروداکشن هم در اختیار مرکز گسترش است که طبق نظر مرکز، در ایران با خارج از کشور انجام خواهد شد. برآورد اولیه برای پست پروداکشن ۶۰۰ هزار دلار بوده که بر پایه آن، 3.3 میلیارد بودجه علاوه بر بودجه ۶.۷ میلیاردی تاکنون هزینه شده برای تکمیل این پروژه مورد نیاز است و هزینه تولید این پروژه 10 میلیارد تومان خواهد شد!

Image

بنابراین، برای بازگرداندن هزینه تولید این پروژه، نیازمند فروشی بیش از 20 میلیارد تومانی است که طبیعتاً این فروش حتی با واگذاری رایت خارجی این فیلم حاصل نخواهد آمد و شکست تجاری این پروژه قطعی است و فیلم نیز یک اثر ارزشی نیست که بتوان ادعا کرد برای تولید اثر ارزشی، گیشه اهمیت ندارد، هرچند حتی آنجا نیز گیشه اهمیت دارد، چرا که نشان می‌دهد مخاطب تا چه میزان با آثار ارتباط برقرار کرده است.

آیا نباید مدیران تعریف کننده چنین پروژه‌ای که تا پیش از این دولت، ۶.۷ میلیارد تومان پول صرف ساخت این مجموعه کرده‌اند، بابت این فاجعه و اعتباراتی که حق مستندسازان جوان و فیلم اولی‌ها بوده و به بعضی از ایشان کمتر از ۲۰ میلیون از این رقم نیز در شرایط عادی نمی‌رسد، پاسخگو باشند؟

آیا عجیب نیست که مدیران رقم زننده این ماجرا امروز نه تنها درباره این موضوع پاسخگو نیستند، بلکه اعتراض می‌کنند چرا این پروژه تکمیل نشده و در واقع خواستار هزینه چند میلیاردی لازم برای تکمیل این پروژه هستند؟! در این شرایط در واقع مدیران کنونی سینمای ایران باید 3300 میلیون تومان دیگر برای تکمیل فیلمی هزینه کنند که بعید است حتی همین 3300 میلیون تومان را نیز در گیشه بازگرداند و همین کمدی-تراژدی نشان می‌دهد پروژه «لاله» چه ظلم بزرگی به سینمای ایران بود.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

شغلی که سرتاپا تقلب است

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه مارس 17, 2015 1:25 am

شغلی که سرتاپا تقلب است


به گزارش مشرق، آنچه تفاوت بین این رتبه‌بندی‌ها در دانشگاه‌ها را تعیین می‌کند، فعالیت علمی استادان، تعداد کتاب‌هایی که نوشته یا تالیف کرده‌اند و پایان‌نامه‌هایی که با دانشجویان داشتند همه برای‌شان امتیازاتی دارد که موجب ارتقای آنها از رتبه‌ای به رتبه دیگر می‌شود. حالا همین موضوع بهانه خوبی برای فعالیت شرکت‌هایی شده که به جای استادان کتاب می‌نویسند و مقاله تولید می‌کنند. خیلی از این شرکت‌های ارتقای استادان، زیرزمینی‌اند و یک شماره تلفن بیشتر ندارند و تعدادی دیگرشان هم نام دارند و هم نشانی.

Image

در خیابان انقلاب همانجا که به کتابفروشی‌ها و دانشگاه تهرانش معروف است، در خانه‌های قدیمی که حالا دیگر بسیاری از آنها به دفتر انتشارات یا فعالیت‌های فرهنگی دیگر تبدیل شده‌اند، شرکت‌هایی هم هستند که کارشان تولید کتاب است اما انتشارات نیستند. آنها جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را گردهم آورده‌اند تا برای استادان دانشگاه‌ها و دانشجویان دکتری، مقاله و کتاب بنویسند. بخشی از فعالیت‌های آنها هم در ارتباط با خدماتی است که به دانشجویان برای نگارش پایان‌نامه‌هایشان ارایه می‌کنند اما در سال‌های اخیر تعداد استادانی که به مشتریان دایمی این شرکت‌ها تبدیل شده‌اند هم کم نیستند. در خیابان انقلاب اگر دنبال کتاب یا جزوه‌ای باشی، کارت‌پخش‌کن‌ها، تبلیغاتی به دستت می‌دهند که روی آنها نوشته «مقاله آی.اس.ای در همه رشته‌ها»، «تالیف و ویراستاری کتاب»، «پایان‌نامه شما را کتاب می‌کنیم».

سرخط یکی از این آگهی ها را که بگیری به طبقه دوم ساختمانی می‌رسی که چهار اتاق، یک منشی و دو تایپیست دارد. منشی فهرستی از مشاوران برای رشته‌های مختلف را به دستت می‌دهد و می‌گوید: «‌ببینید رشته تحصیلی شما به کدام مشاور مربوط است، همان روزی که مشاور می‌آید، وقت بگیرید.» او البته بعد توضیح می‌دهد که «اگر نمی‌توانید بیایید می‌توانید درباره موضوع مقاله به مشاور ایمیل بزنید.» مشاوران موسسه در رشته‌های متنوعی فعالیت می‌کنند، از رشته‌های فنی و مهندسی گرفته تا انواع رشته‌های زیرمجموعه علوم انسانی.

درباره مقالات پزشکی می‌گویند که خودشان کار نمی‌کنند اما افرادی را می‌شناسند که در این زمینه می‌توانند مشاوره بدهند! روند سفارش کار به این صورت است که ابتدا حوزه‌ای که قرار است مقاله یا کتابی در آن نوشته شود را انتخاب می‌کنید، بعد از آن مشاور آن حوزه به شما موضوعاتی را برای نگارش مقاله پیشنهاد می‌دهد. آقای معینی، مشاور سی و چند ساله‌ای است که در حوزه علوم انسانی مشورت می‌دهد، وقتی می‌شنود که قرار است مقاله برای انتشار در یکی از مجلات با درجه آی.اس.آی نوشته شود، چند دقیقه وقت می‌خواهد تا جواب بدهد.

بعد در حالی ‌که یک فهرست چند صفحه‌ای را کنترل می‌کند، پنج موضوع را پیشنهاد می‌دهد: «تاثیر ماهواره بر میزان خشونت و قانون‌گریزی جوانان»، «تحلیل محتوای مسائل دینی در برنامه‌های تلویزیونی کودکان»، «بازنمایی نقش زنان در خانواده در سریال‌های تلویزیونی» و موضوعات دیگری که به گفته او به دلیل این‌که مبانی نظری و محتوایی تا اندازه‌ای آمده است، سریعتر نوشته می‌شود. هزینه نگارش مقاله و گرفتن تاییدیه برای انتشار در مجلات آی.اس.آی هم از یک ‌میلیون و ٥٠٠‌هزار تومان شروع می‎شود و باتوجه به نوع مقاله و رشته دانشگاهی و همچنین مجله‌ای که مقاله تاییدیه انتشار در آن می‌گیرد تا ٢‌میلیون و نیم و حتی ٣ میلیون تومان متغیر است.

معینی می‌گوید: « ٣٠‌درصد هزینه نگارش و انتشار مقاله را وقتی سفارش می‌دهید، ٢٠‌درصد را پس از این‌که مقاله تأیید شد، پرداخت می‌کنید و ٥٠‌درصد هم پس از انتشار نهایی دریافت می‌شود.» به گفته او، این مقالات در مجله‌های آسیایی و اروپایی که مورد تأیید وزارت علوم هستند، منتشر می‌شود.

کتاب‌نویسی از ٤ تا ٧‌میلیون تومان

در نقطه‌ای دیگر از خیابان انقلاب، در شرکتی که ریاست آن را یک استاد دانشگاه بر عهده دارد، علاوه بر مقالاتی که برای انتشار در مجله‌های آی.اس.آی تهیه می‌شود به شما پیشنهاد نگارش یا تالیف کتاب هم می‌دهند. البته این پیشنهاد تنها برای رشته‌های حوزه علوم انسانی است و در این شرکت کسی را پیدا نمی‌کنید که برای شما در فلان رشته پزشکی کتابی بنویسد. خانم «مینو. ک»، به ‌عنوان مشاور و مسئول ثبت سفارشات این شرکت می‌گوید که در این‌جا کتاب‌هایی که نوشته می‌شود همه تالیفی هستند.

او می‌گوید: «مشتریان کتاب‌ها بیشتر استادان دانشگاه‌ها و همین‌طور دانشجویان دکتری هستند. من نمی‌دانم که چرا عده‌ای اصولا با این موضوع مخالفت می‌کنند، ما در این شرکت درواقع برای بسیاری از این افراد نقش دستیار را ایفا می‌کنیم و این هیچ ایرادی ندارد چون اجازه نمی‌دهیم که مطالب کپی شود و همه ضوابط یک کتاب یا مقاله تالیفی را رعایت می‌کنیم، یعنی به منابعی که از آنها استفاده کردیم، ارجاع می‌دهیم.»

به گفته او، این کتاب‌ها و مقالات را تعدادی از دانشجویان قوی که از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل شدند یا در مقاطع تحصیلات تکمیلی در حال ادامه تحصیل هستند، بر عهده دارند. قیمتی که این شرکت برای تالیف کتاب می‌دهد، بسته به نوع کتاب از ٤ تا ٧‌میلیون تومان در رشته‌های علوم انسانی متغیر است.

درباره مقالات هم هزینه تولید و انتشار مقالات در مجلات معتبر خارجی را جمعا ٢‌میلیون و ٥٠٠‌هزار تومان اعلام می‌کند و می‌گوید: «برای این‌که اطمینان داشته باشید، کل هزینه را پس از دریافت تاییدیه پذیرش پرداخت می‌کنید.» در همین دفاتر، خدمات متعددی هم به دانشجویان تحصیلات تکمیلی، یعنی همان‌ها که قرار است در آینده عضو هیأت علمی دانشگاه‌ها شوند و دانشجو تربیت کنند، ارایه می‌شود. مشاوران و پرسنل این دفترها قادرند در عرض کمتر از نیم‌ساعت یک کار کلاسی را به نام شما کنند یا حتی چند مقاله مرتبط با فلان درس را که پیشتر به صدها دانشجوی دیگر فروخته‌اند، به نام شما بزنند و به اصطلاح خودشان «کارِ شما را راه بیندازند.»

از پایان نامه‌سازی به کتاب‌سازی و مقاله‌سازی

در دهه‌های اخیر، همزمان با افزایش تعداد دانشجویان مقطع کارشناسی‌ارشد از یک سو و افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها، نوشتن پایان‌نامه برای این دانشجویان به شغلی البته کاذب برای تعدادی از این فارغ‌التحصیلان تبدیل شد. سفارش پایان‌نامه محرمانه بود و حتی پس از روز دفاع هم کسی نمی‌فهمید این پایان‌نامه حاصل کارِ خود دانشجو نبوده است. بعدها اما این

پایان نامه‎‌سازی آن‌قدر درآمدزا شد که تعدادی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که هنوز شغل ثابتی نداشتند، شرکت‌هایی زدند و پایان‌نامه‌نویسی برای دیگران شد شغل آنها. این در حالی است که اصولا نوشتن پایان‌نامه دانشجویی توسط دیگران مصداق بارز تقلب علمی است. حالا اما موضوع از سطح دانشجویان فراتر رفته و به استادان آنها رسیده است و تعدادی استادان دانشگاه‌ها که معلمان علم‌آموزی‌اند و دانشجویان، اخلاق علمی و حرفه‌ای را از آنها می‌آموزند، مشتریان ثابت همین شرکت‌های تولید مقاله و کتابند. چه اتفاقی افتاده، هم شماری از دانشجویان و هم شماری از استادان دانشگاه‌ها در عرصه‌های رقابت‌های علمی و تولید دانش سفارش مقاله و کتاب می‌دهند و به اسم خودشان منتشر می‌کنند، آیا اخلاق علمی در دانشگاه‌ها سقوط کرده است؟

دکتر «احمد شیرزاد»، استاد دانشگاه صنعتی اصفهان و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ششم، رواج تقلب علمی و کتاب‌سازی و مقاله‌سازی در میان دانشجویان و دانشگاهیان را ناشی از عوامل مختلفی می‌داند، یکی از علت‌‎ها به گفته او توسعه برنامه‌ریزی نشده و بی‌هدف دوره‌های آموزش دکتری در ایران است.

به گفته او، افزایش ناگهانی دوره تحصیلات تکمیلی در سال‌های اخیر موجب شده، تعداد زیادی دانشجوی دکتری پذیرش و بعد فارغ‌التحصیل شوند، در حالی ‌که در دانشگاه‌ها برای آنها کاری وجود ندارد و این باعث شده صف طولانی پشت درهای دانشگاه‌ها برای عضویت در هیات‌های علمی شکل بگیرد.

او با یادآوری نخستین دوره‌های پذیرش دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد، در اواسط دهه ٦٠ به سیاست‌های سختگیرانه‌ای که در آن سال‌ها برای پذیرش دانشجو در مقاطع تحصیلات تکمیلی اتخاذ می‌شد، اشاره کرد و گفت: «شورای گسترش آموزش عالی، مجوز‌ها را سختگیرانه صادر می‌‎کرد و درواقع این مجوزها پس از ماه‌ها مذاکره صادر می‌شد. نتیجه این بود که کیفیت واقعا متفاوت بود و نتایج آن در بدنه آموزش عالی مشخص می‌شد. به مرور دانشگاه‌های دیگری به نظام آموزش عالی پیوستند، در دانشگاه هم تقاضا برای ادامه تحصیل در مقاطع تکمیلی بیشتر شد و از سوی دیگر دولت هم به زور به دانشگاه‌ها فشار می‌آوردند که دانشگاه‌ها دانشجو بگیرند، نتیجه این شد که افرادی وارد دوره‌های دکتری شدند که واقعا با هدف فعالیت دانشگاهی نیامدند.»

به گفته شیرزاد، افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان بیکار در مقاطع لیسانس و فوق‌لیسانس هم تقاضا برای ادامه تحصیل در مقاطع دکتری را افزایش داده. درواقع افراد به جای این‌که با هدف فعالیت علمی و کمک به توسعه دانش، تحصیلاتشان را ادامه دهند، با هدف پیدا کردن شغلی بهتر و افزایش درآمد درس می‌خوانند.

شیرزاد می‌گوید: «در نظام آموزشی بسیاری از کشورهای جهان، دوره‌های کاردانی به مراتب در زندگی افراد می‌تواند مفید‌تر باشد در ایران اما تب مدرک‌گرایی و داشتن برگه‌ای که نشان‌دهنده هویت و شخصیت باشد، بالا گرفته است و یک نوع تازه به دوران رسیدگی فرهنگی در ایران به‌وجود آمده است که بخشی از پیامدهای آن همین کتاب‌سازی و مقاله‌نویسی است. در بسیاری از کشورهای جهان، اگر کسی علاقه‌مند به تحصیل است و می‌خواهد کار دانشگاهی کند، دکترا می‌گیرد و بقیه عمرش را در دانشگاه می‌گذراند و کار دانشگاهی می‌کند و سایر افراد هم بدون نیاز به چنین مدارکی در موقعیت اجتماعی خودشان محترم هستند و در این کشورها به‌ویژه دنیای غرب احترام افراد به مدارک محدود نمی‌شود.»

به گفته این استاد دانشگاه، جهت‌گیری غلط دولت گذشته از نوع دیگر نیز باعث شده که افزایش بی‌رویه و خارج از نرم جهانی را در تحصیلات تکمیلی داشته باشیم اما کسانی استادراهنما می‌شوند که خودشان به اندازه کافی مهارت پژوهشی ندارند. بعضی استادان که صلاحیت و مهارت دارند، تعداد دانشجویانی که جذب می‌کنند بیش از توانمندی‌هایشان است. الان استادانی هستند که ٣٠ دانشجو را راهنمایی می‌کنند و این معنایی ندارد جز این‌که کیفیت پایین می‌آید و نقش استادراهنما به حد یک نفر که از بالا مدیریت می‌کند، پایین می‌آید و کسی اصلا پایان‌نامه‌ها را نگاه نمی‌کند و دانشجویان به جای تولید علم، مقالات تالیفی ارایه می‌کنند که مجموعه کاغذ‌هایی است که به هم منگنه می‌شود.

روند رو به گسترش انتشار مقاله‌ها و کتاب‌هایی که به واقع ارزش علمی ندارند، نه فقط در ایران که پیامدهای جهانی برای جامعه علمی کشور داشته است. کم نیستند نشریات معتبر علمی که به دلیل سرقت علمی و تکرار آن از پذیرش مقالات علمی از ایران خودداری یا با دیده تردید به آنها می‌نگرند و نام ایران را در کنار نام کشورهایی می‌برند که مثل چین و ترکیه به دلیل سرقت‌های ادبی مکرر در محافل علمی، خوشنام نیستند. به گفته شیرزاد، برای مواجهه با مشکل کتاب‌سازی و مقاله‌سازی در ایران و رواج آن میان شماری از دانشگاهیان، ارتقای استادان باید ضابطه‌مند شود و وزارت علوم هم باید دید سیاسی را بردارد و اجازه دهد اهل علم نظر دهند. به گفته او، از سوی دیگر باید درباره تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی تجدیدنظر شود و بازار اشتغال بهبود پیدا کند چرا که برای مثال مهندسی که از دانشگاهی معتبر فارغ‌التحصیل و بابت مهارت حرفه‌ای‌اش ارزش‌گذاری می‌شود، به دنبال فوق‌لیسانس و دکتری نیست و جایی که رزومه‌های کاری مهم‌تر از رزومه‌های دانشگاهی است، تقاضا برای دریافت مدارک کاذب پایین می‌آید.

تالیف و باز هم تالیف

برای آدم‌هایی که دانشگاه مقصد نهایی نیست، انتشار مقاله و کتاب سفارشی مایه آبروریزی و ضداعتباری برای حیثیت علمی نیست. در منطق این گروه که البته تعدادی از آنها به عضویت هیأت علمی دانشگاه‌ها هم درآمده‌اند، آنچه مهم است این‌که سالی چند مقاله و کتاب به رزومه آنها اضافه شود، حالا این‌که این مقاله‌ها بازتولید مقالات دیگران یا تالیفی کم‌مایه از منابع دست اول علمی هستند، برایشان کمتر اهمیتی ندارد، چرا که رزومه حرف اول را می‌زند.

آن‌طور که «محمدجواد هروی»، نایب‌رئیس دوم کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی می‌گوید، یکی از دلایل گسترش شرکت‌هایی که برای استادان کتاب‌نویسی و مقاله‌نویسی می‌کنند، نوع نظام رتبه‌بندی آنها هم هست. نظامی که صرفا به تعداد مقالات و کتاب‌های منتشرشده به نام اساتید نگاه می‌کند و توجه زیادی به کیفیت آنچه ارایه شده، ندارد.

به گفته او، افرادی هستند که در ‌سال ٢٠ مقاله تولید می‌کنند اما وقتی به محتوای این مقالات نگاه می‌کنید، می‌بینید که همه آنها گردآوری است و هیچ ایده خلاقانه‌ای در آنها وجود ندارد، در حالی ‌که در یک نظام آموزشی سالم دانشگاهی ممکن است افراد سالی یک یا دو مقاله و هر چند سالی یک کتاب داشته باشند اما هر کدام از این آثار نتیجه مطالعات و پژوهش‌های مستقلی باشد و در نوع خود به یک اثر دست اول تبدیل شود نه مقاله و کتاب تالیفی که جز بازگویی چند باره مباحث از پیش گفته شده، نتیجه دیگری ندارد.

هروی می‌گوید: این ایراد به نظام رتبه‌بندی دانشگاه‌های ما هم بازمی‌گردد و صرفا به تعداد مقالات‌ ای اس‌ای نگاه کردن درست نیست، بلکه باید نظامی برای بررسی کیفی مقالات و کتاب‌ها وجود داشته باشد، به این معنا که چقدر این مقالات موثر بوده است. در حالی ‌که متاسفانه به تعداد مقاله توجه می‌شود و به اثرگذاری توجهی نمی‌شود و نتیجه می‌شود استاد که در حال تحصیل است، دانشجویان دکتری را به کار بگیرد و به کمک آنها مقاله تولید کنند.

به گفته هروی، نقطه نگران‌کننده ماجرا اینجاست که تعدادی از همین کتاب‌ها که اصولا از نوع کتاب‌های ضعیف و گردآوری شده هم هستند، توسط برخی مراکز تحقیقاتی هم منتشر می‌شوند یا تعدادی از سازمان‌های دولتی آنها را در شمارگان بالا خریداری می‌کنند و این یکی از مشکلاتی است که زمینه را برای فعالیت بیشتر افرادی که به این ترتیب سعی می‌کنند برای خود اعتبار علمی بسازند، فراهم می‌‎کند.

سقوط اخلاق پژوهش

رواج کتاب‌سازی و مقاله‌سازی در میان دانشگاهیان که البته در علوم انسانی به مراتب هم رایج‌تر از دیگر رشته‌هاست، نه‌تنها اعتبار علمی ایران را در محافل علمی جهان کاهش داده و مخدوش کرده، در نگاهی کلان‌تر نشان می‌دهد اخلاق علمی و پژوهشی در ایران آسیب‌دیده است و فعالیت شرکت‌ها و دفاتری که برای ارتقای استادان به آنها خدمات می‌دهند هم نشانه‌ای بارز که نشان می‌دهد اخلاق در پژوهش و فرآیند تولید دانش در ایران به چه روزی افتاده و چند صد پله سقوط کرده است که اگر چنین دفاتری مشتری نداشته باشند، این‌قدر پر تعداد نمی‌شود.

از سوی دیگر اگرچه در نظام آموزش عالی تقلب علمی مجازات‌هایی دارد و حتی افرادی که برای مثال پایان‌نامه‌ای جعلی را به نام خود ارایه کنند به دلیل تقلب علمی ممکن است از تحصیل محروم شوند اما واقعیت این است که در شرایطی که معیارهایی غیراز دستاوردهای علمی در نظام دانشگاهی در ارتقای علمی استادان و همچنین حضور آنها در پست‌های مدیریتی و مدیرگروهی نقش دارد، کتاب‌سازی‌ها و مقاله‌سازی استادان، آنها را برای از دست دادن جایگاه‌شان نگران نمی‌کند. از سوی دیگر، برخی استادان جوان برای تدریس از کتاب‌های مختلف استفاده می‌کنند و بعد از چند ‌سال به این باور می‌رسند، جزوه‌ای که این‌گونه به دست آورده‌اند و با آن تدریس کرده‌اند، اثر خودشان است و آن را در یک کتاب و به نام خودشان منتشر می‌کنند.

اگرچه کتاب‌سازی نه فقط در میان استادان دانشگاه که در سطوح و لایه‌های دیگری از نویسندگان و فعالان حوزه نشر هم رواج دارد اما ضربه‌ای که رواج این روحیه در میان دانشگاهیان به فرآیند آموزش می‌زند، پیامدهایی بسیار فراتر از آنچه در ظاهر به نظر می‌رسد، به دنبال دارد. کمترین هزینه آن نشان داده، راه انحرافی به دانشجویانی است که با آموزه‌های چنین استادانی قرار است استادان آینده دانشگاه‌های کشور باشند و بیشترین هزینه آن ضربه‌ای است که نظام علمی دانشگاهی از صدها جلد کتاب و هزاران مقاله‌ای می‌خورد که به نام تولید علم و دانش نوشته می‌شوند و آمار کمی تولید مقالات و کتاب‌های دانشگاهی را بالا می‌برند اما در عمل هیچ نقشی در تولید دانش ندارند.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

اتلاف وقت برخی کارمندان با بازی‌های کامپیوتری

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه مه 03, 2015 2:28 pm

اتلاف وقت برخی کارمندان با بازی‌های کامپیوتری


فقط پشت مانیتور دیده می شود. رو به در نشسته است. هر از گاهی از بالای مانیتور سرک می کشد و سر بالا پاسخی می دهد.

ابتکار در ادامه می‌نویسد: اینم حکایت کارمندی است که از صبح ساعت 7 و نیم کارت می زند و تا عصر ساعت 17 در اداره به کار مشغول است. گاهی هم وقتی صدایش می کنی، چنان غرق در صفحه مانیتورش است که گـــویی در اینجـا نیست. او در میان بازیکنان مجازی، می دود، شاد می شود، گل می زند، هورا می کشد و تمامی وقت خود را با آنها می گذراند.

جولان بازی های رایانه ای در میان کارمندان

بازی های فراگیر و استراتژیک آنلاین در بین کارمندان برخی ادارات، شرکت های خصوصی و قشر گسترده ای از جوانان جای خود را باز کرده است. این بازی ها، نه تنها باعث صرف وقت و هزینه افراد در ادارات و به تاخیر افتادن کار ارباب رجوع می شود، بلکه به باورکارشناسان انتقال وجه و خرید امتیاز برای قدرت گرفتن و از آن مهم‌تر فروش اکانت‌های قدرت در بین کاربران برخی از این بازی‌ها مشکوک به یک «قمار آنلاین اینترنتی» است. شاید شما هم در ماه‌های گذشته در بین همکاران خود با افرادی سر و کار داشته‌اید که در ساعات اداری به جای رسیدگی به امور ارباب رجوع، ساعت‌ها به نمایشگر رایانه خود خیره شده‌اند و مشغول انجام یک بازی آنلاین هستند.

روزنه ای برای فرار از کار

بیشتر افرادی که در ادارات و شرکت‌ها به این بازی گرایش پیدا می‌کنند، به دنبال روزنه‌ای برای فرار از کار و سرگرم شدن هستند. جالب اینجاست که تعدادی از کارمندان آنقدر غرق در بازی‌های آنلاین می‌شوند که ساعت‌ها پشت رایانه ادارات به بهانه انجام امور اداری ژست کاری می‌گیرند اما مشغول بازی هستند، در این بین تنها قربانی وقت‌‌گذرانی کارمندان، ارباب رجوع است که کارش بر زمین می‌ماند.

دهکده ای برای بازی

اما بازی‌های آنلاین به این صورت طراحی شده که در مرحله اول برای شروع بازی کاربران باید در سایت ویژه بازی با ارائه یک نام کاربری و رمزعبور ثبت‌نام کنند و بعد از فعال شدن اکانت کاربری توسط سازندگان بازی، وارد بازی می‌شوند. در مرحله دوم زمانی که کاربر وارد بازی می‌شود یک دهکده به عنوان محل اصلی بازی در اختیارش قرار می‌گیرد که کاربر در این دهکده می‌تواند با استفاده از کاراکترهای گوناگون در چند مرحله امتیاز و سطح بازی خود را افزایش دهد. در این بازی‌ها برای مثال کاراکترهای اصلی مانند گندم، چوب، آهن و خشت به عنوان ابزار کمکی کاربر طراحی شده است که با استفاده از آنها می‌تواند منابع بیشتری را در مراحل بازی و در دهکده به دست آورد.

غارت، چپاول و گرفتن قدرت از رقبا

شیوه این بازی‌های آنلاین اینترنتی که بیشتر آنها از خارج از کشور هدایت و راهبری می‌شوند، به این صورت است که کاربر برای افزایش امتیاز در دهکده بازی باید تا می‌تواند انبار تولید کند و برای پرکردن انبارهای خود دائم به دنبال غارت، چپاول و قدرت گرفتن از رقبا باشد. پروسه این بازی در شرایطی انجام می‌شود که همزمان تعداد زیادی از کاربران در فضای بازی آنلاین هستند و هر لحظه به تعداد آنها افزوده می‌شود. در حال حاضر فرمولی که طی مراحل بازی به کاربر آموزش داده می‌شود، براساس یکسری قواعد است که با به‌کارگیری آنها در بازی بهترین سود را نصیب خود می‌کند.

وقتی بازی ها روی خطرناک شان را نشان می دهند

اما شاید برای شما این پرسش به وجود ‌آید که پروسه‌ای که به آن اشاره شد چه ایرادی دارد و اینگونه بازی‌ها چه تهدیدی برای کاربر دارد؟ برای پاسخ به این پرسش باید به فاز خطرناک و مشکوک تعدادی از این بازی‌ها که بیشتر به یک جا به ‌جایی مالی و قمارآنلاین اینترنتی شباهت دارد، اشاره کرد. مراحل این بازی به این صورت طراحی شده که کاربر به‌تدریج در یک پروسه حساس جذب بازی شده و اشتیاق امتیازگیری با غارت انبار کاربران دیگر شخص بازی‌کننده را تحریک می‌کند تا دائم آنلاین شده و وارد بازی شود.

قمار آنلاین

طراحان و گردانندگان این بازی‌ها از این اشتیاق کاذب سوءاستفاده کرده و از طریق فروش اکانت‌های قدرت برای خود منبع کسب درآمد ایجاد کرده‌اند. کاربران بازی هم به دلیل اشتیاق زیاد برای چیره شدن بر دیگر رقبا و غارت انبارهای آنها در دهکده بازی اقدام به خرید این اکانت‌ها می‌کنند.

واریز به حساب طراحان بازی

قیمت اکانت‌های به‌اصطلاح طلا به صورت اینترنتی و از طریق شبکه بانکی به حساب طراحان بازی واریز می‌شود. اما این تمام ماجرا نیست و زمانی که کاربران به‌شخصه برای فروش اکانت قدرت خود اقدام می‌کنند، چرخه مشکوکی از قمار اینترنتی شکل می‌گیرد که در این چرخه کاربران و طراحان بازی درحال جا به ‌جایی مبالغ هنگفت هستند.

فیلتر برخی بازی ها

هر چند با اقدامات بموقع سازمان‌ها و دستگاه‌های مسوول در زمینه نظارت بر فضای مجازی تعدادی از این بازی‌ها فیلتر و از دسترس کاربران خارج شده است اما شواهد موجود نشان می‌دهد که برخی کاربران با استفاده از نرم‌افزارهای فیلترشکن به‌راحتی وارد بازی شده و همان چرخه گذشته بازی را ادامه می‌دهند.

یک پروسه دو سر برد

محمد سهرابی، کارشناس رایانه در این باره می‌گوید: درچند سال گذشته با گسترش ارتباطات و شبکه‌های مجازی بازی‌های آنلاین هم به‌تدریج رواج یافت اما تفاوت اصلی این بازی‌ها با بازی‌های قدیمی رایانه‌ای کسب درآمد ۲ طرف است. به باور سهرابی، بازی‌های آنلاین یک پروسه دو سر برد است. به صورتی که هردو طرف، هم سازندگان این بازی‌ها و هم کاربران از بازی کسب درآمد می‌کنند و در حقیقت یک منبع درآمد آنلاین است. بنابر اظهارات وی دراین نوع از بازی‌ها، سازندگان و سرشاخه‌ها از اشتیاق افراد به سود خود استفاده و کاربران هم از این بازی‌ها برای کسب درآمد استفاده می‌کنند. سهرابی می‌افزاید: یکی از ویژگی‌های بازی‌های آنلاین داشتن سرعت بالای اینترنت است که درحال حاضر هم در بسیاری از ادارات اینترنت‌هایی با سرعت بالا وجود دارد و این موضوع فرصت خوبی را برای برخی کارمندان برای بازی در ساعات کاری به وجود آورده است.

علاقه کارمندان به این بازی ها؛ چرا؟

اما درباره اینکه چرا کارمندان در برخی ادارات و شرکت‌ها به این بازی‌ها گرایش پیدا کرده‌اند و بیشتر وقت کاری خود را صرف بازی می‌کنند، محمد ایمانی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه با بیان اینکه فرار کارمندان از کار در محیط‌های ادرای یک موضوع قدیمی و آفت شغل کارمندی است، می‌گوید: از مدت‌ها پیش این آفت در ادارات وجود داشته که کارمندان به دلایل گوناگون از زیر بار مسوولیت شانه خالی می‌کردند اما در حال حاضر نه‌تنها بازی‌های رایانه‌ای به وسیله‌ای برای فرار کارمندان از کار تبدیل شده است، بلکه ثابت ماندن یک کارمند در یک پست اداری باعث جلوگیری از چرخش کار در ادارات شده است. به باور وی، زمانی که کارمند در پروسه فرسودگی شغلی قرار گیرد به بهانه‌های گوناگون از زیر بار مسوولیت شانه خالی کرده و به دنبال روزنه‌ای برای فرار از کار است که این روزنه می‌تواند گرایش به یک بازی رایانه‌ای باشد.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

ضعف توان مديريت و مهندسي 22 سال و ناتواني از ساخت مصلاي پايت

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه ژوئن 11, 2015 12:12 am

ضعف توان مديريت و مهندسي 22 سال و ناتواني از ساخت مصلاي پايتخت ايران


پس از انتشار اخبار واگذاری تکمیل پروژه مصلی تهران به شهرداری، مسئولین مصلای تهران و وزارت مسکن ضمن تکذیب اظهارات محمد باقر قالیباف این اظهارات را به دو از ادب خوانده و شهرداری را از موانع تسریع عملیات عمرانی در مصلی معرفی کردند.

مصلای تهران سال‌ها است به نماد «ناهماهنگی‌ مسوولان در اجرای پروژه‌های عمرانی» تبدیل شده است. جالب آنکه در هر دوره‌ای که دولت عوض می‌شود، به محض انتخاب وزیر مسکن بلافاصله حکم ریاست ستاد ساخت مصلی نیز برای وزیر مربوطه صادر می‌شود و او با حضور در کارگاه مصلی، گویا با این تصور که اتمام پیرترین پروژه عمرانی پایتخت فقط به مقداری پول و کارگر ساختمانی نیاز دارد، اعلام می‌کند که فلان‌سال مصلی آماده خواهد شد. غافل از اینکه برای سروسامان دادن به محوطه ۱۰ هکتاری کنار اتوبان مدرس، نیرویی فراتر از آنچه تصور می‌شود، نیاز است.

کلنگ ساخت مصلای تهران در سال ۱۳۷۲ زمین زده شد و حالا بعد از ۲۲سال، این پروژه عمرانی فقط ۵۰درصد پیشرفت فیزیکی داشته به طوری که به نوشته ی یک سایت خبری «به احتمال قریب به یقین در زمان افتتاح رسمی مصلی باید برنامه نوسازی برای نیمه اول این پروژه که هم‌اکنون به اتمام رسیده، در دستور کار قرارگیرد!» این در حالی ست که حد فاصل صدور حکم امام برای ساخت مصلی تا اجرایی شدن پروژه نیز 5 سال زمان برده است و با رحلت حضرت امام (ره) ایشان هرگز اجرایی شدن این پروژه را ندیدند! تاکید امام بر ساده بودن مصلی نیز از نکات جالب توجه حکم ایشان است: ««بسمه تعالی / انشاء الله در کنار ساختن مصلای تهران در ساختن بینش کفر ستیزی مسلمانان موفق باشید، ضمناً سادگی مصلی باید یادآور سادگی محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد و شدیداً از زرق و برق ساختمان‌های مساجد اسلام آمریکایی جلوگیری شود. خداوند تمامی دست‌اندرکاران برپاکننده مساجد الله را تأیید فرماید. / روح اللَّه الموسوى الخمینى، ۲۳/ ۸/ ۱۳۶۷.»

سوالی که مطرح است این است که آیا توان فنی‌،مهندسی پیمانکاران و شرکت‌های ساختمانی داخلی، برای تکمیل این پروژه کافی نیست؟ به طور قطع توان فنی و مهندسی ایران بسیار فراتر از ساخت پروژه ای به این وسعت است اما دلیلی دیگری که برای عدم اتمام آن اقامه میشود عدم تدبیر لازم در حوزه مدیریتی است که اتمام آنرا به درازا کشیده است و حالا سال هاست که مصلی که باید محل برگزاری نمازهای جمعه و فطر و قربان باشد، عملاً تبدیل به محل برگزاری نمایشگاه های مختلف شده است؛ از کتاب تا لوازم التحریر و پوشاک و رسانه های دیجیتال!

در چند روز اخیر اعلام آماگی شهرداری تهران برای اتمام پیرترین پروژه عمرانی پایتخت واکنش وزارت مسکن و مسئولین مصلای تهران را به دنبال داشت و آنان ضمن تکذیب ادعای شهردار تهران این اظهارات را به دور از ادب و شهرداری را مقصر طولانی شدن پروژه مصلا معرفی کردند.

و این در حالی است که محمد باقر قالیباف در جلسه فصلی اعضای شورای شهر، با مدیران شهرداری که صبح یکشنبه برگزار شد، مدعی شده بود در سال گذشته مقام معظم رهبری خطاب به وی فرموده اند: "کار مصلای تهران را به‌عهده بگیرید و آن را به پایان برسانید، زیرا روند ساخت آن طولانی شده است" و وی نیز بر این اساس مازیار حسینی را که پیش از این معاون فنی و عمران شهرداری بوده به‌عنوان مشاور عالی خود و مجری طرح مصلی منصوب کرده است.

جامعه تحلیلی خبری الف به دنبال این وقایع پس از پیگیریهای متعدد از وزارت مسکن و شهر سازی و مسئولین مصلای تهران خواستار پاسخگویی مسئولین ذی ربط گردید که پس از تماسهای فراوان این مراجع اعلام نمودند که مواضعشان در بیانیه سایت مصلا منتشر شده است.
در همین زمینه الف بر آن شد تا این وقایع را از سوی نمایندگان مردم در شورای شهر تهران پیگیری نماید، و با توجه به احتمال مغایرت نظرات نمایندگان اصولگرا و اصلاح طلب ترجیح الف بر مصاحبت با هر دوطیف بود که با پیگیری های متوالی خبرنگار الف از دفاتر آقایان،مسجد جامعی،دنیا مالی و سالاری متاسفانه موفق به مصاحبت با این طیف نشد.

در این باره پرویز سروری عضو اصولگرای شورای اسلامی شهر تهران در خصوص بحث ورود شهرداری تهران به پروژ مصلای امام خمینی (ره)گفت: به دلیل طولانی شدن پروژه ساخت مصلی، شهروندان تهرانی در دیدارهایی که با نمایندگانشان در شورای شهر داشتند اعتراض خود را نشان داده و از نمایندگانشان درخواست کردند تا این موضوع را از طریق شهرداری پیگیری کنند تا سرانجام کار مصلی مشخص شود و نمایندگان مردم در شورا مطالبات مردمی را عنوان نمودند و در گزارشی که شهردار تهران منتشر کرد اعلام شد که ساخت و تکمیل مصلی به دلیل دقت و سرعت بیشتربه شهرداری تهران واگذار شده است.

نماینده مردم در شورای شهر تهران خاطر نشان کرد: شهردار تهران به طور واضح و روشن اعلام کردند که تکمیل پروژه مصلای تهران تحویل شهرداری شده است و در اقدامی جهادی این شهرداری تکمیل پروژه مصلای تهران را بر عهده گرفته است.

سروری با بیان اینکه اعضای شورای شهر از جدلهایی غیر علنی این موضوع به طور کامل مطلع نیستند، تصریح کرد: آن چیزی که ما از آن مطلع هستیم همان اظهارات شهردار تهران است.

سروری در پاسخ به ادعای مسئولین مصلای تهران که عدم پیشرفت پروژه را کوتاهی شهرداری در برخی از زمینه ها عنوان میگنند، گفت: مدیران مصلای تهران باید به طور مشخص عنوان کنند که شهرداری در کدام یک از زمینه ها کوتاهی کرده است تا اعضای شورای شهر بتوانند آنرا پیگیری نمایند.

وی از پیگیری‌های مستمر اعضای شورای شهر از پروژه مصلا خبر داد و افزود: همواره شهرداری تهران آمادگی خود را برای کمک به تکمیل پروژه مصلا اعلام کرده است اما به دلیل عدم اطلاع کافی از ادله مصلای تهران برای اثبات اهمال شهرداری نمی توانیم بگوییم که شهرداری کوتاهی داشته است.

وی در ادامه طولانی شدن پروژه مصلای تهران را برای ظرفیت معماری و مهندسی ایران ناپسند توصیف و اظهار کرد: جای پرسش داردکه یک پروژه در ایران با توجه به این ظرفیت عظیم مهندسی و معماری بیست و چند سال به درازا بکشید و همان طوری که شاهد هستیم در فضای مجازی و رسانه های بیگانه به طولانی شدن پروژه با دیده تردید می نگردند و آنرا نشانه ضعف مدیریتی میدانند که باید برای این مورد پاسخی در خورد عنوان گردد.

وی در پایان با تاکید به اینکه شهرداری تهران مسئولیتی در قبال تکمیل پروژه مصلی ندارد، گفت: به طور مشخص خود پیمانکار و وزارت مسکن و شهر سازی باید ساخت و تکیمل مصلی را پیگیری نماید و در این زمینه از شهرداری خواسته شده است که برای سرعت و تکمیل پروژه وارد عمل شود حال اگر مسئولین مصلا و وزارت مسکن خود به دنبال تکمیل هرچه سریعتر پروژه مصلی هستند اعضای شورای شهر هم ترجیح می دهند این پروژه از طریق همان مراجع پیگیری و تکمیل گردد.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

جملات بی ربط در پیامک همراه اول

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه اکتبر 29, 2015 10:37 am

جملات بی ربط در پیامک همراه اول = اشكال از گوشي شماست!!!


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مشکلات دنیای پیامکها تمامی ندارد. از تبلیغات پیامکی که امان خیلی از مشترکان موبایل را بریده تا اختلالات اینترنت همراه که این روزها طبیعی به نظر می رسد. ولی اختلالات عجیب دیگری توسط کاربران گزارش شده که در نوع خود، خواندنی است.

یکی از مخاطبان سرویس مشکلات مردم در این باره نوشته: با سلام، یک اتفاق عجیب برای بنده و چند تا از همکارام افتاده به شرح زیر: یک اسم اس از دوستم دریافت کردم که قرار بود شماره کارت برام ارسال کنه تا پول واریز کنم اخر پیام اصلی دوستم نوشته بود "خیالت راحت" اما تو پیامی که به دست من رسید بین خیالت و راحت یک جمله اضافه شده بود که هیچ ربطی نداشت ایشون عکس اس ام اس ارسالیشون داره که با اس ام اسی که من دریافت کردن متفاوت، این موضوع دقیقا به همین شرح برای یکی دیگر از همکارام هم اتفاق افتاد، که جملاتی بین اس ام اس اصلی در پیام گیرنده اضافه شده، با همراه اول تماس گرفتم میفرمایند سیم کارتتون رو تو یک گوشی دیگه تست بفرمایید متوجه نمیشن که این اتفاق معلوم نیست کی تکرار بشه، در عین اینکه بعضی جملات ممکن خیلی بد باشه و ثابت کردن اینکه من نفرستادم خیلی بده.

روابط عمومی همراه اول در این باره توضیح داد: در برخی از مدلهای گوشی اینطور است و متاسفانه این مشکل به وجود می آید. یعنی پیامکهای متفاوت با همدیگر ادغام می شود. این مسئله دیده شده و موضوع استثنایی نیست.
این روابط عمومی گفت: ممکن است پیامهای فرد فرستنده یا گیرنده با همدیگر ادغام شود یا ممکن است با سایر پیامها این ادغام اتفاق بیفتد.. هر طوری امکان دارد این مشکل به وجود بیاید و این موضوع ربطی به اپراتورهای تلفن همراه ندارد.البته این که چه مدل از گوشیهایی دچار این مشکل شوند چون کارشناس گوشی نیستیم دقیقا برای ما معلوم نیست ولی به نظر می رسد مدلهای جدید این مشکلات را ندارد. دلیل این اختلال هم آنطور که بیان کرده اند احتمالا نداشتن فونت فارسی گوشی های همراه به صورت دیفالت است.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

تجاهل واقعيات با انكار و تكذيب؛ و بعد از ابتلا و خسارت مردم

پستتوسط pejuhesh232 » دوشنبه نوامبر 09, 2015 4:26 pm

تجاهل واقعيات با انكار و تكذيب؛ و بعد از ابتلا و خسارت مردم اقدام به توجيه!!!


بارها مشاهده كرده ايم كه گزارشها و هشدارهاى مراكز جهاني براى تغييرات اب و هوا بي توجهي شده و بعدا با اتفاق حوادث دهشتناك همراه با خسارات جاني و مالي بسيار براى مردم مانند سرماى جندسال قبل؛ سيلهاى ويرانگر
امسال هم مراكز معتبر جهاني هشدا عوارض ال نينو را براى فصلهاى سرد امسال در ايران هشدار دادند، خوشبختانه مسؤولين عالي كشور مثل وزير توجه كرده و اماده باش دادند، اما متصديان مستقيم اين موضوع با تجاهل و ايجاد ترديد در موضوع جدي گرفتن موضوع را زير سؤال بردند، اما با اتفاق طليعه خسارات النينو يعين سيلهايي كه در صدسال اخير بي سابقه بوده، به فرافكني اقدام نمودند، (النينو در برخي جاها خشكسالي مي اورد اما در ايران بارندگي اورده!!!!)


رییس‌سازمان‌هواشناسی: «ال‌نینو» به ایران نمی‌رسد


بازتاب نامه وزارت نیرو در مورد تاثیر پدیده ا‌ل‌نینو در احتمال وقوع زمستان سخت و پس از آن اعلام آماده‌باش سازمان‌هایی چون هلال احمر و مدیریت بحران و حتی گردآوری آذوقه و اقلام ضروری در انبارها، نوعی نگرانی در جامعه ایجاد کرد و اظهارات مدیران هواشناسی که زمستان امسال رکورد نمی‌شکند نیز کارگر واقع نشد.
به گزارش مشرق، از آنجا که برخی سازمان‌ها کماکان بر مواضع خود در مورد قطعیت وقوع زمستان سخت مصر هستند، درصدد برآمدیم ضمن توضیح دقیق و علمی پدیده «ال‌نینو»، به اظهارات ضد و نقیض هفته‌های اخیر درباره وضعیت زمستان پیش رو از طریق گفت‌وگو با داود پرهیزکار، معاون وزیر راه و شهرسازی و رئیس سازمان هواشناسی کشور پاسخ قاطعی بیابیم.

داود پرهیزکار در مورد تعریف دقیق ال‌نینو، گفت: پدیده النینو یک پدیده اقیانوسی است که در منطقه استوایی اقیانوس آرام شکل می‌گیرد و همواره با یک پدیده جوی سیاره مقیاس به نام‌ نوسان جنوبی همراه است؛ به همین علت نام کامل این پدیده جوی- اقیانوسی را "انسو" (ENSO) گذاشته‌اند که از (El Nino-Southern Oscillation) گرفته شده است.

وی با بیان اینکه انسو می‌تواند در سه فاز گرم (النینو)، سرد (لانینا) و خنثی قرار می‌گیرد، افزود: نشانگر اینکه انسو در چه فازی قرار دارد، شاخصی است به نام شاخص «نینوی اقیانوسی» که به تغییرات دمای سطح آب نسبت به نرمال آن در منطقه‌ای از اقیانوس آرام حاره‌ای به نام نینوی 3/4 می‌پردازد. اگر تغییرات دمای سطح آب در این منطقه در محدوده 0/5± درجه سلسیوس باشد، انسو در فاز خنثی بوده و در صورتی که بالاتر از «0/5+» باشد در فاز گرم (النینو) و اگر کمتر از منفی «0/5-» باشد در فاز سرد (لانینا) قرار خواهد داشت. با توجه به میزان ناهنجاری دما، النینو و لانینا را به دسته‌های ضعیف، متوسط و قوی تقسیم‌بندی می‌کنند.

وی اضافه کرد: هنگامی که انسو در فاز گرم (ال‌نینو) قرار دارد، جریانات صعودی در منطقه مرکزی اقیانوس آرام استوایی تا غرب قاره امریکای لاتین تشدید شده و بارش‌های سنگین در این منطقه شکل می‌گیرد و شرق قاره آسیا و قاره اقیانوسیه دچار کم بارشی و خشکسالی می‌شوند، اما اگر انسو در فاز سرد (لانینا) قرار داشته باشد شرایط برعکس شده و غرب قاره امریکای لاتین دچار کم بارشی شده و بارش‌های سنگین در شرق قاره آسیا و قاره اقیانوسیه رخ می‌دهد.

وی با اشاره به اینکه انسو به سبب مقیاس بسیار بزرگی که دارد، از راه دور بر آب و هوای سایر نقاط جهان تاثیر می‌گذارد، اظهار کرد: گستره عملیاتی انسو حدود 10 هزار کیلومتر است که در تقسیم بندی پدیده‌های جوی توسط سازمان هواشناسی جهانی، یک پدیده سیاره‌ مقیاس محسوب می‌شود. با توجه به اینکه جو یک شاره پیوسته است، نوسانات جوی سیاره مقیاس مانند انسو می‌توانند بر الگوهای جوی و رژیم‌های بارشی سایر نقاط جهان تاثیرگذار باشند. اما میزان تاثیر آنها به فاصله از محل حضور آنها و حضور سایر نوسانات جوی در نقطه مورد نظر بستگی دارد.

آمدن ال‌نینو به ایران امکان ندارد

پرهیزکار با اشاره به اینکه در حال حاضر بر اساس دیده بانی‌های انجام شده یک ال‌نینوی قوی شکل گرفته است، اظهار کرد: بیشتر مدل‌های جوی- اقیانوسی پیش‌بینی می‌کنند که این پدیده تا پایان زمستان امسال استمرار داشته باشد و در طول بهار سال آینده تضعیف شده و از بین رود.

وی با بیان اینکه انسو یک نوسان سیاره مقیاس جوی است که همواره در منطقه استوایی اقیانوس آرام حضور دارد، افزود: این پدیده به هیچ عنوان از محل خود خارج نشده و تنها در این منطقه جا به جا می‌شود. بنابراین آمدن انسو یا ال‌نینو به ایران یک حرف غیر علمی بوده و امکان‌پذیر نیست.

پرهیزکار با بیان اینکه عمده بارش‌های ایران توسط امواج عرض‌های میانی تامین می‌شود که از سمت غرب و از روی اقیانوس اطلس شمالی و اروپا شکل گرفته و به سمت ایران می‌آیند، گفت: به همین علت نوسان اطلس شمالی (NAO) اصلی‌ترین نوسان جوی سیاره مقیاس موثر بر بارش‌های ایران است که بر روی اقیانوس اطلس شمالی قرار دارد. پس از آن نوسان دیگری به نام نوسان مادن- جولیان(MJO) بر روی اقیانوس هند است که در میزان تزریق رطوبت از روی اقیانوس هند و دریای عمان به درون امواج عرض‌های میانی که به سمت ایران می‌آیند، نقش مهمی دارد.

وی افزود: فاز گرم انسو یعنی ال‌نینو نیز باعث می‌شود که پرفشار جنب حاره‌ای خاورمیانه که مانع اصلی در مسیر حرکت امواج عرض‌های میانی از روی ایران است به عرض‌های پایین جا‌به‌جا شده و شرایط برای عبور این امواج از روی ایران مهیا شود، بنابراین در مقیاس سیاره‌ای، دست کم سه نوسان جوی نائو، ام جی او و انسو در فرآیند شکل‌گیری و شدت و مدت بارش‌های ایران نقش دارند که در بین آنها انسو با آنکه در بارش‌های کشور تاثیرگذار است، اما تعیین کننده نیست.

بارش برخی سال‌ها با وجود ال‌نینو کمتر از حد نرمال بود

به گفته پرهیزکار، در سال‌های آبی 52-1351 و 89-1388، با وجود ال‌نینو، بارش کشور کمتر از حد نرمال بوده است و یا در سال‌های پربارش 55-1354و 61-1360، اولی با فاز سرد انسو (لانینا) و دومی با فاز خنثی همراه بوده است. این بدان معنی است که در بررسی تغییرات بارش کشور باید به فاز، شدت و ضعف، دوره تناوب و وزن اثرگذاری همه نوسانات جوی سیاره مقیاس توجه داشت.

سرمای شدید و سیل را نمی‌توان از چند ماه قبل پیش‌بینی کرد

رئیس سازمان هواشناسی کشور با بیان اینکه در این سازمان با توجه به برد زمانی، سه نوع پیش‌بینی حال‌بینی، کوتاه‌مدت و فصلی با بردهای شش ساعت، یک هفته و پنج‌ماهه تولید می‌شود، گفت: آنچه در پیش‌بینی فصلی مورد توجه و بررسی قرار می‌گیرد با پیش‌بینی کوتاه‌مدت متفاوت است، زیرا در پیش‌بینی‌های فصلی تنها به تغییرات کمیت‌های بارش، دما و فشار هوا نسبت به مقدار میانگین بلندمدت آنها و برای یک دوره دست کم یک ماهه پرداخته می‌شود و پدیده‌هایی مانند افت دمای شدید، یخبندان و بارش سنگین و سیل‌آسا که طول عمر چند روزه دارند مورد بررسی قرار نمی‌گیرند، بلکه این نوع پدیده‌ها به همراه سایر پدیده‌های جوی مانند طوفان، رعد و برق، بارش برف و امواج گرمایی در پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت بررسی می‌شوند که تا یک هفته آینده را پوشش می‌دهند، به بیان دیگر سرمای شدید و سیل را نمی‌توان از چند ماه قبل پیش‌بینی کرد.

پرهیزکار در خاتمه خاطر نشان کرد: سازمان هواشناسی می‌تواند با دقت بسیار بالایی از یک هفته قبل این پدیده‌ها را که جزو پدیده‌های بزرگ مقیاس هستند، پیش‌بینی کرده و به اطلاع مردم و مسئولین برساند تا بتوانند به موقع تصمیم‌گیری کرده و واکنش مناسب انجام دهند، برای نمونه می‌توان به بارش‌های اخیر کشور و افت دمای رخ داده اشاره کرد که از چند روز قبل از رخداد، از راه‌های مختلف اطلاع رسانی به مردم و مسئولین کشور انجام شد.
منبع: ایسنا
==========

ال نینو به شمال ایران رسید؟


مدیرعامل آب منطقه‌ای مازندران از بروز سیلاب های متعدد در رودخانه های این استان خبر داد و سازمان هواشناسی از بارش های سراسری در استان گیلان و بارش های پراکنده در استانهای مازندران و گلستان خبر داد.
به گزارش مشرق، پاییز و زمستان امسال تأثیر پدیده اقیانوسی به نام "ال نینو" را در کشورهای مختلف جهان از جمله ایران شاهد هستیم. نکته جالب توجه این است که تأثیر این پدیده اگر در برخی کشورها سبب خشکسالی می‌شود، اما در کشور ما پدیده بارش را به دنبال دارد.

پس از بارش های سیل اسای غرب کشور و بروز سیلاب های تخریب کننده در ایلام و لرستان، اکنون شاهد بارش ها در شمال ایران هستیم.

«محمدابراهیم یخکشی» مدیرعامل آب منطقه‌ای مازندران از بروز سیلاب های متعدد در رودخانه های این استان خبر داد و گفت: سیلاب‌های اخیر سبب شد تا بسیاری از سازه‌های تقاطعی از جمله پل‌ها در معرض تخریب قرار گیرند که یک نمونه آن پل معلم کوه در تنکابن بوده که ریزش آن سبب خسارت جانی و مالی به شهروندان شد.

رئیس هیئت مدیره آب منطقه‌ای مازندران بر مدیریت جامع رودخانه و سیلاب در مازندران برای پیشگیری از خسارت و کنترل سیلاب تاکید کرد و گفت: در صورت تامین این میزان اعتبار می‌توان با لایروبی، دیواره‌سازی و بازسازی سردهنه‌ها و هدایت بخشی از سیلاب به آب بندان‌ها از خسارت‌های ناشی از سیل در مناطق مختلف مازندران جلوگیری کرد.

طبق پیش بینی های سازمان هواشناسی، امشب در استان گیلان بارش های سراسری خواهیم داشت و در استانهای گلستان و مازندران نیز، بارش ها در نقاط شهری به صورت پراکنده و در ارتفاعات به صورت متمرکز خواهد بود. فردا نیز بارش های پراکنده در این سه استان ادامه دارد.
منبع: تسنیم

سماعيل نجار رئيس سازمان مديريت بحران کشور همچنين با اشاره به‌هشدارهاي اعلام شده در زمينه وقوع پديده «ال‌نينو» و نامه اين سازمان به سازمان‌هاي متولي براي آمادگي گفت: بعضي ازکارشناسان معتقدند پديده ال‌نينو در آسياي شرقي اتفاق مي‌افتد و ايران را هم تحت تأثير خود قرار مي‌دهد و وزارت نيرو خود را براي زمستان سخت محتمل آماده مي‌کند.

وي افزود: دراين نامه بر لايروبي رودخانه‌هاي منتهي به شهرها و روستاها، پاکسازي دهانه‌پل‌ها و ديگر اقدام‌هاي پيشگيرانه تأکيد شده است.

وي با اشاره به اهميت آمادگي سازمان‌هاي مختلف براي مقابله با شرايط بحراني به ارائه توضيحاتي در خصوص سيل اخير در ايلام و لرستان پرداخت و ضمن تأکيد بر اهميت اين بارش‌ها در کاهش آثار ناشي از خشکسالي گفت: در عرض 72 ساعت در ايلام 335 ميلي‌متر بارندگي داشته‌ايم. بخشي از اين باران يعني 188 ميلي‌متر در عرض 8 ساعت اتفاق افتاد. اين حجم بارندگي، در کنار وجود 37 کيلومتر کانال سرپوشيده براي خروج آب به همراه ذخيره بسيار زياد مصالح ساختماني شن و ماسه براي احداث پل عظيم کمربندي بر شدت حادثه افزود.

وي يادآور شد: ورود آب از حوضه آبريز جنگل ارغوان به سمت اين محل و بردن شن و ماسه موجود به داخل کانال‌ها، موجب مسدود شدن مسير و بالا آمدن آب شد که در نتيجه خسارت به وجود آمد.

وي در ادامه بر ضرورت توجه به برنامه‌هايي براي کاهش آسيب‌هاي ناشي از وقوع سيلاب،بررسي برنامه‌هاي گذشته و رفع نقاط ضعف، پرهيز از ساخت و ساز غير قانوني در حريم رودخانه‌ها و توجه به اصول ايمني در ساخت پل‌ها تأکيد کرد. معاون وزير کشور در خصوص مخاطرات ناشي از وقوع سيلاب در تهران گفت: با‌وجود تلاش‌هاي صورت گرفته هر بارش شديدي به علت تراکم بالاي جمعيت شهري به حادثه تبديل مي‌شود.

وي در ادامه با اشاره به وضعيت آبخيزداري کشور گفت: براي جلوگيري از سيل بايد حدود 700 يا 800 ميليون کيلومتر مربع در کشور آبخيز داري اجرا شود. احمد صادقي رئيس سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران نيز در اين جلسه با ارائه گزارشي از فعاليت شوراي هماهنگي مديريت بحران شهر تهران گفت: 16 کارگروه اين شورا بايد هميشه فعال باشند و طرح و برنامه براي پيشگيري و آمادگي ارائه کنند.

وي با اشاره به تغييرات اقليمي و هشدارهاي اخير سيلاب گفت: با وجود اينکه سازمان هواشناسي اعلام کرده بود احتمال وقوع سيل در تهران متصور نيست، شوراي هماهنگي مديريت بحران تهران بررسي سيل و احتمال وقوع آن را در دستور کار قرار داده است.

در ادامه رنجبر رئيس پژوهشکده هواشناسي با ارائه گزارشي از وضعيت ال‌نينو و نقاط تحت تأثير آن در جهان، ضمن رد احتمال تأثير قابل توجه اين پديده در کشور گفت: در 35 سال گذشته 14 پديده ال‌نينو رخ داده است اما تأثير چنداني بر آب و هواي ايران نداشته است.!!!!!!!

مغالطه رنجبر اين است كه در تمام سالهاى مزبور مراكز جهاني خطري از النينو براى ايران هشدار نداده بودند اما اين بار كه هشدار داده اند شما با انكار و طرح مواردي كه مربوط نيست مغالطه مي كني
ايا چه ضرورتي دارد اين مغالطه و چه منفعتي دارد انكار و شل كردن ادارات تدارك بيننده و مردم كشور؟ ايا صرفا براى طرح و خودنمايي اين اداره ضعيف و ناتوان در طول سالها و حوادث كه موقعيت و مصداقيت خود را از دست داده است؟ كه مي خواهد با انكار گزارش مراجع جهاني خودنمايي كند ولو به نحوه ضعيف !!!!


آنچه ضرورت دارد طرح ابخيز داري و و بستن بندهاى كوچك اب در مسير سيلها جهت به هم نبويستن و سيلاب نشدن و فرو رفتن در زمين و باز كردن موانع ولايروبيها و حفاظ درست كردن اماكني كه در معرض اين سيلابهاست با كيسه هاى شني ووو كه همه اين كارها در عمليات و بسيج فوري مردم مناطق اسيب پذير به سهولت بدست مي ايد و نياز به تجهيزات و بودجه وو خاصي نيست
خداوند مملكت را از شر مديران ناتوان و نادان محفوظ بدارد
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

گدا صفتي برخي متصديان عتبات ايران در مقايسه با خدمات عتبات ع

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه دسامبر 10, 2015 2:33 pm

گدا صفتي برخي متصديان عتبات ايران در مقايسه با خدمات عتبات عراق


توضیحات آستان قدس رضوی درباره پولی شدن بخش تحویل امانات!


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
به دنبال اخبار منتشر شده مبنی بر پولی شدن بخش امانات حرم رضوی یک مقام آگاه در آستان قدس رضوی که نخواست نامش فاش بشود به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: نهادهای انتظامی توصیه کرده اند که در روزهای پایانی ماه صفر و ایام عزاداری امام حسن و امام رضا(ع) برای حفظ ایمنی زائران بخش امانات حرم تعطیل شود.

وی افزود: بنابراین در یک فاصله منطقی و ایمن از حرم رضوی محلی ایجاد شده است که زائران امانات خود را با پرداخت مبلغی اندک به آنجا تحویل می دهند.

این مقام آگاه با اشاره به اینکه بخش امانات حرم مطهر رضوی فقط چهار روز تعطیل خواهد بود، اظهار داشت: با توجه به اینکه محل در نظر گرفته شده برای تحویل امانات زائران ملک شخصی است، امکان رایگان بودن آن وجود ندارد.

البته با توجه به اینکه آستان قدس رضوی از تمکن مالی و بضاعت خوبی برای خدمات دهی به زوار برخوردار است، این سئوال در ذهن شکل می‌گیرد که چرا مسئولان حرم امام رضا(ع) این ملک شخصی را برای رفاه حال بیشتر زائران اجاره نکرده‌اند؟

خبر تکمیلی : تعطیلی دفاتر امانات حرم مطهر رضوی در راستای تامین امنیت زائران بوده است

پس از انتشار این خبر، عادل رضایی مدیرکل حراست حرم رضوی با تاكید براینكه تصمیم گیری در این زمینه توسط آستان قدس رضوی صورت نگرفته است، اظهار داشت: آستان قدس خدمت رسانی به زائران حضرت رضا(ع) را وظیفه خود می داند و همواره خدمات متنوع و متعددی را در بخش های مختلف به زائران ارائه داده است.

وی افزود: با عنایت به ضرورت های امنیتی و با توجه به اینكه دفاتر امانات در مجاورت حرم مطهر رضوی و محل اجتماع زائران واقع شده بودند، همزمان با ایام عزاداری آخر ماه صفر تعطیل شده اند و ادامه فعالیت آن ها پس از این ایام نیز منوط به آسیب شناسی و تصمیم گیری نهادهای مربوطه است.

رضایی هم چنین با اشاره به فعالیت مراكز دریافت امانات بخش خصوصی، تاكید كرد: این دفاتر پیش از این هم در زمان فعال بودن دفاتر امانات حرم مطهر وجود داشتند و با توجه به فاصله ای كه با حرم مطهر و محل های اجتماع زائران دارند، مشكلی را از نظر امنیتی ایجاد نمی كنند.
وی با تاكید بر اینكه آستان قدس رضوی هیچ منفعت و نقشی در فعالیت شركت خصوصی دریافت امانات ندارد،گفت: این شركت با نظر نهادهای مربوطه در دولت و شهرداری تاسیس شده و تحت نظارت آن ها فعالیت می كند.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

يا رب مباد كه گدا معتبر شود

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه دسامبر 18, 2015 11:53 am

يا رب مباد كه گدا معتبر شود


تسلط گدا زاده ها سبب تحقير دستگاه آستان قدس در نظر شيعيان جهان
حرص و طمع و سودجويي متصديان براى بهره كشي از ميلونها زائر پياده در برف و سرما


به گزارش شیعه آنلاین، اخیرا شنیده شد که دفتر امانات حرم مطهر علی بن موسی الرضا علیه السلام به دلایل امنیتی تعطیل و بجای آن در فاصله ای دورتر از حرم مطهر، اماکنی برای تحویل امانات زائرین – البته توسط بخش خصوصی – تأسیس شده است.

در همین راستا «عادل رضایی» مدیرکل حراست آستان قدس رضوی با اشاره به تعطیلی دفاتر امانات حرم مطهر رضوی، گفت: این موضوع از مصوبات مراجع امنیتی بوده و در راستای تکریم و تامین امنیت زائران انجام شده است.

وی با تاکید بر اینکه تصمیم گیری در این زمینه توسط آستان قدس رضوی صورت نگرفته، افزود: آستان قدس، خدمت‌ رسانی به زائران حضرت رضا علیه السلام را وظیفه خود می ‌داند و همواره خدمات متنوع و متعددی را در بخش‌های مختلف به زائران ارائه داده است.

Image

او همچنین گفت: با عنایت به ضرورت‌های امنیتی و با توجه به اینکه دفاتر امانات در مجاورت حرم مطهر رضوی و محل اجتماع زائران واقع شده بودند، همزمان با ایام عزاداری آخر ماه صفر تعطیل شده‌اند و ادامه فعالیت آن‌ها پس از این ایام نیز منوط به آسیب ‌شناسی و تصمیم‌ گیری نهادهای مربوطه است.

‌رضایی با اشاره به فعالیت مراکز دریافت امانات بخش خصوصی، تاکید کرد: این دفاتر پیش از این هم در زمان فعال بودن دفاتر امانات حرم مطهر وجود داشتند و با توجه به فاصله‌ای که با حرم مطهر و محل‌های اجتماع زائران دارند، مشکلی را از نظر امنیتی ایجاد نمی‌کنند.

‌وی با تاکید بر اینکه آستان قدس رضوی هیچ منفعت و نقشی در فعالیت شرکت خصوصی دریافت امانات ندارد، گفت: این شرکت با نظر نهادهای مربوطه در دولت و شهرداری تاسیس شده و تحت نظارت آن ها فعالیت می‌کند.

Image

گفتنی است هزینه امانتداری برای کیف‌های کوچک تا بزرگ به ازای دو ساعت، ۱۰۰۰ تا ۲۵۰۰ تومان می باشد. در ایام شهادت امام رضا علیه السلام بیش از ۳ میلیون زائر وارد مشهد مقدس می‌شوند.

اکنون بحث این است که مهم نیست چه ارگان یا سازمانی پشت پرده بسته شدن دفاتر امانات حرم مطهر و ایجاد دفاتر جدید توسط بخش خصوصی بوده، اما آنچه که اهمیت دارد این است که چرا باید با پولی کردن و دریافت هزینه از زائران گرامی – که بسیاری از آنها از قشر ضعیف هستند و حتی هزار و دو هزار تومان هم برایشان مبلغ قابل توجهی است – آنان را زیر فشار و مضیقه قرار داد؟!
بهتر بود ارگان یا سازمانی که به فکر چنین اقدامی افتاده، ابتدا بودجه و هزینه های مورد نیاز آن را تأمین می کرد و بعد اقدام به چنین کاری می ورزید.

متأسفانه این گونه اقدامات – که مانند آن هم کم نیست – باعث آبروریزی می شود و همگان را به مقایسه تفاوت های موجود میان چگونگی استقبال از زائران حسینی در شهرهای کربلا و نجف با زائران رضوی در جمهوری اسلامی ایران می اندازد.

بدون شک بسیاری از شهروندان کشورمان در أیام مختلف سال و بخصوص وقتی در أیام أربعین حسینی به کربلا و نجف سفر کرده اند، شاهد بذل و بخشش های عجیب و غریب مردم عراق بوده اند. همه درب های خانه ها باز است، همه جا غذای رایگان داده می شود، انواع خدمات اعم از اینترنت، ماساژ، حمل و نقل (در بیشتر مسیرها)، سرویس بهداشتی، دارو و درمان، و غیره، همه و همه به صورت رایگان در اختیار زائران قرار می گیرد اما متأسفانه در ایران به هر بهانه ای و با شیوه های مختلف تلاش می شود که از زائران درآمدزایی شود. کاش آقایان کمی از بذل و بخشش عراقی ها می آموختند!
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

روستایی که اموات را بدون نماز میّت دفن می‌کنند

پستتوسط pejuhesh232 » دوشنبه ژانويه 04, 2016 7:10 pm

روستایی که اموات را بدون نماز میّت دفن می‌کنند


بازدید از روستاهای سیستان‌ و بلوچستان موضوعات و مشکلات جدیدتری را نشان می‌دهد که بعضاً باعث شگفت و تأثر و تأسف شدید می‌شود.

به گزارش تسنیم،‌ «دِه‌دراز» یکی از نزدیک‌ترین نقاط سیستان و بلوچستان با مرز افغانستان است که در چند دقیقه حرکت با ماشین، می‌توان به نقط صفر مرزی رسید؛ بی‌آبی، خشکسالی، بیکاری و مشکلاتی مانند محرومیت دانش‌آموزان از تحصیل، مسائلی است که هر چند سخت اما می‌توان با آنها کنار آمد اما این روستا مشکلات دیگری هم دارد که عمق بی‌توجهی مسئولان به این مناطق دورافتاده را نشان می‌دهد.

Image

کدخدای دِه‌دراز در گفت‌وگو با خبرنگاران راویان، گفت: ریش‌سفید و کدخدای این روستا پدرم بود و بعد از فوتش به من رسید. از 150 سال پیش تاکنون خاندان ما اینجا ساکن است. اولین خشت‌های این روستا را پدربزرگ من گذاشته. تا الآن که می‌بینید اینجا مخروبه شده است.

** اینجا تا چه زمانی آباد بود؟

- تقریباً تا 7 سال قبل مقداری زراعت مانده بود و انجام می‌دادیم. اما بعد از آن خشکسالی شد. آب نداریم. می‌گویند کشاورزی ما بیمه نیست. همه روستاها از اکبرآباد به بالا وضعیتشان همین است. خودم با ماشین مسافرکشی می‌کنم و مردم را به زابل می‌برم.

همین یک جاده را هم آقای خامنه‌ای زمانی که رئیس‌جمهور بود دستور داد آسفالت کردند. همان آسفالت هم تا الآن مانده است. پارسال مقدار دیگری از جاده را آسفالت کردند. از اینجا تا زابل 45 کیلومتر است. از قسمت آسفالتیِ جاده تا اینجا هم حدود 4 کیلومتر راه است.

** اینجا دکتر و خانه بهداشت دارد؟

دکتر دارد ولی در روستای سدیف هست که آن هم 4 کیلومتر فاصله دارد.

** این 7 سال خشکسالی چه کار می‌کنید؟

این 7 سال تنها کاری که می‌توانیم انجام بدهیم فروش گوسفند است. این کاری است که همه انجام می‌دهند. دولت هم هیچ توجهی به ما نمی‌کند. خدا باید درِ رحمت را بر ما بازکند وگرنه از کمک بنده خدا که محرومیم.

Image

** این اتاق مخروبه مسجد شماست؟

بله. این مسجد مسلمانان است. نیازی به توضیح من نیست خودتان فیلم بگیرید ببینید آیا هیچ جای ایران دیدید چنین مسجدی وجود داشته باشد؟

** روحانی و امام جماعت هم ندارید؟

هیچ چیزی نداریم. نه ملّا داریم نه روحانی.

** درخواست دادید؟

بله درخواست دادیم. همه هم می‌بینند وضع ما را . 100 بار رفتیم گفتیم. اگر کسی اینجا بمیرد نماز میتی نداریم.

** خودتان هم بلد نیستید بخوانید؟

نه. ما هم بلد نیسیتم . بی‌سوادیم.

**یعنی کسی که فوت می‌کند فقط دفنش می‌کنید؟

می‌بریم امامزاده، خاک می‌کنیم، خلاص؛ می‌گذاریم و برمی‌گردیم. مگر اینکه با ماشین برویم یک روحانی پیدا کنیم و از او خواهش کنیم که آقا بیا حداقل تلقین را بخوان.

** اینجا امامزاده دارد؟

بله. امامزاده ابوالفضل هست که 4 کیلومتر تا اینجا فاصله دارد. از وقتی که جد ما این روستا را ساخته این امامزاده هم بوده است.

** زمین نداشتید که اینجا مسجد بسازید؟

اینجا که من به جای هزار متر، دو هزار متر زمین می‌دهم. البته زمین هم مال خداست و ما فقط وارث هستیم روی زمین اما یکی باید بیاید بگوید آقا زمینت را بده یا نه؟
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

امام جمعه کاشان: شهر ما تحمل مجالس لهو و لعب را ندارد

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه ژانويه 28, 2016 12:29 pm

در واکنش به حضور فاطمه معتمدآریا در نشست نقد یک فیلم؛
امام جمعه کاشان: شهر ما تحمل مجالس لهو و لعب را ندارد؛ عزای عمومی اعلام خواهم کرد / واقعا غصه خوردم، مگر کاشان حساب و کتاب ندارد؟


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
آیت الله نمازی با اشاره به دعوت بازیگر زن به کاشان گفت: همگان بدانند کاشان به دلیل جایگاهی که در تشیع در طول تاریخ داشته، تحمل برگزاری مجالس لهو و لعب را ندارد.

به گزارش «انتخاب»، آیت‌الله عبدالنبی نمازی، امام جمعه کاشان در جلسه تفسیر قرآن کریم با ابراز تأسف شدید اظهار کرد: من همواره در طول سال‌های حضور در کاشان از مسئولان شهر و نظام حمایت کرده و می‌کنم و اگر جایی گلایه وجود داشته تذکر می‌دادم اما از طرح آن در اجتماعات، سخنرانی‌ها و خطبه‌های در قالب تذکرهای عمومی پرهیز می‌کردم ولی در روز گذشته واقعه تلخی در کاشان اتفاق افتاد که ذائقه حزب‌اللهی‌ها را تلخ کرد و غصه خوردم که مگر در این شهر حساب و کتاب وجود ندارد.

وی با اشاره به دعوت از یک هنرپیشه زن بیان کرد: چگونه یک نفر که سمتی هم ندارد در گوشه نهادی از ارشاد تهران درخواست اعزام هنرپیشه‌ای که - دارای وضعیت مناسبی نیست - به کاشان بدهد.

امام جمعه کاشان با تأکید براینکه پس از تذکر به ما اعلام شد که این حضور کنسل شده است، گفت: شنبه‌شب در شورای فرهنگ عمومی شهرستان کاشان با حضور مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و سایر نهادهای این شهرستان عنوان شد که این حضور منتفی است.

به نوشته فارس، نمازی تصریح کرد: پس از این جریان دیروز عصر مطلع شدم که این خانم بازیگر به همراه گروه محافظ وارد کاشان شده است.

وی عنوان کرد: آنچنان وضعیت ظاهری وی بد بوده که گویا هنگام ورود وی به خیابان تمهیداتی فراهم می‌کنند تا کسی وی را با آن وضعیت نبیند.

عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: متأسفانه برخی مسئولان نهادهای مسئول این توجیه را داشتند که چون ایشان مجوز دارد کسی مزاحم او نشود.

نمازی با اشاره به حضور برخی خانم‌های چادری که از قبل به مکان مراسم رفته بودند، یادآور شد: برخی مأموران کسانی که ظاهر اسلامی داشتند را از آنجا بیرون می‌کنند و حتی برخورد ناشایست با برخی بانوان محجبه صورت می‌گیرد حتی یکی از بانوان که مجبور به ترک سالن شده، آسیب دیده است.

وی در خصوص عدم شرکت در شورای اداری امروز شهرستان اضافه کرد: من در این شورا شرکت نکردم تا آنکه استاندار اصفهان بعد از جلسه به دفترم آمد من از ایشان گلایه کردم و گفتم که این سرزمین با خون هزاران شهید استوار است و اما این چه کاری است که آقایان انجام داده‌اند.

امام جمعه کاشان با اشاره به مطالبه جدی از استاندار در مورد این حادثه تلخ تأکید کرد: حتماً این حادثه باید مورد رسیدگی قرار گیرد و مأموران دولتی که در این قضیه و در آسیب رساندن و ضرب و شتم دخالت داشتند باید تحویل دستگاه قضایی شده و بر طبق قانون با آنها برخورد شود.

وی تصریح کرد: اگر کسانی دیگر این رفتار را انجام می‌دادند زیاد توقعی نبود اما به هیچ عنوان دخالت کارمندان و مسئولان؛ اینهایی که به برکت خون شهدا بر این میز و صندلی‌ها تکیه زده‌اند در این قضیه پذیرفته نیست که استاندار اصفهان در این خصوص به من قول داد.

نمازی به اشاره تصمیمش مبنی بر اعلام عزای عمومی در روز جمعه در کاشان عنوان کرد: مصیبت بزرگی است در این شهر مذهبی کهنسال، با این همه سوابق روشن صلحا و متقین و برخوردار از مردم متدین و بهره‌مند از خانواده‌های شهدا چه جوابی خواهیم داشت.

امام جمعه کاشان تأکید کرد:‌ به مسئولان شهرستان اعلام شد با جدیت و قوت وارد عمل شده و تمام افرادی که در ضرب و شتم متدینین و خانم‌های محجبه نقش داشتند باید مجازات شوند.

وی تصریح کرد: همگان چه آنهایی که در تهران، اصفهان و چه در شهرستان (کاشان) هستند بدانند کاشان به دلیل جایگاهی که در تشیع در طول تاریخ داشته تحمل برگزاری مجالس لهو و لعب را ندارد.

لازم به ذکر است که فاطمه معتمدآریا روز یکشنبه چهارم بهمن، برای شرکت در جلسه پرسش‌وپاسخ فیلم «یحیی سکوت نکرد» در سینمای شهر کاشان، به این شهر سفر کرده بود.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

وضعیت اسفبار آب لوله کشی خرمشهر

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه ژانويه 31, 2016 8:00 pm

وضعیت اسفبار آب لوله کشی خرمشهر


بعد از 28 سال خاتمه جنگ و برگزاري صدهها همايش و نمايش تجليل و دهها وعده و افتتاح بارها و بارها به اسم آب آشاميدني
وضعيت اسفبار است.
تصویر زير وضعیت آب خرمشهر را نشان می دهد

Image

.لازم به ذکر است که این تصویر بعد از باز کردن فشار شکن آشپزخانه به دلیل ضعیف بودن آب گرفته شده است
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

وضعيت اسفبار جمع و دفن زباله در خونين شهر بعد از 33 سال

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه مه 01, 2016 10:29 pm

وضعيت اسفبار جمع و دفن زباله در خونين شهر بعد از 33 سال فتح شهر
و هزران كنگره و همايش و نمايش تجليل


Image

ضعف مدیریت پسماند خرمشهر سبب بحرانی شدن وضعیت دپوی پسماند شده است به‌طوری‌که مناطق مسکونی اطراف محل دپوی پسماند شاهد سرازیر شدن زباله و شیرابه آن به‌سمت مناطق خود هستند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمشهر، ضعف در مدیریت پسماند شهری هر نقطه از کشور سبب ورود آلاینده‌های مختلف به محیط‌زیست می‌شود به همین دلیل پسماند یکی از دغدغه‌های مهم هر شهرداری در کنار دغدغه‌های عمرانی است.

در شهرستان خرمشهر مدت‌هاست که پسماند شهری به حال خود رها شده است درحالی که شهرداران سابق خرمشهر از راه‌اندازی سازمان مدیریت پسماند، تجزیه زباله، کارخانه تولید کمپوست و احداث محلی استاندارد برای دپوی پسماند شهری وعده می‌دادند.

به‌همراه رئیس اداره حفاظت محیط زیست خرمشهر راهی محل دپوی پسماند واقع در جاده خرمشهر به اهواز می‌شوم، نخستین منظره‌ای که به چشم می‌خورد زباله‌هایی است که به جاده اصلی رسیده و بعضاً در کنار جاده تخلیه شده است، بوی نامطبوع شیرابه و دود ناشی از سوختن زباله‌ها که به جاده روانه می‌شود منظره‌ای زشت به نمایش گذاشته است.

این محل به مکانی امن برای زباله‌گردها تبدیل شده است، در این میان کم نیستند حیواناتی که به زباله پناه می‌آورند و معتادانی که در این مکان برای خود کلبه ساختند.

Image

در اینجا خبری از مدیریت پسماند، نیروهای شهرداری، حصارکشی و دفن زباله‌ها نیست، در اینجا تا چشم کار می‌کند شیرابه هست و زباله هست و زباله‌گرد، در اینجا به هر بهانه‌ای زباله‌ها دفن نمی‌شوند، گازی که متصاعد می‌شود مجال نفس کشیدن نمی‌دهد اما انگار برای زباله‌گردها دیگر این بوی نامطبوع حکم نان شب دارد، شاید هم درآمدهای هنگفت.

وعده شهرداران خرمشهر محقق نشد

رضا جاوید رئیس اداره حفاظت محیط زیست خرمشهر اظهار می‌کند: این اداره به‌عنوان حافظ محیط زیست پایش‌های دائمی خود را دنبال می‌کند، بارها به شهردار سابق، سرپرست شهرداری و شهردار کنونی خرمشهر برای تحول در وضعیت پسماند تذکر داده شد.

وی می‌افزاید: این وضعیت یک محل استاندارد دپوی پسماند نیست، محل استاندارد باید حصارکشی شده و دور از جاده‌های اصلی باشد، شهرداری باید مانع حضور زباله‌گردها شود یا حداقل آنها را مدیریت کند.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست خرمشهر، بیان می‌کند: زباله‌ها در این مکان دفن نمی‌شوند و همین امر موجب سرازیر شدن شیرابه و زباله‌ها به زمین‌های اطراف شده است، گازی که از زباله‌ها متصاعد می‌شود برای محیط زیست زیان‌آور است.

Image

وی می‌گوید: در زمان حضور شهرداران سابق مقرر شد تا کارخانه تولید کمپوست و سازمان مدیریت پسماند راه‌اندازی شود اما این وعده‌ها محقق نشد.

جاوید عنوان می‌کند: منطقه مسکونی در نزدیکی محل دپوی پسماند قرار دارد و ساکنان آن از سرازیر شدن زباله به این مناطق ابراز نارضایتی می‌کنند، شکایت‌های متعددی به اداره حفاظت محیط زیست خرمشهر واصل می‌شود، بی‌تردید موضوع را از طریق مراجع قضایی و قانونی پیگیری می‌کنیم.

وی می‌افزاید: در گذشته نیز شاهد تخلیه زباله‌ها توسط خودروهای حمل زباله در مسیر و حتی در روستاهای حاشیه خرمشهر بودیم که با اجرای طرح برچسب‌گذاری این خودروها و گزارش‌های مردمی دیگر شاهد این اتفاق نبودیم.

بارندگی و بالا بودن آب‌های سطحی مانع دفن پسماند می‌شود

محمدعلی دوایی‌فر شهردار خرمشهر با تأیید اینکه وضعیت مدیریت پسماند نامناسب است، می‌گوید: محل جدید پسماند خرمشهر مشخص و دیوارهای پیش‌ساخته آن خریداری شد، تنها موضوع بالا بودن آب‌های زیرزمینی در خرمشهر و بارندگی بود که تردد ماشین‌آلات سنگین را محدود می‌کرد.

وی می‌افزاید: به‌محض بهبود وضعیت زمین دیوارهای پیش‌ساخته نصب می‌شود، از طریق سازمان شهرداری‌های کشور و بخش خصوصی پیگیر کارخانه تجزیه پسماند هستیم، امیدواریم که به نتیجه برسد تا زباله‌های خشک را بتوانیم به چرخه تولید بازگردانیم.

شهردار خرمشهر همچنین در پاسخ به این سؤال "آیا اکنون پسماندها در محل دپو دفن می‌شوند یا خیر؟" اظهار می‌کند: بله، دفن می‌شوند، اکنون نیروها در آن محل مستقر هستند.

وی همچنین در واکنش به این سؤال "چرا در زمان حضور خبرنگاران و رئیس اداره حفاظت محیط زیست خرمشهر در محل دپوی پسماند هیچ نشانی از نیروهای در حال کار شهرداری نبود؟" عنوان می‌کند: در شرایط معمول زباله‌ها دفن می‌شوند چون باید دفن بشوند اما اکنون به همان دلیل نامساعد بودن شرایط جوی و رطوبت زمین محل دپوی فعلی امکان دفن زباله‌ها وجود ندارد.

Image

دوایی‌فر می‌گوید: زباله‌گردها در این مکان حضور دارند و زباله‌ها را به‌صورت دستی تجزیه می‌کنند، این وضعیت مناسب نیست اما تا تکمیل سیستم مدیریت پسماند امکان بهبود وضعیت آن وجود ندارد، درصورتی که کارخانه تجزیه پسماند احداث شود از این افراد زباله‌گرد استفاده می‌کنیم چراکه تجزیه زباله به تخصص و کار روزمره آنان تبدیل شده است.

وی در پاسخ به این سؤال "در صورت احداث محل جدید پسماندهای فعلی دفن خواهد شد یا خیر؟" بیان می‌کند: زباله‌ها حتماً باید دفن بشوند اما در مناطق جنوب کشور به‌دلیل بالا بودن آب‌های سطحی امکان حضور در این فضا وجود ندارد، پسماندها فقط دپو می‌شوند که شاید بخشی از آن هم برای مصلحت زباله‌گردها باشد.

شهردار خرمشهر، می‌افزاید: تلاش می‌کنیم پس از آغاز به کار محل دپوی پسماند جدید، پسماندهای کنونی با استفاده از محل خاک‌برداری‌های شهرداری زیر لایه‌ای از خاک قرار بگیرند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، بی‌تردید این پاسخ‌های متناقض علاج درد مدیریت پسماند خرمشهر نیست، باید منتظر ماند و دید که در این روزهای بهاری که شهرستان خرمشهر به‌سمت گرمایی طاقت‌فرسا پیش می‌رود آیا مشکل بالا بودن آب‌های سطحی و رطوبت زمین برای آماده‌سازی محل جدید دپوی پسماند حل می‌شود؟

و آیا شهرداری به وعده خود برای دفن پسماندهای کنونی عمل خواهد کرد؟

گزارش از محمدرضا عبادی
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

تضييع موقوفات واگذاشته به اداره اوقاف

پستتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه مه 11, 2016 2:23 pm

تضييع موقوفات واگذاشته به اداره اوقاف، موقوفات خود را به مؤسسات معتبر خصوصي ديني بسپريد


خبرگزاری فارس-گروه جامعه: اینجا همان زمینی است که سید حسن هاشمی وزیر بهداشت و مرتضی طلایی نایب رئیس شورای شهر در آن حاضر شدند تا کلنگ ساخت بیمارستان سوانح سوختی را بر آن بکوبند. زمینی که 40 سال پیش توسط خیر خیراندیش وقف شده بود تا تبدیل به بیمارستان شود.

همان زمینی است که مراسم کلنگ زنی ساخت بیمارستان در آن نیمه کاره ماند و به علت اعتراض اهالی نسبت به ساخت بیمارستان و تبعات ساخت بیمارستان سوانح سوختی وزیر بهداشت مراسم را بدون کلنگ زنی ترک کرد تا تکلیف زمین و مجوزهای قانونی آن مشخص شود.

40 سال پیش زمانی که مرحوم عمیدی این زمین را وقف ساخت بیمارستان سوانح سوختگی کرد هیچگاه تصور نمی‌کرد نیت او با 40 سال تأخیر روند اجرایی به خود بگیرد و زمانی هم که متولیان قصد ساخت بیمارستان می‌کنند، بیابان های اطراف زمین پر از منازلی شود که یکی از مناطق پرجمعیت تهران را شامل می‌شود.

قدیمی‌های محل به خاطر دارند که زمین چگونه و با چه نیتی وقف شد و حتی می‌گویند که بنگاه داران با وعده ساخته شدن بیمارستان به خریداران، زمین‌ها را گران تر به فروش می رساندند اما اکنون عده‌ای اظهار بی اطلاعی از نیت واقف می‌کنند و عده دیگری نیز معتقدند که زمین باید به پارک و فضای سبز تبدیل شود.

موقوفه عمیدی تنها موقوفه تهران نیست که سالها از وقف آن می‌گذرد و نیت واقف هنوز در آن اجرایی نشده است. چنانکه حجت الاسلام محمدزاده، مدیرکل اوقاف تهران نیز مهر تأیید بر این موضوع می‌زند و از مشکلاتی می‌گوید که موجب شده تا موقوفه‌های قدیمی بی کاربری بمانند.

موقوفه‌هایی که پارک، خیابان و یا تصرف شده‌اند

در این سالهایی که از وقف املاک قدیمی می‌گذرد، اتفاقات زیادی افتاده که بخشی از آن به دوران انقلاب اسلامی و جنگ برمی‌گردد اتفاق‌هایی که موجب شده تا با تغییر ساختار اداره‌ای کشور وقفه ای میان زمان وقف و اجرای نیت واقف بیفتد.

مدیرکل اوقاف تهران این موارد را از جمله عواملی می داند که موجب شده وقفه طولانی از وقف تا اجرا نیت واقف بیفتد و به فارس می‌گوید: «زمین‌هایی وجود دارد که قبل از انقلاب وقف شده‌اند مانند همین زمین موقوفه مرحوم عمیدی یا موقوفه مرحوم روحانی‌نژاد، در جریان انقلاب و جنگ تحمیلی بسیاری از امینان که موقوفات به آنها سپرده شده بود از کشور به دلایل مختلف خارج شدند و بسیاری نیز خیانت در امانت کردند و دست به تصرف عدوانی موقوفه ها زدند.»

وی در ادامه به نقش شهرداری تهران در تبدیل شدن موقوفات به خیابان و پارک اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «زمانی که امینی بالای سر زمین نباشد در طول این 30 سال شهرداری هم برای آن فکری می‌کند و قسمتی از آن را تبدیل به خیابان و قسمتی را نیز تبدیل به فضای سبز می‌کند.»

به هرحال اکنون زمین‌هایی وجود دارد که سالها از وقفشان می گذرد و هنوز نیت واقف در مورد آنها عملی نشده است و در این بین کسانی که می توانستند از عواید این موقوفات بهره‌مند شوند، بی بهره مانده‌اند. تعداد این زمین‌ها به گفته حجت‌الاسلام محمدزاده کم نیست و در این میان دستگاه‌های مختلف نیز برای استفاده از موقوفات درخواستی نمی دهند.

بوروکراسی اداری مانع اجرای سریع نیت واقف

وقفه طولانی از زمان وقف تا اجرای نیت واقف دلایل دیگری نیز دارد که از آن جمله می‌توان به موضوع بوروکراسی اداری اشاره کرد موردی که مدیرکل اوقاف تهران نیز در مورد آن می‌گوید: « در زمین‌هایی که سند دارند و ما توانستیم با اسناد و مدارک زمین را از متصرفان بگیریم و یا شهرداری با همکاری مناسب در مورد پارک‌ها و خیابان‌ها همکاری داشته، ما مشکل دیگری داریم که از آن جمله می‌توان به موضوع بوروکراسی اداری اشاره کنیم.»

وی ادامه می‌دهد: «با توجه به طرح تفصیلی زمان زیاد طول می‌کشد تا مجوزهای لازم را از دستگاه‌های مختلف برای ساخت مثلا یک بیمارستان بگیریم و زمانی هم که مجوزها آماده می‌شود با مشکل تأمین اعتبار روبرو می‌شویم. چرا که در مورد برخی موقوفات واقف منابعی را برای اجرای نیت خود مشخص نکرده و صرفا زمینی را اهدا کرده تا دیگران هزینه ساخت را بپردازند.»

دستگاه‌ها به دنبال موقوفات نمی‌آیند

یکی از راه‌های تأمین اعتبار در ساخت پروژه‌های ساختمانی این است که دستگاه‌های مختلف برای آن تعیین بودجه کنند و در ساخت آن مشارکت داشته باشند، اتفاقی که به گفته محمدزاده کمتر در تهران افتاده و دستگاهی به دنبال زمین موقوفه نبوده است. وی در این ارتباط می‌گوید: «تقریباً هیچکدام از دستگاه‌ها سراغ موقوفات مرتبط با حوزه کاریشان را نمی‌گیرند و تنها در چند سال اخیر است که وزیر بهداشت از خود علاقه‌ای برای استفاده از موقوفات مرتبط با بهداشت و درمان نشان داده و به دنبال اجرای نیات واقف آمده است.»

ذکر این نکته عجیب است که در طول 30 سال گذشته هیچ دستگاهی احساس نیاز به موقوفات پیدا نکرده است و در این مدت 40 ساله که زمین موقوفه مرحوم عمیدی بی استفاده در خیابان مطهری افتاده بود، هیچکس احساس نیاز نکرد که تهران به یک بیمارستان سوانح سوختگی مجهز و بزرگ نیاز دارد، بیمارستانی که زمین آن از 40 سال پیش آماده ساخت بوده است.

وقفه در اجرای نیت واقفان جدید نمی‌افتد

مدیرکل اوقاف تهران با ابراز ناخرسندی از اتفاقاتی که برای موقوفات گذشته به علت مشکلات مطرح شده افتاده به خیرینی که قصد دارند املاک خود را وقف کنند اطمینان می دهد که این مشکلات برای موقوفات جدید روی نخواهد داد. وی می‌گوید: «اکنون روند اداری اصلاح شده و مشکلاتی از قبیل انقلاب و جنگ نداریم که در این میان عده‌ای بخواهند ملک موقوفه را تصرف کنند یا متولی آن ناپدید شود، اکنون کارهای اداری به سرعت پیش می‌رود و به سرعت نیت واقف عملی می‌شود و ما این مشکل را تنها برای موقوفات با قدمت 30 سال به بالا داریم.»

اکنون بعد از سالها کلید استفاده از موقوفات قدیمی زده شده و از 7 سال پیش اندک اندک در مورد آنها اسناد جمع آوری شده و مقدمات نیز از 3 سال پیش فراهم شده تا اکنون شاهد آن باشیم که حداقل در 2 مورد از موقوفات مهم (موقوفه مرحوم عمیدی و موقوفه مرحوم روحانی نژاد) نیت واقف در حال عملی شدن است.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

اسلام زدايي از چهره عمارتي پايتخت اسلامي

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه مه 13, 2016 10:32 am

اسلام زدايي از چهره عمارتي پايتخت اسلامي



گروه گزارش ویژه مشرق - چهره شهر تهران به عنوان پایتخت جمهوری اسلامی ایران چهره ماست و ما را آنگونه‌ می‌شناسند که تهران هست. همه شهرهای مهم جهان چهره‌ای از ملت خود را نمایش می‌دهند و آنگونه که می‌خواهند خود را به رخ جهان می‌کشند.

اما در این میان تهران قصه غریبی دارد. شهری که در زمان تهران ناصری در اوج بود و مهمترین ساختمان در آن روزگار همان ساختمان مساجد جامع بود. مساجد جامعی که چندصباحی بود در همسایگی خود مساجد شاهی (معروف به مسجد شاه) را به عنوان نماد تدین حکومت پذیرفته بودند. در این دوره اگرچه التقاط فرهنگی آغاز شده بود اما از آنجا که موج آن هنوز معماری را دربر نگرفته بود؛ ساختمان‌ها و خانه‌ها همچنان فرم درون‌گرا و محجوب داشتند و چشم خویش را به یکدیگر نمی‌دوختند.

Image
مسجد شاه عباسی اصفهان

Image
مسجد امام خمینی (مسجد شاه سابق) تهران

قاجار غروب کرد و با آغاز دوره پهلوی اول، حصارهای تهران ناصری تخریب شد و تهران جدیدی سر برآورد. تهرانی که دیگر مسجد مهمترین ساختمان آن نبود، در جریان تجددخواهی رضاخان، حالا دیگر با کنار زدن مسجد، سالار ساختمان‌های شهر ساختمان شهربانی شد و در شهرهای مهم دیگر نیز تکرار شد. سرآغاز باز شدن چشم خانه‌ها به خیابان و ساختمان‌های دیگر را باید دوره پهلوی اول دانست که تجدد و کشف حجاب، پنجره‌های خانه را به مثابه چشم خانه‌ها به خیابان و خانه‌های دیگر بازکرد و از خانه نیز کشف حجاب شد.

Image Image
در دوره پهلوی ساختمان‌های شهربانی جای مساجد را به عنوان نمادهای شهری گرفتند

در دوره پهلوی دوم نیز بر همان طریق تهران توسعه یافت و در امتداد قصه غربزدگی ما تهران جولانگاه معماران غربی شده بود و تحت تاثیر آمدوشد این معماران، تهران نیز کاملا چهره‌ای غربی به خود گرفت. البته غربی‌شدن تهران نه از روی نظم و پایه‌های درست بلکه به شیوه‌ای تقلیدی و سخیف صورت گرفت. به گونه‌ای که حتی خانه‌های کوچک درهم‌ریخته و آشفته و روی‌هم انباشته امروز را باید محصول طرح‌های توسعه شهری آن دوره دانست.

در دوره انقلاب بدلیل عدم برنامه‌ریزی جدید معماری و شهرسازی و تحولات عمیق سیاسی و جنگ هشت ساله،‌ روال غلط دوره پهلوی ادامه یافت و چهره شهر دچار هرج و مرج بیشتری شد. از سویی دیگر دانشگاه‌ها نیز همچنان بر سیاق معماری غرب تافتند و منش معماری مدرن را تا حد اشباع به دانشجویان معماری آموختند و نسل‌های جدید معماری که از پی هم می‌آمد معماری معاصر ایران را در سه دهه گذشته در عمق التقاط و نابسامانی فروبرد. وخامت این موضوع تا آنجا بود که در بیانات مقام معظم رهبری تاکید بر خشونت و تصلب شهر تهران شد و ایشان معماری تهران را معماری وحشی به قدمت بیش از 50 سال خواندند. به این معنی،‌ اگرچه انقلاب اسلامی در شأن سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و بسیاری از هنرها به توفیق زیادی رسید. اما در معماری هرگز چنین توفیقی حاصل نشد. گویا معماری جمهوری اسلامی همچنان در 15 خرداد سال 1342 مانده است و تهران روزبه‌روز چهره‌ای عجیب‌تر به خود می‌گیرد.

مهمتر آنکه در نظام شهری ایران پس از انقلاب سلامی برخلاف انتظار، بانک جایگزین مسجد شد و بانک‌ها دیگر مهمترین ساختمان‌های شهر تهران شدند.

«بعضی‌ها در زمان جوانیِ ما - آن زمان که نهضت معماری غربی بر کشور ما تازه حاکم شده بود - می خواستند ساختمانهای قدیمی را خراب کنند و آنها را به ساختمانهای با سبک نو تبدیل کنند. همین ساختمانهای با پنجره و شیشه های زرگ از آن زمان شروع شد. بیشتر اینها خانه ی محکم قدیمی را خراب می کردند، که من تعجب می کردم. در مشهدِ ما این طور بود. یک خانه ی محکم و خوب، اما قدیمی - اتفاقاً حالا معمارها، مهندسان، آرشیتکتها و مطلعان ما می گویند برای کشور ما همان روش قدیمی درست است و این شیشه ها و پنجره های بزرگ و آفتابگیرهای آنچنانی، اروپایی است؛ چون آنها آفتاب را آرزو می برند و نمی بینند، ولی کشور ما کشور پُرآفتاب است؛ بخصوص بعضی از مناطقش. بنابراین، چه لزومی دارد؛ همان پنجره های کوچک و درهای چوبی خوب بود - را خراب می کردند و از تیرآهن و سیمان و درِ آهنی و شیشه های بزرگ و... استفاده می کردند. اینها کار هجو و غلطی است؛ کار عاقلانه ای نیست.» (بیانات رهبر انقلاب در دیدار دانشگاهیان سمنان ۱۳۸۵/۸/۱۸)

Image

سیطره برج‌های بانکی بر فضاهای شهری

از آنجا که بنیان بانک بر اقتصاد غربی است انتظار هم نمی‌رود که معماری ساختمان آن نیز مسلمان باشد. اگرچه بانک در دهه‌های قبل از انقلاب بر اساس موتیف‌ها و المان‌های معماری بومی ایران طراحی و اجرا شدند. (مانند ساختمان زورخانه بانك ملی که در 1325 توسط استاد ابوالحسن خان صدیقی ساخته شده و یا ساختمان صندوق پس انداز بانک ملی که به وسیله هِنریش‌، معمار آلمانی‌، در دهه اول 1300 ، در زمان رضاخان پهلوی ساخته شد و الگوی آن نیز پس از اندکی تغییر تثبیت و ماندگار شد.) اما پس از انقلاب این بانک‌ها کاملا چهره‌ای مدرن به خود گرفتند.

Image Image
ساختمان صندوق پس انداز بانک ملی

برج سپهر بانک صادرات ازجمله این بناهای مدرن است که پیش از انقلاب اجرای آن آغاز شد و در زمان اوایل انقلاب نیمه‌کاره بود و متعلق به شخصی بدهکار بود که به عنوان بدهی وی در اختیار بانک صادرات قرار گرفت.

Image
ساختمان برج سپهر بانک صادرات

تلاش برای مدرن‌ترشدن و جذاب‌تر شدن ساختمان بانک‌ها ادامه یافت و مبتنی بر سبک معماری بین‌الملل که مکعب‌های شیشه‌ای خود را به سراسر دنیا تحمیل کرد، بانک‌های کشور ما نیز از موهبت تحولات مدرن بی‌نصیب نماند و ساختمان‌هایی از جمله بانک تجارت و حتی بانک مرکزی جمهوری اسلامی نیز با همان سبک بین الملل و ساختمان مکعبی شکل شیشه‌ای قد بر افراشت.

Image
برج شعبه مرکزی بانک تجارت

Image
برج بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

برج بانک قوامین نیز عجیب‌تر از همه، کپی ناشیانه‌ای از برج ساختمان شماره يک ليبرتي (ONE Liberty Place) در فیلادلفیای آمریکاست که امروزه ساختمان مرکزی بانک قوامین است.

Image
برج ساختمان شماره يک ليبرتي (ONE Liberty Place) در فیلادلفیای آمریکا و ساختمان مرکزی بانک قوامین ایران


معماری برج جام بانک ملت
در میان این بانک‌ها ساختمان برج جام بانک ملت از دیگر بانک‌ها گوی سبقت را ربوده است. این ساختمان در تقاطع میان بزرگراه همت و شریعتی قرار دارد و از مسافتی طولانی در بزرگراه همت آنچنان پیدا قد برافراشته است که به ضرس قاطع هرکس از این بزرگراه عبور کند ناگزیر از دیدن آن است.

Image
موقعیت جغرافیایی برج جام بانک ملت

برج جام توسط شرکت «حرکت سیال»، مهندس رضا دانشمیر و همسرش کاترین اسپریدونوف طراحی شده است. این دو معمار، پیش از این پردیس سینمایی ملت و مسجد ولیعصر (واقع در چهارراه ولیعصر) را طراحی و اجرا کرده‌اند که مشرق در گزارش‌های پیشین خود به این دو بنا نیز به تفصیل پرداخته است.

(مسجدی که به پای تئاتر شهر ذبح شد - مسجد ولی عصر(عج)؛ مکانی برای عبادت خدا یا سجده بر الهه‌های یونان - لیبرال معماری؛ حیازدایی از ام‌القرای جهان اسلام )

همانگونه که از اتودهای اولیه پیداست، تمرکز معمار آن از همان ابتدا بر روی سیال‌بودن در فرم و حرکت بوده است. معماری این برج کاملا ساختارشکنانه است و از آنجا که شکل‌گیری فرم آن بر اساس لایه‌هاست، می‌توان آن را اثری در سبک معماری فولدینگ قلمداد کرد. سبکی که در معماری اواخر قرن بیستم موجودیت یافت و در آن از فرم‌های نرم و منحنی استفاده می‌شود.

این سبک بر فلسفه‌ای استوار است که برای اولین بار، توسط فیلسوف فرانسوی، ژیل دلوز مطرح شد. فلسفه فولدینگ در ادامه فلسفه ساختارشکنی است که نوعی فلسفه پساساختارگرا به شمار می‌رود و مبتنی برچندگانگی معنایی و تکثرگرایی است. فلاسفه فولدینگ، گیاهی به نام ریزوم را الگو قرار می‌دهند که در زیر خاک رشد می‌کند، نه ریشه دارد، نه برگ و تنها شامل ساقه‌هایی است که بصورت نرم ومواج در دل یکدیگر پیچ و تاب می‌خورند. آثار سبک فولدینگ، معمولا متشکل از لایه‌هایی است که بصورت هم ارتفاع در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و هیچ یک نسبت به دیگری دارای وجه تمایزی نیستند.

Image

اتودهای اولیه برج جام

Image
ساختار لایه‌ای در برج جام بانک ملت

اگرچه عوام آن را به نیم تنه پایین یک زن (بخصوص از منظر بزرگراه همت به شرق) تعبیر می‌کنند،‌ اما مقصود معمار از ابتدا حرکت و سرخوردن و تا خوردن لایه‌ها در دو بعد افقی و عمودی نسبت به هم بوده است.

Image
برج جام بانک ملت

طراحی برج جام در مجموع دارای هندسه‌ای سیال و موجی است، هندسه‌هاي سيال و موجي تقليدي است از هندسه‌هاي موجود در دامنه تپه‌ها، چراگاه‌ها و جنگل‌ها. این نوع هندسه، که فاقد محور و مرکز و سکون است، مناسب‌ترین هندسه برای حواس پنج گانه و ادراکات حسی – غریزی و حیوانی انسان‌ها و مناسب سیر در آفاق و عملکردهای مادی مانند راه‌هاي عبوري و پارك‌ها در فضاي شهري است.

Image
برج جام- حرکت لایه ها در دو بعد مبتنی بر هندسه آزاد و سیال

در نقطه مقابل هندسه‌های درون‌گرا، نظير بناهای ایرانی گذشته مثل خانه‌های کاشان، دارای محور و مرکز، آنهم با مرکزیت خالی (نقطه پایه پرگار) است، اين مركز با حضور انسان و عملکرد اختیاری و آگاهانه او در فضای معماری، معنای اصیل خود را باز می‌یابد، اين نوع هندسه مناسب‌ترین ايده‌هاي فضايي هندسي، در شهر برای ایجاد تذکر در انسان‌هاست.

در سنت اصیل معماری و شهرسازی دوران اسلامی، فقط راه‌ها و فضاهای عبوری دارای هندسه‌ای سیال، مواج و سیر در آفاق هستند. اما تجارت از نظر اسلام عین عبادت است. آنچنان که در حدیث آمده است، «‌الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله» از منظر اسلام کسی که در حال کسب و کار و تجارت برای خانواده خویش است مثل مجاهدی است که در راه خدا می‌جنگد. بنابراین در گذشته بازارها را مشابه مساجد می‌ساختند، ‌چراکه انسانی که در بازار به تجارت می‌پردازد، مثل مجاهدی در راه خداست و آن مکان نیز مکانی مقدس است که در آنجا به عبادت خدا پرداخته می‌شود. لذا به لحاظ فرمی،‌ مشابهت به عبادتگاه‌های اسلامی دارد. بر این اساس،‌ مسجد و خانه و بازار و مدرسه، همه محل تذکر و عبادت انسان مومن در نظر گرفته می‌شود و سایر عملکردها کاملاً درون‌گرا، دارای محورهای متقارن و تمرکزآفرین هستند.

به کار بردن هندسه سیال و سرگردان، در تناقض با چنین مبانی نظری عمیق و عریقی است که از گذشته در معماری ایرانی و اسلامی توسط معماران حکیم رعایت می‌شده است. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: مهم‌ترين اصل حاكم بر هنر معماريِ آفرينش را اصل عدالت، يعني قرار دادن هر چيز در جاي مناسب خود، مطرح مي‌نمايد . يعني در معماريِ آفرينش، زمين هندسه مناسب خود و گياهان، حيوانات و پيكر انسان‌ها نيز، هندسه مناسب، عالمانه و با معناي خود را دارند؛ صورت‌ها و ظاهر عناصر طبيعي، پوچ، بي‌هدف و بی‌غايت نيستند، ظاهرها تجلي و نشانه باطن‌ها هستند.

چیزی که معماران امروز ایران متاسفانه نسبت به آن بی‌اعتنا هستند و تمایل به هندسه مواج و سرگردان و بدون غایت، در دور جدیدی پس از معماری شیشه‌ای مدرن بر بانک‌ها سیطره یافته است. آن‌هم ساختمان بانک که دست برقضا مهم‌ترین ساختمان در شهرهای دوره انقلاب اسلامی شده‌اند. تسلط این ساختمان بر شهر،‌ در تصویر زیر به وضوح مشخص است.

Image

سیطره برج‌های ساختارشکن و مدرن بانک‌های پس از انقلاب بر شهر تهران، نمادی است از استیلای غرب‌زدگی بر معماری پایتخت.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

مشاور ريس جمهور و 20 سال نفوذي با پيشنهاد موارد ضعيف

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه مه 17, 2016 9:49 am

مشاور ريس جمهور و 20 سال نفوذي با پيشنهاد موارد ضعيف


به گزارش مشرق، «تیتو» رهبر تاریخی و افسانه ای یوگسلاوی در دوران جنگ سرد بین آمریکا و شوروی که نقش محوری در شکل گیری «غیر متعهد ها» داشت، مشاور نزدیکی داشت که قریب به بیست سال در خدمت وی بود و او در مهمترین مسایل ملی و بین المللی با وی مشورت می‌کرد. پس از بیست سال، از یکی از مقامات بلند پایه KGB شنید که در میان مسئولان ارشد نزدیک به وی، شخصی در حال به هم ریختن کشور است.

وی ابتدا این موضوع را نپذیرفت اما بعدها پرونده محرمانه ای گشوده شد که در آن اثبات شده بود مشاور مورد نظر، جاسوس بیگانه است.

مدارک آن قدر کافی و روشن بود که جای هیچ تردیدی برای تیتو باقی نگذاشت. او از مشاور مورد اعتمادش پرسید: تو در مقام یک جاسوس، بزرگترین خیانتی که به من و ملت یوگسلاوی طی بیست سال کرده ای چه بوده است؟

مشاور جاسوس پاسخ داد: من هیچ اطلاعاتی به بیگانگان نداده ام و تنها در امر مشورت به شما خیانت کرده ام. آن هم به این صورت که هر وقت، چند نفر را برای تصدی یک مسوولیت مهم مملکتی به شما معرفی می کردند، من درباره آن چند نفر تحقیق می کردم و ضعیف ترین آنها را از میان آن چند نفر معرفی شده به شما توصیه و توثیق می کردم. همین!
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

لغو كردن حكم تاسيس دانشگاه و توسعه طب كهن و اسلامي

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه ژوئن 11, 2016 10:26 am

لغو كردن حكم تاسيس دانشگاه و توسعه طب كهن و اسلامي


گروه جامعه جهان نیوز ـ طی سال های گذشته طب کهن و اسلامی به عنوان یکی زا روش های درمانی در کنار سایر روش ها به مردم معرفی می شود و متخصصان زیادی در این زمینه برای درمان بسیاری از بیماری ها فعالیت می کنند.

طی روزهای گذشته اخباری مبنی بر تنزل معاونت طب کهن و اسلامی وزارت بهداشت به یک اداره از سوی رسانه ها منتشر شد که در نهایت با پیگیری های صورت گرفته مشخص شد مسئولان امر در وزارت بهداشت بعد از سال ها تلاش بی وقفه پزشکان در این زمینه اقدام به تنزل این معاونت کرده اند.

حدود یک هفته پیش بود که خبری مبنی بر انتصاب معاون اجتماعی وزارت بهداشت منتشر شد. هر‌چند در این خبر به انحلال معاونت طب کهن و اسلامی این وزارتخانه و تشکیل معاونت اجتماعی به جای آن اشاره‌ای نشده بود. حالا اما با رسانه‌ای شدن این ماجرا شاهد واکنش‌های متفاوت به این موضوع هستیم؛‌واکنش‌هایی که بر ناتوانی وزارت بهداشت از مدیریت و برنامه‌ریزی برای این طب و در نتیجه تغییر رویکرد برخی پزشکان طب کهن و اسلامی به رویکرد اقتصادی حکایت دارد و همین امر موجب شد عملکرد در حوزه طب کهن و اسلامی رضایت‌بخش نباشد.

وزیر بهداشت در اجلاس رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی در خصوص تبدیل معاونت طب کهن و اسلامی به اداره کل طب کهن و اسلامی اظهار کرد: این کار تنزل نیست؛ ما از طب کهن و اسلامی حمایت می‌کنیم اما تاکنون از اقدامات صورت گرفته راضی نیستیم.

آنچه که مسلم است پزشکانی که سال ها دروس طبابت شیمیایی را خوانده اند امروز حاضر نیستند دستور العمل های شیمیایی را برای بیماران کناز گذاشته و از روش های کهن و اسلامی برای مداوای بیماران خود استفاده کنند.
این معاونت نو پا در سال 92 تأسیس شد و در نهایت سیاست های مربوط به آن در سال 93 ابلاغ شد که در نهایت می توان گفت تنها سه سال از عمر این معاونت نوپا بیشتر نگذشته و نمی توان عملکرد گسترده‌ای از این معاونت شاهد در این سه سال انتظار داشت.

پزشکان زیادی از سال های گذشته در کنار تخصص های خود به طب کهن و اسلامی هم روی آورده اند و حتی از تجربیات پزشکان دنیا در این زمینه نیز بهره مند شده اند اما این تنزل باعث می شود زحمات همه این پزشکان زیر سوال رود.
در همین راستا پژوهشکده های زیادی در راستای طب کهن و اسلامی و طب مکمل در کشور تشکیل شد که همه این پژوهشکده ها با نظارت این معاونت انجام وظیفه می کردند؛ این معاونت در بحث ساماندهی پژوهشکده ها تا کنون قدم های موثری برداشته بود.

دکتر شهاب مالمیر، مدیریت خدمات بهداشتی درمانی و پژوهشگر در زمینه طب کهن و اسلامی در خصوص اهمیت طب کهن و اسلامی در دنیا اظهار داشت: کشور بزرگی مانند سوئد از طب کهن و اسلامی در درمان بیماری ها استفاده های زیادی می کند تا جایی که از روش های القایی برای جراحی ها استفاده می‌کنند.

وی در این خصوص افزود: در بسیاری از کشورهای جهان، به جای استفاده از داروهای شیمیایی هزینه بر، از طب سنتی کم هزینه استفاده می‌کنند؛ با توجه به اینکه امسال نیز سال اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل نامیده شده است، می توان با روی آوردن به طب سنتی گام های موثری در زمینه اقتصاد مقاومتی برداشت.

با توجه به تأکیدات مقام معظم رهبری پیرامون مسائل اقتصاد مقاومتی در عمل و همچنین تلاش های بی وقفه بسیاری از متخصصین در این زمینه اقدام وزارت بهداشت در تنزل جایگاه این طب در وزارت بهداشت و ادغام آن با مدیریت های دیگر کم توجهی به این مسئله تلقی می شود و امید است که وزارت بهداشت برای پیگیری این موضوع اقدامات موثرتری داشته باشد.

مدیر کل دفتر طب سنتی وزارت بهداشت، در خصوص پلمپ مرکز حجامت ایران توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش مهر، دکتر محمود خدا دوست با بیان اینکه اگر فردی بخواهد در امر درمان مداخله کند، بر اساس نص صریح قانون باید پزشک باشد، اظهار داشت: هر پزشکی برای فعالیت در هر شهر، لازم است تا مجوز طبابت و فعالیت در آن شهر را از سازمان نظام پزشکی دریافت کند.

وی، داشتن شماره نظام پزشکی و همچنین اخذ مجوز طبابت در هر شهری را شرط دیگر مداخله در امر درمان دانست.

خدادوست گفت: بر اساس مستندات معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی ایران، به رغم ابلاغ تذکرات در فواصل زمانی مختلف به این موسسه و لزوم طی کردن مراحل قانونی برای اخذ مجوز و عدم اقدام در خصوص دریافت مجوزهای لازم از سوی این مرکز، بر اساس قانون و با دستور مقام قضائی، مرکز حجامت ایران، پلمپ شد.

وی اظهار داشت: این مرکز به عنوان دفتر نمایندگی دانشگاه ارمنستان فعالیت می کرد اما فعالیت هر مرکز آموزش عالی در حوزه بهداشت و درمان طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نیازمند اخذ مجوز از وزارت بهداشت و شورای گسترش دانشگاه ها است، که این مرکز مجوزی برای فعالیت های آموزشی دریافت نکرده بود.

یکی از رویه هایی که معمولا با تغییر دولتها شاهد آن خواهیم بود، لغو دستورات و مصوبه های دولت پیشین است و این موضوع در سالهای گذشته به وفور دیده شده است. دولت یازدهم نیز از زمان فعالیت خود، بیش از 10 مصوبه دولت دهم را به دلایل مختلف لغو کرده است.

آخرین مصوبه ای که توسط مسئولان اجرایی فعلی، نامناسب یا مغایر با اقدامات مورد نیاز دولت تشخیص داده شده است، موضوعی است که دولت دهم در آخرین روزهای فعالیت خود تصویب و با تبلیغات فراوان آنرا ابلاغ کرد. بر اساس این مصوبه که حدود 20 بخش دارد، وزارت بهداشت موظف شده بود بنا به تصمیم نمایندگان ویژه رییس جمهور سابق اقداماتی مانند ایجاد دانشگاه علوم طب کهن و اسلامی با نظام هیئت امنایی و تسریع در ارزیابی و تعیین صلاحیت علمی خبرگان بدون مدرک در حوزه طب سنتی و مکمل را انجام دهد.

اضافه کردن 38 قلم داروی گیاهی پرمصرف برای بیماری های شایع در فهرست داروهای قابل ارایه در مراکز بهداشتی درمانی کشور و ایجاد رشته های طب و داروسازی سنتی و تاریخ علوم پزشکی و تأسیس دانشکده طب سنتی در دانشگاه های تیپ ۱ از دیگر مصوبات ابلاغی دولت دهم بود.

اما بر اساس ابلاغیه روزهای اخیر اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور به دستگاههای اجرایی، رسما اعلام شده است که تصمیم نامه های شماره ۱۰۱۰۰۱/ت۴۸۹۲۳ن مورخ ۲/ ۵/ ۱۳۹۲ و شماره ۱۰۳۳۳۱/ت۴۸۹۲۳ن مورخ ۷/ ۵/ ۱۳۹۲ درباره ایجاد دانشگاه و توسعه خدمات طب سنتی ایرانی ـ اسلامی و تعیین دستورالعمل صلاحیت علمی خبرگان بدون مدرک دانشگاهی طب سنتی ایران �" اسلامی به پیشنهاد وزارت بهداشت و به استناد اصل 138 قانون اساسی لغو می شود.

با توجه به اینکه مسئولان وزارت بهداشت در ماههای گذشته خبر از برنامه ریزی برای اجرای مصوبه مذکور را داده بودند، باید دید علت لغو کامل این مصوبه که می توانست در صورت اجرا، فواید فراوانی را برای توسعه هدفمند و مناسب طب کهن و اسلامی در کشور داشته باشد، چه بوده است؟
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

مسخ عمارت مساجد از نماي ديني به نماي لائيك

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه ژوئن 17, 2016 4:28 pm

مسخ عمارت مساجد از نماي ديني به نماي لائيك


مسجد ولیعصر (علیه السلام) سرگذشت پرفراز و نشیب و عبرت آموزی دارد و از آنجا كه اين مسجد، مصداق و نماد تهاجم عمیق معماری مدرن و استیلای آن در معماری دوره اخیر است، نقد آن واجد اهمیت است. پیش از این که مسجد ساخته شود، در طول عملیات پی‌ریزی و ستونگذاری مسجد نیز مشرق در قالب مطلبی با عنوان «مسجدی که به پای تئاتر شهر ذبح شد» به نقد آن پرداخت و از بدعتی در ساخت مسجد گفت که معماری آن تعارضی ذاتی با مسجد دارد. اما افاقه نکرد و افسوس که مدیران شهری، پس از ساخت کامل آن و رویت حجم فیزیکی و فضاهای داخلی مسجد، از ساخت آن ابراز نارضایتی کردند و این روزها لزوم تغییر و اصلاح در فرم کالبدی آن را زمزمه می‌کنند.

Image

ر میان صاحبنظران، منتقدان و مدیران شهری، برخی بر تخریب کامل آن نظر می‌دهند و برخی دیگر نیز بر تغییر کاربری آن تاکید می‌کنند (که به دلیل وقف بودن زمین مسجد، این امکان وجود ندارد.) عده‌ای دیگر نیز رویکردی مسامحه‌آمیز را اتخاذ می‌کنند و رای بر کشیدن پوسته‌ای تزیینی و الحاق و کولاژ گنبد و مناره‌ به آن می‌دهند. به هر حال کار از کار گذشته است و حالا مسجد که قرار بود سنگری باشد برای حفظ ایمان جامعه، این روزها خانه‌ای است که به تسخیر معماری مدرن درآمده است و محل مناقشه‌ای است که شاید تصمیم نهایی آن، زمان طولانی را بطلبد و پس از سرگذشتی 33 ساله، بازهم در بلاتکلیفی بماند. شاید از اینروست که خودکرده را تدبیر نیست!

حکایت این مسجد از این قرار است که، در ضلع جنوبی پارک دانشجو زمینی به مساحت حدود 5000 متر مربع وجود داشت، مالکیت آن مورد اختلاف اهالی محل و شهرداری منطقه 11بوده و موقتاً به صورت پارکینگ مورد بهره برداری قرار می‌گرفت، بخشی از این زمین متعلق به مرحوم آقای مهندس مدد بود که وقف ساختن مسجد نموده بودند و اهالی محل با توجه به نداشتن مسجد محلی و ناهنجاریهای موجود در پارک فوق و اطراف تئاتر شهر، مصمم به ساختن مسجد در آن زمین بودند، اما شهرداری مایل به ساختن یک مجموعه تجاری و خدماتی بود.

از سال 1360، اهالی، ابتدا با برپا کردن یک چادر و سپس با مصالح بنائی و اسکلت فلزی یک مسجد موقتی ایجاد و به انجام مراسم مذهبی روزانه و سالیانه میپرداختند.

بعد از تلاش‌های مستمر اهالی و مراجعه مکرر به مسئولین کشوری، بالاخره در سال 1383، در زمان شهرداری محمود احمدی نژاد تصویب شد که در این محل یک مسجد و مجتمع فرهنگی دایر شود.

طراحی اولیه این مسجد به مرکز تحقیقات معماری اسلامی، دانشگاه علم و صنعت ایران و مدیریت عبدالحمید نقره‌کار، که دارای سابقه طولانی در طراحی مراکز مذهبی و زیارتی است، سپرده شد و طراحی آن به تصویب رسید. اما به توصیه برخی معماران، به‌ناگاه مدیران تصمیم بر تغییر طرح می‌گیرند و بدون دعوت از نقره‌کار و همکارانش برای دفاع از طرح خود، طرح اولیه را محکوم کرده و آن را به شرکت مشاور حرکت سیال فرم، (رضا دانشمیر و کاترین اسپیریدونوف) می‌سپرند. بعضی نیز در با رویکردی جنجالی و مغالطه آمیز، ناهماهنگی فرم بنا با تئاتر شهر را مطرح کرده بودند که در طرح اولیه اتفاقا بیشترین هماهنگی را از نظر جداره و ارتفاع داشت و تنها مناره و گنبد آن از کد ارتفاعی تئاتر شهر بلندتر بود.

قرار بود عبدالحمید نقره‌کار که سابقه‌ای طولانی در طراحی اماکن مذهبی دارد، مسجد ولیعصر را طراحی کند، اما به ناگاه اتفاق دیگری افتاد

پس از اعتراض کارشناسان معماری و فشار رسانه‌ها، برخی مدیران شهری که به دلیل ناهماهنگی بنا طرح قبل را رد کرده بودند، حالا دریافتند که طرح جدید بسیار ناهماهنگ‌تر شده و به نقطه‌ای سیاه در پرونده شهرداری بدل شده است. این پروژه حالا با اعتراض اعضای شورای شهر، و الزام مجریان به ارایه طرح اصلاحی جدید، از ابتدای سال جاری همچنان متوقف است؛ و پیمانکاران این پروژه همچنان منتظر دریافت طرح اصلاحی برای تغییرات معماری این مسجد هستند. جالب آنجاست که اعضای شورای شهر نیز صرفا فقدان گنبد و مناره برای مسجد را معضل می‌دانند و می‌گویند «مسجد بدون گنبد و مناره معنا ندارد». که این نیز فروکاست مسجد است به گنبد و مناره. خروجی این نگاه نیز مسجد را به فرمی عجیب و غریب‌تر بدل خواهد کرد و به اصطلاح عوام «شترگاوپلنگ» خواهد بود که شایسته شأن مسجد و خانه‌ی خدا نخواهد بود، چه برسد به آنکه مسجدی شاخص و الگو در قلب محور فرهنگی ام‌القرای جهان اسلام باشد.

در زیر به مقایسه و نقد معماری دو طرح اولیه و ثانویه (اجرا شده) این مسجد پرداخته می‌شود.

تشریح طرح اولیه مسجد ولیعصر

Image

Image

از آنجا که در دو محور مهم شمالی- جنوبی تهران، یعنی خیابان ولیعصر(عج)، از میدان تجریش، تا میدان راه آهن و محور شرقی – غربی تهران، یعنی خیابان انقلاب، از میدان امام حسین(ع) تا میدان انقلاب، هیچگونه نماد مذهبی شاخص در شأن پایتخت جمهوری اسلامی ایران وجود نداشت و از سویی دیگر شهرداری در آن زمان مایل بود در غرب تهران و نزدیک نهاد ریاست جمهوری، مسجد و مجموعه فرهنگی در مقیاس یک مسجد جامع، برای برگزاری مراسم ملی داشته باشد، بنابراین مقیاس این مجموعه، در حد یک مسجد جامع و مجموعه فرهنگی مرکز شهری، تعیین و مصوب شد.

Image

با توجه به برنامه مصوب و مكان‌يابي موجود به تشریح نقشه‌های ارائه شده‌ طرح اولیه پرداخته می‌شود:

1- برای هم‌آهنگی با ساختمان تأتر شهر، ارتفاع ساختمان مسجد تا زیر گنبدخانه آن، با ارتفاع تئاتر شهر مساوی گرفته شد و بدنه آن شبیه تئاتر شهر طراحی شد، تا این دو ساختمان با یکدیگر هم آهنگ و مکمل بوده و در مجموع وحدت داشته باشند.

2- اکثریت قریب به اتفاق ساختمان‌های جنوبی زمین مسجد نیز، دارای هفت طبقه ديوار پشت كرده به ساختمان مسجد بود، بنابراین کم کردن ارتفاع عناصر نمادین مسجد، موجب بی توجهی به شأن اجتماعی مسجد و حفظ حرمت و حریم آن می‌گردید.

3- از آنجا که از منظر اسلامی، مفهوم عبادت و عبادتگاه، مهمترین عنصر در فضای شهری محسوب می‌شود[1]، بنابراین به صورت بدیهی، سردر مسجد، مناره‌ها وگنبدخانه مسجد، باید در طراز بالاتری از تئاتر شهر قرار می‌گرفت و بدین صورت نیز طراحی ‌شد.

4- برای تداوم و گسترش پارک دانشجو، خیابان عریض ضلع شمالی زمين، در جهت توسعه پارک و فضاي سبز پیش بینی و طراحی شد.

5- حل بخشی از مشکل پارکینگ در منطقه فوق و به پیشنهاد مسئولین شهرداری، سه طبقه پارکینگ در زیرزمین پیش بینی شد.

6- در طبقه همکف، در غرب زمین و کنار خیابان ولیعصر(عج)، شبستان آقایان و بانوان در دو طبقه طراحی شد، تا از خیابان مزبور و خیابان انقلاب، ساختمان این مسجد به عنوان یک نماد برجسته و شاخص مذهبی تجلی بیرونی داشته و فضای ذکر معنوی و الهی برای اهالی و رهگذران ایجاد نماید.

7- در قسمت شرق زمین و در کنار خیابان شرقی، مجموعه فرهنگی – خدماتی در چهار طبقه طراحی شد. طبقه همکف به صورت پیلوت با مبلمان آزاد و سیار، جهت برگزاری نمایشگاه های متنوع و در عین حال در مراسم خاص برای گسترش شبستان مسجد در نظر گرفته شد.

8- در طبقه اول کتابخانه، در طبقه دوم کلاسهای آموزشی و در طبقه سوم سالن اجتماعات و مراسم، پیش بینی و طراحی شد.

Image


9- بین شبستان مسجد و مجموعه فرهنگی – خدماتی، حیاط نسبتاً بزرگی پیش بینی شد، این حیاط می‌توانست مزاحمت های همجواری را، میان فضای مسجد وفضاهای فرهنگی – خدماتی به حداقل ممکن برساند و در عین حال ضمن گسترش فضای سبز پارک دانشجو، با ایجاد سر درب ورودی جذاب و با شکوه پیوند مطلوب و مناسبی، بین این مجموعه و پارک فراهم نماید.

10- در طبقه منهای یک در زیر شبستان مسجد، فضای مناسبی برای فعالیتهای بسیج محلی و در زیر مجموعه فرهنگی – خدماتی و حیاط، سالن پذیرائی و آشپزخانه، چند واحد تجاری، وضوء خانه و سرویسهای بهداشتی طراحی شده بود.

11- در جهت سهولت رفت و آمد ماشین ها به پارکینگ و ایجاد واحدهای اداری و تحقیقاتی، مصوب شد یک قطعه خانه دو طبقه متروک، واقع در ضلع جنوبی زمین، که به خیابان جنوبی مجموعه نیز دسترسی داشت، خریداری وبرای ورودی و خروجی طبقات پارکینگ و ورودی قسمت اداری، تحقیقاتی و خدماتی از آن بهره برداری شود. ضمن آنکه ارتباط مضاعف و مناسبی با شبستانهای مسجد و مجموعه فرهنگی – خدماتی و حیاط مسجد نیز برقرار مینمود.

12- برای شبستان‌های مسجد سه ورودی پیش بینی شده بود، یک ورودی شاخص و معظم به سمت خیابان ولیعصر(عج)، یک ورودی عمومی در کنار حیاط مسجد، به سمت پارک و خیابان‌های اطراف و یک ورودی خدماتی در کنار قسمت اداری و سایر خدمات فرهنگی و هنری.
13- عملیات خاکبرداری و اجرائی مسجد، مطابق نقشه‌های ارائه شده، در اکثر قسمت‌ها تا طبقه همکف ادامه یافت، با این تفاوت که به دلیل اهمال شهرداری در خرید زمین جنوبی، بالاجبار قسمت اداری و تحقیقاتی مجموعه حذف و ورودی پارکینگ علی رغم توصیه‌ها و تذکرات مکرر این مشاور به خیابان شرقی منتقل شد.

در این مرحله و پس از تغییر شهردار تهران، کارفرما برای تسویه حساب به مشاور ابلاغ نمود، که عبدالحمید نقره‌کار و همکارانش نظارت ساختمان را بعهده بگیرد، اما در همان اثنا، به صورت نسبتاً محرمانه و بدون دعوت از نقره‌کار و همکارانش برای تشریح ایده‌ها و دفاع از اصول طراحی‌های انجام شده، غیاباً طراحی انجام شده و کار نیمه‌کاره، محکوم گردیده و کار به مشاور دیگری (حرکت سیال فرم) که فاقد هرگونه سابقه در طراحی مراکز مذهبی است سپرده شد.

طرح دوم:

Image

ارزيابي اصول ارائه شده در طرح جدید مسجد ولیعصر(علیه السلام):

طرح جدید بر‌اساس پیش‌فرض‌ها و مبانی غربی و غیر‌اسلامی، پیش‌بینی و متأسفانه تبدیل به فرآیندی غیر‌قابل قبول و مغایر بدیهیات اولیه طراحی مسجد و اصول نظری و احکام عملی آن طراحی و اجراء شده است که به چند نکته آن اشاره می‌نمائیم.

ابتداء فرض شده است که ساختمان تئاتر شهر یک اثر تاریخی و میراث فرهنگی است و باید شأن تاریخی و فرهنگی آن حفظ و تا فاصله‌ای دور حریم آن حفظ شود.

اولاً تئاتر شهر، یک اثر تاریخی نیست و در سال 1346 یعنی فقط یازده سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و توسط علی سردارافخمی طراحی و با حمایت فرح پهلوی ساخته شده است و با چنین سابقه زمانی، یک ساختمان، اثر تاریخی محسوب نمی‌شود و نمی‌تواند در فهرست بناهای تاریخی بگنجد. این ساختمان صرفا یک بنای معاصر است.

دوم، این ساختمان اگر چه زیبایی و کاربری قابل احترام و فرم دلنشینی دارد، اما یک میراث فرهنگی نیست، زیرا این ساختمان از نظر سبک، متعلق به دوران فرانوگرائی غربی است و از الگوی معابد یونانی و رومی تقلید نموده است و هیچ شباهتی با آثار ساخته شده در تمدن ایرانی، چه قبل از اسلام و چه بعدا ز آن ندارد.

Image

قوس‌های متقاطع و خارجی بنای تئاتر شهر، عناصری کاذب هستند، که در زیر سقف کنسول شده آن به سمت بیرون خم شده و نصب گردیده‌اند، تکرار چرخش این قوس‌ها، ساختمان را کاملاً برونگرا و تندیس‌گونه نموده است.

Image

در معماری ایرانی دوران اسلامی، ساختمان‌ها کاملاً درون‌گرا هستند و صورت بیرونی بنا، لباسی است بر تن فضاهای داخلی ساختمان، یعنی به انسان و محل حضور و بهره‌برداری انسانها اصالت داده می‌شود نه به کالبد بنا و نمای ساختمان به صورت خود بنیاد؛ لذا برونگرائی در ساختمان‌سازی، نوعی صورت‌پرستی و بت‌سازی تلقی می‌شود.

در این نوع از الگوهای غربی، به ورودی انسان‌ها، توجه خاصی نمیشود و عملاً انسانها را در مقابل ساختمان منفعل و تماشاچی می‌نماید. در سنت اسلامی و در مجموعه بیت ا... الحرام، دو نماد معمارانه مثبت و منفی ارائه شده است، نماد مثبت خانه کعبه است که دارای حجمی منظم، وحدت بخش، درونگرا، سکون آفرین و مناسب حضور انسان در فضائی آرامش بخش، تفکر برانگیز، تمرکز آفرین، برای حضور قلب و عبادت است.

در نقطه مقابل، نمادهای منفی یعنی بت‌واره‌های سه‌گانه هستند (جمرات)، که احجامی توپر، برونگرا، متکثر و مجسمه گونه می‌باشند، در این نوع ساختمان، اصالت به کالبد بنا داده شده و ساختمان به جای وسیله خود هدف می‌شود به همین دلیل آنرا نماد تجلی شیطان بر حضرت ابراهیم(ع) قرار داده اند، زیرا شیطان آنچه را که مادی و زمینی است تزئین می‌کند و انسانها را فریب می‌دهد[2]، به همین دلیل در مراسم حج تمتع، حاجیان از وقوفگاه مشعر (محل شعور و بصیرت)، باید سنگ‌هائی بردارند و بر نمادهای فریبنده‌ای، که مزاحم تکامل انسان و انجام فرائض الهی هستند، پرتاب نمایند. در این سنت الهی، برخلاف رويكردي در معماري غربي (يعني فرماليسم) خود معمار بت و معماری بت‌سازی تلقی نمی‌شود، بلکه معمار و معماری هر دو وسایلي در جهت تأمین نیازهای مادی و بستر‌ساز نیازهای روحی انسانها می‌شوند.

سوم،‌ در معماری ایران دوران اسلامی، مهمترین عنصر خارجی بنا، درب ورودی آن است، که همچون طاق نصرتی سر برآورده و پر گشوده، نهایت تواضع و مهمان‌پذیری را برای ورود انسانها به داخل بنا، به نمایش میگذارند، اصالت را به انسانهای مخاطب و به فضای درونی ساختمان میدهند که محل بهره‌وری مخاطبین اصلی بنا است.

Image

چهارم، در سنت و تمدن غربی است که ساختمان‌های مذهبی، اعم از معابد و کلیساها، کالبد خود را از بافت اطراف جدا نموده و با اشکالی که در یک محور و یا دو محور، قرینه می‌باشند، مانند مجسمه‌هائی، خود را به نمایش می‌گذارند.

با این پیش فرضِ غرب‌گرایانه است که طراح جديد مسجد تصور مي‌نمايد باید اطراف ساختمان تئاتر شهر را (که در دوران مدرن جای عبادتگاه را اشغال نموده است) پاک‌سازی نمود، و با اين پيش فرض مقلدانه، سر ساختمان مسجد را قطع مي‌نمايد و مي‌گويد كات! (cut)، تا این ساختمان مانند مجسمه‌ای خود بنیاد و بت‌واره، مورد نگاه از بیرون قرار گیرد و تماشاچیان را مسحور خود کند.

Image

بخش قطع شده مسجد و نمایان شدن تئاتر شهر و فرود مسجد در مقابل آن مشخص است

اما در سنت و تمدن دوران اسلامی، ساختمان‌های اجتماعی و مذهبی، خود را از بافت اطراف جدا نمی کنند و با کمترین مزاحمت های همجواری، (به دلیل داشتن فضاهای باز داخلی)، هم آهنگ با هم بوده و مکمل یکدیگر می‌شوند. شاعر معاصر، سهراب سپهری به جذابیت این موضوع اشاره می‌کند- با مضمون بازارهای گرم مسلمان- این گرما، جذابیت و گیرائی به دلیل هم آهنگی و ترکیبِ با شکوه ساختمانهای اجتماعی، در کنار یکدیگر و مکمل یکدیگر است.

بنابراین، پیش فرض مطرح شده در مورد حذف سر و آستانه طرح قبلی (گنبد، منارها و سردرب ها) و سربه خاک سپردن آن در طرح جدید، پیش فرض غرب گرایانه، صورت پرستانه و با نگرش بت گونه به معماری و ساختمان است. این نگرش قطعاً مغایر دیدگاه اسلامی است، که همه چیز را برای تکامل انسان می‌خواهد. در این نگرش ساختمان وسیله است و نه هدف، معماری آبادکردن محیط زیست انسانها است، نه بت سازی و جلوه فروشی معمار و معماری.

Image

پنجم، پیش فرض اشتباه دیگر، ایجاد تصور مغالطه‌انگیزی است درباره مرتفع دانستن ارتفاع طرح قبلی مسجد. در طرح اولیه، همانگونه که اشاره شد، ارتفاع بدنه ساختمان مسجد، هم ارتفاع بدنه خارجی تأتر شهر بوده و از نظر نمای خارجی نیز هم آهنگ با آن می‌باشد، عناصر معدودی از ساختمان، نظیر گنبد اصلی، منارها و سردر مسجد که با فاصله بعیدی از ساختمان تئاتر شهر، می‌باشد به میزان لازم و به عنوان یک نماد شهری و مذهبی، افراشته شده‌اند، تا مبتنی بر سنت اسلامی، عظمت و اولویت فضای عبادی مسجد نسبت به ساختمان‌های هفت طبقه مسکونی در اطراف آن و ساختمان تئاتر، حفظ شود. نه بالعکس ساختمان‌های مسکونی و تأتر نسبت به مسجد اولویت یافته و برجسته‌تر شوند. به اين نكته خداوند در سوره نور آيه 36 اشاره مي‌فرمايند: «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ»، در خانه‌هايي (مساجد و زيارتگاه‌ها) خداوند رخصت داده است كه آنجا رفعت يابد و در آن ذكر نام خدا شود و صبح و شام، تسبيح و تنزيه ذات پاك او كنند.

برخی از اشکالات طرح جدید:

پیش فرض های منحرف و مغالطه آمیز قبلی، باعث شده است، طرح جدید (موجود) دارای اشکالات اساسي، بنیانی و غیر قابل اغماض باشد، که به برخی از بدیهیات آن اشاره می‌گردد:

1- در سنت صنفی و اخلاق حرفه ای، هیچ معماری بدون فرصت دفاع و اطلاع از راهبردهای معمار اولیه، به خود اجازه ورود و دخالت در کار دیگری را نمی‌دهد، متأسفانه در این کار، کارفرما، کارناشناسان کارفرما و معمارجدید، با زیر پا نهادن ارزش‌های اخلاقی و حرفه‌ای، بدون اطلاع معمار اولیه، به صورت محرمانه، کاری مغایر اخلاق حرفه‌ای انجام داده‌اند.

2- در سنت اسلامی، چه از نظر محتوایی و چه از بعد کالبدی، هر کس مجاز به طراحی و ساختمان مسجد نیست، از نظر محتوائی، قرآن و احادیث معتبر به این نکته اشاره می‌نمایند[3] و از نظر کالبدی نیز، ایده‌های فضائی – هندسی – نمادها و آرایه ها و احکام مسجدسازی، دارای اصول و قواعد نظری و عملی است که بدون آشنایی و تجربه قبلی، کسی قادر به طراحی آن به صورت مطلوب نیست[4]. در این مورد، با توجه به سوابق و تجربیات معمار جدید، ارتباط ایشان با مفهوم عبادت اسلامی و تجربه مسجد سازی، در کارنامه نظری و عملی ایشان ملاحظه نمی شود و انتخاب ایشان برای این کار، نه توجیه فرهنگی و منطقی دارد و نه توجیه علمی و تجربی. این اشکال به انتخاب کنندگان این معمار وارد است و نه خود معمار!

Image


3- معمار جدید در تحلیل مقطع شمالی – جنوبی تأتر شهر و طرح قبلی، با پیش فرض غلط بت گونه پنداشتن ساختمان تأتر شهر و حذف هر گونه ساختمان مکمل در اطراف آن، خطی مایل از زمین به سمت بدنه طرح قبلی مسجد می‌کشد و می‌گوید: cut (کات)، یعنی هر عنصری که بالای این خط است، باید بریده شود، (با این پیش فرض سر و دست‌های برافراشته مسجد را مانند گیوتین قطع می‌نماید) و سبک کار خود را عجولانه می‌یابد و می‌ گوید «سبک لنداسکیپ»، یعنی همه چیز در امتداد زمین یا زیرزمین باید قرار گیرد. چرا؟ چون ساختمان تئاتر، باید استیلا و سلطه بلامنازع بر همه عناصر اطراف خود داشته باشد، با این پیش فرض غلط، ساختمان جدید مسجد، بر اساس حیثیت و شأن درونی و حقيقي خودش طراحی نمی شود، بلکه مبتنی بر شأن اعتباري، فرضي در کالبد بیرونی تئاتر و به سمت آن، سر خود را بر زمین می‌گذرد و سجده می‌کند و سر ساختمان به زمین می‌چسبد.

در صورتیکه، در هستی شناسی اسلامی و در هنر و معماری آفرینش، اولاً هر ذره، سلول و هر عنصری، ضمن حفظ جایگاه، شأن و هویت مستقل خود، با سایر عناصر، تعامل تکاملی و مکمل برقرار می‌کند و بر این اساس نظامی احسن و پایدار برقرارمی شود و سیر از کثرت به وحدت، از ظاهر به باطن، از زمين به آسمان، از صورت به معنا، از دنیا به آخرت که مهمترین اصل در آفرینش هستی و در فلسفه هنر و معماری و شهرسازی دوران اسلامی است، تحقق می‌یابد.

Image

ضمن آنکه مسجد، محل اقامه نماز است و خدواند خانه خود را، محل قیام انسان‌ها (جعل‌الله الكعبه قياماً للناس) قرار داده است و در سنت اصیل و ارزشمند ما، همه ساختمانها از زمین قیام نموده اند و در آسمان شکفته می‌شوند، به خصوص ساختمانهای مذهبی و زیارتی. مانند پیکر خود انسان، که کف پای او بر زمین قرار می‌گیرد، بدن از زمین قیام می‌کند و سر انسان در آسمان، شکوفا می‌شود.

4- طراحی مسجد جدید، در مجموع دارای هندسه‌ای سیال و موجی است، هندسه‌هاي سيال و موجي تقليدي است از هندسه‌هاي موجود در دامنه تپه‌ها، چراگاه‌ها و جنگل‌ها. این نوع هندسه، که فاقد محور و مرکز و سکون می‌باشد، مناسب ترین هندسه برای حواس پنج گانه و ادراکات حسی – غریزی و حیوانی انسانها و مناسب سیر در آفاق و عملکردهای مادی مانند راه‌هاي عبوري و پارك‌ها در فضاي شهري است. در نقطه مقابل هندسه های درونگرا، نظير خانه كعبه، كه قبله‌گاه مسلمين و سلول بنيادي در طراحي مساجد است دارای محور و مرکز، آنهم با مرکزیت خالی (نقطه پایه پرگار) مي‌باشد، اين مركز با حضور انسان و عملکرد اختیاری و آگاهانه او در فضای معماری، معنای اصیل خود را باز می‌یابد، اين نوع هندسه مناسب ترین ايده‌هاي فضايي هندسي، برای عملكرد دعا و نیایش، تفکر، حضور قلب و سیر در انفس انسان‌ها يعني عملكرد اصلي شبستان‌هاي مساجد( اقامه نماز و شنيدن سخنراني ) است.

Image

پویایی فیزیکی و هندسی، مناسب سیر در عالم ماده و غرايز حيواني است، پویایی معنوی و روحانی انسان، با سکون و سکوت فیزیکی و هندسی آغاز می‌شود كه به مفهوم (فنای در بقا) در ادبيات عرفاني و مذهبي ما مطرح مي‌شود، این نوع هندسه، مقدمه تفکر، حضور قلب و نیایش است. در سنت اصیل معماری و شهرسازی دوران اسلامی، فقط راه ها و فضاهای عبوری دارای هندسه‌ای سیال، مواج و سیر در آفاقی هستند. سایر عملکردها و به طور خاص فضاهای مذهبی و فرهنگی نظير شبستان‌هاي مساجد، کاملاً درونگرا، دارای محورهای متقارن و تمرکز آفرین می‌باشند. به کار بردن هندسه سیال و سرگردان، آن‌هم در شبستان مسجد، یعنی حیوان پنداشتن انسان و طراحی چراگاه به جای نیایشگاه.

پيامبر اكرم(صلی الله علیه واله) مي‌فرمايند: مهم‌ترين اصل حاكم بر هنر معماريِ آفرينش را اصل عدالت، يعني قرار دادن هر چيز در جاي مناسب خود، مطرح مي‌نمايد[5]. يعني در معماريِ آفرينش، زمين هندسه مناسب خود و گياهان، حيوانات و پيكر انسان‌ها نيز، هندسه مناسب، عالمانه و با معناي خود را دارند؛ صورت‌ها و ظاهر عناصر طبيعي، پوچ، بي هدف و غايت نيستند، ظاهرها تجلي و نشانه باطن‌ها هستند.

5- طراحی یک ورودی حلزونی، سربسته، تاریک، خود پنهان، شبیه لانه‌ی حیوانات موذی و مضر برای یک مسجد، واقعاً از عمق بی خبری، از خود بیگانگی و بازیگری (کار لهو) و پوچی (کار لغو) آن حکایت می‌کند.

Image

در سنت معماری و شهرسازی اصیل دوران اسلامی، برجسته‌ترین و شاخص‌ترین نمای خارجی مسجد، ورودی‌های آنها است، زیرا ساختمان برای ورود انسان است و باید جذاب، باشکوه و میهمان پذیر باشد، در معماری دوران اسلامی، ورودیهای مساجد، مانند طاق نصرتی از، نمازگزاران استقبال می‌کنند و با حفظ حریم خود از فضای بیرون، با وضوح، استحکام، آرامش وامنیت، مؤمنین را به فضاهای داخلی دعوت می‌نمایند (نمونه‌ای از این نوع ورودی در تصویر شماره 10 قابل مشاهده می باشد)

Image

6- با بررسی آنچه از نمای بیرونی ساختمان و نقشه‌های موجود، دریافت می‌شود، کوچکترین نمادی، آرایه‌ای، عنصری که مشخص نماید این کالبد به چه منظوری ساخته شده است، قابل مشاهده نیست. گوئی در شهر انسان‌های گنگ، بی‌خبر، بی‌معنا و هدف، بدون جهت و غایت، در عالمی بی‌جهت پرسه می‌زنی. انحنائی که در سقف، جای گنبد نشسته است، به جای عمامه مسلمانان كه سر انسان را برجسته و شاخص مي‌نمايد، شبیه کلاه بسیار کوچکی است، که یهودیان در پشت سرهای خود سنجاق می‌کنند.

Image

در معماری اصیل دوران اسلامی، کالبد خارجی هر ساختمان، تجلی عملکرد انسانی و درونی آن است، شهر گفتمان و تعاملی صادقانه، صمیمانه، روشن، با معنا و شعور با انسانها برقرار می‌کند، ساختمانها، نقاب بر چهره ندارند، مجموع ساختمان‌های یک شهر، همچون هنر و معماری آفرینش، همه عناصر آن آیه و نشانه هویت درونی خود و هویت نظام احسن، تکاملی، وحدت بخش و غایت مدار هستند. معماری و شهرسازی دوران اسلامی مانند معماری آفرینش نه تنها نیازهای مادی (حسی – غریزی) انسانها را تأمین می‌نماید، بلکه رشد معنوی و روحی انسانها را نیز، با هنر معناگرای خود، بسترسازی می‌کند. به طور مثال گنبد نمادوحدت، درونگرايي، سير در انفس و خودسازي در مفهوم عبادت اسلامي است و منارهاي سر برآورده، با هندسه دايره خود، نماد برونگرايي، دعوت از همه مخاطبين و نماد جامعه سازي در مفهوم عبادت از منظر اسلامي است.

7- پیکر خارجی بنا، سنگین، بسته، خاموش، غریب و شبیه نهنگ به گل نشسته و فاقد حیات است، این ساختمان بر خلاف سنت معماری و شهرسازی دوران اسلامی، نه تنها هیچگونه تعامل هم‌افزا و مکمل با ساختمان تئاتر شهر و سایر ساختمانها و به خصوص محیط طبیعی و سرسبز پارك ایجاد نمی‌نماید، بلکه عنصری اضافی، مزاحم، بیگانه و متروک به نظر می‌رسد که باید آنرا حذف نمود ( نکته اینکه طرح قبلي براي هماهنگي بيشتر با تئاتر شهر و پارك دانشجو، براندازي شد).

مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامي، خانه های خدا و خانه های قیام معنوی و روحانی انسانها هستند و باید تجلی گاه اسماء و صفات جمال و جلال الهی باشند. مساجد دوران اسلامی، همچون قلبی طپنده، مادری مهربان، پدری با عظمت، همه اجزاء و عناصر معماری شهر را در آغوش می‌گیرند و پناهگاه جذاب و امن انسانها می‌شوند. نه عنصری مطرود، سربسته، خودکامه و جسدي در خود غرق شده.

Image

8- آنچه از نقشه‌های موجود و قابل دسترس می‌توان دریافت، نشان می‌دهد که طرح ارائه شده فاقد بهره‌برداری از تجربیات عظیم معماری دوران اسلامي ایران است. معماري سنتي ما، هماهنگ با شرایط محیطی و اقلیمی است، در حالي‌كه طرح جديد فاقد پیش‌بینی تهویه‌های مطبوع و طبیعی (شمالی–جنوبی) و از کف به سقف و فاقد بهره‌برداری کافی از نور طبیعی و مناسب است، در مجموع فضاهای عملکردی و نیز سازه بنا، با حجم و کالبد بنا هم‌آهنگ و هم‌آوا نیستند و بر یکدیگر تحمیل شده‌اند و نیازها و عملکردهای متنوع و ضروری یک مسجدِ مرکز شهری، تأمین نشده است؛ ساختمانی است بسیار پرهزینه در ایجاد و نگهداری و بهره‌برداری، از نظر دستاوردهای جديد جهاني در علوم تجربی و مهندسی ساختمان در زمان معاصر، يعني معیارهای مهندسی ارزش و معماری پایدار، اين ساختمان کاملاً غیرعلمی، غیرمهندسی، بسیار پرهزینه و فاقد ارزش‌های پایدار در معماري و در ارتباط با محيط شهري و محيط زيست است.

دلايل ایجاد این نوع ضایعه‌های تأسف‌بار در بعضی از ساختمان‌های ملی و دولتی:

1 – تغییر غیرعلمی و غيرمنطقي امور با تغییر مدیران:

رقابت غیراخلاقی مدیران و مسؤولین اداری، اجرایی دولتی با برنامه و کار‌های مدیران قبلی، بدون رعایت مصالح اجتماعی و بیت‌المال و بدون رعایت حقوق مادی و معنوی مهندسان مشاور و بر خورد با آنها از مواضع غیر علمی و غیرحقوقی و قدرتمندانه، باعث تصمیمات زیانبار و تلف‌کردن نیروها و امکانات شده و می‌شود.

2- تقلید برخي از كارگزاران آموزشی و پژوهشی از فرهنگ و تمدن انحرافی غرب:

آنچنانکه طراح جدید مسجد می گوید، یکی از اساتید دانشگاه و مسؤولین با سابقه میراث فرهنگی، به مدت 7 ماه به ایشان مشورت داده و در نهایت کار ایشان را تأیید نموده است. به نظر میرسد مشکل اساسی ازفضاهای آموزشی و پژوهشی آغاز می‌شود، رویکرد ترجمه‌ای، خودباختگي و تقلید از فرهنگ غربی در روش‌ها و محتواهای درسی مشکل اصلی است.

با کمال تأسف باید گفت بعضی از اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها دچار جهل مرکب شده‌اند، نه فرهنگ معاصر غرب و رویکردهاي انحرافی آن را درست می‌شناسند و نه فرهنگ عمیق اسلامی را (و نه می‌دانند که نمی‌دانند). بحث تحول و ارتقاء علوم انسانی مطرح شده از طرف مقام معظم رهبری را، به خصوص در مباحث میان دانشی نظیر رشته‌های هنری، معماری و شهر سازي، باید بسیار جدی گرفت و با اصلاح سرفصل دروس، ایجاد منابع و محتواهای درسی، مبتنی بر فرهنگ اصیل اسلامی و برگزاری کارگاه‌های دانش‌افزایی، رویکرد ترجمه و تقلید از فرهنگ و تمدن انحرافی غرب را به صورت بنیادی از مراکز آموزشی و پژوهشی، دگر‌گون كرد. فاجعه از اینجا آغاز می‌شود که مسؤولین مربوطه، دو واحد درسی" حکمت هنر اسلامی " را كه مي‌توانست مبناي تحول ساير دروس باشد، از درس اصلی به درس اختیاری تبدیل نموده‌اند و عملاً باعث حذف اين درس بنيادي و نظري شده‌اند و در بعد عملی نيز اکثر دانشکده ها، حتی طراحی یک مسجد یا فضای مذهبی زیارتی را به دانشجویان ارائه نمی‌نمایند. بايد حكمت نظري و حكمت عملي اسلام را در محتواي دروس و روش‌هاي طراحي جاري ساخت و بر اساس آن‌ها فرايندهاي معماري و شهرسازي را ارزيابي نمود.

3- سپردن مدیریت‌ها به افراد غیر‌متخصص و غیر‌متعهد.

شهرداری تهران، برای توسعه و اجرای ساختمان‌های فر‌هنگی و هنری، شرکتی را ایجاد نموده که معلوم نیست خصوصی است یا دولتی، در این نوع شرکتها معلوم نیست بر اساس چه ضابطه و قانونی افراد انتخاب میشوند و حقوق و مزایا می‌گیرند، کارها براساس چه معیاری به كدام مهندسان مشاور و پیمانکاران سپرده می‌شود...؛ بدیهی است در چنین فضایی، احتمال هر نوع سوء استفاده و سوء مدیریت و ضرر و زیان به بیت المال، قابل پیش بینی است.

Image

ضمن آنکه تنها تخصص مدیر آن مجموعه صرفا در تجربه سفرهای خارجی خلاصه می‌شود. بیان واقعیت فوق، پیش بینی هر نوع فاجعه مادی و معنوی را در اقدامات و ساختمانهای انجام شده محتمل می نماید. در حالیکه از ابتدای انقلاب تا امروز همه مسئولین نظام، رعایت دو بعد تفکیک ناپذیر تخصص و تعهد را در انتخاب مدیران اکیداً توصیه نموده اند. در حال حاضر متأسفانه اکثر مدیران دولتی و ملی، که در حوزهای معماری وشهرسازی كشور فعالیت می‌نمایند، نه تخصص معماری دارند و نه تخصص شهر سازی؛ بايد شعار شايسته سالاري مبتني بر تعهد و تخصص را در سطح كشور، به صورت جديدي تحقق‌پذير نمود.

4- لزوم نظارت جدی، نهادهای مسؤل بر طرح‌ها و اجرای آن‌ها:

نهاد‌های مسؤول در حوزه های مختلف و از جمله ساختمان‌های مذهبی نظیر سازمان رسیدگی به امور مساجد سازمان اوقاف، وزارت راه و شهرسازي، شورايعالي معماري و شهرسازي و سازمان نظام مهندسی کشور، باید از طریق قوانین و سازماندهی مناسب در انتخاب مشاورین، تأیید نقشه‌ها و نظارت بر اجرای صحیح آن حضور جدی‌تر و مؤثرتری داشته باشند.

با توجه به شرایط موجود آموزشی در دانشگاه‌ها و تهاجم بی‌امان رسانه‌ای و تبلیغاتی فرهنگ غربی (بخصوص برای دانشجویان) لازم است نظام مهندسی همانگونه که ابعاد علمی فارغ التحصیلان را مورد آزمون قرار می دهد، ابعاد فرهنگی و هنری آنها را نیز (بخصوص در مورد ساختمان‌هاي مذهبي) موردآزمون تخصصی قرار دهد تا در آینده شاهد آثار نابجا و نا‌شايست نباشیم. لازم است تا با اصلاح سرفصل دروس دانشگاهي و تأليف منابع و كتب اصيل اسلامي، از طريق اساتيد ذيصلاح براي فارغ‌التحصيلان و مهندسان مشاور قديم و جديد و كارشناسان و مديران اجرايي نهادهاي مربوطه، كارگاه‌هاي دانش‌افزايي و جلسات مباحثه و آزاد انديشي برقرار نمود.

Image

5- شناخت جايگاه و شأن اعضاء شوراهاي اسلامي شهر و روستا:

جایگاه شوراهای اسلامی شهرو روستا هنوز برای مردم شناخته شده نیست. عناصر اصلی شوراهای شهر یا مستقیماً باید دارای تحصیلاتی در رشته‌های معماری و شهرسازی باشند و یا به نحو غیر مستقیم، از طریق رشته‌های دیگر با مباحث معماری، شهرسازی، عمران، مدیریت شهری، محیط زیست و مباحث فرهنگی - اجتماعی در شهراسلامی، آشنایی کامل داشته باشند و در عین حال در عمل نیز با تقوی و متعهد باشند تا در انتخاب شهرداران (به دور از جریان‌های سیاسی و منافع شخصی) کسی را انتخاب کنند که مظهر تخصص در حوزه معماری و شهر سازی بوده و در عمل متعهد به ارزشهای اخلاقی، علمی، حقوقی و فرهنگی باشد و صرفاً رویکرد اقتصادی و یا تبلیغاتی نداشته باشد.

6- متأسفانه بسياري از مديران و تصميم‌گيران ما، تفاوت گرايش معماري و شهرسازي را با گرايش‌هاي مهندسي نظير عمران، مكانيك، برق و غيره نمي‌دانند. معماران و شهرسازان به كل رشته معماري و شهرسازي، و جهت و غايت انساني آن توجه دارند و به همين دليل بايد احاطه كلي و نقش مديريت به مجموعه تخصص‌هاي جزئي نظير عمران و مكانيك و برق و غيره، كه هر كدام جزئي از رشته‌هاي فوق را سامان مي‌دهند داشته باشند، به همين دليل واژه‌ معماري در زبان انگليسي (architect) به مفهوم رئيس سازنده‌ها است. متأسفانه در كشور ما اغلب مديران مربوط به معماري و شهرسازي، فارغ‌التحصيل رشته‌هاي عمران و مكانيك و برق هستند.

Image
نمایی از ورودی طراحی شده و در حال ساخت برای مسجد ولیعصر

7- لزوم رابطه متقابل، عالمانه و متعهدانه دانشگاه‌ها با مراکز قانونگذاری، برنامه ریزی و اجرایی:

متأسفانه اکثر رساله‌های دانشجویان تحصیلات تکمیلی و طرح‌های تحقیقاتی ملی و دولتی و مقالات به اصطلاح علمی پژوهشی، از بعد مسأله محور بودن، ضرورت و اولویت موضوع، روش تحقیق در مباحث میان دانشی (‌نظیر معماری و شهر سازی‌)، با نیازهای واقعی کشور و رویکرد فرهنگ و تمدن عمیق و اسلامی ما همراهی و هماهنگی ندارد.

رابطه نهادهای دانشگاهی با مراکز قانون‌سازی، برنامه‌ریزی و اجرایی، نهادینه و ساماندهی شده نیست. اشکال از دو طرف است، هم آموزش و پژوهش دانشگاه‌ها، اغلب کاربردی و در خدمت نیازهای کشور نیست و هم مراکز برنامه‌ریزی اجرایی، اهمیت لازم را به کار علمی تحقیقاتی نمی‌دهند.

باید رابطه‌ای مستحکم و منسجم بین دانشگاه‌ها ،اساتید متخصص و متعهد و ذیصلاح و مراکز قانون‌گزاری، برنامه‌ریزی و اجرایی برقرار شود تا فرهنگ و تمدنی در شأن اسلام و ایران را تحقق‌پذیر نماییم.

Image

8- تشبه به کفار، یعنی تقلید از آثار بیگانه و مغاير ارزش‌های الهی و اسلامی،

تشبه به کفار، که در دین ما حرام است و باید از تقلید سبک‌های منحرف غربی، جداً اجتناب نمود. از آنجا که هستی‌شناسی معاصر غرب با محروم نمودن خود از كلام الهي و معصومين(س)، شناختي مادی و حسی- غریزی به انسان دارد و با غفلت از فطرت روحي، الهي و بالقوه او، انسان را در جبر غرایز حیوانی خود تعریف میکند، بنابراین از منظر معرفت‌شناسی و انسان‌شناسي دچار شکاکیت و نسبی‌گرایی شده است يعني در حوزه زیبایی شناسی و فلسفه هنر، دچار بی‌معیاری، نسبی‌گرايي و متغير و ناپایدار دانستن ارزش‌ها، اصالت‌ها و معیارهای حسن‌شناسی شده است. با اصالت بخشيدن به بعد بالفعل و حيواني انسان‌ها، عملاً فلسفه هنر و سبك‌هاي هنــري آن‌ها به همین دلیل آثار هنــری، تجلی صفـات حیوانی انسان، نظير (غضب و شهوت) و حداکثر كارهاي بيهوده (لغو) و بازی و بازیگوشی با فرم‌ها و اشکال(لهو و لعب) شده است، اين رويكرد ضد تكاملي موجب ايجاد سبك‌هايي پوچ‌گرا (نيهيليستي)، هرج و مرج طلب (آنارشيستي) و زشت‌گرا (اگيلينیسم) و ظاهر پرستي (فورماليستي )، در آثار هنری و معماری و شهرسازی شده است.

اين حديث امام علي(علیه السلام) را بايد به عنوان سلوك معماری، همواره در نظر داشت كه مي‌فرمايند: «مردم سه دسته‌اند، دانشمند الهى، و آموزنده‌اى بر راه رستگارى، و پشه‌هاى دست خوش، باد و طوفان و هميشه سرگردان، كه به دنبال هر سر و صدايى مى‌روند. و با وزش هر بادى حركت مى‌كنند؛ نه از روشنايى دانش نور گرفتند، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند»[6].



[1]. وماخَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ما جن و انس را خلق نکرده ایم، مگر برای عبادت) (سوره: الذاريات، آيه:56)[1]

[2]. ربّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ، إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ. «پروردگارا به آنچه مرا گمراه نمودي، آنچه را كه زميني است تزئين مي‌كنم و همه را گمراه مي‌كنم، مگر بندگان مخلص تو را»(سوره: الحجر، آيه: 39)[2]

[3]. إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ، « مساجد خدا را تنها كساني آباد مي‌كنند (مي‌توانند آباد كنند) كه ايمان به خدا و روز باز پسين داشته باشند». (سوره: التوبه، آيه: 18) [3]

[4]. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: « اَلْعِلمُ إمامُ الْعَمَلِ وَالْعَمَلُ تابِعُهُ يُلهَمُ بِهِ السُّعَداءُ وَ يُحْرَمُهُ الأْشقياءُ» دانش پيشواى عمل و عمل پيرو آن است. به خوشبختان دانش الهام مى‏شود و بدبختان از آن محرومند. (الأمالى، طوسى، ص 488)[4]

[5]. پيامبر صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله : بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الاَْرْضُ. «آسمان‏ها و زمين، با عدالت، پا برجا مى‏مانند». عوالى اللآلى، ج ۴، ص ۱۰۳

.[6] امام علی علیه السّلام فرمودند: «اَلنّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّاني وَ مُتَعَلِّمٌ عَلي سَبيلِ نَجاةٍ وَ هَمَجٌ رَعاعٌ اَتْباعُ كُلِّ ناعِقٍ يَميلونَ مَعَ كُلِّ ريحٍ لَمْ يَسْتَضيئوا بِنورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَؤُوا اِلي رُكْنٍ وَثيقٍ». نهج البلاغه، قصار 147.


اسماعیل ارجمندی
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

جزییات مفقود شدن 17 پرونده فساد

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه ژوئن 21, 2016 11:47 pm

جزییات مفقود شدن 17 پرونده فساد


گروه سیاسی: ماجرای سوءاستفاده از موقعیت، دستبرد به اموال عمومی، پر شدن جیب واسطه‌ها، سرمایه‌داران و در مقابل خالی شدن جیب اکثریت جامعه موضوعی است که به نوعی دامنگیر کشور شده است. در این ارتباط علاوه بر هشدارهای رهبری بسیاری از کنشگران،‌ نمایندگان قبلی و فعلی مجلس در مورد خطر مخرب فساد در دستگاه‌های دولتی هشدار داده‌اند، با این وجود غول فساد و رانت از پای درنیامده بلکه هر روز خود را به شکلی دیگر و پیچیده‌تر وارد دستگاه‌های دولتی، شبه دولتی و غیره می‌کند. حسن نوروزی که سال‌ها در عراق اسیر بود و آزاده به حساب می‌آید در مجلس هشتم‌اصولگرا حضور داشت و اینک هم به مجلس دهم راه یافته است او روز گذشته در جلسه علنی مجلس از 17 پرونده فساد مالی مفقود شده پرده برداشت و از قوای سه‌گانه خواست به دنبال پرونده‌های ‌گم شده بروند،‌وی هشدار داد که فساد در سطوح مدیریتی کشور رخنه کرده است که باید ریشه کن شود او گفت:

من در مجلس هشتم 17 پرونده در مسائل اقتصادی تشکیل دادم که مربوط به بانک گردشگری، کیش و برخی مسائل دیگر بود که متأسفانه بعدا که من به دستگاه قضایی رفتم، درباره آن سؤال کردم که ظاهرا اثری از آن پرونده‌ها در کمیسیون اصل 90 نیست.

با این طرح، یک نفر هم صاحب خانه نمی شود حسن نوروزی، نماینده مردم رباط کریم در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز گذشته با اشاره به بند 6 اصل سوم قانون اساسی گفت: گزارش هایی که امروز ارائه می‌شود، کلی و نوعی بازی با واژگان و کلمات است.

نوروزی خطاب به پزشکیان گفت: آقای رئیس، شما یک انسان مبارزید، توجه کنید که در همین کمیسیون های مجلس، خلاف ها و مشکلاتی نسبت به واگذاری ها رخ داده است.
وی تصریح کرد: بنده در مجلس هشتم، 17 پرونده مفاسد اقتصادی به یک کمیسیون ارائه کردم، اما امروز اثری از آنها نیست. این باید بررسی شود که آن پرونده‌ها کجاست. همچنین درخواست دارم که حداقل دو پرونده از آن 17 پرونده به خودم ارائه شود.

حسن نوروزی در گفت و گو با تابناک در خصوص این موضوع اظهار داشت: متأسفانه دیگر اثری از پرونده هایی که در زمان مجلس هشتم به یکی از کمیسیون های مجلس داده بودم، نیست.
اکنون فساد در سطوح مدیریتی به نوعی رخنه کرده و شاید بتوان گفت، دامن بخشی از قوای سه گانه به آن آلوده شده است و مستقیم و غیر مستقیم وجود دارد؛ به طور مثال، در قوه قضاییه پرونده هایی وجود دارد که مبالغ کلانی در آنها (500 میلیون تومان به بالا) یا پرونده های مربوط به زمین خواری وجود دارد که باید گروهی نظر داده شود تا جلو برخی از سوءاستفاده ها گرفته شود. مجلس هم باید مستقل وارد موضوعات شده و وظایف نظارتی خود را کامل و به دور از بحث های سیاسی و جناحی و به دور از اعمال نظرهای خارجی انجام دهد.

نوروزی گفت: متأسفانه فساد و رانت همیشه وجود داشته است؛ برای نمونه، در مجلس هشتم در برخی بررسی ها، موردی بود که یک سردخانه 35 هکتاری که 500 میلیارد ارزش داشت 69 میلیارد تومان به کسی که 1800 میلیارد تومان بدهی بانکی داشت، واگذار شده بود. حال آنکه نباید چنین می شد، زیرا این نشان از فساد در یکی از وزارت خانه ها در آن دوره دارد که تا به امروز نیز کسی به آن رسیدگی نکرده است.

وی در خصوص پرونده های مفقود شده که وی آنها را به مجلس داده بود گفت: یکی از این پرونده ها، مربوط به واگذاری زمین وسیعی در کیش بود؛ یکی از روزنه های فساد در کشور در مناطق آزاد. مناطق آزاد به دلیل آنکه سیستم بودجه ای آن، جزو سیستم ملی نیست و کنترل آن به دست افراد است، فساد را در این منطق شاهدیم.

نماینده مردم رباط کریم همچنین افزود: به هر حال سرنوشت این پرونده ها معلوم و مشخص نیست که معدوم شده یا در سیستم اداری گم شده اند؛ به هر حال، من موضوع را رسیدگی خواهم کرد. وی تأکید کرد: گلوگاه مفاسد اقتصادی را باید بست و این کار هم برعهده کمیسیون‌های مربوط مجلس از جمله کمیسیون اقتصادی است که باید در دست اقتصادانان دلسوز کشور قرار گیرد و مسائل را پیگیری کنند.

نوروزی ادامه داد: باید کمیسیون اصل 90 وظیفه ملی خود را به خوبی انجام دهند و با همکاری وزارت اطلاعات و دیوان محاسبات بتوانند جلوی گلوگاه‌های فساد اقتصادی را بگیرند.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

حقوق ۵۷میلیونی رئیس صندوق توسعه ملی!

پستتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه ژوئن 29, 2016 12:26 pm

حقوق ۵۷ میلیونی رئیس صندوق توسعه ملی!


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
رئیس صندوق توسعه ملی در حالی ماهیانه ۵۷میلیون تومان حقوق دریافت می‌کند که کمک‌‌هزینه ورزش، خرید کتاب و اوقات فراغت فرزندانش نیز در فیش حقوقی وی لحاظ می‌شود.

به گزارش تسنیم، رئیس هیئت عامل صندوق توسعه ملی در حال حاضر صفدر حسینی است که طبق اسناد و مدارک موجود، از فروردین تا اسفند سال 94 به‌طور میانگین، 57 میلیون و 400 هزار تومان بابت حقوق آن هم فقط از این صندوق دریافت کرده است؛ به‌عبارت دیگر حسینی در سال گذشته جمعاً حدود 686 میلیون تومان بابت حقوق از صندوق توسعه ملی گرفته است چراکه قطعاً این دست از مدیران در بخش‌های دیگر خصوصی یا عمومی نیز به‌عنوان عضو یا رئیس هیئت مدیره فعالیت دارند.

جالب اینکه رئیس صندوق توسعه ملی که با حقوق میانگین ماهانه 57 میلیون فقط از یک دستگاه، بعید می‌رسد زندگی‌اش لنگ وام باشد، 300 میلیون تومان نیز تسهیلات وام آن هم با نرخ سود چهار درصد دریافت کرده است.

قائم‌مقام این صندوق نیز متوسط دریافتی ماهیانه‌اش در سال گذشته، 43 میلیون و 500 هزار تومان بوده و جالب اینکه او نیز مانند آقای رئیس، وام 300میلیونی با چهار درصد سود دریافت کرده است.

عضو دیگر هیئت عامل صندوق توسعه ملی، سیدمحمد سعیدی نوری‌نائینی است که در سال گذشته به‌طور متوسط ماهیانه 38 میلیون و 800 هزار تومان به‌علاوه 300 میلیون تومان وام با نرخ چهار درصد دریافته کرده است. این عضو هیئت عامل صندوق توسعه ملی، بازنشسته است و قاعدتاً از دستگاهی که بازنشسته شده، حقوق بازنشستگی می‌گیرد.

مسعود مزینی دیگر عضو بازنشسته این صندوق به شمار می‌رود که در سال 94 به‌طور متوسط ماهیانه 37 میلیون و 400 هزار تومان حقوق و مانند سایر اعضا وام 300 میلیونی با نرخ چهار درصد گرفته است.

محمدرضا شجاع‌الدینی از دیگر اعضای بازنشسته هیئت عامل صندوق توسعه ملی است که سال گذشته به‌طور متوسط ماهیانه 37 میلیون و 200 هزار تومان حقوق و وام 300میلیونی گرفته است.

بدین ترتیب پنج عضو هیئت عامل صندوق توسعه ملی جمعاً در سال گذشته علاوه بر دو میلیارد و 500 میلیون تومان حقوق، یک و نیم میلیارد تومان نیز وام چهاردرصدی دریافت کرده‌اند. در شرایطی که آه و فغان بانک‌ها مدام از نداشتن نقدینگی برای پرداخت وام ازدواج جوانان بلند است، باور کردن اعطای یک و نیم میلیارد تومان وام چهاردرصدی آن هم فقط به پنج نفر، سخت است!
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

بكارگيري اوباش توسط شهرداري براى مضروب ساختن دستفروشها

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه جولاي 08, 2016 12:34 am

بكارگيري اوباش توسط شهرداري براى مضروب ساختن دستفروشها


درگیری مأموران سدِ معبر شهرداری با دست‌فروشان در نقاط مختلف شهر همیشه بوده و هست. در مواردی که در چند سال گذشته منجر به حوادثی شد، مانند مرگ دست‌فروشي به‌نام چراغی، زباله‌جمع‌کن یا حادثه کارواش سعادت‌آباد و... همواره برخی شواهد احتمال به‌کارگیری تعدادی از اراذل و اوباش از سوی شهرداری را می‌دادند.

این شواهد هیچ‌گاه رسمی و علنی تأیید نمی‌شد؛ اما حالا در جریان پیگیری پرونده ضرب‌و‌شتم چهار گوجه‌سبزفروش در بزرگراه آزادگان، وكيل اين پرونده گفته است: «نیروی انتظامی در بخشی از گزارش خود آورده كه خبرهای واصله حاکی است اخیرا شهرداری در واحد رفع سد معبر (شهربان)، اراذل و اوباش را به‌صورت روزانه جذب كرده و آنها را براي متفرق‌کردن افرادی که اقدام به سد معبر مي‌كنند، می‌فرستد».

به گزارش تیک، یکی از روزهای هفته اول اردیبهشت دست‌فروش‌های اتوبانی که میوه‌های نوبرانه می‌فروختند، با هجوم افرادی همراه با مأموران سد معبر شهرداری مواجه می‌شوند که با چوب و چماق به جانشان می‌افتند و کتک می‌زنند. فیلمی از زدوخورد تعدادی از اراذل‌ و ‌اوباش با تعدادی میوه‌فروش در اتوبان آزادگان كه در فضای مجازی منتشر شد. در این فیلم آنچه عجیب بود و به چشم می‌آمد، حضور ملموس مأموران و ماشین‌های شرکت شهربان بود که پشت لباس آنها نوشته شده «طرح انضباط شهری» و همراهشان مأمور نیروی انتظامی هم حضور داشت. آن‌گونه ‌که در تصاویر این فیلم مشهود است گوجه‌سبز و چاقاله‌های این دست‌فروش‌ها پخش خیابان شده و افراد چوب‌به‌دست که هیکل‌های ورزیده‌ای دارند، این دست‌فروشان را با چوب‌های بلند و قطور به‌شدت کتک‌ مي‌كنند و الفاظ رکیکی استفاده می‌کنند.

پیام درفشان، وکیل چهار دست‌فروش مضروب‌شده در این حادثه که در همان روزها در گزارش «شرق» توضیحات مفصلی دراین‌باره داده بود، گفت: این دست‌فروشان مدعی هستند در این‌گونه موارد مأموران شهرداری خودشان دخالت نمي‌كنند و با واردکردن افرادی دیگر در این پاتوق‌ها این گروه‌ها را با هم درگیر مي‌كنند و در این مورد هم این دست‌فروشان را به جان هم انداخته‌اند. او تأکید كرد مبنای این شکایت این بود که اگر حضور این افراد به‌عنوان دست‌فروش در این محل اشکال داشته است، چرا از ابتدا با آن برخورد نشده و فقط در زمان امتناع و همکاری‌نكردن به این چالش منجر شده است!؟

تب‌وتاب درگیری‌های مأموران شهرداری با دست‌فروشان و چندین حادثه‌ای که سال گذشته رخ داد در رسانه‌ها خوابید؛ اما پیگیری حمله به گوجه‌سبزفروشان بزرگراه آزادگان فارغ از فضای رسانه‌ای تا امروز در جریان بوده و دستگاه قضائی و ارگان‌های انتظامی و نظارتی آن را رصد کرده‌اند و به نتایجي رسیده‌اند؛ بخش زیادی از این اسناد و اطلاعات امکان انتشار ندارد؛ اما پیام درفشان، وکیل این پرونده، در توضیحاتی به «شرق»، گفت: علت مقاومت این چهار جوان که برخی از آنها لیسانس دارند و به‌ناچار و به‌دليل بی‌پولی دست‌فروشی می‌کردند، این بوده که در مقابل خواسته مأموران شهرداری و گروه جدیدی که شهرداری قصد داشته آنها را جایگزین كند، مقاومت کرده‌ بودند؛ به‌دلیل همین مقاومت، هفتم اردیبهشت تعدادی خودروي شهرداری می‌آیند و افرادی از آنها خارج می‌شوند. این چهار نفر مدعی هستند در این درگیری نیروهای شهربان با کمک همین اراذل و اوباش آنها را ضرب و شتم كرده‌اند؛ خوشبختانه این اقدامات را پلیس امنیت شهر ری هم تأیید کرده است.

او با بیان اینکه طبق ماده ٦٠٦ قانون مجازات اسلامی، مدیران نهادها مکلف هستند اگر در مجموعه کاری آنها اخلالی پیش آمد، بلافاصله به مراجع مربوطه توضیح دهند، در غیر این صورت مجازات دارد، افزود: حتی اگر مدیران شهرداری از زیرمجموعه خود بی‌خبر باشند، چطور این فیلم را که در این ابعاد گسترده پخش شد، ندیده‌‌اند تا بیایند توضیح دهند و تازه بعد از احضار در دادگاه توضیحات ارائه شده است؟

درفشان به «شرق» گفت درباره این موضوع دو پرونده تشكيل شده و در حال پیگیری است و افزود: یکی از شکایت‌ها از شخص شهردار تهران و شهردار منطقه ١٥ در دادسرای ویژه رسیدگی به جرائم کارکنان دولت به شماره ٩٥٠٩٩٨٢١٣٢٧٠٠٠٤١ است که به شعبه هفتم بازرسی دادستان تهران برای انجام تحقیقات محول شده. پرونده دیگر علیه اشخاصی است که این جوانان را ضرب و شتم كرده‌اند و بنا بر محل وقوع، در دادسرای شهر ری طرح شده و با شماره پرونده ٩٥٠٩٩٨٠٢٥٣٣٠٠٢١١ برای رسیدگی به شعبه اول بازپرسی این دادسرا ارجاع شده است.

همچنین براساس رسیدگی قاطع و جدی بازپرس این شعبه و تحقیقات و بازجویی‌هایی که توسط پایگاه پلیس امنیت شهر ری انجام شده و در گزارشی رسمی که به بازپرس اعلام شده، تأیید کرده‌‌اند این اراذل و اوباش توسط شهرداری برای كارهايي که مدیران مي‌خواهند انجام دهند و نمی‌خواهند خودشان را درگیر کنند، به‌ کار گرفته می‌شوند. حتی در گزارش رسمی پلیس، اسامی شرکت‌هایی مرتبط با شهرداری و نشانی آنها هم ذکر شده و در بازجویی یکی از معاونان شهرداری منطقه، این فرد هم این مسئله را تأیید کرده است.

وکیل این پرونده اظهار امیدواری کرد این موضوع با جدیدت دستگاه قضائی پیگیری شود و افزود: از من خواسته‌‌اند جلسه‌ای غیررسمی در محل اداره حقوقی شهرداری منطقه ١٥ در روزهای آینده داشته باشم و بايد دید این افراد که در دادگاه حرفی برای گفتن نداشتند، آنجا چه توضیحاتی برای ارائه مي‌دهند.

ابوالقاسم چیذری، مدیرعامل شرکت شهربان و حریم‌بان شهرداری تهران، با اشاره به تنها بند قانونی مرتبط با موضوع سد معبر و وظیفه شهرداری در این زمينه، گفت: شهرداری تهران به‌عنوان مالک شوارع و معابر عمومی می‌تواند در موضوع سد معبر ورود کند. در سد معبر ساختمانی چون عامل بساط‌گستری مشخص است و در نهایت مالک جریمه می‌شود، مشکلی نداریم؛ اما در بساط‌گستری در خیابان‌ها با افرادی مواجه هستیم که کنترل‌شدني نیستند. ما متوجه هستیم بسیاری از این افراد نیازمند هستند و به‌دلیل همین فشارها با مأموران ما درگیر مي‌شوند و گاهي اتفاقات ناهنجار اجتماعی مي‌افتد. در این مدت تلاش کرده‌ایم کنترل خشم و نحوه برخورد با افراد دشوار را به آنها بیاموزیم تا بتوانند مشکل را در صحنه مدیریت کنند.

او با اشاره به اقداماتی که در این مدت برای ساماندهی دست‌فروشان در نقاط مختلف شهر از جمله محور ١٥ خرداد انجام داده‌اند، گفت: به‌زودی با اجرای طرح ساماندهی بساط‌گستران نیازمند، این افراد شناسایی و شناسنامه‌دار می‌شوند و پس از آن با هر فردی غیر از این افراد با همکاری پلیس مقابله می‌شود.

چیذری در پاسخ به این سؤال که آیا نیروهای شرکت شهربان توسط پیمانکار جذب می‌شوند؟ و آیا نظارتی بر این جذب وجود دارد یا نه؟ گفت: این افراد حتما نیروی پیمانکار هستند و جذب و به‌کارگیری هم توسط خود آنها انجام مي‌شود؛ اما درعین‌حال از سوي شرکت شهربان تأییدیه سه‌گانه حراست، بازرسی و گزینش شهرداری تهران انجام می‌شود و هرکسی هم مردود شود، پیمانکار مجوز به‌کارگیری ندارد.

چیذری به یک شائبه در قانون درباره این مأموران شهرداری اشاره کرد و گفت: در قانون آمده که مأموران شهرداری رأسا باید با موضوع سد معبر مقابله کنند؛ اما این رأسا محل مناقشه است، از ظن ما مأمور شهرداری می‌تواند بدون حکم قضائی ورود پیدا کند؛ در این معنا هرکسی در شهرداری تهران پیمانکار است و مأموریت بگیرد، مأمور شهرداری خواهد بود. اگر در قانون کلمه مستخدمین شهرداری قید شده بود، به معنای نیرویی بود که وابستگی مستقیم به شهرداری داشته باشد؛ اما این صراحت در قانون نیست. با این تفاسیر در کنار چهار نیروی شهربان که در صحنه حضور دارند، همیشه یک نیرو، عامل انتظامی است که وجاهت انتظامی سد معبر ما را تأمین می‌کنند.

او تأکید كرد شرکت شهربان برای مأموران سد معبر هر منطقه آنالیزی از تعداد، امکانات و عملکرد دارد که مناقصه پیمانکاران هم با توجه به آن انجام و بر همان اساس پول به پیمانکار داده می‌شود. او می‌گوید: هیچ پیمانکاری خارج از این آنالیز نمی‌تواند از ما پول بگیرد و اگر این کار را انجام دهند، برایشان توجیه اقتصادی ندارد. ضمن اینکه ما مسئولیت افرادی را داریم که لباس و فرم شرکت شهربان را پوشیده باشند. دراین‌باره من و پیمانکارم پاسخ‌گو هستیم و خارج از این، کاملا وجود این افراد و به‌کارگیری‌شان را رد می‌کنم.

او در ادامه به فیلم‌هایی که از درگیری بزرگراه آزادگان منتشر شده بود اشاره کرد و گفت: این موضوع را بارها تکذیب کرده‌ایم؛ اما در‌عین‌حال بخش حقوقی مکلف شد موضوع را با فرض احتمال خطای پیمانکار پیگیری کند. همچنین با گروهي که در آن فیلم حضور دارند صحبت کردیم و همه مستندات را هم به بازرسی شهرداری ارائه دادیم. ماجرا هم از این قرار بود که پس از اجرای طرح انضباط شهری و برخورد با دست‌فروشان در داخل محدوده منطقه ١٥، تعدادی از آنها به داخل اتوبان آمده بودند و با وانتی‌هایی که از قبل در آنجا حاضر بودند درگیر می‌شوند؛ مأموران شهربان برای جدا‌کردن آنها در محل حاضر می‌شوند و قبل از شروع فیلم، نیروهای شهربان قمه و چماق آنها را می‌گیرند و داخل ماشین می‌اندازند تا قضیه فیصله پیدا کند؛ اما یکی از اینها که زخمی شده، از داخل ماشین چماق را برمی‌دارد و فیلم هم از همین‌جا شروع می‌شود.

او در پاسخ به این سؤال که پلیس امنیت شهر ری این موضوع را پیگیری و همکاری تعدادی اراذل و اوباش با مأموران شهرداری را تأیید کرده است، گفت: اگر گزارش پلیس امنیت این باشد و به ما ابلاغ شود، حتما پیمانکار را فسخ قرارداد می‌کنیم؛ اما در پیگیری ما و بازرسی شهرداری این موضوع رد شده است. در‌عین‌حال اگر نتیجه بررسی پلیس امنیت این است، ما دستشان را می‌بوسیم و می‌خواهیم به‌عنوان یک بازوی نظارتی کمک ما باشند؛ اما در‌هر‌حال ما این موضوع را رد می‌کنیم.

چیذری در پاسخ به این سؤال که اگر این موضوع با هماهنگی منطقه و شرکت باشد، چه؟ گفت: واحد نظارت عالیه ما روزانه پیمانکاران را با تجهیزات یا از نزدیک و میدانی رصد می‌کند و همه اموراتش با هماهنگی شهردار ناحیه انجام مي‌شود و حتی اگر بخواهد، منطقه اجازه نمی‌دهد. مسئله اینجاست که واقعا شر و منافع اقتصادی این اقدام برای پیمانکار نمی‌صرفد؛ چرا باید چند نفر را بیاورد و پولی جداگانه بدهد و بعد پایش هم گیر بیفتد.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

تسلط وهابيها به سازمان تبليغات اصفهان

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه جولاي 22, 2016 2:18 pm

تسلط وهابيها به سازمان تبليغات اصفهان


به گزارش «شیعه نیوز»، همزمان با فرارسیدن هشتم شوال سالروز تخریب حرم ائمه بقیع در سال 1344 هجري قمري توسط وهابیون، شیعیان و محبین اهل بیت (علیهم السلام) در اقصی نقاط جهان این روز را با برگزاری مراسمی این جنایت را محکوم میکنند.

Image

مراجع معظم تقلید نیز در این روز اعتراض خود را نسبت به هتک حرمت حرم ائمه بقیع (علیهم السلام) با برگزاری مراسم عزا اعلام میدارند.

از اصفهان گزارش رسیده است برخی هیاتهای مذهبی طبق سنوات گذشته براي اخذ مجوز تبليغات مراسم سالروز تخريب حرم ائمه بقيع عليهم السلام به سازمان تبليغات مراجعه كردند و با خبري عجيب مواجه شدند.
مسئو ل تبليغات هيئت ها اعلام كرده است :سازمان تبليغات اسلامي اصفهان مخالف هر نوع برپايي مراسم با عنوان هشتم شوال سالروز تخريب حرم بقيع مي باشد و آن را ممنوع اعلام مي كند.
ظاهرا عده ای در سازمان تبلیغات اصفهان با هرآنچه دهه و هفته مانند دهه فاطميه و دهه غديريه و ... برگزار میگردد مخالفت هستند.
حتي امسال با بيرون آمدن دسته هاي عزاداري در شب شهادت مولي الموحدين اميرالمومنين در اصفهان مخالفت شد كه در دقايق آخر با اصرار زياد هيئت ها مجوز برپايي ان داده شد.
برخی از مسئولین هیاتها با تماس با حجت الاسلام و المسلمين خاموشي رييس اين سازمان، اظهار داشتند: ما متوجه شديم كه اين دستور تنها در شهر اصفهان و بصورت سليقه ايي گرفته شده است.
اعضاي بعضي از هيئت ها خدمت مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني رسیدند و موضوع را به استحضار ایشان رساند و ایشان دستور اكيد دادند كه مساله پيگيري شود و چنانچه كسي بخواهد جلوي اين مراسم رابگيرد ايشان با افراد مغرض به شدت برخورد خواهند کرد.

خبرنگار «شیعه نیوز» در ادامه افزود: در تماسی با با بيت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني گرفته شد، بيت ايشان ازبرگزاري مراسم سالروز تخريب حرم بقيع حمايت كردند و هيئت ها را تشويق به انجام اين مراسم كردند، و مصوبه اين سازمان را تقبيح كردند.

پس از وارد كردن اين فشارها و همچنين تماس هاي متعدد سازمان تبليغات اسلامي اصفهان عنوان كرد كه: تنها يك مراسم در اصفهان ان هم زير نظر سازمان تبليغات گرفته خواهد شد و مطابق مصوبه اخير اين سازمان، هر هياتي كه بخواهد در تاريخ ٢٢ الي٢٤ تيرماه ٩٥ مراسمي با عنوان هشتم شوال سالروز تخريب حرم ائمه بقيع عليهم السلام بگيرد. با ان هيئت و جوانان آن شديدا برخورد ميشود.

ظاهرا افرادی معلوم الحالی در صدد هستند با این اقدامات موجبات جریحه دار نمودن قلوب شیعیان و خوش رقصی برای تفکرات وهابیت، پرونده خویش را برای همیشه سیاه نمایند.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

طرح حمایت از طب کهن و اسلامی به مجلس ارائه شد

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه سپتامبر 24, 2016 3:08 pm

طرح حمایت از طب کهن و اسلامی به مجلس ارائه شد


وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: در قالب لایحه‌ای طرح حمایت از طب کهن و اسلامی به مجلس ارائه شده که امیدواریم بتوانیم با تصویب آن در راستای این میراث ملی گام برداریم.

به گزارش تسنیم، سیدحسن قاضی‌زاده هاشمی دقایقی پیش در مراسم افتتاح سلامتکده حکمت شرق در امامزادگان باقریه بیرجند اظهار داشت: طب کهن و اسلامی در کشور به ساماندهی مناسب نیاز دارد.

وی با بیان اینکه وضعیت طب کهن و اسلامی در کشور از شرایط خوبی برخوردار است گفت:مردم به طب کهن و اسلامی علاقمند بوده و باورهای خوبی در این زمینه وجود دارد.

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با بیان اینکه در کنار باورهای خوب مردم، این طب اشکالاتی هم دارد تصریح کرد: تاکنون در طب کهن و اسلامی ساماندهی مناسبی در کشور صورت نگرفته است.

قاضی‌زاده هاشمی بر ایجاد یک سازمان متولی برای ساماندهی این مهم در کنار وزارت بهداشت و درمان تاکید کرد و گفت: باید از این میراث ملی به بهترین وجه ممکن مراقبت شود.

وزیر بهداشت بیان کرد: دولت و مجلس باید تلاش خود را برای حمایت از این میراث گرانبها که تاکنون از آن غافل بوده‌ایم به بهترین وجه به کار گیرد.

وی با اشاره به اینکه در این مسیر، تخلفات و سودجویی ها و اشکالات زیادی دیده می شود که با ساماندهی طب کهن و اسلامی قابل حل است ادامه داد: طب کهن و اسلامی به عنوان میراث ملی باید تقویت شود.

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با تاکید بر اینکه حمایت و تقویت از طب کهن و اسلامی زمینه اشتغال داخلی و ارزآوری خارجی را به دنبال دارد تصریح کرد: در این زمینه 8دانشکده طب کهن و اسلامی در کشور فعال است.

قاضی‌زاده‌هاشمی بابیان اینکه از نظر کمی و کیفی باید سطح این دانشکده ها تقویت و ارتقاء یابد گفت: باید ساده ترین روشهای تدریس برای دانشجویان برای فارغ التحصیل شدن آنها و ورود به جامعه صورت گیرد.

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با بیان اینکه طب کهن و اسلامی باید شناسنامه دار شود گفت: طبابت وکسانی که گیاهان دارویی را تجویز می کنند باید دانش آموخته این رشته باشند.

قاضی‌زاده هاشمی با ذکر این نکته که در پیچ و خم اداری طب کهن و اسلامی مغفول مانده بیان کرد: باید طب سنتی زیرنظر وزارت بهداشت شناسنامه‌دار شده و با این اقدام سبب توسعه ثروت ملی شویم.

وی با اشاره به کار ویژه وزارت بهداشت،درمان وآموزش پزشکی در این راستا گفت: در قالب لایحه‌ای طرح حمایت از طب کهن و اسلامی به مجلس ارائه شده که امیدواریم بتوانیم با تصویب آن در راستای این میراث ملی گام برداریم.

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به استمرار طرح نظام سلامت تا پایان دولت یازدهم اشاره کرد وگفت: در نظر داریم برنامه های بهداشتی ودرمانی را به بهترین شکل در کشور استمرار دهیم.

قاضی‌زاده هاشمی بیان کرد: در برنامه ششم توسعه طرحی به مجلس ارائه شده تا ضمن تکمیل حلقه و رنجیره بهداشت ،بتوانیم خدمات پایداری به مردم ارائه دهیم.

توضيح:

جداسازي بخش طب كهن ايراني از وزارت بهداشت و تاسيس سازمان مستقل به عنوان اهتمام به طب كهن مطرح مي شود
در حالي كه اين طرح روش يجراغ خاموش در ادامه محدوديتهاى متصديان وزارتخانه براى طب اصيل است
كه جون اقدامات قبلي با واكنش شخصيتها مواجه شده با طرح جداسازي به اسم اهتمام به اين طب در واقع:

1- مي خواهند بگويند طب اصيل ايراني و اسلامي طب نبوده و جزو بزشكي محسوب نمي شود ولذا از وزارت بهداشت جدا مي شود كه مبادا جزو بزشكي و طبابت تلقي شود!!

2- منع اختصاص بخشي از بودجه وزارتخانه براى توسعه طب اصيل ايراني و معذور شدن متصديان در اين ممانعت و بايكوت

3- و الا پشتيباني و ساماندهي ضروري به قول انها براى اين حوزه طبي در چهارچوب وزارتخانه رسمي طب بهتر عملي بود
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

بعدي

بازگشت به آلوده شناسى


Aelaa.Net