پاسخ به سؤالات درسی زبان كلام وحي - صرف فصيح - سطح1

مدير انجمن: آموزشکده زبان وحی

پاسخ به سؤالات درسی زبان كلام وحي - صرف فصيح - سطح1

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه آپريل 18, 2011 5:22 pm

پاسخ به سؤالات درسی زبان كلام وحي - صرف فصيح - سطح1

سؤالات درسي خود را در اين غرفه (باسخ به سؤالات درسي) مطرح كنيد
تا هم از سؤالات قبلي مطلع شده و در صورت يافتن باسخ خود نياز به تكرار نباشد
و نيز ديكران از باسخ سؤال شما استفاده كنند

سعي كنيد سؤالاتتان ناشي از درست كوش ندادن به درس يا كمي دقت در مطالعه متن نباشد
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

پاسخ به سؤالات درسی زبان كلام وحي - صرف فصيح - سطح1

پستتوسط آموزشکده زبان وحی » يکشنبه مه 15, 2011 10:49 pm

سؤال :

در مورد نوشتن شاهد باب هاي ثلاثي مجرد، اينکه در باب فعَل يفعُل و باب فعُل يفعُل، همانطور که مشاهده مي کنيد اين دو باب فعل مضارعشان يکي است، در هردو عين الفعل مضموم است، در صورت برخورد با ان در کتاب شريف قران از کجا بايد بفهميم که اين فعل متعلق به کدام باب است؟

پاسخ:

براى دانستن ريشه و حروف اصلي و زايد كلمات، و معناي آنها، و نيز اوزان آنها از كتاب لغت عربي معتبر مثل: لسان العرب استفاده كنيد، اين كتاب مرجع معتبر و جامع و مفصلي از منابع اصلي لغت عربي است، به لغت فصيح و قريش و حجاز هم اشاره كرده است، اين كتاب 16 مجلد است، خلاصه اش لسان اللسان و دو مجلد است، كتاب لسان العرب در نرم افزارهاى مختلف هم آورده شده است، از جمله نرم افزارهاي داخلي و خارجي عربي، سايتهاى بسياري هم اين كتاب را ارائه مي دهند از جمله اين سايت جند كتاب لغت معتبر از جمله لسان العرب را با هم جستجو مي كند با اين امتياز كه ضبط حروف و نشانه هاى زير و زبر كلمات را نيز نشان مي دهد.
http://www.baheth.info/

اكر بخواهيد كتاب را به صورت فايل وورد روي رايانه تان داشته باشيد از اينجا دانلود كنيد:
http://www.almeshkat.net/books/archive/books/lesan.zip
آموزشکده زبان وحی
 
پست ها : 368
تاريخ عضويت: يکشنبه آپريل 17, 2011 2:21 pm

پاسخ به سؤالات درسی زبان كلام وحي - صرف فصيح - سطح1

پستتوسط آموزشکده زبان وحی » يکشنبه مه 15, 2011 10:57 pm

سوال:

در باب ثلاثي مجرد، باب فعَل يفعِل و باب فعِل يفعِل، در اين دو نيز افعال مضارعشان در حرکت عين الفعل يکي هستند، در صورت برخورد با ان براي نوشتن شواهد در مصحف شريف راه تشخيص اين امر که اين مربوط به کدام باب با ان فعل ماضي مربوطه هست چيست؟

پاسخ:

جواب این سوال نیز همانند پاسخ سوال قبل است.

موفق باشید
و الحمدلله رب العالمین
آموزشکده زبان وحی
 
پست ها : 368
تاريخ عضويت: يکشنبه آپريل 17, 2011 2:21 pm

پاسخ به سؤالات درسی زبان كلام وحي - صرف فصيح - سطح1

پستتوسط آموزشکده زبان وحی » يکشنبه مه 15, 2011 11:57 pm

سؤال:

در مور شواهدي که در ازمون از فرد ميخواهد تا بنويسد، اينکه ذکر شد در فايل صوتي که هدف ما از استفاده از شواهد قراني اين است که اصل يادکيري لغت فصيح از منبع ان يعني کلام وحي و کلام خازنان وحي عليهم السلام مي باشد، لذا امکانش هست که در زمان باسخکويي به سوالات ازمون ان قسمتهايي را که از ما شواهد قراني خواسته، ما با استفاده از مصحف شريف ان شواهدي که غير از شواهد کفته شده در فايل صوتي هست بنويسيم، چراکه با حجم مطالب و يادکيري اين قواعد لغت فصيح حفظ کردن شواهد ذکر شده در فايل صوتي کمي دشوار است، البته اين فقط يک بيشنهاد است، که عنوان شد.

جواب:

جند مطلب را مخلوط كرده ايد، با دقت در موارد زير اصلاح ذهنيت كنيد؛ سؤالتان نيز برطرف مي شود:

1- اينكه منبع تحقيق لغت عربي فصيح كلام وحي از بيان خازنان وحي است، براى توضيح مستند اين مباحث است، اين مطالب يكجا آماده و منظم و تدوين شده در دسترس نيست، مصحف شريف جه به روايت حفص از عاصم، جه روايت ورش از نافع يا روايات ديكر بر اساس قرائتي خاص از اصل متن وحي است، ولى به معني اين نيست كه هر نحوه قرائتي كه متداول است مطابق اصل قرآن هنكام وحي و زبان آسماني وحي است، و اكر اين معنا يك نقل داشت كه صدها روايت و قرائت قرآني مطرح نبود.

2- اكر در ميان نحوه خواندن قراء امروزي تلاوتي از قاري (حذيفي) كه از حجاز بوده بخاطر دقت ترجيح داده شده است، و به عنوان نمونه آموزشي تلاوت معرفي شده است، براى نحوه اداي تلاوت است، و بيرون از موضوع لغت فصيح و حجاز كه در لهجه هاى مختلف عربي به عنوان معيار تشخيص لغت فصيح عربي شده است، در تلاوت حذيفي نحوه اداي خواندن كلام وحي مورد نظر است، و در لغت عربي فصيح كه در درسهاى صرف از لغت حجاز و قريش نقل مي شود مربوط به متن و الفاظ كلمات است.

3- بنابراين كوش دادن به نحوه تلاوت قاري مصحف (ولو قاري نمونه مثل حذيفي) براى تشخيص لغت عربي فصيح اثري ندارد.

4- مرجع درس و تمرين و آزمون متن مصحف شريف است، كه فايل آن قبلا در بوستان تلاوت منتشر شده است، و با مراسله با آموزشكده زبان وحي قابل دريافت است، ترتيب صفحات مصحف كه براى تحليل صرفي در تمارين تعيين مي شود به ترتيب نزول است. نسخه مصحف به ترتيب نزول در تالارهاى آموزشكده تلاوت كلام وحي منتشر شده است، از ابتداي مصحف در هر تمرين يك صفحه براى هر دانشجو معين مي شود، و همينطور استمرار مي يابد.

5- شواهد درسي به آنجه در فايلهاى صوتي توضيح درس آمده است محدود نمي شود، البته دقت كنيد مواردي كه محل تفاوت لغت فصيح است، اين موارد بسيار محدود است و اكر در درس مطرح مي شود، آنها را از دست نداده و به اميد بيدا كردن شاهد ديكر نباشيد، جه اينكه بيدا كردن شواهد ديكر مرتبط با لغت فصيح كار آساني نيست، جون به اين عنوان قبلا معرفي نشده و كار تحقيقي دقيق و وسيعي مي طلبد، كه ريسك در آزمون و تمرين را نمي ارزد، و بر فرض بناي بر تحقيق باشد، نمونه هاى معرفي شده در فايل هاى صوتي درس راهنماي خوبي است.
آموزشکده زبان وحی
 
پست ها : 368
تاريخ عضويت: يکشنبه آپريل 17, 2011 2:21 pm

پاسخ به سؤالات درسی زبان كلام وحي - صرف فصيح - سطح1

پستتوسط آموزشکده زبان وحی » يکشنبه مه 15, 2011 11:59 pm

سؤال:

در سوالات ازمون؛ سوالي امده بود در مورد فعل جنح يجنح، که انرا اعراب کذاري کنيم و بکوييم متعلق به کدام باب است با توجه به لغت فصيح، در فايل صوتي دوبار اين فعل را خواند، در دو باب متفاوت، جندبار هم کوش دادم، ليکن به اندازه اي که از تلفظ حروف بلد بودم، به نظرم امد، که در هر دوبار با ح تلفظ شد، اين را در باسخ سوالاتم هم نوشتم، حال تکليف در مورد اين موارد تلفظ جيست؟ که کاها افراد (يکي خود من که مهارت کافي در استماع اين الفاظ دارم) که کدام حرف مدنظر است؟ خصوصا حروفي که تقريبا مخارجشان نزديک به هم است مثل ه و ح.

جواب:

فعل جنح يجنح حرف سومش ح (حاء) است، در متن كتبي كه در آزمون ارائه مي شود مشخص است، و سؤالات ازمون املاي شفاهي نشده است كه اين سؤال بيش بيايد.
در هر صورت نحوه تلفظ توضيح دهنده در فايلهاى صوتي و ح را شبيه يا نزديك به ح يا هـ تفلظ كردن تاثيري نه در صورت مسئله كذارده نه در روش تعلم درس نه تمرين نه ازمون.
وقتي كوينده در نوارهاى توضيحي درس يك كلمه را در دو باب مختلف دنبال هم مي خواند، اين به معناي مطرح بودن دو نظريه در اين زمينه است؛ كه يكي از آن دو لغت فصيح است، و با دقت در قاعده اى كه در درس به عنوان لغت فصيح ذكر مي شود معلوم مي شود كه كدام باب مربوط به لغت فصيح است، با اين نكرش صحيح اكر درسها را كوش بدهيد، هم درس را درست ياد كرفته؛ هم لغت فصيح را فراكرفته؛ و در تقرير درسيتان ثبت مي كنيد، و در تمرينات و آزمونها هم حضور ذهن داشته و مي توانيد باسخ درست بدهيد
آموزشکده زبان وحی
 
پست ها : 368
تاريخ عضويت: يکشنبه آپريل 17, 2011 2:21 pm

تذكر مهم : اشتباه در تشخيص

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه مه 18, 2011 1:22 pm

بسم الله الرحمان الرحيم

در نكات درسها و مطالب ان دقت شود
ماشيني بدون تعقل ملاحظه نشود
عدم رعايت اين امر سبب اشتباه بسياري در تمارين و ازمونها شده است

مثلا
اكر در توضيح صورت تصريف و دكركوني و يا ساخت صيغه و يا تحليل اجزاي حروف كلمه اى مي كويند

جعلْنا
- جعل: ماده اصلي كلمه
- نا: علامت متكلم مع الغير و ضمير فاعل = ما
اين تحليل صورت و اجزاي اين كلمه است
كه اين فعل با اين تغييرات ساخته شده و شده فعل جعلنا
صيغه متكلم مع الغير از فعل ماضي جعل
كه يك كلمه است نه دو كلمه

اما
در تحليل:
عبادنا
دو كلمه است
عباد+نا
نا شبيه نا قبلي
اما انجا يك كلمه ولى اينجا دو كلمه

يا حتى شبيه تر
جعلَنا
اينجا دو كلمه است

جون اينجا يك فعل داريم جعلَ : ماضي صيغه مذكر مغايب
يك نا كه كلمه (مفعول ان فعل است ) جداست و جزو ساختار ان فعل نيست

كلمه
كتابي: به معناي كتاب من
كتابيّ به معناي شخص منسوب به كتاب (اهل كتاب)
اولي دو كلمه متصل است = كتاب + ي (ضمير متكلم)
ولى دومي يك كلمه است جون تصريف يك صورت و صيغه نسبت از اسم كتاب است

لذا دقت شود ماشيني كامبيوتري بدون تعقل
هر جه جعلنا دو كلمه يا يك كلمه
يا هر جا نا بود يك كلمه جدا
يا هر جا كتابي دو كلمه يا يك كلمه
حساب نشود

هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد


والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: پاسخ به سؤالات درسی زبان كلام وحي - صرف فصيح - سطح1

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه مه 19, 2011 5:35 am

سؤال:

مواردي مانند
هذا هذه...
الذي - الذين...
ساعتئذٍ، وقتئذٍ، آنئذٍ، حينئذٍ، عندئذٍ، يومئذٍ، ....
إياك إياه ...
هر كدام يك كلمه هستند يا بيشتر؟

جواب:
موارد فوق هر كدام يك كلمه هستند
برخي از آنها مانند ساعتئذٍ، وقتئذٍ، آنئذٍ، حينئذٍ، عندئذٍ، يومئذٍ، يك كلمه مركب هستند از دو كلمه يوم و إذ؛ ولى فعلا يك كلمه به شمار مي آيند.

برخي مثل "هذا" اكر جه در تحليل سير ساختاري اين كلمه؛ دو جزء يكي حرف "هاء تنبيه" و ديكري اسم اشاره "ذا" برايش ذكر مي شود، ولى فعلا كليت آن يك كلمه محسوب مي شود.

ونيز "الذي" و ... اكر جه در تحليل سير ساختاري اين كلمه؛ دو جزء يكي الف لام و ديكري اسم مبهم "لذي" برايش ذكر مي شود، ولى فعلا كليت آن يك كلمه محسوب مي شود، ولذا كفته مي شود كه الف و لامش قابل انتزاع و جداكردن نيست. همين نشانه يكبارجكي انست

و همينطور "اياك" كه در تحليل سير ساختاري اين كلمه؛ دو جزء يكي اسم مضمر يا حرف "إيا" و ديكري حرف خطاب يا اسم مضمر "ك" برايش ذكر مي شود، ولى فعلا كليت آن يك كلمه (اسم) محسوب مي شود.

لذا مواردي مثل حينئذ يا اياك
اكر جه در تحليل صرفي انها؛ اجزاـشان را معرفي مي كنند،
ولى اكر كسي در كلمه شناسي آنها را يك كلمه شناخت و نوشت يك كلمه است؛ اشتباه نيست.

و اكر به ملاحظه اجزاء دو كلمه حساب كرد نيز اشتباه نيست.
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

توضيح مهم درباره اوزان و ابنية اسم مجرد و مزيد

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه مه 22, 2011 12:05 pm

سؤال:
در كتاب صرف مير، اكر جه به مبحث اسم و اوزان و ابنيه آن برداخته است، ولى به مانند مبحث فعل به آن تفصيلا نبرداخته است، ابهاماتي در برخي فروع مبحث اسم داشتم، مثل ابواب اسم مزيد فيه، اكر ممكن است توضيح بفرماييد.

جواب:
1- بله در كتاب صرف مير؛ ضمن اشاره به اهم مسائل صرفي؛ ولي بيشتر روي ابواب تصريف افعال متمركز شده است،
و اين بخاطر كاربرد بيشتر افعال در كلام عربي و مقدم داشتن مباحث قاعده مند و به اصطلاح "قياسي" است
تا دانشجو با يادكرفتن قواعدش بطور عمده با تغييرات و تصريفات وازكان زبان عربي آشنا و بر آن مسلط شود.

2- مبحث اسم و انواع اسماء كاربردش متفاوت از فعل است و هر شخصي بر حسب آموخته ها و نيازهايش آنها را بكار مي برد،
و جون عين آن اسم معروف را بكار مي برد كه قبلا آن را ياد كرفته لذا به ساختن تصريفات آن كمتر نياز دارد،
اما افعال اينطور نيست و شخص در محاورات روزانه اش نياز دارد كه بر حسب مورد بيان كند كه جه كاري در جه زماني و توسط جه فاعلي انجام كرفته يا مي كيرد،
و اين انواع صورتها و صيغه ها را خود كاربرد طبق قواعد مي سازد،
ولذا بر مبحث اسماء اولويت داشته،
و با توجه به مرحله ابتدايي آشنايي دانشجو با علم صرف،
ترجيح داده اند كه به تصريفات افعال بيشتر از تصريفات اسماء ببردازند.

3- موضوع "حروف اصلي و زائد" و موضوع "مجرد و مزيد فيه" از نظر عنوان و تعريف و مثال و مصداق بسيار نزديك و بعضا مشترك و آميخته است،
لذا عدم وضوح دقيق هر يك از آنها و عدم تبيين و شرح تفصيلي مرزهاى اين دو دسته عنوان سبب اشتباه در تشخيص و كاربرد و تعبير براى همكان حتى اهل علم صرف و نويسندكان آن نيز شده است،
از اين رو طرح اين سؤال مقدمه بجا و خوبي براى توضيح اين موضوع شد.

4- اجمال در موضوع ابواب مزيد اسماء از اينجاست كه
نويسنده كتاب صرف مير در بيان مزيد فيه ابواب اسم به ذكر اين جملات كوتاهي بسنده نموده كه :
"و مزيد فيه اسم ثلاثي بسيار است"
يا در رباعي "و مزيد فيه وي اندك است"
و يا در خماسي " و مزيد فيه وي به غايت اندك است".
و تنها در ابواب افعال به بخشي از انواع ابواب اسماء ثلاثي و رباعي (مثل مصدر و اسم فاعل و مفعول و..) برداخته است.

5- اما اين اجمال و ابهام وقتي به ايهام تبديل مي شود كه:
در فصل تعريف مزيد مي كويد: يعني در او حرف زايد باشد.
در فصل ميزان شناختن حروف اصلي از زوائد مي كويد: و هر حرفي در مقابل اين حروف (وزن اصلي) نباشد؛ زايد بود، جون ضارب و ناصر كه بر وزن فاعل است.

از اين دو تعريف برخي به اشتباه كمان كرده اند كه
بنابراين كلمه ناصر و هر نوع اسم فاعل مي شود اسم ثلاثي مزيد!
در حالي كه اين تصور غلطي است،
و هر نوع زيادت حرف به لفظ براى ساختن صيغه ها و صورتهاي مختلف سبب مجرد نبودن و مزيد شدن نمي شود،
همانطور كه براى انواع صيغه هاي ابواب مجرد حروفي اضافه مي شود ولى همجنان آن كلمه مجرد محسوب مي شود.
منظور از زايد در تعريف مزيد؛ زيادتي بر صيغه اصلي است،
ولذا در تعريف حروف زوايد ابتدا وزن اصلي را ملاك معرفي كرده و سبس مي كويد هر حرفي كه در مقابل اين حروف نباشد زايد بود.
صيغه اصلي در افعال، صيغه مجرد فعل معلوم ماضي مفرد مذكر مغايب است،
كه با ملاحظه آن هر فعلي از اين باب و صيغه را مي سنجند؛
بس اكر در اين صورت زايد داشت آن فعل را مزيد مي نامند، مثل أكـْرَمَ را كه با كَرُمَ مي سنجند.

در اسماء صيغه اصلي و ملاك كاربرد اوليه آن (مفرد)كه خالي از هر نوع تثنيه يا جمع يا تصغير يا تأنيث يا نسبت يا تصريفات ديكر است را ملاحظه مي كنند،
اكر در كاربرد اوليه حرفي زائد بر حروف اصلي داشته باشد، آن اسم مزيد است،
مثل إصْبَع (إفعل - انكشت) يا زَيْنَب (فِيْعَل - نام معروف) يا كَوْكَب (فَوْعَل – اختر) كه اسم ثلاثي مزيد است،
اما اسماء مشتقات (اسم فاعل اسم مفعول اسم زمان اسم مكان اسم مبالغة اسم تفضيل، اسم آلة، صفة مشبهة)
اينها اكر جه براى ساختنشان حروفي زياد مي شود ولى تابع باب اصلي خود هستند،
فلذا ناصر اسم فاعل باب ثلاثي مجرد بوده و اسم مجرد محسوب مي شود، نه مزيد،
اما مجتهد (اسم فاعل از باب افتعال ثلاثي مزيد) اسم ثلاثي مزيد است.

با همه اينها در برخي از كتابها و مقالاتي كه جديدا نوشته شده؛
از روي سهو يا سهولت بدون دقت؛
همه اينها (زوايد اشتقاق × زوايد ابواب افعال مزيد × زوايد اسم مزيد) را با هم مخلوط كرده و اسم نتيجه همه را به اشتباه اسم مزيد شمرده اند.

اين تفصيل براى رفع اين ابهام و دفع ايهام و منع اين اشتباه بيان شد.
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

پاسخ به سؤالات درسی زبان كلام وحي - صرف فصيح - سطح1

پستتوسط آموزشکده زبان وحی » چهارشنبه مه 25, 2011 8:52 pm

سوال:

در متون درسی آمده: من باب ثلاثی مزید که یکی اوزان آن وزن فعیل می باشد
حال با این توضیح
در راهنمای تمرینی شماره ششم چنین آمده است که: سمیع، علیم، رجیم بر وزن فعیل جزء ثلاثی مجرد ذکر شده است
کدامیک صحیح است؟

جواب:

* جوابيه قبلي و متن كتاب درسي را درست نخوانده ايد
اول جوابيه قبلي را با دقت بخوانيد
بعد متن درس را با دقت بخوانيد
بعد نكات تكميلي زير را

* يك وزن كه فقط مخصوص يك عنوان نيست

* فَعِيل وزن براى چند عنوان است:

1- صيغه مبالغه از اوزان ثلاثي مجرد
مثل سميع

2- صفت مشبهة از اوزان ثلاثي مجرد
فَعَلَ مثل عفيف
فَعُل مثل كريم
فَعِلَ مثل بخيل

3- آنجه مذكر و مؤنث آن يكي است
بشرطي كه به معني مفعول باشد
كه در وقتي كه بخواهند موصوف را به آن بشناسانند و معرفه كنند
مثل
هذا رجل قتيل
و
هذه امرأة قتيل

4- مصدر فعل ثلاثي مجرد كه دلالت بر سير يا صوت دارد
مصدر فعل دال بر سير مثل: رَحَلَ رحيلا
مصدر فعل دال بر صوت مثل: صَهَل صهيلا

5- اسم ثلاثي مزيد به يك حرف
مثال اسم مانند: قضيب
مثال صفة مانند: جميل

نتيجه
كتاب گفته : يكي از اوزان ثلاثي مزيد فعيل است
نگفته: هر جه فعيل است ثلاثي مزيد است

هر گردويي گرد است ولى هر گردي گردو نيست
آموزشکده زبان وحی
 
پست ها : 368
تاريخ عضويت: يکشنبه آپريل 17, 2011 2:21 pm

فرق بين فعل صحيح و فعل سالم

پستتوسط aelaa.net » شنبه مارس 30, 2013 11:48 pm

سؤال:
سؤالی درمورد تمرین 10 پیش آمد خواستم راهنمایی کنید ،
ازمتن صرف میر واز درسهای آموزشی صرف مير استفاده می شود که صحیح وسالم یکی است
گویا ازتمرین 10 غیرازاین استفاده می شود
اگر فرقی بین این دوقائلید راهنمایی فرمایید

جواب:
مقصود از صحيح و سالم و تفاوت تعريفشان معلوم است
و جيزي در تمرين دهم حاكي از يكي بودن آنها نديدم
اشكال شما در كجاي تمرين دهم است؟

سؤال:
صریح عبارت كتاب صرف میر وحدت صحیح وسالم است بدون تفاوت ،
ولی دراینکه درتمرین دهم هردوباهم ذکرشده تفاوت را می رساند ،
حال بعضی را نظر براین است که صحیح فقط درمقابل معتل است بنابراین مهموزنیز صحیح است ولی سالم اعم است بنابراین (أمر) صحیح ولی سالم نیست پس هیچ غیرصحیحی سالم نیست ولی سالم می تواند مانند مهموزصحیح باشد
درصرف فصیح؛ براساس تفاوت ویا نظردوم است؟
البته اگر تفاوتی ندانیم درتمرین دهم ذکر یکی ازاین دو کافی بود ونیاز به ذکر هردو نبود

جواب:
در صرف مير امده است:
هر اسـمى و فعلى كه در حروف اصول وى همزه و تضعيف و حرف علّه نباشد آن را صحيح و سالـم خوانند
اگرچه ظاهر عبارت ترادف صحيح و سالم است،
ولی وقتي غير از ترادف محملی ندارد؛ كه صحيح در برابر سالم باشد
اما اكر سالم يكي از اقسام صحيح باشد
بس مي تواند كلمه اي هم صحيح باشد هم سالم، و صحيح و سالم هم يكي نباشند

به نظر محققين: صحيح در مقابل معتل است و همانست كه خالي از علة است
و سالم اخص از صحيح و از اقسام آنست
و بينشان عموم و خصوص مطلق است، هر فعل سالمي صحيح است ولى هر فعل صحيحي سالم نيست،
و فعل سالم همانست كه خالي از همزه و تضعيف و علة است،

فلذا عبارت "صحيح و سالم خوانند" تعريف كلمه "سالم" است كه در واقع "صحيح و سالم" است
جون فعل سالم از اقسام فعل صحيح است

اما تعريف صحيح همانست كه خالي از حرف علة است كه فقره اخيره است،
و سالم خالي از همه اينهاست

و اين نوع ايجازها دركلمات قدما بسيار است.
هرجند نوعي لف و نشر مشوش در ان بكار برده شده،
بجهت اينكه تعريف فعل صحيح در اخر فقره است و تعريف فعل صحيح و سالم كل فقره است.

خلاصه:
هر اسـمى و فعلى كه در حروف اصول وى همزه و تضعيف و حرف علّه نباشد آن را سالـم خوانند
هر اسـمى و فعلى كه در حروف اصول وى حرف علّه نباشد آن را صحيح خوانند

فلذا آموزشكده علوم زبان وحي در عبارات تمارين بين دو اصطلاح "صحيح" و "سالم" حتى در كتاب "صرف مير" هم تفاوت قائل شده است،

و اكرجه برخي بر اتحاد صحيح و سالم تصريح داشته اند و كأنه ان دو را مترادف تلقي كرده اند
ولي به اقتضاي فصاحت؛ اصل عدم ترادف (بي تفاوت يا بي اختلاف لغت) است،
ولذا تعبير شد كه به نظر محققين صحيح و سالم تعريفشان متفاوت است

البته مبناي اموزشكده علوم زبان وحي در تفاوت ميان سالم و صحيح
امري استحساني و سليقه شخصي نبوده
بلكه بر اساس نظر محققين علماء و قدماي صرفي است

و كتب موجزه (مثل صرف مير) بخاطر ايجازش به اين تفاصيل نمي بردازند
ولذا ايجازشان را عدم بيان و يا عدم تصريح نبايد تلقي كرد

ولي اكر در متون قدما تحقيق شود از مجموع آنها اين تفاوت بدست مي آيد

از اين روست كه مراجع مفصله صرف و نحو (كه به حكم دائرة المعارف اين علوم است و انرا متاخرين بر اساس منابع اصلي صرف و نحو تحقيق و تدوين كرده اند) بطور صريح بر وجود اين تفاوت تاكيد كرده اند
بطور نمونه:
موسوعة النحو والإعراب - الفصل السابع : الصحيح والمعتل
ينقسم الفعل من حيث نوع الحروف التي يتكون منها إلى قسمين :
أ ـ فعل صحيح . ب ـ فعل معتل .
أولاً ـ الفعل الصحيح :
تعريفه : هو كل فعل تخلو حروفه الأصلية من أحرف العلة ، وهي " الألف ـ الواو ـ الياء " . مثل : جلس ، حضر ، كتب ، رفع ، قرأ ، أمر، سمع .

وينقسم الفعل الصحيح بدوره إلى ثلاثة أنواع :
الصحيح السالم - الصحيح المهموز - الصحيح المضعف

1 ـ الصحيح السالم : وهو كل فعل خلت حروفه الأصلية من الهمزة والتضعيف .مثل : جلس ، حضر ، رفع ، سمع .

2 ـ الصحيح المهموز : كل فعل كان أحد أصوله حرف همزة سواء أكانت في أول الفعل أم وسطه أم آخره . مثل : أخذ ، أمر ، أذن ، أكل . سأل ، سأم ، دأب ، جأر . ملأ ، ذرأ ، قرأ ، لجأ .

3 ـ الصحيح المضعف ، وينقسم إلى نوعين :
أ _ المضعف الثلاثي : وهو ما كان عينه ولامه من جنس واحد " مكرراً " . مثل : مدّ ، عدّ ، سدّ ، شدّ .

ب _ المضعف الرباعي : وهو ما كان حرفه الأول والثالث " فاؤه ولامه الأولى " من جنس واحد ، وحرفه الثاني والرابع " عينه ولامه الثانية " من جنس أيضاً . مثل : زلزل ، وسوس ، لجلج ، ولول .

ثانياً ـ الفعل المعتل .
تعريفه : هو كل فعل كان أحد حروفه الأصلية حرفاً من حروف العلة .

===================
همجنين برخي ديكر ذكر كرده اند:
===================

(الفعل من حيث الصحة و الإعلال)
يطلق مصطلح الصحيح والمعتل على الأفعال والأسماء ، وتعود هذه القسمة للأفعال والأسماء نتيجة لانقسام أصوات حروف اللغة التي تنقسم بدورها إلى قسمين :
الصوامت وهو ما يعرف بالأحرف الصحيحة ،
و
الصوائت وهو ما يعرف بالأحرف المعتلة .

ينقسم الفعل إلى صحيح، ومعتلّ.
فالصحيح: ما خلت أصوله من أحرف العلّة، وهى الألف، والواو، والياء، نحو: كَتَب وجَلس ، و قرأ ، و مدّ.

أقسام الصحيح
ينقسم الصحيح إلى سالم، ومضعَّف، ومهموز.
فالسالم: ما سلمت أصوله من أحرف العلة والهمزة، والتضعيف، كضرب ونصر وقعد وجلس، فإِذنْ يكون كل سالم صحيحًا. ولا عَكْس.

والمضعَّف: ويقال له الأصمّ لشدته، ينقسم إلى قسمين:
مضعّف الثلاثىّ ومزيده، ومضعف الرباعىّ. فمضعف الثلاثىّ ومزيده: ما كانت عينه ولامه من جنس واحد، نحو فرّ، ومدّ، وامتدّ، واستمدّ، وهو محل نظر الصرفىّ. ومضعف الرباعىّ: ما كانت فاؤه ولامه الأولى من جنس، وعينه ولامه الثانية من جنس،كزلزلَ، وَعَسْعَسَ، وَقَلْقَلَ.
والمهموز: ما كان أحد أصوله همزة، نحو : مثل : أخذ ، أمر ، خطِئَ ، أكل ,و سأل ، سئِم ، دأب ، جأر ،و ملأ ، ذرأ ، قرأ ، لجأ .
و يسمى الفعل المهموز في أوله بمهموز الفاء ، و المهموز في وسطه بمهموز العين و المهموز في آخره بمهموز اللام
والمعتلّ: ما كان أحد أصوله حرف عِلة، نحو: وجد، وقال، وسعى.
ثم إنّ حرف العلة إن سكن وانفتح ما قبله يسمى لَيِّنا، كثَوْب وسَيْف، فإن جانسه ما قبله من الحركات يسمى مدّاً، كقال يقُول قِيلا؛ فعلى ذلك لا تنفك الألف عن كونها حرف علة، ومدٍّ، ولين؛ لسكوِنها وفتح ما قبلها دائمًا، بخلاف أختيها.

أقسام المعتلّ
ينقسم المعتل إلى مثال، وأجوف، وناقص، ولفيف.
فالمثال: ما اعتلت فاؤه، نحو وَعَدَ وَيَسَر، وسُمِّي بذلك لأنه يماثل الصحيح في عدم إعلال ماضيه.
والأجوف: ما اعتلت عينه، نحو قال وباع. وسمي بذلك لخلوّ جوفه ؛ أي وسطه من الحرف الصحيح. ويسمى أيضًا ذا الثلاثة؛ لأنه عند إسناده لتاء الفاعل، يصير معها على ثلاثة أحرفٍ، كقُلتُ وبعت، في قال وباع.
والناقص: ما اعتلّت لامه، نحو غزا ورمى. وسُمِّيَ بذلك لنقصانه ، بحذف آخره في بعض التصاريف، كغَزَتْ وَرَمَت. ويسمى أيضًا ذا الأربعة؛ لأنه عند إسناده لتاء الفاعل يصير معها على أربعة أحرف، نحو غَزَوْتُ وَرَمَيْتُ.
واللفيف قسمان:
مَفْروق: وهو ما اعتلت فاؤه ولامه، نحو وفى ووقى. وسُمِّي بذلك لكون الحرف الصحيح فارقًا بين حرفَيْ العلة.
ومَقْرون: وهو ما اعتلت عينُه ولامُه، نحو طَوَى وَرَوَى. وسُمِّي بذلك لاقتران حرفَي العلة بعضهما ببعض.
وهذه التقاسيم التي جرت في الفعل، تجرى أيضا في الاسم، نحو : شْمس ، و وجه ، وَ يُمْن ، و قَوْل ، و سيف ، و دلو ، و ظَبْي، و وَحْي ، وَ جَوّ ، وَ حَىّ، وَ أمْر، و بئر ، و نبأ ، وَجَدّ ، وبلبل .
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am


بازگشت به پاسخ به سؤالات درسی


Aelaa.Net