آگاهی طبی

آگاهی طبی

پست جديدتوسط pejuhesh232 » شنبه مارس 22, 2014 12:13 am

.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

معرفی رسانه تصویری

پست جديدتوسط pejuhesh232 » شنبه مارس 22, 2014 12:14 am

اهداف: تامين نياز ساعت فراغت و سرگرمي خانواده ها با استفاده از برنامه هاي مفید و برگزيده تلويزيون

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: هیچ بنایی در نزد پروردگار محبوب‌تر از بنای خانواده نیست.
بدیهی است که منظور خانواده‌ای است که لبریز از مهر و محبت باشد. در فرهنگهای غنی و هدفمند نگرشی مثبت نسبت به خانواده وجود دارد به طوری که آن را بهترین مکان برای زندگی افراد می‌دانند و تدابیری در جهت پایداری و تداوم آن می‌اندیشند. اما اطلاعات در مورد واقعیات زندگی خانوادگی بسیار ناچیز است.
رسانه‌ها به خصوص تلویزیون در تلاش‌ خود برای حفظ خانواده، الگوهایی را ارائه می‌دهند که هرچند زمانی مطلوب و مفید بودند اما با توجه به ویژگی‌های اجتماع کنونی قابل اجرا نیستند و در نتیجه از قصد اصلی یعنی بهبود روابط خانوادگی دور می‌شوند. عوامل متعددی دست به دست هم داده‌اند تا وظایف والدین را به عنوان والدین فرزندان ِ جامعه‌ کنونی بسیار سخت تر از قبل نمایند!

مواجهه با این عوامل امری اجتناب ناپذیر است و عقل سلیم حکم می‌نماید تا والدین خود را به مهارت‌های لازم جهت رویارویی با معضلات آتی در ارتباط با تربیت فرزندان مجهز کنند.
دیر زمانی است تلویزیون به عنوان جزئی از اجزای زیست محیطی و عضوی فعال و بسیار موثر از اعضای خانواده انسانی در آمده است. در مغرب زمین و بویژه ایلات متحده آمریکا، این ابزار رسانه ارتباط جمعی حتی جایگزین پدران و مادران شده و کودکان و نوجوانان اوقاتی را که با آن سپری می کنند، به مراتب بیشتر از زمانی است که در کنار و در حضور والدین به سر می برند.

گویی قرار دادی را بزرگسالان از روی بی اعتنایی و بی توجهی با تلویزیون منعقد کرده اند که بر اساس آن به سازش و تمکین با این جعبه الکترونیکی پرداخته و برآنند تا نگرش خود را به جهان و حتی حریم و زوایای خانه و کاشانه خود را با آن منطبق ساخته و این وسیله ارتباط جمعی را الگوی پندار و کردار خود قرار دهند.
خطرات این استثمار فرهنگی در دوران کودکی تاثیر بیشتری بر کودکان می گذارد چرا که دوران کودکی یا طفولیت مرحله ای از عمر یک انسان است که اقتضائات و ایجابات ویژه خود را دارد. روح و جسم لطیف کودک، ظرفیت درگیری و توان حضور در ماجراهای جهان بزرگسالان را ندارد. از این رو در یک جامعه سالم و خانواده متعهد، رو دررویی او را با مسائل بزرگسالان از خشونت و نابسامانی های فرهنگی و اخلاقی و جنسی گرفته تا قتل و کشتار و فجایع روزمره و حتی کاربرد کلمات رکیک و ناسزا مانع گشته، خط فاصل میان جهان کودک و دنیای بزرگسالان را مورد توجه قرار می دهند، تا زمینه رشد و تکامل سالم روحی و جسمی او را متناسب با اقتضائات خردسالی و ایجابات عاطفی هم اهنگ با ظرفیت و توان محدود او فراهم آرند.

امروزه در حالیکه کودک از 18 ماهگی به تماشای تلویزیون می پردازد و از سه سالگی بیننده معتاد این رسانه تصویری است به صورت مرتب در معرض کشتار و خشونت، آدم ربایی و سرقت و ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی در قالب های نمایشی و تصویری و حتی پیام های بازرگانی پیوسته در معرض دید کودک و بزرگسال قرار می گیرد.
طبق تحقیقات، کودکانی که ساعت‌های طولانی صرف تماشای تلویزیون یا انجام بازی‌های ویدیویی می‌کنند مشکلات بیش‌تری در زمینه تمرکز در مدرسه و انجام تکالیف خود دارند. علاوه بر آن اگر کودکی قبل دچار مشکلات توجه شده باشد قرار گرفتن طولانی‌ مدت در برابر تلویزیون می‌تواند مشکل او را بدتر کند.
آکادمی بیماری‌های کودکان آمریکا تماشای تلویزیون در کودکان را به دو ساعت محدود کرده است و کودکانی که بیش از میزان تعیین شده در برابر تلویزیون قرار می‌گیرند در خطر ابتلا به مشکلات روانی از جمله عدم توانایی در تمرکز کردن می‌شوند. این مشکلات در موارد حاد حتی می‌تواند به ناهنجاری‌های دیگری مانند بیش‌فعالی منجر شود که بین ۳ تا ۷ درصد از کودکان مدرسه‌ای به آن مبتلا هستند.

بسياري از فرهيختگان برنامه شان اين نيست كه همينطور پاي تلويزيون بنشينند و هر چه نشان دهند ببينند
و اين بخاطر جهات عديده اى است:
الف: نبودن فرصت
ب: مفيد بودن معدودي از برنامه ها
ج: براكنده بودن برنامه ها دركانالهاى مختلف و تاريخهاى متفاوت
د: جنبه تخريبي و القائي بيننده مستمر بودن


* از آنجا كه تلويزيون هم برنامه هاي مفيد دارد هم بي فايده و يا مضر؛ و ازطرفي برنامه هاي مفيد هميشگي نبوده و در ساعت مشخصي هم بخش نمي شود، لذا مراجعه به تلويزيون براى اينكه يكوقتي برنامه مفيد بگذارد هم اتلاف وقت ساعتهاست؛ هم در معرض برنامه هاي غير مطلوب، و هم سبب عادت كردن بچه ها به تلويزيون بيشتر از مقدار ساعت مناسب و ابتلا به عوارض جسمي می شود .
براى همين سعي شده است برنامه هاي مستند و فيلم و سريالهايي كه بنحوي مفيد بوده را گزينش و ضبط نموده تا خانواده ها بتوانند در مقدار سالم روزانه براى ديدن تلويزيون (دوساعت) با برنامه هاي انتخاب شده صرف شود؛ نه ميان برنامه ها و كليپ ها و حرافيهاي مجريها و تبليغات تجاري ووو.
برنامه های بخش رسانه تصویری سعی شده است که در اکثر موضوعات رسانه و برای سنین مختلف تنظیم شود تا همه اقشار و خانواده ها بتوانند از آن بهره مند شوند و آگاهی و بینش لازم را در همه زمینه ها کسب نمایند.


نکته مهم: اگر در رسانه تصویری به معرفی یک فیلم یا سریال پرداخته می شود به معنی تائید کلی یا همه محتویات آن نیست و تنها به نکته موردی اشاره شده منحصر می باشد.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

آگاهی طبی

پست جديدتوسط pejuhesh232 » شنبه مارس 22, 2014 12:19 am

آگاهی طبی

در این بخش به آگاهی بخشی در خصوص بیماری ها و آسیبهای جسمی که به دلیل شیوه زندگی نامناسب می باشد می پردازد و همچنین به بررسی عواملی که زمینه ابتلا به بیماری ها و عوارض آن را برای افراد فراهم می کنند پرداخته می شود.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

سرطان اکنون قابل درمان است

پست جديدتوسط pejuhesh232 » شنبه مارس 22, 2014 12:21 am

سرطان اکنون قابل درمان است


Cancer is curable now
نویسنده، کارگردان و تهیه کننده: مارکوس فرودین من
نوع فیلم: مستند
سال ساخت:2011
کشور سازنده:آمریکا


Image

قسمت اول:
مدت زمان برنامه: 37:11 دقیقه

این فیلم نگاهی منتقدانه درباره نظام دیکتاتوری درمانی کنونی است که اکنون همه ما با آن روبرو هستیم؛ شرکتهای داروسازی که سالانه میلیاردها دلار از سرطان سود می برند و افسار همه از رئیس جمهور گرفته تا سناتورها و حتی مردم را بدست گرفته اند. صنعتی که آنقدر قدرتمند است که با استفاده از لابی های فراوان، سیاستهای خود را به بقیه تحمیل می کند و با تسلطش دست به هر کاری می زند.

این فیلم در واقع یک افشاگری بزرگ راجع به بیماری سرطان و نحوه غلط درمان رایج آن در بین مردم است؛ بیماری که به دلیل ناآگاهی مردم و ترسی که از آن در اذهان مردم به وجود آورده اند به عنوان یک بیماری لاعلاج تلقی می گردد و این موضوع دقیقا همان چیزی است که شرکتهای دارویی به دنبال آن هستد در واقع آنها به ما یاد دادند که باید از پزشک اطاعت محض کنیم چون ما کارشناس نیستیم و در مورد بیماریمان چیزی نمیدانیم و فقط پزشک است که حق دارد در مورد بیماری ما و شیوه درمانش نظر بدهد و این در حالی است که بیشتر پزشکان تنها چیزی که می دانند همان چیزی است که شرکتهای دارویی به انها یاد می دهند و می خواهند که آنها بدانند!

امروزه علوم طب جامع می تواند بیماری سرطان را درمان کند ولی موانعی بر سر این راه وجود دارد که به چند مورد آن اشاره می کنیم:

1. وقتی پزشک بیمار مبتلا به سرطان را محکوم به مرگ می کند در واقع در بسیاری از موارد با القای یاس و ناامیدی بیمار را خواهد کشت.

2. به بیماران گفته می شود که باید خیلی زود شیمی درمانی شوند و اگر چنین کاری را انجام ندهند می میرند و در بیشتر مواقع هم خواهند مرد.

3. کمک به افرادی که فکر می کنند پزشکان علیرغم اشتباهات همیشگیشان همواره درست می گویند تقریباً غیرممکن است.

اگر منصفانه به موضوع نگاه کنیم می بینیم که پزشکانی هم هستند که با هدف کمک به بیماران وارد این عرصه شده اند ولی آنها نمی دانند کاری که می کنند بیش از کمک به بیمار به ضرر آنهاست. درمان متداول سرطان به وسیله شیمی درمانی یک روش وحشتناک است که شما می خواهید یک بیمار سرطانی را درمان کنید ولی او موهایش را از دست می دهد،حالت تهوع پیدا می کند و افسرده می شود این یک روش سنتی و قرون وسطایی است و بدون تردید در سالهای آینده به این روش با تمسخر نگاه خواهد شد.

حتی ممکن است که بسیاری از پزشکان به روش های طبیعی کنترل بیماری مثل رژیم غذایی،ورزش و...اعتقاد داشته باشند ولی وفاداری شدید و انعطاف ناپذیری بیماران نسبت به طب امروزی و نوین سبب می شود که آنها هم با بیمار همراه شوند چون پذیرش روش های طبیعی کنترل بیماری در میان مردم به حدود 10-15سال زمان نیاز دارد.

علل سرطان:
* رژیم غذایی، سبک زندگی، مواد شیمیایی و حتی استرس های روحی و روانی در بروز این بیماری نقش دارند ولی باز هم اراده محکمی برای تغییر این شرایط در بین مردم دیده نمی شود. مواد شوینده، مواد معطر کننده، خوشبو کننده های هوا و امواج الکتریکی و مخابراتی، وسایل برقی که میدان الکتریکی به وجود می آورند، بعضی قطعات کامپیوتر که در اثر داغ شدن گازهای سمی تولید می کنند، لباس های نسوزو...که در خانه های همه ما یافت می شوند و ما باید خیلی مراقب باشیم چون در غیر این صورت آسیب های غیرقابل جبرانی را به وجود می آورند. محلول ها، مواد آرایشی و شیمیایی که هر روزه از آنها استفاده می کنیم و هوای آلوده و فلزات سنگینی که در معرض آنها قرار داریم همه و همه مواد سمی هستند که ما را در محاصره خود قرار داده اند.

* غذاهای آماده بسیار خطرناک هستند و 100%با بیماری های ناتوان کننده مانند سرطان در ارتباط هستند به طوری که اگر کسی از همه مواد شیمیایی و سمی و آلودگی های موثر در ایجاد بیماری دور باشد و فقط از این غذاها استفاده کند این غذاها برای ناتوان کردنش کافی هستند. همه ما غذا می خوریم ولی هیچ کدام از ما رژیم غذایی مناسبی نداریم و این بالاخره برای ما مشکل ساز خواهد شد؛تقریباً همه محصولاتی که در سوپرمارکت های پیدا می شوند ناسالم و مضر هستند و همه مواد مانند رنگ های خوراکی ،مواد نگهدارنده و... تاثیرات نامطلوبی بر بدن ما می گذارند و خیلی هم اعتیاد آور هستند.

* وقتی غذایی پخته می شود معمولاً برخی از مواد مفید آنها مثل آنزیم ها را از دست می دهند و معمولا سطح آنزیم ها تا 80% کاهش می یابد و بسیاری از مواد مغذی مثل املاح و ویتامین ها نیز از بین می رود این در حالی است که وجود این آنزیم ها به طور قطع ضروری است چون به کمک آنها مواد غذایی به صورت مواد قابل هضم در بدن جدا می شود. به همین دلیل خوردن غذاهای تازه و خام مانند میوه ها و سبزیجات بیشترین تاثیر را بر بدن ما می گذارد چون آنزیم کافی که بدن برای جذب به آنها نیاز دارد را داراست و بدن مجبور نیست برای هضم و جذب آنها از ذخائر خودش استفاده کند؛ حال اگر رژیم یک فرد 40 ساله آمریکایی را در نظر بگیرید خواهید دید که هیچ کدام از غذاهایی که او می خورد حاوی آنزیم نیست و در نتیجه ذخائر آنزیم بدن تمام می شود و در اکثر موارد بدن عاری از آنزیم های مورد نیاز خواهد بود.

* امروزه مواد پلاستیکی از بزرگترین آلاینده ها به حساب می آیند و بیسفنول A که یکی از بزرگترین عوامل سرطان سینه است فقط از با دست زدن به مواد پلاستیکی از آنها جدا می شود، همچنین این ماده در ساخت همه مواد پلاستیکی مثل بطری های پلاستیکی و...به کار برده شده و اگر از یک بطری پلاستیکی آب بخوریم مقداری بیسفنولA وارد بدنمان خواهد شد،این ماده در عملکرد هورمونهای بدن از جمله اینترلوکین و استروژن به شدت اختلال ایجاد می کند.
ثابت شده مواد پلاستیکی در بروز بیماری هایی مثل سرطان،دیابت و بیماریهای قلبی نقش موثری دارند و احتمالاً در چاقی هم موثر هستند این مواد غشای ظریف سلول ها را از بین می برند و میلیاردها سلولی که در بدن ما وجود دارد در اثر تماس با این مواد غشایشان ضخیم می شود و گیرنده های موجود بر روی غشای سلول ها را از کار می اندازند و این وضعیت به بدن آسیب زیادی می زند.

* دکتر اشتاین در بررسی فرآیند پیچیده ای که در اثر واکسیناسیون در بدن ما می افتد ثابت کرده است که نه تنها واکسیناسیون فایده ی چندانی ندارد بلکه زیان های بسیاری هم دارد و ما نمی توانیم امروزه ثابت کنیم که واکسیناسیون برای افراد مفید است ولی اکنون این موضوع یک قانون است و شرکتهای دارویی با این کار مردم را می کشند و دولت از آنها حمایت مالی می کند و وقتی که دولت پول آنها را می دهد مسلماً آنها دلیلی برای تولید واکسن هایی که برای مردم بی ضرر باشند ندارند و اگر آنها بتوانند واکسن هایی تولید کنند که واقعاً موثر و ایمن باشند خود مردم حاضرند پول آن را بپردازند و دیگر نیازی به حمایت مالی دولت نخواهد بود.
واکسن های موجود مواد شیمیایی و نگهدارنده ی زیادی دارند که از مهمترین آنها می توان به فلز جیوه اشاره کرد که اثر بسیار نامطلوبی بر دستگاه عصبی دارد و مثل بقیه ی فلزات سنگین سرطان زاست و به ویژه در سرطان های وابسته به هورمون ها نقش دارد.

* ما در محیط و سیاره ای مسموم زندگی می کنیم که حدود 83000 ماده سمی در محیط پیرامونمان وجود دارد که ما و حتی کودکانمان هر روزه از آنها استفاده می کنیم .
در آزمایشی که بر روی خون نوزادان از لحاظ سم شناسی انجام گرفت تمامی سموم کشف شده در خون آنها دیده شد و به نظر می رسد که جنین محل جمع شدن پسماندهای سمی مادر خود است و همه موادی که مادر مصرف می کند و یا حتی استنشاق می کند وارد بدن جنین می شود و از این گریزی نیست.

* در شرایط بد و عصبی و استرس های تکان دهنده عاطفی که به مدت چند هفته و یا چند ماه طول می کشد مثل از دست دادن عزیز یا طلاق و...بدن ما برای کمک به کنترل استرس نوعی هورمون به نام کورتیزول تولید می کند که محیط را بسیار اسیدی می کند و شرایط مناسبی برای بروز سرطان به وجود می آورد و دستگاه ایمنی بدن را تضعیف می کند.
بعضی اوقات افراد دچار نوعی احساس مزمن و نامطلوب و دنباله دار می شوند که بهتره به بررسی افکاری که این احساسات را به وجود می آورند بپردازند.

* اگر بیمار به هر دلیلی دیگر تمایل به زنده ماندن و ادامه زندگی نداشته باشد و از زندگی خسته شده باشد امکان کمک کردن و نجات آنها غیرممکن خواهد شد در واقع آنها دیگر قادر به ادامه زندگی نیستند و سرطان تنها یک بهانه است بیماران زیادی بوده اند که حتی با اینکه روند بیماری آنها به روش های موثری متوقف شده بود ولی چون علاقه ای به ادامه زندگی نداشتند در برابر درمان مقاومت کرده اند و این مهمترین دلیل مرگ آنهاست.

دلیل واقعی سرطان:
بدن ما هر روز بارها و بارها سلول های سرطانی کوچک را نابود می کنند در واقع ما همواره درگیر سرطان و بیماری های میکروسکوپی در بدنمان هستیم و به طور کلی هر روز بارها به سرطان مبتلا می شویم و اگر سلول های سرطانی بر دستگاه ایمنی چیره می شوند تمور ایجاد می شود برخلاف تصور مردم ،تومور بافتی است که بدن برای جداسازی سلول های سرطانی می سازد چون سلول های سرطانی نمی توانند بافت بسازند و کار آنها تنها رشد لجام گسیخته است ولی دستگاه ایمنی وقتی نمی تواند سلول های سرطانی را کنترل کند با ساخت بافتهایی تصمیم می گیرد آنها را جدا کند و تومور تشکلیل می شود البته این روش همیشه موثر نیست و سلولهای سرطانی درون تومور هم به فعالیت و تولید مثل ادامه می دهند و دلیل ایجاد تومور این است که سیستم ایمنی که وظیفه نابودی سلولهای سرطانی را دارد از عهده ی ایفای نقشش برنمی آید.

مقابله با علت
در بسیاری از موارد وقتی پزشکان از درمان بیماری ناامید شدند تغییر رژیم غذایی و سبک زندگی و مقابله با علت سرطان سبب بهبودی شده مردم باید با دلایل بروز سرطان آشنا شوند و این خیلی منطقی است که وقتی علت بروز موضوعی را بدانید می توانید فرآیندش را معکوس کنید و شرایط بهتری داشته باشید.

ما باید توانایی تغییر را در خودمان ایجاد کنیم. ما شخصاً مسئول کنترل سلامتمان هستیم ولی متاسفانه بیشتر ما تصور کرده ایم که سلامت چیزی است که به ما می دهند و ما نقشی در آن نداریم در حالی که در تمامی مراحل آن نقش داریم پیش از هر چیز باید بر این تفکر که ژنها و نیروهای خارج از تسلط ما زندگی ما را کنترل می کنند.
سرطان هیچ گاه به طور ناگهانی تولید نمی شود بلکه احتمالاً طی یک دهه شرایط پیدایش سرطان را درون جسم و روان خودش پرورش داده است.
مرحله ی تشکیل تومور7-8سال طول می کشد اگر شما طی این مدت شرایطتان را بهتر کنید ممکنه بتوانید از پیشرفت بیماری تان جلوگیری کنید.

دشوارترین کار ایجاد تغییر در سبک زندگی است و تا وقتی که بیماران این کار را نکنند نتیجه نمی گیرند.بعضی افراد نمیدانند چه چیزی را باید تغییردهندونمیدانند چه بخورند و یا چه طوری باید زندگی کنند و اگر ما ندانیم چه کار باید بکنیم و تلاشی هم نکنیم طبیعی است که نتیجه ای نمی گیریم.
بسیاری از ما هر چه در توان داریم به کار می بریم تا درد تغییر را تحمل نکنیم.برای همین هم بسیاری از بیماران سرطانی به جای مراجعه به پزشکان طب جامع به پزشکان امروزی مراجعه می کنند و این در حالی است که آنها می دانند که شیمی درمانی چه عواقب دردناکی دارد ولی به جای اینکه بخواهند به دنبال تغییر سبک زندگی بروند ترجیح می دهند از قرص های معجزه آسا استفاده کنند.

اگر اعتقاد داشته باشید این بیماری شما را می کشد حتماً می کشد و وظیفه ما این است که با ارائه اطلاعات صحیح ،بیماران را از قالب یک قربانی خارج کنیم و به فردی پیروز تبدیل کنیم.
پیروزی در سرطان به تصمیم و اراده نیاز دارد و یک رویداد نیست: بعضی از بیماران سرطان را عذاب می دانند ولی آنها باید بدانند که سرطان عذاب نیست بلکه انعکاس ساز و کار اعتقادی ماست کسی که سرطان گرفته نباید فکر کند که دچار عذاب شده بلکه این نشان می دهد که اعتقادات او از او حمایت نمی کنند پس به جای لعنت فرستادن به سرطان بهتر است نگرشمان را عوض کنیم.
سرطان یک هشدار مبنی بر این است که باید تغییر کنیم و همین حالا باید این کار را انجام بدهیم ما باید تغییراتی عمیق و دائمی ایجاد کنیم چون در شرایط کنونی شما به سرطان مبتلا شدید شاید نیاز باشد خانه تان را عوض کنید،یا به شهر دیگری مهاجرت کنید یا ورزش خاصی انجام دهیدو...

برای اینکه بتوانید در سبک زندگیتان تغییر ایجاد کنید لازم است حمایت گروهی آگاه،دلسوز و قابل اعتماد که بتوانند به شما کمک کنند را جلب کنید تا بتوانید در برابر سیستمی که با حرص و آز نمی خواهند شما تغییر کنید یاریتان دهد.
این وظیفه بیمار است که در مورد پزشک و سبک و سابقه کارش تحقیق کند و پزشکی را انتخاب کند که با بیمار همراه باشد و باز ذهن باز هر چیزی را که ممکن است به بیمار کمک کند بپذیرد.همچنین بیماران حق دارند که نظر چند پزشک مختلف را در مورد بیماریشان بگیرند.

بر طبق کتابها،ژورنالها،مقالات و...علمی ثابت شده است که رژیم غذایی و نوع تغذیه بسیار مهم است بنابراین اگر پزشکی به شما بگوید تغذیه مهم نیست شما نباید بپذیرد همچنین اگر برای درمان سرطان به یک درمانگاه یا بیمارستان یا...می روید و آنها فقط بخشی از اعضای بدنتان را مورد بررسی قرار دادند باید بدانید که روششان اشتباه است بلکه آنها باید شما را به طور کلی و کامل مورد بررسی قرار بدهند چون سرطان بیماری کل بدن است و آنها باید شما را از لحاظ جسمی،روحی،عاطفی و...مورد بررسی قرار دهند.


قسمت دوم:
مدت زمان برنامه: 48 دقیقه

بیماران باید شخصاً وارد عمل بشوند و تا زمانی که آنها توانایی فکر کردن نداشته باشند و تمامی سرنوشتشان را به دیگران بسپارند ما باز هم مرگ و میر خواهیم داشت و آنها نباید همه چیز را به دست پزشکان بسپارند و آلت دست پزشکان و شرکتهای بیمه شوند بنابراین تا وقتی پیدایش تومور تغییر نکرده باشد هر لحظه ممکن است دوباره بیماری برگردد.

درمان سرطان ربطی به دارو ندارد اگر به بیمار یاد بدهیم که چه طور از سموم دوری کند و چه طور بدنش را سم زدایی و کمبودهایشان را جبران کند و سبک زندگی شاد و سالمی پیش بگیرد قطعاً موفق می شود. در واقع پزشکان به بیماران کمک می کنند تا با زندگی کنار بیایند وعوامل استرس زا را از خود دور کنند و سیستم ایمنی را تقویت می کنند و سیستم های درمانی بدن را تقویت می کنند و با این کار پیشرفت سرطان را متوقف و آن را درمان می کنند.

بدن شما خود را معالجه می کند: در واقع درمان قطعی به نیروی ذاتی و درونی بدن ما بستگی دارد و اقداماتی مانند جراحی و شیمی درمانی فقط خطر مرگ را دورتر می کنند و مسئولیت اصلی درمان بر عهده ی بدن ماست.بدن انسان دستگاهی بسیار منظم،قدرتمند و حیرت انگیز است و می تواند از خودش دفاع کند . توانایی درمان اکتسابی نیست و هیچ کس قادر به خرید و یا تجویز آن نیست ولی شما می توانید آن را در وجود خودتان پرورش دهید.

هزگز نگویید نمی توانید از روش های درمانی مکمل استفاده کنید هزینه ی آنها در مقایسه با شیمی درمانی بسیار کمتر است پس بهانه نیاورید.
اولین درمانی که به همه بیماران سرطانی توصیه می شود و به بهبود آنها کمک می کند ورزش است این کار رایگان است و برای همه مفید است و مثل شیمی درمانی سلولهای سرطانی را نابود می کند و دستگاه ایمنی را تقویت کرده و تا 50درصد سرعت رشد سرطان را کاهش می دهد در واقع ما معتقدیم که ورزش نوعی شیمی درمانی است که از بیرون بدن انجام می شود.

* بدن هم برای سم زدایی و هم برای تقویت دستگاه ایمنی نیاز فراوانی به اکسیژن دارد،گلبولهای سفیدی که به سراغ سلولهای سرطانی می روند برای داشتن خاصیت کشندگی خود کاملاً به اکسیژن وابسته اند و اگر از اکسیژن محروم بشوند بدن بی دفاع می ماند در واقع اشباع کردن بافتها به معنی مسلح کردن بدن و سیستم ایمنی در برابر عوامل بیماری زا و نامطلوب است و مهم نیست چگونه این کار را انجام می دهید با قدم زدن در جنگل یا استفاده از کپسول اکسیژن، فقط مهم این است که این کار را هر روز انجام دهید.

* نور خورشید نه تنها به ضد عفونی کردن بدن ما کمک می کند بلکه به بدن ما انرژی و نشاط می دهد و به تشکیل مواد شیمیایی در مغز کمک می کند و نتیجه آن تثبیت خلق و احساسات است،فوتونهای انرژی خورشیدی افسردگی را از بین می برند و نور آفتاب از شدت انواع بیماری ها روانی می کاهد.
تجویز ویتامین D3در کاهش خطر ابتلا به سرطان،ام اس و بسیاری از بیماریهای دیگر بسیار موثر است ولی افرادی که مقدار زیادی ویتامینD استفاده می کنند بیشتر دچار رسوب کلسیم در شریانهایشان می شوند چون کلسیمی که بدین ترتیب جذب می شود به طور کامل به طرف استخوانها هدایت نمی شود و در نتیجه درون عروق رسوب می کند اما ویتامینKعلاوه بر اینکه برای لخته شدن خون مفید است برای درمان و جلوگیری از سرطان هم بسیار مفید است و به نابود کردن سلولهای سرطانی کمک می کند.

* قند برای بیماران سرطانی خوب نیست زیرا سلولهای سرطانی برای سوخت و ساز از قند استفاده می کنند بنابراین بیمار سرطانی باید به سرعت از خوردن غذاهایی که سلولهای سرطانی دوست دارند دست بکشند.قندبه طور مستقیم باعث تقویت سلولهای سرطانی می شود و به طور غیرمستقیم با ایجاد مقاومت در برابر انسولین وافزایش ترشح انسولین به سلولهای سرطانی کمک می کند. قند سرطان را تقویت می کند هر سلول سرطانی 96گیرنده برای دریافت قند دارد بنابراین دسر،آب میوه مثل آب سیب و آب انگور را باید کنار بگذارند چون قند زیادی دارند آنها می توانند میوه های بسیار مغذی و کم قند مثل میوه های جنگلی و غیر شیرین را توصیه می کنم و اگر می خواهند سیب بخورند می توانند نصف یک سیب را با غذا بخورند چون غذا جذب قند را کمتر می کند.

* قند محیط بدن را اسیدی می کند و تعادل آن را برهم می زند و روند درمان را کندتر می کند در این حالت خون نمی تواند اکسیژن را منتقل کند و تمامی سوخت و ساز به جای حالت هوازی به سمت بی هوازی پیش می روند و تنها سلولهای سرطانی می توانند از این اسید که پیوسته تولید می شود استفاده کنند تحقیقات نشان داده است که PHبدن همه بیماران سرطانی زیر 7است یعنی اسیدی است و وقتی پس از یک هفته شیمی درمانی PHبه بالای 7 می رسد آنها بهتر می شوند خوردن همبرگر،دسر،شیرینی،بستنی،شکلات و...باعث می شود بدن اسیدی شود و تحت فشار قرار بگیرد زیرا از آن می خواهید که فرآیندهای بیوشیمیایی نامطلوبی انجام بدهد.

* برای داشتن یک رژیم غذایی سالم باید 80%غذاهایتان خام و تنها20% از آنها به صورت پخته باشند این نوع رژیم غذایی بدن شما را درمان می کند چون سبزیجات خام بدن را سم زدایی می کنند.

* بیماری معلول دو علت اصلی است: سموم و ناکارآمدی
اگر می خواهید بیماری را به صورت ریشه ای و دائم از بین ببرید باید از غذاهای ناکارآمدی که با کود شیمیایی تولید می شوند،فرآوری می شوند و یا به شکل های مختلف نگهداری می شوند پرهیز کرد. ما باید از تمامی مواد سمی و غیرطبیعی پرهیز کنیم و تنها از مواد غذایی تازه استفاده کنیم که با هیچ روشی نگهداری نمی شوند و درون ظروف شیشه ای و یا قوطی و...ارائه نمی شوند و از مواد افزودنی در آنها استفاده نشده باشد.

* اگر مواد سمی بدن را تسخیر کنند دیگر فایده ای ندارد و دیگر نمی توانند کار کنند در واقع رژیم غذایی نوعی عملیات سم زدایی را انجام می دهد.همچنین تنقیه قهوه سه بار در روز یک سم زدایی واقعی برای روده ها است.

* کولونیترو یک روش سم زدایی روده بزرگ است چون بخش عظیمی از وقت سیستم عصبی صرف از بین بردن سمومی می شود که وارد روده بزرگ می شوند ما با این داروی گیاهی به دستگاه ایمنی کمک می کنیم تا به جای مشغول شدن به این مواد به سراغ سلولهای سرطانی بروند.
گاهی اوقات با قرار دادن پا در بعضی مواد پوست را توسط بازهای ارگانیک سم زدایی می کنیم.
همچنین بعضی اوقات با تجویز مقدار زیادی آب به ویژه آب قلیایی و سپس قرار دادن بیمار در محیط گرم به او کمک می کنیم تا مقدار زیادی عرق کند و همراه عرق مقدار زیادی از سموم از بدنش دفع شود.

* مکمل غذایی: اگر قند خون شما بالاست و روان و عواطف شما بسیار نامتعادل است تنها با کم کردن مصرف اسیدهای چرب می توانید این تعادل را از نو برقرار کنید.
ترکیب ویتامینCزیاد و اکسیژن زیاد می تواند به سلولهای ایمنی در از بین بردن سلولهای سرطانی کمک کند به همین جهت به بیماران مقدار زیادی ویتامین Cتزریق می شود و آنها را درون دهلیز با اکسیژن فراون قرار می دهند در این وضعیت سلولهای سرطانی مقدار زیادی ویتامینC دریافت می کنند ولی با وجود اکسیژن فراوان نمی توانند آن را سوخت و ساز کنند و برای همین مقدار زیادی پراکساید هیدروژن تولید می شود که ماده ای بسیار سمی است و توده را از بین می برد بنابراین ویتامینCاثری کشنده بر تومور دارد و به سلولهای ایمنی را تقویت می کند. ویتامینCبرای زندگی سالم و طولانی موثر است.

* یکی از علل بیماری پروتئین های هضم نشده است در واقع انباشته شدن آنها بر روی سطح سلول آن را بیمار می کند،بیشتر این پروتئین های هضم نشده متعلق به غذاهای پخته است. در تحقیق گسترده ای که بر روی آنزیم ها صورت گرفت روش آنزیم درمانی برای درمان برخی از انواع سرطانها پذیرفته شده است و اثرش از شیمی درمانی هم بیشتر است معمولاً این آنزیم ها نه تنها پروتئین های هضم نشده بلکه لایه ی پروتئینی که تومور روی خودش کشیده را از بین می برند و اجازه نمی دهند که تومور خودش را از حمله ی سلولهای ایمنی به طور کامل در امان نگه دارد.

* یکی از مهمترین روش ها برای تقویت دستگاه ایمنی روش هایپرترمی یا تب مصنوعی است و معمولاً در درمان بیماریهای پیشرفته که استخوان ها،ریه و کبد را درگیر کرده است استفاده می شود؛اگر کلیه ها عملکرد خوبی نداشته باشد باید از هایپرترمی موضعی استفاده شود ولی اگر کلیه ها به خوبی کار کنند هایپرترمی کل بدن همراه با مقدار کمی شیمی درمانی و انسولین درمانی انجام می شود این روش میزان موفقیت بالایی دارد و در درمان سرطان سینه و پروستات نتایج معجزه آسایی دارد.
مکانیسم این روش به این صورت است که گرما از پوست نفوذ می کند و به مویرگهای زیرپوستی می رسد و به تدریج خون را گرم می کند این خون گرم شده در بدن جاری می شود و در نتیجه دمای بدن را افزایش می دهد اگر تمام بدن را گرم کنیم موادی روی بدنه ی سلولهای سرطانی تشکیل می شود که با استفاده از آنها سلولهای ایمنی خیلی زودتر و بهتر می توانند آنها را پیدا کنند.البته این روش نیاز به پیگیری های بعدی دارد چون بعد از درمان عوارض جانبی هم دارد از جمله اینکه مقدار زیادی سم درون بدن انباشته می شود و باید کنترل شوند و اگر این کنترل به خوبی انجام نشود عواقب بدی خواهد داشت.

* هایپرترمی موضعی: اصول این روش این است که سلولهای سرطانی طی هر جلسه ی درمان 40-60دقیقه به وسیله ی امواج رادیویی گرم می شوند در نتیجه سرعت فعالیتشان بالا می رود ولی چون مقدار کافی مواد غذایی و اکسیژن در اختیارشان قرار نمی گیرد بنابراین شروع به تخمیر مواد قندی اطرافشان می کنند تا انرژی بدست آورند این تخمیر باعث اسیدی شدن محیط می شود و اسید بافتهای سرطانی را از بین می برد.وقتی تمام بدن را گرم می کینم سیستم ایمنی بهتر کار می کند ولی در هایپرترمی موضعی این اتفاق نمی افتد و فقط باعث می شود مواد پروتئینی روی دیواره ی سلول های سرطانی ایجاد بشود و سلولهای ایمنی آن را سریعتر پیدا کنند و از بین ببرند.
این روش با پرتودرمانی بسیار متفاوت است چون در پرتودرمانی بافتهای سرطانی به همراه سلولهای اطرافشان از بین می روند و این در حالی است که بافتهای پیرامونی باید زمینه را برای پاسخ سلولهای ایمنی و حمله آنها و همین طور خون رسانی و تامین مواد غذایی بافتهای آسیب دیده فراهم کند و اگر ما بافتهای اطراف آن را از بین ببریم از همه اثرات مثبت آن محروم می شویم.

* هایپرترمی پروستات: در این روش نیز توسط امواج رادیویی،پروستات 48-52درجه گرم می شوند و این کار به مدت سه ساعت طول می کشد در این روش سلول های سرطانی می میرند و پس از آن به مدت 6ماه به بیمار داروهای تنظیم کننده هورمونی داده می شود تا مطمئن شویم که آنتروژن ها سلولهای سرطانی را تقویت نمی کنند بعد هم درمان قطع می شود و بیمار تحت نظر قرار می گیرد با این روش هزاران بیمار درمان شده اند و در دوره ده ساله بعد از درمان هیچ مشکلی نداشتند.

* اوزون درمانی: در این روش هنگام تصفیه خون بیماران آن را با اوزون به صورت محلول تقویت می کنیم و پس از نابود کردن عوامل بیماری زا خون را دوباره به بدن تزریق می کنیم.
درمان سرطان دندانی

* یکی از کارهایی که مقدار زیادی سم وارد بدن می کند و سم آن هزاران برابر سمی است که میکروبها وارد بدن می کنند پر کردن دندان است وقتی دندانی را می کشیم سوراخ ریشه ی آن در فک پر نمی شود و لیگامان های مرده ای اطرافش هم مزید برعلت می شود تا کانونی عفونی درون آن حفره به وجود بیاید و این عفونت مزمن درون استخوان می تواند به بدخیمی تبدیل بشود.

پر کردن دندان به روش روت کانال: معمولاً پر کردن ریشه ی دندان یا همان عصب کشی کانونی را برای رشد باکتری های بی هوازی به وجود می آورد که بسیار سمی هستند و می توانند بدون اکسیژن و خون رسانی دوام بیاورند آنها ماده ای را تولید می کنند که بین لعاب و بخش مرکزی دندان قرار گرفته است این بخش از میلیونها لوله ی کوچک که باکتریها درون آن زندگی و رشد می کنند تشکیل شده و گازی تولید می کنند که از طریق لعاب دندان به استخوان فک منتقل می شود و از طریق خون وارد لثه و بقیه بدن می شود و به تمامی اندام های بدن می رسد وقتی دستگاه ایمنی فرد با چالشی عاطفی یا...روبرو می شود با وجود این سموم نمی تواند عملکرد قابل توجهی داشته باشد.

مواد ضد سرطان: غذای ما حاوی مولکول هایی است که روی ژنها تاثیر می گذارند اگرچه مقدار برخی از آنها آنقدر کم است که نمی توانند به طور مستقیم ژن ها را دستکاری کنند ولی می توانند مغز را وادار کنند که ژنی را خاموش یا روشن کند اگر ما بتوانیم ژنهای عامل بروز یک بیماری را خاموش کنیم می توانیم آن بیماری را ریشه کن کنیم اما اگر سلولهای ایمنی ما به قدر کافی فعال نباشند احتمال بروز سرطان باز هم وجود دارد و ما باید به طور مرتب عملکرد ژنها را زیر نظر بگیریم البته می شود با تغییر سبک زندگی،ورزش،رژیم غذایی سالم و فعالیت ذهنی مناسب از خودمان محافظت کنیم.

تنظیم کننده های هورمونی: منظور از تنظیم کننده های هورمونی غذاهای تازه،مواد آلی،ویتامین ها،مواد معدنی،اسید های چرب ضروری که از روغن ماهی و روغن گیاهی و روغن گیاهی مثل روغن نارگیل و زیتون بدست می آید و نه روغن های اشباع شده ی جامد و سفید رنگی که در سوپر مارکتها دیده می شود که معمولاً از روغن آفتابگردان تولید می شود که روغن های خوبی نیستند، ما نیاز به روغن های سالم،آب سالم و تصفیه شده،خواب کافی،ورزش و قرار گرفتن در معرض نور خورشید داریم بدون اینکه از ضدآفتابها که سمی هستند و توازن هورمونهای بدن ما را بهم می زنند استفاده کنیم.

* استفاده از هر روش درمان غیرطبیعی عوارض جانبی غیرطبیعی هم دارد به عنوان مثال شیمی درمانی که می دانیم در نابود کردن سلول ها موثر است ولی این روش هم سلول های سرطانی و هم سلول های سالم را نابود می کند سلول هایی که ما به آنها نیاز داریم ولی چنین روشی در طبیعت نیست درمانهای طبیعی بسیار انتخابی عمل می کنند مثلاً از عصاره ی نوعی گیاه برای درمان نوعی سرطان بدخیم پوست ،پانکراس،سرطان روده ی بزرگ و...استفاده می شود که هیچ عارضه ی جانبی هم ندارد و اگر اثر این داروها روی سرطانی را با اثر شیمی درمانی مقایسه کنید می بینید که اثر کشندگی یکسانی دارند و تعداد یکسانی از سلولهای تومور را از بین می برند و اگر به فرد به عنوان دارو داده شود عوارض شیمی درمانی را ندارد.

* اثر تقویتی انسولین: سرطان گیرنده ی انسولینی دارد و در سلولهای سرطانی تعداد این گیرنده ها بیشتر از سلولهای عادی است بنابراین اگر شما قند مصرف کنید و پانکراس شما انسولین تولید کند بخش زیادی از این قند به مصرف سلولهای سرطانی می رشد چون سلول سرطانی بیش از سلول عادی قند مصرف می کند اگر قند خون بین30-50نگه داشته شود مقدار کمی داروی شیمی درمانی کافی است تا یک راست وارد سلولهای سرطانی بشوند و سپس ما می توانیم سطح قند خون را افزایش بدهیم و بدن بیمار را گرم کنیم یعنی وقتی سلول از داروی شیمی درمانی پر شد آنرا گرم می کنیم و پس از یک الی یک ونیم ساعت هایپرترمی سلول سرطانی کاملاً از بین می رود و این روش برای همه سرطانها موثر است.


قسمت سوم:
مدت زمان برنامه: 27:06

درمان مترونومیک: معمولاً هر 6سلول سرطانی در کنار یک مویرگ قرار می گیرند و به همین دلیل به سرعت رشد می کنند ولی وقتی تعدادشان زیاد شد سلول های وسطی به اندازه کافی خون دریافت نمی کنند و در نتیجه رشد توده متوقف می شود ممکن است به مدت 30-20-10سال رشد چندانی نداشته باشند اما متاسفانه در مرحله ای این تومور شروع به تولید و ترشح فاکتورهای رشد مختلف می کند و این فاکتورها سبب رشد و شاخه شاخه شدن عروق می شوند و بدین ترتیب توده ی سرطانی می تواند برای خودش رگ تولید کند و به رشدش ادامه بدهد.

یک رویداد بیوشیمی عجیب در دیواره ی عروق رخ می دهد که زمینه را برای رشد عروق او مهیا می کند و خون کافی در اختیار سلول های قرار می دهد پس از اینکه توده ی سرطانی خون و مواد غذایی کافی دریافت کرد رشدش زیاد می شود ،برای جلوگیری از این فرآیند مقدار کمی ماده شیمی درمانی به نام مترونوم را به طور روزانه به بیمار بدهیم و این مقدار کم کافی است تا از تشکلیل عروق جلوگیری کند،موادی مثل چای سبز نیز چنین خاصیتی دارند.
مردم بیدار می شوند
در درمان بیماری رژیم غذایی تاثیر بسزایی دارد و تغییر عادات بد غذایی بسیار مهم است البته این کار ساده ای نیست ولی کار چندان دشواری هم نیست.
عادت های سالم
ذهن آدمی از دو بخش خود آگاه و ناخود آگاه تشکیل شده است که کاملاً متفاوت عمل می کنند در خودآگاه تفکر عمدی و سنجیده انجام می شود ولی در ناخود آگاه عادتها زمینه ساز واکنش های ما هستند.برای اینکه عادتهای سالمی پیدا کنید باید بارها بارها آن را تکرار کرد تا در ناخودآگاه ثبت بشود و این عادتهای سالم هستند که سلامتی شما را تضمین می کنند و برای کسب آنها به 6الی یک سال زمان نیاز داریم و برای این کار به زمان،تکرار و انگیزه نیاز دارید.
انگیزه
مطالعات نشان داده که اگر مهربانی بکنید این مهربانی و اثر آن در مغز می تواند اثرات روابط بین فردی ناسالم،رژیم غذایی نامناسب،ورزش ناکافی،نور خورشید ناکافی و آب کم را در بدن شما خنثی کند.
بیماران سرطانی نباید هیچ کاری را با هدف جلوگیری از مرگ انجام دهند بلکه باید هدف شما از اصلاح رژیم غذایی،ورزش کردن ،مصرف ویتامین و مهربانی کردن خوب زندگی کردن باشد.

سم زدایی روان: اگر جسم ما از مواد سمی داخلی و خارجی پر شده باشد روی ذهن و روانمان هم تاثیر می گذارد و دیگر قادر نیستیم به خوبی فکر کنیم و ذهنمان بسیار درگیر می شود و در چنین شرایطی است که بهتر می توانیم احساسات و عواطفمان را تصحیح کنیم و اگر قلیان کرد آن را آرام کنیم و وقتی در مورد آنها صحبت می کنیم از این لحاظ تا حد زیادی تخلیه می شویم و متوجه می شویم که اتفاقی که ما را غمگین کرده آن قدرها هم غمگین کننده نبوده است و با این کار در واقع ذهنمان را سم زدایی می کنیم با سم زدایی جسم احساس سلامتی بیشتری می کنیم و خستگی و درد مان از بین می رود که به آن واکنش التیامی گفته می شود این واکنش در مغز هم وجود دارد وقتی سموم از مغز بیرون می روند و منفی بافی کمتر می شود مردان هم مثل زنان اشک می ریزند و آنها نمی دانند که چرا گریه می کنند ولی راحت می شوند و تمام سیاهی های ذهن آنها به یکباره از بین می رود و ذهن افراد پس از افسردگی و اضطراب به آرامش کافی می رسد و آنها می توانند دوباره از مغزشان استفاده کنند چون مغز هم مانند بقیه بدن است و ممکن است مسموم بشود.

* مراقبه: مدیتیشن یک روش سم زدایی ذهن است تنها راه جمع کردن حواس شما از گذشته و آینده این است که آنها را در زمان حال جمع کنیم. آرامش دستگاه ایمنی را تقویت می کند و هر چه استرس ما کمتر بشود دستگاه ایمنی هم قویتر می شود با تنش زدایی های عصبی و آرام سازی، استرس را از بین می بریم چون استرس وضعیت هورمون ها را به هم می زند و دستگاه ایمنی را تضعیف می کند ما می توانیم با روش ها تنش زایی عصبی و البته پرورش اعتقادات معنوی،استرس را سرکوب کنیم و تعادل هورمونی بدنمان را بدست آوریم .

بعضی از افراد سرطانی می گویند سرطان به آنها کمک کرده تا خودشان را بهتر بشناسند،زندگیشان را بازسازی کنند،تمرکز ذهنی را یاد بگیرند،با دیگران رابطه ی بهتری پیدا کنند و به جسمشان رسیدگی کنند و...
سرطان می تواند چیزهای زیادی را وارد زندگی ما بکند که قبلا نداشتیم ما به کمک سرطان می توانیم مشکلاتی را حل کنیم که در شرایط عادی قادر به حل آنها نبودیم در واقع سرطان یک فرصت است که به ما کمک می کند که مفهوم زندگی را بفهمیم و چیزهای جدیدی را یاد بگیریم وقتی به نقش روحیه و ایمان داشتن در درمان بیماری های مزمن فکر می کنیم می فهمیم که وقتی روان تغییر کند نگرش فرد نسبت به بیماری هم تغییر می کند.سرطان باعث می شود تا زندگی را از زاویه ی دیگری ببینیم و ابعاد سلامت را بهتر درک کنیم.

نشانه های سرطان در یک فرد،زنگ هشدار برای همه به صدا در می آورد یکی از مهمترین مزایای آن آگاهی همه افراد خانواده است و اینکه باید از کودکی به فرزندانشان همه چیز را یاد بدهند در واقع این حادثه به نفع تمامی افرادی است که با یک فرد سرطانی برخورد دارند چون آنها می توانند افراد دیگر را راهنمایی کنند.

با پولتان تغییر ایجاد کنید: ما به عنوان افراد جامعه قدرت داریم، بازار را تغییر بدهیم با عرضه و تقاضا تنها چیزی که می تواند شرایط اقتصادی را تغییر بدهد میزان تقاضاست. فروشنده ها همیشه به سبد خرید نگاه می کنند و اگر شما هنگام خرید مواد غذایی طبیعی تازه و سالم را انتخاب کنید قطعاً می توانید کشاورزی منطقه را تقویت کنید و از غذای سالم بهره مند شوید شما با این انتخاب همه چیز را به سمتی سوق می دهید که دنیا و طبیعت به جایگاه طبیعی اش برگردد و انسان به جایگاهی برگردد که د ر فرآیند خلقت برایش در طبیعت در نظر گرفته شده که جایگاه بسیار بالایی است.

هر چه بحران جدی تر بشود زمان تغییرات هم نزدیکتر می شود و این اتفاق باید خیلی زودتر رخ بدهد بنابراین بحرانهایی که روند تکامل را به پیش می برند و ما با آنها روبرو هستیم تغییر را ضروری کردند و اگر این روند ادامه پیدا کند تا 40سال آینده نسل انسان منقرض می شود و اقیانوس ها از ماهی خالی می شود و این یعنی حتی در اقیانوس ها هم غذا پیدا نمی شود ما وقت زیادی نداریم و باید به سرعت تغییر کنیم.

سخن آخر
سرطان مساوی با مرگ نیست شما می توانید روند آن را معکوس کنید و می توانید برای مدتی بسیار طولانی با سرطان زندگی کنید و زندگی با کیفیت و خوبی داشته باشید،سرطان به معنای حکم مرگ نیست و این بیماران اگر به اندازه ی کافی اطلاعات کسب کنند،گزینه های زیادی پیش رو دارند تا با سرطان زندگی کنند یا روند آن را معکوس کنند و تا وقتی که شما بتوانید به بدن خود برای التیام یافتن کمک کنید سرطان قابل درمان است.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

دسیسه ژنتیک

پست جديدتوسط pejuhesh232 » جمعه فبريه 06, 2015 11:11 pm

دسیسه ژنتیک


The genetics conspiracy
نویسنده:منفرد لدویگ
سال ساخت:2007
کشور سازنده:-
مدت زمان:26 دقیقه


معرفی و توضیح مختصر:

شرح مختصر فیلم:
این فیلم در واقع گزارشی است اجمالی در مورد محصولات دستکاری شده ژنتیکی و تحقیق و بررسی اینکه این نوع مواد غذایی تغییر یافته تا چه حد می توانند خطرناک باشند. در این فیلم اشاره شده است که کشورهای سازنده ی این محصولات در تبلیغات خود ادعای آن را دارند که با نوآوری های ژنتیک محصول بیشتری تولید می شود، با گرسنگی در جهان مبارزه می شود و نیاز به آفت کش ها کمتر می شود.
این در حالی است که تحقیقات و بررسی ها بر روی گیاهان دستکاری شده ژنتیکی نشان می دهد که بیشتر آنها آفت کش ها را به مقدار زیاد تحمل می کنند آنها سالم می مانند در حالیکه گیاهان هرز علفزارها از بین می روند.

در تحقیقاتی که به وسیله شبکه جهانی درباره خطرات این محصولات انجام شد بیش از نیم میلیون نمونه پیدا شد که بیشتر آنها حاکی از خطرات حساسیتی است. مقالات و نظریات فراوانی هم در زمینه خطرات این محصولات نوشته شده که از مهمترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد :

* مقاله یک پروفسور ژاپنی که از مدارک و مجوزهای تولید دانه های دستکاری شده ژنتیکی انتقاد کرده و در این مدارک تعبیرات نادرست، نتیجه های غلط و اطلاعات پراخت نشده ای را یافته که اتهامات جدی به حساب می آیند

* دانشمندی در شمال فرانسه به این نکته اشاره کرد که آزمایشات انجام نشده بر روی حیوانات برای اثبات بی خطر بودن غذاهای تغییر ژنتیکی ناتمام مانده است.

پروفسور ژیل معتقد است آزمایشاتی که تولید کنندگان محصولات دستکاری شده ژنتیکی برروی حیوانات انجام می دهند تا بی خطر بودند این غذاها را نشان دهند به نحوی طراحی و برنامه ریزی شده اند که مسائلی مخفی بماند. این درحالی است که آزمایشات اصولی که بر روی موش ها صورت گرفت حاکی از آن بود که در طی 90 روز تغذیه موش ها از این غذاها در میان آنها مسمومیت دیده شده و این یعنی مصرف کنندگان از این محصولات هم ممکن است دچار مشکلات کبدی و کلیوی شوند.

در تحقیقاتی که در کشور ژاپن به عنوان یکی از بازارهای بزرگ مصرف کننده محصولات دستکاری شده ژنتیکی صورت گرفت دیده شد که با وجود مخالفت مردم این کشور با مصرف گیاهان تغییر یافته ژنتیکی، شرکتهای تولید کننده این محصولات با سوء استفاده از عادات غذایی مردم توانستند بازار مصرف خوبی برای خود به وجود آورند و سود کلانی بدست آورند.

خانم ایراساوا و دستیارانش برای بررسی در مورد مجوزها و ...شرکتهای تولید کننده این محصولات به وزارت بهداشت ژاپن رفته و با دقت فراوان مدارک را بررسی کردند و متوجه شدند که اختلافات فراوانی میان نسخه ژاپنی و آمریکایی این مدارک وجود دارد برای مثال در نسخه ژاپنی تغییرات وزنی بر روی حیوانات ذکر نشده بود. خانم ایراساوا برای اینکه بتواند به طور علمی این مدارک را مورد بررسی قرار دهد آنها را در اختیار پروفسوری قرار می دهد و ایشان با انجام آزمایشاتی ثابت می کنند که آزمایشات انجام شده توسط شرکتهای تولید کننده محصولات تغییر یافته ژنتیکی غلط و فریب دهنده است.

در آلمان نیز اکثر مردم علاقه ای به مصرف غذاهای تغییر یافته ژنتیکی ندارند ولی محصولات تغییر یافته ژنتیک از کشورهایی همچون آرژانتین و برزیل به طور گسترده ای وارد این کشور می شوند و پس از انجام فرآیندهای بعدی با مواد دیگری ترکیب شده و به طور پنهانی وارد نان،بستنی،و دیگر شیرینی جات می شوند.

وزیر سابق حفظ حقوق مصرف کنندگان آلمان می گوید: کمیسیون اتحادیه اروپا تحت سلطه شرکت های دستکاری ژنتیکی قرار گرفت و آنها اجازه دادند شرکتهای آمریکایی مرتبط با این مسئله هم به آنها فشار بیاورند و با بهانه های نادرست علمی و مطرح کردن موضوع هایی که تنها به نفع دستکاری ژنتیکی است تمام کارهای دستکاری ژنتیکی از بخش علمی تا صدور مجوز یک بی آبرویی بزرگ است.

در تحقیقی که در آرژانتین به عنوان کشوری با سابقه تجربه ده ساله در کشت محصولات دستکاری شده ژنتیکی صورت گرفت گزارشات نگران کننده ای درباره محصولات به دست آورده شد که حاکی از افزایش شمار آفت کش ها، بیمار شدن مردم، رشد علفهای خیلی مقاوم بود و این در حالی است که قرار بود با استفاده از محصولات تغییر یافته ژنتیکی نیاز به آفت کش ها کمتر شود ولی اخبار از آرژانتین دقیقاً عکس آن را می گویند.

به جای آنکه کشاورزان نیاز خود را به آفت کش ها کم کنند بیشتر به محصولات انحصاری دستکاری شده ژنتیکی و آفت کش ها وابسته شدند علاوه بر این خطر مبهمی برای مصرف کنند گان است. مشاهده کشتزارهای سویاهای دستکاری شده ژنتیکی در آرژانتین نشان داد که خاکی که سویاها در آن کشت می شوند به علت استفاده زیاد از آفت کش ها مرده و خاکستری رنگ شده و این آفت کش ها هر گیاهی به جز سویا را می کشند در حالیکه بعضی از علفها را بسیار مقاوم می کنند.

کشاورزان به شرکتها وابسته شده اند و هیچ کس نمی تواند از این کار کناره گیری کند کشاورزان آرژانتینی می گویند که در گذشته فقط یک الی دو لیتر آفت کش استفاده می کردند در حالیکه با کشت محصولات تغییر یافته ژنتیکی اکنون این میزان به ده لیتر افزایش پیدا کرده است و آنها مجبور شده اند برای از بین بردن علفهای خیلی مقاومی که در اثر استفاده زیاد آفت کش ها به وجود آمده اند از مواد شیمیایی غیر مجاز هم استفاده کنند.

دکتر داریو جیان که یک دکتر محلی است و همیشه در حال مداوای بیماری های مسمومیتی بوده است کشاورزی را معرفی می کند که در میان مزرعه ی سویای همسایه شان با خانواده و حیواناتش زندگی می کند.
او می گوید نتوانسته از شر هوای مسموم آفت کش ها در امان باشد و تمام گاوهایش را به خاطر چریدن و خوردن از محصولات دستکاری شده ژنتیکی از دست داده است و دیگر نمی تواند با این شرایط حیوانی را نگهداری کند. او می گوید خودش و همه افراد خانواده اش به مسمومیت شدید گرفتار شده اند.

تحقیقات دیگری هم وجود دارد که رابطه آفت کش ها و شیوع سرطانی نادر بین کشاورزان را اثبات می کند.
با اینکه تحقیقات و اسناد فراوانی مبنی بر خطرات و... شرکتهای تولید کننده محصولات دستکاری شده ژنتیکی وجود دارد ولی هیچ نهاد و سازمانی با این موضوع برخورد درستی نمی کند و هرکس مسئولیت را بر عهده دیگری می اندازد.حتی وقتی در بروکسل که محل بسیاری از اتحادیه های اروپا است تصمیم گرفته شد که، تا خطرات احتمالی غذاهای دستکاری شده ژنتیکی کاملاً مشخص نشده است اجازه نمی دهیم که به دست مصرف کنندگان برسد. با سفرهای مرتب و حرکات فریبنده تجارت بیوتکنولوژیک برای متقاعد کردن سیاستمداران درباره دستکاری ژنتیکی و فشارهای دولت ایالات متحده بر اروپا به راحتی این تصمیم لغو گردید و این موضوع به خاطر این است که حتی مسئولان بخش غذایی در اتحادیه اروپا کاملاً مستقل نبوده و حتی متهم به همکاری و عضویت محرمانه در مجمعی برای پیشرفت دستکاری شده ژنتیکی هستند.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

دانه های تلخ

پست جديدتوسط pejuhesh232 » جمعه فبريه 06, 2015 11:14 pm

دانه های تلخ


دانه های تلخ Bitter Seeds

Image

نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: میکا پلد / Micha Peled
شرکت سازنده: Teddy Bear Films
کشور سازنده:آمریکا
سال تولید:2011
مدت زمان:88 دقیقه


معرفی و توضیح مختصر:

شرح مختصر فیلم:
این مستند در واقع نگاهی است کلی به زندگی و مشکلات کشاورزانی که در اثر استفاده از بذرهای دستکاری شده ژنتیک دچار بحران عظیمی شده اند به طوری که این موضوع به مسئله مرگ و زندگی آنها مبدل شده است .در حالی که هند بزرگترین جمعیت کشاورز جهان را دارد این موضوع به حدی برای انها مشکل ساز شده است که در 16 سال اخیر در این کشور 250 هزار نفر از کشاورزان هندی اقدام به خودکشی کرده اند و آمار نشان می دهد که در این کشور هر نیم ساعت یکبار یک کشاورز بر اثر خودکشی جان خود را از دست می دهد.

موضوع از جایی شروع شد که شرکت های تولید کننده بذرهای دستکاری شده ژنتیکی با تبلیغات گسترده مدعی شدند که استفاده از این بذرها میتواند باعث درآمد بیشتر کشاورزان بشود و در عین حال آفت ها را به خود جذب نمی کند. اما با گذشت زمان زمینهایی که زیر کشت چنین بذرهایی رفته بودند به شکل فزاینده ای نیازمند کود و آفت کش ها شدند که قیمتشان بالا بود همچنین بذرهای دستکاری شده ژنتیک قابل تجدید نبوده و باید هر سال خریداری و کاشته شوند که این خود هزینه بالایی را به کشاورزان تحمیل می کند.

با ورود بذرهای دستکاری شده ژنتیک به بازار پس از مدت کوتاهی بذرهای بومی نایاب شدند و همه مجبور به استفاده از این بذرها شدند این در حالی است که خانواده های کشاورزان می گویند برای کاشت این بذرها باید پول زیادی هزینه کنند و چون اکثر خانواده ها از پس این هزینه ها برنمیایند ناچار باید از بانکها وام بگیرند ولی 80%کشاورزان موفق به دریافت وام نمی شوند و برای همین به سراغ رباخواران رفته و زیر بار سود سنگین آنها می روند و رباخواران هم در ازای پرداخت پول به آنها تمام زمین های کشاورزی آنها را می گیرند تا در صورت تسویه حساب آنها را دوباره به صاحبانشان برگردانند.و این به این معناست که اگر کشاورزان محصول خوبی بدست نیاورند زمینشان را هم از دست خواهند داد و این در حالی است که اگر باران نبارد یا یا باران شدید ببارد آنها محصول خوبی نخواهند داشت.

در واقع بذر دستکاری شده ژنتیک برای اینکه محصول بهتری بدهد باید طبق یک جدول زمانی دقیق به آب و کود بیشتری نیاز دارند و این در حالی است که کشاورزان هندی امکان آبیاری ندارند و همگی به صورت دیم کشاورزی می کنند.

یکی از مسئولین دلیل خودکشی کشاورزان را مخارج بالای کاشت ونگهداری بذرهای دستکاری شده ژنتیک دانسته و می گوید درآمد حاصل از کاشت نمی تواند هزینه اولیه را پوشش دهد و دولت هم محصولات را به قیمت مناسبی خریداری نمی کند ولی با اینکه کیفیت بذرها خوب نیست کشاورزان مجبور هستند از آنها استفاده کنند.
کشاورزان قدیمی می گویند که مخارج در قدیم اصلاً زیاد نبود چون آنها می توانستند بذرها را در زمین ذخیره کنند و مجبور به خرید بذر نبودند و به کود شیمیایی هم نیاز نداشتند و به جای کودهای شیمیایی از کودهای طبیعی گاوهایشان استفاده می کردند.

دکتر واندانا شیوا معتقد است روشی که شرکتهای تولید کننده بذرهای دستکاری شده برای از بین بردن بذرهای بومی و معمولی انجام می دهند این است که نزد کشاورزها می روند و به آنها می گویند که بذرهای بومی و قدیمی دیگر به درد نمی خوردند و محصولی به بار نمی یاد در حالیکه بذرهای دستکاری شده همیشه و همه وقت بخواهند در دسترس آنهاست و محصولش هم بهتر است کشاورزان هم قبول می کنند و بذر بومی را کنار می گذارند و رفته رفته این کار همه جا رواج پیدا می کند و دیگر محصولی که با بذر بومی عمل امده باشد در هیچ جا دیده نمی شود. او می گوید اگر کشاورزان بدانند که چقدر هزینه می کنند کشاورزی را کنار می گذارند چون در این نوع کشاورزی هزینه بذر،کود،سم و ماشین آلات خیلی بیشتر از ارزش محصولی است که تولید می کنند.
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

آینده غذا

پست جديدتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه مارس 02, 2016 12:27 am

آینده غذا


آینده غذا (the future of food)

Image

کارگردان: دبورا کونس گارسیا
ژانر: مستند علمی
سال ساخت: 2005
کشور سازنده: آمریکا
موسسه ناشر:لیلی فیلمز
مدت :85 دقیقه
حجم: 253.44مگابایت
فرمت:vob
پخش از تلویزیون ایران: شبکه چهار سیما

معرفی و توضیح مختصر:بررسی تحولات و دستکاری ژنتیک بر روی محصولات غذایی

شرح مختصر فیلم:
بیش از 12000سال پیش کشاورزی شکوفا،و تمدن ها متولد شدند.انواع مختلف مواد غذایی تولید و به صورت محلی عرضه می شد.
اما پس از ساخت بمب های نیتروژنی کودهای نیتروژنی به وجود آمدند و گاز اعصاب با اندکی تغییر به آفت کش ها تبدیل شد .
افزایش تولید غذا،کاهش قیمت ها و دسترسی آسانتر موجب شروع سیر جدیدی در کشاورزی گردید.

برای سالهای متمادی زمینهای کشاورزی به کشت تک محصولی مشغول می شدند و این باعث برخی از مصیبت ها گردید و خللی زیست محیطی را به همراه داشت که باعث زیاد شدن حشرات و بیماری ها بود و موجبات مرگ میلیونها نفر را ایجاد نمود.

به همین علت کشاورزان به ناچار مجبور به استفاده از سم ها و آفت کش ها شدند.
علاوه بر آن شرکت مونسنتو که ارائه دهنده کودهای شیمیایی و آفت کش ها بود فروش بذر را هم آغاز نمود وبا خرید سهام بقیه رقبای خود و با انحصاری کردن بذرها نوعی استعمار پنهان را در سراسر جهان بنا نهاد این شرکت با دستکاری ژنتیکی بذرها بر روی آنها تغییراتی را در سلول های و ژنهای مواد غذایی پدید می آورد و با دستکاری آنها باعث معدوم شدن بذرها و یک بار مصرف بودن آنها می شد.

بذرها به سرعت بین کشاورزان توزیع شده و حتی زمین های کشاورزانی را که مایل به کشت بذرهای دستکاری شده نبودند به وسیله باد آلوده کردند و موجب از بین رفتن بذرهای بومی و اصیل شدند.
این کار سبب شد تا کشاورزان مجبور به خرید سالانه بذر از این شرکت ها شوند و منبعی برای منافع شرکت ها شوند.

دستکاری ژنتیک در واقع نوعی هجوم به سلول است که ارزش غذایی سلول های غذایی را از بین می برد و باید حتما آزمایش و بررسی شود زیرا تا به حال موارد زیادی از آلرژی و مسمومیت با این مواد غذایی گزارش شده است.
اکنون پس از گذشت مدتها از ظهور مواد غذایی دستکاری شده ژنتیک دوباره مردم به سمت مواد غذایی سالم و بومی روی آورده اند و خواستار متوقف شدن این روند هستند.

Image
pejuhesh232
 
پست ها : 8794
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm


بازگشت به رسانه تصویری

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: ClaudeBot و 0 مهمان


Aelaa.Net