جوع البقره

جوع البقره

پست جديدتوسط pejuhesh234 » چهارشنبه اکتبر 12, 2011 2:16 pm

.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

علائم و نشانه های بیماری از نگاه طب کهن

پست جديدتوسط pejuhesh234 » چهارشنبه اکتبر 12, 2011 2:17 pm

علامتهاي آن
نخست " شهوت كلبي" و " اسهال" بوده باشد و به سبب " اسهال" رگها تهي گشته باشد و قوت ساقط شده و گاه گاه " غشي" افتد. و گاه باشد كه سبب " غشي" بلغم زجاجي (1) باشد، كه فم معده را سنگين كند و مزاج آن تباه كند، و قوت جاذبه را به طريق استرخاء از كار باز دارد و شهوت باطل كند و بدان سبب، اندامها گرسنه ماند و قوت ساقط شود و علاج مشكل گردد، از بهر آنكه تنقيه معده را به استفراغ حاجت آيد و ضعف قوت ازآن باز دارد. و اين علت مردم سرد مزاج و كساني را افتد كه اندر سرمااستفراغ كنند. و اين علت را جوع البقر را از بهر آنكه گويند كه گاورا اين علت بسيار افتد.

1ـ بلغم زجاجي يا شيشه اي، بلغم [ستبر] و شبيه شيشه گداخته ميباشد، به بحرالجواهر رجوع شود كه هفت نوع بلغم آورده است.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

نگرش کهن و اسلامی به بیماری

پست جديدتوسط pejuhesh234 » چهارشنبه اکتبر 12, 2011 2:19 pm

جوع البقره (1)
اين علت بيشتري از پس شهوت كلبي افتد و آن گرسنگي همه اندامها باشد كه به غذا حاجتمند بود و معده غذا نخواهد.

1 ـ جوع بقري گرسنگي گاوي ناسيري.شليمر در برابر اين كلمه Voracity Boulimia آورده است.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

درمان بیماری از دیدگاه طب کهن

پست جديدتوسط pejuhesh234 » چهارشنبه اکتبر 12, 2011 2:21 pm

علاج آن
قوت را بماءاللحم و بنان كه اندر شراب ريحاني ثريد كرده باشندو ببويهاي خوش، جون بوي سيب و آبي و مورد (×امرود) و عود و مشك و شراب ريحاني كه اندكي زيره درو افكنده باشند، با حب الاس بكار دارند. و اگرحرارتي حادث شود، بوي (×بوي گلاب و گل و كافور) و گلاب و كافور، سود دارد، و بوي (×و بوي گوشت بزغاله)بزغاله بريان كرده و بره و مرغ بريان و بوي نان خانگي گرم، شهوت رابجنباند، و ماءاللحم و نان تر كرده به شراب، سود دارد و قوت دهد. واگر " غشيا" (×غشي) افتد او را بيدار كنند و رخسار او بكسلند (×بشكلند،× بشكند) وموي "صدغ" او بكشند (×بكنند)، و بر موي " بز" در سفالي بزرگ از جاي بلنددراندازند تا آواز آن بدو رسد، يا آوازي قوي چون آواز طبل و بوق وغير آن، ناگاه بزنند و او را بيدار كنند، چون بهش (×بهوش،× بيدار) باز آيد، ماءاللحم به اندكي شراب ريحاني در حلق او چكانند و ضمادي از لادن و سك (1)(×مشك) و سعد و سنبل و مصطكي و عود و عنبر و آب برگ مورد تر و آب سيب و آبي بر معده نهند.


1 ـ. سك [به ضم سين ] جوشانده اي مخلوط از مازو و شيره خرما كه گاهي بدان مشك نيز مي افزودند (در اين صورت آنرا " سك المسك" سك مشك ميگفتند) و آن خاصيت قبض داشت و درتداوي بهمين منظور بكار ميرفت (معين) 0
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm


بازگشت به بیماریهای معده

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: ClaudeBot و 0 مهمان


Aelaa.Net