برنامه آموزشی روز اول

مدير انجمن: pejuhesh231

برنامه آموزشی روز اول

پستتوسط pejuhesh231 » پنج شنبه ژوئن 07, 2012 10:55 am

آناتومی دستگاه گوارش

با لطف خدا و استعانت از مولا (منه السلام)برنامه آموزشی امروز را شروع می کنیم

با توجه به این حدیث نبوی که معده خانه همه بیماریهاست و بخاطر اهمیت سیستم گوارش و دفع در سلامتی انسان و اینکه اگر هر فردی دارای هاضمه منظمی باشد از بسیاری بیماریها مصون بوده و اگر هم بیمار شود بزودی و بدون عارضه شفا خواهد یافت ان شاء الله، و البته لازمه این شرط توجه خاص به نحوه غذا خوردن و عمل هضم و دفع اوست، بر آن شدیم تا یکی از مباحث آموزشی این دوره اردو را همین موضوع "سیستم دفع" قرار دهیم.

دو دیدگاه در این زمینه وجود دارد: یکی دیدگاه طب رایج و دیگری دیدگاه طب جامع

طب رایج معمولا در تشخیص علل واقعی ناکارامد است ولی در مدیریت علایم مفید است و لذا ما در طب جامع هر دو را در جای خودش بکار می بریم:یعنی برای تشخیص از طب کهن و اسلامی، و برای بررسی و کنترل علائم و تجهیزات کلینیکی از طب رایج.
ابتدا با نگرش جزیی نگر رایج بررسی می کنیم و به مقدمهء این بحث که همانا آشنایی با آناتومی و اعمال دستگاه گوارش هست می پردازیم، ضمن یادآوری این نکته که: در همین مبحث آناتومی هم، طب کهن مادر آناتومی طب رایج است.

[rimg]
تصوير
[/rimg]

دستگاه گوارش شامل دهان مری معده روده کوچک و روده بزرگ است که قسمت آخر به مقعد منتهی می شود و از طریق آن مدفوع (یا همان مواد زائد و دفعی) به بیرون رانده می شود.
در زمینه هضم غذا، غدد بزاقی شامل غدد بنا گوشی، غدد تحت فکی و غدد زیر زبانی با ترشحات خارجی و داخلی خود که از طریق دهان، معده، روده، لوزالمعده و کبد ترشح می شوند نقش عمده ایی بعهده دارند.
پس عمل هضم از دهان شروع می شود با جویدن لقمه بوسیله دندانها که هر کدام از دندانها عمل ویژه ایی را انجام می دهند تا غذا خرد و نرم شود "دندانهای پیشین" مثل کارد غذا را می برد "دندانهای نیش" مثل نیزه غذا را می شکافد "دندانهای آسیاب" مثل سنگ آسیاب ماده غذایی را می ساید و نرم می کند.

تصوير
زبان هم دائما از یک طرف غذا را به زیر دندانها می راند و از طرف دیگر با ترشحات بزاق ِ غدد بزاقیِ دهان آغشته می کند.نام ماده موثره بزاق دهان پتیالین است. این ماده بزاقی با مواد نشاسته ای غذا (و در واقع قندهای پیچیده و درشت ملکول) ترکیب شده و آنها را به قندهای ساده تبدیل می کند ضمن اینکه بزاق دهان دارای خاصیت ضد عفونی کنندگی بسیار عالی هم هست. این جویدن غذا ارادی بوده و اختیارش دست ماست که با جویدن زیاد (حداقل 25 بار برای هر لقمه) باعث راحتی معده و بدنبال آن آسایش عمومی بدن شویم.
پس زمانی که مواد غذایی به مقدار کافی نرم شد زبان آنرا به سمت عقب دهان و گلو می فرستد. در آنجا عضله ای حلقوی غذا را به سوی مری می راند.

[rimg]
تصوير
[/rimg]

مری لوله مستقیمی است که از وسط گردن تا پایین قفسه سینه ادامه دارد. این قسمت دارای عضلاتی قوی بوده که به تدریج منقبض و ماده غذایی را در جهت صحیح به جلو می فرستد، مثل خمیر دندانی که با فشار دست ما به لولهء خمیر دندان، محتویاتش بیرون بیاید. به این عمل انقباض و انبساط لوله عضلانی مری برای جلو بردن ماده غذایی حرکات دودی گفته می شود.
حالا یک سئوال اینجا پیش می آید: چطور می شود که گاهی اوقات حین غذا خوردن، به فرد؛ حالت سرفه و خفگی دست می دهد؟
جوابش اینست که غذا، بدلایلی (مثل صحبت کردن حین غذا خوردن، عدم تمرکز با تماشای تلویزیون، هیجانات، با عجله غذا خوردن، و..) مسیر را اشتباه طی می کند. در حالت طبیعی و صحیح، عضو زبانه مانندی بنام اپیگلوت که در انتهای گلو قرار دارد به هنگام عبور ماده غذایی از دهان به مری راه نای و دستگاه تنفس را می بندد که مواد غذایی وارد این مسیر نشود. ولی در پی عوامل ذکر شده این اپیگلوت کار خود را بخوبی انجام نمی دهد و این اتفاق رخ می دهد
پس تا اینجا مشخص شد که مری یک مجرا و کانال است برای هدایت ماده غذایی
خوب گفتیم که ماده غذایی از راه دهان بوسیله مری داخل معده می شود.

[rimg]
تصوير
[/rimg]

معده کیسه نسبتا بزرگی است که مواد غذایی درون آن جمع می شوند. در واقع معده یک حفره عضلانی دارای قابلیت اتساع و ارتجاع است که شکل خود را بر حسب محتویاتش تغییر می دهد مثلا در حالت ناشتا ممکن است معده بیشتر به شکل یک لوله باشد. در حالیکه بعد از مصرف یک غذای پر حجم، بیشتر شبیه به یک بادکنک یا توپ فوتبال می گردد. و بیشتر متمایل به سمت چپ قفسه سینه
خوب اینجا یک سئوال دیگر به ذهن می آید:اگر غذا تند و نجویده خورده شود چه اتفاقی می افتد؟
اولا معده ناچار می شود بیش از میزان طاقت خود فعالیت و کوشش کند تا غذاهای خرد نشده را نرم و قابل هضم کند. ثانیا گفتیم که مواد نشاسته ایی باید در دهان و بوسیله بزاق تبدیل به مواد قندی کوچکتر و قابل هضم تر بشوند، چون شیره معدی نمی تواند این کار را انجام دهدو در واقع این وظیفه را بعهده ندارد. پس این مواد غذایی نجویده و خرد نشده و مخلوط نشده با بزاق دهان، وارد معده شده باعث نفخ و آروغ ترش و دلدرد و مشکلات زیادی برای فرد می شود. پس در اینجا تا حدودی به اهمیت نقش جویدن غذا در دهان پی بردیم.
پس تا اینجا گفتیم که غذا از دهان توسط مری به معده هدایت می شود. در معده نوعی حرکت دیگر وجود دارد که برای جلو بردن ماده غذایی نیست بلکه برای مخلوط کردن غذا با شیره های معدی به منظور هضم بهتر غذاست. در واقع می توانیم بگوییم که معده آشپزخانه بدن است.
وقتی که عمل هضم در معده پایان پذیرفت، انقباضات معده مواد غذایی را به سوی روده می فرستد.

تصوير
روده کوچک لوله باریکی است تقریبا به طول 6 متر و برای اینکه در شکم جا بگیرد چندین بار تا خورده. این عضو هم، عضلانی است و با این حالت خود مواد غذایی را به حرکت در می آورد. همچنین در داخل روده کوچک 4-5 میلیون برجستگی کوچک یا پرز وجود دارد که در جذب مواد غذایی از سطح روده نقش مهمی دارد. شیره های گوارشی روده هم بر حسب نوع غذایی که باید هضم پیدا کند تنظیم می شود که عبارتند از شیره صفرا، شیره لوزالمعده، شیره روده
بخش ابتدایی روده باریک دوازده یا اثنی عشر نام دارد و در آن مجرایی بنام کانال کلدوک قرار دارد که از یک طرف به کبد و از طرف دیگر به روده متصل می شود. ضمن اینکه کانال دیگری هم از لوزالمعده به روده کوچک متصل است که ترشحات لوزالمعده را در آن می ریزد.
در جدار ابتدایی روده کوچک هم غدد بسیاری وجود دارد که آنها هم به نوبه خود ترشحاتی را برای تخمیر و هضم و قابل جذب سازی مواد غذایی در روده کوچک می ریزند و میکروبهای مفید زیادی که باز هم در روده ها وجود دارند و در تخمیر و تبدیل مواد غذایی کمک نموده و یاری دهنده عمل گوارش هستند.
پس گفتیم که تغییر نشاسته به قند عمدتا در دهان، تبدیل و تغییر پروتئینها یا مواد گوشتی در معده و تغییر مواد چربی در روده اتفاق می افتد.
خوب از اینجا به بعد سرنوشت ماده غذایی چه می شود؟
ماده غذایی بعد از این تغییرات و قابل جذب شدن، توسط پرزهایی که گفتیم در سطح روده مفروش هستند جذب می شوند.
به کجا می روند؟
از اینجا به بعد راجع به سرنوشت ماده غذایی قابل جذب، تفاوتهای عمده ایی در طب رایج و طب جامع وجود دارد. پس این مبحث را نگه میداریم. لطفا از خاطرتان نرود تا بعدا مفصلا به آن بپردازیم.
خوب حالا آیا تمام مواد غذایی خورده شده مفید و قابل جذب است؟
خیر. قطعا مواد غیر قابل جذب و زائد هم وجود دارد. این مواد سمی و زائد باید از بدن دفع شود. پس موادی که قابل جذب برای بدن نباشد از طریق روده کوچک وارد روده بزرگ می شوند.

تصوير

روده بزرگ حدود دو متر درازا دارد و به سه بخش تقسیم می شود:
بخش اول در سمت راست یعنی از خاصره راست، مجاور پهلوی راست، که تا زیر کبد مستقیما بالا می آید بنام کولون صعودی یا بالا رونده.
بخش دوم روده بزرگ از پهلوی راست و زیر کبد بطور مورب یا عرضی تا نزدیک پهلوی چپ می رسد که بنام کولون عرضی خوانده شده است.
بخش سوم از پهلوی چپ به سمت پایین برگشته و تا خاصره چپ ادامه پیدا کرده و مختصری پیچ خورده، تقریبا به شکل S درآمده و به کولون نزولی یا پایین رونده معروف است. سپس به راست روده ختم می گردد
قسمت ابتدایی کولون یا همان کولون صعودی در سمت پایین تقریبا پهن تا و وسیع تر شده و روده کور نام گرفته است. اینجا محل اتصال روده باریک به روده بزرگ است. در همین جاست (یعنی روده کور) که برآمدگی دریچه مانندی وجود دارد که مانع برگشت مدفوع از روده بزرگ به روده کوچک می شود. در ضمن باز در همین جاست که زائده کوچکی بنام آپاندیس به درازای 2 الی10 سانت وجود دارد که ته آن مسدود است. آپاندیس در شرایطی مثلا ورود مواد غذایی و رشد میکروبها در آن، می تواند متورم و ملتهب شود و آپاندیسیت را ایجاد کند.
پس گفتیم که مواد زائد از روده کوچک وارد بخش اول روده بزرگ (صعودی) می شوند در حالیکه هنوز مقداری آب و مقداری از تتمه مواد غذاییِ جذب شدنی دارند. پس کولون صعودی با حرکات ویژه خود بصورت رفت و برگشتی این مواد را در داخل خود چندین بار بالا و پائین می برد و بر می گرداند. پس از اتمام این عمل، محتویات کولون صعودی به کولون عرضی و سپس به کولون نزولی وارد می شود و بوسیله حرکات ویژه خود که عبارتست از تنگ شدن یک قسمت و باز شدن قسمت پیشین آن. در نتیجه مدفوع اندک اندک به جلو رانده می شود و نهایتا در انتهای کولون نزولی که گفتیم تقریبا به شکل S است جمع و خزانه می شود تا به موقع وقتی پر شد با یکسری تحریکات و ایجاد حس تخلیه، از طریق مجرای مقعد دفع گردند. این عمل در مدت 24 ساعت چندین بار و تحت شرایط خاصی باید انجام شود که در جلسات آینده به آن خواهیم پرداخت ان شاء الله.
خوب بر می گردیم سراغ بحثی که آنرا ناتمام گذاشتیم تا در اینجا به آن بپردازیم:
گفتیم طب رایج خیلی نظری روی طبخ ماده غذایی جذب شده در کبد و اینکه مرحله تکمیلی و نضج اصلی مواد غذایی و استحاله آن و تبدیل به اخلاط چهار گانه در کبد صورت می گیرد ندارد و کبد را بیشتر مسئول تولید یکسری آنزیمها، خصوصا آنزیمهای گوارشی می داند و تا حدودی هم مسئول ذخیره مواد قندی و توزیع آنها به مرور و موقع نیاز بدن می داند. در حالیکه طب جامع برای سرنوشت ماده غذایی از دهان تا پایان دستگاه گوارش چهار مرحله یا چهار طبخ قائل است: طبخ اول در دهان، طبخ دوم در معده، طبخ سوم در روده و طبخ چهارم و مهمترین مرحله را در کبد می داند.

[rimg]
تصوير
[/rimg]

تصوير

کبد یا جگر یکی از اعضاء رئیسه بدن است و مبدا قوه تغذیه، جسمی است مرکب از گوشت و عروق و شرایین و غشایی که روی آنرا پوشانده است. رنگش شبیه به خون بسته است. جایش در سمت راست بدن، پشتش مجاور دنده ها و شکمش چسبیده به معده. تولد اخلاط اربعه درون کبد صورت می گیرد به این ترتیب که کبد مایعی به نام زردآب یا شیره صفرا را تولید و در کیسه صفرا ذخیره می کند. در موقع هضم غذا این صفرا به روده کوچک می ریزد و مواد غذایی خصوصا چربیها را مستحیل و بحالت صابونی در می آورد تا قابل جذب شوند. ماحصل این استحاله مایه ایی شبیه به آب کشک غلیظ بنام کیلوس است. این کیلوس یا کشکاب بوسیله عروق ماساریقای کبد جذب و به کبد می رود. در آنجا پخته می شود و تبدیل به چیزی بنام کیموس می گردد. سپس مواد سمی و مضر آن توسط کبد بی اثر و خنثی شده و اخلاط مختلف صفرا، بلغم، دم و سودا را که لازمهء ایجاد اعضاء هستند تولید می کند ضمن اینکه ارواح راهم از لطایف اغذیه و لطائف بخارهای اخلاط تشکیل می دهد بنام روح حیوانی، روح نفسانی و روح طبیعی. و اینجاست که در طب کهن می گوییم این غذایی که می خوریم هم باعث تغذیه جسم ماست و هم سبب تغذیه روح ما.
تفاوت دیگر طب رایج با طب جامع را هم گفتیم در تشخیص علل واقعی بیماریهاست که ناکارامد است.

این را هم با مثالهایی توضیح می دهیم:
مثلا ایجاد کهیر و خارش و دانه های قرمز پراکنده در سطح پوست که در اثر گرمی بیش از حد و غلبه صفرا و نهایتا گرمی کبد است و طب کهن به راحتی با دادن خنکی جات و درمانهای ساده و بدون عارضه آنرا درمان می کند ولی در طب رایج گفته می شود حساسیت و آلرژی است و داروهای مختلف می دهند که خودش ممکن است عوارض سوء بسیاری به جا بگذارد و نهایتا هم که درمان بدلیل تشخیص اشتباه موفق نبود می گویند از اعصاب است و داروهای اعصاب می دهند.
یا سردی بیش از حد معده که منجر به سوء هاضمه، آروغ ترش، احساس سنگینی و نفخ معده می شود و طب رایج سریع می گوید ورم معده است و از داروهای شیمیایی استفاده می کنند. در حالیکه طب جامع با استفاده از اغذیه گرم مثل زنجبیل یا نسخه همگانی 1 (که ان شاء الله در همین دوره جلسات آموزشی قصد داریم آنرا نیز برایتان بیان کنیم) یا دیگر دستورات ساده و بی عارضه این مشکل را به راحتی درمان می کند.
یا در حالت سردی بیش از حد روده ها که فرد احساس سفتی بیش از حد روده و ناحیه شکم را دارد و طبیعت بدن برای جبران و رفع مشکل موجود، با تحریک کبد برای تولید بیشتر صفرا بخاطر بهبود وضعیت هاضمه ، سعی در اصلاح مشکل موجود دارد و صفرا به التهاب در می آید در این مرحله در طب رایج افراد فکر می کنند که کیسه صفرا مشکل دارد و کیسه صفرا را بر می دارند
یا در طب رایج اسهال را به روده ها نسبت می دهند و برای برطرف شدن مشکل بیمار داروهایی تجویز می کنند که روی روده ها اثر بگذارد در حالیکه طب جامع این مشکل را از کبد می داند و به اصلاح وضعیت کبد می پردازد
در مورد انواع سردردها هم به همین شکل طب رایج یک لفظ کلی میگرن یا سینوزیت را انتخاب کرده و به اکثر سردردها همین لفظ را اطلاق می کند. در حالیکه در طب جامع هر سردردی با یکسری علائم خاص خود گویای مشکلی و علتی خاص است. شاید این مورد جدیدی باشد که می شنویم مثلا درد نیمه چپ سر ممکن است مربوط به مشکل طحال باشد یا درد در سمت راست سر مربوط به کبد باشد یا درد پشت سر ممکن است از بیماریهای کلیه باشد. حتی سردردی که ناشی از مشکلات دستگاه گوارش و هضم غذاست که طب جامع با درمان و اصلاح وضعیت گوارشی فرد مشکل سر درد او را هم درمان می کند
یا حتی قابل تصور نباشد که بین سر درد و مشکل رحمی یا گوش درد و مشکل تخمدان بتواند ارتباطی وجود داشته باشداز بس که عادت کرده ایم بشنویم علت سردرد ما همان سر است یا گوش درد علتش مربوط به همان گوش است و .... اینهاست که طب رایج را جزء نگر کرده و دچار سطحی نگری شده و فقط علامت درمانی می کند بدون اینکه به علت واقعی بیماریها بطور ریشه ایی و عمیق نگاه کند و این نوع درمان شاید بصورت مقطعی و لحظه ایی و آنی جواب دهد ولی در دراز مدت و درمان اصل بیماری بی تاثیر و ناموفق خواهد بود.
در حالیکه طب جامع يك طب كل نگر است، هنگامی كه با يك سلامت جو مواجه می شود، كل بدن او را در نظر دارد و به عنوان يك واحد به آن نگاه می كند، بر خلاف طب رايج امروزی كه يك طب جزء نگر است و فقط به مشكل همان جزء نظر می كند
مثلاً هنگامی كه به يك پزشك متخصص چشم مراجعه می كنيد فقط به درمان چشم شما می پردازد و با واحدها.جزءهای مرتبط با آن كاری ندارد. ولی طب جامع معتقد است كه در بروز يك بيماری كل بدن دخيل است و حتی افكار .عادات .رفتار فرد در به وجود آمدن يك بيماری مؤثر بوده و حتی يك عادت و فكر غلط و اشتباه می تواند منشاء اوليه يك بيماری جسمی باشد، يك انسان با رعايت و التزام به انجام مواردی ساده ولی مهم در زندگی می تواند از بسياری از بيماری ها مصون باشد كه حتی در نظر اول اين موارد بسياری بی اهميت به نظر می رسد
طبابت حكيمانه براساس طب كهن و اسلامی در صدد تشخيص ريشه هاى ابتلای به بيماری و پاكسازی بدن از ريشه بيماری و تغيير ساختار عادات و رفتارهاى منجر به بيماری است.
امتياز طب جامع به اين است كه:
1- براساس فلسفه كل نگر و طب كهن و اسلامی برنامه تشخيص و درمان را برنامه ريزی می كند.
2- از فلسفه اشتباه طب رايج و روشهاى تجارتی و تهاجمی و آلوده كردن بقيه بدن به اسم درمان يك عضو و ساير معايب آن پرهيز می نمايد، اما در عين حال از همه تحقيقات و تكنيكها و ابزارهای پيشرفته طب رايج در جهت طبابت كل نگر استفاده می شود.
3- در برنامه ريزی درمان به طب كهن اكتفا نكرده، و از همه روشهای طبی براى تشخيص و درمان كمك می گيرد، هر روشی كه ساده تر، كوتاهتر، آسانتر و كم زحمت تر برای شفاجو است، آنرا مقدم می دارد.
ان شاء الله در جلسه بعد راجع به حیاتی بودن دفع کامل و نقش ان در سلامتی از دیدگاه طب جامع صحبت خواهیم کرد.


شما می توانید برای دریافت فایل صوتی این درس به آدرس زیر مراجعه نمایید:


Ersaal/16/Amuzesh/1/govaresh.mp3



والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


والحمدلله رب العالمین
pejuhesh231
 
پست ها : 1192
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:58 pm

بازگشت به اردوی 7 - گام دوم سلامت


Aelaa.Net