غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

مجمع گفتگوی پژوهشگران وآموزشگران علوم فقه آئین الهی

مديران انجمن: najm115, najm115

غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه سپتامبر 07, 2010 10:22 pm

بسم الله الرحمان الرحيم

سلام عليكم ورحمة الله

1- تنها به سؤالات ضروري شخصي خويش كه در عمل به آن نياز داريد اكتفا نمائيد، و از طرح سؤال فرضي و غير ضروري اجتناب نمائيد.

2- در صورتي كه حتما نياز مي بينيد باسختان را از اينجا دريافت نموده و راه ديكري نداريد؛ سؤالتان را اينجا طرح نمائيد

3- براى طرح سؤالات خويش مي توانيد بعد از ثبت نام از طريق سرويس بيغام خصوصي آنرا براى Aelaa.net ارسال نمائيد تا در اولين فرصت ميسور باسخ داده شود.

4- تنها باسخ سؤالات با كاربرد عمومي در اينجا منتشر مي شود، و باسخ سؤالات شخصي و خصوصي منتشر نمي شود.

5- در صورتي كه سؤالي ضمن اينكه شخصي بوده ولي كاربرد عمومي نيز داشته باشد، كليه اطلاعات خصوصي سؤال كننده محفوظ مانده و سؤال به صورت يك برسش عمومي در اينجا باسخ داده مي شود

والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل ديني بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه سپتامبر 07, 2010 10:22 pm

بسم الله الرحمان الرحيم

سؤال:
با اینکه ما چهارشنبه را بخاطر یوم الشک روزه گرفتیم (و بعدا مطلع شديم كه جهارشنبه اول ماه بوده) آیا کفایت از روزه ماه رمضان می کند یا اینکه قضای آن واجب می شود؟ اگر قضا واجب است کفاره چطور؟

جواب:
روزه مزبور كفايت از فريضه ماه رمضان مي نمايد. و نه قضا دارد و نه كفاره. [شمارة ثبت: (1352) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل ديني بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه سپتامبر 07, 2010 10:24 pm

بسم الله الرحمان الرحيم

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته

سوال:
شخص متأهلى در ماه مبارك رمضان با همسر خود همبستر شده و بس از آن خوابش ميبرد و بعد از اذان صبح از خواب بيدار ميشود و غسل كرده و نمازش را ميخواند.حكم روزه او چيست؟

عليكم السلام ورحمة الله وبركاته
جواب:
* در هر حال فورا استغفار و غسل نموده و روزه را مي كيرد.
منتهى:
1- اكر تاخير در غسل از روي بي اعتنائي به وظيفه (رفع حدث قبل از فجر) نبوده و نيت داشته كه قبل فجر بيدار شود و غسل كند، ولي خواب بر او غالب شده و تا فجر طالع شده بيدار نشده، اين شخص روزه آنروزش صحيح بوده و كفاره و قضائي بر او نيست.

2- اكر تاخير در غسل از روي بي اعتنائي به وظيفه (رفع حدث قبل از فجر) نبوده و نيت داشته كه قبل فجر بيدار شود و غسل كند، ولي خواب بر او غالب شده و قبل از فجر هم بيدار شده ولي بخاطر سستي قصد تاخير در غسل نموده يا خواب بر او مستولي شده تا فجر طالع شده، اين شخص اضافه بر روزه آنروز؛ و بعد از ماه رمضان اين روزه را اعاده نموده يكروز ديكر بجايش روزه بكيرد ولي كفاره اي بر او نيست.

3- اكر تاخير در غسل از روي بي اعتنائي به وظيفه (رفع حدث قبل از فجر) بوده و از ابتدا نيت داشته كه بخوابد تا طلوع فجر و قبل فجر بيدار نشود، اين شخص آنروز را روزه كرفته و بعد از ماه رمضان اين روزه را اعاده نموده يكروز ديكر بجايش روزه بكيرد و كفاره افطار عمدي (60 روز روزه، يا آزاد كردن برده، يا اطعام 60 مسكين) را نيز بايد بجاى آورد.

تذكر:
زني كه در شب ماه رمضان از حيض يا نفاس باك شود و غسل آنرا تاخير بياندازد تا فجر طالع شود؛ همين حكم را دارد .[شمارة ثبت: (1353) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل ديني بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه سپتامبر 07, 2010 10:40 pm

بسم الله الرحمان الرحيم

سؤال:
یکی از دوستان، شب چهارشنبه درباره اول ماه سوال کرد و بنده نیز طبق آنچه اخبار برخي سایت ها بود و احتمال رویت در شب چهارشنبه را بسیار ضعیف می دانستند به او جواب دادم و او چهارشنبه را روزه نگرفت اکنون آیا باید کفاره بدهد؟ و آیا کفاره او بر من است؟

جواب:
او جون در آنوقت برايش معلوم نشده بوده كه جهارشنبه ماه رمضان است، كفاره اى ندارد. و تنها بايد روزه آنروز را قضا بنمايد.[شمارة ثبت: (1354) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

اندازه زكات فطره

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه سپتامبر 09, 2010 10:16 am

سؤال:
آيا مقدار زكات فطره از هر جنسى داده مي شود؛ سه كيلو گرم مي باشد؟

جواب:
اندازه زكات فطره براى هر نفر يك صاع مي باشد،
و بر خلاف متداول در ميان عامه ناس؛
اندازه صاع در عهد پيامبر (صلى الله عليه وآله) بنابر نص صريح كلام خازنان وحي (عليهم السلام)؛ پنج مُدّ بوده؛
كه هر مدّ دويست و هشتاد درهم؛ و هر درهم شش دانق؛ و هر دانق شش حبّه؛ و هر حبّه وزن دو دانه جو متوسط مي باشد،
كه بنابر تحقيق يك صاع = 6 كيلو و 368 گرم است.
[شمارة ثبت: (606) منبع: المسائل القمية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

تفات يا اتحاد آغاز ماه قمري در بلاد مختلف

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه سپتامبر 12, 2010 1:42 am

بسم الله الرحمان الرحیم
السلام علیکم
عید شما مبارک باشد و طاعات و عبادات شما در این ماه مبارک قبول درگاه حق تعالی

سوال:
شروع ماه مبارک رمضان را همانطور که شما فرمودید روز چهارشنبه و انتهای آن را جمعه قرار دادم.
نظر به اینکه در فایل آغازنامه ماههای قمری، کشور آلمان در منطقه ای قرار دارد که وضعیت رویت هلال برای آن غیر ممکن است. شما قبلا فرموده بودید که رویت هلال در شب اول ماه برای کشورهای دارای عروض شمالی بالا، بسیار مشکل است.
دیشب یکی از دوستان آدرس سایتی را برای ما فرستادند که پیش بینی طلوع و غروب و رصد ماه در آلمان می باشد. که سوالی برایم پیش آمده، ذهنم را مشغول ساخته است. آدرس این سایت و عکس های ماه در آگوست و سپتامبر را برای شما می فرستم. در این عکس ها طلوع و غروب ماه هم نوشته شده است. طبق اطلاعات این سایت اولین روزی که غروب ماه پس از غروب خورشید اتفاق می افتد روز دهم سپتامبر(جمعه) می باشد. که البته اطلاعات این سایت از نظر صحت و دقت نیز محل سوال است.
سوال بنده این است که در کلام خازنان وحی و معصومین علیه‌السلام در چنین مواردی، این کشورها برای آغاز و پایان ماه باید بر اساس آن نشانه هایی که در بلاد خودشان ظاهر می شود عمل نمایند یا به علت ویژگی خاص جغرافیایی لازم است برای آغاز و پایان ماه از بلاد نواحی معتدله تبعیت کنند؟
آدرس سایت: .....
برای رصد ماههای دیگر از سال کافی است در همین آدرس، بجای 201009، ماه دیگری قرار داده شود مثلا: 201008
سپاسگزارم و التماس دعا


======================
جواب:

بسم الله الرحمان الرحيم
1- اسعد الله ايامكم وتقبل الله اعمالكم جميعا.
2- تفصيل نكات فقهي و نجومي لازم براى امر استهلال يا تعيين آغاز ماه قمري؛ بطور خلاصه و كامل در ابتداى سالنامه آغازنامه ماه قمري هر سال درج و منتشر شده است، همچنين تفصيل مباحث علمي آن در چندين شماره از مباحث ماه شناسي در هفته نامه آموزشي راه آسمان منتشر گرديده است، كه همگي از جايگاه اينترنتي حيات اعلى قابل دريافت بوده مي توانيد به آنها مراجعه نمائيد، ولي با اين وصف مجددا و برحسب سؤال توضيح مي دهيم.
3- تاريخ و جدول سايت مزبور مانند صدها سايت مشابه؛ منبعش يكي بوده و معمولا با استفاده از يك فرمول واحد و منبع مختصات جغرافيائي واحد، برنامه نويسي شده و براى همگان قابل دسترس بوده؛ و حتى قابل درج در وبلاگ شخصي نيز مي باشد. جداول مصور تقويم قمري يكي از آثار منتشره هر ساله پژوهشكده نجوم بنياد حيات اعلى مي باشد كه تا كنون منتشر شده است، مهم اين است كه منشأ محاسبه و نحوه و مبناي آن چه باشد.
4- اين نوع محاسبات تقريبي بوده؛ و نتيجه اش معمولا بطور تقريبي و بار عايت ضريب دقت آن صحيح است. و هر چند براى مقدمه استهلال و منع ادعاى رؤيت واهي؛ مي توان از آن استفاده نمود، ولي براى استهلال سنديت و اعتبار شرعي نداشته؛ و در باب اثبات رؤيت هلال قابل استناد نيست، چون مبتني بر يك امر حسابي تقريبي بوده در حاليكه استهلال يك امر واقعي حسي است، و نبايد چيزي را بطوري حسابي استخراج كرد و به اسم حسي رصدي ارائه داد، شرع و عقل اين را تاييد نمي كند، بايد هر كدام تحت عنوان خودشان ارائه شوند.
5- قانون الهي آسان است و براى به سختي افتادن بندگان حق در رعايت تكليفشان نازل نشده است: "يريد الله بكم اليسر ولايريد بكم العسر" موضوع معلوم شدن اول ماه قمري دو حالت دارد: يكي شرايط معمولي كه به اقتضاي موقعيت محل ناظر؛ استهلال معمولا ميسر بوده و منطقه نوعا مبتلا به وضعيتهاى غير طبيعي مانع استهلال (مانند: غبار، ابر، ارتفاع زمين محل از سطح دريا، عوارض جغرافيائي و بلنديهاى مانع رؤيت هلال غير مرتفع، بلندي عرض جغرافيائي، آلودگي هوا، سلطه حاكم يا متنفذي كه در موضوع رؤيت بر حسب مصالح قدرت و سياست اعمال نفوذ نمايد) نمي باشد، در اين صورت طبق دستور شرع مقدس به "استهلال" كه براى هر انسان بينائي امري آسان و ميسور است مراجعه نموده، و بدون نياز به هيچ محاسبه يا وسيله اى؛ اگر بطور جمعي در شهري رؤيت هلال اتفاق بيافتد، شروع ماه قمري عقلا و شرعا مسلم است.
6- اما در صورتي كه بطور كلي يا موردي وضعيت فوق اتفاق نيافتاده و شرايطي همراه با يكي از موانع استهلال باشد، در اين صورت آنها كه دستشان از دامان حضرات معصومين كوتاه بوده، يا اينكه به تمام كلام خازنان وحي اعتقاد و التزام نداشته و برخي از نصوص را به تاثر از جريانات فكري يا سلايق شخصي و رايج كنار گذاشته اند، و امور را متاثر از مذاهب ديگر يا جو شايع ملاحظه مي كنند، و يا از اقيانوس بي انتهاي علمشان بهره لازم را نبرده ، يا التزام كافي يا خالص را نداشته اند ، اينها در اين شرايط به نظريات ناقص يا مخلوط روي آورده، و آن چنان دين خدا را مشكل كرده اند كه با كمك هزاران دانشمند علوم رياضي؛ و آن همه ابزار مدرن امروزي مشكلشان حل نشده؛ و برخي به فكر پرتاب ماهواره براى استهلال افتاده اند!
7- سير كواكب از جمله ماه و خورشيد؛ و تعيين موضع دقيق آنها در آسمان؛ و نيز بيش بيني طلوع آنها در هر يك از بلاد كره زمين، مطلبي بوده است كه به بركت هدايت انبياء واوصياي الهي؛ بشر از هزاران سال قبل به آن دست يافته است، و دانش كهن نجوم با دانش نجوم مدرن امروز؛ از اين نظر كاستي و تفاوتي نداشته و از گذشته هاى دور؛ انواع تقاويم كواكب معمول و نوعا صحيح و دقيق بوده است، و دانش مدرن امروز بشري هنوز هم مرهون بسياري از همان مقدمات و اصول محاسباتي بوده و براساس آنها ماهواره ها را به فضا پرتاب مي كند.
8- عدم ابتناي تشخيص اوايل ماههاى قمري بر پيش بيني منجمين يا ابزارهاى نجومي؛ به لحاظ اشكال در دانش و قواعد محاسباتي و ابزارهاي علمي نيست، بلكه مانع از رجوع به اين امر در موضوع استهلال؛ وضعيت خاص ماه و نحوه سير آن، و فرصت بسيار محدود براى ظاهر شدن ماه (كم نور بودن هلال اول ماه؛ و مقدار كمي از ماه نور داشتن؛ و هنگام غروب كه نور خورشيد بر محيط حاكم است و بايد صبر نمود تا بطور كافي نور خورشيد از فضا برچيده شود تا تمايز رنگ كافي براي رؤيت ماه نو؛ از فضاي روشن محل غروب حاصل شود) و مدت چند دقيقه اى محدود استهلال، (كه هر چه بيشتر صبر شود ماه بيشتر غروب مي كند و به اين لحاظ امكان رؤيت سخت تر مي شود) و نكات مختلف مؤثر در علم رؤيت و نور و... از تفاوت درجه حرارت و... همه اين امور سبب شده است كه حتى بشر مدرن امروزي نيز عليرغم پيشرفتهاى بسيار نتواند تاريخ قطعي (كه با واقع مطابق بوده و هيچ وقت مخالف نباشد) براى رؤيت بصري غير مسلح هلال را هميشه و براى همه جا بيش بيني كند، آنچه در تقاويم قديم يا جديد و نيز سايتها با درج تصوير حتى متحرك و زنده از ماه ارائه مي شود، چيزي نيست الا اعلام يك پيش بيني براى احتمال رؤيت هلال كه اين امر عليرغم تمام عناوين علمي و مدرن مقدماتي آن؛ اما چون نتيجه در دايره احتمال است؛ از نظر شرع معتبر شناخته نشده است.
9- همچنين ابزارهاي مدرن رؤيت؛ عليرغم مفيد بودنش (براى اينكه به ناظر بصري خبر دهد كه ماه الآن در آسمان نيست كه بخواهي بروي استهلال؛ و يا بالعكس خوب است، و يا اينكه محل وجود ماه در كدام نقطه است؛ تا استهلال كنندگان به آساني مكان يابي كنند) اما با همه اين فوايد جانبي؛ نمي تواند بطور اساسي جايگزين استهلال بصري غيرمسلح شده؛ يا رؤيت شرعي مبتني بر آن باشد، چه اينكه "رؤيت" مقصد اصلي نبوده؛ كه اگر با وسيله مدرن هم محقق شد؛ كافي باشد، بلكه استهلال بصري غير مسلح؛ يك راه تعيين اول ماه بوده؛ و در صورت عدم تيسر آن؛ شرع شريف راه ساده ديگري جايگزين و مقرر فرموده است، فلذا با از كار افتادن راهي؛ راه ديگري كه از از سوي مولا معين شده لازم الإتباع است، و نمي توان سرخود؛ عنوان راه اول را به روشهايي بطور مصنوعي محقق كرد، و اگر خود رؤيت هلال موضوعيت داشته؛ و بنا باشد از ابزار مدرن رؤيت استفاده كنند؛ امروزه دستگاهي وجود دارد كه ماه را حتى در "لحظه قبل از محاق و لحظه بعد از محاق" (كه فاقد نور مرئي محسوس بصر عادي است) رصد مي كند و حتى تصوير آنرا نيز رسم مي كند، و از نتيجه رصد همين وسيله است؛ كه برخي حكومتها در سالهايي كه (بدون رؤيت بصري معمولي) بخواهند زودتر از وقت اعلام عيد فطر يا قربان كنند؛ استفاده كرده و مي گويند: ماه رؤيت شده است! اگر استهلال شرعي بخواهد بر نتيجه تشخيص ابزار مدرن مبتني باشد؛ چرا ابزار قديمي پنجاه سال قبل؟! و چرا جديدترين ابزار مدرن روز ملاك نباشد؟ و اگر اين ملاك باشد؛ يعني كه ماه دوره محاق نداشته؛ و شما در وقت محاق بخواهيد اعلام رؤيت شرعي كنيد و اين از نظر شرع قطعا صحيح نيست.
10- مسائل دقيقه علمي چيزي نيست كه در تعاليم مكتب وحي؛ محل اشكال باشد، بلكه اين گوشه اى از حكمتهاى احكام الهي است كه تا كنون بر اهل دانش جديد و دانشمندان آشكار شده؛ اهل تأمل را به تعجب؛ و اهل بصيرت را به هدايت و معرفت رسانيده است، اما عدم ملاحظه نتايج آنها يا عدم ابتناي تكاليف عباد بر آنها؛ كه در فتاواي فقهاي مذهب اهل بيت  مشاهده مي شود، به معني بي توجهي به دستاوردهاى علمي نبوده و صرفا براساس اين روش شرع شريف (كه با ملاحظه سهولت امر بندگي خداوند تعالى است) مي باشد.
11- شرع مقدس احكام را طوري مقرر فرموده كه: بنده حق براى تطبيق آنها به زحمت نيافتاده؛ و نياز به منجم و رياضيدان؛ يا صبر كردن تا عصر تكنولوژي نداشته؛ و در هر عصر (چه گذشته بي تكنولوژي؛ چه آينده كه ممكن است برخي از اينها منسوخ يا زائل شود) بشر عادي بتواند وسايل عمل به احكام شرعي را فراهم داشته و بتواند با همين اعضاء و جوارح خدادادي به وظيفه خود عمل كند.
12- ازين رو وقتي راه استهلال بصري (غير مسلح) نتيجه ندهد، يا موانعي (سابق الذكر) باشد كه سبب تحير اهل ايمان گردد، حضرات معصومين كه خازنان كلام وحي و حاملان علوم وحي و مبين تفاصيل احكام الهي هستند؛ قواعد آساني را به اصحاب و پيروان خويش تعليم فرموده اند؛ تا ايشان مانند ديگران در حيرت نمانده و براى تشخيص اول هيچ ماه قمري متحير و معطل نبوده؛ و با فراغت انديشه و خيال؛ به وظايف ديني خويش عمل نموده، و اوقات حقيقي اعمال را از دست ندهند. همانطور كه اصل تكليف از سوي مولا تبيين شده ؛ راه عمل به آن نيز نشان داده شده است، با اين وصف؛ عمل مؤمن متعبد و حركت او بر صراط مستقيم؛ سبب اداي تكليف و برائت ذمه او مي شود، حال چه ماه طالع بشود يا نشود، مردم رؤيت كنند يا رؤيت نكنند، عامه ناس ملتزم بشوند يا نشوند، حكام دول اعلام بكنند يا نكنند؛ هيچ كدام در مطلوب شارع مقدس و مولاي همه عالم تغييري نمي دهد، و بر همه اهل ايمان است كه شرط بصيرت و معرفت بجاي آورده؛ و تسليم و عبوديت خويش را با تطبيق احكام به روش خالص ايشان بيان نمايند، از اين رو بنياد حيات اعلى با هدايت پژوهشكده علوم معرفت الهي، و راهنمايي پژوهشكده علوم فقه و آئين الهي؛ و تلاش پژوهشكده علوم تقويم و نجوم و تنجيم، قواعد مأثوره از حضرات معصومين در باب تعيين اوايل ماه قمري را در قالب تقاويم نجومي 12 گانه تدوين و ارائه نموده است، كه در آنها طبق كلام خازنان وحي تواريخ دقيق اوائل همه ماههاى قمري معين شده است و با رعايت تفاوت ساعت منطقه اى بلاد نسبت به مكه مكرمه براى همه نقاط زمين يكسان است.
13- افزون بر اينكه نتيجه قواعد حسابي مأثوره از اهل بيت در تعيين اوايل ماه قمري براى همه بلاد يكسان بوده، همچنين در رصد ماه مي بينيم كه بجز شبهاى اوليه ماه (كه بخاطر شرايط و عروض متفاوت بلاد) مردم مبتلا به اختلاف در آغاز ماه هستند، ولي همه بلاد كره زمين در تمام شبهاى آينده ماه را به يك شكل رؤيت نموده، و خصوصا شب بدر (كه ماه تمام است) همه در يك شب (با اختلاف ساعت محلي)؛ كامل بودن ماه را رؤيت مي كنند، و خود اين امر آشكار نيز يكساني تقويم قمري را براى همه نقاط كره زمين به ما مي فهماند.
14- گذشته از شبهاى اوليه ماه كه به علت محدوديت فرصت و موانع سابق الذكر اختلاف در رؤيت و تعيين آغاز ماه قمر بيش مي آيد، ولي شبهاى مياني ماه خصوصا شب بدر از مشكلات و آفات سابق الذكر خالي بوده (هم ديدن شكل ماه و تمام بودنش براى همگان آسان است و هم يك شب كامل براى رؤيت آن فرصت مي باشد) و با رصد آن مي توان صحت شب اول تقاويم را سنجيد: طلوع ماه در شب چهاردهم حدود وقت غروب آفتاب، و طلوع ماه در شب سيزدهم قبل از غروب آفتاب، و در شب پانزدهم طلوع ماه بعد از غروب آفتاب، فاصله طلوع ماه در هر شب نسبت به شب قبل بطور ميانگين 50 تا 70 دقيقه است، در رصد سالهاي گذشته نوعا چنين بوده است كه: تقاويمي كه آغاز ماه قمريشان در مواردي با تقويم قواعد مأثوره (از معصومين) متفاوت بوده، در شبي كه ماه بطور آشكار كامل است و بايد شب 14 را نشان دهد ولي طبق تقويم ايشان 13 يا 15 بوده است، البته اين بررسي شب بدر براى تعيين اول ماه كاربرد عملي نداشته؛ چون زمان امكان استفاده از آن متأخر است، و در هر صورت قواعد مأثوره (از معصومين) حجت و ملاك ماست.[شمارة ثبت: (1355) منبع: المسائل الإنترنتية]
والحمد لله رب العالمين



==========نظرات دريافت كنندكان جوابيه===============

بسم الله الرحمان الرحيم
سلام عليکم ورحمة الله وبركاته

جواب مفصل و بر از بركات و نور هدايت و بصيرت شما دريافت شد
عيد سعيد فطر را تبريك مي كوييم و اين جوايبه نيز جزو بركات اين عيد است

نكات فراوان و جالبي در آن هست كه با اينكه ساده به نظر مي رسد
ولي ديده مي شود كه اهل علم و مدعيان تكنولوزي جطور از آن غافلند

اكر كسي اختلافهاي مسالك و استخراجهاي نرم افزارها و نظريات مختلف متحير كننده را ديده باشد به خوبي عظمت و بركات اين جوابيه را مي فهمد انشاء الله

اكر تعبد واقعي نسبت به فرمايشات اهل بيت عليهم السلام باشد هيجيك از اين حيرتها اتفاق نمي افتد

نكته ديكر اينكه در موضوع رؤيت هلال بيشرفت تكنولوزي و تكيه به آن حيرت را زيادتر كرده است و مشكلي حل نشده است
خصوصا كه اين مجامع داراي اين تكنولوزيها با هم اختلاف مي كنند و حيرت بيشتر مي شود
اكر واقعا شب اول ماه متفاوت باشد بس در همان لحظه كه در ايران شب 14 است بايد در آلمان شب 13 باشد در حالي كه در آن واحد براي هر دو، شب 14 است

باسخ اين سوال خودش يك شماره راه آسمان مي تواند باشد انشاء الله

از زحمات و راهنماييهايتان بسيار متشكريم

التماس دعا
والحمد لله رب العالمين

======================


بسم الله الرحمان الرحیم
السلام علیکم

پاسخ مفید و گرانبهای شما را دریافت نمودم
خداوند توفیقات شما را در نشر معارف اهل بیت علیهم السلام روز افزون گرداند

بسیار متشکرم
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

روزه در عروض شمالي كره زمين با روزهاى بسيار طولاني

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه سپتامبر 19, 2010 4:05 pm

بسم الله الرحمان الرحيم
سلام عليكم ورحمة الله

سوال:
با احترام - افراد مقيم در عروض شمالي كره زمين در فصل تابستان روزهايي بلند (16 تا 20 ساعت) دارند، در برخي از سالها (8 سال در 33 سال) اين فصل با ماه مبارك رمضان مصادف مي شود، عليرغم اراده شان به اداي فريضه روزه، و شوق بهره بردن از بركات اين ماه شريف، ولي طولاني بودن روزها؛ كرفتن روزه را براى غالب اهل ايمان از شاغل و خانه دار؛ غير عملي يا همراه با مشقت فوق طاقت مي نمايد، درخواست داشتم كه ضمن بيان احكام مربوطه راه حل هايي مطابق اين شرايط ارائه فرماييد؛ تا ضمن حفظ سلامتي و جريان زندكي روزمره، به اداي وظيفه صوم و اين توفيق بزرك نيز نائل شويم. سايه جناب عالي مستدام باد.


عليكم السلام ورحمة الله
جواب:
يا اَيُّهَاالَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ @ اَيّامَاً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضَاً اَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ اَيّامٍ اُخَرَ وَ عَلَى الَّذينَ يُطيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرَاً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ اَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ اِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ @ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدَىً لِلنّاس ِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَريضَاً اَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ اَيّامٍ اُخَرَ يُريدُاللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُواالْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوااللَّهَ عَلى ماهَديكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (ترجمه ) هان اى كسانى كه ايمان آورده ايد! روزه بر شما نوشته شده است؛ همانسان كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند،] نوشته شده بود؛ باشد كه پروا پيشه سازيد @ [اين روزه،] روزهايى چند، [بر شما مقرّر شده است؛] امّا هر كس از شما بيمار [و] يا در سفر باشد، [بايد افطار كند و] شمارى از روزهاى ديگر [را روزه گيرد؛] و كسانى كه [روزه براى آنان ] طاقت فرساست، بايد [براى هر روز] فديه اى بدهند، كه [آن ] خوراك دادن به بينوايى است؛ و هر كه كار نيكى را به دلخواه خود انجام دهد، براى او بهتر است؛ و روزه گرفتن [گرچه مشكل باشد،] براى شما بهتر است، اگر [اثرات سازنده آن را] بدانيد @ ماه رمضان [همان ماه پربركتى ] است كه در آن قرآن [شريف ]- بعنوان راهنمايى براى مردم و [دربردارنده ] نشانه هايى روشن از هدايت، و [ميزان سنجش و] جداسازى حق از باطل - فرو فرستاده شده است. پس هر كس از شما اين ماه را دريابد، بايد آن را روزه بدارد؛ و هر كه [در آن ماه ] بيمار يا در سفر باشد، شمارى از روزهاى ديگر را [روزه بگيرد]. و [اين ترخيص معذور براى آن است كه كار بر شما آسان شود] خداوند براى شما آسانى مى خواهد و دشوارى [و رنج ]برايتان نمى خواهد؛ و ]شمار [آن روزها] را كامل سازيد و خدا را به پاس آنكه شما را راه نموده است، به بزرگى [و شكوه ] بستاييد؛ و باشد كه [او را به پاس ارزانى داشتن اين نعمتهاى گران ] سپاس گزاريد. (قرآن كريم سوره بقرة آيه 183 تا 185).

بـر اساس تعاليم كلام وحي و خازنان وحي (اهل بيت ) هر كه اداي روزه او را بي طاقت نمايد، در همان روز به عنوان فديه اطعام مسكين نموده و بعد از ماه رمضان آن روزه را قضا نمايد.

1- اكر برنامه غذايي سحري و ساعات فعاليت و استراحت را تنظيم مناسب نموده، و در وقت سحري؛ از قرصهاي مكمل (كياهي و معدني ه نياز روزانه ويتامين واملاح معدني را تامين مي كنند) استفاده كنند، روزه طولاني حتى بيشتر از ساعات مذكور نيز غالبا عملي و ميسر است.

2- با رعايت تدبير مذكور؛ روزه را از وقت امساك شروع كرده و به قدر توان امساك را ادامه داده و بعد از كذشت به مقدار ساعت روزهاى معمول (15 ساعت) در حالت روزه و امساك، در صورتي كه اتمام روزه فوق طاقت بوده يا سبب بيماري يا آسيب عضوي يا كلي به سلامتي شخص بشود، در اين وقت (كه ديكر فوق طاقت بوده يا خوف آسيب مطرح باشد) افطار مي نمايند.

3- براى هر روز از ماه رمضان كه نتوانسته اند روزه اش را تا غروب آفتاب ادامه دهند؛ يك فقير نادار را، در همان روز (يا بقيه) ماه رمضان اطعام (يك مد = حدود 1300 كَرم مواد غذاي اصلي، يا وعده غذا) مي نمايند.

4- ايامي را كه از روي ناتواني قبل از غروب افطار شده؛ بعد از عيد فطر و در غير عيد قربان و تا قبل از رسيدن ماه مبارك رمضان آينده، در روزهاى معتدل يا كوتاه سال؛ روزه اش را قضا مي كند.

5- بدين نحو ضمن جريان امور معمول زندكي روزانه و حفظ سلامتي؛ به وظيفه ديني نيز عمل نموده و از آثار معنوي روزه كرفتن و بركات اين ماه شريف نيز بهره مند مي شوند. خداوند توفيقات شما را روز افزون فرمايد.[شمارة ثبت: (1356) منبع: المسائل الإنترنتية]


والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » شنبه اکتبر 09, 2010 1:53 am

سؤال:
ازآنجايي که شغل ما (کاپيتان کشتي) و کارمان بيشتر روي آب طي مي شود، براي انجام نماز هاي واجب زماني که کشتي در دريا در حال حرکت مي باشد در بعضي مواقع هنگام عمليات مانور با کشتي (چرخش به چپ و راست) مخصوصا در کشتي هاي کوچک که مانور آن سريعتر انجام مي گيرد؛ با توجه به اينکه اين عمل از شروع تا پايان در بعضي مواقع حدود 4 تا 5 ساعت به طول مي انجامد و به طور اجتناب ناپذير در اين مدت کشتي در يک جهت ثابت نيست، به طوري که ممکن است کشتي 180 درجه به چپ يا به راست بچرخد و همچنين زماني که کشتي در حالت لنگر مي باشد ممکن است کشتي در يک نقطه لنگر حول همان نقطه 180 درجه بچرخد، براي مثال با توجه به محدود بودن زمان مناسب نماز صبح به طور يقين اگر نمازگزار هنگام شروع نماز به طرف قبله، ثابت بايستد به دليل موارد مذکور در حين نماز جهت قبله 180 درجه تغيير خواهد کرد؛
حال سوال اين است: آيا از هنگام شروع نماز پس از تعيين جهت قبله تا پايان نماز همان جهت قبلي را عليرغم چرخش کشتي نمازگزار حفظ کند؟ يا در حال نماز با چرخش کشتي به طرف قبله حرکت کرده و بچرخد؟ خواهشمندم اينجانب را در اين زمينه راهنمايي بفرماييد، با سپاس.

جواب:
همواره قبله خويش را مطابق جهت صحيح حفظ مي نمايد، و اين با وسائل جهت نماي امروزي كاري ميسور است، اگر سرعت كردش كشتي بقدري نيست كه مستلزم حركت تصحيحي مستمر باشد، پس لازم نيست كه مانند كشتي حركت دائري مستمر (ثانيه به ثانيه) داشته باشد، و كافي است وقتي كه جهت كشتي بطور فاحش تغيير كرد؛ سمت خود را تصحيح كند، فلذا مثلا بعد از قرائت (در صورت تغيير سمت) تصحيح كرده، يا بعد از انجام ركوع يا سجود يا هر يك از اجزاي نماز اين تصحيح را انجام مي دهد، كه هر جزئي در حالت استقرار بدن و به يك سمت خوانده مي شود، اما براى حركت خفيف مارپيچ رو به يك سمت؛ لازم نيست برحسب آن مسير مارپيچ تصحيح جهت كند، و لحاظ قبله نسبت به سمت حركت كافى است. [شمارة ثبت: (1357) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه اکتبر 20, 2010 12:39 am

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

امیدوارم که حالتان خوب باشد

از حضور جنابعالی سوالی داشتم

سوال:
بنده مغازه ابزار فروشی دارم (ساختمانی/صنعتی /کشاورزی) در شرایط کنونی که ارزش ارز پایین امده و طلا و دلار افزایش یافته اجناس مرتبط با شغل بنده و دیگر مشاغل گرانتر شده یعنی بعضی از اجناسی را که موجود داریم اگر بفروشیم خودمان باید همان را به قیمت بالاتر بخریم.
آیا ما باید اجناس خود را به قیمت روز بازار بفروشیم یا اینکه نه به همان قیمت قبل بفروشیم؟


بسم الله الرحمان الرحيم

عليكم السلام ورحمة الله

جواب:
1- نوسان قيمتها و تغييرات نرخ ارزها هميشه بوده است

2- نرخ اجناس را ابتداء ميزان عرضه و تقاضا معين مي كند

3- اما اكر دولت يا اتحاديه صنفي تسهيلات و امتيازاتي را به كسبه ارائه داده و در مقابلش تعهداتي را از ايشان در نحوه ارائه اجناس به مشتريان بخواهد، در صورت استفاده از آن تسهيلات ملزم به آن تعهدات نيز مي باشند[شمارة ثبت: (1506) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
مجاز به چند درصد سود روی اجناس هستیم؟
آیا باید درصدی را که صنف اتحادیه مشخص کرده به کار ببریم(10%)؟

پیشاپیش از راهنمایی هایتان کمال تشکر را داریم.

والحمد لله رب العالمين


جواب:
4- اصل معامله و تجارت بر داد وستد است و آنكه به اين عمليات و كردش بيشتر موفق شود بيشتر سود مي برد و سود را تنها درصدافزوده بر نرخ خريد تلقي كردن اشتباه است

5- اكر جنسي را كه مؤمني به آن مضطر است از روي طمع احتكار داشته و از او دريغ كند و به قيمت عادله نفروشد خسارت دنيا و آخرت نموده است

6- اكر كسي اجحافي در معامله اى كند، آن شخص عين همان اجحاف را از جاي ديكر مبتلا مي شود. از اين رو به اين سودهاى مقطعي نبايد دل نبست.

7- اكر با رعايت موارد فوق الذكر فروشنده اجناس خود را به نرخ عادله روز بفروشد، ارتفاع قيمت اجناس بر حسب بشتوانه ارز حقيقي (طلا) اشكال ندارد، يعني وسيله اى را كه در سال قبل معادل يك سكه طلا مي فروخته است الان هم معادل يك سكه طلا مي فروشد، اما نرخ برابري اجناس و طلا به ريال تغيير كرده است، و افزايش اين عدد اجحافي از فروشنده نيست.[شمارة ثبت: (1358) منبع: المسائل الإنترنتية]


والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سجده در نماز مستحبي

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 07, 2010 7:11 am

سؤال:
در نمازي كه شب جمعه براي حفظ كلام وحي سفارش شده، در ركعت سوم كه سوره مباركه حمد و سوره مباركه الم تنزيل سجده توصيه شده، ايا سوره مباركه الم تنزيل سجده همان سوره سجده معروف در مصاحف امروزى است؟ اكر هست سجده واجب دارد. وقتي در نماز تلاوت كنيم حكم سجده واجب جه طوري است؟

جواب:
بله، سوره الم تنزيل سجده؛ همان سوره معروف به سجده؛ در مصاحف امروزى است، و سجده واجب دارد، انجام سجده تلاوت؛ داخل نماز مستحبي مانعي ندارد، و نمازگزار وسط قرائت آيات سوره (در موضع سجده) به سجده مي رود و يك سجده بجاى آورده؛ و سپس مي ايستد و به بقيه قرائت ادامه داده، و سپس به انجام بقيه نماز (از ركوع و سجود) مي پردازد. [شمارة ثبت: (1349) منبع: المسائل الإصفهانية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط najm111 » يکشنبه دسامبر 12, 2010 3:05 pm

سوال:
روز اول محرم جهت غذاي مجالس محرم يك كوسفند ذبح كرديم وقتي كه قصاب ان را قطعه قطعه ميكرد البته بنده ان راذبح كردم و بنده شنيده بودم كه نخاuع كوسفند كه حرام است اكر توسط قصاب از كوسفند جدا شود بهتر است و اكر در غذا بخته شود غذا نجس مي شود به قصاب كفتم قصاب كفت دليل شرعي ان جه است ؟ اكر جواب بفرماييد لطف مي كنيد خيلي متشكرم التماس دعا يا علي مدد

جواب:
خوردن نخاع حرام است اما نجس نيست
و اكر بخته شود در غذا و مخلوط نباشد، با جداكردن آن مصرف غذا مانعي ندارد،
ولي بهتر است كه از ابتدا جدا شود و در غذا جوشيده نشود،
حرمت خوردن نخاع مثل حرمت خوردن نرينه كوسفند و كاو است، و دليلش فقط دستور شرع است،
حرمت خوردن نرينه و نخاع در همه رساله هاى عمليه نوشته شده است. برود رساله مرجعش را ببيند.[شمارة ثبت: (1360) منبع: المسائل الإنترنتية]
najm111
Site Admin
 
پست ها : 2140
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:09 am

كتابهايي كه درباره حضرت زينب كبرى عليها السلام به زبان عربي

پستتوسط aelaa.net » شنبه ژانويه 22, 2011 8:39 am

بسم الله الرحمان الرحيم

سؤال:
يك كتاب كه درباره حضرت زينب كبرى عليها السلام به زبان عربي نوشته شده را مي خواستم معرفي كنيد.

جواب:
كتابهايي كه درباره حضرت زينب كبرى عليها السلام
مستقلا و
خصوصا به زبان عربي
نوشته شده اند بسيار است،
از آن جمله اند:

( أخبار الزينبيات ) العبيدلي النسابة .

( زينب الكبرى ) الشيخ جعفر النقدي ( منشورات الرضي ، قم ايران) .

اساور من ذهب در احوال حضرت زينب(س) شيخ مهدي نجفي اصفهاني مسجد شاهي.

موسوعه سيره اهل البيت عليهم السلام: السيده زينب (ع) مولف: باقر شريف القرشي ¨ مصحح: مهدي باقر القرشي - ناشر: دار المعروف ¨ مکان نشر: قم

زينب الكبرى عليها السلام من المهد الى اللحد ::: السيد محمد كاظم القزويني

( زينب وليدة النبوة والإمامة ) م . صادق ( مؤسسة الوفاء ، لندن) .

( زينب عقيلة بني هاشم ) عبد العزيز سيد الأهل ( دار العلم للملايين ، بيروت) .

( سيرة الرسول وخلفائه ) السيد علي فضل الله الحسني ( مؤسسة الوفاء بيروت) .

( السيدة زينب ) عائشة عبد الرحمن « بنت الشاطئ » ( دار الكتاب العربي ، بيروت : 1979 م ) .

( عقيلة بني هاشم ) السيد علي الهاشمي ( مؤسسة المفيد ، بيروت) .

( عقيلة الطهر والكرم ) موسى محمد علي ( عالم الكتب ، بيروت) .

( في رحاب السيدة زينب ) محمد بحر العلوم ( دار الزهراء ، بيروت) .

( مرقد العقيلة زينب ) الشيخ محمد حسنين السابقي ( مؤسسة الأعلمي ، بيروت) .

( مع بطلة كربلاء ) الشيخ محمد جواد مغنية .

( ضريح ومسجد السيدة زينب في مصر ) علي أحمد الشلبي .

( مرقد السيدة زينب في سنجار « شمال العراق » ) بحث حسن الشميساني .

( وفاة زينب الكبرى ) الشيخ فرج آل عمران ( مكتبة الألفين ، الكويت) .

المرأة العظيمة قراءة في حياة السيدة زينب بنت علي عليهما السلام ::: حسن الصفار

امرأة.. اسمها زينب ::: كمال السيد.[شمارة ثبت: (1361) منبع: المسائل الإنترنتية]


والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » جمعه ژانويه 28, 2011 10:16 am

[b]سؤال:[/b]
اگر ماهی بر اثر دینامتی که در آب می اندازند؛ در آب بمیرد، چه حکمی دارد؟

[b]جواب:[/b]
مردن در آب حكم مردار را دارد و خوردنش جايز نيست. [شمارة ثبت: (1362) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه مارس 06, 2011 1:33 am

سؤال:
سلام علیکم.
سوالی محضرتان دارم
ایا زن بارداری می تواند از غذای جاری خود که بیوه است ودختر 12 ساله ای دارد و دارای حقوق ماهانه است و منزلش اورده است میل کند. و من الله التوفیق

جواب:
عليك السلام
اكر از مال يتيم نبوده و مثلا از حقوق شخصي خود غذا را تهيه مي كند، مصرف آن اشكالي ندارد.[شمارة ثبت: (1363) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤال مهم اقتصادي

پستتوسط aelaa.net » جمعه مارس 11, 2011 7:21 pm

سوال:
سلام عليكم
اين سؤال من ممكن است كه مشورت شخصي تلقي شده و نحواهيد باسخ بدهيد؛
ولي خواهش مي كنم به اين جهتش توجه شود كه جنبه معرفت از نظر تعاليم ديني نیز دارد.

ارزهاي جهان كه نوعي وسيله براى معاملات روزمره است و ملتها ناجار به استفاده ان هستند؛ از نظر اقتصادي ماليت حقيقي نداشته و براى همين با كمترين نوسان شرايط سياسي كشوري ارزشش را از دست مي دهند؛
همينطور بازار بورس سهام كه هر جند در دوره هايي برسود مي نمايد ولي به شدت نابايدار است؛
آيا از نظر تعاليم مكتب وحي اولويت بس انداز به جه نوع وسايل مانند ذخيره طلا يا راههاى اقتصادي سرمايه كذاري است؟
در شرايط اخير كه با بحران سقوط اقتصادي جهان غرب شروع شده و با حوادث آشوب خاورميانه و شمال آفريقا ادامه يافته است؛ و امروز زلزله بزرك ژاپن كه سبب سقوط ارز آن كشور و افزايش بيشتر نرخ جهاني طلا كرديد؛ چه گزینه مطمئني مي شناسيد؟

جواب:
1- همانطور كه اشاره كرده ايد؛ ارزها ماليت حقيقي نداشته و ماليتش اعتباري است؛
نوعي تعهد صادركننده براى برداخت مابه ازاي آنست؛
از نظر شرعي هم همينطور است،
ولذا در بدهيهاي طولاني مدت بايد مصالحه شود، و اكر طلبكار راضي نشود؛ بدهكار با دفع مبلغ ريالي بريئ الذمه نمي شود،
مثل مهريه هايي كه جندين سال قبل به ريال تعيين شده و كسي بخواهد ثمن بخس امروز را ببردازد.
ارز واقعي آنست كه حودش واقعا ارزش داشته باشد؛ و ارزش اصليش مشروط به جيز ديكري نيست
مثلا طلا كه ارزش اصليش واقعي است بخلاف اسكناس و ارزها كه يا اصلا ارزش حقيقي نداشته و كلا مرهون امور ديكري است،
و يا مثل سهام بورسها كه ممكن است مقداري ارزش اصلي داشته باشد، ولي بيشتر ارزشش در كَرو امور ديكري است.
ازين رو شخص عاقل بقدر ضرورت از راههاى غير حقيقي استفاده مي كند.

2- آنجه ماليت حقيقي دارد؛ نقدين (طلا و نقره) است،
و همينطور بقيه اجناس مورد معامله، ولي با اين تفاوت كه اجناس ديكر هم از نظر ارزش يكسان نبوده و بايدار نيستند؛ حتى فلزها و جواهرات كرانبها.

3- انسان مؤمن در اين زمينه جند نشانه و رويكرد دارد:
اول:
اينكه با ملاحظه درآمد و موجوديش مايحتاج معيشت خود و خانواده اش را فراهم مي كند، با ملاحظه شان خود، بدون اسراف و تبذير و بدون تبعيت از مُد و بازار رايج. و بدون بخل در حق خود و خانواده؛ كه به اسم فلان تبليغ رسانه يا عادت رايج؛ تنكدستي را بر خود تحميل كرده تا مثلا بس انداز كند كه مبادا بعدا نياز داشته باشد؛ در حاليكه امروزه نياز ضروري داشته و در محدوديت شديد است.
دوم:
مازادي اكر خداوند به او كرامت فرمود به انفاق بر نيازمندان خويشان و اخوان اهل ايمان و نشر معارف الهيه اختصاص مي دهد.
سوم:
در هر حال سعي و تلاش نموده؛ و بيكار نبوده، و اكر در امر نشر حق تمام وقت مشغول نيست؛ اوقات كاري روز خود را با معيشتي صحيح و حلال و مورد نياز جوامع اهل ايمان مصروف مي دارد.
جهارم:
اكر ضمن اجراى موارد سابقه يا براى حسن اجراي آنها نياز به ذخيره موقت دارد؛ از راههاى معتبر استفاده مي كند؛ و طبيعي است كه ذخيره هاى غير فوري خود را به امور نابايداري مثل ارزها و اوراق سهام تبديل نمي كند.
بنجم:
اين ارز واقعي "طلا" و بقيه اموال مانند آن؛ ممكن است در نوسانات هميشه ارتفاع قيمت ترقي جشمكيري نداشته باشند، ولي ارزش واقعي خود را همواره داشته و هيجكاه نقصان نمي بذيرند، مكر نقصان از ارتفاع قيمت سريع كه اين نقصان ارزش نيست و بخشي از نوسان قيمت است،
تنها در يك صورت است كه طلا و بقيه اموال ارزش حقيقيشان را از دست مي دهند و آن اينكه صرف طاعت و عبوديت و خدمت حق نشود، و يا شخص از دنيا برود و نتوانسته باشد آنها را به اين مصرف برساند، كه در بند سوم اشاره شد.

* از ابتداي طرح اين سؤال جندين سال قبل؛ و قبل از شرايط اخير مذكور كه در آينده نيز بسيار تشديد خواهد يافت، (خداوند همه ما را از هر نظر محفوظ بدارد)
تنها ارز معتبر براى بس انداز: "طلا" معرفي شد،
كه امري است معقول و مشروع و ارزي است واقعي.

* در مشاوره هاى نظير اين امر؛ بلكه به عنوان بيام خيرخواهانه اين امر را به متصديان حكومت كوشزد نموده و از طريق مجاري نافذ بيكيري كرديم و هشدار داديم كه
دخيره هاى غير ضروري يكي در بانكهاى خارجي نباشد،
دوم ذخاير به سهامهاى بانكي و بورسها و ارزهاى خارجي نباشد،
سوم آنرا تبديل به طلا كنيد و به داخل بياوريد،
ما اين امر (ذخائر به طلا بودن) را از وقتي كه سكه كامل بهارآزادي 78 هزارتومان بود تدكر داديم
و مدتها بيكيري شد و در هنكام رسيدن به 128 هزارتومان كمي توجه شد، و مقداري طلاي عمده توسط دولت خريداري شد و ذخائر به داخل منتقل شد، و حتى حساب قرض الحسنه طلا نيز تاسيس شد، ولي به علت عدم سهولت رفتار بانكها در تعامل با اين امر و در مضيقه قرار كرفتن مردم ؛ اين حساب عملا غير مطرح و تعطيل است.
و اين ارتفاع قيمت طلا همجنان ادامه يافت تا وقتي كه قيمت سكه به 200 هزار تومان نزديك كرديد آنوقت بيشتر توجه شد و ده برابر مصرف سالانه كشور خريد و واردات طلا افزايش يافت
و امروزه كه به مرز 300 هزارتومان رسيده است؛ اين امر مد نظر متصديان ذخائر كشور هست
هر جند اعلام رسمي نكنند و يا اقتصاددانها تاييد نكنند و هر جند قبل مثل قبل ارز و بورس تاييد شود.

* در ادامه توجه به اين امر؛ اخيرا دولت به ضرب سكه هاي كوجك و فراواني آنها تشويق شده است
كه بناست از بهار 1390 سكه هاى يك كَرمي عرضه و رايج شود،
و اين فرصت خوبي است كه همه بتوانند امور معيشتي خويش و حتى معاملات اقتصاديشان را بر حسب آن سامان دهند.

* دولت اكر گام مطمئن بعدي را بردارد كه به:
نظريات تحصيلكرده هاى اقتصاد (كه براساس تئوريهاى اقتصادي نظام سلطه جهاني مشاوره مي دهند) گوش نداده، و محور معاملات را سكه طلا قرار دهد،
حسابهاى بس انداز و جاري و سرمايه گذاري بر حسب طلا را همگاني و رايج همه بانكهاى كشور قرار دهد،
بدين نحو ذخائر مملكت و مردم را از وضعيت آسيب پذيري تبعيت از اقتصادغربي نجات داده است.

* با وجود سيستمهاى الكترونيكي پرداخت هزينه و جابجايي مدرن و كارت اعتباري؛ مشكل جابجايي سكه و بررسي تقلبي نبودن آن منتفي است،
چرا كه در پرداخت بانک بر حسب ذخيره شخص ملاحظه شده و به ملاحظه قيمت روز هزينه هايش از ذخيره بانكي طلايش كسر مي كردد

* همچنين دولت مي تواند كليه پرداختهايش به كارمندان و مردم را به سكه طلا انجام دهد، اين امر چند امتياز دارد، از جمله:
الف: عدم افزايش نرخ تورم كه هربار در اثر برداختهاى ريالي دولت اتفاف مي افتد، و با صرف آن در بازار تورم افزايش مي بابد، كسي كه سكه طلا دريافت به آساني ريال آنرا خرج نمي كند و بجا مصرف مي كند و همين كنترل كننده تورم است.
ب: آسايش رواني جامعه و عدم حرص بر خريد بيجا و يا ذخيره هاى ناپايدار
ج: حفظ ذخاير و پس اندازهاى توده مردم در نوسانات حوادث بطور خودكار.

جوابيه هاى متعددي قبلا در زمينه هاى مرتبط با موضوع اين سؤال و جواب منتشر شده است كه مي توانيد آنها را تهيه و مطالعه كنيد

تذكر مهم:
منظور از ارز واقعي بودن طلا؛ صرفا ذخيره آنست، نه معاملات بورس و خريد و فروش سكه
كه به عنوان نوعي معاملات و تجارت مطرح است و ريسكهاى خودش را دارد،
مقصود ما اين است كه حساب راكد ذخيره اگر به سكه طلا باشد بهتر از ارزهاى داخلي و خارجي است،
هر جند برخي ارزهاى خارجي هنوز اعتبارشان باقي است,

و با همه اينها هيچ پناه و ملاذي به غير حق تعالى الله نيست
و همواره ضمن عمل صحيح به او بايد پناه برد

ان شاء الله محفوظ و موفق باشيد

والحمد لله رب العالمين


=====================
از نمونه حوادث جهان كه در ارزش اسكناس خصوصا كشورهايي مثل ايران تاثير دارد:
viewtopic.php?f=13&t=148&p=7177#p7177

[شمارة ثبت: (1364) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

عقد و عروسي در ايام عزا

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه مه 01, 2011 2:59 pm

سؤال:
سلام علیکم
با عرض معذرت از این که وقت شما را می گیرم
سوالی این چند وقته مرتب می شود که
دهه ی فاطمیه سلام الله علیها از چه تاریخی تا چه تاریخ دیگر می باشد؟
با توجه به این که می خواهند مراسم عروسی و عقد بگیرند می خواهند حرمت خفظ شوند
با تشکر

جواب:
عليك السلام
1- وقت عزاي شهادت و رحلت حضرت صديقه كبرى شب و روز سوم جمادى الأخرى مي باشد.

2- در تعليمات مكتب وحي منعي براى انجام اصل مراسم خواستكاري يا عقد يا زفاف در هفته يا دهه يا ماه سالكرد وقوع مصائب آل محمد نرسيده است. بلكه در سيره نقل شده از خاندان وحي و خواص اصحاب ايشان؛ انجام اين موارد در خود ايام وقوع مصائب نيز رسيده است.

3- البته موضوع بركزاري مجالس جشن و شادماني و بزن و بكوب؛ مطلبي سواي اصل اجراى سنت ديني خواستكاري يا عقد يا زفاف است، و نبايد با هم مخلوط شود، و اين سنت عرفي طبيعي (در وقتي كه جامعه سوكواري دارد؛ مجالس جشن و شادماني و بزن و بكوب را برهيز مي كند) امري معقول و بسنديده ايست كه در كلام خازنان وحي نيز تأكيد شده است: يفرحون لفرحنا ويحزنون لحزننا.

خلاصه:
بنابراين اصل خواستكاري يا عقد يا زفاف در خود ايام عزا (مثل شب و روز شهادت حضرت زهرا عليها السلام) منعي شرعي نداشته؛ اما بركزاري مجالس عقد و عروسي؛ در روزهاي شهادت معصومين و خاندان اهل بيت (مثل شب و روز سوم جمادى الأخرى) كه جامعه سوكواري دارد؛ بسنديده نيست.[شمارة ثبت: (1365) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤال درباره حساب ارزي سبرده طلا و زكات طلا

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مه 02, 2011 8:00 am

سؤال:
سلام عليكم
ابتدا يك كزارش را از رسانه ها خدمتتان نقل مي كنم، بعد جند سؤال شرعي و مشورتي داشتم:
مدیرعامل بانک صادرات ایران سپرده طلا را راه حل مناسبی برای حفظ ارزش سرمایه اولیه افراد عنوان کرد و گفت: از این طریق مشتریان بانک می توانند از افزایش قیمت طلا هم بهره مند شوند.
سیدمحمد جهرمی در گفتگو با مهر سپرده طلا را راه حل مناسبی برای حفظ ارزش سرمایه اولیه افراد عنوان کرد و گفت: از این طریق مشتریان بانک می توانند از افزایش قیمت طلا هم بهره مند شوند، همچنین از طریق سپرده طلا ارزش پول حفظ و سود حاصل از افزایش قیمت طلا در شرایط مختلف اقتصادی نصیب سپرده گذار می شود.
مدیرعامل بانک صادرات ایران با بیان اینکه این نوع سپرده آینده را در نظر می گیرد، تصریح کرد: بر اساس این نوع سپرده گذاری مشتریان می توانند با پرداخت معادل ریالی مبلغ ارزی هر گرم طلا و خرید حداقل 5 گرم طلای 24 عیار حساب جاری ارزی بر پایه طلا داشته باشند.
وی با بیان اینکه براساس گواهی رسید، حساب سپرده طلا غیرقابل نقل و انتقال خواهد بود، عنوان کرد: همچنین این نوع سپرده گذاری ریسکهای نگهداری طلا در مقابل سرقت، مفقود شدن و غیره را بدون هزینه پوشش می دهد.
به گفته جهرمی در این نوع سپرده گذاری که محدودیتی برای اشخاص حقیقی و حقوقی قائل نیست، نیاز به خرید فیزیکی طلا وجود ندارد، بنابراین هزینه های ساخت و کارمزدهای مختلف برای خرید طلا از بین می رود.
گفتني است مشتريان و متقاضيان مي توانند از پانزدهم ارديبهشت ماه با مراجعه به شعب بانک صادرات در سراسر کشور نسبت به افتتاح حساب سپرده طلا اقدام نمايند.
سؤال:
با توجه به توضيحات كذشته تان درباره اولويت حفظ اموال نقدي به صورت طلا بجاي اسكناس؛
آيا اين روش جديد سبرده طلا راه مناسبي است؟
آيا بس انداز به اين نحو مشمول زكات طلا نيز مي شود؟
خمس جطور؟


جواب:
1- خود شما از افت سريع و روزافزون ارزش اسكناس نسبت به ارزهاى واقعي مانند طلا مطلع هستيد.
طبق اسناد تاريخي و مالي رسمي ايران؛ تاريخ طلا و پول اسکناس ايران در قرن اخير را از فقره زير مي توانيد مطلع شويد:
بر اساس قانون مصوب سال ۱۳۱۰ شمسی در مجلس شورای ملی، که برای تعيين واحد و مقياس پول ايران به تصويب رسيد، سکه‌ پهلوی طلا به ارزش صدريال ضرب شد. اين سکه دارای عيار ۹۰۰ در هزار بود،
اسکناس در آغاز قرار بود با پشتوانه‌ی طلا چاپ شود، اما بعدها با پشتوانه‌ی نقره به چاپ رسيد
و نيز می‌بايست پشتوانه طلا برابر هفتاد درصد اسکناس‌های در گردش باشد که بعدها به رقم پنجاه درصد و پس از آن به سی درصد تبديل سد؛ که در حقيقت هفتاد درصد اسکناس‌ها يدون پشتوانه بود، که اين کار سود سرشاری برای بانک در بر داشت.

2- فلذا عقل سليم حكم مي كند كه: شخص هيج ذخيره اى بجز به مقدار مصارف هفته و ماه به اسكناس نكاه ندارد.

3- با روش فوق الذكر نيازي به خريد و فروش سكه و نكهداري و نكراني حفاظت ان نيست، وافراد مي توانند كليه بس اندازها و تتمه مازاد ماهانه شان را به اين نحو نكهداري كنند.

4- البته ما درصدد ضمانت اعتبار اين بانك يا بانك ديكر نيستيم، و صرفا اين روش را مناسبتر از بس انداز با اسكناس مي دانيم، اكر جه اين بانك بانك معروف و مشهور به اعتباري است.

5- با اين روش نكهداري؛ از اضطرار به بس انداز به صورت ارزهاى خارجي (دول كافر حربي كه دشمنان اسلام و مسلمين هستند، و با بشتوانه همين ارزها جنايات جهاني را مرتكب مي شوند) نيز بي نياز شده و از اين آلودكي نيز بيراسته مي شويد.

6- مسئله خمس آن كه مانند قبل از اين سبرده كذاري بوده و معلوم است:
اكر از مال خمس داده شده باشد، و آنرا بس انداز كند هر جند سال هم بماند خمس ندارد،
همينطور اكر مصارف هزينه سالانه يا مقدمات تهيه ضرورتها و نيازهاى زندكي خود را بس انداز كند مشمول خمس نمي باشد،
مكر اينكه سال بكذرد و همه يا مقداري از آن بر مصرف سالانه او زياده بيايد، يا اينكه زندكي او بدون اين ذخيره نيز اداره شود، كه در اين صورت مشمول خمس مي باشد.

7- مسئله زكات:
اكر در سند افتتاح حساب به اين صورت باشد كه شخص با اين سبرده مقداري از ذخائر طلاي بانك را مي خرد، و به همان مقدار از طلاي بانك مال او مي شود،
در اين صورت اكر به نصاب زكات طلا برسد و يك سال از آن بكذرد و زائد بر نياز زندكي او باشد مشمول زكات مي شود،
كه مقدارش يك چهلم نصاب آن است،
و مقدار زائد بر نصاب اول زكات ندارد تا به نصاب دوم برسد،
و نصاب طلا بيست دينار شرعي است
هر دينار شرعي است معادل (4.547958 گرم) است.
(20 × 4.547958 = 90.95916 گرم)
كه وقتي موجوديش به اين مقدار (حدود 91 گرم) رسيد و يكسال بر آن كذشت زكات بر او واجب مي شود
و مقدار زكات آن در هر نصاب طلا نیم دینار (=2.273979 گرم) است.
نصاب بعدي زكات 24 دينار شرعي است (24 × 4.547958 گرم)
و نصاب بعدی 28 دينار شرعي است (28 × 4.547958 گرم)
و همينطور چهار دينار چهار دينار بالا مي رود،
و مقدار زكات به اندازه يك چهلم هر نصاب است،
و اكر زكات نصاب اول را داده است، فقط زكات مقدار افزوده بر نصاب اول تا نصاب بعدي را مي دهد،
يعني زكات هر چهار دینار افزوده شده را می دهد،
كه معادل يك دهم دينار است (=0.4547958 گرم)
و مقدار زاید بر نصاب قبلی و كمتر از نصاب بعدي از زكات معاف است.
و اكر به نصاب دوم يا بالاتر رسيده و زكات نصاب قبلي را ادا نكرده است، زكات كل نصاب دوم را مي دهد (24 × 4.547958 گرم) كه مي شود: (2.7287748 گرم)

اما اكر سبرده كذاري به ريال و پول رايج است و بانك هنكام بازكرفتن از حساب؛ ريال و پول رايج را مي دهد،
و صرفا حساب ذخيره طلا براى تضمين سبرده در بانك و حفظ ارزش اوليه آنست (چنانكه در كزارش فوق آمده)، در اين صورت مشمول زكات طلا نمي باشد.
و بدين صورت حساب سبرده طلا امتياز ديكري بر دخيره سكه دارد كه مشمول زكات است.[شمارة ثبت: (1366) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمدلله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

ليلة الرغائب امسال

پستتوسط aelaa.net » جمعه ژوئن 03, 2011 3:10 am

سؤال:
عمل معروف (نماز) ليلة الرغائب جكونه انجام مي شود؟ با توجه به اينكه معروف است كه ليلة الرغائب شب جمعه اول ماه رجب است، براى امسال 1432 كه روز جمعه اول ماه است و بنجشنبه 29 ماه جمادى الأخرى است، تكليف جيست؟

جواب:
1- آنجه معروف شده است : ليلة الرغائب يعنى شب جمعه اول رجب، در واقع متن حديث شريف نبوده، و يك تعبير مسامحه اى و نقل غير دقيق از حديث مستند ليلة الرغائب است، ولذا اين برداشت شايع در برخي سالها منجر به اشتباه مي شود.

2- حديث مفصل مستند نماز ليلة الرغائب، اكر با دقت مطالعه شود به وضوح معلوم است كه محور ليلة الرغائب جمعه اول رجب و شب آن نيست، بلكه محور ليلة الرغائب بنجشنبه اول رجب و شب بدنبال آن است، اما اين اصل متن حديث شريف؛ تبديل به برداشت غير دقيق شده به اسم: شب جمعه اول رجب
بعد در مواقعي كه جمعه اول ماه است متحير شده اند جه بكويند؟ و آمده اند جند نظر اختراع كرده اند: روزه ساقط است؟ كل عمل ساقط است؟ احتياط بين اين هفته و هفته بعد شود؟

3-همه اين نظريات بدون مستند بلكه بر خلاف صريح حديث مستند ليلة الرغائب است، و صحيح همان است كه در متن حديث مستند ليلة الرغائب آمده است: پنجشنبه اول ماه رجب محور ليلة الرغائب است، آنرا روزه گرفته؛ و بين نماز فريضه عشاء و نافله عشاء نماز خاصي را بجاي مي آورند.

4- متن حديث مستند ليلة الرغائب: بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج ٩٥ - الصفحة ٣٩٥ - ح٢٥. (باب) (عمل خصوص ليلة الرغائب زائدا على اعمال مطلق ليالي شهر رجب)، أقول: قد روى العلامة - ره - في إجازته الكبيرة عن الحسن بن الدربي، عن الحاج صالح مسعود بن محمد وأبي الفضل الرازي المجاور بمشهد مولانا أمير المؤمنين عليه السلام قرأها عليه في محرم سنة ثلاث وسبعين وخمسمائة عن الشيخ علي بن عبد الجليل الرازي عن شرف الدين الحسن بن علي، عن سديد الدين علي بن الحسن عن عبد الرحمن بن أحمد النيسابوري، عن الحسين بن علي، عن الحاج مسموسم عن أبي الفتح نورخان عبد الواحد الأصفهاني، عن عبد الواحد بن راشد الشيرازي، عن أبي الحسن الهمداني عن علي بن محمد بن سعيد البصري، عن أبيه، عن خلف بن عبد الله الصنعاني، عن حميد الطوسي، عن أنس بن مالك قال: قال رسول الله 9: ما معنى قولك: رجب شهر الله؟ قال: أنه مخصوص بالمغفرة، فيه تحقن الدماء، وفيه تاب الله على أوليائه وفيه أنقدهم من نزاعه، ثم قال رسول الله صلى الله عليه وآله: من صامه كله استوجب على الله ثلاثة أشياء: مغفرة لجميع ما سلف من ذنوبه، وعصمة فيما يبقى من عمره، وأمانا من العطش يوم الفزع الأكبر. فقام شيخ ضعيف فقال: يا رسول الله 9 إني عاجز عن صيامه كله، فقال رسول الله 9: صم أول يوم منه، فان الحسنة بعشر أمثالها وأوسط يوم منه وآخر يوم منه، فإنك تعطى ثواب صيامه كله، ولكن لا تغفلوا عن ليلة أول خميس منه فإنها ليلة تسميها الملائكة ليلة الرغائب، وذلك أنه إذا مضى ثلث الليل لم يبق ملك في السماوات والأرض إلا، ويجتمعون في الكعبة وحواليها ويطلع الله عليهم اطلاعة فيقول لهم: يا ملائكتي اسئلوني ما شئتم فيقولون: ربنا حاجاتنا إليك أن تغفر لصوام رجب، فيقول الله عز وجل قد فعلت ذلك. ثم قال رسول الله 9: ما من أحد يصوم يوم الخميس أول خميس من رجب، ثم يصلي ما بين العشائين والعتمة، اثنا عشر ركعة يفصل بين كل ركعتين بتسليم، يقرء في كل ركعة فاتحة الكتاب مرة واحدة وإنا أنزلناه في ليلة القدر ثلاث مرات و قل هو الله أحد اثنا عشر مرة، فإذا فرغ من صلاته صلى عليّ سبعين مرة، ويقول: " اللهم صل على محمد وعلى آله " ثم يسجد ويقول في سجوده سبعين مرة: رب اغفر وارحم وتجاوز عما تعلم إنك أنت العلي الأعظم، ثم يسجد سجدة أخرى فيقول فيها ما قال في الأولى، ثم يسئل الله حاجته في سجوده، فإنها تقضى. قال رسول الله 9: والذي نفسي بيده لا يصلي عبد أو أمة هذه الصلاة إلا غفر الله له جميع ذنوبه، ولو كان ذنوبه مثل زبد البحر وعدد الرمل ووزان الجبال وعدد ورق الأشجار، ويشفع يوم القيامة في سبعمائة من أهل بيته ممن قد استوجب النار، فإذا كان أول ليلة في قبره بعث الله إليه ثواب هذه الصلاة في أحسن صورة فيجيئه بوجه طلق ولسان ذلق فيقول: يا حبيبي أبشر فقد نجوت من كل سوء فيقول: من أنت فوالله ما رأيت وجها أحسن من وجهك، ولا سمعت كلاما أحسن من كلامك، و لا شممت رائحة أطيب من رائحتك، فيقول: يا حبيبي أنا ثواب تلك الصلاة التي صليتها في ليلة كذا من شهر كذا في سنة كذا، جئتك هذه الليلة لأقضي حقك وأونس وحدتك، وأرفع وحشتك، فإذا نفخ في الصور ظللت في عرصة القيمة على رأسك فأبشر فلن تعدم الخير أبدا.

5- نتيجه امسال 1432، براى نائل شدن به فضيلت ليلة الرغائب؛ روز پنجشنبه هفتم رجب (19 خرداد = 9 ژوئن) را روزه مى گيرد، بعد از نماز مغرب و عشاء و قبل از نافله عشاء؛ اين عمل مخصوص را بجاي مي آورند، (12 ركعت = 6×2 ركعتى) در هر ركعت يكبار سوره فاتحه و سه بار سوره قدر و 12 بار سوره توحيد مى خواند، و پس از فراغ از 12 ركعت؛ 70 بار صلوات (اللهم صل على محمد وعلى آله) فرستاده، و سپس به سجده رفته و در سجده هفتاد بار مى گويد: رب اغفر وارحم وتجاوز عما تعلم إنك أنت العلي الأعظم، سپس سجده ديگرى به همين نحو مى گذارد، و در آن حاجت خود را مى خواهد. التماس دعا خصوصا براى مضطرين از اهل ايمان در بحرين و عربستان و ساير بلدان. والحمد لله رب العالمين. [شمارة ثبت: (1367) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه ژوئن 13, 2011 6:39 pm

سؤال :
اگر شخصی در حین رانندگی بدون عمد حیوانی مثل سگ را بکشد آیا تکلیفی دارد ؟

جواب:
اكر مالك نداشته باشد جيزي ضامن نيست
اكر مالك داشته باشد و راننده مقصر است ضامن قيمت ان به صاحب آن حيوان است[شمارة ثبت: (1368) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

حرمت روزه بر حائض و بطلان آن

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه آگوست 03, 2011 7:03 am

سؤال:
می خواستم بپرسم آیا روزه هایی که در ایام عادت گرفته می شود صحیح هست؟

جواب:
اين مسئله از اولين مسائلي كه هر زن مسلمان ياد مي گيرد كه:
در ايام عادت روزه نمي گيرند ،
بخاطر اينكه روزه از عباداتي است كه طهارت در آن شرط است،
ولذا بر حائض حرام است
و اگر روزه بگيرد؛ افزون بر ارتكاب حرام، روزه اش نيز باطل است[شمارة ثبت: (1369) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

حكم روزه در حيض

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه آگوست 03, 2011 7:05 am

سؤال:
اكر كسي دو سال است كه به اشتباه فكر كرده كه روزه در ايام عادت جايز و صحيح است
الان متوجه اشتباه خودش شده است
تكليف او در اين باره جيست؟

جواب:
كسي كه ايام حيض را روزه گرفته؛ روزه او باطل است
براى ارتكاب اين معصيت استغفار نموده
و قضاي انها را در وقت طهارت بايد بگيرد،
و در صورت نگرفتن قضاي آن تا ماه رمضان بعدي،
اضافه بر قضاي انها؛ بايد براى هر روز يك مد طعام؛ كفاره تأخير بدهد[شمارة ثبت: (1370) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

وقت كفاره تاخير

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه آگوست 03, 2011 7:07 am

سؤال:
آيا باید کفاره تأخير را با فطریه مان بدهیم؟

جواب:
تكليف اداي كفاره تاخير ارتباطي با زكات فطره نداشته و دو وظيفه مستقل است،
كفاره تأخير را در اولين فرصت كه مي تواند ادا مي كند.[شمارة ثبت: (1371) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

مقدار كفاره تاخير

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه آگوست 03, 2011 7:08 am

سؤال:
مقدار كفاره تأخير جقدر است؟

جواب:
مقدار كفاره تأخير قضاي هر روز روزه؛ يك مد شرعي از طعام است
يك مد شرعي هم يك بنجم صاع شرعي است
صاع شرعي = 6367.1412 كرم = حدود 6400 كرم
مد شرعي = 1273.4282 كرم = حدود 1300 كرم. [شمارة ثبت: (1372) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

حساب روزه مستحبي بجاي قضاي واجب؟

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه آگوست 03, 2011 7:10 am

سؤال:
شخص روزه قضا داشته، ولى روزه مستحبی گرفته؛ جون نمی دانسته روزه قضا دارد،
حالا فهميده كه قضاي روزه واجب شرعا بدهكار است، آيا قضای آن روزها حساب می شود؟

جواب:
نه خير
براى قضاي روزه بايد در هنكام شروع آن و در وقت مربوطه اش نيت قضاي روزه واجب ماه رمضان نمايد
نه اينكه همينطوري بعدا از روزه هاى انجام شده حساب كند
لذا عليرغم انجام روزه مستحبي ولى قضاي روزه هاى واجب او همجنان به ذمه اش باقي است، و بايد قضا نمايد.[شمارة ثبت: (1373) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

اجير شدن براى نماز قضاي ديكران وقتي كه خود قضا بدهكار است

پستتوسط aelaa.net » شنبه آگوست 13, 2011 4:12 pm

سؤال:
شخصي كه خودش نماز قضاي واجب بدهكار است مي تواند نماز استيجاري بگيرد؟‬

جواب:
منعي براى اجير شدن نيست، اما كسي بايد اجير شود براى قضاي نماز ديگران؛ كه بتواند آنرا انجام دهد، و وقتي كه مي تواند انجام دهد، پس كسي كه بخاطر قضاي نماز خود نمي تواند نماز قضاي ديگري را انجام دهد؛ نبايد قبول اجيرشدن براى نماز ديگرى كند، مكر اينكه تاخير نماز استيجاري براى قضاي نماز خود به قدر معمول و مقبول اجيركننده است (مثل جند روز)، پس مانعي ندارد كه قبول كرده؛ و فورا با قضاي نمازهاى خود؛ مهياي قضاي نماز ديگران شود، اما اگر قضاي نماز خودش سبب تاخير نماز استيجاري؛ به چند هفته و ماه و بيش از آن است؛ كه معمولا مرضي اجيركننده نمي باشد؛ پس نبايد قبول كند،
بله، اگر با اجيركننده توافق كند كه مثلا: من الان قبول مي كنم، ولي شروع نماز استيجاري از فلان تاريخ (كه قضاهاى خود را بجاي آورده) انجام مي دهم؛ و اجيركننده هم اين تأخير را قبول كند؛ اشكالي ندارد. [شمارة ثبت: (1374) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

درباره زيارت حضرت امام رضا عليه السلام

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه آگوست 15, 2011 12:34 pm

سؤال:
در مفاتیح نوشته است که زیارت امام رضا علیه السلام در ماه رجب مستحب است، سرّ اين امر چیست؟
بخاطر مستحب بودن عمره در ماه رجب

در منتخب حسنی نوشته است که زیارت امام رضا علیه السلام روز 13 ماه رجب مستحب است، سرّ اين امر چیست
چون روز تولد است برای تبریک

جواب:

ما این مطلب را در کتاب های زیارت که نوشتیم اگر دقت کرده بودید این مطلب واضح شده بودید

مفاتیح روایت را نقل کرده
ولی همه مطلب که در یک روایت نمی آید

این مطلب و دنباله اش را در مباحث فقه الحدیث شرح دادیم
که با ایمیل و لاتین نویسی بیان نمی شود.[شمارة ثبت: (1375) منبع: المسائل الإنترنتية]



سؤال:
بنده یادداشت شخصی خودم از مجالس درسي كذشته را خواندم چیزی پیدا نکردم

اما همه زیارت نامه را به دقّت مطلعه کردم پس دو نکته پیدا کردم :

1 یکی از فضیلتهای زیارت معصومین علیهم السلام آن است که بجای عمره در افضل اوقات آن می باشد

2 و یکی دیگر آن است که نیل به زیارت کامله یعنی حج و عمره و زیارت حضرات معصومین علیهم السلام در حجاز و عراق و ایران

ـ پس بنده از این نکات نتیجه می گیرم که در ماه رجب، مانند عمره، زیارت همه معصومین علیهم السلام مستحب است نه فقط زیارت حضرت رضا علیه السلام
اما چون زیارت آن حضرت بر زیارتهای دیگر فضیلت دارد، زیارت آن حضرت در این ماه مستحبتر می شود
آیا این استدلال درست است یا نه ؟
آیا علامه مجلسی همین استدلال را کردند؟
چون در مفاتیح روایت نمی آورد فقط می فرماید که در ماه رجب زیارت امام رضا علیه السلام مستحب می باشد

ـ اگر مطلب است در این خصوص که می توانم بخوانم خوشحال می شوم

ـ این مطالعه یک سؤال دیگر ایجاد کرده، سرّ این فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام چیست ؟ نظر شما چیست ؟
بنده دو احتمال را می بینم آیا درست اند یا نه ؟
چون دورتر هستند
چون کسی که آن حضرت قبول کرده پس همه ائمه علیهم السلام بعد از ایشان هم قبول کرده ؟

اگر لطف می کنید در این مسأله جوابتان مطرح کنید ممنونم
خدا حافظ و التماس دعا

جواب:
1- نكات متعددي در درسها و بحثهاى كذشته در اين باره بيان نموده ايم
دوستتان .... مي توانند در اين زمينه به شما كمك كنند

2- مثلا در همان جوابيه قبلي مطلبي را نوشتيم ولى بخاطر عدم دقت، دوباره برسيده ايد
و آن اينكه آنجه در مفاتيح در اين زمينه نقل كرده به عنوان فضيلت بركرفته از حديث شريف است
و شما نوشته ايد مفاتيح روايت نياورده و همينطور كفته.....
و مفاتيح كتاب ذكر نصوص اعمال است نه متن احاديث و بسياري اوقات محدث قمي مضمون حديث را نقل كرده است
بايد بكويم ايشان و علامه مجلسي و بقيه علماء كه اين امر را نقل كرده اند از حديث وارد در اين خصوص اقتباس كرده اند

3- بلكه صاحب كتاب وسائل الشيعة كه مرجع احاديث احكام فقهي همه مراجع و فقهاء است يك باب به اين عنوان اختصاص داده است: فضيلت زيارت امام رضا در ماه رجب،

4- در كتاب « فروع‌ الكافي‌ » آمده است:
أَبُو عَلِيٍّ الاَشْعَرِي‌ّ، عَنِ الحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الكُوفِي‌ِّ، عَنِ الحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیهِ السَّلاَمُ عَنْ رَجُلٍ حَجَّ حِجَّةَ الإسْلاَمِ، فَدَخَلَ مُتَمَتِّعاً بِالعُمْرَةِ إلی الحَجِّ، فَأَعَانَهُ اللَهُ عَلَي‌ عُمْرَتِهِ وَحَجِّهِ، ثُمَّ أَتَي‌ المَدِينَةَ فَسَلَّمَ عَلَي‌ النَّبِي‌ِّ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَیهِ وَآلِهِ ] وَسَلَّمَ [ ثُمَّ أَتَاكَ عَارِفاً بِحَقِّكَ؛ يَعْلَمُ أَ نَّكَ حُجَّةُ اللَهِ عَلَي‌ خَلْقِهِ وَبَابُهُ الَّذِي‌ يُؤْتَي‌ مِنْهُ، فَسَلَّمَ عَلَیكَ، ثُمَّ أَتَي‌ أَبَا عَبْدِ اللَهِ الحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَهِ عَلَیهِ فَسَلَّمَ عَلَیهِ، ثُمَّ أَتَي‌ بَغْدَادَ وَسَلَّمَ عَلَي‌ أَبِي‌ الحَسَنِ مُوسَي‌ عَلَیهِ السَّلاَمُ، ثُمَّ انْصَرَفَ إلی بِلاَدِهِ، فَلَمَّا كَانَ فِي‌ وَقْتِ الحَجِّ رَزَقَهُ اللَهُ الحَجَّ؛ فَأَيُّهُمَا أَفْضَلُ: هَذَا الَّذِي‌ قَدْ حَجَّ حِجَّةَ الإسْلاَمِ يَرْجِعُ أَيْضاً فَيَحُجُّ، أَوْ يَخْرُجُ إلی خُرَاسَانَ إلی أَبِيكَ عَلِي‌ِّ بْنِ مُوسَي‌ عَلَیهِ السَّلاَمُ فَيُسَلِّمَ عَلَیهِ؟!
قَالَ: ] لاَ [ بَلْ يَأْتِي‌ خُرَاسَانَ فَيُسَلِّمُ عَلَي‌ أَبِي‌ الحَسَنِ عَلَیهِ السَّلاَمُ أَفْضَلُ؛ وَلْيَكُنْ ذَلِكَ فِي‌ رَجَبٍ؛ وَلاَ يَنْبَغِي‌ أَنْ تَفْعَلُوا ] فِي‌ [ هَذَا اليَوْمِ؛ فَإنَّ عَلَینَا وَعَلَیكُمْ مِنَ السُّلْطَانِ شُنْعَةً.

و همين روايت را شيخ‌ الطائفة‌ طوسي نيز نقل كرده است از: أبو القاسم‌ جعفر بن‌ محمّد بن‌ قولَوَيْه‌ هذه‌ الرواية‌ المباركة‌ به سند صحيح‌ ديكري در كتاب: «كامل‌ الزيارات‌»
نقلاً عن‌ أبيه‌ وعن‌ محمّد بن‌ الحسن‌ وعلي‌ّ بن‌ الحسين‌ جميعاً، عن‌ سعد بن‌ عبد الله‌ بن‌ أبي‌ خلف‌، عن‌ الحسن‌ بن‌ علي‌ّ بن‌ عبد الله‌ بن‌ المغيرة‌، عن‌ الحسين‌ بن‌ سيف‌ بن‌ عميرة‌، عن‌ محمّد بن‌ أسلم‌ الجبلي‌ّ، عن‌ محمّد بن‌ سليمان‌ قال‌:
سألتُ أبا جعفر عليه‌ السلام‌... و سبس عين همان روايت كافي‌ را نقل كرده است.

5- برخي از اسرار صدور حكم افضيلت زيارت حضرت امام رضا عليه السلام در زمان امام جواد عليه السلام ، در مضامين احاديث آمده است:
عن علي بن مهزيار قال : قلت : لأبي جعفر ( عليه السلام ) :
جعلت فداك ، زيارة الرضا ( عليه السلام ) أفضل أم زيارة أبي عبد الله الحسين ( عليه السلام ) ؟
فقال : (( زيارة أبي أفضل ، وذلك أن أبا عبد الله ( عليه السلام ) يزوره ( كل الناس ) ، وأبي لا يزوره إلا الخواص من الشيعة )) .
كه به معني: وجود منكرين مثل واقفيه در آن زمان و نيز غربت مشهد رضوي در آن زمان.

6- اكر در زماني زيارت يكي از مشاهد به دليلي مانند وجود منكرين آن امام يا غريب بودن آن مشهد؛ افضل معرفي شده و آنرا توصيه فرمودند،
در موارد و شرايط مشابه هم همين حكم براى مشاهد ديكر نافذ است.
مثل افضيلت زيارت مشهد عسكريين و مشهد مهدوي در سامراء در اين زمان، و بعد از آن زيارت مشهد بقيع،
و بعد از زيارت حضرات معصومين نيز زيارت مشاهدي مانند حضرت جعفر طيار در اردن، اينها همه اهميت دارند.

7- اكر در زماني زيارت يكي از مشاهد به دليلي مانند وجود منكرين آن امام يا غريب بودن آن مشهد؛ افضل و با اجر بيشتر معرفي شد و توصيه كرديد،
در صورتي كه آن علت برطرف شود؛ يعني منكرين ديكر نباشند يا آن مشهد غريب نباشد، آن فضيلت ملغا نمي شود،
و آن علتها شرط فضيلت نيست بلكه مقدمه و اسباب صدور حكم فضيلت است
و آن بركات و آثار و ثوابها همجنان از جانب خداوند به زائر آن مشهد در زمان غير غربت نيز داده مي شود،
جه اينكه احكام عطاي الهي در اين خصوص مستمر بوده و منسوخ نمي شود.

8- بجز عموم روايات وارده در فضيلت زيارت هر يك از مشاهد، اين حديث بخصوص فضيلت زيارت هر يك از مشاهد را مي رساند:
در « الإقبال‌ » درباره استحباب‌ زيارت هر يك از مشاهد مشرّفة‌ في‌ ماه رجب‌ آورده است:
رَوَيْنَاهَا بِإسْنَادِنَا إلی جَدِّي‌ أَبِي‌ جَعْفَرٍ الطُّوسِي‌ِّ رَحِمَهُ اللَهُ فِيمَا ذَكَرَهُ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: حَدَّثَنِي‌ جُبَيْرُ بْنُ عَبْدِ اللَهِ عَنْ مَوْلاَنَا ـ يَعْنِي‌ أَبَا القَاسِمِ بْنِ رُوحٍ رَضِي‌َ اللَهُ عَنْهُ قَالَ:
زُرْ أَي‌َّ المَشَاهِدِ كُنْتَ بِحَضْرَتِهَا فِي‌ رَجَبٍ،
تَقُولُ: الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي‌ أَشْهَدَنَا مَشْهَدَ أَوْلِيَائِهِ فِي‌ رَجَبٍ وَأَوْجَبَ عَلَینَا مِنْ حَقِّهِمْ مَا قَدْ وَجَبَ ...........إلي‌ آخر الزيارة‌ الشريفة‌ الواردة‌.
كه دستور توقيع ناحيه مقدسه به زيارت هر يك از مشاهد مشرفه كه ميسر شود در ماه رجب است

9- مطلب ديكر اين است كه شما بايد اين ذهنيت تان را اصلاح كنيد كه:
اكر كفتند فلان موضوع فضيلت دارد به معني نفي فضيلت ديكري نيست،
حديث در فضيلت زيارت همه مشاهد در ماه رجب هست هر جند ممكن است برخي افضل معين شده باشد، و يا به جهتي زيارت يكي از مشاهد افضل باشد، و بجهت ديكر مشهد ديكري افضل باشد،

10- آن حضرات عليهم السلام در معرفت نورانيت و حق معرفت
يك شخص نيستند كه بخواهيم با هم بسنجيمشان
يك حقيقت و نور هستند كه در هر عصري به صورتي متجلي شده است
بس توجه دادن اذهان در موردي يا زماني يا مكاني به يكي از اين مظاهر و مواضع جلوه
تفضيل واقعي مظهر نيست بلكه تفضيل و اولويت آن عمل است

11- اما بالاتر از همه اين مطلب است
كه كلام امام معصوم و حجة الله خودش بالاترين دليل است
اصلا فرق سخن او با بقيه هر جند عالم و حكيم باشند اين است كه
كلام ديكران نيازمند دانستن دليل آن و بذيرفته شدن او در نزد هر كسي است
اما امور شرعي از جمله مستحبات جون خداوند انرا بسنديده مستحب شده است
و خداوند همانطور كه عمره در رجب را مستحب قرار داده و همين كافي است براى مستحب بودنش و نياز به دليل مستحب بودن عمره آن هم در رجب نيست
براى زيارت حضرات و تفضيل يكي بر ديكري يا در وقتي خاص نيز همينطور است

و اصلا ارزش بنده در اطاعت فرامين الهي به اين است كه
جقدر را بخاطر خدافرموده عمل مي كند نه اينكه جقدر برايش قابل قبول شده است
كه دومي ارزش عبوديت ندارد

12- اكر جه ما براى خدا اين باسخ را نوشتيم
ولى ترجيح مي دهيم كه وقت را صرف كساني كنيم كه فقط مصرف كننده نبوده
و به قدري كه وقت صرف خودشان مي شود براى تعليمشان، همان قدر هم براى تعليم ديكران كه نياز دارند وقت صرف كنند يا خدمتي را در اين راه ارائه دهند
تا يادم مي آيد شما بيشتر مصرف كننده بوده ايد[شمارة ثبت: (1376) منبع: المسائل الإنترنتية]


والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نحوه خواندن ادعيه مفصله در سجده

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه آگوست 17, 2011 11:14 am

سؤال:
در سجده هایی که برای برخی از نمازها و یا ادعیه وارد شده است، مانند سجده بعد از نماز جناب حعفر طیار علیه السلام و یا سجده زیارت عاشورای تامه؛ که برخی مفصل هم هستند؛ اگر انسان آنها را از حفظ نباشد؛ و کسی هم نباشد که برايمان بخواند؛ و ما در حالت سجده تکرار کنیم، چگونه باید عمل کرد؟
الف- برخی در این حالت مهر را با دست بالا آورده و بر پیشانی می گذارند و سپس ذکر و دعای سجده را می خوانند.
ب- یا اینکه مهر را بر سطحی بالاتر از سطح زمین قرار داده و روی آن به سجده رفته و دعا خوانده شود. در حالت های الف و ب آیا صحیح است؟

جواب:
در نمازهاى مستحبي همه روشهاى فوق صحيح است، اما روش دوم بهتر است، و بهتر از همه: قبل از نماز؛ شخص دعا را روي موبايل يا مانند آن؛ بطور شمرده و مناسب به تكرار ضبط نموده، و در حين سجده در نماز استفاده مي كند. [شمارة ثبت: (1377) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

حكم روزه در طهارت از حيض

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه آگوست 25, 2011 7:02 pm

سؤال:
اگر ایام عادت طبق روال هفت روزه بوده اما حال در ماه مبارک روز ششم متوجه شده است که پاک شده، اما نمی داند قبل از فجر پاک شده؟ یا بعد ان تکلیف چیست؟ (از اذان صبح هم امساک داشته است).

جواب:
اول بايد مطمئن شود باك شده است
جه اينكه ممكن است تقليل يا تاخير در ادامه و بقيه عادت ماهيانه باشد
كه به سبب مصرف بيوسته مواد مقوي (شيريني و كَرمي) در ايام رمضان است

بس اكر احتمال بدهد باك نشده، ان يكروز را به عنوان استظهار مترصد بماند، و بحكم حيض عمل كند

اما اكر مطمئن است كه باك شده، و مثلا بخاطر تغيير برنامه غذاييش دوره ايام حيض كوتاه شده، در اين صورت به وظيفه طاهر از حيض عمل مي كند
و براى انجام روزه و نماز بس ملاك: وقت اطمينان از طهارت است، اكر فجر طلع شده و هنوز اطمينان از طهارت بيدا نكرده بس روزه انروز را قضا مي كند و خوب است استمرار امساك تا وقت افطار
براى نماز هم بعد از تطهير و غسل اكر قبل از وقت فرارسيدن نماز عصر باك شده نماز ظهر را نيز بجاي مي آورد و اكر بعد از آن باك شده فقط نماز عصر و نمازهاى بعد آنرا بجاى مي آورد.[شمارة ثبت: (1378) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

درباره وام

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه سپتامبر 01, 2011 12:42 am

سؤال:
وامی به من از طریق اداره تعلق گرفت این وام بر اساس نوبت به همه می رسد ونوبت بر اساس اعتبار و زمان استخدام هرچند سالی به هر کسی می رسد
و امسال دو سه روز قیل از 23 ماه مبارک نوبت من شد، سال خمسی من هم همان 23 ماه مبارک است من چند روزی صبر کردم و بعد وام را گرفتم میخواهم ببینم ایا این کار فرار از خمس بوده
و باید خمس وام را بدهم یا اصلا موضوع این وام در محاسبه خمس امسال چگونه باید عمل شود

جواب:
1- دريافت وام در تاريخ سال جديد فرار از خمس نيست.

2- وام خودش كه خمس ندارد، وامي كرفته ايد،
اكر صرف يكي از نيازها و يا مصرفي در طول سال جاري شد، و جزو اموال زائد مصرف سال نبود
كه بالطبع مصرف نشده و باقي نمانده كه زائد از مصرف باشد تا مشمول خمس بشود،

3- اما اكر اين وام به مال شما اضافه شد
و زايد بر مصارف و نيازتان سالتان بود
و اداي وام در طول ساري جاري، يا تاديه وام بعد از سال جاري؛ مانع از تامين مصارف سالانه تان نبود
و براى تامين مصارف سال آتي شما هم به آن نياز نيود
ان وقت سر سال جزو اموال زائد بر مصرف سالانه مورد محاسبه خمس مي شود[شمارة ثبت: (1379) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه سپتامبر 01, 2011 1:56 am

سؤال:
كسي كه مبلغ چهار میلیون تومان بدهی به صورت وام دارد؛ که ماهانه اقساطش پرداخت می شود، و مبلغ پانصد هزار تومان پس انداز دارد، بر اين شخص چه مقدار خمس لازم است، با توجه به اینکه سال خمسی ما ماه مبارک رمضان بوده، الان که به تاخیر افتاده اشکالی دارد یا نه؟

جواب:
اكر مخارج سال كذشته شما تامين شده، و براى سال جاري هم درامد مكفي را داشته، و جهت تامين سال جاري هم به صرف اين پانصد هزار تومان نياز نداشته باشيد، و آنرا مصرف نمي كنيد، و مال زائد بر مخارج سالانه شما فقط همين مبلغ است؛ بنابراين خمس همين مبلغ را مي دهيد.
اكر اين مال مشمول خمس بوده؛ اما در آن تصرفي نكرده ايد، به صرف كذشت تاريخ سال خمسي تان، اشكالي نداشته و الان با واضح شدن مسئله بر طبق وظيفه عمل مي نمائيد.[شمارة ثبت: (1380) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

ماشين لباسشويي

پستتوسط aelaa.net » جمعه نوامبر 11, 2011 4:41 pm

سؤال:
سلام علیکم
طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حق متعال
در خصوص فتوای مربوط به ماشینهای لباس شویی کر شوی و قلیل شوی برای اطمینان پاک شویی ماشین لباسشویی مورد استفاده در منزل کاملا تحقیق نمودم و نصاب و تعمیر کار مربوط اذعان نمود این مدل 4 بار با آبگیری آبکشی کرده و در آبکشی آخر با شروع دوران آخر به مدت 5 ثانیه آب کر وارد ماشین لباسشویی می شود که به گفته ایشان این مورد قابل مشاهده نیست . نظر حضرتعالی در مورد پاکشویی این مدل لباسشویی چیست؟
با تشکر از بذل توجه حضرتعالی

جواب:
عليك السلام
انكه قابل رؤيت نيست ارزشي ندارد
و بايد اتصال به كر انقدر طول بكشد تا اب با لباسها اميخته شده و در اب متصل به كر ابكشي انجام شود
حرف نصاب و تعميركار اعتباري ندارد
مطلب واضحي است وقابل رؤيت بوده و به مراجعه ى ديكري نياز ندارد
براى طهارت يا بايد با ايجاد اتصال لوله اب دستي در وقت ابكشي وباز بودن در تمام مدت ابكشي استفاده كرد
يا لباسهاى نجس را جدا كرده ابتدا تطهير و سبس به داخل ماشين انداخت[شمارة ثبت: (1381) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
بنده تطهیر لباسهای نجس را به خاطر ندانستن این مورد انجام نداده و برای شستشو از ماشین صرفا استفاده کرده ام الان تکلیف لباس شویی برای پاک شدن و استفاده به شیوه صحیحی که فرمودید تکلیف بنده چیست؟
آیا جسم لباسشویی اکنون نجس می باشد؟ چگونه قابل پاک شدن است؟

جواب:
وقت بودن لباس در ماشين در مرحله ابكشي سرشلنك را بكذاريد در محل بودر و باريك باز كنيد
بكذاريد با اتصال كر ماشين ابكشي نمايد
بعد تخليه باك است[شمارة ثبت: (1382) منبع: المسائل الإنترنتية]


موفق باشيد
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نامگذاری نوزاد

پستتوسط aelaa.net » جمعه نوامبر 11, 2011 5:04 pm

سؤال:
السلام علیکم و رحمه الله برکاته
برادرم 6 روزی است صاحب فرزند پسری شده است، برای نامگزاری او به من گفت: طب نذر و خوابی که دیده ایم، نامش را یاسین انتخاب نموده ایم
بنده به اشان گفتم در کتاب شریف خلیه المتقین، از گذاشتن این نام نهی شده است
حال از شما خواهشمندم راهنمایی بفرمایید
آیا این نهی عمومی است و کل امت حضت محمد رسول الله صلی الله علیه و آله را شامل می شود
و یا اینکه در شرایط خاص منظور حضرت ایشان منه السلام بوده است
قبلا از اسائه ادب و گرفتن وقت شما معذورم
التماس دعا و الحمد لله رب العالمین

جواب:
1- قدم نورسيده مبارك باشد

2- نامهاى خاص كه نهي شده است با بيشوندهايي قابل استفاده است،
مثل اين مورد كه مي توانيد بكذاريد: نورياسين، يا عبدياسين

3- برخي كشورها مثل هند و باكستان اين ادب را براى همه نامها والقاب حضرات رعايت مي كنند
وغالبا نامهاشان دوبخشي است
عبد...
خدمت....
خادم...
نور...
بوي...
جلوه...
ضياء...
شعاع...
عزت حسين
شوكت حسين
قدرت حسين
رفعت حسين
البته بيشوندها به انجه ذكر شد محدود نبوده، و دهها كلمه مناسب هست

در ايران هم با بيشوند عبد و غلام و قلي مي كذاشته اند كه به همين معنا بود

البته در تناسب معناي كلي مجموع بيشوند و نام هم بايد دقت كرد
كه برخي موارد به علت بي اطلاعي افراچ صرفا از ليست بيشوندها و نامها انتخابی كرده و تركيبي بكار مي برند
كه ممكن است مفهومش بالاتر از خود نام باشد، مثل ذات علي ذات حسين
و اين نكته قطعا در ميان افراد فرهيخته ملاحظه و رعایت مي شود[شمارة ثبت: (1383) منبع: المسائل الإنترنتية]


موفق باشيد
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

درباره جناب حر رياحي

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه نوامبر 30, 2011 7:22 am

سؤال:

سلام علیک
با توجه به این که از اول محرم الحرام در آموزشگاه مراسم عزاداری برپا می باشد
و در رابطه با حضرت حر فردا قرار است به بیان مطلب ببردازم
به نظر حضرت عالی کدام موضوعات حضرتش برای دانش آموزان بیان شود


جواب:
عليك السلام

1- در رعايت احترام يا كاربرد تعابير به تناسب عمل كنيد،
تفاوتي بين حضرات معصومين (عليهم السلام ) و بين غير معصومين از خواص؛ تا به رسد به عموم اهل بيت و اصحاب رعايت كنيد

2- انجه ذكر مي شود در منابر از داستانهاى حر رياحي؛ جه ماجراى اب دادن به لشكر او؛ جه بذيرفتن او در اخر كار؛
همه كرامت و بزركواري امام در حق دشمن است، نه كرامات حر،
اين عظمت كرم و بخشش اهل بيت (عليهم السلام ) كه وقتي دشمن واقعا توبه كند او را مي بذيرند

3- خدا رحمت كند مرحوم جد ما (حكيم سيد مرتضى) را
عتبات بسيار مشرف مي شدند ولى سر قبر حر نمي رفتند
مي كفتند: نمي توانم خودم را راضي كنم
او سبب شد همه اين فجايع اتفاق بيافتد
و اكر راه نبسته بود آن همه مصائب واقع نشده بود

4- البته بنده اين نظر و رويكرد آن مرحوم را ندارم
و همين كه مولا او را بذيرفته، و او را رحمت نموده، و بر او سلام فرستاده؛ ما هم تسليميم
و بر اساس همان عمل مي كنيم

5- البته حر رياحي نكته آموزنده هم رفتارش دارد:
او يك فرمانده معمولي و جنكاور نبوده، از اشراف و بزركان كوفه و بدر و جد و خاندانش از اشراف مكه بوده اند، و يزيد بن قعنب كه حديث ولادت مولا در كعبه را نقل كرده است عموي او بوده است
حر وقتي فهميده حق كجاست، بخاطر كذشته اشتباهش؛ يا حفظ شهرت و موقعيتش؛ ادامه نداده و به حق ملحق شده
ولو در اخرين لحظات؛ ولي ملحق شده،
و در همين حد هم ابطال باطل كرده و اثبات حق نموده است

6- ولي هر جيز به جاي خويش نيكوست و بايد مطابق خودش رفتار كرد نه اينكه كيلويي برخورد كرد
همانطور كه مي بينيد هم نكات ارزشي او را كفتم
و رحمت و سلام هم بر او مي فرستيم همجنان كه معصوم بر او رحمت و سلام فرستاده است
و به زيارت قبرش هم رفته ايم.

7- اما با همه اينها دنبال حلواحلوا كردن او هم نيستيم

مثلا من مطابق رسم رايج عقيده به اختصاص يك روز از دهه محرم به حر را ندارم
در عرض حضرت ابوالفضل و سايريني كه مردم يكروز خاص برايشان اختصاص داده اند

اين رسم مأثور از اهل بيت نيست و صرف يك عادت شايع اختراعي بر حسب فهم عوام است.

اصحاب بسيار با ارزش و مقامات و خلوص و فداكاري بيشتر ديكري هستند كه جاى تجليل دارند
حتى اكر بنا به ذكر اصحاب هدايت يافته باشد، كسان ديكري هستند كه از لشكر ابن زياد جدا شده و به حضرت بيوستند و سابقه ظلم او را نداشتند

خيلي افراد هستند كه جاي اختصاص روز يا ذكر و شرح حالشان هست
خواص و اصحابي كه قبل از امدن حضرت به كربلا زنداني شدند و نتوانستند به كربلا بيايند و بعضا شهيد شدند
اصحابي كه حتى در محاصره كربلا خودشان را به حضرت رساندند
بانوان نهضت حسيني: از خواهران حضرت (زينب - ام كلثوم - سكينه) و دختران و همسران تا ساير بانوان بقيه اهل بيت و اصحاب كه بعضا شهيد و مجروح هم شدند.
همه اينها بيشتر جا دارد كه يكروز به آنها اختصاص داده شود.

8- خلاصه:
اينكه در واقعه حر = كرامت حضرت است نه او
مطالبي كه فوقا نوشتم در باسخ كلام افراطي شما بود كه نوشته بوديد:
در رابطه با حضرت؟؟؟ حر، فردا قرار ...... به نظر حضرت عالی کدام موضوعات؟؟؟ حضرتش برای بچه ها بیان شود؟

و در هر صورت بيان مطالب فوق سبب تفريط و از اينطرف افتادن نشود
مبادا تنقيصي نسبت به او رفتار شود
همين كه در زيارت ناحيه مقدسه سلام بر او ذكر شده، براى رعايت احترام ما نسبت به او كافي است.

9- تذكر و عبرت از كربلا و عاشورا:
در واقعه كربلا مردم جند دسته بودند:
آنهائيكه از اول همراه بودند و تا آخر هم ماندند و توفيق اثبات همراهي را هم داشتند
آنهائيكه بعد ملحق شدند و تا آخر هم ماندند و توفيق اثبات همراهي را هم داشتند
آنهائيكه حضرت دنبالشان فرستاد و همراه شدند و تا آخر هم ماندند و توفيق اثبات همراهي را هم داشتند
آنهائيكه حضرت دنبالشان فرستاد اما همراه نشدند
آنهائيكه ابتدا همراه بودند ولي تا آخر نماندند و جدا شدند

آنهائيكه با حرف بودند و كريه هم كردند ولي با احتمال مخاطره نام موقعيت امنيت و هر خطر؛ عملا همراهي نكرده و ساكت تماشا كردند تا فاجعه اتفاق بيافتد
آنهائيكه اول بودند بعد با جو شايع و حاكم همراه شد و با جو جرخيدند
آنهائيكه اول بودند بعد با كمترين تهديد يا تطميع همراه دشمن شدند

اين نداي هل من ناصر حضرتش؛ همجنان طنين انداز است
ما نبايد به صرف حرف و كريه يا تعزيه اكتفا كنيم
و ناظر باشيم دشمنان دين از شيطان لعين تا ملحدين و كافرين و ناصبين
مكتب و تعاليم وحي را در جوامع بشري امروز و اذهان انسانها هدف قرار داده،
و نبايد ما به صرف عقيده به همراهي يا اظهار همراهي يا بروز احساسات به نام همراهي اكتفا نموده، و همينطور بيكار و غير فعال بنشينيم به حرف و شعار و تظاهر مشغول باشيم

بلكه بايد همواره و هر روز برنامه ارتقاي معرفت و التزام خود را داشته و در محدوده و توان خودمان ديكران را نيز كمك كنيم تا هم از شر دشمنان محفوظ بمانند و هم بتوانند با مولا راه بيايند و هم خود منشا آثار و خيرات باشند

خداوند لطف كند به همه ما، و ما را از آنهايي قرار دهد كه از آغاز تا انجام همراه بوده و همراه مانده و توفيق اثبات همراهي را داشته باشند[شمارة ثبت: (1384) منبع: المسائل الإنترنتية]

========================

سائل:
نکته ی معرفتی ظریفی بیان کردید امشب
محبت کردید نسبت به ما
حضرت حق جل عزه جزای خیر به شما بدهد
و آباء و اجداد و امهات گذشته ی شما را بر سر سفره کرم اهل بیت بیش از پیش بهره مند فرماید
شرمنده که از این تعبیر استفاده کردم

باسخ:
بحث سر تعبير نيست
بحث سر درست نفهميدن است
اينكه كرامت مولا در حق حر را كرامت حر تلقي كنند
يا
اينكه بخواهند تنقيص او كنند هر دو اش بدفهمي است

سائل:
درست است
ان شاء الله سعی می کنیم محوریت همان که هست و شما فرمودید قرار دهیم بزرگواری امام در حق دشمن

والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

كوشت كوساله

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه نوامبر 30, 2011 7:57 am

سؤال:
این چند شب که بعد از مراسم حسینيه مشرف می شوم امامزاده در راه برگشت هیئت انجا هرشب نذری دارند و دوستان و اشپزان ها و بزرگان هیئت کلی احترام می گذارند و یک قابلمه برنج و خورشت به بنده می دهند که بیاورم خانه، و سوال که از نوع كوشتش کردم می گویند هر سال اول ماه محرم یک گوساله بالای یک سال ذبح می کنند و دو تا هم گوسفند هم ذبح می نمایند و گوشت ان را با هم مخلوط و برای این ایام ماه محرم ان را طبخ می نمایند، ایا خوردن گوشت گاو چه حکمی دارد؟ و از دوستان هم شنیده ام که می گویند حدیث داریم گوشت گاو بلا است و شیر ان دوا است و از طرفی هم در کتاب حیات القلوب علامه مجلسي نوشته که وقتی چند نفر مهمان برای حضرت ابراهیم علیه السلام امدند حضرت برای ایشان یک گوساله بریان کرد و به خاطر این شک داشتم که از این گوشت استفاده کنم یا نه و تا الان هم این گوشت نذری را به همسایه ها و ... می دادم و خودم استفاده نکرده ام

جواب:
كوشت كاو كراهت دارد
ولى كوشت كوساله كراهت ندارد
اكر آنها خودشان ذبح مي كنند بدون كاربرد شوك الكتريكي (قبل ذبح) اشكالي ندارد
اجتناب متدينين و عدم مصرف كوشت كاو و كوساله بازار بخاطر بكاربردن دستكاه شوك برقي قبل از ذبح است.[شمارة ثبت: (1385) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سرمايه كذاري بانكي

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه نوامبر 30, 2011 8:19 am

سؤال:
السلام علیکم.
وقت شما بخیر. از نظر شما سرمایه گذاری با هدف گرفتن سود ماهانه در کدامیک از بانکها یا موسسات مالی اعتباری حلال است؟

متشکرم

جواب:
علیک السلام
1- هر جايي كه با رعايت عقود شرعي قرار داد بسته، و آن مؤسسه واقعا فعاليت اقتصادي سودآور (بجز مبادلات بانكي) داشته باشد. سرمايه كذاري اشكالي ندارد.

2- البته از آنجا كه نرخ رسمي تورم 20 درصد و كليه مراكز فعلا كمتر از اين سود مي دهند، لذا شخص واقعا سود نكرده و دريافتي او بخشي از مقدار نقصان ارزش آن است،

3- با اضطرابات مالي و وضعيت اقتصاد جهاني و داخلي فعلي، انواع سرمايه كذاريها براساس ارز رايج همه كشورها يك نوع ريسك بر خطر است، مكر اينكه مركزي حاضر باشد سرمايه كذاري را بر اساس طلا انجام دهد كه شخص از ناحيه سقوط آن ارز متضرر نشود،
يا مثل آنجه اعلام شده كه بناست اعلام شود:
سرمايه كذاري با خريد ذخائر نفتي كه با توجه به اينكه نفت يك كالاي واقعي است كه ارزشش در حال فزوني است، خصوصا اكر اين خريد بشكه نفتي بر بايه طلا باشد.

4- امروزه تنها راه كسب آنست كه خود شخص انجام دهد (امور توليدي يا تجاري يا خدماتي صحيح) كه ولو ظاهرا سودي بنظر نداشته باشد اما بخاطر رزق لايحتسب و وعده الهي امورش به فضل الهي مي كذرد
اما واكذاري سرمايه به جاي ديكر يك ريسك خطرناك است

5- بجز اينها تنها جاره حفظ اصل سرمايه ريالي از نقصان روزبروز آنست ولذا
فعلا راه معقول تبديل مازاد ماهانه به سكه هاى يك كرمي رسمي است
بدين صورت ارزش ريالي بس انداز در طي يكسال محفوظ مي ماند، حتى اكر سودي ظاهرا نداشته باشد.
به اين روش جون ارزش اصل سرمايه محفوظ مانده بس بيشتر از 20 درصد بانكها سود كرده،
ضمن اينكه براى صرف مقدار لازم در مايحتاج به اساني مي تواند بقدر ضرورت سكه را فروخته و صرف كند
در حاليكه در سبرده بانكي برداشت قبل از موعد جريمه دارد[شمارة ثبت: (1386) منبع: المسائل الإنترنتية]


===========

سؤال:
فحص از واقعی بودن فعالیت اقتصادی تا چه حد لازم است؟
اگر امکان دارد شما اسم بانک یا موسسه مالی مورد تاییدتان را بیان بفرمایید.

جواب:
سرمايه كذاري بانكها و فعاليتهاى اقتصاديشان معلوم است
و نظر بنده هم اكر فقرات فوق را درست خوانده باشيد واضح است[شمارة ثبت: (1387) منبع: المسائل الإنترنتية]


والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سپرده گذاری چندماهه با هدف گرفتن وام

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه نوامبر 30, 2011 8:27 am

سؤال:
آيا سپرده گذاری چندماهه در موسسات با هدف گرفتن وام از انها اشکالی ندارد؟

جواب:
سبرده كذاري به قصد كرفتن وام اشكالي ندارد[شمارة ثبت: (1388) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

معني ثار الله

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه نوامبر 30, 2011 9:07 am

سؤال:
السلام علیکم.
عظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره.
اگر وقت داشتید، لطف کنید علت اینکه امام حسین علیه السلام ملقب به ثار الله هستند را برایم توضیح دهید.

جواب:
عليك السلام
1- خداوند حق معرفت و حقيقت زيارت و عمق تعزيت و كمال خدمت و نجات شفاعت و انس مجاورت و وصال صحبت حضرتش را نصيب فرمايد

2- ثار = ثأر، در لغت عربي به معني انتقام و خونخواهي است
يعني حضرت امام حسين كسي است خداوند به خونحواهي او اقدام مي نمايد[شمارة ثبت: (1389) منبع: المسائل الإنترنتية]

سؤال:
جزاکم الله کل الخیر/ خیلی ممنون.واقعا لطف کردید ،
کاملا اشتباه فکر میکردم که ثار الله به معنای خون خداست.

جواب:
3- بله اين برداشت ناشي از ترجمه هاى ضعيف است كه همه جا شايع شده است
و جون اين اشتباه متداول شده با تكلف و بيان وجوه سست خواسته اند ترجمه اشتباه را توجيه كنند، ولى موفق نشده اند.

4- البته تنها وجه قابل توجه حمل بر مجاز و تشبيه و كنايه است، كه حضرتش به منزله خون در كالبد دين است
اين معني درست است اكر تعبير اينطور بود: ثار دين الله، ولى تعبير: ثارالله است.
و خون كالبد دين ربطي به خون خدا و ثار الله ندارد

5- و تعبير ثار الله به معني خون خدا
را نظير حديث قرب نوافل (كنت سمعه الذي يسمع بي وبصره الذي يبصر بي...) دانستن
اشتباه است
جه اينكه حديث قرب نوافل مي فرمايد: بنده در اثر قرب نوافل به مرتبه اى مي رسد كه به استعانت خداوند مي بيند و نمي كويد خداوند به استعانت بنده مي بيند
ولى ثار الله لازمه اش وابستكي ذات غني به جلوه اش جه اينكه هر صاحب خوني به خونش وابسته است و حياتش در گرو حفظ و سلامت آنست
و ذات حق منزه است از اين نياز.

6- و تعبير ثار الله به معني خون خدا
را نظير يد الله و عين الله دانستن صحيح نيست جه اينكه
اولا:
آن تعابير ورود وكابردش از ناحيه كلام وحي و كلام خازنان وحي عليهم السلام به معني يد و عين مسلم است
برخلاف ثار الله كه سياق نصوص با معناي انتقام و خونخواهي متناسب است
و هيج قرينه اى بر تاييد معني (خون خدا) از كلام وحي و كلام خازنان وحي عليهم السلام وارد نشده است

ثانيا:
كاربرد خون نسبت به خداوند؛ و تنظير تشبيهي اش به ذات حقتعالى بر مي كردد، و خداوند عزوجل در ذاتش غني است و براى وجودش نيازي به جيزي ندارد
برخلاف عين الله و يد الله كه اشاره به فناء صاحب آن مرتبه در حق است، و نيز تشبيهي براى نماينده حق بودن يا وسيله اعمال قدرت الهي بودن است
ولذا كاربردش يكسان نيست

7- البته كلام خازنان وحي عليهم السلام جلوه اى از كلام وحي است و باطن و اسرار فراواني دارد،
و از اين جمله است تعبير ثار الله، (در معناي غير انتقام الهي)
در حديث مروي ابن قولويه در كامل الزيارات در زيارت حضرت امام حسين عليه السلام آمده است:
حدثنى الحسین بن محمد بن عامر، عن احمد بن اسحاق بن سعد قال: حدثنا سعدان بن مسلم، (عن) قائد ابى بصیر قال: حدثنا بعض اصحابنا، عن ابى عبد الله علیه السلام قال اذ آتیت القبر بدات فاثنیت على الله عزوجل، وصلیت على النبى صلى الله علیه و آله و اجتهدت فى ذلك (ان شاء الله)ثم تقول:
....و انك ثار الله فى الارض، و الدم الذى لا یدرك ثاره احد من اهل الارض، و لا یدركه الا الله وحده،...
ترجمه
....و توئي ثار الله در روي زمين و آن خوني كه كسي از اهل زمين انتقام رخونخواهيش را درنيابد و جز خداوند يكانه خونخواهيش را درنيابد....

در اين حديث به مرتبه خون بودن حضرتش و اينكه خوني است كه كسي جز خدا به خونخواهيش موفق نشود اشاره دارد

دقت شود: لا یدرك ثاره، دارد، نه اينكه لايدرك معنى ثاره...
يعني آن خون مقدس و الهي است كه كسي حقش را جز خداوند درك نكرده و به خونخواهيش جز خداوند كسي موفق نمي شود
اشاره كلام حضرت به قيامهاى خونخواهي واقعه است، كه كسي نكويد خونخواهي شد ديكر خونخواهي براى جه؟

همجنين ممكن است تعبير "انك ثار الله فى الارض" اينطور بيان شود: "توئي آن خوني كه خدا در زمين قرار داده است"
كه به معني مايه حيات اهل زمين و مردم باشد،
و نسبتش به خداوند به منزله آنجه حق مقرر نموده است براى حيات زمين،
نه اينكه قوام و تكيه حق باشد مثل تكيه هر شخص به و كالبد به خون.

و در هر صورت حتى با فرض ثار به معني (خون)، و فرض ثار الله به صورت (مضاف و مضاف اليه)، معني آن فراتر از توهمات عامه و خون كالبد است.

اما تعبير "خون مقدس و الهي" براى ترجمه "ثارالله" نيز صحيح است، همجنان كه از اين زيارت نيز استفاده مي شود[شمارة ثبت: (1390) منبع: المسائل الإنترنتية]


والحمدلله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

برخورد با نفوذيهاى دشمن

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه نوامبر 30, 2011 11:13 pm

سؤال:
سلام علیک از بذل محبتی که فرمودید و دیدگاه الهی را بیان داشتید بسیار ممنون هستم همانطور که در جوابیه مفصلی که در آدرس مورد نظر ملاحظه کردم دقیقا همین مطلب که دشمن از ابعاد مختلف برنامه ریزی نموده است وجود دارد
وقتی که در محل آموزشگاه با بعضی از دانش آموزان صحبت می شود این مطالب در کلامشان هست و معلوم هم می باشد که خط هم داده می شوند و بعضی از کسانی که به عنوان دبیر هم هستند بعضی وقتها این مطالب انحرافی را تبلیغ می کنند
البته وجود مراسم های مختلف مانندحدیث شریف کساء و اعیاد و مراسم های عزاداری در آموزشگاه بسیاری از مشکلات را حل نموده است چون نکات معرفتی گفته می شود و بعد هم دانش آموزان با مراجعه سوالات را راحت در میان می گذارند و جواب می گیرند
یکی از ايده هاي انحرافي که نفوذيهاي دشمنان اسلام عنوان می کنند این که: آنها (اهل بيت عليهم السلام) که عرب بوده اند و ما فارس هستیم! و ما شرافتمان بیشتر است!! و چرا باید برای آنها عزاداری کنیم یا جشن بگیریم!!!
آیا صلاح می دانید در این مجالس از معجزات کتاب شریف مدینه المعاجز ... بیان شود تا به این نحوه تاریکی ها زدوده شود
برای کسانی است که مستمع آن مطالب اجبارا وشاید سوال ایجاد شودهستند برای آنها چطور است در مراسم ها بیان شود

جواب
عليك السلام
1- براى كسي كه منكر است اثبات مطلب با جيزي كه منكر است حل نمي كند

2- ان افرادي كه اين مطالب انحرافي را القا مي كنند، كزارش مستندي از اقدامات انحرافي و كمراه كننده شان تهيه كنيد و بدهيد حراست و مركزي كه متصدي است حفاظت از برسنل و امنيت فضاي آموزشكاههاست خودش هم معتقد و مؤمن است

3- القاءات منفي آنها را نبايد شما بازكَو نموده و نبايد در جمع عمومي به القاءات آنها برداخت و الا بوسيله شما ترويج انها مي شود
انها مخفيانه يكنفر را سعي در اغوا دارند؛ بعد شما بياييد در جمع حرف انها را بخش كنيد اين به نفع انهاست

4- بايد معارف حق را بيشتر معرفي كرد،
اكر روي روضه مشكل دارد مجلس روضه بيشتر بركزار شود
اكر روي عربي مشكل دارد زمينه كاربرد عربي را بيشتر كرد و... همينطور

5- اما ان موارد خاص كه مورد اغوا قرار كرفته اند؛ اكر شبهه اي برايشان باقي مانده؛ بطور خصوصي مشكلشان را رفع كنيد[شمارة ثبت: (1391) منبع: المسائل الإنترنتية]


والحمدلله رب العالمين


==========
ممنون از مطالب حکیمانه و روشن گرانه اي كه برایمان بیان فرمودید
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

درباره جناب محمد بن حنفيه

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه دسامبر 18, 2011 8:36 am

سؤال:
راجع به جناب محمد حنفیه رحمة الله علیه كه میگویند برادر بزرگ آقا ابی عبد الله الحسین (منه السلام) میباشند آیا حضرت مولا (منه السلام) قبل از حضرت زهرا (سلام الله علیها) ازدواج کرده بودند ؟ یا دلیل دیگری دارد که ایشان را برادر بزرگتر خطاب میکنند؟

جواب:
1- در تاريخ ولادت جناب محمد بن الحنفية اقوال مختلفي هست 13 -16 -21 هجري
كه با توجه به تاريخ ولادت حضرت امام حسين عليه السلام (در 3 يا 4 يا 5 هجري)،
تفاوت سني از ده تا هجده سال مي شود
كه جناب محمد حنفيه 10 تا 18 سال كوجكتر بوده اند،
وفات ايشان هم در سالهاى 80 – 81 -83 كفته شده كه تا 20 سال بعد واقعه كربلاء بوده اند

2- نام ايشان محمد است و كنيه شان ابوالقاسم،
و حضرت بيامبر نهي نموده بودند كه كسي هم نام و هم كنيه اش را مثل بيغمبر بكذارد، تا تفاوتي باشد،
و وقتي مي كويند ابوالقاسم محمد مقصود بيامبر باشد،
در اين حكم استثنايي شده و آن راجع به جناب محمد حنفيه
كه خود حضرت بيامبر نام و كنيه شان را قبل از ولادت او و در اواخر حياتشان به اين فرزند مولا بخشيدند،
فرموده اند: سيولد لك بعدي غلام ، فقد نحلته اسمي وكنيتي ، ولا تحل لأحد من أمتي بعده،
زود است بدنيا بيايد بعد از (وفات) من براى تو بسري ، بس به او بخشيدم نامم را و كنيه ام را و روانيست براى كسي از امت من بعد از او (محمد حنفيه) كه كنيه و نامم را با هم داشته باشد
البته برخي اين فقره اخر را نقل نكرده، ولذا كفته اند با اين واقعه (بخشيدن نام ولقب به محمد بن حنفيه) آن منع كلا برداشته شده است، و براى بقيه نيز مجاز است برخي هم احتياط مي كنند با هم بكار نمي برند در نامكذاري فرزندان يكي را بكار مي برند

3-نسبت ابن الحنفية ايشان مربوط به نشان مادر ايشان بوده است كه از قبيلة بني حنيفة بوده است،
و بكاربردن اين نسبت بخاطر حفظ امتياز حضرت امام حسن و حسين بوده كه لقب ابن فاطمة داشته اند، و كسي به صِرف هر سه فرزند علي بودن آنها را يكي نشمارد.

4- از 17 يا 18 فرزندي كه براى حضرت مولا علي عليه السلام نقل شده سه نفرشان محمد نام داشته اند،
كه محمد بن حنفيه بزركترينشان بوده ولذا محمد اكبر معروف شده اند يعني محمد بزركتر از آن دو محمد ديكر كه محمد اوسط و محمد اصغر ناميده شده اند.
بنابراين آنجه در متن سؤال نقل شده كه حضرت امام حسين عليه السلام او را برادر بزركتر خطاب كرده اند اشتباه است
و عدم ىكاهي و ندانستن اين مطالب و وجه اين لقب "محمد اكبر" سبب اين سهو شده است،
و واقعيت برعكس بوده و اين محمد بن حنفيه بوده است كه حضرت امام حسين را برادر بزرك خطاب مي كرده اند.
و حضرت مولا علي عليه السلام قبل و زمان حيات حضرت زهرا عليها السلام زوجه ديكري نداشته اند

5- جناب محمد بن حنفيه شخصيت بزركواري بوده اند،
بازوي حضرت مولا علي عليه السلام در جنكها و برجمدار سباه شان بوده اند،
و وصي حضرت امام حسين كه هنكام سفر كربلا تعيين و اعلان نموده اند،
و در دوران تقيه براى حفظ حضرت امام سجاد از آسيب حكومت اموي؛ عنوان مهدي كه نشانه جهاد و قيام خاندان ولايت است را برفراز داشته
و قيامهاى خونخواهي براى امام حسين (از جمله قيام مختار) كه بر عليه امويان مي شد به اسم ايشان مي شد،
همجنانكه جناب زيد بن علي بن الحسين برجم قيام علوي را در زمان حضرت امام صادق عليه السلام برافراشت
جناب محمد حنفيه در زمان مناسب و امنيت نسبي؛ در مراسم جهاني حج كنار حجر الأسود؛ براى اعلان عمومي امامت حضرت سجاد عليه السلام اقدام نمود،
در شرح فضائلش سخن بسيار است و مبحث مستقلي مي طلبد.[شمارة ثبت: (1392) منبع: المسائل الإنترنتية]


والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤال درباره مصرع الا یا ایها الساقی

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه دسامبر 25, 2011 2:37 am

سؤال:
طليعه ديوان حافظ با اين شعر است: الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها × كه عشق آسان نمود اول ، ولي افتاد مشكل ها
آيا صحيح است كه اين بيت شعر از يزيد بن معاوية ملعون است؟ جرا حافظ آنرا بكار برده؟ جرا اشعارش را با اين شعر آغاز كرده است؟

جواب:
1- از مسلَّميات ادبيات و شعر عربي انتساب اين بيت به يزيد بن معاوية (عليهما اللعنة الأبدية) است، این مصرع از بیت ثانی از قطعه ایست که آن ملعون بر وزن بحر هزج سروده و اصل قطعه عینا چنين است : أنا المسموم ما عندي × ترياق ولا راقي = أدر كأساً وناولها × ألا يا أيها الساقي. كه خواجه حافظ برای توافق با قافیه غزل خود؛ آن مصرع را مقدم و موخر کرده و بطریق تضمین در اول غزل خود آورده است

2- ميان شعرا تضمين و اقتباس مضامين و متن فقرات اشعار يكديگر امر شايعي است،
و به مناسبت مقام؛ شايان ذكر است كه همين بيت را شعرايي قبل از حافظ بكار برده اند:
كاربرد عين متن: اميرخسرو دهلوي : شراب لعل باشد قوت جانها (قوت دلها) × الا يا ايها الساقي ادر كأساً و ناولها
كاربرد مضمون: سعدي شيرازي: به پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقي × به صد دفتر نشايد گفت حسب الحال مشتاقي - اَخلاّئي و اَحبابي ذَروا من حبــِّه مابي × مريضُ العشقِ لا يبري و لا يشكو الي الراقي - قم املا واسقني كاساً ودع مـا فيه مسموعا × اما انت الّذي تسقي ، فعين السم ترياقي - سعي في هتكي الشاني و لما يدر ما شاني × انا المجنون لااَعباء باحراقٍ و اغراقٍ

3- از آنجا كه مهمترين وجهه همت شاعران در سرايش اشعار؛ رساندن مقاصد و افكار خويش به بهترين بيان و اوزان است؛ لذا به حكم "انظر الى ما قال ولاتنظر الى من قال" (به گفته بنگر نه گوينده) بيشتر شعرا به خود شعر و مضامين و صنعت ادبي و وزن آن توجه دارند؛ تا گوينده آن، ولذاست كه پروايي از كاربرد مضامين مناسب بر حسب حاجت در سروده هايشان ندارند.
حجت ديگري براى جواز كاربرد اين بيت نيز از خود حافظ (در عالم رؤيا) از قول اهلي شيرازي نقل شده است:
خواجه حافظ را شبی دیدم به خواب × گفتم ای در فضل و دانش بی همال / از چه بستی بر خود این شعر یزید × با وجود آن همه فضل و کمال؟ / گفت واقف نیستی زین مسئله؟ × مال کافر هست بر مومن حلال؟
البته کاتبی نیشابوری اين استدلال حافظ را رد نموده است :عجب در حیرتم از خواجه حافظ × بنوعی کش خرد زان عاجز آید / چه حکمت دید در شعر یزید × او که در دیوان نخست از او سراید / اگر چه مال کافر بر مسلمان × حلالست و درو قیلی نشاید / ولی از شیر عیبی بس عظیم است × که لقمه از دهان سگ رباید

4- البته نحوه كاربرد و مقصود يزيد ملعون و حافظ مرحوم از اين مصرع بسيار متفاوت است،
مقصود يزيد لعين از جام مي و ساقي؛ همان شراب مادي ظاهري نجس العين زايل كننده عقل است، و مراد از ساقي كنيز يا غلام آلوده اوست،
بر خلاف حافظ شيرازي كه مقصودش از جام مي: شراب طهور معنوي باطني و ذكر حق تعالى، و منظور از ساقي: حضرت ولايت و ولي مربي سيرالهي اوست.
به همين سبب است كه بعد از حافظ مي بينم بزركاني از عالمان و عارفان اين بيت حافظ را در اشعارشان بكاربرده اند، كه تضمين اينها بيشتر اقتباس از حافظ بوده تا يزيد لعين؛ و چه بسا اصلا از انتساب آن به يزيد مطلع نبوده اند:
مولوی در دیوان شمس: ایها الساقی ادر کاس البقا من حبه... / ایها الساقی ادر کاس الحمیا نصف من ...
نورالدین عبدالرحمان جامی: شراب لعل باشد قوت جان ها قوت دلها × الا یاایها الساقی ادر کاسا و ناولها / چو افتد مشکلی جامی به ساقی گوی چون حافظ × الا یاایها الساقی ادر کاسا و ناولها / الا یاایها الساقی می آمد حل مشکلها × ز می مشکل بود توبه ادر کاسا و ناولها
شیخ بهایی: مضی فی غفلة عمری، کذلک یذهب الباقی × ادر کاسا و ناولها الا یا ایها الساقی / أيها الساقي ادر كاس المدام × واجعلن في دورها عيشي مدام / جاء البریدُ مبشراً من بعد ما طال المدی × بالله خبِّرنی بما قد قال جیرانُ الحمی / یا أیها الساقی أدر کأس المدام فإنَّها× . مفتاح أبواب النّهی مشکاه أنوار الهدی.
فیض کاشانی: الا ایها الساقی ادر جامی که مخمورم...
نورعلیشاه اصفهانی: ایها الساقی ادر کاس الرحیق / تا نمایم حل جمله مشکلات
هلالی جغتایی: هلالی چون حریف بزم رندان شد بخوان مطرب / الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

5- نفي آغاز سرودن حافظ به اين مصرع:
اولا:
اگرچه اين مصرع مطلع چاپهاى شايع ديوان حافظ امروزي است، اما چاپهاى معتبر قديمي چنين نيست، و در هر صورت ذكر شعري در اول ديوان؛ به معني آغاز اشعار او با اين مصرع نيست، چه اينكه تنظيم ديوان به نحو شايع؛ كاري است كه بعدا توسط ديگران اعمال شده است.

ثانيا:
اگر دقت شود در غزليات منتهي به حرف الف در ديوان حافظ بخوبي آشكار است كه اين غزل آخر ابياتش (ها) است، اين غزل از نظر ترتيب صحيح بايد مؤخر بر غزليات ديكر حرف الف است كه منتهي به (جا) (را) (لا) (ما) مي باشند، و جايش در آخر باب الف مي باشد.
و معلوم نيست، چرا ناقلان آنرا برخلاف ترتيب الفبايي دقيق؛ جلو انداخته و در اول باب الف آورده اند؟ آيا كاتبان نسخه شايع ديوان؛ تعلق خاطري به يزيد داشته يا از شهرت حافظ به وابستگي مذهب حق و پيروي از مكتب اهل بيت عليهم السلام ناراحت بوده، فلذا براى كمرنگ كردن اين وابستگي فكري؛ اقدام به اين جابجايي نموده اند؟
مؤيد اين انگيزه سعي مقاله نويسان ادبي وابسته عهد طاغوت پهلوي بر جدا كردن اشعار صريح حافظ در ذكر آل محمد (صلى الله عليه وآله) از متن ديوان او؛ و القاي ترديد در انتساب آنها به حافظ است، بطوريكه امروزه عوام ناس اشعار صريح ولايي و معرفتي حافظ را كمتر مي شناسند،
تلاش برخي مستشرقان خارجي نيز در همين راستا براى جدا كردن تفسير باطني اشعار حافظ از غزليات اوست، تا اينكه به گمان باطل شان بتوانند اشعار عرفاني او را در جهت مقاصد مادي و الحادي خويش بكار ببرند.

ثالثا:
بر خلاف آنچه در چاپ ديوان حافظ اخيرا متداول شده است، آغاز ديوان حافظ با قصائد اوست و بعد از قصائد باب غزليات است، و اولين قصيده باب قصايد ديوان حافظ هم قصيده اى است كه به حكم ديباچه ديوان و شناسنامه سراينده آنست؛ كه با حمد و ثناي الهي آغاز مي شود و سپس مدح حضرت نبي و وصي ادامه مي يابد، همانطور كه روش همه دواويني است كه توسط خود شاعر تنظيم شده است، ولى عامه ناس از اصل وجود اين قصيده مباركه بي اطلاعند، چه برسد به اينكه بدانند اين قصيده مطلع حقيقي ديوان حافظ است، اين قصيده را اينجا نقل مي كنيم:

مقدری که ز آثار صنع کرد اظهار / سپهر و مهر و مه و سال و ماه و لیل و نهار
مدار سیر کواکب به امر کن فیکون / قرار داد بر این طاق گنبد دوار
ز هفت کوکب سیار و دوازده برج / کنند سیر مخالف کواکب سیار
به هر حصار ز گردون كه آسمان خوانيش / معيّن است بسيار كوتوال حصار
نه آسمان ز ملائک به امر حق مشغول / به سجده در که تسبیح و ذکر و استغفار
چهار عنصر از او مختلف پدید آمد / مدار آتش و آب و هوا و خاک و حجار
قرار داد به بالای خاک و باد آتش / گرفته کوه و زمین در میان آب قرار
به دوستی نبیّ (ص) و ولیّ (ع) اساس نهاد / جهان و هرچه در او هست خالق جبار
اگر نه ذات نبی و ولیّ بدی مقصود / جهان به کتم عدم رفتی همچو اول بار
نوشته بر در فردوس کاتبان قضا / نبی رسول و ولیّ عهد حیدر کرار
امام جنی و انسی علی بود که علی / ز کل خلق فزون است از صغار و کبار
ز نام اوست معلق سما و کرسی و عرش / ز ذات اوست مطبّق زمین بدین هنجار
علی امام و علی ایمن و علی ایمان / علی امین و علی سرور و علی سردار
علی علیم و علی عالم و علی اعلم / علی حکیم و علی حاکم و علی مختار
علی نصیر و علی ناصر و علی منصور / علی مظفر و غالب علی سپهسالار
علی عزیز و علی عزت و علی افضل / علی لطیف و علی انور و علی انوار
علی است فتح فتوح و علی است راحت روح / علی است بحر سخا و علی است کوه وقار
علی سلیم و علی سالم و علی مسلم / علی قسیم قصور و علی است قاسم نار
علی صفی و علی صافی و علی صوفی / علی وفی و علی صفدر و علی كرار (× و قائد ابرار)
علی نعیم و علی نعمت و علی منعم / علی بود اسدالله قاتل الکفار
علی ز بعد محمد ز هركه هست به است / اگر تو مؤمن پاکی بكن بر اين اقرار
به حق نور محمد، به آدم و به خلیل / به حق شیث و شعیب و به هود کم آزار
به حق یوسف و یعقوب و یحیی و لقمان / به حق نوح نجی در میان دریابار
به حق عزت تورات و حرمت انجیل / به حق جمع زبور و به حق روزِ شمار
به حق دانش اسحاق و شوق اسماعیل / که در رضای خدا کرد جان خویش نثار
به حق یوشع و الیاس و لوط و اسکندر / به حق نغمه داوود و صوت خوش هنجار
به حق مهر سلیمان به زهد ابراهیم / به حق موسی و عیسی و یونس غم خوار
به حق قوت جبریل و صور اسرافیل / به حق قابض ارواح در یمین و یسار
به حق حامل عرش و به قرب میکاییل / به حق چار کتاب ستوده غفار
به حق جمله قرآن به صحف ابراهیم / به حق جمله مردان واقف اسرار
به حق سوز فقیران بی گنه دربند / به حق زاری رنجور بی کس و بیمار
به حق چهره زرد فقیر سرگردان / به حق درد اسیران دور از آل و تبار
به حق ضرب جوانان برای دین با کفر / به حق زاری پیران خوار و زار و نزار
به حق دین محمد به خون پاک حسین / به حق مردم نیک از مهاجر و انصار
که نیست دین هدی را به قول پاک رسول / امام غیر علی بعد احمد مختار
ز بعد او حسن است و حسین و عترت او / مجوی جهل بر این کار مؤمن دین دار
به جهل غافل مستغرقی به غفله همی / ز رنگ می نشاسي سفیدی از زنگار
به جهد و سعی من خسته دل چه سود تو را / مگر ز خواب جهالت همی شوی بیدار
به جهل بنده ز بیش آن چنان همي بودم / که کس مباد چنان کامدم در اول بار
سپاس و منت و عزت خدای را که نمود / ره نجات و شدم از حیات برخوردار
به سال هفصد و هفتاد بُد که در شیراز / تمام گشت به یکروز جمع این اشعار
به دشمنان منشین حافظا تولّا کن / نجات خویش طلب کن به جان ز هشت و چهار
حرامزاده و بدفعل و شوم و بی بنیاد / به مدح شاه جهان کی، کجا کند اقرار؟
متابعت به منافق چه می کنی؟ بگذر / ز یاد گفتن نامش هزار استغفار

با ملاحظه مضامين جليل و نفيس اين اشعار؛ عقيده مستقيم و محكم خواجه حافظ شيرازي در ولايت و برائت به خوبي آشكار مي گردد،
همچنين سبب جابجايي اين قصيده از طليعه ديوان لسان الغيب و اخفاء و تجاهل آن توسط طيف سست عقيده و بي دين معلوم مي شود.

با اين تفاصيل بكاربردن مصرعي در ميانه و لابلاي اشعار؛ بسيار متفاوت از مطلع ديوان و آغاز اشعار قرار دادن آن است،
هر چند اگر شما و ما بجاي او بوديم؛ شايد همين كاربرد در ميان انبوه (پانصد قطعه) اشعار را نيز نمي داشتيم،

رحمت حق بر روان حافظ
و لعنت حق بر يزيد.

الا يا ايها الساقي ادر كأسا و ناولها = كه نفرين بر يزيد ژَنْوَر و آل سفيانها

ژَنْوَر (در زبان پارسي قديم) = جنايتكار[شمارة ثبت: (1393) منبع: المسائل الإنترنتية]


والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

درامد مال مخمس

پستتوسط aelaa.net » شنبه دسامبر 31, 2011 3:55 am

سؤال:
اگر مالی خمس ان داده شود و این مال خودش بعنوان سرمایه قرار بگیرد انچه از این سرمایه بدست می اید باز هم مشمول خمس می شود؟

جواب:
اكر مال خمس داده شده، زايد بر نياز زندكي باشد و سال بكذرد و بي مصرف بماند خمس ندارد،
همينطور اكر ارتفاع قيمت بيدا كند، خمس ندارد
اما اكر سرمايه قرار داده شود درامدهاى حاصله ان مال جديدي است و طبق بقيه درامدها ملاحظه و حساب مي شود
بس اكر در امد مال مخمس زايد بر مخارج مصرفي سال باشد؛ مقدار درامد زياده از مخارج سال خمسش ادا مي شود[شمارة ثبت: (1394) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

اسقبال آتش در نماز

پستتوسط aelaa.net » شنبه دسامبر 31, 2011 7:24 pm

سؤال:
از آنجا كه در تعليمات مكتب وحي: استقبال و پيش رو قرار دادن آتش در نماز نهي شده است، اگر روبرو و یا کنار بخاری روشن نمازخوانده شود آیا اشکالی دارد؟

جواب:
استقبال و پيش رو قرار دادن آتش در نماز اگر اختيارى و عمدى است كه قطعا اشكال دارد و حرام است و نمازش هم باطل است،
اما اگر غير اختيارى و اضطراري است مثل اينكه مضطر به انجام نماز در اتاقي كوچك به عرض بخارى است،
و اتفاقا بخارى هم در سمت قبله نصب شده است، براى شخص صحيح العقيده محكم؛ كه توجه و استقبال به آتش برايش ارزش ومعنايي ندارد، بلكه از آتش پرستى بيزار است، و معتقد به خداوند و متوجه به قبله است، در صورت عدم حضور ضعيف العقيده اشكالي ندارد، و نماز در كنار بخاري اشكالي ندارد. [شمارة ثبت: (1395) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

صحت ذبح

پستتوسط aelaa.net » شنبه ژانويه 07, 2012 6:26 am

سؤال
اگر ذابح یک خروس را با همه شرایط ان ذبح کند، و در موقع ذبح، حنجره خروس را گرفته باشد به سمت سر خروس؛ وبعد ان را ذبح کند،
و وقتی خواست پر ان را جدا کند و ان را تمیز کند متوجه شود که قسمت حنجره خروس به سمت سر خروس نیست و همراه گردن خروس است .
چون حنجره خروس خیلی تیز است و امکان دارد که پریده باشد ایا این خروس حرام شده است؟

جواب:
عليك السلام
براى حلال بودن و صحيح بودن ذبح؛ بايد چهار رگ بزرگ گردن از زير برآمدگي گلو بطور كامل بريده شود
و معروف است كه اين چهار رگ بريده نمي شود مگر اينكه ذبح از زير برآمدگي گلو انجام شده باشد[شمارة ثبت: (1396) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

مال يافت شده

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه ژانويه 15, 2012 10:15 am

سؤال:

سلام علیکم
شخصی سوال کرده که یک سال پیش گوشواره ای دم درب اتوبوس پیدا شده
و من انرا به راننده اتوبوس دادم ولی ایشان گفتند پیش خودت نگهدار و شماره تلفن دادم به چند جا ولی خبری نشد
لطف بفرمایید راهنمایی کنید تا از مسئولیت آن رها شوم

جواب:

عليك السلام
اكر نشاني در آن نيست كه بتوان از آن به صاحبش رسيد (مثل نشان سازنده)
و در محل بيداشدن يا بخش اشياء يافته شده اتوبوسراني يكسال اعلام كرده است
و الان مايوس از بيداشدن صاحبش است
مي تواند انرا از طرف صاحبش به فقراء صدقه دهد[شمارة ثبت: (1397) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤالاتي درباره زيارت مولا در روز ولادت بيامبر

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 05, 2012 4:12 pm

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

چند سؤال دارم در باره زیارت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روز میلاد رسول صلی الله علیه وآله

سوال:
1-در متن زیارتشان نوشته است : "السلام علیک یا من ردّت له الشمس فسامی شمعون الصفا"
البته که مقام آن حضرت از مقام شمعون بالاتر است که مقام وصی رسول الله صلی الله علیه وآله عظیمتر از مقام وصی عیسی بن مریم علیهما السلام
اما سرّ این سخن چیست ؟
برای حضرت شمعون علیه السلام اتفاق افتاده است با خورشید ؟
در حیات القلوب دیدم که نقل كرده: خورشید برگشت هم برای سلیمان و هم برای نوشع بن نون اما برای شمعون الصفا یادم نیست.
اگر توضیح می دهید در این خصوص ممنونم.

جواب:
عظمت و برتري مقام حضرت مولا علي عليه السلام بر اوصياء الهي از جمله شمعون الصفا از همين كلمات وارده در كلام خازنان وحي معلوم مي شود، نه اينكه بكوييد ان افضليت معلوم ولى جرا اينجا اينطوري كفته است
در كلام خازنان وحي عليهم السلام براى حضرت يوشع بن نون وصي موسى و حضرت سليمان نبي عليهم السلام رد الشمس اتفاق افتاده است
براى شمعون الصفا نقل نشده است، اين فقره زيارت براى برخي كه دقت نكرده اند نيز اين برداشت غيرصحيح را ايجاد كرده كه براى شمعون الصفا رد الشمس اتفاق افتاده در حاليكه در اين فقره بيان امتيازات و افضليت حضرت مولا علي را بيان مي كند نه مشابهتها
مي كويد: اي كسي كه برايش خورشيد واگردانده شد و با اين واقعه او برتري و امتياز يافت بر جناب شمعون الصفا كه فقط وصي بيامبر الهي بوده است، حضرت مولاعلي افزون بر مرتبه وصايت بيامبر الهي فضائل ديكري نيز داشته است كه رد الشمس جزو آنهاست.
[شمارة ثبت: (1398) منبع: المسائل الإنترنتية]


سوال:
2-در این متن نیز این نوشته است : "السلام علیک یا طه و یس"
طه و یس اسمهای پیامبر صلی الله علیه وآله است هم اسمهای امیر المؤمنین علیه السلام ؟ یا سرّ این که اینجا این طور نامیده شود چیست ؟

جواب:
طاها و ياسين نامهاى حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه وآله بوده است، نه نام حضرت مولا علي عليه السلام
جنين سلامي در محضر مولا علي عليه السلام جند جهت دارد از جمله:
الف: در زيارات مكرر سلام به ساير معصومين هم مي شود
ب: حضرت مولا علي عليه السلام به منزل جان حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه وآله بوده اند همجنان كه در كلام نبوي مكرر وارد شده است، بنابراين بجاست كه در زيارت حضرت وصي خطاب با نام نبي شود براى فهماندن به همين حقيقت، البته خطاب با نامهاى مرتبه نبوت نمي شود تا شخص جاهل قاصر يا ناصب مقصر برداشت غلط و سوء استفاده نكند
[شمارة ثبت: (1399) منبع: المسائل الإنترنتية]


سوال:
3- متن زیارت رسول الله صلی الله علیه وآله که در مفاتیح است برای کسی که از دور است آیا از یکی از معصومین علیهم السلام نقل شده است ؟ چیزی ننوشته است در این موضوع در مفاتیح

جواب:
مرحوم حاج شيخ عباس قمي از محدثين است، محدثين از خودشان مطلبي در كتابهايشان نمي آورند،
و محتويات آن كتب خصوصا كتب حديث و دعاء و زيارت همه مطالبي است كه از مشايخ حديث قبلي تا برسد به حضرات معصومين عليهم السلام نقل شده است،
محدثين اكر نظر شخصي يا برداشتي داشته باشند صريحا ذكر مي كنند
زيارت مذكور قبل از محدث قمي توسط محدثين ديكر قبل از ايشان تا زمان اصحاب معصومين عليهم السلام نقل شده است، از جمله ايشان علامه مجلسي و سيد بن طاووس و شهيد و شيخ مفيد (رحمهم الله) مي باشند.
[شمارة ثبت: (1400) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
برای زیارت امیر المؤمنین علیه السلام شش رکعت می خوانیم، آيا دو ركعت برای خود آن حضرت علیه السلام؟ دو ركعت برای حضرت نوح علیه السلام؟ و دو ركعت برای حضرت آدم علیه السلام؟ برای زیارت رسول الله صلی الله علیه وآله چهار ركعت می خوانیم دلیل آن چیست؟ این فکر در ذهن بنده آمد که دو ركعت برای آن حضرت علیه السلام است؟ و دو ركعت برای حضرت فاطمه سلام الله علیها است؟

جواب:
در نماز زيارات معصومين : از دو ركعت تا دوازده ركعت وارد شده است، كه به قدر فرصت و معرفت بجا آورده مي شود، و در احاديث شريفه؛ بر حسب مخاطب آن حديث؛ و شرايط شخص راوي؛ معصوم علیه السلام توصيه متناسب او را نموده اند،
آن روايت كه توصيه شش ركعت براى زيارت سه نفر را نقل نموده است، بر اساس حداقل نماز زيارت است، و توصيه جهار ركعتي توصيه كمي بالاتر است، و شش ركعت نماز براى زيارت شخص حضرت مولا على علیه السلام و اهداء به محضر ايشان وارد شده است. و چهار ركعت نماز زيارت خود رسول الله صلی الله علیه وآله و براى اهداء به محضر ايشان است، و نماز زيارت حضرت فاطمه سلام الله علیها جداگانه بجا آورده مى شود.
[شمارة ثبت: (1401) منبع: المسائل الإنترنتية]


سوال:
5- نظر شما چیست که این چنین روز زیارت امیر المؤمنین علیه السلام می خوانیم؟
چند دلیل است، شیخ قمی در مفاتیح چند تا بیان می کند،
شما گفتید که بزرگترین موضوع در ابلاغ رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله ولایت حضرت امیر علیه السلام است. آیا دلیلهای دیگر است که تا حالا نگفتید ؟
از لطف شما تشکر می کنم.

جواب:
معلوم است كه همه مطالب كفته نشده است
مطالبي كه تا كنون به مناسبت مطالب بيان شده است به قدر مناسبت مقام و ظرفيت مخاطب يا فرصت باسخ بوده است، شش دليل ديكر هم در اينجا نقل مي كنيم:
حضرت مولا علي عليه السلام برادر حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه وآله بوده اند
حضرت مولا علي عليه السلام داماد حضرت رسول الله صلى الله عليه وآله بوده اند
حضرت مولا علي عليه السلام وصي حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله بوده اند
حضرت مولا علي عليه السلام جانشين حضرت رسول صلی الله علیه وآله بوده اند
حضرت مولا علي عليه السلام اولاترين خلق به نبي الله صلی الله علیه وآله بوده اند
بالاتر از همه آنها
حضرت مولا علي عليه السلام به منزل جان حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه وآله بوده اند همجنان كه در كلام نبوي مكرر وارد شده است،
بنابراين بجاست كه در روز ولادت حضرت محمد صلى الله عليه وآله
براى تبريك به ديدن برادر و داماد و وصي و جانشين و اولاترين خلق به او يعني حضرت مولا علي بروند و به او تبريك بكويند
[شمارة ثبت: (1402) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

استخاره

پستتوسط aelaa.net » شنبه مارس 24, 2012 2:05 am

سؤال:
بسياري از اوقات در كارهاى روزمره مهم (از سفر معاملات نكاح حج عمره زيارت و...) عليرغم بررسي جهات مختلف، ولى كاهي اشكالاتي بعد بيش مي آيد كه در آن كار به مشكل بر مي خوريم، همين تجربه سبب مي شود كه در تصميم گيري در كارها دجار تحير و ترديد و نكراني بشويم، فلذا براى اطمينان خاطر به فكر استخاره مي افتيم، و استخاره هم بستكي به شرايط و شخص انجام دهنده و... نكات بسياري دارد، جه استخاره اى را توصيه مي نماييد؟

جواب:
استخاره حقيقي طلب خير نمودن از خداوند متعال است، و روش صحيح استخاره كه در كلام خازنان وحي عليهم السلام آمده و بسيار مجرب است جنين است: حضرت امام باقر نقل مي كنند: همواره بدرم علي بن الحسين عليهم السلام براى هر امر مهمي که می خواستند انجام دهند؛ دو ركعت نماز مي خواندند:

در ركعت اول سوره حمد و سوره الرحمان، در ركعت دوم سوره حمد و سوره حشر، بعد از نماز صد و يكمرتبه بگويد: أستَخيرُ اللهَ برحمتِه خِيَرةً في عافية.

مكرر به تجربه رسيده است اكر كار مصلحت بوده موانعش برطرف شده؛ و وسيله تحققش فراهم شده، و اكر مصلحت نبوده؛ به بركت اين عمل نوراني و توفيق الهي يك رخدادي يا نشانه اى اتفاق افتاده؛ كه سبب توجه انسان به عدم مصلحت اين امر و انصراف از آن شده است، و در هر صورت نتيجه خير در كارها به لطف حق فراهم مي كردد به اذن الله تعالى. اين نماز با اذن و اجازه مخصوص اثر قاطع دارد. والحمد لله رب العالمين. [شمارة ثبت: (1350) منبع: المسائل الإصفهانية]

=====================
درخواست: آيا ممكن است به من اجازه انجام اين عمل را براى امور مشروع و معقول بدهيد؟

اجابت: اين اذن هم به شما داده مي شود تا در كارهايتان از آن استفاده كنيد
بشارت: با مراسله افراد بسياري براى داشتن اجازه براى انجام استخاره فوق؛ اين اجازه براى اين افراد به شرح زير گرفته شد:
براي همه كساني كه اين موضوع را در اينجا مطالعه نموده و بنج شبانه روز نمازهاي واجب خود را بنج وقت و اول وقت بجاي بياورند؛ اجازه مخصوص جهت نماز استخاره؛ كرفته شده و به آنها داده مي شود، بنابر اين هر يك از شما كه بنج روز نمازهاى واجبتان را در بنج وقت خودش اول وقت بخوانيد اجازه استفاده از اين نماز استخاره را داريد.
موفق باشيد.

=====================

سؤال:
دستور فوق (نماز استخاره) براى كسي است كه انتخابش در كار مورد نظر به نحوي مشخص است، و مي خواهد با توسل فوق به نتيجه مطلوب برسد، اما اگر شخصي در كاري مبتلا به حيرت محض بين دو انتخاب است و در هيج طرفي هم رجحان شرعي يا عقلي وجود ندارد، در اين صورت با جه روشي از حيرت بيرون آيد و انتخاب راه نمايد؟

جواب: دستور العمل قبلى براى بيرون آمدن از تحير و انتخاب راه صحيح هم كاربرد دارد، و از آثار اين عمل مجرب؛ بيرون آمدن از سرگردانى و واضح شدن راه صحيح يا بهتر؛ بطور عملى و عينى مي باشد. اما در خصوص سؤالتان؛ در تعاليم مكتب وحي؛ سه نوع روش براى استخاره و تعيين طرف ارجح وارد شده است:

روش اول: از عبدالرحمن بن سیابة نقل شده است که در آن سالی به مکه معظمه مشرف شدم و با خود کالایی برای فروش برده بودم ولی آن سال کسی طالب آن کالا نبود. بعضی از دوستانم گفتند : که آن کالا را به یمن بفرست و بعضی گفتند کالا را به مصر بفرست.
پس به خدمت امام موسی کاظم عليه السلام رفتم و مشكلم را عرض کردم و پرسیدم که شما چه می فرمایید؟ حضرت عليه السلام فرمودند: بین مصر و یمن قرعه بزن، و امر خود را به خدا تفویض کن، و اسم هر شهری که بیرون آمد کالای خود را به آنجا بفرست، گفتم: فدایت شوم چگونه قرعه بزنم؟
فرمودند: که در یک رقعه (قطعه كاغذ) بنویس "بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انت الله لا اله الا انت عالم الغیب والشهادة انت العالم و انا المتعلم، فانظرلی فی اي الامرین خیر لی حتی اتوکل علیك فیه واعمل به" و در ادامه دعا (گزينه اول را) بنویس "یمن ان شاءالله"، پس در رقعه دیگر همین دعا را بنویس و بعد از آن (گزينه دوم را) بنویس "مصر ان شاءالله"، و در رقعه سوم باز همان دعا را بنویس و بعد از آن (گزينه سوم را) بنویس "یحبس المتاع و لا یبعث الی بلد منهما" (یعنی کالا را نگه دارم و به هیچ یک از آن دو شهر نفرستم)، سپس رقعه ها را جمع کن و با هم مخلوط کن و یکی از آنها را بردار، و بر خدا توکل کن، و به آنچه در آن رقعه است عمل کن، انشاء الله خیر تو در آن است.

روش دوم: سید بن طاووس از حضرت باقر یا صادق عليمها السلام روایت کرده است که: کسی که می خواهد بوسیله قرعه؛ استخاره کند، در سه رقعه این دعا را بنویسد: اللهم فاطر السموات و الارض عالم الغیب و الشهادة الرحمن الرحیم، انت تحکم بین عبادك فیما کانوا فیه یحتلفون، اسئلك بحق محمد و آل محمد، أن تصلی علی محمد و آل محمد، و ان تخرج لی خیره (× خیر السهمین) فی دینی و دنیای و عاقبة امری و عاجله و آجله، انك علی کل شیئ قدیر، ما شاء الله، لا حول و لا قوة الا بالله، صلی الله علی محمد و آله. سپس مطلب خود را به صورت مثل انجام دادن یا انجام ندادن است؛ در رقعه بنویسد، و هر کدام از آن دو آمد به آن عمل کند، و اگر آن رقعه که چیزی در آن نوشته نشده بیرون آمد، ( یعنی آنکه امید خیری در آن نیست و خوف شری در آن نیست)، بینداز و دیگری را بیرون آورد و به آن عمل کند.

روش سوم: استخاره ذات الرّقاع» که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، به این گونه است که هرگاه براى امور مهمّى بخواهى استخاره کنى، بدین شیوه عمل کن:
نخست شش قطعه کاغذ تهیه مى کنى و در سه قطعه آن مى نویسى: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، خِیَرَةً مِنَ اللّهِ الْعَزیزِ الحَکیمِ، لِفُلانِ بنِ فُلانَة اِفْعَل; (به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر، اختیار و گزینشى است از جانب خداوند عزیز و حکیم براى فلان فرزند فلان» و به جاى این دو کلمه (فُلانِ بنِ فُلانَة) نام شخصى را که براى او استخاره مى کنى و اسم مادرش را مى نویسى)، و در سه ورقه دیگر همین را مى نویسى، ولى به جاى «إفعل» مى نویسى «لاتفعل»، آنگاه آن کاغذها را زیر جانماز و سجّاده خود مى گذارى و دو رکعت نماز مى خوانى;
پس از نماز به سجده مى روى و در سجده، صد مرتبه مى گویى "أَستَخیرُ اللّهَ برَحْمَتِهِ، خِیَرَةً فی عافِیَة" (از رحمت الهى طلب خیر مى کنم؛ گزينشي همراه با عافیت.
سپس مى نشینى و مى گویى: "أللّهُمَّ خِرْ لی، وَاخْتَر لی فی جَمیعِ اُمُوری فی یُسْر وَ عافِیَة" (خدایا در همه امور به آسانى و عافیت؛ برايم خير بخواه و خودت برایم اختیار کن).
آنگاه دست مى برى و آن ورقه ها را به هم مخلوط مى کنى و یکى یکى بیرون مى آورى; اگر سه تا از ورقه ها که در آنها «إفعل» نوشته شده، پشت سر هم بیرون آید، کارى را که نیّت کرده اى انجام مى دهى (و بسیار خوب است); و اگر پشت سر هم؛ سه تا «لا تفعل» خارج شد آن کار را انجام نمى دهى; ولى اگر یک بار «إفعل» و دفعه بعد «لا تفعل» بدست آمد، در این صورت سه ورقه دیگر را بیرون بیاور که در مجموع پنج ورقه خارج شود، در این صورت اگر سه تا «إفعل» بود و دو تا «لا تفعل» آن کار را انجام بده; ولى اگر بر عکس بود، انجام نده. [شمارة ثبت: (1405) منبع: المسائل الإنترنتية]

=====================

سؤال:
آيا انسان مى تواند جهت تقرب به خداوند متعال در همه كارهايش استخاره نمايد؟

جواب:
استخاره معناي طلب خير در امور از خداوند؛ همواره بجا بوده،
اما استخاره مصطلح: پس در مواردى كه تكليف شخص شرعا يا وجدانا و عقلا به طور قطع و يقين مشخص است؛ محل استخاره نبوده
و در موارد ترديد كه يكى از اطراف قضيه تكليف شرعى نباشد استخاره راهگشا است. [شمارة ثبت: (808) منبع: المسائل القمّيّة]

سؤال:
آيا انسان مى تواند جهت تقرّب به خداوند متعال در همه كارهايش استخاره نمايد؟

جواب:
استخاره اصالتا به معناي طلب خير در امور از خداوند بوده، كه از شرع شريف در همه كارها به آن سفارش شده است،
امّا استخاره مصطلح ميان مردم:
پس مواردي كه تكليف آدمي شرعاً يا وجداناً و يا عقلاً بطور قطع و يقين مشخص است محل استخاره نبوده،
ولي در موارد ترديد آن هم از مواردي كه يكي از اطراف قضيه تكليف شرعي نباشد؛ استخاره خوب است. [شمارة ثبت: (135) منبع: المسائل القمّيّة]

سؤال:
استخاره چيست؟ و در چه مواردي مي شود استخاره نمود؟ روش آن چگونه است؟

جواب:
استخاره در اصطلاح شرع كه در هر كاري توصيه شده است؛ همان طلب خير كردن از خداوند در كارهايي كه مي خواهد شروع كند مي باشد،
و اين توسلي است به حق تعالى براي موفقيت و يا نتيجه خير داشتن آن كار،
و فقره:
[استخير الله برحمته خيرة في عافية] يا [اللهم خِر لي واختر لي] تا هفتاد يا صد بار هم مأثور است،
أما استخاره مصطلح در ميان عموم كه با تسبيح يا قرآن انجام مي دهند؛
پس در مواردى كه تكليف شخص شرعا يا وجدانا يا عقلا بطور قطع مشخص است؛ جاى استخاره نبوده و به وظيفه عمل مي شود،
ولي اگر هيچيك از اطراف قضيه تكليف شرعى نباشد؛ أما در انتخاب مردد است؛ در اين مورد استخاره خوب مي باشد. [شمارة ثبت: (808) منبع: مخطوط]

سؤال:
ما هو الذكر الصحيح عند الخيرة بالمسبحة؟

جواب:
الصلاة على النبي وآله (صلى الله عليه وآله) (ثلاثا)،
استخير الله برحمته خيرة في عافية (ثلاثا)،
اللهم خر لي (له - لها) واختر لي (له - لها) ثلاث مرات. [شمارة ثبت: (475) منبع: المسائل الغروية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤال درباره شخصيت زن از نكرش مكتب وحي

پستتوسط aelaa.net » جمعه آپريل 13, 2012 9:41 pm

اين سؤال از سوي يك بروفسور رياضي از آلمان كه با بزشكش مطرح نموده مطرح شده است
ناقل برسش و باسخ يك بزشك ايراني مقيم آلمان كه متخصص قلب و فوق تخصص اکوکاردیوگرافی است مي باشد

سؤال:

آقا سلام عرض می کنم
یک سوال فنی
امروز مریضی داشتم یک پروفسور ریاضی آلمانی
از من پرسید که به مسلمانان ایراد گرفته که به زنان اهمیت نمی دهند
آیه «النساء حرث لکم» را اورده ...
می خواستم اگر ممکنه راهنمایی بفرمایید این تاویل دارد: حرث =کشت؟
درسته که ما مسوول هدایت اینها نیستیم ولی به هر حال اگه جواب بدهید شاید بهتر باشه

دیگر اینکه کدام آیه قران از حقوق یکسان زن ومرد سخن میگه؟
من فکر میکنم ایه مبارکه «انا خلقناکم من ذکر و انثی ان اکرمکم ...» باشه
نظر شما چیه؟ من به این پروفسور المانی می دهم
هر وقت فرصت نمودید
تشکر
اگر هم صلاح نباشه اصلا جواب نمی دهم
ببخشید
یا حق
==================

جواب:

عليك السلام
1- باسخ دادن به او اكر وي دنبال جيز فهميدن باشد مانعي ندارد خوب هم هست
2- برسيدن شما و باسخ ما هم اشكالي ندارد
3- فقط به الفباي فارسي بنويسيد كه خواندن فارسي در الفباي معوج لاتين براى مطالب دقيق و طولاني سخت است

اما باسخ به سؤالات اعتقادي:

1- وقتي كلام يك استاد فيلسوف يا اديب را با يك ترجمه عادي تحت اللفظي نمي شود فورا به تمام مقصودش بي برد و براساس برداشت شخص نسبت به ان قضاوت كرد
بطريق اولى كلامي به عنوان يك متن ماورايي؛ جه برسد كلام خداوند؛ با اوصاف داراي باطن و عمق را؛ نمي شود با يك ترجمه الماني بدون دانستن عمق ان قضاوت كرد
خصوصا اكر مترجم بي اطلاع و بيكانه از معارف قراني باشد

2- الان كيبورد شما جلوي شماست
خيلي بيسواد و جاهل به رايانه و نرم افزارهاى معمول است اكر كسي بكويد
كيبوردي كه رويش نوشته حرف ب يا د مثلا كارش ب يا د است
در توان و تكنولوزي بشرعاجز يك كليد با نماي يك حرف؛ طوري تعريف شده تا انواع بكاركيريها و هنرها را بنماياند
جطور مي خواهد كيبورد علم الهي؛ قران كريم؛ را در لفظي ان هم بقدر دريافت ترجمه اى خودش خلاصه و قضاوت كند

3- اكر شخص به حقيقت اسلام ايمان اورده فقط اين ايه مانعش است
برايش شرح مي دهيم
اكر دنبال رسيدن به ارزش اسلام است و سؤالاتي دارد انوقت هم شرح مي دهيم
اما اكر بيشفرض دشمني و اسلام فوبيا دارد و حالا شما را كه ديده به قول مشهديها مي خواهد كخي بريزد
بريزد و لازم نيست وقت صرفش كرد
ما بنا را بر سؤال وي از روي جيزفهمي مي كذاريم و باسخ مي دهيم:

4- در اين ايه شريفه يك تعبير ادبي بسيار ظريفي بكار برده شده است
كه در ان ابواب بسياري در نوع ارتباط با زن و نحوه كاميابي و نيز اداب معاشرت و...بر مي ايد
كه در مراسله سربايي شرحش ميسر نيست
براى وسعت معناي حرث بطور اشاره مي كويم
در تعاليم مكتب وحي نظير اين وازكان براى دنيا بكار برده شده است
الدنيا مزرعة الآخرة
تمام توانايي و بهره و توشه ما در جهان بزركتر آخرت مرهون نتيجه جهان ديناست
اكر زن كشتزار مرد است
اين تنقيص زن نيست
بلكه بيانكر نقش كليدي زن براى موفقيت مرد است
اين تعبير ارزش زن را براى مرد مي رساند
همجنين حكم رفتار مرد در برابر زن را در زندكي مشترك معين مي كند
به مرد مي كويد اي مرد اين زن كشتزار و مزرعه توست
هر جه در آن بكاري از آن مي دروي
مبادا موقعيت برتر جسمي يا مالي يا اجتماعيت تو را به زيادره روي يا تعدي يا هر رويكرد جز نيكي وادارد
و....
و معارف اين باب همانند ساير ابواب علوم آيات قرىني بي بايان است
....

5- در نكرش اسلام ومكتب وحي به زن جند نكته بايد ملاحظه شود:
الف: شخصيت و ظرفيت زن
همين كه مثل حضرت زهراء و حضرت مريم عليهما السلام را از زنان قرار داده با ان تجليلها و بزركداشتها يعني كه جوهره زن انقدر ظرفيت دارد مثل اينها به اين صورت به دنيا آمده اند، و اكر ذره اى كاستي در جوهره زن بود ان انوار نوراني به اين صورت متجسم نمي شدند و براى خداوند فرقي نداشت كه ان وجودات آسماني به صورت مرد بيايند يا زن توان هر دو را داشت
و براى درك اين بعد شخص اول يكدوره معرفت به اين دو بزركوار بيدا كند كه جه نكرشي در مكتب وحي به اينها هست؛ بعد اين نكته را تامل كند
و بانوان با عظمت به اين دو محدود نيستند هر جند اين دو ممتازند

ب: ارتباط و زندكي با همسر:
در اسلام اين امور با حوزه وسيعش مبتني بر قرار داد رسمي ما بين اين دو نفر است
جه بيمان زمان (عقد موقت) جه بيمان جاودان (عقد دائم)
و جزئيات موارد را مي توانند بين خودشان تنظيم كنند
كه بر خلاف مسلك كليسا زن مجبور به ماندن با مرد تا اخر عمر نيست و بالعكس
و برخلاف مسلك لائيك كه التزامي ندارند عملا مكر جايي با زور قانون و داداكاه انها را مجبور كنند

ج: حقوق زن و مرد:
برخلاف انجه مد شده است ميان جاهلان مسلمان كه ببينند جو زمانه از جمله مد غرب جه جيزي را مي بسندد و جه رواج دارد همانرا برايش ايه و روايت تفسير كنند
و از جمله اينهاست تساوي حقوق زن و مرد كه از دروغهاى وجداني عقلي و فطري است
زن و مرد دو موجود با شرايط فيزيك متفاوت روان و روحيات متفاوت و احساسات متفاوت و... متفاوت است
طبيعي است كه مصلحت و نياز و شرايط و حقوقشان هم متفاوت باشد
آنجه مهم است كه حقوق عادلانه و متناسب نياز و مصلحتشان باشد
اكر ابزار تراش جواهر و ابزار تراش كوه (بولدوزر) را دو نوع امكانات و شرايط برايش لحاظ مي كنند بر حسب مصلحت انهاست
ساده لوحانه است كسي برجم تساوي براى نكهداري و كاربرد و باركينك اين دو وسيله قائل شود
در مورد زن و مرد هم يكسري از امور به لحاظ بشري مشترك و مانند هم است
كه در اسلام هم يكسان رفتار مي شود
ولى در برخي جهات متفاوتند
و براى هر كدام بهترين شرايط متناسب مصلحت آنها در نظر كرفته شده است

بطور خلاصه:
بهترين شاهد بر ايده آل بودن نكرش و احكام و حقوق زنان در اسلام اينكه
سالانه بيشترين امار مسلمان شدن از دنياى غرب كزارش شده و درصد بيشتر انها هم از زنان اروبايي هستند
تنها انكلستان سالانه بيش از ده هزار از زنان انكلستان مسلمان مي شوند
يعني كه با مقايسه مرام لائيك و كليسا و مسالك ديكر
اين اسلام است كه براى زنان اروبايي داراي جذابترين نكرش حقوق و احكام براى بانوان است
مي تواند اين موضوع را دنبال كند
و از فوج فوج بانواني كه به اسلام روي مي ىورند سؤالاتش را ببرسد[شمارة ثبت: (1406) منبع: المسائل الإنترنتية]


موفق باشيد
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

هزينه سفر حج و خمس

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه ژوئن 07, 2012 6:25 am

سؤال:
با عرض سلام، مادر من انشالله امسال به حج مشرف می شوند، هزينه ثبت نام ايشان از طریق پولی بود که پدرشان به ایشان هدیه داده بودند و در بانک بوده است از سال 84 ، حالا به این پول خمس گرفته می شود یا نه؟ با تشکر فراوان

جواب:
عليك السلام
اكر همان واريز به حساب سازمان حج است كه در انجا مي ماند تا وقت نوبت شخص و تاريخ اعزام؛ بس اين جزو مراحل و شرايط ثبت نام و مقدمات استطاعت است و خمس ندارد
اما اكر در حساب بس انداز شخصي خودشان بوده، و براى اين كار كنار كذاشته تا بتوانند در وقت نوبتشان با آن به حج بروند اين هم خمس ندارد
ولي اكر در حساب بس انداز شخصي بوده، و اين بول مازاد هزينه سالانه شان بوده، و الان نيت كرده اند انرا صرف در حج كنند، بس مشمول خمس شده، و اول خمس انرا ادا كرده و سبس آنرا صرف در مخارج حج مي كنند.[شمارة ثبت: (1407) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

تفاوت احوال ووقايع زندگي عليرغم اتحادهيئت فلكي وطالع

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه ژوئن 25, 2012 12:17 am

سؤال:
از لابلاي درسهاي نجوم و تنجيم اسلامي
منتشره در سايت
مركز نجوم كهن و اسلامي - بنياد حيات اعلى
دريافته ايم كه
وقايع زميني نشانه هايي آسماني دارد، از جمله آنها:
طالع هر عمل و هر واقعه است، كه از جمله آن ولادت انسانها مي باشد.
از طرفي اجمالا؛ از روشهاي ناقص يا مغلوط متداول نجومي هم مطلعيم،
بر فرض اينكه شخصي به دانش نجوم و تنجيم ميراث انبياء و اوصياء الهي (عليهم السلام) و مكتب ايشان دسترسي پيدا كند،
و بتواند طبق روش صحيح استخراج طالع دقيق بنمايد و احكام نجومي صحيح را هم در دسترس داشته باشد
حكم كساني كه در يك زمان و يك مكان بدنيا مي آيند؛ و طبعا داراي طالع نجومي واحد و هيئت فلكي يكسان هستند چيست؟
آيا خصوصيات احوال و وقايع زندگي همه آنها مثل هم خواهد شد؟
با اينكه هر روزه در جاي جاي جهان نوزادان بسياري در يك زمان و يك محل بدنيا مي آيند؛ بخصوص دو يا چند قلوها،
و ما مي بينيم اگرچه در مواردي از هم.قلوها؛ شباهت با يكديگر دارند،
ولى در بسياري از موارد: هم شمايل؛ هم شرايط جسمي و روحي؛ هم روحيات و هم وقايع زندگي؛ و هم سرنوشتهاشان با يكديگر متفاوت است،
با اينكه بخاطر اتحاد طالع نجومي و هيئت فلكي بايد يكسان باشند.
حل اين مسئله پيچيده چگونه است؟

جواب:
1- مشابهتها در انسانها و حتى دو يا چند قلوها نسبي است،
و اگر چه سبب شباهتهاي ظاهري و اشتراكات خُلقي و روحي و اميال و علايق و اشتغالات و كارها؛ و حتى بعضا وقايع و حوادث زندگي مي شود،
اما حتى در موارد ظاهرا بسيار شبيه؛ تفاوتهاي بسياري هست،
و اين تفاوتهاي ظاهري براى نزديكانشان معلوم است،
چه برسد تفاوتهاى در روحيات و مزاج و احوالات شخصي و اتفاقات و سرنوشت زندگي كه بر عموم آشكار است.

2- بجز اين امر؛
بسياري از اين دو قلوها با تفاوت حدودا نيم ساعته بدنيا مي آيند،
كه خودش براى تغيير طالع و اتصالات كواكب در هيئت فلكي ولادت هر يك از آنها كافي است،
خصوصا كه در طالع هر دو ساعت برج تغيير كرده؛ و هر چهار دقيقه زماني يك درجه فلكي جابجا مي شود،
و كافي است يك مولود در درجات اواخر برجي بوده و ديگري در اوائل برج بعدي،
و با فاصله نيم ساعت بلكه حتى دو دقيقه؛ سبب تفاوتهاى فاحش و آشكار در طالع و هيئت فلكي هر يك مي گردد.
مثل اينكه يكي در آخر برج اسد باشد و ديگري در اول برج سنبله كه روحيات متضاد اين دو برج معروف است، و هكذا بروج ديگر.
و افزون بر تفاوت برج؛ اختلاف مواضع كواكب؛ خصوصا كواكب سريعه همچون قمر؛ سبب تفاوت هاى بسياري مي گردد،
و به اينها اضافه كن، تفاوت اتصالات و اختلاف نحس و سعدشان؛ و نكات بسيار ديگر.

اما با همه اينها؛ فرض و احتمال ولادت دو نفر در يك لحظه و آنِ واحد در يك موقعيت جغرافيايي؛ محال نبوده و ممكن الوقوع است،
خصوصا با رواج ولادتهاي سزاريني؛ و جراحيهاي همزمان در بيمارستانهاي شهرهاى بزرگ؛ اين موضوع امري قابل اتفاق است.
و سؤال شما در اين موارد همچنان مطرح است!
بلكه جديتر مي شود؛ وقتي كه در برخي از اين ولادت دوقلوهاي متحد الطالع ديده مي شود كه يكي از اين دوقلوها مي ميرد و ديگري زنده مي ماند!!
و يا برادران دوقلويي هستند كه با يك جراحي سزارين در يك وقت بدنيا آمده اند، اما هم از نظر ظاهري متفاوت بوده، و هم روحيات و اخلاقياتشان مختلف است، يكي آرام و نرمخو؛ و ديگري عصبي و متجاسر.
و مانند اينها كم نيست،
سبب چيست؟
چطور يك طالع و يك هيئت فلكي در دو نفر آثار متفاوت دارد؟
و چگونه اين تفاوتها در يك هيئت فلكي قابل جمع است؟
پاسخ در ادامه است.

3- از نظر فيزيولوژي؛ دوقلوها دو قسم هستند،
يكدسته كه تخمك دو بخش گرديده و هر كدام جدا بارور شده؛ و يك جنين مستقل مي شوند،
و دسته ديگر كه از دو تخمك مستقل بوجود آمده اند،
در دسته اول مشابهتها بسيار شديد بوده،
ولى در دسته دوم مشابهتها كمتر است.
اما در هر صورت چون هر كدام با اسپرم جداگانه اى بارور شده؛ فلذا شرايط و نتايج هم متفاوت مي گردند،
چه اينكه اگرچه اسپرمها از يك مواد و در يك شرايط جسمي از يك شخص بوجود مي آيند؛ ولى به هر حال دو اسپرم متفاوت (ولو ظاهرا مشابه) هستند.

تحقيقات بسياري درباره اجزاء و موجودات مشابه عالَم انجام شده، و نتيجه در همه آنها اين بوده است كه:
عليرغم تشابه بلكه تماثل ظاهري؛ ولي با نظردقيق و بررسي عميق؛ واضح است كه تفاوت كلي دارند،
اين تحقيقات همگي مستند بوده، و مصور نيز منتشر شده است، از جمله اينها:
تفاوت نقش و اثر سرانگشتان دست، و دانه شنها، و ذرات برفها و بسياري از مشابهتها و يكسان نمائيهاي موجود در طبيعت است،
كه در تصوير و بزرگنمايي كافي؛ معلوم مي شود كه چقدر تفاوت كلي و تمايز آشكاري دارند.
و اين همه اش جلوه اى از عظمت حضرت آفريدگار است،
و مصداق "لاتكرار في التجلي" اوست.
و هر جلوه اش؛ حتى اگر برگ درختي يا دانه برف يا شن يا ذره غباري باشد (ولو در نظر ابتدايي مثل هم مي مانند)،
اما با تامل به وضوح مي بينيم كه هر يك داراي شكلي متفاوتند؛ چه برسد به باطنشان.
سبحان الله الخالق البديع المصور.

4- از اسباب اختلاف شرايط و وضعيت دو جنين؛
تفاوت هنگام انعقاد آنها؛ و وضعيت فلكي مربوط به اين زمان است،
كه اگر چه از نظر زمان آميزش يكي است،
ولى انعقاد و تكوّن هر جنين؛ (كه مربوط به رسيدن اسپرم به تخمك) چه بسا زمانش متفاوت است.
و در فروض متحد الوقت (مثل مواليد والدين مختلف؛ كه از نظر زماني بطور تصادفي متحد الولادة يا فرضا متحد الإنعقاد هستند)
تأثر از والدين با طالع فلكي متفاوت؛ هم از ديگر اسباب تفاوتهاست.

5- مهمتر از همه اينها:
قبلا در مباحث نجومي اشاره كرده ايم كه اين ارتباطات فلكي از قبيل دلالت و نشانه هستند؛ نه تاثير واسباب،
و مسبّب حقيقي اين اسباب فراتر از اين ارتباطات است، و آن حضرت مسبّب الأسباب است،
و اوست خداوند خالق مصوِّر؛ كه مُقدِّر احوال و شؤون و امور هر شيء است,
(قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْئٍ قَدْرًا * ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * خَلَقَ كُلَّ شَيْئٍ فَقَدَّرَ تَقْدِیرًا * إِنّا کُلَّ شَیْئٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ * فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ).

6- نكته مهم ديگري نيز اينجا هست كه
مرحوم علامه خواجه نصير الدين طوسي در شرح كتاب ثمرة الفلك (يا صد كلمه)
در ذيل كلمه اوُلى و اولين قاعده تنجيم
(علم النجوم منك ومنها) ترجمه: علم نجوم از توست و از آنها (= نجوم)
نوشته است:
در علم حكمت مقرر شده است كه
هر امر كه در عالَم كَوْن و فساد متجدد شود؛ هرآينه آنرا "فاعلي" بوده باشد و "قابلي" (و "شرطها")،
و "فاعل" عبارت از موجد است،
و از "شرطها" آن چيزها باشد كه ايجاد بي آن ممكن نباشد.
و "قابل" عبارت از موضوع يا مادّه باشد،
مثلا در توالد حيوان؛ "فاعل" وجود دهنده اوست، و "شرط" ملاقات پدر و مادر بر وجهي خاص، و "قابل" نطفه است، و آن ماده ايست كه صورت حيواني به آن پيوندد.
و در اضائت از آفتاب؛ "فاعل" آفتاب است، و "قابل" سطحي كثيف (متراكم) كه محاذي آفتاب باشد، و قبول نور آفتاب كند، و "شرط" عدم حجاب،
پس در متجددات عالَم كَوْن و فساد نيز "فاعلي" و "قابلي" ضرورت باشد.
و "فاعل" در نزد محققان؛ قدرت الهي است،
و "شرط" اوضاع نجومي كه تجدد هر متجددي موقوف بر حصول آن "شرط" است، چه به سبب حصول آن "شرط" آن تجدد به وقتي خاص شده است دون وقتي ديگر،
و "قابل" اجسام اين عالم كه مواد يا موضوعات باشند، و آنچه تعلق به اجسام دارد، مانند صوري كه اجزاء اجسام است، و نفوس كه مدبّرات بعضي اجسام باشند، و اعراض كه به اجسام و نفوس قائمند،
و چون "فاعل" تنها كفايت نيست در وجود فعل؛ بل(كه) با وجود "فاعل"؛ وجود "قابل" نيز ضرورت است، پس دانستن اوضاع فلكي و تأثيرات آن؛ در علم به متجددات كافي نباشد، بل(كه) علم به وجود قوابل هم ببايد،
و هر چند علم به اوضاع (فلكي) از طريق يقيني حاصل تواند شد، (ولي) معرفت تأثيرات آن اوضاع جز به تجربه و استقرا و حديثي كه مقتضي ظنون باشند ممكن نباشد،
و معرفت حال "قوابل" از معرفت احوال اجسام و نفوس حاصل شود، كه مبني باشد بر احساس و تجارب و قضايايي كه به حدس معلوم شود،
و از اين جهت فرمود: (علم النجوم منك ومنها).
"منك" اشارت به معرفت "قوابل" است و كيفيت تأثير اوضاع (فلكي) در "قوابل"،
و "منها" اشارت به معرفت "فواعل"؛ كه اوضاع فلكيند، و وجود "افعال" موقوف بر حصول آن اوضاع است،
مثلا چون دليلي فلكي اقتضاي سردي هوا كند، ناظر در آن دليل بايد كه
در بلاد گرم؛ در فصل تابستان؛ حكم به نقصان حرارت هوا كند،
و در بلاد سرد؛ در فصل زمستان؛ حكم به سرما به افراط و توابع آن كند،
و اين اختلاف به حسب اختلاف قبول "قوابل" است،
و اگرچه (هرچند) در هر دو؛ دليل سماوي يكسان است. (پايان كلام خواجه نصيرالدين طوسي).

پس از آنجا كه "قابل" در كيفيت وقوع امور نقش داشته؛ و پيش بيني نحوه واكنش "قابل" امري قطعي نيست، فلذا شناخت حال "قابل" آميخته با تجربه و حدس و گمان است، ازاين رو دلالتهاى فلكي به تنهايي تعيين كننده نمي باشد،
و (در فرض سؤال) آن وقتي كه دوقلوها در آن بدنيا مي آيند؛
اگرچه "وضعيت فلكي" با وقت ولادت و حادثه در آن (ولادت دوقلوها) و نتيجه آن (خَلقيات و خُلقيات و مسير زندگي دوقلوها) ارتباط و تاثير دلالتي روشن دارند،
اما به لحاظ اينكه آنچه حتمي نيست؛ نحوه واكنش "قابل" (در هر يك از دوقلوها) به اين "وضعيت فلكي" است،
فلذا احوال ايشان چه بسا مختلف خواهد بود،
و از اين روست كه گفته اند: "ولله في خلقه شؤون".
و براى همين است كه حكماي نجوم گفته اند: با دلالت تنجيمي مي توان به مقتضيات هر زمان و واقعه پي برد،
اما تعيين وقايع و نتايج در حد گمان و ظن است؛ نه حتم و يقين،
و اين نكته بيانگر كلام خداوند عزوجل است كه مي فرمايد: (وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْئٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّابِمَا شَاءَ).

7- و براى همين جهت است كه در شرح مباني علم تنجيم اين معنا تأكيد شده است كه:
اين دانش براى الغاء تلاش و سعي و برنامه ريزي شؤون روزمره آدمي نبوده،
بلكه راهنماي حسن تدبير امور وي است،
كه به كمك آن مي تواند از مقتضيات ايجابي و سلبي هر زمان مطلع شده،
و با تصميم مناسب در هر وقت؛ از امكانات مثبت و منفي هر آنْ و اَوان؛ در جهت ايمني از مفاسد و دستيابي به مقاصد بهره ببرد.

8- فلذا اگرچه دوقلوي متحد الطالع به سبب وحدت هيئت فلكي؛ از امكانات و مشكلات فلكي مشابهي برخوردار است،
اما نحوه رويكرد هر كدام نسبت به اين تاثيرات و دلالتها مختلف بوده،
و برحسب هر رويكرد؛ نتايج وقايع نيز متفاوت خواهد شد.
از جمله اين رويكردها:
- تدبير عوارض فلكي (به مُصلح آنها: از تقديم و تأخير امور، يا جبران آنها به دعا و تعويذ و توسل و صدقات)
- يا ترك اين تدبيرات؛
- يا تشديد آن عوارض
مي باشد،
كه با تفاوت رويكرد هر يك از اين دوقلوها؛
شرايط و حوادث زندگي شان نيز مي تواند مختلف باشد؛
هر چند فرضا هيئت فلكي واحدي داشته باشند.

9- براى همين تفاوت رويكردها؛
برخي از منجمين روشهايي را در تمايز دوقلوهاى متحد الطالع بكار مي برند، كه از جمله آنهاست:
محاسبه هيئت فلكي نوزاد دوم از كوكب قمر، كه خانه اول هيئت فلكي را بيت قمر لحاظ مي كنند نه بيت شمس،
و اگر سه قلو بودند، محاسبه هيئت فلكي نوزاد سوم از كوكب عطارد مي شود، كه خانه اول هيئت فلكي را بيت عطارد لحاظ مي كنند نه بيت شمس،
و هكذا اگر بيشتر بودند.

10- از امور ديگر (بجز طالع فلكي) كه دلالت و تأثير در شرايط مولود دارد "اسم" اوست،
كه هر چه "اسم" از نظر تركيب حروف و طبايع آن با هيئت فلكي و كوكب طالع متناسبتر بوده؛ يا جبران كننده ضعف اتصالاتش باشد، صاحب اسم از شرايط بهتري استفاده مي كند.
ولذا تفاوت نام دوقلوها؛ خودبخود از عوامل تفاوت شرايط آنها نيز مي تواند باشد.

ولله الأمر مِن قبل و مِن بعد، و هو بكل شيء محيط، و على ما يشاء قدير، والحمد لله رب العالمين.[شمارة ثبت: (1408) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤال درباره شهربانو

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه جولاي 15, 2012 12:54 am

سؤال:

بسم الله الرحمان الرحيم

السلام عليکم و رحمه الله و برکاته

با تبريک اعياد شعبانيه و آرزوي توفيق بجهت بهره مندي از شب و روز اين ماه و بالطبع سرور ماهها ماه مبارک رمضان

با وجود اعتقادم به حضور مادر حجت چهارم و معصوم ششم و همسر امام سوم و عروس امام اول و معصوم سوم
جناب بي بي شهر بانو در کربلاي پربلا
اما امروز با ديدن برنامه اي که همه روزه، قبل از اذان ظهر، از شبکه اول سيما پخش مي شود،
ذهنم را در گير سئوالاتي کرد، که بيان مي کنم

الف) نام اصلي بي بي شهر بانو مادر امام سجاد (منه السلام) چه بوده است؟
و چرا به نام شهر بانو نامگذاري شده اند؟

ب) در نقلي شنيدم که البته از تلويزيون به مناسبت
ميلاد امام سجاد عليه السلام بتاريخ ششم شعبان 1433 دکتري دعوت شده بود و مي گفت:
بانو شهربانو در زمان خليفه ثاني به مدينه از خراسان منتقل نشده اند
بلکه زمان خلافت مولا علي منه السلام بوده است و آن زمان
هم (زمان خليفه ثاني) سن ايشان(امام حسين منه السلام) کم بوده است!
پس زمينه اي براي ازدواج امام حسين نبوده است

ج) و اذعان مي داشت که: بي بي شهر بانو
در وقت تولد امام سجاد (عليه السلام) از دنيا رفته اند و کنيز امام حسين (عليه السلام) تربيت ايشان را بعهده گرفته اند و
امام سجاد (عليه السلام) ايشان را مادر خود دانسته
و حق مادري براي ايشان قائل بوده اند.
و مي گفت: پس با اين حال وفات مادر، ايشان چگونه مي تواند در عاشورا بوده باشد و به همراه ذوالجناح فرار کرده باشد و به منطقه ري تهران آمده
و بعلت تعقيب دشمنان به کوه پناه برده و سينه کوه باز شده و به ايشان پناه داده است. و اين مورد را طبق توضيح خودش نقض کرده
و آن مکان و حرم را بي اعتبار دانسته و داراي اسنادي ضعيف مي دانست
و مي گفت به فرض که اينطور بوده چرا امام سجاد (عليه السلام) و يا حضرت زينب (عليها سلام الله) که اولي تر بوده اند با ايشان همراه نشده اند.

د) حال با وجود اين توضيح و اينکه بارها به آن مکان مقدس مشرف شده و تنها زائران آن مکان ايراني نبوده
بلکه از هند و پاکستان هم مي آمدند

و چاپ کتابي توسط آن مکان با عنوان: عروس آل رسول
و توضيح و تبيين وجود ايشان در کربلا و اطاعت ايشان از دستور
امام زمانشان حسين (منه السلام) مبني بر
خروج از کربلا بعد از شهادت حضرتش (عليه السلام) به
همراه ذوالجناح و همراهي آني بي بي زبيده؛ چگونه پاسخ داده مي شود؟

قبلا از جواب شما متشکرم
التماس دعا
يا علي منه السلام در تجلي يا مهدي منه السلام
و الحمد لله رب العالمين

جواب:

عليك السلام:

1- قبلا در جوابيه اى بطور اشاره در اين زمينه مطلبي آمده است
http://www.aelaa.net/Fa/viewtopic.php?f ... %D9%88#p73

2- اختلاف نظر و تاييد و تكذيب در اين موضوع مانند ساير وقايع تاريخي تازكي نداشته و سابقه ممتدي دارد.

3- منابع و طرق نقلهاى تاريخي اظهار نظر كنندكان در اين زمينه متفاوت بوده
و افرادي كه موضوع را زير سؤال برده اند، بر اساس منابع مورد نظر خود كفته اند "نيست" يا "نداريم" و....
در حاليكه نظير همين امر (از نقي قول مخالفين) در منابع مؤيدان نيز آمده است
لذا به صرف تكذيب اين و آن از محققان اسلامي موضوع منتفي نشده
جه برسد به اينكه نقد در رسانه و يا جاهايي باشد كه موارد منتشره انها دليل بر صحت آنها نيست

4- و متاسفانه بسيار رايج است كه هر كه حيزي را خبر ندارد مي كويد نيست
اين عادت از بقاليها و مغازه هاى بازار كرفته تا برخي نويسندكان شايع است
و اين در حالي است كه هر قدر ما دانا باشيم نادانسته هاي ما بسيار بوده
و قرآن مي فرمايد و ما اوتيتم من العلم الا قليلا

و از بديهيات معروف جهانيان
سختي شرايط آل محمد (عليهم السلام) بخصوص باقيماندكان فاجعه كربلا است
كه لازمه اش عدم نقل و يا مشهور نشدن بسياري از وقايع و فجايع است
فلذا هر جه در كتب مشهور نيست، به اين معني نيست كه صحيح نيست

5- شكي در ولادت حضرت امام سجاد عليه السلام از دختر بادشاه ساساني نداريم
و همينطور مشهور است كه والده شان در وقت ولادت از دنيا رفته اند.

6- برخلاف شهرت متداول
شهربانو (شهبانو) يا شاه زنان يا جهان بانوية
نام شخصي خاص نبوده بلكه
از القاب تشريفاتي دربار بادشاه ساساني براى بانوان خاندان سلطنتي بكار برده مي شده است

7- فلذا محدود به يك شخص (مانند حضرت امام سجاد عليه السلام) نبوده است

8- همجنين براى ما مسلّم است كه سه دختر از فرزندان يزدكرد بادشاه ساساني به مدينه آورده شده اند

9- اين دختران به روشي كه حضرت مولا علي عليه السلام بكار بردند (و شرحش در كتب حديث مسطور است) از تقسيم ضمن غنايم جنكي و كنيزي رهايي يافتند، و براي ازدواج خودشان را مخير كردند كه از ميان جمع حاضران انتخاب كنند.

10- اولين دختر حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام را انتخاب نمود و زوجه حضرتش كرديد، و در ايام زايمان از دنيا رفته و در مدينه منوره مدفون شده است.

11- دومين دختر يزدكرد حضرت امام حسين عليه السلام را انتخاب نمود و زوجه حضرتش كرديد، و امام سجاد عليه السلام را بدنيا آورد و در ايام زايمان از دنيا رفته و در مدينه منوره مدفون شده است.

12- براى مادر امام سجاد عليه السلام، بجز القاب سلطنتي (سابق الذكر) نامهاي متعددي (از جمله: غزالة) در كتب حديث و تاريخ برايش ذكر شده است،
دقت شود كه اين نامها غالبا ترجمه عربي نام اصلي و فارسي ايشان است.

13- در كتب حديث نقل شده است كه حضرت مولاعلي عليه السلام بعد تزويجش به امام حسين عليه السلام برايش نامي بركزيدند: مريم - فاطمة.

14- سومين دختر؛ جناب محمد بن ابي بكر را انتخاب نمود و زوجه وي كرديد، و بعد از شهادت محمد در مصر به ازدواج امام حسين عليه السلام درآمد، و متكفل امور حضرت سجاد عليه السلام نيز بوده است.

15- وي جزو عيالات حضرت سيدالشهداء عليه السلام در كربلاء بوده است
و در مقاتل و كتب حديث شرح سوارشدن شان هنكام حركت از مدينه آمده است
اما جزو اسراي اهل بيت عليهم السلام نامش ثبت نشده و از مؤيدات كريختن شبانه او از كربلا در شام عاشوراست

ولذا شهربانوي سوم در كربلا بوده نه دوم كه با فوت در زايمان منافات داشته باشد

16- بخاطر دختر يزدكرد بودن او؛ در صورت اسارت، بيشتر از هر يك از زنان ديكر؛ هدف تصاحب جلادان اموي قرار مي كرفته است
شوهرش كه كشته شده
و اصالتا هم كه عرب نيست و جزو غنايم جنكي بوده
فلذا هم بخاطر خودش، هم به كنيزي كرفتن دختر يزدكرد، و هم هتك ضمني امام حسين عليه السلام
حتما او را به كنيزي مي كرفتند
فلذا ضرورت نجات او امري بديهي بوده و طبيعي است كه اين امر مد نظر امام سجاد عليه السلام قرار كرفته باشد

17- عدم ضرورت رهاندن حضرت زينب عليها السلام از كربلا امري واضح است
و سؤالش تنها براى كويندكان عوامش مطرح است
جه اينكه
اولا: حضرتش؛ مسؤوليت رسالت باقيمانده عاشورا را به عهده داشت
ثانيا: مسؤوليت سربرستي كاروان كربلا و رساندنشان به مدينه منوره را به عهده داشته اند
ثالثا: سرشناسي و مورد توجه مركزي بودن حضرتش مانع از جابجايي ايشان بوده است
و همراه نبودن حضرت امام سجاد عليه السلام كه امام عصر و در مقام تنفيذ اراده الهي در تقدير عاشورا بوده اند
كوتاهي معرفت صاحب اين سؤال بسيار است
و شهادت امامان و انبياء را از ناتواني و بيجاركي مي داند (نعوذ بالله)
و از ابتدائي ترين معرفت بي بهره بوده و نمي داند كه
بي رضايت امام و تن دادن به قضاي الهي هيج واقعه اى اتفاق نمي افتاد

18- خاص بودن اسب ذوالجناح، و توانائيها و هوشمنديهايش معروف تاريخ است،
و عليرغم تلاش لشكر اموي موفق به اسارتش نشده اند
و با توجه به هدف بودنش؛ و توانائيهاي راهبري و كريختن به محل امن (كه از ويزكيهاى اسبهاى ممتاز بوده)، كاربردش براى نجات شهربانو امري عاقلانه و هوشمندانه است.

19- اكر جه امراي حكومتي و واليان دولتي در عراق از زمان فتح مسلمين توسط خليفه وقت تعيين مي شده اند
اما در سطح هاى محلي غالبا همان دهاقين (ده خان) سابق باقيمانده از دوره ساساني متنفذ و داراي مكنت و اعتبار بوده اند

20- در تواريخ كريختن ذوالجناح ثبت شده
همينطور كريختن شهربانو به سوي نهر فرات و دجله و خود را به آب زدن، و اينكه او را نتوانستند بكيرند و لذا غرق شده تلقي كردند، نيز ثبت شده است.
بعدي ندارد كه اين خبر در اثر كريختن شبانه و عدم موفقيت جستجوي بامدادي لشكر اموي منتشر شده باشد
تا ضعف خود در حراست اسرا و كربلا را براى امراي مافوق توجيه كند

21- عمليات نجات سه مرحله داشته است:
مرحله اول: كريختن از صحنه جنك كربلا بوده است
كه با استفاده از تاريكي شب و هوشمندي ذوالجناح، و خستكي و سرمستي و بي دقتي لشكر اموي انجام شده است

مرحله دوم: رساندن خود به دهاقين محلي
كه كاري آسان بوده
و كافي بوده از معركه بكريزند تا به يكي از اين دهاقين برسند

مرحله سوم: ترتيب انتقال توسط اينها به ايران
با توجه به ايراني بودن و سابقه احترامشان براي بادشاه
و اطلاع از موقعيت اسلامي شهربانو (زوجيت امام عليه السلام) و حادثه كربلا
كمك و تلاششان به اين موضوع امري بديهي است
و با توجه به موقعيت محلي و آشنايي شان با همرديفان خودشان در روستاهاي مجاور تا ايران و امكانات و نفوذ شخصيشان
توانا بودنشان براى كمك در اين زمينه امري واضح است
اين مراحل بنا بر روايت كريختن از كربلاست

اما از برخي نقلها و روايات استفاده مي شود كه
موضوع خطر به كنيزي كرفته شدن شهربانو با نزديك شدن به دمشق و كاخ يزيد قوت بيدا كرده
و تا شهر حلب را همراه كاروان اسراي اهل بيت بوده
و در راه دمشق از كاروان كريخته و همراه دختر و سر دامادش به سوي ايران رفته است
ساكنان مسير كردستاني شمال عراق و جنوب تركيه و شرق و شمال سوريا
قبايل و مردماني بوده اند كه ارادت به اهل بيت عليهم السلام داشته اند
و حتى در وقت عبور لشكريزيد و كاروان اسرا برخلاف مناطق نواصب كه با جشن استقبال مي كردند
اينها حتى آنها راه نداده و به ناجار بيرون شهرها مستقر مي شدند

22- كفته مي شود كه شهربانو دختري از زوجيتش با امام حسين عليه السلام داشته است
كه در نزد مردم به بي بي زبيده معروف است
و كفته مي شود وي همان عروسي جناب قاسم بن الحسن بوده است
عروسي حضرت قاسم در كربلا از اموري است كه توسط برخي از علماي شيعه و ساير مسلمين
در منابع حديث و تاريخ نقل شده است

23- در نقل معتقدين به واقعه نجات شهربانو از كربلا آمده است كه وي
همراه خود دخترش زبيدة را برده و سر داماد خود حضرت قاسم را نيز كه بر نيزه در صحنه بوده
هنكام كريختن با خود برده است
و انجام اين امر طبيعي است

24- حرم بي بي زبيدة شهر ري و امامزاده قاسم شميران دربند مدفن اين دو است.
و هر دو حرم از روحانيت فوق العاده و كم نظيرى برخوردار است
و براى اهل شهود؛
بخشي از حرم امام حسين عليه السلام بودن آن دو بقعه؛ مشهود است

25- براى اثبات و شرح واقعه بي بي شهربانو و بي بي زبيدة
كتابهاى متعددي توسط علمای مذهب اهل بيت عليهم السلام
از كذشته و امروز تاليف شده است
كه برخي نيز جزو كنجينه خطي حرم امام رضا عليه السلام است

26- يزدكرد ساساني بجز آن سه شهربانو كه اسير شدند
دختران ديكري نيز داشته است
كه در ايران باقي مانده اند
و قبورشان در استان يزد از زيارتكاههاي قديمي زرتشتيان است
و نزد مسلمانان هم به عنوان خاله امام سجاد عليه السلام محترم و معروف است

27- آنچه نوشته شد صرفا براى ترقي در معرفت و افزايش ظرفيت در درك اسرار آل محمد عليهم السلام بود
نه مصرف كردن در بحث و جدلهاى جناحي چه در سايتها يا مجالس
مؤمن با تامل و تعمق و كتمان ابواب معرفت را به روي خويش مي كشايد
مثل مؤمن مثل زنبور عسل است كه ظاهرش در ميان برندكان ناجيز مي نمايد
اما حامل عسل معرفت و شهد ولايت است
لذا برهيز شود
از ورود به مجادلات و هم كلامي با كساني كه
حضرات عليهم السلام را با مقياسهاى عادي خود سنجيده
و جون درايتش برايشان مشكل و فوق طاقت اذهان محدودشان مي شود
آن معارف را از اساس منكر مي شوند

تذكر شخصي:
در خاتمة يادآوري مي كنم، برخلاف رواج عاميانه؛ كه هر زن مورد ازدواج مردي را عنوان همسر برايش كار مي برند
اصطلاح "همسر" براى زوجه شخص هميشه صحت ندارد،
و كاربرد آن براى زوجات مردان بزرگ دقيق نيست
جه برسد حضرات معصومين عليهم السلام
حتى اكر آن زوجات مادر امام بعدي باشند
بجز حضرت فاطمة زهراء براى حضرت مولاعلي عليهماالسلام
كه كاربرد عنوان همسر صحيح است.
فلذا در كاربردهاى ديكر اين نكته را مراعات كنيد[شمارة ثبت: (1409) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمدلله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

بعدي

بازگشت به مجمع علوم فقه آئین الهی


cron
Aelaa.Net