مشهد آثار مهدوى جمکران و قم در مرقد آيت الله حسین بروجردی

مدير انجمن: مزارات

مشهد آثار مهدوى جمکران و قم در مرقد آيت الله حسین بروجردی

پست جديدتوسط najm155 » پنج شنبه آگوست 27, 2026 6:32 am

مشهد آثار مهدوى جمکران و قم در مرقد آيت الله حسین بروجردی
najm155
 
پست ها : 90
تاريخ عضويت: چهارشنبه ژوئن 08, 2016 4:54 am

Re: مشهد آثار مهدوى جمکران و قم در مرقد آيت الله حسین بروجردی

پست جديدتوسط najm155 » پنج شنبه آگوست 27, 2026 6:37 am

مشهد آثار مهدوى منه السلام در تشرف مرحوم سید علی حسینی دولت آبادی در مسجد جمکران و مسیر قم تا مرقد مرجع آيت الله حاج آقا حسین بروجردی

مرحوم سید علی حسینی چنین نقل کرده است:

یکی از روزها به شهر قم مشرف شدم و از آنجا به مسجد جمکران رفتم.
در حال انجام اعمال مسجد جمکران و خواندن نماز امام زمان عليه السلام بودم که حالت تضرع به من دست داد. چون بین نماز حال گریه داشتم در این فکر بودم که از خداوند متعال چه حاجتی بخواهم ، ذهنم متوجه این امر شد که از خداوند متعال زیارت و ملاقات امام زمان عليه السلام را درخواست کنم.
در آن هنگام مشاهده کردم که شخصی به فاصله چند قدم دورتر از من مرا نگاه میکند. من گمان کردم که سائل (گدا) است؛ به همین دلیل بین نماز دست در جیب بغل کردم و مبلغی برداشتم و آن را در دست راست گرفتم تا به محض این که نمازم تمام شد، آن را به همان شخص بدهم.
نمازم که تمام شد آن شخص به سوی من آمد،
در آن لحظه به طور کلی فراموش کردم که پول را به او بدهم .
پس از سلام و احوال پرسی به من فرمود: تاکنون چند مرتبه شما را در اینجا دیده ام. آیا موافق هستی برای زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها ) به قم برویم؟

من به اتفاق ایشان سوار ماشین شدیم و با هم حرکت کردیم.
1- ایشان بین راه به ساختمان هایی که در کنار جاده احداث شده بود اشاره کردند و فرمودند: این ساختمان ها زمین شان وقف بوده است که عده ای آن را غصب و تصرّف کرده اند و به اسم خودشان ساختمان ساخته اند. ایشان از این قضیه ناراحت بودند.

2- هنگامی که نزدیک حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها رسیدیم ، من تصمیم داشتم که به مسافرخانه بروم و تسویه حساب کنم و پتوی خود را از داخل مسافرخانه بردارم.
آن شخص به من فرمود: من اینجا می ایستم تا شما برگردی. پتوی خودت را که برداشتی آن مهر نمازت را که آقای ... به تو داده است نیز بردار و فراموش نکن
من با صاحب مسافرخانه تسویه حساب کردم
وقتی برگشتم ایشان همانجا ایستاده بود. به اتفاق ایشان وارد مسجد اعظم شدیم.
{جون بدون ورود به صحن حرم وارد مسجد اعظم شده اند معلوم مي شود از سمت مسحد اعظم ورودخانه وارد شده اند و مسافرخانه هم در آن سمت بوده است}

2- به قبر مرحوم آیت الله بروجردی که رسیدیم ایشان ازمرحوم آیت الله بروجردی تعریف و تمجید کردند و به من امر فرمودند که فاتحه بخوانم ، من نشستم و به حالت نشسته فاتحه خواندم؛ اما ایشان به حالت ایستاده فاتحه خواندند.
{دولت ابادي هم در تشرف تخت فولاد؛ ايستاده و نشسته خواندن فاتحه را و هم در اينجا ذكر مي كند تفاوت داشته رفتار حضرت با او؛ كويا در ذهنش مسلّم بوده كه بايد نشسته خواند در حاليكه شرط نيست در ترويح قبور كه حتما نشسته باشد}

3- هنگام ورود کفشهای خود را به متصدی کفش داری تحویل دادیم
ایشان به من فرمودند: کلاهت را همین جا بگذار ،
{يعني داخل حرم و جاى زيارت و نماز نبر = شدت برائت حضرت از نمادهاى بيگانگان و دشمنان}
من کلاه خود را که از نوع کلاه لبه دار بود روی کفشهایم گذاردم .
ولی ایشان فرمودند کلاهت را در زیر بگذار و کفش هایت را روی آن !!!،
من به دستور ایشان همین کار را انجام دادم
چون ایشان کلاه مرا شبیه کلاه خاخامهای یهودی می دانستند!!!. {تعبيرش در نقل نظر حضرت طوري است گويا باور نكرده بوده كه شبيه كلاه خاخامهاست}
تمایل داشتند!!! که من از آن کلاه استفاده نکنم!!!. = نظر صريح حضرت را بنحو {تمايل...} نقل كرده
برحسب اقوال ديگر كه از حضرت نقل كرده كه در امور ساده جنبه دستور حضرت نقل كرده
فلذا هيج وقت مخالفت خودشان را با تعبيرعدم تمايل ذكر نمي كنند
وقتي مهرجا نگذاشتن را گفته بصورت امر و نهي كفته اند

و حتى فاتحه خواندن را كه خود سيدعلى جه بسا مي خوانده به صورت امر و دستور نقل مي كند؛
چطور نهي از كلاه مزبور كه عادت بر پوشيدن داشته و مورد اكراه شديد حضرت بوده را
براى نهي از پوشيدن؛ بصورت تمايل فرموده باشند
و اين مي فهماند كه اصل كلام حضرت بصورت نهي بوده
اما جون خودش مايل به ادامه پوشيدن داشته بصورت عدم تمايل ذكر كرده تا با تشرف و اطاعت از حضرت منافاتي صريح نداشته باشد
رويكرد حضرت در برابر كلاه لكَني بوشيدن دولت ابادي:
1- هم با توصيف كلاه شبيه خاخامها؛ صريحا اظهار بيزاري از آن كلاه فرموده اند
2- هم صريحا به او گفته اند كه استفاده نكند،
3- هم با دستور به نبردن كلاه داخل حرم و جاي زيارت و نماز
4- هم با دستور به عمل زيركفشها گذاردن؛ او را به بيزاري عملى واداشته اند


5- کفشهایمان را تحویل دادیم. من شماره های کفش داری را گرفتم و در جیبم گذاشتم تا پس از بازگشت از حرم کفشها را تحویل بگیرم.
هنگامی که وارد مسجد شدیم صدای اذان بلند شد. ایشان به من فرمودند: هنوز وقت ظهر شرعی نشده است؛ مقداری صبر کن
چند دقیقه ای گذشت
من به ایشان عرض کردم، امام جماعت را نمیشناسم.
ایشان به من فرمودند پشت سر خودم نماز بخوان . من به ایشان اقتدا کردم
پس از نماز فرمودند به زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها برویم.

6- هنگامی که به زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رفتیم ایشان زیارت نامه را از حفظ خواندند و هنگام خواندن زیارت اشک می ریختند.
هنگامی که زیارت می خواندند فرمودند: السلامُ عليكِ يا عمّتی معصومه یعنی سلام بر تو ای عمه ام معصومه (چنين خطابي به حضرت معصومه از همه سادات موسوى تا مهدوى؛ رواست و منحصر به امام زمان نيست كه كفتنش نشانه امام زمان بودن باشد).

7- هنگامی که من زیارت نامه را می خواندم وقتی که به این جمله رسیدم و عرض کردم: السّلامُ عَلى الوصى مِن بعده،
ایشان فرمودند: عَلَيْكَ السّلام (اگر هر شخص عادي ببيند كسي به امام زمان سلام مي كند و تبرعا بجاى حضرت جواب سلازم او را بدهد = جايز است و الزاما به اين معني نيست كه گوينده متبرع باسخ سلام به حضرت = خود حضرتند)


8- پس از پایان زیارت نامه به من امر کردند... که دو رکعت نماز زیارت بخوانم.
من مشغول نماز زیارت شدم
در قنوت نماز به خاطرم رسید که ایشان فرمودند یا عَمِّتی معصومه و نیز در هنگام خواندن زیارت نامه نیز پاسخ سلام مرا دادند و فرمودند: عَلَيْكَ السّلام
هنگامی که این دو موضوع به خاطرم آمد، فوراً به ذهنم خطور کرد که ایشان امام زمان علیه السلام می باشند؛ (ملازمه اي بين اينها و حضرت بودن وجود ندارد - هر جند بخاطر سابقه توفيق تشرف؛ اين بدلش افتاده كه تشرف داده منعى ندارد)
به همین دلیل نماز زیارت را تمام کردم؛ تا هر چه سریعتر بتوانم با وی به گفت و گو بپردازم .
متأسفانه هر چه جست و جو کردم، آقا را نیافتم.

9- با خود فکر کردم چون شماره ی کفشداری در جیب من است اکنون که به قسمت کفشداری می روم ایشان را که منتظر من ایستاده است، خواهم دید.
هنگامی که به کفشداری آمدم از متصدّی کفشداری پرسیدم: آیا فردی را با این مشخصات ندیدید؟
متصدّی کفشداری گفت: ایشان شماره کفشداری را گفتند و ما کفشهای ایشان را دادیم و رفتند.
از متصدی کفشداری پرسیدم : آیا ایشان را تاکنون دیده بودید؟ او گفت: افراد امثال ایشان بسیارند. {مقصودش زوار مثل او بسيارند و نمي شناسد}
رويكرد كفشدار با حرفش همخواني ندارد هم ابتدا يادش بوده كه آن شخص همراه آمده شماره را گفته و كفشش را گرفته و رفته، هم در كلامش كفته مثل او بسبارند و توجهش را جلب نكرده....
در آن هنگام بسیار افسوس خوردم و متأثر شدم زیرا نتوانسته بودم امام زمان عليه السلام را بشناسم و از ایشان درخواستی کنم

10- مهمترين قرينه اى كه نشانه شخص غيرعادي بودن است
همانكه در وقت تسويه مسافرخانه فرموده اند؛ موضوع مهر نماز يادت نرود و بردن نام اهداء كننده
كه هرسه نكته {1- داشتن چنان مهري 2- نام اهداءكننده 3- اهميت مهر و احتمال جاگذاشتن ووو} كه شخص معمولى اطلاع ندارد = مي تواند از قراين ملاقات با شخص غيرعادي باشد كه صاحب واقعه توجه نكرده است



انجام زيارت و دعاى براى حضرت در مشاهد آثار مهدوى منه السلام:

سلام الله على مولانا صاحب الأمر والعصر و الزمان محمد بن الحسن المهدي القائم بأمر الله و قطع الله غَيبته وسَتره بظُهوره الفَورى على طواغيت العالَم و وفقنا الله للإتصال بحضرته و صُحبته مع رضايته، ونُصرته وخدمته


سپس افضل زيارات امام زمان عليه السلام
كه در سرداب مقدس خوانده مى شود تلاوت شد
ان همه زيارت براى حضرت است
چرا اين زيارت معرفي و به آن حضرت زيارت شد؟
چون:
علاوه بر اينكه ماثور از حضرات است
حاوي بهترين مضامين در سلام و دعا براى حضرت
و توضيح وضعيت موالين در دوران غيبت
و دعاهايي كه براى حضرت و خودش مي كند
اين زيارت از نظر مضامين
ممتازترين زيارات حضرت است
چون که:
از حضرات ماثور بوده
و مي شود گفت حاوى بهترين مضامين سلامها و دعاها براى حضرت و خود متوسلين (در موضوع ارتباط با حضرت) است
بيان حال مواليان از خواص در فراق حضرت و براى ظهور است


اين زيارت در سرداب مقدس سامراء جزو آداب آن مي باشد:

اللّٰهُ أَكْبَرُ اللّٰهُ أَكْبَرُ اللّٰهُ أَكْبَرُ، لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَاللّٰهُ أَكْبَرُ وَ لِلّٰهِ الْحَمْدُ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي هَدانا لِهَذا وَعَرَّفَنا أَوْلِياءَهُ وَأَعْداءَهُ، وَوَفَّقَنا

لِزِيارَةِ أَئِمَّتِنا، وَلَمْ يَجْعَلْنا مِنَ الْمُعانِدِينَ النَّاصِبِينَ، وَلَا مِنَ الْغُلاةِ الْمُفَوِّضِينَ، وَلَا مِنَ الْمُرْتابِينَ الْمُقَصِّرِينَ . السَّلامُ عَلَىٰ وَلِيِّ اللّٰهِ وَابْنِ أَوْلِيائِهِ، السَّلامُ عَلَى الْمُدَّخَرِلِكَرامَةِ أَوْلِياءِ اللّٰهِ وَبَوارِ أَعْدائِهِ، السَّلامُ

عَلَى النُّورِ الَّذِي أَرادَ أَهْلُ الْكُفْرِ إِطْفاءَهُ فَأَبَى اللّٰهُ إِلّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ بِكُرْهِهِمْ، وَأَيَّدَهُ بِالْحَيَاةِ حَتَّىٰ يُظْهِرَ عَلَىٰ يَدِهِ الْحَقَّ بِرَغْمِهِمْ، أَشْهَدُ أَنَّ اللّٰهَ اصْطَفَاكَ صَغِيراً، وَأَكْمَلَ لَكَ عُلُومَهُ كَبِيراً، وَأَنَّكَ حَيٌّ لَا تَمُوتُ

حَتّىٰ تُبْطِلَ الْجِبْتَ وَالطَّاغُوتَ؛ اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلَىٰ خُدَّامِهِ وَأَعْوانِهِ عَلَىٰ غَيْبَتِهِ وَنَأْيِهِ، و َاسْتُرْهُ سَتْراً عَزِيزاً، وَاجْعَلْ لَهُ مَعْقِلاً حَرِيزاً، وَاشْدُدِ اللّٰهُمَّ وَطْأَتَكَ عَلَىٰ مُعانِدِيهِ، وَاحْرُسْ مَوالِيَهُ وَزائِرِيهِ . اللّٰهُمَّ كَما

جَعَلْتَ قَلْبِي بِذِكْرِهِ مَعْمُوراً، فَاجْعَلْ سِلاحِي بِنُصْرَتِهِ مَشْهُوراً، وَ إِنْ حالَ بَيْنِي وَبَيْنَ لِقائِهِ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَىٰ عِبادِكَ حَتْماً، وَأَقْدَرْتَ بِهِ عَلَىٰ خَلِيقَتِكَ رَغْماً، فَابْعَثْنِي عِنْدَ خُرُوجِهِ ظاهِراً مِنْ حُفْرَتِي

مُؤْتَزِراً كَفَنِي حَتَّىٰ أُجاهِدَ بَيْنَ يَدَيْهِ فِي الصَّفِّ الَّذِي أَثْنَيْتَ عَلَىٰ أَهْلِهِ فِي كِتابِكَ فَقُلْتَ: ﴿كَأَنَّهُمْ بُنْيٰانٌ مَرْصُوصٌ﴾. اللّٰهُمَّ طالَ الانْتِظارُ، وَشَمِتَ مِنَّا الْفُجَّارُ، وَصَعُبَ عَلَيْنَا الانْتِصارُ، اللّٰهُمَّ أَرِنا وَجْهَ وَلِيِّكَ

لْمَيْمُون؛ فِي حَياتِنا وَبَعْدَ الْمَنُونِ؛ اللّٰهُمَّ إِنِّي أَدِينُ لَكَ بِالرَّجْعَةِ بَيْنَ يَدَيْ صاحِبِ هٰذِهِ الْبُقْعَةِ (المشهد االمهدوي في سامراء)، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ يَا صاحِبَ الزَّمانِ، قَطَعْتُ فِي وُصْلَتِكَ الْخُلَّانَ، وَهَجَرْتُ

لِزِيارَتِكَ الْأَوْطانَ، وَأَخْفَيْتُ أَمْرِي عَنْ أَهْلِ الْبُلْدانِ، لِتَكُونَ شَفِيعاً عِنْدَ رَبِّكَ وَرَبِّي وَ إِلَىٰ آبائِكَ وَمَوالِيَّ فِي حُسْنِ التَّوْفِيقِ لِي، وَإِسْباغِ النِّعْمَةِ عَلَيَّ، وَسَوْقِ الْإِحْسانِ إِلَيَّ .اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

أَصْحابِ الْحَقِّ، وَقادَةِ الْخَلْقِ، وَاسْتَجِبْ مِنِّي مَا دَعَوْتُكَ، وَأَعْطِنِي مَا لَمْ أَنْطِقْ بِهِ فِي دُعائِي مِنْ صَلاحِ دِينِي وَدُنْيايَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ.



تروح می نماییم مرحوم سید علی حسینی را با صلوات با فضیلت:
اين صلوات برايش فضيلت بسيار نقل شده است ثواب آن هر دفعه‌اش؛ معادل ده هزار بار صلوات است
اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدنا مُحَمَّدٌ مَا اخْتَلَفَ الْمَلَوان وَ تَعاقَبَ الْعَصْرانِ وَ کَرَّ الْجَدیدانِ وَ اسْتَقْبَلَ الْفَرْقدانِ وَ بَلَّغْ رُوحَهُ وَ اَرْواحَ اَهْلِ بَیْتِهِ مِنّا التَّحِیَّهَ وَ السَّلامُ
najm155
 
پست ها : 90
تاريخ عضويت: چهارشنبه ژوئن 08, 2016 4:54 am


بازگشت به شهر قم و حومه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: ClaudeBot و 4 مهمان


Aelaa.Net