شخصیت وسواس فکری

شخصیت وسواس فکری

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه دسامبر 12, 2011 7:27 pm

.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

علائم و نشانه های بیماری از نگاه طب رایج

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه دسامبر 12, 2011 7:27 pm

با 4 (یا بیشتر) از علائم زیر مشخص می شود.

1- اشتغال ذهنی به جزئیات، اصول، فهرست ها، ترتیب، سازمان یا برنامه ها به گونه ای که هدف اصلی فعالیت گم می شود.

2- کمال طلبی، به حدی که در تکمیل کردن امور تداخل کند.

3- علاقه مندی مفرط به کار و کارآیی، به بهای کنار گذاشتن فعالیت های تفریحی و ارتباط با دوستان.

4- در امور اخلاقی و رعایت ارزش ها بیش از حد جدی و وظیفه شناس، دقیق و انعطاف ناپذیر است.

5- از به دور انداختن اشیای فرسوده و فاقد ارزش ناتوان است.

6- در تفویض امور و یا همکاری با دیگران مردد است. مگر آنکه تسلیم محض روش او در انجام امور باشند.

7- خِسّت در خرج کردن پول برای خود و دیگران دارد و از نظرش پولی چیزی است که برای حوادث ناگوار آینده باید پس انداز شود.

8- ابراز سرسختی و انعطاف ناپذیری.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

معرفی بیماری از دیدگاه طب رایج

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه دسامبر 12, 2011 7:47 pm

اصطلاحات بیماری:
اختلال شخصیت وسواسی- جبری Obsessive-Compulsive Personality Disorder

اختلال شخصیت وسواسی جبری چیست؟
وسواس یكی از شایع ترین اختلالات و بیماری ها در جامعه است و متخصصان روانشناسی و روانپزشكان تعاریف گوناگونی را از این بیماری ارائه داده اند. این بیماری كه حدود ۲ تا ۳ درصد از جمعیت را گرفتار خود می كند شامل فكر، احساس یا تصورات عودكننده و مزاحم برای شخص است كه در او ایجاد اضطراب می كند. در نتیجه تعادل فرد به دنبال این بیماری به هم می خورد و او در سازگاری با محیط دچار مشكل می شود.
از نظر روانكاوان نیز وسواس یك بیماری ناخودآگاه است كه اختیار و آزادی را از فرد سلب كرده و او را وامی دارد تا رفتاری را برخلاف میل و خواسته اش انجام دهد. اگرچه اكثر بیماران به بیمارگونه بودن رفتارشان آگاهی دارند ولی قادر به رها شدن از آن نیستند.
مطالعات در زمینه این بیماری نشان می دهد كه وسواس همگام با بلوغ در افراد به تدریج رشد می كند. اگر در آن ایام شرایط برای درمان مساعد باشد، ممكن است بیمار بهبود نسبی پیدا كند، ولی در غیر این صورت این بیماری سیر روبه افزایش خواهد داشت.
همچنین بسیاری از افراد كه داری شخصیت های حساس هستند اذعان می كنند كه در دوره هایی از زندگی این اختلال را تجربه كرده اند.
علامت اساسی اختلال شخصیت وسواسی جبری شامل نظم گرایی، كمال گرایی و كنترل روانی است. افراد مبتلا به این اختلال تلاش می كنند تا از طریق توجه دقیق به موازین، جزئیات ریز، فهرست ها و برنامه ها بر همه امور كنترل داشته باشند.
آنها دارای دقت افراطی اند، كارها را تكرار می كنند، به جزئیات توجه فوق العاده دارند و به طور مكرر اشتباه احتمالی را كنترل می كنند.
آنها نسبت به این حقیقت كه دیگر افراد در برابر تاخیرها و ناراحتی هایی كه از این رفتار ناشی می شود دلخور می شوند، بی توجه هستند. برای مثال وقتی چنین افرادی فهرستی از كارهایی را كه باید انجام دهند گم می كنند به جای اینكه با كمك گرفتن از حافظه لحظاتی را صرف بازنویسی فهرست آن كارها كنند و به انجام آن كارها بپردازند، زمان زیادی را صرف جست وجوی آن فهرست می كنند.
برای كارها زمان كافی تخصیص نمی دهند و مهمترین كارها برای لحظه آخر گذاشته می شود. افراد مبتلا به این اختلال به بهانه كنار گذاشتن فعالیت های تفریحی، اوقات خود را به طور مفرط وقف كار و بهره وری می كنند، ممكن است تمركز زیادی بر كارهای روزمره خانگی داشته باشند (مثلاً تمیز كردن مفرط و تكراری منزل به طوری كه شخص بتواند كف اتاق غذا بخورد) این افراد در مورد مسائل اخلاقی یا ارزش ها به طور افراطی وظیفه شناس، جدی و انعطاف پذیر هستند و ممكن است خود و دیگران را مجبور كنند كه در عملكرد از اصول اخلاقی خشك و معیارهای خیلی سخت پیروی كنند.
آنها در مورد اشتباهات خود از خود به طور بی رحمانه انتقاد می كنند. این افراد گرفتار در نظم افراط گونه ای هستند كه بر تمام روابطشان سایه می اندازد، به طوری كه حتی قادر به جداشدن از اشیای فرسوده یا بی ارزش نیستند چون معتقدند شاید در آینده بتوان از آنها استفاده كرد.
بی توجهی به جنبه های عاطفی ارتباط آنها را با خانواده دچار مشكل می كند و در كار و محیط شغلی نیز برایشان مشكلات زیادی را به وجود می آورد. اگر این اختلال در همان اوایل جوانی كه شروع آن است بهبود نیابد در بزرگسالی افسردگی نیز به آن اضافه خواهد شد. البته مانند سایر اختلالات روانی می توان گفت كه در فرد دچار اختلال وسواسی جبری این نظم پذیری و كمال طلبی نه تنها منجر به پیشرفت و رسیدن به هدف نمی شود بلكه در بسیاری از زمینه های زندگی باعث افت در عملكرد می شود.

در مورد علل و ریشه های این بیماری اظهارنظرهای بسیاری شده كه وراثت، وضع هوشی، عوامل اجتماعی و خانوادگی از جمله آنان هستند.
تحقیقات نشان داده اند كه حدود ۴۰ درصد وسواسی ها این بیماری را از والدین خود به ارث می برند. همچنین افرادی كه از نظر هوشی در حد متوسط و بالای متوسط هستند، بیشتر درگیر این بیماری می شوند.
بررسی ها حاكی از آن هستند كه والدین كمال جو كه فرزندان خود را براساس ضوابط خاصی تربیت می كنند در وسواسی كردن آنها بسیار موثرند.
اهمیت وسواس زمانی بیشتر می شود كه فرد در دوران كودكی انواع ناامنی ها را تجربه كرده باشد. از شیرگرفتن كودك به صورت ناگهانی و تحقیر از جمله عواملی هستند كه زمینه را برای انواع ناراحتی های عصبی از جمله وسواس فراهم می كنند. صفات شخصیتی دیده شده در افراد وسواسی از این قبیل است: اضطراب جدایی، مقاومت در برابر تغییر، اهل ریسك نبودن، دودلی، افكار خرافی و دلبستگی زیاد به كار. شیوع این بیماری در میان زنان بیشتر است.

بيماري وسواسي جبري سه بخش اصلي دارد:

-افكاري كه شما را بيمناك مي كنند (وسواسها)
-اضطرابي كه شما احساس مي كنيد.
-اعمالي كه انجام مي دهيد تا اضطرابتان كاهش يابد (اعمال جبري)

آنچه شما مي انديشيد (وسواس ها)

انديشه ها:‌ كلمات منفرد، جملات كوتاه وگاها قافيهداريكه ناخوشايند، تكان دهنده يا كفرآميز هستند. سعي مي كنيد به آنها فكر نكنيد اما آنها از ذهنتان دور نمي شوند. شما نگرانيد كه احتمالاً بوسيله ميكروبها، خاك، HIV يا سرطان آلوده شويد. يا فردي بخاطر بي احتياطي شما آسيب ببيند.

تصاوير ذهني: شما كه نشان مي دهند اعضاي خانواده شما از بين رفته اند يا خودتان در حال انجام عملي خشن يا تعرض جنسي هستيد كه كاملاً دور از منش شماست، از جمله چاقوزني يا تجاوز جنسي به ديگري يا خيانت به شريك زندگي. ما مي دانيم افرادي با افكار وسواسي به خشونت روي نمي آورند و اين افكار را عملي نمي سازند.

ترديدها: شما ساعتها با خود فكر مي كنيد كه ممكن است باعث تصادف يا بداقبالي براي فردي شده باشيد. ممكن است نگران اين باشيد كه با اتومبيلتان با فردي تصادف كرده يا در و پنجره منزلتان را قفل نكرده باشيد.

نشخوار هاي ذهني : شما دائم با خود در مورد انجام دادن يا ندادن يك كار كلنجار مي رويد در نتيجه نمي توانيد ساده ترين تصميم را بگيريد.

كمال گرايي: اگر امور كاملاً بدرستي به جا آورده نشوند، در جاي خود يا در مكان درست خود نباشند، مثلاً اگر كتابها بطور دقيق در قفسه كتاب چيده نشده باشند رنجيده مي شويد. در حاليكه ديگران (در شرايط مشابه) رنجيده و ناراحت

نمي شوند.

اضطرابي كه احساس مي كنيد:

احساس ناراحتي، اضطراب، ترس، گناه، نگراني يا افسردگي مي كنيد.
چنانچه عمل تكراري خود را انجام دهيد احساس بهتري مي كنيد. اما اين احساس ماندگار نيست.

آنچه شما انجام مي دهيد (اقدامات تكراري اجباري):

اصلاح افكار وسواسي: در مورد افكار خنثي كننده همچون شمارش، دعاخواندن يا تكرار يك كلمه بخصوص فكر مي كنيد. حس مي شود اين افكار از وقوع اتفاقات بد پيشگيري مي كند. اين همچنين مي تواند راهي براي رهايي از افكار يا تصاوير ناخوشايندي باشد كه شما را آزار مي دهد.

تكرار اعمال يكنواخت: دست تان را مرتب مي شوييد، كارها را خيلي به آهستگي و به دقت انجام مي دهيد. احتمالاً اشياء يا فعاليت هايي را بصورت خاصي مي چينيد يا انجام مي دهيد.

چك كردن: بدن خودتان را براي آلودگي، لوازم برقي را براي خاموش بودن، قفل هاي منزل را براي بسته بودن يا مسير خودتان را براي امن بودن چك مي كنيد.

اجتناب: از هر چيزي كه يادآور افكار نگران كننده هستند. شما از لمس اشياء خاصي، رفتن به مكانهاي خاص،‌ انجام امور خطير و مسئوليت دوري مي كنيد. بعنوان مثال شما از آشپزخانه به سبب آنكه ممكن است چاقوي تيز در آن بيابيد دوري مي كنيد. انباشتن وسايل بي مصرف واز كار افتاده- شما نمي توانيد هيچ چيز را دور بريزيد.

اطمينان بخشي، بطور مداوم از ديگران مي خواهيد به شما بگويند همه چيز روبه راه است.

بيماري وسواسي جبري تا چه حد شايع است؟
حدوداً از هر 50 نفر يك نفر در برهه‌اي از طول عمر خود مبتلا به بيماري وسواسي جبري مي شوند. ميزان شيوع بين مردان و زنان يكسان است. اين ميزان به معني حدود يك ميليون نفر مبتلا به UK مي باشد.

اگر شما قمار مي كنيد بطور جبري مي خوريد يا مي آشاميد آيا به معني ابتلا به بيماري وسواسي جبري هست؟
خير اصطلاح جبري وسواسي گاهي براي افرادي كه قمار مي كنند، الكل مصرف مي كنند، داروهاي خياباني مصرف مي كنند يا حتي بيش از حد ورزش مي كنند استفاده مي شود. در صورتي كه اين رفتار ها مي تواند لذت آور باشند. امور جبري هرگز لذت بخش نيستند. آنها همواره بعنوان يك عمل ناخوشايند يا رنج آور حس مي شوند.

بيماري وسواسي تا چه حد مي تواند بد باشد؟
اين خيلي متغير است اما شغل ،روابط اجتماعي يا خانوادگي همگي بسيار پربارتر و اقناع كننده تر هستند چنانچه شما مجبور نباشيد بر بيماري وسواسي جبري خود فائق آييد.
بيماري وسواسي جبري شديد ممكن است فعاليت كاري منظم،‌ مشاركت در زندگي خانواگي يا حتي سركردن با خانواده تان را ناممكن سازد. بويژه آنكه خانواده تان ممكن است از اينكه شما سعي در درگيركردنشان مي كنيد آشفته شوند.

ساير بيماريهاي مشابه بيماري وسواسي جبري :
-بيماري بد شكل انگاري جسمي يا پريشاني ناشي از زشتي خيالي شما باور داريد كه بخشي از صورت يا بدنتان شكلي نامناسب داشته و ساعتها مقابل آينده وقت صرف مي كنيد. تا اين اشكال خيالي را بپوشانيد يا چك كنيد.
شما حتي ممكن است ديگر ميان جمع نرويد.

- يك نياز غيرقابل اجتناب به كندن موي سر و ابروها (Trihotillomania).

-ترس از ابتلا به يك بيماري جسمي شديد مانند سرطان (خود بيمار پنداري).

- افراد مبتلا به سندروم توريت (وقتي كه فرد ممكن است ناگهان فرياد زند يا سريعاً بدنش را به طور غيرقابل كنترل حركت دهد) اين افراد اغلب بيماري وسواسي جبري نيز دارند.

-كودكان با شكلي از بيماري Autism (گوشه گيري) همچنين سندروم آسپرژر Asperger كه ممكن است مبتلا به بيماري وسواسي جبري باشند. چرا كه آنها دوست دارند هيچ چيز تغيير نكند و ممكن است دوست داشته باشند مكرراً كارها را انجام دهند كه كمك مي كند كمتر مضطرب شوند.

بيماري وسواسي جبري چگونه آغاز مي گردد؟
بسياري از كودكان جبر خفيف دارند آنها ممكن است اسباب بازي هايشان را بطور خيلي دقيق بچينند يا از قدم گذاشتن روي ترك پياده رو پرهيز كنند. اين وضعيت معمولاً با بالاتر رفتن سن ناپديد مي شود،‌ بيماري وسواسي جبري بزرگسالان در سنين 12-13 سالگي و اوائل دهة دوم زندگيشان بروز مي كند ولي مبتلايان معمولاً تا سالها بعد از ابتلا بدنبال درمان آنها نمي روند.

علل ايجاد OCD چيست؟

ژنها: OCD (بيماري وسواسي جبري) گاهي اوقات ‌‌‌‌ارثي است بنابراين مي تواند در نسل هاي مختلف يك خانواده ديده شود.
استرس: اتفاقات استرس زاي زندگي عامل حدود يك سوم موارد هستند.
تغييرات زندگي: مواردي كه فرد بطور ناگهاني مجبور به افزايش مسئوليتش مي شود مانند بلوغ،‌ تولد بچه يا شغل جديد.
تغييرات مغزي: محققان معتقدند اگر شما علائم OCD را بيشتر از يك زمان كوتاه داشته باشيد، عدم تعادل يك ماده شيميايي به نام سروتونين (همچنين به نام SHT) در مغز ايجاد مي شود. آنها در حال حاضر بخشهاي خاصي از مغز را كه به نظر در OCD دخيل به نظر مي رسند مورد مطالعه قرار داده اند.
شخصيت: اگر شما فردي منظم، دقيق، برنامه ريز و با استانداردهاي بالا هستيد، بيشتر در معرض ابتلا به OCD هستيد. اين صفات بطور طبيعي مفيدند اما چنانچه افراطي شوند ممكن است به سمت OCD سوق يابند.
روشهاي تفكر: تقريباً همه ما گاهي افكار بسيار مضطرب كننده داريم. چه مي شد اگر زير ماشين برويم يا به فرزند خود آسيب بزنيم. اغلب ما اين افكار را سريعاً از سر خود دور مي كنيم. و روال عادي زندگي خود را پيش مي گيريم.
اما چنانچه شما بخصوص استانداردهاي بالاي اخلاقي و مسئوليتي داشته باشيد ممكن است احساس كنيد حتي داشتن اين افكار وحشتناك است بنابراين احتمال بالاتري وجود دارد كه منتظر بازگشت آنها باشيد كه اين به نوبه خود بازگشت آنها را محتمل تر مي كند.

چه عاملي باعث ادامه OCD مي شود؟
تعجب آور اينكه برخي راههايي كه شما از طريق آنها سعي در كمك به خودتان داريد در واقع به تدوام بيماري كمك مي كند.
تلاش در بيرون راندن افكار از ذهنتان- اين كار معمولاً باعث مي شود افكار بازگردند. يك دقيقه سعي كنيد به يك فيل صورتي فكر نكنيد. شما احتمالاً متوجه مي شويد مشكل است به چيز ديگري فكر كنيد.
اعمال تكراري – چك كردن- اجتناب و تاييد خواستن از ديگران باعث مي شود براي مدت كوتاهي اضطرابتان كمتر شود. بخصوص اگر حس كنيد اين مي تواند از بروز حادثه اي بد و ناخوشآيند جلوگيري كند، اما هر بار كه شما اينگونه عمل مي كنيد، باور خود كه آنها از وقوع حوادث بعد جلوگيري مي كنند را قدرت مي بخشيد و بنابراين شما فشار بيشتري براي انجام آنها حس مي كنيد و الي آخر …
انديشيدن به افكار خنثي كننده، شما زمان صرف اصلاح افكار مضطرب كننده با فكر ديگري مثل شمارش تا ده يا تصوير (خوشايند) (مشاهده فردي زنده و سالم) مي كنيد سپس متوقف شده و منتظر مي مانيد تا اضطراب از بين برود
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

درمان بیماری از دیدگاه طب رایج

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه دسامبر 12, 2011 7:51 pm

درمان
روان درمانی
برخلاف سایر اختلالات شخصیت در اختلال شخصیت وسواسی- جبری فرد می‌داند که بیمار است و خودش برای درمان اقدام می‌کند. رفتار درمانی و گروه درمانی

دارو درمانی
همراه با روان درمانی استفاده از دارو درمانی می‌تواند مفید باشد. ولی در مورد اینکه چه داروهایی می‌تواند بهترین اثر را داشته باشد، اطلاع دقیقی در دسترس نیست. از این داروها کلونازپام (Klonopin) که یک بنزدویازیین ضد تشنج است و همچنین کلومیپرامین (Afranil) و فلیوکزتین (Prosaic) می‌تواند مفید واقع شود.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

بررسی اخفاء علائم و یا کنترل بحران در طب رایج

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه دسامبر 12, 2011 7:55 pm

پیش آگهی و درمان:

سیر بیماری متغیر است، گاها ً در جریان آن اختلال وسواس ظاهر می شود. سیر اختلال ممکن است بعدها به اسکیزوفرنی یا ملانکولی بی انجامد.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

هزینه ها و آسیب های سوء درمان رایج

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه دسامبر 12, 2011 7:57 pm

.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

عوارض جانبی و نتایج سلبی درمان رایج

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه دسامبر 12, 2011 7:57 pm

.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

نگرش کهن و اسلامی به این بیماری

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه دسامبر 12, 2011 7:58 pm

.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

روش درمان طب کهن و اسلامی

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه دسامبر 12, 2011 7:59 pm

.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

نسخه های مختلف طب کهن و اسلامی

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه دسامبر 12, 2011 8:00 pm

.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm


بازگشت به اختلال شخصیت

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: ClaudeBot و 0 مهمان


Aelaa.Net