دشمنان آئین اعلی در مصر

مدير انجمن: najm134

دشمنان آئین اعلی در مصر

پستتوسط najm134 » پنج شنبه اکتبر 03, 2013 10:31 am


يزيديان بازگشته اند براي تكرار جنايات وحشيانه گذشته شان

گزارشات از رسانه هاي مصري تدريجا جمع اوري و تكميل مي شود، براى اطلاع كامل؛ مرتبا آنرا بازبيني نماييد


لاحول و لاقوة الا بالله العلي العظيم وسيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون

شهادت مظلومانه رهبر شيعيان مصر: علامه دکتر شيخ حسن شحاتة بدست نواصب جنايتكار

تصوير

عصر 14 شعبان 1434 جمعي ناصبيهاي مصر
ابتدا آب را بر روي اهل خانه و شيعيان حاضر در آن بستند
سپس به خانه محل ميهماني خانوادگي شخصيت بزرگ شيعيان مصر هجوم آوردند

Image Image

و چون راه به آن پيدا نمي كردند
ديوار خانه را با پتك و كلنگ خراب كردند
Image Image Image

و خانه اش را اتش زدند در حاليكه عده اي در آن بودند
حتى قرآن را سوزاندند
Image

با ويران شدن طبقه دوم و شكسته شدن درب
در ‏حاليكه خانواده و خويشانش انجا بوده اند
شيخ و سه برادر و شاگرد شيخ را بيرون آورده و با ضربات متوالي كشتند
و بدنهايشان را برهنه ‏و دو ساعت در خيابان ها روي زمين كشيدند
و با شعار (شيعيان را بكشيد و شيعيان كافر هستند) گردانده اند
و سپس برده اند نزد نيروهاى امنيتي كه منتظر و بي تفاوت بوده اند تحويل داده اند، ‎


علامه شحاتة از علماي الازهر بوده كه حدود بيست سال قبل شيعه شده است و خيلي مشهور هست‎
هدايت اين مرد عالم و سخنور سبب توجه و اقبال هزاران مصري به مذهب اهل بيت شده است
بطوريكه لقب پدر معنوي شيعيان يا رهبر شيعيان و شير مصر داشته است

ناصبيان كه سستي منطق و پوچي مسلكشان آنها را عاجز نموده، با اين جنايت فجيع خواسته اند از گرويدن روزافزون مردم مصر به آيين حق را جلوگيري كنند


به گزارش روز دوشنبه پایگاه خبری شبکه العالم و حاضرين در صحنه،
حدود 3 هزار نفر ناصبي مصر شامگاه دیروز منزل محل ميهماني شيخ را محاصره و عالم شيعي "شیخ حسن شحاته" را ذبح و به شهادت رسانده و به همراه او دو برادر و فرزند برادر و يك نفر ديگر را نيز به شهادت رساندند.
ناصبيان با حمله به خانه ميزبان در روستای «زاوية أبومسلم» در منطقه اهرام در استان "الجيزة" که (در 30 كیلومتري قاهره داشته و دارای 30 هزار نفر جمعیت است
که از این تعداد 150 نفر آنها شیعه هستند) ، از مردم خواستند حاضران را به قتل برسانند.
با حمله به خانه ديوار حياط را خراب كرده و افراد داخل را بيرون كشيده و شيخ و برخي همراهان را سلاخي كرده اند و جنازه ها را تا بيرون روستا، حدود دوساعت بدنها را روي زمين مي كشيده اند

Image

ناصبيها فرياد الله اكبر و شيعه كافر است سر مي دادند. و خانه را به آتش كشيدند

Image Image Image


براساس گزارش منابع بیمارستانی، به علت کشیده شدن اجساد بر روی زمین و گرداندن آنها در روستای "زاویه ابومسلّم" هویت یکی از افراد مذکور قابل شناسایی نیست و مقامات مصری دستور انجام آزمایشات "DNA" را صادر کرده اند.


Image


* گزارش كميسيون تحقيق درباره فاجعه
در این باره چند نكته مهم دارد:

1. شيخ و همراهانش در منطقه ابومسلم ميهمان بوده اند و محل هجوم خانه خودش شيخ نبوده و ميزبان شوهر خواهر شيخ و امام جماعت محل و شيعه بوده است

2- به مناسبت عروسي دختر ميزبان (كه نوه شيخ بوده) و نيز تبريك براى فرا رسيدن هنگام ازدواج پسر صاحبخانه (نوه ديگر شيخ) ميهمانان آنجا دعوت داشته اند، نه مراسم و اجتماع ديگري، و سر سفره نهار بوده اند كه حمله انجام مي شود،
البته شيخ حسن شحاتة در وقت شهادت روزه بوده است

3. هم پليس و نيروهاى امنيتي كل روستا را قبل فاجعه محاصره كرده بودند، ولي هيچ اقدامي براى ممانعت از هجوم نواصب نمي كردند و مي گفتند ما دستوري در اين زمينه نداريم!!
حتى فرمانده شان امده و از ميزبان خواسته كه شيخ را به او تحويل بدهند او قبول نكرده، كه ميهمانم را نمي دهم مگر از روي نعشم رد شويد


* گزارش صاحب منزل در بازپرسي و تحقيق مركز پليس
صاحب منزل مجزرة الشيعة: كنا نحتفل بعرس ابنتي:
استمعت النيابة إلى أقوال فرحات على عمر، صاحب المنزل الذي شهد مقتل 4 من الشيعة بقرية أبومسلم، بأبوالنمرس، بالجيزة، وعلى رأسهم الشيخ "حسن شحاتة"، بينما أمر المستشار أحمد البحراوي، المحامي العام الأول لنيابات الجيزة، بإجراء التحريات حول عدد من الأشخاص اتهمهم صاحب المنزل بارتكاب مجزرة أبوالنمرس.
وأكد فرحات علي عمر الشهير بـ"الشحات عمر" في أقواله أمام أسامة حنفي رئيس نيابة حوادث جنوب الجيزة، أن من كانوا معه في المنزل يتبعون المذهب الشيعي، وأنهم حضروا للاحتفال معه بعرس ابنته، وليس للاحتفال بليلة النصف من شعبان، كما ادعى أهالي القرية، واتهم عددًا من الأشخاص بالتحريض على اقتحام منزله، ومحاولة قتل أبنائه وزوجته، هذا مازالت التحقيقات جارية حتى الآن.
وكشفت التحقيقات أن المجني عليهم هم حسن محمد شحاتة 70 سنة، مقيم في بين السريات الدقي، ونجله إبراهيم محمد شحاتة 50 عاما ترزي ومقيم بأبو كبير بالشرقية وشقيقه شحاتة محمد شحاتة، بالإضافة لجثة رابعة مجهولة الهوية.
بينما أصيب كل من عمران منصور عمران 45 عاما مدرس أزهري، ومقيم أبو النمرس، وعبدالمنجي محمد عبدالحميد 37 سنة، وشبعان محمد عبدالحميد خطيب بالأوقاف إلى جانب صاحب المنزل.


* گزارش محمد فرحات علي محمد نوه دختري شيخ از حاضران منزل:
قال محمد فرحات علي محمد , حفيد الشيخ الشيعي حسن شحاتة:" كان لي علاقة وطيدة بالشيخ فهو رباني وجاء لي ليبارك قدوم موعد زفافي،
ونحن مسالمون مع الجميع ومن عائلة كبيرة ولا يستطيع أحد رصد إدانة ضدنا" .
وتابع : " السلفية والإخوان لموا بعضهم وشحنوا البلطجية وصمموا ان يقتلوا الشيخ وحاولنا إقناعهم بالجلوس والنقاش في حضور الحكومة ولكنهم قالوا لا تفاهم وصمموا علي قتله " .

محمد فرحات علي محمد كه نوه دختري شيخ گفته: كه خانه انها بوده است و شيخ براى تبريك فرار سيدن زمان عروسي او امده بوده است،
و اخوان المسلمين و سلفيها مردم روستا را تحريك كرده بودند و هر چه خواسته اند كه انها را راضي كنند كه نزد حكومت بروند و انجا موضوع را حل و فصل كنند قبول نكرده اند و بنا را بر قتل شيخ گذاشته بودند


* گزارشی از چگونگی شهادت شیخ به نقل از یکی از شاهدین واقعه:
شاهد اخر ليؤكد تخاذل دور رجال الشرطه في بدايه الامر رغم علمها بمحاصره المنزل وبدء الاعتداء عليه، الا انها اكتفت بدور المشاهد، ثم عادت بكثافه بعد اشتعال الحرائق في المنازل واراقه الدماء.
خلاصه:
گزارش شهود واقعه كه نقش پليس و نيروهاي امنيتي تا قبل وقوع جنايت نظاره گر بوده اند و بعد كشته شدن افراد و بردن اجساد و اتش سوزي وارد عمل مي شود


ويصف احد الشباب، ويبلغ من العمر حوالي 16 عامًا مشهد القتل قائلاً: "خرجوا الشيخ شحاته ودبحوه في وسط الشارع من رقبته"، وقال ان جزارًا يدعي محمود هو من ذبحه وانفجرت الدماء من رقبته مثلما تذبح الشاه!
شاهد واقعه نحوه كشتن شيخ را شرح مي دهد كه: انها شيخ را اوردند وسط خيابان و او را وسط خيابان ذبح كردند از ناحيه گردن و خون فواره زده از گردن او مثل وقتي كه گوسفند را ذبح مي كنند، و عامل ذبح يك سلاخ محل است به نام محمود

Image

انتشار ویدیوهاي هجوم و جنايات بعدي در اینترنت، بازتاب گسترده ای داشته و بسیاری از فعالان و مجامع حقوقی و سیاسی مصر و ديكر مردم جهان را به واکنش واداشته است.

فیلم آن را از لینک زیر دریافت نمایید:
http://aelaa.net/110.aspx?id=4854

فیلم هایی دیگر از این فاجعه هولناک:
http://aelaa.net/110.aspx?id=4856
http://aelaa.net/110.aspx?id=4935
http://aelaa.net/110.aspx?id=4882

فیلم شهادت علامه شحاتة و یارانش
http://aelaa.net/110.aspx?id=4943

گزارش از داخل منزل بعد از هجوم:
http://aelaa.net/110.aspx?id=4934

Image

اسامي شهداء فاجعه:
علامه حسن شحاته 68 ساله
برادر او: ابراهيم محمد شحاته 55 ساله
ديگر برادر او: شحاته محمد شحاته 35 ساله
عبد القادر حسنين عمر 45 ساله
منحي: كه در اثر كشيدن شدن روي زمين جهره اش متلاشي شده و غير قابل شناسايي است

علامه شهيد شحاتة بعد از ذبح


Image

تصوير يكي ديكر از شهداي فاجعه ابومسلم

Image

تصوير سومين شهيد
Image

نام برخي مجروحان حادثة كه اهل محل بوده اند و كشته نشده اند (بخاطر ترس از انتقام محلي از قاتلان):
1- عمران منصور عمران 45 ساله استاد الازهر و مقيم در أبو النمرس، = طبق آخرين اخبار = ايشان هم امروز در اثر شدت جراحات شهيد شد
2- عبدالمنجي محمد عبدالحميد 37 ساله،استاد الازهر و مقيم در أبو النمرس،
3- شعبان محمد عبدالحميد، 40 ساله، خطيب جمعه رسمي اداره اوقاف
4- صاحب منزل و ميزبان: فرحات على

دو نفر از بانوان اهل خانه در اين واقعه به شهادت رسيده اند
اين خبر را اخيرا يكي از نزديكان شيخ منتشر كرده است
عدم نشر خبر تا كنون به سبب سنگين بودن اين امر كه لازمه اش تعرض به بانوان مي باشد بوده است
و براى نزديكان سخت بوده است كه اين خبر را بروز بدهند

با اين وصف شهداي فاجعه ابومسلم هفت نفر مي باشند



نقش پليس و نيروهاي امنيتي:
به گفته شاهدان در جریان این حمله، نیروهای امنيتي مصر نزدیک محل حادثه حضور داشتند و اقدامي براى منع مهاجمان و عدم وقوع اين فاجعه ننموده اند،

گزارش صوتي تلفني از اين واقعه هست كه اول امر به پليس و نيروهاي امنيتي و نهادهاي ديگر وووو خبر مي دهند
و نيروهاي امنيتي هم با اينكه مي شنوند زنها فرياد و ضجه مي زنند و صداي مردان را كه اينجا دارند جنايت مي كنند
ولي ان مسؤول پليس با خونسردي وقت كشي مي كند و به صحنه نمي روند و وقتي هم به محل رفته اند اقدامي نكرده اند

فايل صوتي تماس با پليس و درخواست كمك را از لینک زیر دریافت نمایید:
http://www.vetogate.com/414333

در فيلمها هم واضح است كه ماشينها امنيتي بيرون منطقه منتظرند تا جنازه ها را روي زمين كشان كشان مي آورند

Image

و برخوردشان مثل ماشين شهرداري است كه منتظر است مردم جيزي را بياورند
نه نيرويي كه امده براى امداد يا دفع هجوم و نجات كسي

كشتن يكي از همراهان شيخ به نام منحي ابومشري در جلوي صف نيروهاي پليس بدون هيج مانعي و آنها تماشا مي كنند
Image

روزنامه الدستور الاصلي مصر با حضور در صحنه و مصاحبه با عاملان جنايت و شهود و حاضران حوادث اين فاجعه گزارش مفصلي را تهيه كرده است حتى با ذكر جزئيات و نام برخي اشخاص و ساعت هر بخش واقعه ووو،
در اين گزارش درباره رفتار نيروهاى امنيتي آمده است:
بعد از آنكه ساعتي قربانيان را روي زمين كشانده شدند، يكي از نيروهاي امنيتي به نزد عاملان رفت و كفت به آنها: ما نمي خواهيم حمايت از اين قربانيان بكنيم، آنها را بكشيد و بعد بياريدشان براى ما، ما آنها را تحويل نمي گيريم تا اينكه شما آنها را بكشيد، و بعد از آنكه عاملان از قتل آن چهار شيعه مطمئن شدند فرياد زدند "الله اكبر ولله الحمد" و آنها را داخل كاميونهاي نيروهاي امنيتي كردند يكي بعد از ديگري؛ در ميان فريادهاي هلهله و شادي.
متن اصلي:

وبعد حوالي ساعة من سحل الضحايا توجه اليهم احد افراد الامن وقال لهم نحن لا نريد حمايتهم «اقتلوهم وسيبوهم لنا مش هناخدهم الا بعد ما تقتلوهم وكانت التحرير حاضرة اثناء تلك المفاوضات»، وبالفعل بعدما تأكد الاهالي من انتهاء امر الاربعة الشيعة هتفوا «الله اكبر ولله الحمد» وقاموا بادخالهم سيارة الامن المركزي واحدا تلو الاخر وسط تهليل وفرحة عارمة.


Image Image Image Image
Image Image Image Image

* گزارش خبرنگار مصري از نظرات مردم روستاي محل فاجعه:
لاحظنا ان تصريحات الشيوخ السلفيه لها صدي كبير في القريه والكلام المشابه الذي يتم ترويجه للعداء ضد الشيعه،
في حين ان باقي الاهالي يؤكدون عدم تضررهم من وجود شيعه بالمنطقه وانهم جيران منذ الصغر ويتوددون دون الدخول في الحديث الديني وانه ليس من حق مسلم ان يكفر اخاه المسلم؛ بسبب خلافة المذهبي او حتي الديني.

خلاصه و ترجمه: ديديم كه برخي اهالي اين روستا تحت تاثير تبليغات سلفيها قرار گرفته اند و حرف انها را تكرار مي كردند كه ترويج دشمني شيعه بود
اما بقيه اهالي نظرشان مخالف انها بود و مي گفتند ما از حضور شيعيان در اينجا هيج ضرري نكرده ايم و با انها از كودكي همسايه بوده ايم و بخاطر اختلاف مذهبي يا حتى ديني هيج مسلماني حق تكفير برادر مسلمانش را ندارد


Image

مصاحبه با يكي از اهالي روستا:
وبحديثنا مع راكب بجوارنا يدعي "ابو ياسين"؛ ليعبر عن عدم حبه لمعتنقي المذهب الشيعي، ولكن يؤكد انه لا يوجد مبرر لقتلهم او تكفيرهم، وقال انهم متعايشون من زمن بلا خلافات وان الخلافات بين السلفيين والشيعه ظهرت مؤخرًا، وقال ان هؤلاء الشيعه لم يرَهم يومًا يتعدون علي احد و"دايمًا في حالهم" علي حد تعبيره، وان هناك تسجيلات فيديو ظهرت منذ اسبوعين عن شيخ شيعي يدعي حسن شحاته
مي گويد من انهايي كه شيعه شده اند را دوست ندارم ولكن هيج بهانه اي براى كشتن يا تكفير انها نيست و ما با انها از زمان قديم تا كنون زندگي مي كرده ايم بدون هيچ اختلافي و اين شيعه ها را هيچ كسي هيچ روزي نديده است كه به كسي تعدي كنند و هميشه در حال خودشان بوده اند
و اين اختلافات و حرفها اخيرا بيدا شده كه حدود دو هفته اي است ويديوئي را پخش كردند عليه شيعه و شيخ شحاتة

دکتر محمود جابر، استاد دانشگاه و اندیشمند شیعه مصر در گفت‎وگو با خبرگزاری رسا به تشریح جزئیات قتل ۵ شیعه از سوی سلفی های این کشور پرداخت و گفت: این حمله ساعتها طول کشید و ما بارها با پلیس و نیروهای امنیتی تماس گرفتیم اما آنها تأکید داشتند که امنیت روستا در کنترل کامل است. پلیس نیز نه تنها هیچ عکس العملی از خود نشان نداد بلکه تعدادی از خودروها را نیز در اختیار حمله کنندگان قرار داد.
استاد دانشگاه مصر، دولت را همدست جنایتکاران توصیف کرد و اظهار داشت: این جنایت از سوی تکفیری ها با همکاری دستگاه های دولتی رخ داد، زیرا با وجود این که فیلم های این جنایت منتشر شده و خبرنگاران نیز آن را مخابره کرده اند، اما هیچ فردی بازداشت نشده است.
وی با اشاره به علاقه شدید شهروندان روستا به شیخ حسن شحاته، ادامه داد: مراسم میلاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیش از ۱۰ سال است که در این روستا برگزار می شود و اهالی روستا به شدت دوستدار شیخ شحاته بودند. آنچه درباره حمله اهالی روستا به شیخ منتشر شد، کذب محض است و بنده کاملا از رابطه بسیار نزدیک اهالی با این فقید آگاه بودم.

الجزیره با گزارشي مردم مصر را مردمی میانه رو و اعتدال گرا توصيف كرده است، و در ادامه می گوید: مردم روستاهای استان الجیزه، روستای ابومسلم را "قریة الشیعة" (روستای شیعیان) نامیده بودند که دلیل آن تشرف تعداد زیادی از اهالی این روستا به مذهب حقه شیعه جعفری در ماه های اخیر بوده است.



واكنش اوليه رسانه هاي محلي:
بيشتر رسانه هاي مصري در روز اول با تحريف وقايع سعي كردند از بروز واكنش شديد افكار عمومي جلوگيري كنند:

1- مثل اينكه نوشتند:
به دنبال درگيري برخي از گروه شيعه با مردم روستا اين حوادث پيش امده است
=> در حاليكه هيج درگيري نبوده و انها ريخته اند و خانه را محاصره و اتش زده و ان فجايع را ببار اورده اند و حتى در فيلم اشكارا واضح است كه وقتي هنوز شيخ و ساير مقتولين هنوز زنده اند و انها را به بيرون خانه مي اورند هيج مقاومتي نداشته و هيج واكنشي حتى اعتراض و درگيري كلامي يا حركتي براى دفاع خود ندارند گويا مي دانسته اند كه اينها ممكن است تحريف وقايع كنند و به اسم درگيري جلوه دهند

2- يا اينكه نوشتند:
مي خواسته اند انجا را حسينيه كنند و مراسم شب نيمه شعبان برگزار كنند
=> در حاليكه خانه شخصي خويشان او بوده و ميهماني خصوصي عقد فرزندانشان

3- يا اينكه نوشتند:
شورش هزاران نفر مردم روستا عليه شيعيان
=> در حاليكه در بررسيها و مصاحبه ها نقل شد كه غالب مردم روستا با اينكه مشكلي نداشته و خوب هستند و تحريكات دو هفته اي است شروع شده بوده و در فيلمها هم ظاهر است كه اكثرا تماشاچي هستند

و انواع شگردهاى رسانه اي براى تخفيف جرم و انحراف اذهان از شدت خباثت عاملان و محركان و مظلوميت مقتولان و مضروبان



*مراسم غسل و تكفين و نماز و تدفين:

آخرین گزارشهاي رسیده حاکی از ان است که اجساد را به خانوده هاي شهداي فاجعه تحويل داده اند
Image

و بعد مراسم غسل و تكفين بر انها نماز گذاردند
محل مراسم نماز در حرم سيدة نفيسة بوده است
در اين مراسم صدها نفر شركت كرده اند
بخاطر حفاظت از شيعيان شركت كننده در مراسم
تصوير برداري از مراسم توسط دوستان منع شده است



جسد علامه شهيد و برادرش را برحسب وصيت قبلي در مقبره حرم حضرت نفيسة دفن كرده اند

Image

Image

* دختر برادر علامه شحاتة از كشورهايي همچون ايران تقاضاي دخالت در موضوع و كمك كرده است براى حفاظت و حمايت از امنيت خانواده ها و اينكه مرتبا تهديد به قتل مي شوند

فيلم از شيخ شهيد يكساعت قبل از هجوم جانيان

Image

آخرين تصاوير از زندگاني شيخ شهيد
از نكات قابل توجه در اين فيلم
هنگام ورود علامه شهيد شحاتة به منزل ميزبان (مقتل شهداي ابومسلم) با صلوات و تلاوت دعاي فرج قبل از نشستن مورد استقبال اهالي منزل و ساير ميهمانان واقع مي شود
صداي غرا و با حرارت و يكپارجه حاضران در خواندن دعاي فرج
هديه حاضران عكس حرم ضريح امام حسين (علیه السلام) را به شيخ شهيد
بوسيدن علامه شهيد با حال و توجه تصوير ضريح حسيني را
در هنگام تماشاي تمثال شمايل مربوط به كربلا كه بر ديوار خانه ميزبان بوده است، شيخ شهيد گريان مي شود و اشك از چشمانش جاري مي گردد


فیلم را از لینک زیر دانلود نمایید:
http://aelaa.net/110.aspx?id=4891

=============================
واکنش ها و پیامدهاي فاجعه:

Image

* تهديد قبايل جعافرة مصر به انتقام خون شهداء
و اينكه بجاي چهار شهيد؛ چهار نفر از روساء و بزرگان سلفية را قصاص مي كنند
اگر حكومت قاتلان را معين و قصاص نكند
جعافرة: قبايلي از سادات مصر هستند كه جمعيتشان به بيش از يك مليون نفر است و شجره نامه نسب ايشان به امام زمان محمد بن الحسن العسكري مي رسد اينها ظاهرا سني هستند ولي گفته مي شود باطنا شيعه هستند


"الجعافرة" يهددون بالثأر من أكبر القيادات السلفية: هدد أحد مشايخ قبائل الجعافرة بأسوان بالثأر من قتلة الشيخ حسن شحاتة و4 آخرين الذين راحوا ضحايا في أحداث أبو النمرس إذا لم يتم تحديد الجناة.
وقال احد ابناء الجعافر لـ"الدستور الإلكتروني"- رافضا ذكر اسمه- انه هناك حالة من الغضب بين ابناء قبيلة الجعافرة بسبب ما حدث مع الشيخ حسن شحاتة ورفاقه في زاوية ابو مسلم، مشددين على أن هذا يتنافى مع سماحة الدين الإسلامي.
وأضاف إن السادة الجعافرة تعودوا إن لم يتم تقديم الجناة للمحاكمة من قبل السلطات فإنهم سيقومون بالثأر، قائلا:"الجعافرة سوف يجهزون لقتل أربعة شيوخ من شيوخ السلفيين ما دام البلد ليس فيها حكومة ".
واللافت أن قبائل الجعافرة من أشراف أسوان ينتمون إلى المذهب الشيعي في الخفاء ولا يعلنون ذلك.


*دومليون نفر از شيعيان مصر در اجتماع مليوني در جوار حرم حضرت زينب در قاهره بركناري مرسي از حكومت را خواستار مي شوند
2 مليون شيعي يحشدون مليونيه "السيده زينب" لاسقاط الرئيس

Image

* مقتدى صدر از شيعيان جهان درخواست كرده است تا سه روز اعلام عزاي عمومي كنند براى فاجعه و توصيف حادثه به عمل بزدلانه گروهكي است كه چهره اسلام را زشت نموده اند و درباره سلفية گفته است:

الثلة الضالة المضلة التي تسمي نفسها (السلفية)والسلف والخلف منهم براء إلى يوم الدين، أعطت لنفسها الصلاحية وفتحت لشهوتها العنان وصارت الحاكم والقاضي والجلاد بغير حق، وتقوم بمهاجمة ديار آمنة وترويع أهلها وجرهم في الشوارع أحياء وأموات بعد ضربهم حتى الموت».

ان گروهك گمراه و گمراهگر كه خودش را سلفية مي نامد و سلف و خلف (يعني گذشتگان و ايندگان) از انها بيزارند تا روز قيامت؛ عنان خود را گسيخته و حاكم و قاضي به غيرحق و جلاد ناروا شده است و اقدام به هجوم بر محل امن نموده و ساكنان را ارعاب و و انها را از زنده و مرده در خيابانها كشانده و تا حد كشتن انها را زده اند
و از دولت مصر تعقيب و محاكمة عاملان اين جنايت را خواسته است


متن خبر:
الصدر يدعو الشيعة حول العالم للحداد 3 أيام بعد حادث “أبوالنمرس”
مقتدى الصدراستنكر زعيم التيار الصدري الشيعي بالعراق، مقتدى الصدر، مقتل الشيعة الـ4، بينهم القيادي الشيعي حسن شحاتة، في قرية “زاوية أبو مسلم”، بمحافظة الجيزة، مساء الأحد. ودعا ‘الصدر”، في بيان صادر عن مكتبه الإعلامي، الشيعة في العراق والعالم إلى الحداد 3 أيام، حزنا على وقوع الحادث. ووصف البيان الحادث بأنه “عمل جبان قامت به ثلة ضالة تسيء للإسلام”. وطالب الحكومة المصرية بمحاكمة مرتكبي الجريمة. وهاجم الصدر، في بيانه، السلفيين، قائلا إن «الثلة الضالة المضلة التي تسمي نفسها (السلفية والسلف) والخلف منهم براء إلى يوم الدين، أعطت لنفسها الصلاحية وفتحت لشهوتها العنان وصارت الحاكم والقاضي والجلاد بغير حق، وتقوم بمهاجمة ديار آمنة وترويع أهلها وجرهم في الشوارع أحياء وأموات بعد ضربهم حتى الموت».



* دهها نفر از شيعيان عراق دعوت به حضور در مسجد جامع ندا در بغداد كردند براي اعتراض به قتل شيخ حسن شحاتة
در شبكه قناة العترة عراق برخي از شيعيان عراق خواستار قطع رابطه عراق با مصر شدند و فراخواندن سفير عراق
همچنين انجام ندادن صدور نفت خام عراق به مصر كه قرارداد آن از سه ماه قبل بسته شده است


* هم چنین حكومت عراق به درخواست مردم عراق سفير مصر را اخراج كرد و اينكه موضع سختي دربرابر مسئله مي گيرد
الشيعى المصرى الأمين العام لحزب التحرير(حركة تحرير مصر) "تحت التأسيس"، عن قيام الحكومة العراقية بطرد السفير المصري ببغداد ،ردا على مقتل 5 مصريين يعتنقون الذهب الشيعي .
وأضاف: الحكومة العراقية قامت بطرد السفير عقب العديد من المطالبات للشخصيات العامة العراقية وبيان رئيس الشئون الدينية بالبرلمان العراقى وعددا من المراجع الدينية وغيره الكثير، قررت حكومة المالكى بأخذ مواقف صارمة تجاه التنكيل والتعذيب الذي تعرض له الشيخ حسن شحاتة ورفاقه على يد السلفيين.



* آیت الله روحانی: دولتی که از حفظ جان شهروندانش ناتوان است باید کنار برود

Image

آیت الله بزرك سید محمد صادق روحانی از مراجع عظام تقلید در بیانیه ای با محکوم کردن کشتار شیعیان مصر تاکید کردند: دولت مصر باید امنیت کامل را برای همه شهروندان شیعه خود فراهم کند و از آنان در مقابل تهدیدات و حملات وهابیت حمایت کند، در غیر این صورت حکومتی که حتی از تامین امنیت جان شهروندانش ناتوان است باید هرچه سریعتر از این منصب خطیر کناره‌گیری کند.

متن کامل ترجمه پیام ایشان را که به زبان عربی صادر شده است، به این شرح است:

باسم الله المنتقم

قالَ اللهُ العظيمُ: «أتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَإِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِنْ يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ»

با نهایت تأسف و اندوه در هفته های اخیر اخبار شهادت جمعی از شیعیان در عراق و پاکستان را دریافت کردیم. اما آنچه درد و غم ما را دوچندان کرد، دو کشتار هولناک بود که یکی در (حطله) در سوریه، و دیگری در (زاویه ابومسلم) در مصر اتفاق افتاد. قربانیان این دو حادثه گروهی از پیروان مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام) از جمله دو تن از علمای دینی و جمعی از مردان و حتی کودکان بوده اند. بیشتر آنان به دست افرادی که هیچ بویی از عطوفت و انسانیت نبرده‌اند مانند چهارپایان ذبح شدند و به شهادت رسیدند.

ما انزجار خود را از همه مظاهر قتل و کشتار مردم بی گناه و به خصوص کشتار بی رحمانه شیعیان، اعلام می‌کنیم و در این اوضاع اسفناک، مطالبی را خطاب به چند گروه متذکر می‌شویم:

1/ به حکومت مصر؛ شیخ شهید حسن شحاته (رحمه الله تعالی) به وضع شنیعی به شهادت رسید. حتی در زمان حکومت ظلم و جور حسنی مبارک هم چنین اتفاقی رخ نداد. این امر مسائل بسیار مهمی را روشن می‌کند. ما اطلاع کامل داریم که چندین ساعت اطراف خانه شیخ شهید تجمع کرده بودند و سپس آن را به آتش کشیدند و در نهایت شیخ و همراهانش را با وضعیت فجیعی از خانه بیرون آوردند و به دنبال آن او را ذبح کردند و چند نفر از همراهان وی را نیز به طرز وحشیانه‌ای کشتند. این کار به دست تفاله‌هایی از سلفی‌ها و حتی طرفداران اخوان انجام شده است. در این چند روز که اخبار این کشتارِ از پیش برنامه‌ریزی شده، همه جا پخش شده است، دولت مصر در این زمینه هیچ اقدام عملی و موثری انجام نداده و این امر نیز دلیل مضاعفی است براین که مسئولیت کامل آنچه اتفاق افتاده است متوجه حکومت مصر می باشد. همین جا به حکومت اخوانیه می‌گوییم که امنیت کامل را برای همه شهروندان شیعه خود فراهم کند و از آنان در مقابل تهدیدات و حملات وهابیت حمایت کند و در غیر این صورت حکومتی که حتی از تامین امنیت جان شهروندانش ناتوان است باید هرچه سریعتر از این منصب خطیر کناره‌گیری کند.

2/ به ملت گرامی مصر؛ مردم مصر در همزیستی مسالمت آمیز میان ادیان متعدد و مذاهب مختلف همیشه الگوی سایرین بوده است. سرزمین مصر سرزمینی است که مردمانی را با انواع مذاهب اسلام، و یهود و مسیحیت در خود جای داده است، سرزمینی است که (دار التقریب بین المذاهب) در آن جا تأسیس شده است، سرزمینی است که کلیساها همانند مساجد در آن ساخته شده و فعال می باشند، سرزمینی است که از رایحه محبت به محمد و آل محمد (علیهم‌السلام) مالامال است، و همه فرزندان آن در نهایت مودت و محبت با یکدیگر زندگی می‌کنند. همه اینها مصر را نه تنها در قدرت بر همزیستی میان پیروان یک مذهب که میان پیروان ادیان مختلف به الگو بدل کرده است.
این درگیری و کشتار میان پیروان یک دین در این سرزمین پاک که ناشی از تحریک طائفه‌ای کینه‌توزانه خوارج تکفیری می باشد، بسیار باعث تأسف ما شده است. این مساله نیازمند آن است که برادران و فرزندان مصری ما به این تهدید بزرگ که روابط به‌هم پیوسته و پیکره اجتماعی آنان را هدف گرفته است توجه بیشتری کنند. اکنون زمان آن فرارسیده است که مشت آهنین طرد و تحریم تکفیریان بر چهره آنان کوبیده شود تا ملت مصر مانند گذشته نمونه‌ای برجسته از هم‌زیستی و نوع‌دوستی برای سایر جوامع و ملت‌ها باشد.

3/ به همه مسلمانان جهان؛ برای هر کسی که وقایع اخیر در کشورهای اسلامی را دنبال می‌کند روشن شده است که یک جنگ فرقه‌ای نفرت‌انگیز و تلاشی صدچندان در مناطق مختلف جهان اسلام برای تحریک علیه پیروان مذهب اهل بیت (علیهم السلام) و قتل و کشتار آنان شکل گرفته است. این در حالی است که تاکنون هیچ موضع‌گیری خصمانه‌ای از سوی پیروان اهل بیت (علیهم‌السلام) در مقابل پیروان سایر مذاهب که هم‌فکر و هم‌عقیده آنان نیستند، صورت نگرفته است.

ما هیچ یک از پیروان واقعی مذاهب اسلامی را نمی‌شناسیم که دست خود را به ریختن خون شیعیان آلوده کرده باشند، بلکه مسئوولیت همه حوادث از قبیل قتل و کشتار و انفجار و هتک مقدسات و هتک حرمت‌ها، که چهره اسلام را نیز لکه دار کرده، با خوارج زمانه یعنی وهابیت و سلفیت و حکومتهای حامی آنها می باشد.
بدون تردید سلفی ها و وهابی ها چیزی جز ابزار مستکبرین برای نابودی اسلام و خدشه ‌دار کردن نام اسلام نیستند؛ اگرچه آنان ادعای پیوستگی با اسلام و نمایندگی سلف صالح مسلمانان را دارند، اما هر انسان آگاهی با اندکی تامل متوجه دروغ بودن ادعای آنها و همچنین خطر عظیمشان نسبت به اسلام و مسلمانان می شود. همانا اسلام از شیوه عملکرد تکفیری آنان مبرا است همانطور که گرگ از خون یوسف (علیه السلام).

از این رو از همه مسلمانان می خواهیم که از این تهدید برحذر باشند و با یکپارچگی در مقابل این قاتلان تکفیری بایستند تا بتوانیم هم تصویری کامل و صحیح از دین اسلام را برجسته کنیم و هم تلاش‌هایی را که برای تخریب انسجام و همبستگی میان مسلمانان انجام می‌شود، خنثی کنیم که اگر چنین نشود عواقب آن وحشتناک و فجیع خواهد بود؛ و هر که هشدار داده است معذور است!

4/ فرزندانم، برادران و خواهران شیعه در مصر؛ این مصیبت اگر چه عظیم است، اما شما باید ضمن تمسک به ائمه اطهار (علیهم‌السلام)، شیعیان ابرار (رضوان الله علیهم) را الگوی خود قرار دهید، که مصایب عظیم آنان در طول تاریخ و تعقیب و شکنجه آنان از سوی ظالمان و جلادان، تنها استقامت و عزمشان را برای ادامه راه اهل بیت (علیهم‌السلام) بیشتر کرد. شیعیانی که بدون کمترین تردیدی به دستور پیامبر اکرم (ص) در تمسک به عترت و اهل بیت او عمل کردند؛ اهل بیتی که در حدیثی متواتر در کنار قران کریم و به عنوان یکی از دو ثقل معرفی شده و به تمسک به آن دو با هم دستور داده شده است.
شیعیان عزیز و مظلوم مصر؛ اطمینان کامل داریم که شما در تحمل آنچه در راه عقیده و ولایتتان نسبت به ائمه اطهار (علیهم‌السلام) اتفاق افتاده و اتفاق می‌افتد محکم، صبور و با مسئوولیت هستید. از خداوند می‌خواهیم که شما را از خطرات حفظ کند و یاریتان نماید.
در پایان از صمیم قلب به خانواده‌های شهدای مظلوم سوری، مصری، عراقی و پاکستانی تسلیت می‌گوییم و از خداوند می‌خواهیم که در فرج حضرت صاحب عصر و زمان (أرواحُ جميعِ العالمينَ لترابِ مقدمهِ الفِداء) تعجیل کند تا ظلم و جور و ستم از میان برداشته شود و حق و عدالت حاکم گردد. و لا حول و لا قوة الا بالله
محمد صادق حسینی روحانی شعبان 1434 هـ ق

* این جنایت در حالی توسط ناصبيان صورت می گیرد که مفتي مصر و شوراي الازهر و شمار زیادی از علمای الازهر از جمله محمد رأفت عثمان و عبدالغنی هندی و احزاب مهم مصر و شخصيتهاي سياسي آن را به شدت محکوم کرده و دولت مصر را مسئول حفظ جان شهروندان دانستند.

محمد البرادعی، رئیس سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی و رئیس کنونی حزب "الدستور" (قانون اساسی) در مصر، قتل این چهار شهروند شیعه مصر را به شدت محکوم کرد و آن را نتیجه مواضع مذهبی نفرت برانگیزی دانست که زمینه تشدید و گسترش آنها فراهم شده است.
وی امروز در پیامی بر روی صفحه شخصی اش در پایگاه تویتر اعلام کرد: پیش از آنکه باقیمانده انسانیتمان را از دست بدهیم در انتظار گام های قاطعی از سوی نظام و الازهر هستیم.
البرادعی هفته گذشته نیز با اشاره به نظام کنونی حاکم بر مصر تأکید کرده بود، نظامی که در آن به مخالفان توهین می شود و 150 میلیون مسلمان شیعه در جهان "نجس" خوانده می شوند، باید برود.


مخالفان سیاسی، اقلیت های مذهبی و سیاسی و گروههای اجتماعی مصر، نظام جدید این کشور را به باز گذاشتن دست ناصبي ها به انجام اقدامات غیر قانونی از جمله حمله به شهروندان و ایجاد محدودیت برای آزادی آنها متهم می کنند.

پس از انجام جنايت و عدم ممانعتها حالا در فرداي روز جنايت اعلاميه هاي محكوميت دولتي و غير دولتي صادر مي شود:
به گزارش خبرنگار العالم در قاهره، محمد مرسی رییس جمهور مصر عصر امروز (دوشنبه) با صدور بیانیه ای، حادثه منطقه ابومسلم و قتل 4 تن از شیعیان به دست ناصبی ها را محکوم کرد.

همچنین هشام قندیل نخست وزیر مصر نیز در بیانیه ای، "جنایت زشتی را که در روستای "زاویه ابومسلم" استان جیزه به کشته شدن 4 تن از شهروندان منجر شد" محکوم کرد و آن را با اصول و تعالیم همه ادیان آسمانی مخالف دانست.

شیخ شوقی علام مفتی مصر هم ضمن محکوم کردن این اقدام شنیع، آن را با مردم مصر بی ارتباط دانست و تصریح کرد: اسلام چنین اقداماتی را هرگز نمی پذیرد و این حرکات با سرشت و فطرت انسانی هم منافات دارد.

شورای ریاست دانشگاه الازهر نیز در بیانیه ای، این حادثه را یکی از "قبیح ترین گناهان کبیره و بزرگترین منکرات" نامید که شرعا حرام است و بر اساس قانون باید مورد پیگرد و مجازات قرار گیرد.
دیگر احزاب و گروه های مصری نیز بیانیه هایی در محکومیت این جنایت ناصبیها صادر کرده اند.


نتايج تحقيقات جنايي دولتي
اعلام شده است كه 10 نفر از عاملان جنايت شناسايي و 15 نفر ديگر هم كه از اخوانيها و سلفيها بوده و در تحرييك و راه اندازي جنايت نقش داشته اند تحت تعقيب قرار گرفته اند

* دستگیری عاملان جنایت!!!!

به نقل از ابنا ، اداره آگاهی شهر جیزه مصر، از دستگیری پنج نفر از عاملان به قتل حسن شحاته از علمای مصر و سه تن دیگر از پیروان اهل بیت(علیهم السلام) در نزدیکی روستای ابومسلم در جیزه خبر داد که برای تحقیق در اختیار دادستانی قرار گرفتند.
متهمان پس از تشکیل تیمی تحقیقاتی از افسران ایستگاه های پلیس امنیت و آگاهی جیزه دستگیر شدند. این شناسایی از طریق کلیپ های ویدئویی، که دخالت آنها را در قتل قربانیان ثابت می کرد، صورت گرفت.


پیشتر کارآگاهان موفق به شناسایی محل حضور آنها درمنطقه الهرم شده که سرانجام در سحرگاه روز سه شنبه دستگیر شدند.

Image

اگر به تصاوير و فيلمهاي گذشته نگاهي گذرا و سريع نيز داشته باشيد
افراد بسيار ديگري را نيز مي بينيد كه چطور بوضوح در اين جنايتها دست داشته اند،
ولي در عكس دسته جمعي منتشره پليس براى عوامل جنايت حضور ندارند
Image

اين نوع دستگيري و معرفي عاملان نوعي تحريف اذهان از ديگر عوامل به خصوص عاملان اصلي است
كه توسط مردم محل شناسايي و نامهاي آنها نيز منتشر شده است
و ظاهرا اين رفتار دستكاههاي امنيتي مصر حركتي نمايشي و ناشيانه براى سربوش كذاشتن موضوع است



آخرین اخبار از محاکمه قاتلان شهید شحاته

قاضی دادگاه جنوب استان جیزه در مصر پرونده قتل 4 نفر از پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) از جمله "حسن شحاته" رهبر شیعیان این کشور را به روز 18 اوت موکول کرد .
به گزارش مشرق به نقل از العالم، "حسن علی محمد"، "محمد علی محمد"، "احمد علی محمد" ، "علی علی محمد" و "فارس ابراهیم" متهم به قتل 4 تن از شهروندان پیرو اهل بیت (علیهم السلام) در روستای ابومسلم استان جیزه در مرکز مصر هستند.

علت تعویق جلسه دادگاه حضور نیافتن این پنج متهم در دادگاه به علت شرایط امنیتی اعلام شده است.!
"اسامه حنفی" دادستان جنوب استان جیزه این پنج نفر را به قتل عمد، آتش زدن و تخریب املاک خصوصی و مقاومت در برابر مأموران پلیس متهم کرده و خواستار حبس آنها شده.

توضيح مهم درباره ماهيت حاميان و محركان فاجعه كشتار شيعيان در ابومسلم:

Image

در اين گزارشات نام فرقه هايي همچون وهابية و سلفية و اخوان المسلمين به مناسبتهايي برده شده است،
از آنجا كه ماهيت فرقه هاي وهابية و سلفية بر نوع مردم معلوم بوده فلذا ديگر توضيحي درباره شان نمي آوريم،
اما درباره اخوان المسلمين؛ از آنجا كه ماهيت اين گروه نزد بيشتر مردم ناشناخته بوده، لازم است كه توضيحي را درباره آنها بياوريم:
گذشته از تاريخجه اخوان المسلمين كه معروف است؛ اما ماهيت بنهان اين فرقه بر غالب مردم حتى سياسيون نيز پوشيده است،
و اكثرا بخاطر نام اين گروه (برادران مسلمان) و اينكه در كذشته با حكومت مصر دركير و زنداني بوده اند، آنها را انقلابي و مبارز با استعمار تلقي كرده اند،
در حاليكه واقعيت پنهان اينها برخلاف عنوان و ظاهرشان بوده و اين گروه از ريشه اشكالات اعتقادي و سياسي بسياري دارند،
هر چند كه در ميانشان افرادي بطور پراكنده مبارز و انقلابي واقعي بوده اند؛ اما تشكيلات آنها انحرافات فراواني دارد.
در اينجا بطور نمونه كلامي را از تروريست جنايتكار و وزير جنك اسبق رزيم صهيونستي "موشه دايان" نقل مي كنيم، كه براى تأمل و پي بردن به عمق انحرافات آنها كافي است،
موشه دايان در سال 1968 و در دوران حكومت جمال عبد الناصر گفته بود (نقل از منبع عربي):


"إننا إن استطعنا إسقاط عسكر جمال عبد الناصر وتصعيد تيار مدني إلى سدة الحكم يقوده الإخوان المسلمون في مصر.. فسوف تتنسم إسرائيل رائحة الدم والدماء في كل بقعة من أراضي مصر.. فلتكن هذه هي غايتنا.. وحربنا الفكرية بمساعدة أصدقائنا الأمريكان".

(ترجمه) اگر ما بتوانيم ارتش جمال عبدالناصر را از حكومت بركنار كنيم و بتوانيم يك جريان اجتماعي را كه اخوان المسلمين آنرا رهبري كند در مصر به حكومت برسانيم، در اين وقت است كه اسرائيل بوي خون را در هر گوشه از سرزمينهاي مصر مي شنود، ... بايد اين هدف نهايي ما باشد، و جنگ فكري ما با كمك دوستان امريكائي مان باشد.
در تمام سالهاي گذشته كه اخوان المسلمين هنوز به قدرت نرسيده بود، هضم و باور اين گفته موشه دايان براى عموم سخت بود،
اما در اين عملكرد يكساله حكومت اخوان المسلمين بوضوح ديده شد كه جطور سخن موشه دايان گزاف نبوده و آنچه اتفاق افتاده همه در جهت منافع رزيم اشغالگر فلسطين بوده است،
مرور بر حوادثي مانند باز كردن سفارت مصر در اسرائيل؛ و كوبيدن تونلهاى امداد فلسيطينيان؛ و مواضع دولت اخواني مرسي در برابر حوزه مقاومت (ايران و سوريه و حزب الله)؛ و اخيرا فاجعه ابومسلم و كشتار شيعيان ووو... همه شواهدي بر ماهيت خائنانه اين فرقه است، تفصيل شواهد بيشتر را خوانندگان خود مي توانند از مواضع و حوادث مصر در رسانه ها جمع آوري و تحليل كنند. (تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل)
.

البرادعی: هویتم سنی و عقیده ام شیعی است

اقدام اخیر البرادعی در نسبتن دستهایش به هنگام اقامه نماز، گمانه زنی های گسترده ای را در میان رسانه های مصری به دنبال داشت.
به گزارش عصر ایران، رسانه های مصری به نقل از محمد البرادعی نوشته اند که او گفته است:" من در عقیده، شیعه هستم و دلیلی برای انکار عقیده ام وجود ندارد." محمد البرادعی در هنگام اقامه نماز عید فطر در مسجد الازهر قاهره، از بستن دست ها خودداری کرد.

انتشار عکس این حالت نماز خواندن وی، موجی از گمانه زنی ها و تحلیل ها را در رسانه های مصری به دنبال داشت.
مسلمانان سنی مذهب به هنگام ایستادن در اقامه نماز، دست راست خود را بر چپ قرار می دهند.
با این حال البرادعی به هنگام نمازخواندن، به مانند مسلمانان شیعه مذهب از بستن دستهایش خودداری کرد.
البرادعی در مصر به عنوان یک مسلمان سنی مذهب شناخته می شود.

Image

انتشار این عکس ها، گمانه زنی های قدیمی درباره شیعه بودن همسر البرادعی را نیز دوباره مطرح کرده است.
به نوشته رسانه های اینترنتی مصری، پس از اقامه نماز عید فطر در روز پنجشنبه، یکی از نمازگزاران از البرادعی دلیل نبستن دست هایش را پرسید و اینکه "آیا او شیعه شده است" که البرادعی هم پاسخ داد: "من در هویت، سنی و در عقیده شیعه هستم. دلیلی برای انکار عقیده ام نیست."
محمد البرادعی مدیر کل سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی و یکی از فعالان اصلی انقلاب 2011 علیه ریاست جمهوری 30 ساله حسنی مبارک بود. او هم اکنون ریاست حزب الدستور را برعهده دارد.

البرادعی 71 ساله همچنین یکی از چهره های برجسته مخالف محمد مرسی رئیس جمهور سابق مصر و از حامیان اقدام ارتش مصر در برکناری مرسی از قدرت است. او مهمترین گزینه نخست وزیری مصر بود اما به دلیل مخالف های افراط گرایان اسلامی به سمت معاون بین الملل رئیس جمهور مصر بسنده کرد.
برخی دیگر از رسانه های مصری هم البرادعی را به تسهیل افتتاح حسینیه ها یکی از مکان های فعالیت های مذهبی و دینی شیعیان در مصر متهم می کنند.
به نوشته این رسانه ها، البرادعی از طریق همسر ایرانی تبار خود با ایرانی ها ارتباط برقرار می کند. همسر او عایده الکاشف به هنگام ازدواج با البرادعی، مدرس ورزش در مدرسه بین المللی وین بود.
البرادعی تاکنون درباره طرح این ادعاها درباره همسرش سکوت اختیار کرده است.
او همچنین به هنگام شدت گرفتن موج مخالفت افراط گرایان سنی و سلفی ها علیه سفر گردشگران ایرانی به مصر با انتشار متنی در شبکه اجتماعی تویتر اعلام کرد: "چگونه است که شیعه و سنی باهم اعمال حج را انجام می دهیم ولی در مصر ایرانی ها را از زیارت برخی از خانه های خدا منع می کنیم. مصر کارنامه ای در نادیده گرفتن عقل و عدم پذیرش طرف مقابل، ندارد."
============================

بررسي و شناسايي ديگر عاملان جنایت


1- این حمله وحشيانه و جنايت سبعانه؛ دقیقا یک هفته پس از برگزاری گردهمایی ناصبيان در مصر با هدف کمک به تروریست های سوریه و بیان مواضع افراطی علیه شیعیان منطقه اتفاق افتاد.

2- دو روز قبل هم در حضور مرسي مراسمي بوده و يكي از سران سلفية به اسم محمد عبدالمقصود شيعيان را نجس تعبير كرده و هيج منع يا مخالفتي از سوي مرسي نشده است
در این گردهمایی که اظهارات توهین آمیز بسیاری ضد پیروان اهل بیت (علیهم السلام) مطرح شد



3- نمونه اي از تبليغات ديواري و پوسترهاي كه در جايجاي مصر بر ديوارها زده اند كه شيعه را به عنوان دشمن معرفي مي كند


Image


4- شيخ احمد الاسير از سلفيهاي ناصبي كه اتش فتنه در جنوب لبنان را شعله ور كرده، پس از پيروزي ارتش بر مواضع اسير و فراري شدنش پيش از ظهر همانروز فاجعه بيانيه اي داده است و با اشاره به وضعيت خود از ديگر هم مسلكانش خواسته كه هر كاري مي توانند انجام دهند


5- در کنفرانس گسترده اسلام گرایان که روز شنبه برای یاری سوریه برگزار شد و در آن محمد مرسی حضور یافت، فضایی آکنده از تندروی مذهبی حاکم بود و شیخ محمد عبدالمقصود از رهبران جنبش ناصبی، شیعیان را "نجس" خواند.

6- ناصبی ها اخیرا با توزیع نشریات و کتابچه هایی درباره خطر تشیع و تلاش شیعیان برای گسترش مذهب خود هشدار داده اند.
طی دو سال گذشته، چندین نفر از شیعیان مصر، از سوی دادگاه های این کشور تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند.

7- يک شخصيت شيعي مصر: سخنان مرسي عامل شهادت شحاته بود
"راسم النفيس" از رهبران شيعي مصر تأکيد کرد: جنايتی را كه عليه شيعيان استان الجيزه مصر صورت گرفت و منجر به شهادت علامه شحاته و سه‌ تن ديگر از يارانش شد، بازتاب سخنان تحريك‌آميز فرقه‌ای "محمد مرسی" رئيس‌جمهور اين كشور بود.
به گزارش مشرق، «راسم النفيس»، جنايتی را كه عليه شيعيان استان الجيزه مصر صورت گرفت و منجر به شهادت علامه شحاته و سه‌ تن ديگر از يارانش شد، بازتاب سخنان تحريك‌آميز فرقه‌ای «محمد مرسی» رئيس‌جمهور اين كشور توصيف كرد.
به گزارش ايکنا، راسم النفيس كه با شبكه سي‌ان‌ان عربی سخن می‌گفت، ضمن محکوميت شديد فاجعه شيعه‌كشی در روستای «ابومسلم» واقع در استان «الجيزه» مصر افزود: اين اقدام تكفيری‌ها حاصل همان سخنان تحريك‌آميز محمد مرسی، رئيس‌جمهور است كه اخيراً با شركت در گردهمايی سلفيون تكفيری و نشان‌ندادن عكس‌العمل به سخنان آنها در آن جلسه مبنی بر كافر بودن شيعيان، عملا چراغ سبزی را به اقدامات ضد‌شيعی تكفيری‌ها نشان داد و آن‌ها را به‌‌نوعی دعوت به چنين تهاجماتی كرد.
وي گفت که قتل شیعیان که دیروز در روستای ابومسلم در الجیزه رخ داد، در راستای جنایت‌های پاکسازی نژادی و کشتار جمعی است.
النفيس تأکید کرد که «محمد مرسی» رئیس جمهور مصر در این قضیه مسؤول است و اگر دست به اقدامی نزند از مسئولیت خود شانه‌خالی کرده و باید در برابر دادگاه کیفری بین‌المللی محاکمه شود.
وی همچنين با اشاره به عاملان اين حادثه گفت: مسؤول اصلی ارتكاب چنين جنايت‌هايی گروهكی معلوم‌الحال از سلفيون بوده كه يك سال است، قصد دارد خانه يكی از شهروندان شيعی در طنطا را به آتش بكشد و در اين ميان تحريكات يك روزنامه مصری به شيعه‌ستيزی نيز بی‌تأثير نبوده است.
راسم النفيس با توصيف فاجعه شيعه‌كشی به «جاهليت معاصر» تصريح كرد: سخنان اخير محمد مرسی مبنی بر قطع روابط با سوريه و سكوتی كه به منزله تأييد كافر‌دانستن شيعيان مصر تلقی شد، بدترين نوع فرقه‌گرايی بود كه رئيس‌جمهور مصر از خود نشان داد.
اين فعال شيعی مصر در پايان گفت: شيعيان جزء تفكيك‌ناپذير ملت مصر هستند و قطعاً نسبت به اين حادثه دلخراش در سطح سياسی از خود واكنش نشان خواهند داد و پای عاملان اين جنايت شنيع را برای پاسخگويی به سازمان‌های مدافع حقوق بشر چه در داخل مصر و چه در خارج از كشور خواهند كشيد.


==================

شرايط زندگي براي شيعيان مصر

یکی از شیعیان مصر با تاکید بر این که شیعیان مصری، وابستگی خود را به این مذهب حتی از نزدیکان خود نیز پنهان می کنند، از وضع اسف بار شیعیان در این کشور پرده برداشت.

به گزارش روز سه شنبه پایگاه خبری شبکه العالم، "ضیاء محمد" از شهروندان شیعه در مصر با ابراز نگرانی از به قدرت رسیدن سلفی های هم پیمان گروه اخوان المسلمین در مصر، درباره وضعیت شیعیان در این کشور به خبرگزاری فرانسه گفت:

وقتی مردم متوجه می شوند که شیعه شده ایم، ما را تحریم می کنند و در مناطق روستایی، از شیعیان نه چیزی می خرند و نه چیزی به آن ها می فروشند.
اکثر مردم مصر را سنی ها تشکیل می دهند، با این حال سنی های مصری به خاطر عشق و علاقه به اهل بیت (علیهم السلام)، از دیگر کشورها متمایزند.

طبق گزارشها جمعيت شيعيان مصر بيش از دومليون نفر مي باشد، بسياري ديگر از شيعيان بخاطر عدم امنيت تشيع خودراظهار نكرده و صوفي ذكر مي كنند

"ضیاء محمد" در اتاقی کوچک که حاوی کتابخانه ای از کتاب های شیعه است می گوید: ناصبی ها از شیعه شدن مردم می ترسند زیرا بیم آن دارند که مردم از آن ها فاصله بگیرند و به این ترتیب قدرت تاثیرگذاری آن ها بر مردم از بین برود. در این میان، رویکرد الازهر موجب تحریک افکار ضد شیعیان و نفرت پراکنی علیه آنان می شود و به خشونت ها ضد آنان رسمیت می بخشد.

پس از انقلاب مصر، مسئولان این کشور پنج بار با درخواست شیعیان مصر برای تشکیل حزب سیاسی تحت عنوان حزب "التحریر" مخالفت کردند زیرا به ادعای آنها این حزب بر اساس تفکرات دینی شکل گرفته است و بر اساس قانون اساسی مصر تشکیل حزب بر این اساس، ممنوع است.

"محمود جابر" دبیرکل این حزب گفت: به صراحت به ما اعلام کردند که حتی اگر یک میلیون بار مدارکتان را ارائه کنید، آن ها را نخواهیم پذیرفت. وی افزود: این در حالی است که آن ها به حزب آزادی و عدالت که شاخه سیاسی گروه اخوان المسلمین است و همچنین حزب النور که وابسته به گروه دعوت سلفی است موافقت کردند در حالی که هر دو این احزاب رویکردهای دینی واضح و آشکاری دارند.

دکتر "اشرف الشریف" استاد علوم سیاسی دانشگاه آمریکایی قاهره گفت: مشکلات شیعیان در مصر، بخش تفکیک ناپذیری از مشکل اقلیت ها در این کشور است.
وی افزود: دولت جدید مصر، بر اساس هویتی مصری شکل گرفت که چهره دینی و مذهبی مشخصی دارد؛ و هر کس که با این دولت همخوانی نداشته باشد به دیده شک و تردید به او نگریسته می شود.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: مشکل دیگر شیعیان، به قدرت رسیدن اسلام سیاسی ناصبی ها در طول چهل سال گذشته است که موجب شد افکار عمومی مصر، از تبلیغات منفی ناصبی ها ضد شیعیان تاثیر بگیرد.

در ماه ژانویه گذشته، دادگاه اداری قنا در جنوب مصر، یک معلم را به اتهام تبلیغ تشیع 6 ماه از کار تعلیق کرد. در ماه جولای گذشته، دادگاهی در کفر الزیات (شمال مصر) معلمی به نام محمد عصفور را به اتهام آلوده کردن مسجد به سه سال زندان محکوم کرد، و علت صدور این حکم را نماز خواندن این فرد به شیوه شیعیان در داخل یکی از مساجد اعلام کرد.
اما پس از استیناف این حکم در دادگاه تجدید نظر، مدت حبس این شخص به یک سال کاهش یافت این در حالی است که عصفور به خبرگزاری فرانسه گفت: پس از گذراندن دوران محکومیت، وقتی در ماه آوریل از زندان آزاد شدم، مردم روستایی که در آن زندگی می کنم، مرا از روستا اخراج کردند.
عصفور با حسرت تاکید کرد که در مصر آزادی عقیده وجود ندارد و به محض این که مردم می فهمند که شیعه هستیم، نفرت خود را نثارمان می کنند. بعد از آزادی از زندان از تدریس به دانش آموزان منع شدم زیرا از آن بیمناک بودند که مذهب تشیع را تبلیغ کنم به همین سبب مرا به یکی دیگر از ادارات منتقل کردند.

بسیاری از شیعیان مصری از ترس برخوردهای تبعیض آمیز ترجیح می دهند خود را صوفی معرفی کنند.

دکتر "شعبان عبدالعلیم" از رهبران حزب سلفی نور می گوید: ما از تاثیرگذاری شیعیان بر صوفی ها بیمناکیم. در مصر، شمار زیادی از صوفی ها زندگی می کنند و تاثیرگذاشتن بر آن ها بسیار آسان است.


=================

يزيديان بازگشته اند تا جنايات گذشته شان را تكرار كنند:
فجايع بستن آب
تهديد و ارعاب اهل خانه
هجوم به خانه،
آتش زدن خانه
غارت كردن خانه
كشتن و ذبح كردن
اجساد را برهنه كردن
در خيابان روي زمين كشيدن
در همه رسانه ها واقعيت را تحريف كردن و بدروغ نسبتهاي ناروا دادن
و...
رخداد اين فجايع و جنايت موضوع تازه اي نيست
خداوند اهل ايمان را صبر و استقامت و جزاي خير بدهد

اما در آنها پيامهاي روشنگرانه اي است
براى آنانكه وقوع نظير اين فجايع را در صدر اسلام تا به امروز باور نكرده و در برائت و بيزاري از سران نفاق و شرك ترديد دارند
اكنون بيدار شوند و با چشم خود ببينند كه
فرزندان و پيروان منافقان و مشركان قديم همچون پدرانشان كه اين جنايات را نسبت به اهل بيت ببار آوردند،
امروزه همان جنايات را نسبت به پيروان اهل بيت بازآفريني مي كنند
يزيدي ها بر عليه حسيني ها

Image

بررسي مصائب اتفاق افتاده در فاجعه ابومسلم براى شيخ شهيد
مصيبت آتش زدن خانه = پاداش روضه خوانيهاي شيخ شهيد براى حضرت زهراء عليها السلام
سربريدن شيخ = شيخ در جلسات بالتاك ارتباطات صوتي اينترنتي اش مكررا آروزي شهادت به اين نحو را به زبان آورده بوده است
شمر با لگد بر سينه مي زد = آيا اجابت دعاي شيخ بر مواسات و همدرديش با مصائب حسيني بود؟
بدن را روي زمين در كوچه ها كشيدن = مصيبت حضرت مسلم = آيا آن محل از ابتدا ابومسلم ناميده شده براى اين روز كه مصيبت حضرت مسلم در آن تكرار مي شود؟

حيدر حسن شحاتة = فرزند يتيم شهيد علامه
Image



============================
شيخ شهيد را بيشتر بشناسيم

تصوير

"او بيشترين كسي از مشايخ ديني كه سبب بحثها و سر و صداها در مصر شده است" اين توصيفي است كه رسانه هاي مصري (در دو دهه قبل) از او نموده اند.
اوست شيخ بزرگوار: حسن شحاتة
استاد دانشگاه "الازهر"،
امام‌جماعت سابق یکی از بزرگترین مساجد قاهره،
راهنماي ديني براي ارتش مصر
و برگزارکننده مجموعه برنامه‌های علمي در رادیو و تلویزیون و مساجد قاهرة و مصر
مردم او را اين چنين مي شناختند همانها كه سال‌هاي سال، هزاران نفرشان در مسجدش (در قاهره واقع در روبروي سفارت اسرائيل) گرد هم می‌آمدند تا نماز خود را به امامت وی بخوانند و به خطبه‌ها و سخنرانی‌هایش گوش فرا دهند
که چه بسيار به مدت طولاني در آنها از حق و ولایت اهل بيت نبوت (عليهم السلام) آشكارا سخن ‌گفت
و چه بسيار به مدت طولاني در آنها ستمگران و منافقان و فرقه هاي منحرف را رسوا ‌کرد
و چه بسيار به مدت طولاني در آنها صهیونیست‌ها را در برابر سفارت‌شان مورد هجوم قرار مي داد
وقتي كه آنچنان صدايش را بلند مي كرد كه به آنها (اسرائيليها) صدايش برسد،
و همین موجب می‌شد تا همواره نیروهای امنیتی مصر، با ترس و ناله، تدابیر امنیتی احتياطي در مقابل محل سخنرانی‌های شيخ اتخاذ کنند.

شيخ شحاته فقط يك عالم الازهر نبود، بلکه استاد بسیاری از علماء بود که بر (محضر درس) او شاگردی وی را نموده بودند
و امامان الازهر از جمله شان "شيخ طنطاوی" وی را به‌خوبی و از نزدیک می‌شناختند و او دوست نزديک ايشان بود،
شيخ كسي است كه نشانه هاي ولاء و دوستيش به "اميرالمؤمنين(عليه السلام) از زمان کودکي ظاهر بود و در عين حال و همزمان علائم كراهت و بيزاريش از دشمنان حضرت نيز از او هويدا بود،
عليرغم اينكه در آن زمان هنوز "شیعی" نبود، بلكه يك "سني شافعي" بود،
با این حال همواره به اساتید و مدرسين خود می‌گفت "هرچه دل‌تان می‌خواهد بگویید، اما بدانيد که پیامبر و اميرالمؤمنين علي و فاطمهٔ زهرا و حسنین (علیهم‌السلام) شجره واحدی هستند که شاخه‌ها و میوه‌های آن یکی است."
سفر شيخ شحاتة به سوي مذهب پاكان از آل احمد (عليهم الصلاة والسلام) آسان و راحت نبود، بلكه اين سفر پنجاه سال طول كشيد، و بعد از آن رسول الله (صلّى الله عليه وآله) را در رؤياي صادقه اي زيارت كرد، كه آن رؤيا او را واداشت به گردن نهادن به عقیده ایمان و آشكارا ابراز ولايت به اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام نمودن و اظهار برائت از دشمنانش در همه منابر و رسانه‌هاي مختلف جمعي تبليغاتي (راديو و تلويزيون و جرايد).
اين اقدام انعكاس گسترده اي داشته و بسيار صدا کرد
هزاران نفر را به دنبال شیخ کشاند وقتي از او صداي حق را شنيدند و حقيقت را نزد او يافتند. و پيش او پيدا كردند آنجه مي گفت محبت فطري شان به اهل‌بیت وحی و عصمت و طهارت (صلوات الله وسلامه عليهم أجمعين).
تصوير

و خيلي زود مواضع و فعالیت‌های شیخ شحاته، موجي وسيع و فراگير در سراسر مصر پديد آورد
پس مردم شروع كردند خطبه‌ها و سخنرانی‌هایش را براي یكديگر نقل كنند، و اين سبب شد كه ابرهاي جاهل ساز از افكار و اذهان مردم كنار رود
و اين امر سبب شد تا مراكز وهابیت و گروهک‌هاي ضاله و فرقه‌های منحرف را تهديد نمايد؛ به همین دلیل، این گروهک‌ها و فرقه‌های ضاله، جنگشان را بر علیه شیخ و بيروانش آغاز کردند، تا سرانجام اين حملات، منجرشد به اينكه او را در سال 1996 ميلادي بازداشت كرده و براي بازجويي به دستگاه‌ امنیتی و اطلاعاتی حكومت ببرند، و همجنين او را دستگير و مظلومانه زنداني نمايند، تنها به اتهام "علني نمودن ولایت به علی بن ابي طالب و ترويج آن"! آن اتهامی که شیخ شحاته همواره از خدا می‌خواهد تا بدان متهم باقی بماند.

درست است که علني كردن این ولایت مقدس سبب شد تا شيخ هزينه اش را با تمام هستيش بپردازد، و او را به فدا كردن همه چيزش ناچار كرد، از جمله باقی ماندنش به عنوان امام جماعت و خطيب جمعه (كه از دست داد)، و نيز سلب شدن موقعيت شغلي ديني خود، و گرفتن امكانات و فرصتهاي تبليغي (تلويزيون و راديو و مساجد)، و ممنوعيت سفرش به كشورهاي بسياري كه از او دعوت مي كردند، زيرا از سوی رژيم مبارک، ممنوع‌الخروج نيز شده بود. ولي با همه اين محدوديتها و محروميتها؛ هيبت و موقعيت او در اذهان مردم مصر استوار ماند، و سربلندي او در وجدان مردم نمايان باقي ماند، چه اينكه او افزون بر آنكه از علماي بزرگشان بود، اكنون به عنوان صداي بيانگر حق و نماد مقاومت در برابر باطل و اهل گمراهی به شمار مي رود.

از زمانی که شیخ از زندان آزاد شد؛ وي از هرگونه مصاحبه و گفت‌وگو با رسانه‌های دیداری و شنیداری و نوشتاری منع شد و اين در حالي بود که پیش از شيعه‌شدن شیخ و بعد از آن، همه اين رسانه‌ها از جمله تلویزیون رسمی مصر (كه در آن ويژه‌برنامه‌ای داشت)، برای اجراي مصاحبه با او از يکديگر سبقت می‌گرفتند.

و شيخ (در اين مصاحبه) كه اولين و خطيرترين گفتگوي اوست پس از آزادی از زندان، كه در آن بطور صريح از آنجه براى او اتفاق افتاده پرده بر مي دارد، و از ماجراي زندگی خود و آنچه موجب استبصار و بصيرت پيدا كردنش به مذهب حق و تمسک وی به ثقلين (یعنی كتاب خدا و عترت پیامبرش) شده، سخن مي گويد، و این ديدار و مصاحبه در أيام (عزاي) أبي عبد الله الحسين (صلوات الله وسلامه عليه) اتفاق افتاد. تفاصيل اين گفتگو چنين است:


--------------------------------------------------

مصاحبه شيخ حسن شحاته

توضيح درباره ترجمه صحيح و كامل و دقيق اين مصاحبه:
آنچه در پي می‌آید تنها گفت‌وگوي تفصيلي موجود با شهيد شيخ "حسن شحاته" است که نشريه "المنبر" آن را 12 سال قبل [ شماره 11، محرم سال 1422ق] اجرا نموده و به زبان اصلي (عربي) منتشر کرده است،
اما ترجمه آن تا كنون به صورت خلاصه و اقتباس منتشر شده و اخيرا ترجمه اقتباسي ناقص و مغلوطي در صفحات خبرگزاري فارس منتشر شد و پس از آن هم ترجمه اي از سوي مشرق منتشر شده كه اگر چه مفصلتر از ترجمه هاي گذشته است ولي اين ترجمه نيز نقصها و اغلاطي داشت كه ناچار به اصلاح و تكميل شديم ولي موارد تصحيح و تكميل نواقص آنقدر بود كه گويي آنرا از نو نوشته ايم،
ترجمه كامل چند برابر ترجمه هاي منتشره مي باشد، در اينجا متن كامل مصاحبه را منتشر مي كنيم و نظر به طولاني بودن متن كامل آنرا تدريجا و در اينجا درج مي نمائيم:

متن ترجمه مصاحبه:

مجله المنبر:
* جناب شيخ در ابتدا ما تشكر مي كنيم از شما بخاطر موافقتتان براى اجراي اين مصاحبه، در زماني كه شما تصميم به خودداري از گفتگوي با رسانه ها گرفته ايد، بخاطر تعرضات و تحريفاتي كه با آن مواجه شده ايد، و خواهش مي كنيم كه لطفاً درابتدا بخشي از بيوگرافي خودتان را براى ما ذكر كنيد:

شيخ شحاتة:
بسم‌الله الرحمن الرحيم. از آنجا كه ما در آغاز گفتگو هستيم پس بايد بگويم كه:
الحمد لله رب العالمين الذي هدانا لهذا وما كنا لنهتدي لولا أن هدانا الله، اللهم صل بكل صلواتك التامات على حبيبك وسر أسرارك ونور أنوارك وسيد خلقك محمد عبدك ورسولك وصفيك وخليلك، وعلى آله آل الشهود والعرفان سادات خلق الله من بني الإنسان، صلوات ربي وتسليماته عليهم في النبيين والمرسلين والملائكة المقربين وفي السماوات والأرضين وفي كل وقت وحين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين.

بنده كوچك آنها (معصومين عليهم السلام) از آنها اجازه می‌گیرد در سخن گفتن، از جنان عالي و بي نهايت ارزشمندشان،
كه خدای متعال به فضل خودش بر من منت گذارد كه به آنها ارتباط و انتساب پيدا كنم و كشتي(نجات) شان را سوار شوم،
پس از سختی‌های طولانی که 50 سال به درازا کشید (اشاره به سير علمي و معنوي خودش در معرفت كه منتهي به هدايت شده است)،
و سپس جود و كرم الهي مرا در رسيد با موالات و پيروي آهل ولايت و امامت و عصمت و نزاهت و صدق و كرامت،
بس دوستي و پيروي كردم گروهي را كه سخن و گفتارشان (مرا حديث كرد پدرم از جدم از جبرئيل از خداوند باري تعالى) است،
پس چه شرافتي مي تواند به اين شرافت برسد؟
پروردگارا، و براي توست سپاس، از تو مي خواهيم ثبات و استقامت بر ولايتشان، و برائت از دشمنانشان، و اقتداي به راهشان، و اعتصام به پيوندشان، كه حبل الله متين و صراط مستقيم حق است، بارالها آمين.

من "حسن فرزند محمد فرزند شحاتة فرزند موسى العناني" هستم و بدنيا آمده در روز دوشنبه سیزدهم ذي‌الحجة سال 1365 هجری قمری برابر با دهم نوامبر 1964 میلادی در شهر "هربيط" از توابع بخش "ابو كبير" در استان "الشرقيه" مصر مي باشم.
در خانواده‌ای متوسط الحال (از نظر معيشتي) و از پدری که سه بار ازدواج كرده بود آخرينشان مادرم بود، و من دومین برادر از شش برادر هستم.
خودم دوبار ازدواج کرده‌ام و از ازدواج اولم صاحب سه فرزند هستم، سپس وی را طلاق دادم و اکنون از ازدواج دومم، صاحب یک فرزند شدم بنام بتول.
توضيح: زن اول وي (با تحريك خانواده و اطرافيان) بخاطر تشيع شيخ از او جدا شده است

پدرم مرا به (راه) قرآن بخشيده بود هنگامي که در شکم مادرم بودم، آنطور كه خودش (رحمه الله) مرا به اين امر خبر داد،
پس از پایان دوره شیرخوارگی و گرفتن از شیر، یعنی در سن دو سالگی، مرا به مکتب‌خانه (اوّل) بردند،
پس قرآن را (بطور كامل) حفظ كردم به دست "شيخ عبدالله العويل" در حالی که من در سن پنج سال و شش ماه بودم، و این تاریخ را از آنچه پدرم بر حاشيه تفسير جلالين (كه در حاشيه قرآن چاپ مي شود) نوشته است، يافته‌ام.
پس از آن، وارد دومین دوره مکتب‌خانه شدم و تجويد تلاوت بر اساس روايت حفص را بر "شيخ محمد موسى شنب" ياد گرفتم
پس از آن، وارد سومین دوره مکتب‌خانه شدم و تجويد تلاوت بر اساس روايت ورش و حمزة؛ بر "شيخ عبدالحليم عبدالنبي اسماعيل" فراگرفتم.
پس از آن پدرم مرا وارد الأزهر نمود و در آزمون ورودي الأزهر رتبه اول را به دست آوردم، همچنانكه در دبيرستان الازهر هم اول شدم.

Image
درباره تألیفاتم باید بگویم که کتاب "إحياء علوم‌الدين" (امام محمد غزالي) را درحالی خلاصه و مختصر کردم که هنوز به سن 15 سالگی نرسیده بودم، پس در اين اقتباس آن را از هرگونه مطالب کذب ‌پيراستم.
همچنین دارای قصاید و اشعاري هستم
و نيز رساله‌های ديگري همچون رساله "سراج الأمة في خصائص السادة الأئمه" و غير اينها.

فعالیتهاي ديني براى من خیلی زود آغاز گرديد؛
چون پدرمان همه ما (فرزندان خود) را بر عشق به اهل بیت (عليهم السلام) و محبت ورزيدن به ايشان تربيت کرده بود، و برای ما از شخصیت اميرالمؤمنين (صلوات الله عليه) بسیار سخن گفته بود.
او به من می‌گفت: "پسرم! اميرالمؤمنين بزرگترین حامی و یاور اسلام بود؛ و پیامبر (صلّى الله عليه وآله) اگر تنها مي رفتند مورد آزار و اذيت واقع مي شدند، و اگر همراهشان اميرالمؤمنين راه می‌رفت، هیچ کسي نبود كه جرأت كند تعرض و آزار و اذیتي به پیامبر برساند".

نخستين بار در زندگيم كه بالاي منبر رفتم برای خواندن خطبه‌های نماز جمعه بود در حالي که هنوز به سن 15 سالگی نرسیده بودم.
و شگفت آنكه خطبه نماز جمعه را هم خودم به دست خودم نوشته بودم اما هنگامی که بالاي منبر رفتم، چند فقره را كه خواندم سپس برگه نوشته ام را از بالاي منبر انداختم و خطبه ها را ارتجالا و بي سابقه قبلي كامل نمودم و اين به برکات آل البيت (عليهم الصلاة والسلام) بود.
و پس از آن همچنان به مدت پنج سال خطبه نماز جمعه را در مسجد "الأشراف" شهر مي خواندم
و پس از آن منتقل شدم به عنوان امام جماعت و خطيب جمعه به مسجد "الأحراز" در شهر مجاور؛ به دنبال فتنه‌اي كه در آن پيش آمده بود. و آنجا خطبه جمعه را برگزار مي كردم، و در آن مدت، تمام همّ و غمّ من ايستادن در برابر دشمنان اهل‌بيت (عليهم السلام) كه آنها همان وهابی های خبيث بودند، چه از اساتید مدارس كه با آنها مباحثات متعددي داشتم و چه با غير آنها از علماي آن شهر كه اسيران تاريكي بودند.
Image
پس از آن در سال 1968 ميلادي وارد نيروهاي مسلح شدم، و عهده‌دار هدایت و ارشاد معنوی نیروهای مسلح مصر در یگان مهندسی ارتش و ايراد خطبه جمعة برای آنها گرديدم.
در این دوران قصیده ي سرودم كه آنرا به نام "الدرة البهية في مدح العترة النورانية" ناميدم، و همينطور نيز آنرا شرح نوشتم.
و همچنين در اين مدت پژوهشی را درباره "فاتحة الكتاب العظيمة" نوشتم
همچنين در این دوره خداوند توفيق داد كه شماری از مسیحیان را بر دست من اسلام بیاورند. و نيز كسانيكه از مسلمانان بر دست ما توبه كردند، (يعني جلسات و فعاليتهاي علمي و تبليغي او سبب هدايت ديني مسيحيان و هدايت اخلاقي و التزام ديني برخي مسلمانان شده است)، حتى اقامه حدود شرعي را در حق برخي از افراد جاري كردم.

و خلاصه مي كنم مهم‌ترین مراحل زندگی (فعاليت ديني) خودم را؛ كه اينها بوده است:

1– مرحله ارتش: که طی آن در جنگ "ماه رمضان" (عليه رژيم صهيونيستي) حضور داشته و شرکت داشتم، و گفتگويي از من در مجله "النصر" منتشر شد، و مورد تشويق نظامي قرار گرفتم از مدير هيئت آموزش نيروهاي مسلح.

2 – مرحله «الدورامون»: که اين نام یکی از شهرهای استان «الشرقیه» مصر است، که مركزي از مراكز إخوان‌المسلمين و وهابیت خبيث بود. پس من به مدت هشت سال در آنجا اقامت گزيدم و انقلاب و تحول بزرگي را در آنجا برپا نمودم كه اوضاع و جو آنجا را بسوي بهتر تغيير دادم، و مرا بر اين موفقيت كمك كرد؛ اين جهت كه بیشتر از 90 درصد اهالي آنجا افراد تحصيلكرده و با فرهنگ بودند، پس آنها دعوت به ولايت آل البيت (عليهم السلام) را اجابت كردند و اهل ولايت شدند.

3 – مرحله قاهره: که از اوايل سال 1984 آغاز و تا سال 1996 ميلادي ادامه يافت، و اين دوراني است كه مملو از فعاليتهاي ديني بود، پس من پنج تدريس در مساجد متعدد (پايتخت) داشتم بجز خطبه جمعه و اقامه نماز جماعت كه در مسجدالرحمن منطقه «کوبری دانشگاه» داشتم، و اين همان مسجدي است كه پيوسته در آن اقامه نماز و برپايي خطبه ها و سخنراني هايم را مستمرا داشتم تا زمانی که (از سوی نیروهای امنیتی) دستگیر شدم. همچنين در آن دوران، جلسات شب نشيني ديني را در رادیو قرآن کریم داشتم و گفتارهايي هم در راديو صوت العرب (صداي عرب) و رادیو الشعب (مردم)، و همچنین اجتماعات و همایش‌هایی در باشگاه هاي قاهره و همه استان‌های كشور (مصر) داشتم. سپس برنامه اي تلویزیوني هفتگی تحت عنوان "أسماء الله الحسنى" ضبط کردم که از شبکه یک تلویزیون مصر پخش می‌شد.
Image

مجله المنبر:
* پس ولايتتان به اميرالمؤمنين و ائمه اطهار(عليهم السلام) را چه وقتي علني و آشكار گردید؟

شيخ شحاتة:
هنگامی که سختيها شدت يافت و سینه‌ام (از رويه پنهان نمودن حقيقت) به تنگ آمد، شروع كردم ولایت خود به أمير المؤمنين (عليه السلام) را آشكار كردن، بر منابر و در تلویزیون و در مطبوعات،
همچنانكه بيزاري و برائتم از دشمنانش (أمير المؤمنين عليه السلام) را علني نمودم، و دشمنان حق را بطور آشكار در همه رسانه‌هاي لعن کردم؛
پس از آن در ماه ربيع‌الثاني سال 1416 هجری قمری برابر با سپتامبر 1996 ميلادی دستگيري من انجام شد، و تنها اتهام من (بطور رسمي در مدارك ادارات امنيتي و قضايي) "آشكار كردن ولايت به علي بن ابي‌طالب و ترويج آن" بود! اللهم صل على آل البيت والعن أعدائهم (خداوندا بر آل البيت درود بفرست و دشمنانشان را لعن فرما).


مجله المنبر:
* آيا مي شود براى ما درباره اين مرحله حساس بیشتر توضیح دهید؟

شيخ شحاتة:
الحمدلله من از همان کودکی بر عشق به خاندان اهل بیت(عليهم السلام) و دوستي ايشان تربيت و بزرگ شدم
اما پس از سال‌های طولانی (سير مطالعاتي و معرفتي) حق و حقیقت برای من آشکار شد، که این امر از سال 1994 تا 1996 ميلادی بود، و اين امر به دنبال دیدن رؤیایی صادقه حاصل شد. كه در آن حضرت رسول الله (صلّى الله عليه وآله) را بر كوه بلندی دیدم، و من در پيشگاه حضرتش بودم، پس از آن اميرالمؤمنين(عليه السلام) آمدند، و شروع كردند حضرت پیامبر و حضرت امير(صلّى الله عليهما وآلهما) با یکدیگر با هم صحبت كردن، و آنها به زبانی سخن مي گفتند که من آن را نمی‌فهمیدم. سپس حضرت پیامبر (صلّى الله عليه وآله) امام (علي عليه السلام) را برای ماموريت مهمي فرستادند، و به من اشاره کردند که به دنبال ایشان حرکت کنم؛ بس به دنبال آن حضرت به راه افتادم، و من از قامت مبارک‌شان، تنها گردن مقدس ایشان را از پشت سرشان می‌دیدم، که در اوج زیبایی بود (اللهم صل على محمد وآل محمد)، و من پشت سر امام از کوه‌ پائين می آمدم و هرگاه که نزديك بود پرت شوم، ایشان با دست مبارک‌شان (بدون اينكه رو به من كنند) به من اشاره مي فرمودند، و من بر مي خاستم و مي توانستم خودم را بگيرم. و الحمدلله از خوابي كه ديده بودم بیدار شدم، و دانستم كه اين رؤيا معنيش چنين است كه من باید در اظهار حق تحمل كنم و به دنبال امام (امیرالمؤمنین) بايد سير کنم، و من بزودي در معرض مشقتهاي بسیاری قرار خواهم گرفت، اما به بركت ولایت أهل البيت (عليهم الصلاة والسلام) پايداري و استقامت مي نمايم.

از آن زمان، و بعد از گذراندن سفر جستجوي علمي شاق و طاقت فرسايي (كه براى كشف مباني علمي مذهب حق داشتم)؛ حبل الله استوار و محکم و صراط مستقیم الهي را محكم چسبيدم يعني به ولایت اهل بیت(عليهم الصلاة والسلام)، پس شروع كردم در علني كردن آن در هر جا، و هدفم از اين امر گرفتن انتقام براي أمير المؤمنين ومعصومين طاهرين از دشمنانشان بود، و در اين مرحله بود كه از من جدا نشد بركات سروران من (معصومين) كه خداوند مرا بهره مند فرموده بود به مشاهده ايشان در عالم رؤيا، و نيز مواسات و امداد ايشان به من مي رسيد وقتي در معرض مشكلات و سختيها قرار مي گرفتم، ولله الحمد و المنة (و سپاس و منت خداي را ست). اين علني نمودن (ولايت و برائت) بر من همه انواع هزينه ها تحميل كرد، اما این امر (ترويج ولايت و برائت) کمترین چیزی است که می‌توانم آن را به مولا و سرورم أمير المؤمنين(عليه السلام) تقدیم کنم، و از آن حضرت خواهش و اميد دارم كه بر من تفضل كنند و این اندک ناچیز را از من بپذیرند.

مجله المنبر:
* پس از آن بازداشت شما اتفاق افتاد؟

شيخ شحاتة:
بله ولكن بحمد الله سه ماه بعد مرا آزاد کردند.


مجله المنبر:
* چه مي گوييد براى اقدامتان براي برگزاری مجالس عزاي امام حسين(عليه السلام) شديد؟ .... این اقدام شما را به زمینه‌سازی برای تدارک یک انقلاب علیه رژيم تشبيه كردند؟

شيخ شحاتة:
همانا بني اميه که لعنتهاي خداوند بر آنهاست؛ در کشور ما مصر روز عاشورا را به عنوان روز عید مرسوم کردند، و در اين باره دروغ بر رسول الله (صلّى الله عليه وآله) بستند، دروغ‌های متعددی مانند دعوت به اطعام در اين روز، و سرمه كشيدن و پوشیدن لباس‌های نو و غسل و گرفتن روزه در روز عاشورا، و با اين دروغهايشان گمان كردند که اين روز (عاشورا) روز مسعود و خوشبختي برای همه انبياء الهي بوده است. با اين رويكردها بايد گفت: انا لله وانا اليه راجعون.

Image

این یاوه‌سرایی‌هايي كه از شدت پوچي آن مادر جوان مرده را به خنده مي اندازد را من می‌دیدم و همواره قلبم از همه اينها به درد می‌آمد. هنوز هم عوام این روز را عيد می‌گیرند، و در آن شیرینی توزيع مي كنند، كه نام مخصوصي هم به زبان عاميانه بر آن مي گذارند كه معنايش است "شیرینی عاشورا"، همه اينها بخاطر اين بود كه علماي (منحرف) كه خداوند آنها را بكشد، زبانهاشان گنگ شده و كتمان حقايق مي كردند، و حرف باطل را بازگو مي كردند. بخاطر همين عوام مردم نشناختند كه روز عاشورا چه بر حسين (صلوات الله عليه) گذشت؟ و اين امر (وقايع عاشوراي كربلا) بخاطر اين بود كشتن حسين از روز سقيفه بني ساعده برنامه ريزي شده بود.
از اين رو آنقدر فریاد زیادم كه صدايم گرفت و گفتم: "اي مردم! چگونه می‌توانید در روزی که فرزند پیامبر(صلی الله علیه و اله) و نور دیدگانش كشته شد جشن بگیرید و خوشحال باشید ؟"
و خودم شروع كردم به برگزاری مجالس عزاداری امام حسين(عليه السلام).
پس ما (خود و دوستان) به افتخار حضرتش (صلوات الله عليه) روزهای محرم مي نشستيم و درباره سيره و روش معطر حضرتش و مصائب دردناكش گفتگو مي كرديم، و تمام طول شب را تا وقت طلوع فجر گریه می‌کردیم.
پس وقتي اين برنامه را انجام دادم و لباس سیاه می‌پوشیدم و مجلس گرفتيم در مقام و بارگاهش یعنی "مسجد إمام حسين"(عليه السلام) (راس الحسين)، (در جاييكه محل اجتماع زائران مصري حضرت است)، پس آنوقت بود كه ترسيدند در مصر انقلاب بشود، و اين شد که كردند آنچه كردند و آن مصائب و بلاهايي را بر سر من آوردند. ولله الأمر من قبل ومن بعد! (همه امور از گذشته و آينده بدست خداوند است).
Image

مجله المنبر:
* آیا ياد حسين (علیه السلام) واقعاً تا این درجه آنها را می‌ترساند؟

شيخ شحاتة:
آیا ياد حضرتش (صلوات الله عليه) در طول تاریخ ظالمان و طاغوت‌ها را به لرزه در نیاورده است؟

مجله المنبر:
* در اين موضوع... ديدگاه شما درباره شعائر حسینی چیست؟

شيخ شحاتة:
همانا شعائر حسینی عباداتي است مانند دیگر عبادات مثل برپايي نماز جمعه و جماعت ها، و گریه از روی صدق و معرفت و اخلاص در اينها (مراسمهاي حسيني) سبب ايمني از عذاب جهنم در روز قیامت است.
به همین دلیل باید یادواره هاي ائمه را در روزهای ولادت و شهادت ایشان احياء نمود.

چونكه ايشان هستند محبوبان و معشوقان ما و آیا امكان دارد كه فرد عاقل؛ بدون یاد محبوبش زندگی كند؟

و همانطور كه اين شاعر مي گويد:
كرر على سمعي حديث أحبتي * فبذكرهم تتنزل الرحماتُ =
بر گوش من سخن محبوبانم را تكرار كن * پس با ياد ايشان است كه رحمتهاي الهي نازل مي گردد

واحضر مجالسهم تنل الرضى * وقبورهم زرها إذا ماتوا =
و حضور به هم رسان در مجالس ايشان تا به مقام رضاي الهي برسي * و قبورشان را زيارت كن وقتي كه از دنيا رفته اند

من از كساني كه براي احياء برنامه هاي يادبود اهل بیت(علیهم السلام) اعتراض مي كنند تعجب می‌کنم!
بخدا قسم كه اين رويكرد عجيبي است در اين امت!
اين امت به كشتن و پراكنده نمودن و فراري دادن و تعقيب كردن و مسموم كردن و ذبح كردن ايشان (اهل بيت عليهم السلام) اكتفا نكرده، بلكه مي خواهند تلاش كنند تا خلايق ياد ايشان را نيز فراموش كنند و مجالسشان را نيز متلاشي كنند! پس عجب امتي هستند اين گروه؟!

ما می‌بینیم مسیحیان به دنبال آثار (برجای مانده از) حضرت مسيح(عليه السلام) هستند، و کلیساهایی برای اين آثار برپا می‌کنند، يا اينکه يهود کنار دیوار ندبه (بُراق) می‌ایستند و براي معبد هیکل می‌گریند، بلكه گوينده اي از ايشان گفته: اگر موسى فرزندي براى ما به يادگار كذاشته بود ما او را مي پرستيديم. (اشاره به شدت احترام و تكريم يادگار پيامبرشان)

و اين افراد بر ما اعتراض مي كنند وقتي ما برای اماممان حسين مي گرییم و ندبه مي كنيم! به خدا قسم نمي دانم اين افراد (فرق ضاله) از چه جنسي (از اجناس خلايق) هستند؟! آنها قطعا از جنس بشر نيستند و حتى از چهارپايان نيز نيستند، چونكه چهاربايان هم بر امام حسين گریستند بلكه بر او گریست بشر و حتى جمادات. (صلوات الله عليه وعلى جده وأبيه وأمه وأخيه والمعصومين من بنيه) صلوات خداوند بر او و برجدش و بر پدرش و بر مادرش و بر برادرش و معصومين از فرزندانش باد.

مجله المنبر:
* جایگاه اهل بیت(علیهم السلام) در شریعت چیست؟

شيخ شحاتة:
جایگاه آنها جایگاه "امامت بزرگ" (امامت وجودي = تكويني و تشريعي) است؛ چه اينكه آنها اصل و ريشه همه پايه هاي وجودي در بوجود آمدن اين هستي مي باشند.
آنها ستارگان راه يافتن هستند، هر كه ايشان را پيروي كند به صراط مستقيم الهي راه برده است، و هر كه از راهشان جدا شود از مغضوب عليهم و ضالين مي باشد.

بنابراين اهل البيت (عليهم السلام) همان چراغهاي هدايت و كشتيهاي نجات هستند.
و آنها هستند امامان و رهبران ما، و اولوالأمري كه بعد از اطاعت خداوند اطاعتش واجب است؛ همچنانكه نص قرآن بر آن وارد شده است.
و آنها هستند خازنان قرآن،
و آنها هستند ستارگان راه صراط،
و آنها هستند أولياء الله (كه در قرآن ياد شده)
و آنها هستند آهل الذكر كه از ما خواسته شده از آنها بپرسيم در هر چيز دين (فاسئلوا اهل الذكر)
و آنها هستند أهل دين صحيح.

بنابراين بر هر موحد عاقلي واجب است كه آنها را در عبادات و معاملات پيروي كند.
چون آنها هستند اهل قداست و طهارت و اهل عصمت و نزاهت.
و مي گويم همچنانكه گوينده (اين اشعار) گفته است (يعني اين عقيده را دارم):
هم النور نور الله جل جلاله = هم التين والزيتون والشفع والوترُ =
آنهايند نور (حقيقي)؛ نور خداوند جل جلاله = آنهايند تين وزيتون وشفع و وترُ (كه در قرآن ياد شده)

مهابط وحي الله خزّان علمه = ميامين في أبياتهم نزل الذكرُ =
فرودگاههاي وحي الهي و خازنان علم او = مباركاني كه در خانه شان قرآن نازل شده است

فلولاهم لم يخلق الله آدماً = ولا كان زيد في الوجود ولا عمرو =
اگر نبودند ايشان؛ خداوند آدم را خلق نمي نمود = و نه زيد در وجود آمده بود و نه عمرو

ولا دُحِيت أرض ولا رُفِعت سما = ولا طلعت شمس ولا أشرق البدر =
و نه زمين گسترانده گرديده و نه آسمان برافراشته شده = و نه خورشيد طلوع كرده و نه ماه تابيده

مجله المنبر:
* برخی از فرقه‌های سني ها می‌گویند که جزو اهل‌بیت ؛ زنان پیامبر هم هستند، نظر شما در این باره چیست؟

شيخ شحاتة:
اهل بیت(صلوات الله عليهم)، همانا كساني هستند كه زير عباي پيامبر در وقت واقعه كساء بودند، و اهل بيت تنها همان اهل کساء و 9 نفر از ائمه، از فرزندان حسین(علیه السلام) هستند. و هیچ یک از صحابه و زنان پیامبر در اين شرافت و افتخار با آنها نيستند،

همچناكه در حديث صحيح وارد شده است كه ام المؤمنين ام سلمة كه در آنجا بود؛ خواست همراه اهل بيت زير عبا بيايد، پس حضرت پیامبر (صلى الله عليه وآله) او را منع فرمود، و به او گفت: تو زوج رسول الله هستي و سرانجام تو خير است (اما جزو اهل بيت نيستي).
وهيچيك از زوجات نبي جزو آل البيت (طاهر و معصومند) نبوده، چه اينكه خداوند از اين امر (عدم عصمت) در قرآن پرده برداشته كه امكان سرزدن كار زشت از آنها هست، وقتي خداوند در اين آيه فرمود: (يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ). (اي زنهاي پیامبر هر كه از شما كار زشت واضح بجاي آورد همانا عذاب او دو برابر است) كه اين آيه مي فهماند آنها امكان ارتكاب كار زشت و گناه را داشته و معصوم نيستند،

و اين در حالي است كه خداوند تعالي درباره آل البيت آيه تطهير (كه از محكمات قرآن است) را نازل فرموده، آنجايي كه خداي تعالى فرموده: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) (همانا خداوند اراده فرموده است كه رجس و پليدي را از شما اهل البيت دور بدارد و شما را طاهر و پاكيزه نگهدارد آنچنان طهارتي.
و هيچ كسي ملحق به آل البیت نشده است مگر جبرئيل از ملائكة، و سرور ما سلمان فارسي محمدي از ميان عامه بشر.

مجله المنبر:
* آیا اين عقيده صحيح است كه كسي ديگر را بر اهل بيت (عليهم السلام) برتري داده و افضل بدانيم؟
توضيح: اشاره به عقيده سنيان است كه آن دو نفر (گرداننده توطئه سقيفه) را افضل مي دانند؟

شيخ شحاتة:
بالطبع نه.
پس هرآينه همه خلايق همه شان از ملائکه مقربين گرفته تا مؤمنين بشر و ذوات موجودات در همه عوالم آسمانها و زمينها، همه اينها به صلوات بر محمد وآل محمد تعبد مي ورزند (يعي عبادتشان است)
آيا با اين جايگاه؛ دیگر براي كسی امكان افضليت بر اهل بيت وجود دارد؟ هرگز و هزار هرگز.

مجله المنبر:
* درباره آنکه پیامبران(عليهم السلام) را برتر از اهل بيت(صلوات الله عليهم) می‌داند، چه نظری دارید؟

شيخ شحاتة:
همانا آل البيت(صلوات الله و سلامه عليهم) پس از محمد رسول خداوند (صلی الله علیه واله) از همه آفريدگان افضل هستند.
بنابراين ايشان از تمام انبياء و مرسلين و پیامبران اولوالعزم و ملائکه مقربين و ساكنان سدرة المنتهى و حجب الهي و دربرگيرندگان گرداگرد عرش الهي افضل هستند.
و چه انساني مي تواند بر ايشان فضيلت داشته باشد؟! خواه از انبياء و مرسلين باشد يا از صحابه و يا از حواريين.
و اينكه كسي ديگري را بر ايشان افضل بداند يكي از اين سه علت را دارد:
1- بخاطر عدم معرفت و شناخت باشد (مي داند بايد معرفتي را پيدا كند ولى هنوز به آن نرسيده است) بس چنين شخصي معذور است تا اينكه به اين معرفت برسد.
2- و يا بخاطر جهل مركب است (يعني هم معرفت ندارد و هم نمي داند كه جاهل است) كه صاحب آن دم از عقيده خطاي فاحش مي زند و آنرا صواب و درست مي بندارد!
3- و يا علتش دشمني و عناد است، (يعني با اينكه قلبا معترف است اما به زبان و رفتار انكار مي دارد)، كه گرفتار اين علت؛ شخصي است كه هم چشمش كور است، هم بصيرتش را پرده انكار بوشانده، هم فاقد عقل و سياهدل است، و حيوان چهارپا از او بهتر است.

و براي توضيح اين مطلب؛ تا اينكه اهل تذكر تذكر بيابد و اهل عبرت عبرت بگيرد؛ مي گوييم:
خداوند در همه عوالم هستي خانداني را مانند اين بيت و خاندان گرامي نيافريده،
پس ستون و بزرگ اين خانه و خاندان سرور فرستادگان الهي است
و سرپرست اين بيت همانا اميرالمؤمنين است
و بانوي اين خانه همانا (فاطمة) برگزيده خداوند در ميان اولين و آخرين است
و مردان اين بيت همانا حسن و حسين دوسرور جوانان همه اهل بهشت هستند، و امام سجاد كه به زين العابدين شناخته مي شود، و باقر و شكافنده علوم پيامبران، و صادق اهل آسمانها و زمينها، و كاظم ميان خاشعان، و رضاي زهد ورزان، و جواد بخشندگان، و هادي هدايت پذيران، و عسگري آن مقام امين، و مهدي خداوند در آسمانها و زمينها، صلوات خداوند بر همه ايشان باد.

اي كه اين سخن را مي شنوي: يك بيت و خانه مثل اين خانه برايم بياور كه معصوم است با روح معصوم. اين تاريخ است كه قلب برگهايش را ورق مي زند تا تو حق را روشن و فروزان ببيني:

(علي) همتاي رسول الله است در همه خُلقيات و مقامات الهي بجز نبوت، او ازدواج كرده با دختر رسول الله و پاره بدنش و قطعه جگرش، آنكه بخاطر رضايت او خداوند جل جلاله راضي مي شود، و بخاطر خشم وي خداوند غضب مي نمايد، خودش برادر رسول الله است و زوجه اش كسي است كه رسول الله درباره اش فرموده (ام ابيها) مادر پدرش است، (چه بگويم) درباره ذريه اش كه وارثان جمال و كمال محمدي هستند، دو چشم رسول الله و و دو دست او، و جگر او و قلب او،

از (سخن) پيامبري كه (خداوند درباره اش فرموده) لاينطق عن الهوى (از ميل خودش سخن نمي گويد) بشنو كه مي فرمايد ( به اين مضمون): من وعلي از يك درخت و ريشه هستيم و ساير مردم از درختها و ريشه هاي مختلف هستند،

و چه مي گويي درباره: درختي كه محمد ريشه و تنه اش است و فاطمه شاخه آنست و علي لقاح و ثمربخش اين درخت است، و حسن و حسين ميوه هاي آن درختند، و دوستانشان برگهاي اين درخت، هر كه به اين درخت بياويزد نجات يابد، و هر كه جدا افتد هلاك شود؟

كدام خانه و بيتي ازخانه ها و بيوت است مگر اين بيت و خانه نبوي؛ كه پيامبر درباره اهل اين خانه گفته باشد: هر كه اين دو و پدرشان و مادرشان را دوست بدارد؛ در بهشت همراه من و در درجه من خواهد بود؟

كدام خانه و بيتي ازخانه ها و بيوت است مگر اين بيت و خانه نبوي؛ كه پيامبر به اهل آن خانه مدالها و نشان هاي الهي را داده باشد؟
پس به سرپرست خانه گفته باشد: جايگاه تو از من به منزلت هارون از موسى است،
و به بانوي خانه گفته باشد: فاطمه بخشي از كالبد من است، مسرور مي كند مرا آنچه او را مسرور كند و آزرده مي كند مرا آنچه او را آزرده مي كند،
و به دو سرور خانه گفته باشد: حسن و حسين هر دو امامند، چه قيام كنند و چه بنشينند، و حسن و حسين دو سرور جوانان اهل بهشتند، و پدرشان بهتر از اين دو است، و حسن و حسين دو گل خوشبوي من از دنيا هستند، و حسن و حسين شنوايي و بينايي من هستند، و بگويد اي حسن كالبدت به من شبيه است، و به حسين بگويد خُلق و خويت به من شبيه است، اما حسن كه هيبت و آقايي مرا دارد، اما حسين كه جود و بخشش و جرأت مرا داراست،
براى كي اين همه فضيلت است جز خاندان نبوي؟

نگاه كن و تأمل نما كدام خانه و بيتي ازخانه ها و بيوت در سرتاسر نواحي مسكوني و آباد زمين است در طول تاريخ دنيا؛ مگر اين بيت و خانه نبوي؛ كه پيامبر آنها را به خود چسبانده و با عبايش دربرگرفته باشد و درباره شان گفته باشد: بارالها اينها اهل بيت من هستند، خداوند پس پليدي را از ايشان دور بدار و آنها را پاك بدار پاك داشتني؟

كدام خانه و بيتي ازخانه ها و بيوت است مگر اين بيت و خانه؛ كه أهلش همراه پيامبر براي مباهله بيرون آمدند و پيامبر به آنها گفت هر وقت دعا كردم شما آمين بگوييد، و چون انوار جبين اهل اين بيت كريم را؛ كشيشان و اسقفان مسيحي ديدند؛ از كوه به پايين فروآمدند و مي دويدند همچون الاغهاي رميده، و بزرگ آنها درباره اهل اين خانه گفت: من چهره هايي را ديدم كه اگر آنها از خداوند مي خواستند كه كوهي را زايل كند هر آينه آن كوه را زايل مي فرمود.

كدام خانه و بيتي ازخانه ها و بيوت است مگر اين بيت و خانه؛ كه پيامبر در معرض شنيدن و ابلاغ به همه اهل دنيا (درباره اهل اين خانه) اعلان كرده باشد: من در ميان شما چيزي را وديعه مي گذارم كه اگر به آنها تمسك بورزيد هيچگاه بعد من گمراه نمي شويد: كتاب الله و عترت من اهل بيت است، پس همانا خداوند لطيف خبير مرا خبر داد كه اين دو از هم جدا نمي شوند تا اينكه بر حوض كوثر به من بازگردند.

كدام خانه و بيتي ازخانه ها و بيوت است مگر اين بيت و خانه؛ كه خداوند اجر نبوت و رسالت و شريعت و حقيقت و طريقت و عبادت را مودت آنها (اهل اين خانه) قرار داده باشد و به نص صريح قرآن هم آنرا گفته باشد: بگو اي پيامبر من از شما پاداشي بر اين (انجام ماموريت رسالت و نبوت) نمي خواهم مگر مودت درباره نزديكانم).

و چه بگويم درباره بيت و اهل خانه اي كه اگر شخص عاقل تدبر كند هر آينه مي يابد كه بيش از نيمي از قرآن درباره آنها سخن مي گويد و اشاره به فضايل و برتري آنها مي نمايد و مقام عالي ايشان را بيان مي نمايد.

و بيا با من به تامل در اين حديث شريف؛ كه آنرا ديلمي (از علماي سنيان) در مسند الفردوس با سندش نقل كرده از پيامبر (صلّى الله عليه وآله) كه كفت: من و علي نوري بوديم در محضر خداوند تعالى، سپس ما را منتقل فرمود به صلب آدم، و همينطور ما را منتقل مي فرمود از صلبي به صلبي تا اينكه رسيد به عبد المطلب، پس از آن من از عبد الله بيرون آمدم و علي از ابوطالب، سپس نور ما دو نفر مجتمع گشت در حسن و حسين؛ س اين دو نفر دو نورند از نور پروردگار جهانيان.

و همانا اهل البيت را كسي بر آنها برتري در مقام ندارد مگر رسول الله محمد (صلّى الله عليه وآله)، پس آنها بعد پيامبر از همه آفريدگان الهي افضلند، و هر آينه اين قرآن كريم است كه ما را به اين حقيقت رهنمون مي رساند:

پس ما (در قرآن) مي بينيم كه بزرگان رسولان الهي از خداوند خواسته اند كه آنها را به صالحين ملحق كند، همانطور كه در دعاي حضرت خليل الله إبراهيم آمده: (رب هب لي حكما وألحقني بالصالحين) ودر دعاي حضرت صدّيق يوسف نبي آمده است كه: (توفني مسلماً وألحقني بالصالحين) و در دعاي حضرت سليمان حكيم آمده است كه: (وأدخلني برحمتك في عباد الصالحين)، و بدانكه كه صفت (الصالحين) وقتي در قرآن ذكر مي شود؛ پس مراد از آن معصومان چهارده گانه (عليهم السلام) هستند، و همينطور توصيف (الأولياء) وقتي در قرآن ذكر مي شود؛ پس آنها هستند "أولياء الله" نه غير ايشان.

و هرآينه انبياء (همه شان) و مرسلين (تمامشان) و اولوالعزم براى حوائجشان به اهل بيت نبوت توسل جسته اند: پس ابوالبشر آدم (عليه السلام) اين چنين پرودگارش را دعا مي كرد و مي گفت: خداوندا من از تو مي خواهم به حق محمد وتويي محمود، و به حق علي و تويي همان أعلى، و به حق فاطمة و تويي همان فاطر السماوات والأرض، و به حق حسن و تويي همان محسن، و به حق حسين و تويي قديم الإحسان (و من بنده كوجكشان حسن شحاته هم مي گويم و به حق مهدي و تويي همان هادي) كه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستي و اينكه گناه مرا بيامرزي.

و حقيقتا مقام امامت بالاتر از مقام نبوت است؛ پس در حديث شريف است كه: خداوند ابراهيم را به عنوان نبي انتخاب كرد قبل از آنكه او را به عنوان رسول برگزيند، و به عنوان رسول برگزيد قبل از اينكه او را به عنوان خليل برگزيند، و به عنوان خليل برگزيد قبل از اينكه او را به عنوان امام برگزيند،
و كافي است از دلايل شرافت مرتبه امامت اينكه صاحب آن معصوم و محفوظ به حفظ الهي است؛ و مورد احاطه او بوسيله عنايت اوست، از وقتي كه نطفة بوده تا وقتي كه (در زمان رحلت) به ملاقات پرودگارش مي رود، پس او ظلم نمي كند و حتى ميل به ظلم به خود و يا ديگري نيز پيدا نمي كند.

و همراه من بشنو اين كلام خداوند را كه فرمود: (قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ). گفت كه من تو را براي مردم امام قرار مي دهم؛ پس ابراهيم گفت و از ذريه من هم امام باشند، گفت به اين مرتبه و عهد الهي افراد ظالم (گناهكار) نمي رسد، (يعني كه فقط اینها كه معصومند امام مي شوند)، و اين (آيه امامت ابراهيم) بزرگترين دليل است بر آنچه ما مي گوييم (از برتري مرتبه امامت بر مرتبه نبوت و معصوم بودن امام).

و كافي است اينكه همه مؤمنان بدانند كه إبراهيم خليل (عليه السلام) از شيعيان أمير المؤمنين (عليه السلام) بود، چه اينكه خداوند تعالى (در قرآن) مي فرمايد: (وإن من شيعته لإبراهيم) و هرآينه ابراهيم از شيعيان اوست، صدق الله العلي العظيم.

(نتيجه) همانا اهل البيت را با هيچ كس مقايسه نمي كنند. آيا مقايسه مي شود بشكل گوسفند با دانه هاي الماس؟!
همانا هيج خاندان پاك و پاكي نيست مگر اهل البيت، و هرچه بيشتر به آن چسبيدي؛ آنها از انوارشان بر تو مي ريزند بقدري كه آلودگيت پاك شود.
و همراه من گوش بشنو سخن پيامبر را؛ وقتي كه امام حسن (در كودكي) خرمايي از خرماي صدقات (زكات) را برگرفت (و دهان كذاشت)، بطوريكه پيامبر از جاي خود برجست و ايستاد و او را گرفت و به او گفت: كح... (لفظ براي پرهيز از خوردن و بيرون انداختن لقمه از دهان) همانا (زكات) چركيهاي اموال مردم است كه براي محمد و خاندان محمد حلال نيست.

همانا اهل البيت وجود داشته است از وقتي كه رسالت نبوي آغاز شد، و سرور عترت اميرالمؤمنين بود كه با برادرش نبي اكرم گام به گام همراه بود، همراهي بچه شتر با مادرش (ضرب المثل عربي براي شدت همراهي)، همچنانكه خود حضرتش بيان كرده است، چه در امر توحيد و عبادت و جهاد و بلاغ و بيان (پيامهاي نبوي) و دفاع. و اين سخن پيامبر (صلّى الله عليه وآله) را پيش چشمت بدار كه فرمود: اگر نبود شمشير علي و مال خديجة؛ هيج ستوني از اسلام برپا نمي شد.

پس اهل البيت هستند همان اهل ذكر و علم، و آنها هستند أهل طهارت و قداست، دين صحيح آنست كه از خانه ايشان بيرون آمده، و علم صحيح آنست كه زبان ايشان بدان گويا شده، و صراط مستقيم همان است كه گامهاي ايشان بر آن استوار شده، و بينش صحيح آنست كه دلهاي ايشان آنرا در برگرفته است، كالبدشان كالبد پيامبر است، و عقل و دركشان عقل و درك پيامبر، و زبانشان زبان پيامبر، و اعضاء و جوارحشان اعضا و جوارح پيامبر، و احكام شان احكام پيامبر.

و همراه من در اين سخن امام صادق عليه السلام بيانديش وقتي كه (ابوحنيفه مي خواست عصاي حضرت را ببوسد چون عصاي بيامبر بوده و حضرتش) با اشاره به دست مباركشان به ابوحنيفه فرمود: دست رسول الله را ببوس، پس اعتقاد صحيح نزد آل البيت است (چون آنها مظهر پيامبر هستند و دين صحيح را بايد از صاحب دين يعني پيامبر گرفت).

پس هر كه بخواهد از دروغهاي ابوهريرة و خرافات ابن تيمية و سفاهتهاي ابن عبد الوهاب فرار كند بسوي خداوند، بر او لازم است كه پناه ببرد به اهل بيت نبوي و سوار بر كشتي ايشان شود تا اينكه از غضب و سخط و عذاب الهي برهد، و از گمراهيهاي گمراه كنندكان ولوچي و كج بيني منحرفان نجات يابد.

و اگر تعارضي بين علماي همه دنيا (از گذشتكان و آيندكان) و بين يكي از امامان مبارك اهل بيت (صلوات الله عليهم أجمعين) اتفاق افتد؛ لازم است كه از همه آن علماي ديني برگشته و روي گردانده؛ و بجايش از امام معصوم از اهل بيت را پيروي كرد.

پس هر عاقلي باشد؛ اگر بر او عرضه كنيد "پيروي از صحابه و علماء و اصحاب مذاهب و فقهاء و محدثين و شيوخ ديني و مشايخ طرق صوفية" يا ترك اين گروهها و پيروي إمام حسين (عليه السلام) مثلا؟ حتما او مي نشيند زير پاي امام و نعلين او را مي بوسد و مي گويد: پيرويم از اين امام برايم خير است، و افضل و سالمتر است،
جون در تمام دنيا تنها اوست؛ شخصي كه امام فرزند امام است و پيامبر او را روي شانه هاي بزرگ كرده و از آب دهان حضرتش نوشيده، و علم و حلم و فتوت و حكمت را به او نوشانده، و اوست معصوم فرزند معصوم، و پيروي او در دنيا سبب هدايت و رستگاري و صلاح و سعادت بوده، و در دنيا اوست كه سرور جوانان اهل بهشت است و شفاعت مي كند براى دوستان و پيروانش و آنها را در جايگاههاي بهشتيشان ساكن مي فرمايد.

اين است رويكرد عقلا، اما غير اينها پس افرادي احمق و ديوانه و گمراه و گمراه كننده اند.
و بايد بدانيد كه تنها محبت ورزيدن نسبت به اهل بيت كافي نيست، چه اينكه كساني كه با اهل بيت جنگيدند هم مدح اهل بيت مي كردند و ادعاي محبتشان را نيز داشتند، و صوفيه (سني) شب و روز آنها را مدح مي كنند؛ پس از آن هم ترضي (رضي الله گفتن) براى دشمنان اهل بيت هم دارند، .... وه كه چه ناداني است اين رويكرد!

مجله المنبر:
* پس وظيفه امت (پيامبر) نسبت به اهل بيت (عليهم السلام) چيست؟

شيخ شحاتة:
وظيفه امت نسبت به اهل بيت بسيار سنگين است. پس لازم است كه اعتقاد به عصمت تامه و كمال مطلق و محبت خالص و اعتقاد به امامت الهي و حجت بالغه رباني ايشان داشته باشند.
و قبل از همه اينها از دشمنان ملعون برائت ورزيده، از اولين سگ تا آخرين خوك، بر آنها لعنتهاي خداوند باد، در هر دم و هر زمان و هر وقت به اندازه پرشدن آسمانها و زمين.

مجله المنبر:
* مي بينيم كه لحن سخن شما در برابر دشمنان اهل بيت (عليهم السلام) بسيار تند است؟!

شيخ شحاتة:
آنها مستحق بيشتر از اينها هستند،
پس خداوند اراده نموده است كه هر امتي با پيامبرش دشمني و مكر ورزيده و او را آزار رسانند،
ولكن هيچ پيامبري به اندازه پيامبر ما آزار نديده است، چه آزار به شخص خودش؛ و چه آزار به اهل بيت او،
پس چهل بار برنامه ترور پيامبر را طراحي و اجرا كردند، و هربار خداوند او را نجات داد،
سپس در زمان حياتش به او كرارا ظلم كردند؛ درباره برادرش اميرالمؤمنين، و او را متهم كردند كه او درب خانه هاشان به مسجد را بسته و درب خانه علي را بازگذاشته، و آنها را از مسجد بيرون كرده و برادرش را واگذارده، و در هربار خداوند پرچم و نشان اهل بيت و فرزندانش را با آشكار ساختن مقاماتشان برافراشته تر فرموده است،

پس در روز مباهله همه آن مردم جمع شدند و لباسهاي نو پوشيدند و زنان و فرزندانشان را نيز همراه آوردند (به گمان اينكه در مباهله شركت كنند و مشمول آيه شريفه بشوند) ولي پيامبر (صلّى الله عليه وآله) فرمود: علي كجاست؟ برايم حسن و حسين و فاطمه را فرا بخوانيد، و اين بخاطر اين بود كه آنها خاندان طهارت و خاصه خلايق و محبوبان حق هستند،
اين نمونه اي از آنچه در زمان حيات پيامبر رخ داد.

اما بعد از وفات پيامبر؛ پس آنها او را درباره اهل بيتش غارت كردند، (يعني هر چه موقعيت و نشان فضيلت بود را محو و پنهان كردند)،
پس اولين اقدامي كه كردند اين بود كه جايگاه و مقام برادرش اميرالمؤمنين را كه خداوند آنرا برپا كرده بود غصب كردند، و خلافت نبوي را (با نمايشي كثيف كه در سقيفه بني ساعده برپا كردند) گرفتند،
سپس هجوم كردند بر حضرت زهراء؛ آن نور چشم مصطفى و پاره جگرش؛ پس حق او و ميراثش را غصب كرده، و او را آزار داده و در حضور عموم به او جسارت كردند، و خانه اش را سوزاندند و دربش را بر پهلويش شكستند و جنينش را سقط كردند، و رخ داد آنچه بر حضرتش رخ داد!!
و غضب نمود حضرت زهرا و هنگام غضب او خداوند غضب مي كند، و هر كه خداوند بر او غضب مي كند مستحق لعن دائمي است، پس خداوند لعنت كند آنكه پيامبر را بخاطر او آزار داد،
پدر و مادرم فدايش باد، حضرتش شهيده از دنيا رفت، (در اينجا شيخ شحاته مي گريد؛ و گريه شديد مانع ادامه اين صحبت مي شود.

مجله المنبر:
ولي هستند كساني كه مي گويند بر شيعه لازم است كه به نقد خلفا پرداخته تا اينكه حساسيتي با مردم عامه برنيانگيزد ... نظر شما چيست؟

شيخ شحاتة:
يادم مي آيد در يكي از سفرهايم به امريكا و رفتنم به ايالتهاي مختلف آن؛ كه من دعوت شده بودم براى اجراي يك سخنراني درباره سيد و مولايم سبط پيامبر حضرت امام حسن مجتبى صلوات و سلام خداوند براو،
يكي از علماي شيعه از بريتانيا (كه آنجا حاضر بود) به من گفت: خواهش مي كنم كه احدي از خلفا را سب نكني، بخاطر روابطمان با برادران سني!

پس من به او اين چنين پاسخ دادم:

اي شيخ! من هيچ يك از خلفا را هيج وقت سب نكرده و نخواهم كرد.
(چون سب يعني دشنام كاري ناپسند است، و اين فرق مي كند با لعن كه خداوند در قرآن؛ و رسول او در حديثش؛ گروهها و اشخاصي را لعن فرموده، و لعن اين گروهها و افراد نوعي عبادت است، و تازه بيان كردن حقايق تاريخ وظيفه است و كتمانش گناه است، حال اكر آن افراد خودشان كاري كرده اند كه سزاوار لعن خدا و رسول و خلق مي گردند، تقصير من كه راوي حقايق هستند نيست، تقصير خودشان است)

اي شيخ خلفاء حقيقي كسي نيست مگر خلفاي قانوني اسلام كه (پيامبر معرفيشان كرده) و شناخته شده هستند، و آنها همان ائمه معصومين (صلوات و سلام خداوند بر همه شان باد) مي باشند، من خلفائي غير ايشان نمي شناسم،
اما اينها كه شما از آنها سخن مي گويي همان تخلف ورزيدگان از بيعت با اميرالمؤمنين (بعد پيامبر) هستند، و آنها دشمنان اهل بيت هستند.
و اي شيخ! بدانكه برادران سني ما روز قيامت از دست ما بيشتر ناراحت مي شوند اگر براي آنها بيان نكنيم حقيقت و ماهيت كساني را كه ايشان به آنها تعبد مي ورزند و اطاعتشان مي كنند.

مجله المنبر:
چه مي گوييد درباره صحابه؟ آن نگاه معتدلي كه سزاوار است كه هر مسلمان بدان نگاه به آنها بنگرد؟

شيخ شحاتة:
"صحابه" كلمه بدعتي است كه نه در قرآن آمده و نه در حديث ثابت شده از نبي (صلّى الله عليه وآله) آمده است،
بله در يك حديث جعلي دروغين و تحريف شده اي آورده اند (أصحابي كالنجوم..) در حاليكه نسخه صحيح اين حديث جنين است: (أهل بيتي كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم) اهل بيت من مانند ستارگان هستند به هر كدامشان اقتدا كنيد و آنرا دنبال كنيد راه حق را پيدا مي كنيد،
(و اين نقل اخير صحيح است) چونكه أئمة معصومين (صلوات الله عليهم) مقامشان يكي است و عقيده شان يكي است و فقه شان يكي است و هدايتشان به يك چيز است چون آنها صراط مستقيم الهي هستند، ولذا اين حديث درباره شان صدق مي كند، فلذا پيامبر درباره شان فرموده كه همه اينها يكسان هستند به هر كدام اقتدا كنيد هدايت يافته ايد،
(و چه تناسبي دارد با صحابه كه ماهيتشان مختلف بوده و از منافق و مرتد در اینها هست تا مؤمن صادق، و آگاهيشان از دين بسيار متفاوت است، از وارث علم پيامبر مثل سلمان هست تا اعرابي بياباني بيسواد و نادان به بديهي ترين تعاليم دين، فلذا واضح است كه پيامبر درباره چنين افرادي نمي فرمايد كه همه اينها يكسان هستند به هر كدام اقتدا كنيد هدايت..

مجله المنبر:
* نظر شما چیست درباره کسانی كه آباء و اجداد پیامبر(صلوات الله عليه وآله) را کافر و مشرک مي پندارند العياذ بالله؟

شيخ شحاتة:
پدران پیامبر(صلی الله علیه واله) از حضرت آدم گرفته تا پدرش حضرت عبدالله، همه آنها مؤمن و موحد بودند و این موضوع با نصوص صحيح و صريحي ثابت و مسلم است:

خداوند تعالى (در قرآن كريم) مي گويد: (الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ) آنكه ترا مي بيند وقتي كه قيام نموده اي و (قبل از آن) جابجائي تو در صلب ساجدان.

و گفتار پيامبر كه فرموده: خدواند كنانة را از ميان فرزندان اسماعيل برگزيد، و قريش را از ميان كنانة برگزيد، و بني هاشم را از ميان قريش برگزيد، و مرا از ميان بني هاشم برگزيد، پس من خيرترين از خيرترين از خيرترينم،

و كلام حضرت كه مي گويد: "خيرترين" از خيرترين دليل بر اين است كه پدران پيامبر همه مؤمن بوده اند، (خيرترين از خيرترين از خيرترين بيان سلسله نسب نبوي است) و خيرترين اخيار هستند، و اگر كافر بودند به آنها اخيار نمي گفتند، چون كفار اشرار هستند.

پيامبر نسبت به خودش نبوت را بخاطر جدش عبدالمطلب، و در روز جنگ چنين فرمود: منم پيامبر بي دروغ؛ منم فرزند عبدالمطلب.
پس پدر پيامبر و عمويش ابوطالب و جدش عبد المطلب و ديگر اجدادش تا آدم ابوالبشر، يكي از اينها بوده اند: نبي و رسول و ولي و حجت و وصي؛ صلى الله عليهم أجمعين.

وقتي اصحاب فيل به مكه هجوم كرده و آمدند؛ عبدالمطلب عليه السلام نرفت نزد بتي تا اينكه از خدا بخواهد كه آنها (اصحاب فيل) را از آنجا دور كند تا بروند، همان كاري كه عربها در چنين وقتي مي كردند، بلكه عبدالمطلب بسوي كعبه رفت و حلقه درب كعبه را گرفت و تضرع بسوي خداوند نمود، پس خداوند دعاي او را فورا استجابت فرموده و پرندگان ابابيل را فرستاد، و اين دليلي است براى اينكه عبدالمطلب عليه السلام (هم مؤمن موحد بوده كه به درب كعبه ملتجي شده همچنانكه از آداب اسلام است) و اينكه او وليي از اولياء خداوند تعالى بوده است.

هر كه جز اين بگويد پس به او مي گوييم: برتوباد لعنت خداوند، چون خداوند (در قرآن كريم) مي گويد: آن كساني كه خدا و رسولش را آزار مي رسانند؛ خداوند آنها را در دنيا و آخرت لعن كرده است، و اين تويي كه رسول الله را آزرده مي كني با طعن و بدگويي در عقيده پدرانش، همانطور كه آنانكه قبل تو بودند با غصب ارث فرزندانش او را آزردند.

مجله المنبر:
* درباره حقيقت محمديه چه می گوييد ؟

شيخ شحاتة:
بله، ما به حقيقت محمديه كه همان سر لطيف رباني است ایمان داریم و آن را سر اسرار الهي در هستي هاي دنیوی و اخروی می‌دانیم. همانا حقيقت محمديه همان بالاترین حقایق است، و ما به آن ایمان داریم، و از خداوند مي خواهيم كه ما را بر اين عقيده ثابت بدارد و بر آن هم از دنيا ببرد.

مجله المنبر:
* نظرتان درباره شیعه امامیه چیست؟

شيخ شحاتة:
شیعه امامیه آنهايي هستند كه اهل ایمان و اهل عمل صالح هستند، و آنها خوبترین بشر روی زمین هستند، و از خداوند متعال می خواهیم که ما را جزء آنها قرار دهد.
و تشیع همان مكتب عالی فقه اسلامی صحيح و آزادی و جوانمردی و فتوت است.
بنابراين شیعیان همان شاگردان امير‌المؤمنين و سربازان ابي‌عبدالله الحسين؛ (پدر آزادگان و بنیانگذار شيعة در دولت فرزندان انسان) مي باشند.
و آنها هستند پيروان مولايمان جعفر بن محمد (صلوات الله و سلامه عليهما)
و آنها هستند وارثان ائمه معصومين (صلوات الله عليهم أجمعين) هستند.
ولكن من برخي از اشكالات را بر علمای شيعه دارم.

مجله المنبر:
* آن ايرادات چيست؟

شيخ شحاتة:
رکود و سستي؛
و عدم تبلیغ ايشان آیین و دین صحیح و درست در میان عامه مسلمانان؛ در شرق و غرب زمين،
و عدم ‌توجهشان به حملات سختی که افراد جاهل و نادان بر دوستداران اهل بيت(علیهم السلام) وارد می‌کنند و آنها را متهم مي كنند به اينكه سنگ را مي پرستند (بخاطر سجده برخاك پاك)، و اينكه آنها (شيعه) امين وحي (جبرئيل) را به خيانت متهم مي كنند، و بر ما ايراد مي گيرند گريه كردن براى حضرت حسين كه سرور شهداء و افضل فرزندان همه اولين و آخرين است.

من از شما اين سؤال را مي پرسم: مال خمس كجا شده؟

چرا يك كانال تلويزيوني ماهواره اي تاسيس نمي شود تا به اطراف و اكناف زمين احكام دين صحيح را بخش كند
و پرده بردارد از ستمهايي كه اهل بيت عليهم السلام ديده اند ، و حقوق انساني شان كه هتك و پايمال شده است توسط ملعونهايی كه اوايل اسلام بودند، لعنت خداوند بر آنها باد در لحظه لحظه هاي شب و تمام ساعات روز، و هر گاه پرنده اي بخواند و كبوتر ناله كند.

جرا كتابها در تيراژهاي وسيع چاپ نمي شود و بطور رايگان منتشر نمي شود تا حجت بر همه خلايق تمام شود و كسي ناآگاه باقي نماند، و تا اينكه مردم بصيرت پيدا كرده و حضرت حجت و امام عصر ظاهر شوند و تاريكها محو شده و عدل و آرامش غالب شود، و زمين به نور پرودگارش روشن شود،
واجب است بر علماء شيعه و فقهائشان كه كمر را بسته و براى اين مهم حركت كنند تا اينكه همه دنيا نداي حق را بشنود، و تقيه را بگذارند براى عامه كه فاقد حجت و برهان هستند.

مجله المنبر:
* در گذشته الازهر معتدل بود در تعامل با مذهب امامیه، اما امروزه شروع كرده در جهت گيري بسوي افراطي گري، حتى یکی از آنها در يك موضعگيري در گفت‌وگو با مجله سعودی "المجله" شیعیان را مردمي با ریشه‌هاي یهودی خوانده است. با توجه به اينكه شما از فارغ التحصيلان الازهر بلكه از بزرگان علماي الازهر هستيد؛ تحليل شما در باره اين تغيير رويكرد الازهر چیست؟

شيخ شحاتة:
در میان علمای قدیم الازهر، افرادی مانند "شيخ عبدالله الشبراوي" و "شيخ محمد عبده" و "شيخ سليم البشري" و "شيخ شلتوت" وجود داشتند،
اما هم‌اکنون مردانگی در رجال الازهر ضعيف شده است.
فلذا برخي از آنها جاهلند كه معرفت ندارند، و برخي از آنها كه حق را می شناسد سخن نمي گويد و حق را آشكار نمي كند، و بعضيشان هم كه ذهنش به هم ريخته و او گمراه و گمراه كننده است.
و چگونه مي پرسي از من درباره مردي كه در ميان بشريت از جمله انسانها محسوب شده و او به زبان اهل سخن دروغ و بهتان و فجور مي گويد: (سيدنا معاوية رضي الله عنه)!

مجله المنبر:
* درباره تشيع در مصر چه مي گویيد؟

شيخ شحاتة:

مردم مصر برحسب طبیعت شان؛ اهل بیت(علیهم السلام) را دوست مي دارند، بجز عناصر وهابي خبيث که معتقدند زيارت امام حسين(علیه السلام) موجب ورود به آتش جهنم است. بنابرآنچه در منابرشان اين را مي گويند.
ولكن مردم مصر کمبود معرفت و آگاهی دارند؛ اگر آنها آل بيت(علیهم السلام) را حقيقتا بشناسند، حتما به آنها متعبد و ملتزم مي شوند. و اگر دشمنان اهل بيت را بشناسند حتما از آنها بيزاري جسته و آنها را لعن مي كنند.
و خداوند قادر است كه اين پرده جهل برطرف كند تا اينكه مردم مصر به هوش آمده و معرفت پيدا كنند.

افزون براين؛ بايد بگويم كه اميرالمؤمنين عليه السلام به مژده اي بشارت داده است كه بزودي تحقق پيدا مي كند، حضرت فرموده است:
زمين مصر بهتر از زمين شام است و اهل مصر بهتر از اهل شام هستند، اللهم عجل بالفرج (خدايا فرج را زودتر برسان).

البته در مصر بارگاهي ساخته شده است به نام امام حسين صلوات الله عليه، و حقيقت امر اين است كه بارگاه امام حسين هر جا كه يادش بشود وجود دارد، راست گفته ابنكه گفته: حسين سرور را در سرزمين شرقي يا زمين غربي نجوييد، بلكه پيش من بياييد او را در قلب من مي يابيد.

همچنانكه در مصر بارگاهي هست براى عقيله بني هاشم بانوي طاهره حضرت زينب و سيدة سكينة (عليهما السلام) ولكن واقعيت امر ابنست كه هيچيك از اهل بيت در مصر مدفون نيستند مگر جناب سيدة نفيسة عليها السلام.
توضيح: شواهدي كه صحت و درستي زيارتگاههاي (راس الحسين و سيدة زينب و سيدة سكينة) مصر را ثابت كند وجود دارد؛ كه ظاهرا مرحوم شحاته از تفاصيل آنها مطلع نبوده است.

مجله المنبر:
* چه مي گوييد درباره قدرت نمايي هاي ديني و جولان هاي تبليغي تان در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی (اشاره به سخنرانيهاي بيدارگرانه و مناظره هاي روشنگرانه شيخ).

شيخ شحاتة:
صولتها و جولتهاي من بسيار است و شرح همه آنها سخت است (از حوصله این مقال خارج است).
بجز شهر غردقة و درياي سرخ (مركز ويلاهاي توريستي ساحل درياي سرخ)؛ پس من در تمام استان‌های مصر؛ ديدارها و سخنرانيها و اجتماعات گفتگو (كنفرانسها و سمينارها) درباره ميلاد پيامبر و اميرالمؤمنين (عليهما السلام) داشته ام،
اما در بيرون مصر، پس به مدت شش سال مستمر، من ماه رمضان را در ابوظبي مي گذراندم؛ و درس‌ها و خطبه های جمعه را در مسجد بلال آنجا برگزار می كر‌دم؛ که اينها از تلویزیون هم پخش می‌شد.

و يكبار هم شيخ زايد رئيس كشور (امارات) هم مرا در قصرش به ضيافت دعوت نمود و به من در آنجا خوشامد گفته؛ و اعجاب شديدش را به من اظهار كرد؛ نسبت به يك گفتگويي كه من با مجموعه اي از علماي مصر و سوريه در تلويزيون داشتم؛ و درباره فضائل سرورانم اهل بيت بود.
همچنانكه مناقشات و مناظره‌هایی هم با علماي وهابیت در صحن "مسجدالحرام" و در سرزمين "منى" داشته‌ام.
به آلمان و انگلستان و کانادا و آمریکا رفته ام و در همایش‌ها و کنفرانس‌های بسياری در این کشورها شرکت داشته‌ام.


مجله المنبر:
* سخن آخر و پیام تان كه می خواهيد آنرا برای مسلمانان بفرستيد چيست؟

شيخ شحاتة:
پيامي كه آنرا براي همه مسلمانان مي فرستم اين است كه:

آنها متمسك شوند به ولایت اميرالمؤمنين و ائمه اطهار (عليهم السلام) كه اهل طهارت و نزاهت و عصمت هستند، و اهل علم و حلم و حكمت و فصل الخطاب مي باشند.
و اينكه بيزاري بجويند از همه دشمنان پیامبر(صلی الله علیه واله) و دشمنان اهل بیت او،
و اينكه عقلهاشان را بكار ببرند وتفكر و تدبر کنند، چه اينكه خداوند ما انسانها را متفاوت از حيوانات قرار نداده مگر به همين عقل و فهم.
و هر كسي از خودش بپرسد:
آيا ممكن است كه كوري كور ديگري را راه ببرد؟
آيا ممكن است كه شخص ناقصي شخص ناقص ديگري را كامل نمايد؟
آيا ممكن است كه فردي گناهكار دست گناهكار ديگري را بگيرد (و از گناهش پيراسته كند)؟
آيا ممكن است كه نجس نجس ديگري را پاك كند؟
نه بخدا قسم! هرگز!
بلكه لازم است كه يك شخص بصير خبير طاهر و معصوم وجود داشته باشد تا اينكه دست ما را بگيرد
و اين اوصاف نيست مگر در ائمة آل البيت كه معصومين هستند صلوات الله وسلامه عليهم أجمعين.

اللهم عجل فرجنا بإمامنا حتى يخرج لنا كالبدر الساطع فيحل السلام والأمان، ويزول الظلام والزور والبهتان. اللهم آمين. (خداوندا فرج ما را به وسيله امام ما برسان تا اينكه چون ماه تابان براى ما طالع شود و تاريكيها و باطل و دروغ و تهمت و بهتان را از بين ببرد، و صلح و آرامش و امنيت و امان را جايگزين فرمايد. آمين.

پايان مصاحبه با علامه شهيد دكتر شيخ حسن شحاتة مصري
رضوان الله تعالى عليه و قدس الله سره القدوسي



تصوير

متن كامل مصاحبه به عربي:
س: سماحة الشيخ.. بداية، نحن نشكر لكم موافقتكم على إجراء هذه المقابلة معكم في الوقت الذي اتخذتم فيه قراراً بالامتناع عن الحديث لوسائل الإعلام إثر ما تعرضتم له، ونرجو لو تكرمتم في البداية بذكر نبذة عن سيرتكم الذاتية.
ج: بسم الله الرحمن الرحيم. حيث إننا في البدء، فلابدّ أن أقول: الحمد لله رب العالمين الذي هدانا لهذا وما كنا لنهتدي لولا أن هدانا الله، اللهم صل بكل صلواتك التامات على حبيبك وسر أسرارك ونور أنوارك وسيد خلقك محمد عبدك ورسولك وصفيك وخليلك، وعلى آله آل الشهود والعرفان سادات خلق الله من بني الإنسان، صلوات ربي وتسليماته عليهم في النبيين والمرسلين والملائكة المقربين وفي السماوات والأرضين وفي كل وقت وحين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين.
عُبَيدهم يستأذنهم في الحديث عن جنانهم العالي الغالي الذي مَنّ الله بفضله علي بالانتماء إليهم وركوب سفينتهم بعد عناء طويل دام خمسين سنة، فجاء الجود الإلهي بموالاة أهل الولاية والإمامة والعصمة والنزاهة والصدق والكرامة، فواليت قوماً حديثهم وكلامهم (حدثني أبي عن جدي عن جبريل عن الباري). فأي شرف يداني هذا الشرف؟! ربنا ولك الحمد نسألك الثبات على ولايتهم والبراءة من أعدائهم والاقتداء بسبيلهم والاعتصام بحبلهم حبل الله المتين وصراطه المستقيم اللهم آمين.
نعم.. إني حسن بن محمد بن شحاتة بن موسى العناني، مولود في يوم الاثنين الثالث عشر من ذي الحجة عام 1365 للهجرة الموافق 10/11/1964 للميلاد في بلدة (هربيط) التابعة لمركز أبو كبير بمحافظة الشرقية بمصر، في أسرة متوسطة الحال، من أب توج من النساء ثلاثة آخرهن أمي، وكنت الثاني بين أشقائي البالغ عددهم ستة. تزوجت مرتين؛ الأولى وأنجبت منها ثلاثة ثم طلقتها، وتزوجت الثانية وأنجبت منها بتول. وهبني أبي للقرآن وأنا في بطن أمي كما أخبرني رحمه الله بذلك، وبعد فترة الرضاعة ذهبوا بي إلى الكتّاب الأول: فحفظت القرآن على يد الشيخ عبد الله العويل وأنا في سن الخامسة وستة أشهر تقريباً كما وجدت تأريخ ذلك بيد الوالد رحمه الله على هامش مصحف تفسير الجلالين. ثم دخلت الكتاب الثاني فجوّدت رواية حفص على الشيخ محمد موسى شنب. ثم دخلت الكتاب الثالث فجوّدت الروايات ورش وحمزة على الشيخ عبد الحليم عبد النبي إسماعيل. ثم أدخلني أبي الأزهر فكنت الأول في القبول كما كنت الأول في الإعدادية الأزهرية.
أما المؤلفات فقد اختصرت كتاب إحياء علوم الدين وأنا دون الخامسة عشر فنقيته من الأكاذيب كما كان لي بعض القصائد الشعرية والرسالات الأخرى، كرسالة (سراج الأمة في خصائص السادة الأئمة) وغيرها.
النشاط الديني بدأ معي منذ نعومة أظفاري، فوالدنا ربّانا جميعاً على حب آل البيت والتودد إليهم وكان كثيراً ما يحدثني عن شخصية أمير المؤمنين صلوات الله عليه، وكان يقول لي: (يا ولدي إن أمير المؤمنين كان حامي حمى الإسلام، وكان النبي (صلّى الله عليه وآله) إذا مشى وحده يتعرض للأذى، وإذا مشى معه أمير المؤمنين لم يكن يجرأ أحد على التعرض به بسوء).
ثم اعتليت المنبر للمرة الأولى في حياتي لخطبة الجمعة وأنا دون الخامسة عشر، والعجيب أني كنت قد كتبت خطبة الجمعة بيدي ولما صعدت المنبر قرأت بعض الفقرات ثم ألقيت بالورق على المنبر وأكملت الخطبة ارتجالاً ببركات آل البيت (عليهم الصلاة والسلام). وظللت أخطب الجمعة في مسجد الأشراف بالبلدة خمس سنوات ثم انتقلت إلى مسجد الأحراز ببلدة مجاورة إثر فتنة فيها، فظللت سنتين أخطب الجمعة وكان همي في هذا الوقت هو التصدي لأعداء آل البيت (عليهم السلام) وهم الوهابية الخبيثة، سواءً من أساتذة المعاهد الذين تعددت مناقشاتي معهم أو مع غيرهم من علماء البلدة أسرى الظلام!
ثم دخلت القوات المسلحة في عام 1968 للميلاد وكلّفت بتولي التوجيه المعنوي بسلاح المهندسين وخطبة الجمعة. وكان لي في هذه الفترة قصيدة سميتها (الدرة البهية في مدح العترة النورانية) وقد شرحتها. وكذلك كتبت بحثاً عن فاتحة الكتاب العظيمة في هذه الفترة، وقد وفق الله من أسلموا على يدينا من النصارى ومن تابوا على يدينا من المسلمين حتى أني أقمت الحدود في هذه الفترة على عدد من الأصدقاء.

وأوجز أهم مراحل حياتي التي هي:
1- مرحلة الجيش التي حضرت فيها معركة شهر رمضان وكان لي حديث في مجلة النصر وكرمت من مدير هيئة التدريب.
2- مرحلة (الدورامون) وهي مدينة في محافظة الشرقية وكانت معقلاً من معاقل الإخوان المسلمين والوهابية الخبيثة فقمت فيها على مدى ثماني سنوات بثورة كبيرة غيرت الأوضاع إلى الأصلح وساعدني على ذلك أن أكثر من 90% من أهلها متعلمون مثقفون فاستجابوا لولاية آل البيت (عليهم السلام).
3- مرحلة القاهرة وتبدأ من أوائل عام 84 حتى عام 1996 للميلاد، وهي الفترة التي كانت مكتظة بالنشاط الديني فكان لي خمسة دروس في مساجد متعددة غير خطبة الجمعة، وإمامة الصلاة بمسجد الرحمن بمنطقة كوبري الجامعة، وهو المسجد الذي استمررت في الصلاة فيه وإلقاء الخطب والمحاضرات حتى اعتقلت. كما كان لي أمسيات دينية بإذاعة القرآن الكريم وأحاديث في إذاعة صوت العرب وإذاعة الشعب، كما كان لي ندوات في نوادي القاهرة وجميع محافظات الجمهورية. ثم سجّلت برنامجاً أسبوعياً تلفزيونياً تحت عنوان (أسماء الله الحسنى) كان يبث على القناة الأولى.

س: فمتى كان إعلانكم بالولاية لأمير المؤمنين والأئمة الطاهرين (عليهم السلام)؟
ج: لما ضاق صدري واشتد كربي بدأت أعلن ولاية أمير المؤمنين (عليه السلام) على المنابر وفي التلفزيون وفي الصحف، كما أعلنت البراءة من أعدائه ولعنتهم عياناً في جميع وسائل الإعلام، فتم اعتقالي في شهر ربيع الثاني عام 1416 للهجرة الموافق لسبتمبر 1996 للميلاد، وكانت تهمتي الوحيدة التي أسأل الله أن يثبتني عليها هي (إعلان الولاية لعلي بن أبي طالب وترويجها)! اللهم صل على آل البيت والعن أعدائهم.

س: هل لنا بتفصيل أكثر حول هذه المرحلة الدقيقة؟
ج: إنني ولله الحمد نشأت منذ صغري على حب آل البيت (عليهم السلام) وموالاتهم، ولكن بعد سنين طويلة، انكشف لي الحق، وكان ذلك من عام 94 إلى 1996 للميلاد، وذلك على إثر رؤيا صادقة رأيت فيها رسول الله (صلّى الله عليه وآله) على جبل عالٍ، وكنت أنا بين يديه الشريفتين. فجاء أمير المؤمنين (عليه السلام) وظل النبي والأمير يتحدثان ويتكلمان بلغة لم أفهمها، ثم أرسل النبي الإمام في مهمة وأشار لي بالسير خلفه، فسرت خلفه ولم أكن أرى من جسده الشريف إلا عنقه المقدس من الخلف، وقد كان في غاية الجمال (اللهم صل على محمد وآل محمد) وكنت أنحدر من الجبل خلف الإمام، وكلما كنت أكاد أسقط كان الإمام (عليه السلام) يشير بيده إليّ دون أن يلتفت فأقوم وأتماسك. والحمد لله استيقظت من نومي وعلمت أن هذه الرؤيا تعني أنني لابدّ أن أصدع بالحق، وأسير خلف الإمام، وأنني سأتعرض لكثير من المشقات، ولكني سأصمد بولايته (عليه السلام).
منذ ذلك الحين، وبعد رحلة بحث شاقة مضنية، تمسكت بحبل الله المتين، وصراطه المستقيم، بولاية أهل البيت (عليهم الصلاة والسلام)، فبدأت في إعلانها في كل مكان، وقصدت بذلك الثأر لأمير المؤمنين والمعصومين الطاهرين من أعدائهم، وطوال تلك المرحلة لم تفارقني بركات ساداتي حيث متعني الله بمشاهدتهم في المنام ومواساتهم لي عندما كنت أتعرض للمشاكل، ولله الحمد والمنة.
لقد كلفني ذلك كل شيء لكن هذا أقل ما يمكن أن أقدمه لسيدي ومولاي أمير المؤمنين (عليه السلام)، أرجو من حضرته التفضل علي بقبول هذا القليل.

س: وبعد ذلك جرى اعتقالكم؟
ج: نعم ولكن - ولله الحمد - أفرجوا عني بعد ثلاثة أشهر.

س: وماذا عن تصدّيك لإقامة مجالس الإمام الحسين (عليه السلام).. لقد شبّهوا ذلك بإعدادك لانقلاب؟!
ج: إن بني أمية لعائن الله عليهم أسسوا في بلادنا مصر أن يوم عاشوراء يوم عيد، وكذبوا على رسول الله (صلّى الله عليه وآله) في ذلك أكاذيب من قبيل الدعوة إلى الإطعام في هذا اليوم والاكتحال ولبس الجديد والغسل والصيام، وزعموا بكذبهم أن هذا اليوم كان يوم السعادة على جميع الأنبياء! فإنا لله وإنا إليه راجعون.
لقد كنت أنظر إلى هذا الهراء الذي يُضحك الثكلى ويؤلم قلوبنا في الوقت نفسه، فالعوام ما زالوا يتخذون هذا اليوم عيداً يوزعون فيه الحلوى ويطلقون عليها بالعامية اسم (حلاوة عاشوراء) وذلك كله لأن العلماء - قاتلهم الله - خرست ألسنتهم فكتموا الحق وماجوا بالباطل فلم يعرف الناس ماذا جرى للحسين (صلوات الله عليه) يوم عاشوراء وذلك لأن قتل الحسين مدبر من يوم زريبة بني ساعدة!
لقد صرخت وبحّ صوتي وقلت: أيها الناس.. كيف لكم أن تحتفلوا وتبتهجوا في يوم قتل فيه ابن رسول الله وقرة عينه؟! وبدأت أقيم مجالس عزاء الإمام الحسين (عليه السلام)، فكنا نجلس أيام محرم على شرفه (صلوات الله عليه) ونتذاكر سيرته العطرة ورزيته المفجعة، وكنا نبكي طوال الليل حتى يطلع الفجر. ولما فعلت ذلك ولبست السواد وجلسنا عند مقامه (مسجد الإمام الحسين (عليه السلام)) خافوا أن تنقلب مصر، ففعلوا بي ما فعلوا ولله الأمر من قبل ومن بعد!

س: ألهذه الدرجة يخيفهم ذكر الحسين؟!
ج: ألم يرعب ذكره (صلوات الله عليه) الظلمة والطواغيت على مر العصور؟!

س: في هذا الإطار.. ما هي نظرتكم للشعائر الحسينية؟
ج: إنها عبادات كالجمعة والجماعات، والبكاء فيها على الحسين (عليه السلام) بصدق ومعرفة وإخلاص أمان من عذاب جهنم يوم القيامة. فلابدّ من إحياء ذكريات الأئمة في مواليدهم ووفياتهم، لأنهم الأحباب، وهل يمكن لعاقل أن يعيش بدون ذكر حبيبه. وكما يقول الشاعر:
كرر على سمعي حديث أحبتي فبذكرهم تتنزل الرحماتُ
واحضر مجالسهم تنل الرضى وقبورهم زرها إذا ماتوا
إني لأعجب على من يعترض على إحياء ذكريات آل البيت.. والله إنه لأمر عجيب في هذه الأمة! لم يكتفوا بقتلهم وتشريدهم ومطاردتهم وسمهم وذبحهم، بل ويحاولون أن ينسوا الخلق ذكرهم وينسفوا مجالسهم! فأي أمة هذه؟!
إن النصارى يلتمسون آثار السيد المسيح (عليه السلام) ويقيمون الكنائس ويحيون مولده وتحتفل الدنيا كلها معهم! واليهود يقفون عند حائط المبكى يبكون على الهيكل، بل قال قائلهم: لو ترك موسى لنا ولداً لعبدناه من دون الله!
وهؤلاء يعترضون علينا حين نبكي إمامنا الحسين ونندبه! والله لا أدري من أي جنس هؤلاء؟! هم قطعاً ليسوا من البشر ولا من الأنعام! لأن الأنعام بكت على الحسين، بل بكاه البشر والوبر (صلوات الله عليه وعلى جده وأبيه وأمه وأخيه والمعصومين من بنيه).

س: ما هي موقعية أهل البيت (عليهم السلام) في الشريعة؟
ج: إن موقعيتهم موقعية الإمامة العظمى، فهم أصل الأصول في وجود هذا الكون، وهم نجوم الاهتداء من اتبعهم اهتدى لصراط الله المستقيم، ومن حاد عن طريقهم كان من المغضوب عليهم الضالين. فأهل البيت (عليهم السلام) هم مصابيح الهدى وسفن النجاة، وهم أئمتنا وأولو الأمر المفروض طاعتهم بعد طاعة الله كما ورد بنص القرآن. وهم خزّان القرآن وهم كواكب الصراط وهم الصالحون وهم أولياء الله وهم أهل الذكر المطلوب منا سؤالهم عن كل شيء في الدين وهم أهل الدين الصحيح، فواجب على كل موحد عاقل أن يتبعهم في العبادة والمعاملة. إذ هم أهل القدس والطهارة وأهل العصمة والنزاهة، وأقول كما قال القائل:
هم النور نور الله جل جلاله هم التين والزيتون والشفع والوترُ
مهابط وحي الله خزّان علمه ميامين في أبياتهم نزل الذكرُ
فلولاهم لم يخلق الله آدماً ولا كان زيد في الوجود ولا عمر
ولا دُحِيت أرض ولا رُفِعت سما ولا طلعت شمس ولا أشرق البدر

س: بعض فرق السنة تقول: إن أهل البيت يدخل معهم زوجات النبي.. فما قولكم؟
ج: آل البيت (صلوات الله عليهم) هم أهل العباءة وأهل الكساء والأئمة التسعة من ولد الحسين فقط، ولا يدخل أحد من الصحابة ولا من زوجات النبي معهم في هذا الشرف. إذ قد جاء في الحديث الصحيح أن أم المؤمنين أم سلمة حاولت الدخول معهم تحت العباءة فمنعها النبي (صلّى الله عليه وآله) وقال لها: إنك زوج رسول الله وإنك إلى خير.
ولا دخل لزوجات النبي بآل البيت لأن الله كشف عن إمكان وقوع الفاحشة منهن إذ قال تعالى ذكره: (يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ). في حين أن الله تعالى أنزل في آل البيت آية التطهير المحكمة إذ قال تعالى شأنه: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً).
ولم يلحق أحد بآل البيت سوى جبريل (عليه السلام) من الملائكة، ومولانا سلمان الفارسي المحمدي من البشر.

س: فهل يصح الاعتقاد بأفضلية أحد على أهل البيت (عليهم السلام)؟
ج: بالطبع لا. فإن الخلق كلهم من ملائكة مقربين وبشر مؤمنين وذوات في كل العوالم والسماوات والأرضين، كلهم يتعبدون بالصلاة على محمد وآل محمد، أفهل لأحد بعد هذا أفضلية عليهم؟! كلا وألف كلا.

س: وماذا عمن يرى أن الأنبياء (عليهم السلام) أفضل من أهل البيت (صلوات الله عليهم)؟
ج: إن آل البيت (صلوات الله وسلامه عليهم) أفضل من جميع خلق الله بعد رسول الله محمد، فهم أفضل من جميع الأنبياء والمرسلين وأولي العزم والملائكة المقربين وسكان سدرة المنتهى وسكان الحجب والحافون حول العرش. وأي إنسان يفضل أحد عليهم سواء من الأنبياء والمرسلين أو الصحابة أو الحواريين فذلك يكون لسبب من ثلاثة: إما عدم المعرفة، وهو معذور حتى يعرف. وإما الجهل المركب الذي يتكلم صاحبه بالخطأ الفاحش ويعتقده صواباً. وإما العداوة والعناد، فصاحبه أعمى البصر مطموس البصيرة فاقد العقل أسود القلب، والدابة خير منه!
وإيضاحاً لذلك، وحتى يتذكر المتذكر ويعتبر المعتبر، نقول أن هذا البيت الكريم لم يخلق الله في العالمين بيتاً مثله، فعميد البيت هو سيد المرسلين، وولي البيت هو أمير المؤمنين، وسيدة البيت هي خيرة الله في الأولين والآخرين، ورجال البيت هم الحسن والحسين سيدا شباب أهل الجنة أجمعين، والإمام السجاد المعروف بزين العابدين، وباقر علوم النبيين، وصادق أهل السماوات والأرضين، وكاظم الخاشعين، ورضا الزاهدين، وجواد الأكرمين، وهادي المهتدين، وعسكري المقام الأمين، ومهدي الله في السماوات والأرضين، صلوات الله عليهم أجمعين.
فائتني يا هذا ببيت مثل هذا البيت، معصوم بروح معصومة، ها هو التاريخ قلب صفحاته لترى الحق جلياً.
شقيق الرسول في كل المقامات والأخلاق ما عدا النبوة، تزوج بنت الرسول وبضعته وفلذة كبده، من لرضاها يرضى الله جل جلاله، ولغضبها يغضب، أخو الرسول، وزوجته أم أبيها، ناهيك عن الذرية وارثي الجمال والكمال المحمدي، عينا رسول الله ويداه، كبده وقلبه. اسمع مع النبي الذي لا ينطق عن الهوى يقول ما معناه: (أنا وعلي من شجرة واحدة وسائر الناس من شجر شتى). وما قولك في شجرة محمد أصلها وفاطمة فرعها وعلي لقاحها والحسن والحسين ثمارها وأحبابهم ورقها، من تعلق بها نجا ومن تخلف عنها هلك؟
أي بيت من البيوت قال النبي لأهله: (من أحب هذين وأباهما وأمهما كان معي في درجتي في الجنة) غير هذا البيت النبوي؟ أي بيت من البيوت قلّد النبي أهله الأوسمة الإلهية والنياشين الربانية فقال لولي البيت: (أنت مني بمنزلة هارون من موسى). وقال لسيدة البيت: (فاطمة بضعة مني يسرني ما يسرها ويسوؤني ما يُسيئها). وقال لسيداه: (الحسين والحسين إمامان قاما أو قعدا. الحسن والحسين سيدا شباب أهل الجنة وأبوهما خير منهما. الحسن والحسين ريحانتاي من الدنيا. الحسن والحسين سمعي وبصري. يا حسن أشبهت خَلقي، يا حسين أشبهت خُلقي. أما الحسن فله هيبتي وسؤددي وأما الحسين فله جودي وجرأتي).. لمن كل هذا غير أهل البيت النبوي؟
انظر وتأمل. أي بيت من البيوت في أنحاء المعمورة وفي تاريخ الدنيا ضمهم سيد المرسلين بعباءته وقال: (اللهم إن هؤلاء أهل بيتي اللهم فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا) غير أهل هذا البيت؟ أي بيت من البيوت خرج أهله مع النبي للمباهلة وقال لهم النبي: (إذا دعوت فأمّنوا) ونزلت القساوسة من على الجبل تهرول كالحُمُر المستنفرة حين رأت أنوار جبين أهل هذا البيت الكريم وقال كبيرهم: (إني رأيت وجوها لو أنها سألت الله إزالة جبل لأزاله)! أي بيت من البيوت أعلن النبي على مسامع الدنيا: (إني تارك فيكم ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أبدا؛ كتاب الله وعترتي أهل بيتي، فإن اللطيف الخبير أنبأني أنهما لن يفترقا حتى يردا علي الحوض؟ أي بيت من البيوت جعل الله أجر النبوة والرسالة والشريعة والحقيقة والطريقة والعبادة مودته وقال بنص القرآن: (قل لا أسألكم عليه أجراً إلا المودة في القربى) غير هذا البيت؟
وماذا أقول عن بيت لو تدبّر العاقل لوجد أكثر من نصف القرآن يتحدث عنهم ويشير لفضلهم ويبين مقامهم العالي. وتعال معي إلى هذا الحديث الشريف الذي أخرجه الديلمي (من علماء السنة) في مسند الفردوس عن النبي (صلّى الله عليه وآله) قال: (كنت أنا وعلي نورين بين يدي الله تعالى ثم نقلنا إلى صلب آدم، فلم يزل ينقلنا من صلب إلى صلب، إلى عبد المطلب، فخرجت في عبد الله وخرج علي في أبي طالب، ثم اجتمع نورنا في الحسن والحسين، فهما نوران من نور رب العالمين).
إن أهل البيت لا يعلوهم في المقام إلا رسول الله محمد (صلّى الله عليه وآله)، فهم أفضل من جميع الخلق بعد ذلك. وقد أسعفنا القرآن بهذه الحقيقة، فكبار المرسلين طلبوا من الله اللحوق بالصالحين، كما جاء في دعاء الخليل إبراهيم (رب هب لي حكما وألحقني بالصالحين) والصديق يوسف (توفني مسلماً وألحقني بالصالحين) وسليمان الحكيم (وأدخلني برحمتك في عباد الصالحين)، وسليمان الحكيم (وأدخلني برحمتك في عبادك الصالحين). واعلم أن وصف (الصالحين) إذا ذكر في القرآن فالمراد به المعصومون الأربعة عشر عليهم السلام، وكذلك وصف (الأولياء) فهم أولياء الله لا غيرهم.
وقد توسل الأنبياء جميعهم، والمرسلون كلهم، وأولوا العزم، بأهل بيت النبوة لقضاء حوائجهم، فكان أبو البشر آدم (عليه السلام) يدعو ربه قائلاً: (اللهم إني أسألك بحق محمد وأنت المحمود، وبحق علي وأنت الأعلى، وبحق فاطمة وأنت فاطر السماوات والأرض، وبحق الحسن وأنت المحسن، وبحق الحسين وأنت قديم الإحسان). وأقول أنا عُبَيدهم حسن: وبحق المهدي وأنت الهادي أن تصلي على محمد وآل محمد وأن تغفر لي ذنبي.
وحقاً إن مقام الإمامة أعلى من مقام النبوة، ففي الحديث الشريف: (إن الله اتخذ إبراهيم نبياً قبل أن يتخذه رسولاً، واتخذه رسولاً قبل أن يتخذه خليلاً، واتخذه خليلاً قبل أن يتخذه إماماً). ويكفي من شرف الإمامة أن صاحبها معصوم محفوظ بحفظ الله محاط بعنايته منذ كان نطفة إلى أن يلقى ربه، فلم يظلم ولم يهم بظلم لنفسه أو لغيره. واسمع معي، قال تعالى: (قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ). وهذا أكبر دليل على ما نقول. ويكفي أن يعرف المؤمنون عامة أن إبراهيم الخليل (عليه السلام) كان من شيعة أمير المؤمنين (عليه السلام) إذ يقول تعالى: (وأن من شيعته لإبراهيم) صدق الله العلي العظيم.
إن أهل البيت لا يقاس بهم أحد. هل يقاس الثرى بالثريا؟! هل يقاس زبل الغنم بحبات الألماس؟! إنه ليس هناك أهل طهر وطهارة إلا أهل البيت، وكلما التصقت بهم أفاضوا عليك من أنوارهم ما يطهر خبثك. واسمع معي قول النبي حينما أخذ الإمام الحسن تمرة من تمر الصدقات، حيث انفض النبي من مجلسه قائماً وأخذها وقال له: (كح.. إنما هي أوساخ الناس، لا تحل لمحمد ولا لآل محمد)!
إن أهل البيت منذ نشأت الرسالة وسيد العترة أمير المؤمنين كان مع أخيه النبي الكرمي خطوة بخطوة، اتباع الفصيل لأمه، كما قال (صلوات الله عليه)، توحيداً وعبادة وجهاداً وبلاغاً وبياناً ودفاعاً. وضع نصب عينيك قول النبي (صلّى الله عليه وآله): (لولا سيف علي ومال خديجة ما قامت للإسلام قائمة). فأهل البيت هم أهل الذكر والعلم وهم أهل الطهارة والقداسة. الدين الصحيح خرج من بيتهم، والعلم الصحيح نطقت به ألسنتهم، والصراط المستقيم ثبتت عليه أقدامهم، والبصيرة الصحيحة انطوت عليها قلوبهم. جسدهم جسد النبي، وعقلهم عقل النبي، ولسانهم لسان النبي، وأعضاؤهم أعضاء النبي، وأحكامهم أحكام النبي. وتأمل معي قول الإمام الصادق (عليه السلام) لأبي حنيفة: (قبّل يد رسول الله) وأشار إلى يده الشريفة. فالاعتقاد الصحيح عند آل البيت، فمن أراد أن يفر إلى الله من أكاذيب أبي هريرة وخرافات ابن تيمية وسفهات ابن عبد الوهاب، عليه أن يلجأ إلى أهل البيت النبوي ويركب في سفينتهم لينجو من غضب الله وسخطه وعذابه وينجو من ضلالات المضلين وغشم المنحرفين.
ولو حصل التعارض بين علماء الدنيا والسابقين واللاحقين وبين واحد من أئمة أهل البيت الميامين (صلوات الله عليهم أجمعين) وجب الانصراف عن كل علماء الدين والإعراض عنهم واتباع الإمام المعصوم من آل البيت، فأي عاقل لو عرضت عليه اتباع الصحابة والعلماء وأصحاب المذاهب والفقهاء والمحدثين والشيوخ ومشايخ الطرق الصوفية، أو عرضت عليك ترك هؤلاء واتباع الإمام الحسين (عليه السلام) مثلاً، لجلس تحت قدمي الإمام وقبل نعليه وقال: اتباعي لهذا الإمام خير لي وأفضل وأسلم لأنه في الدنيا إمام بن إمام ربّاه النبي على كتفه وشرب من رحيقه وأرضعه العلم والحلم والفتوة والحكمة، وهو معصوم ابن معصوم، فاتباعه في الدنيا فيه الهدى والفلاح والصلاح والسعادة، وفي الآخرة هو سيد شباب أهل الجنة، يشفع لأحبابه وأتباعه وينزلهم المنازل في الجنان. هذا شأن العقلاء، وغيرهم حمقى مجانين ضالين مضلين!
وإن المحبة لآل البيت فقط لا تكفي، إذ إن الذين حاربوهم كانوا يمدحونهم وادعوا حبهم أيضاً! والصوفية يمدحونهم ليل نهار ومع ذلك فهم يترضون على أعدائهم.. فيا لهذا الغباء!

س: فما واجب الأمة تجاه أهل البيت (عليهم السلام)؟
ج: واجب الأمة تجاه آل البيت أمر ثقيل، فلابدّ من اعتقاد العصمة التامة والكمال المطلق والجنة الخالصة والاعتقاد بالإمامة الإلهية والحجية البالغة الربانية. وقبل كل ذلك البراءة من الأعداء الملاعين من أول كلب إلى آخر خنزير عليهم لعنة الله في كل نفس وحين، وحين ملئ السماوات والأرضين.

س: نلاحظ أن لهجتكم حادة كثيراً تجاه أعداء أهل البيت (عليهم السلام)!
ج: إنهم يستحقون أكثر من ذلك. فقد شاء الله أن كل أمة عادت نبيها وكالت له وآذته، ولكن ما أوذي نبي مثل ما أوذي نبينا في نفسه وآل بيته، فقد دُبِّرت له صلوات الله عليه وآله أربعون مؤامرة لقتله، ونجاه الله. ثم ظلموه في أخيه أمير المؤمنين في حياته تكراراً واتهموه بأنه سدّ أبوابهم وترك باب أخيه وأخرجهم من المسجد وترك أخاه، وفي كل مرة يدفع الله أعلام آل البيت وينبه بمقامهم، ففي يوم المباهلة اجتمعوا ولقد لبسوا الجديد ومعهم نساؤهم وأبناؤهم ولكن النبي (صلّى الله عليه وآله) قال: (أين علي؟ ادعوا لي حسناً وحسيناً وفاطمة) ذلك لأن هؤلاء هم أهل الطهر وخاصة الخلق وأحباب الحق. هذا في حياة النبي، أما بعد وفاته، فإنهم قد انقضوا عليه في آل بيته، فأول ما قاموا به أن اغتصبوا مقام أخيه أمير المؤمنين الذي أقامه الله فيه وأخذوا الخلافة بمسرحية قذرة أقاموها في زريبة بني ساعدة! ثم انقضوا على الزهراء قرة عين المصطفى وفلذة كبده، فاغتصبوا حقها وميراثها وآذوها وشتموها في ملئهم وأحرقوا دارها وكسروا الباب على ضلعها وأسقطوا جنينها وجرى ما جرى عليها!! وغضبت الزهراء وعند غضبها يغضب الله، ومن يغضب الله عليه يستحق اللعن الدائم، فلعن الله من آذى النبي فيها، بأبي هي وأمي ماتت شهيدة.. (بكى الشيخ ولم يكمل).

س: ولكن هناك من يقول بأن على الشيعة ألاّ يتعرضوا بالنقد إلى الخلفاء حتى لا يثيروا حساسية مع أبناء العامة.. فما تعليقكم؟
ج: أذكر أنني في إحدى جولاتي في أمريكا حيث كنت مدعواً لإلقاء محاضرة عن سيدي ومولاي الإمام الحسن السبط صلوات الله وسلامه عليه، قال لي أحد علماء الشيعة من بريطانيا: (أرجو ألا تسب أحداً من الخلفاء حفظاً على علاقاتنا مع إخواننا السنة)! فأجبته قائلاً: (إنني لم أسب ولن أسب أحداً من الخلفاء، فإن الخلفاء - أيها الشيخ - ليسوا سوى الخلفاء الشرعيين المعروفين وهم الأئمة المعصومين صلوات الله وسلامه عليهم جميعاً.. إنني لا أعرف خلفاء غيرهم. أما من تتحدث عنهم فإنهم متخلفون عن بيعة أمير المؤمنين وهم أعداء أهل البيت. ثم فلتعلم - أيها الشيخ - أن إخواننا السنة سيزعلون منا أكثر يوم القيامة إذا لم نكشف لهم حقيقة من يتعبدون بهم)!!

س: ماذا عن الصحابة، ما هي النظرة المتوازنة التي ينبغي للمسلم أن ينظر بها إليهم؟
ج: الصحابة كلمة مبتدعة لم يرد بها القرآن ولم يرد بها حديث ثابت عن النبي (صلّى الله عليه وآله)، بل وردت في حديث مكذوب هو (أصحابي كالنجوم..) وإنما الحديث الصحيح، (أهل بيتي كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم) لأن الأئمة المعصومين صلوات الله عليهم مقامهم واحد وعقيدتهم واحدة وفقههم واحد وهدايتهم واحدة إذ هم صراط الله المستقيم.
مَن هؤلاء الصحابة؟! أهم الجهلة الذين كانوا يلجأون إلى أمير المؤمنين في كل معضلة تشهد على جهلهم، وها هي كتبهم مشحونة (اللهم لا تبقني في قوم ليس فيهم أبو الحسن.. لو لا علي لهلك عمر.. كل الناس أفقه منك حتى..)!
إن الذين يقولون بأن الصحابة عدول، فإني مستعد لمناقشة جميع علماؤهم على قنوات التلفزيون وفي مختلف وسائل الإعلام، وليأتوا بما لديهم لآت بما عندي، وقبل أن يأتوا إليّ فليقرأوا سورة التوبة والمائدة والمنافقون وليعدّوا كم من الصحابة آذى النبي بالقول والفعل، وكم منهم تبع هواه. وليقرأوا التاريخ بدقة، ليجدوا المخازي العظام!

س: ما قولكم في الحقيقة المحمدية؟
ج: نعم نؤمن بالحقيقة المحمدية اللطيفة الربانية، سر أسرار الله في الأكوان الدنيوية والأخروية. فإن الحقيقة المحمدية هي أعلى الحقائق ونحن نؤمن بها ونسأل الله تعالى أن يثبتنا عليها ويتوفنا على ذلك.

س: وما قولكم في الشيعة الإمامية؟
ج: الشيعة الإمامية هم أهل الإيمان وأهل الصلاح وهم خير البرية. نسأل الله تعالى أن يجعلنا منهم. والتشيع هو المدرسة العليا للفقه الإسلامي الصحيح، والحرية والفتوة، فالشيعة هم تلامذة أمير المؤمنين وجنود أبي عبد الله الحسين أبو الأحرار مؤسس الشيعة في دولة بني الإنسان، وهم أتباع صادق الأولين والآخرين مولانا جعفر بن محمد صلوات الله وسلامه عليهما، وهم وارثوا علوم الأئمة المعصومين صلوات الله عليهم أجمعين. ولكن لي على علماء الشيعة بعض المآخذ!

س: ما هي؟
ج: ركود وعدم تبليغهم الدين الصحيح لعامة المسلمين في مشارق الأرض ومغاربها، وعدم انتباههم للحملة الشرسة التي يشنها الجهلاء على أحباب أهل البيت المؤمنين فيتهمونهم بأنهم يعبدون الحجر ويتهمون أمين الوحي بالخيانة ويعيبون علينا البكاء على الحسين سيد الشهداء وأفضل أبناء الأولين والآخرين أجمعين.
إنني أتساءل: أين مال الخمس؟! لماذا لا تؤسس قناة تلفزيونية فضائية تبث إلى أنحاء المعمورة أحكام الدين الصحيح؟ وتكشف عن مظالم أهل البيت (عليهم السلام) وانتهاك حقوقهم من الملاعين الأوائل لعنة الله عليهم آناء الليل وأطراف النهار وكلما غرد الطير وناح الحمام!
لماذا لا تطبع الكتب وتوزع بكميات مجانية كبيرة حتى تقام الحجة على جميع الخلق؟ وحتى يتبصر الأنام فيظهر الحجة الإمام صلوات الله عليه، فيمحو الظلام ويظهر العدل والسلام، وتشرق الأرض بنور ربها. يجب على علماء الشيعة وفقهائهم أن يشدوا المئزر حتى يسمعوا الدنيا كلها صوت الحق ويتركوا التقية للعامة الذين لا حجة لهم!

س: هل تجوز إمامة المفضول؟
ج: بالطبع لا، لأنه معلوم إذا حضر الماء بطل التيمم، وإذا كان الطبالون يقولون: (لا يفتنا أحد ومالك بالمدينة) فكيف تجوز إمامة غير الإمام والإمام حي يرزق؟! إن أمير المؤمنين (عليه السلام) إمام الخلق وولي الحق وهو لسان الصدق وصراط الله المستقيم، وقد اغتصب الفجار حقه في الإمامة والخلافة، فهو القرآن المهجور حيث يقول تعالى: (وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً)!

س: ما قولكم فيمن يرى أن آباء النبي صلوات الله عليه وآله كانوا كفاراً مشركين والعياذ بالله؟
ج: آباء النبي من لدن آدم إلى أبيه عبد الله كلهم مؤمنون موحدون وبالنصوص الصحيحة الصريحة، قال الله تعالى: (الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ). وقوله صلوات الله عليه وآله: (إن الله اصطفى كنانة من ولد إسماعيل، واصطفى قريشاً من كنانة، واصطفى من قريش بني هاشم، واصطفاني من بني هاشم، فأنا خيار من خيار من خيار). فقوله أنا خيار من خيار دليل على أن آباءه مؤمنون موحدون لأن الكافر ليس خياراً بل هو شرارٌ، وقد نسب النبي نفسه النبوة لجده عبد المطلب فقام يوم حنين: (أنا النبي لا كذب، أنا ابن عبد الطلب). فأبوا النبي وعمه أبي طالب وحده عبد المطلب وأجداده إلى آدم أبو البشر، ما بين نبي ورسول وولي وحجة ووصي، صلى الله عليهم أجمعين.
ومن قال غير ذلك فنقول له: عليك لعنة الله! لأن الله يقول: (إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَالآَخِرَةِ) وها أنت تؤذي رسول الله بالطعن في عقيدة آبائه، كما آذاه من هم قبلك في اغتصاب إرث أبنائه!
إن أصحاب الفيل لما جاءوا إلى مكة لم يذهب عبد المطلب (عليه السلام) إلى صنم حتى يدعو الله بجلائهم! وهو ما كانت العرب تفعله، بل ذهب إلى الكعبة وأمسك ببابها وتضرع إلى الله تعالى فاستجاب الله له فوراً، وأرسل الطير الأبابيل، وهذا دليل على أن عبد المطلب (عليه السلام) ولي من أولياء الله تعالى.

س: ماذا عن التشيع في مصر؟
ج: شعب مصر بطبيعته يحب آل البيت إلا عناصر الوهابية الخبيثة الذين يعتقدون أن زيارة الحسين موجبة لدخول النار كما يقولون ذلك على منابرهم! ولكن ينقص شعب مصر المعرفة والوعي، فلو عرفوا آل البيت حقيقة لتعبدوا بهم، ولو عرفوا أعداءهم لتبرءوا منهم ولعنوهم، والله قادر أن يكشف الغمة حتى يفيق الشعب ويعرف.
وفي مصر مقام بُني باسم الإمام الحسين صلوات الله عليه، وحقيقة الأمر أن الحسين مقامه معروف أينما ذكر. صدق من قال: لا تطلبوا السيد الحسين بأرض شرقي أو أرض غربي، بل عرجوا عليه تجدوه في قلبي! كما أن في مصر مقام للعقيلة السيدة الطاهرة زينب والسيدة سكينة (عليهما السلام) ولكن حقيقة الأمر أنه ليس أحد من آل البيت مدفون في مصر سوى السيدة نفيسة (عليها السلام).
هذا وقد بشّر أمير المؤمنين (عليه السلام) ببشارة ستتحقق إن شاء الله تعالى، فقال: (أرض مصر خير من أرض الشام، وأهل مصر خير من أهل الشام). اللهم عجل بالفرج.

س: قديماً كان الأزهر معتدلاً في ما يخص التعاطي مع المذهب الإمامي، لكنه اليوم بدأ في الاتجاه نحو التطرف حتى أن أحدهم وصف الشيعة في تصريح لمجلة (المجلة) السعودية بأنهم ذوو أصول يهودية! فما تفسيركم لهذا التحوّل من واقع أنكم من خريجي الأزهر بل من كبار علمائه؟
ج: علماء الزهر قديماً كان فيهم رجال مثل الشيخ عبد الله الشبراوي والشيخ محمد عبده والشيخ سليم البشري والشيخ شلتوت، أما الآن فقد ضعفت الرجولة في رجاله! فمنهم من هو جاهل لا يعرف، ومنهم من يعرف ولا يتكلم، ومنهم من يتخبط وهو ضال مضل، وكيف تسألني عن رجل يحسب على البشرية إنساناً وهو يقول بلسان الكذب والبهتان والفجور: (سيدنا معاوية رضي الله عنه)! عليه لعنة الله وعلى كل الظالمين!!

س: ماذا عن صولاتكم وجولاتكم في البلاد الإسلامية وغير الإسلامية؟
ج: صولاتي وجولاتي كثيرة ويصعب شرحها كلها، فجميع محافظات مصر ما عدا الغردقة والبحر الأحمر كانت لي فيها لقاءات وندوات عن ميلاد النبي وأمير المؤمنين (عليهما السلام)، أما خارج مصر فعلى مدى ست سنوات كنت أقضي شهر رمضان في أبو ظبي وكانت دروسي وخطب الجمعة ألقيها من مسجد بلال، وكانت تنقل على التلفزيون. وذات مرة استدعاني سمو الشيخ زايد رئيس البلاد في قصره ورحب بي وأعلمني إعجابه الشديد بندوة تلفزيونية تحدثت فيها عن فضائل سادتي آل البيت مع مجموعة من علماء مصر وسورية.
كما كانت لي مناقشات ومناظرات مع علماء الوهابية في ساحة المسجد الحرام، وفي منى، وذهبت إلى ألمانيا وبريطانيا وكندا وأمريكا وحضرت مؤتمرات وندوات كثيرة في تلك البلدان.

س: فما هي رسالتكم وكلمتكم الأخيرة التي توجهونها إلى المسلمين؟
ج: الرسالة التي أوجهها إلى المسلمين هي أن يتمسكوا بولاية أمير المؤمنين (عليه السلام) والأئمة الطاهرين أهل الطهارة والنزاهة والعصمة وأهل العلم والحلم والحكمة وفصل الخطاب، وإن يتبرءوا من كل أعداء النبي وأعداء آل بيته وإن يستعملوا العقول ويتفكروا ويتدبروا فإن الله لم يميزنا عن الحيوانات إلا بالعقل والفهم. وليسأل كل واحد نفسه: هل يمكن للأعمى أن يقود الأعمى؟ هل يمكن للناقص أن يكمل الناقص؟ هل يمكن للعاصي أن يأخذ بيد العاصي؟ هل يمكن للنجس أن يطهر النجس؟ لا والله. بل لابدّ من بصير خبير طاهر معصوم حتى يأخذ بأيدينا وليس ذلك إلا في أئمة آل البيت المعصومين صلوات الله وسلامه عليهم أجمعين.
اللهم عجل فرجنا بإمامنا حتى يخرج لنا كالبدر الساطع فيحل السلام والأمان، ويزول الظلام والزور والبهتان. اللهم آمين.


---------------------------------------------------
مجموعه اي از سخنرانيهاي شيخ حسن شحاته
در مورد اهل بيت عليهم السلام در قرآن
و نيز درباره سقيفه بني ساعدة
http://www.shiavoice.com/cat-320.html

--------------------------------------------
در رثاي علامه شهيد شحاتة

Image

قد غاب نجم كم أشع ضياؤه = في ارض مصر غسّلته دماؤه
أسد التشيع لا يخاف من الردى = أيخاف من بالحق يعلو نداؤه
قتلته في أرض الكنانة زمرة = سلبت من الشيطان حتى رداءه
إخوان لكن بالنفاق لا الهدى = هم دمّروا الإسلام هم أعداؤه
كم كان يصدح بالولاية والبرا = لبني البتول رثاؤه وثناؤه
أدم الشهيد كم لمصر مكانة = حتى تروّى من الوريد ولاءه
يا راقدا بجوار سادات الورى = ليس الولي لهم بموت آبه
قد فزت فوزا ترتجيه نفوسنا = طوبى لمن والى النبيّ وآله


شعر از عرفان‌پور:
1-
کشتند تو را و عید ، عاشورا شد = عیدانه­ تو جان تو شد، غوغا شد
پیداست که قتلگاه یاران علی ست = هر خانه که خانه غم زهرا شد


2-
آتش بزنید،این گلستان زنده ست = تا عشق علی هست، مسلمان زنده ست
با لشکر سبز یار، بر می‌گردد = این مرد که با نیمه شعبان زنده ست


3-
هم تشنه دیداری و هم سیرابی = با هدیه جان، منتظر اربابی
بر خاک کشیدند تو را مثل مسلم (ع) = تا معنی انتظار را دریابی


4-
تا چشم خدا به آه مظلومان است = فریاد (حسن شحاته) جاویدان است
مظلوم، به خاک کوچه‌­ها بردندش = این نعش شهید نیمه شعبان است



خون شهداي مذهب اهل بيت در مصر مي جوشد:

Image

آثار فوق العاده و سريع شهادت علامه شحاته و برادران ويارانش :

1- موج وسيع ابراز انزجار و نفرت عمومي نسبت به عاملان جنايت و همراهان فكريشان بطوريكه مراكز سلفي و اخواني را كه تا ديروز از محركين بودند به اظهار بر ائت از عاملان فاجعه واداشته است

2- بيرون آمدن مذهب اهل بيت و تشيع از قاچاق بودن و برطرف شدن جو سنگين ناصبيها و سلفيها و آزاد شدن صحبت از شيعه بلكه توجه عموم اذهان به شيعيان و تشيع همراه با تعاطف و همدردي

3- يك خانواده سني فرانسوي مراكشي الاصل مقيم فرانسه با ديدن فيلم مقتل شهيداي ابومسلم همگي شيعه شدند

4- هجوم سيل آساي قشر تحصيلكرده و دانشگاهي و اساتيد و فرهنگيان به كتابفروشيها براى خريد اثار مربوط به اهل بيت و تشيع

بطوريكه مصر كه به چاپ و نشر كتاب در جهان عرب معروف است و بالاترين تعداد انتشارات و چاپخانه و ناشر و مؤلف و عنوان كتاب و كتابفروشي را هميشه داشته است
با قحطي اثار مربوط به تشيع روبرو شده و انبارهاى كتاب خالي شده و منجر به واردات فوري از لبنان و عراق شده است:
شبستان به نقل از برخی منابع عربی نوشت: به دنبال شهادت «شیخ حسن شحاته» اندیشمند شیعه مصری به دست گروههای تکفیری سلفی فروش کتابهای شیعه در کتابفروشی مصر با استقبال بسیاری مواجه شده است.
شاعر محمد سید صبحی، مدیر و صاحب کتابفروشی مصر در خیابان العروبه گفت: پس از شهادت حسن شحاته، قشر فرهنگی، اساتید دانشگاه و دانشجویان الازهر به دنبال خرید کتابهای شیعیان هستند تا بیشتر درباره مذهب شیعه بدانند.
وی افزود: دهها عنوان کتاب با موضوع شیعیان از بیروت وارد مصر شده است.
صاحب کتابفروشی تهم چنین پیش بینی کرد که آمار گرویندگان به تشیع در مصر تا دو برابر افزایش یابد.
مختار شربینی، صاحب کتابفروشي المعادی در خیابان نصر گفت: برای خرید کتاب شیعیان با ازدحام شدیدی رو به رو شدیم و استقبال زیاد بوده است. وی افزود: برای خرید کتب شیعه قصد دارم تا به عراق سفر کنم و کتابهای مذهب جعفری را وارد کنم.
مصطفی ثروت، مدیر وفتر سیده زینب(س) گفت: اساتید و دانشجویان الازهر اقدام به خرید تمامی کتابهای شیعه کرده اند. وی نیز پیشنهاد کرد که بسیاری از مردم مصر پس از اقدام تکفیریها در شهادت حسن شحاته به تشیع بگروند. مصطفی ثروت اظهار داشت: 90 درصد مردم مصر عاشق امام حسین(علیه السلام) هستند.
فردی به نام حسین که صاحب کتابفروشی منطقه الحسین است، گفت: من سال 1999 به شیعه گرویدم و راه صحیح اسلام را در پیش گرفتم. وی تاکید کرد: مردم مصر به طور فطری ملتی فاطمی هستند و عشق آل البیت(علیهم السلام) را در دل دارند و دلیل این امر افزایش نامگذاری فرزندان به نامهای فاطمه، علی، حسن، حسین و زینب است.

5- تظاهرات عمومي مليوني و سنگين سرتاسري عليه جناح اخواني و سلفي بطوريكه مراكز اخواني را مردم سوزانده و حكومت اخواني در استانه سقوط است
Image

و مطرح شدن شيخ شهيد در تظاهرات مليوني و تصاوير او به عنوان نماد مخالفت با حكومت افراطي اخواني

تصوير
تصوير

6- بركناري مرسي و سقوط حكومت اخواني سلفي
اعلان جشن و شادماني سرتاسري در مصر

دیدی که خون ناحق پروانه شمع را = چندان امان نداد که شب را سحر کند

"خون شحاته مرسی را سرنگون کرد"
رهبر حزب " الدستور " مصر کشته شدن شهید حسن شحاته به دست هواداران رئیس جمهوری معزول مصر را یکی از عوامل اصلی سرنگونی وی و جماعت اخوان المسلمین دانست.
به گزارش مشرق به نقل از تسنیم؛ محمد البرادعی رهبر حزب " الدستور " مصر و از رهبران برجسته جبهه نجات ملی مصر که رهبری جریان سرنگونی محمد مرسی رئیس جمهوری مصر را برعهده داشت گفت: خون شهید علامه شیخ حسن شحاته و یاران شیعه اش که در مصر ریخته شد باعث سرنگونی رژیم مرسی وجماعت اخوان المسلمین شده است.
البرادعی گفت: شهادت شحاته همچون زلزله ای زمین زیر پای اخوان المسلمین و مرسی را به لرزه در آورده است و آنها را این خون سرنگون کرد.
دکتر محمد البرادعی در ادامه سخنانش با خبرگزاری رویترز که تمام خبرگزاری های مصری و خارجی آن را پوشش خبری داده اند افزود: جنایت هولناکی که در حق شهید شحاته روی داد باعث شد خون وی نزد پروردگار متعال از جایگاه با عزتی برخوردار شود وبه مثابه زلزله ای در زیر پای مرسی و جماعت اخوان المسلمین همه چیز را زیر پایشان به لرزه در اورد.
البرادعی که در قاهره با این خبرگزاری سخن می گفت افزود: من با این شیخ عالی قدر که نمی شناختمش اظهار همدردی می کنم اما شیوه هولناک شهادتش باعث آن شده است تا نزد پروردگار عالم از جایگاه عالی برخوردار باشد.
البرادعي از سوي رئيس جمهور جديد به عنوان نائب رييس جمهور اعلام شده است

خداوندا خودت اين وعده قرآني را در حق اين شهدا مستجاب فرما
ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا = و هر كه مظلوم كشته شد پس براى ولي و پيرو او سلطه الهي را قرار مي دهيم

تصوير

خانواده رهبر فقید شیعیان مصر چه می کنند؟

به دنبال محاصره منزل "اسماعیل شحاته" برادر شیخ "حسن شحاته" رهبر فقید شیعیان مصر، یکی از شخصیتهای سرشناس شیعه در مصر از دولت و نیروهای مسلح خواست از رهبران شیعیان این کشور در مقابل تهدیدها و فشارها حمایت کنند.

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از العالم، "طاهر الهاشمی" از رهبران شیعیان مصر گفت: علت محاصره منزل "اسماعیل شحاته" برادر شیخ "حسن شحاته" رهبر فقید پیروان اهل بیت (علیهم السلام) در مصر، از سوی سلفی ها، تعلل در تحقیقات درباره کشته شدن این عالم فقید است.الهاشمی افزود: تعلل در تحقیقات و خودداری از اتخاذ اقدامات قانونی لازم علیه مجرمانی که شیخ "حسن شحاته" را به شهادت رساندند و به پیکر وی بی احترامی کردند، باعث شده است که امروز منزل برادرش نیز به محاصره درآید و سلفی های افراطی، اقداماتشان علیه شیعیان مصر را افزایش دهند. به همین دلیل لازم است که دولت و نیروهای مسلح، امنیت شیعیان مصر را تأمین نمایند.

پس از سرنگونی اخوان المسلمین مصر توسط ارتش این کشور، تمامی عاملان این جنایت تحت تعقیب هستند؛

سایت الزاویه در مطلبی عنوان نموده ارتش مصر با انتقال پیکر این شهید به نجف و دفن در وادی السلام موافقت کرده است.
اما خانواده علامه شهيد شحاتة با اين امر مخالفت نموده اند و گفته اند كه وصيت شيخ شهيد دفن در جوار سيدة نفيسة بوده است

همچنين نقل شده كه منطقه اي را كه در ان علامه شحاتة شهيد به ام وي نام گذاري نموده اند: الشيخ الشهيد شحاتة


عامل شهادت شحاته به دام افتاد

Image

به گزارش مشرق، نیروهای امنیتی مصر روز پنج‌شنبه عامل اصلی شهادت علامه حسن شحاته را که سال گذشته در شب میلاد امام زمان(عج) قلب شیعیان را به درد آورد؛ قبل از فرار به لیبی دستگیر کردند.

براساس خبری که الیوم السابع منتشر کرده، «حمدی محمد محمد بريک الجلعاوی» 42 ساله از ساکنان خیابان "سعد زغلول" در منطقه ابو المنرس استان جیزه است پیش از خروج از مصر به دام افتاده است.

وی که در یک شرکت تجاری مصر فعالیت می‌کند در شهر "مَرسی مَطروح" واقع در استان مطروح پیش از فرار از مصر بازداشت شده است.

سرهنگ «احمد ابو عقيل» با بیان اینکه نیروهای پلیس با همکاری سازمان امنیت ملی موفق شدند این فرد را پیش از ترک مصر دستگیر کنند اظهار کرد: برطبق گزارشات رسیده از اداره تحقیق جنایی، وی یکی از عوامل اصلی قتل شیخ حسن شحاته و همراهان وی است که قصد داشت از راه‌های فرعی و بیابانی از کشور خارج شود.

رییس دادگاه استیناف قاهره گفت: محاکمه 31 متهم در حمله و قتل چهار شهروند شیعه از جمله شیخ حسن محمد شحاته در سال 2013 در روز 21 دسامبر 2014 (30 آذر 1393) آغاز می شود.
najm134
 
پست ها : 1326
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

جلوگیری از ورود زائران شیعه به مصر

پستتوسط najm134 » دوشنبه ژانويه 06, 2014 3:00 pm

منابع امنیتی در فرودگاه قاهره اعلام کردند که مقامات مصری از ورود ۶۱ تبعه خارجی شیعی که قصد زیارت از اماکن مقدس در این کشور داشتند جلوگیری کردند.

به گزارش تسنیم، منابع امنیتی در فرودگاه قاهره در گفتگو با خبرگزاری رویترز اعلام کردند که مقامات مصری از ورود 61 تبعه خارجی شیعی که قصد زیارت از اماکن مقدس و قبور اهل بیت پیامبر (ص) را داشتند جلوگیری به عمل آوردند.

این منابع همچنین افزودند: این 61 مسافر تابعیت کانادایی داشته و اصالتا تانزانیایی هستند.

این اولین بار نیست که دولت مصر در این کشور دست به اقدامات ضد شیعی می‌زند. مقامات مصری در ماه محرم گذشته از برگزاری هر گونه مراسم سوگواری شیعیان این کشور به مناسبت عاشورای حسینی در مسجد «مقام رأس الحسین» در قاهره ممانعت به عمل آورد.

این اقدام با اعتراض شیعیان این کشور مواجه شد که آن را اقدامی توجیه ناپذیر و برخلاف اصل آزادی مذهبی و ادای شعائر دینی تلقی و تصریح کردند که این تصمیم دولت مصر تحت فشار ائتلاف های سلفی اتخاذ شده است.

کشتار فجیعانه حسن شحاته روحانی شیعه، و 3 نفر از همراهانش توسط سلفیان مصر از شدیدترین حملات صورت گرفته علیه شیعیان این کشور است که با انتقادات داخلی و بین‌الملی مواجه شد.

شیعیان مصر با مشکلاتی همچون عدم وجود مرجعیت شیعی در این کشور، فشارهای امنیتی و قانونی، نبودن مسجد و حسینیه و پایگاه های تبلیغاتی، کمبود کتب شیعی و تبلیغات گسترده ضد شیعی مواجهند.

در رابطه با جمعیت شیعیان آمارهای متفاوتی از چند صد هزار تا 5 میلیون وجود دارد. بر اساس جدیدترین آمار و گزارشات وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا در مورد پیروان ادیان و مذاهب مختلف در سراسر جهان، حدود 750 هزار شیعه در مصر وجود دارد.

این در حالی است که "محمد درینی" دبیرکل مجلس اعلای اهل‏ بیت(ع)، معتقد است که تعداد شیعیان مصر به دو میلیون نفر می‌رسد؛ زیرا در حال حاضر حدود 10 میلیون صوفی در مصر وجود دارد که بسیاری از آنان به مرور زمان به مذهب جعفری گرایش پیدا می‌کنند و تغییر مذهب می‌دهند.

این در حالی است که وزارت گردشگری مصر ورود گردشگران ایرانی به این کشور را نیز ممنوع اعلام کرده است.
najm134
 
پست ها : 1326
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

چه بر سر شمشیر و لباس پیامبر(ص) در مسجد امام حسین(ع) مصر آمد

پستتوسط najm134 » شنبه فبريه 15, 2014 9:18 pm

دبیرکل جمعیت اهل بیت و اتحاد نیروهای صوفی در مصر از وزارت اوقاف این کشور خواست درباره سرنوشت وسایل شخصی پیامبر اسلام(ص) که در مسجد امام حسین(ع) نگهداری می‌شده توضیح دهد.
«عبدالله ناصر الحلمی» دبیر کل جمعیت اهل بیت و اتحاد نیروهای صوفی مصر از وزارت اوقاف این کشور خواسته پرده از سرنوشت وسایل شخصی منتسب به حضرت محمد «ص» پیامبر اسلام بر دارد که در مسجد امام حسین «ع» نگه داری می‌‌شده است.

حلمی تأکید کرد که وسایل شخصی پیامبر که شامل شمشیر، لباس، سرمه دان و چند تار موی پیامبر بوده به علاوه یک قرآن نفیس دست نویس مربوط به دوران عثمان بن عفان که به محل نا معلومی انتقال داده شده‌اند و از وزارت اوقاف خواست که محل دقیق نگهداری از این آثار و تاریخ دقیق بازگشت آنها را اعلام کند.

سی ان ان گزارش داد که تا زمان نگارش این گزارش تلاش‌های مدیر مسجد امام حسین و دبیر کل دبیر کل جمعیت اهل بیت و اتحاد نیروهای صوفی مصر و شبکه سی ان ان برای تماس با مسئولان وزارت اوقاف مصر بی فایده بوده است.

تصوير

حلمی افزود که وسایل تاریخی منتسب به پیامبر و یک کتابخانه مسجد در عاشورای گذشته به محل نا معلومی انتقال پیدا کرده است.

وی همچنین از مقامات وزارت اوقاف خواست مسجد امام حسین را که مدتی است به بهانه واهی نگرانی از انتشار تشیع مسدود شده به روی پیروان اهل بیت بازگشایی کنند و گفت: این مسجد به بهانه جلوگیری از ایجاد تنش میان شیعیان و سنی‌های مصر مسدود شده در حالی که تعداد شیعیان مصر به چند هزار نفر نیز نمی‌رسد و با وجود اینکه ما شیعه نیستیم اما شیعیان مصر هرگز تنش و مشکلی در کشور ایجاد نکرد‌ه‌اند.
تصوير
مسجد امام حسین در بافت قدیمی شهر قاهره و در محله‌ای به نام «حی الحسین» واقع شده است و در نزدیکی این مسجد بازار قدیمی و معروف «خان الخلیلی» و مسجد جامع «الازهر» واقع شده است.

مسجد امام حسین در سال 549 هجری در دوران فاطمیان ساخته شده و به دلیل روایتی که حاکی از وجود سر شریف امام حسین در این مسجد بوده به مسجد امام حسین معروف شده است.
تصوير
تصوير
najm134
 
پست ها : 1326
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

اخراج قاري مصري از الازهر به دليل خواندن اذان شيعه

پستتوسط najm134 » پنج شنبه مه 15, 2014 12:43 am

دانشگاه الازهر ضمن اخراج يک قاري که اذان به سبک شيعيان گفته بود اعلام کرد: الازهر نماينده و مظهر اعتقادي اهل‌سنت است و به هيچ مسلک ديگري حق دخالت در امور خود را نمي‌دهد.
تصوير
الازهر بزرگترين دانشگاه اسلامي مصر يک قاري مصري را که به مسجد جامع کوفه عراق رفته و اذان را به سبک شيعيان گفته بود، اخراج کرد.
دکتر عباس شومان، رئيس دانشگاه الازهر در بيانيه خود گفت: ويديويي در شبکه‌هاي اجتماعي منتشر شده است که نشان مي‌دهد، قاري «فرج الله الشاذلي» در مسجد جامع کوفه اذان را به سبک شيعيان مي‌گويد و بين مقتديان خود از آماده‌سازي جامعه براي ظهور مهدي صحبت مي‌کند و با آنها عهد مي‌بندد که براي ظهور مهدي خود را آماده سازد.
شومان گفت: دانشگاه الازهر نماينده و مظهر اعتقادي اهل‌سنت است و به هيچ مسلک ديگري حق دخالت در امور خود را نمي‌دهد.
وي افزود: از وزير امور ديني و اوقاف مصر درخواست مي‌کنم که در حفظ اذان اسلامي در تمام مساجد مصر کوشش کند و در مورد اذان شيعي قاري فرج الله الشاذلي در عراق نيز تحقيق نمايد.
گفتني است که اين ويديو به سرعت در شبکه اجتماعي در حال انتشار است که نشان مي‌دهد قاضي فرج الله الشاذلي در مسجد جامع کوفه اذان را به سبک شيعيان مي‌گويد. وي روز جمعه گذشته اين اذان را گفته است.
najm134
 
پست ها : 1326
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

تهدید به قتل علمای شیعه مصری توسط سلفی های تکفیری این کشور

پستتوسط najm134 » چهارشنبه آگوست 27, 2014 12:32 am

تهدید به قتل علمای شیعه مصری توسط سلفی های تکفیری مصر

ائتلاف‌های سلفی مصر در ادامه حملات منسجم خود علیه شیعیان، رهبران شیعه این کشور از تهدید کرده اند در صورتی که از دعوت به مکتب حقه تشیع در مصر دست برندارند به سرنوشتی شبیه به سرنوشت شهید"حسن شحاته" دچار خواهد شد.
به گزارش «شیعه نیوز»، ائتلاف سلفی موسوم به "صحابه و آل بیت" یک هجوم منظم علیه رهبران شیعه مصر دست زده است.

این ائتلاف "طاهر الهاشمی" از رهبران شیعه را تهدید کرده در صورتی که از دعوت به مکتب حقه تشیع در مصر دست برندارد به سرنوشتی شبیه به "حسن شحاته" دچار خواهد شد.

بر اساس ادعای پایگاه خبری مصری "بوابه نیوز" طاهر الهاشمی بیشتر از 10 دفتر در استانهای مصر دارد و یک جمعیت خیریه نیز متعلق به اوست.

در بیانیه ائتلاف سفلی ادعا شده شیعیان با آزادی تمام در مصر فعالیت می‌کنند و باید هر چه زودتر جلوی آنها گرفته شود.

در همین راستا "احفاد الصحابه" یکی دیگر از ائتلافهای سلفی مصر به دیدار "عبدالفتاح السیسی" رئیس جمهور مصر با رئیس طایفه بهره (یکی از طوایف شیعی) اعتراض کرده و خواستار محتاط بودن و مقابله وی با شیعیان در مصر شده است.

شایان ذکر است که "حسن شحاته" از چهره‌های برجسته شیعیان مصر در حمله تعدادی سلفی در منزلش به طرز فجیعی به شهادت رسید.
najm134
 
پست ها : 1326
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

الازهر مسابقه مبارزه با تشیع برگزار می کند

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه دسامبر 18, 2015 12:49 pm

الازهر مسابقه مبارزه با تشیع برگزار می کند


در حالی که شیخ الازهر و اساتید این دانشگاه بارها سخن از وحدت شیعه و سنی، مبارزه با فرقه گرایی و حقانیت تشیع به میان اورده اند، اما دانشکده علوم اسلامی این دانشگاه در اقدامی فرقه گرایانه و عحیب، اقدام به انتشار اطلاعیه ای در خصوص برگزاری مسابقه ای با محتوای مبارزه با تشیع برای دانشجویان خارجی این دانشگاه کرده است.

به گزارش «شیعه نیوز»، پردیس مطالعات اسلامی دانشگاه الازهر مصر با همکاری دانشکده علوم اسلامی دانشجویان خارجی این دانشگاه در اقدامی ضد شیعی از برگزاری مسابقه ای با موضوعیت «گسترش تشیع در جوامع سنی، دلایل، خطرات و نحوه مقابله با آن» برای دانشجویان خارجی این دانشگاه خبر داد تا اقدامات وحدت بخشی که این دانشگاه از ان دم می زند را زیر سوال ببرد.

به نقل از پایگاه اسلاع رسانی این دانشگاه، براساس اعلامیه ای که دانشکده علوم اسلامی دانشگاه الازهر در این خصوص منتشر کرده است، این مسابقه در دو بخش علمی و هنری برگزار می شود که هدف اصلی از آن، آنچه «مقابله با گسترش تشیع» خوانده شده، عنوان شده است.

براساس این گزارش، بخش علمی این مسابقه، شامل ارائه گزارشی درباره دو کتاب ازکتب حاوی اندیشه تشیع، شناسایی ده منبع مهمترین کتب شیعه و معرفی نویسندگان آنها، معرفی ده شخصیت سنی متخصص در زمینه پاسخ علیه اندشیه تشیع همراه با ذکر مولفات آنها و علاوه بر این نوشتن پژوهشی درباره تلاش های الازهر و علمای آن در راستای مقابله با آنچه گسترش تشیع خوانده شده، می باشد.

اما بخش هنری این مسابقه شامل ارائه نمایشنامه، طرح هنری، سخنرانی و اشعاری با محوریت اندیشه تشیع و پاسخ به انچه شبهات تشیع خوانده شده است، می باشد و علاوه براین نوشتن داستانی کوتاه درباره دو دوستی که یکی به مذهب تشیع گرایش پیدا کرده و تلاش های دیگری برای بازگرداندنش به مذهب سنی می باشد.

برای نفر اول این مسابقه جایزه ۵۰۰۰ پوند مصر معادل تقریبا ۲ ملیون و دویست هزار تومان، در نظر گرفته شده و قرار است در این مسابقه به ۲۳ نفر جوایزی اعطا شود.

Image
pejuhesh232
 
پست ها : 2558
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

وحشت سلفی ها از کتب شیعه در نمایشگاه قاهره

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه فبريه 11, 2016 3:20 pm

وحشت سلفی ها از کتب شیعه در نمایشگاه قاهره


به گزارش «شیعه نیوز»، «احمد راسم النفیس» از شخصیت های برجسته شیعه مصر با انتقاد شدیداللحن از دروغ پردازی های سلفی های این کشور علیه تشیع و همچنین ادعای آنها مبنی بر وجود کتب حاوی سب صحابه در نمایشگاه بین المللی کتاب قاهره، آنها را به داستان «چوپان و گرگ» تشبیه کرد و گفت: سلفی های وهابی در شعارها و تبلیغات دروغین خود به حد ابتذال رسیده اند، اما مردم دیگر به آنچه می گویند چه راست باشد چه دروغ، اهمیتی نمی دهند.

براساس این گزارش به نقل از پایگاه خبری «الیوم السابع»، النفیس در واکنش به مخالفت سلفی های مصر با عرضه کتاب های شیعه در نمایشگاه بین المللی کتاب قاهره، تصریح کرد: دیوانه حکایت می کند، عاقل می شنود. جریان های سلفی پیشینه شرم آوری در تمامی زمینه ها دارند در حالی که جبهه علیه این جریان ها روز به روز گسترده تر می شود.

Image
وی افزود:راهی جز پیروی از رفتار عاقلانه برای سلفی ها باقی نمانده است؛ چرا که اوضاع دیگر به نفع آنها نیست. اینکه به دنبال هرتلاشی برای حذف کتب شیعه از نمایشگاه کتاب هستند، باید در موضع وزارت فرهنگ درباره نمایشگاه کتاب تامل کنند. مدت های مدیدی است که کتاب های مراکز انتشاراتی عراقی و لبنانی در نمایشگاه کتاب مصر عرضه می شود.

دکتر النفیس در ادامه گفت: وهابی های سلفی در حال حاضر در تلاشند تا کانال های ارتباطی جدیدی با جریان های اسلامی ناشناخته باز کنند.

شماری از ائتلاف های وهابی سلفی مصر مدعی شده بودند که کتبی وابسته به شیعیان حاوی مطالبی در تحریف قرآن، سب و تکفیر صحابه رسول الله(ص) و تحریک نسبت به خشونت است.
pejuhesh232
 
پست ها : 2558
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

اخراج بازیکن مصری به دلیل مذهب اهل بیت (علیهم السلام)

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه مارس 12, 2016 10:57 am

اخراج بازیکن مصری به دلیل مذهب اهل بیت (علیهم السلام)


Image

ه گزارش «شیعه نیوز»، در ادامه رویکرد ضد شیعی مصر، "امجد راضی" که یک بازیکن شیعه مذهب فوتبال است و جذب باشگاه مصری " سموحه" شده، در آستانه اخراج است.

بر اساس گزارش رسانه‌ای، موضع گیری در باشگاه "سموحه" حاکی از فسخ نزدیک قرارداد با امجد راضی بازیکن شیعه مذهب مذکور می‌باشد.

این بازیکن در فصل گذشته مهاجم تیم "الرائد" عربستان سعودی بود که پس از آن باشگاه سموحه قرار داد خود را با این بازیکن شیعه عراقی ژانویه گذشته بمدت شش ماه امضاء کرد.

دلیل اتخاذ این تصمیم،اختلاف مذهبی این بازیکن ذکر شده است؛ شیعه بودن امجد راضی و همچنین شیوه متفاوتش در ادای نماز، خشم و ناراحتی اعضاء تیم سموحه را در پی داشت که این امر منجر به اتخاذ چنین تصمیمی از سوی باشگاه شد.
pejuhesh232
 
پست ها : 2558
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

داعش پیشرفت طبیعی سلفیت و اخوان المسلمین است

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه ژوئن 21, 2016 11:42 pm

احمد کریمه:
داعش پیشرفت طبیعی سلفیت و اخوان المسلمین است
سلفی ها روابط خود را با رژیم صهیونیستی عادی کرده اند


به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ «احمد کریمه» استاد شریعت دانشگاه الازهر مصر با انتقاد بی سابقه از جریان های اسلامی کشور مصر، گفت: جریان های اسلامی از قبیل سلفی گری و اخوان المسلمین سطحی نگر هستند و شکنندگی فکری دارند.

Image

کریمه در گفتگو با پایگاه الیوم السابع مصر اظهار کرد: چنین جریان هایی چه سلفی ها، چه اخوانی ها و چه وفاداران آنها بیشتر اوقات خود را صرف صدور فتوا درباره زنان می کنند زیرا فرهنگ آنها سرگرم دو شهوت جنس و غذا است. درک چنین جریان هایی از اندیشه اسلامی، مباحث جنسی و احکام طهارت است.

وی جریان های اسلامی یادشده را به عدم صدور فتوا و واگذار کردن فتوا را به علما دعوت کرد و ادامه داد: چنین جریان هایی تهدید علیه دین اسلام هستند.

کریمه با بیان اعتقاد که داعش پیشرفت طبیعی سلفی و اخوانی است، افزود: جریان سلفیت در آینده متحول شده و بدتر از اخوان المسلمین خواهد شد.

استاد دانشگاه الازهر با اشاره به اینکه جریان سلفی بود که ابومصعب الزرقاوی، اسامه بن لادن و سرکردگان داعش و القاعده را مطرح کرد و اخوان المسمین نیز داعش را صادر کرد، گفت: سلفی ها روابط خود را با رژیم صهیونیستی عادی کرده اند و یکی از رهبران حزب سلفی نور با یک خاخام یهودی دیدار کرده است.
pejuhesh232
 
پست ها : 2558
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

۷۰ سوء قصد به جان شیعیان مصر طی ۵ سال گذشته

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه سپتامبر 10, 2016 2:41 pm

۷۰ سوء قصد به جان شیعیان مصر طی ۵ سال گذشته


گروه حقوق بشری ابتکار مصری برای رعایت حقوق فردی در ۲۱ ماه جولای سال جاری گزارشی منتشر کرده که براساس آن در بازه زمانی مابین ژانویه ۲۰۱۱ تا ماه می ۲۰۱۶، تعداد ۷۰ حادثه حمله به شیعیان در مصر اتفاق افتاده است.

Image

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، این گزارش همچنین به قتل حسن شحاته، روحانی شیعه و سه تن از طلاب وی در ژوئن ۲۰۱۳ اشاره کرده است.

این گزارش خاطرنشان می نماید که این خشونت ها در شرایط تحریک به دشمنی، خشونت و تبعیض علیه شیعیان افزایش یافته است. به علاوه این گزارش از حمایت بسیاری از نهادهای رسمی مصر از این دیدگاه ضدشیعه پرده برداشته است؛ نهادهایی همچون موسسات مذهبی رسمی، رسانه های دولتی، سیاسیون اسلام گرای حاکم بر مصر همچون اخوان المسلمین، سلفی ها و برخی رسانه های خصوصی.

بنابر این گزارش خروجی برخی از رسانه ها در مصر با اختلال در پوشش اخبار موجب تحریک دشمنی و تبعیض علیه این اقلیت مسلمان می شوند. در حالیکه آمار دقیقی از تعداد شیعیان در مصر وجود ندارد، در میان جمعیت ۹۰ میلیونی کشور مصر، تعداد شیعیان از هزاران تا ۳ میلیون نفر تخمین زده می شود.

احمد رحیم النفیس، متفکر شیعه، می گوید: «به دلیل سهل انگاری های رژیم حاکم، شهروندان عادی به طور سیستماتیک خشونت هایی علیه شیعیان اعمال می کنند. نیروهای امنیتی اقدامی برای برخورد با این خشونت ها نمی کنند و به ویژه زمانی که شیعیان می خواهند مرقدهای مطهر اهل بیت پیامبر (ص) را زیارت کنند یا به خارج از کشور سفر کنند، مانع آنها می شوند.»

نفیس معتقد است عربستان سعودی و برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس در کمپین های رسانه ای میلیاردها دلار برای شیعه هراسی هزینه می کنند تا درگیری در منطقه را از نزاع عرب-اسراییلی به جنگ سنی-شیعی تغییر دهند. اینک این کمپین ها بر مردمان عرب تاثیرگذار بوده است به طوریکه آنها شیعه را برای ملت های عرب خطرناک تر از صهیونیسم می دانند.

وی معتقد است دولت کنونی مصر ضعیف تر از آنست که بتواند کشوری ایجاد کند که در آن مفاهیم شهروندی، آزادی عقیده و همزیستی مسالمت آمیز حاکم باشد.

الطهیر الهاشمی، از دیگر شخصیت های برجسته شیعه در مصر با تایید سخنان نفیس مبنی بر خشونت های سیستماتیک علیه شیعیان، خاطرنشان می کند که گزارش ارائه شده از سوی گروه حقوق بشری ابتکار مصری برای رعایت حقوق فردی مصر تنها بخشی از رنجی را که شیعیان امروز در مصر متحمل می شوند، بازگو کرده است. وی اذعان می دارد که بسیاری از شیعیان وابستگی مذهبی خود را به این مکتب آشکار نمی کنند چرا که از دهه ۱۹۷۰ وهابیت قدرت زیادی در جامعه مصر دارد و اکثر آزارهایی که به شیعیان می رسد از جانب این فرقه هدایت می شود.

هاشمی تاکید می کند که الازهر و وزارت موقوفات گفتمانی را به کار می برند که آتش دشمنی با شیعیان را شعله ورتر می کند.

وی معتقد است در پس پرده این سکوت مصر در قبال آزار شیعیان، رفاقت و نزدیکی رژیم های مصر و عربستان سعودی قرار دارد. لیکن به اعتقاد وی ضرر این سکوت بزرگتر از منفعت آنست چرا که هر خشونتی علیه شیعیان صورت گیرد، اعتبار و آبروی مصر را در جامعه بین الملل خدشه دار می کند و باعث ایجاد شکاف های عمیق تر در جامعه مصر می گردد. لذا دوستی مصر-عربستان هر سود و منفعتی که در ابعاد اقتصادی و استراتژیک داشته باشد، اگر منجر به شکاف در جامعه مصر شود، بی فایده خواهد بود.

منبع: المانیتور
pejuhesh232
 
پست ها : 2558
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

بعدي

بازگشت به دشمنان آئين اعلى


Aelaa.Net