علویان پاکستان

ایده شناسی و تجمع شناسی علویان جهان

علویان پاکستان

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه مارس 28, 2014 11:43 am

.
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

گزارش فارس از مظلوميت شيعيان پاراچنار از ضياء الحق تا زرداري

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه مارس 28, 2014 11:55 am

مشروح گزارش فارس از مظلوميت شيعيان پاراچنار از ضياء الحق تا زرداري

خبرگزاري فارس: شيعيان پاراچنار پس از انقلاب اسلامي به بهانه‌هاي مختلف در دولت‌هاي ضياء الحق، بي‌نظير بوتو، نوازشريف، مشرف و زرداري بارها مورد حمله قرار گرفته و نذر روزه براي آزادي خرمشهر بهانه اولين حمله به آنها بوده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس، بدنبال پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) و بيداري مسلمانان در منطقه، شيعيان پاكستان و بويژه منطقه پاراچنار از اين قاعده مستثني نبودند و از سال 1980 به بعد هميشه در دولت‌هاي مختلف پاكستان تحت فشار قرار گرفتند. با تشكيل گروه‌هاي مختلف تروريستي مانند "سواد اعظم اهل سنت " ، "سپاه صحابه " ، "لشكر جهنگوي " و "طالبان پاكستاني " حلقه محاصره شيعيان در منطقه پاراچنار تنگ‌تر شد و از سال 1987 با صدور فتاوايي مانند "تصرف زنان شيعه جايز است " و "شيعيان كفار سرخ هستند "، حمله و درگيري شديد عليه شيعيان آغاز شد كه تا امروز نيز ادامه دارد. خبرگزاري فارس تلاش كرده تا در گزارشي كامل، حوادث پاراچنار و وضعيت شيعيان اين منطقه از دوره حكومت "ايوب خان" در دهه 1960 و دوره "ضياء الحق" (1977 تا 1988) تا دوره رياست جمهوري "آصف علي زرداري" رئيس جمهور فعلي پاكستان را مورد بررسي قرار دهد. مشروح اين گزارش را در ذيل مي‌خوانيد: * موقعيت جغرافيايي و طبيعي پاراچنار شهر پاراچنار - مركز شهرستان كُرُم (يا كُرُم ايجنسي) واقع در ايالت سرحد در شمال غرب پاكستان و هم مرز با افغانستان است. به عبارت ديگر كرم ايجنسي به مركزيت پاراچنار (كه اينك به همين نام "پاراچنار" معروف است) از مهمترين دروازه‌هاي ورود افغان‌ها به پاكستان و همچنين ورود پاكستاني ها به افغانستان، محسوب مي‌شود كه مساحت آن 3310 كيلومتر مربع بوده و تا شهر پيشاور (مركز ايالت سرحد) 253 كيلومتر فاصله دارد و در حدفاصل پاراچنار تا شهر پيشاور شهرهاي "صده، تل، دوآبه، هنگو، كوهات" و "دره آدم خيل" واقع شده‌اند.

اين منطقه سرسبز و آباد بوده و داراي كوهستان هاي زيبا، جنگل هاي طبيعي گسترده، آب فراوان و زمين هاي حاصلخيز است. پاراچنار با جمعيت شيعي در حدود 450 هزار نفر داراي دو قوم بزرگي به نام‌هاي "طوري" و "بنگش" بوده كه قوم طوري به پنج شاخه ديگر به نام هاي "حمزه خيل"، "مستوخيل"، "غوندي خيل"، "دوپرزاي" و "علي زئي" تقسيم شده است. همچنين پاراچنار مركز دو منطقه قبايلي به نام كُرُم بالا و پايين است كه 800 هزار نفر در آنجا زندگي مي‌كنند كه 450 هزار نفر آنها شيعه مي باشند. البته شهر پاراچنار به تنهايي داراي 150 هزار نفر جمعيت دارد كه 98 درصد اين جمعيت را شيعيان تشكيل مي دهند. جمعيت كل هفت منطقه قبايلي "كرم ايجنسي، اورگزئي ايجنسي، خيبر ايجنسي، مُهمند ايجنسي، باجور ايجنسي، وزيرستان شمالي ايجنسي و وزيرستان جنوبي ايجنسي" حدود 4 ميليون نفر است كه كرم ايجنسي به دو منطقه "كرم عليا" و "كرم سفلي" تقسيم شده و اكثريت قريب به اتفاق جمعيت كرم عليا را شيعيان تشكيل مي دهند. "علي زئي، تنگئي، بيليامين، انجيري، چار ديوال و جلامئي، مروخيل و صده" نيز عمده‌ترين مناطق "كُرُم پايين " را تشكيل مي‌دهند كه داراي تركيب جمعيتي با اكثريت شيعه و اقليت اهل تسنن مي‌باشند. از نظر نژادي پشتون‌ها در پاكستان در ايالت‌هاي سرحد و بلوچستان، زندگي مي‌كنند و به دليل اينكه مركز پشتون‌ها در افغانستان است، طالبان همواره ايالت سرحد و شمال بلوچستان را به عنوان بخشي از منطقه افغان تلقي مي‌كنند و ادعاي سرزميني نسبت به آن دارند.

* قبيله مَنگَل آغازگر تنش در پاراچنار درد سرها و مشكلات شيعيان در شمال غرب پاكستان و ايالت سرحد زماني آغاز شد كه در سال بدليل كم بودن جمعيت اهل تسنن، برخي از افغان‌هاي سني به مناطق كوهستاني ايالت سرحد وارد شدند و پس از مدتي از طرف دولت وقت پاكستان مورد حمايت قرار گرفتند و كم‌كم جمعيت آنها از امكانات مختلف برخوردار شده و در اين مناطق رشد يافت. اين عده كم‌كم به شهر شيعه نشين پاراچنار آمدند، در آن زمان قبليه "جاجي" تنها قبيله اهل سنت در شهر پاراچنار بود و شيعيان مسجدي را به عنوان حسن نيت به اين قبيله اهدا كردند. تا آن زمان هيچ مشكلي ميان مسلمانان نبود و برادران اهل تسنن و شيعيان در ثبات و امنيت كامل زندگي مي كردند و هيچ اختلافي وجود نداشت. پس از مدتي قبيله‌اي موسوم به "منگَل" كه از مهاجران افغان بودند، وارد پاراچنار شده و مسجد اهدايي شيعيان به قبيله جاجي را تصرف كردند.
منگل‌ها به ظاهر خود را اهل تسنن معرفي مي‌كردند ولي در واقع تندرو بودند و حتي اهل سنت پاراچنار هم از آنها روي‌گردان بودند. در روز عاشوراي سال 1961 اولين جنگ اعتقادي عليه شيعيان در شهر صده واقع در 35 كيلومتري شهر پاراچنار روي داد. در اين درگيري منگل ها و برخي افراطي‌هاي قبيله بنگش به عزاداران حسيني حمله كردند كه در اين درگيري دهها نفر شهيد و مجروح شدند و اين جنگ با مقاومت شيعيان و دخالت نيروهاي دولتي و عمدتاً نيروهاي محلي شيعي پايان يافت كه اين اولين جنگ مذهبي عليه شيعيان بعد از تاسيس كشور مسلمان پاكستان بود. به دنبال اين حادثه كم‌كم مخالفت‌ها با شيعيان در اين منطقه آغاز شد. پس از اين كه شوروي به قصد تصرف افغانستان وارد اين كشور شد، منطقه پاراچنار به دليل موقعيت جغرافيايي‌اش به محلي براي عبور و مرور احزاب هفت‌گانه جهادي افغانستان و مستشاران غربي (با حمايت و همكاري دولت پاكستان) تبديل شد در حالي كه احزاب هفتگانه افغاني نيز با حمايت آمريكا و غرب عليه شوروي وارد جنگ شده بودند.

در آن زمان دولت پاكستان به رياست "ضياءالحق" به شيعيان پاراچنار پيشنهاد داد كه بدليل رفت و آمد افغان‌ها و نا امني‌هاي احتمالي شما بايد اين منطقه را ترك كنيد و به محله "جوزاره" در شهرستان "هنگو" كوچ كنيد. پس از اين مسئله زعماي شيعه از جمله شهيد "عارف حسيني" كه هنوز رهبر شيعيان هم نشده بود، به همراه ديگر بزرگان و ريش‌سفيدان شيعه اعلام كردند كه اين مسئله توطئه دولت پاكستان براي كوچاندن شيعيان از پاراچنار است و با آگاه كردن مردم از نيت دولت پاكستان و هوشياري شيعيان اين توطئه در سال‌هاي 1981- 1982 ميلادي خنثي شد. * نذر روزه براي آزادي خرمشهر علت اولين حمله به شيعيان پاراچنار بعد از انقلاب اسلامي در اوايل 1982 اولين درگيري‌ها پاراچنار آغاز شد، در آن زمان مهاجران افراطي و وهابي افغان در منطقه "صده" در كرم ايجنسي كه از غفلت برخي خانواده‌هاي شيعه سوء استفاده كرده و بسياري از منازل و زمين‌هاي كشاورزي آنها را خريداري كرده بودند، به شيعيان حمله كرده و حتي به بچه‌هاي چند ماهه هم رحم نكردند. در واقع منطقه صده پايگاهي براي اين افراطي‌هاي مهاجر تبديل شده بود. اين حادثه از آنجا شكل گرفت كه شهيد "عارف حسيني" كه در آن زمان از بزرگان شيعه در پاراچنار بود و در مدرسه جعفريه تدريس مي‌كرد، از طلاب پاراچناري خواست براي آزادي خرمشهر و پيروزي رزمندگان اسلام نذر كنند و يك روز را روزه بگيرند، پس از آن شيعيان پاراچنار همگي روزه گرفتند و در همان روز خبر آزادي خرمشهر منتشر شد و همان شب شيعيان به جشن و خوشحالي پرداختند، روز بعد نيز مردم از تمامي روستاهاي اطراف به پاراچنار آمدند و جشن مفصل‌تري برگزار كردند.

دولت ضياءالحق‌ كه از جشن پيروزي رزمندگان اسلام در خرمشهر و تيراندازي هوايي شيعيان در پاراچنار ناراحت بود قصد داشت كه از شيعيان بخاطر چنين حمايت‌هايي از جمهوري اسلامي ايران انتقام بگيرد. بر همين اساس مهاجران تندرو افغان از قبيله منگل و افراطي‌هاي ساير قبائل را آزاد گذاشت كه اقليت شيعه را شهر صده در 35 كيلومتري جنوب شرق پاراچنار حمله كنند. آنها نيز خانواده معروف "حاجي دادو" را با تمامي فرزندانش به همراه چند محافظ كشتند و درگيري‌ها تا چند روز ادامه يافت ولي هنگامي كه دولت پيروزي شيعيان را در اين جنگ مشاهده كرد با وارد كردن نيروهاي دولتي از ادامه جنگ جلوگيري كرد و منازل و املاك شيعيان در صده به اشغال افراطي‌ها در آمد و همه شيعيان مجبور به ترك اين شهر شدند. پس از آن بود كه ترور و حمله به شيعيان در سراسر پاكستان آغاز شد و دولت اين كشور نيز حد اقل با سكوت خود در اين اقدام سهيم بود. به هرحال قبل از آن زمان شيعيان و اهل تسنن در اين منطقه به هر شكل با هم زندگي مي كردند و بعد از آن بود كه شيعيان اهل تسنن هر دو قرباني افراطي‌گري هاي وهابي‌ها و نيروهاي تندرو افغان گرديدند. * تشكيل "سواد اعظم اهل سنت " و "سپاه صحابه " براي براندازي شيعيان پس از اين حوادث در پاراچنار، در سال 1981 دست پرورده‌هاي سياسي پاكستاني با پشتيباني دولت ضياءالحق، گروهي بنام "سواد اعظم اهل سنت" در محله "لالوكيت" شهر كراچي تشكيل دادند كه بعدها اين محله به "لياقت‌آباد" تغيير نام يافت.

اين گروه در مدت كوتاهي با افراطي‌گري به تخريب مساجد و حسينيه‌هاي شيعيان و ترور برخي از بزرگان اهل تشيع در اين محله پرداخت. گروهك "سواد اعظم" به شيعيان منطقه "لالو كيت" حمله كردند و با به شهادت رساندن عده اي، شيعيان اين محله را مجبور به ترك خانه و كاشانه خودشان كردند. پس از اين مسئله در سال 1983 در منطقه "پيوار" (زادگاه شهيد سيد عارف حسين حسيني) عده‌اي از شيعيان براي جمع‌آوري هيزم به جنگل رفته بودند كه مورد حمله همين نيروهاي افراطي قرار گرفتند و هفت نفر از آنها به شهادت رسيدند. به دنبال اين مسئله عده‌اي از شيعيان كه هيچ برنامه‌اي هم نداشتند، در مسير عبور به سمت افغانستان به قصد انتقام 13 تن از اين افراد را كشتند و اين درگيري به مدت يك هفته در همان منطقه "پيوار" از توابع پاراچنار ادامه يافت.

در سال 1985 دولت ضياءالحق كه براي ادامه حكومت خود و با هدف جلوگيري از گسترش نفوذ شيعيان به گروه‌هاي افراطي مانند سواد اعظم احتياج داشت، به همراهي برخي از دول مخالف شيعه در منطقه، گروه تروريستي موسوم به "سپاه صحابه" را تشكيل داد كه بعد از تشكيل اين گروهك، ترور علماء و شخصيت هاي شيعي در سراسر پاكستان و درگيري‌هاي پراكنده در نقاط مختلف منطقه پاراچنار آغاز شد كه اين درگيري ها چندان گسترده نبود و اين وضعيت تا سال 1987 ادامه يافت. قابل ذكر است كه در اين زمان ترور شيعيان به صورت فردي رواج يافته بود و همچنين تنها شخصيت‌هاي شيعه هدف قرار مي گرفتند كه بعداً اين روند به عامه مردم شيعه تسري يافت. * صدور فتواي تصرف زنان شيعه با حمايت آمريكا / فتواي كشتار كفار سرخ (شيعيان) مهاجرين افغان در اكثر مناطق كرم ايجنسي حضور پررنگي داشتند و اردوگاه‌هاي آنها در سراسر منطقه پراكنده بود. در سال 1987 احزاب هفتگانه افغان در شهر پيشاور "دولت در تبعيد" تشكيل داده و خواهان شناسايي آن از سوي دول خارجي بويژه آمريكا بودند.

رهبران اين احزاب طي سفري به آمريكا با "رونالد ريگان" رئيس جمهور وقت آمريكا جلسه‌اي در واشنگتن داشتند كه آمريكا از آنها خواست محلي را براي تشكيل چنين دولتي تعيين كنند كه فاصله آن با كابل زياد نباشد و اينگونه بود كه چراغ سبز يك درگيري بي‌سابقه و هولناك در پاراچنار را دريافتند. اين گروه‌هاي جهادي بجز حزب اسلامي افغانستان در ابتدا انديشه هاي فعاليت هاي افراطي نداشتند اما در آن زمان كه آمريكا و دول غرب از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و بيداري مسلمانان در منطقه به وحشت افتاده بودند، اين گروه‌ها نيز به فعاليت‌هاي افراطي روي آوردند و به بهانه‌هاي مختلف از فرصت‌هاي پيش آمده براي تضعيف شيعيان استفاده ‌كردند. از آنجا كه اين گروه‌ها از حمايت صد در صدي آمريكا برخوردار بودند، توانايي بالقوه براي حمله به شيعيان را داشتند. در سال 1987 از طرف گرو‌ه‌هاي جهادي افغان فتاوايي در پاراچنار منتشر شد كه حتي "تصرف زنان باردار شيعه " را هم جايز مي‌دانست. اين يك حركت رسمي براي از بين بردن شيعيان در منطقه پاراچنار بود و فتوا داده بودند كه "شيعيان كفار سرخ " هستند و براي تضعيف و كشتار آنها برنامه‌ريزي دقيق كرده بودند.

پس از آن از 9 جبهه، جنگ و درگيري عليه شيعيان در اين منطقه شروع شد و مهاجمين در مدت يك هفته 13 روستاي شيعه نشين را تصرف كردند. در اين درگيري‌ها 108 نفر از شيعيان شهيد شدند و در طرف مقابل نيز 2400 نفر از مهاجمين افراطي به هلاكت رسيدند. اين نكته به طور خاص قابل ذكر است كه فتاواي حزب اسلامي افغانستان به قدري مؤثر بود كه بسياري از بيماران و مجروحين از بيمارستان ها به اين جنگ آمده و كشته شده بودند و برخي از افراد كه عمل پروستات انجام داده بودند با وسايل بيمارستاني كه به بدنشان وصل شده بود، با سر تراشيده به جنگ شيعيان آمده بود. البته شيعيان تهاجم دشمن را در همه جبهه ها مهار كردند و موفق شدند بلافاصله روستاهاي تصرف شده را بازپس بگيرند. اين جنگ بسيار حساب شده بود.

آنها مناطقي را در ايالت پنجاب براي شيعيان در نظر گرفته بودند و قصد داشتند پاراچنار را به يك پايگاه نظامي قوي براي حمله به كابل كه در آن زمان در تصرف شوروي بود، تبديل كنند. به جرأت مي‌توان گفت كه هدف اصلي اين درگيري "تبديل پاراچنار به محلي براي دولت در تبعيد افغانستان " بود. گروه‌هاي جهادي قصد داشتند دولتي در تبعيد در اين منطقه تشكيل دهند كه آمريكا هم از آنها حمايت مي‌كرد اما با مقاومت و پايداري شيعيان اين توطئه هم خنثي شد و آنها راه به جايي نبردند. فتاواي ضد شيعه گروه‌هاي موسوم به جهادي و افراطي افغان در حالي در پاراچنار منتشر شد كه شيعيان اين منطقه در مدت درگيري و جنگ در افغانستان مواد غذايي و خوراكي براي برخي گروه‌هاي جهادي فراهم مي‌كردند و نه فقط هيچ مشكلي براي آنها ايجاد نكرده بودند بلكه به ده‏ها هزار نفر از مهاجرين افغان در اراضي و املاك خود پناه داده بودند و دفاتر همه احزاب مذكور در امنيت كامل برقرار بوده و مردم پاراچنار بارها به دليل پناه دادن به آنها با حملات هوايي دولت افغانستان و شوروي مواجه شده بودند و اين اقدام در واقع از جانب مهماناني بود كه از ميزبان * توهين افراطي‌هاي وهابي به مقدسات شيعي در سال 1996 در سال 1996 طالبان بر اكثر مناطق افغانستان سيطره يافته بود و گروه‌هاي تروريستي "سپاه صحابه "، "لشكر جهنگوي " و ساير گروه‌هاي تندرو به القاعده و طالبان پيوسته و حتي بسياري از آنها در افغانستان و پايگاه‌هاي طالبان آموزش مي‌ديدند و از آنجا به نقاط مختلف پاكستان فرستاده مي شدند.

در اين سال درگيري عليه شيعيان رنگ مذهبي به خود گرفت و وهابي‌ها و طالبان با نام جهاد به شيعيان حمله مي‌كردند. ناگفته نماند كه به دنبال اين درگيري‌ها چندين لشكر از ارتش پاكستان به بهانه ايجاد آرامش در پاراچنار، به اين منطقه اعزام شدند. اين نيروها در همه اماكن دولتي و حتي مدارس و دبيرستان ها مستقر شدند ولي بعد از مدتي اين نيروها بدون اقدامي خاص در جهت ايجاد امنيت، منطقه را به طور ناگهاني ترك كردند و بعداً مشخص شد كه اين نيروها همراه با طالبان افغاني به كابل (پايتخت افغانستان) حمله كردند و اين شهر به اشغال طالبان درآمد. گويي دولت پاكستان در اين ماجرا نيز نقش اول و محرك جنگ را ايفاء كرد. شيعيان پاراچنار با افغان‌هاي تندرو و افراطي طالبان هيچ اختلاف قبيله‌اي و قومي نداشته و بر سر ملك و آب و زمين نيز با آنها نزاعي نداشتند، و اين جنگ يه جنگ مذهبي عليه شيعيان بوده كه القاعده متشكل از تروريست هاي عرب و غير عرب و گروهك هاي تروريستي پاكستاني ( هم فكر القاعده) در پاكستان عليه شيعيان مي‌جنگيدند و ترور مي‌كردند و هنوز هم اين كار را ادامه مي دهند و آنها هيچ مشكل قبيله‌اي و قومي با شيعيان نداشتند و ندارند اما برخي مطبوعات و رسانه‌ها به اشتباه اين درگيري‌ها را قبيله‌اي جلوه مي دهند كه باعث تأسف است. جنگ قبايلي، قومي و حتي فرقه‌اي در پاراچنار هيچ معني و مفهومي ندارد. شيعيان از طرف طالبان و القاعده و ديگر سرشاخه‌هاي آنها مثل سپاه صحابه، لشكر جهنگوي مورد حمله قرار مي‌گيرند و اين يك جنگ يك طرفه است در حالي كه در جنگ فرقه اي هر دو طرف بايد انگيزه هاي فرقه اي براي حذف مخالفين داشته باشند؛ در حالي كه شيعيان بنا بر تعاليم عاليه اسلام و اهل بيت (ع) هيچ گاه حاضر به حذف مخالفين نبوده و حيات خود را هرگز در حذف مخالفين جستجو نمي كند؛ بنابراين حملات يك جانبه افراطي‌ها به هيچ وجه نمي‌تواند جنگ فرقه‌اي و قبيله‌اي محسوب شود.

* جنگ خونين 1996 و سكوت دولت پاكستان جنگ 1996 زماني آغاز شد كه نيروهاي افراطي در مناطق مختلف پاراچنار از جمله شهر پاراچنار در مدارس دولتي و در مساجد خودشان، به محسن اسلام ابوالائمه حضرت ابوطالب عليه السلام توهين كردند كه اين امر باعث نارضايتي و خشم شيعيان شد و زعماء شيعه و سران قبايل همگي در اعتراض به اين اقدام در جلسه‌اي با نماينده سياسي دولت مركزي پاكستان در پاراچنار (فرماندار كرم ايجنسي) از دولت خواستند كه با عاملان اين اقدامات برخورد كند اما چون اين حوادث حساب شده بوده و اهداف خاصي را دنبال مي كرد، افراطي‌ها از مناره همان مسجدي كه شيعيان به آنها اهدا كرده بودند، دبيرستان شماره يك پاراچنار (جايي كه دانش آموزان شيعه مشغول اعتراض به توهين به مقدساتشان مشغول بودند) را با خمپاره هدف قرار دادند؛ در حالي كه اولين درگيري (البته غيرمسلحانه) در بين دانش آموزان اين دبيرستان صورت گرفته بود. از آنجا كه آمريكا و طالبان افغانستان را پشتيبان خود مي‌ديدند، از جمعيت اكثريت شيعه در اين شهر هراسي نداشتند. حمله خمپاره اي به دبيرستان باعث شهادت 4 نفر از دانش آموزان و مدير شيعه آنها شد و به دنبال آن، افراطي‌هاي وهابي از مناره مسجد و منازل خود شيعيان را به مدت دو ساعت و نيم به طور يكجانبه هدف آتش قرار دادند و درگيري ها رفته رفته به سراسر منطقه سرايت كرد. شكي نيست كه دولت پاكستان اگر در همه درگيري ها با قدرت وارد صحنه مي‌شد و عاملين را دستگير مي‌كرد مي توانست به درگيري‌ها خاتمه دهد، اما تاكنون رسم بر اين بوده كه هر وقت درگيري‌ها احتمال مي‌دهد كه شيعيان نمي‌توانند مقاومت كنند،‌ به عنوان ناظر، كشته شدن شيعيان را نظاره مي‌كند و هنگامي كه مي بيند طرف مقابل شيعيان ضعيف شده، وارد عمل مي شود و از ادامه جنگ جلوگيري مي نمايد.

آنچه مسلم است در آن زمان 2 الي پنج درصد شهر پاراچنار اهل تسنن بودند و اين حمله 2 ساعت و نيم بصورت كاملاً يكطرفه ادامه داشت و شيعيان هيچ واكنشي نداشتند. اين درگيري از طرف طالبان افغانستان نيز حمايت شد و حتي آنها تانك‌هاي خود را نيز به مناطق "خرلاچي" اعزام كردند اما اين تانك ها بدست جوانان شيعه افتادند و دولت پاكستان اين تانك ها را بعدا به مناطق مركزي انتقال داد. اين جنگ يك ماه طول كشيد كه 14 روز جنگ و درگيري رسمي و 16 روز بعد نيز راه‌ها مسدود و وضعيت نه جنگ و نه صلح حاكم بود. طالبان و افراطي‌هاي تندرو در سال 1996 و در اين درگيري‌ها به اهداف خود نرسيدند و شيعيان بار ديگر با درايت و هوشمندي مقابل متجاوزان مقاومت كردند. در اين جنگ نيز هرچند طالبان و وهابي‌ها سعي كردند با صدور فتاوا و توهين به مقدسات شيعه اهل تسنن را با خود همراه كنند، اما نتوانستند به اين هدف شوم و فرقه‌اي خود برسند و حتي در برخي جلسات كه زعماي شيعه براي اعتراض به نزد مقامات دولتي مي‌رفتند، برخي از اهل تسنن نيز آنها را همراهي مي‌كردند. * آغاز حمله انتحاري به شيعيان در دوره مشرف در سراسر پاكستان، حملات تروريستي عليه شيعيان در دوره مشرف ابعاد جديدي به خود گرفت و ترور فردي شيعيان به كشتارهاي جمعي تبديل شد و حملات انتحاري نيز به اين حملات اضافه شد. در اين دوره علاوه بر شيعيان ساير اقوام و مناطق شمال غرب كشور نيز نا آرام و بي ثبات گرديد. در واقع با روي كار آمدن مشرف انواع تهاجمات تروريستي عليه عليه شيعيان شدت بيشتري به خود گرفت. قبل از مشرف اگر قرار بود كه به شيعيان حمله كنند، حداقل يك يا دو نفر را مي كشتند و يا حداكثر بمبي در مسجد منفجر مي‌كردند اما در دوره پرويز مشرف عمليات انتحاري عليه شيعيان در سراسر پاكستان آغاز شد.
در اين دوره شيعيان همه مناطق از جمله « كويته، كراچي، هنگو، پيشاور، ديره اسماعيل خان» و شهرهاي مختلف ايالت سند و پاكستان و "گلگت" در شمال اين كشور نيز كشيده شد. در آن دوره حكومت ايالتي سرحد در دست جمعيت علماي اسلام و شخص "فضل الرحمن " بوده كه در دوره مشرف به مدت چهار سال حكومت ايالت سرحد را در دست داشته و در ائتلاف حاكم ايالت بلوچستان نيز عضويت داشت. وي كه پرورش دهنده طالبان پاكستان بوده، بعد از سرنگوني ر‍ژيم طالبان در افغانستان، فضا را براي پرورش و قدرت يافتن طالبان محلي در ايالت هاي سرحد بلوچستان ساماندهي كرد و امكانات گسترده‌اي را در اختيار آنها قرار داد. او كه يكي از اعضاي اصلي "حكومت در سايه پاكستان" به شمار مي رود، در همه دوره ها در كنار دولت پاكستان بوده و همواره از حمايت دولت پاكستان، آمريكا و عربستان برخوردار بوده و حتي بعد از سرنگوني طالبان در افغانستان (اگر آمريكايي ها در اهدافشان در خصوص نابودي طالبان صداقت مي داشت، او و امثال او را بايد مجازات مي‌كردند ولي ديديم كه او بعد از آن) در پاكستان به قدرت شگرفي دست يافت و بدين ترتيب طالبان با حمايت هاي داخلي و خارجي و دولت ايالتي جمعيت علماء اسلام و جماعت اسلامي (به رهبري قاضي حسين احمد) در اين منطقه رشد كرد. در ژانويه سال 2007 فرماندار منطقه قبايلي كرم ايجنسي (به مركزيت پاراچنار، كه به شهرستان ديگري انتقال يافته بوده) در مراسم توديع خود طي سخناني اعلام كرد كه "نقشه پاراچنار در سال 2007 تغيير خواهد كرد؛ يعني اين كه جنگ عليه شيعيان از قبل طراحي شده و قرار بود كه پاراچنار در سال 2007 بدست طالبان تحت حمايت دولت بيفتد و شيعيان نيز به ديگر مناطق كوچانده شوند!." در همين ايام سفير آمريكا نيز در يك سفر غير منتظره و غير معمول وارد پاراچنار شد و به منطقه "تري منگل" در نزديكي‌هاي مرز افغانستان رفت و احتمال درگيري ها شدت يافت. در مارس 2007 سيلي ويرانگر مناطق مختلف پاراچنار را تخريب كرد و حكمران وقت ايالت سرحد (سپهبد بازنشسته علي محمد جان اوركزئي معروف به عداوت شديد با شيعه، كه چندين جنگ و درگيري عليه شيعيان مناطق مختلف را در سابقه خود داشت) به پاراچنار رفت و در روستايي به نام "شلوزان" اظهار داشت: "اين سيل كه چيزي نيست سيل و طوفاني كه در ماه هاي آينده اين منطقه را هدف قرار مي دهد به مراتب ويرانگرتر و زيانبار تر خواهد بود !". از اظهارات مقامات دولتي و اقدامات بعدي طالبان و دولت و آمريكا و ناتو، به خوبي معلوم مي‌شود كه دولت آمريكا و مشرف در برنامه‌هاي مختلف با فضل الرحمن رهبر واقعي طالبان، گروه‌هاي به اصطلاح جهادي كشمير و تمامي گروه‌هاي تروريستي و تكفيري منحله براي نيل به اين هدف هماهنگ بودند و اين چيزي نيست كه ديگر قابل كتمان و پرده پوشي باشد. به عبارت ديگر آمريكا و دولت پاكستان و احزاب افراطي مانند "جمعيت علماي اسلام" و "جماعت اسلامي" هر چند به ظاهر خود را مخالف طالبان جلوه مي دهند اما در حقيقت در كنار طالبان هستند و نيروهاي دولتي در بسياري از موارد كار جمع آوري اطلاعات را براي حمله به شيعيان در اختيار طالبان قرار مي دهند. به هر حال از زمان روي كار آمدن مشرف در اكتبر سال 1999 به بعد برخي توطئه‌هاي ضد شيعي در پاراچنار و تحميل جنگ هايي به شيعيان اوركزئي و هنگو و در تنگنا قرار دادن شيعيان سراسر كشور و رواج حملات انتحاري به مساجد و حسينيه ها و مراسم ديني و مذهبي شيعيان كاملاً‌ ملموس بوده و از سال 2002 به بعد (بازهم با نظر موافق مشرف) طالبان در پاكستان شكل گرفتند و در سايه گروه افراطي و تندرو جمعيت علماي اسلام و ساير احزاب مربوطه، ايالت سرحد و مناطق قبائلي به پايگاه اصلي آنها تبديل شدند و در اين مدت تمامي باندهاي جنايتكاران بالفطره و مجرمان تحت تعقيب و گروهك‌هاي منحله با نظر موافق سازمان هاي امنيتي و اطلاعاتي و ارتش در زير چتر "طالبان محلي" گرد آمدند. * شعار عليه مقدسات شيعه در روز ميلاد پيامبر اكرم(ص) و سكوت دولت // آغاز درگيري خونين ديگر در اواخر سال 2006 سران قبايل پاراچنار در جلسه‌اي با حضور نماينده ناتو، افغانستان و پاكستان اعلام كرده بودند كه به هيچ وجه اجازه عبور كاروان‌هاي طالبان به سمت افغانستان را نخواهند داد در اوايل سال 2007 پاراچنار، عبور كاروان هاي طالبان از پاكستان به سمت افغانستان آغاز شد. آنها از منطقه "چپري " (ورودي كرم ايجنسي) تا حومه شهر پاراچنار را طي مي كردند و وارد افغانستان مي شدند. دولت نيز در قبال عبور طالبان از اين منطقه هيچ مسئوليتي را قبول نمي‌كرد و مقامات محلي اعلام مي‌كردند كه "ما هيچ كاري نمي‌توانيم بكنيم زيرا اين افراد از اسلام آباد حمايت مي شوند" و اين همان زماني بود كه شيعيان متوجه عمق فاجعه شدند و خود را براي رويارويي با حوادث بعدي آماده كردند. سه ماه بعد از اظهارات فرماندار پيشين مبني بر تغيير نقشه پاراچنار و يك ماه بعد از اظهارات حكمران ايالت سرحد مبني بر مواجهه پاراچنار با طوفان ها و سيل هاي سهمگين تر و ويرانگرتر، در آوريل سال 2007، مناطق مختلف پاراچنار نا امن شد و از آوريل سال 2007 (ارديبهشت ماه 86) درگيري‌ها آغاز شد. تروريست‌هاي تندرودر اين منطقه با شيطنت دولت، در راهپيمايي 12 ربيع الاول (روز ميلاد حضرت محمد پيامبر اكرم (ص) عليه مقدسات شيعه از جمله شهادت امام حسين و عاشورا و در حمايت از يزيد و يزيديت شعار دادند و حضرت اميرالمؤمنين علي علي عليه السلام و معاويه را برادر خواندند. " مرده باد شهادت حسين، زنده باد يزيديت" از جمله شعارهاي آنها بود. شيعيان در واكنش به اين اقدام با مراجعه به نماينده سياسي دولت (فرماندار منطقه) خواستار دستگيري عاملين اين ماجرا شدند اما آنها دستگير نشدند و حتي انجمن حسيني پاراچنار با اعتراض از دولت خواست تا 17 ربيع الاول موضع خود را اعلام كند و به شيعيان جواب دهد كه واكنش مقامات دولتي در اين خصوص منفي بود و هيچ برخوردي با مسببين صورت نگرفت. در روز 17 ربيع الاول آوريل 2007 همه شيعيان و برخي علماء اهل تسنن از مناطق مختلف در حسينيه مركزي شهر پاراچنار اجتماع كرده بودند. 17 ربيع الاول از سوي شيعيان به عنوان روز ميلاد رسول الله (ص) و امام صادق (ع) و آخرين روز هفته وحدت، برگزار مي شد و آنها يك مفتي سني را نيز از كراچي براي سخنراني در اين مراسم باشكوه دعوت كرده بودند اما در حالي كه مراسم ادامه داشت عده‌اي از شيعيان از زعماء خود خواستند كه موضع دولت را در قبال شعارهاي افراطيون عليه مقدسات شيعه، به اطلاع عموم برسانند زيرا 17 ربيع الاول آخرين روز ضرب الاجلي بود كه شيعيان به دولت داده بودند. اما آنها پاسخي براي جوانان خود نداشتند بنا بر اين با دست خالي از حسينيه بيرون رفتند و خواستند كه در مقابل مسجد افراطي‌ها شعار بدهند اما نيروهاي وزيرستاني ارتش كه در مسجد مستقر بودند، به سوي آنها تيراندازي كردند و وهابي‌هاي تروريست نيز كه از قبل براي جنگ آماده بودند، حمله را به شكل آتش سلاح هاي سبك و نيمه سنگين به حسينيه، مسجد، حوزه علميه و مناطق مسكوني شيعيان آغاز كردند و تعدادي از شيعيان نيز به آنها پاسخ دادند و درگيري هايي (كه هنوز نيز بصورت پراگنده ادامه دارد) آغاز شد. شخصي بنام "عيد نظر " كه سركرده اين جريان بود، در همان درگيري هاي اوليه به شدت مجروح شد اما ارتش پاكستان فورا او را با يك بالگرد به راولپندي انتقال دادند و او احتمالاً‌ در بيمارستان ارتش تحت درمان قرار گرفت. بهرحال اين درگيري به مدت يك هفته ادامه يافت؛ شيعيان در اين ماجرا نيز با هوشياري عمل مي‌كردند چون به توطئه آنها آگاه بودند، بعد از اين درگيري تمامي راه هاي منتهي به شهرهاي پاكستاني تا مدت يك ماه بسته بوده و منطقه در محاصره قرار داست. پس از آن نيز راههاي منتهي به شهر مسدود بود و حملاتي به افراد بي دفاع صورت مي گرفت. در اين درگيري ها 63 تن از شيعيان شهيد شدند و اولين بار 11 تن از شيعيان توسط تروريست‌ها سر بريده شدند. بعد از برقراري آتش بس در منطقه شيطنت هاي زيادي براي آغاز مجدد جنگ از سوي تروريست‌هاي مرموز صورت گرفت كه به شرح ذيل مي‌‌باشد: - گروهك منحله تروريستي سپاه صحابه ايالت سرحد (كه بر اساس قانون حق تجمع و گردهمايي نداشت) بعد از اجلاس سالانه خود در پيشاور، اعلام كرد كه در جنگ بعدي از همه نيروهايي جهادي كشمير و افغانستان (كه تجربه جنگ با ارتش هاي قوي دنيا را دارند) عليه پاراچناري ها استفاده خواهد شد و به شيعيان پاراچنار درسي فراموش ناشدني داده خواهد شد!. - يكي از عناصر تروريستي وابسته به دولت "سرگرد مست گل" (كه در سال هاي قبل در كشمير موجبات نكبت و بدبختي را براي مسلمانان آنجا فراهم كرده بود و يكي از مكان هاي مقدس كشمير به نام "چرار شريف" را به آتش كشيده و در نزد افراطي‌هاي پاكستاني به عنوان "فاتح چرار شريف" شهرت يافته بود) نيز به پيشاور آمده و طي يك كنفرانس مطبوعاتي با اشاره به آنچه وي "كارنامه جهادي مي خواند"، از وارد شدن به اصطلاح مجاهدين كشميري در جنگ بعدي عليه شيعيان پاراچنار خبر داد و نسبت به عواقب رفتار شيعيان كه جانانه از دين و خانه و ناموس خود دفاع كرده بودند، هشدار داد. اين اقدامات و اظهارات تروريست‌ها نشان مي داد كه جنگ پايان نيافته و پاراچنار هنوز بايد منتظر تغيير نقشه منطقه خود باشد! بدنبال اين مسائل اتفاقاتي تا جنگ نوامبر رخ داد كه خلاصه آن بدين شرح مي‌باشد: - در اين مدت تروريست‌ها سه نفر از شيعيان پاراچنار را كه در اداره پليس هنگو خدمت مي كردند، با خودرو زير گرفته و به شهادت رساندند. - اتفاق ديگر حمله انتحاري به شيعيان پاراچنار بود كه در روز چهارم آگوست 2004 در بازاري به نام "عيدگاه ماركت" صورت گرفت كه 12 نفر در آن شهيد و ده‌ها نفر ديگر مجروح شدند. بعداً مشخص شد كه اين حمله با نظر موافق معاون فرماندار پاراچنار صورت گرفته بود؛ عامل اين حمله نيز شناسايي شد اما دولت اقدامي در راستاي ايجاد آرامش به عمل نياورد و كسي دستگير نشد.

- يك عضو پاراچناري پرسنل شبه نظاميان وابسته به ارتش در وزيرستان جنوبي با فجيع ترين وضع ممكن و با دستان بسته توسط عده‌اي سربريده شد در حالي كه افراد مسلح در اطراف محل شهادت وي شعارهاي الله اكبر سر مي دادند. "سي دي" اين اقدام وحشيانه به سراسر مناطق شيعه نشين فرستاده شد. - تروريست‌هاي گرگ صفت يك عضو پاراچناري پرسنل پليس هنگو به نام "سيد امجد حسين" را از كنار پاسگاه پليس در شهر دوآبه ربوده و سر بريدند، "لائق حسين" و "امجد حسين" كساني بودند كه با عنوان جهاد توسط تروريست‌هاي مدعي جهاد به شهادت رسيدند. * جنگ تمام عيار 16 نوامبر 2007 و شهادت 75 تن از شيعيان سيد امجد حسين در اواسط ماه نوامبر به شهادت رسيد و در روز 15 نوامبر تعدادي از وهابي‌ها بر سر مسائل ناموسي با يك ديگر درگير شدند كه در نتيجه آن سه نفر از آنها مجروح شد و اين درگيري را به شيعيان نسبت دادند؛ بنا براين در روز 16 نوامبر تمامي مغازه ها و فروشگاه هاي اهل تسنن در شهر تعطيل بود. شيعيان اين مسئله را به مقامات محلي يادآور شدند و از آغاز جنگي ديگر اظهار نگراني كردند ولي دولتمردان توجهي نكردند و نزديكي هاي ظهر آن روز حملات وسيعي عليه مناطق مسكوني و حسينيه ها و مساجد شيعه آغاز شد. قابل توجه است كه همانگونه كه در جنگ اول بيش از 500 نفر از اعضاي القاعده در شهر پاراچنار مستقر شده بودند كه تقريبا همه آنها در آن جنگ به هلاكت رسيدند، در اين جنگ نيز تعداد بيشتري از اعضاي القاعده و به اصطلاح جهادي‌هاي كشميري و پاكستاني با پوشش هاي گوناگون به اين شهر آمده بودند و در مسجد و چند باب هتل و منازل تروريست ها مستقر شده بودند كه آنها نيز در اين شهر به هلاكت رسيدند و سرانشان به وسيله بالگردهاي ارتش به اسلام آباد انتقال يافتند و بقيه در منطقه نظامي در گورهاي دسته جمعي به خاك سپرده شدند. به هر حال جنگ در تاريخ 16 نوامبر مجدداً با شدت تمام آغاز شد و به كل منطقه قبايلي پاراچنار سرايت كرد. اين درگيري همه جانبه بيش از 50 روز ادامه يافت دست كم 75 تن از شيعيان در اين مدت شهيد و صدها نفر نيز زخمي شدند. در اين مدت جنگ در منطقه پيوار نيز آغاز شد. در همين زمان محاصره پاراچنار نيز تشديد شد و رفت و آمد به ساير شهرها غيرممكن گرديد.

در اين مدت تحولات مهمي نيز در سراسر پاكستان روي داد. بي نظير بوتو نيز در 27 دسامبر در يك حمله مشكوك تروريستي جان باخت و انتخاباتي كه قرار بود در ژانويه برگزار شود به 18 فوريه موكول شد. در اين روزها مبارزات انتخاباتي احزاب سياسي مانند ساير مناطق پاكستان در پاراچنار نيز آغاز شد در حالي كه انتظار نمي رفت مردم پاراچنار با وجود پشت سر نهادن جنگ و محاصره همه جانبه و مشكلات اقتصادي موجود، به مسئله انتخابات توجه كنند اما برخلاف ديگر مناطق قبائلي در اين منطقه مبارزات انتخاباتي به نحو مطلوبي ادامه يافت. * حمله انتحاري فوريه 2007 و تشديد محاصره // پناه آوردن خانواده‌هاي اهل تسنن به شيعيان دشمن با استفاده از مبارزات انتخاباتي و غفلت مردم از تدابير امنيتي لازم، يك خودروي حامل مواد منفجره را در يك تجمع انتخاباتي در همان محل قبلي يعني "عيدگاه ماركت"، منفجر كردند كه در اين انفجار بيش از 60 نفر از شيعيان شهيد و صدها نفر مجروح شدند. بعد از اين حمله درگيري‌هاي ديگري در پاراچنار روي داد و البته خشونت طلبان و تروريست ها بعد از اين درگيري ها در شهر پاراچنار كاملاً شكست خوردند و باقيمانده‌ها با كمك ارتش از اين منطقه خارج شدند. نكته قابل ذكر اين است كه خانواده و زنان و كودكان اهل تسنن بعد از اين حوادث تا مدتي در پناه شيعيان بودند و شيعيان بعد از آن، آنها را به نيروهاي دولتي تحويل دادند و شاهدان عيني گفتند كه نيروهاي دولتي به گونه اي با اين خانواده ها رفتار كرده بودند كه آنها فرياد بر مي آوردند و مي گفتند "ما را به شيعيان برگردانيد كه آنها برادران ما هستند و ما را مانند اعضاي خانواده هايشان حفظ مي كنند!". بعد از اين درگيري ها طالبان با همكاري مخفيانه دولتمردان از ورود مواد غذايي، مواد دارويي و بهداشتي و ابزارآلات پزشكي و سوخت جلوگيري كردند. در اين ايام بود كه تروريست‌ها در ورودي شهرستان كرم ايجنسي و در روستاي چپري سه دستگاه نفتكش درحال سوخت رساني به شيعيان را (در حالي كه اسكورت نيروهاي دولتي را نيز به همراه داشتند) توقيف نموده و خدمه و سربازان دولتي را (كه شيعه بودند و دستور درگيري با تروريستها را نداشتند) ربودند. اجساد قطعه قطعه شده شش نفر از آنها در تاريخ 16 فوريه 2008 به شيعيان تحويل داده شد و شش نفر ديگر نيز درحالي به شيعيان بازگردانده شدند كه به شدت مجروح بودند و از سوي ديگر شيعيان هشت نفر از اسيران طالبان را صحيح و سالم به ميانجيگران تحويل دادند.

اين حادثه زماني روي داد كه ميانجي گران (مأمور دولت در ظاهر) مي خواستند براي ايجاد صلح در بين طرفين به تبادل اسراء بپردازد اما شيعيان در قبال اسيران زنده اجساد عزيزانشان را دريافت كردند كه اين امر باعث نارضايتي و خشم شيعيان شد. در اواسط ژوئن 2008 چند تن از تروريست‌ها در منطقه "شلوزان" چهار نفر از جوانان شيعه را در مراسم عروسي هدف آتش قرار داده و به شهادت رساندند و روز بعد از آن تروريست هاي زنداني در شهر صده با تباني مقامات دولتي، دروازه مركزي زندان را شكستند و در مسير كاروان سوخت و مواد غذايي كه از پيشاور عازم پاراچنار بود، كمين كردند. اين كاروان شامل 23 دستگاه كاميون و نفتكش متعلق به شيعيان بود و تعداد زيادي از نيروهاي دولتي نيز با آنها در حال حركت بودند اما همين كه كاروان به روستايي به نام "پير قيوم" رسيد، از سوي تروريست ها مورد حمله قرار گرفت. 9 دستگاه از كاميون هاي مذكور بدون توجه به دستور توقف تروريست‌ها خود را به مناطق شيعه نشين رساندند و 13 دستگاه كاميون به دام افتادند. نيروهاي دولتي اما در آنجا مورد استقبال تروريست ها قرار گرفتند و طبق برنامه تعيين شده محل را ترك كردند. جمعا 20 نفر از شيعيان در اين كاميون ها بودند. تروريستها بعد از غارت كاميون ها، آنها را به آتش كشيدند و شش نفر از سرنشينان اين كاميون ها نيز زنده زنده در كاميون ها سوختند. هشت نفر از شيعيان به محل نامعلومي انتقال داده شدند كه اجساد قطعه قطعه شده آنها چند روز بعد به شيعيان تحويل داده شد و بقيه افراد با ترفندهاي مختلف از محل فرار كردند. اگرچه گزارش‌هاي اوليه حاكي از آن بود كه 20 نفر از شيعيان در آتش كينه وهابي‌ها سوخته اند. همانگونه كه اشاره شد نيروهاي دولتي هيچگونه واكنشي در برابر تروريست ها از خود نشان ندادند و كاملاً آشكار بود كه اين برنامه از قبل با همدستي مقامات دولتي و نظامي طراحي شده بود. *تشديد محاصره و گروگان گيري از شيعيان محاصره منطقه كار را به جايي رسانده بود كه زندگي عادي مردم با مشكلات فراواني مواجه بود؛ پاراچنار در محاصره كامل قرار داشت و مواد غذايي كه گهگاهي از افغانستان وارد پاراچنار مي شد با قيمت‌هاي بسيارگران در اختيار شيعيان قرار مي گرفت مثلاً يك كيسه آرد كه 2000 روپيه قيمت داشت، با مبلغ 8000 هزار روپيه در اختيار شيعيان قرار مي گرفت، روغن، برنج و مواد دارويي اصلاً يافت نمي شد و عده‌اي از مردم از نبود مواد دارويي جان خود را از دست دادند، عده بسيار زيادي از كارگران كاملاً بيكار شدند و وضعيت بسيار وخيمي بر اين منطقه حاكم بود كه اين وضعيت همچنان ادامه دارد. محاصره و درگيري از آوريل 2007 (ارديبهشت 86) شروع شد و تا ماه دسامبر 2008 (آذر ماه 87) ادامه داشت و اين محاصره كه دسامبر تا فوريه شكسته شده بود و رفت و آمد شيعيان به ساير شهر در جريان بود و با وجود حملات تروريستي متعدد به شيعيان پاراچنار در بين راه پاراچنار به پيشاور و حمله انتحاري به حسينيه پاراچناري ها در پيشاور، و ربوده شدن افراد زيادي از پاراچناري با هدف دريافت غرامت، مردم به رفت و آمد خود ادامه مي دادند اما تروريست ها در تاريخ 22 فوريه سالجاري 2 نفر را قبل از ورود به منطقه كرم ايجنسي شهيد كرده و 3 نفر را ربودند و روز بعد نيز آنها يك ميني بوس حامل 12 مسافر شيعه را ربودند و يك نفر از آنها را - كه خود را از ميني بوس بيرون پرت كرده بود - به شهادت رساندند و از آن روز به بعد محاصره منطقه از سر گرفته شده و مسافرين شيعه با عبور از استان هاي مختلف افغانستان خود را به پيشاور مي رسانند.

از آن زمان تاكنون شيعيان زيادي گروگان گرفته شده اند، فشارهاي زيادي عليه مردم وارد مي شود، باج گيري از آنها هنوز ادامه دارد، نيروهاي طالبان در اين منطقه به طور كامل خودكامگي مي كنند و دولت پاكستان نه فقط اقدامي جدي عليه آنها به عمل نمي آورد بلكه به شيعيان پاراچنار اعلام كرده است كه "از رو در رويي با طالبان ناتوان است و البته اگر شيعيان بخواهند دولت آماده است تسليحات مورد نياز را در اختيارشان قرار دهد!". * بطور خلاصه حوادث منطقه پاراچنار از سال 2007 تاكنون بدين شرح است. 1 - نوامبر 2007 - طي درگيري‌هاي 50 روزه 75 نفر از شيعيان شهيد و صدها نفر زخمي شدند. 2- فوريه 2008 - تحويل قطعات اجساد رانندگان شيعه و 6 نفر مجروح به شيعيان، كه مدتي قبل از منطقه چپري ربوده شده بودند. 3 - فوريه 2008 - عمليات انتحاري در شهر پاراچنار كه 60 شهيد و بيش از صدها زخمي برجاي گذاشت. 4 - ژوئن 2008 - توقف 13 كاميون حامل مواد غذايي و آذوقه كه طي اين حادثه شش نفر زنده زنده سوزانده شدند و هشت نفر ديگر هم دست و پايشان بوسيله اره برقي قطع شد و به شهادت رسيدند. اجساد اين افراد در گوني به شيعيان تحويل داده شد. 5 - درگيري هفت ماهه در منطقه "پيوار " كه صدها شهيد برجاي گذاشت و "سيد علي حسيني " فرزند شهيد "عارف حسيني " رهبر شيعيان پاكستان نيز يك پاي خود را از دست داد. اين درگيري‌ها هنوز هم بصورت پنهان و محدود ادامه دارد و طالبان هنوز در بسياري از مناطق منتهي به پاراچنار شيعيان را دستگير مي كنند و آنها را به گروگان مي گيرند، باج خواهي مي‌كنند و فشارهاي زيادي را به شيعيان وارد مي كنند. * 614 شهيد و بيش از 3000 زخمي از آوريل 2007 تاكنون به هر حال از آوريل 2007 تاكنون بيش از 614 نفر در پاراچنار در مدت اين دو سال شهيد شده‌اند و بيش از سه هزار نفر زخمي شده‌اند و چندين نفر هم اسير شده‌اند. در درگيري آخر در ماه رمضان گذشته در منطقه "باغ زئي" تعداد زيادي از تروريست‌ها فرار كردند و 32 پايگاه نظامي آنها هم به تصرف شيعيان درآمد و شخصي بنام "ابوالليث الليبي " مرد شماره چهار القاعده در اين منطقه كشته شد و دولت پاكستان وي را با بالگرد ارتش به وزيرستان منتقل كرد و آن منطقه را نيز بمباران كرده و به آمريكايي ها اعلام كرد كه ابوالليث را وزيرستان كشته است!. مي‌توانيم بگوييم درگيري در پاراچنار جنگ صهيونيست و مزدورانش عليه شيعيان است و در اين راستا از هر دولتي كه در پاكستان در رأس قرار بگيرد، استفاده مي‌كنند. * فقر و بيكاري و فروش منازل شخصي عامل بالقوه كوچ شيعيان از پاراچنار // ربودن شيعيان و باج خواهي از آنها در اين مدت در پاراچنار مردمي كه اهل جنگ بودند، به مقابله پرداختند، آنهايي كه فقير و مستضعف هستند، بيكار مانده‌اند و بسياري از آنها به شهرهاي پيشاور،‌ لاهور، كويته و پنجاب و بسياري از كارگران به جمهوري اسلامي ايران مهاجرت كرده‌اند تا بتوانند حداقل روزگار عادي خانواده هاي خودشان را اداره كنند. تروريست ها هنگامي كه فردي را مي ربايند، پول هنگفتي را به عنوان غرامت در برابر آزادي او مطالبه مي كنند و بسياري از خانواده ها مجبور مي شوند منزل و زمين خود را بفروشند و پس از اين اقدام هم هيچ راهي براي زندگي در اين منطقه ندارند و اين احتمال وجود دارد كه از مجبور به مهاجرت مي‌شوند. آدم‌ربايي در واقع براي در تنگنا قرار دادن شيعيان است زيرا آنها اولاً ديگر احساس امنيت نمي كنند و ثانياً با پرداخت غرامت اقتصادشان تباه مي شود و از سوي ديگر تروريستها با پول دريافتي از شيعيان به خريد تسليحات مي پردازند و خود را براي حملات بعدي عليه اين منطقه آماده مي كنند. از طرف ديگر ارتش پاكستان هم كه آمريكا به نوعي در آن نفوذ دارد، به نوعي از اين تروريست‌ها حمايت كرده و مي‌كند. دولت‌هاي پاكستان هم همگي با اين عوامل همراه و همدست بوده‌اند. به طور مثال در دوره ضياءالحق ارتش پاكستان جلسه‌اي به رياست سرتيپ "امتياز" برگزار شد كه در آنجا مطرح شد كه دو گروه "شيعه " و "سندي" دشمن پاكستان هستند و ما بايد با آنها مبارزه كنيم، دولت اعلام كرد كه شيعيان و مردم استقلال طلب ايالت سند دشمن امنيت پاكستان هستند و بايد آنها را از بين ببريم و اين درگيري‌هاي امروز هم در ادامه همان سياست‌ها است. در پايان مي‌توان گفت كه وحدت اسلامي يكي از شعارهاي اصلي انقلاب اسلامي بوده و استراتژي اين نظام اسلامي و شيعيان جهان تعيين گرديد و از آن زمان به بعد در شبه قاره به ويژه پاكستان هم اين موضوع از سوي شيعيان پيگيري شد و هنگامي‌ كه استكبار احساس كرد اين حركت منافعش را تهديد مي‌كند، ايجاد موانع را آغاز كرد و گروه‌هاي تروريستي يكي پس از ديگري تاسيس شدند و سياست ايجاد تنش و فتنه انگيزي ميان شيعه و سني را دنبال كردند و با نام اسلام و حتي جهاد عليه شيعيان وارد عمل شدند و خود را اهل تسنن معرفي مي‌كنند. اما با اين حال شيعيان پاكستان با هوشياري كامل و آگاهي از توطئه دشمنانشان در بسياري از مناطق نه تنها با اهل تسنن درگير نمي‌شوند بلكه در شادي‌ها و غم در كنار يكديگرند و با حفظ وحدت اسلامي ميان خود توطئه دشمنان را به خوبي خنثي كرده‌اند. و اما كلام آخر به طور كلي اهداف طالبان، وهابي‌ها و حاميان آنها آمريكا، برخي دولت‌هاي ضد شيعه منطقه از فشار بر شيعيان و كشتار آنها در منطقه استراتژيك پاراچنار به شرح ذيل است:

1- تضعيف شيعه و متوقف كردن روند پيشرفت اين منطقه شيعه نشين و سرسبز و زيبا، كه هم از لحاظ طبيعي زيباترين و آبادترين است و هم از نظر سطح سواد و حضور در عرصه هاي گوناگون كشور در بين مناطق قبائلي بي نظير است.
2- ايجاد اختلاف در بين شيعيان پاراچنار و قبائل ديگر. در نتيجه اين اقدامات كه هم اينك عبور شيعيان از مناطق قبائلي غير شيعه غير ممكن است و در صورتي كه بخواهند از اين مناطق عبور كنند و شناسائي شوند احتمال زنده ماندنشان به شدت ضعيف خواهد بود. 3- تخليه شيعيان از منطقه پاراچنار و كوچاندن آنها به ديگر مناطق پاكستان؛ در واقع هدف اصلي پنهاني اين موضوع تشكيل كشور پشتوستان و تجزيه كشورهاي افغانستان، ايران و پاكستان است كه گام اول اين طرح تخليه شيعيان از منطقه پاراچنار است؛ زيرا طرح تاسيس كشوري به نام پختونستان يا پشتونستان با هدف ايجاد يك پايگاه قابل اعتماد آمريكا در منطقه پيگيري مي شود و براي شيعيان جايي در اين پايگاه آمريكايي وجود ندارد.
3- ايجاد پايگاه آمريكا در منطقه استراتژيك همجوار پاراچنار؛ و يا خود پاراچنار. براي اين امر هم مجاورت شيعيان براي آنها مفيد نيست و به اعتقاد آنها شيعيان نوعي تهديد بالقوه محسوب مي‌شوند و بايد كوچ كنند.
4- تسويه حساب آمريكا باالقاعده به قيمت جان و مال و امنيت شيعيان؛ آنها معتقدند كه طالبان بايد به شيعيان حمله كنند و در واكنش به آنها شيعيان هم به مقابله با آنها بپردازند و خود آمريكا نيز از اين مساله سود كند، چرا كه در ظاهر اين دولت براي نابودي طالبان در افغانستان حضور دارد.
5- در واقع القاعده و طالبان مثل دو لبه قيچي قصد دارند شيعيان را قيچي كنند؛ از يك طرف طالبان والقاعده در رفتارهاي خود نشان داده‌اند هر زماني كه بخواهند مي‌توانند با آمريكا كنار بيايند و از طرف ديگر آمريكا هم در طول 8 سال مبارزه با آنها، نه تنها القاعده و طالبان را ريشه‌كن نكرده بلكه به گسترش و رشد آنها نيز كمك كرده است، حتي در طول حضور خود در عراق و افغانستان هيچ ضربه‌ محكمي بر پيكر آنها وارد نكرده و مانند يك مترسك از آنها استفاده مي‌كنند، حتي اخيراً هم در افغانستان بحث مذاكره با طالبان را به رسميت شناخته‌اند.
6- آمريكا با اين كار محاصره ايران را تقويت مي‌كند و ارتباط ايران را با همسايگانش قطع و گام‌هاي موثري براي تحكيم قدرت خود در منطقه برمي دارد. به عبارت ديگر آمريكا با حضور در افغانستان و پاكستان نفوذ خود را در اطراف چين هم مستحكم‌تر كرده ضمن اينكه از تمامي مخالفين جمهوري اسلامي ايران در اين كشورها حمايت مي‌كند و نيروهاي شورشي و گروه‌هاي تروريستي مانند " جندالله، ‌سپاه صحابه و طالبان " را نيز تقويت مي‌كند و يك گام به سناريوي "حضور در ميان رقابت‌هاي برتر منطقه " نزديك‌تر شده است.
7- ذخاير عظيم هسته‌اي و انبارهاي اتمي پاكستان در ايالت سرحد بنا شده‌ است و مواد خام اورانيوم غني شده در اين منطقه به وفور يافت مي‌شود بنابراين آمريكا با حضور در اين منطقه در واقع سناريوي "كنترل پاكستان اتمي " را عملي خواهد كرد كه هم براي ايران و هم براي چين كه نزديك اين منطقه است، تهديد محسوب مي‌شود.
8- آمريكا با حضور در افغانستان و تحريك طالبان براي كوچاندن شيعيان از مناطق قبايلي پاراچنار و ايالت سرحد در واقع خنجري بر پشت مردم منطقه كاشته است. اگر آمريكا در افغانستان و ايالت سرحد در شمال غرب پاكستان مسلط شود، مي‌تواند شكافي را در بين پنج كشور هسته‌اي ايجاد كند. در واقع ميان روسيه، چين، پاكستان ، هند و ايران پايگاهي ايجاد كرده كه به راحتي مي‌تواند براي اين پنج قدرت تهديدي بالقوه باشد. ----- * فرمانداران مناطق قبائلي هفت گانه يعني باجور، مهمند، خيبر، اوركزئي، كرم، وزيرستان شمالي و وزيرستان جنوبي و برخي مناطق غير قبائلي در سرحد و بلوچستان نماينده سياسي (Political Agent) خوانده مي شوند.
گزارش از روح الله قاسميان انتهاي پيام/ق
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

شرایط دلخراش شیعیان پاراچنار از زبان سهیل کریمی

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه مارس 28, 2014 11:59 am

سهیل کریمی ، کارگردان مستند «زخم پیوار» که به تازگی از سفر به منطقه شیعه نشین پاراچنار بازگشته است در گفتگویی تفصیلی با مشرق به شرح شرایط جانخراش شیعیان پاراچنار و جنگ نابرابر آنان با طالبان پرداخت.

به گزارش مشرق ، سهیل کریمی مستند ساز متعهد کشورمان ، در گفتگویی تفصیلی با مشرق به نقل ناگفته هایی از سفر اخیر خود به منطقه تحت محاصره شیعیان در پاکستان موسوم به پاراچنار پرداخت.
کریمی ضمن بیان نحوه گذشتن خود از حلقه محاصره پاراچنار و رسیدن به این شهر شیعه نشین ، با تشریح حقایقی درباره این منطقه گفت: در ایالت «سرحد » پاکستان نوعی تقسیم بندی سیاسی وجود دارد که به آن «ایجنسی» گفته می شود و این ایالت چندین ایجنسی دارد. شهر « پاراچنار » در حقیقت مرکز یکی از ایجنسی های ایالت «سرحد » به نام « کوروم ایجنسی» می باشد. این ایجنسی در مرز با افغانستان است و در حدود یک میلیون نفر جمعیت دارد که 60 درصد آن را شیعیان تشکیل می دهند که در پاراچنار و اطراف آن متمرکز هستند. پاراچنار از سال 2007 در محاصره طالبان و هم پیمانان بومی آن قرار دارد و مردم آن در فشار و تنگنای عجیبی قرار دارند.

سهیل کریمی که برای ساخت مستندی با نام «زخم پامیر» به پاراچنار سفر کرده بود ، درباره مصائب شیعیان این منطقه گفت:
تصور شرایطی که این مردم در آن زندگی می کنند برای ما ایرانی ها و حتی دیگر مسلمانان جهان بسیار دشوار و حتی به زعم بنده غیر ممکن است. مثلا شما می توانید فکرش را بکنید که وقتی صبح برای رفتن به دنبال رزق و روزی زن و بچه تان از خانه بیرون می روید ، جلوی در خانه تان پایتان روی مین برود؟ این اتفاق طی سه سال گذشته در شهر پاراچنار بسیار طبیعی است.
طالبان جلوی در خانه مردم مین می گذارد و تا به حال با همین روش کلی هم تلفات ایجاد کرده. انشاءالله در مستند « زخم پیوار » خواهید دید که در پاراچنار ، در وسط زندگی مردم ، منطقه ای وجود دارد که زیر آتش تک تیراندازان طالبان است و مردم برای عبور از آن جا باید دولا شوند و با سرعت بدوند و تا به حال هفت نفر هم در آن جا به تیر تک تیراندازان شهید شده اند. من هنگام عبور از این دالان مرگ به یاد وقایع جنگ های داخلی لبنان و محاصره سارایوو افتادم که تک تیراندازان دشمن مردم را در وسط شهر شکار می کردند.

کارگردان مستند زخم پیوار افزود:طالبان در سه سال گذشته ده روستای تابعه پاراچنار را با خاک یکسان کرده و اهالی آن را شهید و آواره کرده اند. این مردم مظلوم در این سه سال 1300 شهید و پنج هزار مجروح داده اند. در پاراچنار هر کجا که سر بچرخانی جانبازان جنگی را می بینی که اغلب یا روی مین رفته اند یا در گلوله باران شهر توسط طالبان مجروح شده اند. علاوه بر این ها بیش از 1500 زن و بچه به علت شرایط محاصره و عدم امکان انتقال به بیمارستان و نرسیدن خدمات حیاتی اولیه جان خودشان را از دست داده اند.

سهیل کریمی با اشاره به بایکوت خبری وقایع پاراچنار در رسانه های منطقه و حتی ایران ادامه داد:دولت پاکستان که کمترین سرویسی به این مردم نمی دهد و آشکارا نیز با جریان محاصره هماهنگی دارد. هیچ کس در پاراچنار باور نمی کرد که ما از ایران آمده و زنده به آن جا رسیده باشیم.همه می گفتند سالم گذشتن شما از حلقه محاصره یک معجزه بوده. حقیقتا هم همینطور بود.
ما با یک فروند هواپیمای دو موتوره خصوصی و به طور معجزه آسایی وارد حلقه محاصره شدیم. وقتی داخل هواپیما عطسه می کردیم واقعا وضعیتی پیش می آمد که فکر می کردیم الان است که هواپیما سقوط کند. حالا ببینید مردمی که راه زمینی شان کاملا مسدود است و راه هوایی شان هم این مدلی ست چه می کشند. این بندگان خدا هم با طالبان می جنگند ، هم از شر ارتش پاکستان در امان نیستند. هلی کوپتر های ارتش پاکستان هر وقت که متوجه خطوط دفاعی رزمندگان پاراچنار شده ، با آتشباران آنان ، حسابی از خجالتشان درآمده آمده است.

وی افزود:سرویس امنیتی پاکستان از اصلی ترین عوامل تشدید محاصره است و تا می تواند اجازه تحرکات دفاعی مردم پاراچنار را می گیرد. اسمش این است که این ها مردم پاکستان هستند اما دولت از دادن برق درست و حسابی هم به این ها عاجز است ، امنیت و خدمات اجتماعی که هیچ. تازه این مظلومان بی پناه باید مواظب باشند که به دست ارتش شهید نشوند. اسلحه و مهمات درست و حسابی هم که ندارند. هرچه در دستشان است در جنگ با طالبان غنیمت گرفته اند. می بینید که چه شرایط عجیبی در آن جا حاکم است! گرچه در پاکستان اساسا شیر تو شیر منحصربفردی وجود دارد اما آن چه در پاراچنار می گذرد واقعا مو را بر تن انسان راست می کند.

کریمی اظهار داشت:ما در پاراچنار مسئولیت حفظ جانمان با خودمان بود.البته در حقیقت آن جا جان هر کس پای خودش است اما میزبانان ما با تمام توان از ما حفاظت می کردند ، با این وجود شرایط به گونه ای بود که ما را هم به سلاح انفرادی مسلح کردند و هر کدام از ما در تمام مدت با یک قبضه کلاشینکوف تردد می کردیم تا اگر اتفاقی افتاد و بر و بچه های پاراچناری از میان رفتند ، بتوانیم تا یک حدی از خودمان دفاع کنیم.

مستند ساز و مسئول کانون مستند سازان جهادی در بخش دیگری از این گفتگوی تفصیلی گفت:جمهوری اسلامی بخواهد یا نخواهد در برابر سرنوشت تمام مسلمانان جهان مسئول است ، خاصه این مردم مظلوم که بیخ گوش خودمان هستند و عاشقانه ایران را دوست دارند. آقایان مسئول و متولیان امور چه جوابی در پیشگاه خدا دارند برای تنها رها کردن این بی پناهان که چشم امیدشان تنها و تنها به ما است؟ ما حتی اخبار کشت و کشتارهای پاراچنار را درست منعکس نمی کنیم و برای این کارها دلایلی هم اقامه می کنیم که از اساس دروغ است.

• در صحبت هایتان زیاد از انقلاب اسلامی و علاقه مردم پاراچنار به آن نام بردید، ایران در طی این سالها برای این مردم چه کرده است؟

ایران از نظر عملی تقریباً می شود گفت کاری نکرده است البته در بحث سازندگی از قبیل راه سازی و ... فعالیت هایی صورت گرفته است اما مساله ی چشم گیر و آش دهان سوزی نبود ولی در مجموع من فکر می کنم که تفکر امام (ره) و رهنمودهای حضرت آقا بزرگترین کمکی بوده است که باعث شده این مردم خودشان را بشناسند و شاید همین برای آنها کافی بوده باشد البته شاید توقع داشته باشند که در این ظلمی که به آنها می شود مسئولین جمهوری اسلامی مستقیم و عملاً وارد بشوند اما مهمترین دغدغه این عزیزان این است که از آرمانهای انقلاب اسلامی دفاع کنند و محکم بر سر اعتقاداتشان بایستند که اساسی ترین اعتقاد این افراد بحث ولی فقیه و به طور مصداقی حضرت امام (ره) و حضرت آقا هستند .

واقعیت پاراچنار را ندیدیم

• چرا جمهوری اسلامی ایران در طی این سالها تقریباً هیچ کمک عملی به این مردم نکرده است؟

من فکر می کنم علت این امر یک سری سیاست های بی پایه و اساس است. حتی در جلساتی که در خدمت نمایندگان محترم مجلس در کمیسیون امنیت ملی بودیم خود آنها نیز اذعان به این مطلب داشتند و پیگیری هایی نیز انجام دادند و این نکته را قبول داشتند که این مردم به خاطر دفاع از جمهوری اسلامی و شیعه بودنشان در حال تاوان پس دادن می باشند.

در جلسه ای هم که آقازاده شهید سیدعارف حسین الحسینی خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودند آقا به ایشان فرموده بودند که مظلومیت مردم پاراچنار باید تبلیغ شود و این مردم حق دفاع مشروع از خودشان را دارند البته با رعایت ضوابط شرعی و عدم انحراف از حق، که الحمدلله تا کنون نیز چنین بوده است.

اینها نشان می دهد که موضع حضرت آقا چه می باشد ، موضع برخی از نمایندگان مجلس را هم که خدمتتان گفتم ولی متاسفانه بعضی از گزارش های غلطی که به مسئولین می رسد باعث می شود یک سری سیاست هایی اتخاذ شود که در آنها واقعیت ها به نوعی کتمان و روی آنها سرپوش گذاشته شود.

با توجه به مواردی که در خصوص نظر نمایندگان مجلس درباره ی قضیه پاراچنار گفتید، آیا این موضوع فقط در حد حرف باقی مانده یا اینکه کاری هم برای این مردم صورت گرفته است؟

در مورد دولت و مجلس هم باید بگویم که من توقع زیادی از آنها نداشتم چون بالاخره منابعی هستند که برایشان گزارش کنند که در پاراچنار چه وضعیتی حاکم است ولی دولت که هیچ کار نکرد و حتی ارگان رسانه ای دولت به نوعی ما را سنگ قلاب کردند و به ما گفتند ما خودمان در پیشاور نماینده داریم و اگر واقعاً خبری باشد از آن طریق مطلع می شویم!

مجلس هم یکبار در کمیسیون امنیت ملی جلسه ای برگزار کرد که ده نفر از دانشجویان پاراچناری که مهمان ما بودند به این جلسه دعوت شدند و سه ساعت و نیم مسائل را با نمایندگان در میان گذاشتند که منتج به این شد که یک جلسه ویژه ی کمیسیون امنیت ملی به پاراچنار اختصاص یافت که من در این جلسه توضیحاتی را ارائه کردم و فیلمهایی را در آنجا نشان دادم ، نمایندگان دستگاه های مسئول ما در پاراچنار هم در جلسه حضور داشتند و توضیحاتی دادند که مورد قبول رئیس کمیسیون و برخی دیگر از اعضا واقع نشد


با توجه به اینکه منطقه محاصره است ، شما چگونه موفق شدید به پاراچنار برسید؟

با توجه به اینکه پاراچنار کاملاً محاصره بود برای رفتن به آنجا سه راه را در پیش داشتیم اول اینکه به صورت عادی همراه ماشین هایی که از پیشاور به آنجا می رفتند برویم که به احتمال 99% به دست طالبان می افتادیم و یقیناً اگر می فهمیدند که ما وهابی نیستیم و شیعه ایم ما را می کشتند . مسیر دیگر این بود که باید از طریق افغانستان و قاچاقی به آنجا می رفتیم که عقلاً درست نبود چونکه باز هم باید از میان طالبان می گذشتیم مضاف بر اینکه قسمتی از منطقه هم دست ناتو بود . تنها راهی که به ذهنمان رسید این بود که از مسیری استفاده کنیم که بعضی از تجار معروف پاراچنار یا مسئولین دولتی از آن استفاده می کردند که آن راه هم اجاره هواپیماهای دو موتوره آموزشی از ژنرال های پاکستانی بود که ما این راه را انتخاب کردیم .

البته در راه خلبان به ما هواپیمایی را نشان داد که پیش از ما از این منطقه عبور کرده و توسط طالبان سرنگون شده بود ، به هر حال خطر وجود داشت ولی این راه امن ترین راه بود و ما به این شکل به پاراچنار وارد و از آن خارج شدیم .

کریمی ضمن انتقاد شدید از بی تفاوتی مسئولین در این خصوص ادامه داد: از که که بنده از پاراچنار برمی گردم قریب به 2ماه می گذرد و تنها اقدامی که انجام شده، این بوده که به جمع های دانشجویی دعوت شده و سنخنرانی کرده ام.

این مستند ساز با اشاره به پوشش خبری این برنامه ها در رسانه ها و انتشار اخبار مربوطه در این خصوص، گفت: هیچ یک از مسئولین کاری نکردند و تنها بیت رهبری پیگیر این موضوع شد.

وی در توضیح جزئیات این مسئله گفت: پس از تماس بیت رهبری با بنده، به دست بوسی آقا رفتم و قضیه پاراچنار را تعریف کردم و آقا فرمودند که قضیه را می دانستند و پیگر حل آن خواهند بود.
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

شرایط دلخراش شیعیان پاراچنار

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه مارس 28, 2014 12:03 pm

این روزها میزبان 10 نفر از دانشجويان پاراچناري است؛ و امروز آخرين روز حضور مهمانان او در تهران بود.

تعدادشان 10 نفر است
يكي از طلبه های پاراچناری به نام «حسین اصغر دانش» كه در قم درس مي خواند هم با آنها همراه شده، و نقش مترجم را بازی می کند،
حسین اصغر در ایران برای خودش نام فامیل «دانش» را انتخاب کرده است. او خیلی اطلاعات درباره اوضاع منطقه دارد و اکثر اوقات به جای ترجمه، خودش صحبت می کند. با اینکه رفت و آمد به پاراچنار با مرگ (آن هم به فجیع ترین شکل) همراه است می گوید هر سال در ایام ماه رمضان برای تبلیغ به پاراچنار می رود.

مسافران پاراچناری اواخر اسفند ماه، با عبور از محاصره خودشان را به پیشاور می رسانند و با گرفتن ویزا از لاهور به سمت مشهد پرواز می کنند،
بعد از سه شب اقامت در مشهد به قم رفته اند و در طي 18 روز دوره هاي تجويد، قرائت، احكام و مهدويت را گذرانده اند
دانشجویان پاراچناری استقبال گرمی از ما کردند و با اینکه در این دو روز حضور در تهران با چند خبرگزاری و شبکه خبری صحبت کرده بودند و بارها اوضاع منطقه شان را توضیح داده بودند، اما از ما راغب تر بودند که باز هم حرف بزنند؛ چرا كه پاراچناری ها آنقدر در سانسور رسانه ای هستند که تا چند روز دیگر هم بخواهیم حاضرند بنشینند و از وضعیتشان بگویند.

از بین تمام شبکه های دنیا فقط یک رادیو پشتو متعلق به جمهوری اسلامی حامی شیعیان پاراچنار است که آن هم فقط چهار ساعت در روز و با کیفیت پایین برنامه پخش می کند. گویا راضی ترند که این چهار ساعت هم کار نکند. (دلیلش را در صحبتهایشان می آورم.)
حسین اصغر، همان طلبه پاراچناری حوزه علمیه قم داشت از برنامه سفر می گفت که چند روز است آمده اند و کجاها رفته اند. وقتی درباره تهران آمدنشان حرف می زد کریمی وسط حرفش پرید و گفت: این دوستان دیروز که به تهران رسیدند، مطلع شدند قرار است جلوی سفارت عربستان در اعتراض به حوادث بحرین تجمع شود. آنها هم به آنجا رفتند و اتفاقا در صف اول قرار گرفتند و از نیروی انتظامی هم کلی باتوم خوردند.

استفاده فوري از آنها، بدون هيج امدادي در جهت مشكلشان

حسین اصغر دوباره شروع کرد به توضیح و ابتدا به موقعیت جغرافیایی پاراچنار اشاره کرد که در شمال غربی پاکستان و از سه طرف محصور بین مرزهای افغانستان است. بعد از جمعیت و مذهب مردم گفت که از یک میلیون نفر جمعیت پاراچنار، 600 هزار نفر شیعه اند و افزود: در ابتدا شیعه و سنی در کنار هم زندگی می کردند، اما از سال 2007 و با شروع درگیری ها دشمنان به تحریک اهل تسنن پرداختند و به تدریج آنها پاراچنار را ترک کردند.


از آنها راجع به مشکلاتشان پرسیدیم كه گفتند: اساسی ترین مشکل ما این است که رسانه نداریم و صدایمان به جایی نمی رسد. در صدا و سیمای پاکستان، پاراچنار تحت سانسور خبری است و گاهی هم که خبری می گویند با برجسته سازی اختلافات مذهبی و قومی است و علت درگیری ها را اختلافات مذهبی شیعه و سنی ذکر می کنند که اصلا درست نیست.

آنها ادامه دادند: فقط یک شبکه رادیویی متعلق به جمهوری اسلامی به نام رادیو پشتو به ظاهر حامی ماست که آن هم بيشتر از چهار ساعت در روز برنامه ندارد و متأسفانه فقط با مخالفان جمهوری اسلامی و افراد مرتبط با ISI (اطلاعات پاکستان) مصاحبه می کند.

چند دقیقه بیشتر از این صحبت ها نگذشت که سهیل کریمی شماره مسئول رادیو پشتو را پیدا کرد و با او تماس گرفت. (مثلا ما خبرنگار هستیم. اما پیگیری سریع خبر را باید از او یاد بگیریم.) کریمی صدای موبایل را بلند می کند تا همه بشنوند.

عاشق حسین، مدیر رادیو پشتو خودش هم پاراچناری است. وقتی کریمی از او می پرسد چرا فقط با یک گروه مصاحبه می کنید، می گوید: آنها بهتر صحبت می کنند و بیان خوبی دارند؛ لذا مجبوریم از آنها مصاحبه بگیریم.

از این استدلال یکی از مدیران صدا و سیمای جمهوری اسلامی که قرار است تریبون مستضعفین جهان باشد، نمی دانستم باید بخندم یا گریه کنم.
از دانشگاه های پاراچنار پرسیدم. گفتند: پاراچنار دو دانشگاه دارد. اسم هایش را می گفتند، اما متوجه نمی شدم. کاغذی دادم تا بنویسند. ذوالفقار علی نوشت: کامرس کالج پاراچنار، گورنمنت پست گریجویت کالج پاراچنار. همه اعضای این گروه اقتصاد می خواندند و یکی شان در دانشگاه تدریس می کرد.
از نصرت حسین و ذوالفقار علی درباره گروههای مختلف پاراچنار و رهبرانشان پرسیدم

پاراچنار دو گروه عمده دارد. انجمن حسینیه به رهبری شیخ نواز که مدرسه جعفریه را دارند. گروه دیگر، مرکز اهل بیت (ع) است که مدرسه آیت الله خامنه ای را دارند و از شیعیان انقلابی حامی جمهوری اسلامی تشکیل شده است.
كريمي می گوید: به من گفتند اگر به پاراچنار بروی جنازه ات هم بر نمی گردد، اما با توسل به شهدای پاراچنار، ظرف دو ماه ویزای ما حاضر شد. (کاری که به طور معمول 6 تا 7 ماه طول می کشد) سپس به جای این که از تهران به پاکستان برویم؛ از قطر وارد پیشاور شدیم و با اجاره یک هواپیمای خصوصی محاصره را شکستیم و وارد پاراچنار شدیم.

یکی از خبرنگاران که تازه به جمع اضافه شده بود، از میهمانان پرسید: ایرانی ها چه کارهایی می توانند برای شما بکنند؟ ساجد حسین، که معمولا بیشتر از بقیه صحبت می کرد، پاسخ داد: انتظار ما از مردم ایران این است که ما را دعا کنند. ما در پاراچنار کار حسینی می کنیم. شما هم در ایران درباره پاراچنار کار زینبی کنید. به درجه توحید او غبطه خوردم. با این وضعیتی که دارند تنها خواسته اش از مردم ایران، دعا بود.

از آنها پرسیدم با وجود محاصره، چگونه به پاراچنار برمی گردید؟ گفتند به پیشاور می رویم و منتظر می شویم تا راهی پیدا شود و وارد شهرمان شویم
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

شرایط دلخراش شیعیان پاراچنار

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه مارس 28, 2014 12:05 pm

به گزارش خبرگزاری ابنا، «علی نطنزی»، مستند ساز شیعی با انتقاد از عدم اطلاع رسانی نسبت به پاراچنار گفت: جنگ پاراچنار قومی نیست حتی در چند روز اخیر چند کودک کشته شده‏اند و 12 نفر در یک مینی‏بوس در چند روز قبل ربوده شده‏اند.
وی با اشاره به کشتار شیعیان در طول تاریخ افزود: در زمان امیرالمومنین(ع) برای اولین بار سازمان شیعه زیر نظر ولی خدا شکل گرفت و بعد از انقلاب اسلامی ایران تفکری با عنوان مقاومت آغاز شد که نسبت به استکبار خیلی حساس بود و همین تفکر بود که جنگ 8 ساله ایران، جنگ 33 روزه لبنان و جنگ 22 روزه غزه را موجب شد و همین امر باعث ارادت مردم پاکستان، عراق و لبنان به ایران و ولی امر مسلمین شد.
دانش آموخته حوزه علمیه قم در پایان افزود: حداقل کاری که می توان کرد انعکاس اخبار حداقل در شبکه العالم و الکوثر است و نمی گوییم که جبهه گیری شود بلکه فقط انعکاس داده شود. الآن در پاکستان تمامی کسانی که می توانستند رهبری شیعه را برعهده گیرند توسط دولت پاکستان شهید شده اند؛ کسانی مثل عارف حسینی که برای پاکستان منجی بود.
حجت الاسلام «ثواب علی حیدری»، دبير مجمع علماي پاراچنار پاكستان با اشاره به موقعیت پاراچنار گفت: پاراچنار در شمال غرب پاکستان است که از سه طرف با افغانستان هم‏مرز است و 250 کیلومتر از سرحد پیشاور فاصله دارد. ایالت سرحد هفت منطقه قبائلی دارد و اداره این مناطق در اختیار دولت مرکزی است. اسلحه در همه مناطق قبائلی – جز پاراچنار - آزاد بوده است. گر چه در پاراچنار هم مردم سلاح داشتند ولی دولت اجازه حمل آن را به شیعیان نمی داد.

پاراچنار منطقه‏ ای است سرسبز و شاداب و اکثریت مردم آن شیعه هستند. شیعیان پاراچنار محب اهل بیت (ع)، پیروان خط ولایت، مطیع مراجع و دوستدار ایران هستند و بعد از هر نماز برای پیشرفت ایران دعا می کنند.

وی در رابطه با منشأ درگیری گفت: 12 ربیع‏الاول سال قبل با این که راهپیمایی ممنوع بود طالبان در آنجا راهپیمایی کردند و به ساحت مقدس امام حسین (ع) توهین کردند که شعارهایی همچون زنده باد یزیدیت و مرده باد شهادت حسین سردادند.
این روحانی پاراچناری افزود: البته در سال 1996 حضرت ابوطالب را تکفیر کردند و گفتند که کافر از دنیا رفته است و شعارهایی به همین مضمون بر در و دیوار نوشتند حتی به این هم اکتفا نکردند و به ساحت مقدس امام حسین (ع) توهین کردندچون طالبان و وهابیت – بالخصوص طالبان محلی که از از گروهک های تروریستی متعددی تشکل یافته اند - ناصبی هستند و امام حسین (ع) را قبول ندارند.
دانش‏آموخته حوزه علمیه قم افزود: در مراسم 17 ربیع‏‏الاول در حین مراسم از طرف طالبان و جایی که پلیس وجود داشت شلیک می کنند و درگیری آغاز می شود؛ تروریست ها از شهرستان های وزیرستان، اورکزئی، خیبر و افغانستان در جنگ علیه شیعیان شرکت داشتند. دولت مهر سکوت بر لب زده بود و در منطقه ای به طول 20 تا 30 کیلومتر، درگیری شروع می شود و 65 نفر شهید و 150 نفر مجروح می شوند. این درگیری در یک هفته متوقف شد ولی راهها بسته بود و این وضیت تا نزدیک دوماه ادامه یافت و آرامش نسبی بر منطقه حاکم شد. وضعیت نه جنگ نه صلح در منطقه حکمفرما بود و البته راهها باز بود و رفت و آمد شیعیان به سایر شهرها در جریان بود اگرچه شیعیان در بین راه با برخی حرکات ایذائی روبرو می شدند.

در نوامبر 2007 جنگ جدیدی به شیعیان تحمیل شد و منطقه محاصره شد که این محاصره تقریبا 11 ماه ادامه یافت و برای مدتی این درگیری ها متوقف شد و راهها باز شد اما اخیرا از تقریبا یک ماه قبل دوباره محاصره از سر گرفته شده است. شیعیان در طول این محاصره با کمبود دارو و مواد غذایی مواجه شدند و بیماران و مجروحین زیادی شهید شدند. مردم از طریق افغانستان به پیشاور می رفتند و زمانی که طالبان از این مسیر آگاهی یافتند عده ای را در افغانستان به شهادت رساندند و عده ای را نیز در منطقه خیبر ایجنسی (در حین ورود به پاکستان) هدف قرار دادند.

به دلیل کمبود دارو و تجهیزات پزشکی – برای معالجه بیماران- از آمپول ها و سرنگ های حیوانی استفاده می شد. آنها حتی به آمبولانسی که مجروحین را به پیشاور انتقال می داد و جز یک خانم سنی بقیه را بطور فجیعی کشتند. یک بار از طرف دولت اعلام شد که کاروانی از کامیون ها مواد غذایی و سوخت را به پاراچنار اتنقال خواهد داد اما تروریست ها در شهرک سنی نشین راه را بر این کامیون ها بستند؛ از نیروهای دولتی همراه – که وظیفه حفاظت را برعهده داشتند – استقبال کردند و این نیروها رانندگان شیعه کامیون ها را در اختیار تروریست ها گذاشتند و محل را ترک کردند. آنها کامیون ها را غارت کردند و به آتش کشیدند؛ 6 نفر از رانندگان با کامیونهایشان سوختند و 8 نفر را اسیر کردند و با فجیع ترین روش های سبعانه به قتل رساندند که تصاویرشان امروزه در دسترس همه است.
آنها دست و پای برخی را در حالی که زنده بودن با اره برقی بریدند و زبان 3 نفر را هم بریدند و احتمال این است که شاید این سه نفر به توهین هایی – که نواصب به اهل بیت (ع) کرده بودند – عکس العمل نشان داده و به آنها جواب داده بودند. کشتن شیعه در نظر آنها وسیله رفتن به بهشت است و ثواب فراوانی دارد بر نماز و روزه تریجح دارد!.

وی ادامه داد: طالبان در این منطقه چون می دانند که شیعیان این منطقه عاشق امام خمینی هستند به حضرت امام توهین می کنند. در حال حاضر پاراچنار با محاصره کامل روبرو است در حالی که در طول دو سال اخیر بیش از 600 نفر شهید و 3000 مجروح شده اند که عده ای هنوز تحت درمان قرار دارند و بیش از 20 نفر اعضاء بدن خود را از دست داده اند.
در ادامه این همایش، «هلال حسین طوری» عضو مجمع علمای پاراچنار و دیگر سخنران این همایش به بیان وضعیت شیعیان در این منطقه و مصایب و مشکلات آنها پرداخت.

وی با بیان اجمالی موقعیت جغرافیایی پاراچنار، به اقوام مختلف طوری بنگش، هزاره، خوشی، منگل، جاجی، مقبل، پاره و غلجئی، که در این منطقه زندگی می کنند اشاره نمود.

این روحانی پاراچناری به سابقه درگیری در این منطقه اشاره کرد و گفت: درگیری در این منطقه از سال 1961 بین ناصبی ها و شیعیان شروع شد زمانی که شیعیان برای ایجاد وحدت، مسجدی را برای اهل تسنن وقف نمودند اما آنها از آن به عنوان سنگر و پایگاهی برای مبارزه علیه شیعیان استفاده نمودند.

در سالهای 1970 و 1977 و 1981درگیری های دیگری روی داد که در مورد اخیر که در شهر سده اتفاق افتاد 60 نفر از شیعیان شهید و بیش از صدها تن زخمی شدند و در جریان درگیری این شهر به اشغال مهاجمان درآمد و تا کنون نیز در اشغال است.
وی ادامه داد: در درگیری دیگری در سال 1987 در روستای پیوار که زادگاه شهید مجاهد عارف الحسینی است، با برنامه ریزی و پشتیبانی ضیاء الحق برای آواره کردن شیعیان در گیری دیگری در این منطقه و سراسر پاراچنار بر شیعیان تحمیل شد.
در سال 1996 در جریان توهین به حضرت علی(ع) و ابوطالب(ع) درگیری دیگری روی داد. در ماه آگوست سال 2007 در یک حمله انتحاری تعدادی از شیعیان شهید و زخمی شدند و در یک حمله انتحاری دیگر در ژانویه 2008 بیش از 70 نفر شهید شدند و قبل از محرم امسال نیز در یک حمله انتحاری به حسینیه پاراچناری ها در پیشاور 22 نفر شهید و تعداد کثیری شهید شدند.

درآوریل 2007 زمانی که شیعیان به تبعیت از رهبر انقلاب و نامگذاری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی ، در هفته وحدت در حال برپایی برنامه های در صدد اتحاد شیعیان و اهل تسنن بودیم که با برنامه ریزی طالبان و وهابیون این برنامه ها برهم خورد و درگیری ها آغاز شد.
در 19 ژوئن سال 2008 باهمکاری نیروهای دولتی تعدادی از مسافران ربوده شدند.

از ماه مارس 2008 در پیوار جنگی 8 ماهه صورت گرفت و در جریان این جنگ در ماه مبارک رمضان فرزند شهید عارف الحسینی نیز در اثر برخورد خمپاره مجروح شدند و تعدادی از میزبانان وی به شهادت رسیده و یا زخمی شدند.
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

ذبح شیعیان در پاراچنار

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه مارس 28, 2014 12:06 pm

ذبح شیعیان در پاراچنار

يك مستندساز با يادآوري سفر سال گذشته خود به پاراچنار پاكستان در تشريح وضعيت اسفناك آنها گفت: اين منطقه كه در محاصره وهابي‌ها و سلفي‌ها قرار گرفته و زادگاه بزرگاني چون شهيد عارف "حسين الحسيني" است به راحتي شيعيان ذبح مي‌شوند.

سهيل كريمي با بيان اينكه وسعت منطقه پاراچنار نصف استان تهران است، گفت: منطقه "کرم ایجنسی" پاكستان كه شهر پاراچنار مركز آن است، حدود يك ميليون جمعيت دارد كه 600 هزار نفر از آنها شيعه هستند و جمعيت 200 هزار نفري پاراچنار نيز همگي شيعيان خالصي هستند كه حتي يك نفر وهابي يا سلفي نيز در ميان آن‌ها نيست.

كريمي ادامه داد: خارج از اين منطقه، حدود 10ميليون نفر وهابي زندگي مي‌كنند كه كمر به قتل شيعه بستند و چهار استان طالبان پرور افغانستان با اينها همسايه هستند، از جنوب غرب و شرق هم با منطقه پيشاور و وزيرستان شرقي همسايه هستند كه همه اينها وهابي و سلفي هستند.

وي با بيان اينكه شيعيان يا بايد كل اين منطقه را يا مذهب‌شان را ترك كنند، افزود: اين منطقه فوق‌العاده سوق‌الجيشي است كه ناتو از زمان ريگان به آن چشم طمع بسته بود و خود ريگان به دولت در تبعيد جهادي افغانستان گفت كه درمنطقه پاراچنار مستقر شويد كه نزديك‎ترين نقطه به كابل است.

اين فعال فرهنگي اظهار داشت: نزديك‌ترين شهر پاكستان به پاراچنار پيشاور است كه 250 كيلومتر از آن فاصله دارد اما فاصله پاراچنار با كابل 120 كيلومتر است.

وي نكته مهم ديگر را پشتو زبان بودن شيعيان پاراچنار عنوان كرد و گفت: اهالي اين منطقه تنها قوم شيعه‌ پشتو زبان‌اند و براي پشتوهاي وهابي و سلفي خيلي سخت است كه اينها شيعه هستند.

كريمي با بيان اينكه شيعيان پاراچنار آدم‌هاي ويژه‌اي هستند كه به هيچ‌وجه زير بار زور نمي‌روند، اظهار داشت: شايد در جاهاي ديگر در دنيا بعضاً به خاطر شيعه بودن در يك‌سري موارد كوتاه بياييم ولي اينها به هيچ شكل كوتاه نمي‌آيند.

وي ريشه شيعه بودن آنها را از ايران خواند و گفت: از وقتي كه در ايران شيعه مذهب رسمي شده است كه حدود 400 سال از آن مي‌گذرد، اهالي اين منطقه نيز الگو گرفته‌اند و عموماً علماي بزرگ و انقلابي پاكستان مثل شهيد عارف حسين الحسيني پاراچناري‌اند.

كريمي ادامه داد: حب به اهل‌بيت(ع) و اعتقاد به جمهوري اسلامي در آن‌ها عميقاً وجود دارد و وقتي بر مزار شيعيان پاراچنار مي‌روي، اولين چيزي كه مي‌بيني، پرچم جمهوري اسلامي ايران و پرچم "ياحسين" و "ياابوالفضل" است، همچنين در ورودي شهرشان يك علم بزرگ است كه به آن مقام علمدار مي‌گويند و بدون استثنا در هر روستا و محله "کرم ایجنسی"، اولين نقطه، مقام علمدار است و اولين جايي كه سلفي‌ها آن را بعد از فتح از بين مي‌برند، همين مقام علمدار است كه به عنوان نشان شيعه‌گي است.

وي با بيان اينكه شيعيان پاراچنار در پنج سال گذشته در محاصره شديد قرار دارند، اظهار داشت: چه بسا از هر 10 نفري كه از مسير پيشاور به پاراچنار مي‌روند، دو سه نفر سالم مي‌رسند.

كريمي افزود: ما يك هواپيماي دوموتوره از يك ژنرال پاكستاني اجاره كرديم و آن منطقه را به صورت قاچاقي دور زديم، يعني مسيري را كه بايد 15 دقيقه‌اي مي‌رفتيم، 45 دقيقه طول كشيد، حتي هواپيماي قبلي را هم طالبان زده بود كه خلبان با دست به من نشان داد.

اين مستند ساز در پاسخ به سؤالي در مورد منابع درآمد مردم پاراچنار گفت: كشت و زرع و كشاورزي خوبي دارند و نكته مهم اينكه، اموال‌شان بركت زيادي دارد، عجيب است مثلاً سه ماه به آنها چيزي نمي‌رسد و طبيعتاً به سمت قحطي مي‌روند، ابتدا از انبارهاي‌شان شروع به مصرف مي‌كنند، منتهي خوراك به آن‌ها فشار نمي‌آورد.

وي مشكل اصلي شيعيان پاراچنار را كمبود دارو عنوان كرد و گفت: تاكنون 1800 زن و بچه به خاطر نبود دارو در بيمارستان‌ها از بين رفته‌اند.

كريمي در ادامه با گلايه از رجانيوز به‌دليل پوشش ندادن اخبار پاراچنار تصريح كرد: درصد اخباري كه رجانيوز از پاراچنار كار كرد، نسبت به برخي از رسانه‌هاي ديگر كمتر است.

وي با بيان اينكه شيعيان پاراچنار واقعاً در سيستم امنيتي ما نيز مظلوم هستند، اظهار داشت: كميسيون امنيت ملي مجلس دو بار جلسه گذاشتند و بنده هم دعوت كردند، البته خودم اميدي نداشتم اما آقاي بروجردي پاي كار آمد و در بحث روابط ديپلماتيك با آقاياني كه از پارلمان پاكستان آمده بودند، جلساتي داشتيم.

كريمي تصريح كرد: شرايط آنجا طوري است كه تا از نزديك نبينيم، درك نمي‌كنيم و برخي مسئولان امنيتي كه به نوعي بايد در اين ماجرا نقش فعال داشته باشند، مي‌گويند مسئله قومي و قبيله‌اي است و وهابيت كاري به آن‌ها ندارد و حتي برخي مدعي هستند كه عده‌اي شيعه جاهل آن‌جا را شور انقلابي گرفته و عامل افتراق هستند.
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

اهتزاز پرچم سرخ حسینی در یکی از مناطق دور افتاده پاکستان

پستتوسط pejuhesh232 » دوشنبه آپريل 27, 2015 3:12 pm

اهتزاز پرچم سرخ حسینی در یکی از مناطق دور افتاده پاکستان


به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ هیأت اعزامی حرمین مطهر امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) که به منظور برگزاری هفته فرهنگی نسیم کربلا در پاکستان بسر می‌برد، پس از برگزاری مراسم اختتامیه این هفته فرهنگی، اسلام آباد را به مقصد شهر اسکاردو در شمال پاکستان ترک نمود.

Image

شهر اسکاردو یکی از شهرهای دور افتاده پاکستان در نزدیکی مرز هند و چین است.

هیات اعزامی حرمین مطهر امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) در بدو ورود به شهر اسکاردو، مورد استقبال اهالی منطقه قرار گرفته و با خودرو راهی شهر شِگر از توابع ایالت بلتستان شد.

این شهر در بین دره‌ای عمیق و صعب العبور واقع شده و اهالی آن را دوستداران اهل بیت(ع) تشکیل می‌دهند.

همزمان با ورود هیات اعزامی از کربلا، فریاد‌های «لبیک یا حسین» اهالی در فضا طنین انداز شد و اهالی این شهر هیات حرمین مطهر را با اشک شوق و تکبیر مورد استقبال قرار دادند.

هیات حرمین مطهر حضرت امام حسین(ع) و حضرت قمر بنی هاشم(ع) در این سفر، پرچم مطهر حسینی را برافزار میله‌ای بلند که برای این منظور تدارک دیده شده بود برافراشتند.

عشق و علاقه غیر قابل توصیف اهالی این شهر، همراه با اشک شوق و تلاش برای تبرک به این پرچم مناظری چشم نواز از محبت اهالی این سامان به سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به نمایش گذارد.

پرچم مطهر حسینی طی مراسمی با شکوه و مملو از خضوع و خشوع همراه با گریه حاضران بر مصائب خاندان نبوت دراین شهر محروم و دور افتاده برافراشته شد.

اهالی شهر شگر در این مراسم ضمن تشکر و قدردانی از حضور هیات حرمین مطهر حسینی و عباسی در این شهر دور افتاده، حضور این هیات را در شرایطی که امکان سفر به کربلای معلی از لحاظ بعد مسافت و هزینه برای ایشان نامقدور می‌باشد، افتخاری بس بزرگ توصیف نمودند.

لازم به یادآوریست هفته فرهنگی نسیم کربلا دومین هفته فرهنگی عتبات مقدسه عراق در کشور پاکستان و با همکاری دانشگاه الکوثر برگزار گردید و هدف آن فرهنگ سازی صحیح بین دوستداران امام حسین و حضرت عباس علیهم السلام بود.

این هفته فرهنگی دومین هفته فرهنگی از نوع خود در شبه قاره هند بعد از فستیوال امیر المومنین در کشور هند به شمار می‌رود.

فستیوال امیر المومنین(ع) را آستان مقدس حرم امام حسین(ع) برای سه سال متوالی در هندوستان برگزار نموده است.

از دیگر اهداف این هفته فرهنگی و سایر هفته‌های فرهنگی عتبات مقدسه در خارج از عراق، نشر و گسترش تفکر و اندیشه ناب پیامبر مکرم اسلام(ص) خاندان مطهر ایشان و آشکار نمودن واقعیت جریان‌های تندرو که در قالب اسلام به فعالیت پرداخته و چهره اسلام واقعی را مخدوش نموده‌اند می‌باشد.

Image Image Image
Image Image Image
Image Image Image
Image Image Image
Image Image Image
Image Image Image
Image Image Image
Image Image
Image
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

عزاداری و رسوم مردم پاکستان

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه مارس 06, 2016 3:17 pm

عزاداری و رسوم مردم پاکستان


به گزارش «شیعه نیوز»، آقای سیدعبدالحسین رئیس السادات بیش از 3 دهه رایزن فرهنگی ایران در پاکستان بوده است. وی در گفتگو با وبسایت کرب‌وبلا به بررسی عزادرای‌ها و رسوم مردم پاکستان پرداخت و درباره موارد گوناگونی که در طول این مدت پیرامون امام حسین (ع) در این کشور دیده است اشاره میکند که اقتباسي از مشروح این گفتگو به شرح زیر است.

وضعیت عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) در میان اهل تسنن و شیعه در پاکستان چگونه است؟

تا اوایل پیروزی انقلاب اسلامی اهل تسنن به طور خاص و برای خودشان دهۀ محرم و عاشورا را به عزاداری می پرداختند؛ یعنی سینه زنی، روضه ­خوانی و این طور برنامه­‌ها که مخصوص خودشان بود. ولی شیطنت­‌های و‌هابیت تفرقه بین شیعه و سنی ایجاد کرد. اگرچه آن سنی­‌ها هنوز همان سنی‌های قبلی هستند، منتها به دلیل آن شیطنت‌ها مقداری مسئلۀ عزاداری‌ها بینشان کمرنگ شده و در عوض بین شیعه پررنگ‌تر شده است. هرچند علاقه به اهل بیت (علیهم السلام) و اباعبدالله الحسین (علیه السلام) همچنان وجود دارد.

عزاداری­‌ها بین شیعیان پاکستان در عاشورا، تاسوعا و اربعین بسیار مفصل است. همان طور که عرض کردم سنی­‌ها هم هنوز جسته و گریخته در بین خودشان برنامه دارند؛ ‌به خصوص عاشورا، تاسوعا و اربعین عزاداری برای اباعبدالله الحسین (علیه السلام)دارند.

آیا غیر از مسلمانان هم افرادی هستند که عزاداری‌ برای امام حسین (علیه السلام) داشته باشند؟

در پاکستان غیرمسلمان زیاد نیست. در پاکستان مسیحییان هستند که بیشتر متأثر از انگلیسند؛ چون پاکستان و شبه قاره حدود ۲۰۰ سال مستعمرۀ مستقیم انگلیس بوده و مسیحیتشان را از تبلیغات کلیسای پروتستان و کاتولیک گرفتند. آن‌ها برای عاشورا و امام حسین (علیه السلام) ارزش قائل هستند؛ ولی برنامه خاصی برای عزاداری ندارند. یهودی هم بسیار اندک است. هندو و بودایی در پاکستان خیلی نداریم. تقریباً ۹۸ درصد مسلمان هستند. دو درصد دیگر یک مقداری مسیحی و احتمالاً هندو در برخی نقاط هستند.

آیا عزاداری­‌های مردم پاکستان هم به سبک و سیاق ماست؟

‌متأسفانه بعضی رسوم وارد عزاداری‌های ما شده و عزاداری‌ها حال و هوای سابق را ندارد. ‌در پاکستان به همان شکل سنتی عزاداری می‌کنند، بدون این حرکاتی که ما جدیدا در ‌هیئت‌‌هایمان شاهدش هستیم؛ یا افتخارات بیخودی که ‌مثلاً بروند زیر این علم‌ها و برنامه­‌ها و زیاده‌­روی‌ها‌یی که ما اینجا داریم. ‌آنها واقعاً و عاشقانه عزاداری می‌کنند. البته یک تفاوتی وجود دارد. جو‌ان‌هایمان اکثراً اهل نماز هستند، ولی آنجا ممکن است کسی خدای نکرده اهل نماز نباشد، ولی عاشورا برایش مهم باشد و در عزاداری عاشورا شرکت کند. همه سیاهپوش می­‌شوند. خیلی اعتقاد به عزاداری دارند. سینه­‌زنی­‌هایشان محکم‌تر و نوحه­‌هایشان سوزناکتر است.

ادبیات شبه قاره سوزناک است و این وقتی وصل می‌شود به جریان کربلا و ‌شهادت اباعبدالله (علیه السلام) یک مقدار سوز و آه و ... بیشتر می­‌شود و با اعتقاد بیشتری عزاداری می‌کنند.

آنجا هم همین بحث نذری دادن به عزادار هست؟

بله از جمله رسومات اهل تسنن این بوده است که دسته­‌های عزاداری شیعه که راه می­افتاده ‌اینها حداقل کاری که می­ توانستند بکنند این بود که سقّا بشوند و آب بیاورند دم خانه­‌هایشان. پاکستان و شبه قاره مجموعاً گرمسیری است و فصل گرم معمولاً ۶-۷ ماه طول می­‌کشد. از جمله کار‌هایی که اهل تسنن می­‌کرده است و شاید هنوز هم ادامه داشته باشد، همین بوده که سقایت این عزادار‌ها را به عهده داشته‌اند، نذری می‌پختند. ما ‌متأسفانه به دلیل اینکه وضعیت شغلی‌مان اجازه نمی ­داد، خیلی نمی­ توانستیم در این عزاداری­‌ها برویم و از نزدیک شرکت کنیم. البته دورادور می ­دیدیم. اوایل دهۀ ۶۰ خیلی در بین گیروبند دیپلماسی و دیپلماتیک و ... نبودیم. می ­رفتیم و از نزدیک می ­دیدیم. اخیراً منع شدیم.

نمونه ای از رسومات خاص آن‌ها را برای ما ذکر می‌کنید؟

برای مثال یک اسبی ‌است که به آن کتل می‌­بندند که ‌مثلاً این اسب اباعبدلله الحسین است. برای ما غیرقابل باور ‌است که وقتی این اسب از بین رفت، خیلی زیاد به آن احترام بگذاریم. می‌گوییم مُرد. چنین وضعیتی ‌ در بین شیعۀ شبه قاره وجود دارد. یک اسبی را پرورش می دهند به این صورت که این اسب در طول سال بار نبرد، کسی نباید سوارش شود، این اسب خاص کتل بستن ‌است و بعد از اینکه اسب مُرد بیایند نماز جنازه برایش بخوانند و مجلس بگیرند. و اين شدت وابستگی‌شان را به فرهنگ عاشورا می‌­رساند. ان شاء الله یک روزی این فرهنگ عاشورا همان طور که برای ایران نجات­‌بخش بود برای مجموعۀ مسلمانان دنیا نجات‌بخش شود.

در شیعۀ شبه قاره٬ رهبری به دست روحانیت نیست. بیشتر ذاکرین هستند. ذاکر یعنی مداح و مردم هم دنبال آن سوز و گداز هستند. روحانیان طبق لباس خاص در گوشه قرار دارند و کمتر در صحنه هستند.

آیا روحانیان پاکستانی خود تلاشی در به صحنه آمدن می‌کنند؟

یک روحانی خوب داشتیم مرحوم ‌شهید علامه عارف حسینی که از شاگردان مبرز امام در نجف بودند. امام در ‌شهادت ایشان گفتند فرزندی را از دست دادم. (کلمۀ علامه در فرهنگ شیعه شبه قاره برای آقایان معممین به صورت عام به کار می‌رود. یعنی به جای حجت‌­الاسلام و آیت الله و .... علامه خطاب می‌کنند. فقط یک لقب دارند آن هم علامه است. ‌مثلاً علامه ساجد نقوی که بعد از ‌شهادت علامه عارف حسینی رهبر بخشی از شیعیان است.) ‌شهید عارف حسینی شاید از استثنائاتی بود که هم قدرت رهبری بالایی داشت و هم سواد خوبی.

شما حتماً به حوزۀ علمیۀ قم سر بزنید و ببینید عزیزان پاکستانی که مشغول تحصیل هستند گاهی ۱۸-۱۹-۲۰ سال است که آمده‌اند اینجا. ما بعضی وقت‌ها انتقاد می ­کنیم. ‌اینها آمدند اینجا که برای نجات مردمشان که مسئله کم می ­دانند و دچار خرافات هستند چیز یاد بگیرند؛ اما ‌متأسفانه مسائل امنیتی و اقتصادی باعث شده برنگردند؛ ضمناً به جایی نرسیدند و اگر هم موفق بودند فکر می‌کنند اگر بروند آنجا ترور خواهند شد.

آنجا رگ خواب مردم دست ذاکر و مداح است. در ایران هم تلاش می‌کردند نقش مداح را پررنگ کنند، یک ذره مهار شدند. به نظر من وظیفۀ امثال شما‌ این است که این مهار را محکم‌تر کنید. مداح داشتن خوب است، ولی مداح آگاه داشته باشیم.

منبر آنجا دست منبری نیست. منبر دست مداح است

برای ‌پاکستانی‌ها فقط مسائل کربلاست؛ یعنی اینکه اباعبدلله الحسین (ع) نتیجۀ قیامشان چه شد؟ اینکه یزید بد بود، امام سجاد (ع) خطبه خواندند آنجا در خطبه چه مطرح کردند؟ برایشان مهم نیست.

ما از مسائل کربلا برای زندگی امروز استفاده می­ کنیم. ما کربلا را در زندگی امروز بعد از ۱۴۰۰ سال جاری می‌بینیم. اما ‌آنها فقط مصیبت و تشنگی را می­ بینند، آتش زدن خیمه­‌ها، زخمی شدن سر حضرت زینب (علیه السلام) که زدند به کجاوه و خون جاری شد را می ­بینند.

کدام بعد شخصیتی امام حسین (علیه السلام) برای عزاداران و شیعیان پاکستان اهمیت ویژه ای دارد؟

نوحه‌هایشان سوزناک است، قضیۀ مظلومیت قضیۀ اصلی عزاداری شبه ‌قاره‌ای است؛ تا بعد بیاید وارد فلسفۀ قیام اباعبدالله و مسئلۀ ظلم و ستم و دین و ... شود. اصل، قضیۀ عزا برای مظلومیت خاندان رسول (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) است.

‌آنها برایشان مظلومیت مطرح است. ‌مثلاً علی اصغر (علیه السلام) یک طفل ۶ ماهه چه ‌گناهی داشته که باید گلویش پاره شود؟ ‌اینکه سکینه چه ‌گناهی داشته؟ اینکه قاسم چه ‌گناهی داشته؟ علی اکبر که شبیه­ترین بوده به پیامبر چرا باید به ‌شهادت برسد؟ چرا اصلاً علیه اهل بیت (علیهم السلام) قیام صورت می­ گیرد؟

آیا مخالفت‌هایی با نفوذ فرهنگی عاشورا در پاکستان وجود دارد؟

بله. و‌هابیت سخت مشغول مخالفت با قضیۀ عاشوراست. اصلاً کل واقعۀ عاشورا را زیر سؤال می ­برد. می ­گوید یزید مقصر نبود. عبیدالله بن زیاد مقصر بود. یزید هم بعد با او برخورد کرد. یزید دلش نمی ­خواست ماجرا این طور اتفاق بیفتد. ما به سند و مدرک و .. معتقد هستیم که کل قضیه از یزید و معاویه بر می‌­خیزد. در تاریخ اسلام می­‌گوید که معاویه وقتی یزید را انتخاب کرد و خواست به درک واصل شود، به یزید می‌گوید با امام حسین (ع) و عبدالله بن زبیر در نیفت؛ ولی به او می­ گوید عبدالله بن زبیر را تو می‌توانی بخری ولی امام حسین (علیه السلام) را به هیچ وجه نمی ­توانی بخری. به هیچ عنوان هم دنبال این نباش که بیعت از او بگیری. از عبدالله بن زبیر بیعت نگیر. از امام حسین (علیه السلام) هم بیعت نگیر. نفر سوم را هم عبدالرحمان عبدالله بن عمر گفته بود. البته مشخصه‌هایی برای ‌آنها گفته بود. معاویه آدم سیاسی و کاملاً مردم شناس بود.. یکی با پول خریده می‌شود، یکی با تهدید راه می­آید. ولی حسین بن علی نه تهدید می ­پذیرد نه پول. نیازی نیست بیعت ازش بگیری. کار خودت را بکن.

این مردک دنبال بیعت بود. عبدالله بن عمر که گوشه‌ای نشست. با عبدالله بن زبیر برخورد کرد و جریان مکه را راه انداخت و اباعبدالله هم که این طور برخورد کرد. ما اگر تاریخ اسلام را صحیح مطرح کنیم شیعه و سنی اعتقاد دارند، چون فقط در تاریخ شیعه نیست. شیعه و سنی مطرح کردند.

وهابیت چقدر توانسته در پاکستان موفق عمل کند؟

در پاکستان هیچ‌کس خودش را وهابی نمی ­داند. ما هستیم که می‌گوییم ‌اینها از اندیشۀ وهابیت استفاده می­ د. داعش با همه بروبیایی که در عراق و سوریه پیدا کرده در پاکستان هنوز نفوذ ندارد؛ با ‌اینکه آدم مریض در پاکستان با توجه به جمعیتش خیلی بیشتر از عراق است، ولی نتوانسته پایگاه داشته باشد. چرا؟ چون نام وهابیت نام خوشایندی برای هیچ‌کس نیست. ما کسانی را داریم که بگوییم نسبت به اندیشه شیعه و سنی دگراندیش هستند. بحث ما این است که ‌اینها فقط با شیعه مخالف نیستند. کلی از رهبران اهل سنت به دست طالبان ترور شدند.

چگونه است سنی‌ها و وهابیت ضد اهل بیت (علیهم السلام) هستند اما شما کتابی را ترجمه کرده اید که یک سنی نوشته است؟

دکتر طاهرالقادری اهل سنتی است که به ائمۀ اهل بیت (علیهم السلام) احترام می‌گذارد. عزیزان ایرانی­! همۀ اهل سنّت دشمن نیستند. اقلیت بسیار اندکی هستند که اندیشۀ و‌هابیگری دارند. تازه همان و‌هابیت را هم اگر ما بگوییم ضد اهل بیت هستند، منکر این نسبت می‌شوند؛ اما در عمل اندیشه ضد اهل بیتی یا ضد طرفدار اهل بیت دارند. یعنی با شیعه ضد است که شیعه هم که طرفدار اهل بیت است. او چون می­ خواهد شیعه را و گرایش به شیعه را که ‌به خصوص بعد از انقلاب اسلامی زیاد شده است را خنثی کند؛ بنابراین شروع می‌کند به ترور و داعش و طالبان پاکستان و طالبان افغانستان را راه می­‌اندازد.


اگر بخواهید واقعۀ عاشورا به فراتر از مرزهای تشیع برسانید فکرمی‌­کنید کدام بخش این واقعه بیشتر باعث جذب افراد شود؟

اینکه اصل قیام برای چه بود؟ اینکه یزید کی بود و اینکه امام حسین (علیه السلام) چه کسی بود و اینکه برای چه امام حسین (علیه السلام) که امام شیعه است قیام کرد؟ ما اگر بیاییم فلسفۀ این قیام را یعنی اینکه اسلام چی بود به کجا رسیده بود و امام حسین (علیه السلام) کی بودند و برای چی قیام کردند و چطور شد که کشته شدند را بیان کنیم، صحنۀ خود عاشورا و فردی که نوادۀ یک پیامبر است، آن هندو آن حضرت را پیامبر بداند یا نداند مهم نیست؛ ولی این را می­ داند که این شخص یک رهبر بوده، نوادۀ این رهبر برای زنده کردن دین جد خود قیامی را انجام می­ دهد و بعد با تعداد اندکی در صحرایی به آن شکل به ‌شهادت می ­رسد. این خودش برای یک خارج از دین موضوعیت دارد؛ البته مسلمان می­ تواند بهتر درک کند. مسلمان بدون اینکه ما بخواهیم وارد تعصبات و دعوا‌ها شویم خودش خود به خود کشیده می‌­شود به آنجا. خودش در نهایت دربارۀ یزید به این نتیجه خواهد رسید. اینکه معاویه در دینی که ولایتعهدی در آن نبود، به تقلید از ایرانی‌ها و رومی‌ها یک سنت غلط را آورد، این مخاطب بعداً خودش به این نتایج می‌رسد.
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

وضعیت شیعیان پشتون پاکستان/ گزارشی از محرومیت‌ها و ستم‌ها

پستتوسط najm134 » چهارشنبه مه 16, 2018 5:34 am


وضعیت شیعیان پشتون پاکستان/ گزارشی از محرومیت‌ها و ستم‌ها

در منطقه پشتون پاکستان اگر شیعه باشی، امنیت نداری، طرد و منزوی می شوی و حتی مجبور هستی بر پیکر عزیزانت مخفیانه نماز بخوانی!

پشتون های پاکستان پس از جدایی از کشور آبایی و اجدادی شان افغانستان ـ به وسیله خطی سیاه بنام دیورند ـ در پاکستان به عنوان شهروند پذیرفته شدند و حدود یک قرن بیشتر است که در آن سامان به عنوان اتباع پاکستان زندگی می کنند، اما چند سالی است که شیعیان این منطقه به واسطه مذهب خود روی خوشی ندیدند.

یکی از شیعیان پشتون پاکستان می گوید: مردم پشتون پاکستان سنی حنفی به همراه اقلیلتی، شیعه دوازده امامی هستند، زمانی مذهب عامل فاصله میان شیعه و سنی نبود، اما از زمانی که وهابیت توانستند به میان اهل سنت ورود کنند و افکار آنان را نسبت به شیعیان تخریب کنند، شیعه در نا امنی و نا آرامی قرار گرفت.

وهابیت مانند یک مورچه سیاه در شب سیاه که روی سنگ سیاه راه می رود، بر روی تفکر اهل سنت تأثیر گذاشت، به گونه ای که اکنون شیعیان حتی المقدور مذهب خود را پنهان می کنند تا در امان بمانند.

اهل سنت پشتون پاکستان شناخت دقیقی نسبت به شیعیان ندارند به همین دلیل هر آنچه وهابیت برای آنان دیکته می کند را می پذیرند و می گویند شیعه مسلمان نیست بلکه کافر است؛ در موفقیت وهابیت برای تخریب شیعیان در میان اهل سنت، برخی از ذاکرین بی تقصیر نبوده و نیستند، آنان به ظاهر برای دفاع از شیعه به اصحاب اهل سنت توهین می کنند و بر آنان لعن می فرستند، وهابیت از گفته این افراد به عنوان ابزاری علیه شیعیان استفاده می کند و به بهانه دشنام و توهین به اصحاب اهل سنت قتل شیعه را جایز قلمداد می کند.

شیعه دیگری از سخنرانی برخی از ذاکرین گله مند است و می گوید: برخی هم از شبکه های تلویزیونی استفاده می کنند و به مقدسات اهل سنت دشمنام می دهند مانند الهیاری، او در صحبت های خود ولایت حضرت علی(ع) را ثابت می کند و بر عایشه لعن می فرستد، وهابیت سخنان او را به کسانی که علیه شیعه تربیت می کنند نشان می دهد و به آنان می قبولاند که به چه دلیل باید شیعه را کشت. اگر مانع چنین بی حرمتی هایی نسبت به مقدسات اهل سنت نشویم، اوضاع از آنچه امروز هست، بدتر خواهد شد.

شیعیان پشتون پاکستان نمی توانند عقاید و افکار خود را بشناسانند و در مورد مشترکات خود و اهل سنت بگویند، وهابیت با استفاده از شبکه های تلویزیونی مختلف از شیعیان هر آنچه که خود می خواهد را معرفی می کند و کسی نیست مانع آنها شود؛ شیعیان پشتون پاکستان معتقدند که اگر اهل سنت مشترکات را بدانند شاید علیه شیعه فتوا ندهند، ولی کسی نیست که شیعه را با قدرت بشناساند. تفکر نسبت به شیعه چنان منفی است که یکی از علمای اهل سنت به دلیل نماز میت خواندن بر پیکر فردی شیعه، از امام جمعه خلع و طرد شد.

علمای شیعه قصد داشتند که برای تبلیغ به مناطق سنی نشین بروند، اما به آنها اجازه داده نشد، به همین دلیل شیعیان این منطقه معتقدند تنها راهی می تواند تفکر اصلی شیعه را بیان کند، رسانه ها هستند.

وهابیت بسیار میان سنی های پشتون پاکستان نفوذ کرده، در هر روستا مدرسه ای تأسیس کرده و همه مدرسین آن وهابی هستند، آنان به کودکان آموزش می دهند که چگونه علیه شیعیان اقدام کنند و هر آنچه می خواهند از شیعه در ذهن کودکان ایجاد می کنند.

وضعیت پشتون پاکستان به گونه ای است که کسانی که شیعه هستند یا کشته می شوند یا اگر می خواهند زنده بمانند باید فرزندان آنان مذهب سنی داشته باشند، شیعیان این منطقه اگر به مناطقی که تعداد شیعیان آنها زیاد هست، هجرت کنند، می توانند دین شیعی را ادامه دهند ولی اگر در منطقه پشتون بمانند، کم کم از بین می روند. از نشانه های فضای طرد شده این منطقه بس که یکی از شاعران معروف پشتون پاکستان شیعه شد و نهج البلاغه را برای اولین بار در ۶ جلد به زبان پشتو ترجمه کرد، ولی او نتوانست آزادانه بگوید که شیعه است و تنها در اشعار خود به این مساله اشاره کرد.

شیعه دیگری از پشتون پاکستان به رسانه ها و موضع گیری آنان اشاره و اظهار می کند: «نه تنها رسانه ای نیست که بتوانیم حرف خود را بیان کنیم تا به گوش افراد منصف سنی برسد، هیچ حکومتی از ما دفاع نمی کند؛ در چنین وضعیتی چطور می توانیم از خود دفاع کنیم!؟ بین شیعیان پشتون پاکستان دست های پنهانی هست که دسیسه انداخته، آنان شخص مشخصی را به عنوان رهبر و راهنمای خود قبول ندارند و به صورت انفرادی به نفع شیعه فعالیت می کنند، این شیعه پاکستان معتقد است که برای رسیدن به موفقیت ابتدا باید میان شیعیان اتحاد صورت گیرد تا صداها به گوش آنان که باید برسد.

او می گوید: شیعیان علاوه بر اختیار اتحاد، ثابت کنند که به اصحاب و مقدسات اهل سنت توهین نمی کنند و از فرامین رهبری و مجتهدین خود مثل آیت الله سیستانی و دیگران پیروی کنند و طبق فرامین آنها پیش بروند، اگر طبق روش این مجتهدین پیش بروند شاید مقداری از مسایل و مشکلات کم شود؛ شیعیان باید در مقابل ذاکرینی که به اصحاب توهین می کنند بایستند در غیر این صورت اوضاع از آنچه امروز هست وخیم تر خواهد شد»
najm134
 
پست ها : 1946
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

گزارش از زندگی شیعیان هزاره در محاصره

پستتوسط najm134 » پنج شنبه آگوست 15, 2019 11:40 pm

گزارش رویترز از زندگی شیعیان هزاره در محاصره

شیعیان هزاره یکی از مهمترین اهداف برای ترور هم در افغانستان و هم در پاکستان هستند. در طول دهه‌های گذشته، هزاران نفر از قوم هزاره در این دو کشور قربانی نسل‌کشی و ترور‌ شده‌اند.

شیعیان هزاره یکی از مهمترین اهداف برای ترور هم در افغانستان و هم در پاکستان هستند. در طول دهه‌های گذشته، هزاران نفر از قوم هزاره در این دو کشور قربانی نسل‌کشی و ترور‌ شده‌اند.

در طول تاریخ، هزاره‌های افغانستان و پاکستان به ویژه از تندروهای سنی مذهب از قوم پشتون آزارهای فراوان دیده‌اند که از دادن لقب تا قتل را در برمی‌گرفته است.

اکنون هزاره‌ها که به خاطر چهره و مذهبشان همواره مورد حملات نژادپرستانه قرار گرفته‌اند، عموماً در شهر کویته پاکستان زندگی می‌کنند. هر هزاره که هر روز برای کار و تحصیل بیرون می‌رود، احتمال می‌دهد که دیگر به خانه بازنگردد. به همین خاطر هزاره‌ها گروه‌هایی اجتماعی و نظامی برای محافظت از خود تشکیل داده‌اند و با دادن مجوز حمل سلاح، تلاش می‌کنند از خود در برابر تروریست‌های لشگر جنگوی حفاظت کنند.

ImageImage
ImageImage
Image
najm134
 
پست ها : 1946
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am


بازگشت به علویان جهان


Aelaa.Net