امیال مختلف دوران بلوغ و کنترل آنها

امیال مختلف دوران بلوغ و کنترل آنها

پست جديدتوسط pejuhesh234 » شنبه جولاي 16, 2011 11:13 pm

بسم الله الرحمان الرحیم
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

Re: امیال مختلف دوران بلوغ و کنترل آنها

پست جديدتوسط pejuhesh234 » شنبه جولاي 16, 2011 11:36 pm

مفاهيم بنيادين در رفتارشناسى جنسي:
مهمترين مفاهيمى که در بررسى رفتار جنسى قابل بحث و بررسى است، شامل موارد ذيل مى شود :

الف) جنسيت يا تمايل جنسى:
اين مفهوم به دو معنى به کار مى رود؛ اولين معنى آن فعاليت شهوانى است که به لذت يا توليد مثل منجر شود و دومين معناى آن مفهوم زيست شناسى جنسى را دربر مى گيرد. وجود کروموزم هاى زنانه، تخمدان ها و مهبل براى تعيين جنسيت زن، اهميت زيادى دارد؛ اگرچه برخوردارى از احساس زنانه براى زن بودن اهميت بيشترى دارد. همان گونه که وجود کروموزم هاى مردانه و آلت جنسى مردانه و بيضه ها براى تشخيص جنسيت مرد ضرورى است؛ اما وجود اين ويژگى ها به طور ضرورى احساس مرد بودن را نشان نمى دهند. داشتن ويژگى هاى روانى مردانه، احساس مردانگى را روشن مى سازد و به تمايز احساس مردانه و زنانه منجر مى شود.

ب) هويت جنسى
مفهوم فوق، بيان کننده ى آن است که فرد خود را مذکر يا مؤنث بشناسد. هويت جنسى بر اساس زيست شناسى افراد بنا مى شود و به تجربه هاى اجتماعى فرد بستگى دارد و براى اين که ثبات و دوام يابد، به گذشت زمان نياز دارد.
هر کودکى تا سن 3-2 سالگي، تقريباً با قاطعيت مى تواند بگويد : «من يک پسرم» يا «من يک دخترم.» به عقيده ى رابرت استولر ، هويت جنسى به طور ضمنى به جنبه هاى روانى مردانگى و زنانگى اشاره دارد و مفهوم جنس، جنبه ى اجتماعى و جنسيت، بُعد زيست شناختى هويت جنسى را نشان مى دهد. غالباً بين اين دو مفهوم هماهنگى وجود دارد؛ يعنى مردها مردانه و زن ها زنانه رفتار مى کنند؛ اما گاهى ممکن است، بين جنس و جنسيت به صورت متضاد يا متعارض نيز رشد کنند
در زمينه ى عوامل تشکيل دهنده ى هويت جنسي، علاوه بر جنبه هاى زيست شناختى و ژنتيکي، مى توان به نگرش هاى والدين و گرايش هاى فرهنگى نيز اشاره کرد؛ به عبارت ديگر، آموزش هاى خانوادگى و اجتماعى علاوه بر جنبه هاى زيست شناختى و ژنتيکي، هويت جنسى شخص را پى مى ريزد.

ج) نقش جنسى
«نقش جنسي» نوعى انتظار فرهنگى است که چگونگى ارتباط مردان و زنان را با يکديگر تعيين نموده و هم چنين فعاليت افراد را بر اساس ارزش ها و علاقه آن ها مشخص مى کند.
نقش جنسى با هويت جنسى ارتباط دارد. عامل عمده در کسب نقش مناسب جنسي، يادگيرى هاى فرد است. گاهى نقش جنسى با هويت جنسى تضاد دارد. ممکن است شخصى با يک فرد هم جنس همانندسازى کند؛ اما با اين وجود، لباس، آرايش مو، يا ساير ويژگى هاى غير هم جنس را برگزيند. حتى ممکن است شخصى با جنس مخالف خود همانندسازى نموده و به اقتضاى موقعيت، ويژگى هاى رفتارى فرد هم جنس را برگزيند.
نقش جنسى را جان مانى چنين تعريف مى کند : به هر آن چه فرد براى شناساندن خود به عنوان يک پسر يا مرد يا يک دختر يا زن انجام مى دهد و انتظارات اجتماعى را برآورده مى سازد، نقش جنسى گفته مى شود. نقش جنسي، به تدريج از طريق تجاربى که شخص در تعامل با محيط به دست مى آورد و با اين وجود، از طريق دستورها و تلقين هاى آشکار، شکل مى گيرد.

آموزش و تربيت جنسي

الف- ضرورت ابتناى رفتار جنسى بر تربيت جنسي:
آموزش و تربيت جنسى در مراحل مختلف رشد انسان، به منظور پيشگيرى از بروز انحرافات جنسى و اخلاقى ضرورى است.
در اهميت تربيت جنسى کافى است گفته شود که پايه و اساس بسيارى از انحرافات بعدى تا پايان دوران جواني، بر آموزش و پرورش جنسى استوار است. بر اساس ديدگاه هاى آسيب شناسان جرم و جنايت، بخش زيادى از جرايم که تا سنين بيست و نه سالگى انجام مى شود يا جنسى است يا داراى رنگ و هواى جنسي؛ مثل برخى موارد سرقت که جوانان براى تأمين خواسته هاى جنسى بدان دست مى زنند.
به دليل اهميت تربيت جنسي، دستورالعمل هاى دينى بسيارى در مراقبت از کودکان و نوجوانان، به جهت پيشگيرى از لغزش ها و صيانت آنان از خطرات و عوارض ناشى از تمايلات جنسى ارائه شده است که مى توان به برخى از آن ها اشاره کرد :
سفارش به تقويت مبانى مذهبى و اخلاقي، آموزش راه و رسم صيانت از خود و دفاع از شرافت انسانى خويش، رعايت ضوابط در معاشرت ها، ايجاد شرايط مناسب در خواب و استراحت، تفکيک بستر فرزندان، مراقبت در دفع و تخليه ى کودک، مراعات لازم در نحوه ى پوشش، آموزش مقدمات لازم براى ورود به دنياى بلوغ و نوجواني، آشنايى با تغييرات جسمانى و روانى دوره بلوغ، توجه دادن به خطرها و عوارض آسيب زا، کنترل غيرمستقيم در عرصه ى حالات، مواضع و آمد و شدها، آموزش تکاليف شرعى و سعى در واداشتن به انجام وظيفه ى دينى بر اساس شناخت و باور.
والدين به اين نکته بايد توجه داشته باشند که فرزندان از ادراک و فهم لازم در زمينه هاى مختلف متناسب با سن خويش برخوردارند؛ بنابراين لازم است مراقب روابط خود با همسر خويش بوده و چه بسا شوخى ها، کنايات، اشارات و مطايباتى که والدين در حضور فرزندان با يکديگر دارند، در شکل گيرى رفتارهاى نامناسب در آن ها مؤثر باشد.
کودکان و نوجوانان در زمينه روابط جنسى و مقدمات آن، کنجکاوى زيادى از خود نشان مى دهند. آن ها در نحوه ى روابط والدين، کيفيت پوشش آن ها و ... دقت کرده و مى خواهند از آن آگاه شوند.
دختران و پسران در دوره کودکى و حدود 7-6 سالگى و نوجوانان در حدود 14-13 سالگى از نقش خود به عنوان مادر و پدر اطلاع دارند؛ اگرچه از چگونگى نقش خود آگاهى ندارند و در برخى موارد نوعى تقليد و همانندسازى از زندگى يک زن و شوهر را نشان مى دهند که مبيّن اهميت آموزش و تربيت جنسى است. لازم است پدران و مادران، فرزندان را در مورد مسايل جنسى به صورت تدريجى از حسن و قبح، منع و جوازها آگاه نمايند.
ب- حدود و ثغور آموزش و تربيت جنسى
تربيت جنسى در دوره کودکى و نوجواني، آمادگى لازم را براى آموزش هاى جنسى پيش از ازدواج فراهم مى سازد.
اين نکته حائز اهميت است که کيفيت آموزش و تربيت جنسى بر حسب مراحل سه گانه (پيش از ازدواج، حين ازدواج و پس از ازدواج) متغير و متفاوت است.
بر اساس گزارش «الدرمن» رئيس انجمن دفاع از کودکان، از هر بيست نوجوان آمريکايي، ده نفر از لحاظ جنسى فعال هستند و چهار نفر از وسايل ضدباردارى استفاده مى کنند؛ دو نفر حامله مى شوند و يک نفر متولد مى شود. در مطالعه اى که «جان هاپکينز» انجام داد، دريافت که يک نفر از هر 5 نفر پانزده ساله ها و يک نفر از هر 3 نفر شانزده ساله ها و 43 درصد از هفده ساله ها، از لحاظ جنسى فعال هستند. «لوئيس هريس پل» دريافت که 57 درصد از هفده ساله ها، 46 درصد از شانزده ساله ها و 29 درصد از پانزده ساله ها، از لحاظ جنسى فعال هستند و هشتاد درصد از دخترانى که وارد دانشگاه مى شوند، حداقل يکبار رابطه جنسى داشته اند.
با توجه به پژوهش هاى فوق، اهميت تربيت جنسى پيش از ازدواج آشکار مى شود؛ اگرچه اين تحقيقات در امريکا صورت گرفته است، اما احتمال بروز چنين مسايلى درکشورهاى ديگر از جمله ايران نيز وجود دارد؛ بنابراين لازم است ضمن تدارک آموزش هاى لازم و ضرورى براى جوانان و نوجوانان، حفظ حريم ها و تناسب آموزش هاى مذکور را با سنين افراد در نظر داشت. يک دوره آموزش مسايل جنسى مى تواند دربرگيرنده ى موضوعاتى از قبيل عناوين ذيل باشد :
- آموزش جنسى پيش از ازدواج
- رشد و تحول جنسى
- الگوى زمانى مربوط به نوجوانى
- تغييرات فيزيکى در نوجوانى
- نياز به زندگى خانوادگى
- فيزيولوژى سيستم توليد مثل
- اندام ها، قاعدگي، اختلالات جنسى براى دختران
- اندام ها، احتلام، انحرافات جنسى براى پسران
- مفاهيم مربوط به رشد جنين و تولد
- بيمارى هاى آميزشى انتقالى (سرايت کننده و واگيردار)
- جنبه هاى ذهني، هيجانى و اجتماعى نوجوانان و جوانان
- جنبه هاى اخلاقي، مذهبى و اجتماعى جوانان و ميانسالان
- آموزش جنسى حين ازدواج
- آموزش جنسى پس از ازدواج
- تربيت جنسى پيش از ازدواج

والدين و مربيان آموزشي، هم چنين رسانه هاى گروهي، عهده دار تربيت و آموزش هاى ضرورى جنسى جوانان و نوجوانان اند. متوليان تربيتى جامعه بايد با تمهيدات آموزشى و تربيتى لازم و پاسخ گويى هاى مناسب، از پيش رسى بلوغ جنسى قبل از بلوغ فکرى جوانان جلوگيرى کنند. آموزش و تربيت جنسى پيش از ازدواج بايد به وسيله مربيانى انجام شود که آموزش و تجربه ى لازم را کسب کرده باشند و در زمان و مکان مناسب و با بيان روشن در حد نياز مخاطبين مسايل جنسى را تبيين کنند. مربيان، به خصوص والدين به عنوان الگوهاى عملي، بايد مراقب رفتارهايى که توجه فرزندان را به مسايل جنسى معطوف ساخته و باعث پيش رسى بلوغ جنسى در آن ها مى شود، باشند. آرايش و نحوه ى پوشش مادران، تعويض لباس والدين دور از نگاه نوجوانان، روابط محرم و نامحرم و مسايلى از اين قبيل بايد مورد توجه قرار گيرد.

رشد و تحول ميل جنسى
در آموزش پيش از ازدواج، توجه به رشد و تحول ميل جنسى از ديدگاه اسلام، لازم و ضرورى است. با بررسى آيات قرآن و احاديث معصومين (ع)، سير تحول غريزه ى جنسي، طى سه مرحله قابل تبيين است :

تولد تا 6 سالگي:
در اصطلاح قرآن، فرد از هنگام تولد تا بلوغ، طفل ناميده شده است؛ آن جا که مى فرمايد : «و اذا بلغ الاطفال منکم الحلم فليستأذنوا...» (نور، 59)، «هنگامى که اطفال شما بالغ شدند، (بايد براى ورود به خانه نامحرمان) اجازه بخواهند...». در برخى احاديث، از واژه صبى و صبيه نيز استفاده شده و قرآن اين اصطلاح را براى کودکى هم که در گهواره باشد، به کار مى برد؛ چنان که مى فرمايد : «کيف نکلّم من کان فى المهد صبياً» (مريم، 29)، «ما چگونه با طفل در گهواره سخن گوييم.»
با توجه به آيات فوق، طفوليت و صبى واژه هايى است که ماقبل بلوغ را نشان مى دهد. بر اين اساس دوره ى تولد تا بلوغ را مى توان به دو مرحله ى تولد تا 6 سالگى و 6 سالگى تا بلوغ تقسيم کرد.
سفارش ها و توصيه هاى گرانقدر پيامبر گرامى اسلام (ص) و ائمه معصومين (ع) در تربيت جنسى کودکان بيانگر آن است که مرحله اى از تمايلات جنسى در آغاز دوره ى کودکى وجود دارد؛ گرچه کودک هوشيارانه از آن آگاه نيست؛ اما عوامل بيرونى ناهوشيار بر رفتار جنسى تأثيرگذار است.
پيامبر اسلام (ص) درباره ى رابطه جنسى والدين و چگونگى آن به دور از چشم و گوش کودک مى فرمايد : «قسم به آن که جانم در دست اوست، اگر مردى با زن خويش نزديکى کند، در حالى که در آن خانه کودکى بيدار باشد که آن دو را ببيند و کلام يا صداى تنفس آن ها را بشنود، هرگز رستگار نخواهد شد؛ خواه پسر باشد و خواه دختر، زناکار خواهد شد.»
امام محمد باقر (ع) نيز مى فرمايد : «زنهار از آميزش در جايى که کودکى تو را مى بيند که قادر است به خوبى آن حال را براى ديگران توصيف کند.»
با توجه به احاديث فوق روشن است که کودک هر عمل يا سخنى را از والدين به عنوان الگو ياد مى گيرد و آن را تکرار مى کند. در اين سن، کودکان بسيارى از اعمال و گفتار را تقليد مى کنند و با والدين خود همانندسازى مى نمايند. در اين سن، کودکان با آلت جنسى خود بازى مى کنند و مى خواهند جنسيت خود را شناخته، از تفاوت هاى جنسى مذکر و مؤنث آگاه شوند. در اين مرحله، هر پسر يا دخترى از جنسيت خود آگاه مى شود و در پايان اين مرحله، نقش جنسى خود را به خوبى ايفا مى نمايد.

6 سالگى تا بلوغ:
در اين مرحله، پسران و دختران نقش جنسى خود را به خوبى دريافته، انتظارى را که ديگرى از آن ها در اجراى نقش مردانه يا زنانه دارد، برآورده مى سازند.
يکى از موارد مهم در آموزش و تربيت جنسي، جلوگيرى از پيش رسى بلوغ است تا بدين وسيله از ايجاد فاصله ميان بلوغ جنسى و بلوغ فکرى جلوگيرى شود. از اين رو اولين گام، شناخت علل و عوامل پيش رسى بلوغ است. برخى از اين عوامل عبارتند از :
1- عوامل ارثى يا ژنتيکى که از گذشتگان و نسل هاى قبل به فرزندان انتقال يافته و از کنترل انسان خارج است؛ چنان که علامه طباطبايى در تفسير الميزان ذيل تفسير آيه «قل کلّ يعمل على شاکلته»، «بگو هر کسى بر اساس شخصيت و شاکله خود عمل مى کند»، معناى شاکله را به عوامل ارثى و محيطى خلق و خوى انسان نسبت داده و مى فرمايد : «بعضى مزاج ها زودتر فوران کرده و تمايل به جفت جنسى پيدا مى کنند...»
2- عامل تغذيه؛ به ويژه غذاهاى هورمون دار و مصرف زياد مواد پروتئينى از قبيل گوشت، تخم مرغ و ... .
3- عوامل اجتماعى و فرهنگي؛ مثل تماشاى فيلم هاى مهيج و تحريک کننده، مشاهده صحنه هاى شهواني، شنيدن برخى از داستان هاى جنسى يا ذکر مشاهدات برخى صحنه ها، تصويرها، طنزها، کنايات و استعارات.
4- عوامل حسى از قبيل لمس، اختلاط زياد دوجنس مخالف و نوازش هاى بى مورد.
5- عوامل مؤثر پوستي؛ مثل وجود اگزما در اطراف دستگاه تناسلي، وجود و بروز انگل هاى معدي، وضع لباس از نظر چسبندگى به بدن، زبرى و نرمى آن و ... .
با توجه به موارد فوق، والدين و مربيان بايد نوجوانان را راهنمايى و هدايت نمايند و به طور کلى در مورد انواع غذاها، نوع لباس پوشيدن، استحمام و شيوه نظافت، وضعيت خواب و بيداري، روابط و معاشرت ها، ديدن و شنيدن ها و ... مراقبت زيادى داشته باشند.
اسلام به منظور پيشگيرى از بروز انحراف هاى جنسي، برنامه ها و توصيه هاى خاصى ارائه کرده است تا با بهره گيرى از آن ها، تمايلات جنسى به طور طبيعى و فطرى رشد نمايد و از بروز اختلال ها، انحراف هاى جنسى و بلوغ زودرس جلوگيرى کند. برخى از اين توصيه ها عبارتند از :
عدم بوسيدن دختر و پسر 6 سال به بالا؛ بر طبق نظر اسلام بوسيدن پسر و دختر در چنين سنينى براى مرد و زن نامحرم جايز نيست. در حديثى از امام على (ع) روايت شده که فرمود : «اذا اتت على الجارية ستّ سنين لم يجز ان يقبلها رجل ليست هى بمحرم له و لا يضّمها اليه»، «هنگامى که دختر بچه اى به سن 6 سالگى رسيد، جايز نيست مرد نامحرم او را ببوسد يا او را در آغوش بگيرد و به خود بچسباند.»
عدم جواز بوسيدن دختران و پسران توسط يکديگر؛ پيامبر اسلام (ص) مى فرمايد :
«اذا بلغت الجارية ستّ سنين فلا يقبلها الغلام و الغلام لا تقبله المرأة اذا جاوز سبع سنين»، «هنگامى که دختربچه اى به سن 6 سالگى رسيد، پسربچه او را نبوسد و هنگامى که پسربچه از سن 7 سالگى گذشت، زن او را نبوسد.»
جاريه و غلام دو واژه اى هستند که در قرآن و روايات به کودکانى گفته مى شود که به حد بلوغ نرسيده اند.

جدا کردن بستر خواب کودکان؛ در احاديث مختلف، جداسازى بستر خواب دختر و پسر از يکديگر و از هم جنس خود و همچنين جدا کردن بستر آن ها از پدر و مادر خويش در سنين مختلف و حتى پيش از بلوغ توصيه شده است. اين جداسازى را برخى در ده سالگى و برخى زودتر از آن توصيه نموده اند و در مجموع در ديدگاه هاى روان شناسى حتى در سنين 6-5 سالگى و گاهى زودتر از آن نيز مطرح شده است.
پيامبر اسلام (ص) در اين زمينه مى فرمايد : «در سن ده سالگى بستر خواب کودکان، اعم از پسر و پسر، پسر و دختر، دختر و دختر را از يکديگر جدا سازيد.»
قرآن کريم نيز به مرحله قبل از بلوغ کودکان، توجه خاصى مبذول داشته و خطاب به مؤمنان مى فرمايد : «اى مؤمنان بايد کنيزان شما و کودکانى که به حد بلوغ نرسيده اند (در شبانه روز) سه بار از شما اجازه بخواهند : پيش از نماز صبح، هنگام ظهر که جامه ها از تن برمى گيريد و پس از نماز عشا، اين سه وقت هنگام خلوت شماست.»
از آيه و روايت فوق چنين نتيجه مى شود که اگر کودکان بدون اجازه وارد اتاق والدين شوند، چه بسا والدين را در حال آميزش ديده و بر اثر آن رشد طبيعى جنسى آن ها آسيب ببيند و به بلوغ زودرس يا به اختلال هاى جنسى ديگر مبتلا شوند. به همين دليل، روابط جنسى والدين بايد به دور از نگاه کودک صورت گيرد و کودکان ياد بگيرند که هنگام ورود به اتاق خواب والدين با اجازه وارد شوند. بنابراين بايد در مرحله اول و دوم عوامل بروز دهنده، تشديدکننده و مخرب را از بين برد.

بلوغ:
موريس دبس در کتاب مراحل تربيت، درباره بلوغ چنين مى گويد : «اثر حيات جنسى در رفتارهاى گوناگون نوجوان ديده مى شود؛ وقتى اين امر را از ساير جنبه هاى فعاليت او جدا مى کنيم، خطر اين است که افکار وسواسى و وحشت هاى دوره ى بلوغ در او پرورش يابد. حتى کودک هم نوعى فعاليت جنسى از خود نشان مى دهد که هنوز رنگ تناسلى ندارد و ناديده انگاشتن آن با خطرات جدى همراه است.»
در اين مرحله وظايف والدين و مربيان را مى توان به صورت زير برشمرد : اول اين که بايد نوجوان را از وقوع تغييرات غافلگير کننده آگاه ساخت. دوم اين که بايد از ظهور برخى انحراف هاى جنسى جلوگيرى کرد و هرگاه با چنين انحراف هايى روبه رو شد، آن ها را هدايت نمود. نادانى و شتاب زدگى در امور جنسي، در واقع دو خطر بزرگ در اين مرحله از رشد آدمى است. در اين دوران وظيفه ى آگاه کردن نوجوان در درجه ى اول به عهده ى والدين است و والدين مى توانند در صورت لزوم شخص ديگرى را به عنوان نماينده خود مأمور اين کار کنند؛ به عنوان مثال دختران، بايد پيش از وقوع عادت ماهانه از آن مطلع شوند تا وقتى چنين شد، بدون اين که به وحشت بيافتند يا احساس شرم کنند، بدانند که اين امر کاملاً طبيعى است و چه احتياط هايى را بايد انجام دهند.
آخرين ويرايش توسط pejuhesh234 on يکشنبه جولاي 17, 2011 12:04 am, ويرايش شده در 2.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

پست جديدتوسط pejuhesh234 » شنبه جولاي 16, 2011 11:47 pm

انحرافات جنسي
همان طور که پيش از اين بيان شد، در دوره بلوغ، هويت جنسى از طريق تمايل به جنس مخالف شکل مى گيرد و آمادگى براى ازدواج به وجود مى آيد؛ در صورتى که از طريق ازدواج به شيوه هاى صحيحى که بعد از اين بيان خواهد شد، تمايلات جنسى ارضا شود، سلامت روانى پديد مى آيد؛ در غير اين صورت ممکن است به اختلال جنسي- روانى و در نهايت به انحراف جنسى بيانجامد.
روش هاى مختلفى در بررسى معيارها و تعريف «انحراف» يا «غيرعادى بودن» رفتار جنسى وجود دارد :

روش آمارى :
بر اساس اين معيار، رفتارى را که اکثريت جامعه انجام مى دهند و مورد قبول آن ها است، رفتار عادى تلقى مى شود و هر رفتار جنسى که کمياب و نادر تحقق مى پذيرد، انحراف جنسى محسوب مى شود. روشن است که اين معيار از انحراف نمى تواند صحيح و درست باشد؛ زيرا از يک طرف، برخى رفتارهاى جنسى سالم در ميان افراد به ندرت انجام مى گيرد و نمى توان به آن انحراف گفت؛ از طرف ديگر چه بسا جامعه اى به يک انحراف جنسى مبتلا شود و همه گير بودن آن رفتار، نمى تواند معيار سلامت باشد. متأسفانه اين معيار، درباره ى کنش هاى روانى و اجتماعى انحراف هاى جنسى اشخاص، هيچ گونه اطلاعى را به انسان ارائه نمى دهد.
روش جامعه شناختى :
در اين روش، مشکل وابستگى فرهنگى آشکارا روشن است. يک جامعه شناس، انحراف جنسى را شکستن قوانين اجتماعى مى داند. بر اساس اين معيار، تفاوت هاى فرهنگى باعث مى شود که در هر جامعه اى نوع خاصى از رفتارهاى جنسى انحراف شمرده شود که دست کم مخصوص همان جامعه است. چه بسا در جامعه يا فرهنگ خاصي، يک رفتار جنسى انحراف شمرده شود، ولى همان رفتار در جامعه ى ديگر عادى و طبيعى باشد.
روش روان شناختى جديد :
بر اساس اين روش، يکسرى معيارهاى کلى وجود دارد که بر اساس آن ها مى توان انحراف جنسى را تشخيص داد. آرنولد باس در کتاب آسيب شناسى روانى خود سه معيار براى تشخيص انحراف جنسى ارائه کرده است :
1 فرد از انجام آن ناراحت و در رنج است.
2 عدم کفايت
3 عجيب و غريب بودن
وى معيار سوم را چنين توضيح مى دهد که عجيب و غريب بودن يک رفتار جنسى در فرهنگ هاى مختلف، متفاوت است؛ اما دو معيار ديگر به طور تقريبى در هر فرهنگى مى تواند مطرح باشد. آرنولد باس معيار چهارمى را اضافه نموده و آن آسيب بدنى يا روانى به خود شخص يا ديگران است.
رفتارهاى جنسى که موجب صدمه ى بدنى يا روانى به خود فرد يا آزار دادن ديگرى باشد، نيز انحراف و غير طبيعى خوانده مى شوند.
انحراف جنسى از ديدگاه اسلام، به رفتارهاى جنسى گفته مى شود که خارج از حدود فطرت و توأم با نگرانى و اضطراب است. برخى از اين انحرافات در متون اسلامى و دينى عبارتند از :
1 زنا (آميزش جنسى با غير همسر مشروع خود)
2 لواط (هم جنس گرايى مرد با مرد)
3 سحق (هم جنس گرايى زن با زن)
4 آميزش با محارم (مثل مادر، خواهر،...)
5 خودارضايى و خودتحريکى (استمنا)
6 آميزش با چهارپايان، حيوان خانگى (وطى بهايم)
7 آميزش با کودکان (کودک خواهي)
8 دياثه (بى تفاوتى مرد هنگامى که همسرش با ديگرى آميزش مى کند)
9 قياده و دلالى (واسطه گرى نامشروع)
10 مبدل پوشى (پوشيدن لباس هاى زنانه توسط مردان و برعکس)
11 عريان گرايى (خودنمايى جنسي)
12 چشم چرانى (نظربازي)
آثار هر يک از انحرافات جنسى در زندگى فردي، اجتماعى و خانوادگى انسان چنان آسيب رسان است که موجب اختلالات روحى و روانى خواهد شد. با بررسى آيات و روايات معصومين (عليهم السلام) اثرات هر يک از موارد فوق را مى توان شناخت. در اين رابطه به بعضى از انواع انحرافات اشاره مى شود :

الف) زنا
خداوند متعال در سوره اسرى آيه 32 مى فرمايد : «و لاتقربوا الزنى انّه کان فاحشه و ساء سبيلا»، «به زنا نزديک نشويد، زيرا کارى زشت و بد راهى است.» خداوند زنا را حرام کرده است و حرمت آن را در آيات بسيارى از سوره هاى مکى مانند فرقان و اسراء و سوره هاى مدنى مانند نور و ممتحنه تأکيد کرده است.
به طور طبيعي، زنا آثار روانى خاصى را بر مرد و زن ايجاد خواهد کرد؛ از نظر روانى در هنگام عمل جنسى نامشروع ميان مرد و زن، ترس و اضطراب وجود دارد؛ ترس از رسوايى در آينده و اضطراب نسبت به اين که مرد پس از ارضاى جنسي، زن را رها کند و همانند کالايى معيوب در جامعه باقى گذارد.
ترس از اين که هر دو مرتکب قانون شکنى شده اند و قانون آنان را مجازات خواهد کرد و به خصوص اگر اعتقاد دينى داشته باشند، علاوه بر ترس و اضطراب قانون شکني، احساس گناه هم مى کنند و دليل آن پشيمانى مکررى است که در زمان گذشته و حال ميان چنين افرادى ديده شده است.
آثار زنا در فرزندان زنا نيز ايجاد مى شود.
امام صادق (ع) درباره زنازادگان مى فرمايد : «اين فرزندان به حرام تمايل دارند و قوانين دين را سبک مى شمارند و در معاشرت بد اخلاق هستند.»
امام رضا (ع) در حديث ديگرى درخصوص علت حرمت زنا اين گونه مى فرمايد : «علت حرمت زنا، فساد اجتماعى و فردى و از بين رفتن پيوند ارث و قطع ريشه و نسب ارتباط هاى خانوادگى و رابطه پدر فرزندى است. زن زناکار نمى داند از نطفه کدام مرد باردار شده و فرزندش متعلق به کيست؟ زنازاده نمى داند پدرش کيست؟ پيوند خويشاوندى از بين مى رود و قرابت شناخته شده اى نمى ماند.»
پيامبر گرامى اسلام (ص)، مسلمانان را از زنا برحذر داشته و آن را با شش ويژگى توصيف کرده است : «اى مسلمانان، از زنا بپرهيزيد؛ به درستى که در آن شش ويژگى وجود دارد : سه خصوصيت در دنيا و سه خصوصيت در آخرت؛ اما آثار دنيوى آن عبارتند از : 1 نور و روشنايى چشم را از بين مى برد 2 فقر را به دنبال دارد 3 عمر را کوتاه مى کند و آثار آخرتى آن عبارتند از : 1- سخت گيرى در حساب اعمال در آخرت 2- موجب غضب خدا مى شود 3 موجب جاويد ماندن در آتش جهنم خواهد شد.»
از پيامبر اسلام (ص) روايت شده که فرمود : «وقتى که کسى زنا مى کند، روح ايمان از او جدا مى شود.» امام محمد باقر (ع) در تفسير اين سخن پيامبر فرمود : «قول خداى تعالى که فرمود : و آنان را به روحى از جانب خود تأييد نموده، همين روح است که (در اثر زنا) از او مفارقت خواهد کرد»
يکى از آثار زنا، به عنوان کيفر اجتماعى زناکار اين است که اسلام از ازدواج مؤمنان پاک با مرد يا زن زناکار منع فرموده است : «الزّانى لاينکح الاّ زانيه او مشرکه و الزّانيه لاينکحها الاّ زان او مشرک و حرّم ذلک على المؤمنين.» (نور، 3)
علامه طباطبايى ذيل آيه فوق مى فرمايد : «زناکار وقتى زناى او شهرت پيدا کرد و حد بر او جارى شد، ولى توبه نکرد، حرام است که با زن مسلمان و پاک ازدواج کند؛ بلکه بايد با زن زناکار يا مشرک ازدواج کند و هم چنين است زن زناکار.»
اين کيفر در واقع يک نوع طرد و اخراج از جامعه اسلامى است. در اين زمينه احاديث فراوانى وجود دارد؛ امام صادق (ع) فرمود : «با مرد و زنى که به زنا مشهور است، ازدواج نکنيد؛ مگر اين که بدانيد توبه کرده اند.»

ب) هم جنس خواهى
يکى ديگر از انحرافات جنسي، آميزش با هم جنس است. چنين آميزشى برخلاف فطرت انسانى است. در خلقت و آفرينش طبيعى و فطري، مرد براى زن و زن براى مرد آفريده شده است. همان طور که قرآن کريم مى فرمايد : «هنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ»، (بقره، 187) زنان براى مردان، مايه تقوى و مردان هم براى زنان، لباس تقوى هستند که با ازدواج يکديگر را از گناه باز مى دارند و به کمال مى رسانند.
خداوند در قرآن کريم خطاب به مردان قوم لوط که گرايش هم جنس خواهى داشتند مى فرمايد : «آيا از مردم جهان، با مردان آميزش مى کنيد و همسرانتان را که خدا براى شما آفريده است، رها مى کنيد؟ بلکه شما گروهى تجاوزکار هستيد.» (شعرا، 166-165) قرآن هم جنس خواهى را تجاوز از فطرت و خلقت طبيعى معرفى کرده است : «بل انتم قوم عادون»، يعنى شما مردمى هستيد که از حد و مرزى که فطرت و خلقت برايتان ترسيم کرده است، تجاوز مى کنيد.
علت تحريم رابطه جنسى مردان با يکديگر و زنان با هم، در سخن حضرت امام رضا (ع) چنين آمده است : «علت تحريم لواط و سحق، به خاطر آن چيزى است که در زنان ترکيب شده و آن چه در طبيعت مردان وجود دارد و به خاطر آثارى که در آميزش مردان با هم و زنان با يکديگر وجود دارد و آن ها عبارتند از : 1 انقطاع نسل 2 به هم خوردن تدبير و نظم زندگى اجتماعى 3 ويرانى دنيا»
با عمل هم جنس گرايى که نظام طبيعى زوجيت را خدشه دار کرده است، بقاى نوع بشر به خطر مى افتد، تدبير و برنامه ريزى نظام اجتماعى مختل شده و نابسامانى دنيا را فرا مى گيرد.

ج) استمنا
استمنا به اين معنى است که فرد در رابطه جنسى با خود، کارى کند که منى از وى خارج شود. خودارضايى هنگامى رخ مى دهد که فرد به قصد انزال منى و لذت جنسى خود را تحريک مى کند تا به اوج لذت برسد. از امام صادق (ع) سؤال شد : «استمنا و گناه آن چيست؟» فرمود : «گناهى بزرگ است و خداوند در کتاب خود از اين عمل انسان ها را نهى فرموده است. کسى که به چنين عملى دست مى زند، گويى با خود ازدواج کرده است؛ اگر از کار وى آگاه مى شدم با وى غذا نمى خوردم.» سؤال کننده گفت : «اى فرزند رسول خدا، مأخذ اين سخن را که فرموديد از کتاب خداست، براى من بيان کن.» امام فرمود : «فمن ابتغى وراء ذلک فاولئک هم العادون» (مؤمنون، 7 ؛ معارج، 31)، «کسانى که بيرون از آن چه گفته شد، طلب کنند از حد تجاوز کرده اند.» سپس چنين ادامه دادند : «و استمنا خارج از اين محدوده است.»
آثار جسمى و روانى استمنا زيانبار است که به برخى از آن ها اشاره مى شود :
1 تحريک زياد هيپوتالاموس و در نتيجه تحريک افراطى غدد جنسى که سبب پرکارى
امتناسب آن ها مى شود و بلوغ زودرس را به دنبال دارد.
2 کاهش و تخليه مکرر قواى جسمى و روحى که به ضعف عمومى بدن و بالاخره پيرى
زودرس مى انجامد.
3 به علت افزايش جريان خون در اعضاى تناسلي، مغز و مراکز حساس ديگر، پيوسته دچار کاهش نسبى جريان خون مى شود.
4 رکود فکري، اختلال و ضعف حافظه و کاهش اراده در کسانى که استمنا مى کنند، ديده مى شود.
5 ضعف بينايى و بى اشتهايى و در صورت افراط، ضعف استخوانى و ناراحتى هاى مفصلى در اين افراد شايع است.
6 فرد از نظر فکرى نوعى توجه نسبتاً مداوم به موضوع هاى جنسى پيدا مى کند که اين امر مانع تفکر آزاد وى مى شود.
7 در مراحل افراطى به ضعف جنسى و انزال زودرس منجر مى شود.
8 به علت ارضاى ناقص و غيرطبيعي، بعد از ازدواج غالباً در امور زناشويى با مشکل مواجه مى شوند.
9 گوشه گيري، يأس و بى تفاوتى نسبت به مسايل مهم و حياتي، غم و کدورت روانى از عوارض ديگر آن است.
10 در موارد شديد خود آزارى ايجاد شده و فرد از آزار رساندن به خود لذت مى برد.

د) مبدل پوشي
يکى ديگر از انحراف هاى جنسى اين است که مردان پوششى زنانه و زنان پوششى مردانه داشته باشند. چنين انحرافى با اختلال هويت جنسى ارتباط دارد؛ يعنى مرد احساس مردانه ندارد و زن در واقع خود را زن نمى شناسد يا حداقل احساس خوشايندى از جنسيت خود ندارد و از اين جهت لباس جنس مخالف را مى پوشد. امام على (ع) مى فرمايد : «از رسول خدا شنيدم که مى فرمود : خدا لعنت کند مردانى را که خود را شبيه زنان مى سازند و زنانى که خود را به مردان همانند مى کنند.»
با تأمل در روايت فوق روشن مى شود که مردان و زنان بايد متناسب با عرف، سنت و محيط اجتماعي، لباس متناسب خود را بپوشند و اگر کسى لباس جنس مخالف را مى پوشد، ناشى از نقص ها و کمبودهايى است که در جنسيت خود مى يابد. نگرش او به خودش نادرست است و بايد اصلاح شود.

ه‍) عريان گرايى
اسلام به حجاب زن و مرد توجه خاصى نموده و مردان و زنان را موظف نموده است که عورت خود را از نامحرم بپوشانند و تنها مورد استثنا، زن و شوهر است که مى توانند اندام جنسى يکديگر را ببينند. هيچ مرد و زن نامحرمى از نظر اسلام مجاز نيستند که اندام جنسى يا حتى زيبايى هاى ظاهرى خود را در معرض تماشاى ديگرى بگذارند؛ مگر در موارد خاصى که به سبب رابطه خويشاوندى به ميزان معينى مجاز مى شوند. با توجه به ضرورت حجاب در اسلام، نه تنها عريان گرايي، بلکه هر گونه بى حجابى هم نهى شده است.

و) چشم چراني
همان طور که پيش از اين مطرح شد، اسلام به منظور پيشگيرى از انحراف جنسي، به مردان و زنان مؤمن دستور مى دهد که نگاه خود را از نامحرم فرو پوشند. کسانى که از امر خدا تجاوز کرده و به طور مکرر نگاه شهوت آلود به زنان مى نمايند، مرتکب حرام شده و منحرف جنسى شناخته مى شوند. خداوند متعال مى فرمايد : «اى پيامبر به مؤمنان بگو چشمهايشان را فروپوشانند و دامن خويش را محافظت کنند. اين براى آنان به پاکى نزديکتر است. خدا به آن چه مؤمنان انجام مى دهند، آگاه است و به زنان مؤمن نيز بگو که چشمان خويش را از مردان نامحرم بپوشانند.» (نور، 31-30)
منظور از کنترل نگاه، همان طور که از معنى واژه «غض نظر» در آيه برمى آيد، فرو پوشاندن چشم و ادامه ندادن نگاه است. در حديثى که از امام محمد باقر (ع) نقل شده، چنين آمده است : «نخستين نگاه اشکال ندارد؛ اما نگاه دوم به زيان توست و نه به نفع تو و در نگاه سوم هلاکت است.»
از سوى ديگر، در پاداش کسى که نگاه خود را از حرام باز دارد، امام صادق (ع) مى فرمايد : «هرگاه کسى به زنى نگاه کند، سپس سر به سوى آسمان بلند کند يا چشم بپوشاند، پيش از آن که نگاهش باز گردد، خداوند از زنان بهشتى او را تزويج خواهد کرد.»
در اين حديث، کنترل نگاه با برگرداندن آن به سوى چيزى است که انسان را به ياد خدا بيندازد يا دست کم از موضوع مورد توجه بکاهد. در عروةالوثقي، راجع به نگاه مرد و زن نامحرم به يکديگر آمده است که جايز نيست مرد به زن بيگانه (نامحرم) نگاه کند و هم چنين نگاه زن به مرد اجنبى نيز جايز نيست؛ مگر براى ضرورت (از قبيل تشخيص بيمارى و درمان) آن هم با شرايط خاصى که در عروةالوثقى ذکر شده است .
امام خمينى (ره) مى فرمايند : «نگاه مرد به صورت و دو دست زن تا مچ، بدون قصد لذت براى بار اول جايز است؛ ولى تکرار آن جايز نيست.»
از آن جا که انحرافات جنسى ديگر، از قبيل حيوان خواهى (وطى بهايم)، کودک خواهي، دياثة، قيادة و زنا با محارم نسبت به ديگر انحرافات از فراوانى کمترى در جامعه برخوردار است، از توضيح آن ها صرف نظر مى شود.
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط pejuhesh234 در يکشنبه جولاي 17, 2011 12:06 am .
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

پست جديدتوسط pejuhesh234 » يکشنبه جولاي 17, 2011 12:01 am

راههای کنترل غریزه جنسی با توجه به تعالیم اسلام:
ناكامى جنسى، پى آمدهاى ناگوارى دارد و مبارزه با اقتضاى غریزه در محدوده اى كه طبیعت انسان بدان نیاز دارد، غلط است، ولى با برداشتن قید و بندهاى اجتماعى، مشكل حل نمى شود، بلكه بر شمار مشكلات افزوده خواهد شد.
درباره ى غریزه ى جنسى نیز باید گفت كه برداشتن ضابطه ها، عشق واقعى را مى كشد و طبیعت را هرزه و بى بندوبار مى كند. در این زمینه، هر چه عرضه بیشتر گردد، هوس و میل به تنوع افزایش مى یابد.
به گفته ى راسل در كتاب زناشویى و اخلاق، عطش روحى در مسایل جنسى غیر از حرارت جسمى است. آن چه با ارضا تسكین مى یابد، حرارت جسمى است نه عطش روحى. پس آزادى در مسایل جنسى به شعله ورتر شدن شهوت ها خواهد انجامید؛ زیرا هوس، سیرى ناپذیر است.
بنابراین، هر چند ممكن است برخى ممنوعیت هاى جنسى در روابط اجتماعى زن و مرد، عوارض هاى روانى و رفتارى پدید آورد، ولى برداشتن ممنوعیت هاى قانونى و مشروع و دادن آزادى بى حد و مرز، پى آمدهاى بسیار خطرناك ترى دارد. براى رسیدن به آرامش روانى و كنترل غریزه های انسان، دو چیز لازم است:
1. باید همه ى غریزه هاى انسان به طور طبیعى، معقول و مطلوب ارضا شود.
2. از تحریك غریزه ها به ویژه غریزه ى جنسى پیش گیرى شود.
باید گفت ازدواج بهترین پاسخ به نیاز روحى، روانى و جسمى جوانان است كه در پرتو آن، دختر و پسر براى ایجاد كانونى گرم و سرشار از عشق و صفا و آرامش تلاش مى كنند و با انس و همدلى، از گرماى وجود یكدیگر لذت مى برند و غریزه ى جنسى به صورت طبیعى و معقول، بر آورده مى شود.
تعبیر از غریزه جنسى و آثار آن بر شخصیت جوانان، به «بحران» قلم پردازى و یا بزرگ نمایى نیست، بلكه حقیقتى است روشن، براى همه كسانى كه شخصیت جوان را به خوبى مى شناسند و یا خود جوانند و یا دست كم دوران جوانى خود را كم و بیش به یاد دارند.
حكمت از غریزه جنسى استمرار و بقاى نوع بشر است و به همین جهت سالم ترین، بایسته ترین و مطلوب ترین نوع مواجهه با آن و بهترین راه حل مقابله با آن، ازدواج و نكاح مشروع است.
انسان با نكاح به موقع و در وقت نیاز ـ بى آنكه به دیرى یا زودى آن فكر كند ـ به مقبول ترین و كامل ترین صورت خود به نیازمندى خویش پاسخ مثبت مى دهد و پیش از آنكه به عواقب و پى آمدهاى آزاردهنده و فشارهاى غریزه به دنبال آن عقده هاى روانى دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن كاسته است و قبل از آنكه انرژى انباشته آن از وجودش سرازیر شود و دامنش را آلوده كرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبیعى و مشروع ـ بى اضطراب و نگرانى ـ فرو نشانده است و این نخستین توصیه دین در این مورد است.
رسول اكرم(ص) مى فرمایند: «یا معشر الشباب! من استطاع منكم الباه فلیتزوج ...؛اى جمعیت، جوانان هر كس از شما توانایى ازدواج دارد ازدواج كند ...». از حضرت صادق(ع) روایت شده است كه فرمودند: «جاء رجل إلى أبى علیه السلام فقال له: هل لك من زوجة؟ قال: لا، فقال أبى: ما احب أن لى الدنیا و ما فیها و انى بت لیلة و لیست لى زوجة. ثم قال: الركعتان یصلیهما رجل متزوج افضل من رجل أعزب یقوم لیله و یصوم نهاره. ثم أعطاه أبى سبعة دنانیر ثم قال: تزوج بهذه. ثم قال أبى: قال رسول الله صلى الله علیه و آله: اتخذوا الأهل فإنه ارزق لكم؛ مردى به محضر پدرم ـ كه درود خدا بر او باد ـ رسید، آن حضرت به او فرمود: آیا همسرى دارى؟ عرض كرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنیا و آنچه در آن است از آن منباشد در حالى كه یك شب را بى همسر، سر به بالین گذارم! سپس فرمود: دو ركعت كه مرد زن دار بجاى آورد بهتر است ازمرد بى همسرى كه شبش را به نماز قیام كند و روزش را با روزه تمام كند. آنگاه پدرم هفت دینار داد و گفت: با این پول ازدواج كن. سپس پدرم از رسول اكرم(ص) نقل كرد كه فرمود: براى خود تشكیل خانواده دهید كه براى روزى شما بهتر و مفیدتر است».
اگر براى كسى به هر دلیلى امكان ازدواج نباشد، چنین شخصى تحت هیچ عنوان مجاز نیست روى به گناه آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنى بسیار فراتر از فشارها و رنجهاى عزوبت و بى همسرى است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممكن واجب مى شود. و لذا چنین كسى یا باید خود را كنترل كند و دست به گناه نیالاید و یا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممكن فراهم آورد.
قرآن كریم مى فرماید و باید آن كسانى كه ازدواج برایشان مقدور نیست عفت بورزند: (و لستعفف الذین لا یجدون نكاحا حتی یغنیهم الله من فضله والذین یبتغون الکتاب مما ملکت ایمانکم فکاتبوهم ان علمتم فیهم خیرا و آتوهم من مال الله الذی آتاکم و لا تکرهوا فتیاتکم علی البغآء ان اردن تحصنا لتبتغوا عرض الحیوة الدنیا و من یکرههن فان الله من بعد اکراههن غفور رحیم؛ و كسانى كه امكانات زناشویى نمى یابند، باید عفت بورزند تا خدا آنها را از كرم خویش بى نیاز گرداند و از مملوكان شما، كسانى كه خواستار مكاتبه [باز خرید] خویش هستند، اگر در آنها خیرى (توانایى) یافتید، قرار بازخرید آنها را بنویسید، و از مالى كه خدا به شما داده است به ایشان بدهید، و كنیزان خود را در حالى كه پاكدامنى مى ورزند، براى دستیابى به متاع دنیا، به زنا وادار نكنید، و هر كس آنها را به زور وادار كند، بى تردید خدا، پس از اجبارشان، نسبت به آنها آمرزنده ى مهربان است. «سوره نور، آیه 33 »).
یكی از مباحث مهم و ضروری در تربیت جنسی پیش از ازدواج، شیوه های كنترل و تسلط بر غریزه ی جنسی است؛ كنترل این غریزه به دو صورت ممكن است تحقق پذیرد، 1ـ كنترل منفى. 2ـ كنترل مثبت.

كنترل منفى
غالبا وقتى سخن از كنترل غریزه جنسى به میان مى آید، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مى شود و آن این است كه كسى با وجود تحریكات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریك شده اش مبارزه و مقابله كند و به سوى ارتكاب جرم نرود، چنین كارى گرچه قطعا بهتر از آلایش دامن و عمل به جرم است، ولى پیامدهاى سوء و مخرب آن بر كسى پوشیده نیست.
این كار هم به غایت دشوار است و هم زیانبار، و بدین جهت هرگاه شخصى به كنترل غریزه سفارش مى شود، با چنین برداشتى از آن، و تصور دشوارى و زیانبارى آن، از پذیرفتن چنین توصیه هایى سر باز مى زند.

كنترل مثبت
غریزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب ترین راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه ها و كارهایى است كه به تحریك این غریزه مى انجامد.
این نوع از كنترل، كه در حقیقت جنبه پیشگیرى دارد هم راحت است و هم بى زیان و بلكه مفید. راحت است، زیرا در این صورت همچون وسیله نقلیه اى است با سرعت معمولى و قانونى، كه در مواجهه با خطر، مهار حركت آن زحمت چندانى ندارد، بر خلاف ماشینى كه با سرعتى بسیار فراتر از حد شناخته شده و بایسته خود، سیر مى كند كه چه بسا به كلى اختیار آن از دست صاحبش بیرون رفته و مصیبتها به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زیان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسیله و صاحب آن به همراه دارد و بى زیان است، زیرا با این حال كنترل غریزه فشارى بر جسم و روان تحمیل نمى كند تا به آن صدمه اى وارد شود و مفید است چون موجب مى شود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند و انرژى و سرمایه هاى جسمى و روحى او بیهوده مصرف نشوند.
طبق قرآن كریم باید كسانى كه قدرت و وضعیت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پیشه كنند و عفت در این آیه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصى منافى با آن را دارد، ولى با تأمل بیشتر معلوم مى شود كه آیه كریمه معنایى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است.

شیوه های كنترل مثبت :
1ـ پرهیز از فكر و ترسیم صحنه هاى محرك در ذهن و خیال
عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى كند كه حضرت(ع) فرمود: «ان عیسى قال للحواریین: ... ان موسى امركم ان لا تزنوا و أنا آمركم أن لا تحدثوا انفسكم بالزنا فضلا عن أن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا كان كمن أوقد فى بیت مزوق فأفسد التزاویق الدخان و ان لم یخرق البیت: عیسى به اصحاب خود گفت: ... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنید و من به شما دستور مى دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به اینكه زنا كنید زیرا كسى كه خیال زنا كند مانند كسى است كه در خانه اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنین كارى گرچه خانه را نمى سوزاند ولى زینت و صفاى آن را مكدر كرده و فاسد مى كند».

2ـ دورى از نگاههاى مسموم و مناظر تحریك آمیز
قرآن كریم در دو آیه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوس آلود داده است. در آیه اول مى فرماید: «قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم ...؛ به مؤمنان بگو دیدشان را از نامحرمان فرو نشانند و نهانگاههاى خود را از وقوع در حرام نگه دارند» و در آیه بعدى مى فرماید: «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن ...؛ به زنان مؤمن بگو چشمهایشان را فرو گیرند و نهانگاههاى خویش را محافظت كنند»( سوره نورآیه 30 ـ 31).
جالب این است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم مى دهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اكرم(ص) مى فرمایند: «النظرة سهم مسموم من سهام ابلیس فمن تركها خوفا من الله اعطاه الله ایمانا یجد حلاوته فى قلبه؛ نگاه هوس آلود تیرى است مسموم از تیرهاى شیطان. هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ایمانى به او مى بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى كند».

3ـ گوش ندادن به آوازها و موسیقیهاى تحریك كننده و مبتذل
در حدیثى از حضرت صادق(ع) آمده است: «إن رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهى عنه و تلا قول الله عز و جل: «ان السمع و البصر و الفؤاد كل اولئك كان عنه مسؤولا» و قال یسأل السمع عما سمع و الفؤاد عما عقد و البصر عما ابصر؛ مردى از آن حضرت در باره شنیدن آواز محرك پرسید. حضرت از آن نهى كرده و این آیه را خواندند: به یقین گوش و چشم و دل هر یك مورد سؤال خواهند بود و فرمود: گوش از آنچه شنیده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه دیده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد».

4ـ اجتناب شدید از گفتگوهاى دوستانه و نشستهاى غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحریك آمیز
از حضرت امام باقر(ع) این گونه روایت شده است: «من اصغى إلى ناطق فقد عبده، فإن كان الناطق یؤذى عن الله عز و جل فقد عبد الله و ان كان یؤذى عن الشیطان فقد عبد الشیطان ؛هر كس به سخن گوینده اى گوش فرا دهد او را بندگى كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانى بر زبانش جارى كند قطعا بندگى شیطان كرده است».

5ـ اعتدال در خوردن
بى تردید پرخورى و بى نظمى در خوردن در ذخیره سازى و انباشتن موادى كه نیازمند تفریغ باشد مؤثر است، ولى در صورت اعتدال و كم خورى سهم ناچیزى از آن صرف تهیه آن مواد مى شود. در حدیثى كه قبلا از پیامبر گرامى(ص) نقل كردیم، آن حضرت پس از آنكه جوانان را به ازدواج ترغیب مى كنند مى فرمایند: «و من لم یستطع فلیصم، فإن الصوم به وجاء ؛هر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقینا روزه نیروى غریزه او را تضعیف مى كند».

6ـ اشتغال، ورزش و سرگرمیهاى مفید
زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایى در تقویت غریزه به مصرف مى رسد و هم فكر و خیال مصروف چاره سازى در تفریغ آن مى شود و به همین جهت در روایات بر اشتغال و كار و پرهیز از فراغت تأكید بسیار شده است.حضرت امام صادق(ع) در حدیث پردامنه «مفضل» مى فرمایند: «... و هكذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الأشر و العبث و البطر الى ما یعظم ضرره علیه و على من قرب منه ...؛ و همین گونه انسان اگر بى كار و فارغ باشد، به بیهودگى و سرمستى دچار مى شود و بر اثر آن به مسایلى مبتلا مى شود كه زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیكان او سنگینى خواهد كرد ...». ورزش های بدنی نظیر كوهنوردی، شنا و ... نیز می توانند انسان را در مراقبت و تسلط بر این غریزه كمك كنند.

7ـ تلاوت قرآن
بى شك انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامین آن، خود شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پریشانى را رو به سامان مى برد و زخمهاى پنهان را التیام مى دهد، و همتها را تا آسمانها بالا مى برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات مى بخشد. امیر مؤمنان(ع) مى فرمایند: «و تعلموا القرآن فانه ربیع القلوب و استشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فأنه انفع القصص ...؛ قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهاى خود مرهم بگذارید زیرا آن داروى شفابخش سینه هاست و آن را نیكو تلاوت كنید كه به یقین سودمندترین قصه هاست».

8- روزه داری
پیامبر اسلام (ص) می فرماید: «ای گروه جوانان هر كدام از شما كه قدرت ازدواج دارد، ازدواج كند و اگر برای وی مقدور نیست، روزه بگیرد؛ زیرا روزه شهوت جنسی را كنترل می كند».
خلاصه اینكه راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غریزه جنسى، نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحى كه بیان شد و سپس كنترل منفى با وجود همه زیانهاى آن، ولى هیچ گاه به بى بند و بارى و افسارگسیختگى و آلودگى به گناه رضایت نمى دهد و زیان آن را به مراتب خسارت بارتر و ویرانگیرتر از ضرر كنترل منفى مى داند.
بزرگان گفته اند: «نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت». رسول اكرم(ص) می فرماید نگاه هوس آلود، تیرى است مسموم از تیرهاى شیطان. هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ایمانى به او مى بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى كند.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm


بازگشت به نیازهای آموزشی

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: ClaudeBot و 2 مهمان


Aelaa.Net