مشاوره نجومي: اختيارات امور عمارت و املاك

مشاوره هاي نجومي براي همكاران فعال

مشاوره نجومي: اختيارات امور عمارت و املاك

پستتوسط najm111 » پنج شنبه آپريل 21, 2011 12:17 am

بسم الله الرحمان الرحيم
مشاوره نجومي: اختيارات امور عمارت و املاك
najm111
Site Admin
 
پست ها : 1353
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:09 am

دلایل فلکی امور عمارت و املاك

پستتوسط آموزشيار نجوم 3 » پنج شنبه جولاي 07, 2011 2:26 pm

در اين زمينه دلالات و احوال قمر بسیار مهم است.

دلالات قمر:

قمر دلالات بر احوال انساني و تغيير و تحولات جامعه و فرد دارد
سياره نيازها و احساسات: همانطور كه خورشيد منبع روشنايي و انرژي در جهان ماست، ماه نيز منعكس كننده‌ي اين روشنايي است. گرچه بقيه ‌ي سيارات نيز همين كار را انجام مي ‌دهند ولي اين بازتابش كردن نور خورشيد در آنها از ماه كمتر است. بنابراين ماه بر منعكس كردن احوالات دلالت دارد. بس ماه بر هيجانات، همدردى و موافقت، حسها و احساسات دلالت دارد و نشان دهنده‌ي اين است كه ديگران ما را درك مي ‌كنند. احساسات مورد بحث در دلالات ماه اساساً تنها در حيطه‌ي همدردى و همفکرى و يا حتي احساسات مربوط به گذشته است.
دلالت بر : منعكس كردن، نماد عمل كردن در پاسخ به برخي چيزها. بنابراين ماه بر واكنش و يا عكس العمل نشان دادن دلالت دارد. در واقع ماه دلالت دارد به پاسخهاي دروني ما به چيزها و چگونگی عكس العمل ما بستگي دارد به عادتها و تجربيات گذشته ‌و يادگيري اينكه چگونه بايد كارها را انجام دهيم. در برخي از مسائل ما واکنش نشان مي‌ دهيم بدون آنكه فكر كنيم و يا اينكه آموزش كامل و يا تجربيات سخت و كاملي داشته باشيم. در واقع نوع يادگيري مرتبط با ماه ناخودآگاه و غريزي مي باشد اساس اين پاسخهاي غريزى و فطرى را مي ‌توان در نيازها و يا اصل حفظ بقا رديابي كرد.
ماه همچنين دلالت دارد بر امنيت و اقدامات تامينى چون واكنشهاي غير ارادي ما اغلب به منطور حفظ بقاء و همچنين ايمني و امنيت.
همچنانكه ماه نور خورشيد را دريافت مي‌كند ماه دلالت دارد بر پذيرفتن و درک کردن.
سير ماه در آسمان حركتي دوره ‌اي است و در طي دور‌ه ‌ي خود از حالت خوشه‌ اي و رنگ پريده به حالت بدر كامل پيوسته در تغيير است. بنابراين دلالت دارد بر تغيير كردن دوره‌اي و همچنين كنترل كردن نوسان ميان ترقي و تنزل و افت و خيز ها. به عنوان مثال ديگر مي‌توان به پديده‌ي جزر و مد اشاره كرد كه ماه در بوجود آمدن نقشي اساسي دارد. و همجنين بر زندكي انساني همانطور ماه متولد مي شود و رشد مي كند تا به بدر مي رسد و بعد افت مي كند تا تحت الشعاع و محو مي شود دلالت بر دوره زندكي انسان دارد كه تولد و رشد و كمال و مرك را در بر دارد.
ماه دلالت دارد بر خاطره، تصور و رؤياها و تمايل به گوش دادن به خاطرات خوب و برخورداري از تخيل قوى و قوه ي ابتكار. همچنين موجب روياهاي منظم، و روياهايي همچون اشتياق و آروزوهاي احساسي و عاطفي. در حالي كه اورانوس دلالت بر روياها و تخيلات عقلانى و روشنفكري براي بهتر كردن آينده ‌ي بشريت دارد، روياها و تخيلات ماه اساساً بيشتر بر پايه ‌ي احساسات مي ‌باشند.
ماه مربوط به جنس زن است و دلالت بر مادر دارد.
خانه ‌ي ماه برج سرطان مي ‌باشد، و بيت آن چهارم و در اين وضعيت دلالت قويتري دارد. دلالت اصلي آن عكس العمل نشان دادن است و دلالت دارد بر تغييرات مرتبط با ديگر حوادث. بيوت و بروجي كه ماه در آنها قرار مي ‌گيرد نشان دهنده‌ ي اين هستند كه ما چه كارهايي بايد انجام دهيم تا احساس خوبي نسبت به امور مختلف داشته باشيم و يا چكارهايي از روي عادت انجام مي دهيم ؟ و چه كارهايي لازم است در آن زمان و شرايط فلكي انجام دهيم؟
ماه دلالت دارد بر نيازهاي ما به نگهداري و محافظت براي رشد و پيشرفت و اين تنها به پرورش كودك و توانايي ما براي نگهداري و محافظت از ديگران به منظور رشد و پيشرفت ايشان خلاصه نمي شود.

====================
خريد ملك باغ و زمين زراعي:

دلائل فلكي: 14 نشانه دارد = 2 محذور (وقت) + 3 شرط (سعادت وقت) + 9 كمال (وقت) دارد:

محذورات: محذورات كلي(روز نامناسب ماه قمري، رومي، شمسي باستاني، ايام محذور خسوف و كسوف) - مناحس عمومی قمر (تحت الشعاع، هبوط(قمر در عقرب)، وبال(قمر در جدی)، احتراق، خالي السير، بعيد الاتصال، وحشی السیر، قمر در حدود نحس(حدود مریخ و زحل)، اتصال نحس قمر با نحوس(مریخ زحل)، مقارنه با ذنب و هم آيي قمر با منازل مطلقا نحس(دبران، اکلیل، طرفة، سعد ذابح))

شرائط: قمر زاید النور- قمر در بروج ثابت (ثور اسد دلو)- زحل از مريخ ساقط باشند.

كمالات: قمر در بروج ارضی (ثور سنبله)– بهتر است كه قمر در شرف خود باشد- قمر ناظر به مشتري باشد– زحل در يكي از حظوظ خود(بیت شرف مثلثه حد وجه زحل) باشد- قمر صاعد شمالي- قمر در بروج مستقیمه - قمر با زحل تسديس يا تثليث داشته باشد- اتصال سعد بین مشتری و زحل- ساعات مشتری زهره شمس عطارد قمر.


شرایط طالع وقت:

1- بايد كه اوتاد ثابت باشند مزيّن بسعود و اگر سعود را در آن خطى باشد اولى بود و اگر خداوند برج و شرف باشد بهتر
2- بايد كه از نحوس از طالع ساقط بود و اگر مرّيخ در ششم باشد و زحل در دوازدهم موافقتر و برعكس نيز باكى نبود.
3-بايد كه زحل در يكى از خطوط خود باشد .
4-بايد كهنيّين قوى حال باشد درو يا مايل و مسعود بنظر سعود.
5-بايد كه رابع ( و خداوندش مسعود باشد و در اصلاح رابع ) جهد بايد كرد جهت آنكه خانه عاقبت است و نيز صياع و عقار تعلق بدو دارد و گفته اند در اين اختيار اصلاح هر چهار وتد ضروريست زيرا كه طالع دليل زمين است و عاشر دليل دخل وى و رابع دليل بر ديگران و سابع دليل زراعت و صلاح حال آن و پس هر چار بايد كرد كه صالح باشد و اسكندر آبى گويد طالع و خداوند او دليل زمين است و عمارت آن و مشترى و ستاره كه ماه از او برگشته است دليل وندار و وسط السّماء دليل درختان كه درو بود و سابع دليل بنائى كه از او خيزد و رابع و صاحبش دليل عاملان و مزارعان و آنكه ماه بدو پيوسته اشت دليل عاقبت پس هر دليل كه قوى تر بود حال مذلول او نيكوتر بود يا بايد كه ماه در حساب زايد بود و اگر در شرف خود بود يا در وسط السّماء و خداوند طالع بدو نگرد بهتر باشد
6- بايد كه ماه و خداوند خانه اش خالى باشد از نحوس
7-بايد كه طالع برجى خاكى باشد و اگر ثابت بود اولى بود.
8-بايد كه سهم السّعاده و خداوندش مسعود باشد تا خير و بركت يابد.
9-بايد كه خداوند اثنى عشريه قمر را و بسعود نظرى باشد.
10- بايد كه سهم الضّياع در موضع نيكو افتد و قوى حال باشد و محذورات وى چهار است 1- نشايد كه نحسى در يازدهم باشد يا چهارم 2- نشايد كه وتد الارض برج آتشى باشد يا كوكب آتشى آنجا بود كه ضياع از ( پى آپى ) خلل پذيرد 3- نبايد كه خانه چهارم برج آبى بود زحل در وى يا از وتدى ناظر بوى كه آن سبب تباهى زرع بود 4- روا نبود كه وسط السّماء بروج آبى بود و مرّيخ در وى يا از وتدى ناظر بوى كه دليل فساد ميوه هاى است.


====================
خريد مسكن:

دلائل فلكي: 9 نشانه دارد = 2 محذور (وقت) + 2 شرط (سعادت وقت) + 5 كمال (وقت) دارد:

محذورات: محذورات كلي(روز نامناسب ماه قمري، رومي، شمسي باستاني، ايام محذور خسوف و كسوف) - مناحس عمومی قمر (تحت الشعاع، هبوط(قمر در عقرب)، وبال(قمر در جدی)، احتراق، خالي السير، بعيد الاتصال، وحشی السیر، قمر در حدود نحس(حدود مریخ و زحل)، اتصال نحس قمر با نحوس(مریخ زحل)، مقارنه با ذنب و هم آيي قمر با منازل مطلقا نحس(دبران، اکلیل، طرفة، سعد ذابح))

شرائط: قمر زاید النور- قمر در بروج ثابت (ثور اسد دلو) یا شرف قمر.

كمالات: قمر ناظر به سعود (مشتري يا زهره)= ناظر به مشتري- قمر صاعد شمالي- مشتري صاعد در شمال باشد (رو به اوج و در نیمه شمالی دایره بروج)- بين شمس و قمر اتصال سعد باشد- ساعات مشتری زهره شمس عطارد قمر.

شرایط طالع وقت:

1-بايد كه وتد الارض كه تعلّق بمواضع مسكون دارد برج ثابت باشد.
2- بايد كه سعود در اوتاد باشند خصوصاً در رابع .
3- بايد كه خداوند آن اوتاد مشرقى باشند و زايد در سير و صاعد در شمال كه اين دليل انتظام كار و دوام ثبات باشد و در اين مسكن شادمانى روى نمايد.
4- بايد كه طالع و خداوند ماه مسعود باشد و بايد كه صاحب طالع بقمر ناظر بود.
5- نشايد كه چهارم بمرّيخ منحوس بود كه بيم افت عظيم بود چون خرابى و سوختن و در آمدن دزد و حرب و فتنه و مثال آن.
6- نشايد كه رابع بزحل منحوس بود كه سبب تباهى و فساد آن جاى بود بزلزله و خسف و مانند آن کند.


====================
تعمير و احداث ساختمان:

دلائل فلكي: 9 نشانه دارد = 2 محذور (وقت) + 2 شرط (سعادت وقت) + 5 كمال (وقت) دارد:

محذورات: محذورات كلي(روز نامناسب ماه قمري، رومي، شمسي باستاني، ايام محذور خسوف و كسوف) - مناحس عمومی قمر (تحت الشعاع، هبوط(قمر در عقرب)، وبال(قمر در جدی)، احتراق، خالي السير، بعيد الاتصال، وحشی السیر، قمر در حدود نحس(حدود مریخ و زحل)، اتصال نحس قمر با نحوس(مریخ زحل)، مقارنه با ذنب و هم آيي قمر با منازل مطلقا نحس(دبران، اکلیل، طرفة، سعد ذابح))

شرائط: قمر زاید النور و یا زاید الحساب و یا هر دو- قمر در برج خاکی (ثور سنبله) و ثابت (ثور اسد) باشد.

كمالات: ایام تربیع اول از 7 ماه تا 14 ماه- بهترین: برج ثور در حالیکه زهره قوی حال باشد(در شرف بیت یا مثلثه و حد خود باشد) – قمر سریع السیر باشد-قمر در اتصال تسدیس تثلیث یا مقارنه با کوکب سعد (مشتري يا زهره) باشد- قمر صاعد شمالي.

شرایط طالع وقت:

1-ملاحظه حال زحل و در ين باب صاحب كفايت التّعليم فصلى مشبع مى آورد حاصلش آنست كه چون بناء خانه نهى چنان سازد كه خداوند چهارم زحل افتد و وى صاعد باشد در فلك اوج و مستعلى در هيات طالع و كثير العرض در شمال و ناظر بافتاب و مشترى تا آن خانه بزرگ و بلند و با شكوه آيد و اگر در برج دراز مطالع باشد هم بلند آيد اما اگر در زحل برج كوتاه ( مطالع ) باشد پست آيد و بروج دراز مطالع از اول سرطانست تا آخر قوس و زايد المطالع نيز گويند.
2- بايد كه قمر در برجهاى زايد المطالع بود كه آن دلالت كند بر نيكوئى بنا و اتمام آن.
3-بايد كه سهم السّعادة در يكى از اوتاد بود مسعود و بسعدى و مقبول از خداوند خانه خويش بنظر مودت و اگر در چهارم باشد آن بنا مبارك و ميمون باشد.
4-بايد كه وتد الارض چندانكه تواند اصلاح كند كه صلاح خانه چهارم كه دليل مسكن است يكى از شرايط كلّيه گرفته اند پس بايد كه از نحوس دور باشد و بسعود مزيّن .
5-بايد كه خداوند طالع و رابع و قمر و صاحب بيت قمر مقارن يكديگر باشند بنوعى از انواع قبول.
6-بايد كه قمر بمشترى پيوندد و مشترى در وسط السّماء باشد يا در پانزدهم تا آن بنا بخير و خرّمى كرده شود.
7- بايد كه زحل پى خطر و پى خلل باشد و در رابع و زهره و قمر با او بمودت بدو ناظر كه در آن خانه آب روان حاصل آيد خاصه كه استعلا قمر را داشته باشد چه اگر زحل مستعلى بود آب ايستاده پديد آيد .
8-بايد كه زهره در چهارم باشد بقران عطارد.
9- اگر زحل در چهارم نتواند كرد بايد كه او را قوى حال گرداند و متصل سازد بطالع و رابع خداوند آن ايشان تا آن بنا پايدار بود.
10-بايد كه خداوند طالع از يكى از بروج ( استوار ) در برج ارضى باشد و مشرقى و دور از نحوس .
11-بايد كه طالع يكى از بروج ارضى بود و آتشى نيز جايز داشته اند .
12-بايد كه خداوند رابع همچنين بود كه خداوند طالع را گفتيم .
13-بايد كه خداوند خانه ماه بماه ناظر باشد از تربيع كه آن دليل بقا بود و در مقابله اين خاصيت نيست.
14-بهترين شروط آن است كه ذنب در دوازدهم طالع افتد و سر اين سخن بحقيقت معلوم نيست مگر آنكه رأس در ششم دليل صحت و سلامت است .
15-بايد كه از ثوابت ستاره گان كه بر مزاج مشترى و زحل باشد در يكى از اوتاد باشند يا با ماه بام السّعاده .
16-بايد كه خداوند جزو اجتماع با استقبال مقدم در وتد افتد يا در مايل و مشترى و مسعود باشد.
17-بايد كه سعدين با يكى از هر دو در وتد الارض بود و يكى در عاشر و ديگر در رابع پسنديده باشد كه دلالت كند بر دوام سرور و بسيار خيرات.
18-بايد كه خداوند طالع بطالع ناظر باشد و بقمر و در تحت الشّعاع نبود و پاك باشد از نحوس .
19-بهتر آنست كه در بناهاى پايدار طالع وقت يكى از بروج ثابته كنند و بروج مجسده نشايد كه طالع باشد مگر قوس باشد آن بنا تمام شود و بعضى گفته اند حوت نيز جايز است كه خانه مشتريست و در بروج منقلبه اصلاً نشايد .
20-اگر خواهد كه بنا بلند بود كه اتّصال دليل بكوكب فوق الارض اختيار كند و غايت آن بود كه بسمت رأس نزديكتر بود و بايد كه آن كوكب صاعد بود دور افلاك و در عرض و شمال و دليل هم صاعد بود و مسعود بايد.
21-اگر بنا پست خواهند اتّصال قمر بكوكب تحت الارض اختيار كنند هابط بايد و دليل هابط در جنوب و محذورات وى چنین است 1- بايد كه مرّيخ ؟؟ بنا شد در بنياد نهادن كه او دلالت بر تباهى كارها و ويرانى عمارتها پس نشايد كه قمر و خداوند خانه او و م السّعاده منحوس باشند ؟ بدو و اگر اتّفاق افتد كه او را نظر باشد بطالع كه يا يكى از دلايل بايد كه زهره قوى حال بود و بدو متصل زيرا كه ميان زهره و مرّيخ صداقت است و نظر زهره بدو تدارك نظر او كند 2- نشايد كه ميان زهره و زحل اتصال باشد 3- نشايد كه قمر يا زحل بد حال بود و منحوس و در رابع بود يا طالع يا ذنب باشد كه بسيار نكوهيده بود 4- نشايد كه زحل بد حال بود و منحوس و در رابع بود يا طالع كه آن دليل رنج و مصيبت و خرابى و تيرگى و غم بود.5- نشايد كه خداوند خانه قمر ساقط بود از قمر يا خداوند طالع از طالع كه آن دليل تمام نا شدن بنا باشد و نشايد كه خداوند طالع يا صاحب بيت قمر تحت الشّعاع بود يا منحوس كه دليل قوّت صاحب آن باشد 6- نشايد كه ماه ناقص النّور و الحساب بود 7- نشايد كه مرّيخ بوتدى ناظر بود يا در وتد بود خصوصاً طالع و رابع كه دلالت كند بر سوختن بنا و واقع شدن چنگها در آن موضع و در آمدن دزد و فتنها و خون ريختن 8- اگر شمس و خداوند چهارم هر دو تحت الارض باشند يا يكى از نيّرين منكسف بود يا هر دو درجه مطلمه باشند يا صاحب رابع محترق بود كه آن بنا تاريك و دلگيرى و پى هوا آيد 9- نشايد كه صاحب طالع منحدر بود يا در دوم بود كه آن خانه از بهر اداى دين فروخته شود يا در جامع شاهى آورده كه نشايد كه زهره و مشترى بهم پيوندند بهر اتصال كه باشد و اين سخن بسيار نادر افتاده و سران معلوم نيست 10- بدترين حال آن بود كه ماه جنوبى هابط بود و گفته اند بدترين آنكه ما بين ميزان و جدى بود 11- نشايد كه صاحب طالع و خداوند خانه قمر راجع و محترق باشد كه هيچكس در آن بنا آرام نگيرد 12- نشايد كه ثامن بطالع و خداوندش ناظر باشد كه آن دليل افت و محنت باشد 13- نبايد كه خداوند هشتم بقمر متّصل بود و اگر چه سعدى باشد چه در اين حالت بالفرص نحس باشد شود كه آن خانه مرگ و خرابى است 14- در خداوند سادس نيز همين رعايت بايد كرد ( كه بطالع و صاحب طالع و قمر ناظر بود)


====================

ويران كردن بنا:

دلائل فلكي: 9 نشانه دارد = 3 محذور (وقت) + 2 شرط (سعادت وقت) + 4 كمال (وقت) دارد:

محذورات: محذورات كلي(روز نامناسب ماه قمري، رومي، شمسي باستاني، ايام محذور خسوف و كسوف) - مناحس عمومی قمر (تحت الشعاع، هبوط(قمر در عقرب)،وبال(قمر در جدی)، احتراق، خالي السير، بعيد الاتصال، وحشی السیر، قمر در حدود نحس(حدود مریخ و زحل)، اتصال نحس قمر با نحوس(مریخ زحل)، مقارنه با ذنب و هم آيي قمر با منازل مطلقا نحس(دبران، اکلیل، طرفة، سعد ذابح))، نشايد كه ماه بستاره راجع پيوندد .

شرائط: قمر ناقص در نور و در حركت -قمر در برج هوائى يا آتشى

كمالات: بايد كه ابتداى اين عمل از بيست و سيّم ماه باشد تا آخر كه وقت كمال انتقاض نور است چه روشنائى او كمتر از جرم (2نيم ) او باشد-قمر سریع السیر باشد-بسعود متصل و اولى آنكه آن سعد قمر بدو پيوندد شرقى باشد و صاعد و مستقيم (قمر در اتصال تسدیس تثلیث یا مقارنه با کوکب سعد (مشتري يا زهره)) باشد- قمر هابط بود در جنوب.

شرایط طالع وقت:

1- قمر متصل باشد بخداوند خانه خود بمودت تا آسان تر ويران تواند كرد و اگر تربيع يا مقابله بنگرد دشوارتر باشد.
2-بايد كه خداوند طالع برجهاى هوائى يا آتشى بود.
3-بايد كه ماه و خداوند طالع در يكى از بيوت هوائى يا نارى بود .
4- بهتر آنكه طالع برجهاى زايد المطالع باشد .
5-بايد خداوند طالع مغربى بود و ناقص در سير و متصل باشد بستاره ناقص السير كه هابط بود .
6-بايد كه ) ماه مشرقى بود و ناقص در نور و در حركت .
7-بايد كه از ثوابت آنها كه بر مزاج نحسين اندچون مكتب الاسد و مانند آن در حاق درجه طالع يا عاشر يا اوتاد ديگر باشد يا با ماه و درين باب از شعرى شامى كه بر مزاج مرّيخ و عطارد است خاصيّتى عجيب ديده اند .
8- بايد كه قمر زايل بود از طالع.
9-بايد كه اگر ماه فوق الارض باشد و هره كوكب كه بكوكبى ديگر پيوندد كه او را در آن خانه خطى باشد چون شرف و حد و مثلثه و وجه و مانند آن.
10-اگر خواهد كه بنا باز كرده شود بايد كه ماه بخداوند خانه خود بافتاب ناظر باشد كه اگر ازيشان ساقط بود هرگز آبادان نگردد.
11- طبرى آورده كه اگر طالع اسد باشد و قمر در عقرب باشد و از آفتاب ساقط ممكن بود كه هرگز آن جاى آن آبادان نشود الّا ما شاء اللّه.
12- بايد كه زحل در اوتاد باشد ساقط بود هرگز آبادان نگردد ؟ از قمر و ضعيف و منحوس بود .
13-نشايد كه خداوند طالع راجع يا محترق بود .
14- نشايد كه صاحب ثامن در طالع بود كه ويران كننده را بد بود.


====================
براي دريافت اختيارات اين موضوعات به سالنامه اختيارات نجومي مراجعه نماييد:
http://aelaa.net/Fa/viewtopic.php?f=52&t=654

براي محاسبه ساير اوقات جهت اختيارات به تقويم نجومي تخصصي مراجعه نماييد:
http://aelaa.net/Fa/viewtopic.php?f=52&t=31
كه بر اساس بروج نجمي رصدي استخراج مي شود

در صورت اضطرار از انجام عملي در وقت با برخي محذورات توصيه هاي انجام در محذور را انجام نماييد:
http://aelaa.net/Fa/viewtopic.php?f=52

براي تدبير عوارض فلكي (علاج فلكي) به اين آدرس مراجعه نماييد:
http://aelaa.net/Fa/viewtopic.php?f=52

براي تعيين ساعات كواكب به افق شهر مورد نظر از منجم تقويم ساعات كواكب استفاده نماييد:
http://aelaa.net/Fa/Saaeat-Kawaakeb.htm

موفق باشيد

والحمد لله رب العالمين
آموزشيار نجوم 3
 
پست ها : 10
تاريخ عضويت: شنبه ژوئن 11, 2011 11:47 am


بازگشت به مشاوره نجومي

Aelaa.Net