احوال امريكا

ارائه موضوعي شمارگان منتشره از{گاهنامه معرفت به زمان}

مدير انجمن: نبض زمان

احوال امريكا

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه دسامبر 30, 2018 11:58 am

.
pejuhesh232
 
پست ها : 3294
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

تحليل مفيد براى اطلاع از اوضاع داخلي امريكا

پستتوسط نبض زمان » يکشنبه دسامبر 30, 2018 10:43 pm

گفتگوئی با نوام چامسکی بمناسبت نودمین سالروز تولد او
تحليل مفيد براى اطلاع از اوضاع داخلي امريكا


امید امریکائی ها به آینده در انتخابات گذشته نمایان شد!
یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

Image
– دهسال از ورشکستگی » لهمان برادرز «بانک سرمایه گذاری امریکائی، و آغاز بزرگترین بحران اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم می گذرد. بازار سهام در ایالات متحده دوباره داغ شده . سود آن برای مردم چیست؟
در حال حاضر بازار بورس در نوسان است. اما، درست است، در سالهای اخیر بازار بورس داغ بوده. مالکیت سهام تنها در دست هائی اندک متمرکز است. اکثریت مردم از آن بی بهره اند. تاثیر رونق بازار بورس بر اقتصاد ناچیز است.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا پیروزی انتخاباتی خود را مدیون آراء بخش بزرگی از طبقه کارگر امریکا بود، که از اوباما، رئیس جمهور پیشین، سرخورده بود. خدمات کدام یک از این دو برای کارگران روزمزد بیشتر بوده است؟
اگر میزان رشد واقعی دستمزدها را مبنای سنجش قرار دهیم، هیچیک از این دونفر امتیازی بر دیگری ندارند. در زمان اوباما ، نخست دستمزد واقعی فزونی یافت، اما در طول زمامداری او دچار رکود شد، و گرچه نرخ بیکاری پائین بود، ولی سطح دستمزدها تقریبا بدون تغییر باقی ماند.
از لحاظ ایجاد مشاغل سر و صدائی که ترامپ برپا می کند بمراتب بیش از اوباماست ولی حاصل کارش در قیاس با وعده هائی که داده است بیش از او نیست.
تفاوت اصلی میان آن دو این است که سیاست اوباما برای طبقه کارگر متضمن برخی امتیازات بود. بویژه «قانون حفاظت از بیمار»(«Obamacare») برخی بهبود ها در نظام سلامت و بهداشت امریکا، که خصوصی است و بگونه ای فضاحت بار بی تاثیر، به بار آورد.

– ترامپ مالیات شرکت ها و میلیاردر ها را کاهش می دهد. چرا او به ریاست جمهوری انتخاب شده است؟
این امر دلائل گوناگونی دارد. از کلان سرمایه داران و صاحبان موسسات فعال اقتصادی که بگذریم، هسته مرکزی هواداران و انتخاب کنندگان او ترکیبی است از اقشار خرده بوژوا تا افراد مرفه میانه حال. در آخرین هفته های مبارزات انتخاباتی، سیلی از پول به میدان مبارزات انتخاباتی سرازیر شد و سبب گشت تا آراء انتخاب کنندگان نمایندگان کنگره و ریاست جمهوری به اردوگاه جمهوریخواهان سرازیر گردد. ترامپ آراء مسیحیان انجیلی (اوانگلیکال) را که صاحب نفوذ هستند کاملا در اختیار دارد. طبقه کارگر که بسیاری از آنها به اوباما رای دادند، وقتی با وعده های تو خالی او روبرو گشتند از او مایوس شدند.

دموکرات ها دهها سال پیش طبقه کارگر را رها کردند و آن را به جمهوریخواهان، دشمن سرسخت طبقاتی شان واگذاشتند. اما دشمن آنها را با موضوعاتی دیگر سرگرم ساخت: با حکومت سفید پوستان، با مذهب، با بیگانه ستیزی، با میهن پرستی و غیره و غیره.
آنچه حائز اهمیت اساسی است پدیده های مشکل آفرینی هستند که در اروپا هم مشاهده می شوند: سیاست ریاضت اقتصادی نئولیبرالی در سالهای اخیر موجب شد تا ثروت در دست هایی اندک متمرکز گردد در حالی که در آمد اکثریت مردم با رکود روبروست و مزایای اجتماعی نیز کاهش یافته است.

واقعیت اینست که در ایالات متحده امریکا، امروز مزد واقعی کارگرانی که در پست های مدیتریتی نهاده نشده اند، کمتر از سال 1979است، یعنی پیش از آن که رونالد ریگان سیاست نئو لیبرالی را آغاز کند. ابزار ضروری برای کسب قدرت سیاسی آشکار است: تمرکز ثروت به تمرکز قدرت سیاسی منتهی می گردد.
این همه منجر به پیدایش خشم، بغض و تحقیر نسبت به احزاب سیاسی جا افتاده می شود، و در این میان بسیاری از مردم به آسانی در دام مردم فریبانی می افتند که خشم به حق آنها را به غلط بسوی کسانی میرانند که آنها خود بیش از دیگران مورد ستم قرار دارند.

– ایالات متحده در خاور نزدیک و میانه در پی تحقق کدام استراتژی است؟
مهمترین تغییر در سیاست خارجی ایالات متحده امریکا مربوط به خاورمیانه است که ترامپ در پی تحقق آنست که عبارتست از اتحاد با مرتجع ترین کشورهای عرب منطقه مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر که یک حکومت نظامی است تا امریکا و اسرائیل بدون مانع بتوانند اِعمال زور کنند. خروج از قرارداد برجام، این تهدید را تقویت می کند. بزرگترین قربانی این سیاست مردم یمن هستند. در پی بمباران های عربستان که با کمک امریکا صورت می گیرد، دهها هزار یمنی از گرسنگی و بیماری تلف شدند. قربانیان دیگر این سیاست فلسطینی ها هستند که کسی دیگر برای سرنوشت تلخ آنها که باید تسلط بی رحمانه اسرائیلی ها را تحمل کنند، حتی تظاهر به تاثر نیز نمی کند.

– آیا فرصتی برای تحقق صلح در خاور میانه می بینید؟
این بستگی به آن دارد که امریکا مجبور شود دست از سرپیچی بردارد، از روشی که بویژه در دوران حکومت اوباما تشدید شد. در ایالات متحده، پشتیبانی جدی از سیاست اسرائیل ناشی از خواست اقشار لیبرال در امریکا بود. این وضع بگونه ای چشمگیر تغییر کرده است، هم در میان مردم عادی و هم در میان نخبگان سیاسی. امروز حامیان اصلی آن عبارتند از مسیحیان بنیاد گرا ( مسیحیان انجیلی) و آنها که کاملا راستگر هستند.

– امیدی دارید که یک جنبش مترقی بتواند در ایالات متحده به جامعه ای مسالمت آمیز تر و اجتماعی تر دست یابد؟
یقین قاطع دارم. جالب ترین جنبه انتخابات سال 2016 این نبود که یک میلیاردر – با حد اقل آراء- برنده انتخابات شد، این هم نبود که صاحبان سامانه های عظیم اقتصادی، کلان ثروتمندان و صاحبان رسانه ها آشکارا از کارزار انتخاباتی او حمایت می کردند، بدون اندک تظاهری به بیطرفی و تلاش برای مستقل نشان دادن خود. آنچه شگفت انگیز بود کارزار انتخاباتی برنی ساندرز بود، کارزاری که خط بطلان بر قانونی کشید که بیش از یک ربع قرن در تاریخ امریکا اعتبار داشت. تا این تاریخ بخت پیروزی یک نامزد انتخاباتی با در نظر گرفتن فقط یک متغیر، که عبارت بود از مبالغ کمک های اهدائی به او، با دقتی تقریبا تام قابل پیش بینی بود. اما ساندرز برخلاف دیگران، تقریبا ناشناس بود، هیچ حامی مالی از منابع متداول نداشت، رسانه های بزرگ یا او را نادیده می گرفتند، یا مورد تمسخر قرار می دادند – واگر مدیران حزب مانع ازنامزدی او از سوی حزب نمی شدند، چه بسا که می توانست برنده هم بشود. او محبوب ترین شخصیت سیاسی کشور شد. جنبش های مردمی که در نتیجه کارزار انتخاباتی او بسیج گشتند با دیگرکنشگران متحد شدند. این ها می توانند در سالهای آینده سبب پیدایش تفاوت های اساسی گردند.
https://www.jungewelt.de/artikel/344970 ... msky-usa-müssen-zum-frieden-gezwungen-werden.html
نبض زمان
 
پست ها : 1478
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

دولت سایه در کاخ سفید رئیس جمهور را رهبری می کند

پستتوسط نبض زمان » يکشنبه دسامبر 30, 2018 10:45 pm

دولت سایه در کاخ سفید رئیس جمهور را رهبری می کند


راشا تودی- ترجمه رضا نافعی
پرزیدنت ترامپ که وعده می داد » «Drain the Swamp» لجنزار را بخشکاند» نه تنها از رؤیای سیاسی خود بسیار دور مانده ، بلکه بر عکس این لجنزار سیاسی واشنگتن است که او را در خود غوطه ور ساخته است. هنگامی که پرزیدنت دونالد ترامپ با همتای روس خود در هلسینکی دیدار کرد،بلافاصله متهم به » خیانت » شد ، او را دشنام دادند و «سگ توله پوتین» خواندند. دیدار های بعدی که در برنامه قرار داشتند، در پاریس و بوئنوسآیرس لغو شدند. نزدیکی دو کشور به یکدیگر خطرناک تلقی می گردد، در سال 1955 نیز همینطور بود.

بیش از صد سال است که در ایالت متحده امریکا به» ترس سرخ» دامن زده می شود. در آغاز «بلشویسم» بود، بعد شدکمونیسم وحالا شده است «پوتینیسم»: اما هدف نهائی همه این ها خصومت با روسیه است. اگر چه در این میان نزدیکیهای کوتاه مدت تاکتیکی هم بمیان آمده است مانند جنگ جهانی دوم، یا همپوشانی علائق استراتژیک در نبرد با آلمان نازی. یا پس از پایان جنگ سرد، در زمان بوریس یلسین،که مینهش را چون طعمه ای که پیش شیرهای گرسنه اندازند، زیر دست و پای تاراجگران سرمایه غربی انداخت.
حتی در آغاز ریاست جمهوری پرزیدنت پوتین هم ،پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001، مدت زمان کوتاهی میان مسکو و واشنگتن همکاری بوجود آمد و روسیه با کمک های لجیستیک خود به مداخله امریکا در افغانستان کمک کرد.

این ترساندن از روس ها که سیاستمداران، رسانه ها و سازمانهای اطلاعاتی همه در ایجاد آن سهیم هستند، از یک سو سبب پیدایش نوعی اختلال اعصاب دور از عقل شده، اختلالی که حتی میتوان با اندکی مبالغه آن رااختلالی نامید که نهادینه شده است. از سوی دیگر مشاهده می شود که این ترسِ بسیارسود آوری است. با تاکید بر این نکته که بزرگترین سود ناشی از ایجاد وحشت از روسها نصیب مجتمع صنایع نظامی، نمایندگان و مدافعان آن شده است.

چه ساز و کاری سبب شده که طی هشتاد سال گذشته تریلیون ها دلار به صندوق صنایع مجتمع نظامی سرازیر گردد؟ چگونه میتوان این پدیده را توجیه کرد؟ پاسخ این است: ایجادترسی دائمی. حتی نازی ها نیز به این شناخت دست یافته بودند و برای انجام نقشه های سیاه خود آن را بکار می بستند.

هرمان گورینگ، رایش مارشال در ارتش نازی آلمان، به گوستاو ژیلبرت، روانشناس امریکائی در زندان سران نازی ها درنورنبرگ امکان داد تا در سلول زندان با او مصاحبه کند و گفت:
«مسلم است که مردم عادی جنگ نمی خواهند. اما در نهایت رهبران یک کشور هستند که سیاست را تعیینمی کنند. همراه ساختن مردم کار ساده ایست، چه در دموکراسی، چه در دیکتاتوری فاشیستی، در پارلمان، یا دیکتاتوری کمونیستی. کار بسیار ساده است. کافیست به مردم بگوئید به آنها حمله خواهد شد و این پاسیفیست ها( طرفداران صلح) هستند که بدلیل فقدان وطن پرستی، کشور را به خطر می اندازند. این شیوه در هرکشوری کارآمد است».

و چه جور هم کار آمد است. البته این طور نیست که همیشه باید » رهبران یک کشور» چنین سیاستی را دنبال کنند. بویژه در امریکا اغلب اوقات سناتور های با نفوذ، وزراء یا نظامیان هستند که سیاست تنشزدائی را که رئیس جمهور در برابر روسیه در پیش گرفته است، با همان شیوه هائی که گورینگ از آنها نام برده تخریب میکنند.
آنچه که امروز بر سر ترامپ می اید ، قبلا بر سر پرزیدنت دوایت دی ایزنهاور امده بود. هر چند که آیزنهاور یک ژنرال برجسته ارتش آمریکا بود ولی در عرصه سیاست خارجی تحت نظر برادران دالس قرارداشت که یکی ( جان فاستر) وزیرخارجه بود و دیگری ( آلن) رئیس سیا CIA سازمان اطلاعات امریکا بود.,

البته آیزنهاور برای تهدید کشورهائی چون چین، کره، یا ویتنام به این که علیه آنها بمب اتمی بکار خواهد برد دستش باز بود و با مشکلی روبرو نمی شد و همچنین بدلیل ساقط کردن دولت های منتخب و دموکراتی چون ایران یا گواتمالا مورد انتقاد قرار نمی گرفت ولی اگر صحبت بر سر اتحاد شوروی بود آنوقت دیگر باید بمراتب محتاط تر میشد.
با درگذشت استالین در 5 مارس 1953 امکان نزدیکی میان دو ابر قدرت بوجود آمد. آیزنهاور در نطق 16 آوریل 1953 خود موسوم به «Chance für Frieden»(فرصتی برای صلح) از این موقعیت استقبال کرد، البته همراه با همان حرف های ضد روسی همیشگی.

ولی دستگاه امنیتی امریکا اصلا موافق چنین اظهاراتی نبود و در اجلاس شورای امنیت ملی امریکا که در اکتبر 1953 برپا گشت تصریح شد که » ژست های صلح»ی که اتحاد شوروی می گیرد فقط برای این » طرح » می شود که در غرب تفرقه بیاندازد ، امید های دروغین ایجاد کند و کاری کند که ایالات متحده امریکا را یک دنده جلوه گر سازد.»
البته بعید هم نیست که اتحاد جماهیر شوروی» به دلائل داخلی یا دلائلی دیگر خواستار » کاهش تنش ها» باشد. ولی تا کنون » نشانه های قانع کننده ای در این راستا دیده نمی شود که حاکی از آمادگی برای دریافت چنین امتیازات مهمی در این جهت باشد.»

در این اجلاس نیز به ارتباط امنیت و ترس با یکدیگر اشاره شده است. برای سرپا نگهداشتن خطر تهدید کننده شوروی دریافت کمک های مادی و مالی از کشور های پیشرفته صنعتی ضروری است. در یافت امتیاز برای ایجاد پایگاهای هوائی در کشورهای مختلف نیز ضرورت فوری دارد:

در اختیار بودن چنین پایگاه هائی و استفاده ایالات متحده امریکا از آنها برحسب ضرورت، در اغلب موارد بستگی به موافقت و همکاری کشورهائی دارد که این پایگاهها در آن قرار دارند، چنین ملیت هائی وقتی خطر ناشی از این همپیمانی را خواهند پذیرفت، که یقین داشته باشند این بهترین راه برای حفظ امنیت خود آنهاست.

ولی این خطر برای واشنگتن وجود دارد که استدلال هایش با موفقیت روبرو نگردند و پذیرفته نشوند. بویژه اروپائی ها » کمتر حاضر» به دنباله روی از امریکا خواهند بود. سیاست آسیائی امریکا و پرداختن بیش از حد به مخالفت با کمونیسم سبب خواهد شد که امریکا بخش عمده هزینۀ سیاست خود را خود بپردازد.

آنچه که در اکتبر 1953 » ژست های صلح» رهبری شوروی عنوان شده بود که گویا فاقد نظم و نسق هستند، در سال 1954 بیشتر و بیشتر دقیق و مشخص شد و سرانجام به تشکیل نخستین کنفرانس بزرگ سران کشور های پیروز در جنگ جهانی دوم انجامید، که در 18 ژوئیه 1954 در ژنو برپا شد.

در حالی که پرزیدنت آیزنهاور راغب به مشاهده اقدامات خروشچف بود، دالاس، وزیر خارجه او پرخاش میکرد که این سیاست سخت ایالات متحده امریکاست که کارآمد است و مسکو را سر میز مذاکره آورده است. از این رو به رئیس جمهور پیشنهاد می کرد که نه به نمایندگان شوروی دست بدهد و نه به آنها لبخند بزند.

Stewart Alsop ، روزنامه نگار، که گزارشی در باره کنفرانس سران برای نیویورکر هرالد تریبون نوشت در باره دستوری که دالاس به ایزنهاور داده بود نوشت: آیزنهاور طبق رفتار غریزی خود خندان و خوش برخورد بود. بعد ناگهان با بیاد آوردن آنچه » فاستر» گفته بود، رفتارش عوض شد شبیه کسی که جا بزند.
کنفرانس سران در ژنو مهر تاییدی بود بر ترس های برادران دالس و حامیان آنها در واشنگتن که بر وحشت آنها افزود.

در اکتبر 1953، در اجلاس شورای امنیت ملی امریکا تصریح و تثبیت شد که آن عامل چسباننده ای که سبب می گردد تا کشورها خود را به امریکا بچسبانند، ترس است، اما این عامل در اروپا چسبندگی خود را از دست می داد.همین سبب شد تا جان فاستر دالس، وزیر خارجه امریکا، طی یادداشتی که برای تمام سفارتخانه های امریکا در جهان فرستاد، از همه آنها خواست تا کشورهای مهماندار خود را سر موضع نگاه دارند وتذکر داد که :

بی تردید کنفرانس ژنو مسائلی برای ملت های آزاد بوجود آورد. ساروجی مرکب از ترس و احساس برتری اخلاقی هشت سال این کشورها را در کنار هم نگاه داشت. این ترس کاهش یافته و مرزبندی اخلاقی تا حدی مخدوش شده است.

بنا بر این از منظر وزیر خارجه امریکا و بنام مجتمع نظامی – صنعتی باید این ترس را استوار نگاه داشت. این ترس تضمین کننده صندوق های سرشار از سود برای صنایع تسلیحاتی، بانک ها و صنایع است که با نزدیک شدن ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی به یکدیگر به خطر می افتند. همچنین دسیسه های سازمان CIA تحت ریاست آلن دالس نیز اهمیت خود را از دست خواهند داد، زیرا علت وجودی سازمانهای اطلاعاتی نیز ترس است. یا آن طور که داوید تالبوت نویسنده کتاب » صفحه شطرنج شیطان» نوشته است:

» فاستر دالس ، که همواره در پی تامین منافع استبلیشمنت امریکا بود، این را درک کرد که آنچه موجب تقویت سلسله مراتب سیاسی و نظامی کشور می گردد و بخش تولید ات نظامی را پیوسته غنی تر می سازد، همین وحشت دائمی ازشعله ور شدن آتش جنگ است. جنگ، این است آن معجون جادوئی، که اکسیر حیات بخش این گروه حاکم است، حتی در عصر سلاحهای اتمی، که با بیم نابودی حیات بشری همراه است.

آنچه که آیزنهاور شصت سال پیش مجبور بود به آن تن در دهد تا برادران دالس او را به دلخواه خود به کار گیرند، امروز بر سر ترامپ می آید. در نهایت دیگر هیچ گزینه ای برای آیزنهاور نمانده بود جزآخرین نطق اش. او در آن نطق خود که خطاب به جهانیان بیان کرد منبع خطر برای بشریت را افشاء کرد:مجتمع صنایع نظامی ایالات متحده امریکا.
ترامپ نیز با شیوه ای که مختص خود اوست کوشید تا نزدیکی به روسیه را عملی سازد. برغم هیستری گسترده در رسانه ها و برخی از سیاستمداران در باره باصطلاح دخالت روسیه در انتخابات امریکا یک اکثریت 58 درصدی از مردم امریکا خواستار روابط بهتر با روسیه هستند.
آری، آنچه که در اواسط دهه 1950 معتبر بود، امروز اعتباری بمراتب بیشتر از آن روز دارد.

ارزش کالاهای تولیدی امریکا در سال 2017، رویهمرفته به 2179 بیلیون دلار امریکائی بالغ می گشت، 18،55 درصد، یعنی 404،5 بیلیون از آن را صنایع نظامی تولید کرده است.
این سهم مهم کالاهای تسلیحاتی ارتباطی با پوتین و اوکرائین یا کریمه ندارد، زیرا میزان رشد این تولیدات از سال 2008 به بعد دو رقمی است و در سال 2011 فقط اندکی بیش از میزان تولید در سال 2017بود.

البته نقش روسیه عوض نشده و کماکان همان هیولائی است که قبلا هم بود، چون به هر حال باید بتوان به نحوی توجیهی برای این هزینه سنگین عرضه کرد.
همانطور که ژنرال آیزنهاور از دو طرف درمحاصره برادران دالس قرار گرفت تا حزب جمهوریخواه او را بعنوان نامزد انتخاباتی خود به میدان بفرستد و بتواند از کمک های شبکه مالی حامیان برادران دالس بهره ور گردد، ترامپ هم حامیانی داشت که امروز باید انتظارات آنها را برآورده سازد.
این انتظارات از جمله عبارتند از بالا رفتن قیمت سهام در بازاربورس و کاهش مالیات برای کلان سرمایه داران. چیزی که در فهرست این انتظارات قرار ندارد سیاست تنش زدائی میان امریکا و روسیه است، روسیه باید کماکان مهمترین هیولای ترس آفرین برای سیاست امریکا باقی بماند.
برای آن که بدانیم چنین سیاستی چه تاثیری می تواند بر قیمت سهام در بازار بورس تسلیحات جنگی داشته باشد کافیست نگاهی به سیاست ترامپ در ماه ژوئن سال جاری(2018) بیفکنیم که بی اعتنابه همه مخالفت ها، با کیم جونگ اون،دیکتاتور کره شمالی در باره صلح به مذاکره پرداخت. صلح معمولا، ترس مصنوعا ساخته شده از دشمن را فرو میریزد، که در حالت عادی بایدچیز خوبی باشد. اما نه برای آنها که با استفاده از این ترس ثروت می اندوزند.
.
https://deutsch.rt.com/meinung/80777-we ... ifications
نبض زمان
 
پست ها : 1478
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: احوال امريكا

پستتوسط نبض زمان » شنبه ژانويه 19, 2019 8:01 pm

گزارش نیویورک تایمز از
شکاف جدی میان یهودیان آمریکا و یهودیان اسرائیل
چرا یهودیان آمریکا برعکس اسرائیل ضدترامپ هستند؟
نسل جدید یهودیان در آمریکا می گویند مشکلات اسرائیل به خودش مربوط است

برای دریافت مشروح این مطلب، گاهنامه معرفت به زمان، 12 جمادی الاولی 1440 را از لینک زیر دانلود نمایید:
http://www.aelaa.net/Ersaal/5/2/Maerefa ... 1-1440.doc
نبض زمان
 
پست ها : 1478
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: احوال امريكا

پستتوسط نبض زمان » شنبه ژانويه 19, 2019 8:01 pm

امریکا با دلار اینگونه جهان را به گروگان گرفته!

برای دریافت مشروح این مطلب، گاهنامه معرفت به زمان، 12 جمادی الاولی 1440 را از لینک زیر دانلود نمایید:
http://www.aelaa.net/Ersaal/5/2/Maerefa ... 1-1440.doc
نبض زمان
 
پست ها : 1478
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: احوال امريكا

پستتوسط نبض زمان » شنبه ژانويه 19, 2019 8:02 pm

مخالفان ترامپ در امریکا همانقدر گیج اند که خود ترامپ

برای دریافت مشروح این مطلب، گاهنامه معرفت به زمان، 12 جمادی الاولی 1440 را از لینک زیر دانلود نمایید:
http://www.aelaa.net/Ersaal/5/2/Maerefa ... 1-1440.doc
نبض زمان
 
پست ها : 1478
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: احوال امريكا

پستتوسط نبض زمان » شنبه ژانويه 19, 2019 8:03 pm

دولت سایه در کاخ سفیدرئیس جمهور را رهبری می کند

برای دریافت مشروح این مطلب، گاهنامه معرفت به زمان، 12 جمادی الاولی 1440 را از لینک زیر دانلود نمایید:
http://www.aelaa.net/Ersaal/5/2/Maerefa ... 1-1440.doc
نبض زمان
 
پست ها : 1478
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: احوال امريكا

پستتوسط نبض زمان » شنبه ژانويه 19, 2019 8:04 pm

انتقاد رسانه آمریکایی از ایران هراسی پمپئو و حمایت از رژیم سعودی

برای دریافت مشروح این مطلب، گاهنامه معرفت به زمان، 12 جمادی الاولی 1440 را از لینک زیر دانلود نمایید:
http://www.aelaa.net/Ersaal/5/2/Maerefa ... 1-1440.doc
نبض زمان
 
پست ها : 1478
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: احوال امريكا

پستتوسط نبض زمان » شنبه ژانويه 19, 2019 8:05 pm

انتقاد رسانه آمریکایی از ایران هراسی پمپئو و حمایت از رژیم سعودی

برای دریافت مشروح این مطلب، گاهنامه معرفت به زمان، 12 جمادی الاولی 1440 را از لینک زیر دانلود نمایید:
http://www.aelaa.net/Ersaal/5/2/Maerefa ... 1-1440.doc
نبض زمان
 
پست ها : 1478
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

Re: احوال امريكا

پستتوسط نبض زمان » شنبه مارس 23, 2019 1:04 pm

پایان امپریالیسم پولی آمریکا

براي دريافت مشروح اين مطلب، گاهنامه معرفت به زمان، 1 جمادي الاخري 1440 را از لينک زير دانلود نماييد:
http://www.aelaa.net/Ersaal/5/2/Maerefa ... 2-1440.doc
نبض زمان
 
پست ها : 1478
تاريخ عضويت: يکشنبه دسامبر 30, 2018 2:36 pm

بعدي

بازگشت به بايگانى موضوعى گاهنامه معرفت به زمان


cron
Aelaa.Net