آلودگی جنكَي

مدير انجمن: najm134

رئیس اف‌بی‌آی: شکست داعش در عراق و سوریه یعنی ناامنی غرب

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه آگوست 12, 2016 9:43 pm

رئیس اف‌بی‌آی: شکست داعش در عراق و سوریه یعنی ناامنی غرب


به گزارش مشرق، «جیمز کومی» رئیس اداره تحقیقات فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) امروز در یک جمع دانشجویی نسبت به تبعات منفی شکست داعش در عراق و سوریه برای امنیت غربی‌ها هشدار داد.

Image

بر اساس گزارش سی‌ان‌ان، کومی که میهمان کنفرانس امنیت سایبر در دانشگاه فوردهام بوده، پیش‌بینی کرده که در هم شکسته شدن داعش در سرزمین‌های تحت نفوذش در عراق و سوریه به پخش شدن تروریست‌ها در دیگر نقاط دنیا منجر می‌شود.

مدیر ارشد امنیتی آمریکا در این خصوص گفته: «در یک مرحله، جوامع مهاجر تروریستی با اندازه‌ای بی‌سابقه از سوریه خارج می‌شوند زیرا همه قاتلان داعش، قصد ندارند که در میدان نبرد کشته شوند.»

کومی به پخش شدن تروریست‌ها در خاورمیانه و جهان پس از اتمام نبرد شوروی با مجاهدان افغان اشاره کرد و با ارتباط دادن آن به آینده محتمل جهان گفت: «این بار، تروریست‌ها با شدتی 10 برابر بیشتر از انچه در افغانستان دیدم، در دنیا پخش می‌شوند. ما آینده (خود) را در بروکسل و پاریس (محل دو حمله تروریستی اخیر) دیدیم.»

منتقدان حضور آمریکا در خاورمیانه، علاوه بر آنکه حمله این کشور به عراق را زمینه‌ساز ظهور داعش می‌دانند، برای غربی‌ها در مبارزه با داعش، جدیتی متصور نیستند.
pejuhesh232
 
پست ها : 5587
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

بمب‌های هیدروژنی واشینگتن از اینجرلیک ترکیه به کجا منتقل می‌

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه سپتامبر 17, 2016 3:42 pm

بمب‌های هیدروژنی واشینگتن از اینجرلیک ترکیه به کجا منتقل می‌شود؟


سرویس جهان مشرق - کمتر از 40 روز پیش،‌ شنبه 29 ژوئیه بود که ترس از ورود تظاهرات‌کنندگان معترض به پایگاه هوایی اینجرلیک در کنار احتمال برنامه‌ریزی برای یک کودتای دیگر پس از واقعه 15 ژوئیه، موجب استقرار تجهیزات و سربازان ارتش پیرامون این پایگاه شد و تمام ورودی‌های آن مسدود گشت.

Image

فردای آن روز، برخی خبرگزاری‌ها و اندیشکده‌های غربی ابراز نگرانی کردند رخداد 13 آبان 1358،‌ این بار نه در ایران بلکه در ترکیه تکرار شود و پایگاه هوایی آمریکاییان در نزدیکی شهر آدانا به تسخیر مردم درآید.

نگرانی اصلی البته این بار، اسارت مأموران آمریکایی نبود،‌ بلکه بمب‌های هیدروژنی واشینگتن بود که در این پایگاه هوایی نگهداری می‌شود.

دغدغه مقامات آمریکا وقتی تشدید شد که پس از کودتای 15 ژوئیه، سران آنکارا دائماً از واشینگتن به عنوان دشمن یاد کرده و آن را یکی از عوامل پشت‌پرده تلاش‌ها فتح‌الله گولن برای برکناری تیم اردوغان معرفی کردند.

ایالات متحده و نیروهای ناتو از کشورهای اروپایی از پایگاه اینجرلیک برای اعزام جنگنده‌ها و بمباران سوریه استفاده می‌کنند،‌ اما برآورد شده است دست‌کم 50 بمب هیدروژنی B61 نیز در آن نگه‌داری می‌کند. [1]

بمب‌های آمریکایی روی جنگنده‌هایی چون F-15E Strike Eagle و F-16 Fighting Falcon قابل نصب است. هر یک حدود 3.6 متر طول و 317 کیلوگرم وزن دارند.

Image

بلافاصله ژنرال جوزف دانفود رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا به پایگاه اینجرلیک اعزام شد تا اوضاع را از نزدیک بررسی کند. شاید از همان زمان بود که پیشنهاد برخی ناظران سیاسی برای خروج بمب‌ها از اوضاع متلاطم سیاسی و امنیتی در ترکیه را جدی گرفت.

از جمله اندیشکده‌هایی که پیشنهاد خروج بمب‌ها را مطرح کردند، مرکز استیمسون بود. در گزارش این اندیشکده، انبارکردن این همه بمب در فاصله 70 مایلی مرز سوریه بیش از آنکه به امنیت اروپا کمک کند، موجب تهدید متحدان آمریکا ارزیابی شده، به ویژه از این نظر که بمب‌های مشابهی در پایگاه‌های آمریکا و ناتو واقع در بلژیک، ایتالیا، آلمان، هلند و مانند آن برای روز مبادا و ایجاد بازدارندگی نگهداری می‌شود. [2]

برخی مقامات سابق ایالات متحده نیز دولت اوباما را به تجدیدنظر در مورد بمب‌های اینجرلیک فراخواندند. اندرسون که بیست سال پیش مدیر سیاست دفاعی و کنترل تسلیحات در شورای امنیت ملی ایالات متحده بوده و اکنون نیز مشاور امنیت ملی پروژه امنیت هسته‌ای در واشینگتن دی‌سی است، در مورد محاصره پایگاه از سوی نیروهای ترکیه گفت «اگر فرمانده ترک در اینجرلیک به نیروهایش دستور داده بود اسلحه خود را به سمت سربازان آمریکایی گرفته بودند که از انبار هسته‌ای واشینگتن محافظت می‌‌کنند، چه اتفاقی می‌افتاد؟» [3]

چندی پس از این اتفاقات بود که پایگاه خبری EuroActiv اعلام کرد از منابعی که نمی‌تواند اسم ببرد، خبری مبنی بر انتقال بمب‌های هیدروژنی آمریکا به پایگاه دِوِسلو در رومانی را دریافت کرده است. البته منبع ناشناس تأکید کرده که این اقدام با چالش‌های فنی و سیاسی روبرو است. [4


Image

مراکز نگهداری بمب‌های هسته‌ای و هیدروژنی ایالات متحده در خاک اعضای ناتو مشخص شده است.
انتقال بمب‌ها به رومانی می‌تواند پاگشای تسلیحات هسته‌ای واشنگتن در اروپای شرقی باشد، در کشوری که با اوکراین هم‌‌مرز است


پنتاگون البته مانند گذشته نه تأیید کرده و نه تکذیب. خبرنگار اسپوتنیک از آدام استامپ سخنگوی وزارت دفاع آمریکا در این مورد جویا شد ولی تنها چنین پاسخی دریافت کرد:«سیاست آمریکا نیست که حضور یا عدم حضور بمب‌های هسته‌ای را در کل یا در یک مکان خاص تأیید کند».

برخلاف او وزیر خارجه رومانی صراحتاً چنین برنامه‌ای را تکذیب کرد. [5]

استقرار بمب‌های هیدروژنی در اینجرلیک داستان امروز و دیروز نیست. آنکارا در سال 1952 به ناتو پیوسته و حدود یک دهه بعد، استقرار بمب‌های هسته‌ای در کشورهای عضو ناتو آغاز شد. هدف اصلی بازدارندگی نسبت به قدرت شوروی از سویی و پیش‌گیری از تلاش برخی کشورها مانند ترکیه و آلمان برای دستیابی مستقل به فناوری تولید تسلیحات هسته‌ای بود.

اما شرایط امروز با گذشته تفاوت دارد. اولاً از شوروی خبری نیست و روسیه فعلی نیز با وجود تنش‌های سیاسی با بلوک غرب، هم‌مرز با ترکیه نیست. ثانیاً گسترش گروه‌های تروریستی که کنترل آنها از دست همه در رفته،‌ این خطر را گوشزد می‌‌کند که هر لحظه ممکن است با ابزار جنگ نامتقارن حمله غافلگیرانه‌ای علیه تسلیحات قدرت‌های بزرگ صورت گیرد.

وجود انبار بمب‌های هیدروژنی در کشوری که همسایه دیوار به دیوار منازعات تروریستی منطقه است و ضعف نیروهای امنیتی آن بارها در سال اخیر زمینه وقوع حملات تروریستی مرگبار را فراهم کرده، به صلاح هیچ‌کس نیست.


[1] http://www.commondreams.org/news/2016/0 ... ops-trucks

[2] https://www.rt.com/news/355987-us-nukes ... ulnerable/

[3] https://sputniknews.com/middleeast/2016 ... urkey.html

[4] http://www.euractiv.com/section/global- ... o-romania/

[5] https://sputniknews.com/military/201608 ... mania.html
pejuhesh232
 
پست ها : 5587
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

چگونه یک اسباب‌بازی به جای دستگاه بمب‌یاب به عراقی‌ها قالب ش

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه سپتامبر 24, 2016 2:55 pm

چگونه یک اسباب‌بازی 20 دلاری به جای دستگاه بمب‌یاب به عراقی‌ها قالب شد؟


سرویس جهان مشرق - انفجار الکراده بغداد را بسیاری «خونین ترین» بمب‌گذاری علیه غیرنظامیان در تاریخ دانسته‌اند. حدود 330 غیرنظامی که بسیاری از آن ها زنان و کودکان بودند، با انفجار خودروی بمب گذاری شده متعلق به داعش جنایتکار و وحشی، تکه تکه و صدها نفر دیگر مجروح شدند. وزیر کشور عراق بعد از حادثه، همزمان با اعلام استعفای خود خبر داد که خودروی بمب‌گذاری شده از استان دیاله در شمال بغداد وارد الکراده شده بود.

Image

به بیان دیگر، این خودرو از چندین گذرگاه امنیتی و پست‌های ایست-بازرسی به راحتی عبور کرده بود تا به محل وقوع این جنایت بی‌رحمانه و تکان دهنده رسید. بنا به گزارش‌های درز کرده از روند تحقیقات درباره این حادثه، معلوم شد که این خودرو دست کم 550 پاوند (حدود 250 کیلوگرم) ماده منفجره حمل می‌کرد. سوالی که در وهله نخست با شنیدن این خبر به ذهن خطور می‌کند این است که چگونه خودرویی با این حجم عظیم از مواد منفجره، از چندین پست ایست-بازرسی عبور کرد و کسی به راز نه چندان پنهان آن پی نبرد؟ جدای از سبعیت و درنده خوئی ذاتی داعش به عنوان مسوول این عملیات تروریستی و بی تجربگی و ندانم کاری‌های معمول نیروهای امنیتی در عراق، شماری از خبرنگاران عراقی و غیرعراقی در جستجوی پاسخ پرسش بالا به یک حقیقت تلخ دیگر هم پی بردند که ظاهرا خبر چندان جدیدی هم نبوده و از سال‌ها پیش بحث آن مطرح شده بود.

Image
گفته می‌شود این دو کودک معصوم هم در بین شهدای انفجار الکراده بودند

متنی که از پی می‌آید، مقاله ای به قلم «ریاض محمد» است که در نشریه «فارن افرز»(5 آگوست) منتشر شد. در این مقاله تفصیلی، نویسنده از زاویه‌ای جدید به واقعه تراژیک و تکان‌دهنده الکراده بغداد و رویدادهای مشابه در عراق از 2006 به این سو پرداخته است. مشرق در مقام تایید یا تکذیب محتویات این مقاله نیست، و صرفا به واسطه مطرح شدن برخی جزییات دست کم قابل تامل در آن، این مقاله را منتشر می‌کند. برای کوتاه‌تر شدن ترجمه، بخش هایی از متن حذف یا تعدیل شده است.

...سابقه «گوفر»Gopher به دهه 1990 باز می‌گردد. دستگاهی شبه کنترل از راه دور تلویزیون، با آنتنی که قرار است با کشف یک «توپ گمشده»، به سوی آن بچرخد. گوفر قرار بود یک «توپ یاب» در زمین های گلف باشد. هنوز هم در سایت «Ebay»، می‌توان این دستگاه را با قیمت حدود 20 دلار تهیه کرد.

Image

طراح این وسیله، شرکت «Wade L. Quattlebaum» در کارولاینای جنوبی آمریکا بود. شرکتی که قطعا گردانندگان آن تصور نمی‌کردند که وسیله‌ای که به بازار عرضه می‌کنند، قرار است تسهیل کننده مرگبارترین بمب‌گذاری تاریخ باشد.

Image

نامه

بر اساس یک سند افشاء شده از دولت عراق، در یکی از روزهای سرد فوریه سال 2006، معاون وزیر کشور عراق، «احمد الخفجی»، نامه ای از یک شرکت عراقی به نام «واحه البادیه» دریافت کرد. شرکت عراقی، تبلیغ کالایی به نام «ADE650» را که ظاهرا یک دستگاه «بمب یاب» بود، به همراه چند آیتم دیگر برای او فرستاده بود. این شرکت عراقی، واسطه یک شرکت بریتانیایی به نام «ATSC» بود.

بعد از تهاجم نظامی آمریکا و متحدانش به عراق در 2003، یکی از بزرگ ترین چالش های امنیتی کشور، شمار فوق العاده بالای بمب گذاری ها توسط شورشیان عراقی بود. پس قابل درک بود که آگهی یک دستگاه «بمب یاب» انگلیسی توجه الخفجی را به خود جلب کند. او یک تیم، متشکل از 4 افسر را برای بررسی دستگاه تشکیل داد و پیشنهاد خرید خود را به شرکت فرستاد. الخفجی، مقامات ارشد وزارتخانه را از وجود این دستگاه مطلع کرد که قادر است مواد منفجره و مواد مخدر را در شعاع 650 متری روی زمین، و 98 فوتی زیر آب و 32 فوتی زیر زمین کشف کند.

مسوول اداره ضد مواد منفجره این وزراتخانه، «جهاد الجابری» مامور شد که ضمن بررسی دستگاه، نظر فنی خود را اعلام کند. نظر جابری هم مانند الخفجی مثبت بود. در نتیجه، در سپتامبر 2006، وزارت کشور عراق، جابری را به همراه 9 نفر دیگر از افسران به لبنان فرستاد تا بعد از بررسی‌های بیشتر و تایید نهایی قرارداد را نهایی کنند. سرهنگ احمد مولی، سرهنگ جاسم جریان و سرهنگ محمد شندی از همراهان جابری در این سفر بودند.

Image

در فوریه 2007، عراق قرارداد خرید 14 «ADE» را با «واحه البادیه» امضاء کرد که قیمت هر دستگاه 55000 دلار در نظر گرفته شد. این شروع ماجرا بود و دولت عراق در دو سه سال بعد از آن، حدود 120 میلیون دلار صرف خرید ADE650 و مدل اصلاح شده آن ADE650 کرد. کار توزیع این دستگاه های «بمب یاب» در آپریل 2007 میان گذرگاه‌های ایست-بازرسی سراسر کشور آغاز شد.

Image
جاهد الجابری

مواجهه شهروندان عراقی با ADE توام با تردید بود. این دستگاه‌ها به ندرت عمل می کردند. از همین رو، عموما خودروها در ایست-بازرسی‌ها متوقف می‌شدند و ماموران از رانندگان می‌پرسیدند که آیا اسلحه حمل می‌کنند یا نه، فارغ از این که دستگاه (که 55000 دلار آب خورده بود) چه نشان می‌داد. حتی از برخی از سرنشینان سوال کی شد که آیا «عطر» مصرف کرده‌اند، چرا که به پلیس‌ها گفته شده بود که ADE ها گاهی عطر را هم به جای مواد منفجره اشتباه می‌گیرند.

Image

به هر حال، بدون کوچک‌ترین ارتباطی به این «بازیچه» جدید نیروهای مسلح در عراق، در مقطع 2008-2006 شاهد کاهش چشمگیری در شمار بمب گذاری‌ها بودیم که عوامل متعددی داشت، از جمله عملکردهای مثبت امنیتی-سیاسی- نظامی در این برهه که القاعده عراق را از نفس انداخت. در نتیجه، در اواخر 2008، نسبت به زمان اوج این بمب گذاری‌ها در اواخر 2006، تا 90 درصد از شمار بمب‌گذاری‌ها کاسته شد.

البته طبیعی بود که وزارت کشور بخش عمده این موفقیت را مرهون خریدن ADE بداند.

در آگوست 2009، «عقیل الطریحی»، بازرس کل وزارت کشور عراق، در مصاحبه با من که خبرنگار نیویورک تایمز در عراق بودم، فاش کرد که در جریان تحقیقات ضدفساد خود در وزارت کشور، پرونده قرار داد ADE651 هم مورد بررسی بود. مساله اصلی برای الطریحی در آن زمان، قیمت بالای هر یک از این دستگاه‌ها بود.

اما خیلی زود آشکار شد که واقعیت ماجرا بسیار پیچیده‌تر از قیمت گزاف است. درست چند روز بعد از مصاحبه الطریحی، چند انفجار مهیب تروریستی ساختمان‌های دولتی در بغداد را هدف قرار داد و در مجموع صدها کشته به جا ماند. وقتی «دوست و همکار من، «راد نورلند»، جانشین مسوول وقت نیویورک تایمز در عراق کنجکاو شد که چرا دستگاهی که این همه از آن تعریف شده بود، در پیشگیری از این انفجارها کاری از پیش نبرد، به ژنرال «ریچارد جِی راو» ناظر آموزش نیروهای پلیس عراق رسید. این ژنرال امریکایی به نوردمن گفت که ADE هیچ ارزشی ندارد و عملا همان دستگاه «توپ یاب» گلف یعنی «گوفر» است!

به گفته راو، این دستگاه‌ها حتی کاربرد تعریف شده خود، یعنی یافتن توپ‌های گم شده گلف را هم انجام نمی‌دادند.

وقتی من و نوردلند به سراغ جهاد الجابری در اداره ضدمواد منفجره وزارت کشور رفتیم، او همه این تردیدها و پرسش‌ها را منکر شد و خود را بهترین متخصص مواد منفجره در دنیا داشنت. او حتی ما را تهدید کرد که اگر مقاله‌ای که می‌نویسیم بد باشد، از ما شکایت خواهد کرد. اما مقاله در نوامبر 2009 منتشر و برای اولین بار قضیه در سطح جهانی مطرح شد.

چند هفته بعد، الجابری در کنار «جیمز مک کورمیک» James McCormick صاحب شرکت بریتانیایی «ATSC»، یعنی همان شرکتی که ADE ها را به عراقی‌ها فروخته بود، در یک کنفرانس مطبوعاتی ظاهر شدند و به دفاع تمام قد از عملکرد این دستگاه‌ها پرداختند. این کنفرانس مطبوعاتی تنها چند روز بعد از یک رشته بمب‌گذاری در بغداد برگزار شد که طبیعتا این اسباب بازی‌ها نتوانسته بودند جلوی وقوع هیچ کدام را بگیرند.

ک ماه بعد، مک کورمیک به جرم کلاهبرداری در بریتانیا دستگیر شد. بعد از انتشار آن گزارش نیویورک تایمز، گزارش بی بی سی و ده ها خبر و گزارش دیگر درباره این موضوع، بالاخره پلیس انگلستان قانع شد که ساخت و فروش ADEها مصداق یک کلاهبرداری است که باید تحت بررسی و اقدام قضایی قرار بگیرد.

بعد از دستگیری صاحب شرکت، دولت بریتانیا فروش این دستگاه ها را به عراق و افغانستان ممنوع کرد. اما این پایان ماجرا نبود.

در واقع، ADE651 تنها آخرین مدل از یک رشته دستگاه های قلابی بود که از روی الگوی اولیه «گوفر» تولید می‌شدند. در خود آمریکا، از 1993 تا 1996 مدارس، فرودگاه‌ها و پاسگاه‌های پلیس در سرتاسر این کشور دستگاه‌هایی به نام «کوادرو ترَکر» Quadro Tracker می‌خریدند. این دستگاه توسط همان شرکتی تولید می‌شد که «گوفر» را تولید کرده بود: کوادرو کورپوریشن در کارولاینای جنوبی.

برخی ادارات دولتی در آمریکا این دستگاه را تا 8000 دلار هم خریده بودند. اما بالاخره FBI در 1996 این کلاهبرداری را کشف کرد و فروش آن در کل آمریکا ممنوع شد. در جریان دادگاه این شرکت، مقامات اصلی آن توسط یک هیات منصفه از اتهامات تبرئه شدند. بخشی از این مسوولین، از جمله مسوولان توزیع شرکت، به بریتانیا رفتند و شرکت‌هایی تاسیس کردند که کار آن‌ها فروش همین نوع «اسباب بازی» به دولت‌هایی بود که بعد از 11 سپتامبر دغدغه‌های امنیتی زیادی داشتند.

چند سال بعد، ارتش آمریکا 8 دستگاه تقریبا مشابه با «کوادرو ترَکر» به قیمت هر کدام 50000 دلار خریداری کرد. این بار نام دستگاه «Sniffex»(بوکِش!) و ساخت شرکت «Homeland Safety International» بود که ادعا می‌کرد دستگاهش با دقتی بی‌نظیر مواد منفجره و مواد مخدر را کشف می‌کند. این شرکت هم در 2008 تحت تعقیب قضایی قرار گرفت و تعطیل شد.

Image
اسنیفکس

در 2004، یک شرکت انگلیسی به نام «Global Technical»، دستگاهی دیگر از روی گوفر با نام GT200 ساخت و به بازار عرضه کرد. عمده محصولات این شرکت به کشورهای آسیایی و خاورمیانه ای و آمریکای لاتین فروخته می‌شد.

ارتش تایلند برای مبارزه با شورشیان جنوب این کشور، 1358 دستگاه GT200 خرید که 45 میلیون دلار هزینه برداشت. با وجود این که در 2008 رسانه‌های این کشور درباره عدم کارآیی آن موج رسانه‌ای به راه انداختند، و علی رغم عدم توفیق دستگاه‌ها در کشف بمب، بسیاری از افراد بیگناه به دلیل تشخیص اشتباه آن ها دستگیر و توسط ارتش شکنجه شدند.

Image

دولت فدرال مکزیک هم 1200 دستگاه GT200 به قیمت 22000 دلار خریداری کرد. سازمان ملل، کنیا، حمهوری کنگو، تانزانیا، زامبیا، اوگاندا، هندف اردنف لبنان، فیلیپین، امارات و حتی چین دیگر دولت هایی بودند که گول این حقه را خوردند.

بالاخره بعد از افشاگری‌های بسیار، دولت انگلستان فروش GT200را ممنوع کرد و رییس شرکت سازنده، گری بولتون، در 2013 به 7 سال زندان محکوم شد.

با این حال، ارتش های تایلند و مکزیک تا مدت ها حاضر به کنار گذاشتن این دستگاه نبودند، علی رغم این که در تایلند، نخست وزیر در سال 2010 اعلام کرد که GT200 هیچ فایده‌ای ندارد و دادگستری مکزیک هم اعلام کرد که پرونده‌هایی که بر مبنای تشخیص GT200 تشکیل شده، مختومه می شود.

انواع دیگری هم از این دستگاه ساخته شد و همچنان می‌شود که نمونه های معروف تر آن، H3Tech برای یافتن طلا، و DKLabs برای یافتن افراد گم شده در بلایای طبیعی بود.

اما هیچ کدام از این نمونه ها به اندازه ای ADE651در فروش موفق نبود. در دوران اوج رونق، این دستگاه در عراق، الجزایر، بنگلادش، بحرین، مکزیک، گرجستان، هند، کنیا، لبنان، نیجر، پاکستان، قطر، رومانی، تونس، عربستان سعودی، سوریه، امارات متحده عربی و ویتنام استفاده می شد و البته هنوز هم احتمالا می شود.

به عراق برگردیم...

طبیعی بود که وقتی قلابی بودن یک وسیله در کشور مبدا آشکار شود، در کشور خریدار استفاده از آن متوقف گردد، ولی اصلا چنین اتفاقی نیافتاد.

طبق اسناد افشاء شده دولتی در عراق، در آپریل 2010، کمیسیون یکپارچگی دولتی، عالی‌ترین نهاد ناظر ضدفساد عراق، حکم دستگیری جهاد الجابری، جواد البلاغی، احمد مولی، جاسم جریان و محمد شندی را به دلیل نقششان در قرارداد ADE صادر کرد.

وزیر کشور وقت، جواد البولانی، حاضر به تسلیم کردن این افراد به سیستم قضایی نبود. او معتقد بود که آن‌ها تنها به وظیفه خود عمل کردند و مدرک محکمی دال بر تخلف آن‌ها وجود ندارد. در 2013، سه سال بعد از خروج البولانی از وزارت کشور، با وجود آشکار شدن این رسوایی، او همچنان در مصاحبه‌های خود بر کارآمدی ADE و دقت 100 درصدی آن پافشاری می‌کرد.

بالاخره الجابری در 2011 توسط دستگاه قضایی بازداشت شد و به دلیل اثبات فساد در قرارداد ADE651 به چهار سال زندان محکوم گردید. سرهنگ مولی و سرهنگ جریان هم هر کدام به 4 سال زندان محکوم شدند.

«عقیل الطریحی»، بازرس کل وزارت کشور عراق، گرفتن رشوه را توسط دست کم 8 تن از مقامات این وزارتخانه در قرارداد ADE محرز تشخیص داد. گزارش‌های دیگری، از گرفتن میلیون‌ها دلار رشوه توسط 15 مقام عراقی در این قرارداد خبر می‌دادند. فقط برای نمونه، «جیمز مک کورمک» صاحب شرکت بریتانیایی فروشنده دستگاه، که در سال 2013 در بریتانیا به 10 سال زندان محکوم شد، با بخشی از پولی که از این قرارداد به جیب زده بود، خانه مجلل «نیکلاس کیج» بازیگر مطرح هالیوود در لندن را خرید.

ه گزارش مشرق، حقیقت این است که شرکتی که این محصول را در عراق تبلیغ و بازاریابی می‌کرد، شرکتی عراقی بود، لیکن به دلیل مسایل سیاسی و باندبازی‌های پشت پرده هیچ گاه بابت نقش خود در این رسوایی تحت تعقیب قرار نگرفت. در واقع، پشت قرارداد ADE651، یکی از بدترین پرونده های فساد سیاسی قرار داشت.

Image

هیچ کشوری به اندازه عراق بابت دستگاه‌های قلابی کشف بمب تاوان نپرداخته است. بعد از تهاجم آمریکا در 2003، هیچ کشوری به اندازه عراق بمب گذاری در خود ندیده است. این همان تاکتیکی است که متاسفانه داعش هم برای کشتن شهروندان و نظامیان به کار می‌گیرد. ادامه استفاده نیروهای امنیتی عراق از ADE651، به داعش در پیشبرد برنامه‌های تروریستی خود کمک شایانی کرده است.

تازه وقتی فقط در یک انفجار در اواخر ماه گذشته، 324 عراقی جان خود را از دست دادند، حیدر العبادی، نخست وزیر، دستور توقف استفاده از این اسباب‌بازی‌ها را در پست‌های ایست-بازرسی صادر کرد. زمانی که برای این تصمیم اندکی دیر بود. در برهه آپریل 2007 تا جولای 2016، بیش از صدهزار غیرنظامی عراقی کشته شدند که بخش عمده آن ها به واسطه بمب‌گذاری بوده است. حدود 20000 جانباخته نیروی ارتش و پلیس را هم به این آمار اضافه کنید که احتمالا بسیاری از آن‌ها گمان می بردند که ای دی ای 651 می تواند از آن ها در برابر بمب حفاظت کند.

«نبراس الکاظمی»، کارشناس مسایل غرب آسیا در موسسه هادسن در این باره می‌گوید: " ADE651 که در ایست بازرسی‌های عراق به کار می‌رود، نماد فساد در عراق است. همه اجزای یک دولت فشل را در این قضیه به اجمال می‌توان دید. این همان جایی است که جهل در ترکیب با فساد، راه را بر تروریزم باز می کند."

با این که دولت عراق در تلاش است تا شیوه های قابل اعتماد کشف بمب را به کار گیرد (مثلا سگ‌های تعلیم دیده)، متاسفانه تصور این که تلفات بمب گذاری‌ها در عراق به زودی پایان یابد، بسیار دشوار است.

منابع:

https://www.foreignaffairs.com/articles ... ig-swindle
http://www.telegraph.co.uk/news/2016/07 ... rs-sold-by http://www.popularmechanics.com/militar ... detectors/
http://edition.cnn.com/2013/05/01/world ... -detector/
https://www.washingtonpost.com/news/wor ... detectors/
http://www.theatlantic.com/internationa ... rs/490088/
https://en.wikipedia.org/wiki/ADE_651
pejuhesh232
 
پست ها : 5587
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

اسناد همراهی آمریکا با حملات شیمیایی عراق علیه ایران

پستتوسط pejuhesh232 » دوشنبه جولاي 31, 2017 12:15 am

اسناد همراهی آمریکا با حملات شیمیایی عراق علیه ایران


Image

حمله شیمیایی عراق به سردشت، ۹ ماه پس از آن صورت گرفت که واشنگتن، تلاش اکثریت اعضای شورای امنیت را برای صدور یک بیانیه در محکومیت استفاده از سلاح های شیمایی از سوی عراق وتو کرد

امروز سی‌امین سالگرد حمله شیمیایی ارتش عراق به شهر کُردنشین سردشت در ۷ تیر ۱۳۶۶ است. این حمله هزاران مصدوم و بیش از ۱۱۰ کشته بر جای گذاشت. با وجود حملات شیمیایی مکرر عراق علیه نیروهای ایرانی، واقعه سردشت نخستین مورد حمله شیمیایی به یکی از شهرهای ایران بود.

"مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس" سال پیش، در گزارشی یادآوری کرد که در پی بمباران سردشت، ایران اخبار این حمله را رسانه‌ای نکرد چون نگران بود سبب "ایجاد ترس و وحشت عمومی" شود. رسانه‌ای نشدن ماجرای سردشت در ایران باعث شد تا این واقعه، عمدتا از دید افکار عمومی پنهان بماند. در چنین فضایی، تعجبی ندارد که در منابع موجود درباره جنگ ایران و عراق، اشارات مختصری به حمله شیمیایی سردشت شده است.

پوشش رسانه‌ای بسیار ناچیز ماجرای سردشت در داخل ایران، در شرایطی بود که قدرت‌های جهانی نیز انگیزه‌ای برای برجسته کردن تخلفات جنگی عراق نداشتند.

حمله به سردشت، ویژه در بستری از بی تفاوتی ایالات متحده نسبت به استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران صورت گرفت. بی تفاوتی همراهانه‌ای که مدتی بعد، به بمباران شیمیایی حلبچه با بیش از ۵ هزار کشته منجر شد.

حمله شیمیایی عراق به این شهر، مشخصا ۹ ماه پس از آن صورت گرفت که واشنگتن، حتی تلاش اکثریت اعضای شورای امنیت را برای صدور یک بیانیه (و نه قطعنامه) در محکومیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی از سوی عراق وتو کرده بود.

گزارش حاضر، مروری دارد بر نقشی که دولت آمریکا، در سکوت جامعه جهانی در مقابل استفاده صدام حسین از اسلحه شیمیایی علیه ایران بازی کرده است.

Image

تصمیم دولت ایالات متحده برای حمایت از عراق، در دستورالعمل امنیت ملی شماره ۱۱۴ ایالات متحده به تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۸۳ توضیح داده شده و تصریح دارد باید با استفاده از "هر اقدام لازم و قانونی" جلوی شکست عراق در مقابل ایران گرفته شود
اطلاع آمریکا از فعالیت های شیمیایی عراق

شش ماه مانده به سرنگونی حکومت صدام حسین، جورج بوش در بخشی از سخنرانی ۷ اکتبر ۲۰۰۲ خود در توجیه حمله به عراق گفت: "صدام حسین دستور انجام حملات شیمیایی علیه ایران و بیش از ۴۰ روستای عراق را داد. این حملات، منجر به کشته و زخمی شدن حداقل ۲۰ هزار نفر شد."

استفاده عراق از سلاح های شیمیایی علیه ایران، موضوعی نبود که دولت ایالات متحده به تازگی در جریان آن قرار گفته باشد. با وجود این، واشنگتن تا زمانی که جنگ ایران و عراق ادامه داشت، درعمل مخالفتی با استفاده صدام حسین از اسلحه شیمیایی نشان نداد.

نشریه فاینانشال تایمز در ۲۳ فوریه ۱۹۸۳، به گزارشی از سازمان اطلاعات نظامی ایالات متحده (دی آی ای) در سال ۱۹۸۰ اشاره دارد که مطابق آن، بغداد حتی از پیش از پیروزی انقلاب ایران، یعنی از اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی، "فعالانه" در صدد به دست آوردن سلاح های شیمیایی بوده است.

عراق از سال ۱۹۸۲، که ایران پس از آزادی خرمشهر وارد خاک این کشور شد، به استفاده از سلاح های شیمیایی علیه ایرانی ها پرداخت و در سال ۱۹۸۳، استفاده از این سلاح ها را به میزان قابل ملاحظه ای افزایش داد.

روزنامه واشنگتن پست، در گزارشی در ۴ سپتامبر ۲۰۱۳، یادآوری کرده که دولت رونالد ریگان نیز از سال ۱۹۸۳ و به دنبال تلاش های ایران برای تصرف بصره، مصمم شده بود جلوی پیروزی تهران را در جنگ بگیرد.

تصمیم دولت ایالات متحده برای حمایت از عراق، در دستورالعمل امنیت ملی شماره ۱۱۴ ایالات متحده به تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۸۳ توضیح داده شده و تصریح دارد باید با استفاده از "هر اقدام لازم و قانونی" جلوی شکست عراق در مقابل ایران گرفته شود.

بنا بر یک گزارش تحقیقی نشریه آمریکایی فارین پالیسی در ۲۶ اوت ۲۰۱۳، مصاحبه با افسران سابق اطلاعاتی آمریکا و اسناد سازمان سیا که در همین سال از طبقه بندی محرمانه خارج شده نشان می دهند آمریکایی ها از آغاز ۱۹۸۳ به "شواهد قطعی" استفاده عراق از سلاح های شیمیایی دسترسی داشته اند.

وزنامه نیویورک تایمز در ۳۰ مارس ۱۹۸۴، از قول مقام های اطلاعاتی نوشته است بر مبنای "شواهدی که خدشه ناپذیر به نظر می‌رسند" عراق در جنگ با ایران "از گاز اعصاب استفاده کرده و ساخت مراکزی بزرگ را برای تولید انبوه گازهای کشنده شیمیایی به پایان رسانده است".

در سال ۱۹۸۸، ماهواره های جاسوسی آمریکا کشف کردند که ایران با استفاده از شکافی در خطوط دفاعی عراق، در آستانه یک پیروزی استراتژیک مهم است. به نوشته فارین پالیسی دولت آمریکا در این مقطع، با 'اطلاع کامل' از اینکه ارتش عراق برای متوقف کردن ایرانی ها از سلاح های شیمیایی استفاده خواهد کرد، محل استقرار نیروهای ایرانی را به عراقی ها اطلاع داد. هرچند فارین پالیسی مشخص نکرده در چه ماهی از سال ۱۹۸۸ ایران قصد نفوذ استراتژیک به داخل عراق را داشته، اما تنها عملیات تهاجمی بزرگ ایرانی ها در سال ۱۹۸۸، عملیات والفجر ۱۰ بود که در اسفند ۱۳۶۶ (مارس ۱۹۸۸) صورت گرفت و تصرف شهر حلبچه در کردستان عراق، از جمله دستاوردهایش بود. در نتیجه، به نظر می رسد اطلاع آمریکا از امکان واکنش شیمیایی عراق به عملیات در دست انجام ایران در سال ۱۹۸۸، درواقع پیش بینی همان چیزی بوده که در عمل، به فاصله کوتاهی در حلبچه اتفاق افتاده است

همچنین بعد از بمباران شیمیایی حلبچه (در اکتبر ۱۹۸۸)، کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا گزارشی را تحت عنوان "استفاده از سلاح های شیمایی در کردستان: آخرین حمله عراق" منتشر کرده که تصریح دارد بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸ "عراق به طور مستمرو موثر از گازهای سمی علیه ایران استفاده کرده است".

واشنگتن پست نیز در گزارشی در ۴ سپتامبر ۲۰۱۳، یادآوری کرده که در نوامبر ۱۹۸۳، یک مسئول ارشد وزارت امور خارجه به وزیر وقت، جورج شولتز، گفته است گزارش های اطلاعاتی آمریکا از استفاده نیروهای عراقی از گلوله های شیمیایی علیه ایرانی ها "به صورت تقریبا روزانه" حکایت دارند (استفاده از تسلیحات شیمایی در مقیاس بزرگ، در موارد خاص صورت گرفته، اما شواهدی وجود دارد که عراقی ها مستمرا از گلوله های توپ یا خمپاره دارای ترکیبات سمی استفاده می‌کرده اند که شاید بسیاری از آنها برای آزمایش تاثیرات این مواد بوده).

واشنگتن پست، در گزارش جداگانه ای که سه ماه پیش از حمله ایالات متحده به عراق در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۲ منتشر شده، از وجود اسناد حاکی از موافقت رونالد ریگان و سپس جورج بوش (پدر) با فروش "مواد شیمیایی سمی و ویروس های کشنده بیولوژیک" به دولت صدام حسین خبر داده است. موادی که البته، دارای کاربرد دوگانه نظامی و غیرنظامی بوده اند.

به گزارش لس آنجلس تایمز (۱۳ فوریه ۱۹۹۱) یکی از این تولیدات دارای کاربرد دوگانه، هلیکوپترهایی بود هکه در سال ۱۹۸۳ به عراق فروخته شده و سپس، برای انجام حملات شیمیایی علیه کردهای عراق در سال ۱۹۹۸ مورد استفاده قرار گرفته است.

تمام اینها در حالی بود که در طول جنگ ایران و عراق، چند بارروسای وقت شورای امنیت با صدور بیانه های غیرالزام آور عراق را به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی محکوم کردند. اما این شورا، به خاطر نفوذ و حق وتوی قدرت های بزرگ، هیچ گاه نتوانست با صدور قطعنامه الزام آور، عراق را به خاطر استفاده از این سلاح ها محکوم کند.

در یکی از آخرین تلاش ها پیش از حمله سردشت، در ۲۱ مارس ۱۹۸۶، تلاش اکثریت اعضای شورای امنیت برای تصویب یک بیانیه در محکومیت حملات شیمیایی مکرر عراق علیه نیروهای ایرانی، با رای منفی ایالات متحده ناکام ماند. ۱۰ کشور دیگر عضو شورا به این متن رای مثبت دادند و کشورهای بریتانیا، فرانسه، استرالیا و دانمارک، در رای گیری شرکت نکردند.

Image

اسناد سازمان سیا که در سال ۲۰۱۳ از طبقه بندی محرمانه خارج شده نشان می دهند آمریکایی ها از آغاز ۱۹۸۳ به "شواهد قطعی" استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی دسترسی داشته اند

از سردشت تا حلبچه

بی تفاوتی جهانی نسبت به استفاده مکرر بغداد از سلاح های شیمیایی، حدود ۸ ماه پس از بمباران سردشت، به پرتلفات ترین بمباران شیمیایی یک شهر در تاریخ جهان منجر شد.

در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶، ارتش عراق شهر کردنشین حلبچه در کردستان عراق را، به تلافی همکاری عده ای از کردها با نیروهای ایرانی بمباران شیمیایی کرد و حداقل ۵ هزار نفر را کشت. تعداد کشته شدگان حلبچه، تا ۶۸۰۰ نفر نیز گفته شده است.

بعد از بمباران حلبچه، شورای امنیت به مدت ۷ هفته موضعی در مقابل این حمله نگرفت. حتی پس از آن هم، از مقصر دانستن حکومت صدام حسین خودداری کرد و درعوض، به محکوم کردن "ادامه استفاده از سلاح های شیمیایی در مناقشه میان جمهوری اسلامی ایران و عراق" پرداخت. شورای امنیت، در ادامه از "هر دو طرف" خواست از "استفاده بیشتر از سلاح های شیمیایی خودداری کنند".

وشنگتن پست در بررسی مفصلی که در ۱۷ ژانویه ۲۰۰۳ منتشر کرده تاکید دارد که تحلیل هزاران سند پلیس مخفی عراق که (قاعدتا بعد از جنگ اول خلیج فارس) به دست آمریکایی ها افتاده، اسناد ازطبقه بندی خارج شده دولت آمریکا و مستندات دیگر نشان می دهد که آمریکا شکی نداشته حمله شیمیایی به حلبچه کار عراق بوده است.

بعد از این حمله شیمیایی، ایران که شهر را در اختیار داشت، انبوهی از خبرنگاران غربی را به حلبچه دعوت کرد. صحنه های تکان دهنده شهر، به فاصله چند روز در بخش های خبری اصلی شبکه های تلویزیونی دنیا و از جمله آمریکا به نمایش در آمد.

با وجود این، موضع واشنگتن بعد از حمله شیمیایی عراق به حلبچه این بود که ایران نیز در حمله سهم داشته و مقام های وزارت جنگ، در مصاحبه های گوناگون با شبکه های خبری، بر این ادعا پافشاری کردند. یک سند دولت آمریکا که در سال ۲۰۰۳ از طبقه بندی محرمانه خارج شده نشان می دهد که دیپلمات های آمریکا دستورالعملی را از وزارت خارجه دریافت کرده بودند که بر لزوم پافشاری بر این موضع در گفتگو با متحدان آمریکا و پرهیز از "بحث درباره جزئیات" تاکید داشته است.

مجله فارین پالیسی، در گزارشی در ۲۶ اوت ۲۰۱۳، حتی به توضیح اسنادی پرداخته که از نقش غیرمستقیم آمریکا در اقدامات ارتش عراق در کردستان عراق در ماه های پایانی جنگ حکایت دارند.

مطابق این اسناد در سال ۱۹۸۸، ماهواره های جاسوسی آمریکا کشف کرده بودند که ایران با استفاده از شکافی در خطوط دفاعی عراق، در آستانه یک پیروزی استراتژیک مهم است. به نوشته فارین پالیسی دولت آمریکا در این مقطع، با "اطلاع کامل" از اینکه ارتش عراق برای متوقف کردن ایرانی ها از سلاح های شیمیایی استفاده خواهد کرد، محل استقرار نیروهای ایرانی را به عراقی ها اطلاع داده است.

هرچند فارین پالیسی مشخص نکرده در چه ماهی از سال ۱۹۸۸ ایران قصد نفوذ استراتژیک به داخل عراق را داشته، اما تنها عملیات تهاجمی بزرگ ایرانی ها در سال ۱۹۸۸، عملیات والفجر ۱۰ بوده که در اسفند ۱۳۶۶ (مارس ۱۹۸۸) صورت گرفته و تصرف شهر حلبچه در کردستان عراق، از جمله دستاوردهایش بوده است.

در نتیجه، به نظر می رسد اطلاع آمریکا از امکان واکنش شیمیایی عراق به عملیات در دست انجام ایران در سال ۱۹۸۸، درواقع پیش بینی همان چیزی بوده که در عمل، به فاصله کوتاهی در حلبچه اتفاق افتاده است.

Image

با وجود چشم‌پوشی واشنگتن بر حملات شیمیایی صدام حسین علیه ایران، جورج بوش پیش از حمله به عراق گفت: "صدام حسین دستور انجام حملات شیمیایی علیه ایران و بیش از ۴۰ روستای عراق را داد. این حملات، منجر به کشته و زخمی شدن حداقل ۲۰ هزار نفر شد"

سرانجام سلاح های شیمیایی عراق

چشم پوشی ایالات متحده نسبت به سلاح های شیمیایی حکومت صدام حسین، پس از حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۱ به پایان رسید.

حکومت عراق، بعد از حمله به کویت و اخراج از این کشور در سال ۱۹۹۱، مجبور به انهدام سلاح های کشتار جمعی خود شد.

عراق در ابتدا، بخش کوچکی از توان شیمیایی خود را برای استفاده احتمالی علیه ایران در صورت درگیری مجدد نگه داشت، اما اندکی بعد از شکست کامل در جنگ خلیج فارس، از ترس تبعات نگاهداری سلاح های ممنوعه، این سلاح ها را هم منهدم کرد.

دستگاه های اطلاعاتی ایالات متحده، به خوبی از فرایند انهدام سلاح های ممنوعه بغداد مطلع بودند.

با وجود این، بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ طیفی از سیاستمداران تاثیرگذار آمریکایی، از دیک چنی معاون اول رئیس جمهور و دونالد رامسفلد وزیر دفاع گرفته تا نهایتا شخص جورج بوش (پسر)، به دفاع از حمله به عراق به بهانه در اختیار داشتن سلاح های کشتار جمعی و نیز ارتباط با القاعده پرداختند.

توضیح دلایل اصرار چنین سیاستمدارانی بر حمله به عراق، نیاز به گزارش جداگانه ای دارد، اما شواهدی موجود است که نشان می دهد مدافعان این حمله، از همان روز ۱۱ سپتامبر، تصمیم خود را برای زمینه سازی چنین حمله‌ای گرفته بودند.

تصمیمی که در فرصت یک و نیم ساله میان حملات ۱۱ سپتامبر تا حمله به عراق، دولت و سازمان های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا، به توجیه آن بر مبنای "ادعاهای جاسوسی" به‌کلی بی‌اعتبار پرداختند.


روایت عینی بازمانده بمباران شیمیایی: سردشت هنوز آلوده است

صراط: تاول‌های بزرگ و آبدار، پوستی ورآمده ، چشم‌هایی سرخ و ملتهب، سینه‌ای خشک و پر از سرفه و نفسی که سخت بالا می‌آید و ... ابوطالب مدتهاست با این مشکلات زندگی ‌می‌کند؛ ۳۰ سال است که چشم‌هایش خشک‌اند و می‌سوزند و این سوزش تمامی ندارد.

به گزارش جام جم آنلاین، 360 ماه است که سخت نفس می‌کشد و سرفه‌ها امانش را می‌بُرند، 10980 روز است که پوست‌اش سرخ می‌شود، انگار که گر ‌گرفته باشد و داغ شود و بسوزد از درون و هیچ‌چیزی روی این زخم مرهم نمی‌گذارد ... ابوطالب حداد از هفتم تیرماه 1366 با یک شناسنامه جدید زندگی‌ می‌کند؛ شناسنامه‌ای با مُهر «ش . م. ر »

Image

از حادثه بمباران شیمیایی شهر سردشت در هفتم تیرماه 1366 حالا سی سال می‌گذرد و هنوز مردم این شهر مرزی با عواقب شیمیایی‌شدن روزگار می‌گذرانند. ابوطالب یکی از آن 8025 نفری است که بنا بر اعلام آمارهای رسمی از جمعیت 12 هزار نفری آن زمان سردشت، شیمیایی شدند. مردمی که هنوز با خاطره خوش روزهای قبل از تیرماه 1366 زندگی می‌کنند، روزگاری که زمین سردشت سبز بود، آسمانش آبی و بخت آدم‌هایش سفید. اما خردل که روی تن شهر نشست، زندگی رنگ باخت و همه چیز تیره شد.

وقتی سردشت بمباران شد چندساله بودید؟

16 ساله‌ بودم.

کجا بودید؟ یادتان است؟

هیچوقت یادم نمی رود، آنقدر که این صحنه را در این سی سالی که گذشته توی ذهنم مرورکرده‌ام. ساعت 4:15 دقیقه بود و من با خواهر بزرگترم قمری، توی حیاط خانه بودیم. خانه ما آن موقع در چهارراه هلال احمر بود، یعنی با اداره هلال احمر همسایه دیوار به دیوار بودیم. من داشتم به گل‌های باغچه آب می دادم که صدای هواپیماها را شنیدم.

نترسیدید؟ فرار نکردید؟

نه ...اولش هیچ چیز غیرعادی نبود، شهر ما از اول جنگ به حضور هواپیماهای جنگی و بمباران عادت داشت، ما هم خیلی نمی‌ترسیدیم. اما چند دقیقه که گذشت، من دیدم این بار ارتفاع هواپیماها خیلی کم است، صدای‌شان خیلی بلندتر بود و این من را ترساند؛ گفتم الان است که شهر را بمباران کنند. بعد با خواهرم دویدیم سمت کوچه، آن موقع یک جایی بود در حیاط هلال احمر که فرمانداری برداشته بود و تبدیل کرده بود به پناهگاه. گفتم قمری بیا برویم پناهگاه. درحیاط را که باز کردیم ،دیدم همه همسایه ها ریخته‌اند توی کوچه، همه به سمت پناهگاه می‌دویدند. بالای سرم را نگاه کردم دیدم ارتفاع هواپیماها از قبل هم کمتر شده، فقط فرصت کردم فریاد بزنم بخوابید روی زمین. همان موقع یک راکت به حیاط ساختمان هلال احمر خورد؛ فکرکنم حدود 20 متری با ما فاصله داشت...

کسی هم آسیب دید؟

نه اصلا... بمب شیمیایی مثل بقیه بمب‌ها تخریب ندارد، حتی صدایش هم بلند نیست. من از روی زمین بلند شدم همان موقع دیدیم دو نفر دوان دوان از کوچه ما پایین می‌آیند، می‌گفتند که منطقه سرچشمه هم بمب خورده و کاملا ویران شده...من خیلی نگران شدم چون مغازه پدرم همانجا بود و آن روز پدرم و برادرم خالد توی مغازه بودند. ترسیدم آنها زخمی شده‌باشند و با عجله دویدم سمت سرچشمه. خواهرم فریاد زد نرو، آنجا خطرناک است اما من گوش نکردم. سر راهم نزدیک چهارراه اداره پست رسیدم که یکی از بمب‌های تاول‌زا همانجا خورده بود و من اینجا بود که برای اولین بار بوی تند مواد شیمیایی را حس کردم.

فهمیدید که شیمیایی زده‌اند؟

نه...باورکنید من اصلا نمی‌دانستم شیمیایی یعنی چه؟! با اینکه ما در منطقه جنگی بودیم اما اطلاع‌رسانی خیلی کم بود، کسی خبرنداشت شیمیایی چطور است؟! سن زیادی هم نداشتم ،تجربه هم نداشتم، فکر کردم این بوی تندی که توی هوا پیچیده، بوی باروت بمب تخریبی است. نمی دانستم که بوی خردل است.این بو بقدری شدید بود که نمی‌توانستم نفس بکشم، حتی یک قدم هم دیگر نمی‌توانستم بردارم ،تصمیم گرفتم برگردم عقب به سمت خانه، اما همان موقع دیدم یکی از مغازه‌دارها کنار جوی آب روی زمین افتاده، خونریزی شدیدی داشت . این آقا عبدالله برزگر بود ، ‌اولین شهید بمباران شیمیایی سردشت. آن موقع هم که من بالای سرش رسیدم شهید شده بود اما من نمی‌دانستم.

بعد چکار کردید؟

همان موقع آمبولانس سپاه هم از راه رسید و من به کمک دونفر دیگر از همشهری‌هایمان ، عبدالله را داخل آمبولانس گذاشتیم. من مسیر را برگشتم اما هنوز چند قدمی دورنشده بودم که یکی ازمعلم‌های مدرسه مان را دیدم که آنجا مغازه ‌داشت، پسر سه ساله‌اش را در آغوش گرفته‌بود و می‌خواست کرکره مغازه اش را بالا بدهد، اما دست تنها نمی‌توانست من را که دید گفت ابوطالب بیا کمک کن. من رفتم جلو و کمک کردم ،بی‌خبر از اینکه این گرد سفیدرنگی که روی کرکره نشسته مواد شیمیایی است، و وقتی کرکره را بالا دادیم ریخت روی سروصورت ما. من بعدها فهمیدم که آقا معلمم با پسرش چند دقیقه بعد همانجا داخل مغازه به خاطر آثار مواد شیمیایی شهید شده‌بودند.

از خانواده‌ات خبر داشتید؟

آن موقع فقط می‌دانستم که مادرم و سه تا از خواهر وبرادرهایم خانه دایی‌ام هستند، دیدم پدرم از سمت میدان سرچشمه به طرف من می‌آید، دیدم با یک دستمال جلوی دهان و بینی اش را گرفته.به من که رسید گفت ابوطالب تو اینجا چکار می‌کنی ،بمب شیمیایی زده‌اند خطرناک است، من تازه آن موقع برای اولین بار فهمیدم بمب شیمیایی زده‌اند.من و پدرم از همانجا با هم برگشتیم سمت خانه تا رسیدیم به کوچه‌ای‌ به اسم اسدزاده که تقریبا 36 نفر از همشهریانم آنجا همان روز شهید شدند. من همانجا لباسم را درآوردم و جلوی دهان و بینی‌ام گرفتم غافل از اینکه لباسم پر از مواد شیمیایی است. آن موقع من فقط می‌دیدم که هرکسی یک عزیزی را درآغوش گرفته و با گریه به سمت درمانگاه می‌رود. تازه عوارض شیمایی خودش را نشان داده بود و مردم جیغ می کشیدند و این طرف و آن طرف می‌دویدند.

از کی حالتان بد شد؟

تقریبا نیم ساعت بعد از بمباران بود که من حالت تهوع شدیدی پیدا کردم، چشم‌هایم شدیدا می‌سوخت و سرخ شده بود. همان موقع با پدرم رفتیم سالن ورزشی‌ سردشت که تبدیل شده بود به بهداری ،چشم‌هایم را با آب مقطر شستشو دادند ... اما بعد که حالم بدترشد گفتند باید تو را بفرستیم مهاباد. پدرم گفت تو برو من فردا صبح می‌آیم به تو سر می‌زنم. وقتی سرمم تمام شد من را با یک آمبولانس نظامی حدود ساعت 7:30 شب فرستادند مهاباد ؛ آن موقع دیگر من مرتب بالا می‌آوردم و حالم خیلی بد بود. فکر کنم ساعت 11 شب بود که رسیدیم بیمارستان مهاباد که پر از مصدوم شیمیایی بود. من دیگر حالت نیمه بیهوش داشتم و چشم‌هایم دیگر نمی‌دید. ساعت حدود 5 صبح بود که به هوش آمدم و دستم به تاول‌هایی خورد که روی بدنم زده شده بود ، تاول ها همه جا بودند از صورتم گرفته تا دست‌‌ها و بدن و پاها...خیلی ترسیدم.فریاد زدم و پرستار را صدازدم و گفتم اینها چیست؟ تاول‌ها خیلی بد بودند، درد زیادی داشتند و شدیدا می‌سوختند. صبح دوباره من وچندنفر دیگر از مصدومین شیمیایی را اعزام کردند به بیمارستان تبریز. آنجا که بودم دیگر تاول‌ها خیلی متورم شده‌بودند، پرستارها با قیچی تاول‌ها را می‌ترکاندند ، جای زخم شان را پاک می‌کردند و پماد می‌زدند، بعد توی وان پرمنگنات می‌ریختند و می‌گفتند خودتان را در این ماده بشویید، که خیی دردناک بود و من مرتب گریه می‌کردم.. آن موقع حدود هفت روز هم در بیمارستان هفت تیر تبریز بستری بودم.

ارتباطی با خانواده‌ نداشتید؟

نه هیچ خبری نداشتم . مدام با خودم می‌گفتم که چرا پدرم نیامد مگر قول نداده بود که فردا صبح خودش را به من برساند. چرا سراغم نیامد؟! نمی‌دانستم که هم خودش هم خالد شیمیایی شده اند و در بیمارستان بستری‌اند. تازه بعد از هفت روز بود که پدرم آمد و من را پیدا کرد. آن موقع دیگر عوارض شیمیایی به ریه من رسیده بود و من شدیدا تنگی نفس داشتم و بدون اکسیژن نمی‌توانستم نفس بکشم. که به همین خاطر اول اعزام شدم تهران و بعد هم اعزام شدم مشهد. آن موقع فکرکنم دیگر دوهفته از بمباران شیمیایی سردشت می‌گذشت. من 9 روز هم مشهد بستری بودم ولی چون خیلی نگران خانواده‌ام بودم و تنها بودم ، به دکتر اصرارکردم من را مرخص کنید بروم . دکتر می‌گفت که تو حالت خوب نیست. از بیخ گوش تا زانوهایت کلا سوخته ، هرجایی دست بزنی پوستش کنده می‌شود. زخم‌هایت هنوزخوب نشده، من اما دیگر نمی‌توانستم بمانم خیلی دلتنگ ونگران خانواده ام بودم. آنقدر اصرار کردم تا بالاخره دکتر اجازه داد مرخص شوم.

برگشتید سردشت؟

نه سردشت از روز حادثه تخلیه شده بود، هرکسی بنا به توان مالی‌ای که داشت رفته بود یک جایی، یکسری رفته بودند مهاباد، یکسری هم بوکان و تبریز... بقیه هم که توان مالی زیادی نداشتند رفته بودند به روستاهای اطراف سردشت. خانواده من هم در یکی از روستاها ساکن شده بودند. سردشت آن موقع تا دوماه و چند روز خالی بود. وقتی در شهر قدم می‌زدی نهایتا یک نفر را توی خیابان می‌دیدی.

از کی دوباره مردم برگشتند به شهر؟

تقریبا از مهر بود که مدارس باز شده بود ، خانواده‌ها یکی یکی برگشتند. من آن موقع تا دوسال سردرد مداوم داشتم یعنی هیچوقت خوب نمی‌شدم که مطمئنم از عوارض بمب شیمیایی بود. بعد از آن هم همیشه ناراحتی و تنگی نفس و سوزش پوست و التهاب چشم با من هست تا همین حالا که 30 سال از بمباران گذشته.

جانباز چند درصد هستید؟

من جانباز 55 درصد هستم ، کارت جانبازی هم دارم ،دراین حادثه تقریبا همه خانواده ام یکجوری آسیب دیدند، پدرم و برادرم خالد جانباز 25 درصد هستند، مادرم و بقیه همه ناراحتی پوستی دارند اما برای درصد جانبازی اقدام نکردند. البته این عوارض شیمیایی با همه ما هست، حتی بچه اول من که پسر است، با ناراحتی پوستی شدید به دنیا آمده که دکترها گفتند می‌تواند از عوارض همان شیمیایی شدن باشد. حتی من مطمئنم که هنوز آثار بمب شیمیایی توی شهر سردشت هست، اما کسی به این موضوع توجه نمی‌کند . این را منی می‌فهمم و درک می‌کنم که به خاطر مواد شیمیایی بدنم حساس‌تر است.

پس معتقدید که خاک سردشت هنوز آلوده است؟

بله ...من این آلودگی را حس‌ می‌کنم ، هروقت از نزدیکی محل‌هایی که بمب به آنها اصابت کرده می‌گذرم حالم بدتر می‌شود. من با همه وجودم حس می‌کنم که خاک سردشت هنوز آلوده است. این تجربه برای بیشتر همشهری‌هایم هم پیش آمده ، نزدیک محل اصابت بمب،همه شدیدا تنگی نفس پیدا می‌کنند، پوست بدنشان سرخ می‌شود... این موضوع را بارها هم با مسئولان درمیان گذاشته‌ایم اما کسی رسیدگی نمی‌کند.
pejuhesh232
 
پست ها : 5587
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

آمریکا ۲۲۰ سال از ۲۴۱ سال عمر خود را در جنگ بوده است

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه سپتامبر 12, 2017 6:52 pm

آمریکا ۲۲۰ سال از ۲۴۱ سال عمر خود را در جنگ بوده است


آمریکا طی ۲۴۱ سال اخیر چه معنایی برای کشورها داشته است؟ مرگ، بیماری، بی‌خانمانی، زندگی در اردوگاه آوارگان، گرسنگی، کمبود مراقبت پزشکی، کمبود فرصت‌های تحصیلی، و بسیاری موارد دیگر.

سرویس جهان مشرق- آمریکا سال‌هاست که خود را مهد آزادی و حامی اصلی حقوق بشر و حق مظلومان در جهان معرفی می‌کند اما حقیقت این است که این افسانه، در بیرون از مرزهای آمریکا اصلا قابل لمس و باور نیست و در داخل آمریکا هم بی‌اعتمادی نسبت به آن به طور روزافزون در جریان است. سیاهه جنایات آمریکا طی ۲۴۱ سال اخیر -از زمان استقلال‌اش تاکنون- سرشار است از جنگ و خونریزی در اقصی نقاط دنیا؛ حال چه مستقیم و چه نیابتی.

نشریه «آمریکن هرالد تریبیون» در گزارش جدید خود به قلم «رابرت فانتینا» نوشت: آمریکا سال‌هاست که خود را مهد آزادی و حامی اصلی حقوق بشر و حق مظلومان در جهان معرفی می‌کند. کم نیستند سیاستمداران آمریکایی که سنگ این داعیه را به سینه می‌زنند و از آن دست، سناتور «مارکو روبیو» -رقیب سابق ترامپ و فرماندار کنونی فلوریدا- را می‌توان نام برد که گفت "اگر دنیا می‌خواهد معنای دموکراسی را بفهمد، بهتر است که به آمریکا بنگرد". اما حقیقت این است که این افسانه، در بیرون از مرزهای آمریکا اصلا قابل لمس و باور نیست و در داخل آمریکا هم بی‌اعتمادی نسبت به آن به طور روزافزون در جریان است. برای این مدعا، شواهدی را در نظر گرفته‌ایم:

Image

آمریکا ۲۲۰ سال از تاریخ ۲۴۱ ساله خود را در پی جنگ‌افروزی بوده است. در طی این دوره نسبتا طولانی، نمونه کامل بی‌تفاوتی و بی‌توجهی به حقوق بشر را شاهد بوده‌ایم. بی‌توجهی به مردم کشورهایی که آمریکا در آنها بطور مستقیم یا غیرمستقیم جنگ‌افروزی کرد و آنها قربانی شدند. نمونه‌های معاصر پیش روست تا به میزان و تداوم وحشی‌گری این کشور بیشتر پی ببرید.

Image

جنگ ویتنام ۷ سال طول کشید و به ادعای منابع معتبر، دست‌کم ۲ میلیون انسان نفر شامل مرد و زن و کودک در این تجاوز خانمان‌سوز کشته شدند. به سربازان آمریکایی گفته شد که هر ویتنامی در هر سنی که دیدید دشمن است و باید بکشید و بسوزانید و ویران کنید. همین سربازان آمریکا وقتی کودکان بی‌پناه ویتنامی نزدیکشان می‌شدند، کلوچه‌های سمی به خورد آنها می‌دادند. کشتار «مای لای» (My Lai massacre) در ۱۶ مارس ۱۹۶۸ که توسط واحد گردان سوم تجسسی آمریکا صورت گرفت، موجب مرگ ۳۴۷ تا ۵۰۰ شهروند غیرنظامی ویتنام شد. اکثر قربانیان غیرنظامیان زن و کودک بودند. قبل از قتل، برخی از قربانیان مورد شکنجه و قطع اندام نیز قرار گرفته بودند. این تنها مشتی از خروار جنایات آمریکا محسوب می‌گردد.

Image

سربازان آمریکایی از جنگ بازگشتند اما با مشکلات جسمی و روانی بسیار. «عامل نارنجی» که خود آمریکا در جنگ ویتنام بر علیه مردم بی‌دفاع آن کشور استفاده کرد، دامن‌گیر سربازان خودش شد و فرزندان متولدشده از آنان، اکثرا ناقص‌الخلقه بودند. یک نسل بعد، سندرم جنگ خلیج فارس بود که تا سال‌ها توسط دولت‌های آمریکا انکار شد

Image
لحظاتی پیش از کشتار مای لای / زنان ویتنامی ابتدا مورد تجاوز سربازان آمریکایی قرار گرفتند و سپس اندامشان قطع شد و به همراه کودکانشان کشته شدند

به قرن ۲۱ می‌رویم: آمریکا به عراق حمله کرد و مناطقی را زیر باران بمب گرفت که نیمی از جمعیت آن، سنی زیر ۱۵ سال داشتند. آمریکا، مراکز اصلی و حیاتی زندگی مردم که با لوله‌های نفت در ارتباط بود را هدف گرفت و منابع حیاتی میلیون‌ها نفر را از آنها گرفت.

Image

در یمن هم، پهپادهای آمریکایی دست‌کم ۶ هزار انسان بی‌گناه را کشتند. اولین پهپاد با دستور مستقیم اوباما به پرواز درآمد و ۳۴ نفر را کشت. از این ۳۴ نفر، فقط ۲ نفر مظنون به داشتن رابطه با گروه‌های تروریستی بودند. یعنی آمریکا به خاطر دو نفر آن هم «مظنون»، ۳۲ نفر دیگر که زن و کودک بودند را به قتل رساند. و همچنان این خونریزی‌ها تا به امروز ادامه دارد.

Image
Image
جنایات ائتلاف عربستان و شرکا در یمن با حمایت کامل آمریکا

در سوریه هم شاهد حمایت کامل آمریکا از گروه‌های تروریستی بودیم که رنج بی‌شماری را نثار مردم بی‌گناه این کشور کردند. دست‌کم، یک شوم جمعیت سوریه از خانه‌های خود گریختند و آواره شدند. همین اواخر بود که به همت نیروهای‌ سوری و متحدینشان عده‌ای از همان جمعیت آواره به خانه‌هایشان بازگشتند. تعداد تلفات مربوط به تحرکات آمریکا در سوریه، ۵۰۰ هزار نفر است.

Image
آواره کردن مردم بی‌دفاع حلب توسط داعش و تروریست‌های مورد حمایت آمریکا

Image
کشتار یک خانواده روستایی در سوریه توسط نیروهای ارتش آزاد / پدر و مادر و چهار پسر و یک دخترشان

وقتی کشوری بخواهد از خود در مقابل دست‌درازی آمریکا دفاع کند، آن وقت آمریکا هیچ معادلی برای ظاهرسازی پیدا نمی‌کند. فلسطینیان که به طرف جنگ‌افزارهای آمریکایی که اسراییل برای کشتار آنها به کار می‌برد سنگ پرتاب می‌کنند، تروریست‌ نامیده می‌شوند. تروریست ارتش اسراییل و شهرک‌سازانی هستند که بر خلاف قوانین بین‌المللی در کرانه باختری حضور دارند.

Image
جنایت رژیم صهیونیستی در فلسطین

حال، همه اینها برای حقوق بشر اولیه مردم کشورهایی که از امپریالیسم آمریکا زخم خورده‌اند چه معنایی دارد؟ مرگ، بیماری، بی‌خانمانی، زندگی در اردوگاه آوارگان، گرسنگی، کمبود مراقبت پزشکی، کمبود فرصت‌های تحصیلی، و بسیار موارد دیگر.

آمریکا درست بر خلاف ادعایش، دارای بیشترین رکورد نقش حقوق بشر در سرتاسر جهان است. آمریکا دائما جنگ‌افروزی کرده و از سال ۱۷۷۶ تقریبا همیشه در جنگ بوده است. این همان آمریکاست که فقط خودش به خودش می‌گوید «مهد صلح و عدالت». این تزویر بین‌المللی با چهره کشنده این کشور تصویر روشن‌تری از خود برون می‌دهد. بسیاری از کشورهای دیگر سعی در حصول جهانی صلح دارند اما گروه‌های ذینفع مرتبط با آمریکا در هر کشور، مانع از آن می‌شوند. در هر حال چنین حجمی از ظلم و خونریزی در حق کشورهای دیگر نمی‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد. قطعا، پایان بی‌عدالتی‌های آمریکا یعنی روز خوشبختی مردم کره خاکی.
pejuhesh232
 
پست ها : 5587
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

رویارویی جدید روسیه و آمریکا در عرصه موشکی

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه سپتامبر 22, 2017 1:56 pm

رویارویی جدید روسیه و آمریکا در عرصه موشکی


کنگره آمریکا درصدد ازسرگیری تولید سلاح‌های ممنوعه است و این به منزله خروج واشنگتن از پیمان نابودی موشک‌های برد کوتاه و متوسط با روسیه و آغاز مسابقه تسلیحاتی جدید بین دو کشور خواهد بود.

روزنامه اینترنتی «گازیتا.رو» در تحلیلی نوشته است: کنگره آمریکا در حال آماده سازی چند لایحه قانونی است که احتمالا به پنتاگون این اجازه را خواهد داد تا تولید موشکهای برد متوسط را آغاز کند. در حالیکه این کار بر اساس پیمان نابودسازی موشکهای دارای برد کوتاه و متوسط با روسیه، مربوط به سال 1987، ممنوع می باشد. بر اساس اطلاعات نشریه «پولیتیکو»، قانونگذاران آمریکایی ضرورت این اقدام را در موارد نقضی توجیه کرده اند که از سوی طرف روسی صورت گرفته است. در محافل کارشناسی نسبت به عواقب جدی چنین ابتکارعملی از سوی کنگره هشدار داده اند.

طرح ازسرگیری تولید موشکهای ممنوعه بر اساس پیمان دوجانبه با روسیه، در زمان بررسی قانون مربوط به بودجه برنامه دفاع ملی مطرح شد که یک ماه قبل به تصویب رسید.

مخالفان این لایحه قانونی در داخل ایالات متحده نگران آن هستند که این اقدام چراغ سبزی برای تولید موشکهای برد متوسط باشد که خطر رویارویی هسته ای روسیه و آمریکا که بدون آن هم در وضعیت امنی قرار ندارد، را افزایش دهد. در واقع قانونگذاران آمریکایی خواهان افزایش اختیارات خود در این زمینه هستند، چرا که مجلس سنای آمریکا مسئول تصویب توافقات دوجانبه است، ولی تنها رئیس جمهوری آمریکا می تواند تصمیم بگیرد که کشور از این پیمانها خارج شود یا نه. مجلس نمایندگان کنگره نیز نه قادر است چنین توافقاتی را نه تصویب کرده و نه رد کند.

در آمریکا هم می‌دانند که اقدامات آنها بر روسیه تاثیر ندارد

کارشناسان مسائل تسلیحاتی در آمریکا بر این عقیده هستند که چنین اقداماتی از سوی کنگره از لحاظ نظامی مورد تردید قرار می گیرد. به عقیده آنها، ازسرگیری تولید این نوع سلاح بعید است تاثیری بر اقدامات روسیه بگذارد. گذشته از اینکه تنها این خطر را افزایش خواهد داد که دور جدید مسابقه تسلیحاتی بین مسکو و واشنگتن آغاز شود.

"داریل کیمبال" مدیر اجرایی انجمن کنترل تسلیحات در آمریکا پیش بینی کرده است: این لایحه قانونی مجوز تامین مالی تولید تسلیحاتی است که باعث می شود تسلیحات هسته ای جدیدی در قاره اروپا استقرار یابد. در حالیکه این اقدام نمی تواند تاثیری بر روسیه داشته باشد و برعکس، بهانه خوبی برای تولید سلاح بیشتر در این کشور خواهد شد.» به عقیده وی، این در حالی است که هیچکس در اروپا که متحد آمریکا محسوب می شود مایل نیست که موشکهای آمریکایی در خاکش مستقر شود.

به نظر می رسد در حال حاضر تعداد مخالفان این طرح از حامیان آن بیشتر باشد، ولی مباحثات پیرامون این مسئله می تواند این وضعیت را کاملا تغییر دهد.

آمریکا برای توافقات بین المللی ارزش قائل نیست

"ولادیمیر یوسییف" معاون اول مدیر موسسه کشورهای جامعه مشترک المنافع و کارشناس برجسته روس در زمینه مسائل نظامی می گوید: «ازسرگیری تولید موشکهای دارای برد متوسط در آمریکا، برغم توافقات در چارچوب پیمان نابودسازی موشکهای برد کوتاه و متوسط، دلیل دیگری است که ثابت می کند ایالات متحده بخشی از موشکهای خود را اصلا نابود نکرده و از آنها بعنوان تسلیحات خاص سامانه های دفاع ضدموشکی خود استفاده کرده است.»

وی افزوده است: «استفاده از برخی از انواع موشکها در آمریکا همواره از دید روسیه نقض پیمان فوق محسوب می شده و اکنون تصمیم جدید کنگره آمریکا برای مجوز تولید موشکهای با برد متوسط، ثابت می کند که این کشور توجهی به تعهدات خویش در این چارچوب ندارد. ایالات متحده چنین برخوردی را با توافق هسته ای با ایران نیز نشان داده است. آمریکا نمی تواند از برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) خارج شود، چون یک توافقنامه بین المللی چندجانبه است، ولی از سوی دیگر تحریمهای دیگری را علیه جمهوری اسلامی اعمال می کند که در واقع عملا توافق هسته ای را بی ارزش کرده است.»

به عقیده یوسییف، در چنین شرایطی توازن راهبردی موجود بین روسیه و آمریکا بهم خواهد خورد، در حالیکه در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما چنین مناقشه ای وجود نداشت. در آن زمان با وجود طرحهای زیادی که علیه روسیه جهت گیری شده بود، ولی موشکهای برد متوسط در آمریکا تولید نشده بود.

وی یادآور شد: «البته در هر صورت اقدام یکجانبه کنگره آمریکا در این زمینه به منزله نقض حقوق بین المللی است و اگر قبلا آنها سعی می کردند تا از قوانین خویش در خاک دیگر کشورها استفاده کنند، اکنون صحبت بر سر نقض صریح حقوق بین الملل است که نشان دهنده بی اهمیت بودن این مسئله برای حتی قانونگذاران آمریکایی است.»

روسیه گزینه‌هایی برای به پاسخ به آمریکا در اختیار دارد

این کارشناس نظامی معتقد است که طرف روسی هم قطعا پاسخهای منطقی و مناسبی به این اقدام نشان خواهد داد. وی گفت: «روسیه گزینه های متفاوتی برای پاسخگویی به این اقدام آمریکا دارد. همینکه ما از تولید این موشکها اطمینان حاصل کردیم، قطعا تدابیری برای برطرف کردن تهدیدات ناشی از آنها اتخاذ خواهد شد. و تولید موشکهای دارای برد متوسط، یعنی پاسخ متقارن به آمریکا، تنها یکی از این گزینه هاست. البته مسئله مهم محل استقرار این نوع موشکها خواهد بود. و اگر آنها در منطقه کالینیگراد و در عمق خاک اروپا استقرار یابند، روسیه امکان نابود سازی محل استقرار موشکهای مشابه آمریکایی را خواهد داشت. و کشورهای اروپایی که این موشکها را در خاک خود مستقر کنند، عملا امنیت خویش را در گرو منافع راهبردی آمریکا قرار خواهند داد.»
*تسنیم
pejuhesh232
 
پست ها : 5587
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

از فردای جنگ دوم جهانی؛ جهان چه تعداد «هولوکاست» دیده؟

پستتوسط najm134 » چهارشنبه سپتامبر 27, 2017 3:09 pm

[list=][/list]
از فردای جنگ دوم جهانی؛ جهان چه تعداد «هولوکاست» دیده؟


آلس شال اوند رَوـ خ ــ گزینش و ترجمه رضا نافعی
اوباما، روز پنجشنبه، بمناسبت روز یادکرد از هولوکاست، گفت در این روز و در تمام روزهای دیگر ، باید بیش از آن که فقط فکر کنیم کاری هم بکنیم. باید بیاد داشته باشیم که » هرگز نه » نباید فقط حرف باشد. ما بعنوان یک فرد باید بیدار باشیم در برابر بی تفاوتی در قلبمان و خود را در وجود دیگر انسانها باز شناسیم.»
منظور رئیس جمهور آمریکا از این سخن چیست؟ اعتبار این حکم » هرگز نه « همگانی است و همه را در بر می گیرد یا این که فقط محدود به تعقیب یهودیان است؟ اگر » هرگز نه » حرفی پوچ نیست و اگر منظور این است که این سخن حاصل تجربه های گذشته است ، یعنی پس از سال 1945 دیگر نباید کشتار یک خلق را بپذیریم و مرتکب آن شویم، آنوقت جنگهای جنایتکارانه آمریکا را چگونه باید ببینیم؟
کشتن 1،4 میلیون عراقی کشتارخلقی نیست؟ برای کشتار 5،1 میلیون ویتنامی که قربانی جنگ افروزان آمریکائی شدند چه پاسخی داریم؟ آیا این ها خلق کشی نیست؟ دولت ویتنام در آوریل سال 1995 ارقام واقعی قربانیان جنگ ویتنام را منتشر ساخت. در اثر عملیات جنگی 2 میلیون افراد غیر نظامی در ویتنام شمالی و 2 میلیون نفر در کره جنوبی قربانی شده اند. افزون بر این 1،1 میلیون سرباز نیز از پای در آمده اند، یعنی رویهم رفته 5،1 میلیون نفر ، طی یازده سال، از 1964 تا 1974 کشته شده اند.
ولی دست آویزی که باید توجیه کننده این جنگ ها باشد دست آویزی دروغین بود، این یعنی جنایت. آنچه که به حمله خلیج ننکین شهرت یافته و این ادعا که ناوچه های اژدر افکن ویتنام شمالی به یک کشتی جنگی آمریکا حمله کرده اند، افسانه ای بود ساختگی و بهانه ای برای جنگ ویتنام . در عراق نیز سلاح کشتار انبوه یافت نشد، گرچه قبل از جنگ با قاطعیت، سفت و سخت و بی برو برگرد، ادعا می شد که عراق چنین سلاح هائی دارد تا این دست آویزی باشد برای یک جنگ پیشگیرانه و غیر قانونی و اشغال یک کشور دیگر.
این که پس از جنگ جهانی دوم آمریکا موجب مرگ چه تعداد انسان شده است مورد پژوهش قرار گرفته است. از بعد از جنگ جهانی دوم تا کنون، آمریکا 37 جنگ برپا کرده یا عامل ایجاد آن بوده است. طبق این پژوهش نظامیان آمریکا مسئول مرگ 10 تا 15 میلیون نفر در جنگ های کره، ویتنام، افغانستان، و دو جنگ در عراق بوده اند. تلفات جنگ کره در برگیرنده سربازان چینی نیز هست، رویهم رفته 4 میلیون نفر از مردم کشورهای شرکت کننده در جنگ و نیز جنگ ویتنام و همچنین جنگ های لائوس و کامبوج کشته شده اند.
هواپیماهای B- 52 آمریکا از 1965 تا 15 اوت 1973 دو میلیون و هفتصد و پنجاه و شش هزار و نهصد و چهل ویک تن بمب فروریخته اند، بمب هائی که این هواپیما ها فقط در سال 1973 فروریختند دوبرابر بمب هائی بود که آمریکا درسراسر جنگ جهانی دوم بر ژاپن فروریخت. این بمباران های محرمانه کامبوج سبب ویرانی شدید روستاها و شهرها گشت و مردم را مجبور به ترک خانه و زندگی خود کرد و موجب پیدایش سیل عظیمی از پناهجویان گشت. این بی ثباتی اوضاع بود که سبب رشد خمر سرخ گشت که حزبی کوچک تحت رهبری پل پت بود. آمریکا نه تنها مسئول تلفات ناشی از بمباران ها ست بلکه مسئول کشتار دو میلیون و نیم قربانیان خمر سرخ نیز هست.
جامعه آمریکا و همچنین جامعه جهانی آگاه از این ارقام نیست و اطلاعاتش از قربانیان جنگهائی که به نیابت از سوی آمریکا رخ داده، و حکومت هائی که بدستور واشنگتن ساقط شده اند، از این هم کمتر است. در این جنگها بین 9 تا 14 میلیون نفر کشته شده اند، در آنگولا، جمهوری دموکراتیک کنگو( زائیر) ، تیمور شرقی، گواتمالا، شیلی، پاناما، بولیوی، کوبا، السالوادور، جمهوری دومنیکن، گرانادا، هندوراس،آرژانتین، اندونزی، پاکستان، چد، یمن و سودان. در واقع هر گوشه زمین میدان تاخت و تاز نظامی آمریکا بوده است.
فقط برای یاد آوری، جنگ عراق با ایران که به نیابت از سوی آمریکا رخ داد و از سال 1980 تا 1988 طول کشید، به قیمت جان دست کم یک میلیون نفر از مردم دو کشور تمام شد. غرب صدام حسین را مسلح کرد تا علیه ایران » دشمن آمریکا » بجنگد. به او حتی مواد شیمیائی و گاز دادند که او آن را علیه کردها نیز بکار برد .( 1)
این پژوهش نشان می دهد که آمریکا با این جنگها و چالش ها در سراسر جهان، به احتمال بسیار قوی مسئول مرگ 20 تا 30 میلیون نفر است. البته پر واضح است که در این باره سخنی گفته نمی شود و صد البته گزارشی هم منتشر نمی شود، چون از قرار معلوم، آمریکا هم خودش خوبست و هم نیتش پاک است !
این پژوهش Deaths In Other Nations Since WW II Due To Us Interventions» در سال 2007 منتشر شد. در این پژوهش از جدیدترین ارقام سخنی به میان نیامده است، مثلا پنجاه هزار نفرافراد غیر نظامی که در نتیجه » اقدامات انساندوستانه« برای » حفاظت از مردم غیر نظامی » در لیبی کشته شدند. از انسان هائی که هر روزه در افغانستان کشته می شوند یا در اثر حملات هواپیماهای بی سرنشین در یمن و پاکستان از پای در می آیند.
ما امروز شاهد آن هستیم که جنگی تازه علیه سوریه و ایران تدارک دیده می شود. بازهم باید «رژیمی تغییر کند» و باز بازار دروغ پراکنی گرم شده است، ایران مشغول ساختن بمب اتمی است و قصد دارد اسرائیل را از نقشه جغرافی محو کند. به همین دلیل ناتو باید در سوریه دخالت نظامی کند و به همین دلیل حمله تاسیسات اتمی ایران حتما واجب است، اگر دیپلماسی » شکست بخورد».
اگر اوباما واقعا راست می گوید ، وقتی که می گوید » دیگر هرگز » نباید سخنی خالی از معنی باشد، اگر » دل ما نباید نسبت به همنوعان ما بی تفاوت » بماند و اگر خلق کشی ، علیه هیچ خلقی ، دیگر نباید تکرار شود، آنوقت او باید از خود شروع کند و دیگر در پی ساقط کردن دولتی دیگر نباشد. آنوقت باید مانع از آن گردد که لابی جنگ افروز در خاک خودش و دولت اسرائیل به ایران حمله کنند. زیرا یک نکته روشن است. جنگ با ایران تبدیل به چنان چالشی خواهد شد که آنچه تا کنون رخ داده در برابرش هیچ خواهد بود.
———————-
(1)
پس از پایان جنگ اول جهانی و با تصویب پروتکل 1925 ژنو توسط بیشتر کشورهای دنیا، کاربرد این سلاح ممنوع گردید با این وجود رژیم عراق در طول جنگ ایران و عراق با نقض این معاهده بین المللی وسیعترین حملات شیمیایی پس از جنگ جهانی اول را مرتکب شد و بر اساس گزارش های بازرسان سازمان ملل متحد از سال 1984 تا 1988 در موارد متعددی از گاز خردل و نیز عوامل اعصاب بر علیه رزمندگان ایرانی و غیر نظامیان ساکن روستاها و شهرهای مرزی ایران استفاده شد[۲] این حملات شیمیایی منجر به مصدوم شدن بیش از یکصد هزار نفر در ایران گردید که بسیاری از آنان هنوز به عوارض و بیماری های ناشی از مصدومیت شیمیایی مبتلا هستند و نیازمند مراقبت های پزشکی هستند.[۳]
رژیم صدام همچنین در جریان عملیات انفال بر علیه مناطق کردنشین شمال عراق حملات شیمیایی وسیعی را علیه مردم این مناطق انجام داد که حمله شیمیایی به حلیچه در مارس 1988 وکشتار بیش از پنج هزار نفر از مردم این شهر از آن جمله است. [۴]
آمریکایی‌ها نیز در جنگ ویتنام هزاران تُن عامل نارنجی[۶] بروی جنگل‌های منطقه ریختند تا آن مکان‌ها یعنی (مخفی گاه ویت کنگ‌ها) را تبدیل به بیابان کنند. بخش عمده این ماده را نیز آلمان‌ها در اختیار آمریکایی‌ها قرار دادند. تحت تاثیر این ماده مهلک دی‌اکسین‌دار [۷] هنوز پس از ۴۰ سال، در ویتنام بچه‌های معلول به دنیا میایند. ــ ویکی پدیا
http://alles-schallundrauch.blogspot.de ... caust.html
najm134
 
پست ها : 1992
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

آمادگی مسکو برای نبرد "پایان جهان"

پستتوسط najm134 » شنبه اکتبر 21, 2017 6:56 am

آمادگی مسکو برای نبرد "پایان جهان"

بنابر گزارش منابع آمریکایی، مسکو خود را برای نبرد "آرماگدون" (جنگ پایان جهان) آماده می کند.
Image
به گزارش افکارنیوز، آژانس اطلاعات نظامی آمریکا گزارش داده است که کرملین با حفاظت از " پناهگاه های هسته ای" زیرزمینی در مسکو خود را برای نبرد پایان جهان آماده می کند.
فرض بر این است که رهبران روسیه در صورت بروز جنگ هسته ای به این پناهگاه ها که هریک از آن هزاران نفر را در خوی جای می دهد، پناه ببرند.
بر اساس آخرین گزارش آژانس اطلاعات نظامی آمریکا، این مرکز موفق به کشف و شناسایی مقر فرماندهی پناهگاه روسیه در عمق زیرِ زمین کاخ کرملین و دیگری در زیر دانشگاه مسکو شده است و رهبران روسیه می توانند از این دو مخفیگاه به مخفیگاههای مشابه دیگر در رفت و آمد باشند.
در همین حال، روزنامه اینترنتی "پراودا" گزارش داد که آژانس اطلاعاتی آمریکا پیش از آن اعلام کرد که روسیه در حال ایجاد ده ها مقر زیرزمینی در سراسر این کشور است.
امروزه تعبیر آرماگدون برای اشاره به پایان جهان به کار می رود.
najm134
 
پست ها : 1992
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

کره کشتار بردگان جنسی اش را توسط ژاپن محکوم کرد

پستتوسط najm134 » يکشنبه مه 06, 2018 9:54 pm

کره کشتار بردگان جنسی اش را توسط ژاپن محکوم کرد

Image
یک رسانه رسمی دولت کره‌شمالی کشتار بردگان جنسی کره‌ای توسط نیروهای ژاپنی در جریان جنگ جهانی دوم را محکوم کرد.
خبرگزاری شینهوا : به تازگی ویدئویی منتشر شده که در آن کشتار بردگان جنسی کره‌ای توسط نیروهای ارتش ژاپن در سال ۱۹۴۴ نشان داده می‌شود. این ویدئو در استان یون‌نان چین ضبط شده که کشته شدن ۳۰ زن کره‌ای را نشان می‌دهد.
روزنامه «رودونگ سینمون» کره‌شمالی در این باره نوشت، این ویدئو یک بار دیگر وحشی‌گری و خشونت نیروهای ارتش امپراتوری ژاپن را نشان داد.
در ادامه این مطلب آمده است: محافظه‌کاران راست‌گرای ژاپن از جمله نخست‌وزیر این کشور و گروهش مدعی هستند که اتفاقاتی نظیر بردگی جنسی در ارتش امپراتوری ژاپن هیچ‌گاه اتفاق نیفتاده و قربانیان این اقدام را مورد تمسخر قرار می‌دهند.
به نوشته روزنامه رودونگ سینمون، این ویدئو ثابت می‌کند که نظام برده‌داری جنسی که توسط ارتش امپراتوری ژاپن ایجاد شده، در واقع وجود داشته است.
این روزنامه دولت ژاپن را به تلاش برای انکار تاریخ متهم کرده است.
پیش از این رئیس‌جمهوری کره جنوبی با بیان این که ژاپن نمی‌تواند اعلام کند مساله بردگان سابق جنسی دوران جنگ تمام شده است، از توکیو خواسته بود تا بابت این مسأله عذرخواهی کرده و اشتباهاتش را جبران کند.
najm134
 
پست ها : 1992
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

قتل عام هزاران فيليپيني و غارت گنجينه هاى ملي توسط امريكائيه

پستتوسط najm134 » دوشنبه دسامبر 31, 2018 9:57 am

قتل عام هزاران فيليپيني و غارت گنجينه هاى ملي توسط امريكائيها = بعد صدسال گذشتن و بيست سال پيگيري فيليپين؛ امريكا ناچار به برگرداندن برخي اموال شد



Image

آمریکا پس از صدسال مجبور شد ناقوس‌هایی را که از فیلیپین دزدیده بود به این کشور بازگرداند.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا به نقل از رویترز، صبح امروز سه‌شنبه، یک هواپیمای باری سه ناقوس کلیسا موسوم به به زنگ‌های بالانگیگا را به فیلیپین بازگرداند. نیروهای آمریکایی در سال ۱۹۰۱ و در جریان قتل عام هزاران نفر از مردم فیلیپین در در منطقه سامار در مرکز این کشور، این دو ناقوس را دزدیده بودند. فیلیپین یک دهه بود که آمریکا برای بازپس دادن این دو ناقوس ارزشمند، تحت فشار گذاشته بود. پیش از این دو ناقوس در پایگاه نظامی آمریکا در وایومینگ و یکی نیز در کره جنوبی نگهداری می‌شد.

گفتنی است جنگ آمریکا و فیلیپین بین سالهای ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۲ یکی از تاریک‌ترین نقاط تاریخ ایالات متحده و تجاوزهای این کشور به مردم منطقه شرق آسیا است.
najm134
 
پست ها : 1992
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

قبليبعدي

بازگشت به آلوده شناسى


cron
Aelaa.Net