آلودگی اجتماعي

مدير انجمن: najm134

ديسكو زنها محيطي فسق آلود با سرو مشروب

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه ژوئن 10, 2016 3:44 pm

ديسكو زنها محيطي فسق آلود با سرو مشروب


بعد از انتشار آگهی برگزاری دیسکوی زنانه در تهران، تقریبا همه متوجه برگزاری چنین دورهمی‌های زنانه‌‌ای شدند. تا جایی که سایت‌ و خبرگزاری‌های معتبر هم نسبت به این مسئله واکنش نشان دادند و این اقدام را غیراخلاقی خواندند. البته این برخورد باعث جلوگیری از برگزاری مراسمی اینچنین نشد، بلکه برگزارکننده‌ها با ایجاد کانال‌ها و صفحه‌هایی در تلگرام و اینستاگرام تبلیغات خود را با قدرت بیشتر نسبت به قبل انجام می‌دهند، گرچه اینبار محتاطانه‌تر عمل می‌کنند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، حالا علاوه بر افزایش قلیان و سیگار بین خانم‌ها و حضور بسیاری از آن‌ها در قهوه‌خانه‌های سنتی موضوع دیسکوی زنانه و دی جی های حرفه‌ای یکی دیگر از پدیده‌های تازه این روزهای شهرهای بزرگ کشور شده است و حالا اینکه چگونه برگزار می‌شود و زنان چطور در آن حضور پیدا می‌کنند و دقیقا در این دیسکو ها چه می‌کنند، مسئله‌ای است که باید هرچه سریعتر قبل از رواج آن در شهرهای مختلف کشور بررسی و برخورد قانونی شود. نکته جالب‌تر در این دیسکوها حضور دی جی های زنی است که آزادانه فعالیت می‌کنند.

آیا برگزاری دیسکو با اطلاع‌رسانی علنی در فضاهای مجازی و حضور دی جی های زن با موانعی روبروست یا اینکه دغدغه‌ای برای کسی ایجاد نمی‌کند؟! همین امر بهانه‌ای شد تا با تحقیق و پرس و جویی کوتاه از چگونگی اطلاع برخی افراد از این دیسکوها و چند و چون آن مطلع شویم.
به محض اینکه در یکی از گروه‌های تلگرامی این موضوع را مطرح کردم، فورا چندین شماره برایم ارسال شد که در برخی نقاط شهر تهران این دیسکوها برگزار می‌شوند. حتی یکی از این شماره‌ها مربوط به یکی از بازیگران معروف خانم بود که مسئول برگزاری دیسکویی در شرق تهران است و شماره‌های خود را در فضای مجازی منتشر کرده تا شرکت‌کننده‌ها بتوانند با آنها تماس بگیرند. جالب این بود که این دیسکوها در تالارهایی با مجوز برای مراسم عروسی برگزار می‌شود.


از خانم 18 تا 60 ساله در این دورهمی حضور دارند

با یکی از این برگزارکننده‌های دیسکوهای شلوغ که در غرب تهران واقع است، تماس گرفتیم. خانمی که مسئول برگزاری دیسکو بود گفت: در هر ماه یک بار دورهمی زنانه برگزار می‌شود (البته دورهمی اصطلاح خودشان بود) و از 9 صبح تا شش بعد از ظهر ادامه دارد و وقتی از او پرسیدم چه طور خانم‌هایی به این مراسم می‌آیند، عنوان کرد: من ابتدا این دورهمی را با تعدادی از دوستان نزدیکم شروع کردم و در هر مراسم هرکسی دوستش را می‌آورد و حالا که تعداد خانم‌ها بالا رفته، در فضای مجازی آگهی دادیم که خانم‌های دیگر هم بتوانند از این دورهمی خوب ما استفاده کنند و گروهی تلگرامی هم داریم که مشتریان در جریان برنامه‌های دیگر این دورهمی قرار می‌گیرند. هر کسی از اقوام و خانم‌ها و دوستانتان را می‌توانید با خود بیاورید.

در گروه تلگرامی مربوط به این مراسم، یکی از خانم‌ها هم درباره این دورهمی می‌گفت: هر نفر برای شرکت در این دیسکو 50 هزارتومان به صرف شیرینی و ناهار پرداخت می‌کند و اکثر خانم‌ها هم یکدیگر را نمی‌شناسند و از سن‌ 19 سال گرفته تا خانم 60 ساله هم حضور دارد، در آنجا فقط خوشحالی است. آزاد و رها هستی، البته هر کس که بخواهد هم می‌تواند مشروب سرو کند، مانعی ندارد.


فعالیت مجوزدار دیسکوهای بانوان

مسئول دیسکو زنان درباره مجوز ادعا می‌کند: ما هرماه از بهزیستی و اداره اماکن عمومی مجوز را می‌گیریم. وی می‌افزاید مسئولان من را کاملا می‌شناسند. تا کنون هم مشکلی ایجاد نشده خیالت راحت باشد!


دی جی های حرفه‌ای خانم برای دیسکوهای زنانه

همینطور که در مورد این دیسکوهای زنانه در فضای اینترنت تحقیق می‌کردم، به یکباره چشمم به آگهی رزرو دی جی در مهمانی‌ها خورد و با مسئولش تماس گرفتم. او می‌گوید در پکیج 600 هزار تومانی افراد چهار یا پنج سال سابقه دارند که در یک ماه برای اجرای هفت یا هشت برنامه می‌روند و اگر در گروه حرفه‌ای نورپردازی و آتش‌بازی بخواهید از یک میلیون تومان شروع می‌شود.

به نظر می‌رسد عنوان «دیسکوی مخصوص بانوان» عنوانی است که در ابتدا خیال هر خانم مقیدی را راحت می‌کند که مردی در این دیسکو حضور ندارد و یک مهمانی ساده است. اما موضوع اصلی اینجاست که در این دیسکوها خبری از آزادی مشروع نیست، بلکه در این فضاها کارهایی صورت می‌گیرد که شاید اگر اغلب بانوان پیش از برگزاری از آن مطلع شوند، در این مراسم حضور پیدا نکنند. البته دادن مجوز برای چنین مراسمی هم، اگر واقعیت داشته باشد جای سوال دارد، چراکه به نظر می‌آید مسئولان هم بدون تحقیق و نظارت صحیح گول عنوان مخصوص بانوان را خورده‌اند.
pejuhesh232
 
پست ها : 3655
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

برگزاری کنسرت در هر نقطه‌ای ابتذال است بخصوص در برابر امام ر

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه جولاي 09, 2016 5:44 pm

آیت‌الله علم‌الهدی:
برگزاری کنسرت در هر نقطه‌ای ابتذال است بخصوص در برابر امام رضا عليه السلام


شفقنا – در موضوع موسیقی هرکسی تابع مرجع خود و فتوای مرجع خود است اما کنسرت تنها موسیقی نیست، کنسرت حاشیه‌ای دارد که آن حاشیه ابتذال آفرین و عامل غضب خدا است.

Image

به گزارش شفقنا از Alamolhoda.com، آیت‌الله علم‌الهدی صبح امروز در خطبه دوم نماز عید سعید فطر در حرم امام رضا(علیه‌السلام)، بابیان این‌که بزرگ‌ترین دستاورد یک ماه روزه‌داری، بریدن از غیر خدا است، اظهار کرد: ماه مبارک رمضان، روزها را روزه گرفتیم، شب‌ها را به تهجد و نوافل گذراندیم، بزرگ‌ترین دستاورد یک ماه بندگی در درگاه خدا این است که در عرصه زندگی از غیر خدا جدا شویم و به خدا وابسته شویم، هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی؛ در زندگی فردی، بریدن از غیر خدا و اتصال به خدا مشخص است، هرکسی در عالم خودش می‌داند چگونه باید به خدا وصل شود و چگونه از غیر خدا جدا شود و ببرد اما مهم در زندگانی اجتماعی ما هست چون در زندگانی اجتماعی همه به هم متصل و مرتبطیم.

حاشیه‌های کنسرت ابتذال آفرین و عامل غضب خدا است

به خدا وصل شدن یعنی گناه و ابتذال در جامعه و حوزه فرهنگ ما به چشم نخورد و خودنمایی نداشته باشد، مسئله کنسرت به‌عنوان اجرای یک برنامه موسیقی یا آهنگ مربوط به فتاوای مراجع تقلید است و هرکسی تابع مرجع خود و فتوای مرجع خود است در مسئله موسیقی اما کنسرت تنها موسیقی نیست، کنسرت حاشیه‌ای دارد که آن حاشیه ابتذال آفرین و ابتذال است؛ این‌که یک‌مرتبه یک عده فریاد می‌کشند، کف می‌زنند و سوت می‌زنند و اظهار هیجان می‌کنند، این هیجان شکلی از گناه و غضب خداست که در زندگی اجتماعی ما بروز کرده است.

هر کاری که با ابتذال همراه شد، حرام می‌شود

از آن بدتر این‌که این ابتذالی که مظهر گناه و غضب خداست، در سرزمین امام هشتم اجرا شود و الا کسی با خوشی مردم مخالفت نیست، اما این عین ناخوشی است، عین آلودگی است، جامعه را فاسد می‌کند، شیرینی برای جوان ندارد، حلاوت ندارد، این حلاوت شیطانی است که بر جوان وارد شده و فکر می‌کند شیرین است؛ هر کاری که بنا شد در حاشیه آن کار، هیجان‌های نامشروع صورت بگیرد ولو کار، کار مقدس، ولی درعین‌حال همین‌که با ابتذال همراه شد می‌شود حرام.

ایجاد و بروز هیجان در دختر و پسر در اجرای ورزش قهرمانی، مظهر ابتذال است

ورزش، جریان مقدسی است، حتی ورزش قهرمانی مقدس است چون مشوق نسل جوان برای سلامتی، ورزش و حفظ صحت است اما اگر قرار شد در کنار اجرای برنامه ورزش قهرمانی، یک عده دختر و پسر کنار هم جمع شوند، یک عده دختر و زن هیجان پیدا کنند، کف بزنند، سوت بکشند و به هوا بپرند، می‌شود ابتذال و ابتذال مظهر گناه است.

متأسفانه در این مملکت، در شب‌های ماه مبارک رمضان که ماه فضیلت و عبادت بود، این ابتذال را در این کشور ایجاد کردند، این مسؤولین که دست به این کار می‌زنند باید بدانند که در جهنم جایشان تنها جای گنه‌کار نیست بلکه جایشان جای کسانی است که مسیر اسلام را منحرف کرده‌اند.

برگزاری کنسرت در هر نقطه‌ای ابتذال است

یک‌وقت آدمی گناه می‌کند، خودش گناه می‌کند اما یک‌وقت مظهر زندگی اجتماعی این مردم جان داده، خون داده در راه خدا را می‌کند مظهر گناه و مظهر نافرمانی، ما در حوزه فرهنگی با این وضع به خدا وصل نشده‌ایم، از غیر خدا نبریدیم، عامل آن‌هم عناصر و عواملی هستند که با هر انگیزه‌ای دست به این کار می‌زنند و جلوی این مفاسد را نمی‌گیرند.

خدایا تو شاهد باش مقابل چشم امام معصوم و حجت خدا، باکمال بی‌باکی عرض می‌کنم کنسرت ابتذال است در هر نقطه‌ای اجرا شود و در این شهر، بی‌حرمتی و جسارت به امام رضا (علیه‌السلام) است. «تکبیر»
pejuhesh232
 
پست ها : 3655
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

در آمد ماهانه 5 میلیونی گدایان در اصفهان

پستتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه جولاي 13, 2016 10:40 pm

در حاشيه اخبار درامدهاى نجومي: در آمد ماهانه 5 میلیونی گدایان در اصفهان


به گزارش روز پلاس، مدیر پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان با بیان اینکه این متکدیان به بهزیستی تحویل شده اندگفت: بیشتر این افراد در مناطق یک ،سه،پنج و شش از مناطق مرفه نشین شهر و مناطق پرتردد فعال هستند.

مجتبی کاظمی با بیان اینکه 90 درصد گدایان که در شهر فعال هستند نیازمند واقعی نیستند ادامه داد: بسیاری از گدایان ماهیانه بیش از 5 میلیون تومان درآمد دارند و باید مردم با کمک نکردن از گدا پروری جلوگیری کنند.

وی با اشاره به اجرای طرح شناسایی نامحسوس متکدیان و شناسایی متکدی حرفه ای اصفهان افزود : استان به واسطه فرهنگ مردم وگردشگر پذیر بودن یکی از کانون‌های مورد توجه متکدیان حرفه ای است.
pejuhesh232
 
پست ها : 3655
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

بالابودن سن شعور رانندگي در ايران

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه اکتبر 16, 2016 12:08 am

بالابودن سن شعور رانندگي در ايران


شفقنا-یک کارشناس بیمه و خسارت خودرو در همدان اکثر حوادث رانندگی در ایران را ناشی از بالا بودن سن شعور رانندگی دانست.

Image

کاظم عظیمی در گفت‌وگو با ایسنا، سن شعور رانندگی در ایران را ۳۸ سالگی عنوان کرد و افزود: سالانه در ایران بیش از ۱۸ هزار نفر در حوادث جاده‌ای کشته و زخمی می‌شوند که علاوه بر کیفیت خودرو و جاده‌ها، مهمترین عامل در تصادفات فرهنگ رانندگی شخص است.

وی اکثر حوادث رانندگی در ایران را ناشی از بالا بودن سن شعور رانندگی دانست و افزود: درست رانندگی کردن ارتباطی به تحصیلات، ثروت و یا فقیر بودن ندارد.
عظیمی با اشاره به تحقیقات صورت گرفته در رابطه با سن شعور رانندگی ادامه داد: در ایران این سن ۳۸ سالگی اعلام شده است به طوریکه در این سن رانندگان دیر رسیدن را بر نرسیدن ترجیح داده و از سمت راست سبقت نمی‌گیرند.

این کارشناس بیمه و خسارت خودرو تصریح کرد: در این سن هنگام ورود به میدان و خیابان‌های اصلی ایست کرده و با احتیاط وارد می‌شوند.
عظیمی ادامه داد: در این سن رانندگان متوجه می‌شوند در زمان خواب‌آلودگی نباید رانندگی کنند و می‌دانند پس از دوساعت رانندگی باید یک ربع استراحت کرد.
وی در پایان عنوان کرد: باید از تمام افرادی که سن‌شان زیر ۳۸ سال است و قانونمند رانندگی می‌کنند، تشکر کرد.
pejuhesh232
 
پست ها : 3655
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

هديه داوطلبانه مردم هرجقدر هم مبلغش بالا باشد منعي ندارد ام

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه اکتبر 21, 2016 11:00 am

هديه داوطلبانه مردم هرجقدر هم مبلغش بالا باشد منعي ندارد
اما شرط كردن به مبلغ گزاف درست نيست


فرارو- ماجرا چک‌هایی با رقم درشت در ابتدای ماه محرم جنجالی شد. چِک‌هایی که با چَک تکذیب برگشت خوردند اما در متن اخبار و محافل به حیات خود ادامه دادند! چک‌هایی که صادر کننده آن نامشخص است ولی نام دریافت کنندگان وجه بر روی برگه چک مشخص است. نام‌هایی آشنا و سرشناس که این روزها در ایام محرم تصویرشان در تلویزیون و بیلبوردهای شهرهای بزرگ دیده می‌شود. اما ماجرا چه بود و چرا برای مردم جذاب شد؟

به گزارش فرارو، این برای چندمین بار هست که دریافتی مداحان حاشیه ساز شده و مورد توجه مردم و رسانه‌ها قرار گرفته است.

در سال 91 روزنامه خراسان در گزارشی از دریافتی‌های میلیونی مداحان گلایه کرد. این روزنامه در بخشی از گزارش خود نوشت: «دهه اول محرم امسال یکی از مداح‌های معروف و نامی برای ۱۰شب مداحی ۴۰میلیون تومان صله گرفت که در مقایسه با مبلغی که سال گذشته [سال 1390] به او پرداخت کردند ۱۵میلیون تومان افزایش داشته است..»

در محرم سال 1392 پایگاه انصاف نیوز گزارشی را منتشر کرد و در آن به نقل از روح اله باقری، کارشناس تشکل‌های مسائل دینی صحبت از دریافتی 4تا5 میلیونی برای هر شب اجرای مداحی سخن گفته شد. این پایگاه در گزارش خود آورده بود: «مداحی برای یک دهه در شهر کوچک «چغادک» از توابع استان بوشهر، ۲۰۰ میلیون تومان پول دریافت می‌کند.»

مداحان زیر ذره بین رفته‌اند
هرچه باشد بدون تردید امروزه مداحان بیش از گذشته دیده می‌شوند. مداحان نیز سبک و سیاق خود را تغییر داده‌اند و به دنبال تاسیس کانون و خانه ویژه مداحان رفته‌اند و به دنبال راهی برای کادر سازی و تربیت نیرو می‌گردند به طوریکه امروز تقریبا تمامی مداحان سرشناس تشکیلاتی برای خود دست و پا کرده‌اند و گروهی از علاقمندان خودشان را گرد یکدیگر جمع کرده‌اند.

برای نمونه در همین باره محسن طاهری، رئیس سابق خانه مداحان، پیش از این گفته بود: «ارضی و حدادیان برای خودشان تشکیلات دارند. با ما خیلی مشورت نمی‌کنند و همه را در جریان تصمیمی که می‌خواهند بگیرند، نمی‌گذارند.»

اما روح الله بهمنی از اتاق فکر مداحان خبر می‌دهد تشکیلاتی که بین 10-15 نفر از مداحان بزرگ برقرار شده است و در آن درباره مسائل مهم کشور تصمیم‌گیری می‌شود. وی در همین رابطه می‌گوید: «گاهی مداحان جمع می‌شوند، صحبت‌هایی می‌کنند؛ ولی اینکه یک نفر از بالا به‌طور دیکتاتوری دستور دهد و بگوید همه این کار را کنند، خیر این‌طوری نیست. اگر هم حرفی زده بشود یک اتاق فکر تشکیل می‌شود، همه نظرات‌شان را می‌دهند و در نهایت براساس خردجمعی تصمیم می‌گیرند.»

وی در همین رابطه اضافه می‌کند: «این‌طور نیست که مثلا فقط مداحانی که به بیت رهبری دعوت می‌شوند، عضو اتاق فکر باشند. اکثر آقایان که جلسات بزرگ و قوی و تأثیرگذار در کشور دارند، در اتاق فکر حضور پیدا می‌کنند. در جلسات ما، در حد بضاعت سعی می‌شود که فرامین حضرت آقا رعایت شود.»

هرچند مجلس عزاداری ائمه و ذکر فضائل آنها برای هر کسی جذاب است اما نقش یک مداح در مجلس روضه برای مردم جذاب‌تر شده است. انگار مداحی‌ها در کنار جاذبه‌ها معنوی جذابیت‌های دیگری هم برای افراد پیدا کرده است به همین دلیل چند سالی است که خیلی‌ها می‌خواهند مداح شوند؛ این علاقمندی‌ محدودیت سنی نمی‌شناسد در میان نوجوانان و افراد میان سال و سالخورده هم هستند تعدادی زیادی که می‌خواهند مداح شوند.

شاید به دلیل این قبیل جذابیت‌هاست که در ایام مذهبی از دریافتی مداحان حرف زده می‌شود اما کسی درباره دریافتی خطیبان مجالس کنجکاوی نمی‌کند.

رونق کلاس‌های مداحی
خیلی‌ها برای مداحی صف کشیده‌اند. مداحی دیگر آن هنری نیست که از پدر به پسر و از پیری به جوانی انتقال پیدا کند. مداحی امروز اصول دارد و باید آموزش داده شود. به همین دلیل است که مداحان سرشناس سبک‌هایی را به نام خود سند زده‌اند و آن را به جوانان و تازه‌ کارها آموزش می‌دهند. تا جایی که برای کلاس‌های برخی مداحان مانند حاج منصور ارضی باید صلاحیت فرد تایید شود.

بنابراین برای آنکه علاقمندان مداحی بتوانند سری در میان سرهای مداحان پیدا کنند باید کلاس مداحی برود و آموزش ببیند. کسی که کلاس نرود به این راحتی‌ها نمی‌تواند مداح شود. در سال‌های اخیر حتی از مداحان امتحان هم گرفته شد تا سطح بندی و رتبه‌بندی شوند.

چرا مداحان جذاب شده‌اند؟
مداحان در قامت یک سوپراستار
شور و هیجان مجالس مداحی خیلی‌ها را به خود جذب می‌کند. اما در این میان مداحان سرشناس جذابیت‌های دیگری هم دارند. شاید برای برخی اجرای برنامه‌ای در حضور هزاران نفر جلب توجه کند و برای برخی دیگر نیز تشکیل حلقه‌ای از مریدان در اطراف خود جذاب به نظر برسد. البته ناگفته نماند برای برخی دیگر نیز فضای آزاد نقد بزرگان سیاسی می‌تواند نقطه جذاب به نظر برسد.


حلقه مریدان دیگر جذابیت مداحان سرشناس است. شاید برای بسیاری از جوانان حلقه مریدان سفت و سخت دور مداحان سرشناس جذاب باشد. حلقه‌ای که بیشتر از سایرین با مداحان ارتباط دارند. همانند اطرافیان سوپر استارها که بیشتر فرصت دارند او را ببیند و با او دم خور شوند.

انگار مداحان حاشیه امنی در نقد همه بزرگان نظام دارند؛ همین حاشیه امن می‌تواند برای خیلی‌ها جاذبه باشد. به همین دلیل تلاش می‌کنند همان مسیری را بروند که سوپراستار زندگی‌شان رفته است. کسی که می‌تواند صریح و بی پرده همه را به باد انتقاد بگیرد.

به همین دلیل است که وقتی به عملکرد مداحان سرشناس نگاه می‌کنیم چنین خصلت‌هایی را یکجا در آنها می‌بینیم.

اما در نظر عموم مردم پول‌های دریافتی مداحان جذاب است؛ با این حال حاج محمد طاهری مسئله دریافت پول‌های کلان را رد می‌کند و می‌گوید: «عزیزانى را که نام برده‌اند و مجلس قول داده‌اند، تمام وقتشان در جلسات خودشان برنامه دارند، آیا وقتى دارند که جایى دیگر وعده کنند؟! خود این عزیزان براى جلساتشان خرج می‌کنند! آیا ما از خودمان پول می‌گیریم؟»

به واقع حاج محمدرضا طاهری درست می‌گوید؛ اغلب مداحان سرشناس خود دارای هیئات و کانون و حداقل پاتوق و محفلی در یکی از مساجد تهران هستند و حداقل در شب‌های اصلی برنامه‌های مذهبی وقتی برایشان باقی نمی‌ماند.

Image
چرا مداحان جذاب هستند؟


به نظر این روزها بیش از آنکه هدیه‌های تقدیمی به مداحان جوانان را جذب کند دیگر ویژگی‌های حرفه مداحی جذاب شده است و زمینه ساز شده تا همه آنها راهی آموختن این حرفه شوند.


چه کسانی مایلند به مداحان نزدیک شوند؟

دامنه نفوذ مداحان در میان جوانان در حال گسترش است. مداحان در برابر هزاران نفر حرف می‌زنند و کلامشان از بسیاری از روزنامه‌ها مخاطب بیشتری دارد. از طرفی بسیاری از مداحان سرشناس با بزرگان نظام رفت و آمد دارند و به برخی از احزاب سیاسی نیز نزدیک‌اند و برخی‌شان نیز بی پروا هر کسی را نقد می‌کند.

محسن طاهری درباره ارتباطات برخی مداحان با چهره‌های سیاسی می‌گوید: «لیدرهای ارضی و حدادیان هم مشخص و شناخته‌شده و یک‌سری افراد سیاسی هستند. خود آقای حدادیان سال‌هاست با آقای ابوترابی ارتباط نزدیک دارد و به طیف این آقایان نزدیک است. آقای ارضی و دوستان دیگر هم، کسانی دارند که مسائل سیاسی را قطعا با آنها به مشورت می‌گذارند.»

ناگفته نماند به گفته روزنامه شرق، سال ٨٤ نامه‌ای با امضاي ١٠٤ مداح کشور در حمایت از احمدی نژاد و با حضور نام‌هایی همچون حاج‌منصور ارضی، سعید حدادیان، عبدالرضا هلالی و محمود کریمی منتشر شد. این نامه در واقع‌بیانیه‌ای بود که مداحان در روزهای مانده تا انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری منتشر کردند و نامزد مورد حمایت خود را «بسیجی ولایی دکتر «محمود احمدی‌نژاد» اعلام کردند. «احمدی‌نژاد» البته تا قبل از سال ٨٤ هم نام آشنا و البته محبوبی برای مداحان مشهور و هیأت‌های مذهبی تهران بود.



ماجرای چک‌ها

احتمالا به دلیل وجود همین جذابیت‌ها، ارتباطات و حواشی است که تصویر چهار چک در نزدیکی انتخابات، شهرداری تهران را در مظان اتهام قرار داد و وادار به واکنش کرد. شهردای تهران بدون آنکه اصل موضوع و اصالت چک‌ها را زیر سوال ببرد تنها اعلام کرد چک‌ها و فرد صادر کننده چک ارتباطی با شهرداری ندارند.


به همین دلیل بود که رئیس شورای اطلاع رسانی شهرداری تهران، مهدی ذاکری توضیح داد: «تصاویر منتشر شده مربوط به حساب شخصی به نام آقای «ر.ل» یک شهروند تهرانی است که چکی از بانک اقتصاد نوین را به حساب خود واریز و درخواست چهار برگ چک بانکی در وجه افراد می‌کند؛ نه آن فرد و نه آن حساب‌ها هیچگونه ارتباطی با شهرداری تهران نداشته و ندارد.»



طبق آمار رییس کانون مداحان کشور در سال 1393، حدود ۵۶ هزار و 400 مداح مرد در کشور شناسایی شده‌اند. شاید از این تعداد مداح، اندکی از آنها خصلت‌های بالا را دارند و بسیاری از این 56 هزار نفر، زندگی عادی و روزمره‌ای دارند و تنها در ایام عزاداری در مسجد و حسینیه محله‌شان عزاداری می‌کنند.

طبق مشاهدات، بسیاری از مداحان هیچ صله یا پولی در اعضای برگزاری مداحی اهل بیت (ع) دریافت نمی‌کنند. به همین دلیل دامنه دریافتی آنها زیاد است و خیلی نمی‌توان از عدد مشخصی سخن گفت. برخی از آنها به هیچ عنوان صحبت از پول نمی‌کنند و هرچه میزبان توان داشته باشد به عنوان صله به او می‌دهد به عنوان وسیله‌ای برای قدردانی از مداح مجلس در نظر گرفته می‌شود.


انتقاد تند غرضی از مداحان:برخی از آنها شبی ۱۵میلیون می‌گیرند/سند بیاورید که امام حسین فحاشی کرده است
Image
وزیر پست و تلگراف دولت سازندگی گفت: فحاشان در مجلس امام حسین(ع)، اگر خود را مذهبی می‌دانند من هم اسمم را رستم می‎گذارم.

سید محمد غرضی در خصوص اظهارات اخیر منصور ارضی مبنی بر "فحش دادن امام حسین(ع)" و سخنان سیاسی دیگر مداحان در تریبون های مذهبی گفت: افرادی که از حدود الهی عدول می‌کنند طول عمرشان کم خواهد شد. حتی ممکن است چنین اظهارنظرهایی جوانان را از دین زده یا دور کند.

اهم سخنان وی به شرح زیر است:

*من درباره اسامی و اشخاص (منصور ارضی) نظری را بیان نمی‎کنم، اما باید بگویم که در تاریخ اسلام رفتار پیامبر اعظم و ائمه اطهار بر همگان مبرهن و مشخص است. اینکه برخی می‎گویند سالار شهیدان فحاشی می‎کرده است با اسناد اسلامی تطبیق ندارد.

*به عقیده من، این قبیل سخنان، موازین «خود شخص‌ساز» است که نمی‎تواند جزو سنت عمومی نیز قرار گیرد. در قرآن، نهج‎البلاغه، صحیفه سجادیه و... به هیچ وجه توهینی را مشاهده نمی‎کنید. بنابراین سخنان و اظهارات این چنینی که برخی افراد بیان می‎کنند قطعاً نتیجه‎ای جز افزایش کینه و دشمنی نخواهد داشت.

*{با اشاره به استفاه سیاسی از منبرهای مذهبی} بعد از گذشت سال‌ها از انقلاب اسلامی هنوز مردم ایران با یکدیگر اتحاد دارند، اما اخیراً برخی افراد (مداحان) گروه‌ یا گروه سیاسی را برای خودشان ترتیب داده‌اند و با کارها، اقدامات و سخنان خود سعی بر اختلاف‌اندازی در میان مردم دارند که به عقیده من هر کسی که بخواهد از گروه‌ها و جریان‌ها اختلافی ایجاد کند قطعاً خیری از سیاست نخواهند دید.

* من از افرادی که چنین سخنانی را بیان می‎کنند می‎پرسم که امام حسین کجا فحاشی کرده است؟ سندش را ارائه دهند. سالار شهیدان در بدترین و تندترین شرایط، افراد را نصحیت می‌کردند نه اینکه به کسی ناسزا بگوید! اکنون شماها در این باره خیلی نگران نباشید چرا که من نیز نگران نیستم! من از خداوند 75 سال سن گرفته‌ام و خیلی مسائل را به چشم دیده‌ام و معتقد هستم افرادی که از حدود الهی عدول می‌کنند طول عمرشان کم خواهد شد. حتی ممکن است چنین اظهارنظرهایی جوانان را از دین زده یا دور کند.

*{در مورد قدرت بلامنازع بعضی از افراد} حرف‎های مداحان یا ابزارهای گردن کلفت مانند رانت‌ روزی از بین می‎روند و یک کلمه نیز باقی نمی‎ماند. حزب توده در یک مقطع زمانی در این کشور بسیار پرقدرت بود، وقتی که استالین در سال 1332 از دنیا رفت چند 10 هزار نفر از مردم تهران پیراهن سفید پوشیدند و به مدت سه روز اطراف سفارت شوروی طواف می‎کردند من این‌ها را با چشمان خودم دیده‌ام پس نگویید مداحان یا فلان اشخاص از قدرت بلامنازع برخوردارند اگر نیت و اعمال درست نباشد هیچ چیزی ماندگار نخواهد بود. اکنون هیچ آثاری از آن احزاب و اشخاصی که در گذشته ادعای قدرت و برتری داشتند وجود ندارد.

*{ امروز برخی‌از مداحان حتی خودشان را متر و اندازه برای دینداری معرفی می‌کنند} با این حساب من هم اسم خودمان را «رستم» می‎گذارم! مگر هر کسی ادعای مذهبی بودن دارد حتماً آدم دینداری است؟ اولین شخصی که مراسم روضه‌خوانی برپا کرده است امام رضا(ع) بوده است. ایشان به شخصی می‏‌فرمایند: دو یا چند نفر بشوید مسائل ما را بگوید و گریه کنید. استاد پیری داشتیم که حقوق تدریس می‎کرد یادم هست سر کلاس گفت: یکی از لُردهای انگلیسی فوت می‎کند و بعضی افراد لُرد تابوت را می‎گرفتند و برخی دیگر لباس سفید بر تن داشتند که عده‌ای از لباس آن‌ها از اشک خیس بود زیرا پول گرفته بودند و گریه می‏‌کردند!

*{ درباره مبالغ گزافی که برخی مداحان از مراسم عزاداری به دست می‌آورند} شنیده‎ام که برخی مداحان شبی 15 میلیون برای روضه‌خوانی یا مداحی دریافت می‏‌کنند. من یک سؤال دارم این 15 میلیون را چه کسی به دست آورده که حاضر است به مداحان برای عزاداری پرداخت کند؟ به طور مثال 15 میلیون برای هر شبی از دهه محرم می‌شود 150 میلیون تومان. من نمی‎دانم چه کسی این پول‌ها را به مداحان پرداخت می‎کند! در ذهن آن فرد چه می‎گذرد که حاضر است چنین پولی را هزینه کند.

*من در دوران انتخابات گفتم اگر کسی (کاندیدایی) برای کسب رأی پولی را هزینه کند طبق فتوای من هم آن رأی کارا نیست و هم اینکه آن پول حرام است. مگر می‎شود رأی یا روضه‌ای را خرید؟ هر فعل یا ترک فعلی که به ارتقای جامعه منجر نشود (به پرستش نینجامد) در آن ثوابی نیست.
pejuhesh232
 
پست ها : 3655
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

یک سوم خانواده‌هاي ايراني فاقد فرزند هستند

پستتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه مارس 29, 2017 2:51 pm

یک سوم خانواده‌هاي ايراني فاقد فرزند هستند


نرخ باروري و رشد جمعيت ايران تا وفات امام خميني 6.4 فرزند بود، بعد از رحلت امام؛ دولت براي كاهش باروري برنامه ريزي كرد و الان به 1.43 درصد رسیده است.

به گزارش «شيعه نيوز»، خلیل علی‌محمدزاده در سومین هم‌اندیشی ملی چشم‌انداز جمعیتی ایران گفت: در سال 68 نرخ باروری 6.4 فرزند بود و قرار بود تا سال 90 به 4 فرزند کاهش یابد. درصد رشد جمعیت بدون محاسبه مهاجران 3.2 بود که باید به 2.3 می‌رسید.

وی ادامه داد: میزان سزارین در آن سالها 14 درصد بود که پس از اجرای برنامه تنظیم خانواده میزان سقط جنین به کمتر از 70 هزار در تعداد بارداری ها رسید.

وی گفت: مرگ مادران باردار 120 در 100 تولد بود اما اکنون به 20 در هر 100 هزار تولد رسیده و شاخص 1.68 مرگ نوزاد در هر 1000 تولد زنده بهبود یافته است.

رئیس کمیته بهداشت شورای فرهنگی و اجتماعی زنان گفت: آمار زایمان طبیعی رو به انقراض بود و 56 درصد زایمان‌ها با سزارین انجام می‌شد و سقط جنین عمدی اکنون بیش از 5 برابر افزایش یافته است.

علی‌محمدزاده افزود: افزایش سزارین و سقط جنین در کنار سیاست‌های کنترل جمعیت منجر به کاهش نرخ باروری کل شد.

وی گفت: پیشگیری از سقط عمد مهم است چون بسیار پر عارضه بوده و توسط افراد غیر حرفه‌ای انجام می‌شود این در حالی است که جراحی‌های پیشگیری از بارداری در زنان و مردان قبل از سیاست‌های جمعیتی هرسال یک درصد و 3 درصد ثبت می‌شد اما اکنون در بخش خصوصی به راحتی انجام می‌شود.

رئیس کمیته بهداشت شورای فرهنگی و اجتماعی زنان با اشاره به اینکه 12 میلیون جوان در سن ازدواج قرار دارند، گفت: یک سوم خانواده‌ها فاقد فرزند یا دارای یک فرزند هستند، جمعیت جوان هم 23.4 درصد است اما وارد فاز اول سالمندی شده‌ایم و در 30 سال آینده جمعیت سالمندی بیش از 20 درصد کل جمعیت می‌شود.

وی تاکید کرد: دچار پیری زودرس می‌شویم و آمار ناباروری 20 درصد شده است. از طرفی وزارت بهداشت ترویج زایمان طبیعی را اجرا و تا 5 درصد پیشرفت داشته است اما متاسفانه سزارین همچنان در بخش خصوصی روال قبل را دارد.

وی در پایان گفت: سالانه 5 تا 6 هزار سقط جنین در کشور ثبت می‌شود اما ده‌ها هزار مورد به صورت ثبت نشده انجام می‌شود و نظارتی هم روی آن نمی‌شود.

معاون وزیر کشور و رئیس سازمان ثبت احوال با اشاره به اینکه جمعیت کشور تا پایان مهرامسال برابر با 80 میلیون و 393 هزار نفر بوده، گفت: نرخ رشد جمعیت ایران یک و 43 صدم درصد است.

به گزارش ایرنا، حمید درخشان نیا سه شنبه در حاشیه تودیع و معرفی مدیرکل ثبت احوال هرمزگان اظهار داشت: استان های سیستان و بلوچستان ، هرمزگان و خراسان رضوی بیشترین نرخ رشد و استان های گیلان ، مازندران و مرکزی کمترین نرخ رشد را در کشور به خود اختصاص داده اند.
وی ادامه داد: امسال 906 هزار و 585 رویداد ولاد در کشور به ثبت رسید که شاخص میزان موالید برابر با 19 و هشت دهم در هزار نفر می باشد.
معاون وزیر کشور اضافه کرد: استان های دارای بیشترین میزان ولادت ثبت شده شامل سیستان و بلوچستان، هرمزگان و خراسان رضوی و استان های دارای کمترین میزان ثبت ولادت شامل گیلان، مازندران و مرکزی است.

بنا به گفته وی، 211 هزار و 720 واقعه فوت نیز در هفت ماهه سال جاری به ثبت رسیده که شاخص میزان ثبت فوت چهار و هفت دهم در هر هزار نفر است.
رئیس سازمان ثبت احوال کشور ابراز داشت: استان های دارای بیشترین میزان ثبت فوت شامل چهارمحال و بختیاری، گیلان و آذربایجان شرقی و استان های دارای کمترین میزان ثبت فوت شامل البرز، کهگیلویه و بویر احمد و بوشهر است.

درخشان نیا گفت: 448 هزار و 945 رویداد ازدواج نیز در این مدت به ثبت رسید که شاخص ازدواج کشور را هشت و هفت دهم در هزار نفر نشان می دهد.
وی افزود: اردبیل، کردستان و خراسان شمالی استان هایی دارای بیشترین میزان ثبت ازدواج و تهران، سمنان و اصفهان استان های دارای کمترین میزان ثبت ازدواج هستند.
وی یاد آور شد: میانگین سن ازدواج کشور 28 و 6 دهم سال در مردان و 23 و 9 دهم سال در زنان است.
معاون وزیر کشور ادامه داد: 102 هزار و 81 رویداد طلاق در هفت ماهه سال جاری به ثبت رسیده که شاخص آن 2 و یک دهم در هزار است.
درخشان نیا اشاره کرد: استان های دارای بیشترین میزان ثبت طلاق شامل البرز ، گیلان ، خراسان رضوی و کرمانشاه و استان های دارای کمترین میزان ثبت طلاق شامل استان های سیستان و بلوچستان، ایلام، یزد و چهارمحال و بختیاری است.

معاون وزیر کشور میانگین سن طلاق را 35 و هشت دهم سال در مردان و 30 و 9 دهم سال در زنان عنوان کرد.
بنا به اظهار رئیس سازمان ثبت احوال کشور، نسبت ازدواج به طلاق کشور چهار و چهار دهم ( ثبت یک طلاق در مقابل هر چهار و چهار ازدواج ثبت شده) است.
وی اضافه کرد: استان های سیستان و بلوچستان، ایلام و چهار محال و بختیاری دارای بیشترین نسبت ازدواج به طلاق و استان های البرز ، خراسان رضوی و قم استان های دارای کمترین نسبت ازدواج به طلاق در کشور هستند.
درخشان نیار یادآور شد: میانگین طول مدت زندگی مشترک در طلاق های ثبت شده هشت و شش دهم سال بوده که 11 و سه دهم درصد زوج ها دوام زندگی کمتر از یک سال داشته اند و در مجموع 45 و پنج دهم درصد طلاق ها مربوط به پنج سال اول زندگی مشترک بوده است.
pejuhesh232
 
پست ها : 3655
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

سطل‌ زباله هایی که سفره کودکان گرسنه می شود!

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه سپتامبر 12, 2017 6:55 pm

سطل‌ زباله هایی که سفره کودکان گرسنه می شود!


Image

شفقنا زندگی- نوجوان چشم بادامی آن چنان سیاه و دودی شده که هر کس نداند گمان می‌کند ذغال‌فروش است، شلوارش که حداقل سه سایز بزرگ‌تر از اندازه اصلی‌اش می‌زند، چند تای بزرگ از پاچه‌ها خورده و پیراهن بلندش هم تا نزدیکی‌های زانو رسیده است و دستان پیر و چروکش از پیری زودرس او خبر می دهند تا کمر داخل سطل های زباله خم می شود و کسیه ها را یکی پس از دیگری خالی می کند تا بالاخره نانی که به قیمت جانش تمام می شود را پیدا کند.

به گزارش خبرنگار شفقنا زندگی، صبح که از خواب بیدار می شود دغدغه مدرسه، مشق، کلاس های تابستانی ندارد. روزیش را از داخل زباله ها جستجو می کند، تمام روز به مخازن زباله‌ خیابان شهر سرمی‌زند، در واقع مخازن خاکستری رنگ زباله برای او حکم همان تخم‌مرغ‌های شانسی و لپ‌لپ‌های رنگارنگ را دارد که محتوایات آن بوی تعفن می دهد. از دور به چند متری مخازن زباله که نزدیک می‌شود، خدا خدا می‌کند که جنس با ارزش از پلاستیک یا آلومینیوم گیرش بیاید.

تا کمر داخل سطل آهنی زباله خم شده و یک به یک پلاستیک‌های سیاه را بیرون می‌آورد. ساعت حالا دیگر حوالی پنج بعدازظهر است. دست‌هایش بدون دستکش لابه‌لای زباله‌ها دنبال «یه چیز به‌دردبخور» برای جمع‌کردن می‌گردد. به محض بازکردن یکی از کیسه‌ها می‌گوید: «توی اینا پر از قوطی و شیشه است، چند سال پیش یکی از همینا دستمو تا نزدیک مچ برید، کلی مصیبت کشیدم تا زخمه بسته شد.» می‌پرسم چرا دستکش دستت نمی‌کنی؟ جواب می‌دهد: دستکش داشتم، بچه‌ها ازم دزدیدن.

Image

زباله های بالاشهری و پایین شهری

اینها گفته‌های محمد، پسر بچه زباله‌گردی که حالا ۵ سال است به جمع زباله‌جمـــع‌کن‌ها پیوسته. می گوید “از ۷ صبح تا حول‌وحوش ۷ غروب کار می‌کنم. فرقی نمی‌کنه همه جا میروم. از شوش و مولوی گاهی وقت ها هم به بالاشهر. هرچی بری بالاتر سمت شمرون و آن طرف ها آشغال‌ها به‌دردبخورتر میشن. چندبار تا حالا شده سمت تجریش رفتم، قاطی آشغالا، چیزهای باارزش هم پیدا کردم. حالا نمیگم همیشه اینجوریه ولی فلز، قوطی، آهن و همه چی بهتر از پایین‌شهره. آشغالای بالاشهری‌ها با پایین شهر فرق میکنه”.

آرزوهای دفن شده داخل گونی های زباله

«محمد گلزاری» سوژه گزارش ما مدرسه نمی‌رود، تفریحی هم ندارد، صبح را با زباله شروع می‌کند و شب را هم با کوله‌بار سنگین زباله به صبح می‌رساند.پسر بچه ای که از ۱۰ سالگی به امید زباله های تهران از مشهد به پایتخت آمده و در کوچه و پس کوچه های محدوده میدان منیریه، شوش، راه آهن و هر جایی که مخازن آشغال پرتر باشد پسماندهای باارزش زباله را از مخازن شهرداری جابجا می کند. محمد حالا ۱۵ ساله شده وکودکی خود را داخل گونی سنگین زباله ها دفن کرده به جای نشستن پشت نیمکت مدرسه چشم خود را به سطل های زباله دوخته است.

محمد که اهل مشهد است در پاسخ به این سوال که چرا بدون دستکش زباله جمع می کند می گوید:”می‌دانید باید چند کیلو پلاستیک و ضایعات بفروشم تا بتوانم یک دست‌کش ۳۰۰ تومانی بخرم؟ ضمن اینکه یکسال پیش پول یک کیسه زبال ها رو دادم دستکش خریدم که آن را هم بچه ها ازم دزدید”.

سوژه امروز شبکه های اجتماعی

به نظر می آید محمد دل خوشی از دوربین، موبایل و آدم های اطراف ندارد بدون اینکه سوال بعدیم را مطرح کنم با حالت اعتراض آمیز می گوید: «حالا اومدی از وضع ما گزارش بگیری که چی بشه. تو میخوای عکس و فیلم بگیری تا آنها را داخل شبکه های مجازی بگذاری البته ما به این رفتارهای مردم عادت کردیم روزانه صدها بار سوژه این گوشی های موبایل می شویم این دفعه هم روش؟» البته چند ماه پیش یکی از عابران خواست که از من عکس بگیرد و من مشغول آن شدم که یکباری متوجه شدم ماشین گشت وارد کوچه شد و همه بافته هایم را پنبه کرد و آخر سر هم دو مرد معتاد آمدند و باقی مانده بازیافت ها را از چنگم در آوردند.

Image

کشمکش بر سر زباله

روی جدول کنار خیابان منتظر شدم که محمد بعد از اصرارهای پیاپی از سختی‌های کارش گفت: شهرداری که روزها نمیذاره کار کنیم، ببینند داریم زباله جمع میکنیم از دستمون میگیرن خالی میکنن تو ماشینای بازیافت. شبها هم از ترس معتادا امنیت نداریم این زباله ها را جمع کنم ترجیح می دهم در طول روز با مامورای شهرداری درگیر بشم اما گیر معتادان زبان نفهم نیفتم.

وقتی تفکیک زباله ها آروزی یک کودک می َشود

محمد صبح که از خواب بیدار می‌شود تا ساعات پایانی شب در میان زباله‌های متعفنی که دور تا دور آلونک‌شان را پوشانده است، می‌گردد و به قول خودش برای خانواده پول در می‌آورد. در حرف‌هایش خبری از شیطنت های پسرانه نیست، اصلاً نمی‌داند آرزو چیست که بخواهد آرزویی را به زبان بیاورد، اما می‌گوید، ای کاش مردم آشغال‌های‌شان را جدا می‌کردند تا من مجبور نباشم ساعت‌ها این همه آشغال را کنار بزنم تا مقوا‌ها و بطری‌ها را پیدا کنم.

وقتی زباله ها هم صاحب پیدا می کند

آنچه بیشتر این کودک زباله‌گرد از آن گله می‌کنند، نحوه برخورد مأموران بازیافت با افرادی است که به صورت غیررسمی زباله‌ها را تفکیک و به مراکز دپوی زباله تحویل می‌دهند محمد می گوید: شهرداری میگه آشغال مال ماست شما حق زباله‌جمع‌کردن ندارین… زباله جمع نکنم، دستفروشی نکنم، گدایی نکنم پس دیگه چه جوری شکم خودم و مادر تنهام رو سیر کنم؟

زیر لب می‌گوید: در این جامعه همه چیز صاحب دارد فقط کودکان فقیر هستند که کسی کاری به کارشان ندارد.

ضایعاتی که به قیمت واقعی به فروش نمی رسد

او که دلش از دست معتادانی که پول مواد خود را با دزدی زباله های که زحمت جمع آوریشان را تامین می کنند پر است می گوید: خرید زباله‌ها به کمترین قیمت از دیگر معضلاتی است که با آن مواجه هستیم چرا که شهرداری از ما مستقیما زباله نمی‌خره، ما مجبوریم بفروشیم به ضایعاتیا، اونام آن‌قدر ازش میزنن که هیچی تهش نمی مونه، واسه یه کیلو آلومینیوم، ۳ هزار هزار تومن میدن.

او در مورد منطقه کارش می‌گوید: من بیشتر زباله‌های منطقه منیریه به سمت پایین را جمع می‌کنم. از ساعت ۷ صبح ساعت تا تاریک شدن هوا سطل آشغال‌ها را می‌گردم و هر چه در طول روز جمع می کنم رو به دلال های میدان گمرک می فروشم.

محمد اصلاً نمی‌داند بوی خوش یعنی چه؟ چه حیف که او تصویری از خانه‌ای تمیز، غذای خوشمزه، نشستن پشت نیمکت کلاس درس و شیطنت های پسرانه ندارد و به جای کودکی کردن، خود را مرد و مسئول خانه و خانواده می‌دانند؛ کودکانی که نمی‌دانند چه آینده تاریکی در انتظارشان است.

Image

سطل‌آشغال‌هایی که سفره کودکان گرسنه می شود

او در جواب سوال من که می پرسم ناهار و شام خود را از کجا تهیه می کند؟ می گوید: بیشتر وقت ها ناهارم را از داخل زباله ها پیدا می کنم اما شامم را در کنار دوستانم که آنها هم زباله گرد هستند می خورم در واقع چند نفری می شویم که مبلغی را جمع و در اطراف شوش اتاقی را اجاره کرده ایم.

محمد در خصوص نحوه فروش زباله ها می گوید: زباله‌ها رو اول باید جدا کنیم. قوطی، فلز، آهن و شیشه هرکدوم نرخ جدا دارن. بعد آخر شب می‌بریمشون پیش این ضایعاتی‌ها. اونجا خیلی کم با ما حساب می‌کنن. راستش من قبلا راه و چاه کار و نمی‌دونستم. کلا از بچه ها خوب نمیخرن، چون واسطه‌ها فکر می‌کنن راحت‌تر میشه سر بچه ها کلاه گذاشت. البته گاهی تحویل زباله‌ها به نیمه‌های شب هم کشیده می‌شود. «بستگی به این داره چقدر نیاز داشته باشی. هرچی بیشتر جمع کنی پولش بیشتره.

بیشتر کارگرانی که زباله‌جمع‌کنی را به‌عنوان کار روزمزدی انتخاب کرده‌اند درواقع ابزاری ارزان برای واسطه‌های خرید زباله هستند. دراین‌میان، وضعیت کودکانی که بی‌هیچ حمایتی به دلیل فقر و نداری سر از سطل‌های زباله درمی‌آورند به مراتب وخیم‌تر است.

محمد به مشکلاتی که درپی معاملات ضایعات در کمین کودکان قرار دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید: خیلی کم میخرن. خیلی وقتا سر بچه‌ها رو کلاه می‌ذارن، تازه اگه فرق زباله‌ها رو ندونی، زیر قیمت واقعیش ازت میخرن.

ضایعات گران قیمت

از او می‌پرسم ضایعاتی‌ها معمولا چه زباله‌هایی را بیشتر می‌خرند و می‌گوید: همه‌‌جور زباله‌ای میخرن؛ از آهن، مس، بطری و قوطی نوشابه تا ضایعات بیمارستانی. اینا هرکدوم یه قیمتی دارن.

با محمد راهی خیابان های اطراف گمرک محلی که ضایعات به فروش می رسد می روم او گونی زباله را بعد از اندکی چانه‌زدن تحویل سرکارگر می‌دهد و منتظر دستمزدش می‌ماند. صدای بلند پیرمرد ضایعاتی در کوچه می‌پیچد: «جنس میخوای یا پول؟.معتاد نیستم خرجی مو درمیارم پولشو بده برم”.

Image

به گزارش شفقنا زندگی، آلودگی و تعفن و بیماری، ذات زباله است و از این روست که انسان متمدن ده‌ها سال است که زباله را به ماشین سپرده و تفکیک آن را برعهده دستگاه‌های مکانیزه گذاشته است. بی‌شک، یک جای کار می‌لنگد وقتی می‌بینیم که در این شهر کار دستگاه‌های مکانیزه را کودکانی بین ۶ تا ۱۵ سال، آن هم با دست‌های خود انجام می‌دهند… فرقی هم نمی‌کند، ایرانی باشند یا افغان، بلوچ باشند یا هزاره یا…؟! همین که آنها روز و شب‌شان را با زباله‌های متعفن سپری می‌کنند و با تفکیک آنها، معاش خانواده‌های خود را تأمین می‌کنند، یعنی با بحرانی انسانی روبه‌رو هستیم که باید هرچه زودتر مرتفع شود و این بحران زمانی بحرانی تر و اسفناک تر می شود که کودکانی برای تامین مخارج خود و خانوادشان وارد این شغل شوند که به جرات می توان گفت هیچ نهاد یا مسئولی مسئولیت مستقیم حمایت از این کودکان و رسیدگی به مشکلات و خطرات در کمین آنها را نپذیرفته و شغل سخت آنها را به حساب نیاورده است. حال باید منتظر ماند و دید آیا مسئولان آینده وزارت کار و رفاه اجتماعی کوچکترین قدمی برای رفاه حال این مردان پیر به کار خواهند گرفت یا نه؟
pejuhesh232
 
پست ها : 3655
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

رويكرد غلط شهرداری به اسم رفع سد معبر با دستفروشی

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه سپتامبر 22, 2017 1:53 pm

رويكرد غلط شهرداری به اسم رفع سد معبر با دستفروشی


مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، نحوه برخورد عوامل شهرداری را با سد معبر و مشاغل دستفروشی مورد بررسی قرار داد.
به گزارش حوزه پارلمان باشگاه خبرنگاران، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، نحوه برخورد عوامل شهرداری را با سد معبر و مشاغل دستفروشی مورد بررسی قرار داد.

بنا به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات زیربنایی این مرکز اعلام کرد: این گزارش به قوانین و مقررات و همچنین الزامات عملکردی ساختارهای مرتبط با پدیده دستفروشی و دوره گردی (برای فروش یا خرید اجناس و کالا‌ها) پرداخته است.

در این راستا گاهی خشونت عاملین اجرایی شهرداری موجب بروز حوادث جانی شده است، اما این برخورد‌ها بدون در نظر گرفتن سلسله قوانینی که دربردارنده حقوق فردی و اجتماعی یک فرد در جامعه می‌شوند غیرقانونی‌اند و هیچ یک از ماموران شهرداری، طبق قانون نمی‌تواند رفتاری قهری، خشن یا همراه با ضبط و توقیف اموال یا جریمه فعالان این حوزه را داشته باشد.

از این روی ضرورت دارد مسئله دستفروشی به عنوان یک معلول و بر اساس برنامه خاص و جامع و با مشارکت تمامی دستگاه‌های مرتبط و سرمایه گذاران بخش غیردولتی، مورد بررسی قرار گیرد و تمهیداتی اتخاذ و اجرایی شود که بتواند تامین کننده شرایط فعالیت درآمدی اشخاص فاقد کار باشد، زیرا طبق قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه، محقق بودن افراد در برخورداری از فضای لازم برای کسب و کار در جامعه یک حق طبیعی تلقی می‌شود.

باید توجه داشت که در مجموعه حاکمیت محلی، شرکت‌ها و سازمان‌هایی وجود دارند که ظرفیت اشتغال زایی آن‌ها می‌تواند بخش عمده‌ای از نیروی کار غیرفعال را جذب کند و توجه به این امر اجتناب ناپذیر است. برای رعایت قانون و در راستای اعمال تبصره «۱» ماده (۵۵) قانون شهرداری باید اولا اجرای قانون تنها از طریق مامورین شهرداری صورت پذیرد و به کارگیری نیروهای پیمانکار خلاف قانون است و ثانیا به تذکر، ممانعت و عمل اکتفا شود و ثالثا هر گونه تعرض، برخورد فیزیکی، ضرب و جرح، توقیف اموال و جریمه، خلاف قانون و اصل بیست و دوم قانون اساسی است و به طریق اولی قتل افراد مزبور نیز فاقد هرگونه وجاهت قانونی خواهد بود و باید از آن پرهیز شود و مرتکب آن در برابر قانون پاسخگو باشد. ضمن آنکه دستفروشان نیز باید با ماموران مزبور همکاری لازم را داشته باشند و از هرگونه تمرد پرهیز کنند.

از سوی دیگر نباید از نظر دور داشت که گرچه فعالیت وانت‌های دوره گرد خریدار کالاهای دست دوم همراه با صدای بلندگوهای آنان می‌تواند موجب مزاحمت افراد شود، اما این عمل نیز یکی از آثار کاستی‌های متولیان مربوطه است، زیرا شهرداری می‌تواند با ساماندهی آنان و تکلیف برای ایجاد یک ساختار (مانند تعاونی‌های تاکسیرانی و اعلان شماره تلفن خاصی) در تعامل شهروندان با این گونه مشاغل اقدام کند و نسبت به مدیریت و نظارت کافی (بدون ایجاد مزاحمت‌های عمومی) ایفای نقش کامل داشته باشد. بدین صورت که اگر هر شهروندی اراده عرضه کالای مازاد خود را داشت تنها با یک تماس با مرکز خاصی بتواند به مقصود خود برسد.

خبركزاري صدا و سيما - فراخبر:
نگاهی به تجربه برخی کشورها در برخورد با پدیده دستفروشی
در برخي کشورهاي جهان با ساماندهي و نظارت بر دستفروش ها، از آنها با ارزش افزوده ،‌به عنوان جاذبه گردشگري استفاده مي کنند.
پژوهش خبری :کسب و کار خرد یا همان دستفروشی بخش جدانشدنی زندگی شهری است و با اشکال مختلف در سراسر دنیا دیده می‌شود. دستفروشی با ایجاد کار، رونق دادن به خرید و فروش و برآورده کردن نیاز عده‌ای از مردم، روی جامعه و اقتصاد تاثیر بسزایی دارد.

دستفروش‌ها همه نوع کالا، از سبزیجات تازه و غذاهای آماده گرفته تا اجناس مربوط به ساختمان، لباس، صنایع دستی و لوازم الکترونیک را در فضاهای باز و عمومی می‌فروشند.با این حال مهم‌ترین علت پدیده دستفروشی بیکاری و فقر است و مردم برای کسب معاش و گذران زندگی مجبور به دستفروشی می‌شوند.

بسیاری از کشورهای دنیا هنگام مدرنیزه کردن شهر و تغییر فضاهای عمومی، با مشکل پدیده دستفروشی که نوعی اقتصاد غیررسمی است مواجه هستند. مسئولان شهرها اغلب دستور به حذف دستفروش‌ها می‌دهند؛ اما این رفتار نه‌تنها زندگی کسانی را که به این بخش غیررسمی وابسته است به خطر می‌اندازد، بلکه کل اقتصاد شهر را نیز تحت تاثیر آثار منفی خود قرار می‌دهد.این روزها در شبکه هاي اجتماعي،‌تصویری از برخورد با یک لبوفروش در خیابان جمهوری دست به دست می شود و البته ادعا می شود که ماموران شهرداری با این دست فروش برخورد کرده اند.
شهردار تهران بلافاصله پس از رويت تصوير ادعا شده در شبكه هاي اجتماعي درباره برخورد نيروهاي شهرداري با يك لبوفروش و تخريب بساط وي، به سازمان بازرسي شهرداري تهران دستور رسيدگي و بررسي را صادر و تاكيد كرد كه در صورت صحت موضوع با عوامل اجرايي برخورد خواهد شد. دفتر شهردار تهران از كساني كه مستندي در اين رابطه در اختيار دارند خواسته است تا مستندات خود را از طريق شماره تلفن ١٨٨٨ در اختيار شهرداري قرار دهند.

نکته قابل توجه آن که ، شهرداری تهران از چند هفته پیش طرح ساماندهی دستفروشان را شروع کرده است. هرچند در این طرح برخوردهای تندی با دستفروشان نمی شود، اما مرداد سال گذشته، برخورد ماموران شهرداری با یک دستفروش، به مرگ او منجر شد. پرونده این حادثه، در دادگاه به صدور حکم قتل شبه عمد ختم شد.

قانون چه مي گويد؟
طبق بند ٢٠ ماده ٥٥ قانون شهرداري جهت حمايت و صيانت از حقوق كسبه هاي مجاز از هرگونه سد معبر صنفي و دستفروشان و بساط كنان و رفع انها توسط عوامل شهرداري اقدام خواهد شد.اما ماده 16 قانون بهبود مستمر محيط كسب و كار مي گويد : شهرداريها موظفند به منظور بالابردن امكان دسترسي توليدكنندگان كوچك و متوسط ايراني به بازار مصرف و ايجاد امنيت براي فروشندگان كم‌سرمايه با استفاده از زمين هاي متعلق به خود و يا وزارت راه و شهرسازي، مكانهاي مناسبي براي عرضه كالاهاي توليد داخل آماده نمايند و بر مبناء قيمت تمام شده به صورت روزانه، هفتگي و ماهانه به متقاضيان عرضه كالاهاي ايراني اجاره دهند.

نکته قابل تامل:
بخش بزرگی از بار اقتصادی بر دوش آسیب‌پذیرترین گروه‌های جامعه بوده است. اتفاقات فاجعه‌بار و دردناکی مانند خودسوزی دستفروش خرمشهری یکی از هموطنانمان در اوایل‌ سال 94، نماد تلخ درماندگی میلیون‌ها خانوار گروه آسیب‌پذیری است که در سال‌های اخیر، فشار معیشتی بسیار سنگینی را تحمل کرده‌اند

پیشنهادها:
اول) وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، باید دست‌کم تا زمان احیای کامل رشد اقتصادی کشور، زمینه لازم برای توسعه «دستفروشی رسمی» را فراهم کند.

دوم) شهرداری‌های تمامی شهرها، باید «دستفروشی» یا همان «خرده‌فروشی سیار» را به شرط عدم ایجاد آلودگی صوتی، در همه مکان‌ها جز مکان‌هایی که خود شهرداری‌ها با نصب تابلوی مشخص اعلام می‌کنند، به رسمیت بشناسند.

سوم) شهرداری‌ها توجه ویژه‌ای به توسعه مکان‌های ویژه برای خرده‌فروشان سیار فروشنده محصولات مختلف به خرج داده و زمینه را برای آسان‌سازی حضور خرده‌فروشان سیار در این مکان‌ها فراهم کنند.

اقدامات کشورهای مختلف در قبال پدیده دستفروشی
در برخي کشورهاي جهان مانند ترکيه با ساماندهي و نظارت بر دستفروش ها، از آنها با ارزش افزوده اي،‌به عنوان جاذبه گردشگري استفاده مي کنند.اخیرا برخی کشورهای آفریقایی هم به اهمیت خرده فروشی پی برده و برای این فعالیت اقتصادی کوچک غیررسمی، شرایط مساعدی فراهم کرده‌اند:

آمریکای شمالی ( نیویورک)
در شهرهای مختلف آمریکای شمالی نیز پدیده دستفروشی دیده می‌شود. اما مسئولان شهری برای این بخش کاری غیررسمی تسهیلاتی درنظر گرفته‌اند. به طور مثال در نیویورک چند نوع بازار وجود دارد که در روزهای خاصی برپا می‌شوند:بازار اجناس دست دوم، بازارهای خیابانی،بازار سبز نیویورک، بازار دستفروشان غذا، بازار کتاب

مالزی
در کشورهای آسیایی مانند مالزی، فیلیپین، اندونزی و هند نیز سیاست‌هایی برای کنترل و همچنین حمایت از دستفروش‌ها درنظر گرفته شده است. البته به نظر می‌رسد تنها مالزی در عملکردش صادقانه‌تر رفتار کرده و برای بهبود وضعیت دستفروشان تسهیلات مناسبی در نظر گرفته است.

آمریکای جنوبی و لاتین
در برخی کشورهای آمریکای جنوبی و لاتین، از جمله ونزوئلا، پرو و مکزیک به دستفروشی اهمیت می‌دهند. به طور مثال در ونزوئلا سال 1999، قانونی تدوین شد که به موجب آن اتحادیه کارگران باید از دستفروش‌ها که در بخش اقتصاد غیررسمی فعال هستند، تحت عنوان کارگران غیررسمی پشتیبانی کند.

آفریقای جنوبی
دولت آفریقای جنوبی قراردادی تنظیم کرده است که به موجب آن، دستفروش‌ها را جزو صاحبان مشاغلی دانسته که بر شکوفایی اقتصاد کشور تاثیر دارند و طبق این قرارداد باید محیط مناسبی برای دستفروش‌ها به منظور فعالیت اقتصادی‌شان در نظر گرفته شود.

کنیا ( نایروبی )
در شهر نایروبی، پایتخت کنیا، فضاهایی برای گفت‌وگو و مذاکره بین دولت و دستفروش‌ها ایجاد شده است. شهرداری‌ها، بخش‌های خصوصی رسمی، دستفروش‌ها و دیگر مراجع ذی‌نفع اساسنامه‌ای برای همکاری با یکدیگر تدوین کرده‌اند که طی آن تمام وضعیت و محل فعالیت و نحوه اداره دستفروشان تعیین می‌شود.

اتیوپی ( آدیس‌آبابا )
دستفروش‌ها در همه جای شهر از پیاده‌روها، خیابان‌ها و چهارراه‌ها گرفته تا ایستگاه‌های اتوبوس دیده می‌شوند. آنها بدون این که جای ثابتی داشته باشند مشغول فروش اجناس‌شان هستند.

مکزیک
دو نوع دستفروشی وجود دارد؛ یک نوع دستفروشی قانونی و تحمل‌کردنی که به موجب آن، دولت برای دستفروش‌ها مکان و بازارهایی چرخشی و همچنین چهارچرخ‌هایی تعیین کرده است که دستفروش‌ها در آنجا به فروش اجناس خود می‌پردازند. نوع دیگر دستفروشی که غیرقانونی است، دستفروش‌ها به طور مستقل در محله‌ها و متروها کار می‌کنند و معمولا از دست ماموران پلیس متواری می‌شوند و این نوع دستفروشی به یکی از معضلات دولت تبدیل شده است.

پرو
دولت برای فروشنده‌های اجناس خرد و همچنین افرادی که به تولید کالاهایی مانند لباس و عروسک و... مشغول هستند، بازارهایی برای فروش ترتیب داده و به این بخش‌های کوچک کاری اهمیت بسیاری می‌دهد و حتی برای آنها قوانینی تدوین اما اجازه دستفروشی در خیابان‌ها و دیگر مکان‌های عمومی را محدود کرده است. در شهر لیمای پرو، 4/5 درصد مشاغل به شکل دستفروشی است.

اندونزی
در اندونزی هم موضوع دستفروشی را به بحث و گفت‌وگوی عمومی قرار دادند و درنهایت مردم با دولت به توافق رسیدند که هزاران دستفروش از سطح خیابان‌ها جابه‌جا شده و بازارهایی برای فروش اجناس‌شان ایجاد کنند. تلاش مشابهی هم در جاکارتا صورت گرفت اما به دلیل این که فضایی برای گفت‌وگو و مذاکره درنظر گرفته نشده بود با شکست مواجه شد.

هند
در هند بیش از ده میلیون نفر از راه دستفروشی امرار معاش می‌کنند. دولت هند نیز قانون جدیدی وضع کرده است که تمام دستفروش‌های غیررسمی را وارد فرآیند برنامه‌ریزی می‌کند. این قانون موجب تشکیل انجمنی برای دستفروش‌ها شد که حداقل 40 درصد اعضای آن دستفروش هستند و با شرکت در انتخابات رای آورده‌اند و به موجب قانون انجمن یک‌سوم اعضای آن زن هستند. این اقدام شرکت در تصمیم‌گیری‌های مربوط به فعالیت‌های دستفروشان، مانند تعیین مکان‌های فروش و... را اطمینان می‌دهد و دستفروش‌ها می‌توانند از امنیت شغلی مستقل خود بهره‌مند شوند.
pejuhesh232
 
پست ها : 3655
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

اظهارات تکان‌دهنده وکیل دادگستری از تجاوز جنسي به کودکان ت

پستتوسط najm134 » شنبه اکتبر 28, 2017 7:29 am

اظهارات تکان‌دهنده یک وکیل دادگستری از تجاوز جنسي به کودکان تهران


یک وکیل دادگستری می‌گوید: در رابطه با کودک‌آزاری اگر جزو منافی عفت باشد، سازمان مردم‌نهاد نمی‌تواند بدوا شکایت کند و باید رضایت ولی کودک نیز موجود باشد و این امر پروسه را سخت می‌کند چون سازمان نمی‌تواند ورود کند و اگر پدر و مادر رضایت نداشته باشند یا خشونت جنسی توسط اعضای خانواده اتفاق افتاده باشد، کار بسیار سخت می‌شود بنابراین یکی از اشکالات کار در مرحله اثبات است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، سمن‌ها و NGOها نقش بسیار زیادی در کاهش آسیب‌های اجتماعی دارند. سمن‌ها در کف خیابان و در بطن جامعه‌اند از گروه‌های آسیب پذیر و محروم جامعه را نمایندگی می‌کنند و در صورت حمایت از آن‌ها؛ آنها می‌توانند در زمینه کاهش آسیب‌های اجتماعی گام‌های مهمی بردارند؛ چراکه این گروه‌های اجتماعی واقعیت‌های تلخ جامعه را به مردم و سیاستمداران نشان می‌دهند. از طرف دیگر قانون جامع حمایت از حقوق کودکان سال‌هاست در مجلس در حال خاک خوردن است؛ قانونی که در آن کودک‌آزاری جرم تلقی شده است. این در حالی‌ست که برخی از نمایندگان معتقدند این مساله مغایر حقوق پدری است.
سازمان بهداشت جهانی در تعریف کودک‌آزاری آورده است: آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افراد دیگر که نسبت به او مسئول هستند، کودک‌آزاری است. به عبارت دیگر هرگونه رفتار یا نارسایی از طرف والدین یا هر کسی که سرپرستی کودک را به عهده دارد که منجر به مرگ کودک، صدمات و آسیب‌های روحی، آزارهای جنسی یا استثمار کودک شود، کودک‌آزاری تلقی می‌شود. اگرچه کودک‌آزاری می‌تواند در محیط خانه یا خارج از آن اتفاق بیفتد اما اکثر مطالعات نشان می‌دهد حدود۷۰ درصد کودک‌آزاری‌ها در محیط خانواده صورت می‌گیرد.

برای سازمان‌های مردم‌نهاد محدودیت در قانون ایجاد شده
شفاخواه (وکیل دادگستری و وکیل یکی از سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه کودک و نوجوان) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، در رابطه با فعالیت سمن‌ها و NGOها بخصوص در بحث تجاوز به کودک می‌گوید: متاسفانه سازمان‌های مردم‌نهاد که سابقه طولانی نیز دارند در بحث پیگیری مسائل مربوط به کودکان و زنان با محدودیت‌های قانونی مواجه هستند. در بحث تجاوز به کودک موضوع اصلی در مرحله طرح شکایت است که به عنوان یک سازمان مردم‌نهاد این اختیار را داریم که شکایت کنیم یا خیر؟ در قانون آیین دادرسی کشوری این حق پیش‌بینی شده است که سازمان‌های مردم‌نهاد در حوزه فعالیت خود بتوانند شکایت کنند. اغلب پرونده‌های NGOها مربوط به کودک‌آزاری، خشونت خانگی و مسائل مربوط به زنان است؛ اما در رابطه با کودک‌آزاری اگر جزو منافی عفت باشد مثل تجاوز و زنا سازمان مردم‌نهاد نمی‌تواند بدوا شکایت کند و باید رضایت ولی کودک نیز موجود باشد که این امر پروسه را سخت می‌کند چون سازمان نمی‌تواند ورود کند آنهم وقتی که پدر و مادر رضایت نداشته باشند یا زمانی که خشونت جنسی توسط اعضای خانواده اتفاق افتاده باشد، کار بسیار سخت می‌شود بنابراین یکی از اشکالات کار در مرحله اثبات است.
او تاکید می‌کند: البته برای سازمان‌های مردم‌نهاد محدودیت در قانون ایجاد شده است. مقرره‌ای که طی آن اختیار سازمان‌های مردم‌نهاد کمتر شده است. یعنی قانون آیین دادرسی سازمان‌ها را محدود می‌کند به این شکل که اگر سه بار این سازمان شکایت کند و منتهی به صدور قرار منع تعقیب شود تا یک سال حق شکایت جدید ندارند. این موردی عجیب است که در برنامه ششم تصویب شده و موجب شده اختیارات سازمان‌های مردم نهاد کم شود.

وضعیت کودکان در برخی نقاط بحرانی است
شفاجو در ادامه می‌گوید: موسسه امام علی (ع) هر روز یک گزارش راجع به کودک‌آزاری دارد. وضعیت کودکان در برخی نقاط مثل شهریار تهران بحرانی است. در پرونده‌ای گزارش شد؛ که یک مغازه‌دار کودکی را اغفال می‌کند و او را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد اما در مرحله اثبات با مشکل مواجه می‌شویم. وضعیت در مورد مهاجران بحرانی‌تر است کسانی که پاسپورت دارند؛ اما ویزای معتبر ندارند یا افرادی که غیرقانونی وارد کشور شده‌اند؛ چون آن‌ها از طرح شکایت بیم دارند به این خاطر که این می‌ترسند از کشور اخراج شوند. این در حالی است که طبق قانون هیچ تفاوتی بین کودک ایرانی یا مهاجر نیست! طبق قانون ایران؛ باید به شکایت یا جرم فرد فارغ از میلت بررسی شود اصلا مهم نیست که چه ملیتی داشته باشند و قانون اجازه ورود به این مساله را ندارد این در حالی است که بسیاری از مهاجر‌ها از ترس شکایت خود را مطرح نمی‌کنند پس در قانون محدودیتی در رابطه با پیگیری کودک‌آزاری مهاجر‌ان وجود ندارد. البته مساله اصلی این است که در حاشیه تهران کودک‌آزاری و خشونت جنسی فقط برای مهاجر‌ان اتفاق نمی‌افتد! این اتفاق برای کودک ایرانی هم رخ می‌دهد.

او با اشاره به چالش اصلی در مواجهه با این پرونده‌ها می‌گوید: چالش این است که خانواده‌ها را متقاعد کنیم که شکایت کنند اما بسیاری از خانواد‌ه‌ها رضایت به شکایت نمی‌دهند و آن را آبروریزی می‌دانند. زمانی که از کودک‌آزار شکایت نمی‌شود آن فرد آزادانه بین کودکان رفت و آمد می‌کند و ممکن است هر مشکلی را برای کودک به وجود بیاورد. در خصوص پرونده‌های منافی عفت باید دو نفر شاهد در آن لحظه حضور داشته باشند یا اینکه فرد مظنون اعتراف کند. در این بخش؛ این سوال به وجود می‌آید که دو شاهد چگونه درآن لحظه حضور داشته باشند و یا در مورد کیفیت کودک آزاری شهادت بدهند و جزئیات را هم بدانند. راه دیگر این است که کودک را به پزشکی قانونی منتقل کنند که اگر آسیب به کودک وارد شده باشد نهایتا تا یک هفته قابل تشخیص است حتی در صورتی که برای اندام جنسی مشکلی رخ دهد تنها تا ۱۰ روز قابل تشخیص است؛ بنابراین در بحث کودک آزاری مراحل سختی برای اثبات آن وجود دارد علاوه بر این بحث روحی و روانی کودک نیز مطرح می‌شود که اغلب به آن بی‌توجه هستند. یک قانون داریم مربوط به سال ۱۳۸۱ با ۹ ماده که در دولت خاتمی تصویب شد. طبق این قانون برای کودک‌آزار در ماده ۴ سه تا شش ماه زندان و یا جزای نقدی تعیین شده که در بسیاری از پرونده‌ها از این مجازات نیز دریغ می‌شود البته این مجازات برای کودک‌آزاری است یعنی موردی که منافی عفت نباشد. در منافی عفت در صورت اثبات مجازات اعدام تعیین شده است.

امروز باندهای مختلفی تحت کودک‌آزاری مشغول فعالیت هستند
او با اشاره به یکی از پرونده‌های خود می‌گوید: حادثه‌ای در پاکدشت ورامین اتفاق افتاد و مامور پارک مرتکب آزارجنسی ۷ کودک شد، با وجود اینکه دادستان همکاری‌های لازم را داشت اما این شکایت متوقف شد چراکه امکان احضار متهم وجود نداشت چون دلایل با قانون فعلی محکمه‌پسند نبود و برای آن فرد قرار منع تعقیب صادر شد. درنهایت این فرد آزاد شد و به کار خود ادامه داد و حتی بچه‌ها را نیز تهدید می‌کرد. امروز باندهای مختلفی تحت کودک‌آزاری مشغول فعالیت هستند اما کسی جلوی آن‌ها را نمی‌گیرد این زنگ خطر چه زمانی می‌خواهد به صدا دربیاید؟ شش سال است که لایحه حمایت از حقوق کودک و نوجوان در مجلس خاک می‌خورد. دولت سال ۹۰ این قانون را تصویب کرد و شش سال است لزوم فوریت قانون احساس نمی‌شود. به چند کودک باید تعرض شود و چه اتفاقاتی باید رخ دهد تا اقدامی صورت گیرد؟

او تاکید می‌کند: به طور کلی اعمال مجازات به تنهایی بازدارنده نیست در این مواقع تاکید بر این است که باید به کودک آموزش داده شود البته لایحه حمایت از کودک و نوجوان اگر به قانون تبدیل شود تا حدی بازدارنده است. طبق این لایحه نهادهایی در قوه قضائیه پیش بینی شده که به صورت تخصصی مسائل مربوط به آزار جنسی کودکان را پیگیری خواهند کرد حتی سازمان بهزیستی موظف به پیگیری می‌شود و دست سازمان‌های مردم‌نهاد باز‌تر است در این لایحه مصداق‌های کودک‌آزاری توضیح داده شده است و وضعیت مخاطره آمیز برای کودکان تشریح شده است. این مصداق‌ها کمک می‌کنند که ذهن قضات با مسائل مربوط به کودک آشنا شود در همه جای دنیا جرائم علیه کودکان طبق قانون خاصی پیگیری و توجه بیشتری به آن می‌شود اما کودک از نظر نظام حقوقی ایران انسانی است که کوچک شده است یعنی قانونی برای کودک وجود ندارد و توجهی به هویت کودک صورت نگرفته است بنابراین رسیدگی هرچه سریع‌تر به لایحه حمایت از کودک و نوجوان می‌تواند قدم مثبتی در حوزه حمایت از این قشر داشته باشد.

مساله خودمراقبتی باید به کودکان آموزش داده شود
او در ادامه تاکید می‌کند: مساله خودمراقبتی باید بین کودکان آموزش داده شود در محله‌های حاشیه‌نشین تهران فجایع بسیاری رخ می‌دهد و مشکل عمده این است که بچه‌ها نمی‌دانند آزارجنسی چیست و مصادیق کودک آزاری را تشخیص نمی‌دهند. کودکان پاکستانی، ایرانی و افغانی که در چهارراه‌ها تکدی‌گری می‌کنند و در شهرک‌های حاشیه شهری زندگی می‌کنند و به بازار شاه عبدالعظیم رفت و آمد دارند بدون اینکه اطلاع داشته باشند از رفتارهایی حرف می‌زنند که در این نقاط نسبت به آن‌ها صورت می‌گیرد. آن‌ها تشخیص نمی‌دهند که برایشان چه اتفاقی افتاده است. جمعیت امام علی (ع) در کل کشور ۳۰ مرکز دارد و هر روز گزارش‌هایی در رابطه با آزار کودکان دریافت می‌کند که قابل اثبات نیست چون قانون فقهی است؛ حساسیت ویژه‌ای نسبت به آن دارند.

برخی کودکان به دلیل اعتیاد پدر مجبور به تن فروشی می‌شوند
شفاجو در ادامه می‌گوید که آتنا یک نمونه کوچک از جرائم منافی عفت است. بچه‌هایی هستند که پدر و مادر ندارند و متحمل زجر بسیاری در این خصوص می‌شوند و با این زجر تا دوران بزرگسالی نیز زندگی می‌کنند کسانی هستند که پدر دارند اما به دلیل اعتیاد پدر مجبور به تن فروشی می‌شوند پدرهایی هستند که به دلیل استعمال شیشه بار‌ها به کودک خود تجاوز می‌کنند اما در بسیاری از موارد نمی‌توان جرم را اثبات کرد. بسیاری از اتفاقات در بستر خانواده رخ می‌دهد و چون از نظر قانونی دست آن‌ها خالی است نمی‌توانیم کار خاصی انجام دهیم این در حالی است که در کشور آلمان اگر شخص کودک آزار بالای ۲۵ سال سن داشته باشد با نظر کمیسیون پزشکی عقیم می‌شود در کشور اسپانیا فرد تا ۲۰ سال تحت نظر خواهد بود تا در نهادهایی که با کودک در ارتباط است؛ مشارکت نکند اما در ایران بیمار‌ها در جامعه‌‌ رها هستند.

در کشور پلیس اطفال وجود ندارد
این وکیل دادگستری با اشاره به وضعیت کودکان در لب خط و دروازه‌غار می‌گوید: در این مناطق کودکان بسیاری با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند کودکان دستفروشی که در چهارراه‌ها دستفروشی می‌کنند هیچ قانون حمایتی ندارند در صورتی که تجاوز‌ها از چهارراه‌های شهرهای بزرگ آغاز می‌شود. در پرونده تجاوز مامور پارک موفق شدیم خانواده‌ها را مجاب کنیم که این جرائم گزارش شوند اما اثبات آن مستلزم گزارش سریع از حادثه است که همین مساله منجر به قرار منع تعقیب برای متهم شد چون فرصت اثبات از بین رفت.

او تاکید می‌کند: در شهریورماه سال گذشته نیز یکی از بچه‌ها در چهارراه چشمه‌علی دزدیده شد یک موتورسوار کودک را با زور سوار کرد. مغازه‌دار هم شاهد بودند اما عکس‌العملی نشان ندادند به دادسرای محل شکایت کردیم دستوراتی نیز صادر شد اما پیگیری نشد. در کشور پلیس اطفال وجود ندارد در صورتی که طرح آن در قانون آیین دادرسی بعد از چهار سال تصویب شد اما الان مشخص نیست که به کجا رسیده است؛ بنابراین پلیس اطلاع ندارد که باید در این جور مواقع در رابطه با کودک چه عکس‌العملی داشته باشد. بعد از دو روز در حالی که این پسربچه وضعیت بدی داشت، پیدا شد. این کودک در خیابان‌های اطراف خانه‌اش‌‌ رها شده بود و علائم آزار جنسی داشت شکل بررسی تجاوز برای بچه‌ها چندان خوشایند نیست و بار روحی بسیاری را بر آن‌ها وارد می‌کند که موجب صدمه روحی بسیار زیادی به آن‌ها می‌شود در ‌‌نهایت این پرونده نیز راه به جایی نبرد درحالیکه در آن دو روز به بچه قرص‌های خواب‌آوری داده شد که بتوانند علاوه بر سوءاستفاده‌های جنسی از او برای حمل مواد مخدر نیز استفاده کنند. در این مورد حتی متهم شناسایی نشد درحالیکه آدم‌ربایی در قانون کشور مجازات سنگینی دارد.
najm134
 
پست ها : 1928
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

سطل‌ آشغال‌هایی که سفره کودکان گرسنه می شود!

پستتوسط najm134 » يکشنبه نوامبر 19, 2017 6:42 pm

سطل‌آشغال‌هایی که سفره کودکان گرسنه می شود!/ از آشغال های بالای شهری تا جدال با ماموران شهرداری در یک روز از زندگی نوجوان زباله گرد


محمد، نوجوان اهل مشهد ۵ سال است در خیابان های تهران زباله گردی می کند .

Image
شفقنا زندگی- نوجوان چشم بادامی آن چنان سیاه و دودی شده که هر کس نداند گمان می‌کند ذغال‌فروش است، شلوارش که حداقل سه سایز بزرگ‌تر از اندازه اصلی‌اش می‌زند، چند تای بزرگ از پاچه‌ها خورده و پیراهن بلندش هم تا نزدیکی‌های زانو رسیده است و دستان پیر و چروکش از پیری زودرس او خبر می دهند تا کمر داخل سطل های زباله خم می شود و کسیه ها را یکی پس از دیگری خالی می کند تا بالاخره نانی که به قیمت جانش تمام می شود را پیدا کند.
به گزارش خبرنگار شفقنا زندگی، صبح که از خواب بیدار می شود دغدغه مدرسه، مشق، کلاس های تابستانی ندارد. روزیش را از داخل زباله ها جستجو می کند، تمام روز به مخازن زباله‌ خیابان شهر سرمی‌زند، در واقع مخازن خاکستری رنگ زباله برای او حکم همان تخم‌مرغ‌های شانسی و لپ‌لپ‌های رنگارنگ را دارد که محتوایات آن بوی تعفن می دهد. از دور به چند متری مخازن زباله که نزدیک می‌شود، خدا خدا می‌کند که جنس با ارزش از پلاستیک یا آلومینیوم گیرش بیاید.
تا کمر داخل سطل آهنی زباله خم شده و یک به یک پلاستیک‌های سیاه را بیرون می‌آورد. ساعت حالا دیگر حوالی پنج بعدازظهر است. دست‌هایش بدون دستکش لابه‌لای زباله‌ها دنبال «یه چیز به‌دردبخور» برای جمع‌کردن می‌گردد. به محض بازکردن یکی از کیسه‌ها می‌گوید: «توی اینا پر از قوطی و شیشه است، چند سال پیش یکی از همینا دستمو تا نزدیک مچ برید، کلی مصیبت کشیدم تا زخمه بسته شد.» می‌پرسم چرا دستکش دستت نمی‌کنی؟ جواب می‌دهد: دستکش داشتم، بچه‌ها ازم دزدیدن.

Image

زباله های بالاشهری و پایین شهری

اینها گفته‌های محمد، پسر بچه زباله‌گردی که حالا ۵ سال است به جمع زباله‌جمـــع‌کن‌ها پیوسته. می گوید “از ۷ صبح تا حول‌وحوش ۷ غروب کار می‌کنم. فرقی نمی‌کنه همه جا میروم. از شوش و مولوی گاهی وقت ها هم به بالاشهر. هرچی بری بالاتر سمت شمرون و آن طرف ها آشغال‌ها به‌دردبخورتر میشن. چندبار تا حالا شده سمت تجریش رفتم، قاطی آشغالا، چیزهای باارزش هم پیدا کردم. حالا نمیگم همیشه اینجوریه ولی فلز، قوطی، آهن و همه چی بهتر از پایین‌شهره. آشغالای بالاشهری‌ها با پایین شهر فرق میکنه”.

آرزوهای دفن شده داخل گونی های زباله
«محمد گلزاری» سوژه گزارش ما مدرسه نمی‌رود، تفریحی هم ندارد، صبح را با زباله شروع می‌کند و شب را هم با کوله‌بار سنگین زباله به صبح می‌رساند.پسر بچه ای که از ۱۰ سالگی به امید زباله های تهران از مشهد به پایتخت آمده و در کوچه و پس کوچه های محدوده میدان منیریه، شوش، راه آهن و هر جایی که مخازن آشغال پرتر باشد پسماندهای باارزش زباله را از مخازن شهرداری جابجا می کند. محمد حالا ۱۵ ساله شده وکودکی خود را داخل گونی سنگین زباله ها دفن کرده به جای نشستن پشت نیمکت مدرسه چشم خود را به سطل های زباله دوخته است.
محمد که اهل مشهد است در پاسخ به این سوال که چرا بدون دستکش زباله جمع می کند می گوید:”می‌دانید باید چند کیلو پلاستیک و ضایعات بفروشم تا بتوانم یک دست‌کش ۳۰۰ تومانی بخرم؟ ضمن اینکه یکسال پیش پول یک کیسه زبال ها رو دادم دستکش خریدم که آن را هم بچه ها ازم دزدید”.
سوژه امروز شبکه های اجتماعی
به نظر می آید محمد دل خوشی از دوربین، موبایل و آدم های اطراف ندارد بدون اینکه سوال بعدیم را مطرح کنم با حالت اعتراض آمیز می گوید: «حالا اومدی از وضع ما گزارش بگیری که چی بشه. تو میخوای عکس و فیلم بگیری تا آنها را داخل شبکه های مجازی بگذاری البته ما به این رفتارهای مردم عادت کردیم روزانه صدها بار سوژه این گوشی های موبایل می شویم این دفعه هم روش؟» البته چند ماه پیش یکی از عابران خواست که از من عکس بگیرد و من مشغول آن شدم که یکباری متوجه شدم ماشین گشت وارد کوچه شد و همه بافته هایم را پنبه کرد و آخر سر هم دو مرد معتاد آمدند و باقی مانده بازیافت ها را از چنگم در آوردند.
Image

کشمکش بر سر زباله
روی جدول کنار خیابان منتظر شدم که محمد بعد از اصرارهای پیاپی از سختی‌های کارش گفت: شهرداری که روزها نمیذاره کار کنیم، ببینند داریم زباله جمع میکنیم از دستمون میگیرن خالی میکنن تو ماشینای بازیافت. شبها هم از ترس معتادا امنیت نداریم این زباله ها را جمع کنم ترجیح می دهم در طول روز با مامورای شهرداری درگیر بشم اما گیر معتادان زبان نفهم نیفتم.
وقتی تفکیک زباله ها آروزی یک کودک می َشود
محمد صبح که از خواب بیدار می‌شود تا ساعات پایانی شب در میان زباله‌های متعفنی که دور تا دور آلونک‌شان را پوشانده است، می‌گردد و به قول خودش برای خانواده پول در می‌آورد. در حرف‌هایش خبری از شیطنت های پسرانه نیست، اصلاً نمی‌داند آرزو چیست که بخواهد آرزویی را به زبان بیاورد، اما می‌گوید، ای کاش مردم آشغال‌های‌شان را جدا می‌کردند تا من مجبور نباشم ساعت‌ها این همه آشغال را کنار بزنم تا مقوا‌ها و بطری‌ها را پیدا کنم.
وقتی زباله ها هم صاحب پیدا می کند
آنچه بیشتر این کودک زباله‌گرد از آن گله می‌کنند، نحوه برخورد مأموران بازیافت با افرادی است که به صورت غیررسمی زباله‌ها را تفکیک و به مراکز دپوی زباله تحویل می‌دهند محمد می گوید: شهرداری میگه آشغال مال ماست شما حق زباله‌جمع‌کردن ندارین… زباله جمع نکنم، دستفروشی نکنم، گدایی نکنم پس دیگه چه جوری شکم خودم و مادر تنهام رو سیر کنم؟
زیر لب می‌گوید: در این جامعه همه چیز صاحب دارد فقط کودکان فقیر هستند که کسی کاری به کارشان ندارد.
ضایعاتی که به قیمت واقعی به فروش نمی رسد
او که دلش از دست معتادانی که پول مواد خود را با دزدی زباله های که زحمت جمع آوریشان را تامین می کنند پر است می گوید: خرید زباله‌ها به کمترین قیمت از دیگر معضلاتی است که با آن مواجه هستیم چرا که شهرداری از ما مستقیما زباله نمی‌خره، ما مجبوریم بفروشیم به ضایعاتیا، اونام آن‌قدر ازش میزنن که هیچی تهش نمی مونه، واسه یه کیلو آلومینیوم، ۳ هزار هزار تومن میدن.
او در مورد منطقه کارش می‌گوید: من بیشتر زباله‌های منطقه منیریه به سمت پایین را جمع می‌کنم. از ساعت ۷ صبح ساعت تا تاریک شدن هوا سطل آشغال‌ها را می‌گردم و هر چه در طول روز جمع می کنم رو به دلال های میدان گمرک می فروشم.
محمد اصلاً نمی‌داند بوی خوش یعنی چه؟ چه حیف که او تصویری از خانه‌ای تمیز، غذای خوشمزه، نشستن پشت نیمکت کلاس درس و شیطنت های پسرانه ندارد و به جای کودکی کردن، خود را مرد و مسئول خانه و خانواده می‌دانند؛ کودکانی که نمی‌دانند چه آینده تاریکی در انتظارشان است.

Image

سطل‌آشغال‌هایی که سفره کودکان گرسنه می شود
او در جواب سوال من که می پرسم ناهار و شام خود را از کجا تهیه می کند؟ می گوید: بیشتر وقت ها ناهارم را از داخل زباله ها پیدا می کنم اما شامم را در کنار دوستانم که آنها هم زباله گرد هستند می خورم در واقع چند نفری می شویم که مبلغی را جمع و در اطراف شوش اتاقی را اجاره کرده ایم.
محمد در خصوص نحوه فروش زباله ها می گوید: زباله‌ها رو اول باید جدا کنیم. قوطی، فلز، آهن و شیشه هرکدوم نرخ جدا دارن. بعد آخر شب می‌بریمشون پیش این ضایعاتی‌ها. اونجا خیلی کم با ما حساب می‌کنن. راستش من قبلا راه و چاه کار و نمی‌دونستم. کلا از بچه ها خوب نمیخرن، چون واسطه‌ها فکر می‌کنن راحت‌تر میشه سر بچه ها کلاه گذاشت. البته گاهی تحویل زباله‌ها به نیمه‌های شب هم کشیده می‌شود. «بستگی به این داره چقدر نیاز داشته باشی. هرچی بیشتر جمع کنی پولش بیشتره.
بیشتر کارگرانی که زباله‌جمع‌کنی را به‌عنوان کار روزمزدی انتخاب کرده‌اند درواقع ابزاری ارزان برای واسطه‌های خرید زباله هستند. دراین‌میان، وضعیت کودکانی که بی‌هیچ حمایتی به دلیل فقر و نداری سر از سطل‌های زباله درمی‌آورند به مراتب وخیم‌تر است.
محمد به مشکلاتی که درپی معاملات ضایعات در کمین کودکان قرار دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید: خیلی کم میخرن. خیلی وقتا سر بچه‌ها رو کلاه می‌ذارن، تازه اگه فرق زباله‌ها رو ندونی، زیر قیمت واقعیش ازت میخرن.

ضایعات گران قیمت
از او می‌پرسم ضایعاتی‌ها معمولا چه زباله‌هایی را بیشتر می‌خرند و می‌گوید: همه‌‌جور زباله‌ای میخرن؛ از آهن، مس، بطری و قوطی نوشابه تا ضایعات بیمارستانی. اینا هرکدوم یه قیمتی دارن.
با محمد راهی خیابان های اطراف گمرک محلی که ضایعات به فروش می رسد می روم او گونی زباله را بعد از اندکی چانه‌زدن تحویل سرکارگر می‌دهد و منتظر دستمزدش می‌ماند. صدای بلند پیرمرد ضایعاتی در کوچه می‌پیچد: «جنس میخوای یا پول؟.معتاد نیستم خرجی مو درمیارم پولشو بده برم”.
Image

به گزارش شفقنا زندگی، آلودگی و تعفن و بیماری، ذات زباله است و از این روست که انسان متمدن ده‌ها سال است که زباله را به ماشین سپرده و تفکیک آن را برعهده دستگاه‌های مکانیزه گذاشته است. بی‌شک، یک جای کار می‌لنگد وقتی می‌بینیم که در این شهر کار دستگاه‌های مکانیزه را کودکانی بین ۶ تا ۱۵ سال، آن هم با دست‌های خود انجام می‌دهند… فرقی هم نمی‌کند، ایرانی باشند یا افغان، بلوچ باشند یا هزاره یا…؟! همین که آنها روز و شب‌شان را با زباله‌های متعفن سپری می‌کنند و با تفکیک آنها، معاش خانواده‌های خود را تأمین می‌کنند، یعنی با بحرانی انسانی روبه‌رو هستیم که باید هرچه زودتر مرتفع شود و این بحران زمانی بحرانی تر و اسفناک تر می شود که کودکانی برای تامین مخارج خود و خانوادشان وارد این شغل شوند که به جرات می توان گفت هیچ نهاد یا مسئولی مسئولیت مستقیم حمایت از این کودکان و رسیدگی به مشکلات و خطرات در کمین آنها را نپذیرفته و شغل سخت آنها را به حساب نیاورده است. حال باید منتظر ماند و دید آیا مسئولان آینده وزارت کار و رفاه اجتماعی کوچکترین قدمی برای رفاه حال این مردان پیر به کار خواهند گرفت یا نه؟
najm134
 
پست ها : 1928
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

قبليبعدي

بازگشت به آلوده شناسى


cron
Aelaa.Net