آلودگی سیاسی

مدير انجمن: najm134

سفر مقتدی صدر به عربستان و امارات

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه آگوست 18, 2017 10:20 pm

رهبر جریان صدر در عراق از نقطه نظرات یکسان خود با ولیعهد سعودی خبر داد و گفت که همه اختلافات منطقه را می‌توان به طور تدریجی حل کرد.
آفتاب‌‌نیوز :
مقتدی صدر رهبر جریان صدر در سخنانی مطبوعاتی تصریح کرد که "همسان بودن دیدگاهها را در جریان ملاقاتش اخیرش با محمد بن سلمان بن عبدالعزیز ولیعهد سعودی در شهر جده عربستان احساس کرده است".

به گزارش آفتاب‌نیوز، مقتدی صدر افزود: هر دوی آنها چند پرونده منطقه از جمله یمن، بحرین، سوریه، قدس و روابط ایران – عربستان و نیز روابط بین بغداد و ریاض را بررسی کردند.

رهبر جریان صدر گفت: این دیدار با صراحت بین دو طرف برگزار شد.

وی افزود: "ریاض به منزله پدر برای همگان است و قدرت خود را ثابت کرده است و در تلاش برای برقراری صلح در منطقه است".

مقتدی صدر گفت: "همه اختلافات حاکم در منطقه را می توان به طور تدریجی حل کرد؛ حتی اگر مدتی زمان ببرد."

وی تصریح کرد: در این دیدار همچنین وضعیت موجود بین چهار کشور عربستان، امارات، مصر و بحرین با قطر مورد بحث قرار گرفت و دوحه در قبال کوتاه آمدن حساسیت دارد اما کوتاه خواهد آمد و اندک اندک به آغوش و خاستگاه عربی خود بازخواهد گشت".

مقتدی صدر فاش کرد که "وی از بیش از یک ماه پیش خواستار کناره گیری بشار اسد رئیس جمهور نظام سوریه شده است زیرا کناره گیری اسد می تواند به برقراری صلح کمک کند".

به گزارش تسنیم به نقل از پایگاه خبری النشره، وی درباره عراق نیز گفت: "باید کشور عراق از مرکزیت برخوردار باشد؛ بدون اینکه دو ارتش در کشور وجود داشته باشد."

رهبر جریان صدر افزود: "اگر عراق به مرحله ادغام بین نیروهای دولتی و الحشد الشعبی تحت رهبری نخست وزیر و نیز فرمانده نیروهای مسلح نرسد؛ با مشکلات بزرگی روبرو خواهد شد."

رهبر جریان صدر عراق طی سفری رسمی شامگاه یکشنبه وارد امارات شده و با ولیعهد ابوظبی دیدار کرد.

«مقتدی صدر» رهبر جریان صدر عراق شامگاه یکشنبه طی سفری رسمی وارد امارات شد.

به گزارش شبکه سومریه، در همین راستا، رهبر جریان صدر عراق در دیدار با شیخ محمد بن زاید آل نهیان ولیعهد ابوظبی روابط دو کشور و موضوعات دارای اهمیت مشترک را مورد بحث و بررسی قرار دادند.

خبرگزاری رسمی امارات (وام) طی بیانیه ای اعلام کرد که محمد بن زاید در این دیدار بر اهمیت ثبات و شکوفایی عراق تاکید کرده و ابراز امیدواری نمود که عراق نقش طبیعی خود را در عرصه عربی که موجب تقویت امنیت و ثبات جهان عرب است ایفا نماید.

پیش از این اعلام شده بود که مقتدی صدر رهبر جریان صدر قرار است امروز (یکشنبه) بنا به دعوت رسمی مقامات امارات عازم این کشور شود.

همچنین قرار بود کشور امارات هواپیمای ویژه ای را برای رفت و آمد مقتدی صدر ارسال نماید.

مقتدی صدر چندی پیش نیز در پاسخ به دعوت مقامات سعودی به این کشور رفته و با محمد بن سلمان ولی عهد عربستان در خصوص مسائل منطقه رایزنی کرده بود.
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

فضای "قبله عالمی!" در نخستین جلسه اعضای کابینه ترامپ

پستتوسط najm134 » چهارشنبه آگوست 23, 2017 5:58 pm

فضای "قبله عالمی!" در نخستین جلسه اعضای کابینه مقام معظم رياست امريكا (ترامپ)

"بیل کریستول" سردبیر مجله " ویکلی استاندارد " آمریکا در مطلبی نوشت: تا کنون جلسه ای چنین حاوی چاپلوسی دسته جمعی را در طول عمرش ندیده است.
روز دوشنبه گذشته نخستین جلسه کامل تمامی اعضای کابینه دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا 5 ماه پس از راه یابی او به کاخ سفید برگزار شد و این در حالی است که بسیاری از رسانه ها و شخصیت های رسانه ای آمریکا فضای حاکم بر این جلسه را تملق آمیز و عجیب و غریب توصیف کردند.
به گزارش عصر ایران به نقل از شبکه خبری "سی بی اس" آمریکا نخستین جلسه کابینه کامل ترامپ که با حضور تمامی اعضای تیم اجرایی ترامپ در کاخ سفید و در مقابل دوربین های تلویزیونی برگزار شد، با تملق، ستایش های بی حد وحصر و چاپلوسی اعضای کابینه از ترامپ برگزار شد.
از مایک پنس جمهوریخواه که معاون ترامپ و یک سیاستمدار استخوان خرد کرده است تا رییس دفتر ترامپ در سخنانی متملقانه بیش از حد از ترامپ ستایش کرده و حضور در کابینه او و خدمت در رکاب او را مایه مباهات و افتخار خود عنوان کردند.

Image
"مایک پنس" معاون ترامپ خدمت در کابنیه او را بزرگ ترین افتخار در طول تمامی عمرش اعلام کرده و گفت برای او مایه مباهات است که معاون فردی است که به شعارهای انتخاباتی خود وفادار مانده است.
"رینس پریبس" رییس دفتر ترامپ نیز در سخنانش از طرف خود و تمامی اعضای کابینه، از اینکه ترامپ فرصت خدمتگزاری به دولت خود و مردم آمریکا را به آنها داده اظهار سپاسگزاری کرده و این مساله را مایه غرور و مباهات خود و اعضای کابینه دانست.
این ستایش ها به حدی بود که "بیل کریستول" سردبیر مجله" ویکلی استاندارد " آمریکا در مطلبی نوشت: تا کنون جلسه ای چنین حاوی چاپلوسی دسته جمعی را در طول عمرش ندیده است.
او در مطلبی در توییترش با مقایسه این نوع رفتار با جلسه کابینه دولت های اقتدارگرایی چون کره شمالی به کنایه نوشت: "دنیس رادمن" (بسکتبالیست آمریکایی که با رهبر کره شمالی رابطه دوستانه ای دارد) به کره شمالی برود تا به رهبر این کشور موفقیت دونالد ترامپ را در برگزاری جلسه کابینه به سبک کره شمالی اطلاع دهد."

Image

همچنین شبکه خبری سی ان ان آمریکا نیز در مطلبی این جلسه را عجیب و غریب دانسته کرده و با جلسات کابینه در شوروی سابق مقایسه کرد و روزنامه نیویورک تایمز نیز آن را جلسه ای متملقانه توصیف کرده است.

Image

"چاک شومر" رییس اقلیت دموکرات ها در مجلس سنای آمریکا نیز با کنایه از فضای متملقانه حاکم بر این جلسه در توییتی نوشت: جلسه ای عالی با بهترین تیم کابینه در تاریخ جهان!!!
Image
بسیاری از روزنامه نگاران و ناظران مسایل سیاسی آمریکا نیز در شبکه های اجتماعی این جلسه را در نوع خود بی نظیر دانسته و به این نکته اشاره کرده اند که تنها فردی که در جریان سخنان خود در این جلسه زبان به تملق و ستایش از ترامپ نگشود، " جیمز ماتیس" وزیر دفاع کابینه بود که در سخنان خود بر ستایش از نیروهای نظامی آمریکا تمرکز کرد.
با وجود این انتقادها دونالد ترامپ در توییتی پس از این جلسه با ابراز خوشحالی از برگزاری آن نوشت: با این تیم عالی (کابینه) ما می توانیم رفاه اقتصادی آمریکایی ها را بهبود بخشیده و تغییرات واقعی را به واشنگتن بیاوریم."
Image
najm134
 
پست ها : 1946
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

نگاه تک بعُدی اما زنجیره ای رسانه های غربی به رویدادهای ونزو

پستتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه آگوست 30, 2017 10:48 am

نگاه تک بعُدی اما زنجیره ای رسانه های غربی به رویدادهای ونزوئلا در حد فاجعه لیبی


راشیا تودی ( روسیه امروز) ترجمه رضا نافعی
در روزهای خیر پیرامون چند موضوع مهم جهانی سیل خبرها از سوی رسانه های غربی منتشر شد. این سیل خبر عموما از یک نگاه و یک جبهه بود و امکان وسعت دید و اطلاع را به خوانندگان و شنوندگان نمی داد. من به سهم خود تلاش کردم پیرامون این چند موضوع نکاتی را ترجمه و منتشر کنم که در ادامه دنباله روی های رسانه های بصورت زنجیره ای نیست و همان اشاره من درباره ضرورت آگاهی از دیدگاه های متقابل را دنبال می کند. این چند خبر را بصورت بسیار خلاصه از بخش آلمانی سایت «روسیه امروز» در4 بند و موضوع ترجمه و تدوین کرده ام که می خوانید:

1- «مورالس» رئیس جمهور بولیوی امریکا را بشدت مورد انتقاد قرار داد. او امریکا را برای مولتی لاترالیسم جهانی برای حقوق بین المللی و سازمان ملل متحد خطرناک دانست و تحریم های اخیر امریکا علیه روسیه، ایران و کره شمالی را محکوم کرد.
مورالس گفت امریکا باردیگر تلاش می کند تا روسیه را تحت تحریم های یک جانبه قرار دهد . این اقدام ناقض حقوق بین المللی است. » بولیوی مخالف آنست»

2- تصمیم امریکا با انتقاد بین المللی مواجه شده است. طبق یک نظر پرسی تازه مجله آلمانی اشپیگل – بخش اعظم مردم آلمان – 83 درصد از آلمانهای بالای 18 سال – مخالف تحریم های امریکا علیه روسیه هستند. دولت آلمان تحریم های واشنگتن را مورد انتقاد قرار داده است. برلین بیم آن دارد که امریکا با تحریم های خود همکاری اروپا با روسیه را برای ایجاد لوله انتقال گاز نورث استریم 2 هدف قرار دهد. زیگمار گابریل وزیر خارجه آلمان تصمیم واشنگتن را در مورد تحریم ها مورد انتقاد قرار داد و در گفتگو با مجله اشپیگل گفت ما قطعا حاضر به پذیرش این امر نیستیم که امریکا اجرای قوانین داخلی خود را به دیگر کشورهای جهان تعمیم دهد.
اتریش نیز جانب آلمان را گرفت . کریستف لایتل وزیر اقتصاد اتریش گفت : اروپا نباید اجازه چنین کاری را بدهد. اگر تحریم ها به اجرای درآیند نباید کوچکترین جای تردیدی باقی گذاشت که اروپا استوار و یکپارچه خواهد ماند. اروپا نباید تسلیم شود».

3- پس از اعلام تحریم ها از جانب امریکا، روسیه در گام اول یکصد تن از کارکنان سفارت امریکا در روسیه را اخراج کرد و اعلام داشت که تا آخر آگوست جمعا 755 کادر دیپلماتیک امریکا را از روسیه اخراج خواهد کرد. امری که به تلافی اخراج کارکنان سفارت روسیه در امریکا در آخرین هفته های ریاست جمهوری اوباما روی داد.

4- ویکی لیکس حدس می زند در سیاست امریکا در برابر ونزوئلا، عامل تعییین کننده ، کماکان علائق نفتی است. پلاتفرم افشاگر ویکی لیکس از یک تلگرام وزارت خارجه امریکا یاد می کند که در آن نقشی که ونزوئلا باید ایفا کند توصیف شده است.

ویکیلیکس اخیرا در توئیتر پرسشی را مطرح ساخت که خود نیز بلافاصله جواب احتمالی آن را داد:

«اگر وزارت خارجه امریکا موضوعی را محرمانه بخواند، یعنی در واقع خط مشی سیاسی را مشخص سازد، موضوع مورد نظر عبارتست از نفت. ویکی لیکس بعنوان سند تلگرامی را ارائه می دهد که چند دهه پیش نوشته شده و صاف و ساده خط مشی سیاسی امریکا را در برابر کشوری که دارای بزرگترین ذخائر نفتی جهان – ونزوئلا- است مشخص می سازد.
در متن تلگرام چنین آمده است که آنچه در درجه اول مورد توجه واشنگتن است این است که ونزوئلا کماکان بخش مهمی از واردات نفت امریکا را تامین کند و در مورد تعیین بهای نفت در اپک موضعی متعادل و حاکی از حس مسئولیت اختیار کند.

بنظر می رسد در خط مشی سیاست خارجی امریکا تغییر چندانی حاصل نشده است. در اواسط ماه ژوئن نیکلاس مادور یک قرارداد نفتی با یک شرکت امریکائی بنام Horizontal Well Drillings منعقد ساخت. طبق این قرار داد که ارزش آن به 1،3 میلیارد دلار بالغ می گردد، طی سه سال 200 چاه تازه نفت زده میشود و روزی 105000( صد و پنج هزار ) بشکه نفت استخراج گردد.
(امریکا به این هم راضی نیست و ونزوئلا را یک مستعمره نفتی و حیاط خلوت نفتی خود می خواهد. م)
آنچه جالب توجه است این است که ایالات متحده امریکا که پس انتخاب اعضای مجلس موسسان در ونزوئلا تا کنون مقرراتی برای تحریم کنسرن های نفتی این کشور یا مدیران آن وضع نکرده است. با یک استثناء:آخرین تحریم فقط شامل حال نیکلاس مازور رئیس جمهور ونزوئلا می شود.

https://deutsch.rt.com/international/54 ... u-energie/
https://deutsch.rt.com/amerika/55150-wi ... venezuela/
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

لیو شیابو: مردی که از مرده‌اش به اندازه زنده‌اش می‌ترسند

پستتوسط najm134 » جمعه نوامبر 03, 2017 6:53 pm

تجربه و الگوي از چين


لیو شیابو: مردی که از مرده‌اش به اندازه زنده‌اش می‌ترسند

Image
کری گریسبی‌بی‌سی

"من هیچ عمل مجرمانه‌ای مرتکب نشده‌ام، ولی اعتراضی هم ندارم."
این جمله‌ای است که لیو شیابو سال ۲۰۰۹ در دادگاه گفت. بعد از آن زندانی شد و در هشت سالی که زندانی بود، حاضر نشد از اعتقادش به دموکراسی دست بکشد. عجیب نیست که حاکمان چین از مرده‌اش هم به اندازه زنده‌اش می‌ترسند.
 حزب کمونیست چین روزگاری حزب عزم راسخ و آرمان بود، حزب مردانی که آماده بودند در راه آن آرمان شهید شوند. اما نزدیک هفتاد سال حکمرانی آن حزب آرمان‌گرا را به ساختاری صلب و منفی‌نگر بدل کرده. ساختاری که کسانی را که در پی حقوق اساسی‌شان هستند زندانی می‌کند، نام‌شان را ممنوع می‌کند، و با اهرم اقتصاد بی‌رقیبش، حتی دولت‌های خارجی را هم به سکوت وامی‌دارد.
در دوران زمامداری شی جین‌پینگ این سرکوب‌گری با دقت و شدت و موفقیت ادامه داشته. لیو شیابو استثناء است.
مشکل چین با لیو شیابو از سال ۲۰۱۰ آغاز شد: زمانی که او جایزه صلح نوبل را برد. ناگهان نامش هم‌تراز چهره‌های برجسته‌ای قرار گرفت که به خاطر باورشان زندانی شده بودند، چهره‌هایی مثل نلسون ماندلا، آنگ سان سو چی و کارل فون اوسیتسکی.
شاید نفر آخر برایتان آشنا نباشد. اما از قضا این نام برای حاکمان چین آزارنده‌تر از دو نام دیگر است. کارل فون اوسیتسکی یک فعال ضدجنگ آلمانی بود که سال ۱۹۳۵ در حالی که در یک اردوگاه کار اجباری حبس بود جایزه صلح نوبل را برد. هیتلر حتی به اعضای خانواده‌اش هم اجازه نداد به جای او جایزه‌اش را تحویل بگیرند.
لیو شیابو هم وقتی جایزه‌اش را برد در زندان بود. مقام‌های چینی نه تنها اجازه ندادند همسرش برای دریافت جایزه سفر کند، که در خانه حصرش کردند. در مراسم اهدای جایزه یک صندلی خالی برای لیو شیابو گذاشتند. همان‌جا بود که قیاس بین چین قرن بیست‌ویکم و آلمان دهه ۱۹۳۰ آغاز شد.
آلمان دهه سی و چین سال‌های اخیر یک شباهت دیگر هم دارد: سانسور حکومتی. در آلمان نازی اسم بردن از اوسیتسکی ممنوع بود. امروز هم در چین کسی حق ندارد در مورد جایزه لیو شیابو حرف بزند. مقام‌های چینی تا مدتی پس از ماجرای صلح نوبل حتی جستجوی ترکیب "صندلی خالی" را هم ممنوع کرده بودند. نام لیو شیابو مایه سرافکندگی حاکمان چین در دنیا بود، اما در داخل چین کسی او را نمی‌شناخت. حتی در روزهایی که پزشکان خارجی به ملاقات او رفتند و تشخیص پزشکان چینی را که می‌گفتند نمی‌تواند سفر کند، رد کردند، در روزهایی که در هنگ‌کنگ برای آزادی‌اش تجمع برگزار می‌شد، داخل چین به خاطر سانسور شدید کمتر کسی می‌دانست شیابو دارد از سرطان می‌میرد.
فراموشی همگانی جزو سیاست‌های رسمی حکومت چین است. لیو شیابو هم از قربانیان همین سیاست بود. حاکمان چین از زمان زندانی شدن تا مرگش هرچه می‌توانستند کردند که نام و یادش را پاک کنند. برای اینکه خانواده و دوستان نتوانند به ملاقاتش بروند، جایی حدود ۶۵۰ کیلومتر دورتر از خانه زندانی‌اش کردند. همسرش لیو شیا را چنان زیر نظر گرفتند که دچار مشکلات جسمی و روحی شد. حتی به دولت نروژ آن‌قدر فشار آوردند که دیگر مقام‌های نروژی هم به زحمت در مورد حقوق بشر در چین یا جایزه نوبل شیابو حرفی می‌زنند.
اما لیو شیابو در مرگ هم مثل زندگی نگذاشت پاکش کنند. تصویری که دولت چین از او در بستر مرگ (برای خارجی‌ها) منتشر کرد، قرار بود به همه ثابت کند که هرچه نیاز داشته در اختیارش گذاشته‌اند و در آرامش می‌میرد. اما پیامد ناخواسته این تصویر این بود که از او شهیدی ساخت برای جنبش زیر سرکوب دموکراسی‌خواهی در چین. ضمن اینکه یک بار دیگر بینندگان را یاد کارل فون اوسیتسکی و آلمان دهه ۱۹۳۰ انداخت.
مقام‌های چینی تا لیو شیابو به بستر مرگ نیافتاد، با مرخصی درمانی موافقت نکردند. حتی در بیمارستان هم شدیدا تحت نظر بود، و بسیاری دوستانش نتوانستند به ملاقاتش بروند. حدود ۸۰ سال پیش، کارل فون اوسیتسکی هم در بیمارستان مرد، در حالی که زندان‌بانان مراقبش بودند و درمان به‌موقع از او دریغ شده بود.
دولت چین از قیاس سابقه حقوق بشری و تبلیغاتی‌اش با آلمان نازی بیزار است، به ویژه آن‌که در سال‌های اخیر تا حدی حکومت تک‌حزبی‌اش در عرصه جهانی مشروعیت یافته. در جریان نشست سران بیست قدرت اقتصادی جهان که اوایل ژوئیه در هامبورگ آلمان برگزار شد، حتی یکی از رهبران حاضر در نشست علنی به رئیس‌جمهوری چین چیزی نگفت. واقعیت این است که چین روزبه‌روز در عرصه جهانی قدرتمندتر می‌شود و در داخل سخت‌گیرتر. و در این شرایط صدایی در حمایت از مخالفان سیاسی چین بلند نمی‌شود.
لیو شیابو همیشه مخالف دولت چین نبود. تا سال ۱۹۸۹، به عنوان یک دانشگاهی که گاه نقد هم می‌کند، زندگی معقولی داشت. اما ماجرای میدان تیانان‌من همه چیز را عوض کرد. پس از کشتار چهارم ژوئن، هزینه مخالفت با حزب به مراتب سنگین‌تر شد.
بیشتر هم‌دوره‌های لیو شیابو، و حتی نسل بعدی، تصمیم گرفتند به زندگی‌شان بچسبند و هزینه تحمل نکنند. لیو شیابو از معدود کسانی بود که تا پایان عمر به آرمان‌های سال ۱۹۸۹ وفادار ماند. با این کار، ابتدا امکان خروج از کشور را از دست داد، و به مرور آزادی‌اش را. آن‌طور که وکلایش می‌گویند، در سال‌های اخیر حتی پیشنهاد آزادی در ازای اعتراف به تقصیر را رد کرده بود.
"اگر می‌خواهی به جهنم قدم بگذاری، به تاریکی اعتراض نکن.."

Image
این جمله از لیو شیابو است. او در دفاعیه‌اش در دادگاه - که در مراسم نوبل به یادش خواندند - گفته بود کینه‌ای از آنها که زندانی‌اش کردند ندارد. گفته بود امیدوار است بتواند ورای آنچه بر او رفته گام بردارد.
عجیب نیست که حاکمان چین چنین آدمی را خطرناک بدانند. برای حزبی تمامیت‌خواه، مخالفی با عزم راسخ غیرقابل‌تحمل است. کسی که نترسد و نشود خریدش، دشمن است.
لیو شیابو پس از مدتی بیماری به آخر خط مبارزه رسید. از این پس تصویر تخت خالی بیمارستان هم مثل تصویر صندلی خالی مراسم جایزه نوبل خار چشم حاکمان چین خواهد شد. بی‌شک زمامداران چینی همچنان با کسانی که بخواهند راه او را بروند برخورد خواهند کرد. اما نام لیو شیابو را نمی‌توانند پاک کنند - همان‌طور که آلمان نازی نتوانست نام کارل فون اوسیتسکی را پاک کند.
زندان و حصر خانگی روش چین برای خاموش کردن صدای مخالفان
دیمین گراماتیکاس
لیو شیائوبو به جرم براندازی به زندان محکوم شده
حاکمان کمونیست چین سعی می‌کنند با تحت فشار گذاشتن همسر برنده زندانی جایزه صلح نوبل، او را وادار کنند از کشور خارج شود.
بی‌بی‌سی پی برده که حال همسر آقای لیو مساعد نیست. یک منبع نزدیک به خانواده آقای لیو به ما گفته که لیو شیائوبو حاضر به ترک چین نیست، زیرا معتقد است این کار باعث به حاشیه رانده شدنش می‌شود.
اما این منبع اضافه کرده که لیو شیا، همسر لیو شیائوبو، دچار "ناراحتی روحی" است، چرا که دو سال به طور غیرقانونی در حصر خانگی بوده و حبس او همچنان ادامه دارد. درست دو سال پیش بود که لیو شیائوبو، که یک چهره دانشگاهی است و زبان تندی هم ندارد، برنده جایزه صلح نوبل شد. این جایزه به خاطر تلاش‌های آقای لیو در جهت ایجاد اصلاحات سیاسی مسالمت‌آمیز در چین به او اعطا شد.
البته او عملا هیچگاه این جایزه را دریافت نکرد، چرا که در موقع اعطای جایزه در زندان بود و هنوز هم به جرم تلاش برای براندازی در آنجاست. لیو شیا، همسر او نیز که شاعر و عکاس است و زبانش حتی از شوهرش هم نرمتر است، وادار به سکوت شده و در آپارتمانش در پکن محبوس است.
این وضعیت از دو سال پیش تاکنون ادامه دارد. خانم لیو چند روز بعد از اینکه شوهرش برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۱۰ شد، در حصر خانگی قرار گرفت.
به نظر می‌رسد کشور نروژ هم همچنان بخاطر این موضوع در حال تنبیه شدن است. دولت نروژ نقشی در تعیین برنده جایزه ندارد، اما به گفته دیپلمات‌های دیگر کشورها، چین همچنان به وزرا، دیپلمات‌ها و سیاستمداران نروژی بی‌اعتنایی می‌کند.
کنترل سفت و سخت
اما بی‌بی‌سی با فردی صحبت کرده که با خانواده‌های لیو شیائوبو و لیو شیا در تماس است و اطلاعات جدیدی از وضعیت این زن و شوهر ارائه کرده است.
این فرد که خواسته نامش فاش نشود، به ما گفته که وضعیت جسمانی لیو شیائوبو نسبتا مساعد است، اما مشکل معده‌اش "در حال بدتر شدن است."
به گفته این منبع، مقامات چینی تنها به سه نفر اجازه می‌دهند در زندان جینژو با لیو شیائوبو ملاقات کنند: دو برادرش می‌توانند هر شش ماه یک بار او را ببینند، و همسرش که اجازه دارد هر دو سه ماه به دیدن این برنده جایزه صلح نوبل برود. البته آنها هر بار باید درخواست مجوز کنند و منتظر دریافت آن باشند.
"لیو شیا چه به عنوان انسان و چه به عنوان یک موضوع، عملا وجود خارجی‌اش را از دست می‌دهد"
جاشوا روزنتسوایگ، کارشناس حقوق بشر
منبع ما می‌گوید: "آنها اجازه ندارند با هم به ملاقات او بروند. هر بار فقط یک نفر اجازه ملاقات دارد، و در تمام طول ملاقات پلیس هم حضور دارد. آنها حق ندارند درباره چیزی جز مسائل خانوادگی صحبت کنند. پلیس نمی‌خواهد خانواده لیو شیائوبو از بیرون برای او اطلاعات بیاورند."
البته دو برادر آقای لیو یک بار در سپتامبر سال گذشته (شهریور ۱۳۹۰) همزمان با او ملاقات کردند، اما آن بار قرار بود خبر فوت پدرشان را به او بدهند. سپس به آقای لیو اجازه داده شد سری به خانه بزند و به پدرش ادای احترام کند، و بلافاصله هم به زندان برگردانده شد.
از طرف دیگر، لیو شیا، همسر او، مرتکب هیچ جرمی نشده، اما در خانه‌اش در حبس است. منبع ما می‌گوید: "دو مأمور پلیس زن با او در آپارتمانش زندگی می‌کنند، و عده زیادی مأمور لباس شخصی هم پیوسته مجتمعی که خانم لیو در آن سکونت دارد را زیرنظر دارند".

آخرین نمایشگاه عکس لیو شیا، که در هنگ‌کنگ برپا شده، به رنج‌های مردم چین می‌پردازد
این فرد می‌گوید: "وضعیت سلامتی لیو شیا زیاد خوب نیست. او از نظر روحی رنج زیادی می‌کشد، چرا که آزادی‌اش را از دست داده و نگران شوهرش است که در زندان است. او تنها اجازه دارد به دیدن مادرش برود و یکی از نزدیک‌ترین دوستانش را حدودا هر ماه یکبار ببیند، آنهم در حالی که مأموران پلیس دائما همراهش هستند.او حق ندارد به هیچ جای دیگری برود، حتی به پارک یا مغازه. هیچکس حتی حق ندارد به مجتمع مسکونی او نزدیک شود، چه برسد به اینکه بخواهد به دیدنش برود."
او می‌افزاید: "رفتار دولت با لیو شیا غیرقانونی است. آنها مرتبا این کار را با دگراندیشان می‌کنند تا مانع حرف زدن آنها با رسانه‌ها شوند و به این ترتیب جلوی لکه‌دار شدن چهره دولت را بگیرند. شوهر او الان مشهورترین دگراندیش چین است. به همین خاطر هم بیش از سایر دگراندیشان تحت کنترل است."
'بسیار ظالمانه'جاشوا روزنتسوایگ که یک محقق حقوق بشر در دانشگاه چینی هنگ‌کنگ است، حرف‌های این منبع را تأیید می‌کند و می‌گوید از "وجود هیچگونه توجیه قانونی برای محدود شدن آزادی‌های لیو شیا" اطلاعی ندارد.
او می‌گوید: "خانم لیو عمدا در این وضعیت قرار داده شده، چرا که اگر عنوان و توضیح قانونی برای حبس او ارائه نشود، حتی نمی‌توان چنین اقدامی را نزد مراجع قانونی به چالش کشید. به این ترتیب لیو شیا چه به عنوان انسان و چه به عنوان یک موضوع، عملا وجود خارجی‌اش را از دست می‌دهد."
"دولت ترجیح می‌دهد لیو شیائوبو کشور را ترک کند، زیرا همین که یک برنده جایزه صلح نوبل در زندان است، یادآور وضعیت بد حقوق بشر در چین است"
یکی از دوستان لیو شیابائو: دولت چین اصرار دارد که لیو شیا برخلاف میلش در خانه‌اش نگهداری نمی‌شود. اما آقای روزنتسوایگ می‌گوید هدف دولت ساکت کردن لیو شیا، شوهرش و خانواده آنها است، و دولت می‌خواهد هیچ خبری درباره این زندانی منتشر نشود.
او می‌گوید: "یکی از معدود راه‌های جهان خارج برای مطلع شدن از حال زندانیان در چین، سوال از بستگان آنهاست که هر از گاهی به ملاقات زندانیان می‌روند. نمی‌دانم لیو شیا آخرین بار چه زمانی به دیدن شوهرش رفته، اما مطمئنم هرگونه ارتباط میان آنها مشروط به این بوده که او سکوتش را ادامه دهد. اگر این استراتژی رسمی حکومت برای مقابله با نفوذ لیو شیائوبو باشد، باید گفت تا به حال موفق بوده است. با تداوم بی‌خبری از یک نفر، رفته رفته علاقه به اخبار مربوط به او کم می‌شود. برای همین هم تیترهای خبری چندانی در مورد بی‌اطلاعی از وضعیت این برنده جایزه صلح نوبل دیده نمی‌شود."
دوست خانوادگی لیو شیائوبو که با بی‌بی‌سی صحبت کرده، می‌گوید که دولت چین با سختگیری در مورد همسر آقای لیو، تلاش می‌کند او را وادار کند تبعید در خارج از کشور بپذیرد. او می‌گوید: "دولت سعی می‌کند با محدود کردن آزادی‌های شخصی همسر لیو شیائوبو، او را وادار به ترک چین کند. در عین حال دولت، خانواده هر دوی آنها را تهدید کرده که در صورتی که با رسانه‌ها صحبت کنند و هرگونه اطلاعاتی در اختیار آنها قرار دهند، حق ملاقات با لیو شیائوبو را از آنها سلب خواهند کرد. این کار بسیار ظالمانه است و خانواده آنها را وادار به سکوت کرده است."
اما این دوست اضافه می‌کند که با وجودی که بر اساس حکم دادگاه، لیو شیائوبو باید تا سال ۲۰۲۰ در زندان بماند، اما او حاضر به ترک چین نخواهد شد. او می‌گوید: "دولت همواره خواهان این بوده که لیو شیائوبو چین را ترک کند، زیرا صرف زندانی بودن یک برنده جایزه صلح نوبل، مرتبا یادآور وضعیت بد حقوق بشر در چین است. دگراندیشان دیگری که از چین رفتند، به مرور نفوذشان را از دست دادند و صدایشان محو شد. لیو شیائوبو هم به همین علت به ماندن در کشور اصرار دارد، حتی اگر این برایش به معنای ماندن در زندان باشد. برای او مساله اصلی ماندن در چین است."
najm134
 
پست ها : 1946
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

سرزمین‌های جداشده و تهدید تمامیت ارضی ایران

پستتوسط najm134 » يکشنبه نوامبر 19, 2017 6:43 pm

سرزمین‌های جداشده و تهدید تمامیت ارضی ایران


آغاز سخن

موقعیت استراتژیک ایران بزرگ در باختر آسیا در طول تاریخ همواره زمینه رشک و وسوسه دشمنان قسم خورده ایران زمین را برای هر چه کوچک تر کردن این سرزمین اهورایی را به همراه داشته است.

در تازه ترین نمونه، «شيخ عبدالله بن زايد» وزير امورخارجه کشوری که یک سی و ششم ایران جمعیت و یک بیستم ایران وسعت دارد گستاخانه و بی شرمانه در کنار دبیر کل ناتو اعلام کرده:"... با این که ایران بزرگترين شريك تجاري امارات در منطقه است...تنها هدف ما بازپس گيري اين جزايرو پايان دادن به اشغال آنهاست(!!) و امارات از هرگونه داوري بين المللي در اين خصوص استقبال مي كند.(!!).

در طول کمتر از دویست سال دشمنان قسم خورده تاریخی ایران به ویژه انگلیس و روسیه جهت دستیابی به اهداف بلند مدت استعماری خود سرزمین های وسیعی را در ایران شرقی و ایران شمالی به اشغال خود در آوردند که هر یک بعد ها با نام های گوناگون در قالب کشورهای مختلف در پیرامون ایران اعلام موجودیت کرده اند که امارات متحده و بحرین از آن جمله هستند.

انگلیس که هندوستان را در اشغال خود داشت جهت حفظ آن گوهر ارزشمند ، مرز های تاریخی شرق ایران با هند که قرن های متمادی منطبق با رود سند بوده را بر هم زد و با کمک خود فروختگان میهن فروشی چون آقاخان محلاتی و میرزا آقاخان نوری ایران شرقی، شامل بخش اعظم بلوچستان،مکران،هرات و افغانستان را از سرزمین مادری ایران بزرگ جدا ساخت. بر اساس وصیت نامه پتر (تزار روس) که دستیابی گام به گام به آب های گرم خلیج فارس را استراتژی بلند مدت همه نسل های روسیه عنوان کرده بود، هزاران کیلو متر از سرزمین های تاریخی ایران در غرب(قفقاز،اران و شروان،گرجستان و...) و شرق دریای مازندران(ورارود شامل مرو،اشک آباد ،سمرقند و بخاراو...) اشغال شد ...

بد نیست در این جا به دو نمونه عبرت انگیز از خودفروختگی و بی لیاقتی حاکمان قاجاریه در از دست دادن سرز مین های کشورمان اشاره کنیم:

میرزا آقاخان نوری صدر اعظم ناصر الدین شاه میرزا به عنوان قوی ترین مافیای قدرت در ایران به رهبری مادر ناصرالدین شاه با گرفتن حکم قتل امیرکبیر توسط شاه مست گریان، توانست برای 7 سال صدارت را به عهده بگیرد. او که مستقیماً با دربار انگلیس در ارتباط بود یک سال بعد از قتل امیرکبیر به پاس قدردانی از حمایت انگلیسی ها از وی، بدون مقدمه و هیچ دلیل آشکاری قباله شهر هرات را تنظیم نموده به انگلیسی ها واگذار کرد و این گونه بود که پس از کوتاه زمانی با عقد قرارداد ننگین پاریس هرات و افغانستان برای همیشه از ایران جدا شدند.

مخالفان میرزا آقاخان نوری در پایان دوران صدارت او طوماری از خلاف کاری هاو موارد خیانتش را برشمردند .... از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: « توطئه در قتل امیرکبیر ،واگذاری بندر عباس به امام مسقط (عمان)، خیانت وی در قضیه هرات،...».

میرزا آقاخان نوری اعتماد الدوله(!) در پاسخ استعلام امین الممالک که که نوشته بود:" انگلیسی ها حرف های نپذیرفتنی می زنند.آن ها می گویند باید به افغانستان و هرات استقلال بدهیم.من چه کنم؟" در پاسخ نوشت:"... چاره ای جز قبول نداریم(!!).ما نمی توانیم هفت هشت ماه طول بدهیم،قوه نداریم.پول نداریم.مردم ایران....هستند(!!).امان است.امان است.بگذران.بگذران."(!!)

ناصر الدین شاه نیز در در خاطرات خود که سندی از وطن فروشی او ست در زمینه از دست دادن سرزمین های ورارود(ماوراءالنهر)،مرو و دیگر سرحدات و تحویل آن ها به روس ها نوشته است:" ...روس آمد "آخال" را گرفت. چه می کردیم؟(!!)همانطور که "آخال" را تصرف کرد،بالطبیعه "مرو" را هم تصرف می کرد(!!).ما چطور می توانستیم بگوییم: "مرو" نرو و تصرف نکن. (!!) .اگر از این ممانعت ها می کردیم جز این که روس ها را با خودمان دشمن بکنیم هیچ فایده ای نداشت..."(!!)

این روند جدا سازی سرزمین های ایرانی در غرب وجنوب ایران نیز ادامه داشت که در غرب ،استعمار انگلیس و روسیه به طور غیر مستقیم و به عنوان میانجی در تدوین پیمان ارزروم بین ایران و عثمانی که جدایی شهرهای ایرانی و نفت خیز نفتخانه، مندلی، خانقین و سلیمانیه را از ایران رسمیت بخشید نقش داشتند . در جنوب ایران زمین نیز انگلستان با اشغال بلند مدت بنادر و جزایر کرانه ای ایران از جمله جزیره بحرین ،دوپی(دوبی)، عجمان،راس الخیمه،جزیره سیر ابو نعیر(که هم اکنون در اشغال امارات است) و بسیاری مناطق دیگرکه قرن ها بخش لاینفکی از قلمرو حکومت‌های ایرانی بوده با دسیسه‌های گوناگون آن ها را به طور غیر قانونی از ایران جدا نمود.

Image

آخرین نقشه بین المللی ايران (1814) انتشارات تامسون ،پیش از جدا شدن سرزمینهای تاریخی آن


با این پیشگفتار بر آنیم که تحلیلی بر دو تهدید روز علیه تمامیت سرزمینی ایران یعنی جزایر سه گانه ایرانی و ضرورت اجرای عملی قرارداد 1975 الجزایر و دریافت غرامت به حق هزار میلیارد دلاری از عراق بپردازیم ،چرا که تحرکات دسیسه چینان خارجی در تشکیک این حقوق گواهی است بر این نکته که دشمنان ایران زمین بر اساس طرح خاور میانه بزرگ با کشورهای کوچک بار دیگر عزم جدایی و تجزیه پاره های دیگری از سرزمین اهوراییمان را در شمال، جنوب، شرق و غرب کشور در سر دارند.

سخنان منتشر شده اخیر وزیر خارجه امارات علیه تمامیت ارضی ایران در جزایر سه گانه همیشه ایرانی و نیز ادعاهای اخیر مقام های مختلف عراقی از رییس جمهور جلال طالبانی گرفته تا محمود عثمان که گستاخانه منکر حقوق ملی ایرانیان در اروند رود و قرارداد مرزی 1975 الجزایرو غرامت های به حق ملت شهید پرور ایران شده اند، نگرانی و خشم قاطبه ملت ایران رااز همه طیف ها و سلیقه های گوناگون فکری به دنبال داشته است که ایجاب می کند پاسخی شایسته به این تهدید ها داده شود...

1-امارات متحده ایرانی!

عملكرد شيخ‌نشين كوچك امارات در كمتر از38سال عمر كوتاه آن در برابر ایران، همواره نشان‌دهنده اولويت سياست پان‌عربيسم در تهدید میهن دوستی ایرانی و پان ایرانیسم بوده است. اين اميرنشين که در جنگ عراق علیه ایران با پشتیبانی مالی و لجستیکی عراق به طور غیرمستقیم در به شهادت رساندن صد ها هزارتن از عزیز ترین جوانان این مرزو بوم و جانباز وشیمیایی کردن ده ها هزار ایرانی ایثار گر دیگر عزادار کردن مادران و خواهران ما نقش داشته است در دوم دسامبر 1971با اتحاد امارت‌هاي «شارجه»، «ام‌القوين» ،« ابوظبی» ،«دوبی» ،« فجيره» و «عجمان» شكل گرفت و پس از مدتي، امارت «رأس‌الخيمه» نيز به اين اتحاد پيوست، ولي تلاش‌هاي حكام امارات براي پيوستن اميرنشين بحرين ـ كه به تازگي با دسیسه های انگلیس و به طور غیر قانونی از ايران جدا شده بود ـ به اين اتحاد، پس از مخالفت و تهديد شديد دولت وقت ايران، به نتيجه نرسيد.

دولت امارات از آغاز پيدايش نسبت به جزاير سه‌گانه ایرانی كه در 68 سال اشغالگري انگليس مورد ادعاي شيخ شارجه و شيخ رأ‌س‌الخيمه بود، مدعي مالكيت است، اما آنچه توجه بيش از پيش كارشناسان،‌ دست‌اندركاران و مسوولان ميهن‌دوست ايراني را مي‌طلبد، تأكيد بر پيشينه حاكميت ملي ايران بر خليج فارس، جزاير و سواحل آن است كه مي‌تواند به عنوان دستمايه‌اي مهم براي اثبات حقانيت حاكميت ايران بر اين جزايري ‌باشد كه متاسفانه همه دولت های دوست و دشمن عربي آن رابر پایه ادعاهای بی اساس «جزاير اماراتي» می نامند..

پيشينه حاكميت ايران بر جزاير و بنادر شمال تا جنوب خليج فارس

از هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح (از بيش از چهار هزار سال پيش) تاكنون جزاير سه‌گانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به همراه ديگر جزاير، بنادر و سواحل شمال و جنوب خليج فارس قلمرو حكومت‌هاي گوناگون ايراني بوده است. وجود نقشه‌هاي باستاني حكومت هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان، سنگ‌نبشته‌هاي متعدد، نام‌هاي نژاده پارسي اين مناطق، بيش از 23 نقشه رسمي و نيمه‌رسمي كه توسط دولت‌هاي بريتانيا و ديگر دول غربي در قرون گذشته به چاپ رسيده، نامه‌هاي رسمي دولتي حكومت‌هاي گوناگون ايران‌زمين و اسناد و كتاب‌هاي تاريخي موجود در كتابخانه‌هاي سراسر دنيا و بسياري اسناد ديگر، تعلق اين جزاير را به ايران به خوبي به اثبات مي‌رساند. از جمله كتاب‌هاي تاريخي مي‌توان به كتاب «محمود سديد كبابي بندر عباسي» اشاره كرد كه در آن اسناد جالب توجهي موجود است كه از آن ميان، مي‌توان به سندي اشاره كرد كه در آن اجداد شیوخ فعلی شارجه و رأس‌الخيمه که چوپانی می کردند براي تعليف احشام خود در جزيره ابوموسي ـ كه به دليل مراتع سرسبز خود به «گت سبزو» نيز معروف بود ـ از حاكمان ايران اجازه مي‌گرفتند و پس از تعليف هم مراتب خدمتگزاري و سپاس خود را به ايرانيان اعلام مي‌داشتند.

ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك، سه جزيره‌اي هستند كه با وجود اين‌كه وسعت چنداني ندارند، ولي از اهميت استراتژيك و منحصر به فردي برخوردارند. اين جزاير همچون زنجيره‌اي دفاعي و امنيتي در جنوب ايران، در دهانه خليج فارس و تنگه هرمز همانند ناوگاني ثابت، هرگونه تحرك و عبور و مرور كشتي‌ها به خليج فارس را در كنترل دارند.

در سال 1850 ميلادي بنا بر آمار انگليسي‌ها، جمعيت ابوموسي از حدود شصت خانوار كه اغلب ايراني بوده‌اند، تشكيل شده بود و اندك خانوارهاي عرب ساكن آن از بندرلنگه به آنجا مهاجرت كرده بودند. تنب بزرگ مسكوني بوده و تنب كوچك يا تنب مار، با دو كيلومتر مربع وسعت، صخره‌اي و هميشه خالي از سكنه بوده است. نام اين جزاير نيز ريشه‌اي ايراني دارد. ابوموسي، مخفف «بوم موسي» يعني خانه موسي بوده و تنب نيز تغييريافته واژه پارسي تنگستاني «تمب» به معناي تپه پشته و تل است..

استعمار بريتانيا در اوايل سده بيستم ميلادي همزمان با گسترش نفوذ و استيلاي خود در منطقه و نيز همگام با مرعوب كردن شيوخ باديه‌نشين حاشيه جنوب خليج هميشه فارس، جزاير بحرین ،تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي را اشغال كرد و به قبايل عرب تحت‌الحمايه خود سپرد، اما اين امر بلافاصله با اعتراض رسمي دولت ايران روبه‌رو شد و همه دولت‌هاي ايران در سال‌هاي اشغال همواره با كوشش‌هاي پيگير، با اعتراضات رسمي مكتوب، حتي با بازديد و نصب پرچم سه‌رنگ ايران بر اين جزاير، بر حق حاكميت سرزمين ايران بر اين جزاير پاي مي‌فشردند، تا اين‌كه در پي يك معامله ننگين كه هيچ‌گاه توسط ملت ايران به رسميت شناخته نشد، در تاريخ 24 ارديبهشت 1349، بحرين با یک همه پرسی غیر قانونی از پيكره ميهن جدا شد . همزمان با خروج استعمار انگليس از خليج فارس در سال 1971 ميلادي (1350 شمسي) طي تفاهم‌نامه‌اي با شيخ‌نشين شارجه و با ميانجيگري انگلستان، جزيره ابوموسي پس از 68 سال اشغال توسط بيگانه، به مام ميهن بازگشت و جزاير تنب بزرگ و تنب كوچك نيز با توافق غيرمكتوب با بريتانيا به ايران بازگردانده شدند، چراكه بنا بر ديدگاه دولت وقت ايران، هرگونه توافق مكتوب با بريتانيا ممكن بود در مورد حاكميت مطلق ايران بر دو جزيره تنب، جاي ترديد باقي بگذارد..

ادعاهاي بي‌پايه و تجاوزكارانه کشورهای عربی علیه ایران


كشورهاي عربي در دهه‌هاي اخير، همواره با فرصت طلبی بر تكرار ادعاهاي بي‌پايه خود عليه تماميت ارضي ايران پافشاري مي‌كنند که به طور نمونه می توان به ادعای اعراب نسبت به اروند رود،خوزستان،نام خلیج فارس،بحرین ،جزایر سه گانه همیشه ایرانی، جزیره ایرانی سیر ابو نعیر(که توسط امارات اشغال شده است) ، حوزه گازی ایرانی آرش و... اشاره کرد.

در مساله ادعاهاي امارات نسبت به تماميت ارضي ايران در خليج فارس، چند نكته قابل تأمل است:

1ـ در زمان انعقاد تفاهم‌نامه ميان ايران و شيخ شارجه و بازگشت جزاير به ايران، هنوز دولتي با نام امارات متحده عربي، وجود خارجي نداشت تا بتواند ادعايي نسبت به جزاير تاريخي ايران داشته باشد. درواقع امارات متحده عربي پس از بازگشت جزاير به ايران به عنوان يك كشور موجوديت يافت..

2ـ شوراي همكاري خليج فارس نيز در زمان انعقاد اين تفاهم‌نامه، هنوز تشكيل نشده بود؛ بنابراين، از لحاظ حقوق بين‌الملل نمي‌تواند نسبت به تماميت ارضي ايران، ادعايي مطرح كند..

3ـ بنا بر يك اصل حقوقي در روابط بين‌الملل، وجود قرارداد دوجانبه، حق و مسئوليتي براي كشور سوم ايجاد نمي‌كند، بنابراين دخالت هر كشور و نهاد و سازمان ثالث در مساله جزيره ابوموسي، غيرقانوني است..

4ـ پس ازجدایی بحرین از ایران و اعمال حاكميت دوباره ايران بر جزاير سه‌گانه، چند كشور عربي از جمله ليبي، عراق و يمن، در دسامبر 1971 از ايران به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت كردند كه شوراي امنيت با بررسي پرونده،به نفع ایران آن را براي هميشه مختومه اعلام كرد. اين‌گونه بود كه چون در قوانین بین الملل یک موضوع دو بار در شورای امنیت سازمان ملل قابل بررسی نیست اعراب به دنبال راهكاري براي حل مشکل خود بر آمدند تا اين‌كه بهترين حربه را توسل به دادگاه لاهه يافتند. کشورهای عربی مترصد کوچکترین سستی از سوی ایرانیان هستند تا نیت شوم خود یعنی بین المللی کردن مساله جزایر را که امری داخلی و مربوط به ایران است را به عمل برسانند تا این جزایر را نیز مانند بحرین با حربه بین المللی کردن تمامیت سرزمینی ایران به نفع خود به انجام برسانند.

2-قرارداد1975 الجزایر و بدهی 1000میلیارد دلاری عراق به ایران

پیشینه تاریخی ادعاهای ارضی و اشغالگری عراق علیه ایران

اختلافات مرزی بین ايران و عراق نه منحصر به دوره اقتدار صدام حسین بلکه ريشه در دوراني طولانی دارد که اراضي کنوني عراق بخشي از امپراطوري عثماني بوده و هنوز نیز این اختلافات ادامه دارد...
در طول اين سال های طولانی درگيري هاي فراواني بين دو طرف صورت گرفته که به امضای عهدنامه هايي منجر شده است و از آن میان مي توان به نبرد چالدران با عثمانی (عهدنامه آماسيه)، قرارداد صلح زهاب (که طي آن بغداد و بصره در دوران عثماني1049ق/1639م به عثماني واگذار شد) و عهدنامه کروان اشاره کرد که در ذيل به مهم ترين اين عهدنامه ها از مقطع قرارداد ارزنه الروم تا قرارداد 1975الجزایر اشاره مي‌نمایيم:

قرارداد ارزروم(1)/1821 میلادی

در دوران فتحعلي شاه 1237ق/1821م بر اثر کشتار شيعيان در میان رودان( بين النهرين ) که جمعي از آنها ايراني بودند بار ديگر رويارويي نظامي ميان دو کشور ایران و عثمانی آغاز گرديد. البته دو کشور روس و انگليس بيش از همه در بروز اين نبرد نقش داشتند. سرانجام با دخالت انگليس مذاکرات صلح در ارزروم ميان طرفين آغاز شد و بر اساس اين قرارداد موارد زير مصوب شد: بازگشت به مرزهاي سابق ـ رعايت حال زوّار ايراني ـ عدم مداخله دو کشور در امور يکديگر و ...

قرارداد ارزروم(2)/1847 میلادی

حملات و تجاوز والي بغداد به بندر تجاري خرمشهر موجب آن شد که دولت ايران درخواست غرامت نمايد. با دخالت روس و انگليس پس از گذشت 4 سال عهدنامه ارزروم دوم در سال 1263ق/1847م منعقد شد.

توافقات: دولت ايران قبول کرد که از دعاوي خود درباره اراضي غربي زهاب (مندلی،نفتخانه و خانقین) دست بردارد ـ ايران همچنين از ادلّه اي که حاکميت آنرا بر سليمانيه مسجّل مي ساخت دست بردارد ،عثماني نيز متعهد شد حق کشتيراني ايران بر اروند را به رسميّت بشناسد و در ادامه بنا شد که حدود مرزي دو کشور تعيين شود ولي با وجود برگزاري سه نشست توافقي بعمل نيامد. نماينده ايران در اين قرارداد امير کبير بود.

پروتکل 1329ق / 1911م

به رغم تلاش هاي که در قراردادهاي ارزروم شد اما اختلافات با وجود عدم تعيين حدود مرزي باقي ماند اما در پي کشف نفت در خوزستان و تجاوزات بي شمار مرزداران عثماني که ثبات منطقه نفت خيز را براي انگلستان به مخاطره انداخته بود بر اثر وساطت انگلستان بين دو کشور پروتکل مزبور به امضاء رسيد.

توافقات: تشکيل کميسيوني متشکل از نمايندگان 4 کشور(ايران، عثمانی، انگلستان و روسيه) براي تعيين خطوط مرزي بر اساس ارزروم(2). اين کميسيون نيز حاصلي در بر نداشت.

پروتکل 1331ق / 1913م

متعاقب پروتکل 1911م که نتيجه اي در بر نداشت، پروتکل 1913م توسط نمايندگان 4 دولت در اسلامبول به امضا رسيد.
توافقات: دو دولت روسيه و انگليس مسئول تعيين مرز ايران و عثماني شدند ـ اروند رود به حاکميت عثماني و انگليس در آمد. اين کميسيون در سال 1914م به طور موقت مرزهاي دو کشور را علامت گذاري نمودند.

سقوط امپراطوري عثماني و تشکیل عراق/1920م.

با خاتمه جنگ جهاني اول امپراتوري عثماني تجزيه شد و در تاريخ 10 اوت 1920م از سه استان بغداد، موصل و بصره کشور وابسته اي به نام عراق تأسيس شد. در سال 1921م ملک فيصل از سوي انگليسي ها در عراق به عنوان پادشاه تاج گذاري کرد.

انگليسي ها که علاقه مند به رسميّت شناختن عراق از سوي ايران بودند با ايران وارد مذاکره شدند، ولي ايران اين امر را منوط به حل مسأله اروند رود و حقوق اتباع خود کرد و با قول هاي مساعدي که داده شد بالاخره ايران در 1929م/ 1308ش عراق را به رسميّت شناخت ولي در ادامه به دليل اين که عراق به وعده هاي خود عمل نکرد، ايران اعلام کرد که مرزهاي تعيين شده در1333ق/ 1914م را فاقد اعتبار و رسميّت مي داند.
عراق نيز در مقابل در 1313ش/1934م رسماً به جامعه ملل شکايت نمود مبني بر اين که ايران قراردادهاي ارزروم و پروتکل 1913م را ناديده انگاشته است. در واقع با اين عمل موضوع منازعه بين ايران و عراق به مجامع بين المللي کشيده شد.

عهدنامه 1316ش/1937م

در ادامه شکايت عراق به جامعه بين الملل و ردّ رسميّت حدود مرزي از سوي ايران، نوري سعيد(وزير خارجه وقت عراق) طي سفري به ايران با رضاشاه پهلوي ملاقات نموده و اعلام نمود که عراق آماده است تا خط تالوگ اروند را به عنوان مرز آبي دو کشور تعيين کند. لذا هر دو کشور شکايت خود را در 1315ش/1936م پس گرفته و در تاريخ تيرماه1316ش/ ژوئن1937م عهدنامه‌اي ميان ناجي الاصل (وزير خارجه وقت عراق) و عنايت الله سميعي (وزير خارجه وقت ايران) به امضا رسيد.

توافقات: حدود مرزهاي تعيين شده توسط روس و انگليس در 1914م مبناي تعيين مرز زميني دو کشور قرار گرفته و براي اولين بار به کلمه تالوگ براي مرز اروندرود اشاره شد. بعد از انعقاد قرارداد کميسيوني جهت علامت گذاري مرزها تعيين شد، ولي با وقوع کودتا در عراق اين مسأله عملاً منتفي شد.

کودتاي نخست: عبدالکريم قاسم

با اين کودتا که در سال 1334ش/ 1958م شکل گرفت روابط بين دو کشور باز هم تيره شد و قاسم طي کنفرانسي مطبوعاتي در دسامبر1959م قرارداد 1937م را تحميلي ناميد و نيز کتابي با عنوان "سفير عراق" منتشر نمود که در آن ادعاهاي جديدي علیه تمامیت ارضی ایران مطرح می کرد.

کودتاي دوم:عبدالسلام عارف

پس از کودتای عارف در سال 1963م همچنان اختلافات وجود داشت ولي در عين حال رايزني هاي بين دو کشور ادامه داشت.

کودتاي سوم: احمد حسن البکر

پس از روی کار آمدن بعثی ها، وزارت خارجه ايران در سال 1347ش/ 1968م پس از چند دور گفتگوي بي حاصل با مقامات جديد عراقي بالاخره همانند مقامات عراقي اعلام کرد که قرارداد 1937م فاقد اعتبار و نابرابر است. اختلافات موجود و برخوردهاي نسبتاً شديد مرزی بین ایران(دولت شاه) و عراق(دولت بعثی) موجب شد تا دولت عراق در بهمن 1352ش/ فوريه1974م به سازمان ملل شکايت نمايد که این امر موجب صدور قطعنامه 348 شد که بر اساس آن از دوطرف درخواست آتش بس و بازگشت به مرزهاي بين المللي شده بود. پس از اين درگيري ها در سال 1353ش مذاکراتي در ترکيه ميان دو کشور انجام شد که به نتيجه نرسيد.

قرارداد 1354ش/1975م الجزایر

این قرارداد در فرصت تشکيل اجلاس دولت های صادر کننده نفت (اوپک) که از تاريخ 13 الي 15 اسفند 1353ش در الجزيره تشکيل گرديد بسته شدوايران و عراق در حاشيه اين اجلاس طي اعلاميه مشترکي اعلام نمودند که در رفع اختلافات بين دو کشور به توافق رسيده اند.

توافقات: مرزهاي زميني دو کشور بر اساس پروتکل 1913م و کميسيون تحديد حدود 1914م تعيين گردد، مرزهاي آبي دو کشور بر اساس خط تالوگ تعيين گردد.

بعد از توافق 1975م الجزایرسطح روابط دو کشور به حد اعلاي خود رسيد به گونه اي که در فروردين 1354ش نخست وزير وقت ايران (هويدا) از عراق ديدار کرده و متعاقباً در ارديبهشت ماه نيز نایب ریيس شوراي فرماندهي جمهوري عراق (صدام حسين) از ايران ديدار کرد.

چگونگی وقوع جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ملت ایران

بعد از پيروزي انقلاب اسلامی در ایران،دولت عراق به تصور این که با توجه به کاهش توان نیرو های ارتشی ایران بهترین فرصت برای اجرای آرزوها و ادعاهای ارضی دیرینه عراقی ها و تجزیه ایران فراهم است،در صدد عملي کردن توسعه طلبی ارضی علیه تمامیت ارضی ایران برآمد، لذا از فروردين 1358ش عراق به تحرکات نظامي در مرزهاي ایران دست زد و پس از زمينه سازي هاي گوناگون همچون ارسال نامه از سوي وزارت خارجه عراق به8 شخصيت بین المللی همچون دبيرکل سازمان ملل، ریيس سازمان کنفرانس اسلامي، ریيس کنفرانس غير متعهدها، سازمان جنوب شرقي آسيا و... و متجاوز معرفي کردن ايران در 8 روز قبل از حمله سراسري به ايران در 17 سپتامبر 1980م صدام حسين در مجلس اعلاي عراق حاضر شده و اعلام نمود که(از دید او) قرارداد 1975م الجزيره ملغي است و بر این اساس این قرارداد را در جلوی دوربین های تلوزیونی پاره کرد. مجلس عراق نيز در يک جلسه فرمايشي در همان شب قرارداد مزبور را ملغي اعلام کرده و صدام در22 سپتامبر1980م هجوم سراسري به مرزهاي ايران را اعلام نمود و به مردم عراق وعده کرد سه روزه خرمشهر را تصرف کند و هفت روزه به تهران برسد و در میدان آزادی به زبان عربی قادسیه دوم را به اعراب تبریک گوید....

این جنگ بر خلاف تصور واهی سردار مفلوک قادسیه هشت سال به درازا کشید و هیچ یک از اهداف عراق درحمله به ایران از جمله اشغال وتصاحب نیمه شرقی اروند رود، تجزیه خوزستان و اشغال و اهدای سه جزیره ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی به اعراب عملی نشد .

در این جنگ نابرابر، پایمردی قدرتمندانه و رشادت و ایثار میلیون ها ایرانی که با میهن دوستی،وفاداری و از خود گذشتگی بیش از ششصد هزار شهید،صدها هزار جانباز و نزدیک پنجاه هزار مجروح شیمیایی و هزاران آزاده قهرمان به خاک پاک ایران همراه بود به رغم این که صدمات غیر قابل جبرانی به ریشه های اقتصادی اجتماعی ملت ایران وارد شد با پذیرش مجدد قرارداد1975 الجزایر از سوی عراق و نامه صدام حسین به رییس جمهور ایران(آقای رفسنجانی)، به آتش بس منجر شد.آتش بسی که به دلیل عدم پایبندی عراق به اجرای عملی قرارداد مرزی 1975 الجزایر و عدم پرداخت غرامت به ملت ایران هنوز بعد از بیست و یک سال به صلح رسمی بین دو کشور منجر نشده است....


پیشینه شانه خالی کردن عراق از اجرای قرارداد 1975الجزایر و پرداخت غرامت جنگی

همان گونه که اشاره شد، از آغاز شکل گیری کشوری به نام عراق ادعاهای ارضی مقام‌های دولت‌های گذشته حاکم بر عراق علیه تمامیت ارضی ایران وحاکمیت ایران بر نیمه شرقی اروندرود با نخستین حکومت پادشاهی آن کشور آغاز شد و همه حکومت‌های بعدی از جمله دولت «عبدالکریم قاسم»، «عبدالرحمن عارف»، حکومت حزب بعث و «صدام حسین»، بر آن تاکید کرده اند و حتی پس از سقوط صدام، حکومت جدید عراق نیز بار ها از تریبون های مختلف با ادعاهای بی‌پایه ارضی علیه تمامیت ارضی ایران به عدم پایبندی عراق به قرارداد 1975 الجزایر اشاره نموده اند وحتی تاکید می کنند حقوق ملت عراق در اروندرود ضایع شده و این رود مرزی به طور کامل به ملت عراق تعلق دارد(!!!).

نکته مهم این‌که هم‌اکنون پس از هفت سال از سقوط صدام، مقام های دولت جایگزین در عراق که همواره در دوران صدام از حمایت های همه جانبه ایران برخوردار بوده اند، نه تنها پایبندی خود را به اجرای عملی قرارداد الجزایر و دادن غرامت‌های برحق ایران نشان نداده اند، بلکه از تریبون‌های گوناگون حتی سازمان ملل متحد بر آنچه ضرورت بازنگری در قرارداد 1975 الجزایر (یعنی تصرف کامل اروند رود) و نیز ضرورت بخشش غرامت‌های 1000میلیاردی( جنگ تحمیلی عراق علیه ملت ایران) نام می‌برند، تأکید می‌کنند.

مقام‌های دولت عراق بارها اظهار داشته اند که چون با تعلق کرانه شرقی اروند رود به ایران به زعم آنان حقوق مردم عراق ضایع شده است، مقام‌های کشور برادر ایران که سواحل بسیار طولانی در خلیج فارس دارند باید با نظر لطف به ملت عراق نگریسته و با نادیده گرفتن قرارداد 1975 الجزایر(و خون بیش از ششصد هزار شهید ایرانی) قرارداد جدید مرزی با عراق منعقد کنندو علا وه بر این برای کمک به ملت مظلوم(!!!) عراق باید از درخواست غرامت از عراق صرف‌نظر کنند!

در همین راستا در سال گذشته یکی از شیوخ عراقی در اظهاراتی عجیب نه تنها منکر لزوم پرداخت غرامت عراق به ایران شد بلکه خواهان این شدکه ایران باید به عراق خسارت بدهد.(!!!)

علی حاتم‌السلمان از شیوخ برجسته و رئیس قبایل الدلیم در استان الانبار عراق در اظهاراتی شتاب‌زده که القدس العربی لندن آن را منتشر ساخت مدعی شده بود که این ایران است که باید خسارت‌های وارده به عراق را جبران کند.

بدهی‌های عراق به ایران که حدوداً هزار میلیارد دلار برآورد می‌شود مساله‌ای است که متاسفانه ما ایرانیان تنها هنگامی که دولت عراق خواهان بخشش یا تخفیف آن می‌شوند به یاد دریافتش می‌افتیم. بدهی عراق به ایران در حالی از سوی این کشور نادیده گرفته می‌شود که این مقدار بدهی تنها مربوط به تخریب فضای فیزیکی و نه خسارت های روحی و معنوی ایران است و از دیگر سو به دلیل عدم پیگیری ایران ،عراق بابت آغاز تجاوز به ایران تاوانی به ایران نمی پردازدو در حالی که هنوز از سوی ایران مذاکره و اقدامی در جهت دریافت آن صورت نگرفته ، طرف عراقی با فرصت طلبی و آینده نگری جهت منافع ملی عراقی ها تنها تقاضای بخشش آن را مدام مطرح می کند.

این درخواست عراق در حالی صورت می‌گیرد که کویت با وجود این که یکی از ثروتمند ترین کشورهای دنیا محسوب می شود از حق مردم کشورش نگذشته و با حمایت سازمان‌ملل هر ساله پنج درصد از درآمدهای نفتی عراق را گرفته و تاکنون به خاطر اشغال این کشور (که سه سال پس از پایان جنگ عراق علیه ایران توسط عراق در زمان صدام صورت گرفته) طبق قطعنامه‌های شورای امنیت بیش از صد میلیارد دلار از عراق دریافت کرده است و این روند همچنان نیز ادامه دارد.

قابل ذکر این است که بعد از مدت هازمان سپری شده از پایان جنگ بالاخره در سال گذشته مجلس شورای اسلامی در اقدامی شایسته و قابل توجه ضمن تأکید بر عدم بخشش غرامت جنگی عراق به انتشار گسترده نقشه های رسمی در عراق با نام جعلی برای خلیج فارس اعتراض کرد و از دستگاه دیپلماسی کشور و کمیسیون امنیت ملی مجلس خواست تا با انجام پیگیری‌های لازم به مجلس گزارش دهند که از نتیجه آن خبری در دست نیست.

جلال طالبانی رئیس‌جمهور عراق که مدت‌ها است با رایزنی‌های متعدد در پی جلب رضایت طلبکاران دولت عراق برای چشم پوشی از بیش از هزار میلیارد بدهی این کشور است، با بهره‌گیری از فرصت کوتاهی که برای ایراد سخنرانی در جمع سران کشورها در مجمع عمومی سازمان ملل داشت، از دبیرکل و سران کشورهای شرکت کننده در مجمع عمومی، خواست تا با خارج کردن عراق از بند 7 شورای امنیت، بدهی‌های به جای مانده از حکومت حزب بعث عراق را ببخشند.وی همچنین خواهان کمک سازمان ملل برای برخورداری هر چه بیشتر عراق از درآمدهای نفتی شده است تا مدیریت هزینه‌کرد درآمدهای نفتی به دولت عراق واگذار شده و سازمان ملل اختیار این درآمدها را به رییس‌جمهور عراق واگذار کند.

گفتنی است، از نگاه فنی این اقدام طالبانی به رغم تلخی برای ما ،در راستای منافع ملی مردم کشورعراق، اقدامی منطقی است زیرا غالب کشورهای جهان همیشه از ظرفیت‌هایی مانند اجلاس‌های بین‌المللی و مهم تر از همه اجلاس‌های سالانه سازمان ملل که مباحث آن در صدر اخبار رسانه‌های جهان قرار می‌گیرد و بیشتر سران کشورها و مردم دنیا مستقیم آن را می بینند ومی‌شنوند، برای تامین حد اکثر منافع ملی برای کشور ومردم خود استفاده می کنند.

وزیر دارایی عراق نیز در سخنانی با رد کردن هر گونه بدهی 1000میلیارد دلاری به ایران، کل بدهی‏‌های کشورش را تنهاً پنجاه میلیارد دلار برآورد کرده است. این در حالی است که پس از ایران روسیه با سیزده، عربستان سعودی با هفده و کویت با پانزده میلیارد دلار، بیشترین مبالغ را از عراق طلب دارند.


هرچند بحث بخشوده شدن بدهی‌های عراق به طلبکارانش از نخستین روزهای پس از سقوط صدام مطرح شد، یکی از مهم ترین این توافق‌ها در نشست سه سال پیش شرم‏ الشیخ با نام طرح «پیمان بین‌‌المللی عراق» به دست آمد. بنا بر توافقات انجام شده در این نشست، کشورهای عربستان سعودی، چین، یونان، استرالیا، دانمارک و بلغارستان پذیرفتند که از سی میلیارد دلار از بدهی‏های این کشور صرف‏نظر کنند بدهی هایی که بیشتر به خرید های تسلیحاتی رژیم عراق برای کشتار ایرانیان در جنگ تحمیلی هشت ساله مربوط می شد و کشور های مزبور سود های کلان خود را بابت این معاملات در سال ها پیش به جیب زده اند و آنچه می بخشند در حقیقت بخشی از سود معاملاتشان است نه حقوق ملت خود.

سرزمین های جدا شده از ایرا ن در طول 196 سال گذشته

‎با توجه به تهدید های مرزی موجود علیه تمامیت ارضی ایران بد نیست به این نکته اشاره کنیم که سرزمین کنونی ایران، تنها سی درصد از ناحیه‌ای وسیع است که در تاریخ با نام‌های‎ «ایران‌زمین»،«ایران‌بزرگ» یا «ایرانشهر» و در ‏جغرافیا با نام «فلات ایران» شناخته می شود. ترفند ها و دسیسه های بیگانگان و سستی پادشاهان بی کفایت گذشته بخش های زیادی ازاین سرزمین کهن را در طول فاصله کوتاه 196 ساله از ایران بزرگ جدا نمود که مروری بر چگونگی هر یک از این جدایی ها به رغم تلخی بسیار برای میهن گرایان ایرانی جهت الزام جدیت و حساسیت ما دست کم برای حفظ سرزمین های باقیمانده موجود بسیار آموزنده خواهد بود..

گستره سرزمین‌های جدا شده از ایران در قراردادهای ترکمانچای،گلستان،آخال،پاریس و... به قرار زیر است:

سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس قرارداد های گلستان و ترکمانچای با روسیه(1813 و 1828 م.)
آران و شروان: ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع؛
ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م؛
گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م؛
‎داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م؛
اوستیای شمالی: ۸۰۰۰ ک.م؛
چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م؛
اینگوش: ۳۶۰۰ ;ک.م‎
جمع ‏کل: ۲63700 کیلومتر مربع

سرزمین‌های جداشده ایران شرقی براساس پیمان پاریس و پیمان منطقه ای مستشاران انگلیسی

هرات وافغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ک.م؛
بخش‌هایی از بلوچستان و مکران: 3۵۰۰۰۰ ک.م؛
جمع کل: ۹۷۵۲۲۵ کیلومتر مربع

سرزمین‌های جداشده ‏ورارود(ماوراءالنهر) بر اساس پیمان آخال با روسیه(1881 م.)

ترکمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ک.م؛
ازبکستان: ۴۴۷۱۰۰ ک.م؛
تاجیکستان: ۱۴۱۳۰۰ ک.م؛
‎بخش‌های ضمیمه شده ‏به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ک.م؛
بخش‌های ضمیمه شده به ‎قرقیزستان: ۵۰۰۰۰ ک.م؛
جمع کل: 1226500 کیلومترمربع

‏‎ سرزمین های جداشده جنوب خلیج فارس بر اساس پیمان منطقه ای مستشاران انگلیس

امارات:83600ک.م:
بحرین:694 ک.م:
قطر:11493ک.م:
عمان:309500ک.م:
جمع کل: 405287کیلومتر مربع

مساحت سرزمین‌های جدا شده از ایران درونی به همراه دو سوم کردستانات (که در دوره صفویه به اشغال عثمانی در آمد و بعد ها در بین سه کشور ترکیه،عراق و سوریه تقسیم شد) به مساحت تقریبی 200000ک.م. و نیز عراق به مساحت 438317ک.م. در جمع حدود 3.5 میلیون کیلومتر مربع بالغ می شود که این مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و دنیا بی سابقه است.

فرجام سخن

براساس نص صریح قانون اساسی هیچ گونه تغییری در مرز های خشکی و آبی کشور از سوی هیچ فردی مجاز نیست ودرآن آشکارا حفظ تمامیت ارضی کشور را به همراه استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی از مهم ترین ارکان حفظ کشور عنوان کرده است..

در اصل نهم قانون اساسی آمده است: «در جمهوری اسلامی ایران، آزادی، استقلال، وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک‌ناپذیرند».

اصل هفتاد و هشتم قانون اساسی نیز تصریح می‌کند: «هرگونه تغییر در خطوط مرزی، ممنوع است»

در اصل یکصد و پنجاه و دوم نیز آمده است: «سیاست خارجی ما بر اساس نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی کشور است. »

همچنین بنا بر اصل 153 قانون اساسی «هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه شود، ممنوع است.

بنا بر این بسیار به جا خواهد بود که نمایندگان محترم ملت و دست اندرکاران سیاست خارجی ایران در برابر اقدامات و دسیسه های بی سرو صدای دشمنان ایران که مترصد تصاحب پاره ای دیگر از سرزمین کهن مان هستند همواره هوشیاری لازم را داشته باشند.

1- ادعاهای متقابل ایران واکنش مناسب به ادعاهای بی پایه امارات است.

- اظهارات بی پروای مقامات اماراتی از جمله رییس امارات، عبدا.. بن زاید وزیر خارجه امارات و عبدالعزيز بن صقر رئيس مركز پژوهش هاي خليج فارس درباره جزایر سه گانه ایران در خلیج فارس، اکنون به یک رویه تبدیل شده است و اماراتی ها در هر فرصتی با تکرار این ادعای کذب سعی در مظلوم نمایی به جهانیان و قلب ماهیت یک واقعیت آشکار تاریخی دارند.

جزاير سه‌گانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك همچون همه جزاير و سواحل كرانه‌هاي شمالي و جنوبي خليج فارس در طول تاريخ كهن ايران‌زمين متعلق به ايران بوده و خواهد بود و ايرانيان حقوق ملي تاريخ خود را هيچ‌گاه فراموش نكرده‌اند و اگر سه و نیم میلیون کیلومتر مربع از ایران بزرگ از جمله هفده شهر قفقاز، سمرقند و بخارا، مرو و فيروزه، كوه آرارات، هرات و بحرين بر اثر غفلت تاريخي شاهان قاجار و پهلوي از ايران جدا شدند، ملت ايران پيشينه سترگ خود را از ياد نبرده‌اند.

اين در حالي است كه ملت ايران در تاريخ چند هزار ساله خود و به ويژه در طول جنگ هشت ساله عراق عليه ايران به اثبات رسانده‌اند كه با رشادت و ازخودگذشتگي جوانان پاك و فداكار و تقديم خون گلگون صد هاهزار شهيد و رشادت‌هاي ده‌ها هزار جانباز قطع عضو و شيميايي و ايثار هزاران خانواده داغدار شهيدان جاويدالاثر از وجب به وجب مرزهاي خشكي و آبي ميهن عزيز خود ايران دفاع كردند و اجازه نداده‌اند كه هيچ‌يك از اهداف شوم سردار مفلوك قادسيه كه شامل لغو قرارداد 1975 الجزاير، حاكميت كامل بر اروندرود، تجزيه خوزستان و نيز جدا ساختن جزاير سه‌گانه از ايران بود، به نتيجه برسد و ديگر بار نيز اجازه نخواهند داد كه پاره‌اي ديگر از ايران همچون بحرين از مام ميهن جدا شود.

بنا بر قوانين بين‌المللي، طرح هر دعواي حقوقي در صورت وجود اختلافات بين دو كشور قابل بررسي خواهد بود؛ بنابراين، اعراب همواره بر وجود اختلافات ميان ايران و امارات دامن مي‌زنند تا بر مبناي القاي لزوم حل اختلافات ادعايي در مراجع بین المللی پای ایران را به دادگاه بين‌المللي لاهه بکشانند كه خوشبختانه ایرانیان تاكنون با هوشياري براي بي‌اثر كردن اين ترفند پان‌عربيست‌هاي ضدايراني، وجود اختلافات ميان خود و امارات را همواره رد كرده و اين مسائل را صرفا ادعاهاي واهي و غيرقانوني امارات متحده عربي عليه تماميت ارضي ايران اعلام مي‌كند و همواره در پاسخ به ادعاهاي واهي اعراب، ضمن تأكيد بر تعلق ابدي اين جزاير به ايران، سخنان تجاوزگرانه دشمنان ايران را محكوم كرده است. ولی به نظر می رسد جهت تکمیل این سیاست به جا به دلیل تكرار و پافشاري اعراب نسبت به ادعاي واهي امارات، ايران نيز به افشاگري حقوق تاريخي خود در مالكيت بحرين (كه در فرآيند جدايي آن از مام ميهن اشكالات فراوان حقوقي مستتر هست) و نیز حقوق ایران در جزیره سیر ابو نعیر (که در اشغال امارات است) و حتی دوبی(که در دوره نادر شاه تبعید گاه زندانیان ایرانی بوده است) بپردازد.

ـ بدون ترديد، پيش‌شرط ايران براي هرگونه مذاكره رو در رو جهت رفع سوءتفاهم با امارات درباره جزيره ابوموسي، بايد به تعهد و الزام امارات متحده در به‌ كارگيري نام صحيح تاريخي، بين‌المللي و رسمي خليج فارس همراه باشد و در غير اين صورت هيچ مذاكره‌اي با طرف اماراتي براي ايرانيان قابل قبول نخواهد بود.

ـ بسيار به جا خواهد بود در برابر اقدام امارات در نامگذاري خيابان مجاور سفارت جمهوري اسلامي ايران در امارات با نام جعلي ابداعي توسط اين كشور، ايران نيز خيابان مجاور سفارت امارات در تهران را با نام زیبای «خليج فارس» مزين كند.

ـ روشنگري و بهره‌گيري از پتانسيل صدها هزار ايراني مقيم امارات، بحرين، قطر و كويت در قبال منافع ملي ايران در خليج فارس و تحریم تجاری ،مالی دوبی هرچند مقطعی و کوتاه مدت علاوه بر درس عبرتی اساسی برای واقع نگری دشمنان ایران اهرم فشاري قاطع در برابر تكرار ادعاهاي واهي امارات عليه تماميت ارضي ايران نیز خواهد بود.

2- 14000دلار سهم هر ایرانی از غرامت عراق و قرارداد 1975 الجزایر نیز غیر قابل تغییر است.

- دولت و سیاست گذاران ایران باید به این نکته بسیار مهم توجه نماید که پیش از هردگرگونی قریب الوقوع و جدایی احتمالی کردستان عراق، دولت یا دولت های جایگزین حکومت فعلی را ملزم به اجرای عملی قراردادمرزی 1975 الجزایر نماید چرا که عدم توجه به این مساله سبب تکرار مشکلاتی که حکومت های جایگزین شوروی پیشین در باره قرارداد های 1921 و1940 برای ایران پیش آورده اند خواهد شد.

اخیرا علاوه بر جلال طالبانی رییس جمهور عراق و سایر مقام های دولتی آن کشور،چندین بار سخنانی از مقام های رسمی اقلیم کردستان عراق (که به صورت خود مختار اداره می شود) و شخص مسعود بارزانی رییس این منطقه انتشار یافته که در آن بر لزوم نادیده گرفتن قرارداد مرزی 1975 الجزایر در مرز های مناطق کردنشین همجوار ایران تاکید شده است.باید توجه داشت که این دیدگاه ها تهدیدی مستقیم علیه تمامیت ارضی فعلی ایران در غرب کشور به ویژه مناطق کرد نشین همجوار با عراق تلقی می شود و پیامد های ناگواری را می تواند به همراه داشته باشد.

لازم به ذکر است که قرارداد 1975 الجزایر به عنوان قراردادی رسمی و بین‌المللی بر پایه موازین حقوق بین‌الملل، نه هیچ‌گاه به طور یکجانبه قابل لغو است و نه با جابه‌جایی دولت‌ها قابل بازنگری و تغییر است و قابل توجه این کهبر خلاف ادعاهای آقایان طالبانی و بارزانی در باره اروند رود تعلق تاریخی اروند رود به ایران حتی در شاهنامه فردوسی نیز بازتاب داشته است: اگر پهلوانی ندانی زبان به تازی تو اروند را دجله خوان( در هزار سال پیش هنوز فرات با دجله یکی نشده بود و به همین دلیل ایرانیان به دجله اروند می‌گفتند.)

- مقام‌های عراق بار‌ها گفته‌اند زیر بار غرامت جنگی و قراردادی که دولت پیشین عراق به ایران تحمیل کرد نمی‌روند. این در حالی است که بنا بر حقوق بین‌الملل و همان گونه که پیشتر اشاره شد، تغییر دولت‌ها نمی‌تواند حکومت‌های جایگزین را از مسوولیت عملکرد و قراردادهای منعقده دولت‌های پیشین مبرا نماید. همان‌گونه که دولت ژاپن پس از چهل سال از عملکرد جنایتکارانه دولت های پیش از خود علیه مردم کره عذرخواهی کرد و یا در نمونه ای دیگر دولت آلمان، هنوز پس از گذشت بیش از شصت و چهار سال از پایان جنگ جهانی ، غرامت‌های آسیب‌دیدگان جنگ را پرداخت می‌کند. به طور مرتب
- غرامت‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز، متعلق به فرد یا گروه خاصی نیست که این اجازه و یا علاقه را داشته باشند که آن را ببخشند یا هبه کنند، بلکه این غرامت ها متعلق به فرد فرد ایرانیانی است که با گوشت و خون خود، مصیبت‌های جنگ را متحمل شده‌اند و عزیزان و پاره تن خود را برای حفظ شرافت و ناموس ایرانی وتمامیت ارضی ایران زمین از دست داده اند...

در جنگ خانمان‌سوز عراق علیه ایران که به عنوان طولانی‌ترین جنگ کلاسیک قرن بیستم شناخته می‌شود، حدود یک میلیون ایرانی شهید، مجروح، نقص عضو و یا شیمیایی شده‌اند و این در حالی است که تعداد ایرانیانی که دچار مشکلات روحی و روانی ناشی از جنگ شده‌اند ودیگر خسارت های غیر مستقیم جنگ، محاسبه نشده است. علاوه بر این، با گذشت بیست و یک سال از پایان جنگ بسیاری از خانواده‌های ایرانی، هنوز هیچ اثری از عزیز خود نیافته‌اند و در غم دیدار فرزندانشان چون شمع می‌سوزند؛ لذا این ملت ایران هستند که حق تصمیم‌گیری چگونگی دریافت غرامت بر حق خود را خواهند داشت.

- جنگ عراق علیه ایران بر پایه برآورد کارشناسان، بیش از پنجاه سال توسعه اقتصادی ـ اجتماعی ایران را به تعویق انداخته است؛ بنابراین، غرامت هزار میلیارد دلاری، تنها بخشی از همه خسارت‌هایی است که ملت ایران متحمل شده و خواهد شد.

- سر باز زدن حکومت جایگزین عراق از پرداخت غرامت‌های جنگ تحمیلی به ایران، آن گونه که طالبانی پیشتر اعلام کرده، شجاعت نیست و شجاعت زمانی مصداق خواهد داشت که دولت عراق،به عنوان وارث دولت های پیشین، رسما از شهروندان ایرانی پوزش بخواهد و برای پرداخت حقوق حقه ملت ایران اعلام آمادگی نماید.

- بی‌تردید برای کشورهای حاضر در عراق که برای بهره‌برداری از ثروت‌های هنگفت دویست میلیارد بشکه ای نفت خام عراق که بزرگ ترین منابع نفتی دنیا را دارا است برای خود برنامه‌های طولانی‌مدت را پایه‌گذاری کرده‌اند، پرداخت غرامت به ملت ایران همچون خاری در گلوی آنهاست که سبب شده این کشورها به روش‌های گوناگون از جمله فشار به مقامات عراقی نزدیک به ایران،دولت ایران را به عقب‌نشینی از حق نسل‌های حاضر و آینده ایران وادار کنند.

- در حالی که غرامت‌های میلیاردی جنگ کوتاه‌مدت عراق علیه كویت، مدت‌هاست به طور منظم از سوی عراق پرداخت می‌شود و از سویی عراق از منابع بالقوه عظیمی برای پرداخت غرامت به ایرانیان برخوردار است بنا براین به هیچ روی قابل قبول نیست که با هر توجیهی بخشش در پرداخت غرامت های بر حق ایرانیان صورت پذیرد.

Image

منابع عظیم نفتی 200میلیارد بشکه ای عراق که می تواند غرامت های 1000میلیارد دلاری ایرانیان را تامین نماید


- هرچند بخشش دیون عراق به ایران از آرزوهای دیرینه عراقی ها است با این حال در راستای نوع دوستی ایرانی و عدم فشار کوتاه مدت به عراقی ها راهکار‌های چگونگی پرداخت غرامت به ملت ایران (که برای هر ایرانی بیش از 14000دلار براورد می شود) قابل پیش بینی است.

- ایرانیان پس از اثبات حسن‌نیت طرف عراقی، عذرخواهی رسمی عراق از ملت شهید پرور ایران ،اجرای میله گذاری دقیق مرزی بر اساس قرارداد 1975 الجزایر، واعلام رسمی آمادگی پرداخت غرامت از سوی طرف عراقی، می‌توانند حسن‌نیت خود را با پیشنهادهایی به اثبات برسانندکه از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود.

-قسط ‌بندی طولانی‌مدت غرامت‌های عراق با به کارگیری تجربه آلمان پس از جنگ جهانی
-بهره‌برداری اختصاصی و بلندمدت از 200 میلیارد بشکه ذخیره میادین نفتی عراق که برخی از چاه های غنی آن کشوردر مجاورت ایران قرار دارند .

-مشارکت کشورهای عربی و غربی کمک‌کننده عراق در جنگ در پرداخت غرامت به ایران
اتهام زنی نماینده جمهوریخواه آمریکا: حکومت ایران در دانشگاه های ما "پول پاشی" می کند
بنا به ادعای این نماینده جموریخواه، بنیاد علوی میلیون ها دلار در دانشگاه های معتبری چون هاروارد، کلمبیا و پرینستون پول پخش می کند و به اساتید ضد اسراییل کمک مالی می کند.
یک نماینده جمهوریخواه مجلس آمریکا اعلام کرد که از مقامات وزارت آموزش آمریکا می خواهد تا درباره فعالیت های یک بنیاد خیریه حامی ایران در دانشگاه های آمریکا تحقیق کند.

به گزارش عصر ایران به نقل از نیویورک پست، " دان داناوان" نماینده جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا با اعلام این ادعا گفت دستگاه های نظارتی آمریکا باید فعالیت های "بنیاد علوی" را در دانشگاه های آمریکا زیر نظارت بگیرند. بنا به ادعای این نماینده این بنیاد خیریه مظنون به ارتباطات مشکوک با حکومت ایران است.

بنا به ادعای این نماینده جموریخواه، بنیاد علوی میلیون ها دلار در دانشگاه های معتبری چون هاروارد، کلمبیا و پرینستون پول پخش می کند.

او گفت: من به زودی با وزیر آموزش در این باره تماس خواهم گرفت.

این نماینده آمریکایی گفت: آیا هدف این بنیاد نابود کردن موسسات دانشگاهی آمریکاست؟..ما باید این موضوع را بررسی کنیم و دانشگاه های ما هم باید تلاش بیشتری برای بررسی اهداکنندگان مالی خود داشته باشند."

منتقدان، بنیاد علوی را به پرداخت پول و هزینه های تحصیلی اساتید و دانشجویان حامی ایران و منتقد اسراییل در دانشگاه های معتبر آمریکا متهم می کنند.

گفتنی است در ماه ژوئن گذشته دادگاهی در نیویورک ساختمانی بلند مرتبه متعلق به بنیاد علوی در این شهر را به ظن ارتباط این بنیاد با حکومت ایران، توقیف کرد.
najm134
 
پست ها : 1946
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

فرصت طلبي يا وابستكي؟ (سفر مقتدی صدر به عربستان)

پستتوسط najm134 » يکشنبه نوامبر 26, 2017 9:05 pm

فرصت طلبي يا وابستكي؟(سفر مقتدی صدر به عربستان) /
انحلال حشدالشعبي مقصد مقتدی صدر

دفتر رهبر جریان صدر از سفر رسمی وی به عربستان بنا به دعوت مقامات ریاض خبر داد. در بیانیه صادره از سوی دفتر مقتدا صدر آمده است: این سفر در راستای دعوت رسمی دریافت شده از سوی مقامات عربستان صورت گرفت.
مقتدی صدر در پانزدهم می از ایران و عربستان خواسته بود تا خویشتن داری و گفت وگو را در پیش بگیرند.
شامگاه یکشنبه رهبر جریان صدری های عراق با محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی دیدار کرد.
Image
دو طرف در این دیدار درباره روابط مشترک میان عربستان و عراق و همچنین برخی مسائل دوجانبه بحث و گفت وگو کردند. هنوز جزئیات بیشتری از این دیدار گزارش نشده است.
ثامر السبهان، سفیر اخراجی عربستان از بغداد عصر یکشنبه در جده، از رهبر جریان صدری ها استقبال کرد.

انحلال حشدالشعبي مقصد مقتدی صدر


روزنامه الاخبار فاش کرد که مقتدی صدر قصد داشت قبل از سفر به عربستان با یک مسئول ایرانی در این رابطه گفت وگو کند اما آن مسئول حاضر به ملاقات با او نشد. این روزنامه همچنین فاش کرد که صدر خود را برای یک «سخنرانی آتشین» و برگزاری تظاهرات برای انحلال حشد الشعبی آماده می کند.
روزنامه الاخبار روز دوشنبه، جزئیات جنجال برانگیزی درباره سفر ناگهانی سید مقتدی صدر، رهبر جریان صدر به عربستان منتشر کرد. این روزنامه عربی همچنین فاش کرد که مقتدی صدر قصد داشت قبل از سفر به عربستان با یک مسئول ایرانی در این رابطه گفت وگو کند اما آن مسئول حاضر به ملاقات با او نشد. این روزنامه همچنین فاش کرد که صدر خود را برای یک «سخنرانی آتشین» و برگزاری تظاهرات برای انحلال حشد الشعبی آماده می کند.

روزنامه لبنانی الاخبار همچنین گزارش داد که «صدر بعد از آن که عالی ترین مقامات عربستانی از او میزبانی کردند بمب سیاسی سنگینی را پرتاب کرد، سفری که کسانی که از جزئیات اوضاع سیاسی عراق آگاه هستند می گویند که به زودی عیان و مشخص خواهد شد که روابطی سری میان او با عربستانی ها وجود داشته است.»

این روزنامه به نقل از منابع آگاه نوشت: «با وجود آمادگی های بسیاری که برای انجام این سفر وجود داشت، تلاش های بسیاری در روزهای گذشته برای مخفی نگه داشتن جزئیات و چگونگی انجام این سفر صورت می گرفت، حتی در داخل خانه صدر تلاش می شد جزئیات این سفر منتشر نشود.»

به گفته این منابع سفر صدر به عربستان ناگهانی نبود و در پی تلاش های طولانی دو طرف میان ریاض و حنانه (منطقه محل سکونت مقتدا صدر) صورت گرفت.

این منابع همچنین گفتند که «صدر می خواست سفرش را با طرف های ایرانی هماهنگ کند و وقتی که یکی از مسئولان ایرانی به بغداد رسید تقاضای دیدار فوری با او کرد اما آن مقام حاضر به دیدار با او نشد و صدر این پیام قاطع را از آن مسئول ایرانی گرفت: «از نظر ما این سفر مردود است و هیچ توجیهی ندارد.»

این منابع افزودند: «صدر می خواست چگونگی اجرای دیدگاه خود را با طرف ایرانی بیان کند و در عین حال بگوید که به دنبال متحدی منطقه ای می گردد تا شانس تحقق طرح سیاسی اش را تقویت کند، طرحی که قرار است نخستین آزمون خود را در آوریل 2018 از سر بگذراند.»

الاخبار همچنین نوشت که «سخنرانی صدر بعد از بازگشتش به عراق در قبال متحدان ایران، یعنی مالکی و گروه های حشد الشعبی آتشین خواهد بود، همچنین خود را آماده می کند تا تحرکی مردمی با عناوینی زنگ دار بیان کند که در آن خواستار «مبارزه با مفسدین»، «انحلال حشد الشعبی و گروه های وابسته به آن به این اعتبار که گروه های شبه نظامی هستند، خواهد شد.»
در حالی گفته می شود که مقتدی صدر می خواهد علیه حشد الشعبی صحبت کند که این گروه شاخه نظامی جریان صدر موسوم به سرایا السلام را نیز شامل می شود.

به نوشته الاخبار صدر تلاش می کند در اقدامات خود از هر کدام از گروه های جدید یا «کسانی که خارج از خیمه ایران آمده اند» که اشاره به سید عمار حکیم، رئیس «جریان حکمت ملی» است که هفته گذشته از مجلس اعلای اسلامی عراق جدا شد، پیش بیفتد.

این در حالی است که در افواه سیاسی عراقی اخباری منتشر شده است مبنی بر این که سید عمار حکیم نیز خود را برای سفر به کشورهای عربی خلیج فارس آماده می کند تا طرح جدید خود را مطرح کند و حامیان منطقه ای برای آن به دست آورد.
najm134
 
پست ها : 1946
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

آیا برنده جایزه صلح نوبل سر از دیوان بین‌المللی کیفری در خوا

پستتوسط najm134 » يکشنبه نوامبر 26, 2017 9:33 pm

آیا برنده جایزه صلح نوبل سر از دیوان بین‌المللی کیفری در خواهد آورد؟

نوید پیغام پژوهشگر امور سیاسی و اقتصادی
سازمان ملل متحد مردم میانمار را به عنوان يكى از اقوامی در جهان می‌داند كه بيشترين تبعيض و ستم در مقابل آنها صورت گرفته است. اما تاکنون هیچ اقدام موثری در سطح منطقه یا جهان برای بهبود وضعیت این گروه اقلیت در چندین دهه گذشته صورت نگرفته است.

'قومی محکوم از هر طرف'

فرار گسترده مردم میانمار از خانه و كاشانه‌شان در چند هفته گذشته با تحمل خطرات از جمله غرق شدن در راه گريز، سخن از عمق فاجعه می‌زند. مشكل اقليت روهينگیا پديده تازه‌ای نيست و آنها هر از گاهى با ناملايمتى دولت مركزى ميانمار یا همان برمه مواجه شده، که در نتیجه تعدادی پا به فرار زده و شماری هم جان و مالشان را از دست داده‌اند.
از زمانيكه سيستم ادارى دولت ميانمار بدست نظاميان به رهبرى ژنرال وين بیشتر از پنج دهه قبل افتاد، اقليت روهينگیا به صورت متداوم و گسترده زیر عناوين مختلف از جمله "شاه اژدهار" مورد عتاب قرار گرفته است. براساس آمارهاى موجود، دولت نظامى ژنرال وين تنها در دهه هفتاد ميلادى حدود دو صد هزار پناهنده روهينگیا را مجبور به ترك خانه‌های خود کرد که آنها سرانجام در بنگلادش پناه بردند.
رویه بنگلادش هم همواره در مقابل شان ملایم نبوده، مثلا در تازه‌ترین مورد، آنها ورود به این کشور را مشروط بر رسیدن از طریق آب کرده است. راهی که منجر به غرق‌شدن شماری از کودکان، زنان و مردان شده است.
دولت بزرگ دیگری که در منطقه وجود دارد هند است. این کشور نه تنها آماده نیست که بخشی از این بیجاشدگان را بپذیرد، بلکه درصدد اخراج گروه کوچکی از آنها که سال‌ها قبل در آن کشور پناهنده شده بودند، نیز است.
'تاریخی که کتمان می‌شود'
از دید دولت ميانمار، اقليت چهار فیصدی روهينگیا مهاجرانى هستند كه در زمان سلطه انگليس‌ها و بعدا در قرن بيست از طریق مناطق مرزى که به صورت درست كنترل و مديريت نمی‌شد، وارد برمه شدند. در سال ١٩٨٢ دولت برمه قانون شهروندی را بازنگرى و حق شهروندى روهينگیاها را ملغی کرد. استدلالش این بود كه اين گروهی از مردم به گونه مهاجران غيرقانونى وارد كشور شدند، بنابراین، حق اقامت در برمه را ندارند.
مورخين اما تاريخ زيستى اقليت روهينگیا در ميانمار (برمه) را حداقل به هشت صد سال قبل میرسانند. آثار تاريخى یافت شده از جمله سكه‌هاى ضرب شده با علايم اسلامى و نوشته فارسى و مساجد در ايالت ارخين نشان می‌دهد که تاریخ روهينگاها در برمه به مراتب بيشتر از روایت دولت مرکزی ميانمار است.
'برنده جایزه صلح نوبل و فاجعه روهینگا'
منتقدين غربى همواره از نقض حقوق فردى و مدنى، محدودیت آزادى بيان، شكجنه و زندانى كردن خبرنگاران و تبعيض در مقابل اقليت‌ها در میانمار انتقاد می‌کردند. آنگ سان سو چى به عنوان دارنده جايزه صلح نوبل و جايزه ساخاروف همواره به عنوان رهبر اپوزیسیون شناخته می‌شد. او براى مدت پانزده سال توسط رژیم حاکم در حبس خانگى قرار داده شد و قدرت‌هاى جهانى به ویژه آمريكا و كشورهاى اروپاى غربى با اعمال تحريم‌ها و انتقادات شديد براى آزادى او سعی كردند.
آنگ سان سو چى به صفت رهبر كاريزماتيك و گاندى گونه، اميدى بود براى آنهايى كه می‌خواستند در يك كشور دموكراتيك و آزاد كه در آنجا حقوق همه اقشار ساكن در آن كشور مورد احترام و حمايت قرارگيرد زندگی کنند. سرانجام او با ميانجيگرى كشورهاى غربى و در عوض رفع تحريم‌ها در مقابل دولت مركزى از حبس خانگى رهايى يافت و شامل در نظام حكومتى ميانمار شد. اما، از زمانيكه آنگ سان سوچى وارد دولت شده وضعیت اقليت روهينگیا "وخيمتر شده است".
خانم سو چى كه به باور ناظران فعلا به گونه دفاکتو يا بالفعل حكومت ميانمار را اداره می‌كند، ابراز نظرش در مورد شهروندان روهينگیای ميانمار همه را بهت‌زده كرده است. او با پذیرش قانون شهروندی ۱۹۸۲، تدوین شده توسط رژیمی که او خود سالها منتقدش بود، از قبول شهروندی مردم روهينگیا که قرنها در آن کشور زیست دارند، ابا می‌ورزد. خيلى‌ها خرد سياسى و موقعيت او به صفت دارنده جايزه صلح نوبل براى مردم سالارى را مورد سوال قرار داده‌اند.
'پاكسازى قومى'
وقتى که به تعريف و مشخصات "پاكسازى قومی" نظر اندازيم، برخوردهای كه در مقابل اقليت چهار فيصدى روهينگیا در برمه در چندين دهه گذشته انجام شده، شکل و شمایل زیادی به حركتی جهت پاكسازى قومى دارد. مطابق به آخرین تعريف در قطعنامه ۷۸۰ شورای امنیت، پاكسازى قومى عبارت است از هر آن حركت عمدى و طرح‌ريزى شده مملو از خشونت، جبر، فشار و استفاده از زور توسط یک گروه قومی با نيت راندن گروه قومی دیگر از یک منطقه جغرافیایی خاص.
رويه دولت ميانمار از سال ١٩٦٢ تا به حال كه بيشتر از پنج دهه را در بر می‌گيرد همواره جهت "سركوب" و فرارى ساختن اين اقليت دينى و زبانى بوده است. اولين اقدام دولت براى پاكسازى روهينگاها همانا تغيیر قانون شهروندى كشور و ملغى کردن شهروندى ايشان بود. اين تغیير در قانون براى دولت اين اجازه را می‌داد كه در مقابل جمعى از شهروندان خويش مانند اتباع خارجى غيرقانونى متوسل به زور براى كشتار، پراگندگى و فرار و غصب زمین و داراى ايشان شود.
ارتش میانمار می‌گوید با پیکارجویان روهینگیا درگیر است و هدف گرفتن غیرنظامیان را رد می‌کند.
حالات مشابه و آینده مبهم
دولت ترکیه با تمام نيرو و توان كوشيد تا كشتار ارمنی‌ها در زمان عثمانی‌ها را تلفات ناشى از جنگ نشان دهد تا نسل كشى، اما پارلمان‌هاى كشورهاى اروپايى مخصوصاً آلمان و فرانسه آنرا به عنوان نسل كشى به رسميت شناخنتد. اسلوبودان میلوشویچ و همكاران وابسته او در رده‌هاى بالا دستگير و به جرم نسل کشی و جرایم جنگی در دادگاه بین‌المللی کیفری یوگوسلاویا كشانيده شدند. عمر البشير، رئیس جمهوری برحال سودان به اتهام ارتكاب جرايم جنگى در مناطق آسيب ديده دارفور توسط دیوان کیفری بين‌المللى مورد پیگرد قانونى قرار دارد. همچنین، چارلز تيلور به ارتكاب جرايم جنگى درسیرالئون به پنجاه سال حبس در لاهه محكوم شد.
چون ميانمار عضویت دیوان بین‌المللی کیفری را ندارد، شورای امنیت باید پرونده‌ای از کشتار در این کشور را به دیوان ارجاع دهد، مانند پرونده عمرالبشیر در ماجرای دارفور یا پرونده معمر قذافی در حوادث سال گذشته لیبی. از سوی دیگر، جنایتی که در میانمار اتفاق افتاده، می‌تواند در مفهوم جرم "جنایت علیه بشریت" قرار بگیرد به دلیل اینکه مفهوم "پاکسازی قومی" در اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری ذکر نشده است.
حالا سوال اساسى اينجا است كه دادگاه بين‌المللى کیفری در لاهه و شورای امنیت سازمان ملل تا چه حد مصمم هستند تا اين معضله را به گونه جدى مورد پيگرد قرار دهند. اگر جرم "جنایت علیه بشریت" بر دولت ميانمار به رهبرى آن سان سوچى قابل پیگرد باشد، این در واقع اولین پرونده یکی از هم‌پیمانان "تحت حمایت کشورهای غربی" خواهد بود که به دیوان بین‌المللی کیفری راجع می‌شود. در آن صورت، آيا برنده جايزه صلح نوبل و "قهرمان حقوق بشر" و دموكراسى و فرد نزدیک به قدرت‌های غربی در دیوان بین‌المللی کیفری لاهه دیده خواهد شد؟
________________________________________
درباره دیوان بینالمللی کیفری
دیوان بین‌المللی کیفری اختیار رسیدگی به ۴ مورد از جنایت‌های سنگین را داراست: قوم‌کشی، جنایت علیه بشریت، جنایات جنگی و جنایت ناشی از تجاوزگری. البته در مورد جنایات جنگی، هر کشور متهم می‌تواند با شرایطی نه چندان پیچیده رسیدگی به اتهام‌های علیه خود را به مدت ۷ سال به حال تعلیق درآورد که از نظر بسیاری از حقوقدانان معنایی جز محدود‌کردن اختیارات دیوان ندارد.
این دیوان در ۴ مورد می‌تواند وارد عمل شود:
۱- زمانی که یکی از کشورهای عضو داوطلبانه پیگیری موردی از جنایت و نقض حقوق بشر در درون خود را به دادگاه محول کند.
۲- زمانی که یک کشور غیرعضو در یک مورد معین صلاحیت دادگاه را به رسمیت بشناسد و پرونده‌ای از جنایت جنگی یا نقض حقوق بشر را به آن احاله دهد.
۳- خود دیوان نیز می‌تواند راساً وارد عمل شود، به خصوص زمانی که افراد حقیقی یا نهادهای غیردولتی شکایتی را به آن تسلیم کنند، که البته پیشرفت کار در این زمینه کاملاً به همکاری کشور محل جنایت بستگی دارد.
۴- زمانی که شورای امنیت موردی را به دیوان ارجاع دهد، مانند پرونده عمرالبشیر در ماجرای دارفور یا پرونده معمر قذافی در حوادث سال گذشته لیبی. در چنین حالتی عضو یا غیرعضو بودن کشور مورد نظر شورای امنیت در دیوان کیفری، تعیین‌کننده نیست.
يقول جيش إنقاذ مسلمي الروهينجا إن أهدافه ليست جهادية
في صحيفة التايمز تحليل إخباري أعده ريتشارد لويد باري يفيد بأن ميانمار أصبحت أرضا خصبا لجهاديي تنظيم الدولة الإسلامية والقاعدة.
منذ هجمات جزيرة بالي تساءل العالم في أي مكان في آسيا ستكون الضربة القادمة للعنف الجهادي، بحسب التحليل.
وكانت هناك مخاوف من أن تكون تلك الضربة من نصيب الفلبين، لكن الجماعات الجهادية هناك لم تتجاوز حدود جزيرة مينداناو.
وتوقع البعض أن تستهدف الهجمات جنوبي تايلاند، لكن الجهاديين الإسلاميين هناك لم يحاولوا مهاجمة السياح الغربيين.
في الأسابيع الماضية، اتجهت الأنظار إلى مكان آخر باعتباره أرضا خصبا للجهاديين، وذلك مع نزوح مئات الآلاف من مسلمي الروهينجا إلى بنغلاديش هربا من أعمال العنف التي ارتكبها الجيش في قراهم في ميانمار.
حتى الآن، لا توجد مؤشرات أو بوادر لنشوء تطرف في أوساط مسلمي الروهينجا، لكن استراتيجي القاعدة وتنظيم الدولة الإسلامية بالتأكيد ينظرون بعين الرضى إلى أحداث العنف التي تطال مسلمي الروهينجا.
أعمال عنف وسوء معاملة ترتكب ضد شعب بأكمله على مدى عقود، عدد كبير من السكان بلا أمل الحصول على العدالة، وبلا صوت يسمعه العالم، بحسب التحليل.
سيكون ملفتا للانتباه لو لم تنتشر روح التطرف في أوساط مليونين من مسلمي الروهينجا.
لا يبدو أن جيش إنقاذ روهينجا أراكان ينفذ عملياته العسكرية بروح إسلامية، وقد أكد في بياناته أن هدفه هو تحقيق العدالة لمسلمي الروهينجا لا الجهاد.
وعرض قائد هذا الجيش في بيان لافت للانتباه التعاون مع الأجهزة الأمنية لمكافحة أي تسلل لجماعات إرهابية إلى المنطقة، خاصة بعد أن وجه تنظيم القاعدة نداء إلى أنصاره بالتوجه إلى ميانمار لنصرة مسلمي الروهينجا.
najm134
 
پست ها : 1946
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

چرا اوانجلیست‌ها می‌خواهند بیت‌المقدس پایتخت اسرائیل شود؟

پستتوسط najm134 » جمعه فبريه 16, 2018 7:21 pm

چرا اوانجلیست‌ها می‌خواهند بیت‌المقدس پایتخت اسرائیل شود؟


Image
تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل و همچنین تصمیم به انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به این شهر، علاوه بر یهودیان ساکن در اسرائیل، جمعیتی دیگر را نیز خشنود کرد.
این افراد اوانجلیستها یا همان پیروان کلیسای انجیلی هستند که معتقدند با به رسمیت شناخته شدن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، جهان به پایان خواهد رسید، مرحلۀ «آخرالزمان» آغاز خواهد شد و درنهایت مسیح دوباره به زمین برمی‌گردد.
استقبال اوانجلیستها از تصمیم دونالد ترامپ (شاخه‌ای از پروتستانتیسم و بزرگترین فرقۀ مسیحی در آمریکا) در حالی است که پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیکهای جهان با این تصمیم دونالد ترامپ مخالفت کرده است.
باید توجه داشت که موضع سیاسی اوانجلیستها در قبال بیت‌المقدس، ریشه در الهیات پیروان این آیین دارد.
پیروان این مذهب اطلاعات چندانی از موضوعات سیاسی خاورمیانه ندارند اما در بسیاری از موضوعات طرفدار اسرائیل هستند. زیرا برای آنها تعهدات مذهبی بر همه چیز اولویت دارد.
اهمیت بیت‌المقدس و اسرائیل برای آنها، به باورهایشان دربارۀ «معبد سوم» برمی‌گردد.
از دهه ۷۰ پس از میلاد مسیح و زمانی که رومیها «معبد دوم» را از بین بردند، هیچ معبدی متعلق به یهودیان در مسجدالاقصی وجود ندارد. اما بر اساس پیش گویی‌هایی که در کتابهایی مانند دانیل، متیو، کتاب آخر عهد جدید و نامه دوم به تسالونیکیان آمده است، معبد سوم «Tribulation Temple» در بیت‌المقدس ساخته خواهد شد و ساخت این معبد، آخرالزمان را به ارمغان خواهد آورد.
اوانجلیستها به درگیری‌های میان اعراب و اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی به عنوان مرحله‌ای گذار و از پیش مقرر شده می‌نگرند که در کتابهای مقدسشان نیز به آن اشاره شده است. آنها به بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس اعتقاد داشته و معتقدند هرچه تعداد یهودیان در اسرائیل بیشتر باشد، مسیح زودتر ظهور خواهد کرد.
آنها جنگ و ویرانیِ بزرگ برای رسیدن به مرحلۀ ظهور را موضوعی اجتناب ناپذیر می‌دانند و بر این اساس حتی با برخی از اقداماتی که در سطح بین‌الملل برای برقراری صلح جهانی انجام می‌شود، مخالفند.
با این وجود باید توجه داشت که تمام اوانجلیستها از این تصمیم دونالد ترامپ استقبال نکرده‌اند. از جمله اینکه اخیرا شماری از جمعیت اوانجلیستهای ساکن بیت‌المقدس با امضای نامه‌ای خطاب به رئیس جمهوری آمریکا اعلام کردند که مطمئن هستند چنین تصمیمی تنها منجر به افزایش تنفر، درگیری، خشونت و درد و رنج در بیت‌المقدس می‌شود و پیروان این فرقه را از هدف اصلی‌شان دور خواهد کرد.
ممنوعیت حضور دگرباشان جنسی در ارتش آمریکا و انتصاب یک قاضی محافظه کار در دیوان عالی این کشور نیز از دیگر اقدامات دونالد ترامپ بود که راستگرایان مسیحی از آن استقبال کردند.
شهر بیت‌المقدس در سال ۱۹۴۷ میلادی و پس از تقسیم شدن سرزمین‌های فلسطینی به دو بخش توسط سازمان ملل، موقعیت ویژه‌ای پیدا کرد. از آن زمان، این شهر نه توسط دولت اسرائیل و نه توسط فلسطینی‌ها بلکه توسط یک شورای بین‌المللی زیر نظر سازمان ملل اداره می‌شد و بر همین اساس، ایالات متحده آمریکا و بسیاری از ملتها سفارتخانه‌های خود را در شهر تل‌آویو دایر کردند.
بیت‌المقدس در سال ۱۹۶۷ میلادی بطور کامل به تصرف اسرائیل درآمد، با این وجود تا دسامبر سال جاری میلادی، حاکمیت اسرائیل بر این شهر توسط هیچ کشور و یا سازمان بین‌المللی به رسمیت شناخته نشده بود.
تنها در آوریل سال ۲۰۱۷ میلادی وزیر خارجه روسیه بیانیه‌ای را منتشر کرد که در آن آمده بود کشورش بیت‌المقدس غربی را به عنوان پایتخت اسرائیل در نظر می‌گیرد و بیت‌المقدس شرقی را پایتخت دولت «آینده» فلسطین. با این وجود سفارت روسیه در اسرائیل نیز همچنان در شهر تل‌آویو باقی ماند.
در سال ۲۰۱۶ میلادی در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هنگامیکه دونالد ترامپ عرصه را در حزب جمهوریخواه برای خود تنگ دید و احتمال پیروزی سناتور تد کروز در مقابل دونالد ترامپ در انتخابات درون حزبی جمهوریخواهان قویتر شد، او وعدۀ انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس را مطرح کرد.
وعده‌ای که کارساز واقع شد و به این ترتیب بنا بر اعلام مرکز تحقیقات پیو در آمریکا (Pew Research Centre) هشتاد درصد از راستگرایان مسیحی از جمله اوانجلیستها و نوکیشان این فرقۀ مذهبی اعلام کردند که به دونالد ترامپ رای داده‌اند.
najm134
 
پست ها : 1946
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

چرا آمریکا از بهبود روابط دو کره ناخرسند است؟

پستتوسط najm134 » جمعه مارس 02, 2018 3:56 pm

چرا آمریکا از بهبود روابط دو کره ناخرسند است؟


آمریکا اصلی ترین عامل تشدید تنش ها در شبه جزیره کره از اینکه دو کره در حال بهبودروابط هستند ناخرسند است.

Image
به نقل از ایرنا، وزارت خارجه آمریکا از زمانی که دو کره موافقت کرده اند خط مستقیم تلفنی روابط راه اندازی کنند علاقه ای به اظهار نظر در این باره نشان نداده است.
حتی خبرگزاری یونهاپ از کره جنوبی در یکی از تیترهای خبری خود نوشته است واشنگتن تمایلی به اظهار نظر در این باره نشان نمی دهد.
بهبود روابط دو کره می تواند باعث شود تا فروش تسلیحاتی آمریکا به کره جنوبی کاهش یافته و اعتراضات علیه حضور نظامی این کشور در شبه جزیره کره تشدید شود تا جایی که در سفر ترامپ به دو کشور ژاپن و کره جنوبی در اواخر سال ۲۰۱۷، این دو کشور موافقت کردند برای رفع کسری تجاری آمریکا، خریدهای نظامی بیشتری از آن کشور انجام دهند و ترامپ با بزرگ نمایی در موضوع توان نظامی کره شمالی تلاش کرد تا این کشورها را قانع کند به اسلحه های پیشرفته تری نیاز دارند.
او از ژاپن خواست تسلیحات و جنگنده های پیشرفته از آمریکا خریداری کند تا قدرت سرنگون کردن موشک های کره شمالی را داشته باشد و به کره جنوبی توصیه کرد برای حل مساله کسری تجاری آمریکا با آن کشور، خریدهای نظامی از جمله زیردریایی ها و بالگردهای ضد زیردریایی بخرد و دو طرف به این توافق رسیدند که با حمایت های فنی، آمریکا برد موشک های کره جنوبی افزایش یابد.
طرح موضوع خرید تسلیحات آمریکایی توسط این دو کشور از جانب ترامپ، واکنش های مختلفی به دنبال داشت و باعث شد تا علاوه بر کارشناسان سیاسی، برخی سران جهان هم به این موضوع واکنش نشان دهند.
تا جایی که ‘ولادیمیر پوتین’ رییس جمهوری روسیه گفت استفاده برخی کشورهای فروشنده سلاح از کانون های مناقشه برای کسب درآمد غیرقابل قبول است.
او اعلام کرد برخی کشورهای فروشنده تسلیحات از کانون های مناقشه برای کسب درآمد استفاده می کنند چنین رویکردی در عرصه بین المللی غیرقابل قبول است.
این دیدگاه بیانگر آن است سفر ترامپ قبل از اینکه دارای طرحی برای حل مساله کره شمالی و یا کاهش بحران باشد رویکردی تجاری به ویژه تجارت تسلیحاتی داشته است رویکردی که به اعتقاد برخی صاحب نظران ترامپ به آن رسید.
در همین حال وزارت خارجه آمریکا در یک موضعگیری جداگانه که بیانگر ناخرسندی این کشور از برقراری رو.ابط دو کره است تاکید کرده مساله گفت و گوی دو کره و موضوع تسلیحات هسته ای کره شمالی را نمی توان به طور جداگانه دنبال کرد.
این کشور تاکید کرده است همچنان با کره جنوبی برای فشار وارد کردن بر کره شمالی در یک صف واحد قرار دارد.
اما کره جنوبی از بهبود روابط و برقراری خط تلفنی ابراز خرسندی کرده است و انتظار می رود هفته آینده طرفین در باره اعزام هیات ورزشی کره شمالی به بازی های المپیک زمستانی کره جنوبی و بحران در روابط، برای نخستین بار در ماه های گذشته گفت و گو کنند.
‘مون جائه این’ رییس جمهور کره جنوبی تاکید کرده است کشورش در کنار بهبود روابط و گفت و گوی دو کره به دنبال حل بحران هسته ای شبه جزیره کره نیز خواهد بود.
نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل هم گفته است تا زمانی که ممنوعیت هر نوع سلاح هسته ای برای کره شمالی اعمال نشود هیچ گفت و گویی را واشنگتن جدی تلقی نخواهد کرد.
کارشناسان و ناظران بر این باورند آمریکا در ادوار مختلف هربار شاهد بهبود روابط دو کره بوده برای جلوگیری از این روند سنگ اندازی کرده است تا همچنان پایگاه نظامی و ۲۸ هزار و ۵۰۰ نظامی خود را در کره جنوبی و شبه جزیره کره نگهدارد.
najm134
 
پست ها : 1946
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

حضور وزیر خارجه عمان در فلسطين و مسجد الاقصی بدون هماهنگی

پستتوسط najm134 » دوشنبه آپريل 23, 2018 6:43 am

ابتكار عمان: حضور بی‌سابقه وزیر خارجه عمان در فلسطين و مسجد الاقصی بدون هماهنگي با اسرائيل = نفي اسرائيل و اثبات استقلال فلسطين

در اقدامی بی سابقه وزیر امور خارجه عمان در سفر به فلسطین اشغالی در مسجد الاقصی حضور یافت.

وزیر خارجه عمان برای نخستین بار به فلسطین سفر کرد و در شهر رام الله با مسئولان فلسطین گفت‌وگو کرد.
به گزارش «انتخاب»؛ یوسف بن علوی وزیر خارجه عمان بعد از دیدار با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، به مسجد الاقصی در شهر قدس رفت.
خبرگزاری فرانسه اعلام کرد که چنین سفرهایی، معمولا نیازمند هماهنگی پیشاپیش با نهادهای اسرائیلی است.
در همین حال، از دیدار و گفت‌وگوی احتمالی وزیر خارجه عمان با مقامات اسرائیلی هیچ گزارشی منتشر نشده است.
رژیم صهیونیستی و عمان مناسبات دیپلماتیک ندارند هر چند که دو دهه پیش، پس از توافق سیاسی اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین و برپایی حکومت خودگردانی، در چارچوب تلاش برای بهبود مناسبات اسرائیل با برخی کشورهای عربی، عمان به اسرائیل امکان داد تا دفتری در مسقط برقرار کند؛ اما این دفتر بعد از مدتی کوتاه بسته شد.

Image Image
Image Image
Image Image
Image Image
Image Image
Image Image
Image Image
Image Image
Image
najm134
 
پست ها : 1946
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

قبليبعدي

بازگشت به آلوده شناسى


Aelaa.Net