اقتصاد و اشتغال صحيح و سالم

اقتصاد و اشتغال صحيح و سالم

پستتوسط najm134 » شنبه نوامبر 09, 2013 10:34 pm

بسم الله الرحمان الرحيم
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

تجربه اهل جدي اشتغال و كسب و كار

پستتوسط najm134 » يکشنبه نوامبر 10, 2013 11:26 am


من یک دوچرخه داشتم که با همان کار هم می‌کردم و می‌توانستم روزی دو ریال درآمد داشته باشم. صبح‌ها کار می کردم و عصرها هم مادرم وادارم کرده بود که درس بخوانم. می‌گفت بدون درس خواندن نمی‌شود.


تصوير

اسدالله عسگر اولادی می گوید: من جزو استثناهای جامعه هستم. شما حساب من را با همه نسل‌ جوان یکی نکنید. من یک دوچرخه داشتم که با همان کار هم می‌کردم و می‌توانستم روزی دو ریال درآمد داشته باشم. صبح‌ها کار می کردم و عصرها هم مادرم وادارم کرده بود که درس بخوانم. می‌گفت بدون درس خواندن نمی‌شود و من حتما باید درس بخوانم. من حتی بین زمان کار و درسم هم ساعت فراغت داشتم. یعنی هم کار می‌کردم، هم درس می‌خواندم و هم اوقات فراغت داشتم.

او یک آدم متشرع و مفید به اخلاق اسلامی است و در خانواده‌ای متدین اما کم درآمد به دنیا آمده. اولین درآمد زندگی‌اش را اتفاقی و از راه خرید و فروش کسب کرد. برای همین تصمیم گرفته وارد دنیای تجارت شود. او با همین یک تصمیم هم توانسته بیش از نیم‌قرن یکی از تاثیرگذارترین مردان اقتصاد ایران لقب بگیرد. خودش می‌گوید هزار و یکمین مرد ثروتمند ایران است. اما ماهناه فوریس میزان سرمایه در گردش او را حدود 400 میلیون دلار برآورد می‌کند.

خبر آنلاین به نقل از سایت اقتصاد ایرانی هم می‌نویسد: صادرات پسته، زیره، میگو، میوه‌جات خشک و خاویار و واردات شکر و لوازم خانگی مهم‌ترین فعالیت‌های اقتصادی اوست. او در بخشی از خاطراتش نقل کرده که اولین معاملاتش با نیویورک از سال 1320 شروع شد؛ «نیویورک از دیرباز تاکنون بورس زیره بوده و هست. کوشش کردم و سفرهایم شروع شد و روزی رسید که دیکته کننده قیمت زیره در جهان و ایران شدم. دوشنبه‌ای نبود که بازار ادویه نیویورک که زیره هم زیرمجموعه آن است باز شود و نرخ شرکت من (حساس) که الان 51 ساله شده، روی میز نرود و معاملات شروع بشود. او به غیر از ایران، دفاتری در هامبورگ، دوبی و لندن دارد. الان هم رییس اتاق بازرگانی ایران و چین است.

همین چند وقت پیش با نخست‌وزیر چین دیدار شخصی داشت و بعد از آن اعلام کرد و قرارداد فروش 140 هزار تن پسته به چین را بسته. تاجر خوشنام و خوش سابقه ایرانی دارایی‌هایش را این گونه تقسیم کرده؛ «20درصد مال خدا، 20 درصد مال انفاق، 20 درصد خرج خانواده‌ام» با ابقی پولش هم چیزی می‌خرد. هر چیزی که از نظر اسلام قابل معامله کردن باشد. درباره دارایی‌های این مرد ثروتمند ایرانی افسانه‌های زیادی ساخته‌اند. اما خودش همه آنها را شایعه می‌داند و تکذیب می‌کند. سال 1392 هم از آن جهت برای مرد مهم تجارت خشکبار ایران سال ویژه‌ای است که دوران مهمی را تجربه می‌کند. او یک روز بعد از این گفت و گو کیک تولد 80 سالگی‌اش را فوت کرد. اما سن برای اسدالله عسگر اولادی مفهومی ندارد. او هنوز هم مثل کسی که اولین روز است وارد بازار بازار تجارت شده، به دنبال بازارهای جدید است. هنوز هم در این سن هر روز بعد از نماز صبح به دفتر کارش می‌رود. مثل جوانی که تازه وارد دنیای تجارت شده. برای بازاریابی و سمینار و نمایشگه به ههم نمایشگاه‌های خشکبار دنیا سر می‌زند. کمتر می‌شود نمایشگاه خشکباری در دنیا باشد و اسدالله‌ عسگر اولادی به عنوان ویزیتور از آن بازدید نکند.

آدریانو گالیانی (نایب رئیس باشگاه میلان) به عنوان فرد اول خشکبار اروپا لقب «شعبده‌باز» را به او داده، چون وقتی همه کمپانی‌های خشکبار دنیا در سال‌های 2008 و 2009 به دلیل بحران جهانی اقتصاد، بدون استثنا خرید و فروششان کمتر بود و اغلب‌شان زیان می‌دادند، معاملات این یک نفر، حدود 20 درصد رشد کرد. پیرمرد 80 ساله یکی از سرشناس‌ترین تجار حوزه خشکبار دنیاست و بسیاری از بازرگانان سرشناس برای ورود به بازارهای جدید با او مشورت می‌کنند. حالا رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین منتظر ورود به سالی است که به گفته خودش برایش یمن و برکت دارد، سالی که او طعم 80 سالگی را در آن خواهد چشید. اول قرار بود گزارش را از حجره او در بازار تهیه کنیم. حین پیگیری‌ها اما موفق شدیم با خودش قرار مصاحبه بگذاریم و خب نتیجه مصاحبه این قدر هیجان‌انگیز بود که تصمیم گرفتیم به جای گزارش، تمام گفت‌وگو را کار کنیم. با ما به زندگی خصوصی اسدالله عسگراولادی بیایید تا از رازهای موفقیت این مرد بیشتر بدانید.

مایک نظرسنجی بین جوان‌ها داشتیم که براساس آن مشخص شد. پول یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های نسل جوان است. طبیعتا در ایران هم وقتی حرف از پول می‌شود. خیلی‌ها یاد شما می‌افتند. به نظر شما الان جوان‌های ما چگونه می‌توانند مثل شما از راه شرعی و درست پول دربیاورند؟

انظر من مهم‌تریندغداغه نسل جوان ما در حال حاضر پول درآوردن نیست. اشتغال است. من این موضوع را بارها گفته‌ام. شهید رجایی وقتی بعد از انقلاب به مقام ریاست جمهوری رسیدند، یک روز از ایشان درمورد کابینه سوال کردند که شهید رجایی در جواب گفتند کابینه من 36 میلیون نفر است. آن روز جمعیت کشور ما 36 مییون نفر بود اما حالا جمعیت کشور حدود 76 میلیون نفر است، یعنی از آن زمان 31 سال گذشته و در این 31 سال، 40 میلیون به جمعیت ایران اضافه شده که این تعداد هم زیر 31 سال سن دارند. این واقعیت بسیار حساس و مهمی است و اگر از بین این 40 میلیون نفر، افراد 1 تا 15 سال را کم کنیم، نصف این جمعیت کم می‌شود.

پس ما بین 20 میلیون نفر جوان بین 15 تا 30 سال داریم. حالا اگر این 20 میلیون جمعیت را تقسیم بر 16 سال کنیم، هر سال حدود یک میلیون و 300 هزار نفر وجود دارند که به مرز 20 سالگی می‌رسند و این دختر و پسری که به مرز 20 سالگی می‌رسند، پنج نیاز مبرم دارند. نیاز به غذا، مسکن، پوشاک و نیاز به تحصیل، برای اینکه به این نیازها برسند، یک نیاز اصلی است داشتن شغل. متاسفانه در کشور ما این شغل خیلی کم شده است. بنابراین اصولی‌ترین راه برای جوان‌ها این است که باتدا به آنها شغل بدهیم تا بتوانند با آن شغل پول دربیاورند و نیازهای خودشان را بطرف کنند. پس دغدغه اصلی ما اشتغال است که متاسفانه دولت دهم در این زیمنه بسیار ضعیف عمل کرده. دولت‌های قبلی حتی دولت نهم آقای احمدی‌نژاد هم برای اشتغال قدم‌های خوبی برداشت ولی دولت دهم آنقدر گرفتاری‌های سیاسی برای خودش درست کرد، یا در بعضی خودمحوری‌های تیم اقتصادی‌اش قرار گرفته که اشتغال نسل جوان به فراموشی سپرده شد.

خود جوان چطور؟ آنها نباید خودشان به فکر شغل و درآمد باشند؟
خب در کشوری که 20 میلیون جوان دارد،‌ فقط ده نفر، صد نفر، پانصد نفر، یا حداکثر هزار نفرشان می‌توانند برای خودشان اشتغال فراهم کنند، بقیه آنها که نمی‌توانند. برای همین باید بستر لازم برایشان فراهم شود. مثلا شما خانواده‌ای را در نظر بگیرید که پدر و مادر بالای 40 تا 50 سال دارند حالا اگر سه تا بچه هم داشته باشند که سنشان بین 18 تا 21 سال باشد هر کدام از اینها اگر در دست و مدرسه‌شان لنگ بمانند باید چه کار کنند؟ شما نمی‌توانید به او بگویید خودت برو برای خودت راه پول درآوردن را پیدا کن. گفتن چنین جمله‌ای به جوان کار بسیار خطرناکی است. چون او راه پول درآوردن را شغل می‌داند. وقتی شغلی هم در کار نباشد، برای پول در آوردن یا باید از دیوار مردم بالا برود یا توی پارک سراغ موادمخدر برود یا هر کار نادرست دیگری.

خب می‌تواند مثل شما راه تجارت را یاد بگیرد.

نمی‌تواند یاد بگیرد! چون تجارت مقدمات و بستر می‌خواهد تجارت بدون پول و سرمایه که نمی‌شود! آن هم جوانی که غذا و خوراکش را پدر و مادرش به او می‌دهند. خب این جوان با چه چیزی و چطوری می‌ تواند تجارت کند؟!

خود شما جزو همین جوان‌ها بودید. با دست خالی شروع کردید.

من جزو استثناهای جامعه هستم. شما حساب ن را با همه نسل‌ جوان یکی نکنید. من یک دوچرخه داشتم که با همان کار هم می‌کردم و می‌توانستم روزی دو ریال درآمد داشته باشم. صبح‌ها کار می کردم و عصرها هم مادرم وادارم کرده بود که درس بخوانم. می‌گفت بدون درس خواندن نمی‌شود و من حتما باید درس بخوانم. من حتی بین زمان کار و درسم هم ساعت فراغت داشتم. یعنی هم کار می‌کردم، هم درس می‌خواندم و هم اوقات فراغت داشتم.

اولین بار چطور وارد دنیای تجارت شدید؟

از بین کارهایی که من کردم هوز هم یادم نرفته، این بود که یک روز رفتم نانوایی تا برای خانه نان بخرم، دیدم نانوا قبل از اینکه نان رادربیاورد، یک کاسه کنجد کنارش است که از توی آن روی نان کنجد می‌پاشد. آن لحظه اینکار من این بود که رفتم و از نانوا پرسیدم که تو وقتی این کنجدها را روی نان می‌ریزی، چقدر از مشتری می‌گیری؟ ا هم گفت: اگر نریزم دو ریال اما حالا که می‌ریزم دو ریال و ده شاهی می‌گیرم. بعد رفتم داخل بازار و پرسیدم که این کنجدها و سیاه تخمه‌ها کیلویی چند است و اطلاعات گرفتم.

فتند مثلا کیلویی 8 ریال. بعد حساب کردم 70 کیلوی آن می‌شود 56 تومان. با خودم گفتم نانوا روی هر نانش حدود 2 گرم از این کنجدها می‌ریزد. دوباره رفتم سراغ نانوا و به او گفتم که تو این کنجدها را هر قدر می‌خری، من به تو ارزان‌تر می‌دهم. رفتم تو بازار و چند کیلو کنجد خرید و فروختم. این اولین تجارت من بود. کنجد را 56 تومان از بازار می‌خریدم و 75 تومان به نانوا می‌فروختم سودم هر بار می‌شد 20 تومان. تازه نصف پولی هم که می‌گرفتن دوباره کنجد می‌خریدم. طی سه دوره با سود پولم مایه‌اش را دادم و سرمایه‌ام پرداخت شد. بعد از آن با خرما و کشمش هم همین کار را کردم. شما توجه کنید زمانی که من این کارها را می‌کردم یک نوجوان 15 یا 16 ساله بودم و این یکی از ابتکارات من بود. اینها همه الگوست، اما نمی‌شود آن را به نسل جوان گفت چون الگو قراردادن ان برای جوان کار آسانی نیست.

همین که این شیوه ها به عنوان خاطره هم گفته شود خوب است.

بله، می‌شودان را به عنوان یکی از خاطره‌ها تعریف کرد اما امروز نمی‌شود به جوان گفت که برو این کار را بکن! چون ممکن است این کارها از دست او برنیاید.

چرا فکر می‌کنید این کار از نسل جوان امروز برنمی‌آید؟

این کار از او برنمی‌آید چون ممکن است انجام این تیپ کارها برایش کوچک باشد.

مگر شما جوان نبودید که این کارها را می‌کردید. مگر جوان‌های امروز با جوان‌های دیروز فرق کرده‌اند؟

اره فرق کرده‌اند. حتی جوان‌های قدیم هم این طور نبودند. بین هر صدتا جوان، یک نفر می‌امد و چنین ابتکاری را برای خودش در نظر می‌گرفت. خب، ببینید الگو هست اما الان بین جوان‌هایی که این مطلب را می‌خوانند، بعضی‌ها شاید آن را مسخره کنند، بعضی دیگر هم الگویش کنند. حالا اینکه یکی الگویش قرار بدهد یا دیگری مسخره‌اش کند این دیگر دست من نیست. چون من نمی‌توانم به جوان بگویم این حرفی که می‌زنم حتما وحی منزل است، پس تو حتما آن را انجام بده.

پیشنهاد شما برای رسیدن به این الگوها چیست؟


من همیشه به جوان‌های اطرافم می‌گویم صبح که می‌شود نروند پارک. به جای آن بروند کتابخانه و چند کتاب مطالعه کنند. بالاخره از بین هزاران کتابی که آنجا هست، یکی دوتای آن را دوست دارند. همان‌ها را بخوانند و از بین کتاب‌هایی که دوست دارند الگو بگیرند. کتاب بهترین رفیق برای الگو گرفتن جوان است. چیزی هم که هیچ وقت نمی‌شود آن را به جوان تحمیل کرد این است که چه کتابی باید بخواند. هر کتابی که فرد می‌خواند می‌تواند از آن الگو بگیرد، مثلا من در مورد مسائل مذهبی خودم به این موضوع اعتقاد دارم که هر بار نماز می‌خوانم، با خدای خودم عهد می‌کنم و بعد خواسته‌هایم را هم در نمازم از خدا می‌خواهم. بعد که نمازم تمام شد، قرآن را باز می‌کنم و جواب خدا را بین آیه‌ها می‌گیرم.

خب همه که به این موضوع اعتقاد ندارند اما خودم که اعتقاد دارم. این کار را کرده‌ام و نتیجه هم گرفته‌ام. من پنجاه سال است که همیشه سحر قبل از اذان صبح از خواب بیدارم چرا؟ چون این اعتقاد در خونم عجین شده که می‌توانم درنماز صبح با خدا حرف بزنم و از او جواب بگیرم. برای همین حرف من با نسل جوان این است که الگوبرداری کن. اگر مذهبی هستی کتاب مذهبی بخوان اگر مذهبی نیستی کتاب های دیگر بخوان و تجربه‌های دیگران را مطالعه کن و از آنها الگو بگیر. اگر می‌خواهی پولدار شوی، برو سرگذشت تمام پولدارهای بزرگ دنیا را بخوان. اکثر ثروتمندان جهان در زمان جوانی‌شان فقیر بودند! مثلا داخل کشور سید محمود لاجوردی خودش اول «چهارپادار» بود از کاشان به تهران، مال‌التجار آقای تاجر را می‌اورد. اما بعد از انقلاب یکی از بزرگ‌ترین ثروتمندهای کشور شد. پاراکفلر اول سوپور بود. از سوپوری به اینجا رسید که 6 تا برج صد طبقه‌ای توی نیویورک ساخت. خب جوان ما برود سرگذشت راکفلر را بخواند، ببیند از کجا شروع کرده.

خب الان جوان‌ها وقتی مبی‌بینند که یکی با دلالی دلار، دلالی سکه و دلالی مسکن پول درمی‌آورد، ترجیح می‌دهد که برود سراغ این دست کارها.


بله جوان می‌تواند دلالی دلار و سکه بکند. اما این کار موقت است. هر کاری که ثبات ندارد. ببینید، الان قیمت دلار تنزل کرده. اگر 10 روز دیگر همین طور پی برود. همه دلال‌ها ورشکست می‌شوند. بله با دلالی هم می‌شود کار کرد. اما به شرطی که وقتی آمدی سرکار به موقع خارجی شو، کاسبی‌ات را که کردی، بدوی و بیایی بیرون و دیگر خودت را آلوده نکنی ولی آن چیزی که من می‌پسندم این است که کار با ثبات پیدا کنیم.

حاج‌آقا خداییش، چطور می‌شود از راه شرعی، راهی که اسلام هم توصیه می‌کند و عرف هم آن را می‌پذیرد وارد تجارت شد؟

تجارت برای خودش بستر دارد، من خودم برای پنج حرف تجارت تفسیر دارم «ت» اول آن تجربه است چون تا وقتی تجربه نداشته باشی، نمی‌توانی وارد کار شوی. «جیم» آن جرات و جسارت است. مثلا هرکسی نمی‌تواند جرات و جسارت داشته باشد. «الف» آن اعماد به نفس است که خب این یکی را ممکن است هرجوانی داشته باشد. «ر» آن ریسک و رافت است و «ت» آخر هم توکل به خداست. اگر این چند تا را کنار هم نگذاری نمی‌توانی به «ت» اخر برسی. برای همین است که برای تجربه وفراهم شدن بستر تجارت جوان باید برود و درس آن را بخواند.

خود شما هم در ابتدای تجارت تجربه آن را نداشتید؟

من که گفتم چطوری تجربه کردم. تجربه یعنی به دست آوردن علم یک کار! من وقتی رفتم کنار نانوایی، دیدم که او چطور کار می‌کند و بعد شروع کردم به جمع و تفریق کردن و خب تجربه کسب کردم.

البته دانستن زندگی شما هم خیلی لذت بخش است. خیلی‌ها می‌گویند حاج‌اقا عسگر اولادی 400 میلیون دلار سرمایه دارد!


باور می‌کنید این حرف‌هایی که می‌زنند دروغ است؟ من اصلا پولی ندارم. من سرمایه ندارم. فقط ابرو دارم. پولی که من دارم حداقل پول است. مثلا یک خانه دارم. یک انبار دارم، با یک دفتر و دیگر چیزی ندارم و این حرف‌ها را بی‌خودی می‌گویند.من حتی بانک هم هیچ پولی ندارم. از هیچ بانکی وام نگرفته‌ام و برای همین از هیچ بانکی طلبکار نیستم، بدهکار هم نیستم هیچ سپرده‌ای هم ندارم.

یعنی اگر الان سرچ کنند بین حساب‌های بانکی هیچ اسمی را شما بیرون نمی‌آید؟


ابدا. هرگز اسمی بیرون نمی‌آید.

واقعا؟
باور کنید! برای اینکه صفرم. شما صدتا بانک دنیا را هم بگردید، من حساب ندارم. من توی تهران فقط در یک بانک حساب دارم، آن هم بانک ملی است.

حساب پس‌انداز دیگر؟
ندارم، هیچ جا ندارم.

پولتان توی آن حساب چقدر است؟

باور کنید صفر است. زیر 6-5 میلیون تومان! که آن هم برای کارهای روزانه‌ام است.

پس این رقم‌های میلیاردی که در مورد آقای عسگراولادی می‌گویند چیست؟

دروغ است. دروغی است که خودم گفتم. آن را هم اشتباه کردم که گفتم. یک روز برای نمایشگاه تهران این حرف را گفتم که دروغ بود. من اصلا در هیچ بانکی بالای پنج، شش میلیون پول بیشتر ندارم.

خب ما هم الان بگوییم حاج آقای عسگر اولادی هیچی پول ندارد. می‌گویند این حرف هم دروغ است.


هیچی که نه ولی من حتی بلد نیستم میلیارد را هم بنویسم. برای اینکه من اصلا تا حالا میلیارد ندیده‌ام.

لابد فقط با میلیارد معامله کردید!


نه با میلیارد معامله هم نکردم. شاید اینی که الان دارم، به میلیارد می‌ارزد برای اینکه خانه خریده‌ام، شما باور می‌کنید که من خانه خریده‌ام 5600 تومان؟!

کجا؟
تهران، خیابان سیروس، نزدیک محل تولدم. هنوز هم آن خانه را دارم. اگر الان بخواهم بفروشم، تازه می‌فهمم میلیارد چقدر است ولی اگر نفروشم، همان خانه 5600 تومانی است.

طبیعتا شما وقتی اعلام می‌کنید که با نخست وزیر چین دیدار کردید و بیشتر از 140هزار تن به او پسته فروختید، ما چطور این حرف‌ها را باور کنیم؟

من رفته بودم چین برای گفتن تبریک شصتمین سالگرد یک مراسمی، توی این مراسم نخست‌وزیر چین یک دقیقه به من افتخار داد و اجازه داد که با او ملاقات داشته باشم و با ایشان دست بدهم؛ آن هم فقط یک دقیقه در این یکدقیقه هم او پرسید چه می‌خواهی؟ من هم گفتم یک خواهشی دارم؛ آن هم این است که شما به چینی‌ها توصیه کنید روزی یک دانه پسته بخورند. بعد از من پرسید خب با این کار چه می‌شود؟ من هم گفتم هیچی صادرات پسته کشور من تمام می‌شود. این حرف من خیلی معنی دارد. من عین این حرف را به نخست‌وزیر یونان هم زدم.

بعد این اتفاق افتاد؟ قبول کردند؟

نه تعارف کرد و خندید. ولی همین سالی که گذشت کشور چین از ایران 65 هزار تن پسته خرید.

از شما؟
نه. ازمن شاید 1000 تن پسته خرید.

1000 تن از شما خرید؟
کمتر حتی! شاید 100 تن، اینکه 100 تن بوده یا 1000 تن مهم نیست. شما باید توجه کنید من برای خودم که نرفته بودم انجا برای مملکتم رفته بودم. من عین همین داستان را در یونان داشتم. با همین دکتر حبیبی خدابیامرز که آن موقع معاون اول رییس جمهور بود رفتیم یونان همین اتفاق با نخست‌وزیر یونان هم افتاد. من آن موقع به او گفتم لطفا به مردم یونان توصیه کنید روزی یک عدد کشمش بخورند. چون کشمش دانه‌ای یک گرم است و اگر 50 میلیون نفر روزی 50 میلیون کشمش بخورند، می‌شود 50 تن! همین برای ما کافی است، من 50 تن را هم برای خودم نمی‌خواستم. برای کشورم می‌خواستم. اگر هم چین رفتم برای مملکتم رفتم.

البته اگر برای خودتان هم بود ایرادی نداشت چون شما بزرگ‌ترین و اولین صادرکننده کشور هستید.

من در رشته خودم هشتمین صادرکننده کشور هستم، نه اولی!

توی چند رشته فعالیت دارید؟
یک رشته. فقط خشکبار.

صادرات زیره چی؟
زیره تمام شد و از بین رفت. تاجر زیره بودم اما الان دیگر نیستم. به خاطر خشکسالی‌ها تجارتش سوخت شد. الان هم توی خشکبار فعالیت دارم که همیشه هم نفر هشتم، نهم بودم.

چرا نخواستید نفر اول باشید؟
خب نمی‌رسیدم. من 35 سال است دارم تو یک اتاق فعالیت می‌کنم برای خدمت به مملکتم. هین الان برای چی اینجا نشسته‌ام من برای خودم روزی چهار ساعت کار می‌کنم اما برای اتاق بازرگانی روزی پنج ساعت چون اتاق بازرگانی برای مملکتم است. صبح‌ها هم از ساعت هشت می‌روم دفتر خودم تا 12. نمازم را که خواندم. از آنجا بیرون می‌ایم. یعنی چهار ساعت برای خودم کار می‌کنم. تو این چهار ساعت سعی می‌کنم جواب موبایلم را هم ندهم که به کار دنیایم برسم. کار دنیا کار ضعیفی است.

تا آنجا که به یاد داریم. شما همیشه جزو افرادی بودید که داشتن مال را تحسین می‌کردید.


هنوز هم تحسین می‌کنم. من بی‌نیاز هستم اما هرگز پولدار نیستم. داشتن را ارزش می‌دانم به شرط اینکه حلال و حرام رعایت شود؛ یعنی مرز آن را حلال و حرام می‌دانم و هرکه داشته‌اش در مرز حلال باشد، هیچ اشکالی ندارد من هم در کشور هزار و یکمین نفرم اگر هزار تا ثروتمند را بیاورید. بعد از هزار می‌رسید به من. ولی من چون صورتم را با سیلی سرخ نگه داشته‌ام. این همه شایعات در مورد من درست شده.

توی این چند سال وضعیت شما این طوری شده؟

نه همیشه همین‌طور بوده.

نفر اول در زمینه صادرات خشکبار در ایران چه کسی است؟
تعاونی رفسنجان بود که ورشکست شد، اما چیزی که هست، این است که خشکبار نفر اولش هر سال تغییر می‌کند.

شما تا حالا اول بودید؟

نه. هیچ وقت اول نبودم اما صادرکننده نمونه بودم.علتش هم این بود که حجم کارم بالا بود. اما هیچ وقت اول نبودم ببینید در کار تجارت کسب نمی‌تواند نفر اول را تشخیص بدهد. چون اگر خیلی بخواهیم دقت کنیم و بفهمیم باید برویم توی گمرک آمار به دست بیاوریم چه کسی بیشترین صادرات را در دست دارد. الان حتی این روش هم صد درصد قابل اطمینان نیست چون بعضی‌ها به نام خودشان صادر نمی‌کنند.

بچه‌های شما توی حوزه شما کار و فعالیت می‌کنند؟

یکیشان توی حووزه من کار می‌کند که پسربزرگم امیرعلی استو الان در زمینه پسته فعالیت می‌کند پسر دومم رضا مدیر یک بیمارستان کوچک است که خودم آن خریده‌ام وقف کرده‌ام. بین دامادها هم یکی توی شغل من کار می‌کند، آن یکی هم توی شغل دیگری کار می‌کند که خدا را شاکر همه موفقند و به همه هم توصیه‌های لازم را می‌کنم.

چند تا نوه دارید؟
13 نوه دارم که سه تای آنها در شرف عروسی‌اند و فردا پس فردا برای یکی‌شان می‌روم خواستگاری.همیشه هم سعی می‌کنم بچه‌های 22 الی 23 سالگی ازدواج کنند. چون خوب نیست زیاد مجرد بمانند.

به این 13 تا نوه هر سال عیدی چه چیزی می‌دهید؟


عیدی می‌دهم اما به شما نمی‌گویم به آنها چه می‌دهم.

عیدیشان خیلی زیاد است؟

در حد وسع خودم است.

عیدهای زمان شما با عیدهای الان چقدر فرق می‌کند؟

من هنوز که هنوز است هفت سین می‌چینم. حتی الان چند روزی است که هفت سین خانه‌ام را با خانمم چیده‌ام. همیشه هم سعی بر این بوده که موقع تحویل سال تهران باشم و بعد از آن مسافرت بروم. اما الان جوان‌ها به نظرم مثل ما حال و حوصله عید را ندارند.

معمولا مسافرت کجا می‌روید؟
اگر بتوانم اولین جایی که دلم می‌خواهد بروم مکه است. اگر ویزا بگیرم البته.

یعنی از شماره خارج است؟
نه از شماره خارج نیست. عد لایتناهی و بی‌نهایت نیست ولی چیزی که هست این است که از دیگران خیلی بیشتر. یعنی هرچقدر هم شما رفته باشید باز هم من از شما بیشتر رفته‌ام.

با این وضعیت از پاداشه عربستان هم بیشتر مکه را دیده‌اید.

(می‌خندند) شاید!

گزینه دوم برای سفر کجاست؟

کربلا می‌روم. اگر نشد مشهد می‌روم. من آنقدر عیدها مشهد رفته‌ام که جاگیرم نیامده. برای همین مجبور شدم توی مسجد گوهرشاد بخوابم و از این بابت ناراحت هم نبوده‌ام.

حرم حضرت عبدالعظیم چی؟
آنجا هم می‌روم. قم هم می‌روم.

آقای عسگراولادی شب عید به غیر از بچه‌ها و نوه‌ها به چه کسانی عیدی می‌دهید؟

من معمولا یک ماه به عیدمانده می‌روم کمیته امداد. یک لیستی دارم. برای مدرسه‌ها و بچه‌های مدرسه‌های پایین‌شهر عیدی می‌گیرم. یا مثلا بین قوم و خویش‌ها هستند کسانی که وضع مالی خوبی ندارند و من عیدی به‌شان می‌دهم.

از چه کسی عیدی می‌گیرید؟
من از امام خمینی (ره) عیدی گرفتم که توی جیبم هست. از مقام معظم رهبری هم عیدی گرفتم. 10 تومانی که از امام (ره) گرفتم و 500 تومانی که از آقا گرفتم همیشه همراهم هست.

پول تو جیبی هم دارید؟
(پول‌هایش را از جیبش درمی‌آورد) بله ولی هیچ وقت پول تو جیبی‌ام به 100 هزار تومان نمی‌رسد.

همیشه خودتان برای خانه خرید می‌کنید؟

میوه را خودم می‌خرم. نان هم بعضی اوقات خودم می‌خرم.

این حرف که می‌گویند «پول چرک کف دسته»را قبول دارید؟

نه قبول ندارم. پول چرک کف دست نیست. پول ابزار توفیق است اما به شرط اینکه در راه خوب خرج شود. بهترین پول هم پولی است که آدم برای خانواده‌اش در راه خوب خرج شود. بهترین پول هم پولی است که آدم برای خانواده‌اش خرج کند. بعد از آن پول است که برای خود خدا خرج کنی و اگر این دو هدف را در پول خرج کردن داشته باشی هرگز برایت چرک کف دست نمی‌شود. بلکه نور چشمهایت می‌شود.

به نظرتان این حرف را چه کسی گفته است؟

آدم‌هایی که دچار یک سری از حساسیت‌های منفی هستند.

کسانی که با شما ارتباط دارند، معتقدند شما دو تا ویژگی دارید؛ یکی‌اش اینکه در کار کمی بداخلاق هستید، این درست است؟

متاسفانه راست می‌گویند من توی کارم آدم بداخلاقی هستم. وقتی پشت میزم می‌نشینم معتقد به آن اصولی هستم که گفتم چون تجارت بی‌رحم است. برای همین پشت میزم آدم بداخلاقی هستم. معمولا آخر وقت که خسته می‌شوم بیشتر این طوری هستم. خب سن آدم هم یک اقتضایی دارد. من الان با این سنم دیگر نباید پشت میز بنشینم و تجارت کنم.

خب چرا این کار را می‌کنید؟
دست خود نیست، این کار را دوست دارم. عاشق آن هستم و کلی برای این کار زحمت کشیده ام. الان هم پولی که درمی‌آورم به قدر نیازم هست. من 20 از پولی که درمی‌اورم مال خداست. 20 هم مال خانواده‌ام است. 20هم خرج زندگی می‌کنم. 20 درصد باقی‌مانده‌ام چیزی می‌خرم برای تجارت.

اینکه می‌گویند آقای عسگراولادی آدم مقتصدی است درست است؟


بله این را هم قبول دارم. بسیار آدم مقتصدی هستم اما خسیس نیستم. یعنی ولخرج نیستم و اسراف هم نمی‌نم. مثلا اگر می‌روم مغازه پرتغال بگیرم، اگر ببینم فقط در قیمت فرق دارند و از لحاظ کیفیت مثل هم هستند پرتغال ارزان‌تر را می‌خرم.

دریک خبر ذکرشده که سرانه مصرف پسته در کشور ما برای هر نفر 300 گرم است، شما به عنوان سلطان پسته ایران،‌سرانه مصرف خودتان و خانواده‌تان هر ماه چقدر است؟


سرانه مصرف پسته 300 گرم نیست و 30 گرم است. سرانه مصرف پسته ما هم ماهی یک کیلو است. چون مهمانی‌ها هم در خانه ماست. من ماهی یک بسته 800 گرمی پسته می‌برم خانه. الان هم دستور دادم 400 کیلو پسته خریدند.

مگر خودتان پسته ندارید؟

پسته‌های من آشتغال هستند. از این پسته‌های ریز صادراتی! برای همین چون خودم پسته خوب نداشتم گفتم برای خریدند.

با تخفیف؟
باور کنید پسته خوب خریدم کیلویی 57 هزار تومان. حالا خودم دارم پسته را به دولت می‌فروشم کیلویی 30 هزار تومان.

این 400 کیلو را برای چه کسانی خریدید؟

هم برای اتاق‌های بازرگانی و هم هیات مدیره‌ها. چون رسمم این است که هر سال کیلو پسته به‌شان بدهم.

شما اگر چیزی گران شود آن را خریداری می‌ کنید؟

نه نمی‌خرم مثلا ده روزی جنس نمی‌خرم یا به قدر مایحتاج می‌خرم و برای همین دستپاچه برای خریدن و انبارکردن جنس هم نیستم. به خانواده‌ه هم می‌گویم که برای مصرف بیشتر از یک هفته‌تان نخرید. اگر همگی نخریم، خود به خود بعد از یک مدتی قیمت متعادل می‌شود.

اینکه به ضرر شما می‌شود؟

بگذارید من ضرر کنم و مردم خیر ببینند.
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

چين ميلياردها دلار وام بي بهره مي دهد و قويترين اقتصاد جهان

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه فبريه 04, 2016 10:15 am

چين ميلياردها دلار وام بي بهره مي دهد و قويترين اقتصاد جهان است



چین دارای بزرگترین ذخایز طلا و ارز است، که مقداری از آنها به شکل ثروت مالی مستقل است. سه صندوق بزرگ مالی چین، مجموع حدود ۱/۲ تریلیون دلار(یک تریلیون و دو دهم تریلیون دلار) ذخیره دارد. مقداری از بودجه این ثروت مالی مستقل چین از طریق چند تا از بزرگترین بانک های چین می گذرد، که وام بین المللی ارائه می دهند. اعتبارات صادر شده توسط این بانکها، وام های رسمی یا مستقل درنظر گرفته شده اند.
چین در وام دهی بین المللی در قرن۲۱ از بقیه جهان پیشی گرفته است. بطور ناگهانی، چین به بزرگترین طلبکار رسمی جهان تبدیل شده است، و هیچ کسی متوجه نشد که چه زمانی از آن آستانه عبور کرد.

خیلی ها در غرب کاملاً بتدریج زمانی برانگیخته شدند که مقاله ای تکان دهنده، با عنوان «اوج جدید وام چین» در فایننشال تایمز در ۱۷ ژانویه ۲۰۱۱ ظاهر گشت. این روزنامه حساب کرد که از سال ۲۰۰۹ تا سال ۲۰۱۰، وام دهندگان دولتی چین – بانک توسعه چین و بانک صادرات – واردات چین – حداقل ۱۱۰ میلیارد دلار وام به کشورها و شرکت های مختلف، به جهان درحال توسعه صادر کرده است. و این تخمین شامل تنها آن وام هایی می شد که بطور رسمی توسط چینی ها و/ یا دریافت کنندگان وجوه تأئید شده است. فایننشال تایمز بر این باور است که مجموع واقعی وام رسمی چین می تواند بطور قابل ملاحظه ای بیشتر باشد. برای مقایسه، این رونامه یک رقم دیگر را نقل کرد: بین اواسط سال ۲۰۰۸ و اواسط سال ۲۰۰۹، بانک جهانی به کشورهای دیگر (تقریباًهمان مشتریان مانند چین) تنها ۱۰۰/۳ میلیارد دلار ارائه داده است.

اما فایننشال تایمز زود در باره این امر تعجب آور فراموش کرد. غرب از جلب توجه به این حقایق چیزی بدست نمی آورد – نمی خواهد قبول کند که در بازار وام بین المللی شکست خورده است. و چین هم هیچ تبلیغات غیرضروری نمی خواهد که مانع گسترش وام دهی خود شود، موفقیتی که تا اندازه زیادی به این واقعیت متکی است که چین وام های سرمایه گذاری و رسمی را با شرایط قابل ملاحظه مطلوب تری از صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، و یا اعضای کلوب پاریس ارائه می دهد. اغلب به وام های چین در کل، هیچ سودی تعلق نمی گیرد. کارشناسان غربی این را «آزاد سازی وام»(کریدیت دمپینگ) توسط چین می نامند.

وام های چینی در درجه اول به منظور ایجاد کنترل بر منابع مواد خام و انرژی در آسیا، آفریقا، و آمریکای لاتین است. زمانی که پروژه های سرمایه گذاری پایان یابد، وام ها اغلب توسط استفاده از محموله های نفت و منابع طبیعی پرداخت می شود. وام پکن نیز توسط توسعه زیر ساخت حمل و نقل مورد نیاز برای وارادات و صادرات کالا به داخل و خارج چین گسترش می یابد. این شامل طیف گسترده ای از پروژه های سرمایه گذاری است که بخشی از ابتکار عمل برای ساخت جاده ابریشم جدید است. و در نهایت بانک های توسعه چین به افزایش صادرات تجهیزات پیچیده (برای مثال، ماشین آلات نیروگاه) آنها کمک می کند؛ و وام های صادراتی بطور گسترده ای جهت این منظور بکار می رود.

چین به مدت زیادی شریک تجاری عمده ای برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه بوده است. برای مثال، چین ۱۶۶ میلیارد دلار با کشورهای آفریقا در سال ۲۰۱۴ تجارت انجام داده است. تنها بین سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۱۰، چین به کشورهای افریقایی از طریق بانک صادرات – واردات خود ۶۲/۷(شست و دو و هفت دهم) میلیارد دلار ارائه داده است. این ۱۲/۵ میلیارد دلار بیشتر از مجموع وام های اعطاء شده بانک جهانی به آن کشورهاست. می توان تصور مشابهی در آمریکای لاتین مشاهده کرد.

بانک صادرات – واردات چین گزارش داد که از اوایل سال ۲۰۱۶ یک موجودی ۵۲۰ میلیارد یوان (۷۹ میلیارد دلاری) در وام های خارجی دارد که به عنوان بخشی از مگا پروژه یک جاده، یک کمربند، است. این وام ها برای تأمین مالی حدود ۱۰۰۰ پروژه زیربنایی در ۴۹ کشور در سراسر جهان در نظر گرفته شده است.

یک مثال دیگر. در مدت نشست دو روزه ای که جهت همکاری بین چین و آفریقا در ژوهانسبورگ در دسامبر۲۰۱۵ بزگزار شد، رئیس جمهور چین ژی جین پینگ اعلام کرد که یکن در نظر دارد تا ۶۰ میلیارد دلار کمک مالی به کشورهای آفریقا ارائه دهد. بخشی از آن از وام های نرخ بدون بهره/ صفر بهره می آید.

Image

حال اجازه بدهید به آنجایی برگردیم که شروع کردیم – به تعئیرات در قوانین صندوق بین المللی پول. واشنگتن موقعیت خود را به عنوان قرض دهنده پیشرو در اکثر کشورها از دست داده است. چین در همه جا، جانشین گشته است. چندین سال است که عمو سام به دنبال راهی است که جلوی گسترش وام چین را بگیرد.
pejuhesh232
 
پست ها : 4531
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

دلار زدايي گامي بسوي اقتصاد سالم

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه مارس 22, 2016 3:25 pm

دلار زدايي گامي بسوي اقتصاد سالم


معاملات نفتی سال‌ها بر اساس پیشنهاد کیسینجر مبتنی بر پایه دلار بود، اما اکنون سه کشور ایران، چین و روسیه در فکر جایگزینی دلار در معامله‌های نفتی خود هستند.
گروه جنگ نرم مشرق- آمریکا سال‌هاست که هژمونی خود را بر دو پایه قدرتمند اراده نظامی و دلار نفتی استوار کرده است. کشورهای مطرح مخالف آمریکا، برای از بین بردن این هژمونی دو کار کردند. اول اتحاد نظامی برقرار کردند و سپس به تدریج از وابستگی خود به دلار کاستند. تحلیلگران مطرح دنیا اکنون معتقدند که اظهارنظر اخیر وزارت نفت ایران نشان‌دهنده آن است که این کشور آماده انتقام سال‌های تحریم و جنگ اقتصادی از آمریکاست. اخیرا وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرده که فقط پرداخت‌ها را به یورو -و نه به دلار- می‌پذیرد. تحلیلگرانی چون ویلیام انگدال معتقدند که ایران، روسیه، و چین عزم خود را جزم کرده‌اند تا کمر دلار آمریکا را بشکنند.

Image

آمریکا، در نیمه اول قرن بیستم، اساس کار خود را بر کنترل طلای ذخیره در بانک‌های کشورها گذاشت و در طی آن پنجاه سال، صاحب 70 درصد از ذخایر طلای بانک‌های جهان بود. این امر، موجب شد تا انگلیس که دوست قدیمی آمریکا بود منزوی شده و آمریکات نظام مالی «برتون وودز» را در سال 1944 پایه‌گذاری نماید و امپراتوری دلار را اغاز کند.

هنوز ربع قرن نگذشته بود که عدم توانایی این سیستم در بهبود اقتصادی آلمان و ژاپن نشان داده شد. آمریکا هم حاضر نبود که سیستم موزانه طلا-دلار خود را اصلاح نماید. دلار به محاق سقوط افتاد اما به لطف کشورهای ثروتمند نفتی و بخصوص عربستان که با ریچارد نیکسون به پای مذاکره نشست و از آمریکا تسلیحات می‌خرید، بار دیگر نجات یافت. ریچارد نیکسون، در سال 1971 بطور یکطرفه اقدام به لغو برنامه تبدیل دلار به طلا کرد و از سیستم پولی جامائیکایی که نفت را اساس و زیربنای دلار آمریکایی برمی‌شمرد، بهره برد. لذا، نظارت مستمر آمریکا که از آن پس بطور جدی بر تجارت نفت صورت گرفت را نمی‌توان یک همرویدادی اتفاقی دانست. این «شوک نیکسونی» موجب افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه شد و با حمایت کشورهای عضو اوپک از این امر، دلار نفتی آمریکا در اوج عزت خود قرار گرفت. دیگر، دلار آمریکا حرف اول را می‌زد و کشورها در بازار جهانی مجبور بودند که برای خرید نفت، دلار آمریکایی بخرند.


امروز، کارشناسان معتقدند که سهم آمریکا در تولید ناخالص داخلی جهانی نباید بیش از 22 درصد باشد اما این در حالی‌ است که 80 درصد از پرداخت‌های نفتی به دلار آمریکا صورت می‌گیرد. از آنجایی که ارزش دلار آمریکا نسبت به دیگر واحدهای ارزی روز به روز در حال افزایش است، مصرف‌کننده در آمریکا، محصول وارداتی را به ارزان‌ترین قیمت ممکن به دست می‌آورد. بنابراین، آمریکا که از درخواست زیاد دلار در جهان، بسیار ذینفع است، با کمترین نرخ بهره بدهی‌های خود را می‌پردازد.

هر چیزی که موجب پشت کردن به دلار آمریکایی در تجارت نفت شود، دلار را به پایین کشیده و در نتیجه رفاه شهروند آمریکایی که آسایشش وابسته به تقلیل ارزش ارزهای دیگر در بازار نفت است را دچار خلل می‌کند. لذا، حلقه نخبگان سیاسی و تجاری واشنگتن، تلاش دارند تا به هیچ وجه اجازه شکل‌‌گیری جریان ضد دلار را ندهند. این حلقه، یکی از ضربه شصت‌های خود را براندازی رژیم معمر قدافی می‌دانند که تلاش داشت تا یورو را جایگزین دلار در معامله‌‌های نفتی کرده و سپس آن را به سمت دینار طلا ببرد.

در واقع، در سال‌های اخیر به وضوح نشان داده شده که دلار آمریکا به خاطر سیاست‌های اخیرش که ناراحتی غالب کشورها را به دنبال داشته، آن عزت سابق را ندارد. اکنون، کشورها در پی این هستند که از زیر سایه آمریکا با توسل بر سیاست‌های ضد دلاری بیرون بیایند. سه کشور فعال در این زمینه را می‌توان روسیه، چین، و ایران دانست. این سیاست ضد دلاری آنها در همکاری با شرکت‌های داخلی و بانک‌های اروپایی صورت می‌گیرد.

Image

در بهار 2014، وزیر دارایی دولت روسیه اعلام کرد که کشورش سعی در این دارد تا به زودی ارز حاکم در قراردادهای نفتی خود را از دلار به روبل تبدیل نماید. ماه می گذشته بود که روسیه «قرارداد قرن» را با چین به امضا رساند. قراردادی مبنی بر خرید 30 ساله گاز از سوی چین به ارزش 400 میلیارد دلار. در ماه آگوست بود که یکی از شرکت‌های تحت نظر «گازپروم» اعلام کرد که 80 هزار تن نفت که به روبل پرداخت شده را عازم اروپا کرده و برای انتقال نفت به چین از طریق خط لوله سیبری شرقی-اقیانوس آرام با پرداخت یوآن آمادگی کامل دارد.

تبادل ارزی بین چین و قطر با ارزش 5.7 میلیارد دلار به یوآن، پشت کردن به دلار و نشاندهنده قدرت‌گیری واحد ارز چین در بازارهای خاورمیانه است. کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه ترجیح می‌دهند که به جای صادرات نفت با دلار که موجب تورم می‌شود، واحد ارزی چین را انتخاب کنند و این امر در حال سرایت به باقی اعضای اوپک است. چین هم با زیرکی تمام، طی چند سال اخیر، اقدام به ایجاد مرکز تبادل یوآن در سنگاپور کرده که استفاده از یوآن را ممکن‌تر ساخته و حقیقتا گام بزرگی برای حضور این کشور در منطقه است.

ایران، اخیرا اعلام کرد که به تجارت نفتی با دلار علاقه‌ای ندارد. پیش از این، «نورالسلطان نظربایف» -رییس جمهور قزاقستان- به بانک مرکزی این کشور دستوری مبنی بر دلارزدایی از اقتصاد ملی داده بود. در حالی که اکثر کشورهای دنیا خواستار ایجاد یک سیستم بین‌المللی پول هستند، انگلیس در تلاش است تا بدهی‌های به یوآن را تسویه کند اما این امر در زمانی در حال وقوع است که بانک مرکزی اروپا به یوآن به عنوان یک ارز حاکم قریب‌الوقوع در سپرده‌های رسمی خود نگاه می‌کند. خبرسازان غربی به شدت در تلاشند تا در رسانه‌های خود با تبلیغات ضد روسی و ضد چینی، ارزش روبل و یوآن را نادیده بگیرند و این در حالیست که اقتصاد خود آمریکا با تورم درگیر است و وزارت‌ خزانه‌داری آمریکا خبر از رشد روبل در تبادلات خارجی می‌دهد. اتفاق بدتری هم برای آمریکا در پیش است؛ اکثر کشورها در حال خارج کردن سرمایه‌های طلای خود از بانک‌های آمریکا و بخصوص «بانک سپرده فدرال» هستند. در سال 2013، وقتی آمریکا در اوج گستاخی حاضر به خارج کردن سپرده‌های طلای آلمان نشد، هلند در حمایت از آلمان، از آمریکا خواست که سپرده‌های طلای این کشور را هم به او پس بدهد.


حقیقت این است که جهان دیگر خواستار اعتماد به دلار آمریکا نیست و آمریکا هم چاره را در بی‌ثبات‌کردن منطقه دیده است. اما شواهد منطقی قضیه به ما می‌گوید که این سکه بی‌رونق، دیگر عزت سابق را ندارد و در آینده حکایت «دل آزاری» را دارد که «نوی بازار» جای آن را گرفته است.

«ویلیام انگدال» -تحلیلگر سرشناس آمریکایی- در مقاله خود در نشریه «نیو ایسترن آتلوک» نوشت: «ژانویه 2016 بود که «سوئیفت» (جامعه جهانی ارتباطات مالی بین بانکی) اعلام کرد که پس از تایید آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای مبنی بر عمل ایران به تعهدات لازم در خصوص برنامه‌ هسته‌ای، تمامی بانک‌های ایرانی مجاز به ورود به سیستم پرداخت هستند. سپس، اتحادیه اروپا اعلام که از این پس تمامی شرکت‌های اروپایی و بالاخص شرکت‌های نفتی با ایران همکاری خواهند داشت. اما وزارت خزانه‌داری آمریکا موضع دیگری گرفت و اعلام کرد که وضع همچون سابق باقی خواهد ماند چرا که نگرانی‌های جدای از برنامه‌ هسته‌ای ایران وجود دارد. این حرکت واشنگتن، تهران را نگران کرد و رهبر ایران در چندین وهله مقامات آمریکایی را غیر قابل اعتماد خواند. اگرچه اعتراض رهبر ایران بحق بوده و البته براستی قصد تخریب آمریکا را ندارد، اما ابرقدرت همچنان به میل خود می‌تازد».


وی در ادامه آورد: «به پاس 37 سال اعمال تحریم‌های شدید علیه ایران، در روز 5 فوریه، یکی از مقامات وزارت نفت این کشور به نام صفر علی کرامتی اعلام کرد که ایران دیگر نفت به دلار نمی‌فروشد و به جای آن فقط یورو تحویل گرفته می‌شود. هم‌اکنون ایران همکاری خود با غول‌های نفتی اروپا شامل «توتال» فرانسه، «سپسا»ی اسپانیا ، و «لوکو»ی روسیه را آغاز کرده است».

هم‌اکنون شرکت‌های بزرگ نفتی دنیا میلیادرها دلار بدهی نفتی به ایران دارند که برخی از آنها شامل امارات، ژاپن، هلند، ایتالیا، و یونان می‌شوند که در 2 مورد آخری فقط 4 میلیارد دلار بدهی به ایران دارند.

این کارشناس افزود: «ایران هم پیرو روسیه و چین به نوعی سیگنال بی‌اهمیتی به دلار آمریکا و تحقیر ارز رایج امپراتوری تجارت جهان را داده است. این در حالی است که روسیه کلید تجارت نفتی به روبل که ارز داخلی‌اش محسوب می‌شود را زده است. هژمونی دلار به نظام بازیافت دلار نفتی که در دهه 1970 به تکامل رسید بازمی‌گردد. در سال 1974 بود که جک اف بنت -معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا- قراردادی را با «سما» بانک مرکزی عربستان به امضاء رساند که طی آن دولت عربستان موظف به خرید اوراق بهادار بانک پس‌انداز نیویورک با سررسیدهای حداقل یکساله شد و در سال 1975 آمریکا بدهی‌های خود را به لطف دلارهای نفتی‌اش تصفیه کرد. عربستان در آن سال‌ها اوپک را متقاعد کرد که نفت خام خود را به دلارهای آمریکایی بفروشند؛ در عوض، آمریکا هم سلاح‌های پیشرفته نظامی در اختیار عربستان قرار داد و چشمانش را بر روی رفتارهای افراطی آل سعود بست. نتیجه، چیزی جز احیای دوباره دلارهای رو به مرگ آمریکا نبود. آمریکا، به شدت نسبت به علایقش حسود است. به محضی که صدام حسین تصمیم گرفت که یورو را در معاملات نفتی جایگزین دلار نماید، به این کشور حمله نموده و حکومت وی سقوط کرد. این بار هم آمریکا به تداوم بقای دلار نفتی خود کمک کرد. اما با ظهور و قدرت گرفتن بریکس، اکنو دلار آمریکا به گوشه رینگ رانده شده و ضربات سنگین مشت را تحمل می‌کند تا در آخر با یک ناک آوت از پا در آید».


انگدال نوشت: «در تابستان 2015 بود که آمریکا موافقت خود را با رفع تحریم‌های ایران در صورت همکاری کشور ما با آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای اعلام کرد. در این راستا، مقرر شد که بانک‌های ایرانی دوباره به سیستم تبادلات بین‌بانکی سوئویفت وصل شوند. اخراج یک کشور از سوئیفت برای اولین بار بود که در تاریخ 39 ساله این سیستم رخ می‌داد. دیوید کوهن -معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات اقتصادی- به کمک «مارک دوبوویتز» -جنگ‌‌طلب متخصص تحریم- به نوعی حمله هسته‌ای مالی علیه ایران شکل داد. بلافاصله پس از امضای توافق هسته‌ای و اعلام سلامت هسته‌ای ایران در 16 ژانویه 2016 از سوی آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، اروپا اعلام کرد که ورود ایران به سوئیفت را خوش آمد می‌گوید و تمامی شرکت‌های اروپایی آماده همکاری با ایران هستند. این در حالی بود که آمریکا این صداقت را از خود نشان نداد و در کمال تعجب همگان اعلام کرد که بخشی از تحریم‌ها به دلیل حمایت ایران از تروریسم، مسائل حقوق بشری، و آزمایش‌های موشکی باقی می‌ماند. اگر امروز ایران قصد تلافی سال‌ها تحریم و دشمنی اقتصادی از سوی آمریکا را دارد، پر بیراه نیست. ممکن است آمریکا و متحدینش در عربستان و اسراییل دلارستیزی اخیر ایران را ناسپاسی بخوانند اما من آن را «استقلال منافع ملی» می‌خوانم.


شرکت ملی نفت ایران، اخیرا علاوه بر اعلام اینکه از این پس تجارت نفتی خود را یورو صورت می‌دهد، اعلام کرده که تمامی کشورهایی (مثل هند) که در دوران اخراج از سوئیفت از آن فرصت نهایت بهره را برد و از ایران نفت نسیه خریده‌اند و پرداخت نقد نداشته‌اند، حالا باید حساب‌های خود را به یورو تسویه کنند. حرکت ایران، در موازات با حرکت روسیه و چین که اقدام به معامله نفتی و گازی به روبل و یوآن کرده‌اند، معنای واقعی پیدا می‌کند. ادامه خط حرکت روبل روسیه که سر از بازار سهام لندن درآورد را ایران با حرکت دلارستیزانه خود طی می‌کند و عملا ضربه محکمی به پدیده‌ای که «هنری کیسینجر» -وزیر خارجه وفت آمریکا- پس از شوک نفتی 74-1973 به عنوان «دلار نفتی» ابداع کرد، وارد می‌آورد».

Image
هنری کیسینجر

وی افزود: «شوک نفتی 1973، منجر به تشکیل جلسه 48 ساعته پشت درهای بسته هتل بزرگ «سلخوبادن» سوئد از سوی آمریکا و کشورهای دیگر که مجموعا 84 مقام سیاسی و کارشناس و تاجر را تشکیل می‌داد، شد. سرمایه‌گذار این نشست که یکی از نشست‌های مهم بیلدربرگ محسوب می‌گردید، خانواده ثروتمند والنبرگ سوئد بود. کله‌گنده‌ها و غول‌های نفتی و صنعتی جهان گرد هم آمده بودند: دیوید راکفلر از بانک چیس منهتن، بارون ادموند دو راچیلد از فرانسه، رابرت اندرسون از شرکت نفت آرکو، لرد گرینهیلد از شرکت ملی نفت بریتانیا، رنه گرانیر دو لیلیاک از شرکت ملی نفت فرانسه (توتال کنونی)، سر اریک رول از شرکت اس جی واربورگ، جورج بال از شرکت لمن برادرز، اوتو ولف فون آمرونگن سرمایه‌دار آلمانی، و جیانی آگنلی از شرکت فیات. این افراد، در پشت همان درهای بسته که کوچکترین حضوری از خبرنگاران نبود، تصمیم گرفتند که راهی برای مقابله با افزایش 400 درصدی قیمت نفت و سر جای نشاندن ایران، عربستان و بقیه نفت‌خیزها پیدا کنند. تا آنجا که من از فحوای لو رفته آن جلسه بیلدربرگ خبر دارم، نظر بر این بود که در صورت تداوم این روند، کشورهای قدرتمند اوپک با تقویت مالی پس از افزایش قیمت، نظام اقتصادی بین‌المللی را دچار خدشه خواهند کرد. این بود که آمریکا و انگلیس در کنار هم به همت مغزهای متفکر پشت پرده همچون کیسینجر و صاحبنظران وال استریت و لندن، پدیده‌ای به نام «دلار نفتی» را خلق کردند تا کشورهای صاحب نفت، دلارهای آمریکایی را در بانک‌های آمریکا و انگلیس خرج کنند و همواره ضمن دارا بودن ثروت غنی و عظیمی به نام نفت تحت سیطره قدرتهای بزرگ باشند».

این تحلیل‌گر برجسته در ادامه آورد: «درست پس از جنگ «یوم کیپور» که در آن اسراییل (رژیم صهیونیستی) در یک طرف و مصر و سوریه و عربستان در طرف دیگر بودند، ملک فیصل -پادشاه وقت عربستان- اعلام کرد که جهت مقابله با آمریکا و اروپا که اسراییل را تجهیز می‌کنند، از این پس اوپک اقدام به تحریم نفتی آنها خواهد کرد. چندی بعد «ویلی برانت» -صدر اعظم وقت آلمان- به «ریچارد نیکسون» -رییس جمهور وقت امریکا- پیغام داد که دیگر اجازه استفاده از پایگاه‌های آلمانی برای تجهیز اسراییل را نمی‌دهد و عملا تصمیم دارد که در کارزار بین اسراییل و کشورهای عربی بیطرف باشد. پاسخ نیکسون اما یک پیام تند به وی بود: «می‌دانیم که اروپایی‌ها بیش از ما به نفت کشورهای عربی نیاز دارند اما آسیب‌پذیری شما با جدایی از ما کمتر نمی‌شود. چطور است که در هدف تامین و تجهیز نظامی اسراییل متحد بودیم و حالا در زمان بحران، دیگر خبری از اتحاد نیست؟ چنین برائتی از سوی شما در باورم نمی‌گنجد». آمریکا اجازه کناره‌گیری آلمان را نداد اما به انگلیس این اجازه را داد و همین امر بر تحریم نفتی تاثیر گذاشت».

Image

وی افزود: «تجربه شکست ائتلاف تحریم نفتی اوپک در سال 1974 و تنبیه صدام حسین پس از اعلام تجارت نفتی با یورو طی حمله به عراق در سال 2003، موجب شد که اعضای اوپک جرات نکنند که با ارز دیگری به غیر از دلار کار کنند. اما اکنون این ایران است که تابو را شکانده و دلار آمریکا را به چالش فراخوانده است. در ضمن آیا قوانین بین‌المللی کشورها را مجبور کرده‌اند که فقط با دلار آمریکا کار کنند؟ اگر ایران موفق شود که دلار آمریکا را در معامله‌های نفتی به زیر بکشد، شاهد دنیایی چشمگیر و زیبا خواهیم بود».


1- دلار زدايي كار بسيار ضروري بود كه از شروع انقلاب اسلامي بايد انجا مي گرفت نه 37 سال بعد، آن هم در جميع معاملات نه فقط نفت و با عبارت شلكي مايل نيست وو

2- ارز جايگزين بايد جيزي باشد كه اولا معتبر باشد و خود گرفتار نوسان نباشد، و با اين اقتصاد ويران و لرزان اروپا وجهي به جايگزين يورو نيست، ثانيا ارزي باشد كه پشتوانه دشمني و شرارات عليه ايران و اسلام نبوده و نباشد، نه يورو اروپا كه همپاي امريكا عليه ايران بوده و هست و در همه جنايات هاي عليه مسلمانان هم پشت صحنه است.

3- مثلا ارزنك فرانك سوئيس كه هم معتبر است و در سخت ترين شرايط جنگهاى جهاني هم معتبر بوده و در مواضع عليه ايران و اسلام هم مستقيما موضوع رسمي ندارد ولو اينكه ضمن اتحاديه اروپا است، و بهترين جايگزين شمش طلا است. و مي توان نفت و معاملات را با بخشي از ذخيره طلاي كشور خريدار معاوضه كرد.




منابع:

http://sputniknews.com/politics/2016021 ... ollar.html

http://journal-neo.org/2016/02/10/washi ... nian-mind/

http://journal-neo.org/2015/02/02/rus-d ... ya-i-ssha/
pejuhesh232
 
پست ها : 4531
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

شروع حذف اسكناس، و جايگزين شدن طلا و نقره براى مبادلات مالي

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه آپريل 12, 2016 8:25 am

شروع حذف اسكناس، و جايگزين شدن طلا و نقره براى مبادلات مالي


دولت و بانک مرکزی آمریکا، به دلیل افزایش میزان استقراض دیگر توانایی ایجاد نقدینگی جدید را ندارد و به زودی سیستم‌های مالی و پولی آن‌ها مختل خواهد شد. اگر این اتفاق رخ دهد، بانک‌ها نیز از خطر ورشکستگی در امان نخواهند بود و به این دلیل برنامه حذف اسکناس را دنبال می‌کنند.

به نقل فارس از اینترنشنال من، آمریکا روی طرحی کار می‌کند که به استفاده از پول کاغذی(اسکناس) پایان دهد و سیستمی را جایگزین کند که در آن تمامی تراکنش‌های مالی به شکل الکترونیکی(یا با استفاده از کارت‌های پلاستیکی و یا با استفاده از تلفن‌های همراه) انجام شوند.

جف توماس نویسنده مقاله می‌گوید: این بدان معنی است که اگر این برنامه بتواند به طور کامل موفق شود، افراد بدون عملیات بانکی توسط کارت یا تلفن خود، قادر به خرید حتی یک آب نبات هم نخواهند بود.

در ظاهر، این اقدام مناسب است، اما این نتیجه‌گیری کوته‌بینانه به نظر می‌رسد. در بلندمدت این بدان معنی است که امکان هیچ تجارتی بدون تراکنش بانکی وجود نخواهد داشت.

در این صورت این امکان برای بانک‌ها فراهم می‌شود که خرج کردن پول را به عنوان امتیاز به مشتریان خود عرضه کنند و در واقع از مشتریان خود در قبال خرج کردن پولشان کارمزد بگیرند. همچنین در این صورت انگیزه پس انداز کردن از بین می‌رود چراکه با گذر زمان پول سپرده‌گذار با کاهش ارزش مواجه می‌شود.

اما پیامدهای این طرح به اینجا ختم نمی‌شود، بلکه از آنجاکه بانک این اختیار را خواهد داشت که اجازه‌ هرگونه تراکنش مالی را صادر کند یا نکند، سپرده‌گذار به طور مجازی برده‌ بانک می‌شود.

علاوه بر این، دولت با این طرح می‌تواند گرفتن مالیات را با بررسی حساب‌ها مرتبط کند(چراکه دولت به تمامی تراکنش‌های پولی صاحبان حساب دسترسی دارد و بنابراین می‌تواند به طور یکجانبه میزان مالیات را تعیین کند)

حذف پول نقد که می‌تواند بین افراد منتقل شود، تا حدود زیادی به معنای پایان آزادی پولی خواهد بود.

دولت آمریکا در تلاش است تا در سریع‌ترین زمان ممکن دلار کاغذی را کنار بگذارد.

*چرا تا این حد اورژانسی؟

پاسخ این است که دولت و بانک مرکزی آمریکا، به دلیل افزایش میزان استقراض دیگر توانایی ایجاد نقدینگی جدید را ندارند و به زودی سیستم‌های مالی و پولی آن‌ها مختل خواهد شد. اگر این اتفاق رخ دهد، بانک‌ها نیز از خطر ورشکستگی در امان نخواهند بود.

اما چنانچه بانک‌ها تمامی پول خود را به شکل الکترونیکی نگه‌داری کنند و دیگر امکان خارج کردن منابع از بانک به شکل کاغذی، برای نگه‌داری در تشک‌ها، وجود نداشته باشد، سپرده‌گذاران همواره از بانک‌ها راضی خواهند بود و به هیچ عنوان دوست ندارند که اوضاع بانک‌ها وخیم شود و به سمت ورشکستگی حرکت کنند، چراکه اگر سیستم بانکی ورشکسته شود، تمامی منابع سپرده‌گذاران نیز از بین خواهد رفت.

*طلاهای تگزاس

اتفاقات تازه‌ای درحال رخ دادن است که نشان از آن دارد که کنارگذاشتن پول کاغذی شروع شده‌است. ایالت تگزاس به تازگی قانونی برای ایجاد یک ذخیره طلا و روشی برای برقراری مبادلات به وسیله فلزات گرانبها، به تصویب رسانده‌است.

(قانون ایالتی آمریکا، فصل اول، بخش دهم: «هیچ ایالتی حق ندارد ... هیچ چیزی را به جز طلا و نقره در عوض بدهی‌ها بپردازد ...» بنابراین از آنجا که هیچ ایالتی اجازه خلق پول ندارد تنها می‌تواند از طلا و نقره استفاده کند)

طبق قانون جدید ایالت تگزاس، صاحبان حساب می‌توانند با استفاده از سیستم الکترونیکی به حساب دیگران پرداخت نمایند.(بخشی از دارایی‌های طلای خود از ذخیره طلا را به حساب دیگری واریز نمایند)

اگر این قانون طبق آنچه گفته شد اجرایی شود، به انحصار فدرال رزرو را در خلق پول پایان می‌دهد و همچنین پایانی بر طرح جدید بانک‌ها برای کنترل تمامی پول‌ها خواهد بود.

هر فردی که سقوط پول کاغذی را مشاهده کند، می‌تواند منابع خود را از بانک‌ها خارج کند و طلا خریداری نماید. اگر این قانون در دیگر ایالت‌های آمریکا نیز تصویب شود، هر ایالت می‌تواند از نظر اقتصادی از بانک مرکزی مستقل باشد.

به این ترتیب آیا برای همه‌ مردم آمریکا راهی برای خلاصی از حذف پول نقد ایجاد می‌شود؟این طور به نظر نمی‌رسد.

همه می‌دانند که دولت آمریکا به طور قطع این قانون تگزاس را تحمل نخواهد کرد، گرچه شاید مشخص نباشد که دولت از چه روشی برای مقابله با آن استفاده خواهد کرد و یا چگونه عمل خود را توجیه خواهد کرد. اما دولت باید پیش از آنکه این قانون اجرایی شود، راهی برای ضربه زدن به آن پیدا کند.

شاید دولت اعلام کند که از آنجا که این قانون در پی تجزیه طلبی پولی است مورد قبول نیست.(حتی با این وجود که تگزاس، اگر بخواهد حق قانونی کنار رفتن از دولت فدرالی را دارد) یا اینکه ذخیره طلا می‌تواند پول مورد علاقه‌ی تروریست‌ها باشد و به همین دلیل اگر به تگزاس اجازه داده شود که یک ذخیره طلا و ایجاد حساب برمبنای آن داشته باشد، این ایالت به مرکز تروریسم آمریکا تبدیل خواهد شد.

به هرحال انتظار می‌رود که فشاری غیرقابل چشم‌پوشی از سوی دولت برای جلوگیری از اجرای این قانون در تگزاس اعمال شود.

اما اگر چند ایالت دیگر نیز قانونی که تگزاس تصویب کرده را تصویب کنند چه می‌شود؟ اگر تمامی مردم آمریکا متوجه بشوند چه اتفاقی قرار است رخ دهد و راه نجات خود را در استفاده از فلزات گرانبها بیابند چه؟ در این صورت اتحاد ایالات متحده به عنوان یک کشور زیر سئوال خواهد رفت.

برای اطمینان به بررسی تلاش‌های دیگر کشورها در حذف پول کاغذی می‌پردازیم که مجموعه‌ای از راه‌حل‌ها را نشان می‌دهد. بررسی این تلاش‌ها نشان از آن دارد که بدون تردید استفاده از طلا در تمامی آن‌ها نقشی اساسی در کنترل دارایی‌های افراد دارد.

*طلای جهانی

در سال‌های اخیر تعداد معدودی شرکت ایجاد شده‌اند که هدف آن‌ها ایجاد یک ذخیره طلا به همراه ایجاد امکان مبادله‌ آن از شخصی به شخص دیگر، به گرم، به همان روشی که بانک‌ها برای پول انجام می‌دهند، بوده‌است.

برخی از آن‌ها به دلیل اینکه سرمایه‌داران اصلی‌شان از منابعی که جمع‌آوری کرده بودند، برای اهداف دیگری استفاده کرده‌اند، با شکست مواجه شدند. برخی دیگر از آزار و اذیت دولت آمریکا به ستوه آمده و کنار رفته‌اند و برخی دیگر نیز با حملات قانونی دولت از بین رفته‌اند اما برخی نیز به کار خود ادامه داده‌اند.

(یک گرم طلا در حال حاضر دست کم 40 دلار آمریکا ارزش دارد و بنابراین بانک‌های ذخیره طلا برای خریدهای زیر 40 دلار کارایی ندارد و همچنان برای خریدهای روزمره مانند خوراکی و بنزین به بانک‌های معمولی نیاز است)

با این حال اگر فرض کنیم بانک‌های معمولی حاضر به پذیرش پول از سوی بانک‌های ذخیره طلا هستند، بخش عمده‌ی دارایی‌های مردم می‌تواند در بانک‌های ذخیره طلا بماند و مبادلات روزمره نیز می‌تواند توسط سیستم بانکی معمول انجام شود.

تا زمانی که دارایی‌های مردم بدین شکل نگهداری شود، که البته در حال حاضر اینطور نیست، برخلاف زمانی که تمامی دارایی‌های مردم در بانک نگهداری شود، بخش عمده دارایی‌های مردم از خطر کنترل و مصادره توسط بانک‌ها در امان خواهد بود.
pejuhesh232
 
پست ها : 4531
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

نشانه های ثروتمند نشدن و نشانه های خیر دیدن از ثروت

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه آپريل 24, 2016 9:23 pm

هفت نشانه که از ثروتمند نشدن شما خبر می‌دهند
×
و هشت نكته براى توسعه معيشت و خير ديدن از ثروت


به اعتقاد میلیونر خودساخته استیو سیبولد، برخلاف باور عمومی، همه برای کسب ثروت از موقعیت های برابر برخوردارند. اما آیا شما می توانید از این فرصت ها استفاده کنید و ثروتمند شوید؟
برای اینکه بتوانید شانس خود را برای پولدار شدن ارزیابی کنید،

در ادامه به معرفی 7 نشانه می پردازیم که باید از آنها به شدت پرهیز کنید چرا که نشان از پولدار نشدن شما دارند!

البته هیچکس قادر به پیش بینی آینده نیست،

اما انتخاب های ما در زندگی می تواند روند احتمالی آینده را تعیین کند.

هر یک از موارد و انتخاب های زیر می توانند حرکت شما به سمت ثروت را کند کنند.
همچنين 8 نكته كليدي را بايد رعايت كنيد تا ضمن توسعه معيشت؛ بتوانيد زندگي خود را با بركت و نورانى نگهداريد


1- باورتان این است که امکان ندارد پولدار شوید
سیبولد می گوید افراد عادی باور دارند که موهبت ثروتمند شدن فقط به عده ای آدم خوش شانس اعطا شده است.

واقعیت این است که در کشورهای سرمایه داری، همه افراد حق دارند ثروتمند باشند به شرطی که علاقه ای به آن داشته باشند.
از خودتان بپرسید: "چرا من نه؟ " بعد بزرگ فکر کنید. آدم های پولدار توقعات بزرگی دارند. به مبالغ و درآمد های بزرگ فکر کنید


2- بیش از حد استطاعت خود خرید می کنید
اگر بیش از استطاعت خود خرج کنید، هرگز پولدار نمی شوید.

حتی اگر درآمدتان افزایش یافت یا به هردلیلی پاداشی دریافت کردید، زود آن را برای خرید وسایل غیر ضروری که به نظرتان با کلاس! می آید خرج نکنید.
گرنت کاردون میلیونر می گوید: من تا زمانی که کسب و کارها و سرمایه گذاری هایم به درآمد فراوان دست نیافته بودند، به سراغ خرید اتومبیل یا ساعت های لوکس نرفتم.

هنوز همان تویوتا کمری را می راندم. سعی کنید شما را برای حرفه تان بشناسند نه با قدرت خریدتان.

3- آنچه پس از مخارج برایتان باقی می ماند را پس انداز می کنید
اگر قصد پولدار شدن دارید، اول پس انداز کنید.

دیوید باخ در کتاب خود، ثروتمند خودکار، می نویسد: مردم به محض کسب درآمدی حتی یک دلاری اول آن را به بقیه پرداخت می کنند.

اول اجاره خانه، قسط های کارت های اعتباری، قبوض تلفن و مالیات و غیره را پرداخت می کنند.
به جای اینکه اول خرج کنید و بعد هر آنچه باقی مانده را پس انداز کنید، اول مبلغی را پس انداز کنید.

حداقل 10% درآمد خالص خود را طی روندی خودکار به حساب پس اندازتان منتقل کنید. به این نحو هرگز آن 10 درصد را نمی بینید و یاد می گیرید بدون آن زندگی کنید.

4- بیشتر بر روی پس انداز تمرکز می کنید تا بر روی کسب درآمد
پس انداز برای ثروتمند شدن ضروری است، اما نباید آنقدر روی پس انداز تمرکز کنید که یواش یواش درآمد را فراموش کنید. آدم های پولدار روی کسب درآمد تمرکز می کنند.
سیبولد می گوید مردم عادی آنقدر روی پس انداز به انواع و اقسام روش ها تمرکز می کنند که فرصت ها را از دست می دهند.
قطعا نباید پس انداز را فراموش کنیم، اما اگر می خواهید تفکری مانند افراد ثروتمند داشته باشید باید دست از نگرانی در مورد بی پول شدن بردارید و تلاش خود را روی کسب درآمد بیشتر معطوف کنید.
بعضی افراد معتقدند اینکه چقدر درآمد دارید مهم نیست، اینکه چه مقدار آن را پس انداز می کنید مهم است.

اما خاطرمان باشد پس انداز نباید بهانه ای برای بی توجهی به کسب درآمد کامل و در حد توانمان باشد.

برای پس انداز ، عاقلانه است که ابتدا راهی برای درآمد پیدا کنیم!

روند مشترک بین میلیونرها این است که آنها منابع متعددی برای کسب منابع مالی برای خود می سازند و از عادات هوشمندانه ای برای پس انداز برخوردارند.

5- به درآمد ثابت ماهیانه قانع هستید
مردم عادی به دریافت حقوقی ثابت بر اساس ساعات کارکرد راضی هستند، عادتی که افراد ثروتمند را به تعجب وامی دارد.

افراد ثروتمند تمایل دارند بر اساس نتایج درآمد داشته باشند و معمولا کسب و کار خود را اداره می کنند.
سیبولد می گوید: البته منظور این نیست هیچ فرد موفق و ثروتمندی به دنبال شغل ثابت با پرداخت ثابت نیست، اما این کندترین روش رسیدن به ثروت است.

میلیونرهای موفق معمولا کسب و کار خود را اداره می کنند، چرا که آن را سریعترین راه برای کسب ثروت می دانند.
آدم های پولدار به راه اندازی کسب وکار های جدید و درآمد بیشتر فکر می کنند،

در حالیکه آدم های عادی سعی می کنند با حفظ شغلی که درآمدی متوسط و افزایش حقوقی سالیانه دارد آینده مالی متوسطی برای زندگی خود تضمین کنند.

6- سرمایه گذاری نمی کنید
یکی از موثرترین روش های کسب درآمد بیشتر در طول زمان، سرمایه گذاری است

و هر چه زودتر این روند را آغاز کنید نتایج بهتری خواهید گرفت.
رامیت ستی در کتاب خود موسوم به "به شما ثروتمند شدن را می آموزم" می نویسد
بطور میانگین، افراد ثروتمند 20% درآمد سالیانه خود را در برنامه های مختلف سرمایه گذاری می کنند.

ثروت این افراد با مقدار درآمد سالیانه شان اندازه گیری نمی شود. ثروت این گروه با میزان پس انداز و سرمایه گذاریشان برآورد می شود.
هر چه میزان پولی که وارد سرمایه گذاری می کنید بیشتر باشد بهتر است. اما حتی مقادیر کم هم به تدریج تغییر قابل توجهی ایجاد خواهد کرد.

7- هدفی برای خود تعریف نکرده اید
پول خودبخود وارد زندگی شما نمی شود، باید برای به دست آوردن آن تلاش کنید.

اگر قصد ثروتمند شدن دارید، باید هدفی مشخص و واضح برای خود تعریف کنید و سپس برنامه مالی لازم را برای دستیابی به آن تدوین کنید.

این کار نیاز به تمرکز، شهامت، دانش و تلاش دارد – اما بدون هدف مشخص و چشم اندازی واضح هیچکدام از اینها به نتیجه نخواهد رسید.

دلیل اصلی که مانع دستیابی اکثر مردم به خواسته هایشان می شود این است که نمی دانند واقعا به دنبال چه هستند!

آدم های پولدار کاملا مطمئنند که هدفشان در کسب ثروت چيست.

اگر مي خواهيد به توسعه معيشت رسيده و مكنت شما استمرار داشته و از ثروت خود خير ببينيد اين 8 نكته را ملتزم باشيد


8- به دنبال درآمد حلال و طيب باشيد

9- هر روز مقدار ولو كمى را انفاق كنيد

10- صبح زود بدنبال رزق برويد:

و اگر مراكز تجاري معاملات فعال نيست، شما آنوقت را به رسيدگي امور مالي و بررسي و كنترل برنامه كسبي و شغليتان اختصاص دهيد


11- همواره از خداوند راضي و به حكم الهى تسليم باشيد

12- همواره شاكرنعمات الهي بوده و با ياد هر نعمت الهى سجده شكر بجاى اوريد

13- بسيار استغفار كنيد

14- از خواب بين الطلوعين پرهيز كنيد

15- هدف از كسب و درآمد؛ مديريت زندگي دنياي تان در مسير آخرت باشد.
pejuhesh232
 
پست ها : 4531
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

بيل گيتس: مرغداري (با چند مرغ) بهتر از داشتن رايانه است!

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه جولاي 14, 2016 8:18 pm

بيل گيتس رئيس ميكروسافت:
براى فقرزدايي؛ مرغداري (با چند مرغ) بهتر از داشتن رايانه است!


ثروتمندترین مرد جهان و موسس کمپانی مایکروسافت، دوران میان سالی خود را صرف نجات دنیا از فقر و بیماری ها کرده است. وی تلاش می کند تا سطح زندگی مردم را بالاتر برده و فقر را ریشه کن کند و از نگاه او، مرغ ها راه حل نهایی هستند.

Image

روز گذشته، وی در مرغداری طبقه شصت و هشتم یک آسمان خراش در نیویورک حاضر شد و از همکاری اش با Heifer International خبر داد. Heifer International سازمانی خیریه است که به خانواده های فقیر در سراسر جهان، انواع احشام را می بخشد.

بنیاد گیتس و سازمان نام برده قرار است ارسال مرغ ها را تسریع بخشند و برای شروع، گیتس با 100 هزار مرغ کار خود را آغاز می کند. چندی پیش نیز وی در وبلاگ شخصی خود از دلیل علاقه مندی اش به مرغ ها گفت.

گیتس معتقد است که بزرگ کردن مرغ ها، یک سرمایه گذاری مطمئن است، چرا که آن ها مرتبا تخم گذاری کرده و تکثر می یابند. خانواده هایی که اقدام به رشد و نگهداری از مرغ ها می کنند، می توانند مصارف بالایی داشته باشند. استفاده از گوشت (چه مصرف و چه فروش)، فروش مرغ زنده، استفاده از تخم آن ها و… می تواند به اقتصاد خانواده ها کمک کرده و هزینه های اساسی را تامین کند.

آن ها ارزان هستند، مراقبت کردن از مرغ ها خیلی سخت نیست و حتی زن ها می توانند در جوامع ضعیف تر از این فرصت استفاده کرده و کارآفرینی کنند. گیتس می گوید که این تجارت اصولا زنانه است، چرا که عمدتا مرغ ها حوالی خانه زندگی می کنند و زنان خانه دار به خوبی می توانند این وظیفه را بر عهده گیرند.

کسی که 8 تا 10 مرغ داشته باشد، طی سه ماه می تواند تعداد احشام خود را به 40 رسانده و هر کدام از مرغ ها را با قیمت 5 دلار بفروشد و تقریبا سالانه 1000 دلار درآمد داشته باشد در حالی که خط فقر در آفریقا زیر 700 دلار در سال اعلام شده.

Pierre Ferrarri، مدیرعامل Heifer International می گوید که با همکاری گیتس، چندین کشور را برگزیده اند تا مرغ ها را برای شان ارسال کنند. بیشتر این کشورها در آفریقا، آمریکای مرکزی و آسیا واقع شده اند ولی نامی از آن ها برده نشد.

مسئله بعدی آموزش هایی است که با همکاری دولت کشورهای مورد نظر به کشاورزان، دامداران و خانواده های فقیر داده می شود. این افراد عمدتا نمی دانند که چگونه باید دسته بزرگی از احشام را به خوبی تغذیه کرده و از آن ها مراقبت کنند. گیتس امید دارد که با گذشت زمان، مردم بتوانند خودشان را از دامن فقر بیرون کشیده و به تجارت های هر چند کوچک بپردازند.
pejuhesh232
 
پست ها : 4531
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

عارنداشتن از هر كار سالم = اغذيه فروشى وارث سلطنت ايتاليا

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه جولاي 22, 2016 2:23 pm

عارنداشتن از هر كار سالم = اغذيه فروشى وارث سلطنت ايتاليا


شفقناافغانستان- یکی از آخرین جاهایی که شاید بتوانید یک شاهزاده ایتالیایی واقعی را پیدا کنید در خیابان های لس آنجلس باشد که تلاش می کند شانس زندگی اش را در کسب و کار غذاهای سیار آمریکایی پیدا کند.

Image

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا زندگی؛ نام او امانوئل فیلیبرتو است و تنها وارث مرد شاه تبعیدی ایتالیایی، امبرتو دوم از خاندان ساووی است. می گوید شش ماه پیش در پی یک آگهی به لس آنجلس آمدم و متوجه شدم درجای جای این شهر غذاهای متنوع مکزیکی و آسیایی به فروش می رسد. از خودم پرسیدم چرا من این کار را امتحان نکنم، یک کامیون غذا با پاستاهای ایتالیایی تازه که همه جای دنیا طرفداران بسیاری داد؛ بنابراین یک کامیون غذا تهیه کرد، آن را نقاشی کرد و نامش را «شاهزاده ونیز» گذاشت.

Image

Image

فیلیبرتو می گوید از اینکه این همه ماشین های غذای سیار زیبا و رنگارنگ وجود دارد و هیچکدامشان غذاهای ایتالیایی در منوی خود ندارند به وجد آمده بود؛ بنابراین با یک آشپز شروع کرد به گشتن در گوشه و کنار لس آنجلس و فروختن غذاهایی مثل فتوچینی با میگو و حلزون یا لینگوینی با قارچ دنبلان تنها به قیمت 15 دلار.

جالب است بدانید که خاندان ساووی از سال 1861 تا 1946 بر ایتالیا سلطنت کرد؛ اما امانوئل فیلیبرتو در ژنو به دنیا آمد و بزرگ شد و تنها در سال 2002 بود که ایتالیا را به چشم خود دید آن‌هم بعد از تغییر قوانین که اجازه می داد اعضای خانواده های سلطنتی تبعیدشده به این کشور بازگردند.

او پیش از راه انداختن کسب و کار خوردوخوراک سیار گاهی در برنامه های تلویزیون ایتالیا شرکت می کرد اما به نظر می رسد که حالا ترجیح می دهد به صنعت غذا وارد شد. خودش می گوید ماشین غذایش به پدیده ای در لس آنجلس تبدیل شده است. آمریکایی ها دوست دارند سریع غذا بخورند یا وعده ناهارشان را در پارک یا کنار ساحل بگذرانند. شرط می بندم هیچ جای دیگری در آمریکا نتوانید از دست یک شاهزاده ایتالیایی غذای به این خوشمزگی بگیرید.
pejuhesh232
 
پست ها : 4531
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

روستای نمونه کشوری در زمینه اقتصاد مقاومتی

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه آگوست 04, 2016 11:58 am

روستای نمونه کشوری در زمینه اقتصاد مقاومتی


ه گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ روستای «فارفان» واقع در بخش «جرقویه» در شرق استان اصفهان روستای نمونه کشوری در زمینه اقتصاد مقاومتی شناخته شده است. اهالی این روستا در همین زمینه اقدام به پرورش ماهی، گاو، بوقلمون، بلدرچین، شتر، شتر مرغ، کشت قارچ، میوه ها، گیاهان گلخانه ای، کنجد و دیگر محصولات کشاورزی نموده اند.


Image Image
Image Image
Image Image
Image Image
Image Image
pejuhesh232
 
پست ها : 4531
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

رفع كم ابي و نياز مصرف و كشاورزي با اب شيرين كن اتمي؟

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه آگوست 12, 2016 11:08 pm

رفع كم ابي و نياز مصرف و كشاورزي با اب شيرين كن اتمي؟


سرویس اقتصاد مشرق - واقعیت این است که اولین و مهمترین بحرانی که در ده سال آینده ایران با آن روبرو خواهد شد، که البته در بیشتر مناطق کشور همین حالا هم این بحران به وضوح زنگ خطر را به صدا درآورده و مردم با گوشت و پوست خود آن را حس می‌کنند، بحران کمبود آب و خشک‌سالی است. اما شاید این سوال پیش بیاید که بحران آب چه ربطی به تاخیر در فعالیت‌های هسته‌ای صنعتی دارد؟ و چرا غرب به دنبال خاموش کردن موتور صنعت هسته‌ای ماست؟

به عنوان شخصی که در چندین دانشگاه بزرگ آمریکا و اروپا فعالیت داشته و امروز هم در یکی از مراکز بزرگ علمی اروپا مشغول به تحقیق و تدریس هستم، تصمیم گرفتم که در این یادداشت، از آرزوهای غرب که مایلم آن را "نهال خشک‌سالی" بنامم، سخن گفته و جهت تنویر افکار عمومی، پرده از این واقعیت بردارم که چرا غرب با یک عملیات تأخیری به دنبال آن است تا فعالیت‌های صنعتی هسته‌ای را محدود کنیم، و اینکه این امر چگونه می‌تواند کشور را تا عمق خشک‌سالی پیش ببرد؟

در این یادداشت سعی می‌شود که موضوع به زبان ساده و به دور از پیچیدگی‌های مرسوم علمی و دیپلماتیک تشریح گردد.

در طول دو سال گذشته، پس از توافق ژنو، من به طور پیوسته در حالی که در بین مراکز مختلف علمی اروپایی و آمریکایی در رفت و آمد بودم و اوقات فراغت را در خیابان‌های دو سه کشور قدم زده و به دنبال جواب سوال‌های فوق می­‌گشتم، سرانجام سرنخی که من را به پاسخ این جواب‌ها هدایت کرد، در یک میوه فروشی پیدا کردم!

با گشت و گذار کوتاهی در فروشگاه‌های مواد غذایی اروپا، به دفعات زیاد می‌توان محصولاتی را دید که روی بسته‌بندی آنها، کشور تولید کننده را اسرائیل درج کرده است. اما سوالی که من را به جواب‌های دیگر هدایت کرد این بود که چطور ممکن است که در محدوده جغرافیایی‌ای که در عرف کشورهای غربی به عنوان اسرائیل شناخته می­‌شود و از لحاظ مساحت، حدود بیست هزار کیلومتر مربع یعنی تقریبا به اندازه استان زنجان در ایران می­‌باشد، حدود ده میلیون نفر( همراه با فلسطینیان کرانه باختری رود اردن) زندگی می‌­کنند در حالی که هم برای مصرف خوراک این مردم، محصولات کشاورزی تولید می­‌کنند و فراتر از آن، مازاد آن را به کشورهای دیگر می‌فروشند و درآمد کسب می‌کنند؟

باید توجه داشت که بیش از شصت درصد از مساحت سرزمین‌های اشغالی بیابانی و نیمه بیابانی است و اولین چیزی که به ذهن خطور می‌کند این است که با وجود اینکه حتی یک رودخانه بزرگ هم در این کشور وجود ندارد، پس مشکل آب شرب و کشاورزی در رژیم صهیونیستی را چگونه حل کرده‌اند؟ چطور با وجود این همه بیابان و خشک‌سالی مفرط در خاورمیانه، محصولاتی با این کیفیت که همگی محصولاتی هستند که به آب فراوان نیاز دارند، تولید کرده و به سایر نقاط دنیا صادر می‌کنند؟

مسئله زمانی جالب‌تر و گیج‌کننده می­‌شود که توجه کنیم این رژیم تا پنجاه سال پیش برای تضمین تامین آب شرب خودش، سرزمین‌های جنوب لبنان و بلندی‌های جولان سوریه را اشغال کرد تا به سرشاخه‌های دو رودخانه فصلی تسلط کامل داشته باشد! اما امروزه با کمال تعجب شاهد آن هستیم که آنها در صحرای بی‌آب و علف نقب در قلب سرزمین‌های اشغالی، در بر بیابان، واحدهای پرورش ماهی احداث کرده‌­اند و طبق آمار شرکت‌های فعال در این زمینه، سود بسیاری هم از فروش محصولات شیلات خود برای مصرف داخلی، و صادرات مازاد آن به سایر کشورهای دنیا کسب می‌کنند!

با اندکی جستجو در منابع مختلف، متوجه شدم که اسرائیل یکی از بزرگترین نیروگاه‌های هسته‌ای آب شیرین‌کن دنیا را در کنار دریای مدیترانه در منطقه­ سورک (Sorek) احداث کرده است که ظرفیت شیرین‌سازی 624 هزار متر مکعب آب در روز را دارد (هر متر مکعب هزار لیتر آب است) که معادل با حدود 230 میلیون مترمکعب در سال می‌­باشد (طرح اولیه برای 150 میلیون متر مکعب آب برنامه‌ریزی شده بود که در طرح نهایی به 230 میلیون متر مکعب ارتقا پیدا کرد).

Image

تاسیسات آب‌شیرین‌کن سورِک در 15 کیلومتری جنوب تل‌آویو در اکتبر سال 2013 عملیاتی شد و روزانه توانایی املاح‌زدایی 624 هزار متر معکب آب دریا را داراست که بزرگترین نیروگاه املاح‌زدایی در کل دنیا محسوب می‌شود. ساخت این نیروگاه از ژانویه 2011 آغاز و با هزینه 400 میلیون دلار معادل 1200 میلیارد تومان به اتمام رسید.

برای درک بیشتر موضوع ابتدا باید بفهمیم که 230 میلیون متر مکعب آب در سال یعنی چقدر؟ به عنوان مثال، سد امیرکبیر که به همراه سد لتیان، منابع اصلی تأمین آب آشامیدنی و زراعی تهران می­‌باشند را در نظر می‌گیریم که در مجموع چیزی در حدود 290 میلیون متر مکعب آب (برابر با 290 میلیارد لیتر) در پشت مخازن خود دارند که تازه از این مقدار آب، در طول سال حداکثر تا 65% از ظرفیت آنها مصرف می‌­شود. به عبارتی، بخش اعظم آب استان تهران و استان البرز با جمعیتی در حدود 15 میلیون نفر که عمدتاً از این دو سد تامین می‌شود، چیزی در حدود 250 میلیون مترمکعب در سال است که دقیقا برابر است با ظرفیت یکی از این نیروگاه‌های آب شیرین کن هسته‌ای! که البته با ارقام جمعیتی در سرزمین‌های اشغالی هم‌خوانی دارد و نشان می‌دهد که یک نیروگاه آب‌شیرین‌کن از این نوع می‌تواند (در بدترین حالت) برای مصرف حداقل ده میلیون نفر آب آشامیدنی و زراعی کافی تولید کند! به طور خلاصه رژیم صهیونیستی از روش آب‌شیرین‌سازی، بیش از نیمی از آب مورد نیاز بخش‌های صنعتی و کشاورزی و آشامیدنی خود را به دست می‌آورد و این در حالی است که در یکی از خشک‌ترین مناطق دنیا واقع شده است.

Image

اکنون به ادامه بحث خود برمی‌گردیم و اینکه چرا عدم حرکت در مسیر ساخت چنین نیروگاه‌هایی برای منافع ملی ایران حکم زهر را دارد که به آرامی کشور را دست‌خوش نا آرامی کرده و شاید تا آستانه جنگ پیش خواهد برد.

با توجه به بحران آب در کشور و خشک‌سالی روزافزون که ناشی از تغییرات اقلیمی منشعب از اثرات گلخانه‌ای می‌­باشد، نیاز آب کشور روز به روز بیشتر شده است. هم اکنون مناطق وسیعی از کشور با پدیده بیابان‌زایی که بخشی از آن حاصل حرکت شن‌های روان و بادهای تند می‌باشد، دست به گریبان هستند و قسمت عمده‌ای از گرد و غباری که در ده سال اخیر هر تابستان و زمستان در مناطق غربی و جنوبی کشور مجال نفس کشیدن را از هموطنان‌مان گرفته است، ناشی از همین پدیده و خشکیِ خاک می‌باشد. در حالی که ما در ایران با داشتن منابع بی‌نظیر، تنها و تنها به خاطر سوءمدیریت، فرصت‌ها را از دست می‌دهیم، این رژیم با مساحت بسیار کوچک، در حال برنامه‌ریزی برای استقرار جمعیتی بیش از 20 میلیون نفر می‌باشد و از یهودیان سراسر جهان هر ساله دعوت می‌کند که به سرزمین‌های اشغالی مهاجرت کنند و برای این کار، زیرساخت‌های لازم را نیز فراهم آورده است.

سوال: در این شرایط ما چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟

در قسمت جنوبی ایران، از سواحل ایران در منتهی‌الیه جنوب استان سیستان و بلوچستان در دریای عمان و چابهار، تا مرز غربی ایران با عراق و سواحل خلیج فارس در خرمشهر، ایران دارای بیش از دوهزار کیلومتر مرز دریایی می‌باشد. اگر و تنها اگر سه نیروگاه آب شیرین کن هر یک با ظرفیت 500 هزار متر مکعب تصفیه در روز، یکی در محدوده چابهار، دومی در محدوده میناب در استان هرمزگان و سومی هم در همین نیروگاه بوشهر که اکنون نیروگاه اتمی آن در حال تولید برق هسته‌ای می‌باشد، احداث گردد، با انرژی حاصل از خود این نیروگاه‌ها، نه تنها آب آشامیدنی به راحتی تولید خواهد شد، بلکه آب کشاورزی نیز به میزان بسیار بیشتر و با صرف هزینه و انرژی کمتری، تولید شده و با انرژی حاصل از همین نیروگاه‌ها به راحتی به عمق دویست کیلومتری داخل استان‌های مرکزی پمپاژ خواهد شد.

برای مثال اگر نیروگاه اول در چابهار احداث گردد، هر هزار لیتر آب در حدود 1800 تومان هزینه خواهد داشت و به ازای پمپاژ تا ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان که از سطح دریا حدود 504 متر ارتفاع دارد، به ازای هر متر مکعب (هزار لیتر آب)، هزینه پمپاژ با برق هسته‌ای چیزی در حدود 500 تومان خواهد بود که در مجموع آب آشامیدنی و البته کشاورزی با قیمتی در حدود 3000 تومان برای هر متر مکعب به عمق دویست کیلومتری داخل خاک ایران پمپاژ شده و البته مناطق بین راه را نیز آبیاری خواهد کرد.

نیروگاه دوم نیز می‌تواند از میناب تا کهنوج به همین ترتیب آب‌رسانی کرده و مناطق و نواحی بین این دو شهر را نیز آبیاری کند. نیروگاه سوم نیز به همین منوال می‌تواند فواصل بین استان‌های بوشهر و فارس تا شیراز را آبرسانی کند. اگر نواحی جنوبی کشور که به این طریق آبیاری می‌شوند را با هم جمع کنیم در نهایت منطقه‌ای به وسعت بیش از سیصد هزار کیلومتر مربع که برابر با وسعت کشور آلمان است را در جنوب ایران می‌توان آبرسانی کرد و تمام این اتفاقات تنها با استفاده از نیروگاه‌های آب شیرین کن که با انرژی هسته‌ای کار می‌کنند توجیه اقتصادی خواهد داشت.

Image

برای مقایسه بهتر، هزینه شیرین‌سازی آب دریا از طریق نیروگاه‌های برق هسته‌ای و هزینه تولید آب در نیروگاه سورک در رژیم صهیونیستی را در اینجا بررسی می‌کنیم. بنا به آمار شرکت آب‌رسانی اسراییل که وظیفه تهیه و توزیع آب در درون خاک فلسطین اشغالی را بر عهده دارد، هر مترمکعب آب در نیروگاه سورک نیم دلار و هزینه پمپاژ آن تا مناطق داخلی سرزمین‌های اشغالی تا ارتفاع 500 متر از سطح دریا، بیست سنت می‌باشد. به عبارتی هر متر مکعب آب از تولید تا مصرف، هفتاد سنت و حداکثر یک دلار هزینه در بردارد که برابر است با سه هزار تومان!!!

لازم به ذکر است که نیروگاه آب شیرین کن سورک با هزینه‌ای برابر با چهارصد میلیون دلار در مدت زمان سه سال از سال 1389 تا سال 1392 احداث و به بهره‌برداری رسیده است. این یعنی در داخل کشور هم منابع مالی لازم برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها وجود دارد و هم نیاز مبرم و لذا تنها حلقه مفقوده، مدیریت قوی و به گفته رهبری، مدیریت جهادی می‌باشد.

فواید این طرح چیست؟

1- رفع مشکل کم‌آبی و بی‌آبی مناطق جنوبی کشور که این مناطق بیش از نقاط دیگر کشور با مشکل آب شرب روبرو هستند.

2- با توجه به جمعیت جوان کشور و اینکه صدها هزار نفر در ایران در سن ورود به بازار کار قرار دارند و بخش قابل توجهی از آنها هم تحصیلات دانشگاهی در رشته‌های مربوط به کشاورزی کسب کرده‌اند، می‌توان در صورت داشتن آب شرب و کشاورزی ارزان قیمت، ضمن از بین بردن بخش بزرگی از معضل بیکاری این مناطق را به قطب کشاورزی کشور تبدیل نمود که به طور مستقیم چندین میلیون شغل ایجاد کرده و کشور را به طور قطع از نظر تولیدات کشاورزی نه تنها خودکفا خواهد نمود، بلکه توانایی صادرات مواد غذایی به کشورهای منطقه را نیز فراهم خواهد آورد و اقتدار ایران را به عنوان تامین کننده منابع غذایی کشورهای اطراف، افزایش داده و از این طریق امنیت ملی ما را نیز به میزان چشمگیری بهبود خواهد داد. لازم به ذکر است که اولین چیزی که کشورهای مستقل بر آن تکیه دارند، توانایی تولید محصولات کشاورزی بیش از مصرف داخلی خودشان است.

برای مثال ایالات متحده بیش از سه برابر مصرف داخلی مردم آمریکا که درحدود 330 میلیون نفر می‌باشد، محصولات کشاورزی تولید می‌کند که این یعنی، با تولیدات کشاورزی آمریکا می‌توان حدود یک میلیارد نفر را تغذیه کرد. یا مثلا آلمان و فرانسه و انگلستان نیز بیش از سه برابر نیاز داخلی خود، محصولات کشاورزی و دامپروری و غذایی تولید می‌کنند به نحوی که قیمت گوشت خالص بدون استخوان گوسفندی در این کشورها، در حدود 8 دلار در هر کیلوگرم می‌باشد که با توجه به قدرت خرید مردم، حقوق یک کارمند اداری جزء در حدود دو هزار دلار در ماه است و بنابراین یک فرد متوسط می‌تواند با درآمد خود، بیش از دویست کیلوگرم گوشت تازه بدون استخوان و چربی در ماه تهیه کند. یا مثلا در تمامی کشورهای فوق‌الذکر، قیمت پایه برای یک لیتر شیر تازه و باکیفیت از اندکی کمتر از یک دلار شروع می‌شود که حتی از آب معدنی نیز ارزانتر می‌باشد! لذا با افزایش تولیدات کشاورزی و دامی و غذایی و کاهش هزینه‌های تولید و توزیع، جامعه به محصولات بهتری دسترسی داشته و سلامت عمومی افزایش می‌یابد.

3- مردمی که در این مناطق کار خواهند کرد و از راه کارهای کشاورزی در این مناطق درآمد کسب می‌کنند، به دلیل اینکه رزق و روزی آنها به امنیت منطقه بستگی دارد، به طور خودکار تأمین امنیت جنوب کشور را در دست خواهند گرفت و راه را برای گروه‌هایی که مخل نظم و امنیت این مناطق هستند، مسدود خواهند کرد و انگیزه اندک افرادی هم که در گذشته به دلیل بیکاری و نبود درآمد، جذب این فعالیت‌ها می‌شدند، از بین خواهد رفت و امنیت پایدار بیش از پیش و با هزینه بسیار کمتری حاصل خواهد شد.

4- درصورت ایجاد اشتغال میلیونی در مناطق جنوبی کشور، بسیاری از مردم شهرهای مختلف که در گذشته به تهران یا اصفهان و مشهد و دیگر کلان شهرها مهاجرت کرده و مشکلات خاص شهرنشینی را پدید می‌آوردند، برای کار به جنوب مهاجرت کرده و توزیع متوازن جمعیت در کشور بوجود خواهد آمد.

5- با ایجاد اشتغال و درآمد مناسب از طریق محصولات کشاورزی که خداوند برکت را در آن قرار داده است، جوانانی که تا امروز به علل مختلف که عمدتا اقتصادی بوده است، توانایی یا رغبت به ازدواج یا فرزند‌آوری را نداشته‌اند، با درآمد مکفی تشکیل خانواده داده و به طور اتوماتیک، افزایش جمعیت متناسب با ظرفیت‌های واقعی کشور محقق خواهد شد. اجازه بدهید که این مساله را با یک نمونه عینی ملموس‌تر کنیم.

کشوری مثل آلمان با یک پنجم مساحت ایران، به چند دلیل مهم از جمله برخورداری از منابع آبی سرشار، جمعیتی بالغ بر هشتاد میلیون نفر را در سطح بالایی از استانداردهای زندگی مدیریت می‌کند که بدون وجود آب کافی اگر نگوییم که محال اما به سختی امکان‌پذیر است. واقعیت این است که رابطه مستقیمی میان برخورداری از منابع آب کافی و شکوفایی صنعتی وجود دارد و منابع آبی شرط لازم برای رونق اقتصادی می‌باشند.

6- مشکل گرد و خاک و ریزگردها در این مناطق از بین خواهد رفت یا به نحو چشمگیری کاهش خواهد یافت و از همه مهمتر، سفره‌های زیر زمینی فرصت تجدید آب پیدا کرده و با افزایش تنوع محصولات کشاورزی و آب‌رسانی به مناطق مختلف، محیط زیست نیز از این نعمت بی‌نصیب نخواهد ماند و با افزایش غذا، چرخه حیواناتی که در حال نابودی و انقراض قرار داشته‌اند، مجددا احیا شده و در نهایت فرآیند نابودی محیط زیست که در سال‌های اخیر تشدید شده بود، معکوس شده و نشاط ملی را به ارمغان خواهد آورد.

7- کشور با تولید و صادرات محصولات کشاورزی، از اقتصاد تک‌محصولی رهایی یافته و به تامین‌کننده اصلی غذای کشورهای خاورمیانه و سایر کشورها نیز تبدیل خواهد.

8- با رشد درآمد ملی ناشی از رونق کشاورزی، پول و فرصت‌های بیشتری در کشور برای سرمایه‌گذاری وجود خواهد داشت و می‌تواند زمینه‌ساز معکوس‌سازی روند مهاجرت نخبگان گردد چرا که وقتی پول و منابع طبیعی در کشور در دسترس باشد، به صورت طبیعی خلاقیت‌های شغلی شکوفا شده و به طور همزمان باعث فعال‌سازی ظرفیت‌های بومی و محلی خواهد شد.

مزایا و فواید بسیار بیشتری از آنچه که در این مقاله گفته شد وجود دارد که به طور پشت سر هم اتفاق خواهد افتاد و اقتدار ملی و بین‌المللی ایران را به نحو چشمگیری بهبود خواهد بخشید و در درعرصه داخلی و اجتماعی نیز با حل بخش عمده‌ای از مشکل اشتغال، باعث ایجاد امنیت پایدار و رشد جمعیت مناسب گردیده و رضایت و حمایت ملی را نیز در پی خواهد داشت.

معضلات عدم اجرای این طرح

اما در صورتی که مشکل آب که در حال حاضر بهترین و ارزانترین روش آن از طریق احداث نیروگاه‌های هسته ای آب شیرین‌کن است، حل نشود و توافق هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهانی مانع از احداث مراکز و نیروگاه‌های جدید هسته‌ای از جمله نیروگاه آب‌شیرین‌کن باشد:

1- در ده سال آینده کشور در حالت اغما فرو خواهد رفت و بین شهرهای همجوار که از منابع آب مشترک استفاده می‌کنند تنش و درگیری به وجود خواهد آمد کما اینکه در بعضی مناطق نیز هم اکنون شاهد این ماجرا هستیم که حاصل آن تنش و آشوب و فرار سرمایه و ثبات اقتصادی، مهاجرت به شهرها و تخلیه روستاها خواهد بود که خود مشکلات ثانویه‌ای را نیز در پی خواهد داشت.

2- شرایط اقتصادی و آرامش فکری برای قشر جوان کشور که در سن کار و ازدواج قرار دارد در ده سال آینده فراهم نخواهد شد و روند کاهشی رشد جمعیت کشور شتاب بیشتری خواهد گرفت. در نتیجه جوانان امروز، به افراد میان‌سال عمدتا مجرد در ده سال آینده تبدیل خواهند شد که توانایی تامین مخارج خود را نیز ندارد و هزینه اضافی به جامعه تحمیل خواهد کرد و سایرین نیز رغبتی برای رفتن به دانشگاه و صرف هزینه برای تحصیلاتی که بازار کاری برای آن وجود ندارد، نخواهند داشت.

3- با افزایش خشک‌سالی و نبود آب کافی، پدیده گردوخاک و ریزگردها سلامت عمومی جامعه را تهدید خواهد کرد و باعث شیوع انواع بیماری‌های عمدتا ریوی و تنفسی و سرطانی خواهد گردید که در نهایت هزینه‌های مادی و معنوی زیادی برای کشور ایجاد خواهد نمود.

4- روند فرسایش و نابودی محیط زیست و گونه‌های جانوری تشدید می‌گردد.

5- با کاهش قیمت نفت در نتیجه افزایش تولید انرژی از طریق انرژی‌های تجدید پذیر و همچنین ذخایر عظیم نفت شیل در آمریکا در پرتو توسعه تکنولوژی استحصال و کاهش هزینه‌های تولید، قیمت نفت در بازارهای جهانی باز هم کاهش یافته و با ورود آمریکا به بازار صادرات نفت، این کالا عملا ارزش استراتژیک خود را از دست خواهد داد و یکی از اهرم‌های قدرت ایران از دست خواهد رفت و به دلیل نداشتن تنوع در منابع درآمد و اقتصاد تک محصولی، عملا اقتصاد کشور فروپاشیده خواهد شد و این مشکل همراه با مشکلات خشک‌سالی و نبود امنیت غذایی و قدرت خرید پایین، باعث ایجاد بحران‌های عمیق اجتماعی و امنیتی خواهد شد. اخیرا زمزمه‌هایی نیز از انتقال نفت شیل آمریکا به اروپا برای کاهش وابستگی این قاره به نفت خاورمیانه و روسیه به گوش می‌رسد که با عملی شد این طرح‌ها، اهرم انرژی از خاورمیانه و روسیه گرفته خواهد شد.

در پایان به طور خلاصه ایده محوری این مطلب را با هم مرور می‌کنیم:

الف) بحران خشک‌سالی و بیابان‌زایی و ریزگردها در کشور با سرعت نگران‌کننده‌ای در حال تشدید بوده و تا کنون هیچ طرح مشخص و روشنی که بتواند به طور اساسی راه چاره این مشکل باشد مطرح نشده است و حتی این بحران جدی یک متولی مشخص ندارد. تأکیدهای مکرر طرف غربی در تحمیل محدودیت‌های طولانی مدت هسته‌ای، نگرانی‌ها را در این زمینه بیشتر نیز کرده است.

ب) تأخیر و محدودیت در پیشرفت‌های هسته‌ای اگر قرار باشد که مانع حل این بحران به روش مقرون به صرفه باشد، بازی با سرنوشت یک ملت است. پیشنهاد عملی این نوشتار، راه‌اندازی نیروگاه‌های آب‌شیرین‌کن ارزان قیمت هسته‌ای در کوتاه‌ترین زمان ممکن است که نمونه موفق آن اخیرا در فلسطین اشغالی در کمتر از سه سال به بهرداری رسیده است.

ج) با توجه به اینکه برنامه تولید و تصفیه آب شرب و کشاورزی از طریق نیروگاه‌های آب شیرین کن هسته‌ای، برنامه‌ای کاملا صلح‌آمیز و تنها برای مصارف مدنی و آب آشامیدنی و زراعی مردم می‌باشد، لذا طبق تعهدات طرف‌های غربی در برجام مبنی بر کمک به برنامه‌های مدنی و صلح‌آمیز هسته‌ای، میزان همکاری طرف‌های مذاکره‌کننده در راستای احداث نیروگاه‌های هسته‌ای آب‌شیرین‌کن، محک خوبی در صداقت گفتار آنها خواهد بود.

*دکتر زین‌العابدین اسماعیلی‌زاده
pejuhesh232
 
پست ها : 4531
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

بعدي

بازگشت به پاكيزه شناسى


Aelaa.Net