صفحه 2 از 3

آزمایشگاهی به‌اندازه یک بسته آدامس

پستارسال شده در: يکشنبه نوامبر 20, 2016 4:07 am
توسط pejuhesh232
آزمایشگاهی به‌ اندازه یک بسته آدامس

تشخیص عوامل بیماری‌زا یا ترکیبات نشان‌گر بیماری، کاری چالش‌برانگیز است. برای چنین کاری معمولا از نتایج آزمایشگاهی استفاده می‌شود. اخیر پژوهشگران EPFL موفق به ساخت آزمایشگاهی بسیار کوچک شدند که ابعادی در حد یک بسته آدامس دارد.
این بسته کوچک، مجهز به دو لوله نازک است که در آن از فناوری‌های بالا استفاده شده است. ساندرو کارارا، از محققان این پروژه راهبردی پتنت نانوابزار در تشخیص سرطان، می‌گوید: «ما زیست‌حسگری را درون چند ماده مختلف قرار دادیم که می‌توان جریان خون یا سرم خونی را از میان این زیست‌حسگر عبور داده و زیست مولکول‌های موردنظر را شناسایی کرد. در این ابزار از آرایه‌های الکترونیکی مختلف استفاده شده که به صورت زنده قادر به شناسایی زیست‌مولکول‌ها بوده و این اطلاعات به راحتی از طریق بلوتوث به تلفن همراه یا تبلت قابل انتقال است.»
تصوير

این روش جدید کاملا غیرتهاجمی‌تر از روش‌ها و ادوات موجود در بازار برای تشخیص بیماری است. این ابزار قادر است متابولیت‌ها (نظیر گلوکز، لاکتات و بیلیبورین) و یون‌ها ( کلسیم و پتاسیم) را شناسایی و با این کار تغییر شرایط بیمار را مشخص کند. کارارا می‌گوید: «امروزه برخی از این زیست‌مولکول‌ها به صورت دوره مورد آزمایش قرار می‌گیرد اما در برخی مواد، لازم است هر تغییری به سرعت شناسایی و پاسخ مناسب برای آن داده شود که با تجهیزات و روش‌های فعلی این امر امکان پذیر نیست.» با این روش می‌توان تا 40 مولکول را به صورت زنده رصد کرد. با استفاده از این ابزار می‌توان تعداد تجهیزات متصل به بیمار را کاهش داد که از نقطه نظر هزینه و اشغال فضا و نیروی انسانی یک مزیت محسوب می‌شود.


نمونه اولیه این دستگاه ساخته شده و با یک چاپگر سه بعدی تولید شده است. این ابزار تست‌های اولیه را روی جوندگان با موفقیت پشت سرگذاشته است. بحث‌هایی روی نتایج به‌دست آمده در دانشگاه پزشکی لوزان مطرح شده و چند شرکت تولیدکننده نیز برای تولید این ابزار اعلام آمادگی کرده‌اند. محققان این پروژه معتقدند طی دو یا سه سال آینده این ابزار وارد بازار می‌شود. پیشرفت به سوی ساخت ادوات تشخیص دقیق‌تر در سایه پیشگامی Nano-Tera در حال انجام است که حمایت مالی آن توسط دولت سوئیس انجام می‌شود.

ارتباط بین موهای لاله گوش و سکته قلبی

پستارسال شده در: جمعه نوامبر 25, 2016 11:23 am
توسط pejuhesh232
ارتباط بین موهای لاله گوش و سکته قلبی


شاید ابتدا نتوانید باور کنید؛ اما محققان به تازگی ارتباطی قوی میان موهای روی گوش ها با سکته قلبی یافتند. این تحقیق به سال ۱۹۷۳ باز می گردد زمانی که یک ژورنال پزشکی انگلیسی، پژوهش دکتر ساندرز فرانک و تیم تحقیقاتی اش را منتشر کرد؛ بنا به نتایج تحقیقات آنها، چین و چروک نرمه گوش که آن را “علامت فرانک” نامیدند، نشان از بیماری عروق کرونر است که حاصل تجمع پلاک ها در رگهاست و از جریان طبیعی خون جلوگیری می کند.

Image

به گزارش “healthylifestar”، این پژوهش برای دانشمندان فقط نقطه آغاز بود؛ در سال ۱۹۸۴ گروهی از پزشکان نیویورک با انتشار مطلبی در همان ژورنال پزشکی، این نظریه را مطرح کردند که موی گوش ارتباطی قوی با بیماری عروق کرونر دارد. در این مطالعه‌ که روی ۴۳ مرد و ۲۰ زن صورت گرفت، ۹۰ درصد از شرکت‌کنندگانی که چین وچروک روی نرمه‌ گوش‌ و مو روی گوش‌شان داشتند، دچار نارسایی قلبی شده بودند. بنا به گفته این دانشمندان از جمله ریچارد فاگنر از دانشکده پزشکی دانشگاه بوستون، اگر به مدت طولانی در معرض آندروژن (که در کنار تستوسترون از مهمترین هورمونهای مردانه است) قرار بگیرید، تولید بیش از حد سلول‌های قرمز خون، سبب ایجاد لخته در عروق می‌شود.

وسيله تشخيص بيماري براساس تنفس با الهام از دانش طب كهن {تنفس

پستارسال شده در: شنبه ژانويه 07, 2017 5:20 pm
توسط pejuhesh232
وسيله تشخيص بيماري براساس تنفس با الهام از دانش طب كهن {تنفس تشخيصي}


Image

دانشمندان یک دستگاه هوشمند نانویی ساختند که قادر است، علائم شیمیایی ۱۷ بیماری مختلف را شناسایی کند.

به گزارش کلیک، به نقل از نیو اطلس، تیمی از محققان بین المللی توانستند، با استفاده از فناوری نانو یک دستگاه هوشمند اختراع کنند که می تواند علائم شیمیایی ۱۷ بیماری مختلف را شناسایی کند.

این اختراع به محققان کمک خواهد کرد که بتوانند سریعتر بیماری ها را تشخیص دهند، شایان ذکر است که این شیوه ی تشخیص بیماری ها، راهکاری جدید نیست و دانشمندان حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح با آزمایش تنفس می توانستند که اختلالات و بیماری ها را در بدن انسان تشخیص دهند . از این روش در چین باستان نیز استفاده می شد.

بر کسی پوشیده نیست که تشخیص درست یک بیماری منجر به درمان آن بیماری می شود، به همین علت برای آنکه بتوان از روی تنفس بیماری را تشخیص داد، باید دستگاه های تحلیل نفس قابلیت شناسایی بیش از یک بیماری را داشته باشند. تکنولوژی هایی که تا به امروز در حوزه ی تشخیص بیماری ها ساخته شده اند، بسیار محدود بوده و برای ردیابی فقط یک نوع بیماری مانند نوع خاصی از سرطان یا دیابت ساخته شده اند.

درهرحال نکته کلیدی چگونگی شناسایی نوع بیماری ها در این دستگاه است، این دستگاه، تشخیص بیماری را با شناسایی بوهای مختلف مربوط به هر کدام از این بیماری ها انجام می دهد . هر انسانی در هر بازدم نیتروژن، دی اکسید کربن، اکسیژن و برخی از ترکیبات طبیعی داغ را از بدن خود خارج می کند. ترکیب و غلظت هر کدام از این موارد با توجه به میزان سلامت بدنی هر فردی، متفاوت است.

دانشمندان این دستگاه هوشمند نانویی را از نانو توب های کربن و ذرات طلا ساختند تا ترکیبات نمونه های تنفس ۱۴۰۴ بیمار از پنج کشور را بررسی کنند. در نتیجه ی تحقیق آنها مشخص شد که حدود ۸۱۳ تن از آنان ۱۷ نوع بیماری مختلف از سرطان کلیه یا پارکینسون داشتند، اما بقیه سالم بودند.

در ادامه، اطلاعات به دست آمده از هر بیمار به سیستم کامپیوتری ارائه شد که با صحت ۸۶ درصد قابلیت شناسایی بیماری ها را داشت. همچنین محققان تاثیر جنسیت، سن، عادت مصرف سیگار و موقعیت جغرافیایی محل زندگی فرد را به این اطلاعات اضافه کردند.با استفاده از این سیستم در علم پزشکی دیگر نیازی به آزمایشات پرهزینه و طاقت فرسا در جریان تشخیص بیماری نخواهد بود.

قدرت باورنکردنی تاثیرگذاری افکار روی بدن و دنیای مادی

پستارسال شده در: شنبه فبريه 11, 2017 4:14 pm
توسط pejuhesh232
قدرت باورنکردنی تاثیرگذاری افکار روی بدن و دنیای مادی


زمانی علم وجود رابطه میان ذهن و بدن را از اساس مردود می‌دانست و بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران از مباحث مرتبط با این موضوع با عنوان ”شبه علم“ یاد می‌کردند. خوشبختانه در سال‌های اخیر به لطف مقالات علمی منتشر شده که ثابت کردند افکار، احساسات و عواطف نقش بسیار مهمی در تعدیل وضعیت سلامت روحی و جسمی دارند، اوضاع تغییر کرد و نظر مثبت منتقدان به این موضوع جلب شد.

Image

مثال‌های متعددی در حوزه‌های مختلفی از علم وجود دارد که درستی این مساله را ثابت می‌کنند. بررسی تمام شواهد و قرائن موجود برای اثبات وجود رابطه بین ذهن و بدن کاری خسته کننده و نشدنی است، از این رو در این مطلب کوتاه برای آشنایی بیشتر شما با موضوع تنها به ذکر مثال‌هایی چند بسنده می‌کنیم. این مطلب مقدمه‌ی بسیار خوبی است که نشان می‌دهد زمانی که صحبت از شفا و علم پزشکی می‌شود از چه مسائل مهمی غافل بوده‌ایم.

انستیتیو HearthMath
برخی از تحقیقات بسیار جالب حول این موضوع توسط موسسه‌ی HearthMath انجام شده‌اند. تحقیقات آنها جنبه‌های مختلفی از اکتشافات جذاب چگونگی تاثیر احساسات روی سلامت انسان را روشن کرده‌اند. تلاش‌های این موسسه (و سایر علاقه‌مندان)، هم اکنون می‌دانیم که احساسات مثبت، اثرات مثبت فیزیولوژیکی در بدن ایجاد کرده و احساسات منفی هم عملکردی معکوس دارند. با تولید احساسات مثبت به راحتی می‌توان سیستم‌ دفاعی بدن را قوی‌تر کرد. در واقع قلب دارای سیستمی از نورون‌هاست که دارای حافظه کوتاه و بلند مدت‌اند، و این سیگنال‌های قلبی به مغز ارسال شده، و نهایتا روی تجارب احساسی ما اثر می‌گذارند.

ضمنا پژوهشگران موسسه‌ی مذکور نشان داده‌اند که میدان مغناطیسی ساطع شده از قلب انسان را تا چند متر دورتر از بدن هم می‌توان اندازه‌گیری کرد، و با یادگیری تغییر احساسات‌، عملا اطلاعاتی که درون این میدان‌های مغناطیسی ساطع شده از قلب کدگذاری شده‌اند را تغییر می‌دهیم. همان‌طور که می‌بینید این موضوع بسیار جالب است. اگر دوست دارید اطلاعات بیشتری راجع به این مساله کسب کنید به وب‌سایت موسسه، heartmath.org مراجعه کنید.
حجم بسیار وسیعی از تحقیقات موسسه‌ی HeartMath روی این میدان‌های مغناطیسی متمرکز شده است؛ این که چگونه میدان‌های مغناطیسی نه تنها سایر موجودات بلکه حتی میدان مغناطیسی کره‌ی زمین به طریقی می‌تواند با میدان مغناطیسی بدن ما و حتی همه‌ی موجودات زنده‌ی روی سیاره‌ی زمین متصل شود.

وراژنتیک (Epigenetics)
علم در زمینه‌ی اثبات نقش ذهن در کنترل بدن، به اکتشافات و دستاوردهای قابل توجهی رسیده است. وراژنتیک (علم بررسی تغییرات حاصل شده در ارگانیزم‌ها توسط دستکاری بیان ژن) نشان داده که ژن‌ها و DNA بیولوژی بدن را کنترل نکرده بلکه DNA توسط سیگنال‌هایی خارج از سلول کنترل می‌شود (بخشی از این سیگنال‌ها شامل پیام‌هایی برگرفته از افکارمان هستند).
یکی از پژوهشگران برجسته در این حوزه، دکتر بروس لیپتون، زیست‌شناسی سلولی معروف است. وی در دو کتاب معروف خود به نام‌های ”زیست‌شناسی باور“ و ”تکامل خود به خود“، توضیحات بسیار دقیقی در این رابطه می‌دهد.

اثر پلاسیبو
زیست‌شناسی باور را می‌توان به روش‌های گوناگونی نشان داد. نروپلاستی‌سیتى (انعطاف‌پذیری عصبی) توانایی مغز در تغییر شکل و نحوه‌ی ارتباط آن با بدن بر حسب افکار یک شخص و درک وی از محیط، مثال بسیار خوبی در این زمینه است.
دکتر لیپتون در کتاب خود این طور توضیح می‌دهد:
”اثر پلاسیبو باید محور تلاش‌های تحقیقاتی بزرگ با حمایت مالی گسترده باشد. اگر پژوهشگران پزشکی بتوانند شیوه‌ی صحیح به کارگیری اثر پلاسیبو را به درستی متوجه شوند، ابزاری کارآمد، مبتنی بر انرژی و بدون اثرات جانبی مضر برای درمان‌ بیمار‌ی‌ها در اختیار پزشکان قرار خواهند داد. درمانگران انرژی معتقدند چنین ابزارهای در اختیار دارند، اما من یک دانشمندم و معتقدم هر چه دانش‌ بیشتری درباره‌ی پلاسیبو کسب کنیم توانایی‌ ما در به کارگیری آن در شرایط بالینی بیشتر خواهد شد.“

اگر چه کارهای تحقیقاتی بسیار جالبی در این زمینه انجام شده اما نیازمند انجام پژوهش‌های بسیار گسترده‌تری هستیم. یکی از این تحقیقات توسط مدرسه‌ی پزشکی Baylor انجام شد و در سال ۲۰۰۲ در ژورنال پزشکی نیوانگلند به چاپ رسید. در پژوهش مذکور پروسه‌ی جراحی بیمارانی که از درد شدید زانو رنج می‌بردند، تحت بررسی قرار گرفت. بسیاری از جراحان می‌دانند که در جراحی خبری از اثر پلاسیبو نیست (در حقیقت اکثر آنها عقیده‌ی راسخی درباره‌ی این موضوع دارند). در پژوهش مذکور، بیماران به سه گروه تقسیم شدند. جراحان غضروف آسیب‌دیده‌ی زانوهای یک گروه را تراشیدند. در گروه دوم بعد از پاک‌سازی کامل مفصل زانو، تمام موادی که تصور می‌شد موجب التهاب می‌شوند، برداشته شدند. انجام این دو پروسه برای کسانی که مبتلا به ورم مفاصل زانو هستند کاملا ضروری است. اما در گروه سوم یک جراحی ”جعلی“ انجام شد؛ بیماران فریب داده شده و این طور وانمود می‌شد که واقعا روی پاهای آن عمل جراحی انجام شده است. پزشکان زانوهای این بیماران را برش داده و روی آنها آب نمک پاشیدند؛ دقیقا کاری که در جراحی‌های معمولی انجام می‌شود. بعد از این محل‌های برش داده شده، بخیه‌ی واقعی خوردند. هر سه گروه فرآیند توان‌بخشی مشابهی را طی کرده و نتایج آزمایش حیرت‌انگیز بودند. گروه پلاسیبو همانند دو گروه دیگر که تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند، بهبود یافتند. یکی از جراحان حاضر در پژوهش این طور گفته بود که :”مهارت من به عنوان یک جراح هیچ تاثیری روی این بیماران نداشت. این بیماران که از آرتروز مفاصل رنج می‌بردند تنها با استفاده از اثر پلاسیبو شفا یافتند.“

نظر فیزیک کوانتوم در این باره چیست؟
در آغاز قرن نوزده میلادی فیزیکدانان پروسه‌ی کشف روابط میان انرژی و ساختار ماده را آغاز کردند. در طی پروسه این باور که یک جهان فیزیکی نیوتونی مادی که در مرکز دانش علمی بود کنار گذاشته شد، و این ادراک که ماده هیچ چیز غیر از توهم نیست، جایگزین آن شد. جهان ما چیزی فراتر از یک دنیای فیزیکی مکانیکی است و بیولوژی ما هم چیز فراتر از یک بدن فیزیکی است. با ظهور فیزیک کوانتومی دانشمندان متوجه کاستی‌های فیزیک نیوتونی شدند. فیزیک کوانتومی به ما نشان داد که دنیای نامرئی غیرمادی بسیار مهم‌تر از دنیای مادی است.
”به نظر من آگاهی بنیادی‌ترین مساله است. ماده از آگاهی مشتق شده است. ما نمی‌توانیم آگاهی را کنار بگذاریم. هر آن چه که درباره‌ی آن صحبت می‌کنیم، هر آن چه که ما به عنوان وجود می‌شناسیم، همه و همه برگرفته از آگاهی هستند.“

مکس پلانک، فیزیکدان برجسته‌ی و اولین نظریه‌پرداز تئوری کوانتوم، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل فیزیک سال ۱۹۱۸
این مساله در مورد بیولوژی بدن‌های ما هم صدق می‌کند. مساله بسیار فراتر از یک هویت مکانیکی فیزیکی است. بررسی و تفسیر صحیح بیولوژی انسان بدون لحاظ کردن عوامل غیرفیزیکی تاثیرگذار روی آن (مثل افکار و عواطف) به درستی انجام نخواهد شد.
آزمایش دو شکاف کوانتوم روشی بسیار محبوب برای بررسی چگونگی درهم تنیدگی و اتصال آگاهی به دنیای فیزیکی‌ است. این آزمایش نحوه‌ی ارتباط عوامل مربوط به آگاهی و دنیای مادی فیزیکی را به خوبی نشان می‌دهد.

آزمایش مذکور پرده از یک مساله‌ی بسیار مهم برداشت این که ”مشاهده‌گر، واقعیت را خلق می‌کند.“ در یکی از پژوهش‌های منتشر شده در ژورنال Physics Essays، دکتر دین رادین اذعان می‌کند که تا به حال از آزمایش مذکور بارها و بارها برای بررسی نقش آگاهی در شکل‌دهی طبیعت واقعیت فیزیکی استفاده شده است.
تمام تحقیقاتی که در بالا به آنها اشاره شد و پژوهش‌های احتمالی جدید آگاهی ما از مساله‌ی تاثیر ذهن بر بدن که قطعا مزایای درمانی بسیار زیادی خواهد داشت را بیشتر و بیشتر خواهند کرد.
”روزی که علم شروع به مطالعه‌ی پدیده‌های غیرفیزیکی نماید، در طی یک دهه پیشرفت‌هایی برابر با تمام دستاوردهایش از ابتدای پیدایش خواهد کرد.“
نیکلا تسلا

نمودارهای دردهای عاطفی
حجم بسیار عظیمی از کتاب‌ها و مقالات مربوط به رابطه‌ی ذهن و بدن منتشر شده است و موارد بالا تنها ذره‌ای از این کوه اطلاعات بود. ما هنوز نتوانسته‌ایم مکانیزم‌های انوع احساسات و چگونگی تاثیرگذاری آنها روی بدن را کشف کنیم. این علم ریشه در عهد باستان دارد و ما برای درک مفاهیمی مثل این نیازمند تلاش بیشتری هستیم. علم هرگز در بررسی و استفاده از آموزه‌های باستانی سرعت راضی‌کننده‌ای نداشته اما چاره‌ای جز شخم‌زدن گذشته و استفاده از دانش‌ ارزشمند گذشتگان نیستیم. فیزیک کوانتوم و فلسفه‌ی شرق باستان مثال‌های خوبی در این زمینه هستند. در انتهای مطلب نظر شما را به چند نمودار از دردهای عاطفی که در مساله‌ی مورد بحث ما اطلاعات جالبی ارائه می‌دهند، جلب می‌کنیم. شکی نیست که احساسات منفی منجر به بروز بیماری‌های مختلفی در بدن خواهند شد. صرفنظر از این فهم و ادراک کامل ما در مورد ماهیت مساله باید قبول کنیم که بدون شک بین ذهن و بدون رابطه‌ی مستقیمی وجود داشته و تنها باید تلاش‌های بیشتری برای تعریف و پایه‌گذاری آن در ادبیات علمی جهان باشیم.

اصول تجربي چهارگانه در درمان فرامادي

پستارسال شده در: شنبه فبريه 18, 2017 3:54 pm
توسط pejuhesh232
اصول تجربي چهارگانه در درمان فرامادي:


1- اعتقاد به وجود بُعد معنوي در درون 2- اعتقاد به اينكه عدم سازماندهي خودشان در افكار سبب بيماري است 3- اعتقاد و تصميم به ساختن مجدد خود 4- كنترل ذهن (ذهن را تابع خود كنيد)
ذهن را تابعِ خود کنید


brain dispenzaدیسپنزا نویسنده‌ی کتاب «evolve your brain» یا «مغز خودتان را رشد دهید» است. وی به خاطر شرکت در فیلم مستند «what the bleep do we know» یا «چه چیزی می‌دانیم؟ «مشهور شد. دیسپنزا می‌گوید ما می‌توانیم مغز خود را مجدد برنامه‌ریزی و به اصطلاح سیم‌کشی کنیم تا به عادات بد خاتمه دهیم، روش زندگیمان را تغییر دهیم و بدن خود را بهبود بخشیم. او نمونه‌ عملی فلسفه خودش است. در اثر یک تصادف چندین استخوان کمر وی شکست. تشخیص پزشکان این بود که او دیگر نمی‌تواند راه برود. دیسپنزا توانست بدون درمان پزشکی بدن خود را شفا دهد.

یکی از زمینه‌های تحقیقاتی مهم دیسپنزا بهبود خودبه‌خود است. منظور درمان فوری بیماری بدون استفاده از روش‌های معمول پزشکی است. او در مصاحبه خود افرادی را مثال می‌زند که از بیماری‌های وخیم مختلف خودبه‌خود درمان یافتند و می‌گوید:

«من بعد از واقعه‌ی تصادفم تحقیق روی امور معنوی، سلامتی و نگرش را آغاز کردم. به کشورهای مختلف سفر کردم، با افرادی با تشخیص‌های مختلف و شرایط بیماری جدی دیدار کردم و بعد ذهن آن‌ها را تغییر دادم و آن‌ها بهتر شدند. چهار چیز عمده در این زمینه نظر من را جلب کرد. اولین چیز این بود که همه‌ی آن‌ها باور داشتند و پذیرفته بودند که یک بُعد معنوی درون همه‌ی آن‌ها وجود دارد. چیزی که این زندگی را به ما می‌بخشد، و اینکه معنویت موضوع عجیب و غریبی نیست. معنویت‌‌ همان آگاهی است و نوعی هوشمندی که موجب می‌شود ضربان قلب شما ادامه یابد. چیزی به ما زندگی می‌بخشد. چیزی وجود دارد که از ذهن ما بسیار بزرگ‌تر است و اراده‌ی آن از ذهن ما بسیار بیشتر است. این ذهن به زندگی عشق می‌ورزد عشقی بسیار بیشتر از عشق ما به زندگی. این ذهن بر‌تر خود درونی ماست. وقتی خواسته‌ی ما با خواسته‌ی او منطبق باشد، وقتی ذهن ما با ذهن او منطبق باشد، وقتی عشق ما به زندگی با عشق او نسبت به ما و زندگی منطبق باشد، آنگاه شروع به نشان دادن واکنش می‌کند. لذا این افراد با نیرویی نامرئی، ارتباط برقرار می‌کنند، همانطور که انسان با همسر یا والدینش، با فرزند یا حیوان خانگی‌اش ارتباط برقرار می‌کند. آن‌ها اوقاتی از روز را صرف تمرکز کردن، و برقراری ارتباط با ذهن بر‌تر کردند، و خواستند که بار دیگر خود را تسلیم نیروی زندگی‌بخش کنند. آن‌ها دستورالعمل‌های قوی به آن دادند و درخواست کمک کردند. این آگاهی اینقدر ما را دوست دارد که به ما ازادی می‌دهد لذا اگر ما بر رنج اصرار ورزیم این نیرو نیز زندگی در رنج به ما می‌دهد و اگر بر شادی تأکید ورزیم، بدن و زندگی ما را به نوعی سازماندهی می‌کند که با خواسته‌مان منطبق باشد. این اولین چیز مشترک در آنهاست.

دومین چیز مشترک، این است که آن‌ها می‌دانند که عدم سازماندهی خودشان، در افکار و واکنش‌ها، موجب ایجاد این بیماری شده است. ما در دو حالت ذهنی زندگی می‌کنیم: در بقا یا در خلق کردن. وقتی در حالت خشم، تهاجم، تنفر، قضاوت و ترس، نگرانی و هراس، درد و رنج یا افسردگی هستیم، مواد شیمیایی ناشی از استرس یا بقا حالت ذهنی را فعال می‌کند. مقدار زیاد این مواد شیمیایی بر ژن‌ها اثر دارد که موجب بیماری می‌شوند. هر بار که فکر می‌کنیم، نوعی ماده شیمیایی تولید می‌کنیم. اگر یک فکر عالی داشته باشیم یا یک فکر نامحدود، مواد شیمیایی ایجاد می‌کنیم که موجب احساس عالی یا نامحدود می‌شود. اگر افکار منفی یا غیرارزشمند داشته باشیم مواد شیمیایی تولید می‌کنیم که موجب می‌شود حس منفی و بی‌ارزشی کنیم. لذا این چیز غیرمادی که فکر نامیده می‌شود، موجب ایجاد شرایطی در مغز می‌شود که ماده‌ای شیمیایی تولید می‌کند و این ماده به بدن می‌گوید که درست مطابق افکار ما، احساسات داشته باشد. لحظه‌ای که به شیوه‌ای که فکر می‌کنیم حس می‌کنیم، فکر کردن شیوه‌ای که حس می‌کنیم را آغاز می‌کنیم که موجب تولید مواد شیمیایی بیشتری برای فکر کردن بیشتر به شیوه‌ای که حس کرده‌ایم می‌شود و این یک چرخه ایجاد می‌کند. این حلقه فکر و احساس چیزی ایجاد می‌کند که من آن را حالت بودن می‌نامم. این حالت چرخه‌ای از تفکر و احساس، و احساس و تفکر است که بار‌ها رخ می‌دهد و موجب می‌شود که بدن این حالت احساسی را بهتر از هوشیاری ذهنی به خاطر بسپارد.

سومین چیزی که بین آن‌ها مشترک بود این بود که آن‌ها می‌گفتند که باید خودشان را دوباره بسازند. باید فرد دیگری شوند. دیگر نمی‌توانستند‌‌ همان فرد قبلی باشند. آن‌ها فقط با متفاوت فکر کردن شروع به تغییر مغزشان کردند. ما می‌توانیم آن را انجام دهیم. علم نوروساینس می‌گوید ما می‌توانیم مغزمان را هر‌گاه که چیزهای جدید را می‌آموزیم تغییر دهیم. اما مهم‌تر آنکه ما می‌توانیم از نظر روانی شروع به تمرین کنیم. از نظر روانی آن کسی را می‌خواهیم باشیم تمرین می‌کنیم و با انجام این کار، مغز را مجبور می‌کنیم تا تابعیت‌ها، الگو‌ها و ترکیب‌های جدید را بپذیرد. هر‌گاه باعث شویم تا مغز به طور متفاوت کار کند، ذهن جدیدی را ساخته‌ایم.

آخرین چیزی که آن‌ها در آن مشترک بودند و من آن را خیلی منحصر به فرد یافتم این بود که آن‌ها لحظات طولانی زمان و مکان را از دست می‌دادند، می‌نشستند و این آرمان جدید را خلق می‌کردند. وقتی چشمانشان را باز می‌کردند انتظار داشتند که یک ساعت بعد باشد! به عبارت دیگر، در تمرین ذهنی‌شان اینقدر درگیر می‌شدند که زمان و مکان ناپدید می‌شد. آن‌ها از حالت بقا به حالت آفرینش حرکت می‌کردند. در حالت آفرینش یا خلق ما فارغ از خود می‌شویم، خودمان را فراموش می‌کنیم. در تصویرسازی کاربردی، اگر به راهبه‌ها نگاه کنید و دعا و مراقبه را در نظر آورید، بخشی از وجودمان که فعال می‌شود قطعه پیشانی نامیده می‌شود که مانند کنترل شدت صدا یا ولوم مغز است. وقتی قطعه پیشانی شروع به کار می‌کند تمام مدارهای دیگر و مغز را آرام می‌کند و هیچ چیز دیگری در حال فعالیت نیست بلکه فقط یک فکر مصمم است. به طور ناگهانی آن‌ها شروع به تجربه حالت نوع دوستانه دلسوزی، شادی و الهام و خوش‌نیتی می‌کنند. چیزی که آن‌ها نمی‌دانستند این بود که لحظه‌ای که در حال انجام آن بودند، در حال شرطی‌سازی مجدد بدن به ذهن جدید بودند. آن‌ها شروع به تغییر ژن و فعال کردن حاالت ژنی جدید در نتیجه آن کردند و شفا در نتیجه آن حاصل می‌شود.

در آزمایش‌هایی که روی راهبان بودایی انجام شد آن‌ها یک الگوی موج مغزی به نام امواج گاما تولید کردند. وقتی امواج گاما وجود دارند که کاملاً متصل و در حالت روانی یا flow باشید. وقتی مغز در هماهنگی یا synchrony باشد، زمانی که مدار‌ها در مغز در حال تولید فرکانس یکسانی هستند می‌توانیم بگوییم که مغز از دید کل‌نگر اکنون در حال کار کردن است. بخش‌های مغز در حال گفتگوی درونی هستند و مغز در اتحاد روانی است. در نتیجه موج گاما زمانی وجود دارد که آن سیگنال‌های همسان باعث شوند تا مدار‌ها شروع به تشکیل و حفظ مدار‌ها و ارتباطات جدیدی کنند. هنگامی که راهبان از مراقبه بیرون آمدند و چند ساعت بعد بررسی شدند دیدند که هنوز‌‌ همان الگوی گاما را دارند. نه تنها در حالت خوشی بودند بلکه در یک حالت بنیادی از وحدت و یگانگی بودند که در آن نظم درونشان از محیط بیرونشان بسیار عظیم‌تر بود. این تعریف من از سلطه یا mastery است. هنگامی که ما وضعیت عصب‌شناسی، احساسی و شیمیایی درونی را به خوبی حفظ کنیم هیچ چیزی در دنیای بیرونی ما نمی‌تواند ما را از آن دور کند. وقتی الگوهای یکپارچه درونی را تولید می‌کنیم سیستم ایمنی بسیار قوی می‌شود. این راهبان بیمار نمی‌شدند چون سیستم ایمنی‌شان بسیار یکپارچه و منظم بود به طوری که بیماری نمی‌توانست در بدنشان باشد. سیگنالی که از سیستم عصبی مرکزی پایین می‌آید نظم شگفت‌انگیزی خلق می‌کند که به بدن اجازه می‌دهد که به روش‌های شگفت‌انگیزی وارد عمل شود. و ذهن نمی‌تواند مغز را تغییر دهد زیرا ذهن محصول مغز است. ذهن‌‌ همان مغز در حال عمل است. از این رو آنچه مغز و ذهن را تغییر می‌دهد هشیاری نام دارد. جنبه غیرمادی ماست که از مغز و بدن برای تولید سطوح مختلف ذهن استفاده می‌کند و این تنها زمانی است که واقعاً هوشیار و خودآگاه باشیم. تنها زمانی که متوجه آن می‌شویم می‌توانیم تغییرات قابل توجهی را در زندگیمان به وجود آوریم. اگر من می‌خواهم بنشینم و وقتی برای تقلید از خالق زمان بگذارم، اگر می‌خواهم مانند خدا باشم، اگر می‌خواهم با میدان کوانتوم که به تمام چیز‌ها زندگی می‌بخشد برابری کنم، اگر می‌خواهم الوهیت را ابراز کنم و یک آفریننده باشم، باید بدانم که افکارم به حساب می‌آیند. حال دیگر ما به عنوان قربانی محیط پیرامون زندگی نمی‌کنیم. اجازه نمی‌دهیم هر آنچه در آن بیرون است تغییر شیمیایی داخلی را ایجاد کند و ما با آن رویداد همراه شویم یا بر اساس احساسمان واکنش نشان دهیم. در عوض ما کاری درونی انجام می‌دهیم که تأثیری خارجی را ایجاد می‌کند و به کاری که اینجا و آنجا انجام دادیم، توجه می‌کنیم. این محیط نیست که فکرمان را کنترل می‌کند، فکر ماست که محیط را کنترل می‌کند»

جهت مشاهده‌ی مصاحبه‌ی دکتر دیپسنزا کلیک کنید
http://suprememastertv.com/per/ss/?wr_i ... =ee&flag=1
نقل از: خانه روانشناسی ایران

برنامه هوشمند برای تشخیص زمان مناسب بارداری

پستارسال شده در: يکشنبه مارس 05, 2017 8:00 pm
توسط pejuhesh232
برنامه هوشمند برای تشخیص زمان مناسب بارداری


شرکت سوئیسی " آفا " از توانایی اش برای تولید برنامه جدید که به بانوان بر شناخت بهترین اوقات برای بارداری کمک می کند خبر داد.
این شرکت تاکید کرد که این برنامه بر روی گوشی های هوشمند و تبلت ها قابل اجرا می باشد و به بانوان برای شناخت بهترین اوقات برای بارداری کمک می کند.

با توجه به انتشار این مطلب در سایت "Business Insider بانوان باید درجه جرارت را اندازه گیری کنند و چندین بار این آزمون را انجام بدهند تا تارخ مناسب تخمگ گذاری را بشناسند

تعیین زمان مناسب را از طریق اندازه گیری درجه حرارت و نبض و ضربان قلب با استفاده از دستبندی که خانما در طول شب به دست می کنند انتخاب می شود.

این شرکت اعلام کرد که نتایج کاربرد استفاده از این وسیله 90 درصد موفقیت آمیز بوده است.

توانایی خارق العاده مغز در بازیابی برخی خاطرات خاص فراموش شد

پستارسال شده در: دوشنبه مارس 20, 2017 7:02 pm
توسط pejuhesh232
توانایی خارق العاده مغز در بازیابی برخی خاطرات خاص فراموش شده


تاکنون گفته می شد که مغز فقط خاطراتی را به خاطر می آورد که نورون های مرتبط فعال باشند. اما دانشمندان کشف کرده اند که مغز می تواند خاطرات گمشده کوتاه مدت را به یاد آورد.

Image

به گزارش کلیک، برای سال های متمادی، محققان معتقد بودند که افراد تنها می توانند خاطراتی را در حافظه نگه دارند که نورون ها یا سلول های عصبی مغز مرتبط فعال باشند.
به هر حال، به نظر می رسد که این مورد همیشه هم درست نیست و کشفی جدید برای به خاطر آوردن خاطرات فراموش شده، امیدوار کننده بوده است. این کشف می تواند به افرادی که مبتلا به اختلالات عصبی هستند و حافظه کوتاه مدت خود را از دست داده اند کمک کند.

دانشمندان کشف کرده اند که تکان کوچکی از برق به مغز می تواند خاطرات اخیر را زنده کند. این تکان های کوچک می تواند به طور خاص یک پالس تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال باشد.

Image

ذهن شما می تواند خاطرات کوچک را به صورت خفته در جایی از مغز نگه دارد که در پس زمینه قرار می گیرند، اما این خاطرات آماده هستند تا در صورت لزوم به جلو هدایت شوند و شما آن ها را به یاد آورید.

نمی توان این روش را برای خاطرات بلند مدت به کار برد، برای به خاطر آوردن خاطرات بلند مدت روش دیگری نیاز است. بنابراین، انتظار نداریم که با یک تکان الکترونیکی به مغز دوباره به خاطرات کودکی برگردیم. با این حال، این یافته درک ما از چگونگی عملکرد مغز را ارتقا می دهد، البته قبلا بر همگان آشکار بود که مغز چقدر پیچیده است و پیچیدگی کارکرد آن روشن بود.
در دراز مدت، این یافته می تواند برای درمان بیماری هایی مانند آلزایمر و دیگر اختلالاتی که منجر به از دست دادن خاطرات کوتاه مدت می شود مفید باشد و باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران گردد.

تحريك مغناطيسي (TMS) تقريباً از حدود دو دهه پيش (تقريباً از سال 1985) بوجود آمد.
اين روش، يك روش ايمن و غيرتهاجمي است كه به تحريك قشر مغز مي‌پردازد. امروزه TMS به عنوان يك ابزار مفيد براي مطالعه كاركرد سيستم عصبي در علوم عصبي محسوب مي‌شود و اكنون به عنوان يك درمان جديد از اهميت بسيار زيادي برخوردار است.

این روش درمانی از دیر باز مورد توجه پزشکان بوده است .در طب اسلامی توصیه می گردد خواب و استراحت رو به قبله که در اکثر مواقع در جهت مغناطیسی زمین است صورت پذیرد.

در اين روش يك ميدان مغناطيسي کوتاه‌مدت و در عين حال قوي از طريق يك سيم‌پيچ كوچك روي سرتاسر پوست سر بيمار عبور داده مي‌شود و اين خود موجب ناقطبي شدن نورونهاي نواحي قشري مي‌گردد. به عبارتي تحريک مغناطيسي مي‌تواند در نورونهاي سطح كرتكس پتانسيل عمل ايجاد كند. از طريق تحريك مغناطيسي جمجمه، مي‌توان به تغيير عملكرد فعاليت هاي مغز پرداخت و مناطقي از مغز را كه سبب بروز اختلالهاي مختلف شده است را به حالت طبيعي برگرداند. امروزه در سراسر دنيا، پژوهشهاي مختلفي تأثيرات مثبت TMS درماني را تأييد كرده اند.

آزمايشات انجام شده در بيماران مبتلا به Multiple Sclerosis كه دچار آسيب عصب بينايي سمت راست و تاري ديد و مشكلات ديگري در بينايي شده بودند، پس از 2 جلسه دريافت تحريك مغناطيسي با شدت 7.5 پيكوتسلا به مدت 20 دقيقه به صورت ترانس كراينال تغيير زيادي در بينايي فرد به وجود آمد. طوري كه زمان تأخير پتانسيلهاي برانگيخته بينايي به حد طبيعي بازگشت و بينايي فرد بهبود پيدا كرد. به نظر ميرسد علت اين امر ميتواند بازسازي ميلين باشد و بيشتر احتمال ميرود كارآيي نوروترانسفرهاي شبكه و مسيرهاي مركزي بهبود يافته باشند.

همچنين تحريك مغناطيسي سردر بيماران دچار MS كه مشكل اختلال انجام Dual-Task مثل راه رفتن و حرف زدن دارند، نشان ميدهد كه پس از دو جلسه دريافت تحريك مغناطيسي كه هر جلسه 45 دقيقه طول ميكشيد با شدت تحريك 7.5 پيكوتسلا باعث بهبود بيماران شده، به طوري كه مشكل صحبت كردن در حين حركت برطرف شده و به علاوه تعداد كلماتي كه ميتوانستند بيان كنند، پنج برابر افزايش يافت.

مطالعات انجام شده نشان می دهند پالس های الکترو مغناطیسی هر چند بیماری ام اس را درمان نمی کنند، با این وجود می توانند برخی از علائم این بیماری را بهبود بخشند. به این ترتیب، مگنت تراپی می تواند کیفیت زندگی فرد را بدون عوارض جانبی معمول در سایر روش های درمانی همچون مصرف دارو، بهبود بخشد.

اين روش قبلا در درمان افسردكي بكار گرفته شده است

Image

در این روش، دستگاهی محرک که به صورت مغناطیسی کار می‌کند با فرستادن جریانی به جمجمه، باعث تحریک غشای مغز می‌شود و این تحریک در درمان افسردگی نقش موثری ایفا می‌کند.

نوع جدیدی از درمان افسردگی با استفاده از پالس‌های مغناطیسی می‌تواند امید را به مبتلایان به افسردگی شدید بازگرداند. ، کار‌شناسان نوعی درمان با استفاده از تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال ابداع کرده‌اند که در آن منطقه خاصی از مغز که مخصوص کنترل خلق و خو است تحریک می‌شود و بویژه در درمان مبتلایان به افسردگی حاد که به درمان‌های دارویی پاسخ نداده‌اند می‌تواند بسیار مفید باشد.

گفتنی است، در این شیوه درمانی مغز فرد توسط پالس‌های مغناطیسی تا ۳ هزار پالس در دقیقه به مدت ۳۰ دقیقه تحریک می‌شود.

بررسی‌ها نشان می‌دهند، افرادی که توسط این شیوه مورد درمان قرار گرفته‌اند، پس از چندین هفته نشان‌های بهبودعلائم افسردگی حاد را از خود نشان داده‌اند.

افسردگی حاد یکی از بیماری‌های روانی بسیار خطرناک است که در صورت عدم درمان می‌تواند باعث مرگ فرد شود.

کار‌شناسان از این شیوه درمانی برای درمان و کاهش علائم بیماری در افراد مبتلا به صرع و همینطور پارکینسون در حال حاضر استفاده می‌کنند.

بیمار در این شیوه درمانی توسط اسکن مغزی کنترل می‌شود و تابش پالس مغناطیسی تنها به منطقه کنترل کننده خلق و خو صورت می‌گیرد.

استفاده از «تنباکو» برای مقابله با فلج اطفال و زیکا

پستارسال شده در: چهارشنبه آگوست 23, 2017 4:17 pm
توسط pejuhesh232
استفاده از «تنباکو» برای مقابله با فلج اطفال و زیکا


یک تیم از دانشمندان در انگلیس، با امید ریشه کن کردن کامل بیماری فلج اطفال، یک واکسن فلج اطفال سینتتیک را تولید کردند که حاوی ذرات ویروس غیرعفونی بوده و می‌تواند به سرعت و با هزینه کم در یک بستر نزدیک به گیاه تنباکو رشد کند.
به گزارش شفاف، یک تیم از دانشمندان در انگلیس، با امید ریشه کن کردن کامل بیماری فلج اطفال، یک واکسن فلج اطفال سینتتیک را تولید کردند که حاوی ذرات ویروس غیرعفونی بوده و می‌تواند به سرعت و با هزینه کم در یک بستر نزدیک به گیاه تنباکو رشد کند.

Image

به نقل از گیزمگ، یکی از بزرگترین موفقیت‌ها در زمینه پزشکی در قرن بیست و یکم، ریشه کنی فلج اطفال است. از زمان معرفی یک واکسن در دهه 1950، موارد فلج اطفال 99 درصد کاهش یافته است.

برای ایجاد یک واکسن، ابتدا باید مقادیر زیادی از ویروس تولید شود. اگر ما می‌خواهیم یک ویروس را از جمعیت جهان به طور کامل ریشه کن کنیم، نیاز به توسعه واکسن‌های جایگزینی داریم که مبتنی بر یک ویروس زنده نباشند.

این روش‌های ساخت واکسن جایگزین، به طور کلی از ذرات ویروس مانند(VLPs) استفاده کرده که ذرات غیرعفونی بوده و کاملا شبیه ذرات ویروس هستند، اما اساسا توخالی بوده و نمی‌توانند باعث ایجاد عفونت شوند.

در مورد ویروس‌ فلج اطفال، واکسن‌های قبلی که با استفاده از VLPها توسعه یافتند، موثر بوده‌اند، اما چالش محققان پرورش VLP با سرعت بیشتر، ارزان‌تر و در مقیاس بالا بود که می‌تواند مقدار زیادی از واکسن را تولید کند.

Image

گروهی از محققان در مرکز جان اینز برای اولین بار موفق به پرورش ویروس مقلد فلج اطفال در داخل برگ‌های یک خانواده نزدیک از گیاه تنباکو شدند.

پروفسور جورج لوموونسف از مرکز جان اینز می گوید: "زیبایی این سیستم در رشد ویروس‌های غیر پاتوژنیک در گیاهان است که توانایی ما را برای افزایش تولید کاندیداهای واکسن برای مبارزه با تهدیدات جدید برای سلامت انسان افزایش می‌دهد.

در حال حاضر تنباکو به انواع مختلفی از کالاهای مثبت در دنیای پزشکی تبدیل شده است. از تولید میلیون‌ها دوز واکسن H1N1 در سال 2013 تا کمک به تولید مولکول ضد التهابی و درمان بیماری‌های خود ایمنی، گیاه تنباکو مطمئنا جبران سال‌ها خسارتی که به واسطه استفاده نادرست به بدن انسان وارد شده است را خواهد کرد.

پژوهش اخیر از دانشگاه ایالتی آریزونا نشان می‌دهد که یک واکسن مبتنی بر VLP برای مقابله با ویروس زیکا می تواند با استفاده از همانگونه گیاهی تولید شود. این واکسن با موفقیت روی موشها آزمایش شده و فاز آزمایشات انسانی آن تا دو سال آینده آغاز خواهد شد.

محققان امیدوارند که با استفاده از این روش نوین بتوانند فلج اطفال را به طور کامل ریشه کن کنند.

این پژوهش در مجله Nature Communications منتشر شده است.

تاثير زندگي غير مدرن در طول عمر آميشها

پستارسال شده در: سه شنبه دسامبر 19, 2017 3:18 pm
توسط pejuhesh232
تاثير زندگي غير مدرن در طول عمر آميشها (گروه مذهبی مليوني پرهيز كننده از ابزار مدرن)


توضيح: برخلاف اينكه تيتر گزارش كه طول عمر مردمان آميش را به تفاوت عامل ژني نسبت داده و تفاوت شيوه زندگي اين مردمان را ناديده گرفته است
واقعيت اين است كه سبك زندگي ساده و سالم آنها و پرهيز از آلودگيهاى زندگي مدرن؛ نقش مهم و بسيار بسيار تاثير گذاري در سلامت و طول عمر انسان دارد،
ضمن اينكه وجود عوامل ژنتيك به معني بي نياز بودن شخص از التزامات طبي و بهداشتي نيست
و چه بسيار اشخاص با عامل ژني ممتاز در سلامتي؛ اما بخاطر روش غير صحيح زندگي و عدم رعايت نكات مؤثر در سلامتي؛ مبتلا به بيماريهاى خطير شده، و از زمينه سازي عامل ژني خود بي بهره مانده اند،
و بالعكس چه بسيار اشخاص كه با عامل ژني مستعد برخي بيماريها متولد شده اند، اما بخاطر زندگي صحيح و التزام به شرايط مناسب پرهيز از آن بيماريها؛ ديگر مبتلا به آن بيماريهاى خطير نشده، و توانسته اند زمينه سازي عامل ژني خود را خنثى بنمايند.
فلذا توهم شايع "كه عامل ژني را مانند جبر بي اختيار كننده حامل تلقي مي كنند" غلط است.


Image
پژوهشگران موفق به یافتن ژن طول عمر در میان اعضای یک اقلیت مذهبی در آمریکا شده‌اند.

گزارشی که در نشریه علمی ساینس ادوانسز Science Advances منتشر شده حاکی از آن است که تحقیقات ده ساله در مورد اعضای فرقه مسیحیان آمیش توانسته است راز طول عمر در انسان را تاحدودی مشخص کند. جامعه آمیش ساکن ایالت ایندیانا در آمریکاست و اعضای آن به شیوه سنتی و بدون استفاده از دستاوردهای فنی جدید زندگی می کنند. این تحقیقات نشان داده که در بعضی از اعضای این فرقه یک ژن جهش یافته وجود دارد که باعث افزایش عمر و برخورداری از سلامت بیشتر می شود.
گروه تحقیقاتی متشکل از پژوهشگرانی از آمریکا و ژاپن در حال آزمایش دارویی هستند تا بتوانند تاثیر این جهش را در افراد بازسازی کنند و تا بتوان آن را برای مقابله با بیماری های دوران سالمندی و افزایش طول عمر به کار گرفت.

دوگلاس وگگان، رئیس دانشکده علوم پزشکی دادنگاه نورث‌‌وسترن فینبرگ و نویسنده گزارش این تحقیقات گفته است که دارندگان این ژن "نه تنها بیشتر عمر می‌کنند بلکه از سلامت بیشتری هم برخوردارند. این سالمندی مطلوبی است."

آمیش‌ها به خاطر شیوه سنتی زندگی و دوری از دستاوردها فنی جهان امروز شهرت دارند
پژوهشگران در این تحقیقات ١٧٧ عضو فرقه آمیش در ایندیانا را مورد آزمایش قرار دادند و مشخص شد که ٤٣ تن از آنان دارای نسخه ژن جهش یافته موسوم به سرپین ١ (ُ Serpine 1) هستند. دارندگان این ژن به طور متوسط ٨٥ سال و سایر اعضای این گروه که فاقد این ژن هستند به طور متوسط ٧٥ سال عمر می‌کنند.

علاوه بر این، دارندگان ژن در این جامعه مذهبی کمتر از سایرین به دیابت مبتلا می‌شوند و بدن آنان سوخت و ساز بهتری دارد.
این پژوهش نشان داد که ژن مورد نظر مانع از فعالیت پروتئین عامل پیری می‌شود دانشگاه نورث وسترن در همکاری با دانشگاه توهوکو در ژاپن دارویی را مورد آزمایش قرار داده که همانند این ژن عمل می‌کند. انتظار آنان این است که استفاده از این دارو پیری را به تاخیر اندازد و مهمتر از آن، مانع از بروز امراض دوره کهولت شود.
آمیش‌ها بدون استفاده از ابزار و وسایل جدید زندگی می‌کنند.

Image
تا کنون بی‌خطر بودن این دارو برای انسان در آزمایش‌های صورت گرفته ثابت شده و در حال حاضر، مرحله دوم آزمایش در ژاپن برای تعیین تاثیر آن در مبتلایان به دیابت نوع ٢ و چاقی در جریان است.
دانشگاه نورث وسترن از مراجع آمریکایی خواسته است اجازه آغاز آزمایش این دارو از سال آینده را صادر کنند.

آمیش‌ها به فرقه آنابابتیسم تعلق دارند که شعبه‌ای پروتستان‌ها محسوب می‌شود و وجه مشخصه اعتقاد آنان این است که تعمید فرد به نشانه پیروی واقعی از مسیحیت باید زمانی انجام شود که او به ایمان خود وقوف یافته و آن را پذیرفته است و تعمید نوزادی که هنوز قدرت شناخت ندارد درست نیست.

Image
بانوان اميش از تبرج پرهيز نموده و ظاهرى پوشيده و موقر دارند

Image

فناوری نانو علیه فشار خون بالافناوری نانو علیه فشار خون بالا

پستارسال شده در: چهارشنبه ژانويه 09, 2019 9:51 am
توسط najm134

فناوری نانو علیه فشار خون بالافناوری نانو علیه فشار خون بالا


اسپوتنیک - زیست شناسان از نووسیبیرسک روسیه نانوذرات خاصی را ایجاد کرده اند که فشار خون را پایین می‌آورند.

خانم ایسا لِوینا، نامزد علوم شیمی دانشکده علوم طبیعی، پژوهشگر آزمایشگاه مهندسی پروتئین در دانشگاه دولتی نووسیبیرسک می‌گوید: داروی ما مجموعه ای از نانوذرات و مولکول‌های DNA کوتاه است. سابق، دومین بار برای ورود به سلول‌ها، جایی که آنها را به RNA مسنجر متصل می‌کنند و از تشکیل پروتئین جلوگیری می‌کند. به همین دلیل، تعداد گیرنده‌های سلول‌ها افزایش نمی‌یابد و فشار خون بالا نمی‌رود.

Image
چند سال پیش، لوینا و همکارانش از دانشگاه نووسیبیرسک و مؤسسات مربوطه آکادمی علوم روسیه روش جدیدی را برای مقابله با این بیماری پیدا کردند و اجازه دادند بیماران برای مدت زیادی از فشار بالا رهایی یابند. پایه آن — به اصطلاح oligonucleotides — زنجیره‌های کوتاه DNA، متشکل از 10-20 "حروف" —nucleotides است.

این زنجیره‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی کار ژن‌های انسان و یا حیوان را تغییر دهند و فعالیت‌های آن‌ها را افزایش و یا کاهش می‌دهند. این ویژگی از oligonucleotide باعث شد که متخصصان زیست شناسی روسیه به این نکته توجه داشته باشند که می توان آنها را برای مبارزه با پرفشاری خون مورد استفاده قرار داد، و کار ژن‌هایی را تنظیم کرد که انقباض و تعریض دیواره‌های عروق خونی را کنترل می‌کنند. لوینا و تیم او با موفقیت از این روش با ایجاد ژن درمانی استفاده کردند و فعالیت یکی از ژنهای ACE1 را سرکوب نمود که با انقراض عروق مرتبط بود. اتمام موفقیت آمیز این آزمایش‌ها، دانشمندان را به فکر ساختن جایگزین کامل برای بتا بلوکرها انداحت.

امروزه مسدود کننده‌های بتا به عنوان دارو اصلی برای مبارزه با فشار خون بالا استفاده می‌شود. آنها رگ‌های خونی را کمتر حساس به سیگنال‌هایی می‌کنند که عروق را به انقراض و قلب به ضربان بیشتر وادار می‌سازد. علیرغم تمام مزایای آن، بتا بلوکرها عوارض جانبی زیادی دارند. آنها کار کلیه‌ها را مختل می‌کنند، باعث مشکلات خواب و سوء عملکرد سوخت و ساز گلوکز می‌شوند.

طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، بیماری‌های قلبی و عروقی، از جمله حملات قلبی، سکته مغزی و نارسایی قلبی مزمن، هنوز عامل اصلی مرگ در سطح جهانی هستند. هر ساله حدود 17 میلیون نفر مبتلا به این امراض می‌میرند و بیشتر این مشکلات به علت فشار خون بالا بوجود می‌آید.