اخبار آئين اعلى

مديران انجمن: najm134, najm134, najm134

اولین شبکه تلویزیونی زنان پوشیه ای آغاز بکار کرد

پستتوسط najm134 » سه شنبه جولاي 31, 2012 2:01 am

زنان سلفی مصر نخستین شبکه تلویزیونی خود را راه اندازی کردند.
یکی از مجریان زن این شبکه در این رابطه می گوید: به من گفته شده بود که با نقاب نمی توانم خبر بخوانم اما به نظرم لحن کلام می تواند حس و واکنش های گوینده را به خوبی انتقال دهد.
روزنامه بیلد آلمان با اشاره به این مطلب نوشت: در این شبکه مجریان زن با پوشش کامل نقاب و دستکش در مقابل دوربین ظاهر می شوند.
اقدام سلفی های مصر در راه اندازی یک شبکه تلویزیونی موجب واکنش رسانه های غربی شده است. بر این اساس این شبکه که نخستین رسانه سلفی های مصر طی دهه های اخیر به شمار می رود با نام "Maria-TV" به ثبت رسیده است و روزانه 6 ساعت برنامه سیاسی و مذهبی پخش خواهد کرد.
najm134
 
پست ها : 2041
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

اخبار آئين اعلى

پستتوسط najm134 » سه شنبه اکتبر 02, 2012 12:13 am

شبکه خبری الجزیره قطر دو روز پیش با پخش مستندی در مورد ساختار جمعیتی جمهوری اسلامی ایران مدعی شد که با توجه به روند رو به رشد اهل سنت، ایران در سال 2030 به کشوری سنی مذهب تبدیل می شود.
najm134
 
پست ها : 2041
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

منزل امام رضا (علیه السلام) در مرو

پستتوسط najm134 » جمعه اکتبر 05, 2012 10:27 am

مرو قدیم که سال‌ها پیش میزبان قدوم پربرکت حضرت رضا (علیه السلام) در دوران ولایت عهدی ایشان بود، اکنون با دیواره‌هایی به جای مانده از آن زمان به محلی برای تجلی ارادت مردم منطقه به خاندان اهل بیت تبدیل شده است.
به گزارش فارس از مرو، مرو یکی از چهار شهر قدیمی خراسان بزرگ است که به همراه شهرهای نیشابور، بلخ و هرات، قدمتی بسیار کهن داشته اما به نسبت دیگر شهرهای ذکر شده، ناشناخته مانده است. از این‌ روی، در این گزارش تلاش خواهد شد خوانندگان محترم با این شهر تاریخی که زمانی میزبان قدوم پربرکت حضرت رضا (علیه السلام) بوده است، بیشتر آشنا شوند.
مرو، تاریخی بسیار کهن داشته و با پیشینه دو هزار ساله در تاریخ تمدن بشری دارای جایگاهی والا و باشکوه است.
این شهر که حوادث بسیاری را به خود دیده و پشت سر گذاشته، نه‌ تنها از نظر سیاسی، بلکه از نظر فرهنگی و اقتصادی نیز برای حکومت‌ها بااهمیت بوده است.

تصوير

دیوارهای خانه امام رضا (علیه السلام) در «مرو» قدیم

این زائر ترکمن که از فاصله حدود ۲۰۰ کیلومتری از منطقه «یولوتان» استان مرو برای زیارت به اماکن تاریخی و اسلامی مرو قدیم به همراه خانواده خود آمده‏ است، در پاسخ به سؤال چگونگی اطلاع شما از این مکان اظهار داشت، سال گذشته ایرانیان به این محل آمده و مراسم باشکوهی در گرامیداشت سالروز تولد آن حضرت برگزار کردند که از آن زمان این محل برای ما ارزنده شد و جایگاه معنوی بالاتری یافت.
این در حالی است که قدمگاه حضرت امام رضا (علیه السلام) در مرو قدیم اینک با همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران جان تازه‏‌ای به ‌خود گرفته‏ و خودجوش در حال احیاست و با توجه به نبود ساده‌ترین امکانات برای زائران این مکان مقدس، ساخت یک مرکز فرهنگی، عبادتگاهی با امکانات برای زائران و نیز تشکیل موزه‏‌ امام رضا (علیه السلام) و شخصیت‏‌های بزرگ اسلام که در این منطقه وفات کرده‌اند و در این محل مدفون شده‌اند، ضروری است که باید دولت‌مردان جمهوری ترکمنستان و جمهوری اسلامی ایران در این زمینه با مشارکت خود این محل را طبق شأن و عظمت آن حضرت سر و سامان دهند.
همچنین انجام عملیات کاوشگری باستان‌شناسی بیشتر در محل قدمگاه حضرت امام رضا (علیه السلام) در محوطه کاخ مأمون الرشید در مرو قدیم از دیگر پیشنهادهایی است که می‌‏‌تواند یک کار مهم و مشترک علما، دانشمندان و باستان‌شناسان ایرانی و ترکمنی باشد و یقین داریم که بر اثر کاوش‌های باستانی جدید، رازهای نهفته زیادی این سرزمین مقدس کشف خواهد شد و مردم می‌توانند آگاهی‌های بیشتری در مورد نحوه زندگی و خلاقیت حضرت امام رضا (علیه السلام) در سرزمین مرو قدیم به دست آورند.
همچنین در این منطقه باستانی با قدمتی به طول تاریخ، دیگر ابنیه‌های پس از اقامت حضرت رضا موجود است که نظر هر زائر و گردشگری را به خود جلب می‌کند.
najm134
 
پست ها : 2041
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

مشروط كردن نماز در مدرسه امريكايي به بيشرفت تحصيلي

پستتوسط najm134 » يکشنبه فبريه 17, 2013 12:17 pm

به گزارش «شیعه نیوز»، چرلی جی لوگان مدیر دبیرستان پارکدال در شهر پرنس جورج در این زمینه گفت: من واقعا خوشحالم که توانستیم بدون هیچ مشکلی زمینه ای برای دانش اموزان مسلمان فراهم آوریم تا تکالیف دینی خود را در مدرسه انجام دهند. تصوير
این مدرسه مقرارتی را تنظیم کرده تا به دانش اموزان مسلمان کمک کند که نمازهای یومیه خود را در مدرسه بخوانند. بر اساس این مقررات دانش آموزانی که بتوانند نمرات بالایی در درس های خود بگیرند، به آن ها اجازه داده می شود که زمانی را به خواندن نماز در مدرسه اختصاص دهند. در حال حاضر حدود ده دانش آموز مسلمان در مدرسه اجازه اقامه نماز در محوطه مدرسه را دارند.
لوگان، مدیر این دبیرستان معتقد است این کار دانش آموزان را تشویق می کند که بیشتر تلاش کنند تا نمرات بالاتری را برای دریافت مجوز جهت خواندن نماز بگیرند.
او در ادامه افزود: وقتی دانش آموزان مسلمان در این مدرسه در طول روز می خواستند نماز بخوانند برخی از معلمان مسیحی این مدرسه از این کار عصبانی می شدند و به آن ها می گفتند که این یک مدرسه مسیحی است.
به طور کلی در قوانین این ایالت مدارس دولتی از انجام فریضه های دینی ممنوع شده اند ولی کارشناسان این کار مدرسه را مخالف قوانین ایالتی ندانسته اند زیرا نوعی فراهم آوردن امکانات رفاهی برای دانش آموزان است و فراهم آوردن امکانات رفاهی ممنوع نیست.
موضوع اقامه نماز در مدارس دولتی در ایالات متحده موضوع قابل بحثی در ایالات متحده بوده است. در سال 2000 دادگاه عالی ایالات متحده مجددا ممنوعیت اقامه نماز در مدارس دولتی را تصویب کرد.
najm134
 
پست ها : 2041
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

انگلیسی ها مفهوم حجاب را آموزش می بینند

پستتوسط najm134 » پنج شنبه مارس 21, 2013 11:21 am

مراسم «هفته جستجوی اسلام» برای آشنایی دختران غیر مسلمان با مفهوم حجاب و دیگر مفاهیم اسلامی در دانشگاه نیوکاسل انگلیس در حال برگزاری است. تصوير
دانشجویان مسلمان در دانشگاه نیوکاسل انگلیس برای تشویق همشاگردی های غیر مسلمان خود برای تحقیق و جستجو درباره اسلام اقدام به برگزاری مراسم هفته جستجوی اسلام کرده اند.سامانتا مک گریگو،یکی از دانشجویان غیر مسلمان که در این مراسم شرکت کرده است در این باره می گوید:من فکر می کنم که افراد در انگلیس دیدگاه بدی نسبت به اسلام دارند.
وی افزود:اما این برنامه مرا تخحت تاثیر قرار داد و نظراتم در مورد اسلام را به کلی تغییر داد.به گفته برگزار کنندگان این مراسم هدف از چنین اقدامی شکست مرزها وسوق دادن غیر مسلمانان به سوی گفتگو با مسلمانان و جستجوی اسلام حقیقی است.یکی از بخش های این مراسم که دانشجویان مسلمان آن را ترتیب داده اند تحت عنوان «چالش حجاب» است.این بخش برای این سات که دختران غیرمسلمان تشویق به آشنا شدن با ارزش های حجاب و استفاده از آن شوند.
مک گریگور که در این مراسم برای اولین بار در تمام طول یک روز حجاب را امتحان کرده بود در این باره گفت:گویی با داشتن حجاب به دیگران می گفتم که به من نگاه نکنید و این احساس خوبی برای من بود.برگزار کنندگان این مراسم می گویند:ما می خواهیم این برداشت را که حجاب سمبل سرکوب زنان مسلمان است را از اذهان عمومی دور کنیم.در حال حاضر حدود دو میلیون و 500 هزار مسلمان در انگلیس زندگی می کنند.
najm134
 
پست ها : 2041
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

عكس حرم حضرت زينب در شب وفات حضرت

پستتوسط najm134 » دوشنبه مه 27, 2013 9:53 am

عكس حرم حضرت زينب در شب وفات حضرت
خداوند به اين زائران خير دهد كه در اين شرايط سخت حرم را غريب نكذاشتند

تصوير
najm134
 
پست ها : 2041
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

البرادعی: از نظر اعتقادی شیعه هستم

پستتوسط najm134 » دوشنبه آگوست 12, 2013 12:58 am

برخی رسانه ها با اشاره به نماز خواندن البرادعی به سبک شیعیان در روز اول عید فطر در الازهر مصر به پاسخی که معاون رئیس جمهوری موقت مصر به تعجب کنندگان داده است پرداخته اند.
خبرگزاری براثا گزارش داد: صدها نمازگزاری که در صبح پنجشنبه گذشته در اولین روز از عید فطر در الازهر تجمع کرده بودند تا نماز عید به جای آورند از نماز خواندن محمد البرادعی معاون امور بین الملل رئیس جمهوری موقت مصر غافلگیر شدند زیرا وی همانند شیعیان نماز خواند در حالی که البرادعی سنی است.
تصوير
هنگامی که نماز وی تمام شد برخی از حاضران از البرادعی پرسیدند آیا شیعه شده ای؟ وی در پاسخ به آنها گفت: من از نظر اعتقادی شیعه هستم و از نظر هویت سنی و نیازی به انکار عقیده ام وجود ندارد.

خبرگزاری براثا در ادامه آورده است: البرادعی در شبکه اجتماعی تویتر خود در واکنش به درخواست گروههای سلفی برای ممانعت از ورود گردشگران ایرانی به مصر گفت: مصر با نبود عقل و عدم قبول دیگری پابرجا نمی ماند.
najm134
 
پست ها : 2041
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

اخبار آئين اعلى

پستتوسط najm134 » دوشنبه دسامبر 23, 2013 9:08 pm

مدير الأمن في العراق يعلن دخول ٨ ملايين زائر ايراني لحد الان الى العراق

عليرغم محدوديتها و ممانعتها و اشكالتراشي در مرزها و معطل كردن زوار و حمله با باتوم و كاز اشك آور به زائران توسط نيروهاي حكومت ايران

اما طبق اعلان وزارت امنيت عراق
تا الان هشت مليون زائر ايراني براي زيارت اربعين وارد عراق شده اند
... اللهم زد وبارك
najm134
 
پست ها : 2041
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

گفت‌وگویی صریح با یک منبری قدیمی

پستتوسط najm134 » يکشنبه ژوئن 29, 2014 10:33 am

از خطبای کهنه‌کار قم است؛ از همان‌هایی که برای دو نسل متفاومت امروز و دیروز بر بلندای منبر رسول‌الله (صل الله علیه و آله) نشسته و عمری قال الباقر (علیه السلام) و قال الصادق (علیه السلام) گفته است. بسیار ساده و بی‎ شیله پیله حرف می‎زند. از گفتن اشتباهات خود ابایی ندارد بلکه آن را فرصتی برای خودسازی می‎داند. حتی از خاطرات دوره نوجوانی‎اش که پاکت‎های مجالس را می‎شمرد و به دنبال هیئات میکروفون‌دار (!) بود نیز برایمان گفت ... منبری خاص مراجع بزرگی همچون حضرات آیات بروجردی و گلپایگانی بوده و سخنرانی در بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی (ره) را نیز در کارنامه خود دارد.

عهد و پیمانی را از پدرش آموخت که می‎بایست با حضرت زهرا (سلام الله) ببندد. نتیجه‎اش نیز این شد که هرگاه بر منبر تکیه می‎زند، مطلبی بر زبانش جاری می‎شود که صلاح آن محفل و جمع است. به قول خودش، هنوز نیامده روزی که بگوید ای کاش فلان مطلب را می‎گفتم یا فلان موضوع را بر زبان جاری نمی‎کردم.

آنچه در پی می‎آید، ماحصل گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین سید ابوالفضل یثربی است:
تصوير
یک بیوگرافی اجمالی از خودتان بفرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم. بنده سیدابوالفضل یثربی هستم. پدرم سید زین‌العابدین از علما و سادات چاووشی بودند. نوه دختری حضرت آیت‌الله جبل‌ عاملی که به شمشیرالعلما ملقب بود. ایشان (پدربزرگ) اهل جبل عامل و از نوادگان شیخ بهایی بود.
پدرتان اهل منبر و وعظ بودند؟
بله، از نوجوانی منبر می‎رفتند.
چه شد که طلبگی را برگزیدید؟
من زود وارد حوزه شدم. ذهن خوبی داشتم، به همین دلیل یک سال زودتر از هم‌دوره‌ای‌ها کلاس ششم (مقطع ابتدایی) را به اتمام رساندم. پس از آن پدرم پرسید طلبگی را دوست داری؟ بنده نیز اعلام آمادگی کردم.
روز ثبت نام حوزه چطور بود؟ کدام مدرسه را انتخاب کردید؟
روزی که به همراه پدرم به مدرسه رضویه (قم) جهت ثبت نام آمده بودم، «سید احمد» آقازاده «آیت الله العظمی بروجردی» را نیز آورده بودند که نزد آمیرزا علی حکمی "مصدر اصل کلام است" را شروع کند. آمیرزا علی از علما و اساتید برجسته این مدرسه بود و ید طولایی در ادبیات داشت. ایشان با پدرم آشنایی داشتند و تا مرا دیدند گفتند "بیا، سید احمد هم آمده و دنبال هم‌مباحثه‎ای می‌گردد." به این ترتیب هم‌مباحثه فرزند آیت‌الله بروجردی شدم. خلاصه اینگونه دوران طلبگی ما آغاز شد. صبح تا ظهر درس و مباحثه داشتیم. بعداز ظهرها دوباره درس را شروع می‎کردیم تا نیم‌ساعت مانده به اذان.
مباحثه با فرزند مرجع بزرگی همچون آقای بروجردی چطور بود؟
حال که این سوال را پرسیدید، اجازه دهید خاطره جالبی نقل کنم. یک روز بعدازظهر، زنگ خانه ما زده شد. دیدم آمیرزا علی حکمی است. نگاه نگرانی داشت و گفت دستم به دامنت. گفتم اختیار دارید استاد، این چه حرفی است؟!. گفت آقا (آیت‌الله بروجردی) از سید احمد مطلبی را سوال کردند و او نتوانست جواب دهد. خدمتشان احضار شدم. پاسخی نداشتم ولی انگار امام زمان (عج الله تعالی فی فرجه) در دهانم انداخت که به آقای بروجردی عرض کردم از هم‌مباحثه‌اش سیدابوالفضل نیز پرسش فرمایید، اگر او هم بلد نبود مقصر من هستم. آقا قبول کردند و اکنون بناست فردا خدمتشان شرفیاب شوی. آمیرزا علی روحانی بسیار مقید و متعهدی بود. پس از اینکه جریان را شرح داد، گفت از حالا تا فردا من در اختیارت هستم. بنده خدا واهمه داشت من نیز در درس کم‌کاری کرده باشم ولی به ایشان عرض کردم که خیالتان راحت باشد. فردای آن روز به اتفاق استادم آمیرزا علی حکمی خدمت آیت‌الله بروجردی رفتیم. ایشان به حاج محمدحسین فرمودند که جامع‌المقدمات بیاورید که من بلافاصله گفتم آقا اجازه می‌فرمایید از حفظ بخوانم؟ ایشان سر خود را به نشانه تایید تکان دادند. خیلی سریع شروع به خواندن کردم که «احسن کلمه یُبتدأ بها الکلام و خیر خبر یُختتم به المرام، حمدک اللهم علی جزیل الانعام و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و آله البرره سیما ابن عمه و وصیه ...». در همین بین، آقای بروجردی به خادم خود فرمودند که احتیاج به کتاب ندارد، از حفظ می‌خواند.
پس از آنکه سوالات را جواب دادم ایشان دستی به زیر تشک بردند و یک بسته اسکناس 5 تومانی به من دادند و من پول را به آمیرزا علی دادم. آقای بروجردی بسیار از این حرکت من شگفت‌زده شدند و سه مرتبه خطاب به بنده فرمودند "عجب! حقا که در بیت علم تربیت شدی! بارک‌الله ... بارک‌الله".
پس برای آقای بروجردی منبر هم رفتید؟!
بله، قرائت درس در میان جمعیت حاضر در بیت آقای بروجردی بسیار پربرکت بود. اصلا جرقه منبر رفتنم از همان‎جا زده شد و ترسم ریخت؛ به طوری که مجالس علما برای من روان‌تر از مجالس عوام شده بود.
اولین منبر رسمی خود را به یاد دارید؟
بله، صد البته. هیچ‎وقت فراموش نخواهم کرد.
چطور؟ اتفاق خاصی افتاده بود؟
شب ولادت حضرت زهرا‌ (سلام الله) بود و مراسمی در منزل برپا کردیم. حضرات آیات بروجردی، روحانی، حاج میرزا ابوالقاسم، حاج میرزا ابوالحسن، سیدمحمود پدر سیدصادق، آقای سلطانی، سید حسین قاضی و ... دور تا دور دو اتاق بزرگ منزل که تو در تو بود، نشسته بودند. همه مجلس از سادات بودند و متفرقه نبود. شب‌های گذشته آقا محمود شاه‌احمدی می‌آمد و ذکر توسلی می‌کرد ولی آن شب نیامد. سراغ پدرم رفتم و عرض کردم آقا محمود نیامده، شما ذکر توسلی کنید. میرزا ابوالقاسم روحانی که کنار پدرم نشسته بود اعتراض کرد و رو به ایشان گفت به آقازاده‎تان بگویید منبر برود. نشسته بودم که صدای پدرم را شنیدم سیدابوالفضل پاشو برو منبر بابا. شوکه شده بودم. من هنوز تا آن روز منبر نرفته بودم. از جا برخاستم و بر صندلی تکیه زدم. "ولای حضرت زهرا‌ (سلام الله)" را بلد بودم، «علی‌الله فی کل الامور توکلی» را خواندم، پس از آن نیز اشعاری در آن زمینه بر لب جاری کردم. القصه، مجلس گرفت و مرحوم میرزا ابوالقاسم 5 تومان به من صله داد. این در حالی بود که برای هر منبر 5 ریال به منبری می‎دادند. مورد تحسین بسیار قرار گرفتم و آقای روحانی خطاب به بنده گفتند تو از همین حالا آماده‌ای که ضمن درس و بحث، منبر هم بروی.
در منبر رفتن، خط مشی چه کسی را دنبال می‎کردید؟
پدرم. البته مرحوم برقعی هم روی من بسیار موثر بود؛ همه دفاترش را دارم.
حُسن منبر ایشان چه بود؟
خلوص نیت. پدرم زندگی را از راه منبر اداره می‌کرد و وجوهات نمی‎گرفت. شهریه‌اش را هم به نیازمندان می‎داد. من نیز همچون ایشان تا الان شهریه نگرفته‌ام. عهد بستم که از راه امام حسین‌ (علیه السلام)اداره شوم.
آن اوایل که تازه منبر را شروع کرده بودید، کارت زرد هم گرفتید؟
بله، بسیار وقت می‎برد تا پخته شویم ما. پدرم و آقا مرتضی برقعی خیلی مراقبم بودند. آقا محمود طباطبایی به پدرم گفته بود این گنج (منابع منبر) را به پسرت هم بده.
مرحوم برقعی به شما توصیه هم می‎کرد؟
مستقیما توصیه نمی‌کرد یا تذکر نمی‎داد. بیشتر به گونه‎ای بود که من به سمت ایشان کشیده می‎شدم و سوالاتی پیرامون سند روایات و شگردهای سخنوری از ایشان می‎پرسیدم.
ایشان در منبر تحت تاثیر چه کسی بودند؟
مرحوم میرزا محمدتقی اشراقی. میرزا محمدتقی آدم بزرگی بود؛ تا حدی که رادیو لندن روز رحلت ایشان اعلام کرد امروز چهارمین ناطق دنیا، از دنیا رفت.
ویژگی خاص منبر آقا مرتضی برقعی چه بود؟
مقدمه. مقدمه منبرش همیشه با موضوع مجالس بسیار هماهنگی داشت. مراسم درگذشت همسر آیت‌الله بروجردی که در فیضیه برگزار شد را ایشان منبر رفت. در ابتدای منبر آیه «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودّه و رحمه» را خواند. من کنار آقای بروجردی نشسته بودم که رو به من کردند و گفتند سیدمرتضی مقدمه را خیلی خوب شروع کرد.
الان چطور؟ سخنرانان این قوانین رعایت نمی‎کنند؟
خیر، متاسفانه. سخنران را باید در مقدمه شناخت. منبری‌های معروف، آیه‌ای مثل «یا ایها الذین آمنو اتقوا الله و کونوا مع الصادقین» را می‎خوانند و وارد بحث می‌شوند. بعد هم یکی از مراحل اخلاق را بیان کرده و شروع به صحبت پیرامون آن می‎کنند. پس از مقدمه، ذی‌المقدمه، نتیجه‌گیری و به تناسب، روضه خواندن اهمیت دارد ولی حالا بسیاری منبرها سَر و تَه ندارد!
ابوی چه توصیه‎هایی به شما داشتند؟
جا دارد این خاطره را نقل کنم. یک روز زمستانی، بنده در معیت پدر از مجلس روضه‌ای برمی‎گشتیم. بین راه پاکتی که دریافت کرده بودم را باز کردم و شمردم. آن سال با سال‎های پیشین تفاوت‎هایی داشت. تا سال گذشته بلندگو در مجالس به ندرت دیده می‎شد ولی آن سال تمام هیئات، بلندگو خریده بودند. در درگاه محل جلسه، فرش گسترانده بودند و خلاصه مجالس آن سال، رونق و تشریفات خاصی داشت. درحالی که قدم می‎زدیم رو به پدر کردم و پرسیدم که پاکت شما چقدر است؟. ابوی پاسخ دادند برای چه می‎پرسی؟ گفتم که امسال مجالس خیلی تشریفاتی شده، حتما پاکت‎ها هم تغییر محسوسی کرده است. هنوز جمله‎ام تمام نشده بود که پدر کنار دیوار ایستاد و پرسید مگر پاکتت را می‎شماری؟ گفتم نباید بشمارم؟! اشک در چشمانشان حلقه زد و گفت با امسال، 49 سال است که منبر می‌روم، تا به الان پاکتی را به قصد شمارش باز نکرده‌ام. پاکت‌های محرم و صفر را کناری می‌گذارم، بعد از اتمام این دو ماه باز می‌کنم و به تناسب نیاز خرج می‎کنم. اگر خواهرانت جهیزیه بخواهند، با آن پول تهیه می‎کنم و مابقی را بین سال خرج می‌کنم. از شرمندگی نمی‎دانستم چه کنم، گفتم آقاجان نمی‎دانستم. دستش را بر شانه‎ام گذاشت و به یک‌باره گرمای عجیبی در آن سرمای زمستان بدنم را فرا گرفت. گویا پاره آتش بود. عرق شرمم جاری شد. پدرم گفت اگر بدون توجه به پاکت می‎توانی منبر بروی برای ارباب بخوان. اگر می‎خواهی سر از محتوای پاکت درآوری، تا جوانی برو دنبال کار دیگری و عمرت را تلف نکن. این را که به من گفت، گریست. من هم ناخودآگاه اشکم جاری شد. بعد رو به من کرد که گفت پسرم دعایت می‎کنم.
تاثیر این دعای پدر را متوجه شدید؟
بله! تاثیر عجیبی داشت. از آن شب به بعد، هر وقت که می‎خواهم منبر بروم، هر چه فکر می‎کنم در مورد چه موضوعی صحبت کنم، ذهنم یاری نمی‎کند ولی زمانی‎که روی منبر می‎نشینم، تا می‎گویم بسم الله الرحمن الرحیم، آیه یا حدیثی به ذهنم خطور می‎کند و مورد بحث قرار می‎دهم. تا به حال هم به لطف خدا و اهل‎بیت (علیهم السلام) پیش نیامده که بگویم ای کاش فلان مطلب را می‎گفتم و یا ای کاش فلان مطلب را بر زبان جاری نمی‎کردم.
نکته طلایی اصول منبر را از که آموختید؟
پدرم.
پس شما تمام منابر خود را مدیون ابوی هستید.
بله، دقیقا. ایشان نکاتی را به من آموختند که همان موجب تقویت منبر و در نتیجه رضایت مخاطبان شد. به همین دلیل بزرگانی همچون حضرات آیات گلپایگانی و بروجردی حقیر را برای سخنرانی در مجالس روضه‌شان دعوت می‎کردند.
خب آن نکته طلایی را می‎فرمایید تا ما هم استفاده کنیم؟!
با وضو روی منبر نشستن. پدرم همیشه توصیه می‎کرد که بدون وضو بر منبر اباعبدالله (علیه السلام) تکیه نزن. ایشان با گریه به من می‎گفت با امام حسین‌ (علیه السلام)و حضرت زهرا‌ (س) عهد ببند که من بدون طهارت روی منبر نمی‌نشینم، شما نیز که اهل‌بیت‌ (علیهم السلام)طهارتید به من کمک کنید. روزی به ابوی عرض کردم می‌خواهم فلان‎جا منبر بروم، در چه زمینه‌ای صحبت کنم؟ ایشان پرسید عهدی که با هم کردیم یادت هست؟ گفتم بله. گفتند تو با طهارت روی منبر بنشین، هر چه که برای آن منبر لازم باشد، خودش می‌آید. واقعا هم چنین شد. تا به الان هر چه دارم از آن عهد دارم. ناراضی هم نیستم. بیش از آنچه مایه دارم مورد توجه هستم.
در حضور امام راحل نیز سخنرانی کرده‎اید؟
من همواره در محضر امام (ره) بودم و در مجالسشان حضور داشتم. اولین سال که حضرت امام (ره) به قم آمدند، مراسم عزاداری را در دهه عاشورا برگزار کردند. مسئول جلسات نیز مرحوم آقای حجت امام جماعت مسجد امام زین‌العابدین‌ (علیه السلام) بود. از روز اول تا چهارم را من منبر رفتم و گفتم دیگر نمی‌توانم بیایم چون باید بیوت دیگر مراجع نیز بروم. مرحوم آقای حجت گفت پس روز هشتم بیا. گفتم از هفتم خانه آقای گلپایگانی منبر می‌روم. خلاصه قبول کردم و روز هشتم محرم رفتم بیت امام که مرحوم حاج علی‌اکبر‌ کوثری پدر حاج آقا محمد منبر بود. زمان طوری تنظیم شده بود که ایشان 9:45 میکروفون را به من تحویل دهد و سخنرانی را شروع کنم. آن موقع برعکس الان، اول مداحی و پس از آن سخنرانی بود. ساعت 10 شد و حاج علی‌اکبر هنوز از منبر پایین نیامده بود. آقای حجت با چهره‌ای پریشان، اضطراب آن را داشت که هر لحظه امام برسد و سخنرانی هنوز شروع نشده باشد. الحمدلله امام در مسیر به دلیل ازدحام جمعیت دیر رسیدند و تا آن موقع، من منبر را آغاز کرده بودم. حضرت امام با "درود، درود" مردم وارد شدند و در درگاه جلسه نشستند. وارد روضه شدم و مصیبت حضرت علی‌اکبر را خواندم «السلام علی اول قتیل من نسل خیر سلیل ...» گفتم به یاد عزیز از دست رفته این بیت که طاقت ندارم اسمش را ببرم ... . امام سرشان را بلند کردند، نگاهی به من انداختند و سپس بسیار گریستند.
کمی به عقب برگردیم. هم‎مباحثگی با آقازاده آیت‎الله بروجردی به کجا انجامید؟
سیداحمد چند سال پس از آغاز دوره طلبگی به حوزه علمیه نجف رفت. روزی بنده در زمان تعطیلات حوزه قم، در معیت ابوی به نجف مشرف شدم. آن موقع چون به سن قانونی نرسیده بودم، جزو گذرنامه پدرم بودم. سیداحمد را در عراق دیدم و چند روزی با هم بودیم. وقتی خواستیم به ایران برگردیم، سیداحمد به پدرم اصرار کرد که من بمانم ولی ایشان موافقت نکرد و گفت سیدابوالفضل جزو شناسنامه من است. سیداحمد گفت اقامتش را درست می‎کنم. باز هم پدرم زیر بار نرفت و گفت هوای نجف خشک است، شما هم نوجوان هستید، حوزه قم برای شما بهتر است!
پس راهتان از سیداحمد بروجردی جدا شد؟
بله. پس از آنکه به قم آمدیم، با حاج آقا مهدی گلپایگانی‌ (ره) هم‎بحث شدم و در مدرسه رضویه نزد شیخ محمد اشعری، النموذج و صمدیه را شروع کردیم. حجره‎مان اطراف بازار کهنه بود، پنجشنبه‌ها محضر آقای گلپایگانی می‌رفتیم و‌ امتحان می‌دادیم.
رابطه‎تان با آیت‌الله گلپایگانی چطور بود؟
ایشان خیلی به بنده لطف داشتند. آیت‌الله گلپایگانی عصرهای عاشورا مجلس روضه داشتند و بعضا من منبر می‎رفتم. اول خود آقا روضه می‌خواندند؛ چراکه می‎گفتند می‌خواهم اسمم جزو ذاکرین امام حسین (علیه السلام) ثبت شود. پس از ایشان من منبر می‎رفتم. گاهی به بنده می‎فرمودند برایم دعا کن که عرض کردم ما ریزه‌خوار سفره شما هستیم.
درس و بحث را چه کردید؟ کنار گذاشتید و به سراغ منبر و وعظ رفتید؟
خیر، تحصیل را رها نکردم. ضمن منبر، درس آقایان گلپایگانی و نجفی می‎رفتم. با آقای نجفی رابطه نزدیکی داشتم و مدتی نیز امر سخنرانی و مجلس‌داری‌ ایشان با من بود. قوانین و رسائل را از وجود آقای اعتمادی و کفایه را از وجود آقای سلطانی بهره بردم. برای فراگیری رسائل و مکاسب نیز به مسجد فاطمی درس آقای ستوده می‎رفتم.
مدیر وقت مدرسه رضویه چه کسی بود؟
حاج غلامحسین شرعی.
برخوردشان با طلاب چگونه بود؟
انسانی دوست‌داشتنی بود. این را بگویم، کمی فضا عوض شود. شیخ محمدعلی شرعی کاری کرده بود که موجب رنجش حاج شیخ غلامحسین شد و حاج شیخ عصایش را بالا آورد که تنبیهش کند. در همان لحظه شیخ محمدعلی آیه سجده‏‌دار خواند و حاج شیخ به سجده افتاد. شیخ محمدعلی هم که دید موقعیت مناسب است، فرار کرد.
سخن آخر؟
در پناه مولا امیرالمومنین (علیه السلام)باشید.
najm134
 
پست ها : 2041
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

زن‌هایی که امام جماعت بانوان می‌شوند

پستتوسط najm134 » چهارشنبه جولاي 02, 2014 12:01 am

به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی، امامت نمازهای جماعت بانوان توسط بانوان در مساجد استان «های نان» چین به امری عادی تبدیل شده است.

در ادامه این مطلب آمده است: «بانوان مسلمانی که در کسوت امام جماعت مساجد فعالیت می‌کنند، علاوه بر امامت نمازهای بانوان مسلمان، به آموزش احکام و اعتقادات اسلامی در مساجد نیز می‌پردازند.

«گی شایزیا» از بانوان مسلمانی که امامت جماعت‌ بانوان را در یکی از مساجد چین بر عهده دارد، می‌گوید: هنگامی که همه نمازگزاران زن هستند، در کشور چین مشکلی برای امامت نماز توسط بانوان وجود ندارد.

تعداد مسلمانان چین بین ۶۵ تا ۱۰۰ میلیون نفر است
najm134
 
پست ها : 2041
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

قبليبعدي

بازگشت به برای آئین اعلی


cron
Aelaa.Net