توجه به حضرات معصومين (علیهم السلام)

مدير انجمن: najm134

توجه به حضرات معصومين (علیهم السلام)

پستتوسط najm134 » سه شنبه دسامبر 24, 2013 11:04 pm

بسم الله الرحمان الرحیم
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

توجه به امام حسين عليه السلام

پستتوسط najm134 » سه شنبه دسامبر 24, 2013 11:05 pm

نظر بولس سلامه درباره حضرت على (علیه السلام)
او در مقدمه كتاب خود «عيد الغدير ملحمة العربية» مى‏نويسد: اگر سؤال كنند چرا در مورد على شعر سرودى با آنكه تو مسيحى هستى؟ در جواب می ‏گويم: هر يك از ابيات كتاب جواب سؤال توست و هر كدام بيانگر فضلى از فضايل اوست. و على مردى است كه همه مسلمين او را به عظمت‏ياد مى‏كنند، و مسيحى‏ها هم او را به بزرگى و زهد تقوى ياد مى‏كنند. و احاديث او را در مجالس خود ذكر مى‏كنند. و من در روى زمين كسى را در مقابل غم و اندوه و ستم ستمگران، با صبرتر از على نيافتم، كل زندگى اين مرد مشوب به غصه‏هاى متعدد بود، على عليه السلام از آن روزى كه چشم خود را در كعبه باز كرد. تا وقتى كه چشمش را در مسجد بست، درگير با مشكلات و مصائب بود و ...، ولى در برابر همه آنها صبر كرد.

بعد مى نويسد: اگر شيعه بودن عبارت است از حب اهل بيت نبى من شيعه هستم، سپس خطاب به حضرت على عليه السلام می گويد: شعر من در ساحل بيكران تو يك سنگريزه است، اما اين سنگ به خون حسين خضاب شده است پس اين هديه ناقابل را به خاطر امام حسين عليه السلام از من قبول كن.


«پولس سلامه» حقوقدان و شاعر و نویسنده صاحب‎نام و صاحب ملحمة الغدیر و قصیده عاشوراء و منظومه علی و الحسین است.

او كه از مشهورترین شاعران و ادبای كلاسیك لبنان بود، نخستین بار تركیب و قالب حماسه‎سرایی برای روایت یك حادثه تاریخی را در ادبیات معاصر عربی عرضه كرد و با سرودن اثر مشهورش «حماسه غدیر» نام خود را در عشق و ارادت به امیر مؤمنان جاودانه ساخت.

این شاعر مسیحی عر‌ب‌‌زبان در بخشی از اشعار خود می‎گوید: «حق چنان در من مسیحی جوشید كه از شدت محبتش مرا شیعه علی خواندند، ‎ای آسمان گواه باش و ‎ای زمین شهادت بده كه من علی را دوست می‎دارم.»

وی در منظومه‎ای پیرامون حادثه كربلا به سبك حماسه غدیر از آغاز حركت امام حسین(ع) شروع می‎كند و مراحل مختلف حادثه و مقتل حضرت را به تفصیل شرح می‎دهد و از كشته شدن حضرت علی‎اكبر و عبدا... بن حسن تا شهادت قمر بنی‎ هاشم و اسارت آل‎ا... را چون یك راوی مقتل و ذاكر مصیبت اهل بیت روایت می‎كند و در بخشی از این مجموعه می‎نویسد:

«آن‎چنان گریستم كه بالشم از اشك خیس شد و در قلمم پژواك ناله‎ها مویه كرد، من مسیحی را حسین به گریه انداخت و قطرات اشك از افق چشمانم تابید و درخشید. هرگز حال آن‎كه از دور به آتش می‎نگرد با حال آن‎كه بر روی هیزم می‎سوزد یكسان نیست، نه فرزدق زین‎العابدین چون من گفته [و درد و داغی كه من می‎كشم و می‎سوزم دریافت] و نه متنبّی به شیوه من سروده است.»

«پولس سلامه» شاعر مسیحی عرب، کتاب «عیدالغدیر» را در سال ۱۴۰۶ قمری، ۱۹۸۶ میلادی منتشر کرد؛ اما این کتاب طی این سال‌ها همواره نه تنها به خاطر اشعار زیبای آن، بلکه به خاطر موضوع خود و مقدمه شیوایی که سراینده بر آن نگاشته است، نگاه ده‌ها خواننده از مسلمان و مسیحی و عرب و عجم را به سوی خود جلب کرده است.

پولس سلامه در این کتاب نزدیک به پنجاه قصیده آورده است که همه آنها فرازهایی در تاریخ را از پیش از تولد پیامبر اسلام(ص) تا پایان واقعه کربلا و ذکر حال اسیران شام و کوفه بیان می‌کنند. اما قصیده نخست نیایش به درگاه الهی است و با عباراتی در وصف امام علی(ع) به پایان می‌رسد. قصیده پایانی کتاب نیز که حکم نتیجه را دارد با نیایش به درگاه الهی آغاز می‌شود و با ذکر دیدگاه‌های شاعر در باره بنی امیّه ادامه می‌یابد. آنگاه شاعر امام علی(ع) را مخاطب قرار داده و ضمن شکوه از بیماری که او را در طول سرودن قصائد خانه‌نشین و بستری ساخته بوده است، صبر خود را در مصائب، نوعی اقتدا به حضرت عیسی(ع)، پیامبر اسلام(ص) و امام علی و امام حسین ـ علیهماالسلام ـ می‌داند.

پولس سلامه در مقدمه کتاب و پیش از درج قصیده‌ها می‌نویسد که برخی از شخصیت‌های بزرگ دینی مسلمان تحت تأثیر داستانی منظوم که از او در مجله «الادیب» به چاپ رسیده بوده است از وی خواستند که حماسه‌هایی در باره تاریخ اسلام و عرب بنگارد.

او در ادامه می‌افزاید: «جهان عرب، امروزه به شناختن و پیروی کردن از قهرمانانِ خود محتاج است اما آن دلاوری، توانایی و شایستگی که در علی(ع) گرد آمده است در سایر قهرمانان عرب یافت نمی شود. همچنان که هیچ کس شجاعانه‌تر از حسین(ع) در برابر ظالمان قیام نکرده است و چرا چنین نباشد که اولی پرورده محمد(ص) و دیگری جگرگوشه محمد(ص) است.»

بنا به گفته شاعر، او پیش از سرودن منظومه خود به مطالعه منابع تاریخی پرداخته و برای پرهیز از پیشداوری، بیشتر آثار مورخان اهل سنت را مورد استناد قرار می‌دهد. تألیف این کتاب مجموعا شش ماه به طول انجامیده است که سه ماه آن صرف مطالعه در تاریخ اسلام و سه ماه دیگر صرف سرودن اشعار گردیده است. با توجه به تعداد قصیده‌ها می‌توان گفت که شاعر دست کم در هر دو روز یک قصیده سروده است! قصائد از نظر وزن یکسان و از نظر قوافی متنوع است. با توجه به بیماری جسمی شاعر می‌توان به او حق داد که در پایان منظومه خود سروده است:

اگر بیماری ناتوانم نساخته بود، «مُتنَبِّی» و «بُحْتُری» به گرد من نمی‌رسیدند!

شاعر در باره گمانه‌زنی‌های خوانندگان کتاب چنین می‌گوید:
«چه بسا کسانی اعتراض کرده بگویند: این مرد مسیحی را به سرودن حماسه‌ای اسلامی چه کار؟! ـ در پاسخ می‌گویم: البته، من مسیحی‌ام اما تاریخ به همه جهانیان تعلق دارد. من مسیحی‌ام، اما نه از روزنی تنگ، بلکه از افقی گسترده‌تر به جهان می‌نگرم »

من مسیحی‌ام، اما در برابر عظمت مردی خم می‌شوم که میلیون‌ها انسان در سراسر کره زمین هر روز نام او را پنج بار فریاد می‌کنند. مردی که در فرزندان حوّاء از او والاتر و جاودانه‌تر و به یادماندنی‌تر نیست. او که از ظلمات جاهلیت طلوع کرد با بیرقی که در آن با حروف نورانی نوشته بود: «لا اله الا اللّه »!

ممکن است کسی بگوید که چرا از بین اصحاب پیامبر اسلام(ص)، علی(ع) را انتخاب کرده‌ام و برایش حماسه سروده‌ام. شعرهای من خود پاسخی به این پرسش است. این شعرها تنها بیان اندکی از عظمت مردی است که مسلمانان با عباراتی چون «رضی اللّه عنه، کرَّم اللّه وجهه و علیه السلام» از او یاد می‌کنند؛ مسیحیان در مجالس خود سخنان حکمت آمیز او را مثال می‌زنند و در برابر تقوای او فروتنی می‌ورزند؛ زاهدان ...، متفکران ...، سخنوران ... هر یک به نوعی به او اقتدا می‌کنند ... همین که صدها نفر در تاریخ برای علی(ع) مقام خدایی قائل شدند، گرچه خود گمراهی بزرگی است، اما از بزرگی این شخصیت و میزان شیفتگی مردم نسبت به او حکایت دارد.

آنگاه می‌افزاید: اگر عشق ورزیدن به علی(ع) و اهل بیت طاهرین و شوریدن بر ستم و غمناک شدن به خاطر مصائب امام حسین(ع) و فرزندانش در طول تاریخ، شیعه گری است، آری من شیعی‌ام! ...

ای ابوالحسن! [علی(ع)]، شعر من در ساحلِ دریای تو سنگ ریزه‌ای بیش نیست. اما این سنگ ریزه با خون گرانبهای حسین تو رنگین شده است، پس این شعر حماسی را بپذیر و از رفرف بهشتِ جاوید به مردی ناتوان که قلمش را به نام تو شرف بخشیده است، بنگر!»

در این کتاب علاوه بر روز غدیر، جهاد مهم امام علی(ع)، مسأله خوارج و نیز داستان ازدواج آن حضرت به شعر در آمده است، اما «یوم الغدیر» از زیباترین و بهترین قصاید این کتاب است.

شاعر در پانوشت‌های اشعار با نقل از آثار مورخانی چون ابوالفداء، مسعودی، طبری، ابن اثیر و ابن خلکان و ... توضیحاتی درج کرده است تا مطالب برای غیر مسلمانان و کسانی که با تاریخ اسلام آشنایی کافی ندارند، مفید باشد.

سلامه در ابیات پایانی این کتاب می‌نویسد:
«من شیفته دلاوری، الهام، عدالت و اخلاق پسندیده‌ام. آری اگر علی پیامبر نبود ولی خُلق او پیامبرانه است. ای خدای من: تو پروردگار جهانیانی! رحمت پدروار خود را به جهانیان برسان و ثواب آنچه را که دستم نگاشته است نیز به من برسان که چشمانم اشکبار است. این کتابی است برای بهترین مردمان پس از طه (یعنی حضرت محمد(ص)) که آفرینش، انسانی چون او ندیده است. ای آسمان! شاهد باشد و ای زمین! فروتنانه اعتراف کن که من ذکر «علی»(ع) گفته‌ام!»

این شاعر و نویسنده معروف مسیحى لبنانی، دربـاره نهج‌البلاغه مى‌گوید: نهج‌البلاغه اثر جاودانه‌اى است كـه انسـان را به شناخت اندیشه بزرگ علـى ابـن طـالـب (عـلیـه السـلام) وادار مـى‌سـازد و هیـچ كـتـابـى جـز قـرآن بــر آن بــرتــرى ندارد
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

توجه به امام حسين عليه السلام

پستتوسط najm134 » سه شنبه دسامبر 24, 2013 11:08 pm

دکتر انطوان ضو در باره امام علی (ع) و امام حسین (ع) از نگاه مسیحیان شرق گفت: مسیحیان یک دیدگاه خاص درباره حضرت علی و امام حسین دارند و آنها را به شکل منحصر به فرد دوست دارند، ما حضرت علی را خوب می شناسیم و در باره علم ایشان زیاد خوانده ایم و خیلی از سخنرانی های ایشان را حفظ کرده‌ایم، فکر روشن و فراگیر ایشان محدود به دوران خودش نمی شود بلکه شامل همه ادوار هم هست، امام علی ما را مبهوت و متحیر ساخت، لذا ما مسیحان به شدت تحت تاثیر آموزه های امام علی قرار گرفتیم، ایشان برای ما مسیحیان منزله بولس پیامبر است ، ایشان مرجعیت فکری هستند و این مرجعیت نه تنها برای مسلمانان بلکه برای همه جهانیان و بخصوص مسیحیان جهان هم هست.
تصوير
و اما درباره امام حسین، آن مرد بزگوار که در راه رهایی از ظلم و ستم و تحقق عدالت به شهادت رسیدند، مردی که در راه یاری حق و برادری و محبت به شهادت رسیده اند، این مرد بزرگوار در راه دفاع از حقوق همه انسانها به شهادت رسیده اند، بنابراین باید بگوییم که امام حسین امام مسلمین و امام مسیحیان و در اصل امام انسانها هستند، ایشان امام فقیران و امام مستضعفان و امام شکنجه دیدگان هم هستند، ما برای آن مردی که آن همه ظلم و ستم به خود دیده اند و این همه شکنجه ،اتهام و خیانت را تحمل کردند احترام خاصی قائل هستیم و ایشان را تعظیم و تحسین می کنیم، ایشان از دیدگاه ما به شهادت واقعی دست پیدا کرده اند، شهید واقعی که نه به خدا و نه به انسان ها به خاطر شهادتش منت نمی گذارد، ایشان خود را قربانی دیگران کرده اند، و این همان نقطه مشترک بین امام حسین و حضرت مسیح است. هدف این دو بزرگوار نجات انسان ها بوده است، ما امروزه به شدت نیازمند فکر حسینی و فکر مسیحی هستیم برای اینکه مردم دوباره برای همدیگر احترام بگذارند وبا هم به شکل دوستانه و برادرانه به زندگی خود ادامه دهند، چیزی که می خواهم به اطلاع شما برسانم این است که لبنانی ها و بخصوص مسیحیان درباره امام علی و امام حسین نوشته های به یادماندنی اعم از غزل و شعر و نثر از خودشان بر جای گذاشته اند،
تصوير
وی در ادامه توصیف دیدگاه مسیحیان به امام علی (ع) و امام حسین (ع) افزود: ما طور دیگر به امام علی و امام حسین نگاه می کنیم، ما می خواهیم امام علی و امام حسین را از اسارت آزاد کنیم، چون ما باید این دو بزرگوار را به شکل جدید و به زبان نو در زمانه خودمان معرفی کنیم، می بایست بچه های خودمان را با فکر امام علی و امام حسین آشنا کنیم، امام حسین نه تنها مظلومانه جان خود را از دست داده اند بلکه ایشان در روزگار ما هم مظلوم هستند چون ما نتوانستیم ایشان را خوب معرفی کنیم، امام حسین فقط به خاطر مسلمین به شهادت نرسیده اند بنابر این می بایست ایشان را از اختلاف و فتنه های منسوب به مسلمانان که هیچ ربطی به جوهر اسلام هم ندارد خارج کنیم، چرا امام علی را جور دیگر معرفی نکنیم و ایشان را دوباره زنده نکنیم و به زبان امروزه درباره ایشان حرف نزنیم، دوران اسب و جنگ به پایان رسیده است بنابراین باید امام علی و امام حسین را به شیوه جدید و سازگار با زبان امروزه معرفی کنیم، و در این راه می بایست مسلمانان و مسیحیان با هم همکاری کنند تا بتوانیم این میراث و فکر ارزشمند و گرانقیمت را حفظ و معرفی کنیم، همچنین اعتقاد دارم که مسلمانان باید با مسیحیان بیشتر آشنا بشوند و مسیحیت را همین طوری که هست ببینند و نه آنطور که خودشان تصور می کنند، ما خواستار ادغام اسلام و مسیحیت نیستیم چون اعتقاد داریم که هر یک ساختار خودش را دارد، ولی همگی ما خدای یکتا را می پرستیم و سرنوشت یکسان داریم، ما در انسانیت برادر هستیم، همگی ما نمایندگان خدا در زمین هستیم لذا باید همدیگر را یاری کنیم، آن چیزهایی را که در مورد آن اتفاق نظر داریم سرلوحه خود قرار و به زندگی مشترک ادامه می دهیم، و آن چیزهایی را که در مورد آن اختلاف داریم به دست علما می سپاریم که آن را تجزیه و تحلیل و در مورد آن گفتگو کنند و تلاش کنند تا نظرات را به هم نزدیک کنند، من اعتقاد ندارم که بین اسلام و مسیحیت اختلاف اساسی و ریشه ای وجود داشته باشد بلکه باید بگویم که این اختلافات به نادانی بعضی از علما که دین را خوب نمی شناسند و آن را به درستی تفسیر نمی کنند باز می گردد. در اینجا من می خواهم بگویم که ما باید بحث کنیم چگونه می توانیم در مورد اتفاقاتی که در کشورهای ما رخ می دهد به موضع مشترکی از دیدگاه اسلام ومسیحیت برسیم، تصوير

این روحانی مسیحی لبنانی بار دیگر به موضوع امام علی (ع) و امام حسین (ع) بازگشت و به ذکر تاریخ غمناک کاروان اسرای عاشورا و ارتباط آن با جامعه مسیحی در خاورمیانه پرداخت و گفت: امام علی(ع) و امام حسین(ع) در میراث ما از طرفداری مردمی گسترده برخوردار بودند و هستند، در اینجا می خواهم به دو نکته اشاره کنم، نکته اول مسئله فرزندان و کودکان کاروان اسرای واقعه کربلا هست، وقتی کاروان کودکان در حال طی کردن مسیر طولانی که برای آنها تعیین شده بود تا به دمشق برسند، و بیشتر این راه در بادیه و صحرا قرار دارد، وقتی شب شد به نزدیکی یک صومعه رسیده بودند که اطراف دمشق قرار دارد و دور تا دور آن پر از درخت و حوضچه آب بود، و به همین دلیل تعدادی زیادی از عابران ابراز علاقه می کردند تا در اطراف این صومعه شب را بگذارنند، وقتی کاروان کودکان کربلا به آن صومعه رسیدند نزدیکی شب بود لذا از راهب این صومعه خواستند تا شبشان را آنجا سپری کنند و راهب صومعه این اجازه را به آنها داد، یک ساعت گذشت که رئیس صومعه از راه رسید ووقتی با چهره های مملو از غم کودکان و آن حال و وضعشان و سر مقدس امام حسین(ع) که روی نیزه بود، مواجه شد از آنها پرسید: شما کی هستید؟ چی شد که به این روز افتادید؟ اینجا چی کار می کنید؟ کودکان ماجرای کربلا را برای راهب تعریف کردند، چگونگی به شهادت رسیدن امام حسین(ع) را برای راهب تعریف کردند، راهب از چیزهایی که شنید گریه اش گرفته بود، ایشان خود را در غم فرزندان حسین شریک دانست و از مصیبت امام حسین(ع) بسیار غمگین شد و اشک ریخت، و به مسئولین کاروان اسرا گفت که سر امام حسین نباید در اینجا بر فراز نیزه بماند بلکه باید داخل کلیسا شب را بگذارند و فردا وقتی می خواهید عازم شوید آن را با خود ببرید، کاروان اسرا و کودکان وقتی به شهر بعلبک در لبنان رسید، در آن زمان بعلبک شهری بود که اهالی آن کمتر مسلمان بودند و می شود گفت یک شهر مسیحی نشین بود، وقتی این کاروان وارد بعلبک شد با چشمان گریان و دلهای غمگین از آنها به گرمی تمام عیار استقبال کردند، این میراث ما هست، ما اینجوری و به دور از فلسفه امام حسین را دوست داریم، دوستی امام حسین در وجدان ما وجود دارد، در اینجا هم می خواهم به یک نکته اشاره کنم که سه سال پیش وقتی اسقف اعظم مارونی لبنان به زیارت صومعه احمر و بعلبک رفت، شیعیان از ایشان استقبال خیلی گرم و بی نظیر به عمل آوردند، کودکان در اطراف خیابان صف ایستادند و با گل ایشان را بدرقه کردند، ایشان برای ساعت نه شب قرار شام داشتند ولی به خاطر گرمی استقبال و ازدحام جمعیت ساعت یازده شب به محل ملاقات رسیدند! اسقف اعظم علت این استقبال بسیار گرم را از من پرسید که من در پاسخ به ایشان گفتم در وجدان ما مسیحیان عشق امام حسین وجود دارد، ما وقتی شیعیان احزاب و یاری در بعلبک نداشتند از امام حسین(ع) و خانواده و فرزندانش به گرمی و هر آنچه لایقش بودند استقبال کردیم و شیعیان الآن آن خوبی و حس برادرانه را که به آنها و امام ایشان داشتیم دارند جبران می کنند، آنها اعتقاد دارند که این حس برادری و همزیستی هیج وقت نخواهد مرد و کما فی السابق در وجدان مردم زنده هست، وقتی به محله های لبنانی که تعدد مذاهب دارد می روید آن را به وضوح می بینید، آنجا مسلمان با مسیحی زندگی می کند و مسیحی با مسلمان زندگی می کند، اگر این همزیستی مشترک نبود ما هم به اینجا نمی رسیدیم، متاسفانه سیاست های خارجی تلاش کردند تا بین ما فتنه بیاندازند ولی من به شما می گویم که هم زیستی مشترک در وجدان ما مسیحیان و مسلمانان وجود دارد و به امید خدا عوامل فتنه به اهداف شوم شان دست نخواهند یافت،بگذارید باز هم در این جا بگویم که سقوط دولت سوریه یک تهدید جدی برای همزیستی به حساب می آید، تقسیم کشور عراق هم یک تهدید جدی برای این همزیستی به حساب می آید، من اعتقاد دارم که این مرحله از خشونت ونابودی پایان خواهد یافت و سرانجام این جهان عزت و سربلندی خود را دوباره به دست خواهد آورد.
تصوير

وی در ادامه افزود: امام علی(ع) وحضرت مسیح(ع) وامام حسین(ع) برای خودشان زندگی نکرده اند بلکه خود را وقف انسانیت کرده اند. پیغمبر چه کسی است؟ پیغمبر انسانی است که با خدا زندگی می کند و می خواهد اراده خدای یکتا را به برادران خود انتقال دهد، چرا ما هم پیغمبر نباشیم؟ پیامبران از خیر و صلح سخن گفتند چرا ما هم از اینها سخن نگوییم؟ آدم های پرهیزگار که بعضی ها دارند ضریح آنها را ویران و منهدم می کنند، آنها زندگی خود را فدای انسانها کرده اند، چرا ما هم مثل آنها زندگی نکنیم؟ افراد شروری که می خواهند فرهنگ ما را دچار تحریف کنند هیچ ارتباطی با ما ندارند، آنها ابزاری هستند که می خواهند سیاست های خارجی را در کشورهای ما اجرا کنند، ما فقط آنها را برای برگشت به راه درست و راست دعوت می کنیم.
دکتر انطوان ضو درباره همزیستی مشترک مسیحیان و مسلمانان با اشاره به این تجربه در ایران گفت: تجربه همزیستی مسلمانان و مسیحیان تنها محدود به لبنان نمی شود، شما در ایران مسلمانان و مسیحیان و یهودیان با هم به خوبی زندگی می کنید، یهودیان در پارلمان ایران نماینده دارند، ما هیچ وقت نشنیدیم که مسیحیان در ایران در معرض ظلم و ستم واقع شده اند و تا جایی که اطلاع داریم آنها در ایران زندگی با ژعزت و شرافتمندانه دارند، آنها حقوق و همچنین واجبات خود را دارند، آنها متعلق به تمدن اسلامی فارسی ایران هستند، ما در برابر واژه فارسی عقده نداریم، ما عرب هستیم اما ناسیونالیست نیستیم، ما مردم را با خوب و بد بودنشان و نه با نژادشان می شناسیم، هرکس در این سرزمین زندگی می کند اعم از کرد و ارامنه و سریانی و عرب برای ما یک آدم شرقی است، عرب ها در مورد ایران واژه کشور همسایه را به کار می برند، اما ما این واژه را قبول نداریم، ما متعلق به این شرق و این سرزمین هستیم، ما متعلق به تمدن ایران و تمدن عرب هستیم، سرزمین ما از دریای مدیترانه شروع و به کشور چین ختم می شود، ما در شرق گفتگوی تمدن ها را داریم و نه جنگ تمدن ها را، بنابراین سیاستمداران و اصحاب رسانه های واقعی باید درک داشته باشند و مردم ما را به خوبی توجیه کنند که آنها نسل محبت و همزیستی و خوبی هستند و نه نسل شر و جنگ و کشت و کشتار.

انطوان ضو در با اشاره به این که تعالیم انبیا و اندیشه های حضرت مسیح(ع) و امام علی (ع) باید مبنای عدالت جهانی باشد گفت: من اعتقاد دارم که فکر امام علی (ع)و فکر حضرت مسیح(ع) و ائمه اطهار و فکر همه پیامبران و همه آدم های پرهیزکار باید مبنای پیش ساخت تمدن محبت و عدالت در شرق و کل جهان باشد، جهان ما از گشنگی و درد و ظلم و ستم رنج می برد، جهان جوری شده است که تعدادی از جهانیان نان شب دیگران را به جیب می زنند، ثروت مردم به جای آن که به کفاف نیازمندان برسد به دست بعضی ها می رسد که برای ما اسلحه صادر می کنند تا به جان همدیگر بیافتیم، در این بین باید بپرسیم که مسلمانان و مسیحیان کجا هستند، مسلمانان فقط در قبال مسلمانان وظیفه ندارند و همین طور مسیحیان، ما امت خدا هستیم و می بایست برای دیگران فانوس و الگو باشیم ما باید نگران گرسنگان و محرومان و مستضعفان جهان باشیم، ما باید نگران آنهایی باشیم که از فقر و نادانی وبیماری رنج می برند، چرا دست به دست هم ندهیم و همدیگر را یاری نکنیم، ما بیشتر از نصف انسان های این جهان هستیم، ما در این راه کوتاهی کردیم، ما مسلمان واقعی و یا مسیحی واقعی نیستیم، چون ما در برابر شر ایستادگی نکردیم و راه را برای دیگران باز کردیم تا انسان و تمدن و دین را نابود کنند، حضرت مسیح(ع) می فرمایند که شما نور جهان هستید و شما نمک جهانیان هستید، ما باید با محبت خود و اهتمام ورزیدن به فقرا و مستضعفان نور جهان باشیم، مسلمانان هم نور جهان هستند و نمک جهانیان، وقتی به این منزلت رسیدیم یعنی لیاقت نمایندگی خدا در زمین را داریم و آن گاه خدای یکتا می تواند به ما افتخار کند.

دکتر انطوان ضو در خصوص مشترکات فرهنگی اسلام و مسیحیت و لزوم کار بیشتر در معرفی این میراث مشترک ادامه داد:در ابتدا می خواهم به سینمای ایران در دوران انقلاب اسلامی تبریک بگویم چون واقعا پیشرفت های چشمگیر داشته ودر سطح بین المللی به خوبی درخشیده است، روابط ایران و لبنان هم در طول این سالیان خوب و در حال پیشرفت بوده است ، ولی در زمینه روابط فرهنگی و روابط تمدن ها و بخصوص در مورد فرهنگ عاشورا کوتاهی هایی داریم، بعضی مردم ادعا می کنند که عاشورا یک فرهنگ ایرانی است که به ما منتقل شده است، در مقابل ما می گوییم فرهنگ عاشورا از جبل عامل لبنان نشات گرفته است، بگذارید عمیق تر به موضوع بپردازیم و به دوران امام حسین برگردیم، از شما می خواهم کتاب "رنج های حضرت مسیح" را مطالعه بفرمایید، کسی که تاریخ تمدن ها را می شناسد پی خواهد برد که گریه و شعر و واقعه کربلای حسینی در مسیحیت به وضوح دیده می شود، همان موسیقی و شعر و همان ادبیات در مسیحیت وجود دارد، و به همین دلیل می بینیم که یک شاعر صوفی به نام خانم رابعه عدوی که در کوفه بود و یک شاعر دیگر به نام الدلیاتی که در موصل بود، این دو شاعر و بدون اینکه با هم آشنایی داشته باشند از همان الفاظ در توصیف عرفان استفاده می کردند، بنابراین باید بگوییم که عاشورا همان مسیحیت است و مسیحیت نیز همان عاشوراست، این همان فرهنگی هست که باید به دیگران آموزش دهیم، یکی از علمای فرقه سریانی در عراق که متخصص موسیقی سریانی هم بود به من گفت که موسیقی سریانی همان موسیقی ای هست که مسلمانان در عزاداری عاشورای حسینی به کار می برند، لذا باید بدانیم که خداوند متعال ما را به هم نزدیک می کند، و در کنار خداوند، تمدن نیز ما را به هم نزدیک می کند، آن میراثی که از تمدن داریم حاصل تلاش همه اقشار بشری است، به عنوان مثال همین تمدن عربی که داریم ایرانیان و مسیحیان و رومانیایی ها و یونانی ها نیز در شکل گیری آن نقش بسزایی ایفا کرده اند.
وی به ارائه راه کارهایی برای زنده کردن فرهنگ عاشورا و فرهنگ حسینی می پردازد و می گوید: من اعتقاد دارم که مسلمانان و بخصوص فرهیختگان اهل تشیع باید یک تیم تحقیقاتی را شکل بدهند، و آن تیم باید عاشورای حسینی را با تمامی جزییات بررسی کند، این تیم نباید به آن عاشورایی که در ایران و یا در جبل عامل شاهدش هستیم بسنده کنند بلکه باید به خود کربلا بروند، باید بدانند طبیعت جغرافی و فرهنگی و اجتماعی حاکم در آن دوران چگونه بود، البته نباید اسیر آنجا باشیم و نباید امام حسین(ع) را آنجا رها کنیم بلکه باید ایشان را دوباره زنده کنیم و ا خود به دنیای سینما وتلویزیون بیاوریم تا همه دنیا را از آموزه های ایشان مطلع بسازیم، همین طور که در موسیقی و تمدن و فرهنگ شریک بودیم چرا الآن همدیگر را یاری نکنیم و یک فرهنگ و تمدن جدید نسازیم که در همه دنیا بدرخشد؟ جهان ما نیازمند خورشید و نور است، بگذارید نورتان تاریکی دیگران را روشن کند و اعمال نیک شما را ببینند، در نتیجه می خواهم بگویم که ما باید به شکل عمیق تر به مسئله بپردازیم، عاشورای حسینی برای ما نباید فقط ده روز از گریه و سینه زنی باشد بلکه عاشورای حسینی باید نقطه شروع باشد تا اسلام ناب و درست را برای دیگران معرفی کنیم، ما اهل مرگ و فرهنگ مرگ نیستیم و اعتقاد داریم روزی ما در پناه خداوند محفوظ است، ما اهل زندگی و نجات هستیم و اعتقاد داریم که شهیدان نمی میرند بلکه در پناه خداوند متعال زنده و عزیز هستند، ما اعتقاد داریم که امام حسین(ع) وحضرت مسیح(ع) خود را قربانی ما کرده اند، لذا ما باید پیغام ایشان را دریافت و تلاش کنیم تا مثل آنها باشیم، هر یک از ماها باید حسینی و هر یک از ما باید مسیحی باشد، آدم حسینی با اینکه مثل من سیاه پوش است اما قلب او پر از محبت و مهر و صلح و غفران است، آدم حسینی و آدم مسیحی باید اینجوری باشد، ما باید از عمق اسلام آگاه باشیم باید از عمق مسیحیت آگاه باشیم

دکتر "آنطوان ضو" 73 ساله در سال 1958 به دنیای رهبانیت مسیحی وارد شد. دروس اولیه خود را در آموزشگاه رهبانی در بعبدا در بیروت پشت سر گذارد و در سال 1965 به عنوان کاهنی دست یافت. سپس در ادامه تحصیلات عازم رم شده و مدرک دیپلم در رشته باستان‌شناسی، لیسانس در فلسفه و علوم لاهوتی و دکترای خود در رشته عقاید لاهوتی را از دانشگاه انجلیکان رم دریافت کرد و سپس برای تدریس به دانشگاه حکمت بیروت بازگشت و در کلیساهای بسیاری در لبنان در خدمت کلیسای مارونی لبنان بوده است.

وی در بسیاری از رویدادهای دینی و فرهنگی لبنان حضوری فعال داشته است. از موسسین موسسه بین‌المللی قدس، رئیس جنبش فرهنگی در آنطالیاس از سال 1982 تا 1988 بوده است و از 1992 تا کنون رئیس دبیرخانه کمیته اسقف های مارونی لبنان برای گفتگوی اسلام و مسیحیت است.دفاع وی از مردم مظلوم فلسطین و مخالفت گسترده با سیاست های رژیم صهیونیستی در فلسطین،لبنان و خاورمیانه از مواضع مشهور وی شناخته می شود.

آنطوان ضو

وی تالیفات زیادی دارد که از جمله آنها اسقف های مشرق،تاریخ رهبران درخشان،اسقف های مارونی(در دوجلد) و حوادث سال 1960 در لبنان و سوریه است. او اکنون در کلیسای مار انطار در عجلتون در منطقه کوهستانی شرق بیروت به وعظ و ارشاد مسیحیان مشغول است. در این منطقه جلسات علمی و گفتگوهایی را در بین گروهی از علما و استادان مسیحی اداره می کند و جمعی از نخبه های علمی و فرهنگی مسیحیان مارونی لبنان به شمار می روند.
تصوير
علمای مسیحی در شرق به شکل عام و علمای مسیحی لبنانی به شکل خاص نگاه ویژه ای به تاریخ و فرهنگ اسلامی دارند و در این میان دیدگاه منحصر به‌فردی در باره امام علی(ع) و نهضت عاشورا و امام حسین (ع) دارند و در این خصوص تا کنون نوشته ها و سخنرانی های متعددی از خود بر جای گذارده اند و این در حالی است که مسیحیان شرق معتقدند روند واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش و نیز اسارت خاندان اهل بیت در برهه ای از این واقعه به جامعه مسیحی در منطقه لبنان و سوریه گره خورده است و همین امر بستری مناسب برای همزیستی مسلمانان و مسیحیان در خاورمیانه ایجاد کرده است.
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

واقعه كربلا و روز عاشورا از ديدگاه انديشمندان بزرگ جهان

پستتوسط najm134 » سه شنبه دسامبر 24, 2013 11:10 pm

واقعه كربلا و روز عاشورا از ديدگاه انديشمندان بزرگ جهان


* "پرفسور ادوارد براون" مستشرق معروف نيز درباره مصيبت امام حسين(ع) در كربلا مي گويد: "يادآوري واقعه كربلا كه در آن سبط رسول بعد از تحمل آزار و عطش به شهادت رسيد كافي است تا در سردترين و سست ترين افراد اثر گذارد و حتي كساني را كه به امور حماسي و حزن آور اعتنا و توجهي ندارند به خود آورده و روح آنان را به مدارج كمال بالا برد، به حدي كه درد و مرگ براي آنان چيزي بي ارزش و سست شود."

او همچنين مي گويد: "آيا قلبي پيدا مي شود كه وقتي درباره كربلا سخني به گوش او مي رسد، مالامال حزن و اندوه نگردد، حتي غير مسلمانان هم نمي توانند پاكي روحي را كه اين جنگ اسلامي در برداشت انكار كنند."

* "چارلز ديكنز" نويسنده انگليسي نيز درباره قيام عاشورا اينگونه مي نويسد: "اگر مقصود حسين (ع) جنگ در راه خواسته هاي دنيوي خود بود، من نمي فهمم چرا خواهران و كودكانش را همراه خود برد، پس عقل چنين حكم مي كند كه او به خاطر اسلام فداكاري خويش را انجام داد."

* "توماس ماساريك" نيز در مقايسه اي بين امام حسين (ع) و حضرت عيسي(ع) مي گويد: "مصايب مسيح نسبت به مصايب حسين (ع) مانند پر كاهي است در برابر كوهي بزرگ."

* "جستيس آ.راسل" شاعر انگليسي نيز منظره غم انگيز عاشورا را چنين ترسيم مي كند: "آنها دهان مبارك امام را باچوبهاي خود نواختند.اي پيكري كه زير سم اسبان لگدكوب شدي! تو همان بدني بودي كه بينندگان را مسحور مي ساختي.

خوني كه از رگهاي مباركت ريخته و خشك شده، معجوني آسماني است كه تاكنون هيچ سم اسبي با چنين رنگ الهي رنگ نشده است.

اي زمين برهنه و باير كربلا كه در روي تو نه علفي است و نه چمني! براي ابد آهنگ حزن و آه بر تو پوشيده باد چون كه در سرزمين تو بدن پاره پاره مقدس پسر فاطمه افتاده است آن كه روح خويش را به خداوند تقديم نمود."

* "نيبلت" نيز در ترسيم شب عاشورا چنين مي نويسد: "آن شب، هنگامي كه آتش اردوها در اطراف او در بيابان شعله مي زد، امام پيروانش را جمع كرد و در يك سخنراني طولاني فرمود: كساني كه با من بمانند فردا شهيد خواهند شد.

سپس عمل بسيار زيبايي انجام داد كه نشانه آگاهي كامل او از ضعف بشري و قدرت روح فداكاري وي و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود.

به پيروان خود فرمود: هر كس جرات و قوت ايستادگي و شهادت را در خود نمي بيند در تاريكي به طور ناشناس و بدون خجالت برود.

صبح روز عاشورا كه ابرهاي ارغواني در آسمان شرق جمع مي شد، ? 72?نفر با ايمان دور امام را گرفتند و همگي آماده مرگ و شهادت بودند."

* "گيبون" مورخ انگليسي نيز پيرامون واقعه عاشورا مي نويسد: "با آن كه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، مع ذلك مشقات و مشكلاتي را كه امام حسين (ع) تحمل نمود احساسات سنگدل ترين خواننده را برمي انگيزد، چنان كه ي* "موريس دوكبري" مورخ آمريكايي درباره عزاداري واقعه عاشورا نيز مي نويسد: "اگر تاريخ نويسان ما حقيقت روز عاشورا را درك مي كردند، اين عزاداري را غير عادي نمي پنداشتند.

پيروان حسين (ع) به واسطه عزاداري براي امام خود مي دانند كه نبايد زير بار ذلت، پستي و سلطه استعمار بروند، زيرا شعار امام و پيشواي آنان تن ندادن به ظلم و ستم بود.
حسين (ع) در راه شرف، ناموس، مردم، بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق خود قرار داده و از ظلم يزيد و يزيديان و بيگانگان خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم. و اين است خلاصه تعاليم اسلام.

ملتي كه از گهواره تا گور تعاليمش اين چنين است پيداست كه داراي چه مقام و مرتبه اي خواهد بود. چنين ملتي داراي هر گونه شرف و افتخار است، چون همه افراد آن سرباز حقيقت و عزت و شرف است."

* "بولس سلامه" شاعر مسيحي نيز مي گويد: "شبهايي كه بيدار بودم و با درد و رنج مي گذراندم و افكار و تخيلاتم مرا به ياد گذشتگان مي كشاند و در تاريخ گذشته دو شهيد بزرگ امام علي (ع) و سپس امام حسين (ع) سير مي كردم، يك بار براي مدتي طولاني به جهت علاقه اي كه به آن دو بزرگوار داشتم گريستم و سپس شعر علي و حسين را سرودم."

* "گابريل دانكيري" نيز درباره وحشي گري سپاه يزيد مي گويد: "سربازان يزيد در آن روز "عاشورا" چنان وحشي گري از خود نشان دادند كه تا آن روز كسي نظير آن را به خاطر نداشت.

آنها حتي به كودكان شيرخوار و خردسال هم رحم نكردند و سر خونين حسين(ع) را به دمشق بردند و يزيد پنداشت كه ديگر با اين پيروزي خواهد توانست از دنيا لذت ببرد. اما خاطره آن هر سال و تا به امروز، در ميان سيل اشك و نوحه خواني ها و مرثيه ها تجديد مي گردد."

* "جرج جرداق" نويسنده و محقق مسيحي مي نويسد: "يزيد وارث همه بديهاي اسلاف خود بود و از آنها نيز فزون داشت. از هر نوع شرارت و فساد و اعمال شيطاني كه ديگر مردان بدكار و بي آبرو داشتند، يزيد بهره مند بود... كسي از اخلاق انساني بي بهره تر از يزيد نبود... و در مقابل، هيچ كس در خلق انساني كاملتر از حسين بن علي (ع) نبود، كه در آن واقعه شهيد شد.

در يزيد همه صفات زشت و ننگين و رياست طلبي و سودجويي و خونريزي و بي ارادگي وجود داشت. و در طرف مقابل يعني فرزندان علي (ع) همه صفات عالي و ستوده انساني، از قبيل خلق كريم و شجاعت و آزادگي و شهادت، به كمال معنا وجود داشت."

* "دكتر ژوزف" مورخ فرانسوي نيز چنين مي گويد: "شيعيان در ايام عزاداري به ذكر مصيبت و گوش فرا دادن به مصايب حسين (ع) مي پردازند، و مي كوشند كه فضايل خاندان نبوت و رنجهاي آنان را به نيكوترين وجهي بيان كنند."

* "كلودين رولو" مفسر روزنامه لوموند، درباره امام حسين (ع) و واقعه عاشورا مي نويسد: "شيعيان هر سال در ماه محرم به تذكر واقعه كربلا و مصيبت امام حسين (ع) كه نمادي از دليري، عدالت عليه تجسم پليدي و نيروي شقاوت است، مي پردازند و ستمكاران عصر را به يزيد و اشقيا تشبيه مي كنند."

* "مهاتما گاندي"، معمار استقلال هند و رهبر ملي مردم اين كشور براي آزادي هندوستان از سلطه انگلستان نيز پيرامون امام حسين (ع) و واقعه كربلا مي گويد: "من براي مردم هند چيز تازه اي نياوردم، فقط نتيجه اي را كه از مطالب و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگي قهرمان كربلا به دست آورده ام، ارمغان ملت هند كردم.

اگر بخواهيم هند را نجات دهيم واجب است همان راهي را بپيماييم كه حسين بن علي پيمود."

* "ساور جيني نايد" شاعر هندي، عزاداري عزاداران حسيني را در هر سال موجب زنده نگه داشتن واقعه جانسوز كربلا مي داند و قيام حسيني را استوار نمودن دين بزرگ حضرت محمد (ص) ذكر مي كند كه امام حسين(ع) عشق نهايي خود به خدا را با شهادتش ثابت كرد.

او مي گويد: "شب شهادت حسين (ع) مريدانش با پيراهنهاي سياه و پاي برهنه با چشمان اشك بار به ياد واقعه جانسوز دور هم جمع شده با بيان اتفاقات آن واقعه سراپا مي گويند: حسين...

"اي حسين! چرا هزاران هزار دوست تو اين طور اشك مي ريزند؟اي مقدس عالي مقام! آيا اينها براي فداكاري بي نظير تو نيست؟ زيرا پرچم دين بزرگ پيامبر (محمد (ص) را برافراشتي و در مقابل شگفتي جهانيان عشق عجيب خود را به خدا ثابت كردي."

* "ايرونيك" مورخ آمريكايي مي گويد: "كشته شدن حسين (ع) سرگذشتي است كه به علت ناگواري و هولناكي آن واقعه، دوست ندارم سخن را در موردش طولاني كنم زيرا در اسلام كاري زشت تر از آن به وقوع نپيوسته است.

اگر چه كشته شدن اميرمومنان (ع) مصيبت بسيار بزرگي به شمار مي آمد، ليكن سرگذشت حسين (ع) كشتار فجيع و مثله كردن و اسارت را دربرداشت كه از شنيدن آن بدن انسان به لرزه مي افتد زيرا كه از مشهورترين مصيبت هاست."

* "ماربين" محقق آلماني مي گويد: "حسين تنها كسي است كه در ? 14?قرن پيش در برابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد.او اول شخص سياستمداري بود كه تا به امروز احدي چنين سياست موثري را اختيار ننموده است. حسين (ع) شعار هميشگي را سر مي داد كه من در راه حق و حقيقت كشته مي شوم ولي دست به ناحق نمي دهم...

"حسين (ع) ديد حركات بني اميه كه سلطنت مطلقه داشتند و دستورات اسلام را پايمال مي كردند نزديك است پايه هاي استوار و مستحكم اسلام را در هم بريزد و اگر بيش از اين مسامحه كند، نام و نشاني از اسلام و مسلمين باقي نخواهد ماند، لذا تصميم گرفت تا در برابر حكومت ظلم و جور بايستد..." ماربين مي افزايد: حسين (ع) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، درس فداكاري و جانبازي به جهانيان آموخت و نام اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلندآوازه ساخت..
* "جرجي زيدان" نيز درباره امام حسين(ع) مي نويسد: "منظره سر بريده حسين (ع) همه را متاثر و محزون ساخت... وقتي چشمان يزيد به سر بريده افتاد، سر تا پا بلرزيد و دانست چه عمل فجيعي مرتكب شده است."

* "نيكلسون" نيز پيرامون واقعه كربلا چنين مي نويسد: "حادثه كربلا مايه پشيماني و تاسف امويان شد، زيرا اين واقعه شيعيان را متحد كرد و براي انتقام خون حسين (ع) هم صدا شدند
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

توجه به امام حسين عليه السلام

پستتوسط najm134 » سه شنبه دسامبر 24, 2013 11:12 pm

نمونه هايي چنين در ميان مسيحيان شرقي كه از نزديك با شيعيان مرتبط بوده اند- در كشورهايي چون لبنان، عراق، ايران و سوريه- فراوان ديده مي شود.
انطوان بارا روزنامه نگار و نويسنده سوري الاصل در كتاب «الحسين في الفكر المسيحي» به خوبي اين رابطه عاطفي و عاشقانه را تشريح كرده و چنان از تمسك به مصباح هدايت و كشتي نجات سخن مي گويد كه گويي يك مسلمان شيعي معتقد است نه يك مسيحي آشكار. اگر سخن از تحليل تاريخي يا گزارش حوادث باشد قلمفرسايي يك متفكر مسيحي چندان غريب نيست اما دلبستگي عاطفي آسان به نظر نمي رسد. بولس سلامه شاعر مشهور عرب كه نزار قباني بعد از درگذشتش وي را آخرين بازمانده بنيان هاي مستحكم ادب برشمرد چنين رابطه اي با سالار شهيدان دارد. فرزندش رشاد سلامه- سياستمدار لبناني- مي گويد صبحگاهي به سراغ او كه سال ها در بستر بيماري افتاده بود رفتم و ديدم بالش او خيس و نمناك است، گمان كردم ظرف آب را ريخته ولي ديدم ظرف آب در كنارش نيست، سبب را پرسيدم، پاسخ داد: ديشب به فصل شهادت حسين بن علي رسيدم و تا صبح مقتل كربلارا مي سرودم. چنين است كه او مي گويد: «انا المسيحي ابكاني الحسين»؛ «من مسيحي را حسين به گريه انداخت.»
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

توجه به امام حسين عليه السلام

پستتوسط najm134 » سه شنبه دسامبر 24, 2013 11:13 pm

جوزف هاشم اديب و شاعر و وزير سابق اقتصاد كه اتفاقا از سادات هم هست و به اين نسبت و رابطه با سلاله پيامبر افتخار مي كند (بسياري از خانواده هاي شيعه كه در دوران عثماني و در پي قتل عام و جنايات گسترده آنان نتوانستند بگريزند يا پنهان شوند تقيه كردند يا براي حفظ جان خود ديانت مسيحي را برگزيدند و در نسل هاي بعد به مرور از دين و مذهب پيشين فاصله گرفتند. از اين خانواده ها برخي چون آل هاشم يا خاندان حسيني در ميان مسيحيان همچنان مشخص هستند) چنان از قيام سيد الشهدا و فاجعه كربلامي سرايد و چنان با شور و حماسه مي خواند كه بسياري از شاعران و نويسندگان شيعه بايد از اين مثال درس بياموزند؛ زيرا به راستي روح شيعي حماسه، عدالتجويي، مقاومت وعزت حسيني در كلام مردانه او بيشتر به چشم مي آيد.
خاك لبنان گذشته از ويژگي هاي طبيعي خود كه گويي پاره اي از سپهر معنويت و ايمان است، به طور خاص سعادت اين را داشته كه مسير عبور سر مطهر سيد الشهدا عليه السلام و اسيران خاندان رسالت باشد. گويي از همان زمان شعاع نور حسيني در محيط منطقه تابيده و داغ غم آن كاروان بر دل و جان اهلش نشسته است كه امروز مسجد راس الحسين و مقام سيده خوله دختر آن حضرت در بعلبك زيارتگاه مردم شيفته و مشتاق است.
اگر از نوشته هاي پراكنده و مقالات متنوعي كه نويسندگان و دانشمندان مسيحي معاصر در موضوع حادثه كربلاو امام حسين عليه السلام نوشته و مي نويسند (مانند مقاله اي كه چند سال پيش در روزنامه همشهري از دكتر جرج خوام رئيس دانشكده الهيات مسيحي لبنان با نام «مقايسه اصحاب سيد الشهدا عليه السلام و حواريون حضرت عيسي عليه السلام» منتشر كرديم) بگذريم در ميان شاعران و نويسندگان نامدار و معاصر لبناني چندين نفر در اين موضوع آثار ارزشمند و مستقلي منتشر كرده اند كه در اينجا به چند تن از برجسته ترين آنان اشاره مي كنيم.

جوزف هاشم (وزير سابق و اقتصاددان و اديب برجسته): اشعار گوناگون درباره اهل بيت دارد و در مقالات و نوشته هاي گوناگون درباره معارف شيعي مخصوصا نهج البلاغه سخن گفته است. وي با دلبستگي عاطفي فراوان از سالار شهيدان مي سرايد و در اشعار و نوشته هايش روحي حماسي و پرشور از مقاومت و جهاد به چشم مي خورد. علاوه بر اشاره هاي متعدد به ماجراي غدير و اظهار ارادت فراوان به امير مومنان و سيد الشهدا عليهماالسلام در قصيده اي پر شور از زينب كبري و مصيبت كربلاسخن گفته است. وي در قصيده اي با نام »ذكري اهل البيت« چنين سروده است:
»اي دختر اسلام از قلم من مپرس كه اگر بخواهد از اهل بيت سخن بگويد چون زبانم به نغمه در مي آ يد من هاشمي هستم و از آن خاندان پاكم و خون آن خاندان در رگهايم جاري است كه خداوند طهارتشان بخشيد و تاج وحي بر سرشان نهاد و با «يذهب الرجس» عصمتشان را با قرآن گره زد.
و خداوند اهل بيت را براي قرباني شدن برگزيد تا امت ها را بيامرزد و وجودشان مشعل هدايت به سوي حق باشد، دختران پيامبر از مصيبت بر سر و سينه مي زدند و مي ناليدند و آن گاه كه زخم هاي پياپي بر حسين فرود آمدناله هاي زينب برخاست. هفتاد زخم بر او زدند اما كينه شان تمام نشد و هفتاد سر از بدن جدا كردند اما مستي گمراهي شان قرار نيافت. اي ننگ بر نيزه اي كه سر حسين بر آن برخاست و اركان امت خود را تا قيامت برافراشت. نه، تو فقط امام شيعيان خود نبودي بلكه تو پيشواي تمام انسان ها هستي كه در زمين جايگاه مومنان را عزت دادي. اي مردم به نسبت پيشواي خود صعود مي كنيد و هر كه به راه اهل بيت رود سود مي كند، به راهشان در دنيا و آخرت متوسل شويد و هدايت يابيد كه هرگز حق با غير ايشان بر پا نمي شود!
(علويات، ص 56)
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

توجه به امام حسين عليه السلام

پستتوسط najm134 » سه شنبه دسامبر 24, 2013 11:15 pm

سليمان كتاني (نويسنده دلداده اي كه در كنار آثار ادبي مختلف خود 9 جلد كتاب ارزشمند درباره معصومين عليه السلام از پيامبر اكرم و حضرت فاطمه زهرا تا امام موسي كاظم تاليف كرد اما مرگ او اجازه نداد كارش را كامل كند) وي تا پايان عمر با شور و عشقي وصف ناپذير از اسلام ناب محمدي سخن گفت و بر ارزش هاي انساني و موضع حق پافشاري كرد. او كتابي هم پس از رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي نوشت. او در كتاب امام حسين عليه السلام پس از تحليل مفصلي از شرايط تاريخي پس از رحلت پيامبر و زندگي سيدالشهدا عليه السلام با نثري شاعرانه و بياني ادبي از حادثه كربلامي نويسد و در نخستين فراز از كتاب چنين مي گويد: «قيام حسيني جز انقلابي معنوي براي درهم كوبيدن ظلم و جهالت نبود، ديروز برادرش حسن الگويي سپيد عرضه كرده بود و امروز او الگويي سرخ ارائه مي كرد و هر دو الگو از مصدري واحد مشتق شده بودند كه مصدر بزرگ تري براي برپا ساختن جامعه اي جامعه اي استوار بود؛ جد او و پدرش چنين خواسته بودند و اساس وصيت و امامت چنين بود و امامت دروني او قيامي سرخ را از او مي طلبيد.»
وي كتاب خويش را با اين كلمات پايان مي دهد:
«قهرمانانه و مردانه، تيغ سپيد به دستي و تهديد سرخ به دست ديگر، پيكار كرد تا آن گاه كه از پاي در افتاد و از خون سرخش نه تنها سيراب شد بلكه آن را براي مردي به امانت گذاشت كه بيش از دو هزار سال ديگر مي آمد تا قلم خود را از آن مركب رنگين كند و حماسه اي ديگر جز ايلياد بزرگ او بنگارد و بياني زنده از حماسه اي انساني باشد كه اينك كربلاآن را روايت مي كند.»
(«الامام الحسين عليه السلام في حله البرفير» ، ص 183)
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

توجه به امام حسين عليه السلام

پستتوسط najm134 » سه شنبه دسامبر 24, 2013 11:15 pm

ادمون رزق (اديب و حقوقدان برجسته و نماينده سابق و وزير در سه دولت لبناني): او كه به مناسبت هاي گوناگون همچون عيد غدير و عاشورا درباره اسلام تشيع و نوشته و سخن گفته است، حرز آيه الكرسي را به همراه تصوير حضرت مريم به گردن مي آويزد و مطالعات اسلامي گسترده دارد. يكي از سخنراني هاي او بعد از زيارت نجف و كربلاست كه با بياني شاعرانه از استفاده هاي معنوي خود از اين سفر مي گويد. وي كه سال ها به شكل فعال و منظم در مجالس عاشورايي مدرسه عامليه شركت كرده در يكي از مقالات خود مي نويسد:
«در زندگي بشر روزهاي اندكي هستند كه تمام تاريخ را يكجا مجسم مي كنند و عاشورا يكي از آن روزهاست. آنچه عاشورا مجسم مي كند فقط تاريخ شيعه نيست بلكه تاريخ شهيدان و تاريخ شهادت است كه باعث مي شود يادش در جان ها عمق و امتداد يابد و هر انساني آگاهانه با آن همدلي كند. ايمان حسين و وفاداري اصحابش و قيام آنان بر عليه ظلم و سخاوتمندي و جانبازي اهل بيت ارزش هايي هستند كه در كربلامجسم شده اند و مصيبت كربلااز مرزهاي زمان و مكان گذشت و بر آستانه ارزش هاي انساني نشست و الگو و نمونه اي شكوهمند شد- نه تنها براي شيعيان بلكه براي همه مردم- تا سال به سال از آن درس بياموزند و الهام بگيرند.»
(مشاركه في الاسلام، ص 30)
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

توجه به امام حسين عليه السلام

پستتوسط najm134 » سه شنبه دسامبر 24, 2013 11:16 pm

جرج شكور (شاعر و استاد برجسته ادبيات و وصي ادبي سعيد عقل شاعر برجسته عرب، صاحب دو كتاب «ملحمه الامام علي» و «ملحمه الامام الحسين»): وي كه كتاب مستقلي در ذكر تاريخ امير المومنان دارد در مجموعه ديگري به شكل تاريخي، قيام سيد الشهدا عليه السلام را به شعر روايت مي كند. آغاز اين قصيده چنان شورانگيز است كه يكي از شعراي لبنان به او مي گويد يك بيت قبل از آن بياور تا كسي فكر نكند تو شيعه هستي! او در اين كتاب پس از اشاره اجمالي به تاريخ اسلام و قضيه غدير خم از قيام امام حسين مي سرايد وپس از بيان سير حركت حضرت به سوي كربلامي گويد:
«در كربلاعمر خويش را در قالب حماسه اي ريختي كه به خون نگاشته شد و كتاب ها در شرح آن نوشتند. قيام كردي و جنگيدي و آن گاه كه غروب كردي هيچ ستاره اي نماند جز آنكه بر تو گريست و همچنان مي گريد. از كينه سرت از تن جدا كردند و سرهاي يارانت را بريدند و چنان بر نيزه بر افراشتند گويي نخل هايي است كه ميوه داده و بانوان و دختران نوحه گر از آتش آه مي سوختند و اشك بر گونه هايشان نقش مي زد. چنان كه دل راه وجاده بر حالشان مي سوخت تا وقتي به دربار ظلم رسيدند و يزيد وحشيانه با چوب به سر مبارك حسين عليه السلام مي زد. آنجا بود كه فرياد زينب چون تير و نيزه بر سرش فرود آمد كه: »اي يزيد، هر چه كني و هرچه ديگران را به دنيا بفريبي بدان كه نمي توان براي اهل بيت قيمت تعيين كرد. هر چه بكوشي نمي تواني چراغ نام ما را خاموش كني، ياد ما در دل عاشقان جاودانه خواهد ماند و تخت حكومتت را خواهدلرزاند.«
(ملحمه الحسين، ص 26)
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

توجه به امام حسين عليه السلام

پستتوسط najm134 » سه شنبه دسامبر 24, 2013 11:23 pm

جرج زكي الحاج (شاعر و نويسنده و استاد دانشگاه): قصيده مستقلي با عنوان »يا ابن الكرام« دارد و در ساير آثار خود بر موضع فكري و سياسي مقاومت و ارزش هاي ظلم ستيزي مكتب شيعه تاكيد مي كند. وي در بخشي از قصيده زيباي خود چنين مي سرايد:
»اي سرور شهادت، شعر چه ارزشي دارد اگر حامل پيام ارزش ها نباشد، اين گونه ياد و نام تو نه تنها فخر قهرمانان است بلكه اي حسين، تو در خاطر خداي جا داري ... و اي كربلا، خاك معطر تو به خون پاكي آبياري شد كه با عزت و شرافت كودكاني از آن مي رويند كه در فلسطين سر بر مي آورند. در وجود هر كودكي يك حسين مقاوم هست كه با هر متجاوز به حق مي ستيزد. فروغ پيروزي ميان قطرات اشك در چشم اين كودكان مي درخشد. آفرين بر تو يا حسين، اينان كودكان و نوادگان تواند كه در ايستادگي و قيامشان جاودانه شده اي و پيامت در جگرهايشان حك شده است.
در تو مي نگرم كه ميان ميدان ايستاده اي؛ چون قهرماني كه از بهشت آمده و فراتر از انسان ها همه با شر و نادرستي مي ستيزد. چونان شير ايستادي و چون گرگان گرسنه و شغالان گردت را گرفتند. آفرين بر مرگي كه عظمت دين را در خود دارد. آنان دغدغه اي جز سلب خلافت نداشتند اما تو نگران دين بودي. در يك دست شمشير داشتي و در يك دست قرآن. در تمام روزگار نام تو رمز ايثار وشهادت شد و نام آنان رمز كفر، و اي حسين، امروز ياد تو در دلهايمان چون آيات الهي جاودانه است.
(قصيده الحسين، ص 22)
najm134
 
پست ها : 1973
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

بعدي

بازگشت به برای آئین اعلی


cron
Aelaa.Net