دروغهاي شايع درباره جوامع غربي

شناخت دروغ بودن برخى از مطالبي كه در دانش جديد به عنوان مسلمات علمي معرفي و تبليغ مي شود

مدير انجمن: najm134

دروغهاي شايع درباره جوامع غربي

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه سپتامبر 30, 2016 12:10 am

.
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

سطح بالاي سواد جامعه امريكايي

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه اکتبر 01, 2016 9:35 pm

سطح بالاي سواد جامعه امريكايي


نگاهی به آمار عجیب سواد آمریکایی‌ها

به گزارش مشرق، ما در دو آمریکا زندگی می کنیم؛ یک آمریکا - که اکنون در اقلیت قرار دارد- در یک جهان چاپ محور و با سواد به سر می برد. این آمریکا می تواند بر پیچیدگی ها غلبه کند و از ابزارهای عقلانی لازم برای تفکیک توهم از حقیقت برخوردار است.

آمریکای دیگر که اکثریتی از این کشور را شامل می شود، در یک سیستم اعتقادی مبتنی بر ناواقعیت زندگی می کند. این آمریکا بسته به اینکه تصاویری که با هدف ارائه اطلاعات تهیه می شود با چه مهارت مورد دستکاری واقع شده، خود را از سواد و فرهنگ چاپ محور و با سواد جدا کرده است.

این آمریکا نمی تواند فرق بین دروغ و حقیقت را تشخیص دهد. روایت ها و کلیشه های ساده انگارانه و کودکانه به خورد این آمریکا داده می شود. این آمریکا از طریق ابهام، اختلافات جزئی و خوداندیشی به مغاک سردرگمی پرتاب شده است.

این وضعیت فراتر از تفکیک بین نژاد، طبقه یا جنسیت، یا روستایی و شهری، باورمند و ناباورمند، ایالت های قرمز یا آبی، کشور را به موجودیت های به شدت متمایز از هم، غیرقابل پل زدن و تخاصم آمیز تفکیک کرده است.

بیش از 42 میلیون بزرگسال آمریکایی هستند که 20 درصد آنان مدرک دبیرستان دارند و نمی توانند بخوانند، در کنار 50 میلیون نفر دیگری که توانایی خواندن آنها در سطح کلاس چهارم و پنجم است. نزدیک به یک سوم از جمعیت کشور بی سواد یا تقریبا بی سواد است. و این تعداد بر اساس یک برآورد هر سال 2 میلیون نفر بیشتر می شود. یک سوم فارغ التحصیلان دبیرستانی به همراه 42 درصد از فارغ التحصیلان کالج ها، بعد از اتمام مدرسه هرگز کتابی نخوانده اند. هشتاد درصد از خانواده ها در ایالات متحده در سال گذشته حتی یک کتاب خریداری نکرده اند.

فرد بی سواد ندرتا رای می دهد و زمانی هم که چنین کاری از او سر می زند، این کار را بدون توانایی تصمیم گیری بر اساس اطلاعات متنی و واقعی انجام می دهد. کارزارهای سیاسی آمریکا که آموخته اند با زبان بی دردسر تصاویر سخن بگویند، از بیان ایده ها و سیاست های واقعی به نفع شعارهای ارزان قیمت و روایت های فردی اطمینان بخش پرهیز می کنند. کارزارهای سیاسی به یک تجربه تبدیل شده اند. این کارزارها مهارت های شناختی یا خودانتقادی را الزام آور نمی کنند.

آنها برای تحریک احساسات شبه مذهبی وجد و شعف، احساس قدرت کردن و رستگاری جمعی طراحی می شوند. کارزارهایی که موفقند با دقت، ابزارهای روانشناسانه ای را به کار می گیرند که در حال و هوای دمدمی مزاج جمعی، عواطف و محرک های غریزی دستکاری می کنند و بسیاری از این ترفندها پنهانی و زیر جلکی به کار گرفته می شوند.

آنها خلسه ای همگانی را خلق می کنند که یک حالت بی فکری را تقویت می کند. آنها ما را به یک زمان حال ابدی پرتاب می کنند. به شکل گیری ملتی دامن می زنند که اکنون در یک حالت نسیان همیشگی به سر می برد. این سبک و داستان است نه محتوا یا تاریخ یا واقعیت که به سیاست ها و زندگی مان غنا می بخشد. ما توهمات شادمانه را ترجیح می دهیم.

و این روش کارآیی دارد، چون بخش عمده ای از رای دهندگان آمریکایی از جمله کسانی که آگاهی های بیشتری باید داشته باشند، کورکورانه به خاطر شعارها، لبخندها، مجلات خانوادگی شاد و شنگول، روایت ها و صمیمیت های خیالی و جذابیت نامزدهاست که رای خود را در صندوق می اندازند.

وقتی کارزارها به آخر رسیدند، بی سوادها و نیمه بی سوادها همچنان فاقد قدرت باقی می مانند. آنها همچنان نمی توانند فرزندانشان را در برابر مدارس دولتی فاقد کارآیی حفاظت کنند. همچنان نمی توانند متن قراردادهای وام چپاولگرانه، اوراق وثیقه بغرنج و پیچیده، کارت های اعتباری و وام های اعتباری که آنان را به سمت ضبط منازلشان و ورشکستگی سوق می دهد، درک کنند.

همچنان برای گذران همراه با مشقت کارهای زندگی روزمره، مجبورند برای خواندن متن های مختلف، از دستورالعمل های روی قوطی داروها گرفته تا پر کردن فرم های بانک ها، مدارک وام اتومبیل و مزایای بیکاری و اوراق بیمه، تقلا کنند. آنها نومیدانه و بدون درک دلایل صدها هزار شغلی که از دست می روند، نظاره گر می مانند.

آنها گروگان های برند ها هستند. برندها با تصاویر و شعارهای تجاری عرضه می شوند. تصاویر و شعارها تنها چیزی است که آنها درک می کنند و می فهمند. بسیاری در رستوران های فست فود غذا می خورند نه به این دلیل که غذای آنها ارزان است، بلکه به این دلیل که به جای منو، می توانند از روی تصویر غذاها آنها را سفارش دهند.

و کسانی که به آنها خدمت می کنند و چون خود آنها نیمه بی سواد یا بی سواد هستند نیز برای ثبت سفارش ها روی دکمه های دستگاه سفارش گیری ضربه می زنند که کلیدهایشان با نمادها و تصاویر علامتگذاری شده است.

رهبران سیاسی در جامعه پساباسواد ما دیگر نیاز ندارند با صلاحیت، صمیمی یا صادق باشند. تنها لازم است به گونه ای خود را نشان دهند که واجد این کیفیات هستند. معمولا تنها چیزی که آنها نیاز دارند یک داستان و یک روایت است.

واقعیت روایت مهم نیست. آن را می توان با افزودن جزئیاتی تکمیل کرد. تداوم و کشش عاطفی داستان است که مهم است. ضروری ترین مهارت در نمایش سیاسی و فرهنگ مصرفی، حیله گری است. آنهایی که در حیله گری و نیرنگ بازی بیشتر از همه مهارت دارند موفق هستند. کسانی که در هنر حیله گری مهارتی ندارند، ناکام هستند. در عصر تصاویر و سرگرمی، در عصر ارضای مسرت عاطفی فوری، ما در پی صداقت یا خواهان آن نیستیم. از ما خواسته می شود که به کلیشه ها و روایت های افسانه ای تن دهیم که به ما می گویند می توانیم هر کسی که می خواهیم باشیم، که در بزرگ ترین کشور روی زمین زندگی می کنیم، که واجد کیفیات اخلاقی و فیزیکی برتر هستیم و آینده درخشانمان از پیش مقدر شده است، یا به دلیل خصوصیات ما به عنوان آمریکایی یا به دلیل این که نظر کرده خداییم یا هر دو.

توانایی بزرگ کردن این دروغ های ساده و کودکانه، توانایی تکرار آنها و داشتن جانشین هایی برای تکرار آنها در حلقه ها و چرخه های بی پایان، به این دروغ ها هاله ای از یک حقیقت بلامنازع می بخشد. مکررا کلمات و عباراتی چون «آری ما مقتدریم، تغییر، پیشرفت، مدافع زندگی، امید یا جنگ با ترور» به خوردمان داده می شود.

احساس می شود که فکر کردن کار خوبی نیست. تنها کاری که مجبوریم انجام دهیم تجسم چیزی است که می خواهیم، خویشتن را باور کردن؛ فرایندی که باعث می شود جهان بر تمایلات ما مهر تایید بزند. واقعیت هیچگاه مانعی بر سر راه پیشروی ما نیست.

پرینستون ریویو متن مباحثات گور-ب وش، مباحثات سال 1992 کلینتون- بوش، مباحثات سال 1960 کندی ـ نیکسون و مباحثات سال 1858 لینکلن- داگلاس را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. این نشریه این متن ها را با استفاده از یک آزمون واژگانی استاندارد مورد بررسی قرار داده است که نشان می دهد حداقل استاندارد تحصیلی مورد نیازی که یک خواننده برای فهم فحوای متن لازم دارد چقدر است.

در طول مباحثات سال 2000 جرج دبلیو بوش در سطح یک دانش آموز کلاس ششمی و ال گور در سطح یک شاگرد کلاس هفتمی سخن گفته اند. در مباحثات سال 1992 بیل کلینتون در سطح یک کلاس هفتمی صحبت کرده در حالی که جرج واکر بوش در سطح یک شاگرد کلاس ششمی سخن گفته است.

در مباحثات بین جان اف کندی و ریچارد نیکسون این نامزدها با زبانی صحبت کرده اند که کلاس دهمی ها با آن سخن می گویند. در مباحثات آبراهام لینکلن و استفن ای. داگلاس سطح حرفهای آنها متناسب با کلاس یازده و دوازده بوده است.

کوتاه سخن آنکه شعارهای سیاسی امروز به گونه ای طراحی می شوند تا برای یک بچه 10 ساله یا فرد بالغی در سطح سواد خواندن و نوشتن یک کلاس ششمی قابل درک باشد. این مباحث به این دلیل در این سطح از درک و فهم بیان می شوند چون اکثر آمریکاییان در این سطح سخن می گویند، می اندیشند و سرگرم می شوند.

به همین دلیل است که فیلم ها و تئاترهای جدی و دیگر جلوه های بیان هنری جدی همچون روزنامه و کتاب به حاشیه جامعه آمریکا رانده می شود. ولتر معروف ترین مرد انسان قرن هجدهم بود. امروز معروف ترین «شخص» میکی ماوس است.

در جهان پسا باسواد ما، از آنجا که ایده ها دور از فهم هستند، نیازی به برانگیختن دائمی وجود دارد. اخبار، مباحث سیاسی، تئاتر، هنرها و کتاب نه بر اساس قدرت ایده هایشان، بلکه بر اساس توانایی سرگرم کردنشان است که مورد داوری قرار می گیرند. محصولات فرهنگی که ما را مجبور می کنند خود و جامعه مان را مورد کندوکاو قرار دهیم به عنوان محصولاتی نخبه گرا و غیرقابل فهم محکوم می شوند.

هانا آرنت هشدار داده است که بازاری کردن فرهنگ به تضعیف و بی ارزش شدن آن می انجامد، که این بازاری کردن یک طبقه مشاهیر جدید از روشنفکران را پدید می آورد که هرچند خودشان بسیار کتابخوان و آگاهند، ولی نقش خود را در جامعه به عنوان ترغیب کننده توده هایی می بینند که در آن «هملت» می تواند به اندازه «شیرشاه» سرگرم کننده باشد، و شاید به همان اندازه آموزشی. او می نویسد: «فرهنگ به بهای شکوفایی سرگرمی نابود می شود.»

آرنت نوشته است: «نویسندگان بزرگ زیادی در گذشته بوده اند که قرن هاست از فراموش شدگی و غفلت جان به در برده اند. ولی همچنان این پرسش وجود دارد که آیا آنها قادر خواهند بود از یک نسخه سرگرم کننده از چیزی که گفته اند نیز جان به در ببرند یا خیر.»

تغییر از یک جامعه چاپ محور به جامعه ای تصویر محور، ملت ما را دچار دگرگونی کرده است. بخش های بزرگی از جمعیت ما به ویژه کسانی که در آغوش راست مسیحی و فرهنگ مصرفی زندگی می کنند، به کلی از واقعیت فاصله گرفته اند. آنها فاقد ظرفیت لازم برای حقیقت و غلبه منطقی بر امراض اجتماعی و اقتصادی رو به تزاید هستند. آنها در پی وضوح، سرگرمی و نظمند. تمامی ابزارهای سنتی دمکراسی ها از جمله حقیقت، واقعیت ها، خبرها و مباحث منطقی بی طرفانه علمی و تاریخی، در جهانی که فاقد ظرفیت لازم برای استفاده از آنهاست، ابزارهای بی مصرفی هستند.

در حالی که در یک بحران اقتصادی ویرانگر فرو و فروتر می رویم، بحرانی که باراک اوباما نمی تواند آن را متوقف کند، ده ها میلیون آمریکایی هستند که بی رحمانه به حاشیه رانده می شوند. آنها در حالی که خانه هایشان ضبط می شود و مشاغلشان از دست می رود، در حالی که مجبور به اعلام ورشکستگی می شوند و شاهد فروپاشی اجتماعاتشان هستند، حتی بیش از پیش به یک فانتزی نامعقولانه پناه می برند.

آنها توسط نی لبک نوازهای جادویی مدرن ما- آگهی سازان شرکتی ما، وعاظ شارلاتان ما، شخصیت های معروف خبری تلویزیونی ما، صنعت سرگرمی سازی ما و عوام فریبان سیاسی مان- به سمت توهمات پرزرق و برق و خودویرانگر هدایت خواهند شد که هر چه می گذرد اشکال پوچ بیشتری را از واقعیت گریزی ارائه می دهند.

ارزش های محوری و جامعه باز ما، توانایی فکر کردن ما، اتخاذ استنتاجات مستقل، ابراز مخالفت (زمانی که قضاوت و عقل سلیم نشان می دهد چیزی نادرست است)، خودانتقادی، به چالش کشیدن منابع اقتدار، درک واقعیت های تاریخی، تفکیک حقیقت از دروغ، طرفداری از تغییر و به رسمیت شناختن اینکه دیدگاه های دیگری جز دیدگاه خود ما و راه هایی متفاوت از راه ما نیز وجود دارد، رو به مرگ هستند.

اوباما صدها میلیون دلار را در کارزاری برای دستکاری در این بی سوادی و غیرعقلانیت به منظور جذب آنها به نفع خود هزینه کرده است، ولی زمان نشان خواهد داد که این نیروها، زمانی که با واقعیت مخوفی که در انتظار ماست تصادم پیدا کنند، مرگبارترین کیفرها خواهند بود.

نویسنده: کریس هجز[1]

ترجمه: محمود سبزواری

منبع: http://www.truthdig.com/report/item/200 ... id=0&data=

1. Chris Hedges قریب دو دهه به عنوان گزارشگر خارجی در آمریکای مرکزی، خاورمیانه، آفریقا و بالکان کار کرده است. او در بیشتر از 50 کشور فعالیت داشته و با کریستین ساینس مانیتور، نشنال پابلیک رادیو، دالاس مورنینگ نیوز همکاری داشته و به مدت 15 سال خبرنگار خارجی نیویورک تایمز بوده است.
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

امنيت و احترام دختران در جوامع غربي

پستتوسط pejuhesh232 » يکشنبه اکتبر 09, 2016 12:07 am

امنيت و احترام دختران در جوامع غربي


آزار بدنی، تحقیر کلامی جنسی، قلدربازی برای دختران در مدارس انگلستان به امری رایج تبدیل شده است. این را یک کمیته تحقیق پارلمانی گزارش کرده است.

سرویس جهان مشرق - آزار جنسی دختران در مدارس بریتانیا «شایع» است، ولی توسط معلمان به عنوان «شوخی» نادیده گرفته می شود.

آزار بدنی، تحقیر کلامی جنسی، قلدربازی برای دختران در مدارس انگلستان به امری رایج تبدیل شده است. این را یک کمیته تحقیق پارلمانی گزارش کرده است.

Image

به گزارش روزنامه بریتانیایی «Mirror »، دختران بریتانیایی در مدارس و کالج های این کشور به طور گسترده مورد آزار و خشونت قرار می گیرند، ولی این موارد به عنوان شوخی توسط معلمان اصطلاحا زیرسبیلی رد می شود.

این مسایل چنان رایج و حاد شده است که کمیته تحقیقی متشکل از نمایندگان پارلمان، خواهان اقدام عاجل در برابر آن هستند.

تحقیق کمیته «زنان و برابری ها» کشف کرده که آزار جنسی در ساختار آموزشی بریتانیا به بخشی از زندگی روزمره دختران دانش آموزان تبدیل شده است.

در گزارش تکان دهنده این کمیته همچنین هشدار داده شده است که برخی دانش آموزان دختر، حتی در مدارس ابتدایی، به زور در معرض بی پرده ترین فیلم های هرزه نگاری(پورن) و تصاویری قرار گرفتند که کل درک آن ها را درباره مسایل جنسی زیر و رو کرده است.

نمایندگان بریتانیایی در این کمیته اعلام کردند که حدود یک سوم دختران 16 تا 18 ساله که در این تحقیق حضور داشتند، گفته اند که تجربه لمس به عنف بدن خود ( ضمن عذرخواهی از مخاطبان، همان «دستکاری») را توسط دیگران داشته اند. بیشتر زنان جوان و دخترانی مورد مصاحبه هم گفتند که دست کم یک بار آزارجنسی را در مدرسه یا کالج تجربه کرده اند.

به علاوه، بسیاری از این شاگردان گفتند که به صورت معمول شنیده اند که دختران دانش آموز با القابی زشت خطاب می شوند.

برخی از معلمان به کمیته تحقیق گفتند لمس خشن و تحقیر‌کننده بدن دختران به شدت در مدارس انگلستان شایع است و حتی یکی از معلمان از " شمار زیاد دختران دانش آموزی که گریان و تحقیرشده به دفترش می آمدند و از پخش عکس های نیمه عریان خود در اینترنت سخن می گفتند" خبر داد.

Image

اکثریت مدارس بریتانیا در مقابله با این مشکل کاری از پیش نبرده اند و این در حالی است که دولت و دستگاه های نظارتی هم هیچ برنامه جامعی برای مبارزه با این مسایل شرم آور ندارند.

«ماریا میلر»، نماینده محافظه کار مجلس عوام و رییس این کمیته پارلمانی می گوید: " تنها یک تحقیق، چنین تصویر نگران‌‌ کننده ای ترسیم کرده است."

خانم میلر به تلخی ادامه می دهد " ما سخنان دخترانی را شنیدیم که از زورگویی جنسی و سوء‌استفاده به عنوان بخشی از زندگی روزمره خود در مدارس و کالج ها حرف می زدند. این در حالی است که معلمان، آزار جنسی را به عنوان «صرفا شوخی» پذیرفته اند و نادیده اش می گیرند، و والدین در تلاش هستند که روش های بهتری برای حمایت از کودکان خود پیدا کنند."

به اعتقاد میلر، درک این مساله سخت است که چرا مدارس اجازه می دهند که دختران مورد آزار و خشونت جنسی قرار بگیرند که در محیط های بزرگسالان جرم محسوب می شود. به نظر او این مساله به شدت به «اعتماد به نفس» دختران جوان بریتانیایی ضربه وارد کرده است:

" شکست ما در تقویت رفتار قابل قبول، می تواند تنها به تشدید «فرهنگ جاهلی»Lad culture منجر شود که همین حالا دولت حضور آن را در کالج ها و داشنگاه ها تشخیص داده است."

طبق گزارش کمیته «زنان و برابری ها»، علی رغم وجود این شواهد واضح، وزارت آموزش و دفتر استانداردهای آموزشی Ofsted، هیچ طرح جامعی برای مقابله با عوامل و تبعات آزار و خشونت جنسی در مدارس و کالج ها ندارند.

البته برخی از مدارس خود به طور مستقل روش های خوبی برای کنترل این موارد در پیش گرفته اند، ولی بیشتر مدارس اصولا هنوز این را یک «مشکل» نمی دانند که بخواهند با آن برخورد کنند. خانم میلر بر این باور است که " دولت باید هدایت کار را در دست بگیرد و برای همه روشن کند که آزار جنسی در مدارس کاملا غیرقابل پذیرش است و باید از مدارس، معلمان، والدین و دانش آموزان برای مقابله با این مشکل فراگیر پشتیبانی کند."

گزارش کمیته همچنین نگاهی هم به نظرسنجی های بنیاد خیریه «هدایت دختران» Girlguiding داشته (این بنیاد، یک موسسه غیردولتی پیشرو در بریتانیا در زمینه حقوق زنان و دختران است) که طبق ان در 2014، 59 درصد دختران 13 تا 21 ساله گفته اند که در سال گذشته تحصیلی (2013) با مصادیق مختلف آزار جنسی در مدارس و کالج ها مواجه بودند.

نمایندگان عضو این کمیته به نظرسنجی گروه غیردولتی «به خشونت علیه زنان پایان دهید» در 2010 هم استناد کردند که بر اساس آن 71 درصد تمام دانش آموزان دختر بین 16 تا 18 سال، الفاظ تحقیرآمیز جنسی را که به صورت روتین علیه دختران به کار می رود، به گوش خود شنیده بودند و 21 درصد آن ها اذعان کردند که خود مورد آزار فیزیکی جنسی قرار گرفتند.

نکته قابل تامل دیگر در این گزارش آن است که طبق نظر اعضای کمیته، راحتی در دسترسی به «هرزه نگاری»(پورن) یکی از دلایل تشدید این گونه مسایل در مدارس بوده است.

آن ها هشدار می دهند که نوع هرزه نگاری که بسیاری از کودکان در معرض آن قرار می گیرند، معمولا آن قدر «افراطی» است که والدین هم از هضم آن عاجزند و این قطعا «آثار سوء» بر جوانان دارد.

«پنل طرفداری از هدایت دختران»، گروهی متشکل از دختران 14 تا 25 ساله که نماینده اعضای جوان تر این جنبش محسوب می شوند، در بیانیه خود گفتند: " به عنوان زنان جوان، بسیاری از ما هنوز در مدارس حضور داریم و تجربه کننده یا ناظر آزار جنسی هستیم، از دستکاری شدن تا القاب تحقیرآمیز جنسی به صورت روزمره. این تحقیرآمیز و ترسناک است و آن چه را که می پوشیم، جایی که می رویم و اعتماد به نفس ما را برای صحبت کردن در کلاس تحت تاثیر قرار می دهد."

به گفته این دختران جوان، دردناک آن جاست که این مسایل آزارنده و شرم آور عمدتا در مدارس به عنوان شوخی های بچگانه نادیده گرفته می شود و معلمان به آن ها می گویند که زیاد سخت نگیرند و حساس نباشند!

کمیته پارلمانی تحقیق از همه مدارس کشور خواسته که داده های گزارش های مربوط به آزار جنسی را جمع آوری کنند و از پلیس خواسته که پرونده ای ویژه برای ثبت این موارد تشکیل دهند.

«کوین کورتنی»، دبیرکل اتحادیه معلمان بریتانیا در واکنش به انتشار این گزارش چنین گفت: " سیاست های آموزشی دولت عملا توان مدارس را برای مبارزه با آزار جنسی و زورگویی جنسی دشوار کرده است، چرا که هیچ زمانی برای مراقبت تربیتی یا آموزش های شخصی، اجتماعی، سلامت و اقتصادی در برنامه روزانه و برنامه آموزشی در نظر گرفته نشده است."

خانم «آنجلا رِینر»، وزیر سایه «زنان و برابری ها» از حزب کارگر نیز چنین واکنش نشان داد: " محافظه کاران در ایجاد یک محیط امن برای کودکان ما برای تعلیم و تعالی شکست خورده اند. این امری حیاتی است که معلمان و پرسنل مدارس ما، پشتیبانی و هدایت بیشتری از جانب دولت برای مقابله با سطح شوک آور آزار جنسی و خشونت علیه کودکان در مدارس دریافت کنند."
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

امنيت و كرامت زنان در جوامع غربي

پستتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه اکتبر 19, 2016 5:51 pm

امنيت و كرامت زنان در جوامع غربي

افزایش خشونت علیه زنان در انگلیس
گزارش رسمی دستگاه دادستانی انگلیس که روز سه شنبه منتشر شد، نشانگر افزایش بی سابقه اشکال مختلف خشونت علیه زنان در انگلیس و ولز در طی سال گذشته میلادی است .

به گزارش مشرق، براساس آمارهای منتشرشده توسط دستگاه دادستانی انگلیس که در روزنامه گاردین منتشر شد، در دوره زمانی 16-2015 میلادی موارد خشونت علیه زنان و دختران در انگلیس و ولز بیش از 117 هزار مورد بوده است که نسبت به دوره زمانی قبل از آن 10 درصد رشد نشان می دهد.
Image
به گفته 'الیسون ساندرز' مدیر نهاد 'تعقیب عمومی ' وابسته به دادستانی انگلیس، موارد خشونت علیه زنان و دختران دربرگیرنده مواردی چون تجاوز، اذیت و آزار جنسی و نیز سوءاستفاده های جنسی بوده است.

وی در گفت وگو با روزنامه گاردین همزمان با ارایه گزارش سالانه خدمات دادستانی انگلیس در مورد خشونت علیه زنان و دختران، هشدار داد یکی از علل رشد بی سابقه خشونت علیه زنان و دختران در انگلیس و ولز در سال گذشته میلادی، افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی با هدف تهدید و سیطره بر زنان بوده است.

'ساندرز' گفت: گسترش استفاده از اینترنت، شبکه های اجتماعی و دیگر اشکال فناوری سبب شده است که موارد تهدید و نیز جرائم آنلاین افزایش قابل توجهی پیدا کند.

بر اساس گزارش دستگاه دادستانی انگلیس، با اجرای قوانین جدید در مورد ممنوعیت انتشار تصاویر خصوصی افراد بدون رضایت آنها، از آوریل سال گذشته میلادی، بیش از 206 مورد شکایت در دادگاه های انگلیس و ولز مطرح شده که بسیاری از احکام این دادگاه ها به نفع قربانیان بوده است.

گاردین افزود: براساس گزارش دستگاه قضایی انگلیس، در دوره زمانی 16- 2015 همچنین 6 هزار و 217 مورد سوءاستفاده جنسی از کودکان صورت گرفته است که نسبت به دوره قبل از آن 15.4 درصد رشد نشان می دهد.
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

امنيت و كرامت زنان نظامي جوامع غربي در مراكز نظامي

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه اکتبر 27, 2016 2:01 pm

امنيت و كرامت زنان نظامي جوامع غربي در مراكز نظامي

تایج یک گزارش نظامی جدید نشان می‌دهد که تعداد شکایت‌های مربوط به آزار و اذیت جنسی در نیروهای مسلح کانادا طی سال جاری بیش از ۲۲ درصد افزایش داشته است.
به گزارش مشرق، گرچه گزارش جدید نظامی نشان می‌دهد که تعداد شکایت‌های آزار و اذیت جنسی در ارتش کانادا با رشد 22 درصدی روبرو شده ولی به نظر می‌رسد این مساله یک نشانه مثبت است چرا که قربانیانی که حاضر به اعلام موارد آزار و اذیت جنسی شده‌اند، با افزایش چشمگیری روبرو هستند.

Image

این دومین گزارش درباره برنامه ارتش کانادا برای مقابله با آزار و اذیت جنسی است که از سال 2015 میلادی آغاز شده است.

گزارش ارتش کانادا نشان می‌دهد که در شش ماه نخست 2016 میلادی بیش از 106 مورد شکایت آزار و اذیت جنسی مطرح شده است که این رقم با رشد 22 درصدی روبرو شده است.

سخنگوی وزارت دفاع کانادا تاکید کرد که تعداد این شکایت‌ها احتمالا در شش ماه دوم امسال نیز همین تعداد خواهد بود. این بدان معنا خواهد بود که تعداد کل شکایتهای آزار و اذیت جنسی در ارتش کانادا در سال 2016 به 212 مورد می رسد. این رقم در سال 2015 میلادی به 174 مورد رسیده است.

ارتش‌های کشورهای غربی به خاطر عملکرد ضعیف در خصوص مقابله با آزار و اذیت جنسی، با انتقادات گسترده بین المللی روبرو هستند.

گزارش وزارت دفاع آمریکا نیز در ماه می نشان داده است که هنوز موارد زیادی از آزار و اذیت جنسی در ارتش آمریکا گزارش نمی‌شود.

دستکاری اسناد تجاوزات جنسی در ارتش آمریکا

وزارت دفاع آمریکا تلاش می‌کند برای جلوگیری از انتشار پرونده‌هایی که درباره سوء استفاده‌های جنسی در ارتش این کشور است، در این پرونده‌ها دستکاری کند.
به گزارش مشرق، یک خبرگزاری آمریکایی اعلام کرد پنتاگون که با افزایش موارد سوء استفاده‌های جنسی در ارتش این کشور مواجه است، تلاش می‌کند حتی گاهی با دستکاری اسناد این رسوایی‌ها از شدت آن بکاهد.

تحقیقی که خبرنگاران آسوشیتدپرس انجام داده‌اند، از «کشف موارد هشدار دهنده‌ای» حکایت دارد که براساس آن وزارت دفاع آمریکا برای جلوگیری از لکه دار شدن وجهه نیروهای مسلح این کشور، در دستکاری گزارش‌ها در مورد جرائم جنسی نظامیان آمریکایی تردیدی به خود راه نمی‌دهند.

این خبرگزاری نوشت: «پنتاگون به خصوص اطلاعات مبهم و حتی غلط درباره تجاوزهای جنسی در بین نظامیان آمریکایی در اختیار کنگره قرار داده است.»

بنا بر اعلام رسانه‌ها، غالبا دادگاههای نظامی به این پرونده‌ها رسیدگی و آن‌ها را لاپوشانی می‌کنند. مسئولان پنتاگون ادعا می‌کنند که قضات نظامی خط مشی سخت گیرانه‌ای در قبال مجرمان جنسی دارند اما این پرونده‌ها به این علت به جای دادگاههای عمومی در اختیار دادگاههای نظامی قرار می‌گیرد که این امکان را به پنتاگون بدهد تا جرائم جنسی نظامیان را لاپوشانی کند.

به علاوه، شفاف نبودن سیستم قضایی نظامی آمریکا مانع از آن می‌شود که گستردگی این جرائم یا سنگینی حکم صادر شده در مورد محکومان، به طور دقیق مشخص شود.

تحقیق خبرنگاران آسوشیتدپرس در این باره، یک بار دیگر شکست غیرقابل قبول و آشکار سیستم قضایی نظامی آمریکا را نشان می‌دهد. افکار عمومی در آمریکا مدت‌ها است که خواستار لغو لایحه‌ای است که پیگرد قضایی نظامیان مظنون به ارتکاب برخی جرائم همچون تجاوزهای جنسی را به فرماندهان یگان‌های ارتش محول می‌کند.

مخالفان این لایحه، رسیدگی به پرونده‌های سوء استفاده‌های جنسی نظامیان از سوی فرماندهان آن‌ها را غیرقابل قبول می‌دانند و می‌گویند با این کار، برای آنکه وجهه ارتش لکه دار نشود، موضوع مسکوت می‌ماند.

ادامه بحران تجاوز جنسی در ارتش آمریکا
یک روزنامه آمریکایی نوشت ارتش این کشور با جدیت بیشتر و بدون در نظر گرفتن درجه افسران خود، درباره اتهامات آنها در خصوص تجاوز جنسی تحقیق می‌کند.

به گزارش مشرق به نقل از واشنگتن پست، ارتش آمریکا تحقیقاتش را درباره تجاوز جنسی افسران عالی رتبه تشدید کرده و در مسیر کاهش جرایم جنسی، ملاحظات سنتی اش را درباره مقامات ارشد ارتش کنار گذاشته است.

افزایش آمار تجاوز جنسی بین افسران بلندپایه ارتش آمریکا از سپتامبر، نیروهای مسلح برای چهار سرهنگ نیروی هوایی، ارتش و نیروی دریایی دادگاه نظامی تشکیل داده یا آنها را به تجاوز جنسی متهم کرده اند. بعلاوه سروانی از نیروی دریایی در دادرسی اداری در ارتباط با اتهام به تجاوز جنسی، گناهکار شناخته شد.

در سال مالی فدرال که سی ام سپتامبر پایان یافت، 116 افسر از همه شاخه های ارتش آمریکا، به اتهام تجاوز جنسی محاکمه و مجازات شدند. بر اساس آمار وزارت دفاع آمریکا این میزان در مقایسه با سه سال گذشته بیش از دو برابر شده است.
Image
از پرونده هایی که در سال گذشته درباره تجاوز جنسی در ارتش تشکیل شده، هشت پرونده ضد افسران ارشد با درجه های سرهنگ تا ناخدای نیروی دریایی و بالاتر بوده است. هرچن این میزان ناچیز به نظر می رسد اما در مقایسه با سال 2012 رشد زیادی داشته است.
افزایش ده ها مورد تجاوز در یک پادگان انگلیسی
روزنامه ایندیپندنت روز شنبه در گزارشی فاش کرد که در سال های میانی دهه 90 میلادی ده ها مورد اذیت و آزار جنسی و تجاوز در پادگانی در جنوبی انگلیس صورت گرفته است.
به گزارش مشرق، روزنامه ایندیپندنت افزود: براساس تحقیقات صورت گرفته توسط پلیس منطقه' سوری' در مورد پادگان 'باراکز' در جنوب انگلیس، همزمان با مرگ سرباز 'چری جیمز' در نوامبر سال 1995 میلادی در این پادگان، حداقل 60 مورد اعمال خلاف از جمله تجاوز، اذیت و آزار جنسی و زورگویی در این مکان نظامی گزارش شده است.

به گزارش ایندیپندنت، این گزارش مؤید آن است که در آن دوره زمانی این اقدامات شنیع و نابهنجار به صورت یک فرهنگ در پادگان نظامی 'باراکز' درآمده بود.

این روزنامه افزود: پلیس منطقه سوری در زمانی که در حال تحقیق در مورد مرگ مشکوک 'چری جیمز ' 18 ساله به ضربه گلوله بود، متوجه موارد زیادی ازاین گونه اقدامات در این پادگان گردید و هم اینک این اقدامات به دنبال گزارش پلیس فاش می شود.

ایندیپندنت اضافه کرد: از سال 1995 تا 2002 میلادی علاوه بر چری جیمز، سه سرباز دیگر نیز در پادگان 'بارکز' به ضرب گلوله کشته شدند.

به نوشته این روزنامه، ادعاهای یادشده در ضمیمه گزارش پلیس سوری در مورد مرگ مشکوک چری جیمز به وزارت دفاع هستند و در حال حاضر مجدد در جریان تحقیقات جدید در مورد مرگ این دختر جوان مطرح می شوند.

ایندیپندنت با اشاره به اینکه پرونده مرگ چری جیمز قرار است از ماه آینده میلادی مجددا توسط دادگاه 'کینگ کورنر ' مورد بررسی قرار گیرد، نوشت: انتظار می رود که بررسی این پرونده حداقل دو ماه در این دادگاه به طول انجامد.

این روزنامه عنوان کرد که بررسی مجدد این پرونده به دنبال رأی دادگاه عالی انگلیس در سال 2014 میلادی به دنبال درخواست والدین چری جیمز و یافت شدن مدارک جدید، صورت می گیرد .
ایندیپندنت افزود: خانواده چهار سرباز کشته شده در این پادگان نظامی خواهان یافت شدن حقایق مربوط به مرگ عزیزانشان هستند .

به نوشته این روزنامه، تحقیقات قبلی پلیس نظامی انگلیس به دلیل عدم توجه به تمام شواهد کلیدی در مرگ چهار نفر یادشده ، موردانتقاد قرار گرفته است
pejuhesh232
 
پست ها : 4083
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm


بازگشت به دروغهای علوم


Aelaa.Net