دروغ بودن فرضيه تكامل داروين

شناخت دروغ بودن برخى از مطالبي كه در دانش جديد به عنوان مسلمات علمي معرفي و تبليغ مي شود

مدير انجمن: najm134

کتاب نقد فلسفه داروین اثر آیت‌الله محمدرضا نجفی اصفهانی

پستتوسط pejuhesh232 » دوشنبه ژوئن 16, 2014 12:22 am

کتاب نقد فلسفه داروین اثر آیت‌الله محمدرضا نجفی اصفهانی

مختصری از سخنرانی رئیس فرهنگستان علوم آقای دکتر داوری اردکانی

در دومین نشست علمی دین و نظریه تکامل که در خرداد 1390 برگزار شد رئیس فرهنگستان علوم با اشاره به نخستین مواجهه ایرانیان با نظریه تکامل داروین در عصر مشروطه گفت: عالمانه‌ترین نقد به فلسفه داروین در کتاب «نقد فلسفه داروین» آیت‌الله محمدرضا نجفی‌اصفهانی‌ (مسجدشاهی) موجود است.

دکتر«رضا داوری اردکانی» رئیس فرهنگستان علوم در دهمین نشست از سلسله درس گفتارهای گروه فلسفه و دین پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اظهار داشت: مواجهه ایرانیان با نظریه تکامل داروین به دوره قاجار می‌رسد. برای نخستین‌بار میرزا تقی‌خان انصاری کاشانی گزارشی از مهم‌ترین کتاب داروین یعنی اصل انواع بنا را بر انتخاب طبیعی در کتاب خود به نام «جانورنامه» ارائه داد.

وی افزود: این کتاب در سال 1287 یعنی یازده سال پس از انتشار «تطور انواع» داروین به چاپ رسید؛ از این اثر تا تألیف و ترجمه بعدی فاصله زمانی زیادی ایجاد شد. سال 1318 بخش‌هایی از فصل 6 و فصل 15 کتاب داروین ترجمه شد و پس از آن ترجمه کاملی از کتاب توسط «نورالدین فرهیخته» به عمل آمد.

رئیس فرهنگستان علوم با بیان اینکه دیدگاه عرب‌زبانان از جمله «شبلی شمیه» درباره نظریه تکامل ـ‌که عمده آنها این نظریه را پذیرفته بودند ـ واکنش‌هایی را در ایران ایجاد کرد، افزود: از جمله این منتقدان سیدجمال الدین اسدآبادی بود که یکی از نقدهای مهم بر نظریه تکامل که توسط ایرانیان نوشته شده به شمار می‌رود. وی در کتاب «نیچریه» با فرض اینکه داروین معتقد به میمون بودن انسان است، این نظریه را در زمره نظریات دهری و مطرح و رد می‌کند.

استاد داوری اردکانی ادامه داد: همین تصور در ادبیات فارسی وجود داشته است و در شعر میرزاده عشقی منعکس شده است و میرزاده عشقی خود را میمون‌زاده می‌دانست، البته مهمترین و عالمانه‌ترین نقد به فلسفه داروین در کتاب «نقد فلسفه داروین» به زبان عربی اثر آیت‌الله محمدرضا نجفی اصفهانی ملقب به «مسجدشاهی» است.

Image
رئیس فرهنگستان علوم افزود: مسجدشاهی در کتاب دو جلدی خود ابتدا نظریه تکامل را بررسی و آن را از دو جنبه علمی و دینی نقد می‌کند. مواجهه او در این نقد با دلایل مهمی در وجود خداوند و رد ایرادات منکران خداوند است که متوجه پیروان ماتریالیسم دیالکتیک است که در این نظریه تحت تأثیر شمیل بوده‌اند.

رئیس فرهنگستان علوم گفت: مسجد شاهی به طرح سه دوره از شبهات در دوران اسلامی پرداخته و معتقد است که شبهات دوره اول مربوط به همان دوران نزول وحی است که ناشی از کم آگاهی مخالفان بود و شبهات دوم پس از ورود علوم یونانی آغاز شده و پس از آن جدی‌تر و نیرومندتر شد.

داوری اردکانی ادامه داد: مسجدشاهی معتقد است که دو موضوع در نظریه تکامل محور مباحث قرار گرفته است. نخست؛ مسئله باور به خداوند و رد آن و دوم؛ کیفیت آفرینش و به خصوص کیفیت خلقت انسان است. در جلد دوم کتاب مسجدشاهی با پذیرش آموزه‌های دینی به نقد و رد نظریه تکامل می‌پردازد.

این استاد فلسفه در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: یدالله سحابی در دوره جدید با نوشتن دو جلد کتاب یکی «قرآن و تکامل» و دیگری «خلقت انسان» به بررسی این نظریه و سازگاری آن با اندیشه دینی و قرآن می‌پردازد که با موافقت‌ها و مخالفت‌ها مواجه شده است.

مشخصات كتاب:
كتاب در 503 صفحه، به تعداد 1000 نسخه، به قیمت 9 هزار تومان، در سال 1389، توسط كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شورای اسلامی در تهران چاپ گردید.
pejuhesh232
 
پست ها : 7565
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

دیکتاتوری داروینیستها در جهان

پستتوسط pejuhesh232 » دوشنبه ژوئن 16, 2014 12:26 am

دیکتاتوری داروینیستها در جهان

آفای هارون یحیی مشهورترین دانشمند مسلمان خلقت گرا در سایت بین المللی فرگشت که به زبانهای مختلف ترجمه شده مجموعه ای مهم و گزیده از استدلالهای ضد فرگشت را گردآوری کرده است. از جمله استدلالهایی که او مطرح کرده اشاره اوست به دیکتاتوری داروینیستها در سطح جهان که واقعا قابل تامل است.
Image

او می نویسد:

غیر ممکن است یک پروفسور مخالف فرگشت بتواند در یک دانشگاه در تقریبا هر یک از داشگاههای جهان تدریس کند. هیچ نخست وزیر در هیچ کشوری نمی تواند اعلام کند که با داروینیسم مخالف است. هیچ معلمی نمی تواند به دانش آموزانش بگوید که داروینیسم یک تقلب است و دانش آموزان نیز نمی توانند به معلمانشان بگویند که با این نظریه مخالفند. هر پروفسور و معلمی که این عقیده مخالف را ابراز کند فوری از کارش اخراج می شود. برای یک نخست وزیر ضد فرگشت غیر ممکن است که در سمت خود باقی بماند.

موسسات انتشاراتی مشهور جهان موظف با انتشار اخبار و گزارشاتی دروغین در باره فسیلهای بینابینی جدیدا یافت شده به عنوان شواهدی بر فرگشت هستند. آنها باید نقش خویش در این فریب و نیرنگ را به خوبی بازی کنند و الا به انتهای خط کاری خود خواهند رسید. غیر ممکن است یک استاد یا مدرس دانشگاه که عمر علمی اش را در حمایت از خلقت گرایی به پایان رسانده و یا مقاالاتی در دفاع از خلقت گرایی نوشته ، شغل دیگری بیابد. در این شرایط او دوستانش را از دست خواهد داد و قاعدتا یافتن یک شغل جدید یا مجموعه ای از دوستان جدید برای او در این زمان سخت خواهد بود.

در اینجا به برخی از افرادی که شغل خویش را در این مسیر از دست داده اند اشاره می کنم:

دکتر گاوریل آویتال : وزیر آموزش و رئیس دپارتمان علوم که شغلش را به خاطر نوشتن مقالات و سخنرانی بر علیه فرگشت از دست داد،خوانندگان محترم می توانند با کلیک بر روی نام او اطلاعات بیشتری در باره او دریافت کنند.

Image
Dr. Gavriel Avital, The Ministry of Education and Chief of Department of Science, was removed from his office due to his written and verbal statements questioning evolution.



مایکل ریس: مدیر آموزش اکادمی سلطنتی انگلیس که به خاطر مخالفت با فرگشت سمتش را از دست داد. خوانندگان محترم می توانند با کلیک بر روی نام او اطلاعات بیشتری در باره او دریافت کنند.
Image
Micheal Reisss, British Royal Academy Director of Education, was hastily removed from office because he proposed that Creation must also be included in curriculum in schools.

متدهایی که مورد استفاده قرار گرفته اجبار، تهدید و استبداد بوده است. به خاطر این وضعیت مردم قادر با بیان دقیق مخالفت خود با داروینیسم نبوده و نیستند. همه روشهای ممکن برای جلوگیری از مخالفت با داروینیسم به کار رفته است.

تحلیل نظرات هارون یحیی:

اینکه در برخی کشورها چنین وضعیتی وجود دارد امکان پذیر است اما به این شدت و حدتی که هارون یحیی می نویسد شاید نباشد. مثلا در ایران اعتقاد یا بی اعتقادی به این نظریه چندان مهم به نظر نمی رسد ولی شاید در کشورهای پیشرفته و صاحب علم چنین عقیده ای درست باشد . البته فقط هارون یحیی نیست که چنین احساسی دارد و چنین می نویسد. برخی از محققان و صاحب نظران در کشورهای پیشرفته نیز چنین نظریاتی دارند و حتی این عقیده در صنعت فیلم نیز نمایانگر شده است.

فیلم مستند اخراج- اعتقاد به نظریه طراحی هوشمند ممنوع!!!
Image
فیلم مستند اخراج: نظریه طراحی هوشمند ممنوع Expelled: No Intelligence Allowedدر سال 2008 با کارگردانی ناتان فرانکوفسکی ساخته شد. محتوای اصلی این فیلم این است که جریان علم و دانش در جهان به سمتی است که معتقدان به نظریه طراحی هوشمند و منتقدان به داروینیسم و فرگشت در سطح جهان تحت فشار معتقدان به داروینیسم ، فرگشت گرایی و ملحدین قرار دارند. آنها سعی می کنند با این فشارها ، خدا را از مدارس و دانشگاههای جهان خارج کنند.در این فیلم فرگشت گرایی با اصطلاحاتی همچون فاشیسم، هولوکاست، کمونیسم، الحاد و نژادپرستی مترادف و آلوده دانسته شده است.در این فیلم با برخی از دانشمندان که به نحوی در محیطهای کاری خویش چنین فشارهایی را تحمل کرده بودند ازقبیل، Richard ternberg, Caroline Crocker, Michael Egnor, Robert J. Marks II, Guillermo Gonzalezمصاحبه هایی صورت گرفته بود. در مقابل با Michael Shermer و Richard Dawkins (ملحد مشهور که قبلا در این سایت معرفی شده است) نیز به عنوان مخالفان نظریه طراحی هوشمند مصاحبه هایی انجام شده یود.

این فیلم در 1052 سالن سینما یعنی بیش از هر فیلم مستند دیگری به نمایش درآمد و در هفته اول 2.9 میلیون دلار و در مدت نمایش 7.7 میلیون دلار فروخت و جایگاه 18 فیلمهای مستند در امریکا را کسب کرد. البته مخالفان و منتقدان این فیلم نیز بیکار ننشستند و با نامیدن آن به عنوان یک فیلم جنجالی تبلیغاتی شعار گونه، و اختصاص 1 ستاره (ضعیف) در روزنامه شیکاگو تریبون یعنی نازلترین سطح کیفی برای یک فیلم از آن انتقام گرفتند. در مقابل نشریات مبلغ مسیحیت مثل کریستیانیتی تودی آن را مثبت ارزیابی کردند. ( برای اطلاعات بیشتر در باره این فیلم به این صفحه مراجعه فرمائید)


Image

Image

Image

Image

Image

Robert J. Marks II
pejuhesh232
 
پست ها : 7565
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

شباهتهای انسان با موز و مرغ!!!

پستتوسط pejuhesh232 » دوشنبه ژوئن 16, 2014 12:28 am

شباهتهای انسان با موز و مرغ!!!

اگر بتوانیم تفاوت های ظاهری انسان ها از قبیل نژاد، رنگ پوست، مو و غیره را کنار بگذاریم به نظرمی رسد که انسان های اولیه وجوه مشترک زیادی با «موز» دارند! بیش از ۶۰ درصد از ژن های انسانی ومیوه ای که ما به نام موزمی شناسیم به هم شباهت دارند. ما انسان ها حتی شباهت هایی در این حد با «مرغ» داریم. انسان و مرغ از بیش از ۷۵ درصد ژن های مشترک برخوردارند!!! اما شامپانزه ها نزدیک ترین خویشاوندان ما انسان ها به شمار می روند که بیش از ۹۸ درصد از ژن ها وDNA «دی ان ای» ما با آن ها مشترک است.
این حقایق و کشفیات حیرت آور تنها گوشه ای از مجموعه تازه ای است که در موزه ملی تاریخ طبیعی برای نخستین بار به نمایش گذاشته شده است.

Image

در این تالار بزرگ که خاستگاه و منشاء انسان در آن به نمایش در آمده است، یکی از سئوالات مهم و همیشگی که آدم ها از قرن ها پیش تا کنون ازخود پرسیده اند باری دیگرمطرح شده است:«انسان بودن چه معنایی دارد؟»

موزه ملی تاریخ طبیعی شهر واشنگتن این مجموعه حیرت آور و کم نظیر را درصدمین سال گشایش این موزه به دیدارکنندگان خود اهدا کرده و به این صورت به آن ها خوش آمد گفته است.

دیدار کنندگان از این نمایشگاه قبل از هرچیز وارد تالاری می شوند که به صورت یک تونل زمان، چهره هایی از انسان های اولیه تا به امروز را به نمایش گذاشته است. یکی از این چیدمان ها، جعبه آینه ای است که بیش از ۷۵ نوع جمجمه سر از جنس انسان به نمایش گذاشته شده است. در کنار این چیدمان که در تالار منشاء انسانی بخش «اسمیتسونین» موزه قرارگرفته، ریک پاتز رئیس و کیوریتور موزه توضیح می دهد که چگونه این جمجمه ها برخی از قدیمی ترین بازمانده های به دست آمده از ۶ قاره جهان هستند:«نوع زندگی که این جمجمه ها شاهد آن بوده اند امروزدیگر روی این کره خاکی وجود ندارد. از این شجره تنها مایعنی انسان های امروزی باقی مانده ایم.»

بیش از۳۰۰ قطعه فسیل مربوط به ادوار گذشته و اشیاء دیگر در این نمایشگاه، نمایانگر تکه تکه هایی به هم پیوسته جسمانی ورفتاری است که در طول هزاران هزار سال دچار تغییر و تحول شده است. دیدار کنندگان از این نمایشگاه می آموزند که چگونه مراحل مهم و مختلف حیات بشر طی شده است. چگونه انسان اولیه می آموزد که روی دو پا بایستد. چگونه اندازه مغز بشر بزرگ تر می شود. چگونه زندگی اجتماعی انسان اولیه جنبه های پیچیده تری به خود می گیرد و بالاخره چگونه انسان اولیه با کلام و سخن آشنا می شود.

دیدارکنندگان از این نمایشگاه می توانند چشم بر چشم پدران اولیه خود بدوزند که به صورت آدم های واقعی بازسازی شده اند. آن ها می توانند درکنار اجاق های جمع این انسان های اولیه بنشینند و روی جای پاهای آن ها که از روی مدل های ۳ میلیون سال پیش ازاین در کشور آفریقایی «تانزانیا» قالب گیری شده قدم بگذارند.

رئیس موزه می گوید:«این جای پای سه انسان اولیه واقعی است که بیش از سه میلیون سال پیش در یکی از دشت های آفریقا قدم برمی داشته اند و از جایی به جای دیگر می رفته اند.»

دو فسیل انسانی تاریخی در این نمایشگاه به بیش از ۲۸ هزار سال پیش باز می گردند. یکی از این جمجمه ها به دوران «کرو- مگنون» Cro-Magnonیا دوران پیدایش انسان های اولیه در اروپا باز می گردد و دیگری جمجمه یک «نیندرتال»Neanderthal یکی از انواع بشری که در دوران «کرو – مگنون» ها زندگی می کرده و بیش از ۳۰ هزار سال پیش ناپدید شده است. این دو جمجمه از طرف موزه تاریخ بشری شهر پاریس به موزه ملی شهرواشنگتن قرض داده شده است.

آلن فرومنت، مدیر و کیوریتور موزه پاریس می گوید این دو فسیل در فرانسه در سال ۱۸۵۹ و درزمانی کشف شده اند که «چارلز داروین» کتاب معروف خود «منشاء انواع» را منتشر ساخته است:«این کشف تازه در آن زمان به آتش مبحث منشاء انواع بشر که یکی از داغ ترین و جنجال برانگیز ترین مباحث روز بود یک بار دیگر دامن زد. این که بتوان انسانی از دوران مدرن پیدایش انسان در اروپا را در کنار حیوانی منقرض و تمام شده دید.»

در این نمایشگاه تازه، دیدارکنندگان مشتاق اند تا به این مدل های انسان های اولیه دست بزنند، چهره های خود را با دستگاه های مخصوص تبدیل به چهره های انسان اولیه کنند و با موارد دیگر علوم پیدایش بشری و فرضیه سیرتکامل از نزدیک آشنا شوند:«کارتازه ای که ما در این تالارها انجام داده ایم دادن فرصتی به تماشاگر است که با سه دوره سیرتکاملی بشر از نزدیک آشنا شده و شواهد را با دست خود لمس کند. این دیدار در نهایت موجب ایجاد گفتگوهایی بین دیدار کنندگان و دانشمندان می شود. وقتی شما بتوانید تمام عوامل موجود در این نمایشگاه تازه را در کنار هم قرار دهید در واقع توانسته اید یک تصویر کامل و متحرک از زندگی یک انسان اولیه را در سه مقطع مختلف از زمان بدست آورید. شناخت مجموعه ای از زندگی این انسان های اولیه در سه مرحله مختلف، به ما می آموزد که انسان بودن واقعا چه مفهومی دارد.»

تحلیل: آنچه در بالا خواندید اصلا یک مطلب طنز نبود بلکه خبری بود که در تاریخ 18/1/1389 در یکی از سایتهای خارجی منتشر شد...با این بساطی که فرگشت گرایان راه انداخته اند نیز شنیدن این خبرها اصلا عجیب نیست...آنها هر روز چند تا فسیل و مجسمه انسانهای عجیب و غریب را در یک دکور ما قبل تاریخ جمع و جور کرده و سعی می کنند با برخی بازیهای لفظی بازدید کنندگان را قانع کنندگان کنند که اینها اجداد شما هستند..پس با محبت زیاد چشم در چشمان انها بدوزید و با آنها عکس یادگاری بیندازید...در ضمن تا وقت دارید پای خودتان را جای پای آنها بگذارید و ببینید آیا شماره پای شما شبیه آنها هست یا خیر....

البته اگر از موضع شباهتها نگاه کنیم غیر از شباهتها با میمون ها و شامپانزه ها ما با میوه ها و گیاهان نیز شباهتهای زیادی داریم و ممکن است یک فرگشت گرا بگوید موزها عموزاده های قدیمی ما، خیار سبزها دختر دایی های ما و گوجه فرنگی ها در چند صد میلیون سال قبل، عمه های ما بوده اند!!! حال در این هیاهو یک سوال بسیار مهم مطرح می شود که نویسنده خبر بالا هم در بالا در آخرین جمله اش مطرح کرده و آن این است که انسان بودن واقعا چه مفهومی دارد؟ یک سوال هم بنده مطرح می کنم: چه شدکه مادر طبیعت و پدیده فرگشت تصمیم گرفت وسط این همه اسب و خارپشت و موز و مرغ، ناگهان یک شاخه خود را برای تولید موجود فوق العاده متفاوتی به نام انسان مامور نماید؟ چرا او چنین تصمیمی گرفت؟
pejuhesh232
 
پست ها : 7565
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

فرگشت نمی تواند سبب ژن زایی شود

پستتوسط pejuhesh232 » دوشنبه ژوئن 16, 2014 12:32 am

فرگشت نمی تواند سبب ژن زایی شود

مقاله منتخب:دومین نقص کشنده نظریه تکامل (جهش، ژن ها را اضافه نمی کند)

نویسنده محترم جناب آقای مهدی فراهانی (امیدوارم درست نوشته باشم) یک خلقت گراست . او در وبلاگ خویش تحت عنوان فرگشت ، مجموعه ای از مقالات جالب در حوزه فرگشت را ترجمه، تالیف و گردآوری نموده و این فرضیه را مورد بررسی قرار داده است. برخی از این مقالات به شرح زیر هستند:

Image
» دومین نقص کشنده نظریه تکامل (جهش ژن ها را اضافه نمی کند) ( 1392/5/16 )
» فرگشت انسان از دیدگاه تکامل گرایان ( 1392/5/15 )
» فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! ( 1392/5/10 )
» کتاب نیرنگ فرضیّه تکامل هارون یحیی ( 1392/5/10 )
» فروپاشی تکامل در برابر حقایق ( 1392/5/10 )
» طراحی تصادفی وجود ندارد ( 1392/5/10 )
» معضل مولکولی در نظریه تکامل ( 1392/5/10 )

» سناریو تکامل انسان ( 1392/5/10 )
» جعلیات تکاملی ها ( 1392/5/10 )
» توجیهات فریبنده فسیل ها ( 1392/5/10 )
» اصل پرندگان و پستانداران ( 1392/5/9 )
» حکایت انتقال از آب به خشکی ( 1392/5/9 )
» آرشیو فسیل ها نظریه تکامل را رد می کند ( 1392/5/9 )
» مکانیزم های خیالی تکامل ( 1392/5/9 )
» تاریخچه نظریه تکامل ( 1392/5/9 )
» فسیل های جمجمه ( 1392/5/8 )
» نمونه هایی از فسیل های یافت شده در چین ،استرالیا و نیوزیلند ( 1392/5/8 )
» نمونه هایی از فسیل های یافت شده در آفریقا و خاورمیانه ( 1392/5/8 )
» نمونه هایی از فسیل های یافت شده در اروپا ( 1392/5/8 )
» نمونه هایی از فسیل های یافت شده در پرو ، آرژانتین و شیلی ( 1392/5/8 )

هر یک از این مقالات حاوی اطلاعات بسیار سودمندی در باره موضوع فرگشت است. ضمن توصیه خوانندگان محترم به مطالعه این وبلاگ ، توجه شما را به یکی از این مقالات که به موضوع ژن زایی در فرگشت اشاره می کند جلب می نمایم. به طور بسیار خلاصه اینکه تعداد ژنهای یک پروکاریوت به عنوان منشا موجودات زنده( بر طبق عقیده تکامل گرایان) فقط تعداد کمی ژن داشته است در حالیکه موجودی مثل انسان دارای 46 کروموزوم و بیش از 22 هزار ژن است. با این وصف باید مکانیزم مناسب و تادی شده ای باید از سوی تکامل گرایان معرفی شود که افزایش تعداد ژنها در حین فرگشت از پروکاریوت به موجودات عالی و پیچیده را شرح دهد. ایا چنین مکانیسمی وجود دارد؟ این نوشتار به تحلیل این موضوع می پردازد:
خلاصه ای از دومین نقص کشنده نظریه تکامل :
هیچ مکانیزم ژنتیکی برای تکامل داروینی وجود ندارد

داروینیست ها ادعا می کنند که ما از ساده ترین اشکال زندگی مانند باکتریها به اشکال پیچیده تر از زندگی تکامل یافته ایم.. اغلب باکتری های پایه تا به حال کمتر از 500 ژن دارند در صورتی که انسان تا کنون بیش از 22 هزار ژن دارد. به منظور فرگشت باکتری ها به انسان آنها باید قادر به اضافه کردن ژن ها باشند. اما هیچ مکانیزم ژنتیکی وجود ندارد که بتواند یک ژن را اضافه کند. جهش تغییر ژن موجود است اما هرگز یک ژن اضافه نمیکند. این به این معنی است که هیچ مکانیزمی برای تکامل داروینی وجود ندارد و این یک نقص مهلک در نظریه تکامل است.


Image
متوسط ​​یک ژن از انسان یک قطعه از DNA شامل 100،000 جفت از اسیدهای آمینه است که همه آنها کاملا توالی یافته است و این غیر ممکن است که یک ژن جدید به صورت اتفاقی و یا با مکانیزم"انتخاب طبیعی". به وجود آید. همانطور که شما در حال خواندن این متن هستید، بسیاری از شما می پرسید: "آیا جهش ها نمی توانند یک ژن ایجاد کنند؟." جواب این است: "به هیچ وجه." جهش فقط می تواند ژن های موجود را تغییر دهد. اما جهش قادر به ایجاد یک ژن کاملا جدید نمی باشد. ما شما را به گوگل یا یاهو دعوت میکنیم تا عبارتی مانند add a gene" " را سرچ کنید و شما قادر خواهید بود به منظور بررسی اینکه حتی یک مورد در جایی وجود ندارد که یک گونه یک ژن را اضافه کرده باشد.اما میمون ها تا به حال بسیاری از ژن ها را اضافه کرده اند و تبدیل به انسان شده اند.
مکانیسم ژنتیکی گم شده برای اضافه کردن یک ژن
داروینیست ها به ما می گویند که تمام حیات بر روی زمین از یک جد مشترک تکامل یافته است. آنها ادعا می کنند که حیات بر روی زمین برای اولین بار در حدود 4 میلیارد سال پیش به صورت ساده ترین شکل از باکتری های تک سلولی، به نام پروکاریوت ها آغاز شد و پروکاریوت ها به موجودات پیچیده ، مانند باکتری های چند سلولی سپس به صورت سخت پوستان تکامل یافته ، و پس از آن ماهی به دنبال دوزیستان، برخی از آنها به خزندگان تکامل یافته، و برخی از خزندگان منشعب شده و دایناسورها و پرندگان به وجود آمدند، در حالی که برخی از خزندگان دیگر در جهت دیگر تکامل یافتند برای تبدیل شدن به پستانداران، که شامل انسان هم می شود.

Image
دانشمندان هنوز نمی دانند که پروکاریوت های اولیه چه تعداد ژن داشتند، اما ساده ترین باکتری های امروزی حدود 500 ژن دارند. انسان حدود 22،410 ژن دارد. از آنجا که انسان حدود 22،000 ژن نسبت به پروکاریوت ها بیشتر دارد، تنها راهی که پروکاریوت ها می توانند به انسان تکامل یابند اضافه کردن ژن به ژنوم خود می باشد. در واقع، تنها راهی که هر گونه می تواند به یک ارگانیسم پیچیده تر تبدیل شود این است که تعداد ژن های خود را اضافه کند.
تکامل داروینی ادعا می کند که هر گونه تکامل یافته از یک گونه سلف می باشد.یک ارگانیسم باید تعداد ژن های خود را افزایش دهد تا به یک ارگانیسم پیچیده تر تبدیل شود. برای اینکه تکامل داروینی ایجاد شود باید یک مکانیزم ژنتیکی وجود داشته باشد تا ژن ها را به ارگانیزم ها اضافه کند. اما هیچ راهی برای اضافه کردن یک ژن وجود ندارد. تکامل داروینی ضرب ناقص است.
اگر نظریه تکامل درست میبود، پروکاریوتها و فرزندان آنها می بایستی خود را مجبور به افزایش دهها هزار ژن نمایند تا از 500 ژن به بیش از 22 هزار ژن در جهت تکامل به انسان هوشمند برسند.
توانایی اضافه کردن ژن از ملزومات نظریه تکامل است. از آنجا که افزایش تعداد ژن برای تکامل داروینی کاملا ضروری است، چگونه است که دانشمندان تکامل هرگز در مورد آن صحبت نمی کنند؟ شما هرگز نخوانده و یا نشنیده اید که هر یک از آنها در مورد این بخش مورد نیاز از تکامل داروینی بحث کنند.

داروینیست ها هرگز به ما توضیح نداده اند که چگونه به پیشنهاد آنها یک ارگانیسم می تواند تعداد ژن خود را افزایش دهد.

در واقع، داروینیست ها از این موضوع اجتناب میکنند چرا که آنها از رفتن به کلیسا اجتناب می کنند.
آیا هیچ مکانیزمی برای اضافه کردن یک ژن وجود دارد

ژن میمون به طور متوسط ​​100،000 جفت باز دارد (یک جفت باز در اصل 2 مولکول اسید آمینه است). چگونه می تواند 100،000 جفت باز به طور ناگهانی در داخل اسپرم میمون تحقق یابد؟ و حتی اگر 100،000 جفت باز می تواند از روی هوا تحقق یابد، چگونه می توانند تمام جفت پایه ها کاملا توالی یابند به صورت یک ژن که در واقع کمک می کند تا میمون به یک انسان تکامل یابد؟

هیچ مدرکی وجود ندارد که آن تاکنون اتفاق افتاده باشد.


Image
حامیان تئوری تکامل هرگز در مورد تعداد ژن صحبت نمی کنند چرا که هیچ مکانیسم ژنتیکی برای اضافه کردن یک ژن وجود ندارد.

هر دو عقل سلیم و منطق به ما می گوید که اضافه کردن یک ژن به کروموزوم غیر ممکن است.
جهش ژن ها را اضافه نمی کند

داروینیست ها ادعا می کنند که آنها شواهد زیادی دارند که جهش ها رخ می دهد و این شواهد ژنتیکی است که برای کمک به تکامل داروینی است.

شواهد زیادی که جهش رخ می دهد وجود دارد - اما جهش تغییر بر روی ژن های موجود است و جهش ها هرگز در واقع اضافه کردن یک ژن نمی باشند.

ما توضیح دادیم که اگر تکامل داروینی بخواهد ایجاد شود، موجودات زنده باید یک راهی برای اضافه کردن یک ژن داشته باشند، زیرا یک ارگانیسم باید تعداد ژن ها در ژنوم خود را به منظور پیشبرد به یک ارگانیسم پیچیده تر افزایش دهد. جهش راهی برای اضافه کردن یک ژن نیست. یک ژن به تنهایی می تواند برای همیشه تغییر کند اما جهش هرگز تعداد ژن را تغییر نمی دهد.
رعد و برق و سوپ بنیادین

منشاء واقعی زندگی چیست؟ چگونه زندگی در واقع آغاز شد؟ داروینیست ها یک نظریه دارند اما نظریه آنها توضیح قانع کننده ای نمی دهد.

آنها ادعا می کنند زندگی بر روی زمین به طور تصادفی در حدود 4 میلیارد سال پیش آغاز شد زمانی که یک رعد و برق شانسی به یک دریاچه پر از سوپ بسیار کهن زده شد!

برای بیش از پنجاه سال، بسیاری از دانشمندان تکامل معتقدند که اولین موجود زنده بر روی زمین به طور تصادفی ایجاد شد هنگامی که یک رعد و برق تصادفی به مقداری از آب که شامل تمام بلوک های ساختمان از زندگی می باشد زده شد، که به آن "سوپ بنیادین "میگویند.

بسیار خوب !! ما فرض میکنیم که آغاز زندگی با یک رعد وبرق تصادفی ایجا شد. اما پس از آن چه؟ چگونه اولین موجود زنده هزاران بار تعداد ژن های خود را به منظور پیشبرد نردبان تکاملی افزایش داد؟

به عنوان مثال، چگونه یک میمون که همه ما ظاهرا از اضافه کردن ژن مورد نیاز برای انتقال به انسان هوشمند ایجاد شده ایم ؟

آیا دوستداران داروین به ما گفتن که میمون از یک درخت در طوفان رعد و برق نوسانی بود، زده کردم "اتفاقی از پیچ و مهره رعد و برق،" و سپس به تالاب ازلی کاهش یافت، و به جای داشتن بیضه ها خود را سرخ کرده، آنها شروع به تولید اسپرم با یک ژن جدید معجزه آسا؟

Are the Darwin-lovers telling us that the ape was swinging from a tree in a lightning storm, got struck by a "fortuitous bolt of lightning," then fell into a primordial pond, and instead of having its testicles fried, they started to produce sperm with a miraculous new gene?

مشاهده کنید چگونه داروینیسم واقعا پوچ است؟

Let's challenge the Darwinists and see just how much faith they have in their own theories. We challenge them to simulate the lightning bolt idea in a lab and use their own bodies and see if they evolve into super humans

لینک مقاله اصلی:
There is No Genetic Mechanism for Darwinian evolution

====================

آیا جهش های تصادفی می توانند ویژگی های جدید پیچیده تولید کنند؟
واقعا درک این موضوع سخت است که چطور کسی می تواند چنین ادعایی بکند، جهش هر کاری را که انجام دهد می تواند آن را لغو کند.برخی از جهشها اطلاعاتی به ژنوم اضافه می کنند؛برخی اطلاعات را کم می کنند.وقتی مخالفان چنین ادعایی می کنند یا به این دلیل است که واژه اطلاعات را تعریف نکرده اند،یا تصور مبهمی از اطلاعات دارند و یا اینکه مدام تعریف خود را از اطلاعات تغییر می دهند.با هر تعریف موجهی از اطلاعات، مشاهده شده است که اطلاعات در ژنوم ها مدام در حال تکامل است. موارد زیر در عمل مشاهده شده است:

افزایش تنوع ژنتیکی در بین جمعیت گونه ها.(لنکسی 1995؛لنکسی و دیگران 1991 )
افزایش در مواد ژنتیکی(آلوس دیگران. 2001، براون و دیگران 1998؛ هوگز و فریدمن 2003، لینچ و کنری 2000، اهتا 2003)
مواد ژنتیکی جدید(ناکس و دیگران. 1996، پارک و دیگران 1996)
قابلیتهای جدید وابسته به ژنوم(پریجامبادا و دیگران. 1995)
اگر تکامل ربطی به اطلاعات نداشته باشد در این صورت هیچ کدام از موارد فوق واجد شرایط اطلاعات نیستند.
مکانیزمی که احتمالا شایعترین مورد افزودن اطلاعات هست مضاعف شدن ژنی است،که در آن بخش بزرگی از DNA کپی می شود،و در مرحله بعد جهش نقطه ای یک یا هر دو کپی را تغییر می دهد.مشخص شده که توالی ژنتیکی،منشا چند نوع پروتئین بوده است. برای مثال:
دو آنزیم در مسیر بیوسنتز هیستیدین که شکل دایره مانند دارد،شواهد مربوط به توالی آمینواسیدها و ساختار نشان میدهد که از طریق کپی ژنی و جوش خوردن دو جدی که شکل نیم دایره داشتند شکل گرفته اند.
RNASE1، ژنی برای آنزیم لوزالمعده ، دو نسخه شده، و در میمون های لانگور(میمونهای دم دراز و دارای ابروهای پرپشت آسیا) یکی از این دو نسخه جهش یافته و به RNASE1B تبدیل شده است،که در معده کوچک و اسیدی این نوع میمونها کارکرد بهتری دارند.(ژانگ و دیگران 2002)
مخمرها در یک محیط کشت و با مقداری شکر قرار داده شدند. بعد از 450 نسل، ژن انتقال هگززو چندین بار کپی شد، و برخی از نسخه های کپی ، مجددا جهش یافتند.(براون و دیگران. 1998)
نشریات مربوط به زیست شناسی پر از اینگونه مثالهاست. جستجوی سایت PubMed (در http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi) با کلمات "تکرار ژنی" بیش از 3000 منبع به دست می دهد.
بر اساس نظریه اطلاعات شانون-ویور،پارازیت های تصادفی اطلاعات را بیشتر می کند. تغییراتی که جهشها به جمعیتها اضافه می کنند.تغییری است که بر مبنای انتخاب (طبیعی) عمل می کند.جهش به تنهایی باعث تکامل تطبیقی نمی شود،بلکه با حذف تغییرات انطباق ناپذیر،انتخاب طبیعی اطلاعات محیط را به ارگانیسم انتقال می دهد و باعث تطابق بیشتر ارگانیسم با محیط می شود.انتخاب طبیعی فرایندی است که اطلاعات محیط به ژنوم ارگانیسم و بالطبع به خود ارگانیسم انتقال می یابد(آدامی و دیگران. 2000).
شبیه سازیهای کامپیوتری نشان داده است که فرایندهای جهش و انتخاب طبیعی باعث افزوده شدن اطلاعات و پیچیدگی می شود.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

پاسخ از Casey Luskin در مقاله ای با عنوان :

Can Random Mutations Create New Complex Features? A Response to TalkOrigins

آیا جهش های تصادفی می توانند ویژگی های جدید پیچیده تولید کنند؟پاسخی به TalkOrigins ها

Since posting our recent rebuttals to the TalkOrigins page on the Cambrian explosion (see here and here), we've received some requests to respond to other pages on the TalkOrigins archive. One of these is a page purporting to respond to the claim that "Evolution cannot cause an increase in information."

Of course this title equivocates on the meaning of "information." As explained here, evolutionary mechanisms can generate new Shannon information, but that is often a trivial accomplishment and doesn't at all necessarily mean you've generated any new functional biological feature. A random, garbled, functionless stretch of DNA can entail new "information" in the Shannon sense, but that's never going to explain how complex functional biological features arise. In any case, the TalkOrigins page responds as follows:

"واقعا درک این موضوع سخت است که چطور کسی می تواند چنین ادعایی بکند، جهش هر کاری را که انجام دهد می تواند آن را لغو کند.برخی از جهشها اطلاعاتی به ژنوم اضافه می کنند؛برخی اطلاعات را کم می کنند."

بیانیه ای عجیب و غریب که نشان دهنده یک سوء تفاهم فاحش از درک نحوه عملکرد تکامل داروینی می باشد.یک اصل دیرین در زیست شناسی تکاملی قانون dollo نامیده می شود.معتقد است که تکامل داروینی اغلب برگشت ناپذیر است.شاید در برخی موارد جهش ها می توانند آن چیزی را که انجام دهند ، لغو کنند اما در کل واضح نیست که همیشه به همین صورت باشد.
یک دلیل خوب برای قانون Dollo وجود دارد.تکامل داروینی تنها تمایل به اصلاح صفاتی در یک جمعیت دارد هنگامی که برخی مزیت ها به ارگانیسم بدهند. زیست شناس تکاملی جری Coyne تاکید مینماید این را زمانی که او می گوید:" در واقع حقیقت دارد که انتخاب طبیعی نمیتواند یک خصیصه ای را در مراحل حد واسط ایجاد نماید که هیچ مزیت خالصی به ارگانیسم ندهد."
بنابر این برخی از جهش ها ممکن است یک مزیت را ایجاد نمایند اما معکوس کردن آن جهش ها احتمالا مزیت را لغو می نماید.
تا آنجا که به مکانیزم داروینی مربوط می شود، همیشه یک دلیلی وجود ندارد که انتظار داشته باشیم که یک جهش برخی صفات سودمندی که یک مزیت را به فرزندان می دهد و در جمعیت نگهداری میکند را برگرداند.بنابراین هر آنچیزی که جهش انجام می دهد همیشه نمی تواند برگرداند.
مشکل دیگری که با بیانیه TalkOrigins وجود دارد ... این بسیار تاثیر گذار نیست که یاد بگیریم که جهش ها می توانند لغو کنند یا بشکنند برخی ساختارها را...طرفداران طراحی هوشمند نمیخواهند بپرسند که چگونه ساختارهای پیچیده تنزل می یابند بلکه می خواهند بدانند که این ساختارهای پیچیده چگونه در وهله اول ساخته شده اند.
در نقل قولی از جری coyne که بدان اشاره شد : او ادعا می کند که می داند در هیچ موردی یک ساختار نمیتواند توسط گامهای میانی ساخته شده باشد که هر گام به صورت اختصاصی مزیتی را به یک ارگانیسم نداده باشد...اما طرفداران طراحی هوشمند سختارهایی را میابند که در حقیقت نمیتواند توسط فرگشت داروینی توضیح داده شوند.به ویژه هنگامی که جهش های متعددی مورد نیز باشند تا یک مزیتی را به ارگانیسم انتقال دهند.
در سال 2004، مایکل Behe با همکاری فیزیکدان دیوید Snoke مطالعه ای در علوم پروتئین منتشر کردند که نشان می دهد که اگر جهش های متعدد جهت ایجاد یک پیوند عملکردی بین دو پروتئین مورد نیز باشند،سپس مکانیزم تقلید ژن و جهش نقطه به تنهایی بی اثر خواهد بود زیرا تعداد کمی از گونه های پرسلولی به اندازه جمعیت مورد نیاز می رسند.
در سال 2008، منتقدان به Behe وSnoke در مجله ژنتیک سعی کردند آنها را رد کنند ، اما تاکنون شکست خورده است.منتقدان دریافتند که در یک جمعیت انسانی برای رسیدن به تنها دو جهش همزمان از طریق تکامل داروینی بیش از 100 ملیون سال زمان نیاز است.اعتراف آنها این بود که " بسیار بعید است که در یک زمان بندی معقول رخ دهد"
و آن به طور فزاینده ای روشن میگردد که بسیاری از "ویژگی های چند جهشی " به جهش های متعدد قبل از رسیدن به ارائه هر گونه مزیتی که در زیست شناسی وجو دارد ، نیاز دارند.
داگلاس تبر ناتوانی تکامل داروینی برای تولید "ویژگی های چند جهشی " را در یک مطالعه مشترکی در سال 2010 نشان داد.
تبر محاسبه کرد هنگامی که یک "ویژگی چند جهشی" به بیش از 6 جهش قبل از رسیدن به هر مزیتی نیاز داشته باشد، بعید به نظر می رسد که حتی در کل زمان تاریخ زمین به وجود آید.
او پشتوانه تجربی برای این نتیجه گیری را از تحقیقات تجربی ارائه کرد که پیش از آن در مجله زیست شناسی مولکولی انتشار یافته بود.
او در یافت که تنها 1 در 74^10 توالی آمینو اسید منجر به چین خوردگی از یک پروتئین عملکردی می گردد.
این حاکی از آن است که به طور کلی یک چین خوردگی پروتئین در ویژگی های چند جهشی نیاز به تعدا د زیادی اسیدهای آمینه ثابت دارد تا قبل از رسیدن به هر مزیت عملکردی جمع شوند.

مطالعه دیگری توسط تبر و ان Gauger در بر داشت که صرفا تبدیل یک آنزیم به آنزیم مرتبط نزدیک دیگر –از نوع تبدیل شدنی که تکاملگرایان ادعا می کنند به راحتی اتفاق می افتد –حداقل 7 تغییر به طور همزمان نیاز دارد که به زمانی بیش از تاریخ زمین نیاز دارد.این اطلاعات حاکی از آن است که بسیاری از ویژگی های بیوشیمیایی آنقدر پیچیده هستند که نیاز به تعداد زیادی جهش ها قبل از رسیدن به هر گونه مزیتی بر روی ارگانیسم ، دارند. وبنابراین فراتر از لبه آن چیزی است که تکامل داروینی می تواند انجام دهد. یک مطالعه تجربی مشابه دیگر توسط Gauger و زیست شناس رالف Seelke در بر داشت که زمانی که صرفا دو جهش در امتداد یک مسیر گام به گام مورد نیاز بود تا کارکردی را به یک ژن باکتری برگرداند هم مکانیزم داروینی شکست خورده است. دلیل اینکه ژن نمی تواند تثبیت شود شود این است که در یک تناسب حداکثر محلی گیر افتاده است در جایی که حذف یک ژن عملکردی ضعیف بیشتر از ادامه آن به امید یافتن جهش هایی برای تثبیت ژن ،مفید می باشد.

آن تایید می کند بررسی یک مقاله سال 2010 توسط مایکل Behe در نقد فصلنامه زیست شناسی که در بر داشت : زمانی که باکتری ها و ویروس ها تحت سازگاری در سطح مولکولی هستند، آنها تمایل به از دست دادن و یا کاهش عملکرد مولکولی دارند.
دوباره، مشکل در اینجا است که گاهی اوقات جهش نمی تواند "انجام دهد" آنچه آنها می توانند "لغو" کنند.گاهی اوقات در کوتاه مدت سودمند تر است یک مسیری که منجر به دور شدن از یک ساختار پیچیده می گردد، حتی در صورتی که ساختار منجر به یک مزیت قابل توجه گردد.

پیام اینجاست که هر دو تحقیفات تجربی و نظری طراحی هوشمند نشان می دهند که زمانی که جهش های متعددی قبل از رسیدن به یک مزیت مفیدی بر روی ارگانیسم مورد نیاز هستند آن زمانی فراتر از تمام تاریخ زمین را می برد.
دلایل خوبی وجود دارد که انتظار می رود جهش های تصادفی نمی تواند بسیاری از ویژگی های پیچیده ای که در زیست شناسی می بینیم را بسازند.

بلوف ارجاع به 3000 مقاله بی نام talkorigins

مشکل دیگر با صفحه TalkOrigins ارجاع آن به برخی از داده های بسیار ضعیف برای پشتیبانی ادعاهای آن می باشد.

برای مثال، یک مطالعه مربوط به منشاء RNASE1B، یک آنزیم گوارشی در میمون های لانگور(میمونهای دم دراز و دارای ابروهای پرپشت آسیا( در واقع مطالعه ای است که ادعا میکند به ردیابی یک مسیر فرضی 9 جهشی که در یک مسیر تا حدودی گام به گام که می تواند یک مزیت گوارشی را فراهم کند.

آنچه واقعا اتفاق افتاده است این است که برخی (و نه همه) تغییرات اسید آمینه، pH بهینه برای فعالیت آنزیم از 7.4 را به 6.3 کاهش داده است. چه قبل و چه بعد از این ادعای توالی تکاملی، آنزیم همان کار را انجام میدهد : شکستن RNA. بنابراین، در حالی که بخشی از این توالی فرضی جهش ممکن است با تکامل داروینی رخ داده باشد.اما شواهدی وجود ندارد که چیز جدیدی به وجود آمده باشد.و در ضمن این تکامل در مقیاس کوچک است و مشکل تکامل ویژگی های چند جهشی را حل نمی کند.

در مطالعه دیگری، صفحه TalkOrigins،بیان میکند که " مخمرها در یک محیط کشت و با مقداری شکر قرار داده شدند. بعد از 450 نسل، ژن انتقال هگززو چندین بار کپی شد، و برخی از نسخه های کپی ، مجددا جهش یافتند." فرض توضیحات درست است، ولی ما بیشتر از همان میبینیم – که هیچ چیز "جدیدی" در حال تکامل نیست. ژن های تکراری توضیح نمیدهد که چگونه شما می توانید بیشتر از همان چیز را به دست آورید، بلکه چگونه شما می توانید چیزی که از قبل وجود دارد را دریافت کنید.
در نهایت، صفحه پیشنهاد می دهد جستجو برای "ژن های تکراری" در پایگاه اطلاعاتی پاب مد برای پیدا کردن بیش از 3000 منابع در مورد این موضوع. این مقالات بدان معنی است که ما فرض کنیم که چگونه مکانیزم تکاملی می تواند اطلاعات جدید را ایجاد کند.
اما در یک بررسی مقالات ژن های تکراری که من در سال 2010 منشر نموده ام.نشان می دهد که مطالعات انجام شده هرگز ثابت نمی کنند جهش ها می توانند ویژگی های پیچیده در سوال را داشته باشند.
بعد از یک نگاه نزدیک به این متون در میابیم که :

استنادات بلوف NCSE توضیح نمی دهد که چگونه مکانیسم های نئو داروینی اطلاعات بیولوژیکی جدید عملکردی تولید میکنند. در عوض، مکانیسم های استناد شده در این مقالات در بهترین حالت مبهم و فرضی هستند:

• exons may have been "recruited" or "donated" from other genes (and in some cases from an "unknown sou[r]ce");
• there were vague appeals to "extensive refashioning of the genome";
• mutations were said to cause "fortuitous juxtaposition of suitable sequences" in a gene-promoting region that therefore "did not really 'evolve'";
• researchers assumed "radical change in the structure" due to "rapid, adaptive evolution" and claimed that "positive selection has played an important role in the evolution" of the gene, even though the function of the gene was unknown;
• genes were purportedly "cobbled together from DNA of no related function (or no function at all)";
• the "creation" of new exons "from a unique noncoding genomic sequence that fortuitously evolved" was assumed, not demonstrated;
• we were given alternatives that promoter regions arose from a "random genomic sequence that happens to be similar to a promoter sequence," or that the gene arose because it was inserted by pure chance right next to a functional promoter.
• explanations went little further than invoking "the chimeric fusion of two genes" based solely on sequence similarity;
• when no source material is recognizable, we're told that "genes emerge and evolve very rapidly, generating copies that bear little similarity to their ancestral precursors" because they are simply "hypermutable";
• we even saw "a striking case of convergent evolution" of "near-identical" proteins.

To reiterate, in no case were the odds of these unlikely events taking place actually calculated. Incredibly, natural selection was repeatedly invoked in instances where the investigators did not know the function of the gene being studied and thus could not possibly have identified any functional advantages gained through the mutations being invoked. In the case where multiple mutational steps were involved, no tests were done of the functional viability of the alleged intermediate stages. These papers offer vague stories but not viable, plausibly demonstrated explanations for the origin of new genetic information.
I haven't gone through all "3000 references" cited by TalkOrigins. Neither, in all likelihood, has the author of the TalkOrigins page. But my strong suspicion is that if you went through many of those pages, you'd reach the same conclusion.
This 3000-unnamed-paper citation bluff -- and much other material on this TalkOrigins page, are not to be taken seriously.

لینک اصلی مقاله :

http://www.evolutionnews.org/2012/06/ca ... 61221.html

==============
آیا جهش ها می توانند اطلاعات جدید تولید کنند؟

همانطور که گونه ها ایستا نیستند و تغییر می کنند، ژنوم هم ایستا نیست. آنها در طول زمان تغییر میکنند. گاهی اوقات به طور تصادفی، گاهی اوقات در مسیرهای از پیش تعیین شده، و گاهی اوقات با توجه به دستورالعمل الگوریتم های از قبل موجود. صرف نظر از منشاء این تغییرات، ما تمایل داریم که این تغییرات را جهش بنامیم. بسیاری از تکامل گرایان از وجود جهش به عنوان مدرکی برای تکامل در طولانی مدت استفاده میکنند، اما مثال هایی هایی که آنها مورد استناد قرار می دهند به مراتب کمتر از نیازهای تئوری آنهاست. بسیاری از خلقتگرایان ادعا می کنند که جهش ها قادر به تولید اطلاعات جدید نیستند. سردرگمی در مورد تعاریف به وفور یافت می شود، از جمله استدلال هایی در مورد آنچه به منزله جهش و تعریف اطلاعات بیولوژیکی مطرح میگردد. تکامل نیاز به وجود یک فرایند ایجاد اطلاعات جدید، از ابتدا دارد. با این حال، در یک ژنوم عامل در حداقل چهار بعد و بسته بندی شده با متا اطلاعات، تغییرات بالقوه به شدت ممنوع اعلام شده است. آیا جهش ها میتوانند اطلاعات جدید تولید کنند؟ بله، بستگی به تعریف شما از 'جدید' و 'اطلاعات' دارد. آیا می توانیم آنها را برای تکامل در تمام طول حیات بر روی زمین به حساب آوریم؟ نه!

عبارت "جهش نمی تواند اطلاعات جدید ایجاد کند" تقریبا یک شعار در میان برخی از خلقتگرایان است، هنوز من موافق نیستم. تکامل گرایان تعدادی پاسخ به این ایده دارند، اگر چه بسیاری از آنها استدلال های ناقص را نشان می دهند. اکثر پاسخ های تکاملی یک عدم درک از پیچیدگی ژنوم را نشان می دهند. در زیر توضیح خواهم داد که چرا من باور دارم که ژنوم برای عمل در حداقل چهار بعد طراحی شده است و به همین دلیل این برای اعتقاد تکاملی در افزایش اطلاعات جدید مشکل ایجاد مینماید.

مسئله دیگر، به ویژه در میان تکامل گرایان (البته خلقت گرایان، از جمله خودم هم، ایمن نیستند) ، عدم درک از محل اطلاعات بیولوژیکی است. بیشتر مردم تمایل دارند که فکر کنند DNA (ژنوم( محل ذخیره اطلاعات است. در حالی که آن قطعا مکان مقدار بسیار زیادی از اطلاعات است، اما این دیدگاه ژن محور از آن، اطلاعات مهندسی ایجاد اولیه موجودات زنده را نادیده می گیرد. معماری سلول، از جمله دیواره سلولی، هسته، محفظه زیر سلولی و بسیاری از ماشین های مولکولی، از DNA سرچشمه نمی گیرند، اما به طور جداگانه و در کنار DNA ساخته شده اند. هیچ کدام بدون دیگری نمی تواند وجود داشته باشد. بنابراین، یک بخش بزرگ و در عین حال بی اندازه از اطلاعات زیستی ساکن در موجودات زنده در خارج از DNA قرار دارد . یک نگاه ارگانیسم محور بحث را به طور چشمگیری تغییر می دهد. با این حال، چون دیدگاه ارگانیسم محور در نهایت شامل نبوغ خلاق خدا میگردد، ما نمی توانیم شروع به درک آن نماییم، و بلافاصله به یک دیوار بی حساب رانده می شویم. به همین دلیل، من در یکی از زیر مجموعه های اطلاعات بیولوژیکی، اطلاعات ژنتیکی، برای باقی مانده این مقاله تمرکز می نمایم.

مسئله سوم شامل این واقعیت است که داروین در واقع در مورد دو ایده ی مختلف، که من دوست دارم آنها را نظریه های خاص و عام از تکامل بنامم، نوشت. واکنش های خلقت گرایان در برابر تکامل عام به برخی از سوء تفاهم ها از مقدار تغییراتی که ممکن است ما از موجودات زنده در طول زمان انتظار داشته باشیم ، منجر شده است. سه ایده ی اساسی که من می خواهم در این بحث معرفی نمایم وجود دارد: 1) همانطور که خدا به ایجاد گونه های ایستا محدود نمی شود، خدا به ایجاد ژنوم استاتیک هم محدود نمی شود 2) ممکن است خدا الگوریتم ژنتیک با طراحی هوشمندانه در ژنوم انواعی که آفریده قرار داده باشد که باعث تغییر در اطلاعات ژنتیکی و یا حتی ایجاد اطلاعات جدید بشود.و 3) خدا می تواند اطلاعات را به صورت فشرده در ژنوم قرار دهد که بعد از باز شدن به عنوان اطلاعات جدید دیده شود.

جهش چیست؟

جهش یک تغییر در ترتیب و توالی DNA است. جهش ها می توانند بد یا خوب (از نظرتئوری( باشند، اما همه آنها شامل برخی از تغییرات در ترتیب و توالی حروف )جفت باز( در ژنوم هستند. یک جهش منفرد می تواند به صورت ساده تعویض یک حرف باشد (به عنوان مثال تغییرC به (Tو یا درج یا حذف چند حرف باشد. این جهش های ساده در اکثریت هستند. جهش ها همچنین می تواند پیچیده باشند، مانند حذف و یا تقلید از یک ژن کامل، و یا حتی یک وارونگی گسترده از میلیونها بخش از زوج پایه بازوی کروموزوم.

من اعتقاد ندارم که تمام تفاوت های ژنتیکی انسانی در حال حاضر با توجه به جهش باشد. ما باید یک تمایز بین جهش و تنوع طراحی در نظر بگیریم.تعداد زیادی از تفاوت ها در حروف تک ژنوم، بین مردم وجود دارد، و این عمدتا در میان تمام گروه های مردم به اشتراک گذاشته شده است.این نشان می دهد که بسیاری از تنوع موجود در میان مردم طراحی شده است: آدم و حوا مقدار قابل توجهی از تنوع را حمل میکردند، این تنوع به خوبی بر روی کشتی و در جمعیت بابل بلافاصله پس از طوفان نشان داده شده بود، گروه های مردم پس از بابل به اندازه کافی برای حمل تنوع بیشتر از تنوع موجود در بابل ، بزرگ بودند.بیشترین حذف (~ 90٪)، با این حال، در میان زیرجمعیت های مختلف انسانی به اشتراک گذاشته شده نیست. این نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از حذف در ژنوم انسان رخ داده است، اما پس از بابل. حذف ها ظاهرا تنوع طراحی نشده هستند و به عنوان مثالی از فروپاشی سریع ژنومی می باشند. همان می تواند اضافه DNA گفته شود، اما آنها در حدود 3/1 حذف های مشابه مشترک می باشد.حضور فراگیر بزرگ، حذف های منحصر به فرد در زیرجمعیت مختلف بشر در سراسر جهان شواهدی برای فرسایش سریع یا از بین رقتن اطلاعات ژنتیکی از طریق جهش است.

ژن چیست؟

از نظر فنی، یک "ژن" یک قطعه از DNA است که کدهای یک پروتئین را دارد، اما ژنتیک مدرن نشان داده است که بخش های مختلف از ژن های مختلف در ترکیبات مختلف برای تولید پروتئین استفاده می شود ، پس این تعریف در حال حاضر کمی نامفهوم است. بسیاری از مردم، از جمله دانشمندان، از "ژن" به معنی دو چیز متفاوت استفاده میکنند: 1) یک قطعه از DNA برای کد کردن یک پروتئین، یا 2) یک صفت. این یک تمایز مهم است که باید به خاطر داشته باشید.

اطلاعات چیست؟

این سوال که، اطلاعات چیست؟، بخش اصلی بحث است، اما اصطلاح «اطلاعات» به سختی قابل تعریف است. هنگام برخورد با این موضوع، در اکثر موارد تکامل گرایان از یک اندازه گیری آماری به نام اطلاعات شانون استفاده میکنند. این یک مفهوم ابداع شده توسط مهندس الکترونیک سی.ای شانون در اواسط قرن 20 میباشد، که در تلاش برای پاسخ به سوالاتی در مورد مقدار اطلاعاتی که می تواند به یک موج رادیویی وارد شده و یا از طریق یک سیم رد شود، بود. با وجود استفاده مشترک، ایده های شانون از اطلاعات مطابقت کمی با اطلاعات بیولوژیکی دارد.

نکته:یک برش گلدان شیشه ای زیبا را می توان به راحتی توضیح داد. همه آنچه که آن نیاز دارد، شرح مواد و محل هر یک از لبه و یا رئوس آن در فضای سه بعدی است. با این حال، یک گلدان میلیون دلاری را می توان به راحتی به یک توده بی ارزش از شن و ماسه خرد کرد. اگر کسی می خواست مجددا آن را از توده ای از شن و ماسه خلق کند ، مقدار بسیار زیادی از اطلاعات شانون برای توصیف شکل هر یک از دانه ها و همچنین جهت گیری و قرار گیری دانه در داخل توده مورد نیاز بود. کدام 'اطلاعات' بیشتری دارد، توده ای از شن و ماسه و یا گلدان اصلی که به آن مقدار بسیار زیادی از طرح هدفمند قرار داده شده است؟ این بستگی به آن دارد که چه تعریفی از اطلاعات را به کار بگیریم!

در تعاریف دیگر از 'اطلاعات'، توده ای از شن و ماسه می تواند به راحتی فقط با چند اقدام آماری )به عنوان مثال متوسط ​​اندازه دانه توده ای از شن و ماسه ساکن( شرح داده شود. در این معنا، هر تعداد توده مستقل از شن و ماسه ، برای تمام اهداف عملی، یکسان است.این ماهیت استفاده Zemansky از اطلاعات است، در عین حال این نیز مطابقت کمی با اطلاعات بیولوژیکی دارد.برای زیست شناسی خلاصه کردن آسان نیست ، و هر گونه تلاش از جمله تولید نتایج معنی دار )به عنوان مثال اندازه گیری آماری از نرخ متوسط ​​یک واکنش شیمیایی به واسطه یک آنزیم خاص) هیچ چیزی در مورد منشاء اطلاعات مورد نیاز برای تولید این آنزیم را نمیگوید.

تعریف از 'اطلاعات بیولوژیکی آسان نیست، و این بحث از قدرت جهش برای ایجاد اطلاعات را پیچیده تر میکند. با این حال، پیشگامان در این زمینه، از جمله Gitt و دیگران، این موضوع را در طولانی مدت بحث کرده اند، بنابراین لازم به تکثیر تمام استدلال ها در اینجا نیست. من به تبعیت از Gitt تعریف اطلاعات را به صورت "... یک کد گذاری،انتقال پیام نمادین نشان داده شده مورد انتظار و هدف در نظر گرفته شده" در نظر میگیرم،که بیان میکند که "اطلاعات همیشه موجودند زمانی که تمام پنج سطح سلسله مراتبی زیر در یک سیستم مشاهده شود: آمار، نحو ، معناشناسی، عمل و هدف ( شکل (1 در حالی که شاید برای همه انواع اطلاعات بیولوژیکی مناسب نباشد. به اعتقاد من تعریف Gitt را می توان در یک بحث متمرکز اصلی این مقاله استفاده نمود: تغییرات بالقوه در اطلاعات ژنتیکی.

Image
شکل 1.یک سیستم بیولوژیک تعریف شده ، حاوی اطلاعات تمام پنج سطح سلسله مراتبی اطلاعات : آمار (در اینجا برای سادگی حذف شده است)، نحو، معناشناسی، کاربرد شناسی و هدف (از Gitt، کد عکس 9).



آیا جهش ها اطلاعات ایجاد میکنند؟

در حال حاضر ما می توانیم سوال اصلی را بپرسیم، "آیا جهش ها می توانند اطلاعات ژنتیکی جدید تولید کنند؟

1) خدا به ایجاد ژنوم استاتیک محدود نیست، همانطور که او به ایجاد گونه ثابت محدود نیست.در سال 1800 ، داروین در برابر این ایده محبوب که خدا همه گونه ها را در شکل فعلی خود آفریده ایستاد.. کتاب مقدس ثبات گونه ها را تعلیم نمی دهد، البته، این ایده از تعالیم دانشمندان و فیلسوفان قدیمی می آید، در درجه اول ریشه در نوشته های ارسطو دارد، امروزه اکثر خلقتگرایان مشکلی با عدم ثبات گونه ها ندارند. تکامل گرایان به طور مداوم در تلاشند تا بگویند که ما به ثبات گونه ها معتقدیم، حتی ما را با کسانی که به صاف بودن زمین اعتقاد داشتند ،مقایسه میکنند. ، اما هر دو این ها از اسطوره های تاریخی هستند. اکثر مردم در طول تاریخ بر این باور بودند که زمین گرد است، و خلقتگرایانی، مانند لینه و بلیث، قبل از داروین معتقد بودند که گونه ها می توانند تغییر کنند (اما نه فراتر از یک حد خاص). CMI، به صورت ویژه، مقالات و یک دی وی دی درباره موضوع تغییر گونه ها منتشر کرده است. و یک بخش کامل در مورد این موضوع در صفحهQ & A ما وجود دارد. یک سوال مهم این است: در صورتی که گونه ها می توانند تغییر کنند، در مورد ژنوم آنها چگونه است؟

نه تنها گونه ها ثابت نیستند، اما بیش از چندین مقاله در این مجله به تنهایی در موضوع ژنوم غیر استاتیک، از جمله مقالات اخیر توسط الکس ویلیامز، پیتر بودجر ، ژان لایتنر، اوان مستراح شان ودیگران منتشر شده است. به نظر می رسد خدا به حیات توانایی تغییر DNA را داده است. این اتفاق از طریق همولوگ متقاطع(کراس اوور)، پریدن ژن (رتروترانسپوزون)، و به معنای دیگر (از جمله اشتباهات املایی تصادفی DNA معمولا به نام "جهش") ایجاد میشود. بودجر یک عبارت دارد، 'تنوع دربرگیرنده عناصر ژنتیکی (VIGEs)برای توصیف ماژول ژنتیکی هوشمندانه طراحی شده ای که خداوند ممکن است در ژنوم موجودات زنده برای وادار کردن تغییرات توالی DNA (شکل 2) قرار داده باشد.

Image
شکل 2.نمای شماتیک از نقش محوری "طراحی هوشمندانه " VIGEs که ممکن است در ایجاد تنوع، رویداد های تطابق و گونه زایی در ژنوم موجودات زنده برای القای تغییرات DNA نقش ایفا کند. قسمت پایینVIGEs : ممکن است زیر و بم کردن مستقیم خروجی (مورفو) الگوریتم های ژنتیکی به علت عوارض موقعیت را ایجاد کند. بخش بالاییVIGEs : که بر روی کروموزوم های مختلف قرار گرفته است، ممکن است در نتیجه حوادث گونه زای باشد، زیرا توالی های همولوگ جابجایی کروموزومی و دیگر بازآرایی های بزرگ کاریوتایپ را تسهیل می کنند. (از بودجر 22 REF.)


2) خلقتگرایان در حال ساخت یک مورد قوی هستند که ژنوم ثابت نیست و توالی DNA می تواند در طول زمان تغییر کند، بلکه آنها بیان میکنند که برخی از این تغییرات توسط الگوریتم های ژنتیکی ساخته شده توسط خود ژنوم کنترل می گردد. به عبارت دیگر، همه تغییرات تصادفی نیستند، و بخش بزرگی از 'اطلاعات' ژنتیکی الگوریتمیک هستند. اگر یک تغییر در DNA از طریق یک الگوریتم هوشمندانه طراحی شده رخ دهد، حتی یک الگوریتم طراحی شده برای تغییرات تصادفی اما محدود ، ما اسمش را چه چیزی میگذاریم؟ جهش در اصل به سادگی به معنای "تغییر"است اما امروزه آن یک بار معنایی اضافی را حمل میکند.آیا می توانیم بگوییم که یک مکانیسم طراحی شده توسط خدا برای ایجاد تنوع در طول زمان در درون یک گونه می تواند به علت جهش با مفهوم تصادفی بودن آن باشد؟در واقع، شواهد قابل توجهی وجود دارد که برخی از جهش ها تکرار پذیر هستند (که آن کاملا تصادفی نیست) (شکل 3). این حضور برخی از عوامل ژنومی طراحی شده برای کنترل قرار دادن جهش در دستکم برخی موارد را نشان میدهد. اگر این چیزی است که باعث تغییر عمدی در DNAمیشود، به ما بگویید که آن یک "جهش" و یا تغییر هوشمندانه طراحی شده در توالی DNA ' است؟ البته، جهش های تصادفی هنوز رخ می دهند، و این عمدتا به دلیل خطای رونوشت DNA و مکانیزم تعمیر آن است.

شکل 3. شواهد قابل توجهی وجود دارد که برخی از جهش ها تصادفی نیستند. به عنوان مثال، جهش در توالی نوکلئوتیدی اگزون X (ده) از ژن GULO و pseudogenes شماری از گونه ها نشان داده شده است. در این تصویر، مواضع با نوکلئوتید یکسان در تمام موجودات زنده نمایش داده نشده است.جهش حذف در موقعیت 97 (نشان داده شده با*) در pseudogene معمولا به عنوان شواهد نهایی برای تبار مشترک بین انسان و کپی های بزرگ مورد استناد قرار میگیرد. در نگاه اول، این ممکن است به عنوان یک مورد بسیار قوی برای نسب مشترک در نظر گرفته شود. با این حال، پس از بررسی تعداد زیادی از موجودات زنده ،قادر می سازد به استثنای جهش غیر تصادفی، واضح است که موقعیت 97 در واقع یک نقطه داغ برای جهش غیر تصادفی است. (از بودجر، REF 24.)



3) مقدار قابل توجهی از اطلاعات ذخیره شده در ژنوم به صورت فرم فشرده و پنهان میتواند وجود داشته باشد. هنگامی که این اطلاعات از حالت فشرده خارج شده، رمزگشایی میشوندو یا نشان داده میشوند (هر آنچه که میخواهید بگویید)، این را نمی توان به عنوان مدرکی برای تکامل استفاده کرد، چون اطلاعات قبلا در ژنوم ذخیره شده بود.

با نگاهی به اطلاعاتی که خدا در آدم و حوا قرار داده است. یک تکامل گرا در هر اختلاف DNA به عنوان یک نتیجه از جهش نگاه میکند، اما خدا می تواند یک مقدار قابل توجهی از تنوع طراحی شده را به طور مستقیم در آدم و حوا قرار داده باشد. میلیون ها مکان در ژنوم انسان وجود دارد که از فردی به فرد دیگر متفاوت است ، اکثر این تغییرات در میان همه جمعیت ها به اشتراک گذاشته شده، و بسیاری از این مواضع متغیر دو نسخه مشترک (A و G، T و C، و غیره) دارند. بخش عمده ای از این باید از جاهایی که در آن خدا قرائت متناوب کاملا قابل قبول در خلقت انسان استفاده نموده است ،باشد. این جهش نیست!...

جایگزین های ساخته شده ای که خدا در آدم و حوا قرار داده در طول زمان در هم آمیخته، و صفات جدید (حتی بسیاری از آنهایی که قبلا وجود نداشت) ممکن است در طول این فرآیند بوجود آمده باشند. چگونه؟ یک راه از طریق فرآیندی به نام 'نوترکیبی همولوگ'است. مردم دو مجموعه از هر کروموزوم دارند. اجازه دهید بگوییم یک بخش خاصی از یکی از کروموزوم های آدم # 1 خوانده میشود GGGGGGGGGG و کدی برای یک چیز سبز رنگ و یا چیزی دیگر باشد.و کپی دیگر از کروموزوم # 1 خوانده شده bbbbbbbbbb و کدی برای یک چیز آبی رنگ یا هر چیز دیگری باشد، اما آبی مغلوب است. کسی با یک یا دو کپی از کروموزوم همه G، چیز سبز راخواهد داشت. وکسی با دو کپی از کروموزوم همه b،چیز آبی را خواهد داشت. در جمعیت اولیه، حدود سه چهارم مردم نسخه سبز داشته و حدود یک چهارم نسخه آبی رنگ را داشتند.

چگونه سپس این فرایند صفات جدید را تولید میکند؟ کروموزوم های هومولوگ از طریق یک فرآیند به نام عبور دادن از یک نسل به نسل بعدی (کراسینگ اوور) ترکیب شده است. اگر یک کراسینگ اوور در وسط این رشته رخ داده باشد، ما ممکن است که کدی که خوانده میشود "GGGGGbbbbb را داشته باشیم که باعث تولید یک چیز بنفش یا هر چیز دیگری میشود. این یک چیزی با نام تجاری جدید است، یک صفت جدیدی که قبلا هرگز دیده نشده است. این نتیجه یک تغییر در توالی DNA است و ما قادر نخواهیم بود که تفاوت بین این رویداد کراسینگ اوور و "جهش" را تا زمانی که ما می توانیم قطعه DNA سوال را مرتب کنیم، بگوییم. .بنابراین، صفات جدید (گاهی اوقات به اشتباه و یا محاوره به عنوان "ژن" نامیده می شود) می تواند از طریق نوترکیبی همولوگ بوجود آیند. این جهش نیست. نوترکیبی بخشی از ژنوم هوشمندانه طراحی شده است و معمولا تنها اطلاعاتی که قبلا توسط طراح استاد در ژنوم (آن همچنین می تواند ترکیبات جدید از جهش و تنوع طراحی شده را نشان دهد) بسته بندی شده بود را نشان می دهد. نوترکیبی تصادفی نیست. بنابراین محدودیتی برای مقدار صفات جدیدی که از این طریق میتواند به وجود آید،وجود دارد.



مثال های بد تکامل گرایان



ایمنی تطبیقی

من یک زمانی خواستار چیزی شبیه به ایمنی تطبیقی ​​بودم، که شامل تغییر در نظم مجموعه ای از ژن ها برای ایجاد آنتی بادی های جدید است.، «جهش». ایمنی تطبیقی ​​اغلب توسط تکامل گرایان به عنوان یک مثال از ژن های (صفات) جدید که در اثر جهش تولید میشوند،آورده میشود. در اینجا ما مثالی از یک مکانیسمی که ماژول های DNA را گرفته و این ماژول ها را در طول روش های پیچیده به منظور تولید آنتی بادی آنتی ژن درهم می آمیزد که موجود زنده هرگز در معرض آن نبوده است. این یک مثال ناب از طراحی هوشمند است. تغییرات DNA در ایمنی تطبیقی ​​تنها در میان تعداد محدودی از ژن ها در یک زیر مجموعه محدود از سلولهایی که تنها در بخشی از سیستم ایمنی بدن به شیوه ای کنترل شده رخ می دهد، و این تغییرات ارثی نیست. بنابراین، این یک مثال مناسب برای تکامل گرایان نیست...

ژن های تکراری

ژن های تکراری است اغلب به عنوان یک مکانیسم مراحل تکاملی و به عنوان وسیله ای برای تولید اطلاعات جدید اشاره میشوند. در اینجا، یک ژن تکرار شده است (از طرق مختلف ممکن)، از طریق یک جهش خاموش شده ، دوباره در طول زمان جهش هایی میابد، و دوباره با یک جهش روشن میشود، ....!!، و یک تابع جدید بوجود آمده است.

بدون استثنا، افرادی که از این به عنوان یک استدلال استفاده میکنند هرگز به ما نرخ تقلید لازم را نمی گویند، و نه حتی چه تعداد از ژن های تکراری اما خاموش انتظار داریم در ژنوم داده شده ببینیم، و نه نرخ مورد نیاز روشن و خاموش، و نه احتمال یک تابع جدید ناشی از ژن خاموش، و نه چگونه این تابع جدید با ژنوم در حال حاضر پیچیده ارگانیسم یکپارچه خواهد شد، و نه نرخی که در آن DNA خاموش کهنه انتظار می رود به طور تصادفی از طریق (رانش ژنتیکی) یا از طریق انتخاب طبیعی از دست رود. این اعداد مورد پسند نظریه تکامل نیستند، و مطالعات ریاضی سعی کرده اند این موضوع را به یک دیوار غیر محتمل نشان دهند، حتی زمانی که برای تغییر مدل های ساده تلاش شده است. این شبیه به مشکلات ریاضی مورد بحث مایکل Behe ​​ در کتاب خود ،لبه تکامل است. در واقع ، حذف ژن و جهش از دست دادن تابع برای ژن های مفید به طور شگفت آوری رایج است. چرا هر کسی انتظار داشته باشد که یک ژن غیر فعال شده چسبیده در اطراف برای یک میلیون سال یا بیشتر به یک تابع جدید بعید توسعه یابد؟

اما وضعیت با ژن های تکراری حتی پیچیده تر از این است. اثر یک ژن اغلب در تعداد کپی ژن بستگی دارد. اگر یک ارگانیسم با نسخه های اضافی از یک ژن خاص ظاهر شود، آن قادر به کنترل بیان آن ژن نبوده و عدم تعادل در فیزیولوژی آن و، کاهش تناسب اندام آن (به عنوان مثال تریزومی باعث اختلالات مانند سندرم داون به علت اثر تقلید ژن) رخ خواهد داد. از آنجا که تعداد کپی یک نوع از اطلاعات است، و از آنجا که تغییرات تعداد کپی ها شناخته شده است(حتی در میان مردم) تا رخ دهند. این یک مثال از یک جهش است که اطلاعات را تغییر میدهد. توجه داشته باشید من نگفتم 'می افزاید اطلاعات را' ،گفتم ' تغییرات '.... کلمه تکراری معمولا به عنوان غیر ضروری (ازهر معلم انگلیسی بپرسید)شناخته میشود. به همین ترتیب، ژن های تکراری معمولا، هر چند نه همیشه، بد هستند. در مواردی که در آن می تواند بدون آسیب رساندن به ارگانیسم اتفاق افتد، باید بپرسیم که آیا این واقعا افزایش در اطلاعات است؟. حتی بهتر از آن، آیا این نوعی اضافه شدن مورد نظر تکامل است؟ نه، این طور نیست.

خلقتگرایان زیادی در باره این موضوع نوشته اند، از جمله لایتنر، لیو و موران. حتی اگر نمونه ای از یک تابع جدید ناشی از طریق تقلید ژن کشف شده باشد، تابع جدید باید لزوما مربوط به تابع قدیمی باشد، از جمله به عنوان یک جدید اما مشابه محصول نهایی تجزیه آنزیم. هیچ دلیلی وجود ندارد تا غیر از این را انتظار داشته باشیم.. توابع جدید ناشی از طریق تقلید ژن غیر ممکن است، و ایجاد آنها با هر درجه از تغییر مورد نیاز برای توسعه هر تابع جدید بیشتر بعید میشود.

تخریب اطلاعات

مثال های فراوان در متون تکاملی که در آن تخریب ژنتیکی برای نشان دادن افزایش اطلاعات در طول زمان استفاده می شود وجود دارد. مثالها عبارتند از: کم خونی سلول داسی شکل (را که مقاومت در برابر انگل مالاریا با تولید مولکولهای هموگلوبین تغییر شکل یافته)، هضم هوازی سیترات توسط باکتری ها (که شامل از دست دادن کنترل هضم بی هوازی سیترات طبیعی)، و هضم نایلون توسط باکتری ها (که شامل از دست دادن ویژگی سوبسترا در یک آنزیم در پلاسمید خارج کروموزومی) موجود است. از آنجا که همه آنها شامل فروپاشی اطلاعات قبلی است، هیچ یک از این مثال ها شواهد رضایت بخش برای افزایش پیچیدگی بیولوژیکی در طول زمان نیستند....

مقاومت آنتی بیوتیکی در باکتری ها

بارها شده است که حتی من لحظه ای از ذکر آن دچار تردید شده ام. با این حال، برای برخی از دلایل تکامل گرایان آن را نگه داشته اند،.خواننده علاقمند به راحتی می تواند بسیاری از مقالات در مورد این موضوع را، با تکذیب دقیق خلقت گرایان بیابد.

جهش افزایش تابع

تکامل نیاز به جهش های افزایش تابع (GOF) دارد، اما تکامل گرایان مثال های خوبی ندارند،ایمنی تطبیقی، نوترکیبی همولوگ، مقاومت آنتی بیوتیکی در باکتری ها، و کم خونی داسی شکل در انسان ،...همه به عنوان مثال هایی استفاده شده است. اما، همانطور که در بالا توضیح داده شد، همه این مثال ها برای پاسخگویی به الزامات یک GOF واقعی با شکست مواجه می شود. فقدان عمومی مثال، حتی مثال های نظری، چیزی که کاملا مورد نیاز تکامل است به شکلی قوی اعتبار نظریه تکامل را زیر سوال میبرد....

مسئله واقعی

توسعه توابع جدید، تنها چیز مهم برای تکامل است. ما در حال صحبت در مورد تغییرات کوچک عملکردی نیستیم، بلکه آنهایی که رادیکال هستند. برخی از ارگانیسم تا به حال یاد گرفته اند که چگونه قند را به انرژی تبدیل کنند. یکی دیگر یاد گرفته اند که چگونه نور خورشید را گرفته و تبدیل به قند کنند.و دیگری تا به حال یاد گرفته اند که چگونه نور را گرفته و آن را به یک تصویر تفسیری در مغز تبدیل کنند. این چیزهای کوچک و ساده نیست، اما مراحل متععد شگفت انگیزی از توابعی است که شامل مسیر مدور و یا فوق العاده پیچیده ای است که به طور پیوسته انتخاب خواهد شد قبل از آنکه یک فرصت به توسعه سیستم در حال کار بدهد. برای مثال، DNA بدون هیچ تابعی برای حذف رسیده است، و ساخت پروتئینها / آنزیم هایی که هیچ استفاده ای ندارد تا زمانی که یک مسیر کامل یا نانو ماشین در دسترس قرار گیرد، و تا آن زمان زباله هایی از منابع گرانبهای سلولی است. مشکلات مرغ و تخم مرغ وجود دارد. برای اولین بار چه آمد؟ ماشین مولکولی به نام ATP سنتتاز یا پروتئین و ماشین آلات تولید RNA که به ATP متکی هستند برای تولید ماشین ATP سنتاز ؟اساسی ترین فرآیندهای که بر اساس آن تمام طول زندگی به آن ها بستگی دارد نمی تواند به شکل مستقل از سیستم های از پیش موجود تصمیم بگیرد. برای تکامل به کار، آنها باید از ابتدا آمده باشند، آنها باید با دقت و متعادل کننده و تنظیم شده با توجه به فرآیندهای دیگر، و آنها باید قبل از اینکه نگه داشته شوند به کار گرفته شوند.

گفتن اینکه یک ژن را می توان کپی کرد و سپس برای نمونه اولیه یک تابع جدید مورد استفاده قرار داد همان چیزی نیست که تکامل به آن نیاز دارد، برای این که نمی تواند برای عملکردهای اساساسی جدید به حساب آید. بنابراین، ژن های تکراری نمی تواند به اساسی ترین سوالات در مورد تاریخچه تکاملی پاسخ دهد. به همین ترتیب، هیچ یک از حالت های شایع جهش (تغییر تصادفی حروف، معکوس شدن، حذف، و غیره) توانایی انجام آنچه تکامل بدان نیاز دارد را ندارند. داروین در واقع دو نظریه جداگانه دارد: آنچه که من نظریه های خاص و عام تکامل می نامم، به پیروی از Kerkut. داروین همان مسیری را رفت تا نشان دهد که چگونه گونه ها تغییر میکنند. این نظریه خاص درباره تکامل بود و توسط افراد متععد دیگر ، از جمله چند خلقتگرا، با همان ایده از قبل بود.

از آن زمان او یک مدت طولانی برای رسیدن به این نکته سپری کرد، اما او در نهایت گفت،

"... من نمی توانم هیچ محدودیتی برای میزان تغییر ببینم ... که ممکن است در دوره زمانی طولانی با قدرت انتخاب طبیعی به اجرا در آید."

این نظریه عمومی او از تکامل بود، و این جایی است که او شکست خورد، برای اینکه او هیچ مکانیسم واقعی برای تغییرات ارائه نکرد و از مکانیسم های زیر بنایی که بعدا فاش شد هم بی اطلاع بود. برای استفاده از یک قیاس مدرن، این امر می تواند شبیه به گفتن این باشد که، تغییرات تصادفی کوچک در یک برنامه کامپیوتری پیچیده می تواند ماژول های نرم افزار ی جدید بزرگ بدون از کار انداختن سیستم ایجاد کند. بنابراین، استدلال " جهش می تواند اطلاعات جدید ایجاد کند " در واقع در مورد ارتباط بین حالت های خاص و عام تکامل است. بله، جهش می تواند در داخل گونه های زنده (انواع) رخ می دهد، اما، نه، آن جهش نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد تا توضیح دهد که چگونه این گونه (نوع) در وهله اول به وجود آمد. ما در حال صحبت کردن در مورد دو فرایند کاملا مجزا هستیم.

چالش متا اطلاعات

ما باید این ایده ساده لوحانه را که قادر به درک ژنوم هستیم را رها کنیم چرا که ما می دانیم که DNA دنباله ای از یک رشته خطی است. در واقع، همه آنچه که ما می دانیم یک بعد از حداقل چهار بعد عملکرد ژنوم است1) بعد اول : یک رشته خطی از حروف 2) بعد دوم : فعل و انفعالات یک بخش از رشته با بخش دیگر، به طور مستقیم و یا از طریق پروکسی RNA و پروتئین، 3) بعد سوم : ساختار فضایی DNA در هسته و 4) بعد چهارم : تغییرات این ابعاد در طول زمان. یک مقدار بسیار زیادی از اطلاعات بسته بندی شده در ژنوم وجود دارد که هنوز شناخته نشده است. از جمله کدهای متعددی که به طور همزمان با هم تداخل دارند وجود دارد.هنگام بحث در مورد اینکه آیا جهش می تواند اطلاعات جدید ایجاد کند ، تکامل گرایان به طور معمول یک دیدگاه بیش از حد ساده انگارانه از جهش ها می آورند و پس از آن ادعا می کنند که مشکل را حل کرده اند در حالی که دست خود را بر سر این موضوع واقعی تکان میدهند: تضاد میان پیچیدگی فوق العاده و جهش های تصادفی وجود دارد.

اگر درک یک ژنوم چهار بعدی به اندازه کافی سخت است، همچنین مقدار زیادی از متا- اطلاعات در ژنوم وجود دارد. این اطلاعات در مورد اطلاعات است! این اطلاعاتی است که می گوید که چگونه سلول اطلاعات را حفظ میکند، و چگونه آن را تعمیر میکند اگر خراب شود، چگونه آن را کپی میکند، و چگونه آنچه را که وجود دارد تفسیر میکند، نحوه استفاده از آن را بیان می کند ، هنگامی که از آن استفاده میکنیم، چگونه آن را از یک نسل به نسل بعدی عبور میدهد. این است که همه در آن رشته خطی از حروف رمزی وجود ندارد و زندگی نمی تواند بدون آن وجود داشته باشد. در واقع، زندگی از دیدگاه بالا به پایین طراحی شده است ظاهرا با اطلاعات متا برای اولین بار.با توجه به مقاله ای درخشان توسط Alex ویلیامز، برای وجود زندگی، ارگانیسم ها نیاز به یک سلسله مراتب دارند :

1-کاملا خالص، بیوشیمی تک مولکول های خاص(Perfectly pure, single-molecule-specific biochemistry,)
2- مولکول های ساختار یافته ویژه (specially structured molecules,)

3- ماشین های مولکولی عملکردی یکپارچه (functionally integrated molecular machines,)

4-تنظیم همه جانبه، عملکردهای متابولیکی اطلاعات محور، و متا اطلاعات سببی معکوس(comprehensively regulated, information-driven metabolic functions, and inversely-causal meta-information.)

هیچ یک از این سطوح نمی تواند از طریق فرآیندهای طبیعی به دست آمده باشد، هیچ یک نمی تواند از سطح زیرین پیش بینی شده باشد، و هر یک وابسته به سطح بالایی است.متا اطلاعات سطح بالای پیچیدگی بیولوژیکی است و نمی تواند توسط مکانیسم های طبیعی توضیح داده شود، در عین حال زندگی نمی تواند بدون آن وجود داشته باشد. تمام استدلال های دیگر در مقابل افزایش اطلاعات بیولوژیکی به کنار، متا-اطلاعات، که تمام زندگی وابسته به آن است، از کجا آمده است؟



نتیجه گیری



آیا جهش ها میتوانند اطلاعات جدید ایجاد کنند؟ بله، بستگی به تعریف شما از 'اطلاعات' و همچنین، "جدید" دارد. لزوما جدید به معنای "بهتر" و یا حتی "خوب" نیست. وقتی تکامل گرایان به نمونه هایی از اطلاعات جدید استناد می کنند، آنها تقریبا همواره به شواهد صفات جدید استناد میکنند، اما این صفات از تخریب اطلاعات موجود ایجاد می شود. جهش ها می توانند تنوع جدیدی از ژن های قدیمی را ایجاد کنند، که می تواند در موش سفید پوشش شده آزمایشگاه، گربه های بی دم، و مردم چشم آبی دیده شود. اما جهش های مخرب نمی تواند برای دفاع از تکامل مولکولی مورد استفاده قرار گیرد. شکستن کارها نمی تواند منجر به عملکرد عالی شود (و پیش فرض یک تابع از قبل موجود است که می تواند شکسته شود). همچنین، همه صفت های جدید با جهش ایجاد نمی شود! برخی از در هم آمیختن اطلاعات از قبل موجود، به وجود می آید، برخی از باز شدن بسته های اطلاعاتی ایجاد می شود ، و برخی از روشن و خاموش کردن یک ژن خاص آمده است.

در تمام مثال هایی که تاکنون من دیده ام که برای استدلال در مقابل خلقت استفاده شده است ،هیچ کمکی به تکامل نمی کند. هیچ مثال شناخته شده ای از جهش های ایجاد کننده اطلاعات فرآیندهای تکاملی در مقیاس بزرگ وجود ندارد. در واقع، به نظر می رسد همه مثال های جهش افزایش تابع، با توجه به نیازهای فزاینده دراز مدت پیشرفت تکاملی ،از آنچه مورد نیاز است مستثنا میباشند، زیرا هر مثالی را که من دیده ام، شامل شکستن چیزی است.

ما به عنوان خلقتگرایان دست بالا را در اینجا داریم. اگر ما به درستی این رادر یابیم، ما می توانیم یک پیروزی بزرگ در جنگ طولانی مدت برای حقیقت را به دست آوریم. ژنوم آن چیزی نیست که تکامل انتظار دارد. مثال هایی که ما از جهش داریم ،برای پیشبرد تکامل مورد نیاز نیست. تکامل باید توضیح دهید که چگونه ژنوم چهار بعدی، با کدهای تداخلی چندگانه و پر از اطلاعات متا به وجود آمد. آیا یک جهش میتواند اطلاعات جدید ایجاد کند؟ شاید، اما تنها در مفهوم محدود. آیا میتواند اطلاعات مورد نیاز برای تولید یک ژنوم را ایجاد کند؟ به هیچ وجه!
مقالات مرتبط

Desperate attempts to discover ‘the elusive process of evolution’
Antifreeze protein evolution: turning wrenches into hammers
The limits of Neo-Darwinism
Mutations, epigenetics and the question of information
Gain-of-function mutations: at a loss to explain molecules-to-man evolution
Are ‘gain of function’ mutations really downhill and so not supporting of evolution?
Protein mutational context dependence: a challenge to neo-Darwinian theory: part 1

منابعی برای مطالعه بیشتر

The century-and-a-half failure in the quest for the source of new genetic information
Mutations Questions and Answers

رسانه های مرتبط

Small Dogs are Mutants
Genetic Mutation - Magnificent Modifier or Mega Meltdown? -- Creation Magazine LIVE! (2-03)



لینک اصلی مقاله : http://creation.com/mutations-new-information
pejuhesh232
 
پست ها : 7565
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

آیا مقاومت باکتری ها نسبت به آنتی بیوتیک ها یک مثال مناسب از

پستتوسط pejuhesh232 » دوشنبه ژوئن 16, 2014 1:16 am

آیا مقاومت باکتری ها نسبت به آنتی بیوتیک ها یک مثال مناسب از فرگشت داروینی است؟

داعیان تکامل ادعا می کنند که اگر باکتری ها در برابر داروها و حشرات در برابر سموم DDT مقاوم می شوند علت آن است که این موجودات با جهش هایی نسل های بعدی خود را کامل تر می کنند. این ویژگی های باکتری و برخی جانداران در واقع به دلیل تنوع است و قبل از قرار گرفتن در معرض سموم نیز ژن مربوط به مقاومت در برابر سم را داشته اند.

داروینیسم بسیار کوشید تا این پدیده را " تکامل باکتری برای سازگارشدن" معرفی کند. ولی این امر از طریقی کاملا متفاوت با تکامل صورت می گیرد. دکتر لی اسپنتر(Lee Spenter) دانشمندی از فلسطین اشغالیست که کتاب معروفی به نام Not by Chance در سال 1997منتشر کرد او یکی از برجسته ترین کسانیست که در این موضوع به مطالعه پرداخته است. او می گوید که مقاوم شدن باکتری از راه دو مکانیزم کاملا متفاوت انجام می گیرد که هیچ کدام از آنها ربطی به نظریه تکامل ندارند. این دو مکانیزم عبارتند از:

انتقال ژن های مربوط به مقاومت که عملا در باکتری وجود دارند.
باکتری در اثر نبود اطلاعات وراثتی به نوعی سم تبدیل می شود.

او مکانیزم اول را در مقاله ای در سال 2001 این گونه شرح داده است:

برخی از جانداران ذره بینی ژن هایی مربوط به مقاومت در برابر سم را دارند. این نوع مقاومت از راه تغییر شکل مولکول آنتی بیوتیک یا دفع آن از سلول صورت می گیرد. جانداران دارای این ژن ها می توانند آن را به باکتری های دیگر نیز انتقال دهند. هرچند مکانیزم مقاومت تنها در برابر آنتی بیوتیک خاصی است اما اکثر باکتری های پاتوژنیک توانسته اند مجموعه ای از این ژن ها را در خود جمع کنند که به آنها توانایی مقاومت در برابر آنتی بیوتیک های گوناگون را می بخشد.149

اسپنتر در ادامه می گوید" این امر دلیلی بر تکامل نیست"

کسب مقاومت آنتی بیوتیکی به این روش ... کاملا مغایر با جهش های ژنی لازم برای تکامل است.برای تکامل لازم است ژن های جدیدی به ژنوم واز آنفراتر به بیوکوزم(biocosm) افزوده شوند اما درانتقال افقی ژن ها تنها ژنهایی شرکت می کنند که در برخی گونه ها وجود دارند.150

بنابراین در اینجا تکاملی صورت نگرفته است زیرا هیچ اطلاعات ژنتیکی ای تولید نشده وتنها اطلاعاتی ژنتیکی موجود بین تعدادی از باکتری ها رد و بدل شده است. نوع دوم مقاومت که در اثر جهش به وجود می آید نیز دلیلی بر تکامل نیست. اسپنتر می نویسد:

گاهی جاندار ذره بینی از راه جایگزین شدن تصادفی یک نوکلئوتید در برابر یک آنتی بیوتیک مقاوم می شود.استرپتومایسین(streptomycin) که توسط آلبرت اسکاتز وسلمان واکسمن در سال 1944 کشف شد آنتی بیوتیکی است که باکتری ها می توانند در مقابل آن مقاوم شوند. جهش ژنی ای که باکتری ها از راه آن در برابر استرپتومایسین مقاوم می شوند نمی تواند همین مقاومت را در برابر د.د.ت ایجاد کند.(تئوری نئوداروینیسم) نوع جهشی که به استرپتومایسین مقاومت می دهد در ریبوزوم نمود کرده و ساختار مولکولی آن را با آنتی بیوتیک ناهمگون می کند. این تغییر در سطح ریبوزیم باکتری روی می دهد وباعث می شود آنتی بیوتیک نتواند به آن بچسبد در نتیجه نتواند کارایی خود را انجام دهد این تغییر ساختار در واقع از دست دادن یک ویژگی و به عبارت دیگر از دست دادن نوعی اطلاعات ژنتیکی است. نکته اصلی اینجاست که تکامل از طریق چنین جهشی حاصل نمی شود. زیرا چنین جهش هایی فقط باعث از دست رفتن اطلاعات ژنتیکی می شوند.151

خلاصه این که جهشی با تغییر ساختار ریبوزوم، یک باکتری رادر برابر استرپتومایسن مقاوم کرد. دلیل این کار در واقع "تجزیه" ریبوزوم از طریق جهش است.. و هیچ اطلاعات ژنتیکی جدیدی به باکتری افزوده نمی شود بلکه برعکس ساختار ریبوزوم تجزیه ومی توان گفت که باکتری فلج می گردد(همچنین ثابت شده است که ریبوزوم یک باکتری جهش یافته از ریبوزوم باکتری عادی ناتوان تر است.)چون این "فلج شدن" مانع چسبیدن آنتی بیوتیک به سطح باکتری می شود مقاومت آنتی بیوتیکی به وجود می آید.

هیچ جهشی ژن های جدیدی را به وجود نمی آورد.حشرات هم از طریق مشابهی در برابر حشره کش ها و من جمله د.د.ت مقاوم می گردند. در اغلب موارد ژن های مقاوم سازی که در باکتری وجود دارد مورد استفاده قرار می گیرند. زیست شناس تکاملی، فرانسیسکو آیالا به این واقعیت اعتراف کرده می گوید:" ژن های لازم برای مقاومت در برابر علف کش ها به وضوح در تمامی حشراتی که با این مواد مورد هجوم قرار گرفتند وجود داشت."152موارد دیگری از مقاوم شدن که توسط جهش توجیه شده اند همانند ریبوزمی که در بالا بیان شد همگی پدیده هایی هستند که باعث" از دست رفتن اطلاعات ژنتیکی" در حشرات می شوند.

بنابراین نمی توان ادعا کرد که مکانیزمهای امنیتی در باکتری ها و حشرات شواهدی برصحت نظریه تکامل به حساب می آیند. زیرا این نظریه اقتضا می کند از طریق جهش افزونه های ژنتیکی جدیدی به وجود آیندو اسپنتربه خوبی توضیح داده است که نه مقاومت آنتی بیوتیکی و نه هیچ پدیده دیگربیولوژیکی در اثر جهشی که نظریه نئو داروینیسم بیان می کند به وجود نمی آیند.

جهش های لازم برای تکامل در سطح ماکرو هرگز مشاهده نشده است. برخلاف تئوری نئو داروینیسم هیچ جهش تصادفی ای اطلاعات جدیدی را در سطح مولکولی به ژنوم نمی افزایند. من سوالی می پرسم و آن این است: آیا جهش هایی که تا کنون مشاهده شده اند این نظریه را تایید می کنند؟ جواب سوال روشن و منفی است.153

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

جهت کسب اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه فرمایید :
پاسخ به شبهه ... فرگشت را باور نداری، آنتی بیوتیک بخور!


http://www.creationresearch.org/crsq/ar ... resist.htm

http://creation.com/anthrax-and-antibio ... n-relevant

http://creation.com/does-the-acquisitio ... -evolution

http://creation.com/superbugs-not-super-after-all

http://www.trueorigin.org/bacteria01.asp
pejuhesh232
 
پست ها : 7565
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

قبلي

بازگشت به دروغهای علوم


cron
Aelaa.Net