ترس کودک

ترس کودک

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه ژانويه 30, 2012 11:58 am

.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

ترس کودک

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه ژانويه 30, 2012 12:12 pm

ترس طبیعی کودکان در خلال روز
ترس در کودکان طبیعی است و قسمتی از رشد روانی کودک را تشکیل میدهد .کودک باید از چیزهایی که برای او خطر به وجود میآورد بترسد و خود را از آن ها دور کند .
ترس عبارت است از احساس کودک از یک عامل خارجی که او را تهدید میکند آن عامل ممکن است حقیقی یا غیر حقیقی باشد و در نتیجه کودک دچار تشویش و اضطراب میگردد.عوامل و یا اشیایی که موجب ترس کودک میگردد ممکن است خیالی و موهوم باشد ولی احساسی که به کودک دست میدهد خیالی نیست و کودک حقیقتا میترسد.
عللی که ممکن است موجب ترس کودکان گردد با سن آن ها تغییر کند . گرچه هر کودکی با کودک دیگر تفاوت دارد ولی از آنچه کودکان در سنین مختلف معمولا از آن میترسند عبارتند از :

در سن دو سالگی :
در این سن ترس کودک بیشتر از راه شنوایی است (صدای لکوموتیو. رعد و برق. صدای ناگهانی جارو برقی یاروشن شدن اتومبیل )کودک در این سن از تاریکی نیز میترسد.
اگر کودک را تنها بگذارید و یا مادر از کودک دور شود او میترسد مخصوصا اگر کودک را تنها در اتاق بخوابانید .

در سن دو سال و نیمگی:
در این سن کودک بیشتر از جابه جا کردن و جا به جا شدن اشیاءمیترسد (مانند حرکت ماشین های بزرگ یا خانه به خانه شدن)

در سن سه سالگی :
در این سن ترس کودک بیشتر از راه بینایی است یعنی کودک از بعضی چیزها یی که میبیند میترسد (از افراد مسن و پیرو هم چنین از حیوانات میترسد )کودک در این سن از دور شدن مادر خود ترس دارد.

در سن چهارسالگی :
ترس کودک در این سن بیشتر از راه شنوایی است (صدای ماشین آتش نشانی یا آمبولانس) از تاریکی و از حیوانات و بالاخره از دور شدن مادر ترس دارد.

در سن پنج سالگی :
در این سن ترس کودک کمتر از سنین دیگر است و کمتر از حیوانات میترسد ترس کودک در این سن بیشتر از این است که به بدن او آسیب و آزاری برسد و یا محلی سقوط کند و یا ترس او از دیر آمدن مادر به خانه است.

در سن شش سالگی :
در این سن کودکان بیشتر از سال های قبل میترسند و ترس آن ها بیشتر از راه شنوایی است (از صدای زنگ در خانه . صدای زنگ تلفن .رعد وبرق وحتی صداهای وزوز حشرات میترسند)کودک از غول و دیو یا از این که کسی زیر تخت و یا کمد مخفی شده باشد میترسد.کودک ممکن است از آب یا آتش بترسد .کودک در این سن میترسد که تنها در اتاق بخوابد و تنها در خانه بماند . کودک در این سن از به وجود آمدن زخمی حتی سطحی در بدن خود هراس دارد اگر مختصری خون در سطح بدن او به وجود آیداز آن میترسد ولی از ضربه ها و آسیب های بزرگ و وسع نمیترسد .هم چنین اگر به داخل بینی کودک قطره بینی ریخته شود میترسد.

در سن هفت سالگی:
در این سن ترس کودک بیشتر از را ه بینایی است (از تاریکی از اتاق تاریکو از زیر زمین میترسداز سایه هایی به شکل غول یا دیو ویا جادو گر که تصور میکند میترسد )ترس او از این است که افرادی زیر تخت یا کمد او مخفی شده اند .کودک در این سن از این که دیر به مدرسه برسد میترسد و همچنین ترس و بیم دارد از این که دیگران او را دوست نداشته باشند.

در سن هشت تا ده سالگی:
در این سن ترس کودک کمتر میشود و اگر از چیزی میترسد منطقی است . کودک اکثرا از قصور در انجام تکالیف خود درمدرسه و یا از عدم موفقیت خود درمدرسه میترسد .بعضی از کودکان در این سن به دیگران و حتی یه دوستان خود میگویند که ازتاریکی یا از تنها ماندن در خانه و حتی از هیچ چیز نمیترسند .

کودکان از چیزهایی که پدر و مادر مخصوصا به آنها توجه دارند و کودکان را همیشه از آنها دور میکنند (مانند تصادف با اتومبیل و یا کسی آن ها را گول بزند) نمیترسند و واهمه ای ندارند .موضوع های ترسناک مانندطوفان که افراد بالغ از آنها میترسند برای کودکان حتی در سنین بلوغ ترسناک نیست .هر چه کودک بزرگتر میشود ترس او روی وقایع و تجربیاتی که قبلا خود کودک با آن برخورد داشته است متمرکز میشود چه آنهایی که واقعا ترسناک بوده و چه آنهایی که ترسناک نبوده است .

از طرف دیگر اگر پدرو مادر به طور آشکار یا غیر آشکار از چیزی ترسیدند ترس آنها به کودک منتقل میگردد به طور مثال :اگر پدر و مادر از بمب وموشک و هواپیما بترسند و از انفجار و تخریب آن برای دیگران صحبت کنند کودک نیز از هواپیما و بمب و انفجار آن میترسد و حتی ترس او بیشتر میشود به طوریکه موقعی که صدای هواپیمایی را میشنود اظهار ترس و وحشت خواهد کرد.

بعضی از پدران و مادران خود از تاریکی تنها بودن غرش آسمان رعدو برق و یا از تزریقات میترسند بنابراین این پدران الگو و نمونه ای برای کودکشان هستند . در هنگامی که به کودک پنج ساله ای واکسن تزریق میکردم پدر کودک دائما میگفت آمپول که ترس ندارد ولی هنگام تزریق پدر چشم های خود را بست و صورت خود را برگرداند و ترس او به حدی شد که باسرعت از اتاق خارج شد این پدر خود از تزریق آمپول میترسید و کودک نیز با دیدن ترس پدر از تزریق خواهد ترسید .
بعضی از مواقع کودک از پدر و یا مادری که خود میترسند سوال میکند که آیا خودتان نمی ترسید ؟پدر و مادر باید حقیقت را به کودک بگویند زیرا انکار کردن در حالی که خودشان میترسند موجب تصور غیر صحیح و عدم اعتماد کودک میگردد لازمه پدر و مادر بودن این نیست که آنها نترسند بلکه باید در مقابل سوال کودک بگویند :"بله ما هم میترسیم ولی میدانیم که مهم نیست و با آن موضوع ترسناک برخورد میکنیم و اهمیت نمیدهیم ".

کودکان ترسشان را برحسب سنشان و توانایی در بیان کردن به صورت مختلف نشان میدهند .کودکی که نمی تواند حرف بزند موقعی که میترسد به پاهای پدر و مادر می چسبد گریه میکند و یا جیغ میزند و سعی میکند از شرایطی که موجب ترس او شده است دور شود و فرار کند . در بعضی مواقع عللی که موجب ترس کودک شده است معلوم و مشخص شده است و در بعضی مواقع علتی که موجب ترس کودک شده است معلوم و مشخص نیست .کودکان بزرگ دوست ندارند علتی که موجب ترس آنها میشود به زبان بیاورند و نام آن راببرند زیرا بیم دارند از این که اگر درباره آن صحبت کنند علت ترس به سراغ آنها بیاید و باعث ترس آنها شود .

رفتار غیر صحیح پدر ومادر در برابر کودکانی که میترسند

بعضی از پدر و مادرها اگر کودک از چیزی میترسند او را بیشتر با آن روبه رو میکنندو معتقدند که کودک باید با آن عادت کند تا ترسش بریزد .بطور مثال :کودک سه ساله ای که از آسانسور میترسید مادرش او را به زور داخل آسانسور میکشید .
پدری با وجود ترس و وحشت زیاد کودک از آب او را ناگهان در آب میانداخت.کودکی که از گاو میترسید پدرش او را به دامداری میبرد .این کارها نه فقط کمک نخواهد کرد بلکه موجب تشدید ترس و وحشت کودک خواهد شد و رهائی کودک از ترس و ترسیدن را مشکل تر خواهد کرد.
پدر و مادر نباید کودک را از چیزی که میترسد به آن نزدیک کنند .کودک بدون این عمل دیر یا زود بر ترس خود مسلط خواهد شدهر چه کودک بزرگتر شود همه چیز در نظر او تغییر میکند و کودک به کیفیت انها پی خواهد برد و ترس او از بین خواهد رفت و پس از مدتی نیز به آنچه که قبلا از آن می ترسیده است بیشتر علاقمند میگردد.مدت زمانی که کودک از شیی که ازآن میترسد دوری میکند بستگی به شدت ترس او و همچنین شخصیت کودک دارد .در بعضی از مواقع این مدت کوتاه و در بعضی مواقع طولانی است .بنابراین زمانیکه طول میکشد تا کودک به آن نزدیک شود و علاقمند گردد نیز تفاوت خواهد کرد .

موقعی که کودک از چیزی میترسد پدرو مادر باید چه کنند؟
پدر و مادر اولا نباید از ترس کودک نگران باشند و حتی ترس های شدید کودک دلیل اختلال روانی و هیجانی او نیست و نباید به آن اهمیت دهند .موقعی که کودک از چیزی ترسید چه کودک در سنی باشدکه میتواند حرف بزند و چه در سنی باشد که نمی تواند حرف بزند پدر و مادر باید کودک رادر بغل بگیرند او را نوازش و با او صحبت کنند و به او اطمینان دهند که چیزی که باعث ترسش شده است او را اذیت نخواهد کرد.
در کودکان کوچک دلیل و منطق دور از فهم کودک است و مخصوصا کودکی که دچار ترس و هراس شده است .

اگر کودک به حد کافی بزرگ شده است در هر نوبتی که او را از چیزی میترسد پدرو مادر باید برای او به طور ساده و قابل فهم کودک توضیح دهند و در هر نوبت همان توضیح را تکرار کنند . تکرار این توضیحات سبب میشود که کودک قدرت و توانایی پیدا کندبه طوری که پس از مدتی اگر خواهر یابرادرش از همان چیز میترسد به آنها خواهد گفت که آن ترسی ندارد در نتیجه کودک خود درک خواهد کرد که موضوعی که او از آن ترسیده است حقیقت ندارد(به طور مثال کودکی که خود از تاریکی میترسیده است به خواهر وبرادر بزرگتر خود میگوید :تاریکی که ترس ندارد)موقعی که کودک از چیزی میترسد به او نخندید و او را مسخره نکنید و ترس او را نزد همسالانش و دیگران بیان نکنید و او را خجالت ندهید و خوار نکنید.

رفتار شما باید با شکیبایی و متانت همراه باشد تصور نکنید که ترس او بچگانه است و با او بچگانه رفتار نکید. همان طوری که ذکر شد کودک را با فشار و زور با موضوع ترس روبه رو نکنید و تا زمانی که او آمادگی پیدا نکرده است او را از آنچه می ترسیده است دور کنید (اگر از آب میترسد او را نزدیک حوض و استخر و حتی دریا نبرید )از طرف دیگر کودک باید با واقعه های غیر حقیقی که موجب ترس او شده است برخورد کند و در نتیجه به آن عادت کند به طور مثال :کودک ممکن است از این که در هنگام خواب از پدر و مادر دور باشد و در اتاق دیگر بخوابد بترسد بنابراین پدر و مادر باید کود ک را ابتدا در سرسرا(در حالیکه در اتاق پدر ومادر باز است )بخوابانند و سپس در اتاق برادر وخواهر خود و بعدا در اتاق جداگانه خودش بخوابانند و پدر و مادر باید به کودک بگویند اگر مایل است و ازتاریکی میترسد چراغ را خاموش نکند.
یا اگر کودک را درخانه تنها گذارده اند ترتیبی دهندکه او بتواند با همسایه ها یا با تلفن با پدر و مادر خود تماس و رابطه پیدا کند .امکان تماس پیدا کردن به کودک اطمینان میدهد که از تنهایی نترسد .پدر و مادر باید پس از آن که کودک در اتاق خود تنها خوابید و یا در خانه تنها ماند به او اجازه بیدهند و او را تشویق نمایند.

اگر کودک از چیزی قبلا میترسیده است و فعلا خود مایل است که به آن نزدیک شود پدر و مادر د رآن جهت به او کمک کنند به طور مثال :اگر کودک از بلندی میترسیده است و حالا مایل است او را به محلی که کمی بلندی دارد ببرید یا اگر قبلا از آتش میترسیده است و حال مایل است به او اجازه دهید که زیرنظر شما شمعی را روشن کند.

ترس از تاریکی
همان طوری که ذکر شد شایع ترین ترسی که کودکان دارندترس ازتاریکی است و معمولا از سن دو ونیم سالگی شروع میشود و ممکن است تا سن بلوغ هم دامه پیدا کند (اگر کودک ده تا دوازده ماهه را نیز در اتاق تاریک قرار دهیم او باگریه به طرف در اتاق یا پنجره هایی که روشنی دارد میخزد.)

ترس از آب :
ترس دیگری که ممکن است کودک دردوران کودکی خود پیدا کند ترس از آب است زیرا کودک را ازروزهای اول تولد حمام میکنند ولی معمولا ترس از آب در سن هجده تا بیست و چهار ماهگی بیشتردیده میشود .کودک ناگهان موقعی که مادر میخواهد او را حمام کند میترسد و شیون میزند موقعی که کودک برای اولین مرتبه چنین واکنشی از خود نشان داد اگر مادر کودک رابازور بر خلاف میل او حمام کرد دفعات بعد هراس و ترس کودک بیشتر خواهد شد.مادر باید آنچه را که قبلا در حمام و نسبت به کودک انجام میداده است متوقف کند و کودک را به شکل دیگری حمام کند(او را در اتاق حمام کند یا به طور ساده و بسیار کوتاه سر و گردن و زیر بغل و پاهای او را با اسفنج و آب و صابون بشوید و با حوله ای مرطوب پاک کند یا کودک راخارج از خانه حمام کند ومخصوصا کودک را از پشت بشوید )یا شخص دیگری به جای مادر کودک را حمام کند مخصوصا اگر پدر چنین کاری راانجام دهد و کودک رادرحالی که روی زانوهای خود قرار داده است حمام کند کودک مقاومت کمتری خواهد کرد.اگر کودک از آب حوض و استخر و از آب دریا میترسد به او امکان دهید که در کنار استخر یا در ساحل دریا و یا درمنزل با مقداری آب بازی کند تا خود به خود ترس او را ازبین برود .

ترس از دندانپزشک
اکثر کودکان از پزشک و دندان پزشک و مخصوصا کارهای دندانی ترس و وحشت دارند .چون کودک از دندان و فساد و درد دندان صحبت ها شنیده است و یا خود دچار دندان درد شده است .بنابراین ممکن است از دندان پزشک و همچنین از کارهایی که روی دندان انجام میگیرد وحشت داشته باشد.بعضی از کودکان بدون مشکل آمادگی دارند که دندان پزشک کارهای دندانی آنها را انجام دهد بعضی دیگر مقاومت میکنند ولی اگر پدر به طور جدی با کودک صحبت شود تا آماده گردد.اگر پدر بگوید که من هم باشما نزد دندان پزشک میآیم تا اگر شما مشکلی داشتید من هم باشم و به شما کمک کنم کودک موافقت خواهد کرد در ضمن دادن جایزه و پاداش به ارضاءکودک کمک خواهد کرد.
در بعضی مواقع اقدامات فوق موثر نیست و کودک مقاومت میکند ولی با زور و فشار کاری از پیش نخواهد رفت.والدین و دیگران باید باکودک صحبت کنند و به کودک تفهیم کنند که او رادوست دارند و میخواهند دندان های او را اصلاح کنند که دچار درد و یا فساد نگردد.والدین باید این صحبت ها رابارها برای کودک تکرار کنند و کودک به تدریج یکی دو ماه بعد راضی خواهد شد.اگر با تمام روش ها هنوز کودک رضایت ندارد و مقاومت میکند و کار دندانپزشکی کودکضرورت دارد باید با انجام دادن بیهوشی عمومی کارهای دندانی کودک انجام گیرد.

ترس از رفتن به کودکستان و دبستان
ترس و امتناع از رفتن به کودکستان و دبستان در کودکان شایع است این کودکان معمولا آنهایی هستند که رفتارشان توام با مشکلات و آزارهایی بوده و نمیتوانند از پدر ومادر و محیط داخلی خود جدا شوند.کودکان اکثرا به علل مختلف مخصوصا شکایت از درد از رفتن به کودکستان یا دبستان امتناع میکنند .پدر و مادر و پزشک باید وضع کودک را بررسی کنند و ببینند مشکل کودک کجاست و چه چیزی سبب شده است که کودک از رفتن به مدرسه امتناع میکند . آیا جدایی از پدر و مادر علت اصل آن است ؟ در این صورت پد رومادر باید کودک رابه تدریج با محیط کودکستان و دبستان آشنا کنند ( مادر باید همراه کودک به کودکستان برود و هر روز چند ساعتی را در کودکستان با کودک بماند.)تا کودک با محیط کودکستان آشنا شود و به آن عادت کند.اگر محیط کودکستان و دبستان نامساعد است(و زمزمه محبت در آن نیست که طفل گریزپا رابه مدرسه بکشاند )باید کودک رابه کودکستان یا دبستان دیگر سپرد . اگر ترس و وحشت کودک شدید و عمیق است و پدر و مادر تنوانسته اند علت آن راپیدا کنند و گذشت زمان نیز در برطرف کردن آن کمک نکرد باید از متخصصین کمک گرفت تا ترس کودکاز بین برود . به طور کلی اگر ترس و هراس بیش از معمول باشد و ادامه دارد و یا ترسی جایگزین ترس دیگری گردد و ترس و وحشت بیش از حد بر کودک و پدر و مادر و فامیل غلبه کند در این صورت روان پزشک باید به این خانواده کمک کند و کودک و پدر ومادر باید روان درمانی گردند.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm


بازگشت به نیازهای نفسی کودکان

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: ClaudeBot و 0 مهمان


Aelaa.Net