كودك و نياز به محبت

كودك و نياز به محبت

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه ژانويه 16, 2012 11:02 pm

.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm

كودك و نياز به محبت

پست جديدتوسط pejuhesh234 » دوشنبه ژانويه 16, 2012 11:14 pm

احتیاج کودک به محبت از نظر علمی قابل انکار نیست و طفل از مورد محبت قرار گرفتن احساس خوشحالی و صمیمیت می کند و نیازهای روحی اش برآورده می شود.
کودک و به طور کلی انسانها میل دارد از دیگران محبت ببیند و حتی در مواردی ممکن است برای جلب محبت دیگران به خود صدمه وارد آورند.
هم چنین او نیاز دارد احساس کند که مورد توجه و علاقه والدین و مورد تأیید و حمایت آنهاست.
کودک تشنه محبت و توجه پدر و مادرش است و به دنبال و جستجوی مرکز محبت است و از این راه می کوشد خود را تسکین بخشد.
محروم کردن کودک از محبت والدین در دوره نوزادی تأثیر نامناسبی در رشد شخصیت بر جای می گذارد.
کودک در سالهای اولیه زندگی رفتار والدین را بررسی می کند و از طریق کوشش و خطا فرا می گیرد که کدام رفتارش موجب جلب توجه والدین می شود. محبت نیاز اساسی و طبیعی کودک و هر انسان دیگر است و اساس رشد و سعادت او بدان بستگی دارد.
محبت برای کودک یک نیاز مهم است از آن بابت که رشد جسمی و روانی او در سایه آن شکل می گیرد. طفلی که محبت نبیند هرگز رشد نخواهد کرد.
محبت در رشد قوه تکلم بچه ها و جنبه اجتماعی حیات آنان تأثیر فراوانی دارد. در بعضی موارد دیده شده بچه هایی که نسبت به والدین خود محبت دارند در زندگی شخصی بیشتر به اصول پای بند هستند. محبت به بچه ها باید بصورت احترام به آنها و رعایت استقلال و آزادی ایشان ابراز گردد.
به گفته روان شناسان احتیاج به محبت امری دائمی است. در دوره بلوغ نیز بچه ها نیاز به محبت دارند.
بچه هایی که از محبت والدین یا بزرگسالان محروم هستند اغلب حالت طغیان، بی اعتنایی و خصومت نسبت به دیگران در آنها ظاهر می گردد. کودک باید محبت را درک و لمس کند.
بنابراین محبتهای قلبی پدر و مادر کافی نیست. وقتی که محبت قلبی در قالب رفتار محبت آمیز مثل تشکر، بوسیدن، نوازش، اهدای جایزه و امثال آن بروز و ظهور کند برای کودک مفید است.

درک محبت از طرف کودکان در سنین مختلف متفاوت است. در هفت سال اول زندگی، محبت بیشتر تکیه بر لذات حسی دارد و در دوره های بعدی حفظ شخصیت از نظر نوجوانان و جوانان مهم است.
بنابراین در هفت سال اول باید بصورت بوسیدن، نوازش کردن، اهدای خوراکیهای خوشمزه واسباب بازیهای جالب ابراز گردد، ولی در نوجوانی محبت به صورت تشکر، تعظیم و تکریم شخصیت، حسن لباس، پذیرفته شدن از طرف دیگران و امثال آن موجبات رضایت آنان را فراهم می کند.

با این که سخن درباره محبت بسیار است در عین حال محبت نباید مانعی برای امر و نهی باشد یعنی والدین و سایر پرورشکاران به خاطر رعایت اصل محبت مجاز نیستند که از امر و نهی به موقع کودک خودداری کنند. محبت اگر جنبه افراطی پیدا کند موجبات پرتوقعی، متکی شدن، زبونی و... کودک را فراهم کند. بنابراین از افراط در محبت باید پرهیز کرد.
ازطرفی عدم ارضای این نیاز موجب انحراف کودک از مسیر عادی زندگی است.

محبتی که به کودک ابراز می شود
نوع محبتی که به کودک اعمال می شود باید دارای خصایصی باشد:
محبت به کودک خواه از سوی والدین و خواه از طرف معلم یا دیگران باید راستین باشد.
محبت باید به گونه ای باشد که او مزه آن را بچشد و این به هنگامی امکان پذیر است که ما عملاً محبت خود را به او نشان دهیم. بدین سان فقط دوست داشتن فرزند در دل و علاقمندی قلبی به او کافی نیست.
محبت به کودک نباید بستگی به موقعیت او داشته باشد. به عبارت دیگر نباید به طفل ابراز محبت کرد از آن بابت که او زیباست، چشم و موی قشنگی دارد، رشدش خوب است و یا در منزل کارهایی انجام می دهد، و...
محبتی که جان و تن انسان را شکوفا می کند، محبتی است معتدل و راستین و به دور از تکلف و تصنع و متناسب با سن و سال و وضع و حال کودک. چنین محبتی نباید به تبعیض آلوده شود، زیرا تبعیض در محبت میان فرزندان مانند آن است که نسبت به برخی فرزندان افراط و نسبت به برخی تفریط در محبت شده باشد.

راههایی برای ابراز محبت
برای مهرورزی نسبت به کودکان راههای بسیاری وجود دارد:
به کودک سلام کنید، در میان جمع او را به بازی بگیرید، او را ببوسید، درباره خواسته هایش توجه نشان دهید، سخنان و شکایاتش را بشنوید، اگر داستانی نقل می کند گوش دهید، آنجا که او می خندد شما هم بخندید، به او نشان دهید که از تأثر او متأثر می شوید با او آنچنان رفتار کنید که احساس ستم نکند و خود را مظلوم نپندارد، گمان نکند که مقررات فقط درباره او اجرا می شود، فکر نکند که والدین آزادند و او در بند است و...
گاهی مهرورزی بصورت رسیدن به او و به شکم اوست، زمانی خرید اسباب بازی و وسایلی که مورد علاقه اوست، گاهی دادن پول، خرج کردن در راه او، بیدارماندن در بالای سرش به هنگام بیماری اوست و...
ارضای مهرطلبی کودک ضروری است ولی اگر با مراعاتهایی انجام نشود زیانهایی به همراه خواهد داشت. در زیر به اهم آنها اشاره می کنیم.
طفل به همان میزان که محبت می بیند باید وادار شود که محبت را ابراز کند.
اگر خواهان محبت والدین است باید نسبت به خواهر یا برادر کوچکتر علاقه نشان دهد. این امر را والدین با زبان کودکانه می توانند به او تفهیم کنند و رعایت آن را خواستار شوند.
مهرورزی ها عملی باشد و کمتر زبانی، و به همین طریق در جنبه مهرخواهی از کودک باید زمینه ملاطفت را ایجاد کنیم. کمتر بگوییم مهربان باش و بیشتر زمینه مهربان بودن او را فراهم سازیم.
ابراز محبت والدین نسبت به کودکان در حضورشان باید یکسان باشد. زیرا گاهی محبت بیشتر از حد والدین درباره یک طفل باعث رنجش دیگر کودکان خانواده می گردد.
مهرورزی والدین به کودکی در خانواده به گونه ای نباشد که او را جیره خوار کودک بزرگتر سازد. چه بسیار والدینی که برای طفل کوچک خود هرگز اسباب بازی نو و تازه نمی خرند.
بلکه او را وادار می سازند که با اسباب بازی کهنه و قراضه فرزند بزرگتر بازی کند و این موجب تأثر و کدورتهایی برای طفل خواهد بود. و وضع به همین گونه است در زمینه لباس کودک خردسال.
هیچیک از پدر یا مادر نکوشد که محبت و مهر کودک را انحصاری خود کنند و طفل را به سوی خود جلب کنند. این امر برای کودک بسیار خطرناک است بخصوص که اگر خطری متوجه فرد مورد علاقه انحصاری او گردد، میزان مهر و محبت کودک و دلبستگی او به پدر و مادر باید بمیزان مساوی و با توزیع متعادل باشد.
مهرورزی والدین نباید مانعی برای مصونیت کودک از امرها و نهی ها شود. آنجا که جای مهر است باید مهربان بود و آنجا که جای امر و نهی است باید همان را انجام داد.

انواع روش های محبت کردن به کودکان!


بهداشت روانی کودکان به شیوه تعامل والدین با آنان بستگی دارد. با وجود آن که والدین در آرزوی فراهم ساختن بهترین امکانات هستند، اما ممکن است آنها را درست در اختیار فرزندان شان قرار ندهند، چون هنوز روش منحصر به فردی برای تربیت فرزندان ابداع نشده است. علت این مسئله آن است که هیچ دو بچه ای شبیه هم نیستند. تفاوت بین بچه ها بیش از آن چیزی است که ما معمولا تصور می کنیم. به علاوه، فرهنگ، جامعه، جنسیت و عوامل بسیار دیگری در تربیت کودکان دخالت دارند. روان شناسان خاطر نشان می کنند سبک های متفاوتی برای فرزندپروری وجود دارد. آنها عقیده دارند سبک های فرزندپروری را می توان بر حسب دو عامل محبت و کنترل پدر و مادر، به چهار دسته تقسیم کرد.

کنترل زیاد ، محبت کم


برخی والدین عقیده دارند سخت گیری نسبت به فرزندان، بهترین شیوه تربیتی و ضامن موفقیت آنها در آینده است. در این راستا، برخی از پدر و مادرها برای سخت گیری حد و حدودی قائل می شوند و فراموش می کنند هر کودکی به طور طبیعی تمایل به آزادی و استقلال عمل دارد. سخت گیری بیش از حد، روح آزادی را در کودک از بین می برد و این ایده غلط را در او به وجود می آورد که آزاد و مستقل بودن، نامطلوب است. در دنیای پررقابت امروز، کودک باید اعتماد به نفس داشته باشد که این هم تنها از طریق پشتیبانی والدین به دست می آید. در شرایطی که پدر و مادر تنها سخت گیری و کنترل؛ و نه عشق و محبت را به کار گیرند، فرزندان شخصیت فردی خود را از دست می دهند و در تصمیم گیری های زندگی شان ناکام می مانند زیرا همیشه این پدر و مادر بوده اند که برای آنها تصمیم گرفته اند. روان شناسان به این پدیده، فرزندپروری قدرت طلبانه می گویند. کودکانی که والدین قدرت طلب دارند، استقلال لازم را به دست نمی آورند و در شرایطی که نیازمند تصمیم گیری باشند، دچار اضطراب می شوند. آنها تمایل دارند در تمام فعالیت ها نقش دوم را بازی کنند. این کودکان در بزرگسالی نمی توانند نقش رهبری را برعهده بگیرند و این احتمال وجود دارد که در تمام زمینه ها احساس زیردستی نسبت به دیگران داشته باشند. در واقع، این کودکان هرگز نخواهند توانست به اهداف مورد نظر خود در زندگی دست یابند.


کنترل کم، محبت کم

کودک نمی تواند در خلاء عاطفی رشد یابد. اگر والدین هیچ گونه عشق و محبتی نشان ندهند، زندگی برای کودک بی ارزش و بی ثمر می شود. کودکان به طور طبیعی بیشتر هیجانی و احساسی هستند تا عقلانی و منطقی و رشد صحیح شخصیت از ترکیب هماهنگ این دو صورت می گیرد. هنر این ترکیب، تنها در صورتی که والدین بتوانند محبت و کنترل را به نسبت صحیح به فرزندشان نشان دهند، به دست می آید. هنگامی که والدین رفتار فرزند را کنترل کنند، او درک می کند که این کنترل برای یک زندگی اجتماعی آرام، کاملا ضرورت دارد. به همین ترتیب، فرزندان نیاز به محبت دارند. هنگامی که فرزند احساس خطر می کند، آغوش مادر به او اطمینان و آرامش می بخشد. تماس بدنی بین مادر و کودک، مطمئنا نخستین شاخص عشق و محبت نزد فرزند است. همچنان که کودک بزرگ تر می شود، کلمات اطمینان بخش مادر، جای آغوش او را می گیرد. نیازی به ذکر این نکته نیست که بیان عشق و محبت، ضرورتی قطعی برای رشد سالم فرزند است و در غیاب آن، شخصیت کودک دچار اختلال خواهد شد. کودکانی که دچار فقر و محرومیت هیجانی و عاطفی باشند نمی توانند شریک خوبی در زندگی زناشویی باشند، زیرا پیوند موفق بین زندگی دو فرد از طریق عشق برقرار می شود. بنابراین، هیجانات باید به شیوه قابل قبولی تنظیم و کنترل شوند. کنترل والدین، راهنمایی لازم برای بیان احساسات و هیجانات را در اختیار فرزندان قرار می دهد. همچنین ساختار لازم که احساسات در چهارچوب آن بروز داده شوند را در اختیار می گذارد. فرزندپروری بدون کنترل و محبت، مطلوب نیست. به همین دلیل است که روان شناسان این نوع فرزندپروری را «غفلت و بی مبالاتی» می نامند.


● کنترل کم، محبت زیاد

این نوع دیگری از فرزندپروری است که در آن، پدر و مادر ها عشق و محبت بیش از اندازه و بدون اعمال کنترل های لازم را ابراز می دارند. این گونه والدین، تحت تاثیر این کج فهمی و سوء برداشت که «روان شناسان با تنبیه مخالفند»، از به کار بردن هر نوع تنبیهی اجتناب می کنند. در واقع، کودکان بر حسب رفتار و اعمال شان، به تنبیه متناسب نیاز دارند. تشویق و تنبیه تنها شیوه ای است که باعث می شود کودک بین درست و نادرست تفاوت قائل شود. به وسیله تشویق و تنبیه والدین است که ارزش های فرهنگی فرا گرفته می شوند. اشتباه معمول این است که از یک سو، بسیاری از والدین هنگام تنبیه رفتارهای ناسازگار و ناهمخوان نشان می دهند. کودک در یک موقعیت برای کار اشتباهی که انجام داده است توبیخ می شود و در موقعیت دیگر، انجام همان کار یا نادیده گرفته می شود یا حتی مورد تشویق قرار می گیرد. این کار، کودک را گیج می کند و روان شناسان هم با آن مخالفند. از سوی دیگر، برخی والدین، حتی در شرایطی که کودک باید تنبیه شود، از این کار سرباز می زنند یا با او مخالفت نمی کنند. روش صحیح و متعادل، پذیرش فرزند و محبت به او و در عین حال تنبیه او به خاطر برخی کارهاست. این رفتار به کودک این حس را القا می کند که والدین دوستش دارند اما برخی رفتار ها و اعمال او را تائید نمی کنند.در این شرایط، کودک احتمالا لوس بار می آید و الگوهای رفتاری ضداجتماعی و مجرمانه از خود نشان می دهد.


● کنترل زیاد، محبت زیاد

از آنچه تاکنون گفته شد کاملا روشن است که بهترین شیوه فرزندپروری آن است که همراه با کنترل مناسب و محبت کافی باشد. والدین باید بین کودک به عنوان یک انسان از یک سو و رفتارهای کودکانه او از سوی دیگر، تفاوت قائل شوند. والدین نوع چهارم این فرق را بین کودک و اعمالش قائل می شوند. آنها کودک را به خاطر رفتارهای پسندیده اش تشویق و به خاطر اعمال ناپسندش تنبیه می کنند. این والدین رفتاری سازگار و همخوان در ارتباط با فرزندان شان دارند. آنها فرزندشان را با تنبیه به خاطر یک رفتار در یک روز و تشویق به خاطر همان رفتار در روز دیگر، گیج نمی کنند. کودکان نیز همانند همه ما، رفتارهای سازگار را بسیار آسان تر از رفتارهای نامتعادل درک می کنند. مهم ترین نکته در اینجا این است که هنگامی که کودک برای رفتارش تنبیه شد، درک می کند که پدر و مادرش هنوز به او عنوان یک فرد عشق می ورزند. نقطه مقابل این، هنگامی است که والدین به طور کلی فرزند را طرد کنند. هنگامی که فرزند حس کند والدین او را به طور کامل از خود رانده اند، احساس تنهایی و درماندگی خواهد کرد. این امر می تواند باعث کاهش اعتماد به نفس کودک شده و به افسردگی، پرخاشگری، قطع عضو و حتی خودکشی او بیانجامد. روان شناسان، فرزندپروری نوع چهارم را «موثق» می نامند.

افراط و تفريط در محبت
روش محبت در تربيت زماني مفيد و کارساز خواهد بود که از اعتدال خارج نگردد و به افراط و تفريط کشيده نشود. کمبود محبت به سوي ناتواني و ناسالمي و ناهنجاري¬هاي رفتاري سوق مي¬دهد. محبتي که باعث رشد و شکوفايي فرزندان مي¬شود، محبتي است که معتدل و راستين و به دور از تکلف و تصنع و متناسب با سن و سال، وضع و حال فرزندان باشد.
«محبت در پرورش روح و روان کودکان همانند غذا براي پرورش جسم ضروري است. همان طوري که کمبود و يا زياده روي در غذا موجب عوارض نامطلوبي در جسم مي¬گردد، کمبود يا زياده روي در محبت، موجب اختلالاتي در روان کودکان خواهد شد»
اگر در گذشته براي تربيت کودکان و نوجوانان از روشهاي نادرست تربيتي همچون برخورد تحقيرآميز و وادار کردن آنها به کارهاي سخت، ناسزاگويي و ضرب و شتم در يک کلام بها ندادن به درک و شخصيت آنها، اعمال مي¬شد و عوارضي چون تندخويي و اضطراب، بدبيني، کينه توزي، خشونت، بذهکاري و ارتکاب جنايات را در پي داشت، امروزه در سايۀ پيشرفت علوم و پديد آمدن علم روان شناسي و روان کاوي و تحقيق در روش¬هاي تربيت کودکان و نوجوانان تلاش بر اين است تا با ارتباطات مهرآميز و مبتني بر محبت شاهد اين امور ناهنجار و ناپسند نباشيم. ولي والدين با افراط و دور شدن از حد اعتدال، با محبت و نوازش¬هاي غير واقع بينانه موجبات خصلت¬هاي ناپسند ديگري را در فرزندان فراهم مي¬کنند که حاصل روش نادرست آنان، افرادي پرتوقع، از خود راضي، ضعيف و زود رنجند که در برخورد با کمترين ناملايمات و مشکلات زندگي دچار يأس، عقده حقارت، ناراحتي¬هاي رواني و فشار شديد روحي گشته نهايتاً در زندگي تحصيلي و اجتماعي شکست خواهند خورد.
بنابراين والدين بايد فرزندان خود را صميمانه دوست بدارند، ولي با چشم واقع بين، عيبها و صفتهاي ناپسند آنها را نيز ببينند و خردمندانه، آنها را اصلاح کنند. اگر ارضاي غرايز و تمايلات طبيعي و ابراز علاقه و محبت امري است لازم، ولي بکارگيري درست و اعمال منطقي آن نيز مسأله¬اي است ضروري. تسليم شدن بي قيد و شرط در مقابل خواسته¬هاي نيک و بد کودکان و نوجوانان، مهرورزي به جاي تنبيه و توبيخ بجا نه تنها نتيجه مطلوب تربيتي ندارد، بلکه در شخصيت آنان لطمه جبران ناپذيري خواهد زد.
برابري در محبت
از نکات قابل توجهي که وجود دارد رعايت عدالت و مساوات مهر و محبت در بين فرزندان است. پدر و مادر بايد در محبت و عطوفت نسبت به کودکان هيچ گونه تبعيضي را بکار نبرد؛ زيرا اين کار به طور قهري موجب مي¬شود که احترام متقابل از ميان برود و به دل زدگي فرزند از محيط خانواده منجر گردد.
فوايد و آثار محبت
محبت به فرزندان داراي آثار خوب و فوايد و يادي است که برخي آنها عبارتند از:
1ـ محبت عامل شادابي و نشاط است. والدين هرچه به فرزند بيشتر محبت کند به شادماني خاطر او بيشتر مدد رسانده و او را بيشتر دلخوش ساخته است.
2ـ فرزند از اين طريق شيوه محبت به ديگران را ياد مي¬گيرد. فرزندي که مورد محبت واقع نشود، علاوه بر اين که دچار اختلالات جسمي، روحي و رواني خواهد شد، در يادگيري محبت نيز دچار مشکل مي¬شود و در آينده در محبت به ديگران نيز ناتوان خواهد بود.
3ـ زمينه اعتماد به نفس است. فرزندي که استقلال و اعتماد به نفس داشته باشد، براي حل مشکلات در انتظار ديگران نمي¬نشيند بلکه با همت عالي و اراده آهنين، وارد ميدان عمل مي¬شود و تا به هدف نرسد، دست از کوشش و فعاليت بر نمي¬دارد.
4ـ از انگيزه¬هاي قوي فعاليت فرزندان است فرزندي که محبت مي¬بيند بيشتر و زيادتر تن به کار مي¬دهد و عرصه تلاش، تحصيل و رشد را زيباتر مي¬بيند.
5 ـ با محبت به فرزند مي¬توان علاقه او را به خود جلب کرد و در نتيجه فرزند به والدين خود اعتماد و اطمينان مي¬کند و با او ارتباط برقرار مي¬کند و از آنها حرف شنوي دارد و از اين طريق زمينه تربيت فراهم خواهد شد؛ زيرا اصولاً انسانها به ويژه کودکان و نوجوانان سر در گرو محبت دارند و محبت کننده خود را دوست دارند و مطيع فرمان او هستند.
حضرت علي(ع) در اين زمينه مي¬فرمايد: «قلوب الرجال وحشيه فمن تألفها أقبلت عليه» قلبهاي انسانها وحشي است هر کس به آنها محبت کند به او روي خواهند آورد.
نتیجه:
والدين که به فرزندانش محبت بورزند آنان به سخنان آنها با توجه بيشتري گوش فرا مي¬دهند. والدين از طريق محبت مي¬توانند با فرزندان ارتباط عاطفي و صميمي برقرار کنند و آنها را به کارهاي مطلوب و انجام دادن عمل نيک وادار نموده و از کارهاي ناشايست باز دارند و اين خود گامي در راه وصول به کمال و تربيت مطلوب است.
pejuhesh234
 
پست ها : 6582
تاريخ عضويت: جمعه فبريه 11, 2011 1:09 pm


بازگشت به نیازهای نفسی کودکان

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: ClaudeBot و 0 مهمان


Aelaa.Net