سوّم ماه جمادى الأخرى

سوّم ماه جمادى الأخرى

پستتوسط najm152 » سه شنبه مارس 16, 2010 12:17 pm

هو الله العلي الأعلى
بسم الله الرّحمان الرّحيم
najm152
 
پست ها : 1997
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:26 am

مرسولات منتشره

پستتوسط najm152 » پنج شنبه مه 13, 2010 12:50 pm

روزنامه گاه شناسى : تقويم نجومي جامع

3 جمادى الأخرى 1429
http://www.4shared.com/file/50456359/69 ... _1429.html

3 جمادى الاخرى1430
http://www.4shared.com/file/107899846/1 ... -1430.html

3 جمادى الأخرى 1431
http://aelaa.net/Fa/Ersaal/3/jaamea/143 ... 2-1431.pdf

-------------------------------------------------

مرسولات حيات اعلى
شماره: 171


3 جمادي الاخرى 1427


جهت دریافت مرسوله به آدرس زیر مراجعه نمائيد:
http://aelaa.net/Ersaal/3/Taqwim-elaahi ... aa1427.pdf
يا اين آدرس:
http://www.4shared.com/file/78054538/c6 ... a1427.html

همچنين:

نوار مجلس علويان در فاطميه كبرى 1417
علاقمندان به داشتن و شنيدن آن مي توانند آنرا از اين آدرس دريافت كنند:
http://www.badongo.com/file/978411
حجم فايل حدود پنج مگابايت

-------------------------------------------------

مرسولات حيات اعلى

نسيم (شعري در مورد حضرت زهرا صلوات الله عليها)


جهت دریافت مرسوله به آدرس زیر مراجعه نمائيد:
http://aelaa.net/Ersaal/3/Taqwim-elaahi/Nasim.pdf

يا اين آدرس:
http://www.4shared.com/file/77892123/7f2fc47a/dSmc.html

-------------------------------------------------

مرسولات حيات اعلى
شماره: 308


3 جمادي الاخرى - 1428

شهادت حضرت صديقه كبرى (سلام الله عليه) را،
به ساحت قدسيه حضرت وجه الله (منه السلام) تسليت عرض مي کنيم


===
مولاي ما قلبهاي ما از غصه و درد شعله ور گرديده است
فاجعه ويراني حرمين عسكري و مهدوي
و زهر تحريف اذهان و نمايشهاى قدرتمداران نهاد ما را سوزانده است


خودت رحمي بفرما و دشمنان ولايت و بازيگران قدرت را ريشه كن فرما
و ما را در اين دوران بر مسير حقيقت ثابت قدم نگهدار
.

جهت دریافت مرسوله به آدرس زیر مراجعه نمائيد:
http://aelaa.net/Ersaal/3/Taqwim-elaahi ... aa1428.pdf

يا اين آدرس:
http://www.4shared.com/file/78576778/eb ... a1428.html

در مسير حق موفق باشيد[/color]

-------------------------------------------------

مرسولات حيات اعلى
شماره: 768


3 جمادي الاخرى - 1429

سوم جمادى الأخرى 1429

يكشنبه 3 جمادى الأخرى 1429 سالروز شهادت حضرت صديقه كبرى (عليها السلام) را،
به حضرت قدسيّه وجه الله و قبله حقيقيه عباد الله مولانا صاحب الأمر (أرواحنا فداه) تسليت عرض مي کنيم


مرسوله را از اين آدرس دريافت نماييد:
http://aelaa.net/Ersaal/3/Taqwim-elaahi ... aa1429.pdf

يا اين آدرس:
http://www.4shared.com/file/50424292/4b ... a1429.html

و

براي دريافت فايل صوتي اين مرسوله نيز به اين آدرس مراجعه نماييد:
http://www.4shared.com/file/50319016/2f ... ahraa.html

-------------------------------------------------

مرسولات حيات اعلى
شماره: 1269


پنجشنبه سوّم جمادى الاخرى 1430 سالروز شهادت حضرت صدّيقه كبرى (عليها السلام) را،
به حضرت قدسيّه وجه الله و قبله حقيقيه عباد الله مولانا صاحب الأمر (أرواحنا فداه) تسليت عرض مي كنيم


مرسوله سوگواره 3 جمادى الاخرى 1430 را از اين آدرس دريافت نماييد: (فايل متني PDF)
http://aelaa.net/Ersaal/3/Taqwim-elaahi ... aa1430.pdf

يا اين آدرس:
http://www.4shared.com/file/108322310/b ... a1430.html

مرسوله فاطميه (فايل txt) را از اين آدرس دريافت نماييد:
http://aelaa.net/Ersaal/3/Taqwim-elaahi/Fatemiyye.txt

يا اين آدرس:
http://www.4shared.com/file/108135835/1 ... miyye.html

فايل صوتي مجلس فاطميه را از اين آدرس دريافت نماييد:
http://aelaa.net/Ersaal/3/Taqwim-elaahi ... emie-1.mp3

يا اين آدرس:
http://www.4shared.com/file/108037598/f ... mie-1.html

--------------------------------------------------

مرسولات حيات اعلى
شماره: 1622


3 جمادى الاخرى - 1431

دوشنبه سوّم جمادى الاخرى 1431 سالروز شهادت حضرت صدّيقه كبرى (عليها السلام) را،
به حضرت قدسيّه وجه الله و قبله حقيقيه عباد الله مولانا صاحب الأمر (أرواحنا فداه) تسليت عرض مي كنيم


كتاب
زيارت كامله حضرت زهرا (سلام الله عليها)

براي اولين بار در تاريخ شيعه منتشر مي شود

مولا را شاكرم كه توفيق انجام اين امر را عنايت فرمود
در شام غريبان فاطميه


شامل موضوعات:
اشاره اى به عظمت حضرت فاطمة
تعيين تاريخ شهادت حضرت زهراء
ذكر مصيبت شهادت حضرت صديقه كبرى
تعيين محل دفن بدن مطهر حضرت بتول
اوصاف قرآني و مراتب الهي حضرت فاطمة زهراء
ايّام الله فاطميّة: ايّام عام - ايّام خاص : هنگام ولايت و برائت
آئين هنگامهاي فاطميّ (ايام اللّه فاطميّة)
فضيلت زيارت حضرت انسيه حوراء
اماكن زيارت حضرت عصمت عظمى
زيارات مختصره حضرت سيدة النساء
متن زيارت كامله حضرت فاطمه زهراء
برائت و بيزاري از دشمنان و ظالمين به حضرت كوثر
اظهار وفاداري و ابرازپيوند و پيمان با حضرت ولايت
نماز زيارت حضرت حبيبة المصطفى
دعاي بعد از نماز زيارت حضرت زوجة المرتضى
روش وداع در زيارت حضرت أمّ الأئمة الهداة


برای دريافت مرسوله به آدرس زير مراجعه نماييد:
viewtopic.php?f=98&t=10177
همراه متن كتاب فايل صوتي زيارت نيز مي باشد

تصوير

فايل صوتي سوگواره فاطميه از مرحوم آيت الله شيخ عبد الحسين خراساني را از اين آدرس دريافت نماييد:

سوگواره فاطميه (1)
http://aelaa.net/Fa/Ersaal/4/Sugwaare-3 ... 1431-1.mp3

سوگواره فاطميه (2)
http://aelaa.net/Fa/Ersaal/4/Sugwaare-3 ... 1431-2.mp3

سوگواره فاطميه (3)
http://aelaa.net/Fa/Ersaal/4/Sugwaare-3 ... 1431-3.mp3

سوگواره فاطميه (4)
http://aelaa.net/Fa/Ersaal/4/Sugwaare-3 ... 1431-4.mp3

سوگواره فاطميه (5)
http://aelaa.net/Fa/Ersaal/4/Sugwaare-3 ... 1431-5.mp3

--------------------------------------------------

سوم جمادى الأخرى 1435
شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را به حضرت قدسيّه وجه الله و قبله حقيقيه عباد الله مولانا صاحب الأمر (أرواحنا فداه) تسليت عرض مي كنيم
وفقنا الله لحق معرفتها و زيارتها وشفاعتها، اللهم صل عليها وعلى ابيها وبعلها وبنيها والسر المستودع فيها والعن من آذاهم وظلمهم وقتلهم لعنا وبيلا


سوگواره فاطميه 1435
خطيب: مرحوم آيت الله شيخ عبد الحسين خراساني
http://aelaa.net/110.aspx?id=5839

مقتل فاطمي- شيخ عبد الزهراء كعبي
http://aelaa.net/110.aspx?id=5845
17 دقيقه

مدح فارسي
http://aelaa.net/110.aspx?id=5852
7 دقيقه

روضه فارسي - تركي
به صورت فيلم
مدت 9 دقيقه- 16 مكابايت
مداح نوجوان
http://aelaa.net/110.aspx?id=5851

والحمد لله رب العالمين
najm152
 
پست ها : 1997
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:26 am

فضيلت اين روز

پستتوسط najm152 » پنج شنبه مه 13, 2010 12:55 pm

سوم ماه جمادى الأخرى

روز : شهادت حضرت زهرا (صلوات الله عليها)
در اين روز، سنه 11، موافق نص شريف كلام خازنان وحي (عليهم السلام) و روايت طبرى از حضرت صادق (عليه السلام) و بنا بقول شيخين و سيد و كفعمى و بهائى و غير ايشان از بزرگان علماء اسلام؛ وفات حضرت فاطمه (عليها السلام) واقع شده: پس بايد در اين روز، شيعيان بمراسم تعزيت آن حضرت قيام نمايند و زيارت آن مظلومه و نفرين بر ظالمان و غاصبان حق او كنند.
بدانكه در روز وفات حضرت زهراء، اختلاف بسيار است و اظهر نزد احقر، آنستكه بقاى آن مظلومه بعد از پدر بزرگوارش، نود و پنج روز بوده و در اين روز وفات كرده و از براى هفتاد و پنج، وجهى توان ذكر كرد كه جاى ذكرش نيست، لكن خوبست عمل شود بهر دو روايت در عزاى آن مظلومه و اقامه مصيبت.

دقت و صحت اين تاريخ: اما تاريخ سوّم جمادى الأخرى از جهات بسياري بر تواريخ ديگر ترجيح دارد؛ و اضافه بر التزام بزرگان مذهب حق به اين تاريخ؛ و مطابق بودن باروايت 95 روز (بعد از 28 صفر) و نيز روايت 90 روز (بعد از دوم ربيع الأوّل) رحلت پيغمبر (صلی الله علیه و آله)، همجنين نص صريحي از كلام خازنان وحي (عليهم السلام) وارد شده است كه رحلت و شهادت حضرت صديقه (عليها السلام) در سه روز گذشته از ماه جمادى الأخرى (لثلاث خلون من شهر جمادى الأخرة) اتفاق افتاده است؛ كه اين تفصيل صريح جاي هيج گونه ابهام يا اشتباه و تصحيف در نقلي را باقي نمي گذارد.
از جمله منابعي كه اين تاريخ را نقل كرده اند: به روايت طبري از حضرت امام صادق (صلوات الله عليه) در دلايل الإمامه ص10 و 45 و روايت طبري از حضرت امام صادق (صلوات الله عليه) (95روز) و به قول شيخين و شيخ مفيد در كتاب مسار الشيعه طبع جديد،ص54 و طبع قديم (مجموعة نفيسة ص67) و سيد بن طاووس در اقبال الاعمال ج3ص161 و در كتاب التعريف للمولد الشريف وعلامه طبرسي در تاج المواليد (مجموعة نفيسة ص98) و شيخ كفعمي در مصباح ص677 و شيخ بهاء الدين عاملي در كتاب توضيح المقاصد (مجموعة نفيسة ص525) و به نقل علامه مجلسي در زاد المعاد ص456 و در مياليد الائمة و بحار الأنوار-ج43 ص9ح16 و محدث قمي در وقايع الأيام ص 258 و مفاتيح الجنان ص539 و تقويم ديني اهل بيت (عليهم السلام)، باب جمادى الأخرى.


ايام قبل از رحلت: بهر حال، بعد از پدر بزرگوار خود، در دنيا چندان مكث نكرد و پيوسته نالان و گريان بود بحديكه اهل مدينه از كثرت گريه او شكايت كردند و در اين مدت قليل آن قدر اذيت و درد كشيد كه خدا داند و اگر كسى تأمل كند در اين كلمات كه امير المؤمنين (عليه السلام) بعد از دفن او با قبر پيغمبر خطاب كرده، ميداند كه چه مقدار بوده صدمات آن مظلومه، چه به سندهاى معتبر وارد شده كه چون امير المؤمنين (عليه السلام) از دفن فاطمه فارغ شده، حزن و اندوه آن حضرت هيجان كرد، آب ديده هاى مباركش بر روى انورش جارى شد و رو بقبر حضرت رسالت (صلـى الله عليه وآله) گردانيد و بر آن حضرت سلام كرد از جانب خود و فاطمه و بعض دردهاى دل خود را ذكر كرد، تا آنكه عرض كرد: امانت خود را بخود برگردانيدى و گروگان خود را از من باز گرفتى. چه بسيار قبيح است آسمان سبز و زمين گرد آلود در نظر من يا رسول الله! اندوه من بدر نخواهد رفت تا آنكه حق تعالى از براى من اختيار كند آن خانه را كه اكنون تو در آنجا مقيمى. در دلم جراحتى است چرگ آرنده و در سينه ام اندوهى است جا بدر آورنده، چه بسيار زود جدائى افتاد ميان ما و بسوى خدا شكايت ميكنم حال خود را. و ستنبئك ابنتك بتظافر امتك على هضمها فاحفه السؤال و استخبرها الحال فكم من غليل معتلج بصدرها لم تجد الى بثه سبيلا و ستقول و يحكم الله و هو خير الحاكمين.
يعنى: و بزودى خبر خواهد داد ترا دختر تو بمعاونت و يارى كردن امت تو يكديگر را بر غصب حق من و ظلم كردن در حق او، پس از او بپرس احوال را، چه بسيار غمها در سينه او بر روي هم نشسته بود كه بكسى اظهار نمى توانست كرد و بزودى همه را بتو خواهد گفت و خدا از براى او حكم خواهد كرد و او بهترين حكم كنندگان است.
شيخ طوسى از ابن عباس روايت كرده است كه چون هنگام وفات حضرت رسول (صلـى الله عليه وآله) شد، آن قدر گريست كه آب ديده اش به محاسن مباركش جارى شد.
گفتند: يارسول الله ! سبب گريه شما چيست ؟ فرمود: گريه ميكنم براى فرزندان خود و آنچه نسبت بايشان خواهند كرد بدان امت من بعد از من گويا مى بينم فاطمه دختر خود را بر او ستم كرده باشند بعد از من و او ندا كند كه: يا ابتاه يا ابتاه! واحدى از امت من او را اعانت نكند.
فاطمه (عليها السلام) چون اين سخن را شنيد، گريست حضرت فرمود: گريه مكن اى دختر. فاطمه گفت: گريه نميكنم براى چه بعد از تو بامن خواهند كرد ولكن ميگريم از مفارقت تو يا رسول الله !
حضرت فرمود: كه بشارت باد ترا اى دختر كه زود بمن ملحق خواهى شد و تو اول كسى خواهى بود كه از اهل بيت، بمن ملحق ميشود.


شدت 40 روزه بيماري حضرت زهرا: هر چند با وفات حضرت رسول حضرت زهرا بيمار شدند و در واقعه حمله به خانه وحي آسيبهاي فراوان ديدند، ولى همين عوارض جسمي و بيماري بدني 40 روز قبل از شهادت شدت بيشتري بيدا كرد، در روضة الواعظين و غيره، روايت است كه حضرت فاطمه را مرض شديدى عارض شد و تا چهل روز ممتد شد.

احتضار و وصيت: چون دانست موت خود را؛ ام ايمن و اسماء بنت عميس و حضرت امير المؤمنين را حاضر ساخت و گفت: اى پسر عم ! از آسمان خبر فوت من، بمن رسيد و من در جناح سفر آخرتم، ترا وصيت مى كنم بچيزى چند كه در خاطر دارم. حضرت فرمود: آنچه خواهى وصيت كن اى دختر رسول خدا؛ پس بر بالين آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود، بيرون كردند، پس فرمود: كه اى پسر عم! هرگز مرا دروغگو و خائن نيافتى و از روزى كه با من معاشرت كرده اى مخالفت تو نكرده ام، حضرت فرمود: معاذ الله، تو داناترى بخدا و نيكوكارتر و پرهيزكارتر و كريم تر و از خداترسان ترى از آنكه ترا سرزنش كنم به مخالفت خود؛ و بر من بسيار گران است مفارقت تو؛ ولكن مرگ امريست كه چاره از آن نيست؛ بخدا سوگند كه تازه كردى بر من، مصيبت رسول خدا را و عظيم شد وفات تو بر من، پس ميگويم: انا لله و انا اليه راجعون! براى مصيبتى كه چه بسيار درد آورنده است مرا و چه بسيار سوزنده و بحزن آورنده است مرا، بخدا سوگند كه اين مصيبتى است كه تسلى دهنده ندارد و رزيه اى است كه هيچ چيز عوض آن نمى تواند شد. پس ساعتى هر دو گريستند، پس امير المؤمنين سر فاطمه را ساعتى بدامن گرفت و بسينه خود چسبانيد، فرمود: هر چه مى خواهى وصيت بكن كه آنچه فرمائى بعمل مياورم و امر ترا بر امر خود اختيار ميكنم، پس فاطمه گفت: خدا جزاى خير دهد ترا اى پسر عم رسول خدا! وصيت مى كنم ترا اول كه بعد از من" امامه" (دختر خواهر حضرت زهرا) را بعقد خود در آورى، زيرا كه مردان را چاره اى از زن گرفتن نيست، او براى فرزندان من، مثل من است، سپس گفت: كه براى من نعشى قرار ده، زيرا كه ملائكه را ديدم كه صورت نعش براى من ساختند. حضرت فرمود: وصف آنرا براى من بيان كن، پس وصف آنرا بيان كرد.- حضرت براى او درست كرد و اول نعشى كه در زمين ساختند، آن بود - سپس گفت: كه باز وصيت مى كنم ترا كه نگذارى بر جنازه من حاضر شوند يكى از آنانيكه بر من ستم كردند و حق مرا گرفتند، چه ايشان دشمن من و دشمن رسول خدايند و نگذارى كه احدى از ايشان و اتباع ايشان بر من نماز كنند و مرا در شب دفن كن در وقتيكه ديده ها در خواب باشد.

رحلت و شهادت: در كشف الغمه و غيره روايت كرده اند كه چون وفات حضرت فاطمه (عليها السلام) نزديك شد، اسماء بنت عميس را فرمود كه آبى بياور كه من وضو بسازم، پس وضو ساخت و بروايتى غسل كرد، نيكوترين غسلها و بوى خوش طلبيد و خود را خوشبو گردانيد و جامه هاى نو طلبيد و پوشيد و فرمود: اى اسماء! جبرئيل در وقت وفات پدرم چهل درهم كافور آورد از بهشت، پدرم آن را سه قسمت كرد يك حصه را براى خود گذاشت و يكى از براى من و يكى از براى على، آن كافور را بياور كه مرا به ان حنوط كنند، چون كافور را آورد، فرمود: نزديك سر من بگذار، پس پاى خود را رو بقبله كرد و خوابيد و جامه بر روى خود كشيد و فرمود: اى اسماء! ساعتى صبر كن، بعد از آن مرا بخوان اگر جواب نگويم على را طلب كن و بدانكه من به پدر خود ملحق گرديده ام.
اسماء ساعتى انتظار كشيد بعد از آن آن حضرت را ندا كرد صدائى نشنيد، پس گفت: اى دختر مصطفى اى دختر بهترين فرزندان آدم ! اي دختر بهترين كسيكه روى زمين راه رفته است اى دختر آنكسى كه در شب معراج بمرتبه قاب قوسين او ادنى رسيده است ! چون جواب نشنيد جامه را از روى مباركش برداشت ديد كه مرغ روحش به رياض جنت پرواز كرده است، پس بر روى آن حضرت افتاد و آن حضرت را مي بوسيد و ميگفت: چون بخدمت حضرت رسول برسى، سلام اسماء بنت عميس را بآن حضرت برسان، در اين حال حسنين از در در آمدند و گفتند: اى اسماء! مادر ما در اين وقت چرا بخواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما بخواب نرفته وليكن برحمت رب الارباب واصل گرديده است، پس حضرت امام حسن خود را بر روى مادر افكند و روى انورش را مي بوسيد و ميگفت: أي مادر بامن سخن بگو، پيش از آنكه روحم از جسد مفارقت كند و حضرت امام حسين بر پايش افتاد و مي بوسيد آن را و ميگفت: أي مادر بزرگوار منم، فرزند تو حسين، با من سخن بگو پيش از آن كه دلم شكافته شود و از دنيا مفارقت كنم.
پس اسماء گفت: اى دو جگر گوشه رسول خدا! برويد و پدر بزگوار خود را خبر كنيد و وفات مادر خود را باو برسانيد، پس ايشان بيرون رفتند چون نزديك بمسجد رسيدند، صدا بگريه بلند كردند، پس صحابه باستقبال ايشان دويدند، گفتند سبب گريه شما چيست ! اي فرزندان رسول خدا! حق تعالى هرگز ديده شما را گريان نگرداند مگر جاى جد خود را خالى ديده ايد و گريان شده ايد از شوق ملاقات او. گفتند: مادر ما از دنيا مفارقت كرد. چون حضرت امير، اين خبر وحشت اثر را شنيد بر رو در آمد و فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلى دهم، پس اين دو شعر را در مصيبت آن حضرت ادا فرمود:

لكل اجتماع من خليلين فرقة = و كل الذى دون الفراق قليل
و ان افتقادى واحدا بعد واحد = دليل على ان لايدوم خليل
چون خبر وفات حضرت فاطمه در مدينه منتشر گرديد، مردان و زنان همه گريان شدند در مصيبت آن حضرت و صداى شيون از خانه هاى مدينه بلند شد زنان و مردان بسوى خانه آن حضرت دويدند و زنان بنى هاشم در خانه آن حضرت جمع شدند و نزديك شد كه از صداى شيون ايشان مدينه بلرزه در آيد و ايشان مى گفتند: اى سيده و خاتون زنان! اى دختر پيغمبر آخر زمان! مردم فوج فوج بتعزيه بسوى حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) مى آمدند. آن حضرت نشسته بود و حسنين (عليهما السلام) در پيش آن حضرت نشسته بودند و مي گريستند و مردم از گريه ايشان ميگريستند. ام كلثوم بنزد قبر رسول خدا (صلـى الله عليه وآله) آمد و گفت: يا ابتاه يا رسول الله ! امروز مصيبت تو بر ما تازه شد و امروز تو از دنيا رفتى. دختر خود را بسوى خود بردى. مردم جمع شده بودند و گريه ميكردند و انتظار بيرون آمدن جنازه را ميكشيدند، پس ابوذر بيرون آمد و گفت اى مردم ! بيرون آوردن جنازه تأخير افتاد. پس مردم متفرق شدند و برگشتند.
تدفين: چون پاسى از شب گذشت و ديده ها بخواب رفت، جنازه را بيرون آوردند و حضرت امير المؤمنين و حسنين و عمار و مقداد و عقيل و زبير و ابوذر و سلمان و بريده و گروهى از بنى هاشم و خواص آن حضرت بر حضرت فاطمه نماز كردند و در همان شب او را دفن كردند، در خانه حضرتش در نزد پيامبر. و چنانچه روايت صحيحه بر آن دلالت ميكند و ابن شهر آشوب و غيره روايت كرده كه چون آن حضرت را خواستند در قبر گذارند دو دست از ميان قبر پيدا شد شبيه به دستهاى پيغمبر و آن حضرت را گرفت و بقبر برد. جناب أبو الحسن ابراهيم بن محمد الهمداني نامه اى به حضرت امام هادي (عليه السلام) نوشت: كه اكر نظرتان هست مرا خبر دهيد از محل ضريح مادرتان حضرت فاطمة (عليها السلام)، آيا آن در طيبة (اشاره به ضريح و حرم پيامبر) است يا اينكه همانطور كه مردم عامه مي كويند در بقيع است؟ حضرت امام هادي (عليه السلام) در جواب نوشتند: هي مع جدى صلوات الله عليه وآله (او كنار جدم صلوات الله عليه وآله است.
حضرت امير در قبرستان بقيع نيز قبري را ساخت، و بر دور قبر او هفت قبر ديگرى ساخت كه ندانند قبر آن مظلومه كدام است و بروايتى ديگر چهل قبر ديگر را آب پاشيد كه قبر فاطمه در آنها مشتبه باشد و بروايت ديگر، قبر آن مظلومه را با زمين هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد اينها براى آن بود كه عين موضوع آن قبر منور را ندانند و بر آن قبر نماز نكنند و خيال نبش قبر آن حضرت را بخاطر نگذرانند و باين سبب در موضع قبر آن مظلومه اختلاف واقع شده است و از اين جهت است كه بعضى گفته اند كه در بقيع است و بعضى گفته اند مابين قبر حضرت رسول (صلـى الله عليه وآله) و منبر آن حضرت مدفون است، زيرا كه حضرت رسول (صلـى الله عليه وآله) فرمودند: مابين قبر من و منبر من باغى است از باغهاى بهشت و منبر من، درى است از درهاى بهشت، و بعضى گفته اند كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند و اين اصح اقوال است.


تصوير


اركان فلك را، اشباح ملك را، سُكّان سمك را، چه پير و چه برنا

مخلوق دو عالم، ارواح مكرّم، از دودهء آدم، ذريهء حوّا

چون نيست مَناصي، جويند خلاصي، از مؤمن و عاصي، از جاهل و دانا

خواهند شفاعت، آرند ضَراعت، دارند اطاعت، در دنيي و عقبى

از زهرهء زهراء، صدّيقهء كبرى، إنسيهء حوراء، فرماندهء آفاق


هم صادر اوّل، هم كامل و اكمل، تنزيل و منزّل، تأويل و مأوّل

در بحر بلا نوح، در جسم رسل روح، باب الله مفتوح، وحيُ الّلهِ منزل

از دودهء خاتم، از رتبه مقدم، از عيسي مريم، از موسي مرسل

محتاج عطايش، مشغول ثنايش، باقي به بقايش، از آخر و اوّل

بر خلد مخلّد، بر نعمت سرمد، بر قدرت ايزد، ذاتش شده مصداق



هم مُحيي اموات، هم مُظْهِرِ آيات، هم مرجع طاعات، هم اصل كرامات

هم ملجاء أيام، هم ماحي آثام، هم حامي اسلام، هم آينهء ذات

هم قائل و سامع، هم باعث و مانع، هم رافع و دافع، از جمله بليّات

هم مرشد جبريل، هم معني تنزيل، هم نسخ اباطيل، هم محو خُرافات

منجاي بد و خوب، هم منجي ايّوب، هم ملجاء يعقوب، هم ناجي اسحاق



ايجاد جهان را، امكان و مكان را، پنهان و عيان را، شد آمر و ناهي

فرماندهء سامي، رزّاق گرامي، فيّاض دوامي، چون ذات الهي

فرخنده خصالش، اوصاف جلالش، آيات كمالش، خارج ز تناهي

زو عالم ايجاد، زو زمرهء امجاد، زَ اقطاب در اوتاد،گرديده مُباهي

انوار جلي بود، سرّ ازلي بود،گر جفت على بود، از كون و مكان طاق



در جلوه نمايي، آثار سمايى، آيات خدايى، بر حضرت او حصر

از همّت والاش، از رحمت عظماش، آثار نبى فاش، آيات خدا قصر

هم قائمهء دين، هم ذُخر نبيين، هم آيه والتّين، هم سوره والعصر

هم ظاهر و مكنون، هم مَظْهَرِ بيچون، در پرده و بيرون، در جلوه به هر عصر

زان لعل بدخشان، تابنده و رخشان، خورشيد درخشان، اندر گه اشراق



هم مام ائمه، هم كاشف غمّه، هم شافع امّه، هم دخت پيمبر

از حضرت آدم، از عيسي مريم، از رتبه مقدّم، در دوره مؤخر

حلاّل مشاكل،كشّاف مسائل، بر سامع و قائل، بر أبيض و أحمر

در چرخ شرف ماه، در ملك هنر شاه، از او نه كس آگاه، جز حضرت داور

هم مايهء نعمت، هم آيهء رحمت، هم ناصر امّت، هم كافل ارزاق



صدّيقه و عَذراء، مخدومهء لعيا، هم دختر حوّا، هم مادر آدم

از كثرت احسان، اوراست ثنا خوان، هم موسي عمران، هم عيسي مريم

بر خير مُصَبّ است، با قدرت ربّ است، هم فالق حبّ است، هم خالق عالم

سويش نَبَرَد ره، در بيگه و درگه، اجسام منزّه، ارواح مكرّم

آن جوهر قدسي، حوريهء إنسي، كاز رومي و فرسي، برهانده ز املاق



دخت شه لولاك، كاز خلقت افلاك، وز آب و گل و خاك، مقصود خدا اوست

ز اسرار نهانش، وآيات عيانش، وقت جَرَيانش، منشور قضا اوست

بر سرّ معايب، هنگام نوائب، در گاه مصائب، آيات رجا اوست

فيض متراكم، فرمانده و حاكم، ديوان مَحاكم، در أرض و سماء اوست

هم عاشق و معشوق، هم رازق و مرزوق، هم خالق و مخلوق، هم بندهء خلّاق



در بحر كرم موج، بر چرخ شرف اوج، با شير خدا زوج، مانند خدا فرد

صدّيقهء كبري، مختومهء عظمي، مخدومهء والا، بر هر زن و هر مرد

او عالم هر غيب، او دافع هر ريب، او ساتر هر عيب، او داروي هر درد

از جان شريفش، از جسم لطيفش، از شخص منيفش، عطر است به هر وَرد

با لطف عميم است، باخُلق عظيم است، بر خلق رحيم است، ازنيكي اخلاق



خرگاه جلالش، توقيع كمالش، الطاف و نوالش، آن جوهرهء پاك

ازعيب مصون است، از حصر برون است، بيرون و فزون است، از حَيِّزِ ادراك

هم مصدر تأييد، هم زينت ناهيد، افلاك دو خورشيد، بل برتر از افلاك

خارج ز بيان شد، برتر ز جَنان شد، نورش چه عيان شد، اندر كره خاك

بخشيد جنابش، اي بس ز ثوابش، بر امّت بابش، از كثرت اشفاق


تصوير

افسوس كه امّت، ناداشته حرمت، زان مايهء رحمت، آن شمع هدايت

بردند فدك را، آرام ملك را، خوش حقّ نمك را، كردند رعايت

زآن واسطهء فيض، آن رابطهء فيض، آن ضابطهء فيض، آن عين عنايت

زآن گوهر ناياب، بردند ز دل تاب، از زادهء خطاب، كردند حمايت

تايافت زِ سيلى، رخسارهء نيلى، وز فرط عليلى، شد طاقت او طاق



فيضش همه بردند، وز سينه ستردند، عالم همه خوردند، نان و نمك او

مطرود بشركرد، هر روز بتر كرد، از كينه عمر كرد، غصب فدك او

برظلم رضا شد، در راه خداشد، تا آنكه جدا شد، قلب از محك او

غافل كه چه خيزد، آن كس كه ستيزد، نمرود گريزد، ز اسفل درك او

شد ز آفت بازوش، در صدمه پهلوش، وآن لطمه كه بر دوش، حق را بحق الحاق



از جور عمر داد،كان ثانى شدَّاد، از آتش بيداد، بر خانه شرر زد

شد زلزله آئين، بر خيل نبييِّن، او را لگد از كين، آن دم كه عمر زد

آن كفر مجسَّم، با ظلم پسر عم، آتش بدو عالم، از آتش در زد

با حال فكارش، با جسم نزارش، بر سينه شرارش، از قتل پدر زد

تا عمر به سر رفت، با سوز جگر رفت، پس سوى پدر رفت، با شدت اشواق

از اشارات ربّاني حضرت ولايت كبرى(منه السلام) بر دل

مرحوم آيت الّله ميرزا يحيى مدرّس اصفهاني (قدّس سرُّه)


تصوير


خانه ای را که ملک پرمی زد = از چه دشمن با لگد در میزد

آن در که جبرئیل امين بود خادمش= اھل ستم به پھلوی خیرالنساء زدند

کشتند غنچه ای که عطر ولایت بداد او = از بس لگد به مادر نعم الجنین زدند

(محتشم کاشانی)

علّت غائی بر کون و مکان دانی کیست؟ = سبب خلقت پیدا و نھان دانی کیست؟
جان پنھان شده در جسم جھان دانی کیست؟ = نقطهء دایره رفعت و شان دانی کیست؟
فاطمه مظھر اجلال خدا جلّ جلال


فاطمه عصمت کل کنز خفیِّ ازلی = فاطمه عالمه از حق به خفی و به جلی
فاطمه روح نبی ھمسر و ھمتای ولی = فاطمه عالیه ئی کش نبد ار زوج علی
فرد و بی مثل بد آنگونه که حیّ متعال


کاف و نون؛ کافش کاف کرم فاطمه بود = نون آن حرف نخست از نعم فاطمه بود
نفخهء روح در آدم ز دم فاطمه بود = گل آدم ز تراب قدم فاطمه بود
ورنه آدم شدنش تا به ابد بود محال


طایر وھم که از منظر عنقا گذرد = به یکی پر زدن از گنبد خضراء گذرد
کی به کاخ شرف زھره زھراء گذرد = بلکه جبریل اگر خواست بدانجا گذرد
ھمچو پروانه از او پاک بسوزد پر و بال


گرچه خلقان حرمی گشته کنشتی نشوند = دور از نیکی و نزدیک به زشتی نشوند
باز غرقند اگر داخل کشتی نشوند = معترف تا که نگردند بھشتی نشوند
بکنیزی و غلامیش چه نسوان چه رجال


مھر او بھر دل ھالک و ناجی است محک = آن بدل گیر که من اعرض عنھا فھلک
ھست خاک قدمش سرمه چشمان ملک = تا بخاک ره آن بدر زند بوسه فلک
قامت خویش کمان ساخته مانند ھلال


ای تو را آسیه و مریم و ھاجر حوّاء = خادمه در پی کسب شرف و شأن بسرا
در مدیح تو ھمین بس بود ای سرِّ خدا = کابتدا نام تو فرمود ز اصحاب کساء
از خداوند، ملایک چو نمودند سئوال


خواندن واجبت ار خود نبود امکانم = یعنی ار کفر بود اینکه خدایت خوانم
کافرم گر زخدا بنده جدایت دانم = چه توان گفت که در وصف تو من حیرانم
ای خدا را نظر و جلوه و مرآت جمال


با چنین جاه و شرف ای شده مات تو عقول = قصد آزار تو کردند چو اقوام جھول
وان سفارش که بحقِّ تو ھمی کرد رسول = رفتشان سر بسر از یاد و نمودند قبول
بھر خود قھر خدا خشم نبی سوء مآل


خوب گشتند پس از مرگ پدر دلجویت = که زدند امّت دون سیلی کین بر رویت
بشکستند گه از تخته در پھلویت = زان تطاول که چرا خست عدو بازویت
چون دھم شرح که دل خون بود و ناطقه لال


بر در خانه ات ای خاک درت عرش علا = آه کافروخت عدو آتشی آنسان بملا
که نھانی شررش رفت سوی کرببلا = سوخت خرگاه شه تشنه دل اھل ولا
ساخت سرگشتهء صحرا ز شه دین اطفال


گفت راوی که چو زد آتش بیداد علم = سوخت از آل خلیل آتش نمرود خیم
دست بردند به تاراج حرم اھل ستم = سر نھادند به صحرا ھمه اطفال حرم
چون ز صیاد گریزان شده در دشت غزال


دامن دختری افروخته دیدم ز جفا = تا که خاموش کنم تاختم او را به قفا
ایستاد و ز ادب کرد سلام و به نوا = گفت ای شیخ یتیمم من و از بھر خدا
رحم کن بر من و برگرد مرا از دنبال


گفتمش صبر کن اندیشه مده در دل راه = تا خلاصت کنم از شعلهء آتش تف آه
دید چون مھر من رفت فغانش بر ماه = گفت ای شیخ ز راه نجفم کن آگاه
تا برم نزد علی شکوه از این اھل ضلال


گویم ای جد گرامی بنگر حال حسین = کشته احباب نگر دربدر اطفال حسین
بین که ننمود کسی رحم بر احوال حسین = بین که بردند بغارت ھمه اموال حسین
بعد از این تا چه نمایند به یک مشت عیال


آه کز گردش گردون ستم قوم شریر = عترت پاک پیمبر ھمه گشتند اسیر
بستشان خصم دغا در رسن و در زنجیر = بسوی شام برفتند و از این غصه صغیر
دیده از اشک کند روز و شبان مالامال


شاعر و عارف مرحوم صغیر اصفھانی


تصوير


بر حاشیه برگ شقایق بنویسيد = گل تاب فشار در و دیوار ندارد

بر سایه گلبرگ گل یاس نویسید = این گل همه زیباییست و خار ندارد

آری همه زیباییست با شاخه نازك = واللّه كه این گل طلب نار ندارد

بر روی در خانه مولا بنویسید = یك زن به خدا طاقت مسمار ندارد

میخ در و شلاق و جنین و سر و بازو = جز فاطمه، محسن كه طرفدار ندارد

بر سر در این شهر پر از دود نویسید = ظلمت همه جا رفته و افسار ندارد

در شهر مدینه همه در خواب عمیقند = شهری كه در آن یك تن بیدار ندارد

بر روی زمین و تلی از خاك نویسید = زهرا همه نور است، تو را كار ندارد!!!

زهراء همه نور است و زمین جای تنش نیست = این نور خدایی جز علی یار ندارد


تصوير

شب است و غم و درد و الم و تابش مهتاب، در آن شهر پر از ظلم، به جز مردم یك خانه، همه خواب، همه خواب، و جز هِق هِق آهسته‏ء یك مرد، و یا ناله‏ء آرام دو سه كودك بی تاب، اگر گوش كنی می شنوی زمزمه‏ء ریختن آب

اگر چه همه خوابند، ولی در دل آن خانه پر از ماتم و غوغاست، كه این شب، شب بی مادری زینب كبراست، شب اصلی ضربت زدن حضرت مولاست، شب غسل گل یاس علی حضرت زهراست

علی بود وَ یك زانوی لرزان، علی بود و غم تازه یتیمان، علی بود وَ آن اشك روان، سینه‏ء محزون پر از درد، وَ آن گریه‏ء پنهان، علی بود وَ یك یاس شهیده، همان شیر خدا، حیدر كرار وَ رنگی كه ز رخسار پریده، همان فاتح خیبر، كه قدش سخت خمیده، علی بود، همان همسر زهراء، كه چندی است به جز فاطمه از مردم آن شهر سلامی نشنیده، علی بود وَ رخساره‏ء زهراء كه سه ماه است ندیده

علی بود و دلی خسته در آن بارش غمها، علی بود وَ اسماء، كنار بدن خستهء زهراء، در آن نیمه شب ساكت و خلوت، همان نیمه شب غصه و غربت، شب هجر، شب اوج مصیبت، شب مرگ علی، مرگ گل یاس، علی كرد نگاهی سوی اسماء، كه بریز آب روان بر روی گلبرگ گل یاس
وَ با اشك نگاهی به تن فاطمه اش كرد و چنین گفت: عزیز دل حیدر، مددی كن كه دهم غسل تنت را، كمك كن كه بشویم بدنت را، وَ با نام خدا غسلِ گل یاس شد آغاز، خدا داند از آن لحظه كه شد چشم علی سوی گلش باز

علی بود وَ قلبی كه به اندازه‏ء یك فاطمه غم داشت، علی بود وَ بازوی كبودی كه ورم داشت
وَ دستان علی بر گل زخم بدن فاطمه اش خورد، علی زنده شد و مرد، نفس در دل او حبس شد و سوخت، علی چشم به چشمان گلش دوخت، وَ آن بغض كه در سینه نهان داشت رها شد، دوباره قد او خم شد و تا شد، وَ روح از بدنش رفت و جدا شد، سرش را به روی شانه‏ء دیوار زد و زار زد و گفت: نگفتی به علی فاطمه یك بار، از این زخم وَ از قصه‏ء دیوار، از این اَذْیَتُ، آزار، از این سینه و از لطمه‏ء مسمار، خدایا چه كند حیدر كرار؟!


همه عالم هستی، فغان گشت و ز آه دل آن رهبر مظلوم، وَ از اشك یتیمیّ حسین و حسن و زینب و كلثوم، به جز زمزمه‏ء ریختن آب، از آن خانه صدائی به سماء رفت، كه تا عرش خدا رفت، صدای طپش یك دل خسته، كه بندش شده پاره وَ از ریشه گسسته، صدای كمرِ كوه، كه از غصه شكسته

فقط آه كشید آه، علی با مدد فاطمه استاد روی پا، وَ چنین گفت به اسماء، بریز آب به روی گل حیدر، ولی سعی كن آرام بریزی كه یاسم شده پرپر، بریز آب ولی سعی كن آرام بریزی كه گلم خستهء خسته است، بریز آب ولی سعی كن آرام بریزی، كه پهلوش شكسته است

علی شست تنش را، وَ با گریه چنین گفت به زهراء: شدی پرپر و این شهر نفهمید، كه گل طاقت این اذیت و این همه آزار ندارد، تو رفتی و علی یار ندارد، وَ در مردم این شهر طرفدار ندارد، گذشت از من و تو قصه ولی كاش به گلبرگ شقایق بنویسند، كه گل تاب فشار در و دیوار ندارد ...
najm152
 
پست ها : 1997
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:26 am

آئين هنگام

پستتوسط najm152 » پنج شنبه مه 13, 2010 12:59 pm

آئين هنگام

اعمال شايسته اين هنگام:
1- سعي در معرفت بيشتر حضرتش.
2- مطالعه و تلاوت كلام وحي و خازنان وحي، درباره حضرتش.
3- برگزاري مجلس سوگواره و تعزيت و معرفت و مذاكره مصائب آن حضرت و آنچه در كلام شريف درباره شهادت و فضائل و مناقب و آيات الهي حضرتش آمده؛ و برائت از اضداد و غاصبان و ظالمان و قاتلان.
4- زيارت حضرت و والدين و همسر و فرزندانشان و عرض تسليت، از نزديك (در مدينه منوره و مشهد نبوي و فاطمي) و از دور در امام بارگاه يا بالاي بلندي و منزل خود.
5- انجام عبادات از نماز و تلاوت و اذكار؛ و همجنين اطعام عزاداران و زائران و اهداء ثواب به حضرتش.


زيارت مختصر

السلام عليك يا سيدة نساء العالمين، السلام عليك يا والدة الحجج على الناس اجمعين، السلام عليك ايتها المظلومة الممنوعة حقها.
سبس بگويد: اللهم صل على امتك وابنة نبيك وزوجة وصي نبيك، صلاة تزلفها فوق زلفى عبادك المكرمين من اهل السماوات واهل الارضين.
روايت شده است كه هر كه حضرتش را به اين نحو زيارت نموده و سپس استغفار كند؛ خداوند او را آمرزيده و داخل بهشت نمايد.


زيارت مفصل

السلام عليك يا بنت رسول الله، السلام عليك يا بنت نبي الله، السلام عليك يا بنت حبيب الله، السلام عليك يا بنت خليل الله، السلام عليك يا بنت امين الله، السلام عليك يا بنت خير خلق الله، السلام عليك يا بنت افضل انبياء الله. السلام عليك يا بنت خير البرية، السلام عليك يا سيدة نساء العالمين من الاولين والاخرين. السلام عليك يا زوجة ولي الله وخير خلقه بعد رسول الله، السلام عليك يا ام الحسن والحسين سيدي شباب اهل الجنة، السلام عليك يا ام المؤمنين، السلام عليك يا ايتها الصديقة الشهيدة، السلام عليك ايتها الرضية المرضية. السلام عليك ايتها الصادقة الرشيدة، السلام عليك ايتها الفاضلة الزكية، السلام عليك ايتها الحوراء الانسية، السلام عليك ايتها التقية النقية، السلام عليك ايتها المحدثة العليمة، السلام عليك ايتها المعصومة المظلومة. السلام عليك ايتها الطاهرة المطهرة، السلام عليك ايتها المضطهدة المظلومة المغصوبة، السلام عليك ايتها الغراء الزهراء، السلام عليك يا فاطمة بنت محمد رسول الله ورحمة الله وبركاته. صلى الله عليك يا مولاتي وابنة مولاي وعلي روحك وبدنك. اشهد انك مضيت على بينة من ربك، وان من سرك فقد سر رسول الله، ومن جفاك فقد جفا رسول الله صلى الله عليه وآله، ومن آذاك فقد آذى رسول الله، ومن وصلك فقد وصل رسول الله، ومن قطعك فقد قطع رسول الله، لانك بضعة منه وروحه التي في بدنه وبين جنبيه ، كما قال عليه افضل الصلاة واكمل السلام. اشهد الله وملائكته اني راض عمن رضيت عنه وساخط على من سخطت عليه، ولي لمن والاك، عدو لمن عاداك وحرب لمن حاربك، انا يا مولاتي بك وبأبيك وبعلك والائمة من ولدك موقن؛ وبولايتهم مؤمن وبطاعتهم ملتزم، اشهد ان الدين دينهم، والحكم حكمهم، وانهم قد بلغوا عن الله عز وجل ودعوا الى سبيل الله بالحكمة والموعظة الحسنة، لا تأخذهم في الله لومة لائم، وصلوات الله عليك وعلى ابيك وابنيك وبعلك وذريتك الائمة الطاهرين (×ذريتك والائمة الطاهرين من ذراريك). اللهم صل على محمد واهل بيته، وصل على البتول الطاهرة، الصديقة المعصومة، التقية النقية، الرضية المرضية، الزكية الرشيدة، المظلومة المقهورة، المغصوبة حقها، الممنوعة ارثها، المكسور ضلعها، المظلوم بعلها، المقتول ولدها، فاطمة بنت رسول الله، وبضعة لحمه وصميم قلبه، وفلذة كبده، والنخبة منك له، والتحفة خصصت بها وصية وحبيبه المصطفى وقرينه المرتضى، وسيدة النساء ومبشرة الاولياء، حليفة الورع والزهد، وتفاحة الفردوس والخلد، التي شرفت مولدها بنساء الجنة، وسللت منها انوار الائمة، وارخيت دونها حجاب النبوة. اللهم صل عليها صلاة تزيد في محلها عندك وشرفها لديك ومنزلتها من رضاك، وبلغها منا تحية وسلاما، وآتنا من لدنك في حبها فضلا واحسانا ورحمة وغفرانا، إنك ذو الفضل (×دو العفو) الكريم.

نماز زيارت

بعد از آن نماز زيارت را بجاي آورد، و اگر بتواند كه نماز حضرت زهرا به عنوان نماز زيارت بجاي آورد بهتر است، و نماز حضرت زهرا دو ركعت است؛ كه در هر ركعت سوره حمد يك بار و سوره قل هو الله احد را شصت بار. و اگر در وضعيتي هستي كه نمي تواني اين نماز را بجاي آوري بس دو ركعت نماز زيارت بجاي آور؛ در ركعت اول سوره حمد و توحيد؛ و در ركعت دوم سوره حمد و قل يا أيها الكافرون.

دعاي بعد از نماز زيارت

وقتي سلام نماز دادي اين چنين بگو:
اللهم إني أتوجه إليك بنبينا محمد وباهل بيته صلواتك عليهم، وأسألك بحقك العظيم عليهم، الذي لا يعلم كنهه سواك، واسألك بحق من حقه عندك عظيم، وبأسمائك الحسنى التي امرتني ان ادعوك بها. واسألك باسمك الاعظم الذي امرت به ابراهيم ان يدعو به الطير فأجابته، باسمك العظيم الذي قلت للنار: كوني بردا وسلاما على ابراهيم، فكانت بردا، وبأحب الاسماء اليك واشرفها واعظمها لديك، واسرعها اجابة وانجحها طلبة، وبما انت اهله ومستحقه ومستوجبه، واتوسل اليك وارغب اليك وأتضرع اليك والح عليك. واسألك بكتبك التي انزلتها على انبيائك ورسلك صلواتك عليهم، من التوراة والانجيل والزبور والقرآن العظيم، فان فيها اسمك الاعظم، وبما فيها من اسمائك العظمى، ان تصلي على محمد وآل محمد وان تفرج عن محمد وآل محمد وشيعتهم ومحبيهم وعني، وتفتح ابواب السماء لدعائي وترفعه في عليين، وتأذن في هذا اليوم وفي هذه الساعة بفرجي واعطاء املي وسؤلي في الدنيا والاخرة. يا من لا يعلم احد كيف هو وقدرته الا هو، يا من سد الهواء بالسماء، وكبس الارض على الماء، واختار لنفسه احسن الاسماء، يا من سمى نفسه بالاسم الذي يقضى به حاجة من يدعوه. اسألك بحق ذلك الاسم فلا شفيع اقوى لي منه، ان تصلي على محمد وآل محمد وتقضي لي حوائجي وتسمع بمحمد وعلي وفاطمة والحسن والحسين، وعلي بن الحسين، ومحمد بن علي، وجعفر بن محمد، وموسى بن جعفر، وعلي بن موسى، ومحمد بن علي وعلي بن محمد، والحسن بن علي والحجة المنتظر لاذنك، صلواتك وسلامك ورحمتك وبركاتك عليهم، صوتي، ليشفعوا لي اليك وتشفعهم في، ولا تردني خائبا، بحق لا اله الا انت.


بعد از اين حوائجت را درخواست مي كني؛ كه باذن الله تعالى برآورده مي شود؛ ان شاء الله تعالى.
تصوير
najm152
 
پست ها : 1997
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:26 am


بازگشت به ماه جمادى الأخرى


Aelaa.Net