حكمت اعلی

مدير انجمن: najm134

حكمت اعلی

پستتوسط najm134 » شنبه مارس 27, 2010 1:04 pm

حكمت اعلى: همان تعاليم مكتب وحي است كه بشر مدرن امروز در اوج بيشرفت علمي خود؛ تنها به اندكي از رازها و ارزشهاي آن بي برده است. در اين بخش به اين نوع كزارشات مي بردازيم.

عناوين گزارشاتي كه تا كنون در اين باره منتشر شده است: افق جهاني مکه به جای گرینویچ - چگونه كلام خازنان وحي، اینشتین را شگفت‌زده کرد؟ - عوارض خوابیدن در بین الطلوعین - چشم دل: پیش از آنکه چشم ببیند، مغز به شیء نگاه می کند - یافته های دانش جدید درباره سجده - خواص منحصر به فرد آب زمزم

مرسولاتي كه تا كنون جداگانه در اين باره منتشر شده است :
سايه نماز كَزار
http://aelaa.net/110.aspx?id=578
تاثيرمجاورت
http://aelaa.net/110.aspx?id=579
قبله حهاني
http://aelaa.net/110.aspx?id=654
آخرين ويرايش توسط najm134 on جمعه ژانويه 21, 2011 8:19 pm, ويرايش شده در 3.
najm134
 
پست ها : 1257
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

حكمت اعلي

پستتوسط najm134 » جمعه آپريل 23, 2010 5:05 pm

افق مکه به جای گرینویچ
شرکت‌کنندگان در همایش "مکه؛ مرکز زمین" در قطر با اشاره به اینکه مکه مرکز زمین است باید از زمان مکه به عنوان زمان واحد جهانی به جای گرینویچ لندن استفاده شود، گفتند: ساعت گرینویچ بر اساس سیطره استعماری انگلیس به عنوان معیار انتخاب شده که باید ساعت مکه جایگزین آن شود. تصوير
علمای مسلمان ژئولوژی و شریعت در همایش بین المللی "مکه؛ مرکز زمین" خواستند از ساعت مکه به عنوان زمان واحد جهانی به جای "گرینویچ" لندن بهره مند شوند، چرا که تحقیقات علمی دقیق نشان داده مکه مرکز زمین به شمار می رود. بنابراین خواستار استفاده از ساعت اسلامی مکه به جای گرینویچ شدند.
همجنين ساعتي اسلامي طراحي شده است كه قبله را در هر مکانی در جهان مشخص می کند و عقربه های آن با حرکت طواف دور کعبه از چپ به راست و بر عکس عقربه های ساعتهای موجود است.
"یاسین الشوک" از فلسطین که سازنده ساعت مکه بوده نیز یادآور شد: ساعت مکه با توجه به دستاوردهای علمی در مرکز زمین قرار دارد و اگر به جای گرینویچ به عنوان ساعت جهانی مورد استفاده قرار گیرد، کاملا درست است. این ساعت قبله را از هر مکانی در جهان نشان می دهد و عقربه های آن بر عکس ساعتهای فعلی است و مانند حرکت ستاره ها و اجرام آسمانی بوده و حتی موافق گردش خون در بدن انسان است.
شیخ "یوسف القرضاوی" رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان طی این همایش از علمای مسلمان دعوت کرد که زمان را به وقت مکه تغیر دهند، چرا که این شهر مرکز کره زمین است و در ادامه با اشاره به اینکه تحقیقات علمی و نتایج حاصل که از عظمت قبله مسلمانان خبر می دهد، گفت: کعبه هویت مسلمانان بوده و باید از عزت مسلمانان حمایت کرد. هیچ برخوردی در اسلام میان علم و دین وجود ندارد و آیات بسیاری در قرآن کریم به این مسئله توجه می کنند.
دکتر "زغلول نجار" استاد زمین شناسی و کارشناس اعجاز علمی قرآن و سنت نیز در این همایش با اشاره به اینکه هیچ انحراف مغناطیسی در خط طولی مکه مکرمه وجود ندارد، یادآور شد: انگلیس خط گرینویچ را به عنوان معیار وقت در جهان انتخاب کرده است آن هم به علت سیطره استعماری .
دکتر "یحیی" وزیر عضو شورای جهانی اعجاز علمی در قرآن و سنت مصر با مشخص کردن جای دقیق مکه از شهرهای اصلی با استفاده از کامپیوتر تصریح کرد: مسافت مکه تا قاره های مختلف جهان یکسان است یعنی در وسط قرار دارد.
دکتر "احمد علی بدوی" استاد زلزله و مدیر مرکز نجوم و ژئوفیزیک مصر وضعیت مکه را به نسبت زلزله توضیح داد و گفت: ویژگی ژئولوژی مکه به گونه ای است که زلزله در آن بسیار نادر است و تاکنون زلزله ای که تاریخ آن ذکر کند در ام القری اتفاق نیفتاده است. در نتیجه تنها جایی است که با وجود سلسله کوههای متعدد حامی مستحکمی دارد.
عربستان اعلام کرد ساعت جدید در یکی از برجهای مکه قرار می گیرد.
همایش بین المللی "مکه؛ مرکز زمین" با مشارکت کارشناسان شریعت اسلامی، مهندسی، نجوم و قانون دو محور دینی و علمی در دوحه پایتخت قطر برگزار شد.
najm134
 
پست ها : 1257
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

حكمت اعلي

پستتوسط najm134 » جمعه آپريل 23, 2010 5:07 pm

چگونه كلام خازنان وحي، اینشتین را شگفت‌زده کرد؟
هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.
«آلبرت اینشتین» فیزیکدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله‌ علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.
این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتاب‌های شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.
یکی از این حدیث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».
اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات می‌کند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند: E = M.C2 >> M = E /C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.
اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد کرده است.
اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل‌سازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک عتیقه‌فروش یهودی خریداری کرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گشته است.
منبع خبر: ابنا
najm134
 
پست ها : 1257
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

حكمت اعلي

پستتوسط najm134 » جمعه آپريل 23, 2010 5:08 pm

عوارض خوابیدن در بین الطلوعین
بین الطلوعین یعنی بین دو دمیدن(طلوع) روشنایی، یعنی بین طلوع فجر(نماز صبح) تا طلوع آفتاب است.
بین الطلوعین یعنی بین دو طلوع، یک طلوع فجر یعنی طلوع صبح صادق که طلوع آفتاب است. چنین حالتی در غروب هم وجود دارد.
در مورد خوابیدن كه یك امر طبیعی است، در كلام خازنان وحي آمده است كه "در ساعات اولیه شب بخوابید و بین الطلوعین بیدار باشید".
متاسفانه در حاضر افراد، بسیاری از این گونه مسائل را صرفاً به عنوان دستورالعمل های ارشادی و اخلاقی در نظر می گیرند، در حالی كه این دستورات ابعاد بسيتر كوناكوني دارد.
به عنوان نمونه یكی از فواید عمل به فرمايش مذكور این است كه هورمونی در بدن به نام هورمون رشد(سوماتوتوروپ) وجود دارد كه بیشترین میزان ترشح آن حدود دو ساعت بعد از غروب آفتاب می باشد (زیرا بدن انسان یك فیزیولوژی خاصی دارد كه با عالم هماهنگ می باشد) و در كلام خازنان وحي آمده كه بعد از عشا بخوابید.
اینكه خواب کافی در زمان مناسب، باعث بلندی قد می شود، به این دلیل است كه در اوایل شب، این هورمون ترشح می شود و اگر كسی سر شب بخوابد، رشد متناسب و متعادلی پیدا می كند.
اما یك سری از هورمون های استرس زا وجود دارند (البته در جای خود مفید می باشند) كه به آنها "كورتیكواستروئید" گفته می شود، مانند هورمون های "آدرنالین" و "نور آدرنالین". بیشترین میزان ترشح این هورمون ها دو ساعت قبل از طلوع آفتاب می باشد؛ یعنی دقیقا هنگام بین الطلوعین (از طلوع فجر تا طلوع آفتاب).
این كه خواب بعد از اذان صبح، باعث ناراحتی و كسلی و پریشانی انسان می شود، ولی بیدار شدن در موقع اذان حالت شادابی می آورد، به خاطر ترشح این هورمون هاست.
همچنین اگر زمانی كه این هورمون ها حداكثر ترشح خود را دارند، انسان خواب باشد، احتمال سكته زیاد است. لذا بیشترین آمار مرگ در خواب، در ساعات بین الطلوعین می باشد.
حال اگر همین مسئله یعنی نخوابیدن بین الطلوعین را یك پزشك به ما توصیه می كرد، با شوق و اطمینان بیشتری به آن عمل می كردیم، زیرا به كاربردی بودن آن معتقد بودیم، اما دستورات دینی را به عنوان مسائل صرفاً اخلاقی پنداشته و كمتر به آنها توجه می كنیم.
متن برخي از احاديث شريفه:
مَا عَجَّتِ الْأَرْضُ إِلَى رَبِّهَا عَزَّ وَ جَلَّ كَعَجِیجِهَا مِنْ ثَلَاثٍ مِنْ دَمٍ حَرَامٍ یُسْفَكُ عَلَیْهَا أَوِ اغْتِسَالٍ مِنْ زِنًى أَوِ النَّوْمِ عَلَیْهَا قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ (من‏لایحضره‏الفقیه- جلد4- ص20)
عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّ النَّوْمَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ صَلَاةِ الْعِشَاءِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ شَتَاتَ الْأَمْرِ (مستدرك‏الوسائل- جلد 5 - ص 110)
عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ لَا تَنَامَنَّ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنِّی أَكْرَهُهَا لَكَ إِنَّ اللَّهَ یُقَسِّمُ فِی ذَلِكَ الْوَقْتِ أَرْزَاقَ الْعِبَادِ عَلَى أَیْدِینَا یُجْرِیهَا (وسائل‏الشیعة - جلد6 - ص 498)
قال رسول الله ص : النوم من أول النهار خرق و نوم القائلة نعمة و النوم بعد العصر حمق و بین العشاءین یحرم الرزق (مكارم‏الاخلاق- ص288)
najm134
 
پست ها : 1257
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

حكمت اعلي

پستتوسط najm134 » جمعه آپريل 23, 2010 5:09 pm

چشم دل: پیش از آنکه چشم ببیند، مغز به شیء نگاه می کند
نورولوژیستهای ایتالیایی در تحقیقات خود به نتایج جدیدی در خصوص مکانیزمهای مغزی ادراک بصری دست یافتند و نشان دادند که پیش از آنکه چشم ببیند مغز به آن نگاه می کند و می داند که چه چیزی دیده خواهد شد.
پژوهشگران دانشگاه سن رافائله میلان با کشف مکانیزمهای مغزی ادراک بصری موفق شدند تمایز میان تحریکات دیداری و ادراک آگاهانه را تائید کنند.
نتایج تحقیقات سالهای اخیر نشان می دهد که مغز انسان قبل از اینکه فرد عملی را انجام دهد می داند که آن عمل چیست.
اکنون این دانشمندان که نتایج یافته های خود را در مجله بین المللی The Journal of Neuroscience منتشر کرده اند پدیده "نورون می داند اما تو هنوز نمی دانی" را حتی در مورد دیدن و نگاه کردن نیز تائید کردند.
این محققان در این خصوص اظهار داشتند: "چشم انسان هر چند لحظه یک بار حرکات سریعی را در جهت های مختلف انجام می دهد این حرکت سریع چشم می تواند در کمتر از یک ثانیه به طول انجامد اما در همین مدت کوتاه چشم می تواند در حدود سه بار دور خود بچرخد. این حرکات به طور همزمان هم ارباب و هم برده بینایی هستند. از این جهت ارباب هستند که تحریکات بصری را روی شبکیه می اندازند و از این جهت برده هستند که به وسیله پاسخهایی که مغز به عنوان نتایج هر ثبات چشمی بعدی می دهد هدایت و کنترل می شوند."
آزمایشات این دانشمندان نشان می دهد که چشم قبل از اینکه کاملا رفتار آگاهانه ای از خود نشان دهد با هدایت و از طریق این حرکات سریع به سمت شیء کشیده می شود.
به طور خلاصه، چشم قبل از دیدن نگاه می کند که نگاه کردن همان عمل حرکات سریع چشم است و دیدن، تصویر آگاهانه حاصل از تحریک بصری است. بنابراین افراد می توانند بدون اینکه ببینند، نگاه کنند.
نكته: علوم مادّي كه تا كنون انسان را محدود در كالبد وي و اعضاى بدن او مي دانستند؛ امروز كم كم با اموري را كشف كرده كه آنها را به بالاتر از حواس ظاهري و كالبد مادي آشنا مي سازد.
najm134
 
پست ها : 1257
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

حكمت اعلي

پستتوسط najm134 » جمعه آپريل 23, 2010 6:51 pm

یافته های دانش جدید درباره سجده
بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌های علمی، سجده کردن انسان را از بیماری‌های روحی، جسمی و هم‌چنین سرطان حفظ می‌کند.
پروفسور محمد ضیاءالدین حامد از اساتید علوم بیولوژیک و از مسوولان پژوهشگاه مرکز تکنولوژی قاهره با اعلام این خبر اظهار داشت: در قرن حاضر که انسان از هر جهت در معرض الکترومغناطیس‌ها قرار دارد و هم‌چنین نیاز انسان به تخلیه اشعه‌های زائد وجود دارد، دریافتیم که تخلیه این اشعه‌ها از طریق سجده کردن صورت می‌گیرد.
وی ادامه داد: بر اساس یافته‌های موجود، هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد، میزان در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم می‌شود. در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم به دنبال آن میزان تاثیرگذاری الکتریسیته‌ها کم می‌شود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت می‌گیرد،
البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط می‌یابند، عمل تخلیه آسان تر انجام می‌شود و انسان از بیماری‌های روحی، جسمی و حتی سرطان در امان می‌ماند.
وی افزود: شیوه درست تخلیه الکتریسیته‌ی بدن به همان شیوه‌ای است که انسان در زمان نماز گزاردن دارد و به سوی مکه نماز می‌خواند، چرا که این حالت بهترین حالت است و شخص احساس آرامش و راحتی بیشتری خواهد داشت.
سجده بيشتر= مصونیت بيشتر از بیماری: بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد سجده در نماز بسياري از بيماري‌ها مثل سردرد ، گرفتگي‌هاي عضلاني، تورم گردن، خستگي، کم هوشي و بسياري از بيماريهاي جسمي و روحي را از بين مي‌برد‌.
پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد موجهاي الکتريکي براي جسم انسان ضروري است. عجيب اينکه بهترين راه براي خالي کردن بارهاي الکتريکي زماني است که انسان رو به قبله و در حالت سجده باشد. رو کردن به سوي مکه مکرمه (قبله) ، بهترين حالت خالي شدن بارهاي الکتريکي است ، زيرا سجده انسان را از بيماري مصون مي‌دارد.
علاوه بر اجر و ثواب، صحت و يکي از لطف و کرامتهاي خداوند به بندگانش اين است که در اداي نماز ، سلامتي نيز مي‌دهد.
بدين خاطر است که وقتي قلب انسان از حرکت مي‌ايستد با چند شوک الکتريکي با اذن و اراده خداوند ، قلب دوباره به کار مي‌افتد و زندگي مجدداً شروع مي‌شود. اما هرگاه اين بارهاي الکتريکي در بدن زياد شود براي بدن انسان مضر خواهد بود. بر انسان لازم است که اين بارهاي الکتريکي را از بدن خود خارج کند. انسان بارهاي الکتريکي زائد را ، به خصوص در عصر حاضر که بدن وي در محاصره امواج مختلف الکتريکي و الكترومغناطيسي است، احساس مي‎کند. بهترين راه خالي کردن بدن از اين بارهاي الکتريکي خارج کردن آن بدور از داروها و آرامش بخشهاي شيميائي و عوارض جانبي آنهاست. سجده بارهاي الکتريکي را از بدن خارج مي‎کند. در اين مطالعات به اين نتيجه رسيده‌اند که انسان در حالت سجده ، در تماس با زمين تمام بار الکتريکي زائد بدنش خارج مي‌شود. زيرا در سجده هفت عضو انسان با زمين در تماس مستقيم قرار مي‌گيرد. تصوير
پيامبر(ص) نيز در مورد سجده فرموده‌اند: امر شده‎ام به سجده کردن بر هفت عضو ؛ پيشاني، دو دست، دوپا و دو زانو.
بارهاي الکتريکي به آساني از اين هفت عضو به زمين دفع مي‌شوند و بدين خاطر انسان از بيماريهايي همچون سردرد و گرفتگي عضلات رهايي مي‎يابد.
يك متخصص قلب در ايران اعلام كرد تداوم در نماز يك شفاى الهى است كه تمام بيمارى‏هاى جسمانى را از انسان دور كرده و از ابتلا به بيمارى پيشگيرى مى‏كند. هنگام نماز همه بخش‏هاى بدن به تحرك در آمده و همين امر باعث حفظ و تقويت آنها مى‏شود. سجده، فشار خون را پايين مى‏آورد و هر چه زمان سجده طولانى‏تر باشد به همان نسبت فشار خون پايين مى‏آيد.
اين محقق معتقد است انسان در طول روز به خاطر پوشش جوى مقاديرى از انرژى الكترواستاتيك بارگيرى مى‏كند كه بر دستگاه عصبى وى فشار آورده و بايد از آن رهايى يابد. قرار گرفتن در حالت سجده به خاطر ارتباط با زمين، اين حجم انرژى را دفع مى‏كند.

نكته: سجده بر خاك يا آنجه از زمين است؛ اين خاصيت را قطعيتر و سريعتر مي كند؛ و لااقل در سجده پيشاني با خاك تماس داشته باشد.
najm134
 
پست ها : 1257
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

حكمت اعلي

پستتوسط najm134 » جمعه آپريل 23, 2010 6:54 pm

خواص منحصر به فرد آب زمزم
دکتر ماسارو يموتو از محققان ژاپني افزوده است: وي در تحقيقات و مطالعات علمي خود روي آب زمزم با استفاده از فناوري نانو تکنولوژي نتوانسته است هيچ يک از خواص آب زمزم را تغيير دهد. يک دانشمند ژاپني اعلام کرد نتايج تحقيقات با استفاده از فناوري نانو تکنولوژي نشان مي دهد آب زمزم در مکه مکرمه، آب معمولي نيست بلکه ازخواصي برخورداراست که در هيچ يک از آب هاي جهان پيدا نمي شود. به گزارش واحد مرکزي خبر ، نتايج تحقيقات نانو تکنولوژي اين دانشمند ژاپني نشان مي دهد اگر يک قطره از آب زمزم به هزار قطره آب معمولي افزوده شود، ‌آن هزار قطره آب معمولي، خواص آب زمزم را پيدا مي کند. تصوير
دکتر ماسارو يموتو از محققان ژاپني افزوده است: وي در تحقيقات و مطالعات علمي خود روي آب زمزم با استفاده از فناوري نانو تکنولوژي نتوانسته است هيچ يک از خواص آب زمزم را تغيير دهد. وي تصريح کرده است روي آب زمزم که آن را از يک عرب مقيم ژاپن گرفته، تحقيقات و مطالعات زيادي انجام داده است. دکتر يموتو گفته است آب زمزم منحصر به فرد و از آبهاي ديگر متمايز است و ساختار آن با همه آب هاي جهان متفاوت است.
اين محقق ژاپني گفته است مطالعات و تحقيقات در آزمايشگاهها نتوانست هيچ يک از خواص اين آب را تغيير دهد و ما تاکنون نتوانسته ايم علت ان را تشخيص بدهيم.
این دانشمند تحقیقات بسیاری را بر روی آب زمزم انجام داده و به این نتیجه رسیده است که آب زمزم، آبی با برکت و منحصر به فرد است و بلورهای آن شبیه هیچ آب دیگری نیست و به هیچ وجه خواص آن تغییر نمی کند.
وی که پایه گذار نظریه تبلور ذرات آب است، می گوید: جمله "بسم الله الرحمن الرحیم" که در قرآن کریم وجود دارد و مسلمانان آن را در ابتدای کارهای خود یا در هنگام غذاخوردن و یا موقع خواب بر زبان می آورند، تأثیر عجیبی بر بلورهای آب دارد. وی می افزاید: زمانی که بسم الله الرحمن الرحیم گفته می شود، تغییرات عجیبی در بلورهای آب رخ داده و آنها بسیار زیباتر می شوند، لذا می توان با تلاوت آيات شفا از قرآن کریم در کنار آب، آن را زیباتر و با صفاتر نمود. وي در پايان گفته است آب زمزم يک آب معمولي نيست. گفتني است دکتر يموتو بنيانگذار نظريه تبلور ذرات آب است.

najm134
 
پست ها : 1257
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

حكمت اعلى: فضيلت معانقه (در آغوش گرفتن) و اكتشافات علمي

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 14, 2011 3:55 pm

تصوير
این عکس، تصویری از مقاله ای است از مجله ی "Ensign Magazine"تحت عنوان:"در آغوش گرفتن نجات بخش
این مقاله شرح مفصلی از اولین هفته زندگی یک جفت دوقلو را توصیف می کند که در هنگام بدنیا آمدن در دو دستگاه جداگانه انکوباتور (incubator) نگهداری می شدند و پزشکان گفته بودند که یکی از آنها زنده نخواهد ماند. اما یکی از پرستاران بخش نوزادان، دو کودک نوزاد را بر خلاف مقرارت بیمارستان در یک دستگاه انکوباتور قرار داد و برای این کار با بیمارستان جنگید.
زمانی که آنها در یک دستگاه قرار گرفتند، دست نوزاد سالم تر، به گونه ای که پنداری خواهرش را در آغوش گرفته باشد، بر او قرار گرفت. از آن به بعد ضربان قلب نوزاد کوچکتر و بیمار، شروع به عادی شدن می کند و دمای بدن او بالا رفته، شکل عادی می یابد. پس از مدتی، هر دو آنها زنده می مانند و شروع به رشد می کنند.
دو خواهر دو قلو به خانه رفتند و در یک تخت خواب خوابیدند. آنها همچنان با هم در یک تخت می خوابند، و یکدیگر را کیپ در آغوش می گیرند.
بیمارستان زمانی که متوجه اثر "نجات بخش" گذاشتن این دو نوزاد در کنار یکدیگر شد، از آن پس در مقررات خود تغییر بوجود آورد و هم اکنون تمامی دو قلوها؛ حتی چند قلوها را در یک تخت و یا انکوباتور در کنار هم و نزدیک هم می خوابانند.
دکتر مارک کتز (Mark Katz, M.D)، عضو L.A. Shanty’s Advisory Board می نویسد: "در آغوش گرفتن، می تواند در محدوده ذهنی یک فرد تغییراتی را ایجاد نماید و به آنها از لحاظ پزشکی کمک کند. بالاتر از همه اینکه، در آغوش گرفتن،هیچگونه عوارض جانبی، ندارد و شما برای گرفتن چنین مداوایی، احتیاج به رفتن نزد دکتر ندارید."
در آغوش گرفتن (Hug), داروی خوبی است. در این حرکت، انرژی منتقل می شود و كودك در آغوش گرفته شده تقویت روحی و عاطفی می شود.
پوست بزرگترین اندام بدن است و این اندام احتیاج به مراقبت های لازم و خوبی را دارد. یک Hug می تواند که قسمت های وسیعی از پوست را پوشش دهد و این پیام را به پوست برساند که "از تو مراقبت می شود"
Hug همچنین یک وسیله ارتباطی است، که می تواند چیزهایی را بگوید که شما نمی توانید در غالب کلمات بیان کنید. نکته بسیار زیبا در مورد Hug این است که شما نمی توانید آنرا یک طرفه به کسی بدهید، معمولا شما آنرا پس می گیرید.

در كلام خازنان وحي آمده به مصافحه و معانقه بسيار توصيه شده است از جمله:
ـ امـام صـادق (ع ) : هـر گـاه دو مـؤمـن مـعـانـقـه كنند غرق رحمت (خدا) شوند و هر گاه , به خـاطـرخـداونـد و نـه بـه مـنظور اهداف دنيوى , يكديگر را در آغوش كشند, به آنها گفته شود : آمرزيده شديد, عمل كردن را از نو آغاز كنيد (يعنى نامه اعمال گذشته شما پاك شد اعمال خود را دوباره آغاز كنيد).

مُحَمَّدُ بنُ يَحيَى عَن مُحَمَّدِ بنِ الحُسَينِ عَن مُحَمَّدِ بنِ إِسمَاعِيلَ بنِ بَزِيعٍ عَن صَالِحِ بنِ عُقبَةَ عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ مُحَمَّدٍ الجُعفِيِّ عَن أَبِي جَعفَرٍ وَأَبِي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَا أَيُّمَا مُؤمِنٍ خَرَجَ إِلَى أَخِيهِ يَزُورُهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطوَةٍ حَسَنَةً وَمُحِيَت عَنهُ سَيِّئَةٌ وَرُفِعَت لَهُ دَرَجَةٌ وَإِذَا طَرَقَ البَابَ فُتِحَت لَهُ أَبوَابُ السَّمَاءِ فَإِذَا التَقَيَا وَتَصَافَحَا وَتَعَانَقَا أَقبَلَ اللَّهُ عَلَيهِمَا بِوَجهِهِ ثُمَّ بَاهَى بِهِمَا المَلَائِكَةَ فَيَقُولُ انظُرُوا إِلَى عَبدَيَّ تَزَاوَرَا وَتَحَابَّا فِيَّ حَقٌّ عَلَيَّ أَلَّا أُعَذِّبَهُمَا بِالنَّارِ بَعدَ هَذَا المَوقِفِ فَإِذَا انصَرَفَ شَيَّعَهُ المَلَائِكَةُ عَدَدَ نَفَسِهِ وَخُطَاهُ وَكَلَامِهِ يَحفَظُونَهُ مِن بَلَاءِ الدُّنيَا وَبَوَائِقِ الآخِرَةِ إِلَى مِثلِ تِلكَ اللَّيلَةِ مِن قَابِلٍ فَإِن مَاتَ فِيمَا بَينَهُمَا أُعفِيَ مِنَ الحِسَابِ وَإِن كَانَ المَزُورُ يَعرِفُ مِن حَقِّ الزَّائِرِ مَا عَرَفَهُ الزَّائِرُ مِن حَقِّ المَزُورِ كَانَ لَهُ مِثلُ أَجرِهِ
هر مؤمنى كه از منزل خود برآيد ، كه زيارت برادر مؤمن خود كند ، و عارف به حق او باشد ، خداى ـ تعالى ـ براى هر قدمى حسنه اى از براى او مى نويسد . و سيّئه او را محو مى كند . و درجه او را بلند مى گرداند . و چون در خانه را بكوبد ، درهاى آسمان از براى او گشوده مى شود . و چون با هم ملاقات كنند و مصافحه نمايند ، و دست به گردن يكديگر كنند ، خداى ـ تعالى ـ متوجّه ايشان گردد ، و به ايشان بر ملائكه مباهات كند . و فرمايد : نظر كنيد به اين دو بنده من كه زيارت يكديگر نمودند ، و در راه من با هم دوستى كردند . بر من لازم است كه ايشان را عذاب نكنم به آتش . بعد از اين ، پس چون بازگردد ، به عدد نفسها و قدمها و سخنهاى او ملائكه مشايعت او كنند . و او را از شدائد دنيا و عذاب آخرت محافظت نمايند ، تا مثل آن شب از سال آينده . پس اگر در اثناى آن سال بميرد از حساب روز قيامت معاف باشداز مزور و ديدار شونده هم به حق برادر مؤمن خود آگاه باشد مثل همان ثواب را خداوند به او مى دهد . الكافي ج2 ص183

امام صادق (ع) فرمود: چون دو مؤ من یکدیگر را در آغوش کشند رحمت خدا آنها را فرا گیرد و چـون بـکـدیـگـر چـسـبـنـد و از آن جز رضاى خدا نخواهند و غرض دنیوى نداشته باشند، بـآنـهـا گـفـتـه شـود: آمـرزیده شدید، عمل را از سر گیرید (کنایه از اینکه نامه گناهان گـذشـتـه شما باطل شد) و چون با یکدیگر وارد گفتگو شوند، فرشتگان باهم گویند: از آنها دور شوید که رازى دارند و خدا بر آنها پرده انداخته است .
اسـحـاق گـویـد: عـرضـکـردم : قـربـانـت گردم ، بنابراین گفتار آنها نوشته نشود، در صـورتـى کـه خـداى عـزوجـل فـرمـایـد: (((کـلمه اى نگوید جز آنکه رقیب و عتیدى نزد وى حـاضـر بـاشـنـد، 18 سوره 50))) امام صادق (ع) آه عمیقى کشید، سپس گریست تا اشکش ریـشـش را تـر کـرد و فـرمـود: هـمـانـا خـداى تـبـارک و تـعـالى بـراى احـتـرام آن دو مؤ من بـفـرشـتـگـان دسـتـور داد که چون بملاقات یکدیگر روند، از آنها دور شوند، و اگر چه فرشتگان الفاظ آنها را ننویسند و سخنانشرا ندانند، ولى خداى داناى راز و نهان تر از راز سخن آنها را بداند و حفظ کند. اصول کافى ج : 3 ص : 266 روایة :2

مِصبَاحُ الشَّرِيعَةِ ، قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام مُصَافَحَةُ إِخوَانِ الدِّينِ أَصلُهَا مِن مَحَبَّةِ اللَّهِ لَهُم قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم مَا تَصَافَحَ أَخَوَانِ فِي اللَّهِ إِلَّا تَنَاثَرَت ذُنُوبُهُمَا حَتَّى يَعُودَا كَيَومَ وَلَدَتهُمَا أُمُّهُمَا وَلَا كَثُرَ حُبُّهُمَا وَتَبجِيلُهُمَا كُلِّ وَاحِدٍ لِصَاحِبِهِ إِلَّا كَانَ لَهُ مَزِيدٌ وَالوَاجِبُ عَلَى أَعلَمِهِمَا بِدِينِ اللَّهِ أَن يَزِيدَ صَاحِبَهُ مِن فُنُونِ الفَوَائِدِ الَّتِي أَكرَمَهُ اللَّهُ بِهَا وَيُرشِدُهُ إِلَى الِاستِقَامَةِ وَالرِّضَا وَالقَنَاعَةِ وَيُبَشِّرُهُ بِرَحمَةِ اللَّهِ وَيُخَوِّفُهُ مِن عَذَابِهِ وَعَلَى الآخَرِ أَن يَتَبَارَكَ بِاهتِدَائِهِ وَيَتَمَسَّكَ بِمَا يَدعُوهُ إِلَيهِ وَيَعِظُهُ بِهِ وَيَستَدِلَّ بِمَا يَدُلُّهُ إِلَيهِ مُعتَصِماً بِاللَّهِ وَمُستَعِيناً بِهِ لِتَوفِيقِهِ عَلَى ذَلِك
مصافحه و تحيت مؤمنان با يكديگر مصافحه و تحيت الهى است با ايشان . يعنى : هر دو مؤمن كه با هم مصافحه مى كنند و تحيت بجا مى آرند ، خداوند عالم نيز با هر كدام از اين ها تحيت مى كند و رحمت خود را شامل حال هر كدام مى كند . و حضرت رسالت پناه ، صلى الله عليه و آله ، مى فرمايد كه :
هر گاه دو مؤمن با هم مصافحه كنند ، گناهان هر كدام از ايشان از بدنهاى ايشان مى ريزد و از همه گناهان صغيره پاك مى شوند ، گويا كه تازه از مادر زائيده شده اند . و هر كدام از دو برادر مؤمن كه محبّت او به ديگرى بيشتر باشد و تعظيم و وقار او را بيشتر از ديگرى بجا آرد ، رحمت الهى به او بيشتر است ، و هر كدام از ايشان كه علم او بيشتر از ديگرى باشد ، بر او لازم و واجب است كه از فنونى ، كه حضرت بارى به او كرامت فرموده ، از ديگرى بخل نورزد و چنانكه حضرت حق سبحانه و تعالى ، او را ارشاد و راهنمائى كرده و به راه مستقيم رسانيده و به داده خود راضى و قانع كرده ، او نيز ديگرى را به اين انواع رحمتها مرحمت فرمايد و بشارت دهد او را به رحمت الهى ، و بترساند از عذاب الهى . و بر آن ديگر لازم است كه شكر الهى بجا آرد ، كه حضرت باريتعالى چنين هديّه اى نصيب او كرده ، و چنين برادر و نعمتى او را كرامت فرموده ، بايد هر چه او را گويد گوش كند ، و از پندهاى او پند گيرد ، و در همه حال مطيع او باشد ، و در همه حال دست آويز او به لطف خدا باشد ، و چشم بهم زدنى از شكر الهى جدا نباشد ، و قدر اين نعمت عظيم بداند . مصباح الشريعة ج1 ص167

توجه:
* اين سنت و تعليم الهي امروزه كمتر توجه مي شود،
در تعليمات مكتب وحي افزون بر حوزه مراقبت و ارتباط با كودكان؛ در ارتباطات با ارحام و خويشان و نيز اخوان اهل حق بسيار توصيه شده است.

* البته در مواقع ويزه مثل عيد مهم يا ديدني بعد از مدت طولاني يا سفر دور اين سنت احيانا معمول است، يا در حوزه كودكان، يا ميان بانوان هنوز مرسوم است،
اما به عنوان يك برنامه مرتب مثل سلام نمودن متداول نيست
خصوصا در ميان مردان ايراني اين سنت الهي و نيز رسم و عادت شرقي در اثر تاثر فرهنك الحادي غرب تقريبا منسوخ شده است،
البته جوامع مسلمان غير ايراني از فارسها و تركها و عربها و ساير ملل هنوز بر اين امر مواظبت دارند،
در ميان ايرانيها طوري غير متداول است كه اكر كسي هم ملتزم باشد تعجب مي كنند، يك خاطره از يك دانشجوي مؤمن:
یه خاطره قشنگ بگويم ازین معانقه. یادش بخیر یکی از دوستان فارغ التحصیل شده بود و بعد از چند ماه توی دانشگاه دیدیمش. سلام و احوال پرسی و مصافحه و معانقه....
یکی دیگه از بچه ها که کنارمون بود و یک كمي هم شوخ بود. رو کرد به ما دوتا و گفت چرا مثل افغانی ها! دیدنی می کنید؟!!
بنده خدا از تعجب داشت شاخ در میاورد!
ما هم یه مکثی کردیم و زدیم زیر خنده....
خلاصه یه مقدار توضیحات دادیم تا دیگر از دیدن این صحنه تعجب نکند.

* برخلاف معانقه كه در تعاليم الهي توصيه شده و متروك است، بوسيدن صورت و لب كه امروزه در ميان عموم جهله ناس متداول است؛ در تعاليم مكتب وحي نهي شده است، بجز ارتباط آميزشي و كودكان، براى غير اينها تنها بوسيدن بيشاني تعريف شده است، لذا مؤمن عارف به مصافحه و معانقة و بوسيدن بيشاني اهتمام داشته و از بوسيدن لب و مانند آن برهيز مي كند.

* البته تعاليم و دستورات را همواره بايد واقعي بجاي آورد نه فورماليته و ظاهري، از اين رو اكر معانقه مي نمايد بايد با توجه باشد با احساس و آرامش باشد، نه مثل يك حركت طبق عادت و مكانيكي

درباره نياز روزانه آغوش گرفته شدن كفته مي شود:
برای بقا در زندگی به یک بار،
برای حفظ و حراست از زندگی به 8 بار
و برای رشد و نمو به 12 بار
آغوش گرفته شدن در روز نیاز است.

تذكر مهم:
در كنار فايده آغوش گرفته شدن؛ اين نكته مهم نيز دقت شود كه در اين رفتار: (آغوش گرفته شدن) شخص آغوش گيرنده حال و انرژی خودش را به شخص آغوش گرفته شده منتقل مي كند و تاثير آن بيشتر از تاثير غذايي است كه مي خوريم لذا در انتخاب مورد مناسب آن بشدت بايد مراقبت كرد و بجز (والدين و همسران و ارحام و اخوان اهل ايمان) تنها در مواردي بايد اقدام كرد كه طيب بلكه رشد دهنده باشد،
همانطور كه نوزادي كه حال جسميش قويتر بوده اين نشاط را به خواهر در وضعيت خطير منتقل نموده و به وي كمك نموده است،
و در صورت نيافتن مورد مناسب امساك بهتر از آلوده شدن و تاثر و انفعال از ضعفها و مشكلات طرف مقابل به وي است.
همانطور كه شخص كيرنده قوي نيز با دادن انرزي خود به دهنده مشكلدار در صورت تكرار بسيار مبتلا به ضعف و تاثر از آن مشكلات مي شود
از اين رو بيامبر اعظم (صلى الله عليه وآله) با همه عصمت و طهارت بعد از هر تماس و برخوردي استغفار مي نمودند.


aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 914
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

رسيدن دانش روز به آثار مثبت توجه معنوي و عبادت

پستتوسط najm134 » چهارشنبه آپريل 13, 2011 10:14 pm

رسيدن دانش روز به آثار مثبت توجه معنوي و عبادت
نماز پل ارتباطی قوی بین خداوند و نمازگزار ایجاد می کند. در هنگام نماز انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند:
الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (٢٨)رعد
” آن ها که ایمان آورده اند، دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد، به درستی که با یاد خدا دل ها آرام می گیرد.” سوره رعد آیه ۲۸ تصوير
همچنین خداوند در جای دیگری می فرمایند:
أَقِمِ الصَّلاهَٔ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا (٧٨)وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهًٔ لَکَ عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا (٧٩) اسرا
“۷۸.نماز را اقامه کن، از غروب خورشید تا تاریکی شب و خواندن نماز صبح را، که نماز صبح را همگان گواه اند. ۷۹. قسمتی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش، که نمازی اضافه برای تو است، باشد که به زودی پروردگارت مقام تو را به جایگاهی بالا ببرد.” سوره اسرا
حضرت محمد (سلام و درود خداوند بر او و خاندانش باد) زمانی که ناراحتی ایشان را فرا می گرفت می فرمودند: ای بلال، اذان بگو و با آن ما را به آرامش برسان.
● مطالعه علمی
با بررسی چندین مورد مشخص شده است که نماز و دعا بر روی پایایی مغز و نحوه کارکرد آن تاثیر به سزایی دارد و همچنین مشخص شده است که تاثیراتی بر روی بدن می گذارد. در بین این تاثیرات، اثر تنظیمی خون در بعضی قسمت های مغز است.
● تاثیر دعا در فعالیت فکری
این تحقیق توسط پروفسور Newberg در بخش اشعه ایکس مرکز پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا بر روی تعدادی از انسان هایی که ایمان قوی به خدا دارند و دارای ادیان مختلفی هستند، در هنگام عبادت کردن انجام شده است.
این تحقیق با استفاده از دستگاه Single Photon C.T. scan انجام شده است که جریان خون در قسمت پیشینی مغز را با رنگ های مختلف نشان می دهد به طوری که رنگ قرمز نمایانگر بیشترین فعالیت و رنگ های زرد و سبز بیانگر کم ترین فعالیت هستد.
تصوير
تصویر اول
این تصویر نشان دهنده فعالیت مغز قبل از انجام مراقبه (سمت چپ) و بعد از مراقبه (سمت راست) است. همان طور که می بینیم در هنگام مراقبه و دعا، جریان عبوری خون بیشتر شده است. قسمت قدامی مغز مسئول کنترل کردن احساسات و هیجانات است و همچنین این قسمت مسئول یادگیری و فهمیدن و انجام فعالیت پیچیده می باشد.
کلمات استفاده شده در شکل
ـ Baseline: حالت عادی بدون مراقبه
ـ Meditation: در هنگام مراقبه
تصوير
تصویر دوم

این تصویر نشان دهنده قسمت استخوان اهیانه ای(Parietal lobe ) است که این قسمت مسئول داشتن احساسی از زمان و فضا است. از این تصاویر این طور نتیجه گیری شد که در هنگام دعا، تفکر و طلبیدن خداوند، احساس خود هوشیاری(توجه به خویشتن) محو می شود و به جای آن حسی از آرامش و اطمینان و آزادی در شخص ایجاد می شود و شخص احساسی از تقرب به خداوند پیدا می کند که با هیچ جمله ای نمی توان آن را توصیف کرد.
● آیه هایی از قرآن
آیه های بسیاری در مورد اهمیت اقامه نماز در قرآن است. قرآن ارتباطی بین صبر و نماز ایجاد کرده است تا مطمئن شویم که نماز گزار احساس تحریک و بی صبری نکند.
خداوند متعال در قرآن فرموده اند:
وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاهِٔ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌٔ إِلا عَلَی الْخَاشِعِینَ (٤٥) بقره
“از صبر و نماز یاری بجویید، به درستی که این کار جز برای فروتنان، برای بقیه مشکل و سخت است”. بقره ۴۵
آیه های دیگری در مورد نماز و آرامش وجود دارد:
فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلاهَٔ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَی جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاهَٔ إِنَّ الصَّلاهَٔ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَوْقُوتًا (١٠٣) نسا
“پس هرگاه نماز بگزاردید، خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده یاد کنید و چون آرامش یافتید نماز را برپای دارید، که نماز برای ایمان آورندگان واجبی به هنگام است”. ۱۰۳ نسا
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (١)الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ (٢) مومنون
“۱.به درستی که مومنان رستگار شدند. ۲. آن ها که در نمازشان فروتن هستند”. سوره مومنون
● نتیجه گیری
این آیه های نورانی از قرآن و تحقیقات علمی بیانگر اهمیت دعا در زندگی مومنان است. همچنین اهمیت دعا و تکریم در هنگام نماز خواندن مشخص می شود. بدین ترتیب منطق اسلام در اهمیت قایل شدن برای خطر ترک نماز مشخص می شود.
اگر مطالعات نشان دهنده آرامش ذهنی در هنگام دعا کردن برای غیر مسلمانانی است که در هنگان دعا قرآن نمی خوانند، در هنگام نماز خواندن و خواندن قرآن چه اتفاقی می افتد؟ مسلما تاثیر این کار بیشتر از مراقبه و دعای معمولی است.
این آیه را که تائیدی برای اهمیت ایجاد ارتباط با خدا است به یاد می آوریم که بر پرهیزگاری،‌ فرمانبرداری،‌خالص سازی قلب و واگذاری امور به خداوند تاکید دارد.
خداوند متعال در قرآن فرموده اند:
حَافِظُوا عَلَی الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاهِٔ الْوُسْطَی وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِینَ (٢٣٨) بقره
“نماز ها را و نماز میانین را پاس دارید و برای خدا به نیایش بایستید”. بقره ۲۳۸
این دعا از پیامبر اسلام را نیز به یاد داشته باشیم:
بار الها به من و خاندانم توفیق عبادت خالص عطا کن و خدای من، نمازم را از من قبول کن.
najm134
 
پست ها : 1257
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

الهام از قرآن کریم در كشف داروي بيماري لاعلاج چشم

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه مه 17, 2011 5:59 am

دانشمند مسلمان مصری دکتر عبد الباسط محمد توانست با ساختن قطره ی چشم برای درمان بيماري لاعلاج آب مروارید
با الهام گرفتن از سوره یوسف به دو مجوز اختراع بین المللی یکی از آمریکا و دیگری از اروپا دست یابد.
دانشمند مسلمان مصری دکتر عبد الباسط محمد سید پژوهشگر مرکز ملی تحقیقات وابسته به وزارت پژوهش علمی و فناوری مصر یک روز صبح هنگامی که در حال تلاوت سوره ی یوسف علیه السلام بود آن قصه ی عجیب وی را به تأمل واداشت و شروع به تدبر در آیات قرآن کریم کرد که
داستان توطئه ی برادران یوسف علیه السلام و سرنوشت پدر آن حضرت را بیان می کرد و اینکه چگونه چشمان حضرت یعقوب کور شد و دچار آب مروارید گردید و سپس چگونه خداوند متعال به واسطه ی پیراهن یوسف (ع) آن حضرت را شفا داد .
دکتر عبدالباسط با خود می اندیشید که پیراهن یوسف علیه السلام چه می تواند داشته باشد که باعث شفای چشمان پدرش شد؟ وی ایمان داشت که داستان یوسف معجزه ایست که خداوند متعال به وسیله ی یکی از پیامبران خود آن را به اجرا گذاشته است.
راز آن بيراهن مخصوص كه تحفة آسماني بوده و قبل از يعقوب نزد حضرت ابراهيم و انبياء الهي سابقين بوده، بر اين دكتر مصري بوشيده و وي از آن بي اطلاع بوده است
از اين رو به دنبال سرنخي تحقيقي و آموزنده از اين واقعه مي شود؛ كه اين ماجرا جه بيامي براى راز درمان اين بيماري لاعلاج دارد؟
ولی دکتر معتقد بود که در کنار محتوای روحی داستان ، محتوای مادی دیگری نیز دارد که از طریق تحقیق و مطالعه می توان به آن دست یافت تا دلیلی باشد بر راستگویی قرآن کریم. وی همچنان در حال تحقیق و جستجو بود تا اینکه با یاری خداوند به رابطه ی بین غم و غصه و دچار شدن به آب مروارید پی برد.
چرا که غم و غصه باعث افزایش هرمون ادرینالین می شود که این ماده، ماده ای ضد هرمون انسولین به شمار می رود.
بنابراین اندوه و یا شادی شدید باعث افزایش مستمر هرمون ادرینالین می شود که به نوبه ی خود باعث افزایش قندخون می گردد که این یکی از دلایل تار و کدر شدن دید چشم می باشد.
و این بر هم زمان بودن گریه و اندوه می باشد که نخستین بارقه ی امید در سوره ی یوسف برای وی زده می شود آنجا که خداوند در مورد حضرت یعقوب علیه السلام می فرماید : ﴿ وتولى عنهم وقال يا أسفي على يوسف وابيضّت عيناه من الحزن فهو كظيم ﴾ (يوسف 84)
حضرت یوسف علیه السلام با وحی پروردگار از برادرانش خواست که پیراهنش را برای پدرش ببرند
﴿ اذهبوا بقميصي هذا فألقوه على وجه أبي يأت بصيرا وأتوني بأهلكم أجمعين﴾ (يوسف 93)
خداوند متعال می فرماید : ﴿ ولما فصلت العير قال أبوهم إني لأجد ريح يوسف لولا أن تفندون، قالوا تالله إنك لفي ضلالك القديم، فلما أن جاء البشير ألقاه على وجهه فارتد بصيرا قال ألم أقل لكم إني أعلم من الله ما لا تعلمون﴾(يوسف 96)
آغاز پژوهش از اینجا بود که چه چیزی در حضرت یوسف علیه السلام بود که باعث شفا شده است؟
بعد از فکر و تأمل دکتر عبد الباسط كه از راز اصلي آن واقعه بود
بر حساب اسباب ظاهري به جوابی جز عرق (بدن) نرسید؛
بنابراین شروع به جستجو در مورد عناصر عرق کرد
و لنزهای خارج شده از چشم را در عرق فرو می برد که باعث شفافیت تدریجی این لنزهای کدر شده می گردید.

و سؤال دوم این بود که :
آیا تمام عناصر و اجزای عرق فعال و تأثیر گذار می باشند؟
بدین وسیله و با یکی از این عناصر در نهایت دکتر عبدالباسط توانست ترکیبی از "پولین جوالدین" بسازد
و آن را روی 250 داوطلب آزمایش کند که در بیش از 90% از موارد آب مروارید و سفیدی چشم از بین رفت
و این افراد بینایی خود را باز یافتند.
و از طریق آزمایش ثابت شد که استفاده از این قطره 2 بار در روز به مدت 2 هفته باعث از بین رفتن آب مروارید چشم و بهبود بینایی می گردد.

هر جند كه تركيب ساخته شده هم به لحاظ تركيب هم غلظت هيجكونه تناسبي ديكر با عرق بدن نداشته
آن عرق خشك شده (برفرض اين محقق)
افزون بر اينها به مجرد تماس جشم نابيناي يعقوب بينا شد
حال اينكه اين قطره تركيبي خاص در اثر استعمال مستمر دو هفته اى مؤثر مي باشد
اين را نه اين كاشف نه اين ناشر در مقام اين نيست كه بكويد
جشم يعقوب از تاثير مواد عرق بدن خوب شده است،
مكر اينكه كسي بكويد تركيب و غلظت عرق موجود لباس يوسف بقدر آن تركيب ساخته شده ازمايشكاهي از عرق آن هم با غلظت آنقدر بالا بوده كه در يك تماس كار دو هفته شستشو با عرق را انجام داده است، ضمنا آنقدر دوزش بالا بوده كه عرق خشك شده لباس اين تاثير را داشته نه مايع قابل تقطير و جكاندن
كه اينها همه فرض غير متعارف و ادعاي بي دليل است
و بر فرض ادعا خود وجود جنين عرقي با اين تاثير خارق العاده، امري خارق العاده بوده و از اعجاز موضوع نمي كاهد

دکتر عبد الباسط می گوید که با شرکتی که قرار است این دارو را تولید و توزیع کند شرط کرده است
که هنگام ارائه ی آن به مردم به این مسأله اشاره کند که آن یک داروی قرآنی است تا مردم به راستگویی این کتاب بزرگ و تأثیر آن در خوشبختی دنیوی و أخروی مردم پی ببرند.
دکتر عبدالباسط اضافه می کند که : با استفاده از تجربیات علمی خود عظمت و بزرگی قرآن را احساس می کنم و آنگونه است که خداوند فرموده : ﴿ وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنين ﴾
" صدق الله العلي العظيم"
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 914
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

بعدي

بازگشت به برای آئین اعلی

Aelaa.Net