هدايت به اعلى

مدير انجمن: najm134

مظلوميت علي (علیه السلام) شيعه‌ام كرد

پستتوسط najm134 » جمعه آگوست 10, 2012 6:33 am

«محمد شحادة» عضو سابق جنبش فتح فلسطين که سپس به جنبش جهاد اسلامي پيوست و به یکی از اعضای ارشد گردان‌هاي القدس آن بدل شد اسفند 1386 به همراه سه تن از همراهانش ـ «عيسى مرزوق»، «عماد الكامل» و «أحمد البلبول» ـ در "بيت لحم" مورد هجوم نظامیان اشغالگر قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.
پس از اين واقعه، «شحادة محمد شحادة» فرزند نوزده ساله‌ي وی اعلام كرد كه پدرش شيعه شده بود و گفت: «پدرم تسلیم نشد و همانند امام حسین(ع) شهادت را برگزید». اما همين گرويدن شهيد محمد شحادة به مذهب تشيع، موجب مظلوميت وي گرديد، و علاوه بر حمله رسانه‌ها و برخي سران سني ـ نظير مجله «المجلة» و چند روحاني وابسته به الازهر ـ به او در زمان حياتش، شهادت مظلومانه وي نيز مورد بايكوت رسانه‌اي قرار گرفت. تصوير
آنچه در پي مي‌آيد ترجمه مصاحبه مجله‌ «المنبر» با شهيد محمد شحاده است:
ــ كجا هستيد استاد محمد؟ كم‌كم داشتيم از آمدنتان مأيوس مي‌شديم!
شحاده: در واقع فكر نمي‌كردم كه يك مجله شيعي براي مصاحبه با من اينقدر اشياق داشته باشد. گمان مي‌كردم مجلات ديگري مانند «المجله» اين قضيه را پيگيري كنند به همين دليل هم از مصاحبه با مطبوعات خودداري مي‌كردم. در هر حال خداوند را شاكرم كه فرصتي در اختيار من قرار داد تا با آزادي در مورد اين قضيه [مسأله شيعه‌شدنم] در مجله شما صحبت كنم.
ــ از حسن نظر شما متشكريم . در ابتدا درباره ترك كردن مذهب تسنن و گرويدن به مذهب اهل بيت(ع) توضيح بدهيد.
شحاده: اولا بايد بگويم كه من ـ عليرغم اينكه از اهل‌بيت بسيار بي‌اطلاع بودم و به علت مذهب سني‌ام درباره آن شخصيت‌هاي بزرگوار چيزي نمي‌دانستم ـ ‌ولي از كودكي به اهل‌بيت علاقه داشم. فقط مي‌دانستم كه امام علي (ع) خليفه چهارم است و حسن و حسين (ع) دو كودكي بودند كه پيامبر (ص) به آنها علاقه بسيار داشت و فاطمه (س) دختر رسول خدا بود. اين، تمام چيزي بود كه من از اين خاندان مي‌دانستم. با اين حال از مظلوميت اهل‌بيت بسيار شنيدم و كم‌كم احساس كردم كه علي بن ابي‌طالب (ع) واقعا مظلوم بود.
هر چه اشغال سرزمينمان سخت‌تر مي شد اين احساس بيشتر در من ريشه مي دواند و رشد مي‌كرد. مي‌‌توانم بگويم كه "بي‌اطلاعي من از تشيع" باعث شد تا كنون سني بمانم و اميدوارم ديگر اينگونه نباشم.
ــ از ظلم و مظلوميت گفتيد. چگونه اين احساس مظلوميت در شما شدت يافت؟
شحاده: من از 16 سالگي يكي از مبارزان «حركت فتح» فلسطين بودم. در دهه 80 اسير و محكوم به 25 سال زندان شدم كه البته هنگام تبادل اسرا در سال 1985 آزاد شدم. بعد از آن دوباره به دست صهيونيست‌ها افتادم وبدون محاكمه و فقط به اتهام گرايش به «جهاد اسلامي»، چندين سال در زندان بودم. بعد از خروج از زندان به رسما به جنبش جهاد اسلامي پيوستم كه نيروهاي دشمن در خلال انتفاضه 1992 به مدت يكسال مرا به «مرج الزهور» در جنوب لبنان تبعيد كردند.در اين مدت احساس مظلوميت هر چه بيشتر در من ريشه دواند. از سوي ديگر، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، شوق قيام و غلبه بر ظالمان در من شدت گرفت ؛ تا جايي كه به مطالعه اين انقلاب و پايه‌هاي فكري آن ـ كه از پيروي آل محمد (ص) نشأت مي‌گرفت ـ پرداختم. اين مطالعات تا پايان تبعيد در مرج الزهور ادامه داشت. همچنين در اين مدت به طور مداوم در حلقه «الفكر الاسلامي» كه از طرف حزب الله در اردوگاه برگزار مي‌شد، شركت مي‌كردم و بر اطلاعاتم مي‌افزودم.
ـ از احساساتت بگو هنگامي كه مظلوميت و حقيقت اين مذهب برايت روشن شد.
شحاده: احساس لب‌تشنه اي را داشتم كه به زلال حقيقت رسيده است. از يك طرف، شادي وجودم را فرا گرفته بود چرا كه مستقيم و بلاواسطه به سيره رسول اعظم مرتبط شده بودم ؛ و از طرف ديگر مالامال از اندوه بودم كه چرا اهداف ائمه در زندگي ما هيچ نقشي ندارد. حادثه عاشورا كه سمبل اين مظلوميت است نيز بشدت مرا تحت تأثير قرار داد.
ــ چه موقعي تصميم به پذيرش مذهب تشيع گرفتي؟
شحاده: پس از چند سال كه درباره تشيع مطالعه و تحقيق كردم و با آگاهي كامل از گرايش هاي فكري مختلف، چه گرايش هاي موافق و چه گرايش هاي مخالف، بالاخره تصميم گرفتم كه تاج تشيع را بر سر بنهم.
ــ چه كتاب‌هايي در اين راه كمكتان كرد؟
شحاده: كتاب‌هاي بسيار زيادي را مطالعه كردم. با مقايسه كتب شيعه و سني متوجه شدم كه كتب اهل سنت در برابر منطق و حقايق علمي و تاريخي استوار نيستند و بر عكس كتب علماي شيعه به عقل نزديك‌ترند.لذا مدام اين سؤال برايم مطرح مي‌شد كه: تا كي بايد مقولاتي را بپذيريم كه حاصل شرايط خاصي بوده كه از زاويه خاص به تاريخ و فقه مي‌نگريستند؟ چند كتاب شيعه كه مرا به خود جذب كرد را برمي‌شمرم ؛ "شيعه در تاريخ"، "شيعه و حاكمان"، "امام صادق(ع) و مذاهب چهارگانه"، "الكافي"، كتاب‌هاي «دكتر صالح الورداني» (كه خود از مستبصران و شيعه‌شدگان مصري است) ، كتاب‌هاي «دکتر تيجاني» (مستبصر معروف تونسي) و "نهج شهادة الامام حسين(ع)". اينها فقط نام برخي از اين كتاب‌ها بود. افزون بر اين ده‌ها كتاب درباره اهل‌بيت و در كنار آن ده‌ها كتاب از منابع سني خواندم كه كمك شاياني در يافتن حقيقت به من كرد.
تصوير
ــ مجله‌ي «المجله» چنين وانمود كرد كه شيعه شدن شما به نوعي يك تشيع سياسي است ـ نه تشيعي از روي عقيده ـ و از احساس شكست و نااميدي از جامعه سني و پيروزي‌هاي شيعيان در جنوب لبنان سرچشمه مي گيرد. آيا اين حرف صحيح است؟
شحاده: اين مجله ره به خطا مي‌پيمايد! دليل بر اين مطلب آنكه در مقدمه مقاله‌اش در اين رابطه، امت را از خطري به نام «دگرگوني به سوي شيعه» برحذر داشته و به علماي امت درباره اين خطر هشدار داده است! من تعجب مي‌كنم كه چگونه آنها در اين برهه زماني كه مقاومت پيروز شده و انتفاضه گسترش يافته به اين مسائل دامن مي‌زنند. اگر من از قبل، نيت مسؤولان اين مجله را مي‌دانستم پيش از آنكه به تصريح چيزي بيان كنم بيشتر فكر مي‌كردم. آنان كلام مرا تحريف نكردند ولي با تحليل و مصاحبه‌هايي كه در كنار اين موضوع قرار دادند تشيع مرا "نوعي احساس شكست" وانمود كردند در حالي كه چنين نبود. البته مي دانيد كه اين مجله يك مجله سعودي و در نتيجه تابع نظام سلفي و وهابي است. من با اطمينان مي‌گويم كه آنچه درباره تشيع من نوشته‌اند بطور كامل غير صحيح است و من از روي عقيده شيعه شدم نه به خاطر سياسي‌كاري. شايسته بود آنان اول به خوانندگان و سپس به كسي كه با او مصاحبه كرده‌اند احترام مي‌گذاشتند. دوباره تأكيد مي‌كنم كه هجرت من به سوي تشيع هيچ ارتباطي به شرايط سياسي ندارد. البته بديهي است كه مانند همه مسلمانان از پيروزي‌هاي مقاومت در جنوب لبنان كه در درجه اول «حزب الله» آن را محقق كرد، احساس افتخار مي‌كنم ولي اين به معناي آن نيست كه اين پيروزي‌ها انگيزه من براي شيعه شدن بود ؛ زيرا چنانكه گفتم گرايش من به مذهب تشيع، نتيجه اقناع كامل دروني من بود و هيچيك از اين تأثيرات در آن نقشي نداشت زيرا تحقيقات من قبل از پيروزي‌هاي مقاومت بود. تشيع راه حق و حقيقت است كه من آن را برگزيدم و ان شاء الله به آن متمسك مي‌مانم.
ــ وقتي مصاحبه آن مجله را ديدي، از اينكه شيعه شدنت را لكه‌دار كرده‌اند نگران نشدي؟
شحاده: وقتي پيشنهاد مصاحبه با آنها را پذيرفتم اين كار را با رضايت انجام دادم، گرچه برخي دوستان توصيه كردند كه اين مصاحبه را نپذيرم چرا كه ممكن است زير سايه فضاي سني ـ و افزون بر آن ، حساسيت شرايط كنوني ـ مطلب را لوث كنند. ولي من عقيده داشتم كه اين «يك حق» است و بايد پس از سال‌ها كتمان به گوش مردم برسد و همه بايد از تعصب دست بكشند و يك همزيستي مسالمت‌آميز داشته باشند.
ــ آيا با ايران يا حزب‌الله ارتباط سازماني هم داري؟
شحاده: نه، هرگز. هيچ ارتباط سازماني يا اداري با ايران يا نهادهاي اطلاعاتي آن و حتي با حزب‌الله لبنان ندارم. بله يك همفكري و ارتباط فرهنگي بين ما هست و اين طبيعي است زيرا اين مسائل امتداد افكار و عقايد من است ؛ ولي اين به معناي هيچگونه ارتباط سازماني نيست. از طرف ديگر، گرايش‌هاي سني بسياري را مي‌بينيم كه مشابه همين همفكري و ارتباط فرهنگي ما با ايران و حزب‌الله را دارند. اين، نتيجه شرايطي است كه امت اسلام در آن به سر مي‌برد.
ــ جواب برخی «شيوخ سنی» كه معتقدند سرچشمه تشيع، عبدالله بن سبا يهودي است چه مي‌دهيد؟
شحاده: در ابتدا صميمانه‌ترين سلام‌ها را به ايشان تقديم مي‌كنم و از خداوند مي‌خواهم كه همه ما را هدايت كند تا همگي از خادمان اسلام باشيم. در مورد اين مسئله هم از این شيوخ مي‌خواهم كه روشن‌تر صحبت كنند. مثلا یک شیخ الازهر در ابتدا از رابطه برادري بين سني و شيعه سخن راندند ولي در پايان كلام تصريح كردند كه تشيع ساخته دست يهود است!! اين سخني نيست كه عقل آن را بپذيرد و اين دوگانگي قابل جمع نيست. چگونه مي‌شود كه شيعه برادر سني باشد و در عين حال ساخته دست يهود باشد؟! درباره عبدالله
بن سبأ هم بايد بگويم پس از بحث و تحقيق فراوان دريافتم كه اين شخصيت، يك شخصيت خيالي است كه فقط در "تاريخ طبري" و منابع ضعيف ديگر ذكري از آن رفته است.
تصوير
ــ نظر شما درباره رئيس جبهه علماي الازهر و حمله شديدي كه به شما و مذهب اماميه كرده ، چيست؟
شحاده: من مي‌گويم: «اللهم اهد قومي فانهم لايعلمون؛ خداوندا قومم را هدايت فرما كه آنان نادانانند» . در واقع من از آنچه او مطرح كرده است تعجب مي‌كنم. بيشتر از آن، از اين تعجب مي‌كنم كه ايشان رئيس جبهه علماي الازهر هستند و با آرامش تمام، مسؤوليت تكفير ميليون‌ها مسلمان را به گردن مي‌گيرند! همچنين اين سخن ايشان را كه : «جهل شحاده نسبت به تشيع، باعث شده است كه وي شيعه شود و به آن ملتزم بماند» را بشدت رد و تأكيد مي‌كنم : "جهل از تشيع باعث شده بود كه سني باقي بمانم" تا اينكه اين جهل به پايان رسيد و اعلام تشيع كردم.
ــ آيا آينده‌ي فلسطين ، از آن تشيع است؟
شحاده: مذهب اهل‌بيت ـ همانند گذشته ـ در فلسطين باقي مي‌ماند. من و برادران ديگر هم ان شاء الله در گسترش آن تلاش مي‌كنيم و اميد داريم كه خداوند تعالي اين مذهب را گسترش دهد تا راه براي قدوم «مهدي آل‌محمد (ص) عجل الله تعالي فرجه الشريف» هموار گردد.
ــ درباره فعاليت‌هايتان پس از تشيع بفرماييد؟
شحاده: از همه فعاليت‌ها كه نمي‌توان گفت. اما در جشنواره‌ها و مراسم مختلفي كه در فلسطين برگزار مي‌شود شركت مي‌كنم و به ايراد سخنراني مي‌پردازم. در اين جشنواره‌ها كه هزاران نفر در آن شركت مي‌كنند، بيشتر روي شخصيت، مواضع و سيره اهل‌بيت پيامبر(ص) تأكيد مي‌كنم كه سهم بسزايي در تغيير نگرش به اهل‌بيت در جامعه دارد تا جايگاه آنان را بشناسند و از ايشان پيروي نمايند و ان شاء الله وعده نصر الهي تحقق يابد. به ياد دارم در يكي از اين جشن‌ها كه به مناسبت پيروزي مقاومت در لبنان برپا شده بود، سخناني درباره امام حسين(ع) ايراد كردم كه واكنش ناپسندي را از سوي برخي سخنرانان "جبهه حماس" در پي داشت ؛ تا جايي كه مقاله‌اي با عنوان «آيا جهاد اسلامي در فلسطين با گسترش مذهب تشيع شروع شد؟» منتشر كردند و گفته‌هاي مرا درباره امام حسين (ع) ، نقشه رهبران جهاد اسلامي براي گسترش تشيع دانستند. من بايد دوباره تأكيد كنم كه رهبران جهاد اسلامي هيچ دخلي در تشيع من ندارند و من از جانب آنها هيچ اقدامي انجام نمي‌دهم. البته با آنها در برخي مواضع مشترك همكاري‌هايي دارم. ولي آن مقاله تلاش كرد تا مرا رودرروي رهبران جهاد اسلامي و در يك موضع دشوار قرار دهد كه بايد بگويم رهبري جهاد اسلامي عاقل‌تر از اين حرف‌هاست.
تصوير
ــ هنوز هم با مناظرات و مصاحبه‌هايي درباره شيعه شدن خود مواجه هستيد؟
شحاده: بله ؛ بسيار زياد. تقريبا هر روز اين صحبت‌ها را دارم كه الحمدلله اين مباحث كمك شاياني به شفاف‌سازي فضاي جامعه نسبت به اين مذهب داشته است. باورتان نمي‌شود كه آنقدر جهل نسبت به مذهب اهل‌بيت وجود دارد كه بسياري از مردم ما ، به خاطر تشابه حروف، هنوز تفاوتي بين شيعه و كمونيسم (الشيوعية) قاتل نيستند!!
ــ چه پيامي براي مسلمانان داريد؟
شحاده: همه آزادمردان جهان به ويژه مسلمانان را با اختلاف مذاهب و فرقه‌هايشان، توصيه مي‌كنم كه از امام حسين (ع) و قيامش عليه ستم الگو بگيرند و در برابر ظلم آمريكا، شيطان بزرگ و اسرائيل ـ اين غده سرطاني كه آمريكا در كشور ما كاشته است ـ ساكت ننشينند. همچنين اميدوارم آخرين كسي نباشم كه مي‌گويم: «ثم اهتديت ـ آنگاه هدايت شدم».
ــ چه سخني با امام زمانت (ع) داري؟
شحاده: همه بركات فعاليت‌هاي ما از وجود ايشان است. از ايشان مي‌خواهم فعاليت‌هاي ما را در راستاي نصرت و آماده‌سازي جهان براي فرجش قرار دهد ان شاء الله. به ايشان مي‌گويم: «يا مهدي ادركنا الآن» .
ــ از شما به خاطر فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد تشكر مي كنيم و براي شما و مجاهدان فلسطيني پيروزي نزديك را مسألت داريم.

شحاده: خداوند به همه شما خير و بركت عنايت فرمايد. من نيز به نوبه خودم از تلاش شما براي روشن شدن حقيقت تشكر مي كنم و از خداوند توفيق خدمت به اهل‌بيت عليهم السلام را براي شما خواستارم.
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

یك دانشمند یهودی دین اسلام را برگزید

پستتوسط najm134 » يکشنبه سپتامبر 09, 2012 12:14 pm

مشهور ترین دانشمند یهودی علم ژنتیك، پس از مطالعه آیات قرآنی ، دین اسلام را برگزید.
به گزارش خبرگزاری تقریب، رابرت گیلهم، یكی از بزرگترین دانشمندان علم ژنتیك است كه تحقیقاتی در زمینه رابطه زوجیت و تأثیرات آن بر زوجین داشته است.
این دانشمند یهودی كه رئیس كانون تحقیقات آلبرت انیشتین نیز می‌باشد، با مطالعه آیات قرآن در رابطه با عده زن مطلقه و مقایسه آن با تحقیقات خود، به این نتیجه رسیده است كه دین اسلام كامل‌ترین دین محسوب می‌شود.
وی در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است كه پس از گذشت سه ماه از جدایی زوجین، اثار زوجیت در طرفین از بین می‌رود و در آیات قرآن كریم نیز آمده است كه زن مطلقه باید ۳ ماه عده نگه دارد. لذا رابرت گیلهم با مقایسه ادله علمی با آیات قرآن به این باور رسیده است كه دین اسلام برتر از دین یهود بوده و تنها دینی است كه پاكی زن را تضمین كرده است؛ بر این اساس زن مسلمان نیز پاك ترین زنان روی زمین خواهد بود.
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

کودکان بحرینی یک آمریکایی را مسلمان کردند

پستتوسط najm134 » جمعه سپتامبر 14, 2012 12:25 am

جرمن جكسون، نوازنده آمریكایی گیتار كه پس از مسلمان شدن نام خود را به محمد عبدالعزیز تغییر داد، گفت: گروهی از كودكان بحرینی موجب شدند كه من مسلمان شوم.
روزنامه الشعب چاپ مصر نوشت: جكسون داستان مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد که در سال 1989 در سفر به برخی كشورهای منطقه خاورمیانه به بحرین رفتم و در آنجا با تعدادی از كودكان ساكن منامه، پایتخت این كشور هم صحبت شدم.
یكی از سوال هایی كه آنها از من پرسیدند این بود كه دین شما چیست؟ و من در پاسخ گفتم مسیحی هستم. در مقابل من هم همین سوال را از آنها پرسیدم و همگی جواب دادند ما مسلمان هستیم در حالی كه بسیار به آن افتخار می كردند.
من در ادامه گفت و گو با كودكان بحرینی مسایل بیشتری را در مورد دینشان از آنها پرسیدم تا جایی كه هر یک از آنها مسایلی را در مورد اسلام برایم بیان كردند كه شگفت زده شدم.
جكسون در ادامه گفت: آن كودكان به میزان زیادی به دین خود افتخار كرده و با شادمانی وصف نشدنی از آن سخن می گفتند. پس از بازگشت از بحرین احساس كردم كه من نیز مسلمان خواهم شد به همین دلیل با یكی از دوستانم به نام علی درباره این احساس كه مدتی بود در درونم جوانه زده بود، صحبت كرده و به او گفتم كه مایلم بیشتر در مورد اسلام بدانم درنتیجه با او به عربستان سفر كردم تا موضوعات بیشتری را در مورد اسلام بیاموزم.
جكسون در ادامه گفت: در عربستان مسلمان شده و احساس كردم یک بار دیگر متولد شده ام اما سوالهای بی جواب بسیاری داشتم كه به دنبال پاسخی برای آن بودم و بیشتر این سوال ها در مورد مسیحیت و عیسی(ع) بود و جالب اینكه از زمان مسلمان شدن پاسخ های قانع كننده ای برای آن یافتم.
اوگفت: در عربستان نوارهای بسیار زیبایی از یک مبلغ اسلامی به نام یوسف اسلام به دستم رسید كه حاوی مناظره در مورد اسلام و مسیحیت بود و از این نوارها مطالب زیادی را آموختم.
این نوازنده آمریكایی در مورد بازتاب مسلمان شدنش در بین افراد خانواده گفت: این اقدام برای تمام اعضای خانواده بسیار غیرمنتظره و شگفت آور بود به ویژه اینكه آنها از رسانه ها مطالب متعددی در مورد اسلام شنیده بودند. از جمله موضوع تعدد زوجات در اسلام زیرا آمریكایی ها هرگز حكمت مجاز بودن تعدد زوجات در اسلام را درک نمی كنند. هرچند خیانت زوجین در جامعه آمریكا رواج دارد درحالی كه اسلام به هر مسلمان اجازه می دهد در صورت توان مالی، بیش از یك همسر اختیار كند و به این ترتیب از مشكلات طلاق و خیانت همسران جلوگیری می كند.
این تازه مسلمان شده آمریكایی در ادامه گفت: مسلمانان در جهان عربی همسران و كودكان خود را بسیار دوست دارند و زنان از نظر آنها جایگاه ویژه و قابل احترامی دارند و من از شیوه تربیتی در جوامع اسلامی بسیار متعجب وشگفت زده شدم.
وی گفت با وجود اینكه كتاب های زیادی در باره اسلام در اختیار دارد اما معمولا فقط قرآن می خواند زیرا احساس می كند كه همه این كتابها برگرفته از قرآن است.
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

پلیس محجبه انگلیسی

پستتوسط najm134 » جمعه اکتبر 05, 2012 9:43 am

یکی از نیروهای پلیس انگلیس است که چندی پیش به دین مبین اسلام گروید و پس از مسلمان شدن بدون اینکه شغل قبلی خود را رها کند، با حجاب کامل اسلامی بر سر کارش حضور یافت.
تصوير
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

مسیحی کاتولیک از مسلمان شدن خود می گوید

پستتوسط najm134 » جمعه دسامبر 14, 2012 8:53 am

پروفسور ماتسون مسیحی کاتولیک از چگونگی مسلمان شدن خود می گوید.
چگونه مسلمان شدم؟
به گزارش شفقنا پروفسور ماتسون به عنوان یک مسیحی کاتولیک در اونتاریو کانادا به دنیا آمد و در همانجا بزرگ شد. او در دانشگاه واترلو به تحصیل فلسفه و هنرهای زیبا پرداخت و سپس در سال 1999مدرک دکترای خود را در مطالعات اسلامی از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد.
او اکنون مدیر مرکز مطالعات اسلام و روابط مسلمانان ـ مسیحیان در موسسه بلک مک دانلد است که در دانشگاه هاتفورد کانتیکت فعالیت می کند. او در سال 2001 به عنوان قائم مقام و در سال 2006 به عنوان نخستین مدیر زن انجمن اسلامی آمریکای شمالی (ایسنا) انتخاب شد.
سفر من به اسلام
من مدت زیادی را در سال قبل از این که مسلمان شوم به هنر اختصاص دادم. پس از گرفتن مدرکم در فلسفه و هنرهای زیبا، ساعت ها در کلاس های کم نور می نشستم که استادهایم تصاویر و اسلایدهایی از اثرهای بزرگ هنری غرب روی دیوار به نمایش می گذاشتند، آن تابستان در پاریس "تابستانی که مسلمانان را ملاقات کردم" زندگی من را عوض کرد. روزی که در موزه لوور بودم...
در دبیرستان اعتقادم به به خدا را از دست داده بودم و پس از آن هم به ندرت راجع به مذهب فکر می کردم. در کالج مطالعه آثار افلاطون و دکارت به اگزیستانسیالیسم ختم شد. بعد ادم هایی را ملاقات کردم که به ساخت مجسمه یا کشیدن نقاشی خدایان مشغول نبودند، ولی راجع به خداوند مطلع بودند و از نتیجه کار خلاقانه زنان حمایت می کردند. خیلی زود پس از آنکه همسرم را ملاقات کردم، از زنی برایم گفت که بسیار تحسینش می کرد و بسیار از خوبی ها او برایم گفت. وقتی با این زن ملاقات کردم، از سرتاپا در لباس های مخصوصی مسلمانان پوشیده بود، با تعجب فهمیدم که همسرم هرگز او را ندیده بود، ولی او را از روی کارهایش می شناخت و تاثیراتی که روی مردم می گذاشت.
فرهنگ های غربی سنتی دیرین در نمایش های بصری دارند، از هنر چیز بیشتری از اشتراک لحظه ای لذت بصری با هنرمند نمی خواهند. ما با این اشتباه مواجهیم که دیدن را همراستا با شناختن می دانیم. تمدن اسلامی تصمیم بر آن دارد که دیدن را به عنوان عنصر مهمی در ستایش پروردگار در نظر نگیرد. خداوند پنهان است و از چشمان هر موجود زنده ای دور است. ولی انسان های با بصیرت می توانند خداوند را از طریق اثرات ثدرت خلاقانه اش بشناسند.
تصوير
کلمات نوشته شده و نقل شده زبان به زبان رسانه اولیه ای هستند که زندگی پیامبر و صحبت هایش را نسل به نسل منتقل کرده است. بیوگرافی و سیره پیامبر به زبان های مختلفی نقل شده است. این گزارش ها توسط مسلمانان اولیه با این امید که به نسل های بعدی منتقل شود نقل شده است.
در طول سالیان و در جریان سفرهایم در گوشه گوشه جهان اسلام شاهد اشتیاق مسلمانان برای اشتراک گذاری عقاید، اعتنقاد راسخشان برای همیاری به دیگران و انفاق بوده ام. در جریان حمله اخیر به کوزوو و گزارش هایی از مسلمانان آلبانیایی بود که خانه هایشان مملو از پناهجویان بود و به طور مثال مردی هر روز در خانه اش برای 20 نفر خورام درست می کرد.
مثال خوبی از رفتار حضرت محمد (ص) را می توان بیش از هر چیز در صورت و رفتار پیروان راستینش دید. در لبخندی که کار خیر می خوانندش، در اندام لاغر کسی که همیشه روزه میگیرد و در شب زنده داری کسی که نماز می خواند وقتی که دیگران در خوابند.... به پیروانش بنگرید و پیامبر را خواهید یافت
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

مسلمان شدن یک خاخام یهودی درفلسطین

پستتوسط najm134 » جمعه دسامبر 14, 2012 9:27 am

«یوسف کوهین»، خاخام یهودی از حزب شاس اسرائیل که دارای 36 سال سن و یهودی آمریکایی الاصل است و به تازگی به فلسطین ‏اشغالی سفر کرده است، به دین اسلام مشرف شد و به یک مبلغ اسلامی تبدیل شده است. ‏
تصوير
وی عضو حزب تندرو و افراطی شاس رژیم صهیونیستی است. کوهین از طریق اینترنت و ارتباط با یک اندیشمند مسلمان کویتی با دین اسلام آشنا شد و این اندیشمند کویتی در طول دو سال ارتباط با این خاخام یهودی مسایل و احکام مربوط به دین اسلام را برای وی توضیح داد، پس آن وی را به نزد یکی از روحانیون مسلمان قدس شریف هدایت کرد؛ وی پس از قرائت قرآن به زبان انگلیسی به دین مبین اسلام مشرف شد.‏
گفتنی است، سال گذشته نیز ارون کوهن خاخام ترکیه‌ای - یهودی به همراه فلوری، همسر و میری، پسرش در برابر مفتی بی اوغلو در استانبول به دین اسلام مشرف ‏شد. ‏
کوهن اعلام کرد که اسلام کاملترین ادیان وبهترین ادیان است و قرآن تمامی ویژگی‌های ادیان آسمانی را درخود جمع کرده است.‏
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

زن بازيگر روسي مقيم ترکيه مسلمان شد

پستتوسط najm134 » دوشنبه فبريه 04, 2013 11:19 pm

بانو «تاتيانا تسيكيويچ» هنرمند و بازيگر روس مقيم تركيه به دين مبين اسلام روی آورد.
اين بازيگر روز شنبه، 14 بهمن‌ماه، با حضور در برنامه دینی «به سوی دوست» که به صورت زنده از یکی از شبکه‌های تلویزیون این کشور پخش می‌شود، شهادتين را ادا کرد و مسلمان شد و از نهاد خطيب اوغلو، مجری این برنامه برای تولید و پخش آن قدردانی کرد.
تصوير
وی در ادامه اظهار کرد: برنامه به سوی دوست را به طور مداوم دنبال می‌کردم؛ چراکه از طريق اين برنامه به دين اسلام علاقه‌مند و اطلاعات كاملی درباره آن كسب كردم.
در پايان این مراسم نهاد خطيب اوغلو، ضمن عرض تبريك و شادباش به بانو تاتيانا تسيكيويچ، تصريح كرد: تمام انسان‌ها مسلمان به دنيا می‌آيند، ولی والدين‌شان، آنان را بر اساس اعتقادات و باورهای يهودی، مسيحی یا ديگر ادیان تربیت می‌کنند.
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

تشرف بانوی تحصیل کرده آلمانی به تشیع

پستتوسط najm134 » شنبه آپريل 20, 2013 6:37 pm

یک بانوی فرهیخته و تحصیلکرده آلمانی به دین مبین اسلام و تشیع علوی تشرف یافت.
خانم نتالید برگر متولد 1991 در آلمان و دانشجوی موفق و برتر در انگلستان و آشنا به سه زبان آلمانی، انگلیسی و فرانسوی
با حضور آیت الله العظمی روحانی به دین مبین اسلام تشرف یافت.
این بانوی آلمانی ابتدا توضیحاتی درباره مطالعاتش در حوزه دین اسلام سخن گفت و سپس ایت الله روحانی کلیاتی در مورد اسلام این دین برتر و خاتم برای این بانو ارائه داد و او را به وظیفه خطیری که بعنوان یک زن محقق اگاه ساخت . او سپس شهادتین را بر زبان جاری ساخت و به دین اسلام علوی پیوست .
تصوير
ایشان نام زیبای حسنی ( حسنا ) را برای خود برگزید و در این حال از کمبود تبلیغات شیعی در آلمان و انگلستان گلایه مند بود و معتقد بود جوانان زیادی تمایل به اشنایی با دین اسلام دارند اما بیشتر منابع از طریق اهل سنت و ترک های اهل سنت میباشد و منابع شیعی بسیار بسیار کم و کمتر از آن مبلغ اشنا به موضوعات دینی و متناسب با دنیای کنونی است.. .
این بانوی تازه مسلمان یکی از دلایل تمایل به اسلام علوی را مطالعه کتاب قیام امام حسین (ع) نوشته حضرت ایت الله روحانی که به انگلیسی ترجمه شده است دانست.

سپس آیت الله روحانی یک جلد کلام الله مجید با ترجمه انگلیسی را به ایشان اهدا کردند و به ایشان سفارش کردند که در مورد اصول دین و بعد فروع دین تحقیقاتشان را ادامه دهند و چنانچه به سوالات و شبهاتی برخوردند از طریق علمای صاحب صلاحیت پیگیر پاسخ باشند تا با دلایل قرانی - روایی و البته عقلانی و استدلالی به انها پاسخ دهند
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

سازنده فیلم‌موهن علیه پیامبر مسلمان شد

پستتوسط najm134 » جمعه آپريل 26, 2013 8:15 am

"ارنود فاندور" از راستگرایان افراطی پارلمان هلند و یکی از سازندگان فیلم اهانت‌آمیز به پیامبر (ص)، مسلمان شد.
روزنامه سعودی "عکاظ آن لاین" گزارش داد، این سازنده فیلم توهین‌آمیز به شخصیت پیامبر(ص) که خشم شدید مسلمانان سراسر دنیا را به دنبال داشت، پس از پذیرش اسلام، به زیارت حرمین شریفین مشرف شد.
وی از مسجد پیامبر (ص) زیارت کرد و وقتی به قبر پیامبر رسید اشک‌هایش جاری شد.
او درباره مسلمان شدنش اینگونه می‌گوید: واکنش مسلمانان به ساخت این فیلم موهن درباره پیامبر(ص)، بسیار شدید بود، وقتی این حجم گسترده اعتراضات و انتقادات درباره این فیلم را دیدم، سوالات بسیاری در ذهنم ایجاد شد که چرا مسلمانان به این میزان به دین و پیامبر خود عشق می‌ورزند و رمز این عشق چیست؟
برای این‌که جواب سوالاتم را بیابم شروع به تحقیق درباره دین اسلام کردم؛ هر چه پیش می‌رفتم متوجه می‌شدم که حزب سابقی که عضو آن بودم چه جرم بزرگی مرتکب شده است. هر چه آگاهی‌ام نسبت به این دین بیشتر می‌شد علاقه‌ام نیز به آن افزایش می‌یافت و تصمیم گرفتم خود را به مسلمانان هلند نزدیک کنم تا بیشتر با تعالیم این دین آشنا شوم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که این دین حق است و مسلمان شدم.
تصوير
"فاندور" با زیارت کوه احد، گفت: مطالب بسیاری درباره این مکان و جنگ آن خوانده‌ام و بسیار خوشحالم که امروز در این مکان هستم.
به نوشته‌ی روزنامه، فاندور پس از دیدار با امام جماعت مسجد نبوی، قرار است با امام جماعت مسجد قباء نیز ملاقات کند و پس از آن‌ برای ادای مناسک حج،‌ راهی مکه مکرمه خواهد شد.
وی در سخنانش گفت: وداع با مدینه برایم ناراحت کننده است،‌ اما خوشحالم که برای ادای حج عمره به مکه می‌روم و در زمان نزدیکی دوباره به زیارت این بقاع متبرک و مقدس خواهم آمد.
ساخت فیلم اهانت‌آمیز در هلند، با اعتراضات گسترده مسلمانان در سراسر کشورهای عربی و اروپا مواجه شد،‌ به نحوی که دامنه آن به استرالیا نیز رسید و در این تظاهرات که برخی از آنها به خشونت کشیده شد، هفت تن نیز در سراسر دنیا کشته شدند.

متن کامل مصاحبه را در این آدرس بخوانید :
http://www.okaz.com.sa/new/Issues/20130 ... 592715.htm
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

ماجرای‌ ازدواج مادر ژاپنی شهید بابایی

پستتوسط najm134 » شنبه مه 11, 2013 11:52 pm

کونیکو یامامورا، زنی مسلمان، حج رفته و مادر شهید است که هم سابقه مبارزات انقلابی دارد و هم علاوه بر جنگ در ژاپن، دفاع‌مقدس مردم مسلمان ایران را تا آنجا درک می‌کند.
میراث جنگ جهانی دوم برای جهان تلی از ویرانه‌ها و خرابی بود. اما ژاپن به ظن خود ویرانی‌های زیادی به‌دنبال داشت. انسان‌های زیادی جنگ جهانی دوم را چه در ایران و چه در ژاپن به یاد دارند اما کونیکو یامامورا، زنی مسلمان، حج رفته و مادر شهید است که هم سابقه مبارزات انقلابی دارد و هم علاوه بر جنگ در ژاپن، دفاع‌مقدس مردم مسلمان ایران را تا آنجا درک می‌کند که فرزند دلبندش، محمد بابایی را برای گره خوردن به این ایثار بزرگ، فدای راه اسلام می‌کند.

عده‌ای او را پس از اسلام آوردن «سبا» نامیده‌اند و برخی نیز مریم می‌خوانندش اما خودش می‌گوید: نام من پس از ایمان آوردن به اسلام تغییری نکرده، کونیکو ماند و در شناسنامه ایرانیم کونیکو بابایی ثبت شده است.

* مسلمانی مسلک من است


وی که ۵۴ سال دارد در ایران زندگی می‌کند، می‌گوید: قبل از انقلاب با همسرم در دانشگاه آشنا شدم، او مسلمان و ایرانی بود و من از سرزمین آفتاب و پیرو فرقه بودا بودم، اکنون خوشحالم که نسب ایرانی و مسلک اسلام را برگزیده‌ام.

وی می‌گوید: «همسرم تاجر مسلمانی بود که مرتب به ژاپن سفر می‌کرد، من هم کم‌کم پس از انتخاب او برای زندگی با دین اسلام آشنا شدم و با تحقیق آن را حق یافتم.» کونیکو یامامورا که پوشش کاملا اسلامی یعنی چادر را انتخاب کرده است اظهار می‌کند: «ابتدا انتخاب حجاب برتر خیلی برایم سخت بود اما با شناخت بیشتر و قبول آن به عنوان یک اصل در زندگی مسیر آرام آرام سهل شد، زیرا می‌دانستم که برای انجام تکلیف باید کارهای سخت کرد و من مکلف بودم تا آنچه اسلام دستور می‌دهد را بر امیال شخصی ارجح بدانم. به بهانه سختی‌ها و مشکلات نمی‌توان از انجام تکلیف سر باز زد. برای من عجیب است که می‌بینم برخی مشکلات مختلف را در انجام وظیفه خود بهانه می‌کنند و از انجام جامع تکلیف خود سر باز می‌زنند!»

* در ژاپن دین و مذهب اهمیت ندارد


این زن مسلمان درباره موافقت خانواده‌اش با وصلت او با یک مسلمان ایرانی، اذعان می‌کند: «پس از ازدواج با مرحوم همسرم باید به ایران مهاجرت می‌کردم و به همین منظور پدر و مادرم با ازدواج با یک خارجی مخالفت می‌کردند و با رفتن من از ژاپن مخالف بودند اما با دین اسلام و مسلمان بودن اسدالله بابایی مخالفتی نداشتند، در ژاپن تاکیدی بر مذهب و دین خاصی نیست؛ درباره اسلام و مسلمانی آموزه‌های چندانی در ژاپن در دسترس نیست.»

وی می‌افزاید: «پدر و مادرم سال‌هاست از دنیا رفته‌اند، ای‌کاش کمی زودتر اسلام را شناخته بودند.»

* شخصیت او مرا جذب کرد

کونیکو یامامورا درباره چگونگی شکل‌گیری ازدواجش با یک ایرانی می‌گوید: «یکی از خصوصیات مشترک مردان این است که عقیده دارند زن باید مطیع مرد باشد. این واقعیت در ژاپن که شدت بیشتری دارد و حتی مشهور است.

شاید همین امر آقای بابایی را ترغیب کرد که در بین ژاپنی‌ها به‌دنبال همسر آینده خود باشد. اما بعد که ازدواج کردیم من هیچ‌وقت حتی یک‌بار آن تعظیم معروف زنان ژاپنی را هم در مقابل او بجا نیاوردم و این مسئله گذشت تا روزی که همسرم با من در میان گذاشت که چرا شبیه دیگر زنان ژاپنی نیستی؟! و من قاطعانه پاسخ دادم وقتی اسلام به ما می‌گوید تنها در برابر خدا تعظیم کنید، چطور می‌شود این اصل را به شوهران خود نیز تسری بخشیم؟»

وی می‌افزاید: «انتخاب همسرم به‌خاطر اسلام نبود بلکه از او اسلام را شناختم، انسانیت و منش بابایی مرا جذب اسلام کرد و شخصیت او مرا به این کیش نزدیک کرد. رفته رفته پس از ازدواج و دو سال بعد از آنکه به ایران مهاجرت کردم اسلام را شناختم. به نام مسلمان بودم در حالی که اطلاعاتی از آن نداشتم. با زندگی در یک اجتماع اسلامی و آشنایی با زبان فارسی و عربی، تحقیقاتم گسترش پیدا کرد در حالی که پیش از آن به زبان ژاپنی منابعی برای شناخت اسلام در دسترس نداشتم. تحقیق درباره اسلام طی سال‌ها زندگی در کنار یک مسلمان و در کشور ایران تفکرم را به جایی رساند که در نهایت نتیجه آن را می‌توان در تربیت فرزندانم مشاهده کرد. فرهنگ جهاد و شهادت در تربیت فرزندانم مشهود است و بر اساس این اصول اساسی در اسلام به آنها راه زندگی را آموختم.»

* برای انقلاب یک مسلمان بودم


کونیکو یامامورا یک انقلابی است که در تظاهرات علیه رژیم طاغوت با آگاهی و شناخت حضور فعال داشته است، خودش در اینباره می‌گوید: «امام خمینی(ره) به دو دلیل مردم را به صحنه انقلاب دعوت می‌کردند؛ یکی اینکه حکومت ایران یک رژیم استبدادی بود و پهلوی حکومتی اسلامی نبود و دوم اینکه مسلمانان توانایی آن را دارند که حکومتی مستقل و اسلامی ایجاد کنند و خود آن را اداره کنند. امام(ره) آزادی را حق مسلم مردم ایران و هر مسلمانی می‌دانستند. این تفکر اسلامی امام(ره) و دعوت ایشان برای استقلال کشوری اسلامی من را شیفته مکتب او کرد و به صحنه ظلم ستیزی فراخواند، گفتنی است که خانواده نیز در این انتخاب با من متحد بودند.»

وی درباره خاطره‌اش از دیدار با امام(ره) می‌گوید: «امام(ره) معمولا شب‌ها به مدرسه رفاه می‌آمدند، لذا در مدرسه‌ای که بنده نیز در آن تدریس می‌کردم هیچ‌وقت فرصت دست نداد امام(ره) را از نزدیک ملاقات کنم. ولی چندین‌بار ایشان را در کنار مدرسه علوی زیارت کردم. در یکی از دیدارها با معرفی دوستان حتی افتخار پیدا کردم با ایشان گفت‌وگو کنم. وضعیت ملاقات با امام(ره) به‌گونه‌ای بود که وقتی نزد ایشان قرار می‌گرفتی بی‌اختیار اشک از چشمانت سرازیر می‌شد و قدرت کلام از دست می‌رفت. من هم از این قاعده عموم مردم مستثناء نبودم و تنها به یاد دارم امام(ره) پس از استماع سخنان مقطع بنده، برایم دعای خیر کردند.»

* ایجاد و شکست وحدت در انقلاب اسلامی


کونیکو یامامورا می‌گوید: «با شروع انقلاب مشکلات زیادی داشتیم، تصور نمی‌کردم به این زودی انقلاب به ثمر بنشیند و طعم آن را نسل ما هم بچشد؛ اوج این حرکت در بهمن ماه ۱۳۵۷ بود که مردم آرام آرام وحدت گرفتند و ایران یکپارچه شده بود که توانست به جشن آزادی برسد. احزاب مختلفی در شکل‌گیری انقلاب نقش داشتند اما متحد بودند، با گذشت زمان و پس از پیروزی این حزب‌ها راه خودشان را از امام(ره) و انقلاب اسلامی جدا کردند؛ برخی جبهه‌گیری کردند و بعضی نیز منافع خود را در خطر دیدند چرا که با اسلام همسو و در یک راستا نبودند.

شاید همین باعث شد که کشورهای غربی گمان کنند که انقلاب شکننده است و زمینه تجاوز به خاک ایران را فراهم کنند. با خنثی شدن تحرکات منافقان در کشور، رژیم بعث عراق جنگی خونین را بر این مرز و بوم تحمیل کرد. اما جوانان تربیت یافته مکتب اسلام، شهادت در راه خدا و جهاد را از بر بودند و در برابر تجاوز دشمن ایستادگی کردند.»

* مقایسه جنگ تحمیلی با جنگ‌جهانی در ژاپن


یامامورا عقیده دارد که عراق به تنهایی این جنگ را تحمیل نکرده بلکه یک جهان پشت سنگرهای صدام، علیه ایران اسلامی می‌جنگیدند و رزمندگان ایرانی با غیرت و با امداد امام زمان(عج) در برابر آنها دفاع کردند.

وی می‌گوید: «به یاد دارم که چگونه پیر و جوان و زن و مرد دوشادوش هم متحد شدند و هشت سال حماسه دفاع‌مقدس را رقم زدند. زنان در پشت جبهه کار پشتیبانی انجام می‌دادند که من هم یکی از آنها بودم، در دانشگاه علم و صنعت جمع می‌شدیم و از خیاطی و دوخت و دوز لباس‌های رزمندگان گرفته تا پختن مربا و بسته‌بندی آذوقه برای جبهه‌ها، شبانه‌روز کار می‌کردیم.»

وی در مقایسه جنگ جهانی دوم در ژاپن و هشت سال دفاع‌مقدس در ایران می‌گوید: «هرچند آوارگی و شاید رگه‌هایی از تحمیل را در بین این دو جنگ بتوان یافت، اما جنگ جهانی دومی که من در سنین هفت و هشت سالگی در ژاپن تجربه کردم و به جهت اقدامات پیشگیرانه دولتی جهت حفظ جانمان از موشک‌باران وحشتناک مجبور به مهاجرت به شهرستان‌ها شدم، هیچ گاه شباهت زیادی به آنچه در جنگ ایران و عراق شاهد آن بودم نداشت. یکی از دلایل اصلی جنگ در ژاپن فقر و تنگ دستی بود، اما این دلایل در هشت سال دفاع‌مقدس رنگی از ارعاب نداشت.»

وی‌ می‌افزاید: «در ایران اصلا جنگی در کار نبود و هرآنچه بود دفاع بود، که آن هم نه دفاع مسلحانه امروزی بلکه دفاعی معنوی و از قضا با دست‌هایی خالی بود.»

* شهیدی که مادر ژاپنی پرورش داد

شهید محمد بابایی در سال ۱۳۶۲ در عملیات «والفجر یک» در منطقه فکه به شهادت رسید. مادرش می‌گوید: «محمد برای بار اول در سن ۱۸ سالگی به جبهه رفت و در عملیات مسلم بن عقیل شرکت کرد، محمد هنگام شهادت ۱۹ ساله بود.

وی ادامه می‌دهد: پسر بزرگم تازه وارد دانشگاه شده بود که از طریق جهاد دانشگاهی وارد جبهه شد. سلمان از ناحیه فک مجروح شده بود، او که برگشت محمد که در رشته مهندسی دانشگاه علم صنعت قبول شده بود، در جبهه حاضر شد.»

وی می‌افزاید: «زمانی که خواست به جبهه برود از آقاى حمیدى پیش نماز مسجد انصارالحسین اجازه گرفت. من هم مى‌دانستم اینها امانتى در دست ما هستند و ما باید آنها را تربیت کنیم و تحویل دهیم، چه بهتر که آنها را با شهادت تحویل دهیم چرا که شهید شدن وظیفه مسلمانان و بالاترین مقام است. محمد به خواست خدا عمل کرد و من هم خوشحال شدم چرا که به دستور قرآن عمل کرد. ما در آیات قرآن مى‌بینیم که مسلمانان اگر زیر ستم باشند وظیفه‌شان کمک به اسلام و دفاع از آن است و در زمان جنگ هم رزمنده‌ها و شهدا و خانواده‌هایشان به این دستور اسلامى عمل کردند.»

کونیکو یامامورا که مدرس رشته‌های هنری است به یاد می‌آورد: «روزی در مدرسه بودم، حالت خاصی داشتم ودلم گرفته بود. در کلاس درس و در حضور دانش‌آموزان اشک‌هایم بی‌اختیار سرازیر می‌شد. از کلاس خارج شدم، نمی‌دانستم چرا آنقدر ناآرام بودم، اما بعد که خبر شهادت محمد را دادند لحظه شهادت و تاریخ آن با روزی که من در کلاس دگرگون شده بودم یکی بود، یکی از دوستان محمد که از ابتدایی با هم بودند و حتی با یکدیگر به جبهه راهی شدند خبر شهادت او را آورد. همسنگرش می‌گفت که آنجا سنگری نبود فقط یک بیابان بود، حتی نتوانسته بودند سنگری بسازند. شهید احمد نصراللهی برای من تعریف کرد که محمد در عملیات والفجر شهید شد. محمد با یک ترکش خمپاره شهید شد که به سرش اصابت کرده بود.»

* وداع آخر

وی در پایان می‌گوید: «یک هفته پس از شهادت پیکرش را به خانه آوردند، محمد آخرین باری که می‌خواست به جبهه برود خواست تا موی سرش را اصلاح کنم، وقتی تمام شد من را در آغوش گرفت و بوسید و بیشتر از همیشه تشکر کرد. در ذهن من هنوز بچه بود، محصل مقطع دبیرستان بود، وقتی قامتش را از روی صندلی بلند کرد هیکل یک مرد رشید به چشمم آمد و بی‌اختیار یاد حضرت عباس(ع) افتادم. این آخرین دیدار من و محمد بود.»
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

قبليبعدي

بازگشت به برای آئین اعلی


Aelaa.Net