آلودگی جنكَي

مدير انجمن: najm134

آلودگی جنكَي

پستتوسط najm134 » شنبه فبريه 27, 2010 9:07 am

عناوين گزارشاتي كه تا كنون در اين باره منتشر شده است: عنصر نارنجی باعث اختلالات ژنتیکی درسربازان نیوزیلند شده است- اورانيوم فرسوده جنگ عراق - ايران با14 ميليون مين به عنوان دومين كشور آلوده به مين در جهان - آلودگیهای زیست محیطی ناشی از جنگ آمریکا و عراق
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

آلودگی جنكَي

پستتوسط najm134 » سه شنبه مارس 30, 2010 10:59 am

ايران با14 ميليون مين به عنوان دومين كشور آلوده به مين در جهان
دبير سمينار منطقه‌‏اى پيشگيرى و درمان صدمات ناشى از مين، گفت: ايران به عنوان دومين كشور آلوده به مين، در جهان با بيش از 14 ميليون مين مطرح است. دكتر محمدرضا سروش، دبير سمينار منطقه‌‏اى پيشگيرى و درمان صدمات ناشى از مين، افزود: هم اكنون حدود شش ميليون هكتار اراضى آلوده به مين در كشور وجود دارد كه هر ساله منجر به مصدوميت صدها نفر از مردم مي‌‏شود. وى ادامه داد: بر اين اساس، در مناطق غيرنظامى در استان‌‏هاى مرزى در اثر مين‌‏هاى به جا مانده از جنگ هر ساله تعداد زيادى از مردم كشته يا معلول مي‌‏شوند. دبير سمينار منطقه‌‏اى پيشگيرى و درمان صدمات ناشى از مين، گفت: اين مين‌‏ها عمدتا در استان‌‏هاى مرزى كشور، شامل استان‌‏هاى آذربايجان غربى, كردستان, كرمانشاه, ايلام و خوزستان وجود دارد. سروش افزود: معلول شدن تعدادى از هموطنان بر اثر وجود اين مين‌‏ها هزينه‌‏هاى هنگفتى را به منظور توان بخشى و درمان مصدومين ناشى از مين بر دوش دولت مي‌‏گذارد. وى ادامه داد: معلوليت اجتماعى و كارافتادگى و كاهش نيروى كار، از نتايج مصدوميت مردم در اين مناطق است كه چون بسيارى از آنها كشاورز هستند و با اين آسيب‌‏ديدگى ديگر قادر به فعاليت نيستند.
دبير سمينار منطقه‌‏اى پيشگيرى و درمان صدمات ناشى از مين، گفت: برگزارى سمينار منطقه‌‏اى پيشگيرى و درمان صدمات ناشى از مين با بررسى آمارى صدمات ناشى از مين در استان‌‏هاى مرزى ايران در سال‌‏هاى اخير خواهد پرداخت و ايجاد شبكه ارتباطى بين سيستم‌‏هاى دست اندركار امر آموزش، درمان و توانبخشى مصدومين ناشى از مين در كشورهاى ايران, افغانستان و عراق بررسى مي‌‏شود. اين سمينار ششم آذر ماه در محل معاونت درمان و توانبخشى جمعيت هلال احمر برگزار مي‌‏شود. ايلنا
تذكر: در خاتمه جنكَ برخي از اهل نظر كه در ايام جنكَ در كنار رزمندكان و مسؤولان نظامي خدمت مي كرده اند؛ به متصديان مربوطه بيشنهاد دادند؛ كه با توجه به باقيمانده روحيه رزمندكي در بسياري از اقشار در اين فرصت نيروها بسيج شوند براى دو امر: يكي ساختن استحكامات مرزي سرتاسري و ديكري باكسازي مناطق آلوده؛ در صورت بياده شدن اين بيشنهاد؛ طي مدت كوتاهي هم مناطق جنكَي باكسازي كامل شده و هم سرتاسر مرز ايران تبديل به قلعه مستحكمي مي شد؛ كه مانع نفوذ احتمالي دشمن و نيز رخنه اشرار است.
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

آلودگی جنكَي

پستتوسط najm134 » سه شنبه مارس 30, 2010 11:01 am

آلودگیهای زیست محیطی ناشی از جنگ آمریکا و عراق
قرنها طول خواهد کشید تا محیط زیست عراق به حالت عادی بازگردد. “ این سخنان “ نرمین عثمان” وزیرمحیط زیست عراق ، درمورد آلودگیهای زیست محیطی خطرناک این کشور ناشی ازجنگ آمریکاست. عثمان می گوید : جنگ آمریکا ، شالوده محیطی ،اقتصادی و اجتماعی عراق را تغییر داد وقرنها طول می کشد تا آثارمنفی این جنگ ازبین برود. رواج بسیاری ازبیماری های عفونی وسرطانی در عراق ، ناشی از آلودگیهایی است که آمریکا به دلیل استفاده از سلاحهای غیرمتعارف درجنگ ، به عنوان میراثی شوم برای مردم این کشور ، برجای گذارده است.
بسیاری از مناطق عراق ، مملو از مین ها و بمبهای عمل نکرده است. تاکنون بسیاری از سازمانهای حقوق بشر جهانی درباره وقوع فاجعه انسانی درعراق به سبب جنگ آمریکا علیه این کشور هشدار داده اند. حتی بسیاری از گروههای حقوق بشر و پزشکان ارتش آمریکا اعتراف کرده اند که آمریکا درجنگ ضد عراق از سلاحهای حاوی اورانیوم ضعیف شده ، استفاده کرده است. خانم الینورعثمان ، یکی از فعالان در زمینه صلح و حقوق بشر در آمریکا آشکارا خطاب به جامعه جهانی اعلام کرده است ، غبار ناشی از سلاحهای حاوی اورانیوم ضعیف شده که درجنگ ضد عراق ، بکار رفته ، بسیار کشنده است.دربسیاری از مناطق عراق دیگر تا سالها هیچ موجود زنده ای قادر به زندگی نخواهد بود واین غبار کشنده ، درغذا ، هوا ، آب و تمام محیط زندگی عراقی ها وجود دارد و تاکنون هزاران عراقی بی گناه را به کام مرگ کشیده است.
به باور بسیاری از فعالان حقوق بشر ، آنچه درجنگ آمریکا ضد عراق اتفاق افتاد مصداق جنایت جنگی است . حتی برخی از همین فعالان حقوق بشر ، بوش را یک جنایتکار جنگی می دانند. درحال حاضر بنا به گفته بسیاری از پزشکان عراقی ، مناطق گسترده ای از عراق بویژه درجنوب این کشور آلوده به تشعشعات هسته ای است . پزشکان ومتخصصان عراقی ، اعلام کرده اند ، پنجاه و دو منطقه در استان بصره ، به دلیل استفاده آمریکا از سلاحهای حاوی اورانیوم ضعیف شده ،به مواد رادیو اکتیو ، آلوده است. این تنها وضعیت یک استان از استانهای هجده گانه عراق است . در جنگ سال 2003 بنابرآمارهای موجود ، آمریکا حدود 2200 تن از انواع سلاحهای مرگبار و گلوله های حاوی اورانیوم ضعیف شده بر سرمردم عراق فرو ریخت که این آشکارا نقض قوانین بین المللی بود. اما مجامع به اصطلاح مدافع حقوق بشرهیچ عکس العمل و یا واکنش جدی در برابر جنایت آمریکا در عراق ، نشان ندادند . اکنون تولد صدها کودک ناقص الخلقه و وجود بیش از هفده هزار مبتلابه انواع سرطان در عراق، گواهی برجنایات آمریکاست . جنایاتی که افکارعمومی بیدار جهان هرگزفراموش نمی کند و تا سالها انگشت اتهام خودرامتوجه جنگ طلبانه کاخ سفید خواهد نمود.
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

بیوتسلیحات قومی و نژادی

پستتوسط najm134 » دوشنبه اکتبر 01, 2012 11:20 pm

موضوع تعیین ژنوم انسانی علاوه بر مصارف پزشکی و علمی صلح‌آمیز می‌تواند به عنوان سنگ بنای مخوف‌ترین تسلیحاتی که می‌تواند به دست بشر ساخته شود به کار رود، سلاحی که نه ساختمان‌ها و تأسیسات بلکه فقط انسان‌ها را هدف قرار خواهد داد، آن هم نه همه انسان‌ها بلکه یک نژاد یا قومیت خاص تصوير
هدف از ساخت یک بیوسلاح قومی (سلاح بیوژنتیک) هدف قرار دادن اعضای اصلی یک قوم یا نوع ژنی خاص می‌باشد. در سال 1997، ویلیام کوهن، وزیر دفاع آمریکا، به این موضوع به عنوان یک خطر بالقوه اشاره نمود.[1] در سال 1998، متخصصین تسلیحات بیولوژیکی اعلام داشتند که "سلاح ژنتیک" قابل طراحی و تولید است و حتی ادعا نمودند که دانشمندان شوروی سابق برخی آزمایشات را برای شناسایی تأثیر مواد مختلف بر روی ژن‌های انسانی انجام داده‌اند.[2] البته سازمان سیا نیز از قبل برنامه خود در مورد ژن‌ها را آغاز کرده بود. پروژه سوسمار (Chameleon Project) یک مرکز تحت کنترل سازمان سیا است که در ایالت نوادا واقع بوده و در آن آزمایش‌های محرمانه انسانی با موضوع DNA انجام می‌گیرد. فعالیت این مرکز بسیار محرمانه بوده و اطلاعات چندانی در مورد آن در دسترس نمی‌باشد.
تصوير
تسلیحات بیوژنیک، از عوامل اصلی علاقه قدرت‌های بزرگ به ژنوم انسانی
امکان ساخت یک "بمب ژنتیکی" در کتاب پرفسور وینسنت ساریش (Vincent Sarich) و فرانک میلی (Frank Miele) با عنوان "نژاد: واقعیت تفاوت‌های انسانی" که در سال 2004 منتشر شد، مورد تأیید قرار گرفت. مؤلفین معتقد بودند که اطلاعات کسب شده از پروژه ژنوم انسانی در همین راستا مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
تصوير
پرفسور وینسنت ساریش دانشمندی که معتقد به وجود "بمب ژنتیکی" است
در سال 2005، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ چنین اعلام کرد: "احتمال اینکه یک گروه قومی خاص مورد هدف یک عامل بیولوژیکی قرار گیرد چندان دور نیست. این سناریوها زائیده تخیلات کمیته نیستند بلکه توسط تعداد زیادی از متخصصین مستقل و دولتی مورد تأیید قرار گرفته‌اند."[3]

"بمب قومی" اسرائیل

در نوامبر سال 1998، "روزنامه "ساندی تایمز" (The Sunday Times) گزارش داد که اسرائیل در تلاش است تا یک "بمب قومی" شامل یک عامل بیولوژیکی که می‌تواند ویژگی‌های ژنتیکی خاص در اعراب را مورد هدف قرار دهد، طراحی و تولید نماید.[4] وب‌سایت "وایرد نیوز" (Wired News) و همچینین "فارن ریپورت" (Foreign Report) نیز این گزارش را تأیید نمودند.[5]
ماری کالوین، ‌ژورنالیستی که برنامه مخفی اسرائیل برای تولید "سلاح بیوژنتیکی" را فاش نمود
Image
متعاقب این ماجرا، روزنامه‌هایی به مانند "نیویورک‌پست" و سایر رسانه‌ها با حمله به این گزارشات آنها را کاملا بی‌پایه و اساس دانسته و در کل وجود چنین بمب‌هایی را غیرقابل امکان توصیف نمودند. این در حالی است که همانگونه که در بالا نیز اشاره شد، وزیر دفاع پیشین آمریکا و کمیته صلیب سرخ بین‌المللی وجود چنین تهدیداتی را کاملا محتمل و قابل امکان توصیف کرده بودند. با این وجود، موضوع "بمب نژادی" اسرائیل نیز به مانند سایر برنامه‌های تسلیحاتی این کشور بدون هیچ گونه بررسی و مداقه دیگری رها شده و از آن پس سخنی در مورد تسلیحات نژادی این رژیم گفته نشد. قسمت دوم مقاله هیچگاه ارائه نشد و هیچیک از منابع مورد استفاده در این گزارش شناسایی نشدند. مؤلفین گزارش "ساندی تایمز" یعنی اوزی ماهنائیمی (Uzi Mahnaimi) و ماری کالوین (Marie Colvin) دیگر هیچگاه به صورت علنی در مورد این موضوع سخنی نگفتند.

ممنوعیت صادرات نمونه‌های بیولوژیکی توسط دولت روسیه


روزنامه روسی "کومرسانت" (Kommersant) در ماه می 2007 با انتشار گزارشی اعلام نمود که دولت روسیه صادرات هر نوع نمونه بیولوژیکی انسانی به خارج از کشور را ممنوع اعلام نموده است.[6] بر اساس این گزارش، دلیل ممنوعیت فوق ارائه یک گزارش محرمانه از جانب سرویس مخفی امنیتی روسیه بود که بیان می‌داشت سازمان‌های غربی در حال انجام آزمایشات بر روی "بیوتسلیحات ژنتیکی" هستند که می‌تواند مردم روسیه را مورد هدف قرار دهد. در گزارش مذکور سازمان‌های دخیل در این آزمایشات عبارت بودند از: "دانشکده بهداشت عمومی هاروارد" (Harvard School of Public Health)، "اتحاد بین‌المللی بهداشت آمریکایی" (American International Health Alliance)، "اداره محیط زیست و منایع طبیعی وزارت دادگستری آمریکا" (Environment and Natural Resources Division)، "مؤسسه کارولینیسکا" (Karolinska Institutet) و آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا.


[1]http://web.archive.org/web/20041118074748/http://www.defense.gov/transcripts/1997/t042897_t0428coh.html

[2] http://www.pbs.org/wgbh/pages/frontline ... davis.html

[3] http://www.icrc.org/eng/resources/docum ... 100605.htm

[4] Uzi Mahnaimi; Marie Colvin (1998-11-15). "Israel planning 'ethnic' bomb as Saddam caves in". The Sunday Times.

[5] http://www.wired.com/politics/law/news/1998/11/16272

[6] http://www.kommersant.ru/doc.html?docId=769777
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

نسل كشی خاموش و تهدید بلندپروازی های اربابان قدرت سلامت جهان

پستتوسط najm134 » جمعه نوامبر 09, 2012 8:25 am

«هنری كیسینجر»، وزیر خارجه اسبق آمریكا، رقم 2میلیارد نفر را به عنوان «سطح كاهش مطلوب» ارائه داده بود، اما در واقع سیاست جمعیت زدایی می تواند در جست وجوی كاهشی برابر با دو تا چهارمیلیارد و حتی تا دو سوم جمعیت جهان باشد. این سیاست را «خود برگزیدگان» حاكم بر جهان به منظور كنترل منابع كانی، استراتژیك و آبی، و نیز كنترل كامل ثروت ها اتخاذ كرده اند. رایج ترین توصیف این سیاست، «نظم نوین جهانی» است....

«هنری كیسینجر»، وزیر خارجه اسبق آمریكا، رقم 2میلیارد نفر را به عنوان «سطح كاهش مطلوب» ارائه داده بود، اما در واقع سیاست جمعیت زدایی می تواند در جست وجوی كاهشی برابر با دو تا چهارمیلیارد و حتی تا دو سوم جمعیت جهان باشد. این سیاست را «خود برگزیدگان» حاكم بر جهان به منظور كنترل منابع كانی، استراتژیك و آبی، و نیز كنترل كامل ثروت ها اتخاذ كرده اند. رایج ترین توصیف این سیاست، «نظم نوین جهانی» است....

اشاره:
به كارگیری مداوم سلاح های رادیواكتیو كه تا به امروز مناطقی گسترده از كره زمین را به واسطه پرتوافشانی ضعیف خود آلوده ساخته و بی شك مناطقی گسترده تر را در آینده دچار خواهندساخت، حقیقتا به معضلی جهانی و موضوعی بین المللی تبدیل گردیده است. اهداف عمیق تر این امر هنگامی آشكار می گردد كه به مقایسه مناطقی كه هم اكنون به دلیل الزامات ژئواستراتژیك اربابان قدرت، درمصر، خاورمیانه، آسیای مركزی، شرق اروپا و نیمه شمالی هند به اورانیوم ضعیف شده آلوده شده اند، می پردازیم. استفاده از سلاح های حاوی اورانیوم ضعیف شده آهسته آهسته به نابودی طبیعت و تمامی انواع جانداران كره زمین، از جمله نوع بشر، می انجامد و با این حال، اربابان قدرت با آگاهی كامل از توانایی تخریب خود كماكان عامدانه به تولید هرچه بیشتر سلاح هایی هرچه پیشرفته تر كمر بسته اند تا رویاهای شیشه ای خود را - كه از جمله آنها، كاستن از جمعیت روزافزون جهان و دست اندازی بر ثروت های «مادر زمین» است- جامه عمل بپوشانند. در واقع «جمعیت زدایی» و نسل كشی محور و اساس سیاست های اربابان قدرت را تشكیل می دهد كه بدین منظور، روابط بین الملل، توسعه كمك های اقتصادی، تولید سلاح های استراتژیك و طرح جنگ های «بی دلیل» را شكل می بخشند.
در سال 1991، درست در پایان جنگ سرد كه «توازن وحشت» را برقرار می ساخت، جنگ هسته ای تازه ای آغاز گردید كه امروز نیز، پنهان و خاموش، با همدستی كل «جامعه بین المللی» فجایعی بی شمار را در خاورمیانه، یوگسلاوی سابق، آسیای مركزی و افغانستان و پاكستان رقم می زند. این جنگ را اربابان حاكم بر امپراتوری های اقتصادی آمریكا و انگلیس در راستای بلندپروازی های ژئواستراتژیك خود، با هدف نهایی نابودی سلامت عموم، و تخریب آینده ژنتیك جمعیت های عظیم مردم (مراجعه شود به «جنگ اكثریت علیه اقلیت»، كیهان، 5 شهریور 1388) در مناطق غنی از نفت به راه انداخته، به منظور پیشبرد هرچه بهتر اهداف خود، از اورانیوم «ضعیف شده» كه زباله ای هسته ای و به شدت سمی است، استفاده كرده اند.
طرح «بمب های كثیف» تسلیحاتی حاوی گاز سمی و رادیواكتیو اورانیوم ضعیف شده، موشك ها و گلوله های كثیف، در یادداشتی مورخ 30 اكتبر1943، یافت گردیده است. این یادداشت كه بر «جمعیت زدایی» تأكید داشته، خطاب به ژنرال «لسلی گرووز» مسئول «پروژه منهتن» برای ساخت بمب های هسته ای درجریان جنگ جهانی دوم، نگاشته شده است، به وضوح نشان می دهد كه درسال 1943 توصیه دانشمندان آمریكایی، استفاده از سلاح هایی با گازهای سمی رادیواكتیو با هدف آلوده ساختن هوا، آب، زمین، موادخوراكی، محیط زیست و خون جمعیت های مدنظر بوده است. آلودگی درازمدت مردمی كه درمعرض اینگونه سلاح ها قرار می گیرند، دایمی است، چرا كه نیمه عمر «اورانیوم 238» برابر با 5/4 میلیارد سال است كه مناطق آلوده شده را تا ابد غیرقابل سكونت می سازد.
برای مردمی كه بناچار در مناطق آلوده به سر می برند، تاثیرات و عوارض درازمدت قرارگرفتن در معرض تشعشعات، ابتلا به بیماری های مزمن و تخریب «دی ان ای» آنهاست. آلودگی به اورانیوم ضعیف شده كه جمعیت های بسیاری را دچار ساخته است، سبب تخریب بالقوه میراث ژنتیك نسل های آینده می گردد. حال، نه تنها سربازان آمریكایی و متحدان آنها در معرض این آلودگی قرار داشته و مردم غیرنظامی نیز هدف نسل كشی برنامه ریزی شده اند، بلكه آلودگی به اورانیوم ضعیف شده امروز به معضلی جهانی مبدل گردیده است. به عبارت دیگر، امروز همه مان كهنه سربازان جنگ خلیج فارس محسوب می گردیم، چرا كه آلودگی به اورانیوم ضعیف شده نیز به مانند آلودگی حاصل از آزمایش های هسته ای هوایی و یا فاجعه «چرنوبیل» مرز نمی شناسد. امروز، مردم ساكن نیمكره شمالی چاره ای جز این ندارند كه در سهم هوای مورد نیاز خود غبار اكسید اورانیوم انتشار یافته از سال 1991 در عراق، یوگسلاوی سابق، افغانستان و پاكستان را تنفس كنند.
بدینسان، همانگونه كه در «گزارش جهانی 2000: چشم انداز جهانی بدون آینده» می خوانیم، سلاح های حاوی اورانیوم ضعیف شده كه درسطح منطقه ای به كارگرفته می شوند، اهداف «شورای امنیت ملی» آمریكا را محقق می سازند. این گزارش بر «جمعیت زدایی» در كشورهای جهان سوم به عنوان الزامی برای تحقق اهداف اربابان قدرت و همچنین، امنیت تامین مواد كانی و دیگر منابع استراتژیك، تاكید دارد.
پیامد آلودگی كلی هوا به غبار اورانیوم ضعیف شده جز جمعیت زدایی انبوه درسطح جهانی نیست. بدینگونه، با افزایش نرخ مرگ و میر و كاهش نرخ زاد و ولد، می توان بیش از دو میلیارد تن از جمعیت جهان كاست. اورانیوم ضعیف شده تحفه نظم نوین جهانی و سلاحی ایده آل برای كاستن از جمعیت جهان است و ظرف تنها چندسال كره زمین را به «سیاره ای مرده» مبدل ساخته است.
هیروشیما: یك «انقلاب علمی»!
روزنامه «لوموند» فرانسوی در 8 اوت 1945 تخریب آنی و كامل «هیروشیما» را «انقلابی در علم» توصیف كرده است. نابودی دو شهر ژاپنی و «دودشدن» ساكنان آنها («یكصد هزارتن در «هیروشیما» و 50 هزار تن در «ناگازاكی») تا مدت ها «درد و رنجی لازم و گریز ناپذیر» برای پایان بخشیدن به دومین جنگ جهانی توصیف می شد. امروز حتی برخی مطبوعات «صنعتی» مانند «نوول ابسرواتور» فرانسوی اعتراف دارند كه این «جنایات علیه بشریت» بیهوده و در راستای منافع آمریكا - كه هدفش خنثی كردن اتحاد شوروی و آغاز «جنگ سرد» بوده- به وقوع پیوسته است. در واقع، دو بمباران فوق به آمریكا اجازه داد بمب های هسته ای مختلف خود را كه حاوی اورانیوم و پلوتونیوم بودند، آزمایش و قدرت این كشور را به جهانیان بنمایاند.
درد و رنج جسمانی و روانی تدریجی و توصیف ناپذیر قربانیان (ده ها هزار ژاپنی به تدریج جان دادند، در حالی كه نزدیك به 300 هزار تن كماكان از عوارض پرتوهای رادیواكتیو رنج می برند) نادیده انگاشته شد. امروز، خاطره این تراژدی وحشتناك به هیچوجه خاطر مقامات ژاپن را آزرده نمی سازد، در حالی كه قربانیان رادیواكتیویته طردشدگان جامعه خود به حساب می آیند. در سال 1950، رقم «مردگان» هیروشیما به دوبرابر (200 هزار تن) و «ناگازاكی» به سه برابر (140 هزار) افزایش یافت. بمباران های «درسد» در روزهای 13 و 14 فوریه 1945 (135 هزار كشته) و یا «توكیو» كه در دهم مارس ظرف سه ساعت زیر بمب های آتش زای آمریكا به خاكستر تبدیل گردید (بین 80 تا 100 هزار كشته)، نیز هیچگونه توجیه نظامی نداشته، اما بازتابی نیز به دنبال نداشته اند.
جنگ های نوین هسته ای
از هنگام به كارگیری سلاح های حاوی اورانیوم ضعیف شده در جنگ خلیج فارس (1991)، استفاده از سلاح های هسته ای نوع جدید در جوی از بی تفاوتی انجام پذیرفته و به امری بسیار عادی و متداول مبدل گردیده است. هر یك از جنگ های «بشردوستانه» (بوسنی، كوزوو، افغانستان و...) مناسبتی بوده است تا سلاح های روز به روز قدرتمندتر حاوی اورانیوم ضعیف شده به آزمایش گذارده شود. تجاوز نیروهای اشغالگر خارجی به عراق در سال 2003 كه با همدستی جامعه بین المللی انجام پذیرفت و طی آن مقادیر بی سابقه ای مهمات حاوی اورانیوم ضعیف شده مورد استفاده قرار گرفت، در واقع یك جنگ هسته ای تمام عیار و به تمام معناست.
«لورن موره»، كارشناس فرانسوی تشعشعات رادیواكتیو، در این ارتباط می گوید: «آمریكا و شركای نظامی آن چهار جنگ هسته ای به راه انداختند كه طی آنها از بمب ها و سلاح های كثیف در كشورهایی كه نیاز به كنترل آنها احساس می گردید، استفاده كردند. اورانیوم ضعیف شده در قالب افشانه ها مناطقی وسیع را به طور دائم آلوده ساخته، آینده ژنتیك مردم ساكن این مناطق را - كه منابع مورد نیاز آمریكا برای كنترل و تثبیت برتری این كشور، و به طور كلی اربابان جهان، را در خود جای می دهند- آهسته آهسته به نابودی می كشاند.»
اورانیوم ضعیف شده در واقع یك نخاله رادیواكتیو حاصل از غنی سازی اورانیومی است كه در رآكتورهای هسته ای غیرنظامی و نظامی (در بمب ها از اورانیومی استفاده می شود كه 95 درصد آن با اورانیوم 235 غنی شده است) به كار گرفته می شود. به آن «اورانیوم ضعیف شده» می گوییم زیرا كه فعالیت آن در مقایسه با اورانیوم طبیعی كمتر است، اما این بدان معنا نیست كه از خطر كمتری نیز برخوردار است. در واقع، اورانیوم موسوم به «طبیعی» را به میزان یك تا سه «پی پی ام» در محیط زیست خود می یابیم، در حالی كه غلظت كانی آن هزار برابر بیشتر است. اورانیوم هنگامی «طبیعی» خوانده می شود كه ایزوتوپ های موجود در طبیعت را (در مجموع 14 ایزوتوپ رادیواكتیو، از جمله اورانیوم 238، اورانیوم 235 و اورانیوم 234) را داراست. صرفاً اورانیوم 235 كه 72/0 درصد اورانیوم طبیعی را تشكیل می دهد (این رقم برحسب مناطق مختلف تغییر می یابد) قابلیت شكافت دارد. اورانیوم ضعیف شده ماده ای هم شیمیایی و سمی، و هم به شدت رادیواكتیو است كه فعالیت آن برخلاف تصور به مرور زمان افزایش می یابد. این ماده بیشتر بدان خاطر خطرناك است كه با اورانیوم حاصل از كارخانه های بازیافت كه به مواد فوق العاده رادیواكتیو به دست آمده از شكافت اورانیوم - مانند پلوتونیوم (238 و 239)، اورانیوم 236، پنتونیوم، امریسیوم، تكنسیوم 99 و یا روتنیوم 106- آلوده است، مخلوط می گردد. بدین سان، فعالیت اورانیوم ضعیف شده چهار هزار برابر از آستانه تعیین شده در قوانین مربوط به محافظت در برابر تشعشعات، بیشتر است.
اورانیوم ضعیف شده همچنین به دلیل قابلیت اشتعال (كوچكترین تماس با هوا آن را مشتعل می سازد) و غلظت بسیار بالای آن (7/1 برابر بیشتر از سرب)، فلزی ایده آل برای ساخت مهمات مینیاتوری با برد و قابلیت نفوذ بسیار بالا محسوب می گردد كه قادرند ظرف چند ثانیه به خودروهای زرهی نفوذ كرده، با هدف انهدام پناهگاه های زیرزمینی از ده ها متر بتون عبور كنند.
براساس تحقیقات متعددی كه از سال 1974 از سوی وزارت دفاع آمریكا انجام پذیرفته است، اورانیوم ضعیف شده به هنگام اصابت به هدف در تماس با اكسیژن مشتعل گردیده، حرارتی فوق العاده (تا 5 هزار درجه سانتیگراد) ایجاد می كند كه سبب «تبخیر» 10 تا 100 درصد اورانیوم (بر حسب نوع مهمات) می گردد. به عنوان مثال، گلوله شلیك شده از یك تانك «آبرام» بین یك تا سه هزار گرم از این غبار در هوا تولید می كند. طبق تحقیقات «لئونارد ویتز»، تنها یك ذره 5 میكرونی دوزی برابر با 1360 «رم» (Rem) به وجود می آورد
كه بیش از 300 برابر دوز مجاز برای یك سال كار كارگران صنعت هسته ای است. در این حال، ذرات میكرو و نانو غیرقابل حل متشكل از اكسید اورانیوم و كوكتلی از دیگر نوكلئیدهای رادیو اكتیو در هوا منتشر گردیده، پس از نشستن بر زمین به راحتی به حال تعلیق درمی آیند. این ذرات قادرند به كمك باد و باران ده ها و حتی صدها كیلومتر را بپیمایند و زمین، آب های سطحی، سفره های آب زیرزمینی، گیاهان، حیوانات و درنهایت، كل زنجیره غذایی را آلوده سازند.
در خلیج فارس، سطح این آلودگی به دلیل بمباران بی وقفه عراق بسیار افزایش یافته است. به علاوه، تحریم اقتصادی جنایتكارانه ای كه سازمان ملل در سال 1990 به این كشور تحمیل كرده است، از هرگونه اقدام آلودگی زدایی و یا پیشگیری از آلودگی ممانعت به عمل می آورد. اكنون، نزدیك به 15 سال است كه مقادیر معتنابهی از ذرات ریز رادیو اكتیو «به دلخواه» باد گستره هایی عظیم را درنوردیده است. خرده پس مانده های مهمات نیز كه در زمین دفن شده است، به آلودگی سفره های آب زیرزمینی و دو رود بزرگ «دجله» و «فرات» كمك كرده، مقدار اورانیوم ضعیف شده موجود در آب آشامیدنی را به 10 و حتی 100 برابر افزایش می دهد.
طبیعتا، كشورهای همسایه مناطق بمباران شده نیز از پیامدهای رادیواكتیو این بمباران ها كه از خیلی پیش هوا، آب و منابع غذایی كشورهای زیر تهاجم را آلوده ساخته اند، بی نصیب نمی مانند. آلودگی ناشی از جنگ های هسته ای در عراق، یوگسلاوی سابق و افغانستان امروز یونان، اسرائیل، عربستان، پاكستان، سوریه، لبنان، آلبانی، مقدونیه، فلسطین، تركیه، تركمنستان، ازبكستان، روسیه، گرجستان، آذربایجان، قزاقستان، چین و هند را نیز فراگرفته است. كارشناسان هشدار می دهند كه آلودگی رادیواكتیو ناشی از به كارگیری اورانیوم ضعیف شده در انواع سلاح، در حال گسترش به سراسر نیمكره شمالی است و این امكان وجود دارد كه بزودی همانند ابر رادیواكتیو «چرنوبیل» سراسر كره زمین را فرا گیرد.
زباله دان های رایگان!
استفاده نظامی از اورانیوم ضعیف شده هدفی ایده آل برای صنعت هسته ای است كه سالانه به تولید 50 هزار تن از آن می پردازد. حجم ذخایر جهانی اورانیوم ضعیف شده بیش از 5/1 میلیون تن برآورد می گردد كه بیش از 700 هزار تن آن صرفا در آمریكا انباشت شده است. بدین سان، كشورهای هسته ای با تبدیل كردن كشورهای تحت اشغال خود به «زباله دان های رادیواكتیو» واقعی، به سهولت و آسوده خاطر از شر فضولات هسته ای خود كه ذخیره سازی آنها بسیار هزینه می برد، رهایی می یابند.
نتیجه آن كه، كویت برای «پاكسازی» سرزمین كوچك خود به ناچار 14 میلیارد دلار هزینه كرده و آمریكایی ها جهت آلودگی زدایی 23 تانك خود سه سال وقت و 4 میلیون دلار هزینه صرف كرده اند، درحالی كه لاشه های پنج هزار تانك عراقی فوق رادیواكتیو كه در طول جنگ خلیج فارس منهدم گردیده اند، هنوز نیز در محل و غالبا در «بزرگراه مرگ» واقع در جنوب عراق، باقی است.
در فوریه 2003، آمریكا هرگونه پاكسازی مكان هایی كه خود مسبب آلودگی آنها بوده- و یا در آینده خواهد بود- را مردود شمرد. بدین گونه، خسارات وارد آمده به محیط زیست به سرعت برگشت ناپذیر گردیده است. در افغانستان، توفان های شن سبب آلودگی دریاچه ها و رودخانه ها، به ویژه دریاچه «كابول» و رود «هندوس» كه از پاكستان عبور كرده، آب كشاورزی و آشامیدنی مردم محلی را تأمین می كند، گردیده و زنگ خطر هیئت های پزشكی را به صدا درآورده است. در كشورهای غربی، نرخ انواع سرطان از جمله سرطان خون (لوكمیا) در اطراف كارخانه های تولید اورانیوم ضعیف شده، مراكزی كه آزمایش های در آنها صورت می پذیرد، مناطق زیر تهاجم اشغالگران، معادن اورانیوم و... به گونه ای غیرطبیعی افزایش یافته است. در ایالت «ایندیانا»ی آمریكا، یك میدان تیراندازی سابق كه به آزمایش مهمات حاوی اورانیوم ضعیف شده اختصاص داشته است، «منطقه ایثار ملی» نام گرفته و برای همیشه بسته شده است. حال، به چه دلیل هنگامی كه صدها تن اورانیوم ضعیف شده بر سر ساكنان كشورهای زیر تهاجم فرو می ریزد، این ماده به محصولی «عادی و بی اهمیت» مبدل می گردد؟
هزاران گلوله رادیواكتیو امروز در عمق های مختلف زمین در مناطق بمباران شده مدفون گردیده است. كودكان بسیاری این مهمات نقره ای رنگ را به جای اسباب بازی گرفته، بر اثر ابتلا به سرطان خون جان باخته اند. در اروپا هر شكل انتشار اورانیوم ضعیف شده در محیط زیست غیرقانونی به حساب می آید. پروفسور «سیگوارت هورشت گونتر» كه گلوله ای حاوی اورانیوم ضعیف شده را با خود از عراق به آلمان آورده بود، به بستری شدن در تیمارستان تهدید و در سال 1994 به اتهام «جریان انداختن ابزار رادیواكتیو كه خطری برای سلامتی محسوب می گردند»، به پرداخت 3 هزار مارك جریمه محكوم گردید. از دیدگاه پروفسور «میجردوگ راكی»، رئیس سابق پروژه اورانیوم ضعیف شده در پنتاگون، كهنه سرباز جنگ خلیج فارس و مسئول «پاكسازی» عربستان و كویت در سال 1991 كه خود قربانی «سندروم خلیج فارس» است، امروز «عراق یك زباله دان سمی است!»
«رضا فیوضات»، زبان شناس ساكن ژاپن، می گوید: «عبارت اورانیوم ضعیف شده كاملاً نامناسب است، چراكه به هیچ گونه با واقعیت تطابق ندارد و این فكر را القا می كند كه رادیواكتیویته آن از بین رفته، چیزی كه كاملاً اشتباه است. من شخصاً ترجیح می دهم از سلاح های غنی شده به اورانیوم صحبت كنم.»
«لورن موره» نیز درباره گازهای سمی اورانیوم ضعیف شده می گوید: «هنگامی كه این گاز به عنوان گاز جنگی مورد استفاده قرار می گیرد، عناصر تشكیل دهنده آن به اجزایی میكروسكوپی تبدیل گردیده، غبار و دود پدید می آورند. می توان آنها را به كمك انواع پرتاب كننده ها، خودروها و یا بمب های هوایی شلیك كرد و مشتعل ساخت، اما در این صورت پرسنل نیز آن را تنفس می كند. هیچ روش درمان شناخته شده ای برای جراحاتی اینچنین وجود ندارد. اینگونه گازها از فیلتر ماسك های استاندارد به میزانی عبور می كنند كه می توانند خسارات فراوانی به سلامت انسان وارد آورند.»
رویای آنها50 سال بعد به حقیقت پیوسته است: امروز اكسید اورانیوم به گونه ای استفاده می شود كه به یك سلاح كشتار جمعی تبدیل گردیده و نقشی حیاتی در اجرای طرح های برتری جویانه اربابان قدرت ایفا می كند.
جمعیت زدایی و انباشت سرمایه
همانگونه كه پیشتر در «جنگ اكثریت علیه اقلیت» (كیهان مورخ 5/6/88) نیز بدان اشاره شده است، هدف عملیاتی سیاست «جمعیت زدایی» عامدانه، كاستن از جمعیت انسان هاست. «هنری كیسینجر»، وزیر خارجه اسبق آمریكا، رقم 2میلیارد نفر را به عنوان «سطح كاهش مطلوب» ارائه داده بود، اما در واقع سیاست جمعیت زدایی می تواند در جست وجوی كاهشی برابر با دو تا چهارمیلیارد و حتی تا دو سوم جمعیت جهان باشد. این سیاست را «خود برگزیدگان» حاكم بر جهان به منظور كنترل منابع كانی، استراتژیك و آبی، و نیز كنترل كامل ثروت ها اتخاذ كرده اند. رایج ترین توصیف این سیاست، «نظم نوین جهانی» است.
«برنارد باروچ»، مشاور رؤسای جمهور در طول دو جنگ جهانی، می گفت: تمامی جنگ ها ریشه ای اقتصادی دارند.» حتی جنگ های صلیبی قرن سیزدهم در خاورمیانه اقدامی از سوی «منافع ویژه» در اروپا به منظور كنترل بر ثروت ها و درآمدهای «جاده ابریشم» بوده است.
سیاست «جمعیت زدایی» نظم نوین جهانی آگاهانه در طول جنگ جهانی دوم «به لطف پروژه منهتن» تسریع گردیده است. در جریان این جنگ، پروژه مزبور تولید سه نوع سلاح كشتار جمعی خوف آور را مدنظر قرار داده بود: بمب های اتمی كه در سال 1945 بر سر مردم غیرنظامی «هیروشیما» و «ناگازاكی» فرو ریخته شد، «عامل نارنجی» كه حشره كشی تولید شده ویژه جنگ ویتنام بود، و سلاح های رادیواكتیو حاوی گازهای سمی اورانیوم ضعیف شده كه از سال 1991 در عراق، بوسنی (95-1994)، كوزوو و صربستان (1999)، افغانستان(2001)، لبنان و از سال 2003 بار دیگر در عراق به كارگرفته شد. این گونه سلاح های كشتار جمعی دقیقاً با هدف كاستن از جمعیت جهان و تصاحب ثروت های زمین ساخته شده اند.
پس از جنگ جهانی دوم و تا به امروز، حاكمان بین المللی- از جمله «ایلومیناتی»ها، «قدرت مالی لندن»، «گروه بیلدربرگ»، «باشگاه رم»، «اسكال اند بونز» و در آمریكا، «شورای روابط خارجی»، «كمیسیون سه جانبه»، «شورای امنیت ملی» و وزارت خارجه- جملگی «جمعیت زدایی» به میزان دومیلیارد تن را نخستین اولویت خود قرار داده اند. هدف از این نسل كشی برنامه ریزی شده نیز البته افزایش منافع و انباشت ثروت هاست.
شایان ذكر است كه، سلاح های جدید حاوی اورانیوم ضعیف شده همچنین به حفظ افسانه «جنگ تمیز» كه در دفاتر «اتاق های فكر» آمریكایی شكل گرفته است، بسیار كمك می كند. اما، استفاده از كلاهك حاوی اورانیوم ضعیف شده اگرچه «قارچ» تماشایی نماد بمب های هسته ای «متعارف» را به دنبال ندارد، لیكن به همان اندازه خسارت آفرین است. به عنوان مثال، درحالی كه مقدار اورانیوم ضعیف شده به كار رفته در خمپاره های ضدتانك در جنگ خلیج فارس از 5كیلوگرم متجاوز نبوده، شارژ بمب های كنترل شونده از راه دور كه بر سر مردم افغانستان فرو ریخته شد، تا 5/1تن اورانیوم ضعیف شده را در خود ذخیره داشته است. بدین گونه، هر جنگ «میدانی» است برای توسعه و ادامه آزمایش هایی كه در طول جنگ های پیشین انجام پذیرفته است. باید گفت كه پس از پایان رسمی جنگ خلیج فارس (1991) نیز ارتش آمریكا (در نقض بند2 كنوانسیون ژنو) ظرف سه روز نزدیك به یك میلیون خمپاره و گلوله حاوی اورانیوم ضعیف شده به روی هزاران آواره و سرباز عراقی درحال عقب نشینی در جاده «بصره» شلیك كرد. از میان شهادت افراد مختلف، «كارول پیكو» كه در سرویس بهداشت ارتش آمریكا فعالیت می كرده و امروز معلول صددرصد است، گزارش می دهد كه با وحشت و انزجار تمام، اجسادی را در سراسر طول این «بزرگراه مرگ» مشاهده كرده است كه «كاملاً سوخته و همانند كف فلزات گداخته شده، به طور كامل ذوب شده بودند.«از هنگام اشغال عراق درسال 2003 اینگونه صحنه ها در «فلوجه» و سراسر عراق كاملاً عادی به نظر می رسد. این درحالی است كه، نزدیك به یك قرن پیشتر نیز عراقی ها قربانی سلاح های كشتار جمعی انگلیسی ها شده بودند («گاز باران» سال های 1912و 1925).«وینستون چرچیل» درآن زمان اعلام كرده بود« به شدت طرفدار استفاده از گاز سمی علیه قبایل غیرمتمدن» است، چرا كه «تاثیر روانی این اقدام احتمالاً خوب است... ضمن آن كه، وحشت بسیاری نیز به وجود می آورد!»
غارتگران آفریقا
سیاست «جمعیت زدایی» بیش از هر قاره دیگر در آفریقا به اجرا در آمده و غارت منابع طبیعی عظیم آن از سوی اربابان قدرت را به دنبال داشته است.در واقع، آفریقا صندوقچه ای از گنجینه های كانی و فلزات قیمتی نادر و استراتژیك به حساب می آید كه گوناگونی و تنوع منابع آن از هر قاره دیگری بیشتر است.
كتاب «تینی رولند: چهره زشت استعمارنو درآفریقا» از نقشی كه «تینی رولند» به عنوان فرستاده ملكه انگلیس درجهت تبدیل رویاهای استقلال ملل آفریقای سال های دهه 1960، به كابوس یك قاره درحال نزار كه مردمش با گرسنگی و بیماری دست و پنجه نرم می كنند، پرده برمی دارد.
«رولند» مدیركل و رئیس معماران شركت چند ملیتی «لونرو» بود كه شركت اش پایگاه غارت اموال كشورهای آفریقایی از طریق كلاهبرداری های اقتصادی، به حساب می آمد. وی بدین سان به بزرگترین تاجر غربی آفریقا تبدیل شده بود.
كتاب فوق همچنین درجزئیات توضیح می دهد كه چگونه «رولند» معادن «ریوتینتو» را برای اراضی عظیم خصوصی و شخصی ملكه انگلیس (به ارزش بیش از 6میلیارد دلار) كه حاوی اورانیوم بود، در مستعمره های سابق این كشور تأسیس كرد. او در واقع یك آلمانی نازی سابق بود كه پیش ازتغییر نام، دركشورش مجرم شناخته شده بود، و سپس به انگلیس مهاجرت كرده و به «غارتگر شخصی» ملكه تبدیل شده بود.
نظریه سیاست «جمعیت زدایی» به ویژه دركشورهای پرجمعیت جهان سوم، به همكاری بین المللی و اتحاد میان ارگانیسم های خصوصی، دانشگاه ها، شركت ها، دولت ها و هیئت های نظامی و تقریباً دولتی انجامیده است.
اندیشه «ایدز»، طبقه جدیدی از سلاح های میكروبی، از مغز «باشگاه رم» تراوش گردیده و در آزمایشگاه های وزارت دفاع آمریكا رشد یافته است. ایدز یكی از انواع سلاح های میكروبی «غیربومی» بود كه توسط «سازمان بهداشت جهانی» و وزارت دفاع آمریكا به وجود آمد و بر مردم تحمیل گردید. كنگره آمریكا سرمایه گذاری در طرح ایجاد ویروس ایدز را كه درتركیب با گرسنگی به سلاحی خوف آور برای افزایش سریع نرخ مرگ ومیر مبدل می گردد، با هدف كاستن از جمعیت روبه افزایش آفریقا عهده دار گردید.
باید خاطرنشان ساخت كه دانشگاه ها نقشی اساسی در ایجاد انواع سلاح های كشتار جمعی و اجرای سیاست های «جمعیت زدایی» ایفا كرده اند. یارانه های وزارت دفاع آمریكا در سرمایه گذاری های مربوط به پژوهش های علمی در آمریكا بسیار مؤثر واقع می گردند. از سال 2000، تولید انواع سلاح میكروبی و گسترش آزمایشگاه ها در دوران مأموریت «دونالد رامسفلد»، وزیر دفاع آمریكا،شدت گرفت.
نتیجه آن كه...
سلاح های «جمعیت زدا»ی اربابان حاكم بر جهان پیوسته همه جا، در آسمان، مواد غذایی، واكسن ها، روندهای پزشكی، آب آشامیدنی، زمین و حتی در بدن ها وجود دارند تا به نسل های آینده انتقال یابند. و آنچه دراین طرح شیطانی حائز اهمیت و درعین حال مضحك می نماید، این است كه مردم این میان هیچگاه درجریان هیچ چیز و هیچ تصمیمی قرار نمی گیرند.
به عنوان مثال، سلاح های میكروبی از دیرباز به منظور كنترل جمعیت آزمایش و تولید گردیده است. عقیم سازی اجباری به عنوان ابزاری برای كنترل جمعیت ها محرمانه پا به كشورهای جهان سوم گذارده، از طریق تزریق واكسن های اجباری به زنان سبب تولد «نوزادان مرده» گردیده است. این فاجعه را «بی بی سی» در فیلمی مستند پیرامون زنان فیلیپینی و مكزیكی كه به منظور آزمایش واكسنی جدید علیه بارداری همانند خوكچه های آزمایشگاهی مورد استفاده قرارگرفته بودند، افشا كرده است. درگزارش های دیگری فاش شده است كه نوزادان سیاهپوست كه از والدینی كاملاً سالم متولد شده بودند، پیش از ترك بیمارستان در آفریقای جنوبی واكسنی دریافت كردند كه جملگی این طفلان را به بیماری مهلك ایدز مبتلا می ساخت. در بسیاری از قبابل هند، تا 80 درصد زنان این قبایل عقیم هستند.
دراین حال، درگزارش دكتر«ایگناسیو شاپلا» مكزیكی می خوانیم كه ذرتی «اسپرم كش» توسط شركت های تولید كننده مواد مخدر برروی مردم آزمایش گردیده است.«سیلویا ریبیرو» كه مدیریت دفاتر گروه «ای. تی. سی» را در مكزیك برعهده دارد، با اشاره به عقیم سازی اجباری مردم بومی، فاش می سازد كه شركت«اپیسیت كورپوریشن» در«كالیفرنیا» نوعی ذرت «اسپرم كش» تولید كرده است كه به عنوان یك سلاح میكروبی از توانایی بسیار بالایی برخوردار است.
سلاح های كشتار جمعی حاوی اورانیوم ضعیف شده كه درشمار سلاح های «متعارف» رده بندی گردیده اند، امروز از سوی تعداد فزاینده ای از كشورها، از جمله انگلیس، آمریكا، فرانسه، روسیه، چین، تركیه، تایلند، تایوان، مصر، بحرین، كویت، عربستان، هند، بلاروس، پاكستان، عمان و نیز رژیم صهیونیستی تولید می گردند. غالب این كشورها اورانیوم ضعیف شده مورد نیاز خود را از آمریكا تهیه می كنند، اما انگلیس، فرانسه و پاكستان خود به طور مستقل به تهیه آن می پردازند. این سلاح ها علاوه بر جنگ های فوق در جنگ هایی كه اسرائیل در آنها درگیر بوده نیز از سوی این رژیم مورد استفاده قرار گرفته است.
از سال 1987، تعداد 2100 آزمایش فقط در فرانسه انجام پذیرفته است. امروز ارتش های نزدیك به 50 كشور به سلاح های حاوی اورانیوم ضعیف شده مجهزند و تمامی انواع سلاح های آمریكایی - از گلوله های ساده گرفته تا خمپاره ها، موشك ها، كلاهك بمب های «بونكر بوستر» و بمب های هوشمند كه به وسیله ماهواره ها كنترل می شوند- نیز حاوی اورانیوم ضعیف شده اند.
دولت ها بیماری های مربوط به تشعشعات را از مردم خود پنهان می دارند. در واقع، یك اتحاد هسته ای بین المللی و مخفی پدید آمده كه بسیار قدرتمند است. انرژی هسته ای، تهیه عناصر لازم و بهای اورانیوم به طور كلی از سوی «سندیكای راتشیلد» كنترل می گردد. «تاكاشی هیروز»، روزنامه نگار ژاپنی، در مجموعه ای دوجلدی با نام «راتشیلدها» از مكانیسم های پنهان كنترل انرژی هسته ای توسط سندیكای «راتشیلدها» پرده برمی دارد. این خاندان از قرن ها پیش جز با خاندان های سلطنتی و اشراف جهان وصلت نكرده است. «لورن موره» در «ستاره مرده ملكه: بوش، چنی، هوارد و ملكه»، اتحاد پنهان اربابان قدرت و اهداف آنان را فاش ساخته، به «پرنس فیلیپ»، همسر ملكه انگلیس و از طرفداران پر و پاقرص «نسل كشی» اشاره می كند كه بارها گفته است: «اگر دوباره به دنیا می آمدم، دوست داشتم همانند یك ویروس آدمكش به زمین بازگردم و از سطح جمعیت بكاهم.»
استفاده از سلاح های حاوی اورانیوم ضعیف شده كه غالب كارشناسان بین المللی آن را جنایتی واقعی علیه بشریت توصیف می كنند، در جوی از بی تفاوتی عمومی و با «دعای خیر پدرانه» سازمان ملل و آژانس های بین المللی همچنان ادامه می یابد. سكوت در این زمینه نیز به لطف توافقنامه امضا شده میان «سازمان بهداشت جهانی» و «سازمان بین المللی انرژی اتمی» در سال 1959 تسهیل گردیده است. در بند 3 این قرارداد قید شده است كه دو نهاد فوق «می توانند به منظور حفظ خصوصیت محرمانه اطلاعاتی كه در اختیار آنان قرار گرفته، به اتخاذ برخی تصمیمات محدودكننده اقدام كنند.»
بدین سان، سازمان بهداشت جهانی از هرگونه حقی برای پرداختن به مسائل مربوط به تشعشعات و سلامت عموم بدون مجوز «سازمان انرژی اتمی» كه در خدمت «لابی هسته ای» قرار دارد، محروم است. خیانت اتحاد میان این دو نهاد سازمان ملل هرگز تاكنون به طور علنی فاش و محكوم نشده است. كارشناسان این نهادها كه پس از انفجار رآكتور مركز هسته ای «چرنوبیل» حكم به عدم تخلیه مناطق فوق آلوده اطراف این مركز داده بودند، امروز با پذیرفتن مسئله استفاده نظامی و غیرنظامی از اورانیوم ضعیف شده با همكاری فعالانه دولت ها و رسانه های غربی، بار دیگر در قبال مردمی كه در خطر به سرمی برند، مرتكب جنایت گردیده اند. تحقیقات در این زمینه نیز بسیار نادر بوده یا دستكاری و سانسور شده است، و یا به طور كلی انتشار نمی یابد. بدینگونه است كه، پنتاگون با تكیه بر گزارش چهار صفحه ای «سازمان بهداشت جهانی» مورخ ژانویه 2001، كوشیده است تا جهانیان را به بی خطر بودن اورانیوم ضعیف شده متقاعد سازد. این در حالی است كه «سازمان بهداشت جهانی» تحت فشار «آژانس انرژی اتمی» از سال 2001 انتشار گزارشات سه كارشناس برجسته پرتوهای هسته ای پیرامون پیامدها و خطرات اورانیوم ضعیف شده برای مردم را مسدود كرده است. امروز، بسیاری از شخصیت های بنام جهان مانند «روزالی برتل» اپیدمیولوژیست كانادایی متخصص در بیماری های مربوط به پرتوهای رادیو اكتیو، «رمزی كلارك» وكیل بین المللی و وزیر دادگستری اسبق آمریكا، و نیز بسیاری از انجمن های آمریكایی و فرانسوی می كوشند تا به منظور ممنوعیت بین المللی بی قید و شرط پژوهش، تولید، آزمایش، نقل و انتقال، نگهداری و استفاده از اورانیوم ضعیف شده برای اهداف نظامی، افكار عمومی را بسیج كنند.
می توان گفت كه اربابان قدرت برای برقراری نظم نوین جهانی، انباشت ثروت های كره زمین و افزایش هرچه بیشتر منافع خود، از هیچ سلاحی اعم از شیمیایی، الكترونیك، هسته ای، رادیواكتیو و هر وسیله ممكن دیگر، رویگردان نبوده و نیستند. در پس تمامی جنگ های داخلی و جنگ های كوچك و بزرگ 60 سال گذشته منافعی ویژه پنهان است و رد پای «هنری كیسینجر» در جای جای برنامه جمعیت زدایی و به كارگیری اورانیوم ضعیف شده یافت می شود. «كیسینجر» فردی بود كه «راكفلر»ها در محیط دانشگاهی كشف كردند، اما ارباب واقعی وی «جاكوب راتشیلد»و «قدرت پول» لندن به حساب می آید.

منابع: سایت های لوموند دیپلماتیك، وادكر، ویكیلیور، آرمه، آكرویوروپ، ایندیپندنت، ویكیپدیا، كستیون كریتیك، اینترنشنال جورنال او هلث سرویسز، آلترانفو، موندیالیزاسیون، و...
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

زمین در سیطره جاسوسی اربابان قدرت

پستتوسط najm134 » جمعه نوامبر 09, 2012 10:06 am

آمريكا متراكم ترين شبكه ماهواره هاي جاسوسي را داراست. مشخصات اين ماهواره ها كه بهاي هر يك از ميليارد دلار متجاوز است، كاملا سري و محرمانه است. ماهواره هاي جاسوسي كه به منظور رديابي هرچه بهتر و بيشتر جزئيات عموما در مدارهاي پايين تر قرار داده مي شوند، براي پاسخگويي به نيازهاي نظامي بارها مدار خود را تغيير مي دهند. به طور كلي، مي توان گفت كه اطلاعات اندكي پيرامون اين ماهواره ها در دست است. هيچ كس هنوز به درستي نمي داند دقيقا چه تعداد ماهواره وجود دارد، در كدام مدارها واقعند و به چه كشورهايي تعلق دارند!

اربابان قدرت فعاليت هاي جاسوسي را به فضا كشانده اند

كره زمين زير چشم ماهواره ها
بيش از نيم قرن است كه مردم جهان از تسخير فضا صرفا آنچه را مي دانند كه رسانه ها پيرامون پرتاب موشك ها، فرستادن انسان به فضا و تجسس در منظومه شمسي و كهكشان ها، به عبارت ديگر تمامي زمينه هايي كه ويترين رويارويي آمريكا و اتحاد شوروي در دوران جنگ سرد را تشكيل مي داده است، منتشر ساخته اند. اما، فعاليتي بسيار مهمتر به لحاظ اهداف مدنظر و نيز بودجه اختصاص يافته به آن، به طور كاملا پنهان سال هاست كه در جريان است، كه آن نيز جاسوسي به كمك ماهواره ها و طراحي سلاح هايي فوق پيشرفته به منظور كشاندن منازعه به فضاست! دراين راستا نيز، گنجينه هايي از نبوغ به كار گرفته شده وجنگ انديشه ها در جمع مهندسان و نظاميان غوغا كرده است، كه اوج آن را مي توان «جنگ ستارگان» ناميد. امروز، جاي جاي جهان زير «چشم و گوش» ماهواره هاي جاسوسي قرار دارد كه به ويژه آمريكايي اند، و اين درحالي است كه حدود 12 كشور جهان و حتي بسياري شركت هاي خصوصي نيز از «جاسوس هاي فضايي» خود برخوردار بوده و به طور كاملا مستقل عمل مي كنند. به عبارت ديگر، مي توان گفت كه امروز تقريبا همه كس زيرنگاه همه كس قرار دارد. اما، حاصل صدها ميليارد دلاري كه طي 5 سال گذشته صرف تجسس در فضا گرديده چه بوده، واقعيت اين جاسوس هاي فضايي چيست، از چه توانايي هايي برخوردارند و به چه كساني متعلق اند؟
ماهواره هاي جاسوسي امروز به يكي از مهمترين ابزارهاي سرويس هاي اطلاعاتي كشورهاي توسعه يافته مبدل گرديده اند، به گونه اي كه حدود 95 درصد اطلاعات محرمانه رده بندي شده از اين ماهواره ها به دست مي آيد.
در واقع، ماهواره ها در انواع گوناگون خود انقلابي در زندگي افراد بشر پديد آورده اند. به عنوان مثال، ماهواره هاي ارتباطاتي جهان مان را به «دهكده اي جهاني» مبدل ساخته اند كه هر آنچه در آن رخ مي دهد بلافاصله به چهار گوشه جهان انتشار مي يابد. پخش نخستين برنامه هاي تلويزيوني از قاره اي به قاره ديگر در اواسط سال هاي دهه 1960 انجام پذيرفته است. امروز، روزانه گزارش هايي از دور افتاده ترين نقاط كره زمين دريافت مي داريم كه به وسيله ماهواره ها انتقال يافته اند. انتقال هاي ماهواره اي نه تنها به كار اطلاع رساني مي آيد، بلكه تأثيري عمده و گاه سرنوشت ساز بر جريان رويدادها دارد. بدين سان، در بسياري منازعات مخابره اخبار از سوي گزارشگران به سراسر جهان اغلب سران سياسي و نظامي را به «خويشتنداري» واداشته است.
دراين حال، ماهواره هاي هواشناسي ما را در پيش بيني تغييرات آب و هوايي ياري داده، همچنين به ما اجازه مي دهند روند تولد و يا جابه جايي توفان ها و گردبادها و نيز تحولات حاصل در پديده هاي طبيعي مانند سيل ها، آتشفشان ها و... را پيگيري كنيم. ماهواره هايي ديگر به مشاهده جو زمين، اقيانوس ها و زمين، پيگيري روند ذوب يخ ها و غيره اختصاص يافته اند.
از جنگ سرد تا جنگ ستارگان
مي توان گفت كه سرويس هاي اطلاعاتي احتمالا به اندازه تاريخ جهان عمر دارند. در واقع، از همان آغاز انسان پيوسته در جست وجوي آن بوده كه بداند چه كساني در جوار سرزمين وي سكونت دارند، چگونه و با چه هدفي زندگي مي كنند، سرگرم كار خود هستند يا درصدد وارد آوردن ضربه اي به همسايه، و... و چنانچه اين همسايگان به قبيله و يا نژادي ديگر تعلق داشتند، اطلاعات به دست آمده نيز مي توانست براي بقاي افرادي كه جامعه اي را در سرزمين خود تشكيل مي دادند، بسيار حياتي باشد.
ژنرال هاي نامداري چون «ژول سزار»، «ناپلئون بناپارت» و يا «جرج واشنگتن» به منظور شناخت مقاصد دشمنان خود، پيروزي بر آنها و يا به بند كشيدن استقلال شان، به عمليات مخفي متعدد دست زده اند. در سال هاي دهه 1930، «اف بي آي» كه در آن زمان سرويس هاي جاسوسي را نيز دربرمي گرفت، با حمله به سرويس هاي ضدجاسوسي آلماني و ژاپني ده ها مأمور مخفي را كه با نفوذ به سرويس هاي غربي اقدام به خرابكاري كرده بودند، دستگير كرد. پليس فدرال آمريكا همچنين موفق گرديد شوروي ها را كه سعي در نفوذ به دولت و نهادهاي اقتصادي آمريكا را داشتند، سركوب كند.
در سال 1941، همان هنگام كه «هنري سيمسون»، وزير خارجه آمريكا، همه جا داد سخن مي داد كه: «اشخاص محترم نامه هاي يكديگر را نمي خوانند»، آمريكا خود شبكه اطلاعاتي جهاني بسيار پيشرفته اي تأسيس كرده و آن را «ورلد كلاس» ناميده بود. در فاصله ميان دو جنگ جهاني، نيروي دريايي آمريكا نخستين سيستم هاي كدگذاري ديپلماتيك ژاپن- «ماشين سرخ» معروف- را مختل كرد.
بخش علوم و تكنولوژي سازمان «سيا»- كه در سال 1947 با هدف هماهنگ ساختن فعاليت هاي اطلاعاتي آمريكا و در عين حال، برآورد و انتشار اطلاعاتي كه ممكن بود امنيت ملي را به خطر اندازند، تأسيس گرديد- نيز در تدوين روش هاي جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات سهم بسزايي داشته است. همچنين، سازمان «سيا» است كه مهمترين ماهواره هاي جاسوسي آمريكا (از نوع «كي هول») و نيز هواپيماهاي جاسوسي «يو-2»، «اي-12»، «اورورا» و... طراحي كرده است. ماهواره ها و فعاليت هاي اطلاعاتي به آمريكايي ها اجازه داده اند تجارب خود را در زمينه سلاح هايي چون موشك ها و سيستم هاي فضايي گسترش دهند. بسياري از برنامه هاي آمريكا در زمينه جمع آوري اطلاعات به طور مستقيم از نخستين سيستم هاي راه اندازي شده توسط «سيا» منشأ گرفته است.
اين نكته را نيز بايد متذكر شد كه تلاش هاي تكنولوژيك «سيا» گاه به حوادثي جبران ناپذير انجاميده است. به عنوان مثال، آزمايش هاي انجام گرفته به كمك «ال اس دي» كه با كد «امكوكترا» شناخته مي شود، به خودكشي «فرانك اولسون»، «دانشمند نظامي» در سال 1953 انجاميد. صرفا 22 سال بعد بود كه خانواده وي به حقيقت مرگ او پي بردند. همچنين، خودنويس هاي سمي و صدف هاي انفجاري متعدد با انگيزه به قتل رساندن «فيدل كاسترو»، رهبر كوبا، ساخته شد. «سيا» حتي از گربه ها و پرندگان نيز با كار گذاردن ابزار جاسوسي در سر و بدن آنها براي جمع آوري اطلاعات استفاده كرده است. امروز نيز انواع «جاسوس هاي پرنده» الكترونيك با اهداف جاسوسي و يا نظامي به كار گرفته مي شوند. بايد گفت كه قتل رئيس جمهور «كندي»، «رابرت كندي»، «مارتين لوتركينگ» و نيز، ميليون ها قرباني ويتنام، السالوادور و غيره بر دوش سازمان «سيا» سنگيني مي كند. و البته، اقدامات نظامي اين سازمان در كويت و يا عراق نيز نبايد به فراموشي سپرده شود. آرشيوهاي از رده بندي خارج شده دانشگاه «جرج واشنگتن» اطلاعات گسترده اي در اين زمينه در اختيار علاقه مندان قرار مي دهد.
به هر شكل، معاهده سال 1967 در باره فضا و بهره برداري از آن، قرار دادن هرگونه سلاح هسته اي و يا كشتار جمعي در مدار زمين را ممنوع مي سازد، اما به هيچ وجه مانع از استفاده از ماهواره هاي جاسوسي و يا بهره گيري نيروهاي نظامي مستقر در زمين از كمك هاي اين ماهواره ها نمي شود. امروز، مدرن ترين ارتش ها بيش و كم به مجموعه اي از ماهواره هاي نظامي، به ويژه جاسوسي، ارتباطي و موقعيت ياب وابسته اند. اما، هيچ يك از اين ماهواره ها تاكنون به توانايي هاي تهاجمي مجهز نگرديده است.
يك «ماهواره جاسوسي» ماهواره اي ساخته دست بشر است كه هدف آن جمع آوري اطلاعات نظامي و يا امنيتي پيرامون كشورهاي مختلف جهان و يا شناسايي استعدادها و تأسيسات نظامي و غيرنظامي كشورهاست، و اين كار غالبا بدون اطلاع اين كشورها صورت مي پذيرد. ماهواره هاي جاسوسي به پيشرفته ترين وسايل شناسايي مانند رادارها و دوربين هاي عكاسي و مادون قرمز با لنزهايي بسيار قدرتمند مجهز و قادرند از ارتفاع 200 كيلومتري زمين اشيايي به طول 10 سانتيمتر را مشاهده كنند، به همين دليل نيز در انواع فعاليت نظامي جاسوسي مانند عكسبرداري، استراق سمع و ضبط ارتباطات راديويي مورد استفاده قرار مي گيرند. بدين سان، حاصل كار ماهواره هاي جاسوسي نظامي و يا «تجاري» دريافت اطلاعاتي است كه مي توانند به اتخاذ تصميمات استراتژيك كمك كنند. تصاوير به كمك ارتباطات هرتزي به زمين ارسال گرديده و يا در شكل فيلم هايي قرار دارند كه در كپسول هاي مخصوص گنجانده شده اند. البته، بايد گفت كه روش دوم بسيار قديمي است و به ندرت مورد استفاده قرار مي گيرد.
از سال 1958 (پرتاب «اسپوتنيك»)، شوروي/ روسيه و آمريكا حدود 3هزار ماهواره نظامي به فضا پرتاب كرده اند كه 80درصد اين ماهواره ها صرفا به شوروي تعلق داشته است. آمريكايي ها از ماهواره هايي با ابعاد بزرگتر و طول عمر بيشتر استفاده مي كنند. امتياز عمده ماهواره ها اين است كه از مانع «حاكميت ملي» عبور كرده، قادرند كل خاك كشورهاي مدنظر را پوشش دهند.
ساختن يك ماهواره زمان (5تا 8سال) و هزينه بسيار مي طلبد و به پايگاه پرتاب و تأسيسات زيربنايي گسترده براي تجزيه و تحليل اطلاعات جمع آوري شده نيازمند است. به همين دليل نيز، ماهواره ها به بهترين وسيله جاسوسي قدرت هاي بزرگ كه از توانايي هاي فضايي برخوردار بوده، قادرند شبكه اي از ايستگاه هاي زميني براي خود به وجود آورند، تبديل گرديده اند.
از هنگام پايان جنگ سرد، حدود پانزده كشور از جمله چين، انگليس، فرانسه، هند، ژاپن، آلمان، ايتاليا، پاكستان، مصر، تايلند، مالزي، تايوان، آفريقاي جنوبي، عربستان سعودي، كره جنوبي و نيز رژيم صهيونيستي خود به تنهايي و يا به كمك ديگر كشورها ماهواره جاسوسي با هدف نظامي و يا غيرنظامي در مدار زمين قرار داده اند كه آنها را به لحاظ اطلاعاتي «خودكفا» مي سازد. به عنوان مثال، اسرائيل به منظور جاسوسي از همسايگان خود به اين گونه توانايي بسيار نيازمند و وابسته است. هند به پاكستان و چين چشم دوخته، و چين نيز در زيرنگاه هاي تايوان قراردارد. در حالي كه، ژاپن سعي در برآورد تهديدهاي هسته اي و موشك هاي بالستيك كره شمالي دارد.
به عبارت ديگر، پايه هاي قدرت «جاسوسي فضايي» آمريكا و روسيه كه در طول جنگ سرد بسيار بارز بود، با پيدايش اين كشورهاي «نوظهور» سست گرديده است. علاوه بر اين، در حالي كه ماهواره هاي نظامي درگذشته صرفاً از سوي كشور دارنده اين گونه ماهواره ها پرتاب مي شد، امروز وضعيت كاملا تغيير يافته است. به عنوان نمونه، ماهواره هاي نظامي آلمان و يا ديگر كشورها از سوي روسيه و از پايگاه فضايي «بايكونور» قزاقستان به فضا پرتاب مي گردد.
بدين ترتيب، ارتش هاي مدرن امروز ديگر قادر به چشم پوشي از خدمات ماهواره ها نيستند و روز به روز نيز بيشتر به فضا وابسته مي شوند. در واقع، بايد گفت كه فضاي نظامي اهميتي فزاينده در عمليات نظامي استراتژيك و يا تاكتيك يافته است.
دقت يك ماهواره جاسوسي نظامي رازي است كه به خوبي از آن محافظت مي شود. تحليلگران آن را 15تا 30 سانتيمتر براي ماهواره هاي آمريكايي و روس و يك متر براي ماهواره هاي فرانسوي برآورد مي كنند. اين ميزان دقت سبب مي گردد تا صرفا سطحي كوچك توسط دوربين هاي ماهواره پوشش داده شود. به عنوان مثال، پوشش منطقه عمليات در طول جنگ خليج فارس به 1500 تصوير ماهواره اي و سه روز وقت نياز پيدا كرد. بنابراين، ماهواره هاي نظامي بايد كه به بهترين وجه سازش لازم را ميان «دقت مورد نياز» (كه خواسته فرماندهان يگان هاي زميني براي كشف تله ها و ترفندهاي دشمن است) و «تازگي» اطلاعات برقرار سازند. توانايي جذب و تجزيه و تحليل ايستگاه هاي زميني (يك ماهواره جاسوسي به راحتي 2گيگااوكتت تصوير در دقيقه ارسال مي دارد) و نيز مهارت تحليلگران آن به اندازه توانايي هاي خود ماهواره حائز اهميت است. ماهواره هاي جاسوسي كه غالباً در ارتفاعات پايين تر قرار داده مي شوند، قادرند ظرف كمتر از 2ساعت به دور زمين گردش و تصاويري دقيق از اهداف مورد نظر تهيه كنند.
در واقع، از اوت 1945 بود كه نظاميان آمريكايي به اين فكر افتادند كه ماهواره ها مي توانند در هدايت عمليات نظامي به ويژه در زمينه اطلاعاتي بسيار مؤثر واقع گردند. با اين حال، بايد منتظر پرتاب نخستين ماهواره (4اكتبر 1957) از سوي شوروي بمانيم تا «فضاي نظامي» شكل بگيرد و به يكي از موضوعات عمده جنگ سرد مبدل گردد.
در سال 1958، آمريكا كه در برابر افزايش تهديد شوروي در زمينه موشك هاي استراتژيك مستأصل مانده، قادر به برآورد وسعت اين تهديد نيز نبود، تصميم گرفت در كنار هواپيماهاي جاسوسي خود (يو-2) ماهواره هاي جاسوسي را نيز به كار گيرد (برنامه «كورونا»).بدين شكل، بين سال هاي 1960 تا 1972 تعداد 145 ماهواره «كي هول» به فضا پرتاب گرديد و اين ماهواره ها 866 هزار تصوير را كه معادل 88 بار كل خاك شوروي را با دقتي كه به تدريج از 10متر به 60سانتيمتر كاهش يافت پوشش مي دادند، به زمين ارسال كردند. از اواسط دهه بعد، آمريكا ماهواره هايي پيشرفته تر در مدار زمين قرار داد كه وزن آنها بين 15 تا 18تن بود و ذخيره سوخت شان به آنها اجازه مي داد از مدار «پاركينگ» خود واقع در ارتفاع حدود 400كيلومتري، تا ارتفاع 160كيلومتري زمين پايين آمده، و پس از تهيه تصاوير مورد نياز با دقتي معادل 10سانتيمتر، به موقعيت پيشين خود بازگردند. اين ماهواره ها قادر بودند در پرتوهاي مرئي مادون قرمز و امواج رادار به خوبي «ببينند». نتيجه آن كه، آمريكا از 30سال پيش دورافتاده ترين نقاط كره زمين را نيز زير چشمان جاسوسان فضايي خود دارد.
به موازات آن، از سال 1958 ماهواره هايي در مدار زمين قرار گرفته اند كه قادرند پرتاب موشك هاي بالستيك دشمن را بلافاصله رديابي كنند. همچنين، ماهواره هاي جاسوسي استراق سمع (مانند «مركوري») هر يك ماهانه نزديك به 100ميليون ارتباط راديوالكتريك را شنود مي كنند. به جمع اين ماهواره ها، ماهواره هاي ارتباطي تاكتيك و استراتژيك، ردياب انفجارهاي هسته اي، نظارت هوايي و دريايي، نقشه برداري، هواشناسي، هدايت مهمات و مطالعه بر روي شكل و ابعاد كره زمين نيز افزوده مي شوند. در طول جنگ سرد، به ترتيب 77 و 60درصد ماهواره هاي پرتاب شده از سوي شوروي و آمريكا، نظامي بودند. بين سال هاي 1962 تا 1987، اتحاد شوروي 712 ماهواره جاسوسي- به عبارت ديگر، به طور متوسط 28 ماهواره در سال- به فضا پرتاب كرده است.
بنابراين، عمده تلاش ها بر تهيه تصاوير، شنود، موقعيت يابي و برقراري ارتباط متمركز بوده است. به موازات آن نيز، بودجه هايي هنگفت به پژوهش هاي تسليحاتي- فضايي و توليد سلاح هاي فضايي به منظور كشاندن منازعات به فضا اختصاص يافته است. طي سال هاي اخير، چين و آمريكا آزمايشات متعددي به انجام رسانده اند كه به انهدام ماهواره ها به وسيله موشك هايي كه از زمين، هواپيما و يا كشتي پرتاب شده اند، منجر گرديده است.
ماهواره هاي ضدماهواره نيز از ديگر توليدات قدرت هاي بزرگ به ويژه اتحاد شوروي بوده است. اما، به غير از سيستمي از بمب هاي هسته اي شوروي كه در سال هاي 1968 تا 1983 با هدف قرار گرفتن در مدار زمين ساخته شدند، به دليل مخالفت كنگره آمريكا هيچ سيستم جنگي ديگري مدنظر قرار نگرفت.
فضا در تصرف ماهواره ها
آمريكا متراكم ترين شبكه ماهواره هاي جاسوسي را داراست. مشخصات اين ماهواره ها كه بهاي هر يك از ميليارد دلار متجاوز است، كاملا سري و محرمانه است. ماهواره هاي جاسوسي كه به منظور رديابي هرچه بهتر و بيشتر جزئيات عموما در مدارهاي پايين تر قرار داده مي شوند، براي پاسخگويي به نيازهاي نظامي بارها مدار خود را تغيير مي دهند. به طور كلي، مي توان گفت كه اطلاعات اندكي پيرامون اين ماهواره ها در دست است. هيچ كس هنوز به درستي نمي داند دقيقا چه تعداد ماهواره وجود دارد، در كدام مدارها واقعند و به چه كشورهايي تعلق دارند!
در آمريكا، دو ارگانيسم مسئوليت ماهواره هاي جاسوسي را برعهده دارند: سازمان «سيا» و «آژانس امنيت ملي». اين دو آژانس نقشي كاملا يكسان ايفا نمي كنند. همان گونه كه پيشتر نيز بدان اشاره شد، «سيا» در سال 1947 با هدف هماهنگ ساختن فعاليت هاي اطلاعاتي آمريكا و در عين حال، برآورد و انتشار اطلاعات مربوط به امنيت ملي اين كشور تاسيس گرديد. بودجه اختصاص يافته به اين سازمان- كه رقم آن به طور دقيق مشخص نيست- به كار محافظت از آمريكا و منافع آن در خارج از اين كشور مي آيد. «آژانس امنيت ملي» در سال 1952 در دوران حكومت رئيس جمهور «ترومن» تاسيس گرديده و ماموريت آن ارائه اطلاعات و انجام مأموريت هاي فوق امنيتي با همكاري سرويس هاي ارتش آمريكاست. اين سازمان به مرور زمان در همه گونه فعاليت مربوط به كدگذاري و رمزگشايي نظامي و يا غيرنظامي، و البته مبارزه با تروريسم تخصص يافته و همانند «سيا» مسئوليت امنيت ارتباطات در خاك آمريكا و متعلقات آن را برعهده گرفته است.
«آژانس امنيت ملي» همچنين- و باز هم همانند «سيا»- يك شبكه اطلاعاتي بين المللي نيز راه اندازي كرده است. بدين سان، آژانس مزبور شنود مداوم ارتباطات دوربرد جهان (تلفن همراه، فكس، پست الكترونيك، نقل و انتقالات انفورماتيك) و تصاوير ماهواره اي را برعهده دارد. طبق اظهارات «جان پايك»، كارشناس امور اطلاعاتي آمريكا، «آژانس امنيت ملي» نزديك به 85درصد ارتباطات دوربرد جهان را كنترل و به كمك رايانه هاي برتر تجزيه و تحليل مي كند. اين جريان اطلاعات پيوسته از سوي حدود 50 ايستگاه كه در 20 كشور از پنج قاره جهان واقعند، تغذيه مي شود. ايستگاه هاي مزبور مسئوليت «گوش دادن» به سيگنال هاي منتشره از سوي ماهواره هاي مخابراتي (غالباً «اينتل ست») را برعهده دارند. مهمترين اين ايستگاه ها در انگليس، نيوزلند، استراليا، ژاپن و آلمان قرار گرفته اند. معروفترين ماهواره هاي نظامي جاسوسي عبارتند از:
¤ اسپوتينك: نخستين ماهواره ساخت دست بشر بود كه در 4 اكتبر 1957 توسط شوروي به فضا پرتاب شد. اين ماهواره كروي شكل قطري برابر با 58 سانتيمتر داشت، وزن آن 6/83 كيلوگرم بود و ظرف حدود 98 دقيقه يك بار به دور زمين مي چرخيد.
¤ گلوناس: برنامه «گلوناس» شوروي در سال هاي دهه 1980 در طول جنگ سرد شكل گرفت. ماهواره هاي تشكيل دهنده اين سيستم نام «توفان» را دارند، وزنشان به 1413 كيلوگرم مي رسد و به صورت گروه هاي 3 ماهواره اي در مدارهايي به ارتفاع 19130 كيلومتري زمين قرار مي گيرند.
¤ رورست: نامي است كه غربي ها به خانواده اي از ماهواره هاي جاسوسي شوروي داده اند كه بين سال هاي 1971 تا 1988 با هدف نظارت به تحركات ناوهاي ناتو به فضا پرتاب شدند.
«كاسموس»، «آلماز»، «يانتار» و «زنيت» از جمله ديگر ماهواره هاي روس به شمار مي روند. «كاسموس 954» در كانادا سقوط كرد در حالي كه حاوي مواد راديواكتيو بود. در فوريه 1983، يك ماهواره جاسوسي روسيه (كاسموس 1402) در جو زمين بر فراز اقيانوس آرام منفجر گرديد.
¤ ماهواره هاي جاسوسي «كي هول»: در سال 1959، آمريكايي ها 16 نمونه از نخستين مدل ماهواره هاي جاسوسي خود را با نام «كي اچ- اكورونا» به فضا پرتاب كردند، كه از اين تعداد 7 پرتاب با شكست روبرو گرديد. بعدها، مدل هاي ديگري از «كي هول» («كي اچ- 4بي»، «كي اچ- 5آرگون»، «كي اچ- 6 لانيارد») در مدار زمين قرار گرفت.
¤ لاكروس/ اونيكس: اين ماهواره در دسامبر 1988 با هزينه اي معادل 500 ميليون دلار توسط «ناسا»، آژانس فضايي آمريكا، ساخته شد. «لاكروس» به آنتن هايي مستطيل شكل به طول 16 و عرض 4 متر مجهز است كه دريافت سيگنال هاي ضعيف زميني را ممكن مي سازد.
از جمله ديگر ماهواره هاي جاسوسي آمريكا مي توان به «كورونا»، «ساموس»، «ولا»، «ميستي/ زيركونيك»، «كاسار»، «ورتكس/ چالت» و... اشاره كرد.
بعدها، بسياري كشورهاي ديگر نيز ماهواره هاي خود را به فضا پرتاب كردند، و از جمله اين كشورها: آلمان (سار- لوپه-1-5)، چين (فان هويي شي ويسينگ)، هند (تكنولوجي اكسپريمنت ساتلايت)، فرانسه (هليوس اآ و اب، هليوس 4-آ، هليوس 2ب)، انگليس (زيركن)، اسرائيل (اوفق)، ژاپن (اينفورميشن گاترينگ ساتلايت)، مصر (اجيپت ست1، غيرجاسوسي)، كره جنوبي (آريرانگ-2)، ايتاليا (كوسمو- اسكاي مد)، و...
طبق افشاگري هاي اخير سايت «ويكيليكس» كه در روزنامه نروژي «آفتن پوستن» به چاپ رسيده است، آمريكا و آلمان به رغم مخالفت هاي شديد فرانسه هم اكنون به طور محرمانه درحال ساخت ماهواره هاي جاسوسي جديد هستند. اين پروژه كه «هيروس» نام گرفته است، ساخت تعدادي نامعلوم ماهواره جاسوسي فوق دقيق را پيش بيني مي كند كه قادر خواهند بود اجسام را از فاصله 50سانتيمتري تشخيص داده، تصاوير آنها را بسيار سريع تر از ماهواره هاي كنوني به زمين ارسال دارند، و يا به تهيه تصاوير مادون قرمز درشب بپردازند. اين برنامه تحت كنترل كامل سرويس هاي امنيتي آلمان و آژانس فضايي اين كشور به اجرا درخواهد آمد و 70 درصد تصاوير دراختيار اربابان قدرت و بازيگران خصوصي قرارخواهدگرفت.
درسال 2007، آژانس هاي دولتي آمريكا مختصات فضايي ماهواره هاي اطلاعاتي فرانسه را در اينترنت منتشر ساختند. در فرانسه، رادار نظارت فضايي «گراوس» 30 ماهواره جاسوسي آمريكايي را كه تا آن زمان تنها آژانس هاي اطلاعاتي بزرگ از وجود آنها مطلع بودند، رديابي و فرانسه تهديد كرد در صورتي كه آمريكا به اين فعاليت خود پايان ندهد، مختصات فضايي اين ماهواره ها را افشا خواهد كرد.
اشلون يا «گوش هاي بزرگ جهان»!
امروز، مي دانيم كه «گوش» هايي بزرگ پيوسته مكالمات مان را در آسمان، زمين و زير درياها شنود مي كنند. شبكه اي جاسوسي كه قادر است تمامي مكالمات تلفني جهان، مكالمات دولت ها، شركت ها و افراد را بشنود. هيچكس و هيچ چيز از اين استراق سمع گسترده در امان نيست. مكالمات تلفني، فكس ها، پست هاي الكترونيك، راديوها، پيامك ها و... همه و همه با دقت تمام مطالعه و تجزيه و تحليل مي شود! درصدر اين «ماشين» بزرگ جاسوسي كه «اشلون» نام گرفته، «آژانس امنيت ملي» قرار دارد. اما، آمريكا به منظور گسترش قدرت خود، كشورهاي ديگري چون انگليس (ستاد ارتباطات كل)، استراليا (سياست امنيت دفاعي)، نيوزلند (دايره امنيت ارتباطات كل) و كانادا (مقر امنيتي ارتباطات) را نيز شريك ساخته است، كه تنها كشورهايي هستند كه مي توانند از اطلاعاتي كه «اشلون» به دست مي آورد بهره مند گردند. كارشناسان رقم اين هم پيمانان را دست كم 10كشور (ازجمله نروژ، دانمارك و كره جنوبي) ذكر مي كنند.
و البته، مشكل همين جاست! چرا كه، كشورهايي كه از اين«اتحاد مقدس» جاسوسي بين المللي حذف گرديده اند (و درصدر آنها، فرانسه و كشورهاي اروپاي مركزي) خود را هدف عمده اين شبكه مي بينند. وگرنه، دليل وجود «اشلون» چيست؟
«آژانس امنيت ملي» درآغاز با هدف رديابي و ضبط ارتباطات استراتژيك بلوك سابق كمونيست در اروپا تأسيس گرديد، اما از هنگام پايان جنگ سرد (1989) و سقوط اتحاد شوروي(1999) ديگر دشمني باقي نمانده است. با اين حال، اين مانع از آن نمي گردد كه تعداد آنتن ها و ابعاد ايستگاه هاي استراق سمع به طور منظم افزايش يابد. از ديدگاه «گيوم واكي»، سردبير مجله «لوموند دو رانسنيومان»، هدف آمريكا الزاماً شنود سراسر كره زمين نيست، بلكه بيشتر ايجاد روابط وابستگي با برخي كشورهاست. اين راهكار همچنين روشي به منظور تشويق آنان به انصراف از ايجاد شبكه اي خودمختار و وابسته ساختن سيستم اطلاعاتي آنان به آمريكاست. امروز، قدرتي كه هنوز در زنجيره اطلاعاتي خود تكامل نيافته باشد، قدرتي «كور» است. اين كه بگوييم:«بفرماييد، من اين اطلاعات را دراختيار شما قرار مي دهم»، به منزله ايجاد يك وابستگي وحشتناك به اندازه وابستگي به مواد مخدر است. در 90 درصد موارد، مي توان از كشور «ميزبان» هرگونه اطلاعات مورد نياز را طلب كرد، اما در 10درصد باقي مانده اطلاعاتي كه به واقع حائز اهميت است، ممكن است «دستكاري» شود. چرا كه، با ارائه اين اطلاعات كشور ميزبان آنچه را كه در راستاي منافع خودش است، دراختيار كشور متقاضي قرارمي دهد.
به گفته واشنگتن (كه در3 فوريه 2000 مجبور به اعتراف به وجود شبكه «اشلون» شد)، شبكه جهاني استراق سمع صرفاً به كار مبارزه با جنايات سازمان يافته، تروريسم، قاچاقچيان مواد مخدر، فروش سلاح هاي ممنوع و يا پولشويي مي آيد. اما، اگر اين چنين است دليل پنهان نگاهداشتن اين «راز بزرگ» چيست؟ به چه علت ديگر كشورها نبايد به اين «باشگاه بسته» راه يابند، مگر نه اينكه دراين صورت «مبارزه» مؤثرتر واقع خواهد گرديد؟
درواقع، رازي كه«اشلون» را دربرگرفته هرگونه برآورد دقيق توانايي ها و منافع واقعي «پنج» عضو باشگاه را دشوار مي سازد. هيچ كس در حال حاضر نمي داند چه تعداد پرسنل به طور مستقيم در شبكه جهاني به كار مشغولند، تنها مي توان گفت كه «آژانس امنيت ملي» خود بيش از 38 هزار پرسنل دارد. «اشلون» همچنين 120 ماهواره جاسوسي در اختيار دارد كه كوچكترين ارتباط خصوصي را رهيابي و ضبط مي كنند. كافي است كه اين ارتباط ازطريق ماهواره انجام پذيرد! كابل هاي مسي قطور در اعماق اقيانوس ها- كه قاره ها را به هم پيوند مي دهند- نيز قابل اعتماد نيستند، چرا كه از 30 سال پيش آمريكايي ها اين عادت موذيانه را يافته اند كه از زيردريايي ها براي اتصال سيستم هاي شنود خود استفاده كنند. در مورد ترافيك فيبرهاي نوري و يا پست الكترونيك نيز به همين منوال مي گذرد! حال، با توجه به اين كه شبكه اينترنت از آمريكا ريشه گرفته است، حتي پيام هايي كه براي رسيدن به مقصد تنها بايد «چندمتر» را طي كنند، از زيرساخت هاي آمريكايي گذر مي كنند. درنهايت، توانايي شنود «اشلون» حدود 2 ميليارد ارتباط خصوصي در روزاست.
شبكه «اشلون» علاوه بر 120 ماهواره خود، هواپيماها و كشتي هاي «آژانس امنيت ملي» همچنين مجموعه اي از ايستگاههاي زميني از جمله سفارتخانه ها را نيز دراختيار دارد. پايگاههاي انفورماتيك «آژانس امنيت ملي» به وسعت 4هكتار كه در زير مقر اين آژانس قرار دارند، و 31 ماشين حساب برتر آن نيز كاملا به كار «اشلون» مي آيد. كارشناسان «آژانس امنيت ملي» امروز افكار خود را بر برنامه هايي متمركز ساخته اند كه قادرند اطلاعات به دست آمده را با سرعتي برابر با 100 ترافلوپس پردازش كنند. اين بدان معناست كه صدها تريليون عمليات ظرف يك ثانيه پردازش مي گردد!
«دفتر شناسايي ملي» متشكل از 2هزار پرسنل تعمير ماهواره ها را برعهده داشته، تصاوير به دست آمده از آنها را دراختيار سرويس هايي كه بدانها نيازمندند (اساسا «سيا») قرار مي دهد. بودجه اين سازمان 2/6 ميليارد برآورد مي شود. «ايميج اينتليجنت» با بودجه اي برابر با 7 ميليارد دلار، به جاسوسي به وسيله ماهواره هاي عكاسي و رادارها مي پردازد. «آژانس امنيت ملي» به نوبه خود بودجه اي در اختيار دارد كه به 307 ميليارد دلار بالغ مي شود.
انواع جاسوسي از جمله نظامي، سياسي، اقتصادي و... در شبكه «اشلون» انجام مي پذيرد اما، به گفته يك مقام اين سازمان، اولويت هاي شبكه جاسوسي نظامي و سياسي است. سياسي، زيرا كه آگاهي به گرايش هاي يك دولت خارجي و يا محتواي مبادلات ديپلماتيك هميشه «خوب» است. اقتصادي، زيرا كه درسراسر جهان شركت ها و كارخانجات براي فروش هواپيماها، ساخت مراكز هسته اي، ساخت رايانه هوشمند، صادرات كالا و غيره، پيوسته درگير يك جنگ تجاري واقعي اند! و رقابت به حدي است كه هرگونه اطلاعات «اشلون» مي تواند شركتي را در يكي از پنج قاره جهان بر ساير شركت ها برتري دهد.
به طور كلي، در مورد نحوه فعاليت «اشلون» مي توان گفت كه ايستگاه هاي گيرنده آن كه در سراسر جهان مستقرند، كليه ماهواره ها، طول موج هاي كوتاه و نقل و انتقالات ارتباطاتي سلولي و فيبرنوري را به دام انداخته، آنها را به منظور تجزيه و تحليل دقيق محتوا به انبوه رايانه هاي برتر «آژانس امنيت ملي» ارسال مي دارند.
محدوديت ها؟!
مسئول «دفتر شناسايي ملي» مدعي است: «ماهواره هاي جاسوسي آمريكا قادرند فردي را در حياط منزلش شناسايي كنند، روزنامه اي را كه در دستانش قرار دارد بخوانند و عكسي از چهره اش تهيه كنند!» با اين حال، چشمان تيزبين و گوش هاي تيز اين ماهواره هاي «فوق قدرتمند» هنوز هم نتوانسته اند «اسامه بن لادن» را شناسايي كنند و يا از محل اختفاي وي آگاهي يابند! چه تعداد موشك هدايت شونده ليزري و ماهواره اي به پناهگاه هاي احتمالي «صدام» شليك گرديد بي آن كه به هدف اصابت كند؟
اظهارات فوق در واقع اطلاعاتي غلط و تفاسيري نادرست- از نوع «ماهواره هاي جاسوس قادرند مخلفات شام و ناهار و يا ساندويچ شما را تشخيص داده، حتي تيترهاي روزنامه هايتان را بخوانند!»- از طريق رسانه ها در اختيار مردم قرار مي دهد. پيشرفته ترين ماهواره هاي نظامي كنوني نه تنها از اين گونه توانايي ها بي بهره اند، بلكه هنوز تا دستيابي به آنها راه بسيار است. درحال حاضر، بيشترين «دقتي» كه كارشناسان به طور غيررسمي بدان اشاره دارند به زير 10 سانتيمتر نمي رسد، كه اين ميزان دقت شناسايي يك چهره را مقدور نمي سازد چه رسد به خواندن تيترهاي روزنامه ها! علاوه بر محدوديت هاي دقت- و بدون در نظر گرفتن اختلالات آب و هوايي و جوي- بهترين ماهواره هاي نظامي قادر به ديدن آن سوي ديوارها نيستند. بنابراين، ادعاي مشاهده پناهگاه هاي زيرزميني و يا درون غارها كاملاً بي معناست! حال، اگر چه اين ادعا كه گيرنده هاي رادارهاي روز به روز پيشرفته تر اين محدوديت ها را تا حدي جبران مي سازند، اما دقت آنها به وضوح كمتر از گيرنده هاي نوري است. بدون شك، قدرت ميكروپردازشگرها پيشرفت هاي چشمگيري را در زمينه رديابي فضايي ميسر ساخته است، اما اين پيشرفت ها هنوز با آنچه در فيلم هاي تخيلي مشاهده مي شود، بسيار فاصله دارند. اين نكته را نيز بايد يادآور شد كه ماهواره هايي كه از دقت بالايي برخوردارند، «مشاهده بدون وقفه» را ممكن نمي سازند. در واقع يك ماهواره نظامي جاسوسي در مدار پايين موسوم به «هليو سينكرون» (زير 1500 كليومتر ارتفاع) قرار گرفته، به طور مداوم به دور زمين مي چرخد، همين امر نيز امكان نظارت دائم هدف مورد نظر را از بين مي برد. هرچه دقت بالاتر باشد، وسعت منطقه مدنظر نيز به ناچار كاهش مي يابد. براي دستيابي به تصويري دائم كه منطقه اي وسيع را پوشش دهد، بايد كه ماهواره در مدار «ژئو استاسيونر»، در ارتفاع 36 هزار كيلومتري زمين، قرار گيرد. اما، مداري با اين فاصله از زمين محدوديتي بارز براي دقت بالاي تصاوير به شمار مي آيد.و بالاخره، سرويس هاي ضدجاسوسي كشورها اغلب ترفندهاي متعددي براي مقابله با جاسوسي ماهواره اي به كار مي بندند. به عنوان مثال، ارتش عراق از خودروهاي نظامي «بادي» استفاده مي كرده است كه از فضا كاملاً حقيقي به نظر مي رسيدند.
براساس كاتالوگ آمريكايي مسئول رديابي و شمارش ماهواره ها و اجرام، امروز بيش از 9 هزار ماهواره يا شيء با ابعاد بيش از 10 سانتيمتر به دور كره زمين در گردش اند كه از اين تعداد، 3500 ماهواره نظامي اند. اگرچه نقش عمده ماهواره نظامي جاسوسي است، اما برخي كارشناسان معتقدند كه نظارت بر فعاليت هاي نظامي كشورها گاه نقشي تعيين كننده در حفظ صلح ايفا كرده و اين موضوع به ويژه در طول جنگ سرد (1960 تا 1990) صحت داشته است. طي سه دهه اخير، آمريكا و شوروي صدها موشك حامل كلاهك هسته اي آماده پرتاب به سوي يكديگر نشانه رفته اند. بنابراين، پيگيري آنچه در جناح مخالف مي گذرد به كمك اطلاعات ماهواره هاي جاسوسي، بي شك سبب جلوگيري از «حمله پيشگيرانه» يكي از دو كشور- با اين تصور كه طرف مقابل خود را آماده حمله اي گسترده مي سازد- گرديده است. علاوه بر اين، دريافت اطلاعات ماهواره ها از سال هاي دهه 1970 به عقد معاهدات خلع سلاح انجاميده است. از نقش هاي كمتر شناخته شده ماهواره هاي نظامي نيز، نظارت بر انفجارهاي هسته اي در هر گوشه از كره زمين است، كه بلافاصله معلوم مي سازد چه كشوري اقدام به آزمايش هسته اي كرده و در چه سطح تكنولوژيك قرار دارد. اما، مهمتر آن كه، ماهواره هاي جاسوسي هسته اي امروز كار بررسي ميزان احترام به معاهدات منع آزمايش هاي هسته اي را(البته نه از سوي دارندگان اصلي سلاح هاي هسته اي) تسهيل ساخته اند.

منابع: انتليژانس آنلاين، اشلون آنلاين، گاليلئو، ويكيليكس، اپيك، كي هول ال تي، استيت واچ، يواس ساتلايت ايميجري، ايرفورس لينك، چك پوينت آنلاين، مامبر مولتي مانيا، آرمه، ويكيپديا، انگلفاير، كمپبل ريپورت، كلود لافلور، يي مراكش، اسپاي ورلد، لوموند، فرانس كولتور، كالامئو، ديپلووب، آلترانفو، موندياليزاسيون.

مژگان نژند، کیهان
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

وسعت و سهولت تجاوزهاى امنيتي و نظامي با استخدام حشرات بجاي پ

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه آپريل 12, 2016 8:12 am

وسعت و سهولت تجاوزهاى امنيتي و نظامي با استخدام حشرات بجاي پهبادها


با موفقیت دانشمندان در تجهیز حشرات به سیستم الکترونیکی و کنترل آنها از راه دور، پرواز سوسک های سایبورگ غول پیکر می تواند یک اتفاق قریب الوقوع باشد، هر چند این رخداد برای برخی افراد به منزله کابوس خواهد بود.

حشرات، موجودات قابلی برای رسیدن به زوایا و اماکن دست نیافتنی توسط انسان هستند و این توانایی می تواند برای جانمایی سریع قربانیان زمین لرزه ها در میان ویرانی ها و نیز برای نظارت و استراق سمع در مواجهه با مجرمان یا تروریست ها، مفید باشد و بر این اساس، آزمایشگاه های متعددی در سراسر جهان برای طراحی گروهی از حشرات رباتیک تلاش می کنند.
اما کارشناسان دانشگاه فنی نانیانگ در سنگاپور و دانشگاه کالیفرنیا در برکلی یک گام جلوتر رفته اند و نشان دادند به جای طراحی رباتی که مانند حشرات حرکت می کند، می توان حشرات زنده را تحت کنترل درآورد.

تیم تحقیق در پروژه خود از الکترودها و کوله پشتی الکترونیکی کوچکی استفاده کردند که نشان می دهد حشرات را می توان به ربات های زیستی بدل کرد و به واقع، طراحی ماشین زنده ای که بتوان پرواز کردن و حرکت آن را از راه دور کنترل کرد، امکان پذیر است.

این ربات های زیستی حتی می توانند جایگزین هواپیماهای بدون سرنشین شوند، زیرا بسیار سریعتر خواهند بود و در طول پرواز هم نیاز به مهندس ندارند.

نویسندگان این مطالعه که در مجله Royal Society Interface منتشر شده است، گفتند: برخلاف ربات های ساخت بشر که مستلزم ساخت، مونتاژ و ادغام تعداد زیادی قطعات کوچک، حسگر و موتور هستند، در ساخت 'ربات های هیبریدی حشره - کامپیوتر' به طور مستقیم از حشرات زنده استفاده می شود.

در این پروژه، سوسک ها مجهز به الکترودهایی هستند که در بخش های خاصی از پاها، لوب های بینایی و عضلات پروازی این حشرات نصب شده اند و زمانی که این الکترودها به واسطه سیگنال رادیویی فعال می شوند، حشره وادار می شود که با سرعتی خاص حرکت کند، به پرواز درآید و یا به سمت چپ یا راست متمایل شود و حتی در اواسط پرواز به حالت شناور باقی بماند.
هیروتاکا ساتو استادیار دانشکده NTU که این تحقیق را رهبری می کند، گفت: با ارسال سیگنال به سمت سوسک می توانیم براحتی مسیر حرکت حشره را تغییر دهیم و حشره به پیمودن مسیر خود ادامه خواهد داد.

سوسک عظیم الجثه مورد استفاده در این پروژه که نام علمی آن Mecynorrhina torquata است، به طور متوسط حدود 3 اینچ (7.62 سانتی متر) طول و هشت گرم وزن دارد.
این حشره به این دلیل انتخاب شد که با وجود اندازه اش، می تواند محموله های نسبتا سنگین را مانند یک میکروفون کوچک و حسگر حرارتی که برای ماموریت های جستجو و نجات حیاتی هستند، حمل کند.
کوله پشتی حامل میکروتراشه با استفاده از موم آلی که ضرری برای پوسته سخت سوسک ندارد و به راحتی برداشته می شود، به پشت حشره بسته می شود.

Image

تمامی سوسک های درگیر در این طرح، طول عمر معمول خود میان پنج تا شش ماه را حفظ کردند.

برخلاف پهپادهای ساختگی کنترل از راه دور، این سوسک ها نیازی به کنترل مداوم انسان ندارد زیرا به خودی خود می توانند ثبات پرواز را حفظ کنند.

در این راستا، مداخله انسان تنها برای تغییر جهت نابهنگام مورد نیاز است و تجهیزات الکترونیکی موجود در این کوله پشتی تراشه که تنها حدود 5 یورو قیمت دارند باعث می شود که استفاده از این سوسک ها بسیار ارزان تر از هواپیماهای بدون سرنشین شود.

محققان نشان داده اند که کنترل این حشرات در یک اتاق سربسته امکان پذیر است و امیدوارند آنها را در مناطق بزرگتری آزمایش کنند.

مایکل ماهاربیز استاد بخش مهندسی برق و علوم کامپیوتر دانشگاه برکلی گفت: چشم انداز طولانی مدت ما این است که نشان دهیم می توان یک حشره را از راه دور وادار به پرواز کنیم، بازگشت آن را در زمان لازم کنترل کنیم و زمانی که حشره به موقعیت تعیین شده می رسد، آن را متوقف سازیم و همه این کارها را به صورت مکرر و قابل اعتماد انجام دهیم.
کل ساختار به کار رفته در این پروژه با یک میکروباتری لیتیومی 3.9 ولتی کار می کند که انرژی قابل ارائه آن بیش از میزانی است که برای دوام آوردن در طول یک روز لازم است. اما محققان امیدوارند که روزی بتوانند از انرژی خورشیدی یا سایر منابع انرژی پایدار به جای این منبع انرژی استفاده کنند.

Image

به گفته پروفسور ساتو، ممکن است در آینده کل این دستگاه حتی از باتری استفاده نکند و انرژی خود را از منابع پایدار مانند انرژی گرفته شده از امواج رادیویی محیط تامین کند.

از سوی دیگر، این طرح همچنین دانسته های زیست شناسان را درمورد آناتومی سوسک ها اساسا تغییر داده است.

برای بیش از 200 سال، حشره شناسان معتقد بودند که یک عضله خاص در میان بال های سوسک که به عضله coleopteran معروف است، به تنهایی مسئول کنترل تا شدن بال ها است. اما محققان در این پروژه متوجه شدند که این عضله برای هدایت و چرخیدن نیز مهم و حیاتی است.

پروفسور ساتو گفت: از دهه 1800 تصور می شد که عضله coleopteran سوسک تنها عمل تا کردن بال را انجام می دهد. اما سیستم بی سیم ما امکان داد که حرکت های عضلانی-عصبی را در جریان پرواز طبیعی و آزاد ثبت کنیم و با انجام این کار، متوجه شدیم که این ماهیچه برای هدایت و چرخیدن نیز استفاده می شود.

این مطالعات در نشریه Current Biology و مجله Royal Society Interface منتشر شده است.
pejuhesh232
 
پست ها : 2325
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

اوباما به دست داشتن آمریکا در کشتار مردم آرژانتین اعتراف کرد

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه مه 21, 2016 9:33 pm

اوباما به دست داشتن آمریکا در کشتار مردم آرژانتین اعتراف کرد


شفقنا- الجزیره نوشت رییس جمهور آمریکا که در سفر به آرژانتین به سر می برد در سخنانی تاریخی به دست داشتن کشورش در کشتار هزاران نفر از مردم این کشور اعتراف کرد.

باراک اوباما در این سفر اذعان کرده که آمریکا حداقل در بخشی از فرایند ظهور حکومت نظامی و دیکتاتوری در آرژانتین که منجر به کشته و یا مفقود شدن بیش از ۱۳ هزار نفر شد، دست داشته است.

اوباما ضمن اعتراف به دست داشتن آمریکا در بیشتر کودتاها و کشتارهای دهه های گذشته در آمریکای لاتین درعین حال اظهار امیدواری کرد، خارج شدن اسناد کودتای دهه ۷۰ آرژانتین به بازیابی اعتماد میان دو کشور کمک کند.
pejuhesh232
 
پست ها : 2325
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

افزایش تولد نوزادان با ناهنجاری های مادرزادی در یمن

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه جولاي 08, 2016 2:46 pm

افزایش تولد نوزادان با ناهنجاری های مادرزادی در یمن


Image

شفقنا-منابع بیمارستانی و پزشکان یمنی در مورد تاثیر جنگ عربستان سعودی بر نسل آینده این کشور هشدارمی دهند.

به گزارش پرس تی وی میزان تولد نوزادان یمنی که با ناهنجاری های مادرزادی به دنیا می آیند به شدت رو به افزایش است. منابع یمنی همچنین از افزایش تولد نوزادان زودرس نیز خبر داده اند.

یک مقام درمانی در بیمارستان السبعین در صنعا تایید کرده در چهارماه گذشته تعداد کودکان نارس و زودرس به شدت افزایش یافته است.

یکی از اصلی ترین عوامل بروز چنین ناهنجاری هایی در نوزادان یمنی، استفاده رژیم آل سعود از عوامل شیمیای و بمب های ممنوعه در بمباران مناطق مسکونی یمن است.
pejuhesh232
 
پست ها : 2325
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

اوباما از هیروشیما بازدید می‌کند اما عذرخواهی نمی‌کند

پستتوسط pejuhesh232 » جمعه جولاي 29, 2016 7:16 pm

اوباما از هیروشیما بازدید می‌کند اما عذرخواهی نمی‌کند


به گزارش مشرق، روزنامه نیویورک تایمز از احتمال بازدید باراک اوباما از هیورشیما یا ناگازاکی که از سوی آمریکا هدف حملات اتمی قرار گرفته اند، طی سفر وی ژاپن خبر داد.

Image

نیویورک تایمز نوشت؛ وقتی اوباما در نوامبر سال 2009 به ژاپن سفر کرد ابراز امیدواری کرد که روزی بتواند از شهرهای هیروشیما و ناگازاکی که در جنگ جهانی دوم مورد حمله اتمی قرار گرفته بودند بازدید کند.

براساس این گزارش، درحالیکه باراک اوباما قرار است در چهارمین و احتمالا آخرین سفرش برای حضور در نشست سران گروه 7 در ماه جاری میلادی به توکیو سفر کند کاخ سفید درحال بررسی این موضوع است که آیا آقای اوباما می‌تواند حرف خود درباره بازدید از هیروشیما یا ناگازاکی را عملی کند یا نه.

تاکنون هیچ یک از روسای جمهور آمریکا از بیم اینکه این اقدام نوعی عدرخواهی از حملات اتمی آمریکا تلقی شود از بناهای یادبود هسته‌ای هیروشیما و ناگازاکی بازدید نکرده است.

اوباما در سال 2009 گفته بود؛ یاد هیروشیما و ناگازاکی در ذهن همه جهان قرار دارد و من خوشحال میشوم که فرصتی پیدا شود تا در دوره ریاست جمهوری از این شهرها بازدید کنم.

جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید در نشست خبری اخیر خود به موضوع تراژیک هیروشیما و ناگازاکی اشاره کرد. وی در پاسخ به این سوال که آیا باراک اوباما معتقد است که ژاپن سزاوار عذرخواهی دولت آمریکا است گفت: نه وی چنین چیزی فکر نمی‌کند.

بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی منجر به کشته شدن بیش از 200 هزار نفر، اغلب از غیرنظامیان، و منجر به تسلیم حکومت وقت ژاپن در جنگ جهانی دوم شد.

جان کری وزیر خارجه آمریکا اولین مقام آمریکایی بود که در فروردین سال 1395 از بنای یادبود هسته ای هیروشیما بازدید کرد.
pejuhesh232
 
پست ها : 2325
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

بعدي

بازگشت به آلوده شناسى


Aelaa.Net