آلودگی اجتماعي

مدير انجمن: najm134

صهیونیسم؛یگانه مشکل جهان

پستتوسط najm134 » يکشنبه نوامبر 11, 2012 8:16 pm

صهیونیسم؛یگانه مشکل جهان

هنری فورد در کتاب «یهود یگانه مشکل جهان» می‌نویسد: « تعیین رئیس جمهوری آمریکا جز به دستور یهود، بدستور و فرمان کس دیگری نیست، اما بیچاره ملت آمریکا گمان می کند که خود آنها رئیس جمهوری را تعیین می‌کنند».
در سال 1921، یعنی قریب به یک قرن قبل،کتابی در ایالات متحدة آمریکا منتشر شد تحت عنوان «یهود؛ یگانه مشکل جهان». این کتاب به قدری مورد استقبال مردم آمریکا قرار گرفت که در عرض مدت کوتاهی قیمت هر نسخه از آن به 800 دلار رسید. این در حالی است که همین امروز گرانترین کتاب مرجع دانشگاهی را در این کشور می‌توان با چیزی حدود 200 دلار تهیه کرد. چرا این کتاب این طور مورد اقبال بی سابقه عموم مردم آمریکا قرار گرفت؟
روشن ترین و ابتدایی ترین پاسخ به این سوال این است که این کتاب، برای اولین بار در تاریخ یک صد سال اخیر آمریکا ، حقایق و واقعیّاتی را از فرهنگ و جامعه و سیاست در آمریکا افشا می‌کرد، که مردم آمریکا آنها را با همه وجودشان درک و لمس می‌کردند. این کتاب حقایق و واقعیت هایی را از سیطره و سلطه ظالمانه و ویرانگر اقلیت یهود بر جامعه و فرهنگ جامعه افشا می‌کرد که مردم آمریکا به عینه و با نگرانی شاهد آن بودند، اما یارای گفتن نداشتند.حالا یک نفر پیدا شده بود و حرف دل آنها را می‌زد.
هنری فورد(Henry Ford )، خالق این اثر تاریخی ارزشنمد و روشنگر، همان مؤسس شرکت «فورد موتور» و صاحب کمپانی اتومبیل سازی فورد است که محصولاتش بازار آمریکا را قبضه کرده بود.کارخانه اتومبیل سازی فورد در آن زمان، یعنی در سال 1924، روزانه 2 ملیون دستگاه انواع خودرو ماشین آلات تولید می‌کرد. فورد در حوزه صنعت اتومبیل سازی و مدیریت به راستی یک نابغه بود. او کارفرمایی عادل و مدیری مدّبر بود که به خاطر رفتار عادلانه‌اش با کارگردان و پرداخت بالاترین دستمزد‌ها، تحولی در صنعت ایجاد کرد و، به درستی، به «مصلحی واقعی» تبدیل شد.1
هنری فورد، فقط یک نابغة صنعتی نبود. او در حوزة سیاست و جامعه شناسی در آمریکا هم از نبوغ خاصی برخوردار بود.به جرأت می‌توان ادعا کرد که او پیش و بیش از هر کس دیگری در تاریخ یک صد سالة اخیر آمریکا به نقش و نفوذ مخرب اقلیت یهود در سیاست و حکومت در آمریکا و به تباهی کشاندن جامعه و فرهنگ آن پی برد و، مهمتر از آن، جرأت و جسارت آن را داشت که آن را افشا کند.
البته، یهودیان، به دلیل همان سلطه و سیطره‌ای که بر جامعه آمریکا داشتند، به سرعت نسخ این کتاب را جمع‌آوری کرده و آتش زدند و کاری کردند که فورد بالاخره مجبور شد معذرت نامه‌ای را که روزنامه‌های تحت نفوذ چاپ کرده بودند؛ تأیید کند.اصل این کتاب متأسفانه امروز در دسترس نیست. اما، چکیده و عصاره ای از آن را می توان در کتا ب ارزشمند «دنیا،بازیچه یهود»، اثر آیت‌الله سید محمد حسینی شیرازی پیدا کرد.

فورد در «یهود؛یگانه مشکل جهان» با ابراز تأسف از اینکه امروز ، یعنی یک قرن پیش، هر کاری را که یهودیان انجام می‌دهند به نام ملت آمریکا تمام می شود،می‌گوید: «یهود در هر گوشه و کناری نفوذ کرده اند و حتی کلیساهای مسیحی در آمریکا تحت نفوذ آنهاست و در حقیقت منبر‌های کلیسا‌ها وسیله‌ای از وسائل تبلیغات یهودی می‌باشد.»2 امروز فورد کجاست که ببیند این سلطه و سیطره یهودیان بر کلیسا‌های آمریکا صد برابر شده است و همین کلیسا‌های تلویزیونی تحت سلطه صهیونیست‌ها هستند که مسیحیان صهیونیست را در آمریکا بر اریکة قدرت می‌نشانند و بر مردم آمریکا که نه، بلکه بر جهان، حکومت می‌کنند.

فورد در همین کتاب می‌گوید: « تمام دانشگاه های آمریکا از نفوذ یهود و افکار و عقاید آنها رنج می برند » و «تعیین رئیس جمهوری آمریکا جز به دستور یهود، بدستور و فرمان کس دیگری نیست، اما بیچاره ملت آمریکا گمان می کند که خود آنها رئیس جمهوری را تعیین می‌کنند»4 نکته تأمل و تعجب بر انگیز این است که فورد صد سال پیش این حرف ها را می زد؛ حرفهایی که امروز هر دانشجوی علوم سیاسی از آن آگاه است و آن را با قوت تأیید می‌کند.
فورد می‌گوید :«مشکل اینجاست که هر جا یهودی باشد مشکلات و انحرافات فراوان است......این مشکل بصورت رسوائی بزرگ در تأتر و سینما‌های آمریکا به وضوح دیده می‌شود.»5
فورد یک ناشر، صاحب امتیاز روزنامه و روزنامه نگار موفقی هم بود.او در شهر محل تولد خودش، دییر بورن، در ایالت میشیگان، روزنامة «دییر بورن ایندپندنت» ( Dearborn Independent) را منتشر می‌کرد که طرفداران و خوانندگان زیادی در آمریکا داشت. او در سلسله مقالاتی که در این روزنامه طی سالهای 1920 تا 1923، تحت عنوان «یهود بین الملل» منتشر کرد، با معرفی «پروتکل‌های دانشوران صهیون» به عنوان منشور حکومت جهانی یهود،به برنامه‌ریزی دراز مدت و البته، موفقیت آمیز یهود برای سلطه بر جهان، به افشاگریهای خود پیرامون سلطه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یهود بر آمریکا ادامه داده، از خوی سلطه طلبی و نژاد پرستی یهود پرده برداشت و یهود را به عنوان «مهمترین مسأله جهان» معرفی کرد.
این مقالات، جنجالی به پا کرد. در پی این روشنگری ها، صدای فریاد و اعتراض یهودیان بلند شد و باتوجه به سلطه ای که بر مطبوعات و رسانه‌ها داشتند، هیاهو به راه انداختند و فورد بیچاره را به «یهود ستیزی»_ حربه فریبکارانه همیشگی یهودیان در طول تاریخ –متهم کردند به گونه‌ای که فورد مجبور شد، بدون اینکه صدق مقالات خود را تکذیب کند ، در تاریخ 30 ژوئن سال 1927، طی نامه‌ای خطاب به لوییس مارشال ، رهبر وقت « انجمن یهودیان آمریکا» از یهودیان عذر‌خواهی کند.6
فورد در واکنش به فشار های سنگین روانی و تبلیغاتی یهودیان حاکم بر آمریکا، در کتابی که تحت عنوان «کار و زندگی من» در سال 1922 منتشر کرد، نوشت:
کاری که ما به عنوان مطالعاتی در زمینه مسئله یهود تعریف و توصیف نموده‌ایم و مخالفان ما آن را با عناوین مختلفی چون «مبارزه علیه یهود»، «تهاجم به یهود»، «یهود ستیزی» و غیره معرفی‌کرده‌اند، برای کسانی که آن را پی گرفته‌اند نیازی به توضیح ندارد.... مقصود از ارائه این مقالات، کمک به حل مسئله ایست که بر این کشور عمیقاً تأثیر می‌گذارد؛ مسئله که در اصل، نژادی است و بیش از آنکه به اشخاص مربوط شود، با آرمانها و اِعمال نفوذ‌ها سر و کار دارد. ...خوانندگان این مقالات به فوریت در خواهند یافت که هیچ نوع تعصّبی ، جز تعصّب نسبت به اصولی که تمدن ما را بنا نهاده اند، انگیزه این کار نبوده است.7
همان طور که ملاحظه کردید، از هنری فورد اخیرا" در ایران کتابی منتشر شده است، تحت عنوان «یهود بین‌الملل» به جرأت می‌توان گفت بسیاری و شاید هم، بخش اعظم این کتاب حاوی همان مطالبی است که فورد در کتاب اولش، یعنی «یهود یگانه مشکل جهان» آنها را مطرح کرد.
وی در این کتاب موضوعات و مسائل بسیار حائز اهمیت و روشنگرانه‌ای را راجع به تاثیرات مخرب سلطة فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یهود، به شیوه‌ای مستدل و واقع بینانه به بحث گذاشته و قضاوت را به خواننده واگذار کرده است.او با بررسی دقیق و موشکافانة پروتکل‌های زعمای صهیون می نویسد:

... هر که پروتکل‌ها را در ذهن خویش پرورده است از چنان دانشی در خصوص طبع بشر، تاریخ و کشور داری برخوردار بوده که از نظر جامعیت، و نیز از جهت موضوعات و اهدافی که به آنها پرداخته است ، حیرت انگیز می‌باشد.پروتکل‌ها فوق‌العاده واقعی‌تر از آنند که افسانه باشند، متقن‌تر و مستدل‌تر از آنند که نظریه‌پردازی صرف باشند و شناخت آنها نسبت به سرچشمه‌های پنهان زندگی عمیق‌تر از آن است که اسناد جعلی باشند.8
فورد در همان زمان، با شجاعت و صراحت اعلام می کند که پروتکل ها، نه فقط در فرانسه، بلکه در سر تا سر اروپا[!] و، به نحو بسیار محسوسی در ایالات متحده، به طور ثابت و مستمر در حال اجرا است.9 او در این کتاب، با معرفی صهیونیسم به عنوان بارزترین وجه مشخّصه یهودیت، می‌نویسد: «صهیونیسم از تمامی فعالیتهای کنونی یهود مشهودتر است و بیشتر از آنچه که افراد عادی تصور می‌کند بر وقایع جهان تأثیر نهاده است.»10

او می‌گوید:« صهیونیسم از هر مسأله جهانی دیگری بزرگتر است و در پس همه مشکلات جهانی، چه کوچک و چه بزرگ، چه ملی و چه بین‌المللی، قرار دارد.»11 او اعلام کرد که «یهود قرن‌هاست که با وجود ناتوانی ها و تنگنا های حقوقی، تقریباً در هر کشوری به عنوان قدرت پشت پرده حکومتها ظاهر شده است.» 12و، بالاخره اینکه «مسأله جالب درباره یهودیان این است که با وجود اینکه از نظر تعداد به طور نسبی در اقلیت قراردارند ، به قدرت بلامنازع جهان مبّدل شده‌اند.»13

نکته حیرت انگیز در مورد هنری فورد این است که این نابغه سیاسی، در یک صد سال پیش به حقایق و واقعیتّهایی درباره‌ صهیونیسم جهانی و نقش مخرب آن در سیاستهای ملی، بین المللی و جهانی پی برد و آنها را آشکارا اعلام کرد که باورش همین امروز هم برای بسیاری از مدعیان معرفت سیاسی مشکل است. مگر امروز یهودیان، که اکثریت قریب به اتفاق آنها صهیونیست هستند و از رژیم نژاد پرست اسرائیل حمایت می‌کنند، حاکمان واقعی در مراکز قدرت سیاسی جهان نیستند؟ مگر امروز کاندیدا‌های ریاست جمهوری آمریکا، به عنوان مرکز تمدن مغرب زمین و یک ابر قدرت بی نظیر جهانی، برای دست یافتن به مقام ریاست جمهوری ، در جهت اثبات عبودیت و بندگی خود به صهیونیست‌ها، یعنی همان حاکمان واقعی بر آمریکا، مسابقه نگذاشته‌اند؟

این اظهار عبودیت روسای جمهور آمریکا نسبت به صهیونیست‌ها به اندازه‌ای تلخ و زننده بوده است که صدای اعتراض «می‌یرشایمر»، استاد یهودی دانشگاه شیکاگو آمریکا را هم درآورده است. او در کتابی که به اتفاق «استفن‌ام. والت»، استاد امور بین‌الملل مدرسه عالی سیاسی جان اف کندی دانشگاه ‌هاروارد ، تحت عنوان« گروه فشاراسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» منتشر کرده است، با انتقاد شدید از انقیاد و سر سپردگی رؤسای جمهوری آمریکا در مقابل صهیونیست‌ها، حمایت دائمی و بی قید و شرط آمریکا از رژیم صهیونیستی را به ضرر نه تنها آمریکا، بلکه به ضرر خود صهیونیست‌ها می‌داند. او می‌گوید که ما نباید گوشمان را فقط به سوی اسرائیلی‌ها بگیریم و اصلاً صدای طرف مقابل، یعنی مردم فلسطین، را نشنویم.14

مگر امروز قدرت بزرگی چون ایالات متحده با تمام قوا از اسرائیل حمایت نمی‌کند؟مگر کاندالیزا رایس، وزیر خارجه دولت تحت سیطرة میسیحیان صهیونیست در زمان جرج بوش پسر، بار‌ها و با صراحت اعلام نکرد که : «امنیت جهان به امنیت اسرائیل وابسته است.» مگر حکومت جهانی غیر از این است؟ مگر امروز رژیم صهیونیستی اسرائیل به پشتوانه ابر قدرتی مثل آمریکا ، در همه جای جهان، و در خود آمریکا، در اروپا، آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و در هر کجا که دستش برسد، آتش افروزی نمی‌کند؟
امروز در همه جای جهان آثار حضور و نفوذ مخرب و ویرانگر صهیونیست‌ها به وضوح به چشم می‌خورد: در قضیه غم‌انگیز فلسطین اشغالی و مظلوم؛ در جنگهای تجاوز‌گرانه، توسعه طلبانه و مکرّر رژیم صهیونیستی علیه اعراب و کشور‌های همسایه از زمان پیدایش این رژیم در منطقه تا امروز؛در حملات مکررّ و مخرّب به لبنان در طول این زمان؛در جنگهای 33 روزه لبنان و 22 روزه غزهّ مظلوم و مقاوم؛در ایجاد حادثه جعلی 11 سپتامبر و اشغال افغانستان به بهانه دروغین مبارزه با تروریسم خود ساخته - یادمان نمی‌رود که طالبان و القاعده، به استناد و به اعتبار منابع و مراجع آمریکایی ، ساخته دست آمریکا هستند که با حمایت مالی عربستان سعودی و همکاری نظامی امنیتی پاکستان با سازمان سیا به وجود آمدند- ؛ در اشغال نظامی کشور عراق باز هم به بهانه دروغین نابودی سلاحهای کشتار جمعی صدام ، اما در حقیقت در جهت اجرای بخشی از سناریوی تاسیس اسرائیل بزرگ ( از نیل تا فرات) ؛ از تجزیه دولت اسلامی سودان و ایجاد یک دولت طرفدار اسرائیل در جنوب این کشور و در مرکز آفریقای مسلمان ؛ در اعمال فشار سنگین روانی و تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران باز هم به بهانه دروغین جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و در اصل به دلیل اصرار و پا فشاری ایران بر نابودی رژیم صهیونیستی اسرائیل به عنوان یک غّده سرطانی در قلب جهان اسلام و ، بالاخره ، در فشار‌های همه جانبة رسانه‌ای ، تبلیغاتی، نظامی، امنیتی و سیاسی بر حکومت سوریه و قتل‌ عام مردم این کشور به جرم ایستادگی و مقاومت در زورگو‌ئی‌ها، تجاوز‌گری‌ها، توسعه طلبی‌ها و اشغال‌گری‌هایی رژیم «کودک کش» و صهیونیستی اسرائیل.

در همة این وقایع فاجعه آمیز ردپای صهیونیست‌ها به وضوح قابل مشاهده است.دخالت مؤثر رژیم صهیونیستی اسرائیل در این قضایا یک اتهام نیست، بلکه جرمی است که با هزاران مدرک مستند، مقالات علمی و آکادمیک و گزارشهای موثق قابل اثبات است، که پرداختن به آنها در حوصله این مقال نیست. بماند برای فرصتی دیگر .
بله، حقایق و واقعّیات امروز هم حاکی از این است که صهیونیسم همچنان یگانه مشکل جهان است.شما حتی اگر برای یک لحظه هم شده خاورمیانه عاری از رژیم صهیونیستی را در مقابل چشمان خود مجسم کنید! به راستی اگر بخاطر رژیم صهیونیستی اسرائیل نبود، مردم آمریکا، به عنوان قلب سرمایه‌داری جهانی،مجبور بودند این همه هزینه بپردازند و امروز، طبق آمار رسمی، بیش از 50 میلیون نفر آنان زیر خط فقر زندگی کنند؟
اگر بخاطر اسرائیل نبود، ابر قدرتی مثل آمریکا مجبور نبود خودش را در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا این گونه شکست خورده، رسوا و منفور سازد؟امروز صهیونیست‌ها ریشه و منشاء همةگرفتاری ها و معضلات بزرگ خاورمیانه و بلکه کل کل جهان هستند، اما با کمال گستاخی و با تکیه با امکانات رسانه‌ای و تبلیغی، دیگران را متهم می‌کنند.همان گونه مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشور‌های خارجی، به مناسبت عید سعید فطر امسال، فرمودند:« ... بر خلاف واقع، آن چیزی را که خطر اصلی و تهدید اصلی برای این منطقه ، بلکه برای بشریت است-یعنی صهیونیسم- پنهان می‌کنند. صهیونیسم خطری برای کل بشریت است.» 15
مایلم این مقال را با جمله‌ای به پایان ببرم که ارتباط وثیقی با موضوع این نوشته دارد و براستی تأمل برانگیز و بلکه تکان دهنده است. یک دانشمند مسیحی، به نام «علامّه پولس حنامسعد»، کتابی دارد تحت عنوان «همجیه‌التعالیم‌الصّهیونّیه»، یعنی وحشی گری‌های آموزه‌های صهیون. این کتاب علی‌رغم حجم اندکش، به دلیل اتقان مطالبش و بخاطر حقایقی که راجع ‌به آموزه‌های شرارت آمیز صهیونیسم مطرح کرده است، به عنوان مرجعی برای شناخت صهیونیسم مورد استناد و ارجاع قرار می‌گیرد. او در این کتاب می‌نویسد: «تا زمانی که فرد مسألة صهیونیسم را بررسی نکرده است، نمی‌توان او را سیاستمدار و یا نویسندة پخته‌ای به شمار آورد».16 حقیقت و واقعیت این است که صهیونیست‌ها، حداقل پنج قرن است که مهمترین و تعیین کننده‌ترین تحولات تاریخی و سیاسی-اجتماعی جهان را رقم زده، هدایت کرده و از آنها در جهت افزایش روزافزون قدرت خود بهره برده‌اند و امروز تا حد بسیار زیادی به هدف نهایی حکومت جهانی خود رسیده اند و به حاکمان واقعی در مهمترین مراکز قدرت جهانی تبدیل شده‌اند.
هر چند برخی معتقدند که یهودیان حتی قبل از آن، یعنی از قرون وسطی به این سو در مهمترین و تعیین کننده‌ترین تحولات جهانی نقش داشته‌اند، اما این حضور مؤثر حداقل از زمان پیدایش جنبش به ظاهر اصلاحی پروتستانتیسم در جهان مسیحیت تا امروز، این نقش و این تاثیرگذاری پر رنگ‌تر و تعیین کننده‌تر بوده است. در تمام تحولات تعیین کننده 5 قرن اخیر جهان، صهیونیست‌ها بازیگران و برندگان اصلی بوده‌اند: از جنبش ضد الهی پروتستانتیسم به رهبری مارتین لوتر یهودی گرفته تا به راه انداختن جریان روشنگری، از کشف قارة آمریکا و، به تعبیر خودشان، «اسرائیل جدید» توسط کریستف کلمب یهودی گرفته تا تأسیس دولت آمریکا توسط فراماسون‌های صهیونیست و قتل عام و قلع و قمع سرخ پوستان، یعنی همان صاحبان اصلی آمریکا؛ از انقلاب به قول صهیونیست‌ها «کبیر» فرانسه گرفته تا انقلاب صنعتی انگلیس و انقلاب بلشویکی –یهودی 1917 روسیه؛ از انقلاب ترکان جوان و تجزیه امپراطوری عظیم اسلامی عثمانی گرفته تا اشغال بیت‌المقدس توسط دولت صهیونیستی انگلیس؛ از جنگ جهانی اول گرفته تا جنگ جهانی دوم و امروز، در همة این رویدادهای تاریخ ساز، بدون هیچ شک و تردیدی و به استناد اسناد و مدارک معتبر و خدشه ناپذیر، صهیونیست‌ها نقش اصلی را ایفا کرده و همان طور که ذکر شده، برنده واقعی و اصلی آن بوده‌اند. بله، صهیونیسم همواره مشکل اصلی جهان بوده است.
پی نوشت :
1. هنری فورد، یهود بین‌الملل، مترجم علی آرش، تهران، مؤسسة فرهنگی پژوهشی ضیاء‌ اندیشه، 1382، ص 22.
2. آیت‌ا... سید محمد حسینی شیرازی، دنیا بازیچة یهود، ترجمة سید هادی مّدرسی، اصفهان،: نشر حجّت، 1379، ص 36.
3. همان، ص 37.
4. همان، ص 39
5. همان، صص 41-40.
6. هنری فورد، همان، ص 18.
7. همان، صص 24-23.
8. همان، صص 86-85.
9. همان، ص 90.
10. همان، ص 156.
11. همان، ص 157.
12. همان، ص 204.
13. همان، ص 205.
14. جان‌جی می‌یرشایمر واستفن ام والت، گروه فشار اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا، ترجمة رضا کامشاد، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، 1387، صص 5-1.
15. روزنامة کیهان، 31/5/1391، شمارة 20286، ص 3.
16. عجاج نویهض، پروتکل‌های دانشوران صهیون؛ برنامة عمل صهیونیسم جهانی، ترجمة حمیدرضا شیخی، مشهد، انتشارات آستان قدس، چاپ دوم، 1381، ص 594.
دکتراحمد دوست محمدی/ دانشیار و مدیر گروه مطالعات منطقه‌ای دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهرانEmail: Dmohamadi@ut.ac.ir
منبع:فارس نیوز
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

فضاسازي جريان شيطاني براى تخفيف قبح جنايت و ترويج خوي درندگی

پستتوسط najm134 » جمعه ژانويه 11, 2013 3:27 pm

زنان و كودكان و بيماران قلبي اين صفحه را نبينند

فضاسازي جريانهاي شيطاني براى تخفيف قبح جنايت و ترويج خوي درندكي و معمولي شدن رويكردهاي جنايتكارانه

خوردن كوشت انسان تا قبل از سال 2000 به عنوان كثيفترين و قبيح ترين رفتارها شناخته مي شد، و تنها ذكر آن در داستانهاي كذشته از افراد و كروههايي نقل مي شد، و همه با توصيفي تقبيح اميز و بازدارنده،
البته در نيمه دوم قرن بيستم كزارشهايي ثبت مي شد كه افرادي در اروبا و امريكا اين عمل شنيع را بطور مخفنانه داشته اند
اما از سال 2000 اولين كزارش از علني كردن اين رويه در امريكا به ثبت رسيد، سايتي اينترنتي بطور علني كوشت انسان را براى خوردن عرضه مي كرد
در ويترين آن قطعات قصابي شده تازه اندام هاي مختلف سينه، بازو، ران، ووو با نرخهاى مختلف به نمايش كذارده شده بود، با تاكيد بر تازه بودن و عدم استفاده از كوشت مرده، و نيز تهيه آ ن بطور قانوني! و نه از راه تعدي!
بسياري انرا شوخي بنداشته
برخي هم جدي و انكارها و اعتراضها سبب شد كه بعد از مدتي سايت تعطيل شود اما بعد از مدتي باز براه افتاد
آنهائيكه باور نمي كردن اين امر جدي باشد جند سال بعد نظرشان تغيير كرد
وقتي يك الماني را بجرم مصرف كوشت انسان محاكمه كردند و اخبارش در رسانه ها منتشر شد
وي بطور اونلاين از طريق اينترنت مقداري از بازوي يك فرد داوطلب را بعد از بي حسي موضعي جدا كرده و سبس بريان و خورد ووو...
توضيح مطلب تا اينجا هم عليرغم اختصار بسيار جندش آور و ناراحت كننده بود
اما امروز كزارش افتتاح قصابي و سوبر كوشت به صورت اندامهاي انسان در مركز فروش لندن منتشر شد
هر جند كفته شده ماده اصلي اين كوشتهاي به شكل اندام و قطعات بدن انساني از كوشت حيوانات است
ولي هدف از اين نوع عرضه جيست؟
آيا بجز ترويج و اماده سازي اذهان براى اين وقيحترين رويكرد بشر منحرف؟!
نفس افتتاح و تبليغ براى اين موضوع آنقدر بست و نفرت انكيز است و براى سلامت رواني و فرهنك و اخلاق بشري مضر كه جا داشت همه ملل در برابر آن بباخاسته و آنرا بشدت تقبيح و خواستار تعطيلي و برخورد با عاملين و حاميان آن مي شدند
ولي آزادي براى انحرافات در غرب مانع بيكيري اين موضوع است
همانهايي كه براى امور صحيح محدوديتها و مضضايقتها قائل مي شوند
لعنهم الله جميعا


یکی از روزنامه های انگلیسی از افتتاح فروشگاه فروش گوشت انسان در پایتخت انگلستان، لندن خبر داد که به عنوان قصابی گوشت انسان در نوع خود در تمام جهان، اولین به شمار می رود.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، این قصابی از سوی ناشر بازی های کامپیوتری معروف «رزیدنت اویل» حمایت می شود که طرح قصابی نیز از قسمت هایی از داستان این بازی گرفته شده است.
قصابی انگلیسی کار خود را در روزهای 28 و 29 سپتامبر گذشته در مشهورترین بازار گوشت لندن آغاز کرد و موادی از قبیل «سوسیس انسان با چاشنی لیمو» و «استیک بشری» و مانند آن ارایه داد.
بر اساس گزارش پایگاه روزنامه نورت، اما حقیقت این است که تنها شکل این گوشت ها شبیه جسم بشری درآمده است و تمام نمونه هایی که در مغازه قرار داده شدند از قبیل دست، پا و سایر اعضا تنها از نظر ظاهری به شکل اعضای بدن بشر شباهت دارند. گر چه منبع و نوع گوشت های موجود در فروشگاه مشخص نیست!
کارشناسان امور اجتماعی این اقدام را موجب ترویج خشونت و سنگدلی و مغایر با کرامت انسانی می دانند

خبر را به زبان اصلی می توانید اینجا بخوانید

http://www.shafaqna.com/english/component/k2/item/7587
Image
Image Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

چگونه از کودک خود یک قاتل بسازیم؟

پستتوسط najm134 » جمعه مارس 01, 2013 8:48 am

والدین خیال می‌کنند فرزندان در خانه ایمن هستند امّا با این کنسول‌ها و بازی‌هایشان؛ دیگر این خانه امن نیست.
سرمایه‌ اجتماعی (social capital) به عنوان یکی از اصلی‌ترین و مهمترین منابع قدرت ملّی ایران اسلامی محسوب می‌شود.
قدرتی که بسیار مایه‌ رشک دشمنان است و شاید به چشم نیاید امّا همواره مورد تاخت و تاز قرار گرفته تا به انزوا رانده شود و در نبودش است که فرد گرایی اتفاق می‌افتد و هزار مشکل دیگر به تبع این اتفاق. تصور کنید بچه‌ای را در خانواده‌های تک فرزندی یا دو فرزندی که از سرمایه‌ اجتماعی کمتری برخوردار هستند. این فرزند یا فرزندان باید خوش شانس باشند که از نعمت خاله، دایی، عمه یا عمو بهره ببرند آنهم در دیدارِ نوروزی و بیشتر وقت ها سال به سال.

Image

کودک امروز منطقه‌ حفاظت شده‌ای را دور خود می‌بیند به نام آپارتمان که مادر و پدر خواسته یا ناخواسته خارج از این محدوده را برایش ابتدا جنگل و سپس زندان و کلانتری ترسیم می‌کنند. به جز محیط مهد کودک و مدرسه هم تماسی با خارج از خانه ندارد و احیاناً اگر باشد کلاس فوتبال است و شنا یا زبان انگلیسی! در خانه نیز برای جلوگیری از ناراحتی همسایه ها نمی تواند جست و خیز داشته باشد. پارک و مکان بازی هم یا نیست یا اگر هست کسی برای همراهی کودک وقت ندارد. در نتیجه او مجبور است در خانه بماند. در منطقه‌ای که امن برایش توصیف شده؛ منطقه‌ای که دنیایش را باید در آن پیدا کند. پس ناچار به اسباب بازی‌هایش دل می بندد. پس از آن با تلویزیون و برنامه‌هایش همراه می‌شود. اندکی بعد یا والدینش کنسولِ بازی در اختیارش می‌گذارند یا وقتی در دست دوستانش می‌بیند به اصرار از والدینش می‌خواهد و این می‌شود، دروازه‌ا‌ی به دنیایی جدید که به رویش باز می‌شود.
تصوير
دنیای پیش رو
پس از آن که انگشتان را به دور گردنش حلقه می‌کنید، صورتش را به شدت به یک ماهیتابه‌ی داغ کوبیده و سپس او را محکم به آهن داغ و سوزان می‌چسبانید تا شاهد سوختن و جلز و ولز کردن صورتش باشید.
فریادهای او نشان از این است که به زودی تسلیم شده و هم دستان و رفیقانش را لو خواهد داد.
در بازی شکافنده‌ی سلول: محکومیت (Splinter Cell: Conviction)، ‏شکنجه یک مکانیک گیم‌پلی(Game Play) به حساب می‌آید.یک دیسک تازه داخل دستگاه می‌گذاریم.
حالا تبدیل به اتزیو آدیتوره(Ezio Auditore da Firenze – شخصیت اصلی بازی Assassin's Creed) شده و با بی‌رحمی گلوی قاتلان خانواد‌ه‌ی خود را نشانه رفته و با چاقو کار آن‌ها را می‌سازیم. این طریق کشتن یکی از بی‌رحمانه‌ترین انواع قتل ‏به حساب می آید.
تصوير تصوير تصوير
این لحظات برای بازی‌باز‌های زیادی در سراسر دنیا اعم از جوانان، بزرگسالان و کودکان عادی هستند. نمی‌توان هیچ مشکل خاصی را به این افراد نسبت داد. آن‌ها به عنوان زنان و مردان قابل احترام و مفید برای اجتماع، زندگی خود را می‌کنند. بسیاری از آن ها شاید هیچ گاه مرتکب خلاف نشوند، امّا سالی صدها دلار هزینه می‌کنند تا به انواع با‌زی‌های خشونت بار دسترسی پیدا کنند. ‏خانم جین مک گانیگال، در کتاب خود با عنوان "واقعیت شکسته شده است"، ادعا می‌کند که آواتارها به ما اجازه‌ی تمرینی برای بهتر بودن را می‌دهند. آواتار اجازه می‌دهد به افراد نیازمند به کمک‌مان، یاری داده و کارهای حماسی انجام دهیم. هر چند که همان آواتار می‌تواند ما را به هیولایی تبدیل کند...
فارغ از تأثیری که بازی های رایانه ای بر روی جوانان و در کل بزرگسالان دارند، اثرات آن ها بر روی کودکان و نوجوانان نیازمند توجه و بررسی است. بزرگسالان اغلب بازی مورد علاقه ی خود را آگاهانه انتخاب می کنند اما کودکان و نوجوانان از یک طرف به لحاظ شرایط آپارتمانی که در آن زندگی می کنند و نبود امکان بازی های گروهی همانند گذشته، به اجبار به سمت این بازی ها کشیده می شوند و از طرف دیگر در انتخاب بازی ها تابع هیجانات و احساسات خود می باشند، در نتیجه بدون توجه به تبعات و تأثیرات بازی ها آن ها را انتخاب می کنند.تصوير
‏محققان دانشگاه پزشکی ایندیانا می‌گویند در تحقیقات انجام گرفته توسط این مرکز، اسکن مغزیِ کودکانی که به انجام یک بازی خشن پرداختند فعالیت‌هایی مبنی بر افزایش هیجان احساسی را نشان می داد، در حالی ‏که کاهش برابری در فعالیت مناطق کنترل نفس، احساس و توجه نیز محسوس بود. اما آیا این بدین معناست که کودک پس از بازی کردن ندای وظیفه(Call of Duty) احساس علاقه‌ی شدیدی به تیراندازی پیدا می‌کند؟ ‏وینس متیوز، مسئول این تحقیقات، چنین نظری ندارد، اما از سوی دیگر تاکید دارد که این تحقیقات باید والدین را تشویق به نظارت بر نوع بازی‌های فرزندانشان کند: «طبق تحقیقات ما، والدین باید مراقب رابطه‌ی میان انجام بازی‌های خشونت بار و فعالیت‌های مغزی باشند.»
‏متیوز و همکارانش دو بازی اکشن را در تحقیقات خود مورد نظر قرار می دهند. یکی پر خشونت و دیگری عاری از آن. اولین بازی یک بازی پرهیجان اما بدون خشونت در سبک مسابقه ای، به نام "نیاز به سرعت: زیرزمینی"(NFS: Underground) ‏بود و دیگری، بازی خشن "مدال افتخار: خط جبهه جنگ"(Medal of Honor: Frontline)
‏تیم تحقیقاتی، 44نوجوان را به دو گروه تقسیم کرده و به صورت تصادفی، هر بازی را ‏در اختیار یکی از آن‌ها قرار داد. پس از اتمام بازی، سریعاً از مغز آن‌ها MRI‏ گرفته شد. اسکن‌ها، حاکی از اثراث مخربی بر روی مغز نوجوان‌هایی که بازی مدال افتخار(Medal of Honor) ‏را در اختیار داشتند، بود، در حالی که این اثر بر روی نوجوانانی که بازی NFS ‏ را انجام داده بودند، دیده نمی‌شد. ‏چیزی که نمی‌توان با صراحت روی آن دست گذاشت، این است که آیا این آثار بر روی مغز نوجوان مقطعی بوده یا ماندگارند. همچنین نمی‌توان در مورد اثرات بازی کردن طولانی مدت اظهار نظر کرد چرا که در این آزمایش هر نوجوان نیم ساعت بازی کرده و فقط یک اسکن از مغز وی گرفته شد. البته تحقیقات بیشتری در حال انجام هستند.
بازی مدال افتخار
در پژوهشی دیگر که جهت بررسی ارتباط بازی‌های رایانه‌ای با پرخاشگری در بین ۳۳۳ دانش آموز پسر مقطع سوم راهنمایی تهران صورت گرفت، مشخص شد که مواجه ی ممتد با بازی‌های رایانه‌ای به ویژه بازی‌های خشونت آمیز سبب ایجاد حالات پرخاشگری و کاهش عملکرد تحصیلی در دانش آموزان می‌شود. همچنین تحقیقی توصیفی که در سال ۲۰۰۱، به منظور بررسی دلایل استفاده از بازی های ویدئویی و تعیین اولویت‌های بازی در بین نوجوانان بر روی ۵۳۵ نوجوان ۱۵-۲۰ ساله در غرب آمریکا انجام شد، مشخص کرد که ۶۸ درصد نوجوانان، این بازی‌ها را جزو سرگرمی‌های هفتگی خود قرار داده بودند.
دلایل استفاده از این بازی‌ها در بین پسران، عامل چالش(اصرار برای برنده شدن) و هیجان موجود در بازی‌ها بود، از طرف دیگر بازی‌های ورزشی پرخشونت نیز بیشتر مورد علاقه پسران بودند. در مطالعه دیگری به منظور بررسی ارتباط بین پرداختن به بازی‌های رایانه ای خشن و بروز خصومت در ۳۰۷ دانش آموز ۱۴-۱۸ساله نشان داده شد میزان پرداختن به بازی‌های خشن، با بروز حالات خصومت در دانش آموزان، ارتباط معنی داری دارد.
تصوير
بسیار خوب؛ امّا نمایش‌های تلویزیونی یا فیلم‌های خشونت بار چطور؟ آیا تا به حال کسی از مغز نوجوانانی که فقط یک فیلم خشن دیده‌‌اند اسکن گرفته؟ فردی به نام جان پی. موری این کار را کرده اسث. او پرفسور روان‌شناسی دانشگاه ایالتی کانزاس اسث و طی آزمایشی از طریق همان متد به کار رفته در تحقیات متیوز، نتایج مشابهی را به دست ‏آورده است. نوجوانان تحت مطالعه‌ی وی، هنگام تماشای کلیپ‌های کوتاه از فیلم "راکی 4" دچار برانگیختگی احساس شدند.
داگلاس جنتایل که یک آزمایشگاه تحقیقاتی را در دانشگاه یوآ استیت اداره می‌کند، درباره ی تأثیر رسانه ها بر روی نوجوانان می-گوید: «چیزی که ما واقعاً نمی‌دانیم این است که چرا تلویزیون و بازی‌های ویدیویی باعث بروز مشکلات تمرکز و توجه در کودکان می‌شوند.... قرار گرفتن طولانی مدت در برابر صفحه نمانیتور و یا تلویزیون برای بازی کردن باعث بروز خشونت و هم‌چنین چاقی نیز می‌شود.». جنتایل همچنین معتقد است: «تحقیقات انجام شده نتوانسته‌اند به طور مستقیم اثبات کند که تماشای طولانی مدت تلویزیون باعث بروز مشکلات روانشناسی می‌شود.». محققان برای بررسی این موضوع مطالعه‌ای را روی بیش از ۱۳۰۰ دانش‌آموز مدرسه‌ای انجام دادند. در حین این مطالعات والدین کودکان ساعات دقیق تماشای تلویزیون فرزندانشان را ثبت کردند. هم‌چنین از معلمان این سوال پرسیده شد که آن‌ها در مدرسه چگونه رفتار می‌کردند و آیا دچار مشکلات تمرکز و توجه در سر کلاس بودند یا خیر؟
پس از این مطالعات مشخص شد کودکانی که ساعت‌های طولانی صرف تماشای تلویزیون یا انجام بازی‌های ویدیویی می‌کنند مشکلات بیش‌تری در زمینه تمرکز در مدرسه و انجام تکالیف خود دارند.
تصوير تصوير
آکادمی بیماری‌های کودکان آمریکا تماشای تلویزیون در کودکان را به دو ساعت محدود کرده است و کودکانی که بیش از میزان تعیین شده در برابر تلویزیون قرار می‌گیرند در خطر ابتلا به مشکلات روانی از جمله عدم توانایی در تمرکز کردن می‌شوند. این مشکلات در موارد حاد حتی می‌تواند به ناهنجاری‌های دیگری مانند بیش‌فعالی منجر شود که بین ۳ تا ۷ درصد از کودکان مدرسه‌ای به آن مبتلا هستند. البته جنتایل در این باره می گوید: «تاثیرات تلویزیون و بازی‌های کامپیوتری بستگی به فاکتورهای بسیاری دارند و این اثرات الزاماً شدید نیستند. این تاثیرات روی همه کودکان هم به یک میزان نیست. البته باید توجه داشت روی شکل‌گیری رفتار یک کودک موارد بسیاری تاثیر گذار هستند و تماشای تلویزیون یا بازی‌های کامپیوتری فقط یکی از این فاکتورها را تشکیل می‌دهد.
علاوه بر آن اگر کودکی قبل دچار مشکلات توجه شده باشد قرار گرفتن طولانی‌ مدت در برابر تلویزیون می‌تواند مشکل او را بدتر کند. به هر حال من هم موافقم که کودکان بیش از دو ساعت در روز در برابر تلویزیون ننشینند. حتی من به فرزندان خود اجازه نمی‌دهم همین میزان هم تلویزیون تماشا کنند.»
لری لی، مجری و مسئول هماهنگی تحقیقات مرکز برای "والدین موفق"، که بودجه‌ی آزمایشات متیوز را تامین می‌کرد، می گوید: "داده‌های کافی وجود دارد تا اثبات کند که خشونت در بازی‌های ویدئویی، یک مشکل حاد است. و این مشکل حاد، فقط گریبانگیر نوجوانان دچار مشکلات رفتاری نیست."
البته این همه‌ی مشکل هم نیست؛ چرا که لی با اشاره به مشکل همه گیر شده‌ی چاقی مفرط کودکان در ایالت متحده می گوید: "بهتر است به جای استفاده از انواع ایکس‌باکس به عنوان ‏پرستار بچه، به انجام فعالیت‌های سالم رو بیاوریم".
تصوير تصوير

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «هیچ بنایی در نزد پروردگار محبوب‌تر از بنای خانواده نیست»
، بدیهی است که منظور خانواده‌ای است که لبریز از مهر و محبت باشد. در فرهنگ ایرانی نگرشی مثبت نسبت به خانواده وجود دارد به طوری که آن را بهترین مکان برای زندگی افراد می‌دانند و تدابیری در جهت پایداری و تداوم آن می‌اندیشند. اما اطلاعات در مورد واقعیات زندگی خانوادگی بسیار ناچیز است.
رسانه‌ها به خصوص تلویزیون در تلاش‌ خود برای حفظ خانواده، الگوهایی را ارائه می‌دهند که هرچند زمانی مطلوب و مفید بودند اما با توجه به ویژگی‌های اجتماع کنونی قابل اجرا نیستند و در نتیجه از قصد اصلی یعنی بهبود روابط خانوادگی دور می‌شوند. عوامل متعددی دست به دست هم داده‌اند تا وظایف ما را به عنوان والدین فرزندان ِ جامعه‌ی کنونی بسیار سخت تر از والدینِ ما و والدینِ والدینِ ما نمایند! مواجهه با این عوامل امری اجتناب ناپذیر است و عقل سلیم حکم می‌نماید تا خود را به مهارت‌های لازم جهت رویارویی با معضلات آتی در ارتباط با تربیت فرزندان تجهیز کنیم.
رفتار نوجوانان امروزی به گذشته‌ها مشابهتی ندارد. هر نسل جدیدی، برای توضیح این که چه چیزی باب میلش هست و چه چیزی را نمی‌پسندد، روش خاص خود را دارد و بزرگسالان در مقام پدر و مادر بایستی به روش خودشان به وظایفشان عمل کنند و از دنیای فرزندشان سر در آورند: به عنوان مثال والدین باید بدانند چه نوع مواد مخدری در اجتماع رایج است و به فروش می‌رسد؟ بازی‌های رایانه‌ای و تلویزیونی خشونت‌بار و اثر گذار بر رفتار نوجوانان، کدام‌ ها هستند؟ و...
تا زمانی که والدین ندانند در دنیای نوجوانان چه می‌گذرد نمی‌توانند آن طور که باید و شاید به آنان نزدیک شوند. یکی از راه-های کسب اطلاعات بیشتر، صحبت کردن با نوجوانان و دوستانشان است. اندکی مطالعه در مورد سرگرمی‌ها، علایق و پدیده‌های نوظهور در اجتماع کنونی که از جذابیت خاصی برای نوجوانان برخوردار هستند، ضروری می‌باشد. حتی گوش دادن به موسیقی‌ مطلوب نوجوان و آگاهی از مضمون اشعار به کار رفته شده در آن نیز می تواند راهگشا باشد. مواردی از این دست در ایجاد ارتباط هر چه بیشتر بین والدین و فرزندان و ایجاد ارتباط و همبستگی مناسب بین آن ها نقش مؤثری دارد.
تصوير تصوير
در کنار افزایش تعاملات با فرزندان والدین باید توجه داشته باشند برخی از عوامل تربیتی بر افزایش میزان خشونت در فرزندانشان تأثیر گذارند. برخی از عواملی که می‌توانند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری در کودکان و نوجوانان شوند، عبارت‌اند از:
۱) نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک: معمولاً کودکی که وسایل و اسباب بازی مورد علاقه خود را در دست دیگری می‌بیند برانگیخته می‌شود و در صدد گرفتن آن حتی با اعمال خشونت بر می آید. تجربه نشان دهنده ی آن است که چنانچه در دوران کودکی همیشه توقعات و انتظارات فرد برآورده شده باشد او بیشتر از کسانی که توقعات و انتظاراتشان برآورده نشده‌است، خشمگین و پرخاشگر می‌شود.
تصوير
۲) وجود الگوهای نامناسب: داشتن الگوی مناسب در زندگی یکی از نیازهای انسان است زیرا انسان‌ها علاقه‌مند هستند که رفتار و کردار خود را مطابق با کسی که مورد علاقه خودشان است انجام دهند. بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که بیشتر کودکان پرخاشگر والدین خشن و متخاصمی داشته‌اند یعنی نه تنها کودک از محبت لازم والدین برخوردار نبوده، بلکه از الگوی پرخاشگری موجود در خانواده نیز تأثیر پذیرفته است. دیکتاتوری در خانواده‌ معمولاً رشد فرزندان را محدود می‌کند، در این نوع از خانواده یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است که غالباً پدر چنین نقشی را دارد اما گاهی اوقات مادر، خواهران و برادران بزرگ‌تر نیز با دیکتاتوری رفتار می‌کنند.
در این گونه خانواده‌ها فرد دیکتاتور تصمیم می‌گیرد، هدف تعیین می‌کند، راه نشان می‌دهد، وظیفه معلوم می‌کند، برنامه می‌ریزد و همه باید به طور مطلق مطابق میل او رفتار کند و حق اظهارنظر از آن اوست.
بچه‌هایی که در محیط دیکتاتوری پرورش پیدا می‌کنند ظاهراً حالت تسلیم و اطاعت در رفتارشان مشاهده می‌شود اما همین حالت آنها را به هیجان و اضطراب وا می‌دارد. این بچه‌ها در مقابل دیگران حالت دشمنی و خصومت به خود می‌گیرند و به بچه‌های هم سن و سال خود یا کمتر از خود صدمه می‌رسانند. این افراد از به سر بردن با دیگران عاجز بوده، در کارهای گروهی نمی‌توانند شرکت کنند، از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند و در امور زندگیشان بی لیاقتی خود را نشان می‌دهند.
۳) تشویق رفتار پرخاشگرانه: عده‌ای از افراد پرخاشگر و زورگویی را تقبیح نمی‌کنند بلکه آنرا نشانه شهامت و قدرت خود می‌دانند. این افراد اعمال پرخاشگرانه خود و دیگران را مثبت موجه و حتی لازم می‌دانند و به آن صحه می‌گذارند. تشویق رفتار پرخاشگرانه توسط والدین و دیگر افراد سبب تقویت و تثبیت آن می‌شود. گاه با والدین یا مربیانی روبرو می‌شویم که به عنوان مثال به بهانه آموزش دفاع از خود به کودک می‌گویند: «تو سری نخوری»
4) تنبیه والدین و مربیان: والدین و مربیان که در برابر پرخاشگری و خشونت کودک عصبانی شده و به صورت پرخاشگرانه او را تنبیه می‌کنند در تشدید این رفتار در او مؤثرند. درچنین مواقعی تنبیه عامل فزاینده و تقویت کننده پرخاشگری است زیرا علاوه بر اینکه سبب خشم و احتمالاً پرخاشگری کودک می‌شود، شخص تنبیه کننده الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک می‌شود.
مخلص کلام
دنیایی که، بسیار شبیه به جنگل است. پر است از زندان و دزد و قاتل. مملو است از پلیس‌هایی که شاید حتّی بدتر از پلیس‌های بیرونِ خانه باشند و خشن‌تر. جز اینها موارد دیگری مانند خشونت، ترس، صحنه‌های جنسی، استفاده از مواد مخدر و ... نیز در این دنیای جدید و عجیب هم هست، که شاید در بیرون خانه این قدر نباشد.
تصوير
امّا والدین تصور می‌کنند، فرزندشان در خانه ایمن است. امّا با این کنسول‌ها و بازی‌هایشان؛ دیگر این خانه امن نیست...
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

قصه تلخ فقر در خانه‌ای 30 متری/خانواده‌ای 9 نفره با 5 معلول

پستتوسط najm134 » شنبه مارس 09, 2013 10:56 pm

به گزارش خبرگزاری فارس از قلعه‌گنج، ای کاش قلم در دستان شما بود و این قصه تلخ را شما برایمان بازنویسی می‌کردید، در مرکز شهر قلعه‌گنج و محله سرتکی خانواده‌ای 9 نفره زندگی می‌کنند که امروز تصمیم گرفتم، راوی دردهای آنها باشم. تصوير

در این خانواده پدر و مادر پیری زندگی و از پنج معلول ذهنی جسمی و سه فرزند سالم نگهداری می‌کنند که تحمل 30 سال ‌تر و خشک کردن این‌ها به هزار و یک درد مبتلایشان کرده بود، پدر در سن 60 سالگی با بیماری قلبی دست و پنجه نرم می‌کرد و مادر در 57 سالگی معده و روده‌هایش را به تیغ جراح سپرده بود و از نداری دچار عفونت شده بود و صدایش با اشک درمی‌آمد.
30 متر زمین را دو اتاق کرده بودند، در یکی از اتاق‌ها پنج معلول نگهداری می‌کردند و در دیگری با یک اجاق گاز و یک یخچال برایشان غذا می‌پختند، تازه این خانه را خیران ساخته بودند و گرنه باید در همان خانه بلوکی که دیگر شکاف‌هایش داشت، گسل می‌شد، سختی‌ها را تحمل می‌کردند.
چراغ چمک سرپرست این خانوار با این سن دیگر از دستش کاری بر نمی‌آمد، هیکل نحیفش را به کناری خواندم و از وی پرسیدم، چرا این بچه‌ها را به مراکز درمانی نمی‌فرستی، با دیدن اشک‌هایش از گفته خودم پشیمان شدم، اما با بغض گفت، پاره تنم هستند، اگر از آنها جدا شوم، می‌میرم.
چراغ چمک که دیگر راحت شده بود، می‌گفت، بچه‌هایم زیر پوشش بهزیستی هستند، اما مستمری آنها کفاف نمی‌دهد و به سختی امرار معاش می‌کنیم.

* برای بیماری مادرم یک میلیون تومان وام گرفتیم
بچه‌ها را نشانم داد و گفت: این پسر بزرگم حسین 30 ساله است، این یکی دخترم کلثوم 26 ساله، آن یکی دختر اولم است و 27 ساله، اسمش هم زهرا است، این آخری هم فاطمه و 21 سالش است، سعدی هم که از ناحیه دو پا معلول بود، در مدرسه درس می‌خواند.
وی گفت: فرزندانم در ابتدای تولد سالم بودند، بعد از دو سالگی به این عارضه دچار شدند، ازدواج فامیلی هم نداشتیم، دیگر نتوانستم، تحمل کنم، موقع بیرون آمدن از اتاق دختری را دیدم که صورتش را آفتاب سوخته بود، گفت، خواهر سالم آنها هستم و در بیماری پدر و مادر از آنها مراقبت می‌کنم.
لیلا افزود: برای بیماری مادرم از کمیته امداد امام خمینی یک میلیون تومان وام گرفتیم، اما اکنون برای جراحی دوباره‌اش نیاز شدید به پول داریم که از نداری، یک هفته زمان جراحی عقب افتاده و مادر هم توان بلند شدن، ندارد.

* بازدید بازاریان و خیران از خانه چراغ
ایوب فلاحی فرماندار قلعه‌گنج نیز از زمانی که وضعیت این خانواده فقیر و مستضعف را دیده است، از تمام توان خودش استفاده و در نخستین فرصت بازاریان و خیران شهرستان را با خود به خانه چراغ چمک آورد.
وی افزود: برای من قابل پذیرش نبود که در کنار گوش ما این چنین خانواده‌ای در فقر زندگی کنند، اما با دیدن، آنها تمام تلاش را انجام می‌دهم که این خانواده و امثال آنها سر و سامان بگیرند.
فلاحی گفت: فرزندان این خانواده برای مداوا به همراه پدر و مادرشان حتما باید به مراکز درمانی بهزیستی ارجاع داده می‌شدند تا خانواده‌ای در این وضعیت اسفناک زندگی نکنند، و با رایزنی با بازاریان و خیران شهرستان به زودی برای آنها این امکان فراهم می‌شود تا تحت مداوا قرار گیرند.
از بازدید که برمی‌گشتیم، فرماندار آدرس یک خانواده دیگر را نیز داشت، به سراغ این خانواده هم رفتیم، اینجا تبعیض بیداد می‌کرد، خانواده که دو دختر و یک پسر آنها بر اثر بیماری دچار قدی کوتاه بودند و در یک اتاق بلوکی شب و روز را طی می‌کردند.

* تبعیض نگذاشت تا برادرش سر پست بماند
سفت و سخت خواستم، عکس بگیرم، کلید را که زدم، تازه سقف خانه را دیدم که از چوب درخت خرما و حصیر پوشیده شده بود و یک لامپ 100 وات در کنار دیوار ترک خورده آن نور زرد رنگی را نشان می‌داد.
دیوارها نشان می داد،در هر باران چه قدر گل و لای از درز چوب‌ها ریخته است از کجای این خانه بگویم، مادر مریض که دیگر سویی در چشمانش نبود و دخترک دانشجو که از پس هزینه دانشگاهش بر نمی‌آمد و ترک تحصیل کرده بود.
وی که علاقه زیادی هم به درس داشت، دانشجوی رشته برق بود، در بندرعباس و به امید برادرش که می‌خواست، نگهبان آموزش و پرورش باشد دو ترم را خوانده است، اما تبعیض نگذاشت تا برادر سر پست بماند و امیدهای خواهرش نقش بر آب شدند.
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

برده‌داری در عصر مدرن؛ ارزش یک انسان چقدر است؟

پستتوسط najm134 » جمعه مارس 29, 2013 7:53 am

بهت‌آور است که امروز انسان‌ها بیش از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت در بردگی به سر می‌برند. با این وجود، فعالان مدنی علیه برده‌داری این گمان را دارند که جهان در شرف رسیدن به نقطه عطفی در این زمینه است: برده‌داری شاید تا ۳۰ سال دیگر ریشه‌کن شود.
شمار انسان‌هایی که در عصر حاضر در بردگی به سر می‌برند ۲۷ میلیون نفر تخمین زده می‌شود؛ بیش از دو برابر تعداد افرادی که گمان می‌رود در عصر تجارت برده‌داری از آفریقا و از مسیر اقیانوس اطلس به آمریکا منتقل شده‌اند.
بررسی سوابق کشتی‌ها این امکان را فراهم می‌کند که شمار بردگانی را که از آفریقا به آمریکا و حوزه دریای کارائیب منتقل شده‌اند از قرن شانزدهم میلادی تا زمان ممنوعیت برده‌داری در سال ۱۸۰۷ میلادی برآورد کرد. این تعداد حدود ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر است.

رقم امروزی ۲۷ میلیون نفر را کوین بلز، پژوهشگر سازمان "برده‌ها را آزاد کنید" ‌اعلام کرده است. او این رقم قابل توجه را نتیجه رشد سریع جمعیت،‌ فقر و فساد دولتی می‌داند.
تصوير

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که برده‌داری چیزی تاریخی و مربوط به گذشته است،‌ اما برده‌داری به شکل‌های گوناگون و در همه قاره‌ها وجود دارد؛ از قاچاق بردگان جنسی و کارگر گرفته تا اسارت به خاطر بدهی‌ و افرادی که پس از دریافت وام‌هایی کوچک، مجبور به کار اجباری دائمی برای وام‌دهنده هستند.
بن اسکینر، پژوهشگر و روزنامه‌نگار که برای تهیه مستندهایی درباره موارد برده‌داری به مناطق مختلفی از جهان سفر کرده است، می‌گوید :"من اغلب در فکر کارگر معدنی هستم که در شمال هند بردگی می‌کرد."
"من توانستم شب پیشش بروم و با او مصاحبه کنم. از او پرسیدم که چرا تاکنون فرار نکرده است. تنها دلیلش این بود که از خشونت فوق‌العاده پیمانکار معدن که به او وامی ناچیز داده بود، می‌ترسید. در دنیای او،‌ پیمانکار خدا بود. او نه تنها زندگی می‌بخشید، بلکه روزی‌دهنده هم بود. وقتی ما دلیل دوام پدیده برده‌داری را بررسی می‌کنیم، باید شکسته شدن این چرخه‌های وابستگی را هم در نظر بگیریم."
اسکینر می‌گوید که بسیاری از بردگانی که با آنها در هند آشنا شد، هیچ شناختی از زندگی آزاد نداشتند و از حقوق بنیادی و اولیه خود آگاه نبودند.

بیلز می‌‌گوید: کشورهای در حال توسعه بیشترین تعداد برده‌های کارگر را دارند، هرچند حتی کشورهای توسعه‌یافته نیز با وجود داشتن قوانین قوی در زمینه حقوق بشر نمی‌توانند مجریان قانون را برای حل کامل این مشکل به کار بگیرند.

او می‌گوید: "کارگران مهاجر قادر به پرداخت بدهی خود به قاچاقیان انسان نیستند. مردی را با وعده داشتن شغل اغوا کرده‌اند،‌ مدارکش را گرفته‌اند و او مجبور شده است در یک آشپزخانه مشغول به کاری شود که هیچوقت پایانی نداشت یا دختر نوجوان کتک‌خورده‌ای که الان در خیابان مجبور به تن‌فروشی شده است، شرایط مشابهی دارد."
بیلز می‌گوید: دولت آمریکا میلیاردها دلار صرف مبارزه با جنایات می‌کند، ولی تنها قسمت کوچکی از این بودجه صرف مبارزه با برده‌داری می‌شود، در حالی که می‌دانیم تعداد موارد برده‌داری در آمریکا بسیار بیش از موارد جنایت است.
در اروپا نیز قربانیان برده‌داری همیشه نمی‌توانند به قانونی که برای حمایت از آنها تصویب شده است، تکیه کنند. موسسه خیریه مبارزه با قاچاق انسان، در یک مورد مانع قاچاق شد و دخترکی را که نجات داده بود، به مجارستان بازگرداند. اما به محض آن که او به جایی بازگشت که قرار بود امن باشد،‌ در همانجا مورد تجاوز قرار گرفت و به قاچاقچیان بازگردانده شد.

سازمان بین‌المللی کار اعلام کرده است که ۲۰ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در سراسر جهان مجبور به کار اجباری هستند، اما "کارگران بدهی" ‌در این آمار در نظر گرفته نشده‌اند. این کارگران، کسانی هستند که به دلیل بدهی خود یا خانواده‌هایشان ناگزیر به کار اجباری شده‌اند و عملا به بردگی گرفته شده‌اند.
با این وجود، سازمان بین‌المللی کار معتقد است که می‌تواند برده‌داری را به طور کامل ریشه‌کن کرد.
بئاته آندراس، از مسئولان این سازمان جهانی اعتقاد دارد که در ده سال گذشته این حرکت شتاب گرفته است. او به جنبش رو به رشد و فعالیت‌هایی که در برخی کشورها برای مبارزه با برده‌داری انجام می‌شود، اشاره می‌کند.
او این مبارزه را با فعالیت‌هایی مقایسه می‌کند که سال‌ها قبل برای مقابله با ایدز انجام شدند. آن فعالیت‌ها هم چندین سال طول کشید تا حرکت و تعهد لازم برای مقابله با ایدز همه‌گیر شود.

در حال حاضر برده‌داری در تمام کشورهای جهان ممنوع است.

آندراس می‌گوید: "ما هنوز به نقطه عطف نرسیده‌ایم،‌ اما در شرایط کنونی نیز دور زدن قوانین ضدکار اجباری برای کشورها و شرکت‌ها سخت‌تر شده است."
او اضافه می‌کند: "دلایلی برای خوش‌بینی وجود دارد و ما در سال‌های اخیر شاهد تغییری سریع در قوانین و ایجاد مقررات بهتر بوده‌ایم."
او می‌گوید: "نشانه‌‌های روشنی وجود دارد که آگاهی مسئولان شرکت‌ها بیشتر می‌شود و دولت‌های بیشتری در این مسیر حرکت می‌کنند. اگر ما به اندازه کافی رهبرانی آماده حرکت داشته باشیم،‌ می‌شود گفت که برده‌داری در حال ریشه‌کن شدن است."
بلز می‌گوید: زمانی بود که دستگاه‌های مجری قانون می‌دانستند که چگونه باید با یک کامیون پر از موادمخدر برخورد کنند، اما روش‌های روشنی برای شیوه حل و فصل مسائل مربوط به یک کامیون پر از انسان وجود نداشت.
او می‌گوید که این وضع عوض شده است.

در قطعنامه‌ای که سازمان ملل متحد علیه قاچاق انسان صادر کرده است، سه عامل پیشگیری،‌ حفاظت و پیشگیری مورد توجه بوده است.
تصوير
فعالیت گروه "قاچاق را متوقف کنید" که در زمینه مقابله با قاچاق انسان فعال است، بر پیشگیری‌ متمرکز است. به طور مثال آنها در قرقیزستان با کودکان خیابانی کار می‌کنند و به آنها می‌آموزند تا علائم هشداردهنده را بشناسند و بتوانند از این که به گدایی و سرقت در خیابان‌ها مجبور شوند، جان سالم به در ببرند.

تحریم محصولاتی که با کار اجباری و برده‌داری کارگران تولید شده‌اند هم نقش مهمی در پیشگیری دارد. شماری از فروشندگان عمده پنبه در ازبکستان،‌ خرید پنبه‌هایی را که حاصل کار اجباری کارگران بوده است، متوقف کرده‌اند و سال میلادی گذشته هم پارلمان اروپا یک قرارداد تجاری با ازبکستان را به دلیل استفاده از کودکان کار در روند تولید محصولات رد کرد.

در سال ۲۰۰۳ میلادی، طرحی ملی در برزیل به اجرا درآمد که در چارچوب آن و با تغییر مقررات و قوانین مربوط به بازرسی کار،‌ هزاران کارگری که به بردگی گرفته شده بودند، آزاد شدند. براساس این طرح، اگر مشخص شود که کارفرمایان از کارگران برده استفاده می‌کنند،‌ اسامی‌شان در "فهرست کثیف" رسمی قرار می‌گیرد. تاکنون اسامی ۳۰۰ شرکت و فرد در این فهرست ثبت شده است.
سازمان بین‌المللی کار هم در تلاش است تا برای تشخیص "نشانه‌های نامرئی" کار اجباری، به کشورهای دیگر کمک کند.
بلیز می‌گوید: اینها برخی عواملی هستند که برده‌داری را به "‌مشکلی قابل حل برای نسل ما" در ۲۵ تا ۳۰ سال آینده تبدیل می‌کنند.
او اضافه می‌کند: بهترین برآوردها نشان می‌دهد که برده‌داری هزینه‌ای بالغ بر ۴۰ میلیارد دلار به اقتصاد جهانی تحمیل می‌کند. این مبلغ به تنهایی رقم هنگفتی است، اما تنها بخش کوچکی از اقتصاد جهانی را شامل می‌شود. ۲۷ میلیون نفر هم عدد بزرگی‌ است،‌ اما در عین حال، تنها بخش کوچکی از جمعیت جهان در بردگی به سر می‌برد.
او می‌گوید: "برده‌داری در آستانه انقراض است و برای ریشه‌کن کردن آن تنها به یک همت عالی نیاز داریم. به طور حتم نیازمند همکاری دولت‌هایی هستیم که باید دست به دست هم دهند و قوانین خود را به اجرا در بیاورند. این کار، شدنی است."

بریتانیا در مقابله با قاچاق انسان 'ناموفق بوده است'

بر اساس گزارش یک نهاد مدنی بریتانیا، تلاشهای این کشور برای مقابله با قاچاق انسان ناکارآمد و ناموفق بوده است.

مرکز تحقیقات عدالت اجتماعی در گزارش خود گفته است که درک صحیحی از بحران قاچاق انسان وجود ندارد و پلیس معمولا به مقابله با قاچاق انسان اولویت نمی دهد.
این مرکز خواستار تاسیس دفتر کمیسر مقابله با برده داری در بریتانیا شده و خواستار انتقال قدرت اداری تشخیص قاچاق انسان از وزارت کشور به این کمیسر است.
با این حال، دولت بریتانیا اصرار دارد که سیستم اداری فعلی تحت سرپرستی وزارت کشور کارایی دارد.
در حال حاضر، هفت نهاد دولتی تحت نظارت وزارت کشور مسئولیت مقابله با قاچاق انسان را بر عهده دارند، که به گفته مرکز تحقیقات عدالت اجتماعی سبب بی نظمی در کار می شود.

آنچه در بریتانیا اتفاق می افتد

گزارش مرکز تحقیقات عدالت اجتماعی که فردا (دوشنبه) با عنوان "اینجا اتفاق می افتد" انتشار عمومی خواهد یافت، می گوید که تعداد زیادی از افراد قاچاق شده به بریتانیا از کارگران ساختمانی گرفته تا زنان گرفتار در فاحشه خانه ها در آمار رسمی دولتی وجود ندارند و نهادهای دولتی با درک عمق مسئله مشکل دارند.
مرکز مقابله با قاچاق انسان، یک نهاد دولتی در بریتانیا، سال گذشته (۲۰۱۲) گفت که حدود ۱۲۰۰ نفر در این کشور قربانی قاچاقچیان انسان بوده اند، اما مرکز تحقیقات عدالت اجتماعی این آمار را بی معنا می داند و می گوید : عمق فاجعه بیش از حدی است که برای هیات دولت قابل درک باشد.
گزارش مرکز تحقیقات عدالت اجتماعی از یک افسر پلیس نقل قول می کند که پلیس انگیزه بیشتری برای تحقیق در باره سرقت اشیا از حیاط یک خانه دارند تا تحقیق در باره قاچاقچیان انسان و فشاری هم برای مقابله با پدیده قاچاق انسان وجود ندارد.

اکثر افرادی که به بریتانیا قاچاق می شوند از شرق اروپا، آفریقا یا ویتنام به این کشور آورده می شوند، اما کودکان بریتانیایی هم قربانی این 'تجارت' هستند.
گزارش مرکز تحقیقات عدالت اجتماعی می گوید که در سال ۲۰۱۱ نیمی از شهروندان قاچاق شده در این کشور دخترانی بودند که قاچاقچیان آنها را به منظور سو استفاده جنسی به دام انداختند.
این گزارش داستان یک دختر کم سن و سال را روایت می کند که تحت کنترل چند مرد جوان قرار داشت و طی دو روز ۹۰ بار مورد تجاوز 'مشتریان' مختلف آنان قرار گرفت.

مرکز تحقیقات عدالت اجتماعی که می گوید حمایتهای فعلی قانونی از قربانیان قاچاق انسان کافی نیست، خواستار تصویب قانون جدیدی علیه "برده داری" توسط پارلمان شده تا با مشکلات و مسائل جاری مقابله کند.

با این حال، وزارت کشور نظام فعلی مبارزه با قاچاق انسان را "خوب" توصیف کرده است و گفته که نظام موجود با گذر زمان بهتر خواهد شد.
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

آلودگی اجتماعی

پستتوسط najm134 » پنج شنبه جولاي 24, 2014 3:15 pm

دستگیری 8 شیطان‌پرست در شب قدر

به گزارش شيعه آنلاين، روزنامه «شهروند» از دستگیری 8 شیطان‌پرست توسط ماموران اداره محیط‌ زیست فیروزکوه خبر داد.

بر اساس آنچه در خبر این روزنامه آمده است، این افراد در شب ضربت خوردن حضرت علی (ع) در حالی که قرص‌های روانگردان مصرف کرده بودند، با پوشیدن لباس‌های مخصوص، آویختن آلت‌های عجیب به خود و به دست کردن انگشترهای ستاره پنج‌پر، با برپایی مراسم رقص و پایکوبی به عبادت شیطان مشغول بوده‌اند.

علی‌اکبر انارکی فرمانده سپاه شهرستان فیروزکوه در این‌باره گفت: ماموران اداره حفاظت از محیط‌ زیست این شهرستان در حین گشت‌زنی در منطقه‌ای دورافتاده در اطراف روستای زرین‌دشت فیروزکوه به تعدادی افراد با شکل و شمایلی خاص و آویختن ابزارآلاتی با نماد و شمایل ویژه مواجه شدند که مراتب را به نیروی انتظامی و بسیج شهرستان فیروزکوه اطلاع دادند. مقامات قضایی شهرستان فیروزکوه، ماموران نیروی انتظامی و نیروهای بسیج به سرعت خود را به منطقه اعلام‌شده رساندند و این افراد را دستگیر کردند.

فرمانده سپاه شهرستان فیروزکوه با بیان اینکه این افراد اکنون در بازداشت به‌ سر می‌برند، گفت: این گروه در ۲ شب در یک منزل کارگری و در فاصله ۵ کیلومتری از کوه به صورت عریان به رقص و پایکوبی، مصرف مواد توهم‌زا و اعمال غیرانسانی مشغول بوده‌اند.

توضيح:ستاره بنج پر شيطان پرستان به صورت وارونه است كه دو بر آن در بالا قرار مي كيرد، و با ستاره پنج پر اسلامي كه يك بر آ در بالا قرار مي كيرد متفاوت است .
najm134
 
پست ها : 1374
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

ازادي امريكائيان!!!

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه دسامبر 04, 2014 6:45 am

ازادي امريكائيان!!!
بخاطر چند جمله محترمانه نوشتن در فيسبوك و انتقاد محترمانه دامن كوتاه دختران اوباما = عليرغم عذرخواهي ووو بركنار شد

پوشش دختر اوباما و آزادی بیان در آمریکا

برگزاری جشن بوقلمون توسط اوباما سبب رسوايي اوباما و موضوع ازادي امريكائيها شد

پوشش دختر اوباما و آزادی بیان در آمریکا
به نقل از گزارش نما ،وقتی جورج واشنگتن به عنوان نخستین رئیس جمهور آمریکا، در نخستین سال ریاست جمهوری خود اولین اعلامیه ملی آمریکا را برای جشن روز شکرگزاری در ۲۶ نوامبر ۱۷۸۹ قرائت کرد و "روز بوقلمون" را وارد تقویم آمریکا کرد؛‌ شاید هرگز گمان نمی کرد که مراسم این روز به عنوان نشانه ای از فقدان آزادی در کشور مدعی لیبرالیسم در رسانه ها تیتر زده شود.

در روز شکرگزاریه امروزی، رئیس جمهور آمریکا علاوه بر اعلام روز شکرگزاری، یک بوقلمون را عفو می‌کند. با این کار بوقلمون حق ادامه زندگی خود را به شکل آزاد در مزرعه (و یا گاهی حیات کاخ سفید) خواهد داشت. این مراسم به عبارتی یک نماد برای ملت بی تاریخ آمریکا محسوب می شود؛ آنها مدعی هستند در حدود سال‌ ۱۶۲۱ مردم مهاجری (منظور همان مهاجمان به بومیان آمریکا است) که به آمریکا آمده بودند بوقلمون‌های وحشی را برای این روز شکار می‌کردند.

اما امسال برگزاری این روز توسط اوباما برایش حاشیه برانگیز شد. یک کارمند جمهوری‌خواه کنگره در فیسبوک خود ازنحوه لباس پوشیدن ساشا و مالیا اوباما، دو دختر نوجوان رئیس جمهوری آمریکا که با دامن‌های بسيارکوتاه در مراسم شکرگزاری شرکت کرده‌ بودند، انتقاد کرد. او از اینکه لباس آنها مناسب بار بوده است نه یک مراسم رسمی انتقاد کرده و از اینکه هنگام ایستادن کنار پدرشان در مراسم سنتی عفو یک بوقلمون بی‌حوصله به نظر می‌رسیدند؛ گلایه کرده بود.

مالیا و ساشا که به ترتیب ۱۶ و ۱۳ سال دارند جوان ترین فرزندان رئوسای جمهور تاریخ آمریکا هستند و نوع لباس پوشیدن آنها بارها دستمایه طنز قرار گرفته است. تا جایی که اوباما ترجیح می دهد که خبرنگاران به حضور آنها در مدرسه، مهمانی یا ورزش دسترسی نداشته باشند.

اما این بار باید اوباما طبق رسم سنتی آمریکاییان با خانواده حاضر می شد و همین دستمایه یکی از صریح ترین انتقادات به وی را فراهم آورد:

این کارمند کنگره نوشته بود: «می‌فهمم که شما در سال‌های سخت نوجوانی هستید اما شما اعضای سرشناس‌ترین خانواده آمریکا هستید، سعی کنید کمی باکلاس رفتار کنید. دست‌کم به جایگاهی که در آن هستید احترام بگذارید. با این همه پدر و مادر شما هم چندان در شان جایگاه‌شان رفتار نمی‌کنند. بنابراین چندان الگوهای مناسبی هم در کنارتان ندارید. مثل کسی رفتار کنید که زندگی در کاخ سفید برایش اهمیت دارد. طوری لباس بپوشید که شایسته احترام باشید، نه صرفا لایق یک صندلی در بار.»

اما با انتشار این خبر فشارها بر او افزایش یافت و لاتن کمی بعد در یادداشت عذرخواهی خود نوشت: «بعد از ساعت‌ها دعا، صحبت با والدینم و بازخوانی کلمه‌های پست فیسبوک، می‌توانم به وضوح ببینم که کلمه‌هایم تا چه حد آزاردهنده بودند. دوست دارم از همه کسانی که با کلمه‌هایم آنها را رنجانده و ناراحت کرده‌ام، عذر بخواهم و عهد می‌بندم که از این تجربه درس بیاموزم و فرد بهتری باشم. طوری درباره این دو بانوی جوان اظهار نظر کردم که خودم هرگزنمی پسندیدم در نوجوانی قضاوت شوم.»

اما سرانجام او به رغم عذرخواهی به خاطر این انتقاد مجبور به ترک پست خود و استعفای رسمی شد.

درواقع این رسوایی دوم را پدید آورد که بیانگر نبود آزادی بیان در کشور مدعی آزادی است. این در حالی است که به عنوان نمونه در ایران که مرتبا از سوی آمریکا متهم به نقض آزادی بیان است،
اما انتقاد یک کارمند جزء به لباس پوشیدن فرزند رئیس جمهور در آمریکا تحمل نمی گردد. شاید این همزمانی با روز بوقلمون برای فارسی زبانان طنزآمیزتر باشد. بوقلمون نوعی از پارچه دیبا است که با تغییر جهت تابش نور به آن از رنگی به رنگی دیگر در می آید و این پرنده نیز به دلیل تغییر رنگ پوست گلویش در هنگام هیجان چنین نامیده شده است. از همین رو است که ایرانیان به فردی که شعارهایش با واقعیت درونیش متفاوت است، بوقلمون می گویند.

آي اوباما : روز افشای راز بوقلمون برای آمریکا مبارک!
pejuhesh232
 
پست ها : 2609
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

مردم ایران "به قید وثیقه آزاد" نیستند

پستتوسط pejuhesh232 » پنج شنبه دسامبر 18, 2014 8:01 pm

آلودگي اجتماعي = مردم ایران "به قید وثیقه آزاد" نیستند


دکتر صادق خرازی دیپلمات سابق کشورمان در مراسم گرامیداشت روز دانشجو که به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در تالار شهید بهشتی دانشکده حقوق و علوم سیاسی این دانشگاه برگزار شده بود با اشاره وضعیت دانشگاه ها در 8سال گذشته گفت:

یکی از تلخ‌ترین واقعیت ها این است که برخی اشخاص با قالب دین می‌خواهند نقش مردم نادیده گرفته شود و نقش آزادی آنها جدی گرفته نشود، این در حالی است که آزادی جزو ضمیر ذات انسان است. هر دولتی که بخواهد در برابر آزادیخواهی جبهه گیری کند، در برابر هویت جامعه جبهه گیری کرده است.

وی تصریح کرد: از بستر آزادی اندیشه زاییده می‌شود و جامعه‌ای که توام با بینش و اندیشه باشد در برابر استبداد و استعمار قدرتمند می‌شود. چنین جامعه‌ای هویت پیدا می‌کند. باید بدانیم مهم‌ترین عنصری که انقلاب را پیروز کرد همین هوشیاری و تعیین هویت مردم بود. آنکه می‌گوید مردم صلاحیت و لیاقت ندارند خود نتوانسته با مردم ارتباط برقرار کند.
سفیر سابق کشورمان در فرانسه با بیان این‌که مردم دارای شعور اجتماعی بوده و هنگام احساس خطر به میدان می‌آیند گفت: مردم ولی نعمت حاکمان خود هستند. مردم ایران به قید وثیقه آزاد نیستند. مردم ایران آزادند چون آزادی در ذات انسان است. انقلاب اسلامی بدون مردم هیچ هویتی ندارد.

عضو هیئت موسس حزب ندای ایرانیان گفت: قطعنامه گرفتن کار بسیار ساده ای و از قطعنامه بیرون آمدن کار بسیار سختی است کسانی بودند که در طی هشت سال گذشته همه چیز را به شوخی گرفته بودند و به دروغ به مردم می گفتندکه یک کودک با قابلمه غنی سازی می کند و به نظر من این توهین به مردم بود، آنها به دلیل فقدان آزادی از جهان خارج خوف و ذهن بحرانی خود در جهان همه مردم را به بازی گرفته بودند و هر روز می گفتند قطعنامه ها کاغذ پاره ای بیش نیست و نتیجه آن چیزی بود که اگر این دولت با توان خود نیز حرکت کند شاید بتواند آن بحران ها را جلوگیری کند.
pejuhesh232
 
پست ها : 2609
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

۱۱ درصد جمعیت ایران معلول هستند

پستتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه اکتبر 07, 2015 10:24 pm

۱۱درصد جمعیت ایران معلول هستند


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
ایسنا نوشت: مدیرکل اشتغال و کارآفرینی سازمان بهزیستی کشور گفت: 11 درصد از جمعیت کشور دارای درجاتی از معلولیت هستند.

مریم کاشی در جلسه شورای اشتغال شهرستان پلدختر، افزود: در چند سال اخیر گسترش توانمندی جامعه هدف یکی از اهداف سازمان بهزیستی کشور است ما با اعطای تسهیلات در صدد توانمندسازی معلولان مستعد هستیم و در جهت اشتغالزایی آنها براساس ظرفیت و توانائیشان تسهیلات برای ایجاد شغل مولد ارایه می‎دهیم.

وی با بیان اینکه در سال‎های اخیر اقدامات زیادی با توجه به تناسب در حوزه توانبخشی جهت توانمندسازی معلولان صورت گرفته است، اظهارکرد: آموزش‎هایی منجر به اشتغال پایدار برای معلولان در قالب اجرای طرح توانمندسازی مبتنی بر جامعه راهبردی، به‎طور ویژه در حال بررسی است.

وی گفت: این طرح در درون برنامه توسعه جامعه، از طریق فعالیت‎های مشترک خانواده‎های آنها، جامعه و دیگر موسسات خدمات‎رسان دولتی و غیردولتی برابر فرصت‎ها و الحاق اجتماعی معلولان اجرا می‎شود.

کاشی افزود: این برنامه در جهت توانمندسازی افراد معلول و خانواده آنان و جامعه به‎وسیله ارتقاء سطح آگاهی افراد، افزایش مشارکت اجتماعی، دسترسی به بهداشت، کاهش فقر و آسان کردن خدمات توانبخشی است.

وی گفت: برای هر یک از افراد گروه هدف، با توجه به میزان توانمندیشان، بسته‎های توانمندسازی متفاوتی مدنظر است.
pejuhesh232
 
پست ها : 2609
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

مراسم سجده به آرامگاه کوروش کبیر!

پستتوسط pejuhesh232 » دوشنبه نوامبر 09, 2015 2:57 pm

مراسم سجده به آرامگاه کوروش کبیر!


تب طرفداری از «کوروش کبیر» برای عده‌ای بالا گرفته و گویا برخی هم به دنبال سوءاستفاده از نگاه مردم به پادشاه دوره هخامنشی هستند.

به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، اخیراً ویدئوی کوتاهی در سایت‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که عده‌ای را در حال هلهله کردن و سوت زدن نشان می‌دهد که به سمت آرامگاه کوروش می‌دوند و به محض نزدیک شدن به آرامگاه، بر خاک افتاده و به سمت آرامگاه سجده می‌کنند!

گویا این ماجرا در روز 7 آبان سال جاری صورت گرفته و عده‌ای مدعی هستند این روز، روز ورود کوروش به بابل و صدور منشور کوروش است؛ اما کاملاً روشن است که این صحنه‌سازی دارای هدف سیاسی است و اغراض خاصی را دنبال می‌کند.
pejuhesh232
 
پست ها : 2609
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

قبليبعدي

بازگشت به آلوده شناسى


cron
Aelaa.Net