اخبار مطايبات طيبات

نشر گزارشات مفید برای توجه به حیات اعلی

مدير انجمن: najm134

اخبار مطايبات طيبات

پستتوسط najm134 » شنبه فبريه 27, 2010 8:49 am

بسم الله الرحمان الرحيم

تعريف عنوان و معرفي غرفه:
مطايبات: اصطلاح علمايي فكاهيات و طنزي است كه سبب طيب خاطر شنونده يا خواننده يا بيننده مي شود
طيبات: يعني آن فكاهياتي كه باكيزه بوده و از لغو و زشتي يا حرام بيراسته باشد.

جند سال قبل جزو مرسولاتي كه به مناسبت عيد كبير محمد و آل محمد و جشن فيروزگان منتشر كرديم
شروع انتشار اين سري مرسولات آغاز شد
تا ضمن تامين نياز انساني به روش صحيح نمونه كابردي و تصحيحي از آن ارائه نموده باشيم

موضوع كزارشات اين غرفه:
موضوع كزارشات اين غرفه ضمن اينكه از لغو و زشتي و حرام بيراسته است
به كزارشاتي اختصاص دارد
كه در ابتدا شوخي به نظر رسيده اما واقعيت دارند
و در خواندن آن هم افزون بر طيب خاطر فايده علمي وجود داشته باشد

والله هو الموفق المعين


عناوين گزارشاتي كه تا كنون در اين باره منتشر شده است:
الاغي كه در مكزيك کتک‏کاری کرده بود، زنداني شد
- کفن و دفن هم رشته دانشگاهی اروبا شد
- به احترام غربيها: حذف گوشت سگ! از فهرست غذاهای المپیک پکن!!!
- متن گفتگوی واقعي روی فرکانس اضطراری کشتیرانی میان اسپانیاییها و آمریکائیها
- مسابقه ملکه زيبايي گوسفندان
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

الاغي كه در مكزيك کتک‏کاری کرده بود، زنداني شد

پستتوسط najm134 » يکشنبه مارس 28, 2010 12:39 pm

خبرگزاري انتخاب : الاغي در جنوب مكزيك به جرم حمله و ضرب و جرح زنداني شد.
به گزارش فارس به نقل از آسوشيتدپرس از "توكستلا گوتيرز"، اين حيوان در زنداني محلي كه معمولاً براي نگهداري مردم مست و ساير تخلفات از آنها نگهداري مي‌شود زنداني شده است.
پليس اعلام كرده اين الاغ با لگدهاي خود دو نفر را مورد ضرب و شتم قرار داده است.
"سينار گومز" از مقامات پليس اعلام كرد كه اين الاغ تا زماني كه صاحبش پرداخت خسارات درماني دو مرد مضروب را تقبل كند در پشت ميله‌هاي زندان خواهد ماند.
گومز گفت:"در تمام منطقه من اگر هر كسي جرمي را مرتكب شود زنداني مي‌شود. مهم نيست كه حيوان باشد يا انسان."
صاحب الاغ اظهار كرد كه در حال مذاكره با مصدومان براي كسب رضايت آنها است.
قربانيان اعلام كرده‌اند كه اين الاغ يكشنبه سينه "گنارو واسكوئز" 63 ساله را گاز گرفته است و سپس به "آندرس هرناندز" 52 ساله كه قصد نجات قرباني قبلي را داشته است لگد زده و باعث شكستگي زانوي او شده است.
"هرناندز" گفت:" پليس با كمك كمتر از 10 نفر موفق به مهار اين الاغ شده است."
پليس شهر "چياپاس" پيش از اين نيز سابقه بازداشت كردن يك گاو را به جرم نابودي محصولات كشاورزي دارد.
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

کفن و دفن هم رشته دانشگاهی اروبا شد

پستتوسط najm134 » يکشنبه مارس 28, 2010 12:41 pm

دانشگاه "باث" انگلستان برای نخستین بار رشته درسی کفن و دفن راه اندازی کرد.سخنگوی دانشگاه باث گفت: هدف از راه اندازی این دوره آموزشی، آشنایی دانشجویان با چشم انداز مرگ ، مردن افراد و فراق عزیزان به صورت حرفه ای است. تصوير
به گزارش واحد مرکزی خبر ، در این رشته درسی ، موضوعاتی مانند مشاوره درباره آگهی ترحیم ، قوانین مربوط به قبور و خاکسپاری بقایای جسد پس از سوزاندن (طبق رسم بدر سوخته)، تدریس می شود و در پایان دوره آموزشی ، به فارغ التحصیلان، گواهینامه دانشگاهی اعطا خواهد شد.
سخنگوی دانشگاه باث گفت: هدف از راه اندازی این دوره آموزشی، آشنایی دانشجویان با چشم انداز مرگ ، مردن افراد و فراق عزیزان به صورت حرفه ای است تا فارغ التحصیلان بتوانند به خوبی در خدمت متوفی و بازماندگان باشند.
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

به احترام غربيها: حذف گوشت سگ! از فهرست غذاهای المپیک پکن!!!

پستتوسط najm134 » يکشنبه مارس 28, 2010 12:48 pm

توضيح: سگ دوستي و يا بهتر بكَويم سگ پرستي جايكاه ويزه اى در ميان جوامع غربي دارد بطوريكه فراتر حس ترحم به حيوانات يا انكيزه كاربرد نكهباني و امنيتي آنست، اين احساس در حدي عميق است كه كوجكترين كزارش راجع به كشتن يك سكَ مي تواند احساسات بسياري را در غرب برانكيزد،
مانند هر غربي كه به آساني و خيال راحت روزانه مليونها كاو و كوسفند و خوك را براى خوراك خويش كشتار مي كند، و اكر سه وعده غذايي شان خالي از كوشت نباشد دو عده شان حتما هست، در نقطه مقابل غربيها بسياري از كشورهاى خاوردور مانند جين (عليرغم همه مشاعر ترحم به حيوانات) كوشت سك خوراك مرغوب و رايج كوشتي آنهاست، بازارهاى جين و حومه آن مملو از كبابيها و بريانيهاي سك است،
برگزاری رقابت های المپیک در بكن موجب مسافرت بسياري از غربيها به جين مي شود، كه البته اين امر اختصاصي به ايام المبيك نداشته و هزاران غربي سالانه به عنوان كردشكر جين مسافر آن ديارند،

متن كَزارش: به هر حال براى رعايت احساسات غربيها مسئولان گردشگری پکن از هتلداران و رستورانهای این شهر خواسته اند در مدت زمان برگزاری رقابت های المپیک و پارالمپیک از سرو کردن گوشت سگ بشدت خودداری کنند.
بر اساس این گزارش به نقل از خبرگزاری رویترز؛ اتحادیه تهیه کنندگان غذای پکن هم از 112 رستوران زیر مجموعه خود درخواست کرده تا گوشت سگ و همه غذاهایی که با گوشت سگ تولید می شود را از فهرست خود حذف کنند.
چینی ها سابقه ای هفت هزار ساله در مصرف گوشت سگ دارند. تصوير
ژیونگ یومی، نایب رئیس مرکز گردشگری پکن، به خبرگزاری شینهوا گفت: چنانچه یک مشتری گوشت سگ سفارش داد، پیشخدمت ها باید با صبر و حوصله او را متقاعد به خوردن غذای دیگری کنند.
این عمل در راستای احترام به سنت های دیگر کشورها و همچنین رعایت تشکل های حمایت از حیوانات صورت خواهد گرفت!!!!! نقل از انتخاب: ۲۶ تیر ماه ۱۳۸۷ ساعت : ۰۸ , ۱۹
(اين غربيها كه اكر بشود هر روز سه وعده كوشت مي خورند؛ جطور كاو و خوك و كوسفند و ..... دهها انواع حيوان جرنده و برنده و خزنده و دريائي را مصرف مي كنند؟ آيا اينها تجاوز به حقوق حيوانات نيست؟ آيا فقط سكَـ حيوان است؟!)
نكته: مؤمنين همواره بايد خدا را شكر نمايند كه: حضرت حق با دادن توفيق تبعيت از آئين اعلى؛ عافيت از سگخوري و سگپرستي را به ايشان عطا فرموده است، الحمد لله الذي عافنا من ذلك و رزقنا الهداية والبصيرة وجعلنا أمة وسطا.

najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

گفتگوی واقعي روی فرکانس اضطراری کشتیرانی میان اسپانیاییها و

پستتوسط najm134 » يکشنبه مارس 28, 2010 12:58 pm

گفتگویی که واقعا روی فرکانس اضطراری کشتیرانی روی کانال 106 سواحل Finisterra Galicia) میان اسپانیاییها و آمریکائیها در 16 اکتبر 1997 ضبط شده است.
اسپانیائیها (با سر و صدای متن: A-853 با شما صحبت میکند. لطفا 15 درجه به جنوب بچرخید تا از تصادف اجتناب کنید. شما دارید مستقیما بطرف ما می آیید. فاصله 25 گره دریایی.
آمریکائیها ( با سرو صدای متن): ما بشما پیشنهاد میکنیم 15 درجه به شمال بچرخید تا با ما تصادف نکید.
اسپانیائیها: منفی. تکرار میکنیم. 15 درجه به جنوب بچرخید تا تصادف نکنید.
آمریکائیها ( یک صدای دیگر) : کاپیتان یک کشتی ایالات متحده آمریکا با شما صحبت میکند. بشما اخطار میکنیم 15 درجه بشمال بچرخید تا تصادف نشود.
اسپانیائیها : این پیشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. بشما پیشنهاد میکنیم 15 درجه به جنوب بچرخید تا باما تصادف نکنید.
آمریکائیها با صدای عصبانی) : کاپیتان ریچارد جمس هاوارد فرمانده ی ناو هواپیما بر یو اس اس لینکلن با شما صحبت میکند . دو رزمناو 6 ناو منهدم کننده 5 ناوشکن 4 زیر دریایی و تعداد زیادی کشتی های پشتیبانی ما را اسکورت میکنند. بشما پیشنهاد نمی کنم. بشما دستور میدهم راهتان را 15 درجه بشمال عوض کنید. در غیر اینصورت مجبور هستیم اقدامات لازمی برای تضمین امنیت این ناو اتخاذ کنیم. لطفا بلافاصله اطاعت کنید و از سر راه ما کنار روید!!! ...
اسپانیائیها : خوان مانوئل سالاس آلکانتارا با شما صحبت میکند. ما دو نفر هستیم و یک سگ دو وعده غذا 2 قوطی نوشیدنی و یک قناری که فعلا خوابیده ما را اسکورت میکنند. پشتیبانی ما ایستگاه رادیوئی زنجیره ی دیال ده لا کورونیا و کانال 106 اضطراری دریائی است. ما به هیچ طرفی نمی رویم زیرا ما روی زمین قرار داریم و در ساختمان فانوس دریایی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گالیسیا هستیم و هیچ تصوری هم نداریم که این چراغ دریایی در کدام سلسله مراتب از چراغ های دریای اسپانیا قرار دارد. شما میتوانید هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنید و هر غلطی که میخواهید بکنید تا امنیت کشتی تان را که بزودی روی صخره ها متلاشی میشود تضمین کنید. بنابراین بازهم اصرار میکنیم و بشما پیشنهاد میکنیم عاقلانه ترین کار را بکنید و راه خودتان را 15 درجه ی جنوبی تغییر دهید تا از تصادف اجتناب کنید.
آمریکائیها : آهان باشد. گرفتیم. ممنون.

توضيح: طرف اسبانيائي روي خشكي بوده و برخورد كاروان ناو هوابيمابر امريكائي با صخره هاى ساحلي را نزديك مي ديده؛ امريكائيها هم فكر مي كرده اند يك كشتي در مقابلشان است؛ و طبق تكبر امريكائي و نظامي و... رفتار مي كرده اند.

تصوير
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

مسابقه ملکه زيبايي گوسفندان

پستتوسط najm134 » يکشنبه مارس 28, 2010 1:12 pm

بركزاري مسابقات انتخاب ملكه زيبايي زنان در كشورهاى لائيك را مكررا شنيده ايد، در اين مسابقات كه بر اساس معيارهاى جزئي نكَر و مادي تنها به بررسي مشخصات اندامي زنان برداخته و اندازه هايي براى هر يك از اعضا به عنوان زيباترين عضو در نظر كرفته و واجد اين اندازه ها به عنوان ملكه زيباي زنان جهان انتخاب مي كنند، هر جند كه واجد مجموع اين اندازه ها موجب زيباترين شدن زن نشده، و در حقيقت نوعي بازار برده فروشي جهان مدرن است. تصويرتصوير
عليرغم تبليغات نظام سلطه جهاني؛ اين امر در واقع توهين به شأن و استعداد ذاتي زنان است، خصوصا كه نظير اين مسابقات زيباترين اندام را نسبت به حيوانات مختلف (اسب كَاو كربه ...) بركزار مي كنند، و به همان نحو با عرض اندام و به هيج نحو اخلاق يا مهارتهاى سخنوري يا تحصيلات علمي و هنري او را مطرح نمي كنند، اين در حالي است كه مجامع فرهيخته جهان در صورت برداختن به كزينش برترين زن؛ به شخصيت زن و توانائيهاي روحي و معنوي و علمي و هنري او نيز توجه كرده و با لحاظ اين امور اصلي اقدام مي نمايند.

از آنجا كه در حيوانات جهات معنوي و علمي رايجي مطرح نمي باشد، اخيرا در خاورميانه (به تقليد از مسابقات لائيك) مسابقات انتخاب زيباترين گوسفند و بز برگزار شده است.
به گزارش شبکه تلويزيوني العربيه، در اين مسابقه اندامهاى متفاوت يا ظريف و نيز نوع رنكها و پشم زياد و پاهاي ضخيم گوسفندان از جمله معيارهاي زيبايي را تشکيل مي دهند.
برخي از شرکت کنندگان، گوسفندان خود را به مبالغ هنگفتي خريداري کرده اند که قيمت يک گوسفند به سي هزار دلار هم مي رسد.
دهها نفر از مردم کويت و كشورهاى مجاور اين مسابقه را تماشا کردند.
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

اهدای مدال به الاغ‌های آبرسان بامیان

پستتوسط najm134 » پنج شنبه مارس 10, 2011 10:55 pm

اهدای مدال به الاغ‌های آبرسان بامیان
تصوير

شماری از اهالی ولایت بامیان در مرکز افغانستان در یک اقدام سمبولیک به الاغ های خود مدال "تلاش صادقانه" دادند.
اهالی زرگران می گویند این اقدام آنها اعتراضی به بی توجهی دولت است که با وجود خواست های مکرر آنها، توجهی به تامین آب آشامیدنی برای آنها نکرده است.
اهدای مدال به الاغ هایی که سالهاست آب آشامیدنی مردم منطقه زرگران را تامین می کند، در مراسم رسمی که در مرکز ولایت بامیان برگزار شده بود، انجام شد.

در لوح تقدیری که به الاغ ها داده شد چنین نوشته شده است.: "جناب محترم خر مرکب زاده!
ما جمعی از مردم بامیان افتخار داریم که از زحمات شما که سالهاست بدون چشمداشت پاداش به ما مردم فقیر قریه های بامیان که از طرف مقامات بلند پایه مملکت همیشه نادیده گرفته شده ایم، خدمت نموده اید و در رسانیدن آب بر هر خانه ای از ما کمک بزرگ انجام داده اید تشکر و قدردانی نموده و مفتخریم که اولین لوح سپاس را به شما تقدیم داشته و آرزومندیم که همیشه شکم شما پر از کاه و جو بوده و مثل دیگران ما را فراموش نکنید.

اهالی زرگران و شماری از روستاهای دیگر بامیان بعد از اجرای این مراسم سمبولیک دست به تظاهرات زده و علیه دولت و مقام های محلی شعار دادند.

دوسال پیش نیز اهالی ولایت بامیان، در یک اقدام سمبولیک، جاده های خاکی شهربامیان را "کاهگل" کردند.
بامیانی ها این اقدام خود را نیز "اعتراض سمبولیک و مدنی" علیه آنچه بی توجهی دولت می خوانند، توصیف کردند.
بامیان ولایتی در مرکز افغانستان است، منطقه کوهستانی با راه های صعب العبور و امکانات محدود. مردمان باميان بخشي از شيعيان افغانستان هستند
بامیانی ها بارها با راه اندازی تظاهرات و اقدامات سمبولیک؛ بی توجهی دولت افغانستان را آشكار کرده و مدعی اند که بامیان علی رغم اینکه در ده سال گذشته امن بوده اما توجه چندانی به بازسازی آن نشده است.

در افغانستان انتقاد از دولت آزاد است و اجراى طنز اهانت محسوب نمي شود

تصوير
تصوير استفاده از الاغ در خدمات شهري ايتاليا (بخاطر حفاظت از محيط زيست و عدم آلودكي ماشيني)
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

واقعيت و سابقه تولید انرژی هسته‌ای در آشپزخانه

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه آپريل 12, 2011 8:56 am

نقل از سايت الف:
نوشته: محمدحسین الف
۲۰ فروردين ۱۳۹۰
اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. نظر به نام بردن در كزارش از اشخاص حقيقي يا حقوقي، و امكان سوق موضوع به نزاعهاى شخصي جامعه، لذا نام و عناوين اشخاص و اين قبيل موارد ويرايش شده و صرفا جنبه علمي موضوع بررسي شده است. همجنين برخي فقرات براى وضوح بيشتر مطلب توضيح شده است.


مقدمه
مشهور است که (....) ، چند سال پیش برای نشان دادن پیشرفت جوانان ایرانی، از تولید انرژی هسته‌ای در آشپزخانه توسط یک دختر ۱۶ ساله سخن گفته است.
البته من هر چه گشتم منبع این نقل قول را پیدا نکردم، ولی به هر حال مشهور است.
428017 ||2011-04-10 02:45:36| - [moderator4]از اونجا که گفتین منبعی برای این نقل قول پیدا نکردین لینک سخنرانی که در یوتیوبه براتون میگذارم: http://www.youtube.com/watch?v

این نقل قول در طول این سال‌ها باعث شده كه وي در محافل مختلفی تمسخر شود، و هیچ وقت هم خبری از این که ماجرا دقیقاً چه بوده و آن دختر نوجوان که بوده منتشر نشد (یا لااقل من ندیده‌ام).

428181 | |2011-04-10 14:34:53| - [moderator19] حق بده دوست من. موضوع خیلی غیر قابل باور بود. آقای هم گفته بود (اگر درست یادم باشه): به آقای آ.. گفتم و ایشون هم این خانوم را بردند سازمان انرژی اتمی و راننده و محافظ برایش گذاشته اند و الان برای خودش شده دانشمند اتمی دیگه! (جمله آخرو دقیقا یادمه.)

مدتی پیش به طور اتفاقی به یک موضوع جالب برخوردم که روشن می‌کند ماجرا چه بوده است
(با تشکر از شخص ناشناسی که در یک وب‌گاه انگلیسی‌زبان به این نکته اشاره کرده بود).
وقتی راجع به این موضوع تحقیق کردم، شگفت‌زده شدم:
دستگاهی ساده و ارزان‌قیمت برای همجوشی هسته‌ای! این دستگاه که Fusor نام دارد، و ما فعلاً معادل فارسی «همجوشار» را برای آن انتخاب می‌کنیم یکی از سازوکارهای مختلفی است که برای انجام واکنش همجوشی هسته‌ای پیشنهاد شده است.
و سالهاست كه جزو كاردستي هاى ساده بجه هاى راهنمايي دبيرستاني كشورهاى ديكر مطرح و در سايتهاى اينترنتي منتشر است

مقدمه‌ای بر همجوشی هسته‌ای
همان‌طور که احتمالاً در کتاب‌های علوم راهنمایی و فیزیک دبیرستان خوانده‌اید،
دو نوع واکنش هسته‌ای وجود دارد:
شکافت هسته‌ای و همجوشی هسته‌ای.
در شکافت هسته‌ای، هسته‌ی عناصر سنگین مانند اورانیوم شکافته می‌شود تا از آن انرژی هسته‌ای به دست آید.
در همجوشی، هسته‌های عناصر سبک نظیر هیدروژن به همدیگر «جوش می‌خورند» و انرژی هسته‌ای تولید می‌کنند.
در حال حاضر روش رایج برای تولید انرژی هسته‌ای در نیروگاه‌ها، شکافت است.
با این که همجوشی هسته‌ای منبع انرژی ستارگان و از جمله خورشید است و بنابراین حیات بشر و سایر جانداران به طور غیرمستقیم به آن وابسته است، تولید انرژی کنترل شده از همجوشی هسته‌ای برای استفاده‌ی عملی توسط بشر، فعلاً در حد آرزو باقی مانده است.
تولید انرژی زیاد از همجوشی هسته‌ای عملاً فقط در بمب‌های هیدروژنی کاربرد عملی پیدا کرده است و هنوز بشر قادر به کنترل این انرژی برای تولید برق نیست.
پروژه‌ی بین‌المللی و چندمیلیارددلاری «ایتر» که تعدادی از کشورهای پیشرفته از آن حمایت مالی می‌کنند، یکی از مهم‌ترین پروژه‌هایی است که امید است در دهه‌های آینده این مشکل را حل کند.
مزیت همجوشی هسته‌ای (اكر روزي بتوان مهارنمود) نسبت به شکافت هسته‌ای این است که
ماده‌ی اولیه‌ی آن به صورت تقریباً نامحدود وجود دارد: هیدروژن تشکیل‌دهنده‌ی آب دریا.
این در حالی است که برای شکافت نیاز به اورانیوم هست که فلزی نسبتاً گران‌قیمت و کمیاب است و باید از معادن خاص آن استخراج شود و ممکن است در آینده مانند سوخت‌های فسیلی به اتمام برسد.
همچنین همجوشی برخلاف شکافت هسته اى (كه كثيفترين روش توليد انرزي است و تنها بخاطر ضرورت توان دفاعي بايد به آن برداخته شود نه بيشتر)، پسماند رادیواکتیو تولید نمی‌کند.

همجوشار (Fusor) چیست؟
سازمان‌های تحقیقاتی، دانشمندان و مخترعان از چند دهه پیش در پی کنترل انرژی حاصل از همجوشی بوده‌اند.
همجوشی هسته‌ای به صورت محدود در آزمایشگاه‌ها اتفاق افتاده است اما مشکلات فنی بسیاری وجود دارد که باعث می‌شود انرژی به دست آمده از آن، کمتر از انرژی مصرف شده باشد.
برای انجام همجوشی هسته‌ای، یون‌های هیدروژن یا سایر عناصر سبک‌وزن (نظیر دوتریوم که ایزوتوپی از هیدروژن است و در آب معمولی دریا هم وجود دارد) باید به یکدیگر برخورد کنند تا یک عنصر سنگین‌تر (مانند هلیم) بسازند.
از آنجا که این یون‌ها بار مثبت دارند، نمی‌توانند به راحتی به یکدیگر نزدیک شوند و همدیگر را دفع می‌کنند.
برای غلبه بر این نیروی دافعه، باید این یون‌ها به شدت داغ شوند (در حد چند میلیون درجه‌ی سانتیگراد، دمای هسته‌ی خورشید یا بمب‌های هیدروژنی) که این کار طبعاً مشکل است.
این روش در آزمایشهای تحقیقاتی رایج‌تر است و دستگاه‌هایی مانند توکاماک بر این اساس، یعنی داغ کردن توده‌ای از سوخت مورد نظر (مانند هیدروژن) تا چند میلیون درجه کار می‌کنند.
اما روش دیگری که در همجوشار به کار گرفته می‌شود، بسیار ساده‌تر است.
در این روش یون‌های سوخت به یک چاه الکترون (یک کره مشبک فلزی با بار منفی شدید) با سرعت بالایی جذب می‌شوند و در آنجا تعدادی از آن‌ها با یکدیگر برخورد کرده، واکنش همجوشی به وجود می‌آورند.
این واکنش منجر به تولید نوترون می‌شود و واقعاً مقداری انرژی (هرچند اندک) تولید می‌کند اما چون برخی از یون‌های سوخت جذب کره‌ی مشبک می‌شوند (و از حفره‌های آن عبور نمی‌کنند) انرژی اولیه‌ی خود را از دست می‌دهند و به مرور واکنش متوقف می‌شود.
بدین‌ترتیب انرژی هسته‌ای به دست آمده از انرژی‌ای که برای زنده نگه داشتن واکنش نیاز است کمتر است و این دستگاه هنوز مناسب تولید انرژی برای مصرف نیست.
اما نکته‌ی بسیار جالب در مورد این دستگاه، سادگی ساخت آن است به طوری که با تعدادی از وسایل قابل تهیه از بازار مانند منبع ولتاژ قوی، پمپ خلأ، سیم جوش و مقادیری گاز دوتریوم، می‌توان آن را در منزل ساخت!

همجوشار در دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی توسط مخترع آمریکایی فیلو فانسورث (که قبلاً تلویزیون را اختراع کرده بود) اختراع شد و
یکی از همکارانش به نام رابرت هیرش طراحی آن را بهبود داد.
این دستگاه در ابتدا امیدهای زیادی را برانگیخت، اما به علت اقتصادی نبودن فانسورث نتوانست منابع ادامه‌ی کار خود را تأمین کند.
کمیته‌ی انرژی هسته‌ای آمریکا نیز ترجیح داد روی توکاماک که یک اختراع روسی بود سرمایه‌گذاری کند.
در سال ۱۹۷۱ فانسورث درگذشت و کار روی همجوشار عملاً متوقف شد.
پس از مدت‌ها در دهه‌ی ۱۹۸۰، عده‌ی کوچکی از محققان پس از دیدن شکست دستگاه‌های بزرگ مثل توکاماک، مجدداً به کار روی همجوشار روی آوردند.
این امر باعث شد به مرور گروه‌هایی از علاقمندان به این دستگاه‌ها شکل بگیرد و مقاله‌های زیادی برای علاقمندان به این موضوع نوشته شود.
از اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ به این سو، علاقمندان، حتی تعدادی دانش‌آموز دبیرستانی جاه‌طلب و دست‌به‌آچار، در گاراژها و آپارتمان‌های خود نمونه‌هایی از همجوشار را ساخته‌اند. در ضمن هر چند هنوز هم همجوشار برای تولید انرژی مناسب نیست، اما توسط برخی شرکت‌ها به عنوان یک منبع تجاری تولید نوترون در بازار فروخته می‌شود.
وب‌گاه fusor.net وب‌گاه علاقمندان به این دستگاه است و اطلاعات زیادی در مورد آن، از جمله نحوه‌ی ساخت آن می‌دهد.

این وب‌گاه همچنین تالارهای گفتگویی برای بحث دارد که علاقمندان می‌توانند تجربیات و نظرات خود را در آن در اختیار یکدیگر بگذارند.
دو شکل زیر به ترتیب
یک نقشه‌ی ساخت همجوشار (برگرفته از fusor.net)
و نمونه‌ای از یک همجوشار ساخته شده توسط یک دانش‌آموز دبیرستانی (برگرفته از صفحه‌ی Fusor در ویکی‌پدیا) را نشان می‌دهند.
(اگر خواستید این دستگاه را بسازید حتماً آنرا در بيابان انجام داده و نکات ایمنی را به خصوص هنگام کار با منبع ولتاژ قوی رعایت کنید)
امیدواریم آن دانش‌آموز ایرانی آن‌زمان که یک همجوشار را در آشپزخانه‌ی خانه‌اش ساخته است نیز این مطلب را ببیند
و در مورد تجربیاتش و این که این خبر چطور به .... رسیده بود، مقاله‌ای بنویسد!


نقشه‌ی ساخت یک همجوشار
تصوير

همجوشار ساخته شده توسط یک دانش‌آموز دبیرستانی
تصوير
(مطلب فوق با استفاده از ویکی‌پدیای انگلیسی و وب‌گاه fusor.net نوشته شده است. از آنجا که من (حسين الف) به تازگی با این پدیده آشنا شده‌ام ممکن است اشتباهاتی در این مطلب وجود داشته باشد که در این صورت امیدوارم دوستان مطلع نظرات اصلاحی خود را دریغ نکنند)

برخي از اظهارات كاربران كه صرفا به جنبه هاى علمي مقاله برداخته اند:
427839 | ناشناس |2011-04-09 17:22:39|IRAN - [moderator4]
تنها نکته ای که متوجه نشده اید این است که شروع همجوشی در دمای بالای 30000000 درجه سانتیگراد است و همانا مشکل اصلی که در قابلمه امکان پدیر نیست

428334 | محمدحسین الف |2011-04-11 01:01:13|IRAN - [moderator19]
اگر مطلب را به دقت خوانده باشید متوجه می‌شوید که اشاره کرده‌ام داغ کردن تنها یکی از روش‌های آغاز همجوشی هسته‌ای است و روش دیگر که در همجوشار استفاده می‌شود پرتاب یون‌های پرسرعت به سوی یکدیگر است.
موضوع مهم‌تر این است که مشکل از تعریف ما از «داغ» بودن است. اگر توضیح کاملش را می‌خواهید مقاله‌های وب‌گاه fusor.net را ببینید، ولی خلاصه‌اش این است که «یون‌های پرسرعت» در واقع طبق تعریف فیزیکی بسیار داغ هستند، به این معنی که انرژی بسیار زیادی دارند که برحسب الکترون‌ولت اندازه‌گیری می‌شود. در واقع در مقیاس‌های بسیار کوچک زیراتمی، تعریف داغ بودن با تصوری که ما داریم متفاوت است.

428384 | احسان |2011-04-11 09:36:16|GERMANY - [moderator19]
من جایی ندیدم که نوشته باشه به چنین دمایی برای شروع همجوشی به این روش نیاز هست. ممکنه منبعتون رو ذکر کنید؟
ظاهرا با دماهای خیلی پایینتر هم میشه این کار رو بدون مشکل انجام داد.

428181 | ناشناس |2011-04-10 14:34:53| - [moderator19]
حق بده دوست من. موضوع خیلی غیر قابل باور بود. آقای .... هم گفته بود (اگر دست یادم باشه): به آقای... گفتم و ایشون هم این خانوم را بردند سازمان انرژی اتمی و راننده و محافظ برایش گذاشته اند و الان برای خودش شده دانشمند اتمی دیگه! (جمله آخرو دقیقا یادمه.)

این چیزی که دوستمون هم گفتند بر فرض صحت، در نهایت چیزی است که غربی ها بهش می گویند Hobby.
hobbyist ها موشک و فرستنده ماهواره ای (و حتی هلی کوپتر!) هم میسازند
اما کسی اونها رو دانشمند بالیستیک یا متخصصRF نمی دونه.
فکر کنم فرقش با دانشمند هسته ای (حداقل مدرک لیسانس مهندسی یا علوم) واضح است.

428200 | ناشناس |2011-04-10 16:46:26|IRAN - [moderator19]
ببين عزيز موضوع ساخت اين هم جوشار نيست وقتي شخصي در حد .... بگويد انر‍ژي هسته اي در آشپزخانه توليد شد بايد علمي باشد.
مثل اينكه اگر يك هواپيماي كاغذي كه پرواز هم مي كند در خانه اي بعنوان كاردستي ساخته شود
آيا درست است كه بگوييم دانش آموزي در منزل يك هواپيماساخت و بعد استدلال كنيم كه در هر صورت آن يك هواپيما است.
وقتي دستگاهي ساخته شود كه نقشه ساخت آن به راحتي در دسترس باشد آيا به نظر شما آنقدر ارزش علمي دارد كه يك .... آن را بيان كند؟


428421 | ناشناس |2011-04-11 11:30:09|UNITED STATES - [moderator19]
اصلا بیا فرض کنیم که این درست بوده که نبوده
به چیزی که در ویکی پدیای انگلیسی هم پیدا میشه میگن اختراع؟

428468 | امیر حسین - Cold fusion or Confusion |2011-04-11 12:53:44|IRAN - [moderator19]
آقای محترم و دوستانی که در بالا بدون تحقیق
این مطلب را باور کرده‌اید. سلام
سایتی که به آن اشاره کرده‌اید سایتی از لحاظ علمی نامعتبر است. ازین دست سایتها در اینترنت بسیار زیاد است. و اما
از لحاظ نظری باید نشان دهند چکونه دو هسته را به فاصله ۱۰ به توان منفی ۱۵ متری از یکدیگر می‌رسانند تا واکنش همجوشی یا گداخت هسته‌ای روی دهد در حالی که دافعه الکترو مغناطیسی شدیدی بین پروتونها وجود دارد؟
(در عمل اینکار به دو صورت بالا بردن بسیار زیاد دما و اعمال میدانهای مغناطیسی فوق العاده قوی صورت می‌پذیرد. دستگاههایی که چنین کاری انجام می‌دهند مسلما ده‌ها برابر یک آشپزخانه حجم داشته و فناوری بسیار پیشرفته ای نیز دارند.)

428538 | ناشناس |2011-04-11 14:38:03|IRAN - [moderator19]
فقط من موندم كه اگر به همين سادگي ميشه تو آشپزخونه و با قابلمه و وسايل ساده در سطح خيلي پائين انرژي هسته اي توليد كرد خودمون رو الاف روس ها كرديم با اين همه هزينه سرسام آور مادي و معنوي و ... كه روس ها هم سال به سال راه اندازي نيروگاهي رو كه ميشه مقياس كوچك اش رو تو آشپزخونه اون هم توسط يه دختر 16 ساله بدون داشتن تخصص و مدرك درست كرد رو به تعويق ميندازن . عجيب نيست ؟ فكر كنم دست صهيونيسم بين الملل يا يه همچين چيزايي تو كار باشه نه؟ !!
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 914
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

حاجعلي مازندراني عيالوارترين مردايران: 26 زن+195فرزند+صدها ن

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه مه 10, 2011 11:42 pm

سرگذشت مردی با 26 زن و 195 فرزند و صدها نوه
حاج‌علی؛ عیال‌وارترین مرد ایران!

تصوير

همشهری سرنخ در شماره 68 خود گزارشی خواندنی از عیالوارترین مرد ایران را به همراه عکس‌های دیدنی از این خانواده منتشر کرده که بخش‌هایی از این گزارش در ادامه می‌آید:
با 26 زن، 195 فرزند و بیش از200 نوه و نتیجه در خانه‌ای در شمال کشور زندگی می‌کرد.
تعداد فرزندان او آن‌قدر زیاد بود که برای انتخاب نام آنها با مشکل روبه‌رو شده بود.
دو گوسفند، 50 کیلو برنج، 20 کیلو آرد، هفت کیلو حبوبات، چهار کیلو روغن، یک کیلو چای و 10 کیلو قند و شکر مصرف روزانه خانه آنها بود.
درباره حاجعلی حق‌پناه صحبت می‌کنیم؛ مردی که در دهه 50 به خاطر خانواده پرجمعیتش تیتر یک روزنامه‌های کشور شد.
حالا 34 سال از مرگ حق‌پناه می‌گذرد و خانواده حق‌پناه‌ها جمعیتشان خیلی بیشتر از قبل شده. آن‌قدر که محاسبه تعداد خانواده برای خودشان هم سخت است.
خبرنگار و عکاس سرنخ برای اینکه از اوضاع و احوال این خانواده پرجمعیت بعد از مرگ حاجعلی باخبر شوند؛ درست روزی که اعضای این خانواده برای ولیمه دور هم جمع شده بودند؛ شال و کلاه کردند و به روستای جوجاده رفتند.
اگر سری به جوجاده، روستایی بین قائمشهر و ساری بزنید؛ اولین موضوعی که توجه شما را به خود جلب می‌کند تعداد بی‌شمار افرادی است که نام خانوادگی‌شان حق‌پناه است. آنها همه از بازماندگان مردی به نام حاجعلی حق‌پناه هستند که به خاطر تعداد زیاد همسر و فرزندانش نامش به روزنامه‌ها راه یافت.
«من خودم هم حق‌پناه هستم. با کدامشان کار دارید؟!» اینها را راننده تاکسی‌ای می‌گوید که ما از او سراغ خانواده حق‌پناه را می‌گیریم.
اکثر ساکنان روستای جوجاده از بچه‌ها، نوه‌ها، نتیجه‌ها و ندیده‌های حاجعلی حق‌پناه هستند که با جمعیت زیادشان روستا را به نام خود درآورده‌اند.
راننده می‌گوید: «حتی مسجدی که در مرکز جوجاده قرار دارد زمینی بوده که حاجعلی حق‌پناه به اهالی اهدا کرده تا مراسم‌شان را آنجا برگزار کنند.
نام حاجعلی را می‌توانید روی سر در این مسجد که بخش‌هایی از آن هنوز نیمه‌کاره مانده ببینید.»
اینجا همه حاجعلی را به خاطر تعداد همسرها و فرزندان بی‌شمارش به علاوه نفوذ و ثروتی که داشته می‌شناسند.
حاجعلی در یک خانواده فقیر به دنیا آمد اما با سعی و تلاش در سن 24 سالگی صاحب مال و املاک زیادی شد.
حق‌پناه بزرگ سرانجام در سن 95سالگی به خاطر کهولت سن و به مرگ طبیعی فوت کرد.
آن زمان کوچکترین فرزند حاجعلی که از همسر بیست و ششمی‌ اش بود؛ سه سال بیشتر نداشت.
حالا اگرچه حاجعلی و زن‌هایش همه به رحمت خدا رفته‌اند اما هنوز که هنوز است چرخ روستای جوجاده به کمک پسران، دختران، نوه‌ها، نتیجه‌ها و ندیده‌های حق‌پناه می‌چرخد.

* از آمل تا بابل *
«خودمان هم آمار دقیقی از تعداد فرزندان پدرمان نداریم. تا به حال فرصتی هم پیدا نکرده‌ایم که شجره‌نامه‌ای از خاندانمان تهیه کنیم.»
اینها را حسن، یکی از پسران زن ششم حاجعلی می‌گوید.
او 65 سال دارد و وقتی حرف به اینجا می‌رسد که خودش چند زن دارد؟
با خنده ادامه می‌دهد؛ «من یک زن بیشتر ندارم در عوض خدا به من نه دختر و یک پسر داده،
راستش خانمم تحمل هوو ندارد. خدا نکند از کار خانمی تعریف کنم آن شب را باید بیرون از خانه بخوابم.»

در میان پسران حاجی تنها چند نفرشان هستند که مانند پدر چند همسر گرفته‌اند اما هیچ‌کدام نتوانسته‌اند رکورد پدرشان را در این زمینه بشکنند
اما نکته جالب اینجاست که نه خود حاجی و نه پسرانش تا به حال کارشان به طلاق نکشیده است و همسرانشان به‌خوبی و خوشی با هم زندگی می‌کنند.
حسن می‌گوید: «زن اول پدرم عاروس نام داشت. پدرم زمانی که 24 سال داشت با این زن که آن زمان 18 ساله بود؛ ازدواج کرد.»

hajali.jpg عکسی از حاج علی
به گفته حسن، پدرش در اکثر شهرهای مازندران همسر داشته و تا آنجا که او می‌داند پدرش برای زن‌هایش شش خانه خریده بوده؛ «از آمل گرفته تا بابل، قائمشهر، نکا، ساری، زرین‌کلاه و... پدرم زن گرفته بود.»
پسران حاجعلی درباره راه و روش زندگی پدرشان حرف‌های زیادی برای گفتن دارند؛
«پدر کارهای زیادی انجام می‌داد. او در حدود 20 هکتار مزرعه گندم، جو، برنج و پنبه داشت و زن‌هایش پا به پایش در مزرعه کار می‌کردند.» حق‌پناه بزرگ مرد کاری و پرتلاشی بود. او در کنار مزرعه‌داری دستی هم در خرید و فروش دام داشت. برای همین مجبور بود به شهرهای مختلف سفر کند و گاو وگوسفندهایش را بفروشد.
شاید یکی از دلایلی که باعث شد حاجعلی 26 زن را به عقدش دربیاورد؛ همین سفرهای زیاد بوده است؛ «به نظر ما یکی از دلایل اینکه پدرمان زیاد زن گرفته، می‌تواند سفرهای زیادی باشد که او می‌رفته. مثلا مادر حسن‌آقا که نامش محرم بود و مادر من و یک خانم دیگر از زن‌هایی بودند که پدرم آنها را در آمل دیده و با آنها ازدواج کرده بود.»
غلامرضا کوچکترین پسر حاج علی است. او 35 سال دارد و نام دخترش که کوچک‌ترین نوه حاجعلی به حساب می‌آید را به احترام مادر خدا بیامرزش مهتاب گذاشته است؛ «مهتاب زن آخر حاجی بود. او 14 ساله بود که به عقد حاجعلی 70ساله درآمد. مردم روستا مدعی بودند که حاجعلی او را از بقیه همسرانش بیشتر دوست دارد.»

* خانه‌ای برای 12 هوو*
خانه حاجعلی در جوجاده تا سال 73 همچنان پابرجا بود اما در همان سال، وقتی زن‌های فامیل دور هم جمع شدند تا برای غلامرضا، پسر کوچک خانواده آش پشت پای سربازی درست کنند، به خاطر شیطنت بچه‌های فامیل، خانه آتش می‌گیرد و بیشتر یادگاری‌های به‌جا مانده از حاجعلی در میان شعله‌های آتش می‌سوزد. آخرین پسر حاجعلی در این‌باره می‌گوید: «زیر خانه پدر کاه زیادی جمع کرده بودیم. آن روز بچه‌های کوچک شیطنت کردند و با آتش زدن کاه‌ها خانه را به آتش کشیدند. خوشبختانه شخصی در این حادثه آسیب ندید اما خانه پدریم با همه یادگاری‌هایش سوخت.»
خانه اصلی حاجعلی در بالاترین نقطه روستا و روی تپه‌ای بلند قرار گرفته بود. جایی که به قول حسن، هم به ساری مشرف بود و هم قائمشهر. بعد از آن آتش‌سوزی، بعد از پاکسازی بقایای خانه سوخته، آنجا را به باغ تبدیل کردند و درختان نارنگی، پرتقال و انار زیادی آنجا کاشتند؛ «پدرم عاشق خانه‌اش بود و تا جایی که به خاطر دارم؛ او با 12 زن خود و همه فرزندانش در آن خانه به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند.»
این‌ها را علامرضا اضافه می‌کند در خانه حاجعلی 12 هوو و فرزندانشان به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند. همسران حق‌پناه بزرگ به خوبی کارها را بین خود تقسیم کرده و با هم کنار آمده بودند.
حسن درباره زندگی در خانه پدری‌اش می‌گوید: «آن زمان مادرانمان در حیاط خانه یک گهواره سراسری با پارچه درست می‌کردند و بچه‌ها را در آن می‌خواباندند. کارهای خانه بین زن‌ها تقسیم شده بود. یکی از آنها فقط مسوول نگهداری از نوزادان بود.»
حاجعلی برای اینکه نظم و انضباط را در خانواده پرجمعیتش برقرار کند؛ گاهی مجبور می‌شد ابروهایش را درهم بکشد و با توپ و تشر اوضاع را آن‌طور که دلش می‌خواهد سر و سامان دهد.
او مرد خانواده‌داری بود و تا آنجا که می‌توانست سعی می‌کرد خانواده‌اش را دور هم جمع کند. غلامرضا که یکی از پسران تحصیلکرده حاجعلی است؛ می‌گوید: «پدرم به اتحاد و همبستگی در خانواده خیلی اهمیت می‌داد. حتی در زمان ناهار و شام با اینکه تعداد خانواده زیاد بود اما او در چند نوبت غذا می‌خورد تا دل همه را به دست بیاورد و با همه اعضا خانواده‌اش دور هم بنشینند.»

* جیره پادگانی*
سال‌ها پیش وقتی حاجعلی به خاطر تعداد زیاد زنان و فرزندانش سوژه روزنامه‌ها و مجله‌ها شد؛ درباره زندگی‌اش به خبرنگارها گفت: «من در چند نوبت با خانواده‌ام شام و ناهار می‌خورم. اول با یکی از همسرانم و فرزندانمان و بعد هم به نوبت با بقیه غذا می‌خورم. به همین خاطر پرخور شده‌ام!»
حق‌پناه بزرگ مرد دست و دلبازی بود و به خاطر کار و تلاش زیادی که انجام می‌داد؛ وضع مالی خوبی به‌هم زده بود.
او دوست نداشت به اهل و عیالش بد بگذرد. رشید یکی دیگر از فرزندان حاجعلی در این‌باره می‌گوید: «غذای ما خیلی زیاد بود. ما آن زمان که دور هم بودیم؛ روزی دو گوسفند، بیش از 10 مرغ، 50 کیلو برنج، 20 کیلو آرد، هفت کیلو حبوبات، چهار کیلو روغن، دو کیلو کره، هشت کیلو پنیر، یک کیلو چای و 10 کیلو قند و شکر مصرف می‌کردیم.»
غلامرضا در ادامه صحبت‌های برادرش با خنده می‌گوید: «ما در خانه قبلی‌مان جایی داشتیم به اسم بالاخانه. آنجا همیشه یک لاشه گوسفند آویزان بود و به محض اینکه نزدیک بود تمام شود؛ پدرم آن را برمی‌داشت و یک لاشه پرگوشت دیگر آویزان می‌کرد.»
به هر حال خرج خانه‌ای که در آن 12 هوو، 195 پسر و دختر و بیش از 200 نوه و نتیجه زندگی می‌کردند، معلوم است که زیاد می‌شود اما حاجعلی به خاطر داشتن زمین‌های زیاد وکشاورزی مناسب می‌توانست هزینه خانواده‌اش را تامین کند.
البته این برای زمانی بود که حاجعلی تنها 12 زن داشت اما وقتی تعداد همسران او به عدد 26 رسید؛ حق‌پناه بزرگ مجبور شد برای بقیه زن‌هایش در شهرها و روستاهای اطراف جوجاده خانه بگیرد و هرچند روز یک بار برای سرکشی به وضعیت آنها به شهرها و روستاهای دیگر مازندران رفت و آمد کند.
او برای رفت و آمدش هم آدابی داشت که بچه‌ها باید آن را رعایت می‌کردند؛ «پدرمان اسبی داشت به اسم سهند. زمانی که او می‌خواست برای دیدن زن و فرزندانش به شهر دیگری برود با سهند تا لب جاده می‌رفت و از آنجا سوار بنز 190اش می‌شد. وقتی هم که می‌خواست برگردد؛ یکی از دختران یا پسرانش باید با اسب لب جاده می‌رفت و آن‌قدر منتظر می‌ماند تا حاجی از راه برسد و سوار بر سهند به داخل روستا برگردد.»

*خواستگاری برای هوو*
پسران حاجعلی تا دلتان بخواهد از پدرشان و کارهایی که انجام داده، خاطره دارند اما حتما دختران حق‌پناه هم حرف‌های شنیدنی از پدرشان دارند. برای همین پای حرف‌های آنها می‌نشینیم. روزی که ما برای تهیه گزارش به روستای جوجاده رفتیم؛ بهترین فرصت ممکن برای دیدن بازمانده‌های حاجعلی بود؛ چراکه ولیمه خوران یکی از پسران حاجعلی بود که داشت خودش را برای زیارت خانه خدا آماده می‌کرد.
حاجی صنم سومین دختر حاجعلی از زن اولش یعنی عاروس است. او که حالا 85 ساله است، می‌گوید: «آن اوایل حاجی با 12 همسرش در یک خانه زندگی می‌کرد. همه رابطه‌شان با هم خوب بود. وقتی حاجی می‌خواست دوباره ازدواج کند، مادرم خودش چادر به کمر می‌بست و به در خانه آن زن می‌رفت تا او را از خانواده‌اش برای حاجی خواستگاری کند.»
به گفته صنم زندگی در خانه حاجعلی خیلی جالب بود چرا که گاهی اوقات در یک هفته چند زن هم‌زمان با هم وضع حمل می‌کردند؛
«حاجعلی در میان 26 زن خود سه تای آنها را از همه بیشتر دوست داشت. اولی مادرم عاروس بود که هم پای حاجی بود. دومی محرم خانم و سوم همسر آخر پدرم، ماتابه بود.» صنم در جواب این سوال که آیا حاجعلی دستِ بزن هم داشته، خنده‌اش می‌گیرد؛ طوری که دندان‌های طلایش به چشم می‌آیند؛ «حاجی سیاست داشت. اگر خشم نمی‌کرد و از زن‌هایش زهرچشم نمی‌گرفت که آنها به راحتی نمی‌توانستند در کنار هم زندگی کنند. اما بعدا دلجویی می‌کرد. خلاصه اینکه حاجی خیلی خانواده‌دوست بود.»

* گوش به آهنگ سطل مسی*
«به پدربزرگم به این خاطر حاجعلی گدا می‌گفتند که او عاشق حضرت علی(ع) بود و ارادت خاصی به او داشت. به همین دلیل گدای علی لقب گرفت. حتی شعری که روی سنگ مزار او نوشته‌ایم هم بی‌مناسبت با اسم او نیست.»
فرامرز حق‌پناه اینها را می‌گوید؛ او اولین نوه حاجعلی است که در سال 51 توانسته دیپلم بگیرد. فرامرز مدتی روی خانواده‌اش تحقیق کرد تا آمار دقیقی از تعدادشان جمع‌وجور کند اما از آنجا که تعداد آنها خیلی زیاد است، از این کار منصرف شد. «در آماری که سال 51 گرفتم متوجه شدم حاجعلی حدود 540 دختر و پسر و نوه و نتیجه دارد. شاید الان حدود 2300 نفر باشیم، شاید هم بیشتر.»
فرامرز از حاجعلی خاطرات زیادی دارد. او می‌گوید: «خوب به خاطر دارم که وقتی ما بچه بودیم حاجی برای اینکه دخترها، پسرها، نوه و نتیجه‌هایش را صدا کند، می‌گفت: «آهای. او تعداد زیادی از فرزندانش را به اسم نمی‌شناخت و به همه می‌گفت آهای.»
حاجعلی حتی برای صدا کردن بچه‌هایش از سر مزرعه هم رسم و رسوم خاصی داشت. آن زمان تلفن همراه نبود. برای همین حق‌پناه بزرگ به یکی از ستون‌های خانه‌اش سطلی مسی آویزان کرده بود و هر وقت می‌خواست پسرانش را از سر مزرعه به خانه صدا کند، با یک چکش به سطل مسی می‌کوبید تا اعضای خانواده را دور هم جمع کند؛
«یکی از نشانه‌های حاجعلی داسی بود که همیشه همراهش بود. او بدون آن داس هیچ‌جا نمی‌رفت و اعتقاد داشت که ابزار کارش باید همیشه همراهش باشد.
پیرمرد جز قند و شکر هیچ چیز دیگری نمی‌خرید. همه محصولات مورد استفاده‌اش را خودش به کمک همسرانش درست می‌کرد. از پشم و پنبه گرفته تا شیر و کره و پنیر.»

* سفره عقدی برای سه عروس*
عليرغم زنان بسيار؛ بعضي وقتها اين زنان و دختران بودند كه دنبال ازدواج با او بودند:
یکی دیگر از خاطرات بامزه‌ای که همه فرزندان و اطرافیان حاجعلی آن را به خوبی به یاد دارند، مربوط به روزی می‌شود که حاجعلی سه نفر از همسرانش را در یک شب عقد کرد. این اتفاق را حسن حق‌پناه به خوبی به خاطر دارد؛ «عاروس، حوا، مریم، ننه خانم، ننه‌جان، محرم خانم، فضه، فاطمه، صغری و ماتابه یا مهتاب تنها چند تن از زنان حاجی هستند.» مدتی که حاجعلی برای فروش دام‌هایش به آمل رفت‌وآمد می‌کرد، از دو دختر اهل روستای «گتاب» خواستگاری می‌کند. یکی از آنها ماتابه بود که آن زمان 14 سال بیشتر نداشت؛ «وقتی پدرمان می‌خواست این دو زن را به عقد خودش دربیاورد، یکی دیگر از دختران روستا هم از او می‌خواهد او را هم به‌عنوان همسر قبول کند. پدرمان هم قبول می‌کند. به این ترتیب او در آن شب سه زن را با هم عقد می‌کند.»
با اینکه حاجعلی در طول زندگی‌اش زن‌های زیادی را به عقد خود درآورد اما فقط رضا یکی از پسران حاجعلی که حالا70 ساله است مانند پدرش چند همسر دارد. او تا به حال پنج همسر اختیار کرده است؛ «پدرم قبل از مرگش قصد داشت دختر دیگری را هم به عقد خود درآورد اما دیگر اجل مهلتش نداد. او هر کاری کرد نتوانست از خانواده آن دختر رضایت بگیرد.»
بعد از آن ماجرا حاجعلی گفته بود که دخترهای امروزی پرتوقع شده‌اند و به هیچ شرایطی راضی نمی‌شوند. متن کامل این گزارش خواندنی را در همشهری سرنخ شماره 68 بخوانید.

تصوير
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 914
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

عاقبت اهل طمع در وقت هدفمندي يارانه ها

پستتوسط najm134 » سه شنبه مه 17, 2011 12:55 pm

عاقبت اهل طمع در وقت هدفمندي يارانه ها

منصور دوانیقی خلیفه دوم عباسی بعد از انتقال پایتخت به بغداد تصمیم گرفت برای دفاع از شهر دور انرا دیوار بکشد .
اما دلش نمی خواست پول ساختن دیوار را از خزانه حكومت خودش بدهد .
بنابر این تصمیم خاصی را اتخاذ کرد .

در شهر اعلام کرد که قرار است سرشماری بشود
و هر کسي به تعداد اعضای خانواده اش یک سکه نقره دریافت خواهد کرد .

مردم از بس به عوامل خلیفه مالیات داده بودند خسته شده بودند،
لذا با اين اطلاعيه كه خبر سكه كرفتن برايشان داشت خوشحال و بلكه طمع کار شده بودند

وقتی مامور ثبت می آمد ، اعضای خانواده را زیاد می گفتند.
مثلا آن که اعضای خانوادش 4 نفر بودند تعداد رو 8 نفر می گفت و 8 سکه نقره می گرفت .

مامورين ثبت بعد از دادن 8 سکه نقره ، یك پلاک روي سر درب خانه نصب می کرد و تعداد اعضای خانواده رو روی آن حک می کردند .

خلاصه بعد از اتمام سر شماری
مردم سخت خوشحال بودند که سر منصور عباسي را کلاه گذاشته اند .

اما بلافاصله بعد از اتمام سر شماری
خلیفه حکمی صادر کرد که :
به منظور حفظ مملکت و نظام عباسي و دفاع از کیان خلافت و مصلحت کشور و ایجاد امنیت ملي
ما خلیفه مسلمین تصمیم گرفتیم که بر گرداگرد شهر دیوار بکشیم .
بنابر این هر یک از سکنه شهر می بایست برای تامین امنیت یک سکه طلا پرداخت نماید .

بیچاره مردم شهر تازه فهمیدند چه خبر است؟

حالا اون كسی که تعداد اعضای خانواده را زیاد گفته بود و یک سکه نقره گرفته بود
بایستی به ازای ان یك نفر و بخاطر ان يك سكه نقره؛ یك سکه طلا که قیمتش ده برابر سكه نقره و بیشتر از سکه نقره دريافتي بوده می پرداختند .

این بود ماجرای عاقبت اهل طمع در
طرح هدفمند کردن یارانه ها توسط منصور خلیفه دوم عباسي
najm134
 
پست ها : 1258
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:15 am

بعدي

بازگشت به نشر گزارشات رسانه حيات اعلى


cron
Aelaa.Net