نمونه هايي از نتايج آموزش قبل از پنج

آموزش فرزندان در دوران قبل از پنج سالگی

نابغه کشف جبر

پستتوسط najm127 » پنج شنبه جولاي 11, 2013 8:09 pm

نابغه کشف جبر

تصوير

سائول در سال 1940 در نيويورك به دنيا آمد. او يك نابغه به تمام معني بود.

در چهار سالگي جبر را كشف كرد و در پايان دوره ابتدايي هندسه، حساب و فلسفه را به پايان رساند.

در نوجواني يك سري مقاله نوشت كه معلوم شد همه اصول منطق كيفي هستند. در همان زمان از سوي دانشگاه هاروارد نامه‌هايي به او رسيد كه از وي دعوت مي‌كرد براي تدريس به آن دانشگاه برود.
او مي‌گويد: مادرم گفت بايد اول دبيرستان را تمام كنم و بعد به دانشگاه بروم بعد از دبيرستان، سائول استاد هاروارد شد و اكنون بزرگترين فيلسوف زنده دنيا مي‌باشد.
najm127
 
پست ها : 112
تاريخ عضويت: پنج شنبه آپريل 15, 2010 2:27 pm

فيزيكدان و رياضيدان و فيلسوف معروف و مخترع ماشين حساب

پستتوسط najm127 » پنج شنبه جولاي 11, 2013 8:14 pm

فيزيكدان و رياضيدان و فيلسوف معروف و مخترع ماشين حساب

تصوير

بلز پاسكال رياضي‌دان،‌ فيزيك‌دان، فيلسوف مذهبي و استاد نثر فرانسوي بود.
ضريب هوشي او 195 بود و اساس تشكيل تئوري مدرن احتمالات را بنا نهاد. وي همچنين زمينه گسترش تعليماتي مذهبي را بنا نهاد كه ادراك خدا را از طريق دل به جاي منطق آموزش مي‌داد. پاسكال، دانشمندي كه سوي خدا بازگشت.

بلز پاسكال، نجيب‌زاده‌اي نابغه بود كه از سه سالگي تحت تعليم قرار گرفت و در نوزده سالگي براي كمك به ماموريت پدرش در جمع‌آوري ماليات، اولين دستگاه ماشين حساب را اختراع كرد.

وي در سال‌هاي بعد به بسياري از سوالات لاينحل رياضي و فيزيك پاسخ داد. پاسكال در سي و دو سالگي دچار حادثه‌اي ترسناك شد. كالسكه او بر روي يك پل آويزان ماند و او پس از نجات، زندگي خود را بر روي مذهب و الهيات متمركز نمود و مجموعه‌اي از زيباترين مطالب را خلق كرد.

استفاده از ماشين حساب بسياري از عمليات رياضي را آسان كرده است. امروزه همه مردم از هر قشري يك ماشين حساب دارند. همه فروشندگان اجناس و كالاها، مهندسان، پزشكان، جراحان، معلمان و دانش‌آموزان از ماشين حساب به نحوي استفاده مي‌‌كنند. در واقع ماشين حساب يك وسيله پيش پا افتاده و در عين حال ضروري شده است. در هر خانه‌اي يك ماشين حساب يافت مي‌‌شود و هر روز هم كه مي‌‌گذرد ماشين حساب‌هاي پيشرفته‌تر از گذشته به بازار مي‌‌آيد كه همه را مديون زحمات (بلز پاسكال) هستيم.

اين دانشمند، فيزيك‌دان، فيلسوف و نويسنده در عصر قرون وسطي توانست به بالاترين درجات علمي دست پيدا كند و پا در دنياي رياضيات بگذارد. در اين مقاله به فعاليت‌هاي علمي و زندگي اشاره خواهيم كرد.
بلز پاسكال رياضي‌دان، فيلسوف و فيزيكدان فرانسوي 19 ژوئن 1623 در كلرمون فران واقع در مركز فرانسه به دنيا آمد. او را پاك‌ترين موجود در آن روزگار نام نهادند.
پدرش اتين پاسكال رياست اداره ماليات كلرمون را به عهده داشت. بلز در خانواده‌اي خشك و قانون‌مند پا به جهان گذاشت. او دو خواهر بزرگ‌تر به نام‌هاي ژيلبرت و ژاكلين داشت. مادرش آنتوانت بگون زير بار زندگي خشني كه پدر به وجود آورده بود كمر خم كرد و در حالي كه بلز 3 سال بيشتر نداشت چشم از جهان فرو بست و فرزندانش را تنها گذاشت.

پدر بعد از مرگ همسرش سخت‌گيري بيشتري به فرزندانش مي‌‌كرد. او مي‌‌خواست آنان را تحت تعاليم خشك كليساي آن دوران بزرگ كند و پرورش دهد. بلز از همان كودكي علاقه بسيار خود را به رياضيات نشان داد اما با مخالفت‌هاي پدر مواجه شد. پدر سعي مي‌‌كرد او را به جاي خواندن كتاب‌هاي علمي به مطالعه كتب ادبي تشويق كند. پدر حتي دست‌زدن به كتاب‌هاي رياضي را در خانه منع كرد. او معتقد بود كه رياضي ذهن كودكش را خسته مي‌‌كند. پدر پاسكال بازنشسته شد او تصميم گرفت اوقات بيشتري را براي تربيت فرزندانش در نظر بگيرد. او بيش از پيش نسبت به پرورش فرزندانش حساس شده بود. بچه‌ها نيز بايد تحت اوامر پدر مي‌‌بودند. پدر در سال 1631 وقتي بلز 8 ساله بود راهي پاريس شد تا در تحقيقات ادبي و مذهبي امكانات بيشتري داشته باشد. او تعليم پسرش را به عهده گرفت. در ابتدا همه كتاب‌هاي آموزش رياضي را در خانه جمع‌آوري كرد. او عقيده داشت نبايد انرژي خدادادي پسرش براي فعاليت‌هاي ديگر از بين برود اما بلز علاقه شديدي به آموختن رياضي داشت. او از طريق يكي از دوستانش كتاب‌هاي اقليدسي را دريافت مي‌‌كرد و پنهاني به مطالعه مي‌‌پرداخت.

در سن 12 سالگي بلز در هندسه بسيار جدي شد و به تحقيق درباره قضيه‌هاي اقليدس پرداخت. او بدون اين كه معلمي داشته باشد توانست بسياري از قضيه‌هاي هندسه اقليدسي را نزد خود اثبات كند.

در 16 سالگي قضيه‌اي از هندسه تصويري را كشف كرد كه بعدها (قضيه پاسكال) نام گرفت. او در همان سال كتاب (مقاطع مخروطي) را نوشت. پدرش وقتي به اين موضوع پي‌برد در ابتدا عصباني شد اما به عظمت فكري پسرش پي‌برد و از تصميم سابقش منصرف شد و او را آزاد گذاشت تا به تحصيل رياضيات بپردازد.
اين نابغه كوچك با نوشتن كتابش به شهرت رسيد و نظر پدر را نسبت به رياضيات تغيير داد. در واقع پاسكال معلم خودش بود. پدر دريافت كه نمي‌‌تواند جلوي پسر باهوشش را بيش از اين بگيرد.
پاسكال جوان شروع به مشاركت با گروهي از رياضي‌دانان و عالمان در مورد دايره مرسن در يك جلسه هفتگي كرد.
زماني كه كتاب اين نابغه نوجوان به دست دكارت رسيد، قبول نمي‌‌كرد كه پسري 16 ساله آن هم بدون تعليم و تربيت زير نظر مربيان و معلمان رياضي، آن را نوشته باشد اما پس از مطمئن شدن،‌ نبوغ و استعداد وي را تحسين كرد.

فعاليت‌هاي علمي: پاسكال از كتب موجود همچون كتب مربوط به دكارت و اقليدس مطالب زيادي ياد مي‌‌گرفت اما همه مطالب را به خوبي نمي‌‌توانست بفهمد زيرا لغات و شكل‌هاي مشكلي داشت.
پاسكال از معدود كساني بود كه از كارش لذت مي‌‌برد. او در همان دوران مقاله‌اي در مورد هندسه در جلسه‌اي ميان بزرگان رياضي ارائه داد كه مورد توجه همگان قرار گرفت.
علاوه بر فعاليت در هندسه و رياضيات، او در فيزيك نيز به تحقيق مي‌پرداخت.
درسال 1640 شگفت‌آورترين اختراع زمان خود يعني ماشين حساب را اختراع كرد و تعجب و حيرت همگان را برانگيخت. اين اختراع سبب شهرت روزافزون او شد. پاسكال در زمينه فيزيك به كشفيات فراواني دست يافت كه از جمله آنها مي‌توان به (اصل پاسكال) درباره انتقال فشار در سيالات اشاره كرد. او كارهاي مهمي در هيدروستاتيك كه به همين سبب واحد فشار پاسكال ناميده مي‌شود انجام داد.
بلزپاسكال بسيار باهوش و خلاق بود. در حاليكه همه در حال درك قضيه هندسه تحليلي دكارت بودند، او در سال 1639 مقاله‌اي در زمينه مقاطع مخروطي نوشت و آن را انتشار داد. اصل پاسكال يكي از مهمترين ايده‌هايش بود.
اصل پاسكال در مورد انتقال فشار مايعات چنين مي‌گويد: فشاري كه بر يك قسمت از مايع محصور وارد مي‌شود بدون كاهش بر همه نقاط آن وارد مي‌شود. كاربرد اصل پاسكال در ترمز اتومبيل و بالابر هيدروليكي است يكي از مزاياي بالابر هيدروليكي اين است كه مي‌توان در آن نيروي كوچك به نيروي بزرگ تبديل شود.
قضيه شش ضلعي پاسكال نيز انقلابي در هندسه برپا كرد. او اظهار داشت كه سه نقطه‌اي كه از تقاطع اضلاع روبروي يك شش ضلعي محاط شده و در يك مقطع مخروطي به دست مي‌آيند، بر يك خط راست واقع مي‌شود. خط راستي كه بر هر كدام از سه نقطه تقاطع اضلاع روبرو قرار گيرد (خط پاسكال) ناميده مي‌شود.

خواهرش ژيلبرت زندگي‌نامه او را نوشت. او در مورد زندگي برادرش نوشت كه مقالات و نظريات پاسكال جوان بهترين ايده‌هاي رياضي است كه از زمان ارشميدس تا به حال نوشته شده است.
پاسكال تحت تاثير خواهرش ژاكلين قرار گرفت و جذب صومعه شد و خودش را وقف كليسا كرد. وي در سن 25 سالگي فعاليت‌هاي علمي خود را رها كرد و به دير ژان سنيست‌ها رو آورد.
در كليسا در سال 1668به درد دندان مبتلا شد و براي نجات از درد به رياضيات پناه برد و در 8 روز كتابي درباره انتگرال و ديگر كشف‌هاي خودش در زمينه محاسبه ديفرانسيل نوشت. همچنين او دست به كارهاي مذهبي زد و 18 نامه با موضوع (اگر خدا نبود) را خطاب به انسان‌هاي بي‌اعتقاد به خدا نوشت.
پاسكال زندگي پر ثمر و مشكلي داشت او در يك حادثه در سال 1654 كه اسب‌ها كالسكه‌اش را مي‌كشيدند از بالاي پل به داخل رودخانه افتاد و آسيب ديد هر چند او نجات يافت اما به شدت تحت تاثير اين حادثه قرار گرفت و مريض احوال شد.
او در سن 39 سالگي در پاريس چشم از جهان فرو بست. پاسكال نه تنها يك رياضي‌دان و فيزيك‌دان و مخترع بود بلكه يك فيلسوف و نويسنده مذهبي نيز به شمار مي‌رفت و چندين كتاب از جمله كتاب (انديشه‌ها) را در زمينه مذهب مسيح نوشت و از خود بجا گذاشت.

نوشته‌هاي فلسفي پاسكال: بلز پاسكال بر اين عقيده بود كه براي فهميدن چيزي بايد از آن چيز فاصله گرفت تا آن را مورد داوري قرار داد. اما براي شناخت قلبي همان چيز بايد آن را بتوان احساس كرد.
اين احساس آگاهي فرد نسبت به آن مسئله است. او مي‌گفت شما در دنياي بسيار پر سر و صدا زندگي مي‌كنيد و اين سر و صداهاي غير طبيعي كه به دست بشر به وجود آمده به حس‌هاي شما حمله‌ور مي‌شود و سكوت را از شما دور مي‌كند. انسان به گونه‌اي تربيت شده كه هميشه از سكوت در فرار است. در نظر بسياري از اشخاص تنها بودن نوعي كابوس است و تمام گرفتاري‌ها و بدبختي‌هاي انسان از آن‌جا ناشي مي‌شود كه او نمي‌تواند در سكوت تك و تنها در اتاقي بنشيند و حرف نزند.
najm127
 
پست ها : 112
تاريخ عضويت: پنج شنبه آپريل 15, 2010 2:27 pm

جادوگر رياضيات

پستتوسط najm127 » پنج شنبه جولاي 11, 2013 10:20 pm

جادوگر رياضيات

تصوير

شاکونتالا ديوي در سال 1939 در بنگلور هندوستان به دنيا آمد.

در سن سه سالگي شاکونتالا آشنايي با اعداد را به وسيله بازي با کارت‌هاي رياضي و تمرينات پدرش آغاز کرد. پس از مدت کوتاهي به او لقب کامپيوتر انساني و جادوگر هندي رياضيات داده شد.

اين استعداد او باعث شد تا حتي نامش به دلايل مختلف در کتاب گينس ثبت شود. بعضي از رکوردهاي او شامل استخراج ريشه بيست و سوم 201 رقم به صورت ذهني و توان سوم عدد 332812557 در عرض چند ثانيه مي‌شدند.

در سال 2006 او داستاني به نام سرزمين عجايب اعداد منتشر کرد که در مورد دختري بود که مجذوب اعداد شده و با آنها زندگي مي‌کرد. اين داستان بيشتر حول محور زندگي خودش مي‌چرخيد.
najm127
 
پست ها : 112
تاريخ عضويت: پنج شنبه آپريل 15, 2010 2:27 pm

کوچک ترين وکيل دنيا

پستتوسط najm127 » پنج شنبه جولاي 11, 2013 10:23 pm

کوچک ترين وکيل دنيا

کاتلين هولتز زماني که به عنوان دانشجو در دانشگاه کاليفرنيا مشغول به تحصيل شد فقط 10 سال داشت.
او توانست در رشته فلسفه از اين دانشگاه فارغ التحصيل شود.

زماني که 15 سال داشت به مدرسه وکالت رفته بود و در سن 18 سالگي پس از گرفتن مدرک وکالت به عنوان جوان‌ترين وکيل کاليفرنيا شناخته شد.

اين در حالي بود که کمترين سن براي دادن آزمون وکالت و کار به عنوان يک وکيل 30 سال اعلام شده بود. پس از گذراندن اين آزمون کاتلين توانست در شرکت حقوقي تروي گولد، کار خود را آغاز کند.
او اين شغل را تا سال 2010 ادامه داده و پس از آن به عنوان مشاور در برنامه‌هاي تلويزيوني مشغول به کار شد.
najm127
 
پست ها : 112
تاريخ عضويت: پنج شنبه آپريل 15, 2010 2:27 pm

نابغه سه ساله نقاشی

پستتوسط najm127 » شنبه جولاي 13, 2013 6:20 pm

نابغه سه ساله نقاشی

برای نقاشی کردن تنها نیاز به بوم و رنگ نیست بلکه مهم‌تر از آن‌ها نقاش باید استعداد فراوانی داشته باشد.
اگر فردی استعداد نداشته باشد ده‌ها سال نقاشی کند باز هم پیشرفت نمی‌کند اما یک کودک سه ساله اگر استعداد داشته باشد می‌تواند به بزرگترین نقاش دنیا تبدیل شود.

بچه‌ها در سنین پایین توانایی زیادی در نقاشی کردن ندارند، آن‌ها معمولا تصاویری ساده که بیشتر از طبیعت الهام گرفته‌اند، می‌کشند اما در میان همین کودکان ساده نیز گاهی نابغه‌هایی پیدا می‌شوند که توانایی خاصی در نقاشی کشیدن دارند.

تصوير

"آیریس هالمشاو" دختر بچه سه ساله ای است که این روزها به عنوان یک نابغه کوچک در نقاشی جهان شناخته میشود. او با استعدادی که دارد نقاشی های جالبی می کشد و والدینش آن‌ها را با قیمت‌های بالا به فروش می‌رسانند.

این دختر بچه که عاشق بازی با رنگ‌هاست شاید خودش نمی‌داند چه نقاشی‌هایی می‌کشد اما آنهایی که در این رشته تخصص دارند از او به عنوان یک نابغه یاد می‌کنند زیرا کارهای او را با افرادی مانند ونگوگ یا پیکاسو مقایسه می‌کنند.

این دختر انگلیسی حتی به درستی نمی‌تواند صحبت کند. او برای اولین بار زمانی که مادرش تعدادی گوآش برایش خرید با نقاشی آشنا شد. از آن پس با علاقه خاصی که به رنگ‌ها پیدا کرده بود نقاشی را ادامه داد و این تبدیل به تنها تفریحش شد.

چندی پیش در یک مزایده یک کلکسیونر، برای دو نقاشی او نزدیک به 3000 پوند پرداخت کرد. بسیاری از کارشناسان این رشته می‌گویند این کودک در آینده می‌تواند یکی از نقاشان نامی جهان باشد.

تصوير

تصوير

تصوير
najm127
 
پست ها : 112
تاريخ عضويت: پنج شنبه آپريل 15, 2010 2:27 pm

دختر بچه (16 ماهه) همانند ماهی شنا می‌کند!

پستتوسط najm127 » يکشنبه آگوست 04, 2013 11:59 am

دختر بچه (16 ماهه) همانند ماهی شنا می‌کند!

تصوير

مردی به نام ادم کریستین ویدیویی جالب از دختر کوچکش الیزابت که 16 ماه از عمرش می‌گذرد منتشر کرد.
او بدون هیچ گونه مراقبتی زیر آب شنا می‌کند!! آن هم در استخري که عمق آن به چند متر می‌رسد.

آدم کریستین از داستان دخترش در استخر برای شبکه سی ان ان صحبت می‌کند:
سلامتی او از برترین اولویت‌های همیشگی ماست.
در ابتدا هنگامی که کودکم را در آنجا دیدم و در هر بار که در آب افکنده می‌شد تا غواصی کند‌، می‌گفتم پروردگارا همانا او نمی‌تواند نفس بکشد و من آشفته و نگران بودم فقط از اینکه بمیرد؛ ولی مربی به ما اطمینان می‌داد که همه چیز خوب است.

ما آن را نمی‌توانستیم خودمان آموزش بدهیم و مشتاق بودیم بر اینکه شخصی واجد شرایط، نظارت بر آموزش او داشته باشد ولی ما پیوسته احتیاط می‌کردیم.

کریستین اشاره می‌کند به اینکه الیزابت آب را دوست دارد و سه بار در روز شنا می‌کند و او توانایی دارد که زیر آب غواصی کند و اسباب‌بازی‌ هایش زیر آب پیدا کند و بردارد.

افزون بر اینکه او با همه آنچه در توان دارد تلاش خواهد کرد برای کمک به او در تحقق استعدادش...

شاید روزی از روزها پیشرفت و بالا رفتن او را در جایگاه پرافتخار در محافل ورزشی مشاهده کنیم.

آموزش برتر: هدف از نشر اين گزارش معرفي چنين برنامه‌اي براى كودكان نيست، بلكه مقصود بيان استعدادها و توانمنديهاي بسياري است كه در كودكان نهفته است و اگر به آن توجه شود و تحت تربيت و آموزش متخصص قرار گيرد شگفتيها مي‌آفريند.

برای دریافت فایل ویدئویی به این آدرس مراجعه نمائید:
http://aelaa.net/110.aspx?id=5153
najm127
 
پست ها : 112
تاريخ عضويت: پنج شنبه آپريل 15, 2010 2:27 pm

نوجوانی که بدون معلم به 23 زبان دنیا صحبت می‌کند

پستتوسط najm127 » يکشنبه آگوست 04, 2013 12:58 pm

نوجوانی که بدون معلم به 23 زبان دنیا صحبت می‌کند

Image

تصوير

نوجوان آمریکایی اهل نیویورک می‌تواند به 23 زبان دنیا از جمله عبری، عربی، سواحیلی و چینی صحبت کند.

به گزارش ایسنا، این نوجوان 16 ساله موفق شده به تنهایی و بدون معلم به آموختن 23 زبان دنیا اقدام کند و آن‌ها را فرا بگیرد.

«تیموتی دونر» می‌گوید: یادگیری زبان‌های مختلف را از زبان عبری شروع کردم و اکنون برخی از زبان‌هایی که قادر به صحبت کردن و یا در حال یادگیری آنها هستم شامل زبان‌های فرانسوی، لاتین، یونان باستان، چینی، ژاپنی، عربی و پشتو هستند.

به گزارش روزنامه تلگراف، توانایی نادر «تیموتی» به او این امکان را داده تا بتواند با بسیاری از مردم در کشورهای مختلف جهان مکالمه کرده و ارتباط بگیرد.
najm127
 
پست ها : 112
تاريخ عضويت: پنج شنبه آپريل 15, 2010 2:27 pm

حفظ از دوسالگي و حفظ تمام قران در پنج سالگي

پستتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه سپتامبر 12, 2018 9:43 am

حفظ از دوسالگي و حفظ تمام قرآن در پنج سالگي
مهارت گفتن فوري موقعيت كلمات قرآني در مصحف با مفاهيم


به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ اوایل دهه هفتاد بود که یک پدیده و اعجوبه میان جامعه قرآنی کشور ظاهر شد، کودکی که در 5 سالگی حافظ کل قرآن کریم بود و با چهره زیبا و صوت دلنشین خود بسیاری از کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان را مجذوب خود می‌کرد. سید محمدحسین طباطبایی ملقب به «علم‌الهدی» حافظ قرآن و نوستالژی دوران کودکی ما این روزها تبدیل به جوان رعنا و خوش قامتی شده که همچنان در امور و فعالیت های قرآنی پیشتاز است. مشروح گفتگوی خبرنگار قرآن و عترت باشگاه خبرنگاران جوان با علم‌الهدی در ادامه گزارش می‌خوانید:

Image

لطفاً خودتان را معرفی کنید.
من سید محمد حسین طباطبایی هستم. متولد سال 1369 درشهر مقدس قم.

متاهل هستید؟
بله تقریبا نزدیک به 6 سال است که متاهل شده‌ام.

فرزند هم دارید؟
بله خداوند به بنده دو فرزند عنایت کرده که دخترم سه ساله و پسرم یک سال و چهارماهه است.

در حال حاضر به چه کاری مشغول هستید؟
بنده در کنار تحصیل در حوزه علمیه قم در موسسه جامعةالقرآن‌کریم و اهل بیت(ع) مشغول فعالیت هستم که بخش پژوهش و تحقیقات این موسسه را برعهده دارم. البته افتتاح شعب مؤسسه در شهرستان‌ها و بازدید از این شعبات هم از وظایف من است.

شما در حوزه علمیه قم تدریس هم می‌کنید؟
خیر، به این دلیل که بیشتر زمان من در موسسه جامعةالقرآن می‌گذرد فرصت تدریس ندارم.

از چه سالی وارد حوزه قم شدید و از چه سالی معمم شدید؟
از سال 1379 بنده وارد حوزه علمیه قم شدم و سال 1388 مصادف با ولادت با سعادت امام رضا(ع) معمم شدم.

از چه سنی شروع به حفظ قرآن کردید؟
من از سن دو و نیم سالگی شروع به حفظ قرآن کردم و در پنج و نیم سالگی موفق شدم قرآن را به طور کامل حفظ کنم.

شما به چه روشی قرآن را حفظ کردید؟
زمانی که من شروع کردم سنم پایین بود و توانایی خواندن و نوشتن نداشتم، به همین خاطر پدرم شیوه ای را به نام اشاره ابداع کردند که البته این شیوه متمایز از شیوه ی کر و لال ها و مخصوص کلمات و جملات قرآنی و عربی بود. این شیوه در عین نشان دادن الفاظ، معانی آن‌ها را هم مشخص می‌کرد، یعنی همان طور که من کل قرآن را به این روش حفظ کردم معانی آن را هم توانستم با شیوه اشاره یاد بگیرم.

Image

اکنون از همان روش در جامعه القرآن استفاده می‌کنید؟
الان این شیوه را برای سنین 4 تا 6 سال در کلاس های حفظ مفاهیم داریم، اما برای حفظ قرآن نیست بلکه برای 30 الی 40 جمله منتخب و کاربردی از قرآن استفاده می‌شود.

در خانواده چند نفر حافظ قرآن دارید؟
پیش از من هم پدرم و هم مادرم حافظ و استاد قرآن بودند و زمانی که من شروع به حفظ کردم، دوخواهر بزرگترم در حال حفظ بودند. در حال حاضر خواهر بزرگم حافظ کل و برادر کوچکم حدود ده جزء را حفظ هستند.

«علم‌الهدی» به چه معناست و چرا به این صفت ملقب شدید؟
«علم الهدی» لقبی به معنای پرچم هدایت است که از کودکی پدرم برای من انتخاب کردند و به جز من برادرم «مصباح الهدی» به معنی چراغ هدایت و خواهرم «نور الهدی» به معنی نور هدایت بودند. پدرم از همان بدو تولد این القاب را برای تشویق ما و رسیدن به این درجات والا در آینده انتخاب می‌کردند.

شما برای فرزندانتان هم آموزش قرآن در سنین پایین را اجرا می‌کنید؟
خب ما هم در خانواده و هم در موسسه اعتقاد داریم که بچه ها در سنین پایین این استعداد رو دارند که شروع به یادگیری کنند. ما در موسسه بچه هایی را داریم که در سنین پایین توانایی روخوانی کلمات عربی و قرآنی را دارند، اما نوع آموزش و شیوه صحیح آن مد نظر است. مطمئنا من هم دوست دارم فرزندانم را از سنین پایین‌تر از 4 سال به یادگیری قرآن تشویق کنم البته از هیچ گونه اجبار و اکراهی برای این کار استفاده نخواهم کرد.

Image

توصیه شما به فرزندانتان هم ملبس شدن به لباس روحانیت است؟
سعی می‌کنم آنها را به نحوی با مطالب و دروس حوزوی آشنا کنم تا خودشان به این لباس مقدس و همچنین تبلیغ قرآن و معارف دین علاقه‌مند شوند اما اگر شغل، حرفه و دروسی دیگری را علاقه داشته باشند، مخالفتی نخواهم کرد.

شما چه فعالیت های قرآنی دیگری دارید؟
اصلی‌ترین فعالیت‌های ما موسسه جامعةالقرآن است که از سال 77 تاسیس شد و به تدریج در استان‌های مختلف و شعب مختلف گسترش یافت و در حال حاضر بالغ بر 800 شعبه در کل کشور دارد. بنده به همراه پدرم و کادر مدیریتی و آموزشی مؤسسه همچنان هم به افتتاح شعبات، بازدید از آنها، تربیت مربی و تربیت استاد می‌پردازیم.

به جز قرآن کریم چه کتب دیگری رو حفظ هستید؟
در کنار حفظ قرآن کریم، چند خطبه منتخب از کتاب شریف نهج البلاغه و برخی حکمت‌های آن، منتخب اشعار گلستان و بوستان سعدی، دوازده بند محتشم کاشانی و مقداری از خطبه‌های حضرت زهرا(س) را به همراه منتخبی از احادیث اصول کافی را حفظ هستم.

ماجرای سنی شدنتان چه بود؟
ماجرای سنی شدن من شایعه ای بود مانند باقی شایعات... همچون تبعید شدن، زندانی شدن، حصرخانگی، ماجرای خواب امام زمان(عج)و توصیه‌های حضرت علیه نظام جمهوری اسلامی و پس دادن هدیه علما و بزرگان از جانب بنده که توسط معاندین و کشورهای عربی ساخته و پرداخته شده اما هیچ کدام از اینها صحت نداشته و کذب است.

Image

همسرتان هم حافظ قرآن هستند؟
همسرم الان حافظ نیستند اما کلاس های حفظ را می گذرانند و ان شاالله در آینده حافظ خواهند شد.

نحوه آشناییتان با ایشان چطور بود؟
آشنایی من با همسرم توسط مادربزرگم بود، به این دلیل که خانواده همسرم مجالس روضه ای را در ماه صفر و در منزلشان برپا می‌کردند، ایشان در مجالس روضه شرکت می‌کردند و همان جا بود که همسرم را به ما معرفی کردند.

از دیدارتان با مقام معظم رهبری در چند روز اخیر برایمان تعریف کنید.
در دیداری که در روز اول ماه مبارک رمضان انجام شد، در پایان این جلسه قرآنی ایشان من را صدا کردند و بعد از حال و احوال به بنده توصیه کردند تا دوره قرآن و تثبیت محفوظات قرآنی‌ام را جدی بگیرم و همچنین از سطوح حوزوی‌ام سوال کردند، البته این دیدار دو دقیقه بیشتر نبود.

بچه‌ها در دوران مدرسه به شما حسادت نمی‌کردند؟
من اصلا مدرسه نرفتم و زمانی را که باید در مدرسه باشم در کشور های خارجی و یا در محافل داخلی در حال اجرای برنامه بودم و دروسی را که تا دبیرستان خواندم، همه را غیر حضوری امتحان دادم. من 5 سال دبستان را ظرف 9 ماه خواندم و امتحان دادم. شرایط من ویژه بود و نمی‌توانستم در مدرسه حضور پیدا کنم به همین دلیل با بچه ها ارتباط و همراهی نداشتم که توسط آنها حسادتی متوجه من باشد.

حفظ قرآن مانع زندگی کودکانه شما نشد؟
هر بچه‌ای بازی‌ها وسرگرمی های مخصوص به خود را دارد، اما فرق من با بچه های دیگر این بود که زمان بازی کردن و تحصیل و حفظ من بسیار خوب برنامه‌ریزی شده بود و مدت طولانی را به بازی نمی گذراندم. تنها وقت استراحت به بازی می گذشت و باقی زمان را برای حفظ قرآن، حفظ احادیث، اجرای برنامه و مرور محفوظات برنامه ریزی شده بود.

Image

کدام آیه از قرآن را بیشتر دوست دارید؟
طبیعتا کل آیات یک نوع خاصیت و اثر خاصی را دارند اما به شخصه من به «آیةالکرسی» علاقه بیشتری دارم.

یک آیه مرتبط با «برجام» بفرمایید؟
در رابطه با برجام می‌توان به آیه «سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا؛ قطعا خداوند بعد از سختی ها آسانی را قرار خواهد داد» اشاره کرد و امیدوارم که ان شاالله این سختی‌ها به پایان برسد و مشکلات حل بشود.

چه توصیه‌ای برای حافظان قرآن دارید؟
توصیه من به حفاظ این است که نسبت به محفوظات خود توجه ویژه ای داشته باشند و با یک برنامه منظم و روزانه قرآن را دوره کنند تا جملات وآیات را فراموش نکنند. توصیه دوم این است که حفظ قرآن مقدمه ای برای درک بهتر و بیشتر معانی و مفاهیم این کتاب شریف است لذا برای رسیدن به عمق قرآن باید از مرحله حفظ گذر کرد.

برای جوانان و هم سالان خودتان چه توصیه‌ای دارید؟
توصیه من به جوان ها این است که تلاش خود را بیشتر کنند و از این فرصت و عمری که دارند، نهایت استفاده را ببرند. همینطور علوم و حرفه‌های مختلف و مخصوصاً علوم پایه دینی و آشنایی با قرآن را که یاد گیری آن بر هر مرد و زن مسلمان لازم است، جدی بگیرند.

يک خاطره از دوران کودکي خود نقل کنيد.
مي‌خواهم خاطره‌اي را نقل کنم که مرتبط با بحثمان هم باشد. به خاطر دارم که يکي دو سال بعد از برنامه‌هايي که در مکه و ايام حج در سال 1376 داشتيم، آن‌جا براي خانواده وزير کشور عربستان هم برنامه اجرا کرديم و بعد هم برگشتيم.
خوب اين اجراي برنامه ما، بين خانواده سلطنتي عربستان خيلي پيچيده بود و بين خانواده‌هاي خودشان نقل مي‌شد که مثلا اين بچه آمده و برنامه اجرا ‌کرد و اين طور قرآن مي‌خواند و... به اين صورت افراد ديگر و خانواده ساير مقامات عربستان هم مطلع شده بودند. به هر حال دو سال بعد از آن تهران، پيش سفير آن زمان ايران در عربستان بوديم، ايشان مي‌گفت که يکي از مقامات عربستان، پسر امير عبدالله، معروف به امير ترکي، با چند نفر هيئت همراه آمدند کاخ نياوران و گفتند:«مي‌خواهيم با آقاي طباطبايي هم يک ديداري داشته باشيم». البته به صورت رسمي نيامده بودند، ما رفتيم آن‌جا و تقريبا ساعت‌هاي نه و نيم، ‌ده شب بود، نشستيم و ايشان کمي صحبت کرد و بالاخره گفت که ما وصف شما را که آمديد در کاخ سلطنتي و آن‌جا برنامه‌هايي را داشتيد شنيديم. حالا آمده‌ايم خودمان از نزديک ببينيم. به او گفتند که ايشان حافظ قرآن هستند از هر جاي قرآن که دوست داريد، مي‌توانيد سؤال کنيد.

امير به مبل‌ لم داده بود؛ البته با يک تکبر خاصي و گفت:«نه، من سؤال حفظ از ايشان ندارم». گفتند:«چه سؤالي از ايشان داريد؟» گفت:«براي من شعر بخوان». گفتند:«ايشان معروف نيست که شعر حفظ کرده باشند. ايشان حافظ قرآن هستند». اصرار کردند که نه شعر بخواند، حالا به لطف خداوند؛ چون زبان عربي را کار مي‌کرديم، بسياري از شعرهاي عربي را که در مدح اهل‌بيت عليهم‌‌السلام بود و بعضي از اشعاري که خود اهل‌بيت عليهم‌‌السلام سرودند، اين‌ها را حفظ کرده بوديم. خدا لطف کرد بين تمامي اشعاري که حفظ کرده بودم، يک شعر خيلي مناسب را انتخاب کردم، همان شعر معروف امام هادي عليه‌السلام را که در مجلس متوکل، خوانده بودند، در وصف پادشاهان که بالاخره آخر و عاقبت تمام خوشي‌هايي که اين‌ها داشتند چه مي‌شود؛ خيلي با جزئيات آنجا گفته مي‌شود که خيلي جالب است. شعر نزديک يک صفحه است و من هم همه‌اش را حفظ بودم و خيلي شمرده شمرده از ابتداي آن شروع کردم به خواندن و نگفتم که شعر از کيست و براي چه کسي خوانده است. شروع کردم به خواندن خيلي شمرده شمرده و با همان شيوه‌اي که خودم در زمان بچگي داشتم، خيلي احساسي مي‌خواندم، بعد ديدم که يواش يواش وقتي به وسط‌هاي شعر رسيدم، هر چه بيشتر مي‌گذرد، اين شخص خودش را بيشتر جمع و جور مي‌کند، اول خيلي متکبرانه نشسته بود؛ اما از اواسط شعر به بعد خودش را جمع کرد، ديدم چشمانش سرخ شده، خيلي متأثر شده تا رسيدم به آخر شعر، ديدم اشک توي چشمانش جمع شده در واقع همه را تطبيق داده بود به خودش؛ بعد هم خيلي تشکر و تقدير کردند.

بيشتر مردم چهره کودکي شما را بخاطر دارند، برخورد امروز ايشان با شما چگونه است؟
مردم هميشه به واسطه لطفي که خدا به ما داشته و مردم مي‌شناسند، به ما لطف داشته و علاقه دارند. خوب در دوران کودکي به اين خاطر که برنامه زياد داشتيم و مردم مي‌ديدند، خيلي جلوي چشم بوديم و به هر حال هميشه استقبال مي‌کردند؛ حتي اگر کار عادي داشتيم، حرم مي‌رفتيم يا جاي ديگري، مردم ازدحام مي‌کردند.

خوب يک فاصله‌اي که به خاطر درس‌ها و برنامه‌هايمان شد، نتوانستيم در تلويزيون حضور داشته باشيم، چهره هم در طي چند سال تغيير کرد، الان مردم کم‌تر مي‌شناسند و البته من خودم سعي کردم که خيلي در مصاحبه‌ها و رسانه‌ها نباشم؛ به همين خاطر يک وقتي زياد جلوي چشم بوديم و اين شهرت هم سختي خودش را دارد، مي‌دانيد آن کساني که در رسانه‌ها مطرح مي‌شوند، اين مشکل برايشان هميشه هست که وقتي به خاطر مشکلي حضورشان کم‌رنگ مي‌شود، شايعات برايشان زياد مي‌شود و البته حضور مرتب در رسانه هم خيلي هم سخت است؛ البته اين را ‌هم بگويم اين‌ که در رسانه‌ها حضور نداشتم، به اين معني نبود ‌که با مردم در ارتباط نبودم.

همين طور که اشاره شد، مسافرت داشته و داريم. همين الان هم در استان‌هاي مختلف در برنامه‌هاي محفل عمومي که جمعيت زيادي هم مي‌آيند، اجرا دارم؛ اما ديگر آن‌طوري که در تلويزيون باشم، نيست و فکر مي‌کنم که راحت‌تر هستم. اين‌طور آرامش خاطر بيشتري دارم و البته در روايت هم داريم که خوشا به حال آن شخصي که جلوي چشم نبوده و گمنام باشد؛ حالا چه خاصيت‌هايي دارد، جزيياتش گفته نشده؛ ولي گفته شده که گمنام باشد و با انگشت به آن اشاره نشود که در واقع کنايه از اين ‌است که همه او را بشناسند؛ يعني شهرت.

شما چند ديدار با رهبر معظم انقلاب داشته‌ايد، توصيه‌اي از ايشان را که در ذهن داريد، بفرماييد.
مقام معظم رهبري مدظله‌العالي در جلسه‌اي فرمودند که «شما قدر اين حفظ قرآن‌تان را بدانيد که چه کار بزرگي انجام داده‌ايد و من هم خيلي دوست داشتم که در همان سني که شما هستيد در دوران نوجواني حفظ‌ کل قرآن را داشتم؛ منتها به‌خاطر شرايطي که بود، آن زمان دروس حوزوي بود، کار ديگري که داشتم، نتوانستم کل قرآن را حفظ کنم و از اين بابت هم حسرت اين را مي‌خورم که چرا فرصتي نشد، براي اين ‌که کل قرآن را حفظ کنم».

فرمودند:«هيچ وقت ترک نکنيد اين خواندن مرتب قرآن را و سعي کنيد که حفظ‌تان را هميشه قوي داشته باشيد» و بالاخره خيلي تأکيد داشتند بر روي بحث حفظ مخصوصا و البته در کنارش توصيه به درس‌ها، دروس حوزوي‌مان و‌ روايات را داشتند. منتها در بحث قرآن خيلي تأکيد داشتند. هر جلسه که خدمت ايشان مي‌رسيم، هنوز مي‌گويند که قرآن را چه کار کرديد؟ هنوز دوره داريد؟ خيلي روي اين نکته دقت دارند.

Image

و صحبت پایانی؟
از خداوند متعال می‌خواهم که ان شالله به ما توفیق طاعت و بندگی عنایت بفرماید. از اموری که خداوند متعال نهی کرده و معصیت است، بپرهیزیم و امیدوارم که خداوند عبادات شیعیان و مسلمانان راستین را مخصوصاً در این ماه به احسن وجه قبول بفرماید.

گروه دین و مذهب آناج: موسسه جامعه القرآن کریم به عنوان موسسه ای فرهنگی آموزشی و با هدف ترویج فرهنگ قرآن در سال 1377 توسط سید محمد مهدی طباطبایی در شهر قم پایه گذاری شد که در این میان نقش بزرگ نام نیک فرزند ایشان سید محمد حسین طباطبایی در مقبولیت این نهاد قابل توجه است.

Image

اکنون تعداد هشتصد شعبه موسسه جامعه القرآن کریم در شهرهای مختلف کشور از جمله تبریز و استان آذربایجان شرقی ایجاد شده و در حال فعالیت است که با توجه به نقش پر رنگ این نهاد در استان در زمینه فعالیت های قرآنی و تربیت قرآنی افراد، به گفت و گو با حجت الاسلام نجفی مسئول واحد برادران جامعه القرآن کریم در کشور پرداختیم که متن مصاحبه را در ادامه می خوانید؛

لطفا در مورد ماهیت و ظرفیت موسسه جامعه القرآن کریم توضیح بدهید:

به محمد حسین طباطبایی گفتند در آخر تو سنّی خواهی شد!

تربیت شخصیتی چون سید محمدحسین طباطبایی موجی را در جامعه اسلامی ایجاد کرد و می توان گفت تهمت هایی را که به شیعیان می زدند خنثی کرد؛ در واقع یکی از تهمت هایی که به شیعه می زنند این است که می گویند چون شیعه پیرو امام علی(ع) است، توفیق حفظ قرآن ندارد. حتی در یکی از سفرها به سید محمدحسین طباطبایی گفته بودند تو به دروغ می گویی که شیعه هستی، چون امکان ندارد شیعه بتواند قرآن را حفظ کند؛ ایشان در جواب گفته بودند نه خیر من به واقع شیعه هستم اما یکی از مفتی های رسمی شان گفته بود در آخر سنی خواهی شد!!

ایشان از موجی که در جهان اسلام به وجود آمد استفاده کردند و با حمایت مقام معظم رهبری، کار از قم آغاز شد و در طول فعالیت چند ساله ی جامعه القران توانسته است 800 شعبه در سطح کشور ایجاد کند.

جامعه القرآن تنها موسسه ای است که خانواده ها می توانند فرزندان خود را از دوران کودکی تا بزرگسالی جهت تربیت و آموزش به آن بسپارند چون هم واحد خردسالان دارد، هم خواهران و برادران آن هم در رشته های مختلف قرآنی. علاوه بر این در کنار این واحد ها 70 مدرسه غیر انتفاعی امام حسن مجتبی(ع) در کشور فعالیت می کند.

بزرگترین آرزویمان این است جامعه القرآن به دانشگاه قرآنی بزرگ تبدیل شود

اینجا تنها موسسه ای است که اکثر کتاب های تدریس شده در آن، توسط واحد پژوهش خود موسسه تالیف و منتشر می شود که تا بحال نزدیک 500 عنوان کتاب در انتشارات آن چاپ شده است. علاوه بر این کتاب ها نشریه های قرآنی نسیم وحی یا نرم افزاهای قرآنی مالتی مدیا نیز منتشر می شود. در واقع جامعه القران تنها موسسه ای است که همه جانبه به موضوع پرداخته است و بزرگترین آرزویمان این است که بتوانیم بعد از فراهم کردن زیر ساخت ها، آن را به یک دانشگاه قرآنی با عنوان جامع القران کریم تبدیل کنیم.

در اکثر شهرهای ایران واحد های خواهران، برادران و خردسالان در حال فعالیت هستند و در استان آذربایجان شرقی نیز در کنار واحدهای فعال دیگر، واحد برادران نیز شکل گرفته که امیدواریم بتوانیم با کمک همکاران شعبات واحد برادران را در شهرهای مختلف استان ایجاد کنیم و حتی امیدواریم که بتوانیم با هم افزایی، شعبات برادران را در استان های زنجان، اردبیل و آذربایجان غربی ایجاد کنیم تا فعالیت بیشتری را در استان های آذری زبان ترتیب دهیم.

به حول و قوه الهی تا آخر سال 100 واحد برادران تحویل خواهیم داد. اکنون 80 واحد برادران داریم که 20 مورد نیز در دست ایجاد است.

آناج: با توجه به جامعه آماری برادران عضو جامعه القرآن نسبت به خواهران، به نظر شما چرا گرایش آقایان به فعالیت های قرآنی کمتر است؟

البته در بخش برادران بهتر است بین واحد خردسالان تفکیک قائل شویم چرا که جامعه آماری برادران خردسال چندان تفاوتی با خواهران ندارد و به خوبی از آموزش های موسسه استقبال می کنند اما متاسفانه استقبال از واحد برادران کم است و در کنار فعالیت های بالای نود درصد خواهران، فقط اسمی ویترینی از برادران باقی مانده است که این نیز ناشی از نگاه فرهنگی مسئولان است که فکر می کنند اگر خانم ها قرآنی شوند بهتر از آقایان است! درست است که زنان تربیت کنندگان و پرورش دهندگان نسل ها هستند اما نباید غافل باشیم که مردان نیز تاثیر شگرفی در جامعه دارند و ما نیز باید فارغ از نگاه های آرمانگرایانه با رویکردهای واقع بینانه برنامه ریزی کنیم.

بنابراین اگر امروز حضور آقایان به فعالیت های قرآنی کمتر است به دلیل نگاه حاکم فرهنگی است که می پیندارند اگر روی خانم ها سرمایه گذاری کنند کافی است چون آنها می توانند مردان را کنترل کنند؛ در حالی که این تفکر اشتباه است.

از طرف دیگر مردان معمولا مشغله های اقتصادی دارند و به لحاظ نان آور بودن برای خانواده فرصت زیادی برای فعالیت در زمینه های غیر کاری ندارند.

مرکز کشوری آموزش های نیمه حضوری را راه اندازی کرده ایم

یکی از قدم های مثبتی که در 22 بهمن سال گذشته در قم آغاز شد راه اندازی مرکز کشوری آموزش های نیمه حضوری است که سعی داریم در حد بین المللی آن را گسترش بدهیم. یعنی آموزش های قرآنی را در همه ی رشته ها و همه سطوح در قالب آموزش های غیر حضوری درآورده و تمام بسته های آموزشی لازم را فراهم کرده ایم.

در سیستم فوق، کاربر و مخاطب تعیین می کند که محور ارتباط بر چه موضوعی و از چه طریقی باشد؛ در واقع اینطور نیست که مثل خیلی از سیستم های دیگر آموزش صرفا از طریق تلفنی صورت بگیرد بلکه از تکنولوژی های مختلف مثل قالب های متعدد شبکه های اجتماعی بهره می گیریم و مخاطبان ایرانی و غیرایرانی نیز استقبال گرمی از آن کرده اند.

بنابراین به وسیله آموزش های غیرحضوری که مثلا می تواند از طریق گوشی همراه نیز در دسترس باشد، زمینه را برای آموزش آقایان که فرصت زیادی برای پرداختن به فعالیت های غیر کاری ندارند فراهم کرد.

البته ناگفته نماند محتوایی که در آموزش های مجازی و غیر حضوری ارائه می شود همانی است که در کلاس حضوری آموزش داده می شود و هیچ تفاوتی با آن ندارد.

آناج: وضعیت شعبه های جامعه القرآن کریم آذربایجان شرقی را نسبت به دیگر شهر ها و استان ها چگونه ارزیابی می کنید؟

متاسفانه واحد برادران در استان آذربایجان شرقی کمتر مورد توجه بوده است و در کل استان فقط دو شعبه دارد که آنها نیز فعالیت چشم گیری نداشتند اما تیم جدید که اخیرا سیستم را به دست گرفته اند با جدیت مشغول فعالیت هستند و امیدواریم بتوانیم تا آخر سال شعبات فعال و خوبی را تحویل بدهیم. انشاءالله امسال شاهد شکوفایی واحد برادران جامعه القرآن کریم خواهیم بود.

آناج: لطفا در مورد دوره های آموزشی موجود توضیح بدهید و بفرمایید چقدر طول می کشد تا یک نفر کل قرآن را حفظ کند؟

ما آیین نامه آموزشی خود را بومی سازی کرده ایم و نگاه واقع گرایانه به موضوع داریم نه آرمان گرایانه. درواقع شاگردی که جهت آموزش اینجا مراجعه می کند باید هزینه ای را به عنوان کرایه ماشین بپردازد، وقت بگذارد و تدابیر لازم را بیاندیشد تا بتوانم در زمان ومکان مقرر آماده باشد اما ما سعی کردیم مرز زمان و مکان را از بین ببریم.

شعارمان این است که تازمانی که پای شاگرد به در موسسه ما برسد همه ی نهادها و ارگان ها مسئولند اما از آن به بعد دیگر وظیفه ماست که او را تربیت کنیم و اگر خدایی نکرده دست خالی برگردد ما باید در محضر خداوند پاسخگو باشیم؛ لذا برای اینکه هیچ کس دست خالی نباشد، طرح قرآن آموز محور را اجرا کرده ایم که در آن مرز زمان و مکان از بین رفته و اینطور نیست که به قرآن آموزان بگوییم ساعت کلاس های ما محدود است و غیر از آن نمی توانیم خدمات بدهیم. انتخاب زمان و مکان و موضوع آموزش را بر عهده قرآن آموز می گذاریم و او حتی در انتخاب دوره های حفظ آزاد است و می تواند قرآن را در دوره یکساله، دوساله، پنج ساله و غیره قرآن را حفظ کند.

اعتقاد ما این است که باید در آموزش نظم حاکم باشد اما نظمی که بتوانیم پاسخ گوی نیاز های جامعه ایرانی و آقایانی که مشغله های مختلف دارند، باشیم.

آناج: دوره های تربیت مربی در این موسسه از چه کم و کیفی برخوردار است؟

در زمینه تربیت مربی نیز به همان شیوه ی تربیت شاگرد عمل کرده و محدودیت زمان و مکان را از بین برده ایم و می توانیم دوره های تربیتی را در شبکه های اجتماعی مختلف برگزار کنیم. بدین صورت که بسته های تربیت مربی تهیه و به شعبه های مربوطه ارائه می شود و آن شعبه پس از انجام تست اولیه بسته را در اختیار مربی قرار می دهد و سپس برای دومین بار مورد آزمون قرار می گیرد. هر روز استاد مربوطه دو ساعت آنلاین شده و در شبکه های اجتماعی تدریس می کند. در آخر پس از اجرای آزمون نهایی گواهینامه مربی گری فرد صادر می شود.

دومین شکل تربیت مربی در راستای تمرکز زدایی؛ یعنی تربیت مربی را در استان ها متمرکز کرده ایم و هرکدام از شهرها درخواست کند ما استاد مربوطه را به آن شهر و استان اعزام می کنیم.

به هر حال ما باید شرایط مخاطب را در نظر داشته باشیم که در کم و کیف موضوع بسیار تاثیر گذار است.

آناج: جایگاه فعالیت های قرآنی را در استان آذربایجان شرقی چگونه ارزیابی می کنید؟

مشکلی که نه تنها استان ما بلکه تمام جامعه ایران را شامل می شود این است که اگر آموزش و پرورش آموزش های عمومی را به خوبی و به درستی انجام می داد، امروز موسسات تخصصی قرآنی که می بایست رشته های تخصصی را تدریس کنند، مجبور نمی شدند به موضوعاتی مثل روخوانی قرآن کریم ورود کنند؛ چون اینها وظیفه ی آموزش و پرورش بود و همه ی دانش آموزان موضوعاتی مثل روخوانی را باید در مدارس یاد می گرفتند نه موسسات قرآنی و موسسات قرآنی می بایست به جای روخوانی تفسیر، تدبر در قرآن، اخلاق قرآنی، کاربرد قرآن در زندگی و دیگر مباحث را یاد می دادند. درواقع وقتی ما وارد آموزش لحن و روخوانی و این قبیل آموزش های عمومی می شویم توان موسسه تحلیل می رود.

موسسات قرآنی متکفل جبران نقص های آموزش و پرورش شده اند

هرچند آموزش روخوانی قرآن کریم افتخار است اما اگر آموزش و پرورش وظیفه اش را به درستی انجام می داد و دانش آموزان را مسلط به روخوانی و لحن و تجوید به ما تحویل می داد ما می توانستیم به آموزش مباحث تخصصی قرآن کریم بپردازیم. این وضعیت فقط در ایران وجود دارد که موسسات متکفل جبران نقص های آموزش و پرورش شده اند.

این مشکلی است که به تبع کل کشور در آذربایجان شرقی نیز وجود دارد اما با کمک خداوند و حمایت های مقام معظم رهبری و دستوری که مبنی بر تربیت ده میلیون نفر حافظ قرآن دادند، روند آموزش های قرآنی رو به رشد قرار گرفته است.

البته از زمانی که آقای حسن پور مسئولیت موسسه را بر عهده گرفته اند، به خوبی توانسته اند حمایت های مسئولین استانی و نخبگان را جلب کنند و اکثر ایشان قول حمایت داده اند که امید داریم بتوانیم با روند رو به رشد آموزش ها و فعالیت های قرآنی را به سطح خوبی برسانیم.

آناج: آیا مسئولین حمایت های مالی از جامعه القرآن کریم می کنند؟

بر خلاف دیگر موسسات که مسئولین را موظف به حمایت مستقیم مالی می کنند، ما اعتقادی به حمایت های مستقیم مالی آن ها نداریم بلکه برای ما استفاده دو طرفه از ظرفیت های موسسه و ادارات مطرح است. مثلا با سازمان اوقاف به توافق می رسیم تا آنها که می خواهند 200 نفر حافظ تربیت کنند، آموزش آنها را به موسسه ما بسپارند؛ یا وقتی شهرداری می خواهد در فرهنگ سراهایش کرسی تلاوت برگزار کند، از او می خواهیم برگزاری کرسی تلاوت در آن فرهنگ سرا را به ما بسپارد و گرنه ما انتظار نداریم مستقیما به ما پول بپردازند. چون در هیچ اداره ای بودجه مصوب قرآنی وجود ندارد که ما چنین انتظاری از آن داشته باشیم.

ما در شأن قرآن و موسسه جامعه القرآن نمی دانیم که با نگاه طلبکارانه با ادارات و سازمان ها برخورد کنیم

ما در شأن قرآن و موسسه جامعه القرآن نمی دانیم که با نگاه طلبکارانه با ادارات و سازمان ها برخورد کنیم چون کار قرآنی یک کار فرهنگی است و در استان ما نیز ظرفیت هایی وجود دارد که تعامل های دوسویه را ممکن می کند. در واقع ما آن کار فرهنگی را انجام می دهیم که ناشی از تعامل نهادها با یکدیگر است.

جامعه القرآن توانمندی و محتوا دارد و اعتماد نزدیک 20 هزار خانواده به ما و سپردن فرزندشان به جامعه القران بزرگترین سرمایه ماست که هیچ اداره ای از آن برخوردار نیست. درواقع جامعه القرآن برند و سبکی دارد که خانواده ها به آن اعتماد می کنند و چرخش این چرخه برای ما کافی است و نه ما و نه حاج آقا طباطبایی نگاه اقتصادی به موضوع نداریم.

جالب است بدانید شاید جامعه القرآن تنها ترین موسسه ای است که هیچ واحد تملیکی ندارد اما فقط در تبریز در 22 ساختمان فعالیت می کند، چند دفتر هم دارد.

آناج: از مشکلات و محدودیت های خود بگویید:

بزرگترین مشکلی که موسسه های قرآنی با آن مواجه هستند، مسائل مالی است که جامعه القرآن نیز از آن مستثنی نیست اما با توجه به مدیریت های سید محمد حسین طباطبایی، خیر ها از ما حمایت می کنند و این موجب می شود بتوانیم با دست خالی کارهای بزرگی انجام بدهیم. البته اعتماد مسئولین نیز به جامعه القران نسبت به موسسات دیگر بیشتر است.

نگاه غلط فرهنگی که در کشور ما وجود دارد در همه جا جاری است، به استاد قرآن و فعالان قرآنی ارزش قائل نیستند؛ به طوری که در مسابقات بین المللی قرآن به نفر برتر که سالها عمر و انرژی خود را در این راه صرف کرده، 60 سکه می دهند در حالی که او ده سال زحمت شبانه روزی کشیده تا به اینجا رسیده است! اما این مبلغ در برابر قرارداد نیم فصل یک فوتبالیست هیچ نیست.

می دانید با قراردادهای میلیاردی یک بازیکن چند نفر حافظ کل می توان تربیت کرد؟!

اگر سه میلیون تومان در اختیار من قرار بدهند من با آن می توانم یک حافظ تربیت کنم؛ حال شما حساب کنید با قراردادهای میلیاردی یک بازیکن فوتبال چند حافظ می توان تربیت کرد! اگر حقوقی را که به دو بازیکن به صورت مستقیم پرداخت می کنند، به ما بدهند، می توانیم حتی در دهات ایران نیز شعبه هایی از موسسه قرآنی را ایجاد و به آن ها نیز قرآن آموزش بدهیم.

یکی دیگر از مشکلات ما این است که نگاه برخی مسئولان و برخی افراد به قرآن نگاه نمایشی است و اگر این نگاه نمایشی و آماری حل شود، قطعا مشکلات ما و مشکلات فرهنگ قرآنی مملکت حل می شود.

البته برگزاری همایش، جزء خوانی و تهیه چند نرم افزار قرآنی و اقداماتی از این قبیل همه با ارزش و لازم هستند اما زمانی لازم هستند که هدف ما این باشد که همه این ها در راستای توسعه فرهنگ قرآنی باشد.

پنج میلیارد تومان بودجه قرآنی را صرف فیلم ملک سلیمان کردند و هیچ کس حتی یک مفهوم قرآنی از آن نیاموخت

مسئول ارشاد سابق حدود پنج میلیارد تومان برای فیلم ملک سلیمان هزینه کرد، به این بهانه که یک فیلم قرآنی است. یعنی بودجه ای را که باید صرف برنامه های عام قرآنی می شد، در چنین فیلمی هزینه شد در حالی که هیچ کس نمی تواند ادعا کند که با دیدن این فیلم ارادت قرآنی اش بیشتر شده است. با این حال اگر بودجه سایر فعالیت ها و برنامه های قرآنی تامین می شد و باقی مانده را صرف حمایت از این قبیل حرکت ها می کردند خوب بود اما متاسفانه بودجه عمومی برنامه های قرآنی را صرف این فیلم کردند و هیچ کس هم حتی یک مفهوم قرآنی از آن نیاموخت. لذا نمی توانیم این فیلم را یک اقدام قرآنی ارزیابی کنیم.

آناج: چه برنامه ای در راستای اجرای امر رهبر مبنی بر تربیت ده میلیون نفر حافظ، طراحی کرده اید؟

مردم جامعه القرآن را حافظ پرور می شناسند

ما در این زمینه منتظر دستور رهبر نمانده ایم بلکه رویکرد ما از اول نیز حفظ است و با توجه به حافظ بودن سید محمد حسین طباطبایی، مردم جامعه القرآن را حافظ پرور می شناسند. بنابراین خیلی پیش از دستور رهبر ما این حرکت را شروع کرده ایم و با امر ایشان نیز فعالیت هایمان را گسترده تر کرده ایم وگرنه برنامه خاصی نداریم و در کلیه 800 شعبه کلاس های حفظ دایر است و تا بحال تعداد قابل توجهی حافظ تربیت شده است.

طبق آمار اکثر رتبه هایی که اخیرا در مسابقات رسمی کسب شده است، خروجی موسسه جامعه القرآن کریم بودند که بیشترشان نیز در دوره یک ساله حافظ شده بودند.

آناج: تعداد حافظان کلی که واحد برادران جامعه القرآن استان تا بحال تربیت کرده، چند نفر هستند؟

همان طور که می دانید واحد برادران جامعه القرآن استان تازه شکل گرفته و تا قبل از تشکیل آن نیز تنها در حوزه خردسالان حافظ کل تربیت کرده است. اکنون هفت خردسال زیر شانزده سال حافظ کل تربیت کرده ایم و نزدیک 70 نفر نیز در شرف حفظ کل هستند چون تعداد زیادی از جزء های قرآن را حفظ کرده اند.

آناج: به نظر شما اجرای امر رهبر و تربیت ده میلیون نفر حافظ قرآن کریم محقق خواهد شد یا خیر؟

برخی از دستور رهبر سوء استفاده کردند

البته سخن رهبر در این زمینه مبهم بود و ایشان در فرمایش خود نفرموده اند که منظورشان از حافظ، حافظ کل قرآن است یا کسی هم که چند جزء را حفظ کرده در این شمار قرار می گیرد یا خیر. لذا این نکته مبهم مورد اختلاف فعالان قرآنی است و باعث شده برخی از دستور ایشان سوء استفاده کنند و حافظ سه جزء را در شمار حافظان قرآن قرار بدهند در حالی که قطعا منظور رهبر انقلاب از تربیت ده میلیون حافظ، حافظ کل قرآن بوده نه حافظ جزء.

رهبر در این موضوع نگاه آرمان گرایانه دارند و امکان عملی کردن دستور ایشان در کوتاه مدت وجود ندارد و باید زیرساخت های لازم فراهم شود. وقتی هم استاد پرهیزگار از حضرت آقا در این مورد سوال کردند، فرمودند با این کار باید روند جامعه ما به سمت تربیت حافظ کل پیش برود. در واقع ایشان می خواهند موجی در جامعه ایجاد شود نه اینکه طی دوسال آمار بدهیم که ده میلیون حافظ تربیت کردیم و تمام شد.

آناج: به عنوان یک فعال قرآنی دلیل غربت قرآن در جامعه را چه می دانید؟

یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ایران قدسی سازی است

یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ایران قدسی سازی است؛ یعنی برای قشر روحانیون، برای شهدا و حتی برای اهل بیت(ع) هاله ای قدسی ایجاد و آنها را به نوعی دور از دسترس جلوه دادیم. لذا مردم عادی از روحانیت دوری می کنند و اصلا نمی دانند که با این قشر چگونه ارتباط برقرار کنند.

همچنین شهدا را قدسی کردیم؛ برای همین وقتی در فیلم صورت شهید بابایی را سه تیغ کرده نشان می دهند عده ای اعتراض می کنند که چرا شأن شهید را پایین می آورید در حالی که این ها بوده و واقعیت دارد و بهتر است به جای اینکه قدسی سازی کنیم اجازه بدهیم مردم در چهارچوب واقعیات با شهدا ارتباط برقرار کنند.

با قرآن نیز همین گونه رفتار کردیم و چنین القاء کردیم که باید همیشه سر سفره های عقد و روی طاقچه ها باشد و در مراسم ها به صورت نمادین قرائت شود. ما باید قرآن را به عنوان کتاب زندگی به مردم معرفی می کردیم اما این اتفاق نیافتاد و متاسفانه مسئولین نسبت به این امر نگاه نمادین داشتند نه نگاهی که قران را برنامه زندگی ببیند؛ لذا آخر عاقبتان شد همین که امروز می بینید.

تا زمانی که ما باور نکنیم قرآن کتاب زندگی است و می توانیم به عنوان دستورالعمل دنیوی و اخروی از آن استفاده کنیم؛ قرآن مهجور خواهد ماند.

به شخصیت های قرآنی بها داده نمی شود

علاوه بر این یکی دیگر از علل غربت قرآن در جامعه ما این است که به شخصیت های قرآنی بها داده نمی شود؛ مردم ما نام و نشان و رقم قرارداد ها و دیگر اطلاعات بازیکنان فوتبال را دارد؛ حتی از ارتباط های خانوادگی و سایر اطلاعات بازیکنان هالیوود خبر دارند اما یک نفر شخصیت قرآنی را نمی شناسند. هیچ کس نمی شناسند آن افرادی را که در سن 16 سالگی دکترای قرآنی گرفته اند.

بهتر است به جای بازیگران بدحجاب شخصیت های قرآنی را الگوسازی کنیم

رسانه های ما یک نفر بازیگر را به عنوان الگوی مذهبی در سریال ها و فیلم ها معرفی می کند اما مردم عکس های بد حجاب همان فرد را در شبکه های اجتماعی مشاهده می کنند و دچار تناقض می شوند؛ سپس در جشن رمضان از یک بازیگر بزک کرده با یک چادر تجلیل می کنند! وقتی مخاطب این ها را می بیند، تناقض موجود را تشخیص می دهند. صدا و سیما به جای اینکه دکتراهای قرآنی 16 ساله را به عنوان الگو برای جامعه مطرح و معرفی کند، بازیگران بدحجاب را الگوسازی می کند.

جالب تر اینکه وقتی هم می خواهند یک شخصیت قرآنی را الگوسازی کنند، او را کاملا به صورت قدسی شده و دور از دسترس برای مخاطب نشان می دهند! این همان برخوردی است که با شهدا کردند؛ آنها را از کودکی نماز خوان، نمازشب خوان و شخصیتی عرفانی جلوه دادند و مخاطبی که از کودکی نماز شب خوان نبود نتوانست با آن ارتباط برقرار کند. نگاه های قدسی سازی آفت جامعه ماست.

فیلم ها و ویدئوهایی از ایشان در دوران کودکی:
https://www.aparat.com/result/%D9%85%D8 ... %8C%DB%8C_

Image
Image
Image
pejuhesh232
 
پست ها : 4531
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

قبلي

بازگشت به آموزش قبل از پنج


cron
Aelaa.Net