غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

مجمع گفتگوی پژوهشگران وآموزشگران علوم فقه آئین الهی

درامد مال مخمس

پستتوسط aelaa.net » شنبه دسامبر 31, 2011 3:55 am

سؤال:
اگر مالی خمس ان داده شود و این مال خودش بعنوان سرمایه قرار بگیرد انچه از این سرمایه بدست می اید باز هم مشمول خمس می شود؟

جواب:
اكر مال خمس داده شده، زايد بر نياز زندكي باشد و سال بكذرد و بي مصرف بماند خمس ندارد،
همينطور اكر ارتفاع قيمت بيدا كند، خمس ندارد
اما اكر سرمايه قرار داده شود درامدهاى حاصله ان مال جديدي است و طبق بقيه درامدها ملاحظه و حساب مي شود
بس اكر در امد مال مخمس زايد بر مخارج مصرفي سال باشد؛ مقدار درامد زياده از مخارج سال خمسش ادا مي شود[شمارة ثبت: (1394) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

اسقبال آتش در نماز

پستتوسط aelaa.net » شنبه دسامبر 31, 2011 7:24 pm

سؤال:
از آنجا كه در تعليمات مكتب وحي: استقبال و پيش رو قرار دادن آتش در نماز نهي شده است، اگر روبرو و یا کنار بخاری روشن نمازخوانده شود آیا اشکالی دارد؟

جواب:
استقبال و پيش رو قرار دادن آتش در نماز اگر اختيارى و عمدى است كه قطعا اشكال دارد و حرام است و نمازش هم باطل است،
اما اگر غير اختيارى و اضطراري است مثل اينكه مضطر به انجام نماز در اتاقي كوچك به عرض بخارى است،
و اتفاقا بخارى هم در سمت قبله نصب شده است، براى شخص صحيح العقيده محكم؛ كه توجه و استقبال به آتش برايش ارزش ومعنايي ندارد، بلكه از آتش پرستى بيزار است، و معتقد به خداوند و متوجه به قبله است، در صورت عدم حضور ضعيف العقيده اشكالي ندارد، و نماز در كنار بخاري اشكالي ندارد. [شمارة ثبت: (1395) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

صحت ذبح

پستتوسط aelaa.net » شنبه ژانويه 07, 2012 6:26 am

سؤال
اگر ذابح یک خروس را با همه شرایط ان ذبح کند، و در موقع ذبح، حنجره خروس را گرفته باشد به سمت سر خروس؛ وبعد ان را ذبح کند،
و وقتی خواست پر ان را جدا کند و ان را تمیز کند متوجه شود که قسمت حنجره خروس به سمت سر خروس نیست و همراه گردن خروس است .
چون حنجره خروس خیلی تیز است و امکان دارد که پریده باشد ایا این خروس حرام شده است؟

جواب:
عليك السلام
براى حلال بودن و صحيح بودن ذبح؛ بايد چهار رگ بزرگ گردن از زير برآمدگي گلو بطور كامل بريده شود
و معروف است كه اين چهار رگ بريده نمي شود مگر اينكه ذبح از زير برآمدگي گلو انجام شده باشد[شمارة ثبت: (1396) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

مال يافت شده

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه ژانويه 15, 2012 10:15 am

سؤال:

سلام علیکم
شخصی سوال کرده که یک سال پیش گوشواره ای دم درب اتوبوس پیدا شده
و من انرا به راننده اتوبوس دادم ولی ایشان گفتند پیش خودت نگهدار و شماره تلفن دادم به چند جا ولی خبری نشد
لطف بفرمایید راهنمایی کنید تا از مسئولیت آن رها شوم

جواب:

عليك السلام
اكر نشاني در آن نيست كه بتوان از آن به صاحبش رسيد (مثل نشان سازنده)
و در محل بيداشدن يا بخش اشياء يافته شده اتوبوسراني يكسال اعلام كرده است
و الان مايوس از بيداشدن صاحبش است
مي تواند انرا از طرف صاحبش به فقراء صدقه دهد[شمارة ثبت: (1397) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤالاتي درباره زيارت مولا در روز ولادت بيامبر

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 05, 2012 4:12 pm

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

چند سؤال دارم در باره زیارت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روز میلاد رسول صلی الله علیه وآله

سوال:
1-در متن زیارتشان نوشته است : "السلام علیک یا من ردّت له الشمس فسامی شمعون الصفا"
البته که مقام آن حضرت از مقام شمعون بالاتر است که مقام وصی رسول الله صلی الله علیه وآله عظیمتر از مقام وصی عیسی بن مریم علیهما السلام
اما سرّ این سخن چیست ؟
برای حضرت شمعون علیه السلام اتفاق افتاده است با خورشید ؟
در حیات القلوب دیدم که نقل كرده: خورشید برگشت هم برای سلیمان و هم برای نوشع بن نون اما برای شمعون الصفا یادم نیست.
اگر توضیح می دهید در این خصوص ممنونم.

جواب:
عظمت و برتري مقام حضرت مولا علي عليه السلام بر اوصياء الهي از جمله شمعون الصفا از همين كلمات وارده در كلام خازنان وحي معلوم مي شود، نه اينكه بكوييد ان افضليت معلوم ولى جرا اينجا اينطوري كفته است
در كلام خازنان وحي عليهم السلام براى حضرت يوشع بن نون وصي موسى و حضرت سليمان نبي عليهم السلام رد الشمس اتفاق افتاده است
براى شمعون الصفا نقل نشده است، اين فقره زيارت براى برخي كه دقت نكرده اند نيز اين برداشت غيرصحيح را ايجاد كرده كه براى شمعون الصفا رد الشمس اتفاق افتاده در حاليكه در اين فقره بيان امتيازات و افضليت حضرت مولا علي را بيان مي كند نه مشابهتها
مي كويد: اي كسي كه برايش خورشيد واگردانده شد و با اين واقعه او برتري و امتياز يافت بر جناب شمعون الصفا كه فقط وصي بيامبر الهي بوده است، حضرت مولاعلي افزون بر مرتبه وصايت بيامبر الهي فضائل ديكري نيز داشته است كه رد الشمس جزو آنهاست.
[شمارة ثبت: (1398) منبع: المسائل الإنترنتية]


سوال:
2-در این متن نیز این نوشته است : "السلام علیک یا طه و یس"
طه و یس اسمهای پیامبر صلی الله علیه وآله است هم اسمهای امیر المؤمنین علیه السلام ؟ یا سرّ این که اینجا این طور نامیده شود چیست ؟

جواب:
طاها و ياسين نامهاى حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه وآله بوده است، نه نام حضرت مولا علي عليه السلام
جنين سلامي در محضر مولا علي عليه السلام جند جهت دارد از جمله:
الف: در زيارات مكرر سلام به ساير معصومين هم مي شود
ب: حضرت مولا علي عليه السلام به منزل جان حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه وآله بوده اند همجنان كه در كلام نبوي مكرر وارد شده است، بنابراين بجاست كه در زيارت حضرت وصي خطاب با نام نبي شود براى فهماندن به همين حقيقت، البته خطاب با نامهاى مرتبه نبوت نمي شود تا شخص جاهل قاصر يا ناصب مقصر برداشت غلط و سوء استفاده نكند
[شمارة ثبت: (1399) منبع: المسائل الإنترنتية]


سوال:
3- متن زیارت رسول الله صلی الله علیه وآله که در مفاتیح است برای کسی که از دور است آیا از یکی از معصومین علیهم السلام نقل شده است ؟ چیزی ننوشته است در این موضوع در مفاتیح

جواب:
مرحوم حاج شيخ عباس قمي از محدثين است، محدثين از خودشان مطلبي در كتابهايشان نمي آورند،
و محتويات آن كتب خصوصا كتب حديث و دعاء و زيارت همه مطالبي است كه از مشايخ حديث قبلي تا برسد به حضرات معصومين عليهم السلام نقل شده است،
محدثين اكر نظر شخصي يا برداشتي داشته باشند صريحا ذكر مي كنند
زيارت مذكور قبل از محدث قمي توسط محدثين ديكر قبل از ايشان تا زمان اصحاب معصومين عليهم السلام نقل شده است، از جمله ايشان علامه مجلسي و سيد بن طاووس و شهيد و شيخ مفيد (رحمهم الله) مي باشند.
[شمارة ثبت: (1400) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
برای زیارت امیر المؤمنین علیه السلام شش رکعت می خوانیم، آيا دو ركعت برای خود آن حضرت علیه السلام؟ دو ركعت برای حضرت نوح علیه السلام؟ و دو ركعت برای حضرت آدم علیه السلام؟ برای زیارت رسول الله صلی الله علیه وآله چهار ركعت می خوانیم دلیل آن چیست؟ این فکر در ذهن بنده آمد که دو ركعت برای آن حضرت علیه السلام است؟ و دو ركعت برای حضرت فاطمه سلام الله علیها است؟

جواب:
در نماز زيارات معصومين : از دو ركعت تا دوازده ركعت وارد شده است، كه به قدر فرصت و معرفت بجا آورده مي شود، و در احاديث شريفه؛ بر حسب مخاطب آن حديث؛ و شرايط شخص راوي؛ معصوم علیه السلام توصيه متناسب او را نموده اند،
آن روايت كه توصيه شش ركعت براى زيارت سه نفر را نقل نموده است، بر اساس حداقل نماز زيارت است، و توصيه جهار ركعتي توصيه كمي بالاتر است، و شش ركعت نماز براى زيارت شخص حضرت مولا على علیه السلام و اهداء به محضر ايشان وارد شده است. و چهار ركعت نماز زيارت خود رسول الله صلی الله علیه وآله و براى اهداء به محضر ايشان است، و نماز زيارت حضرت فاطمه سلام الله علیها جداگانه بجا آورده مى شود.
[شمارة ثبت: (1401) منبع: المسائل الإنترنتية]


سوال:
5- نظر شما چیست که این چنین روز زیارت امیر المؤمنین علیه السلام می خوانیم؟
چند دلیل است، شیخ قمی در مفاتیح چند تا بیان می کند،
شما گفتید که بزرگترین موضوع در ابلاغ رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله ولایت حضرت امیر علیه السلام است. آیا دلیلهای دیگر است که تا حالا نگفتید ؟
از لطف شما تشکر می کنم.

جواب:
معلوم است كه همه مطالب كفته نشده است
مطالبي كه تا كنون به مناسبت مطالب بيان شده است به قدر مناسبت مقام و ظرفيت مخاطب يا فرصت باسخ بوده است، شش دليل ديكر هم در اينجا نقل مي كنيم:
حضرت مولا علي عليه السلام برادر حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه وآله بوده اند
حضرت مولا علي عليه السلام داماد حضرت رسول الله صلى الله عليه وآله بوده اند
حضرت مولا علي عليه السلام وصي حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله بوده اند
حضرت مولا علي عليه السلام جانشين حضرت رسول صلی الله علیه وآله بوده اند
حضرت مولا علي عليه السلام اولاترين خلق به نبي الله صلی الله علیه وآله بوده اند
بالاتر از همه آنها
حضرت مولا علي عليه السلام به منزل جان حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه وآله بوده اند همجنان كه در كلام نبوي مكرر وارد شده است،
بنابراين بجاست كه در روز ولادت حضرت محمد صلى الله عليه وآله
براى تبريك به ديدن برادر و داماد و وصي و جانشين و اولاترين خلق به او يعني حضرت مولا علي بروند و به او تبريك بكويند
[شمارة ثبت: (1402) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

استخاره

پستتوسط aelaa.net » شنبه مارس 24, 2012 2:05 am

سؤال:
بسياري از اوقات در كارهاى روزمره مهم (از سفر معاملات نكاح حج عمره زيارت و...) عليرغم بررسي جهات مختلف، ولى كاهي اشكالاتي بعد بيش مي آيد كه در آن كار به مشكل بر مي خوريم، همين تجربه سبب مي شود كه در تصميم گيري در كارها دجار تحير و ترديد و نكراني بشويم، فلذا براى اطمينان خاطر به فكر استخاره مي افتيم، و استخاره هم بستكي به شرايط و شخص انجام دهنده و... نكات بسياري دارد، جه استخاره اى را توصيه مي نماييد؟

جواب:
استخاره حقيقي طلب خير نمودن از خداوند متعال است، و روش صحيح استخاره كه در كلام خازنان وحي عليهم السلام آمده و بسيار مجرب است جنين است: حضرت امام باقر نقل مي كنند: همواره بدرم علي بن الحسين عليهم السلام براى هر امر مهمي که می خواستند انجام دهند؛ دو ركعت نماز مي خواندند:

در ركعت اول سوره حمد و سوره الرحمان، در ركعت دوم سوره حمد و سوره حشر، بعد از نماز صد و يكمرتبه بگويد: أستَخيرُ اللهَ برحمتِه خِيَرةً في عافية.

مكرر به تجربه رسيده است اكر كار مصلحت بوده موانعش برطرف شده؛ و وسيله تحققش فراهم شده، و اكر مصلحت نبوده؛ به بركت اين عمل نوراني و توفيق الهي يك رخدادي يا نشانه اى اتفاق افتاده؛ كه سبب توجه انسان به عدم مصلحت اين امر و انصراف از آن شده است، و در هر صورت نتيجه خير در كارها به لطف حق فراهم مي كردد به اذن الله تعالى. اين نماز با اذن و اجازه مخصوص اثر قاطع دارد. والحمد لله رب العالمين. [شمارة ثبت: (1350) منبع: المسائل الإصفهانية]

=====================
درخواست: آيا ممكن است به من اجازه انجام اين عمل را براى امور مشروع و معقول بدهيد؟

اجابت: اين اذن هم به شما داده مي شود تا در كارهايتان از آن استفاده كنيد
بشارت: با مراسله افراد بسياري براى داشتن اجازه براى انجام استخاره فوق؛ اين اجازه براى اين افراد به شرح زير گرفته شد:
براي همه كساني كه اين موضوع را در اينجا مطالعه نموده و بنج شبانه روز نمازهاي واجب خود را بنج وقت و اول وقت بجاي بياورند؛ اجازه مخصوص جهت نماز استخاره؛ كرفته شده و به آنها داده مي شود، بنابر اين هر يك از شما كه بنج روز نمازهاى واجبتان را در بنج وقت خودش اول وقت بخوانيد اجازه استفاده از اين نماز استخاره را داريد.
موفق باشيد.

=====================

سؤال:
دستور فوق (نماز استخاره) براى كسي است كه انتخابش در كار مورد نظر به نحوي مشخص است، و مي خواهد با توسل فوق به نتيجه مطلوب برسد، اما اگر شخصي در كاري مبتلا به حيرت محض بين دو انتخاب است و در هيج طرفي هم رجحان شرعي يا عقلي وجود ندارد، در اين صورت با جه روشي از حيرت بيرون آيد و انتخاب راه نمايد؟

جواب: دستور العمل قبلى براى بيرون آمدن از تحير و انتخاب راه صحيح هم كاربرد دارد، و از آثار اين عمل مجرب؛ بيرون آمدن از سرگردانى و واضح شدن راه صحيح يا بهتر؛ بطور عملى و عينى مي باشد. اما در خصوص سؤالتان؛ در تعاليم مكتب وحي؛ سه نوع روش براى استخاره و تعيين طرف ارجح وارد شده است:

روش اول: از عبدالرحمن بن سیابة نقل شده است که در آن سالی به مکه معظمه مشرف شدم و با خود کالایی برای فروش برده بودم ولی آن سال کسی طالب آن کالا نبود. بعضی از دوستانم گفتند : که آن کالا را به یمن بفرست و بعضی گفتند کالا را به مصر بفرست.
پس به خدمت امام موسی کاظم عليه السلام رفتم و مشكلم را عرض کردم و پرسیدم که شما چه می فرمایید؟ حضرت عليه السلام فرمودند: بین مصر و یمن قرعه بزن، و امر خود را به خدا تفویض کن، و اسم هر شهری که بیرون آمد کالای خود را به آنجا بفرست، گفتم: فدایت شوم چگونه قرعه بزنم؟
فرمودند: که در یک رقعه (قطعه كاغذ) بنویس "بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انت الله لا اله الا انت عالم الغیب والشهادة انت العالم و انا المتعلم، فانظرلی فی اي الامرین خیر لی حتی اتوکل علیك فیه واعمل به" و در ادامه دعا (گزينه اول را) بنویس "یمن ان شاءالله"، پس در رقعه دیگر همین دعا را بنویس و بعد از آن (گزينه دوم را) بنویس "مصر ان شاءالله"، و در رقعه سوم باز همان دعا را بنویس و بعد از آن (گزينه سوم را) بنویس "یحبس المتاع و لا یبعث الی بلد منهما" (یعنی کالا را نگه دارم و به هیچ یک از آن دو شهر نفرستم)، سپس رقعه ها را جمع کن و با هم مخلوط کن و یکی از آنها را بردار، و بر خدا توکل کن، و به آنچه در آن رقعه است عمل کن، انشاء الله خیر تو در آن است.

روش دوم: سید بن طاووس از حضرت باقر یا صادق عليمها السلام روایت کرده است که: کسی که می خواهد بوسیله قرعه؛ استخاره کند، در سه رقعه این دعا را بنویسد: اللهم فاطر السموات و الارض عالم الغیب و الشهادة الرحمن الرحیم، انت تحکم بین عبادك فیما کانوا فیه یحتلفون، اسئلك بحق محمد و آل محمد، أن تصلی علی محمد و آل محمد، و ان تخرج لی خیره (× خیر السهمین) فی دینی و دنیای و عاقبة امری و عاجله و آجله، انك علی کل شیئ قدیر، ما شاء الله، لا حول و لا قوة الا بالله، صلی الله علی محمد و آله. سپس مطلب خود را به صورت مثل انجام دادن یا انجام ندادن است؛ در رقعه بنویسد، و هر کدام از آن دو آمد به آن عمل کند، و اگر آن رقعه که چیزی در آن نوشته نشده بیرون آمد، ( یعنی آنکه امید خیری در آن نیست و خوف شری در آن نیست)، بینداز و دیگری را بیرون آورد و به آن عمل کند.

روش سوم: استخاره ذات الرّقاع» که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، به این گونه است که هرگاه براى امور مهمّى بخواهى استخاره کنى، بدین شیوه عمل کن:
نخست شش قطعه کاغذ تهیه مى کنى و در سه قطعه آن مى نویسى: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، خِیَرَةً مِنَ اللّهِ الْعَزیزِ الحَکیمِ، لِفُلانِ بنِ فُلانَة اِفْعَل; (به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر، اختیار و گزینشى است از جانب خداوند عزیز و حکیم براى فلان فرزند فلان» و به جاى این دو کلمه (فُلانِ بنِ فُلانَة) نام شخصى را که براى او استخاره مى کنى و اسم مادرش را مى نویسى)، و در سه ورقه دیگر همین را مى نویسى، ولى به جاى «إفعل» مى نویسى «لاتفعل»، آنگاه آن کاغذها را زیر جانماز و سجّاده خود مى گذارى و دو رکعت نماز مى خوانى;
پس از نماز به سجده مى روى و در سجده، صد مرتبه مى گویى "أَستَخیرُ اللّهَ برَحْمَتِهِ، خِیَرَةً فی عافِیَة" (از رحمت الهى طلب خیر مى کنم؛ گزينشي همراه با عافیت.
سپس مى نشینى و مى گویى: "أللّهُمَّ خِرْ لی، وَاخْتَر لی فی جَمیعِ اُمُوری فی یُسْر وَ عافِیَة" (خدایا در همه امور به آسانى و عافیت؛ برايم خير بخواه و خودت برایم اختیار کن).
آنگاه دست مى برى و آن ورقه ها را به هم مخلوط مى کنى و یکى یکى بیرون مى آورى; اگر سه تا از ورقه ها که در آنها «إفعل» نوشته شده، پشت سر هم بیرون آید، کارى را که نیّت کرده اى انجام مى دهى (و بسیار خوب است); و اگر پشت سر هم؛ سه تا «لا تفعل» خارج شد آن کار را انجام نمى دهى; ولى اگر یک بار «إفعل» و دفعه بعد «لا تفعل» بدست آمد، در این صورت سه ورقه دیگر را بیرون بیاور که در مجموع پنج ورقه خارج شود، در این صورت اگر سه تا «إفعل» بود و دو تا «لا تفعل» آن کار را انجام بده; ولى اگر بر عکس بود، انجام نده. [شمارة ثبت: (1405) منبع: المسائل الإنترنتية]

=====================

سؤال:
آيا انسان مى تواند جهت تقرب به خداوند متعال در همه كارهايش استخاره نمايد؟

جواب:
استخاره معناي طلب خير در امور از خداوند؛ همواره بجا بوده،
اما استخاره مصطلح: پس در مواردى كه تكليف شخص شرعا يا وجدانا و عقلا به طور قطع و يقين مشخص است؛ محل استخاره نبوده
و در موارد ترديد كه يكى از اطراف قضيه تكليف شرعى نباشد استخاره راهگشا است. [شمارة ثبت: (808) منبع: المسائل القمّيّة]

سؤال:
آيا انسان مى تواند جهت تقرّب به خداوند متعال در همه كارهايش استخاره نمايد؟

جواب:
استخاره اصالتا به معناي طلب خير در امور از خداوند بوده، كه از شرع شريف در همه كارها به آن سفارش شده است،
امّا استخاره مصطلح ميان مردم:
پس مواردي كه تكليف آدمي شرعاً يا وجداناً و يا عقلاً بطور قطع و يقين مشخص است محل استخاره نبوده،
ولي در موارد ترديد آن هم از مواردي كه يكي از اطراف قضيه تكليف شرعي نباشد؛ استخاره خوب است. [شمارة ثبت: (135) منبع: المسائل القمّيّة]

سؤال:
استخاره چيست؟ و در چه مواردي مي شود استخاره نمود؟ روش آن چگونه است؟

جواب:
استخاره در اصطلاح شرع كه در هر كاري توصيه شده است؛ همان طلب خير كردن از خداوند در كارهايي كه مي خواهد شروع كند مي باشد،
و اين توسلي است به حق تعالى براي موفقيت و يا نتيجه خير داشتن آن كار،
و فقره:
[استخير الله برحمته خيرة في عافية] يا [اللهم خِر لي واختر لي] تا هفتاد يا صد بار هم مأثور است،
أما استخاره مصطلح در ميان عموم كه با تسبيح يا قرآن انجام مي دهند؛
پس در مواردى كه تكليف شخص شرعا يا وجدانا يا عقلا بطور قطع مشخص است؛ جاى استخاره نبوده و به وظيفه عمل مي شود،
ولي اگر هيچيك از اطراف قضيه تكليف شرعى نباشد؛ أما در انتخاب مردد است؛ در اين مورد استخاره خوب مي باشد. [شمارة ثبت: (808) منبع: مخطوط]

سؤال:
ما هو الذكر الصحيح عند الخيرة بالمسبحة؟

جواب:
الصلاة على النبي وآله (صلى الله عليه وآله) (ثلاثا)،
استخير الله برحمته خيرة في عافية (ثلاثا)،
اللهم خر لي (له - لها) واختر لي (له - لها) ثلاث مرات. [شمارة ثبت: (475) منبع: المسائل الغروية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤال درباره شخصيت زن از نكرش مكتب وحي

پستتوسط aelaa.net » جمعه آپريل 13, 2012 9:41 pm

اين سؤال از سوي يك بروفسور رياضي از آلمان كه با بزشكش مطرح نموده مطرح شده است
ناقل برسش و باسخ يك بزشك ايراني مقيم آلمان كه متخصص قلب و فوق تخصص اکوکاردیوگرافی است مي باشد

سؤال:

آقا سلام عرض می کنم
یک سوال فنی
امروز مریضی داشتم یک پروفسور ریاضی آلمانی
از من پرسید که به مسلمانان ایراد گرفته که به زنان اهمیت نمی دهند
آیه «النساء حرث لکم» را اورده ...
می خواستم اگر ممکنه راهنمایی بفرمایید این تاویل دارد: حرث =کشت؟
درسته که ما مسوول هدایت اینها نیستیم ولی به هر حال اگه جواب بدهید شاید بهتر باشه

دیگر اینکه کدام آیه قران از حقوق یکسان زن ومرد سخن میگه؟
من فکر میکنم ایه مبارکه «انا خلقناکم من ذکر و انثی ان اکرمکم ...» باشه
نظر شما چیه؟ من به این پروفسور المانی می دهم
هر وقت فرصت نمودید
تشکر
اگر هم صلاح نباشه اصلا جواب نمی دهم
ببخشید
یا حق
==================

جواب:

عليك السلام
1- باسخ دادن به او اكر وي دنبال جيز فهميدن باشد مانعي ندارد خوب هم هست
2- برسيدن شما و باسخ ما هم اشكالي ندارد
3- فقط به الفباي فارسي بنويسيد كه خواندن فارسي در الفباي معوج لاتين براى مطالب دقيق و طولاني سخت است

اما باسخ به سؤالات اعتقادي:

1- وقتي كلام يك استاد فيلسوف يا اديب را با يك ترجمه عادي تحت اللفظي نمي شود فورا به تمام مقصودش بي برد و براساس برداشت شخص نسبت به ان قضاوت كرد
بطريق اولى كلامي به عنوان يك متن ماورايي؛ جه برسد كلام خداوند؛ با اوصاف داراي باطن و عمق را؛ نمي شود با يك ترجمه الماني بدون دانستن عمق ان قضاوت كرد
خصوصا اكر مترجم بي اطلاع و بيكانه از معارف قراني باشد

2- الان كيبورد شما جلوي شماست
خيلي بيسواد و جاهل به رايانه و نرم افزارهاى معمول است اكر كسي بكويد
كيبوردي كه رويش نوشته حرف ب يا د مثلا كارش ب يا د است
در توان و تكنولوزي بشرعاجز يك كليد با نماي يك حرف؛ طوري تعريف شده تا انواع بكاركيريها و هنرها را بنماياند
جطور مي خواهد كيبورد علم الهي؛ قران كريم؛ را در لفظي ان هم بقدر دريافت ترجمه اى خودش خلاصه و قضاوت كند

3- اكر شخص به حقيقت اسلام ايمان اورده فقط اين ايه مانعش است
برايش شرح مي دهيم
اكر دنبال رسيدن به ارزش اسلام است و سؤالاتي دارد انوقت هم شرح مي دهيم
اما اكر بيشفرض دشمني و اسلام فوبيا دارد و حالا شما را كه ديده به قول مشهديها مي خواهد كخي بريزد
بريزد و لازم نيست وقت صرفش كرد
ما بنا را بر سؤال وي از روي جيزفهمي مي كذاريم و باسخ مي دهيم:

4- در اين ايه شريفه يك تعبير ادبي بسيار ظريفي بكار برده شده است
كه در ان ابواب بسياري در نوع ارتباط با زن و نحوه كاميابي و نيز اداب معاشرت و...بر مي ايد
كه در مراسله سربايي شرحش ميسر نيست
براى وسعت معناي حرث بطور اشاره مي كويم
در تعاليم مكتب وحي نظير اين وازكان براى دنيا بكار برده شده است
الدنيا مزرعة الآخرة
تمام توانايي و بهره و توشه ما در جهان بزركتر آخرت مرهون نتيجه جهان ديناست
اكر زن كشتزار مرد است
اين تنقيص زن نيست
بلكه بيانكر نقش كليدي زن براى موفقيت مرد است
اين تعبير ارزش زن را براى مرد مي رساند
همجنين حكم رفتار مرد در برابر زن را در زندكي مشترك معين مي كند
به مرد مي كويد اي مرد اين زن كشتزار و مزرعه توست
هر جه در آن بكاري از آن مي دروي
مبادا موقعيت برتر جسمي يا مالي يا اجتماعيت تو را به زيادره روي يا تعدي يا هر رويكرد جز نيكي وادارد
و....
و معارف اين باب همانند ساير ابواب علوم آيات قرىني بي بايان است
....

5- در نكرش اسلام ومكتب وحي به زن جند نكته بايد ملاحظه شود:
الف: شخصيت و ظرفيت زن
همين كه مثل حضرت زهراء و حضرت مريم عليهما السلام را از زنان قرار داده با ان تجليلها و بزركداشتها يعني كه جوهره زن انقدر ظرفيت دارد مثل اينها به اين صورت به دنيا آمده اند، و اكر ذره اى كاستي در جوهره زن بود ان انوار نوراني به اين صورت متجسم نمي شدند و براى خداوند فرقي نداشت كه ان وجودات آسماني به صورت مرد بيايند يا زن توان هر دو را داشت
و براى درك اين بعد شخص اول يكدوره معرفت به اين دو بزركوار بيدا كند كه جه نكرشي در مكتب وحي به اينها هست؛ بعد اين نكته را تامل كند
و بانوان با عظمت به اين دو محدود نيستند هر جند اين دو ممتازند

ب: ارتباط و زندكي با همسر:
در اسلام اين امور با حوزه وسيعش مبتني بر قرار داد رسمي ما بين اين دو نفر است
جه بيمان زمان (عقد موقت) جه بيمان جاودان (عقد دائم)
و جزئيات موارد را مي توانند بين خودشان تنظيم كنند
كه بر خلاف مسلك كليسا زن مجبور به ماندن با مرد تا اخر عمر نيست و بالعكس
و برخلاف مسلك لائيك كه التزامي ندارند عملا مكر جايي با زور قانون و داداكاه انها را مجبور كنند

ج: حقوق زن و مرد:
برخلاف انجه مد شده است ميان جاهلان مسلمان كه ببينند جو زمانه از جمله مد غرب جه جيزي را مي بسندد و جه رواج دارد همانرا برايش ايه و روايت تفسير كنند
و از جمله اينهاست تساوي حقوق زن و مرد كه از دروغهاى وجداني عقلي و فطري است
زن و مرد دو موجود با شرايط فيزيك متفاوت روان و روحيات متفاوت و احساسات متفاوت و... متفاوت است
طبيعي است كه مصلحت و نياز و شرايط و حقوقشان هم متفاوت باشد
آنجه مهم است كه حقوق عادلانه و متناسب نياز و مصلحتشان باشد
اكر ابزار تراش جواهر و ابزار تراش كوه (بولدوزر) را دو نوع امكانات و شرايط برايش لحاظ مي كنند بر حسب مصلحت انهاست
ساده لوحانه است كسي برجم تساوي براى نكهداري و كاربرد و باركينك اين دو وسيله قائل شود
در مورد زن و مرد هم يكسري از امور به لحاظ بشري مشترك و مانند هم است
كه در اسلام هم يكسان رفتار مي شود
ولى در برخي جهات متفاوتند
و براى هر كدام بهترين شرايط متناسب مصلحت آنها در نظر كرفته شده است

بطور خلاصه:
بهترين شاهد بر ايده آل بودن نكرش و احكام و حقوق زنان در اسلام اينكه
سالانه بيشترين امار مسلمان شدن از دنياى غرب كزارش شده و درصد بيشتر انها هم از زنان اروبايي هستند
تنها انكلستان سالانه بيش از ده هزار از زنان انكلستان مسلمان مي شوند
يعني كه با مقايسه مرام لائيك و كليسا و مسالك ديكر
اين اسلام است كه براى زنان اروبايي داراي جذابترين نكرش حقوق و احكام براى بانوان است
مي تواند اين موضوع را دنبال كند
و از فوج فوج بانواني كه به اسلام روي مي ىورند سؤالاتش را ببرسد[شمارة ثبت: (1406) منبع: المسائل الإنترنتية]


موفق باشيد
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

هزينه سفر حج و خمس

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه ژوئن 07, 2012 6:25 am

سؤال:
با عرض سلام، مادر من انشالله امسال به حج مشرف می شوند، هزينه ثبت نام ايشان از طریق پولی بود که پدرشان به ایشان هدیه داده بودند و در بانک بوده است از سال 84 ، حالا به این پول خمس گرفته می شود یا نه؟ با تشکر فراوان

جواب:
عليك السلام
اكر همان واريز به حساب سازمان حج است كه در انجا مي ماند تا وقت نوبت شخص و تاريخ اعزام؛ بس اين جزو مراحل و شرايط ثبت نام و مقدمات استطاعت است و خمس ندارد
اما اكر در حساب بس انداز شخصي خودشان بوده، و براى اين كار كنار كذاشته تا بتوانند در وقت نوبتشان با آن به حج بروند اين هم خمس ندارد
ولي اكر در حساب بس انداز شخصي بوده، و اين بول مازاد هزينه سالانه شان بوده، و الان نيت كرده اند انرا صرف در حج كنند، بس مشمول خمس شده، و اول خمس انرا ادا كرده و سبس آنرا صرف در مخارج حج مي كنند.[شمارة ثبت: (1407) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

تفاوت احوال ووقايع زندگي عليرغم اتحادهيئت فلكي وطالع

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه ژوئن 25, 2012 12:17 am

سؤال:
از لابلاي درسهاي نجوم و تنجيم اسلامي
منتشره در سايت
مركز نجوم كهن و اسلامي - بنياد حيات اعلى
دريافته ايم كه
وقايع زميني نشانه هايي آسماني دارد، از جمله آنها:
طالع هر عمل و هر واقعه است، كه از جمله آن ولادت انسانها مي باشد.
از طرفي اجمالا؛ از روشهاي ناقص يا مغلوط متداول نجومي هم مطلعيم،
بر فرض اينكه شخصي به دانش نجوم و تنجيم ميراث انبياء و اوصياء الهي (عليهم السلام) و مكتب ايشان دسترسي پيدا كند،
و بتواند طبق روش صحيح استخراج طالع دقيق بنمايد و احكام نجومي صحيح را هم در دسترس داشته باشد
حكم كساني كه در يك زمان و يك مكان بدنيا مي آيند؛ و طبعا داراي طالع نجومي واحد و هيئت فلكي يكسان هستند چيست؟
آيا خصوصيات احوال و وقايع زندگي همه آنها مثل هم خواهد شد؟
با اينكه هر روزه در جاي جاي جهان نوزادان بسياري در يك زمان و يك محل بدنيا مي آيند؛ بخصوص دو يا چند قلوها،
و ما مي بينيم اگرچه در مواردي از هم.قلوها؛ شباهت با يكديگر دارند،
ولى در بسياري از موارد: هم شمايل؛ هم شرايط جسمي و روحي؛ هم روحيات و هم وقايع زندگي؛ و هم سرنوشتهاشان با يكديگر متفاوت است،
با اينكه بخاطر اتحاد طالع نجومي و هيئت فلكي بايد يكسان باشند.
حل اين مسئله پيچيده چگونه است؟

جواب:
1- مشابهتها در انسانها و حتى دو يا چند قلوها نسبي است،
و اگر چه سبب شباهتهاي ظاهري و اشتراكات خُلقي و روحي و اميال و علايق و اشتغالات و كارها؛ و حتى بعضا وقايع و حوادث زندگي مي شود،
اما حتى در موارد ظاهرا بسيار شبيه؛ تفاوتهاي بسياري هست،
و اين تفاوتهاي ظاهري براى نزديكانشان معلوم است،
چه برسد تفاوتهاى در روحيات و مزاج و احوالات شخصي و اتفاقات و سرنوشت زندگي كه بر عموم آشكار است.

2- بجز اين امر؛
بسياري از اين دو قلوها با تفاوت حدودا نيم ساعته بدنيا مي آيند،
كه خودش براى تغيير طالع و اتصالات كواكب در هيئت فلكي ولادت هر يك از آنها كافي است،
خصوصا كه در طالع هر دو ساعت برج تغيير كرده؛ و هر چهار دقيقه زماني يك درجه فلكي جابجا مي شود،
و كافي است يك مولود در درجات اواخر برجي بوده و ديگري در اوائل برج بعدي،
و با فاصله نيم ساعت بلكه حتى دو دقيقه؛ سبب تفاوتهاى فاحش و آشكار در طالع و هيئت فلكي هر يك مي گردد.
مثل اينكه يكي در آخر برج اسد باشد و ديگري در اول برج سنبله كه روحيات متضاد اين دو برج معروف است، و هكذا بروج ديگر.
و افزون بر تفاوت برج؛ اختلاف مواضع كواكب؛ خصوصا كواكب سريعه همچون قمر؛ سبب تفاوت هاى بسياري مي گردد،
و به اينها اضافه كن، تفاوت اتصالات و اختلاف نحس و سعدشان؛ و نكات بسيار ديگر.

اما با همه اينها؛ فرض و احتمال ولادت دو نفر در يك لحظه و آنِ واحد در يك موقعيت جغرافيايي؛ محال نبوده و ممكن الوقوع است،
خصوصا با رواج ولادتهاي سزاريني؛ و جراحيهاي همزمان در بيمارستانهاي شهرهاى بزرگ؛ اين موضوع امري قابل اتفاق است.
و سؤال شما در اين موارد همچنان مطرح است!
بلكه جديتر مي شود؛ وقتي كه در برخي از اين ولادت دوقلوهاي متحد الطالع ديده مي شود كه يكي از اين دوقلوها مي ميرد و ديگري زنده مي ماند!!
و يا برادران دوقلويي هستند كه با يك جراحي سزارين در يك وقت بدنيا آمده اند، اما هم از نظر ظاهري متفاوت بوده، و هم روحيات و اخلاقياتشان مختلف است، يكي آرام و نرمخو؛ و ديگري عصبي و متجاسر.
و مانند اينها كم نيست،
سبب چيست؟
چطور يك طالع و يك هيئت فلكي در دو نفر آثار متفاوت دارد؟
و چگونه اين تفاوتها در يك هيئت فلكي قابل جمع است؟
پاسخ در ادامه است.

3- از نظر فيزيولوژي؛ دوقلوها دو قسم هستند،
يكدسته كه تخمك دو بخش گرديده و هر كدام جدا بارور شده؛ و يك جنين مستقل مي شوند،
و دسته ديگر كه از دو تخمك مستقل بوجود آمده اند،
در دسته اول مشابهتها بسيار شديد بوده،
ولى در دسته دوم مشابهتها كمتر است.
اما در هر صورت چون هر كدام با اسپرم جداگانه اى بارور شده؛ فلذا شرايط و نتايج هم متفاوت مي گردند،
چه اينكه اگرچه اسپرمها از يك مواد و در يك شرايط جسمي از يك شخص بوجود مي آيند؛ ولى به هر حال دو اسپرم متفاوت (ولو ظاهرا مشابه) هستند.

تحقيقات بسياري درباره اجزاء و موجودات مشابه عالَم انجام شده، و نتيجه در همه آنها اين بوده است كه:
عليرغم تشابه بلكه تماثل ظاهري؛ ولي با نظردقيق و بررسي عميق؛ واضح است كه تفاوت كلي دارند،
اين تحقيقات همگي مستند بوده، و مصور نيز منتشر شده است، از جمله اينها:
تفاوت نقش و اثر سرانگشتان دست، و دانه شنها، و ذرات برفها و بسياري از مشابهتها و يكسان نمائيهاي موجود در طبيعت است،
كه در تصوير و بزرگنمايي كافي؛ معلوم مي شود كه چقدر تفاوت كلي و تمايز آشكاري دارند.
و اين همه اش جلوه اى از عظمت حضرت آفريدگار است،
و مصداق "لاتكرار في التجلي" اوست.
و هر جلوه اش؛ حتى اگر برگ درختي يا دانه برف يا شن يا ذره غباري باشد (ولو در نظر ابتدايي مثل هم مي مانند)،
اما با تامل به وضوح مي بينيم كه هر يك داراي شكلي متفاوتند؛ چه برسد به باطنشان.
سبحان الله الخالق البديع المصور.

4- از اسباب اختلاف شرايط و وضعيت دو جنين؛
تفاوت هنگام انعقاد آنها؛ و وضعيت فلكي مربوط به اين زمان است،
كه اگر چه از نظر زمان آميزش يكي است،
ولى انعقاد و تكوّن هر جنين؛ (كه مربوط به رسيدن اسپرم به تخمك) چه بسا زمانش متفاوت است.
و در فروض متحد الوقت (مثل مواليد والدين مختلف؛ كه از نظر زماني بطور تصادفي متحد الولادة يا فرضا متحد الإنعقاد هستند)
تأثر از والدين با طالع فلكي متفاوت؛ هم از ديگر اسباب تفاوتهاست.

5- مهمتر از همه اينها:
قبلا در مباحث نجومي اشاره كرده ايم كه اين ارتباطات فلكي از قبيل دلالت و نشانه هستند؛ نه تاثير واسباب،
و مسبّب حقيقي اين اسباب فراتر از اين ارتباطات است، و آن حضرت مسبّب الأسباب است،
و اوست خداوند خالق مصوِّر؛ كه مُقدِّر احوال و شؤون و امور هر شيء است,
(قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْئٍ قَدْرًا * ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * خَلَقَ كُلَّ شَيْئٍ فَقَدَّرَ تَقْدِیرًا * إِنّا کُلَّ شَیْئٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ * فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ).

6- نكته مهم ديگري نيز اينجا هست كه
مرحوم علامه خواجه نصير الدين طوسي در شرح كتاب ثمرة الفلك (يا صد كلمه)
در ذيل كلمه اوُلى و اولين قاعده تنجيم
(علم النجوم منك ومنها) ترجمه: علم نجوم از توست و از آنها (= نجوم)
نوشته است:
در علم حكمت مقرر شده است كه
هر امر كه در عالَم كَوْن و فساد متجدد شود؛ هرآينه آنرا "فاعلي" بوده باشد و "قابلي" (و "شرطها")،
و "فاعل" عبارت از موجد است،
و از "شرطها" آن چيزها باشد كه ايجاد بي آن ممكن نباشد.
و "قابل" عبارت از موضوع يا مادّه باشد،
مثلا در توالد حيوان؛ "فاعل" وجود دهنده اوست، و "شرط" ملاقات پدر و مادر بر وجهي خاص، و "قابل" نطفه است، و آن ماده ايست كه صورت حيواني به آن پيوندد.
و در اضائت از آفتاب؛ "فاعل" آفتاب است، و "قابل" سطحي كثيف (متراكم) كه محاذي آفتاب باشد، و قبول نور آفتاب كند، و "شرط" عدم حجاب،
پس در متجددات عالَم كَوْن و فساد نيز "فاعلي" و "قابلي" ضرورت باشد.
و "فاعل" در نزد محققان؛ قدرت الهي است،
و "شرط" اوضاع نجومي كه تجدد هر متجددي موقوف بر حصول آن "شرط" است، چه به سبب حصول آن "شرط" آن تجدد به وقتي خاص شده است دون وقتي ديگر،
و "قابل" اجسام اين عالم كه مواد يا موضوعات باشند، و آنچه تعلق به اجسام دارد، مانند صوري كه اجزاء اجسام است، و نفوس كه مدبّرات بعضي اجسام باشند، و اعراض كه به اجسام و نفوس قائمند،
و چون "فاعل" تنها كفايت نيست در وجود فعل؛ بل(كه) با وجود "فاعل"؛ وجود "قابل" نيز ضرورت است، پس دانستن اوضاع فلكي و تأثيرات آن؛ در علم به متجددات كافي نباشد، بل(كه) علم به وجود قوابل هم ببايد،
و هر چند علم به اوضاع (فلكي) از طريق يقيني حاصل تواند شد، (ولي) معرفت تأثيرات آن اوضاع جز به تجربه و استقرا و حديثي كه مقتضي ظنون باشند ممكن نباشد،
و معرفت حال "قوابل" از معرفت احوال اجسام و نفوس حاصل شود، كه مبني باشد بر احساس و تجارب و قضايايي كه به حدس معلوم شود،
و از اين جهت فرمود: (علم النجوم منك ومنها).
"منك" اشارت به معرفت "قوابل" است و كيفيت تأثير اوضاع (فلكي) در "قوابل"،
و "منها" اشارت به معرفت "فواعل"؛ كه اوضاع فلكيند، و وجود "افعال" موقوف بر حصول آن اوضاع است،
مثلا چون دليلي فلكي اقتضاي سردي هوا كند، ناظر در آن دليل بايد كه
در بلاد گرم؛ در فصل تابستان؛ حكم به نقصان حرارت هوا كند،
و در بلاد سرد؛ در فصل زمستان؛ حكم به سرما به افراط و توابع آن كند،
و اين اختلاف به حسب اختلاف قبول "قوابل" است،
و اگرچه (هرچند) در هر دو؛ دليل سماوي يكسان است. (پايان كلام خواجه نصيرالدين طوسي).

پس از آنجا كه "قابل" در كيفيت وقوع امور نقش داشته؛ و پيش بيني نحوه واكنش "قابل" امري قطعي نيست، فلذا شناخت حال "قابل" آميخته با تجربه و حدس و گمان است، ازاين رو دلالتهاى فلكي به تنهايي تعيين كننده نمي باشد،
و (در فرض سؤال) آن وقتي كه دوقلوها در آن بدنيا مي آيند؛
اگرچه "وضعيت فلكي" با وقت ولادت و حادثه در آن (ولادت دوقلوها) و نتيجه آن (خَلقيات و خُلقيات و مسير زندگي دوقلوها) ارتباط و تاثير دلالتي روشن دارند،
اما به لحاظ اينكه آنچه حتمي نيست؛ نحوه واكنش "قابل" (در هر يك از دوقلوها) به اين "وضعيت فلكي" است،
فلذا احوال ايشان چه بسا مختلف خواهد بود،
و از اين روست كه گفته اند: "ولله في خلقه شؤون".
و براى همين است كه حكماي نجوم گفته اند: با دلالت تنجيمي مي توان به مقتضيات هر زمان و واقعه پي برد،
اما تعيين وقايع و نتايج در حد گمان و ظن است؛ نه حتم و يقين،
و اين نكته بيانگر كلام خداوند عزوجل است كه مي فرمايد: (وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْئٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّابِمَا شَاءَ).

7- و براى همين جهت است كه در شرح مباني علم تنجيم اين معنا تأكيد شده است كه:
اين دانش براى الغاء تلاش و سعي و برنامه ريزي شؤون روزمره آدمي نبوده،
بلكه راهنماي حسن تدبير امور وي است،
كه به كمك آن مي تواند از مقتضيات ايجابي و سلبي هر زمان مطلع شده،
و با تصميم مناسب در هر وقت؛ از امكانات مثبت و منفي هر آنْ و اَوان؛ در جهت ايمني از مفاسد و دستيابي به مقاصد بهره ببرد.

8- فلذا اگرچه دوقلوي متحد الطالع به سبب وحدت هيئت فلكي؛ از امكانات و مشكلات فلكي مشابهي برخوردار است،
اما نحوه رويكرد هر كدام نسبت به اين تاثيرات و دلالتها مختلف بوده،
و برحسب هر رويكرد؛ نتايج وقايع نيز متفاوت خواهد شد.
از جمله اين رويكردها:
- تدبير عوارض فلكي (به مُصلح آنها: از تقديم و تأخير امور، يا جبران آنها به دعا و تعويذ و توسل و صدقات)
- يا ترك اين تدبيرات؛
- يا تشديد آن عوارض
مي باشد،
كه با تفاوت رويكرد هر يك از اين دوقلوها؛
شرايط و حوادث زندگي شان نيز مي تواند مختلف باشد؛
هر چند فرضا هيئت فلكي واحدي داشته باشند.

9- براى همين تفاوت رويكردها؛
برخي از منجمين روشهايي را در تمايز دوقلوهاى متحد الطالع بكار مي برند، كه از جمله آنهاست:
محاسبه هيئت فلكي نوزاد دوم از كوكب قمر، كه خانه اول هيئت فلكي را بيت قمر لحاظ مي كنند نه بيت شمس،
و اگر سه قلو بودند، محاسبه هيئت فلكي نوزاد سوم از كوكب عطارد مي شود، كه خانه اول هيئت فلكي را بيت عطارد لحاظ مي كنند نه بيت شمس،
و هكذا اگر بيشتر بودند.

10- از امور ديگر (بجز طالع فلكي) كه دلالت و تأثير در شرايط مولود دارد "اسم" اوست،
كه هر چه "اسم" از نظر تركيب حروف و طبايع آن با هيئت فلكي و كوكب طالع متناسبتر بوده؛ يا جبران كننده ضعف اتصالاتش باشد، صاحب اسم از شرايط بهتري استفاده مي كند.
ولذا تفاوت نام دوقلوها؛ خودبخود از عوامل تفاوت شرايط آنها نيز مي تواند باشد.

ولله الأمر مِن قبل و مِن بعد، و هو بكل شيء محيط، و على ما يشاء قدير، والحمد لله رب العالمين.[شمارة ثبت: (1408) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤال درباره شهربانو

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه جولاي 15, 2012 12:54 am

سؤال:

بسم الله الرحمان الرحيم

السلام عليکم و رحمه الله و برکاته

با تبريک اعياد شعبانيه و آرزوي توفيق بجهت بهره مندي از شب و روز اين ماه و بالطبع سرور ماهها ماه مبارک رمضان

با وجود اعتقادم به حضور مادر حجت چهارم و معصوم ششم و همسر امام سوم و عروس امام اول و معصوم سوم
جناب بي بي شهر بانو در کربلاي پربلا
اما امروز با ديدن برنامه اي که همه روزه، قبل از اذان ظهر، از شبکه اول سيما پخش مي شود،
ذهنم را در گير سئوالاتي کرد، که بيان مي کنم

الف) نام اصلي بي بي شهر بانو مادر امام سجاد (منه السلام) چه بوده است؟
و چرا به نام شهر بانو نامگذاري شده اند؟

ب) در نقلي شنيدم که البته از تلويزيون به مناسبت
ميلاد امام سجاد عليه السلام بتاريخ ششم شعبان 1433 دکتري دعوت شده بود و مي گفت:
بانو شهربانو در زمان خليفه ثاني به مدينه از خراسان منتقل نشده اند
بلکه زمان خلافت مولا علي منه السلام بوده است و آن زمان
هم (زمان خليفه ثاني) سن ايشان(امام حسين منه السلام) کم بوده است!
پس زمينه اي براي ازدواج امام حسين نبوده است

ج) و اذعان مي داشت که: بي بي شهر بانو
در وقت تولد امام سجاد (عليه السلام) از دنيا رفته اند و کنيز امام حسين (عليه السلام) تربيت ايشان را بعهده گرفته اند و
امام سجاد (عليه السلام) ايشان را مادر خود دانسته
و حق مادري براي ايشان قائل بوده اند.
و مي گفت: پس با اين حال وفات مادر، ايشان چگونه مي تواند در عاشورا بوده باشد و به همراه ذوالجناح فرار کرده باشد و به منطقه ري تهران آمده
و بعلت تعقيب دشمنان به کوه پناه برده و سينه کوه باز شده و به ايشان پناه داده است. و اين مورد را طبق توضيح خودش نقض کرده
و آن مکان و حرم را بي اعتبار دانسته و داراي اسنادي ضعيف مي دانست
و مي گفت به فرض که اينطور بوده چرا امام سجاد (عليه السلام) و يا حضرت زينب (عليها سلام الله) که اولي تر بوده اند با ايشان همراه نشده اند.

د) حال با وجود اين توضيح و اينکه بارها به آن مکان مقدس مشرف شده و تنها زائران آن مکان ايراني نبوده
بلکه از هند و پاکستان هم مي آمدند

و چاپ کتابي توسط آن مکان با عنوان: عروس آل رسول
و توضيح و تبيين وجود ايشان در کربلا و اطاعت ايشان از دستور
امام زمانشان حسين (منه السلام) مبني بر
خروج از کربلا بعد از شهادت حضرتش (عليه السلام) به
همراه ذوالجناح و همراهي آني بي بي زبيده؛ چگونه پاسخ داده مي شود؟

قبلا از جواب شما متشکرم
التماس دعا
يا علي منه السلام در تجلي يا مهدي منه السلام
و الحمد لله رب العالمين

جواب:

عليك السلام:

1- قبلا در جوابيه اى بطور اشاره در اين زمينه مطلبي آمده است
http://www.aelaa.net/Fa/viewtopic.php?f ... %D9%88#p73

2- اختلاف نظر و تاييد و تكذيب در اين موضوع مانند ساير وقايع تاريخي تازكي نداشته و سابقه ممتدي دارد.

3- منابع و طرق نقلهاى تاريخي اظهار نظر كنندكان در اين زمينه متفاوت بوده
و افرادي كه موضوع را زير سؤال برده اند، بر اساس منابع مورد نظر خود كفته اند "نيست" يا "نداريم" و....
در حاليكه نظير همين امر (از نقي قول مخالفين) در منابع مؤيدان نيز آمده است
لذا به صرف تكذيب اين و آن از محققان اسلامي موضوع منتفي نشده
جه برسد به اينكه نقد در رسانه و يا جاهايي باشد كه موارد منتشره انها دليل بر صحت آنها نيست

4- و متاسفانه بسيار رايج است كه هر كه حيزي را خبر ندارد مي كويد نيست
اين عادت از بقاليها و مغازه هاى بازار كرفته تا برخي نويسندكان شايع است
و اين در حالي است كه هر قدر ما دانا باشيم نادانسته هاي ما بسيار بوده
و قرآن مي فرمايد و ما اوتيتم من العلم الا قليلا

و از بديهيات معروف جهانيان
سختي شرايط آل محمد (عليهم السلام) بخصوص باقيماندكان فاجعه كربلا است
كه لازمه اش عدم نقل و يا مشهور نشدن بسياري از وقايع و فجايع است
فلذا هر جه در كتب مشهور نيست، به اين معني نيست كه صحيح نيست

5- شكي در ولادت حضرت امام سجاد عليه السلام از دختر بادشاه ساساني نداريم
و همينطور مشهور است كه والده شان در وقت ولادت از دنيا رفته اند.

6- برخلاف شهرت متداول
شهربانو (شهبانو) يا شاه زنان يا جهان بانوية
نام شخصي خاص نبوده بلكه
از القاب تشريفاتي دربار بادشاه ساساني براى بانوان خاندان سلطنتي بكار برده مي شده است

7- فلذا محدود به يك شخص (مانند حضرت امام سجاد عليه السلام) نبوده است

8- همجنين براى ما مسلّم است كه سه دختر از فرزندان يزدكرد بادشاه ساساني به مدينه آورده شده اند

9- اين دختران به روشي كه حضرت مولا علي عليه السلام بكار بردند (و شرحش در كتب حديث مسطور است) از تقسيم ضمن غنايم جنكي و كنيزي رهايي يافتند، و براي ازدواج خودشان را مخير كردند كه از ميان جمع حاضران انتخاب كنند.

10- اولين دختر حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام را انتخاب نمود و زوجه حضرتش كرديد، و در ايام زايمان از دنيا رفته و در مدينه منوره مدفون شده است.

11- دومين دختر يزدكرد حضرت امام حسين عليه السلام را انتخاب نمود و زوجه حضرتش كرديد، و امام سجاد عليه السلام را بدنيا آورد و در ايام زايمان از دنيا رفته و در مدينه منوره مدفون شده است.

12- براى مادر امام سجاد عليه السلام، بجز القاب سلطنتي (سابق الذكر) نامهاي متعددي (از جمله: غزالة) در كتب حديث و تاريخ برايش ذكر شده است،
دقت شود كه اين نامها غالبا ترجمه عربي نام اصلي و فارسي ايشان است.

13- در كتب حديث نقل شده است كه حضرت مولاعلي عليه السلام بعد تزويجش به امام حسين عليه السلام برايش نامي بركزيدند: مريم - فاطمة.

14- سومين دختر؛ جناب محمد بن ابي بكر را انتخاب نمود و زوجه وي كرديد، و بعد از شهادت محمد در مصر به ازدواج امام حسين عليه السلام درآمد، و متكفل امور حضرت سجاد عليه السلام نيز بوده است.

15- وي جزو عيالات حضرت سيدالشهداء عليه السلام در كربلاء بوده است
و در مقاتل و كتب حديث شرح سوارشدن شان هنكام حركت از مدينه آمده است
اما جزو اسراي اهل بيت عليهم السلام نامش ثبت نشده و از مؤيدات كريختن شبانه او از كربلا در شام عاشوراست

ولذا شهربانوي سوم در كربلا بوده نه دوم كه با فوت در زايمان منافات داشته باشد

16- بخاطر دختر يزدكرد بودن او؛ در صورت اسارت، بيشتر از هر يك از زنان ديكر؛ هدف تصاحب جلادان اموي قرار مي كرفته است
شوهرش كه كشته شده
و اصالتا هم كه عرب نيست و جزو غنايم جنكي بوده
فلذا هم بخاطر خودش، هم به كنيزي كرفتن دختر يزدكرد، و هم هتك ضمني امام حسين عليه السلام
حتما او را به كنيزي مي كرفتند
فلذا ضرورت نجات او امري بديهي بوده و طبيعي است كه اين امر مد نظر امام سجاد عليه السلام قرار كرفته باشد

17- عدم ضرورت رهاندن حضرت زينب عليها السلام از كربلا امري واضح است
و سؤالش تنها براى كويندكان عوامش مطرح است
جه اينكه
اولا: حضرتش؛ مسؤوليت رسالت باقيمانده عاشورا را به عهده داشت
ثانيا: مسؤوليت سربرستي كاروان كربلا و رساندنشان به مدينه منوره را به عهده داشته اند
ثالثا: سرشناسي و مورد توجه مركزي بودن حضرتش مانع از جابجايي ايشان بوده است
و همراه نبودن حضرت امام سجاد عليه السلام كه امام عصر و در مقام تنفيذ اراده الهي در تقدير عاشورا بوده اند
كوتاهي معرفت صاحب اين سؤال بسيار است
و شهادت امامان و انبياء را از ناتواني و بيجاركي مي داند (نعوذ بالله)
و از ابتدائي ترين معرفت بي بهره بوده و نمي داند كه
بي رضايت امام و تن دادن به قضاي الهي هيج واقعه اى اتفاق نمي افتاد

18- خاص بودن اسب ذوالجناح، و توانائيها و هوشمنديهايش معروف تاريخ است،
و عليرغم تلاش لشكر اموي موفق به اسارتش نشده اند
و با توجه به هدف بودنش؛ و توانائيهاي راهبري و كريختن به محل امن (كه از ويزكيهاى اسبهاى ممتاز بوده)، كاربردش براى نجات شهربانو امري عاقلانه و هوشمندانه است.

19- اكر جه امراي حكومتي و واليان دولتي در عراق از زمان فتح مسلمين توسط خليفه وقت تعيين مي شده اند
اما در سطح هاى محلي غالبا همان دهاقين (ده خان) سابق باقيمانده از دوره ساساني متنفذ و داراي مكنت و اعتبار بوده اند

20- در تواريخ كريختن ذوالجناح ثبت شده
همينطور كريختن شهربانو به سوي نهر فرات و دجله و خود را به آب زدن، و اينكه او را نتوانستند بكيرند و لذا غرق شده تلقي كردند، نيز ثبت شده است.
بعدي ندارد كه اين خبر در اثر كريختن شبانه و عدم موفقيت جستجوي بامدادي لشكر اموي منتشر شده باشد
تا ضعف خود در حراست اسرا و كربلا را براى امراي مافوق توجيه كند

21- عمليات نجات سه مرحله داشته است:
مرحله اول: كريختن از صحنه جنك كربلا بوده است
كه با استفاده از تاريكي شب و هوشمندي ذوالجناح، و خستكي و سرمستي و بي دقتي لشكر اموي انجام شده است

مرحله دوم: رساندن خود به دهاقين محلي
كه كاري آسان بوده
و كافي بوده از معركه بكريزند تا به يكي از اين دهاقين برسند

مرحله سوم: ترتيب انتقال توسط اينها به ايران
با توجه به ايراني بودن و سابقه احترامشان براي بادشاه
و اطلاع از موقعيت اسلامي شهربانو (زوجيت امام عليه السلام) و حادثه كربلا
كمك و تلاششان به اين موضوع امري بديهي است
و با توجه به موقعيت محلي و آشنايي شان با همرديفان خودشان در روستاهاي مجاور تا ايران و امكانات و نفوذ شخصيشان
توانا بودنشان براى كمك در اين زمينه امري واضح است
اين مراحل بنا بر روايت كريختن از كربلاست

اما از برخي نقلها و روايات استفاده مي شود كه
موضوع خطر به كنيزي كرفته شدن شهربانو با نزديك شدن به دمشق و كاخ يزيد قوت بيدا كرده
و تا شهر حلب را همراه كاروان اسراي اهل بيت بوده
و در راه دمشق از كاروان كريخته و همراه دختر و سر دامادش به سوي ايران رفته است
ساكنان مسير كردستاني شمال عراق و جنوب تركيه و شرق و شمال سوريا
قبايل و مردماني بوده اند كه ارادت به اهل بيت عليهم السلام داشته اند
و حتى در وقت عبور لشكريزيد و كاروان اسرا برخلاف مناطق نواصب كه با جشن استقبال مي كردند
اينها حتى آنها راه نداده و به ناجار بيرون شهرها مستقر مي شدند

22- كفته مي شود كه شهربانو دختري از زوجيتش با امام حسين عليه السلام داشته است
كه در نزد مردم به بي بي زبيده معروف است
و كفته مي شود وي همان عروسي جناب قاسم بن الحسن بوده است
عروسي حضرت قاسم در كربلا از اموري است كه توسط برخي از علماي شيعه و ساير مسلمين
در منابع حديث و تاريخ نقل شده است

23- در نقل معتقدين به واقعه نجات شهربانو از كربلا آمده است كه وي
همراه خود دخترش زبيدة را برده و سر داماد خود حضرت قاسم را نيز كه بر نيزه در صحنه بوده
هنكام كريختن با خود برده است
و انجام اين امر طبيعي است

24- حرم بي بي زبيدة شهر ري و امامزاده قاسم شميران دربند مدفن اين دو است.
و هر دو حرم از روحانيت فوق العاده و كم نظيرى برخوردار است
و براى اهل شهود؛
بخشي از حرم امام حسين عليه السلام بودن آن دو بقعه؛ مشهود است

25- براى اثبات و شرح واقعه بي بي شهربانو و بي بي زبيدة
كتابهاى متعددي توسط علمای مذهب اهل بيت عليهم السلام
از كذشته و امروز تاليف شده است
كه برخي نيز جزو كنجينه خطي حرم امام رضا عليه السلام است

26- يزدكرد ساساني بجز آن سه شهربانو كه اسير شدند
دختران ديكري نيز داشته است
كه در ايران باقي مانده اند
و قبورشان در استان يزد از زيارتكاههاي قديمي زرتشتيان است
و نزد مسلمانان هم به عنوان خاله امام سجاد عليه السلام محترم و معروف است

27- آنچه نوشته شد صرفا براى ترقي در معرفت و افزايش ظرفيت در درك اسرار آل محمد عليهم السلام بود
نه مصرف كردن در بحث و جدلهاى جناحي چه در سايتها يا مجالس
مؤمن با تامل و تعمق و كتمان ابواب معرفت را به روي خويش مي كشايد
مثل مؤمن مثل زنبور عسل است كه ظاهرش در ميان برندكان ناجيز مي نمايد
اما حامل عسل معرفت و شهد ولايت است
لذا برهيز شود
از ورود به مجادلات و هم كلامي با كساني كه
حضرات عليهم السلام را با مقياسهاى عادي خود سنجيده
و جون درايتش برايشان مشكل و فوق طاقت اذهان محدودشان مي شود
آن معارف را از اساس منكر مي شوند

تذكر شخصي:
در خاتمة يادآوري مي كنم، برخلاف رواج عاميانه؛ كه هر زن مورد ازدواج مردي را عنوان همسر برايش كار مي برند
اصطلاح "همسر" براى زوجه شخص هميشه صحت ندارد،
و كاربرد آن براى زوجات مردان بزرگ دقيق نيست
جه برسد حضرات معصومين عليهم السلام
حتى اكر آن زوجات مادر امام بعدي باشند
بجز حضرت فاطمة زهراء براى حضرت مولاعلي عليهماالسلام
كه كاربرد عنوان همسر صحيح است.
فلذا در كاربردهاى ديكر اين نكته را مراعات كنيد[شمارة ثبت: (1409) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمدلله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

قبليبعدي

بازگشت به مجمع علوم فقه آئین الهی


cron
Aelaa.Net