غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

مجمع گفتگوی پژوهشگران وآموزشگران علوم فقه آئین الهی

اضطرار حضرت مولا صاحب الأمر منه السلام

پستتوسط aelaa.net » شنبه مه 17, 2014 4:42 pm

سؤال:
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل علي محمد وعلي والهما الطيبين الطاهرين
سلام عليكم

سوال:
احتراما يكي از دلايل فاصله زماني طولاني بعثت نبوت حضرت موسي ع تنبيه الهي براي بني اسراييل بوده است

ايا غيبت مولا ع بدليل معصيت شيعيان بوده كه اين غيبت هم نوعي تنبيه الهي محسوب مي شود؟


عليك السلام

جواب:
1= هميشه در طول تاريخ
هر وقت غيبت انبياء و اوصياء الهي اتفاق افتاده است
بخاطر تقصير معرفت و كوتاهي انجام وظيفه معتقدين بوده است

اتفاق غيبت صغرى و كبرى هم بخاطر همين جهت بوده است
شرحش در آثار منتشره قبلا بيان شده است

در مرسولات صوتي اوليه ياد مولا و نيز راه آسمان ووو مطالب مهمي هست استفاده نماييد
[شمارة ثبت: (1502) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
يكي از القاب مولا ع مضطر است چرا ايشان مضطر است؟

وچرا حتي دربين محبين وشيعيان مرتقب و خاىف هستند؟

درصورتي كه صلاح مي دانيد راهنمايي فرماييد.
يا مهدي مدد


‪جواب:


2- جرا حضرتش مضطر نباشد؟!
حتى اكر حضرتش شخصي معمولي بود؛
با وجود اين همه منكر و ظالم در جهان امروز؛ باز هم حضرتش در شرايط اضطرار بود
الان مكر نمي بينيد حتى مواليان معمولي او در اكثر كشورها؛ در شرايط اضطرار نسبي و بعضا اضطرار شديد هستند

3- و هر جه معرفتشان بيشتر و وابستكيشان به حكومتها و ووو كمتر باشد
در اضطرار بيشتري مي افتند
جه برسد به حضرتش كه قله معرفت بلكه حقيقت معرفت الهي است

بس هر كسي كه اندك انكارى نسبت به حضرتش داشته باشد؛
وقتى حضرتش را واقعا به حقيقتش ببيند
به قدر دوريش از حقيقت حضرت؛ منكر حقيقت حضرتش شده
و در صدد آسيب و هتك و قتل حضرتش بر مي ايد
الا اينكه شفاعت حضرت مشمول وي كرديده
و قصورش به عنايت حضرتش جبران؛ و در زمره محبينش بذيرفته كردد

4- ديكر جه برسد به اينكه حضرتش داراى ماموريتي الهي و جهاني است
و همه رؤوس شياطين او را مي شناسند
و مي دانند كه سرانجام زوالشان با ظهور حضرتش و طلوع تام نور حقيقتش مي باشد
فلذا به دنبال او هستند
و با تمام توان در صدد هتك يا آسيب يا فتك حضرتش مي باشند

و در همين ايام اشغال اخير عراق جندين مورد اتفاق افتاده
كه نيروهاى امريكايي بطور ناكهاني و شبانه منطقه اى را محاصره شديد كرده
و جستجوي خانه به خانه از شخصي به نام مهدي با تعاريف مخصوص و غير معمولي داشته اند

و اين تعقيب مخصوص نيروهاى امريكايي و هر دولت كافر،
يا نيروهاي ناصبي و هر سازمان و حكومت ضد نيست،
بلكه دولتهاى ديكر هم اكر بشناسند بي تفاوت نيستند

جه اينكه برخي تنها در غيبت حضرت توان حكومت دارند؛
و ظهورحضرت؛ روز زوال حكومتشان است
اينها جشم ديدن حضرش را ندارند

5- اما اين آه و ناله ها و اظهار ارادتها
كه شما در ميان مواليان سراغ داريد
جيزي از اضطرار حضرتش نمي كاهد
جه اينكه:
* برخي از اين اظهارات و احساسات؛ صرفا براى رفع حوايج دنيوي و اخروي بوده؛ و بخاطر تامين اينها متضرعند

* بسياري از اينها هم وابسته به حكومتها و مراكز و فرق و مسلكي بوده؛
بطوريكه در جارجوب التزامات و رنك و لعاب آنها؛ به امام زمان معتقدند
و اكر بنا باشد امام زمان بيرون آن فضاها يا برخلاف آنها باشد؛ اولين منكران حضرتش هستند

همانطور كه در احاديث ظهور تشريح شده
كه ياران سيد خراساني كه جمعيتي بسيار عظيم هستند و از ايران به همراه سيد خراساني به عراق مي ايند
اما در مواجهه با حضرتش انكار امامتش كرده
و عليرغم نصيحت و اظهار حجت و دلائل الهي و مهلت انذار؛
حضرت را نبذيرفته و همه شان در مصاف با حضرت هلاك مي شوند

* در حقيقت بيشتر اين افراد
يك نقاشي مخصوصي از حضرت براي خودشان ترسيم كرده اند
و در جهارجوب ان به حضرتش معتقدند
و اكر برخلاف ان باشد؛ منكر و دشمن حضرتش هستند

* اكر تعداد مؤمنين بدون شرط؛ و صادقين استوار؛ به عدد مخصوص برسد حضرتش قيام مي فرمايد

خداوند ما را تسليم حقيقي حضرتش بفرمايد
و به حق معرفت او نائل كرداند
و به كمال تبعيت از او موفق بدارد
آمين رب العالمين
[شمارة ثبت: (1498) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

استارتر غیرحلال پنیر

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه ژوئن 09, 2014 9:41 am

سؤال:
بنده مقلد آیت الله .... هستم و ایشان در مورد مایه پنیری که از معده حیوان (ذبح شده با روش غیر شرعی) باشد فرموده اند حرام است.
شما فرمودید در سایت؛ که rennet غیر حلال است.
لطفا علت آنرا نیز توضیح دهید که چیست و چرا حلال نیست؟
تا در صورت لزوم بتوانم به طور صحیح از دفتر مرجع خویش استفتاء کنم.

جواب:
1- موضوع ماهيت و منبع استحصال اين افزودني بر همگان معلوم است
و اهل علم از كافر و مسلمان و سني و شيعه از اين امر مطلع هستند

2- در موضوع برسش احكام از عالمان ديني؛ بستكي دارد سؤال كننده دنبال جه جيزي باشد؟
دنبال مجوز كرفتن
يا
دنبال تكليف ديني خويش دانستن و در هر حال عمل كردن؛ حتى اكر خلاف ميل و رغبتش بوده يا برايش محدوديتهايي ايجاد كند

3- آنهاييكه دنبال مجوز كرفتن هستند
مسائلي كه حتى ماهيتش واضح است را نيز به صورت كلي و يا مبهم طرح مي كنند
آن هم با لحني كه عالم ديني باسخ دهد كه
جون نمي دانيد و از بازار مسلمانان و توليد آنها تهيه كرده ايد اشكالي ندارد
بعد مي آيند و اين جوابيه را در موردي بكار مي برند كه
اشكال داشتن ماده يا روشش مسلم است
و محصول هم توليد كشور كافر است (كه از اجزاي نجس العين يا ذيح غير شرعي استفاده مي كند) و محصولش در بازار مسلمان فروش مي رسد،
يا
توليد كننده اي در بازار مسلمانان كه به دنبال رعايت احكام شرعي نبوده و همه انكيزه اش سود و تقليد از بازار و توليد كننده كافر است و ماده فوق را از كشور كافر وارد نموده و در محصولش بكار مي برد،
اين جنين موردي ديكر مصداق جوابيه (آن سؤال انجام شده از) عالم ديني نيست،
و نوعي سوء استفاده از باسخ عالم دين است

4- همانطور كه نوشته ايد
فتواي مذكور بر حرمت و عدم استفاده آن ماده است،
فلذا ديكر جاي سؤال مجدد نمي باشد،
اما جهت اطلاعتان مي كويم:

5- ماده (Rennet) ‚(Pepsin)‚(Renin) (Presure) از معده خوك و حيوانات ديكر تهيه مي شود، و جزو استارترهاي غير حلال پنير است.
از آنجا كه استحصال اين ماده از خوك در بلاد كفر رايج است،
و خوك هم نجس العين است، فلذا اين ماده نيز نجس بوده و مصرف آن نيز حرام است.
و در صورت استحصال آن از حيوانات حلال كوشت مرده يا ذبح نشده يا ذبح شرعي نشده؛ نيز بايد اجتناب شود،

فلذا ماده وارداتي فوق اكر در محصولات توليدي كشور مسلمان هم بكار برود، همان حكم سابق را دارد،
و محل فراوري (بلد مسلمان) يا عامل فراوري (كاركر مسلمان) سبب تغيير حكم نجاست و حرمت آن ماده نمي شود.

بنابر اين اكر از هر عالم ديني سؤال كنيد:
اكر ماده نجس العيني را مي شناسيم، و بدانيم اين ماده در محصولي بكار رفته است، آيا به صرف اينكه محل ساخت يا فروش آن در كشور مسلمان است،آيا سبب حلال بودن مصرف آن مي شود؟
حتما آن عالم ديني باسخ مي دهد: بايد اجتناب كنيد

6- اين ماده متاسفانه در محصولات بسياري از كارخانجات لبني صنعتي داخل ايران بكار مي رود
فلذا مؤمنين در وقت تهيه محصولات؛ مواد تركيبي آنرا بدقت بررسي نمايند
بلكه آنهايي كه ملتزمند كه تنها طيبات مصرف كنند؛
از محصولات كارخانجاتي كه بروش صنعتي و با تقليد از بلاد كفر (و بدون اهميت به احكام شرعي) توليد كرده و يا واردات داشته اجتناب كنند،
و تنها از محصولات كارخانجات توليد كننده به روش صحيح و پاک؛ يا توليد خانگي استفاده نمايند

روش های آسان تهيه پنير در خانه اینجا بطور مشروح بیان شده است:
viewtopic.php?f=309&t=9813

7- البته شنيده شده است كه
بخاطر مقاومت برخي مسلمانان مقيم بلاد كفر در برابر محصولات غير طيبات و نخريدن آنها،
برخي كارخانجات خارجي براى حفظ مشتريان مسلمان
اقدام به توليد همان محصولات با اجزاي بدست آمده از منبع كياهي نموده و نوع كياهي rennet را نيز عرضه كرده اند،
در اين موارد روي محصولات اين ويزكي قيد شده است،

اما بايد بدانيم كه به صرف احتمال وجود جنين ماده اي نمي توان همه موارد rennet را بر آن تطبيق نمود،
بلكه تنها وقتي مصرفش مجاز است كه از منبع كياهي بودن آن مطمئن شويم[شمارة ثبت: (1499) منبع: المسائل الإنترنتية]

موفق باشيد
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط pejuhesh232 » چهارشنبه جولاي 23, 2014 9:21 pm

باعرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و تشکر از تقویم های مختلفی که در سایتتان برای استفاده از عموم گذاشتید ، در رابطه با تقویم شرعی دو سوال از خدمت شما دارم درصورت امکان خواهشمندم پاسخ دهید

سوال:
اولین سوال اینکه منظور از خروج دابه الارض چیست ؟

جواب:
عليك السلام
2- دابة الأرض كه در قرآن كريم اشاره شده، و به عقيده همه مسلمانان موجودي است كه در وقت ظهور حضرت مهدي عليه السلام آشكار مي شود،

4- و عظمت آن جنان فوق العاده است كه آثار و حضور او در حد كره زمين منعكس مي شود و مثل ساير موجودات نيست كه در نقطه اى براى دور وبرش فقط محسوس باشد

5- كلمه دابة يعني جنيده و در لغت عربي كاربردهاي انساني و ساير موجودات دارد
در قرآن كريم هم كاربردهاى متعدد از جمله انسان هم دارد
بجز آية دابة الارض، در موارد ديكري هم نسبت به انسان بكاربرده شده است
إن شرّ الدواب عند الله الصمّ البكم الذين لا يعقلون = الانفال 22 = كه مقصود منكران حق هستند
وَكَأَيِّن مِن دَابَّة لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ = كه درباره كشتن فرزندان از ترس فقر است

6- در كلام خازنان وحي عليهم السلام تبيين شده است كه مقصود از آن حضرت مولا علي عليه السلام است
كه در وقت ظهور بازكشت مي كنند و شرح آن مفصل در احاديث شريفه آمده است

7- از نكات مرموز مطرح كردن اين حقيقت در كلام وحي با وازه دابة الارص؛ مي تواند اين باشد :
اشاره به ويزكي توضيح شده فوقا در بند جهارم .
[شمارة ثبت: (1511) منبع: المسائل الإنترنتية]


سوال:
و دومین سوال اینکه در رابطه با شب قدر که شب نزول ملائکه و روح اعظم است منظور از روح اعظم آیا یکی از چهارملک بزرگ جبرئیل ، میکائیل ، اسرافیل و عزرائیل است ؟ یا روح اعظم یک ملک دیگر است ؟ و اینکه آیا اگر ملک دیگری است مقامش از جبرئیل بالاتر است ؟ باکمال تشکرو تبریک آغاز سال اهل حق

جواب:


1- الروح يا روح اعظم يا روح القدس اعظم ملائكة است و از جهار ملك بسيار بالاتر است


موفق باشيد
==========
برخي از احاديث مربوط به روح القدس كه در اصول كافي با ترجمه اش مي توانيد مطالعه كنيد:

روح القدس (روح الامين) أعظم من جبرئيل


قال الامام صادق عليه السّلام : الّروح اعظم من جبرئيل، ان جبرئيل من الملائكة و انّ الروح هو خلق اعظم من الملائكة، اليس يقول الله تبارك و تعالي تنزّل الملائكة والروح

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَي الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكنَانِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عـَنْ قـَوْلِ اللَّهِ تـَبَارَك وَ تَعَالَي وَ كذلِك أَوْحَيْنا إِلَيْك رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كنْتَ تَدْرِي مَا الْكـِتـابُ وَ لَا الْإِيمانُ قَالَ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكائِيلَ كانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص يُخْبِرُهُ وَ يُسَدِّدُهُ وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ
الاصول الكافي الجلد 2 الصفحه 17 رواية 1

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سـَأَلَهُ رَجـُلٌ مـِنْ أَهْلِ هِيتَ وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كذلِك أَوْحَيْنا إِلَيْك رُوحاً مِنْ أَمـْرِنـا فَقَالَ مُنْذُ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِك الرُّوحَ عَلَي مُحَمَّدٍ ص مَا صَعِدَ إِلَي السَّمَاءِ وَ إِنَّهُ لَفِينَا
الاصول الكافي الجلد 2 الصفحه 18 رواية 2

عـَلِيُّ بـْنُ إِبـْرَاهـِيـمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَي عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قـَالَ سـَأَلْتُ أَبـَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَسْئَلُونَك عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمـْرِ رَبِّي قـَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكائِيلَ كانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ
وَ هُوَ مِنَ الْمَلَكوتِ
الاصول الكافي الجلد 2 الصفحه 18 رواية 3

عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبـَا عـَبـْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ يَسْئَلُونَك عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جـَبـْرَئِيـلَ وَ مـِيـكـَائِيـلَ لَمْ يـَكنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَي غَيْرِ مُحَمَّدٍ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُسَدِّدُهُمْ
وَ لَيْسَ كلُّ مَا طُلِبَ وُجِدَ
الاصول الكافي الجلد 2 الصفحه 18 رواية 4

مـُحـَمَّدُ بـْنُ يَحْيَي عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَي عَنْ مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مـُحـَمَّدِ بـْنِ الْفـُضـَيـْلِ عـَنْ أَبـِي حـَمـْزَةَ قـَالَ سـَأَلْتُ أَبـَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْعِلْمِ أَ هُوَ عِلْمٌ يـَتـَعـَلَّمـُهُ الْعـَالِمُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَمْ فِي الْكتَابِ عِنْدَكمْ تَقْرَءُونَهُ فَتَعْلَمُونَ مِنْهُ قَالَ الْأَمـْرُ أَعـْظـَمُ مِنْ ذَلِك وَ أَوْجَبُ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كذلِك أَوْحَيْنا إِلَيْك رُوحاً مِنْ أَمـْرِنـا ما كنْتَ تَدْرِي مَا الْكتابُ وَ لَا الْإِيمانُ ثُمَّ قَالَ أَيَّ شَيْءٍ يَقُولُ أَصْحَابُكمْ فِي هَذِهِ الْآيَةِ أَ يُقِرُّونَ أَنَّهُ كانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ فَقُلْتُ لَا أَدْرِي جُعِلْتُ فـِدَاك مـَا يـَقـُولُونَ فـَقـَالَ لِي بـَلَي قـَدْ كانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ حـَتَّي بـَعـَثَ اللَّهُ تـَعـَالَي الرُّوحَ الَّتـِي ذُكـِرَ فـِي الْكـِتَابِ فَلَمَّا أَوْحَاهَا إِلَيْهِ عَلَّمَ بِهَا الْعـِلْمَ وَ الْفـَهـْمَ
وَ هـِيَ الرُّوحُ الَّتـِي يُعْطِيهَا اللَّهُ تَعَالَي مَنْ شَاءَ فَإِذَا أَعْطَاهَا عَبْداً عَلَّمَهُ الْفَهْمَ
الاصول الكافي الجلد 2 الصفحه 19 رواية 5

مـُحـَمَّدُ بـْنُ يـَحـْيَي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعـَلَاءِ عـَنْ سـَعـْدٍ الْإِسْكافِ قَالَ أَتَي رَجُلٌ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع يَسْأَلُهُ عَنِ الرُّوحِ أَ لَيْسَ هُوَ جـَبـْرَئِيـلَ فـَقـَالَ لَهُ أَمـِيـرُ الْمـُؤْمِنِينَ ع جَبْرَئِيلُ ع مِنَ الْمَلَائِكةِ وَ الرُّوحُ غَيْرُ جَبْرَئِيلَ فـَكرَّرَ ذَلِك عَلَي الرَّجُلِ فَقَالَ لَهُ لَقَدْ قُلْتَ عَظِيماً مِنَ الْقَوْلِ مَا أَحَدٌ يَزْعُمُ أَنَّ الرُّوحَ غَيْرُ جَبْرَئِيلَ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّك ضَالٌّ تَرْوِي عَنْ أَهْلِ الضَّلَالِ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَي لِنـَبـِيِّهِ ص أَتـي أَمـْرُ اللّهِ فـَلاتـَسـْتـَعـْجِلُوهُ سُبْح انَهُ وَ تَعالي عَمّا يُشْرِكونَ يُنَزِّلُ الْمَلائِكةَ بِالرُّوحِ وَ الرُّوحُ غَيْرُ الْمَلَائِكةِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ
الاصول الكافي الجلد 2 الصفحه 19 رواية 6

الْحـُسـَيـْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّي بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عـَنِ الْمـُفـَضَّلِ بـْنِ عـُمـَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هـُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًي عَلَيْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَك وَ تَعَالَي جـَعَلَ فِي النَّبِيِّ ص ‍ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جـَاهـَدَ وَ رُوحَ الشَّهـْوَةِ فَبِهِ أَكلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَي النِّسَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ فَبِهِ آمـَنَ وَ عـَدَلَ وَ رُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ النَّبِيُّ ص انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فـَصـَارَ إِلَي الْإِمـَامِ وَ
رُوحُ الْقـُدُسِ لَا يـَنـَامُ وَ لَا يَغْفُلُ وَ لَا يَلْهُو وَ لَا يَزْهُو وَ الْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحِ تَنَامُ وَ تَغْفُلُ وَ تَزْهُو وَ تَلْهُو وَ رُوحُ الْقُدُسِ كانَ يَرَي بِهِ
الاصول الكافي الجلد 2 الصفحه 17 رواية 3

أحمد بن محمد عن البرقي عن أبي الجهم عن أسباط عن أبي عبد الله الامام الصادق عليه السلام قال: قلت: تُسْئَلُونَ عَنِ الْشَّيءِ فَلاَ يكونُ عِنْدَكمْ عِلْمُهُ؟ قال: رُبَّمَا كانَ ذلِك . قلت:كيفَ تَصْنَعُونَ؟ قال: تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ
بحارالانوار، الجلد 25، كتاب الامامه، الصفحه 56، الحديث 19

بعض أصحابنا عن محمد بن عمر عن ابن سنان عن عمار بن مروان عن المنخل عن جابر عن أبي جعفر عليه السلام قال: سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْعَالِمِ
فقال: يا جَابِرُ اِنَّ فِي الاْنْبِياءِ وَ الاْوْصِياءِ خَمْسَةَ اَرْوَاح: رُوحُ الْقُدُسِ، وَ رُوحُ الاْيمَانِ وروح الحياة وروح القوة، وروح الشهوة،
فَبِرُوحِ الْقُدُسِ يا جَابِرُ عَرَفُوا مَا تَحتَ الْعَرْشِ اِلي مَا تَحْتَ الثَّري
بحارالانوار، الجلد 25، كتاب الامامه ، الصفحه 55، الحديث 15

الصَّلَاةِ عَلَى حَمَلَةِ الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مُقَرَّب :
اللَّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ الَّذِينَ لَا يَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبِيحِكَ، وَ لَا يَسْأَمُونَ مِنْ تَقْدِيسِكَ، وَ لَا يَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبَادَتِكَ، وَ لَا يُؤْثِرُونَ التَّقْصِيرَ عَلَى الْجِدِّ فِي أَمْرِكَ، وَ لَا يَغْفُلُونَ عَنِ الْوَلَهِ إِلَيْكَ وَ إِسْرَافِيلُ صَاحِبُ الصُّورِ، الشَّاخِصُ الَّذِي يَنْتَظِرُ مِنْكَ الْإِذْنَ، وَ حُلُولَ الْأَمْرِ، فَيُنَبِّهُ بِالنَّفْخَةِ صَرْعَى رَهَائِنِ الْقُبُورِ.
وَ مِيكَائِيلُ ذُو الْجَاهِ عِنْدَكَ، وَ الْمَكَانِ الرَّفِيعِ مِنْ طَاعَتِكَ.
وَ جِبْرِيلُ الْأَمِينُ عَلَى وَحْيِكَ، الْمُطَاعُ فِي أَهْلِ سَمَاوَاتِكَ، الْمَكِينُ لَدَيْكَ، الْمُقَرَّبُ عِنْدَكَ
وَ الرُّوحُ الَّذِي هُوَ عَلَى مَلَائِكَةِ الْحُجُبِ. وَ الرُّوحُ الَّذِي هُوَ مِنْ أَمْرِكَ، فَصَلِّ عَلَيْهِمْ، وَ عَلَى الْمَلَائِكَةِ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِمْ مِنْ سُكَّانِ سَمَاوَاتِكَ، وَ أَهْلِ الْأَمَانَةِ عَلَى رِسَالَاتِكَ وَ الَّذِينَ لَا تَدْخُلُهُمْ سَأْمَةٌ مِنْ دُءُوبٍ، وَ لَا إِعْيَاءٌ مِنْ لُغُوبٍ وَ لَا فُتُورٌ، وَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْ تَسْبِيحِكَ الشَّهَوَاتُ، وَ لَا يَقْطَعُهُمْ عَنْ تَعْظِيمِكَ سَهْوُ الْغَفَلَاتِ. الْخُشَّعُ الْأَبْصَارِ فَلَا يَرُومُونَ النَّظَرَ إِلَيْكَ، النَّوَاكِسُ الْأَذْقَانِ، الَّذِينَ قَدْ طَالَتْ رَغْبَتُهُمْ فِيمَا لَدَيْكَ، الْمُسْتَهْتَرُونَ بِذِكْرِ آلَائِكَ، وَ الْمُتَوَاضِعُونَ دُونَ عَظَمَتِكَ وَ جَلَالِ كِبْرِيَائِكَ وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ إِذَا نَظَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ تَزْفِرُ عَلَى أَهْلِ مَعْصِيَتِكَ سُبْحَانَكَ مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ.
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى الرَّوْحَانِيِّينَ مِنْ مَلَائِكَتِكَ، وَ أَهْلِ الزُّلْفَةِ عِنْدَكَ، وَ حُمَّالِ الْغَيْبِ إِلَى رُسُلِكَ، وَ الْمُؤْتَمَنِينَ عَلَى وَحْيِكَ وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِكَةِ الَّذِينَ اخْتَصَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ، وَ أَغْنَيْتَهُمْ عَنِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ بِتَقْدِيسِكَ، وَ أَسْكَنْتَهُمْ بُطُونَ أَطْبَاقِ سَمَاوَاتِكَ. وَ الَّذِينَ عَلَى أَرْجَائِهَا إِذَا نَزَلَ الْأَمْرُ بِتَمَامِ وَعْدِكَ وَ خُزَّانِ الْمَطَرِ وَ زَوَاجِرِ السَّحَابِ وَ الَّذِي بِصَوْتِ زَجْرِهِ يُسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ، وَ إِذَا سَبَحَتْ بِهِ حَفِيفَةُ السَّحَابِ الْتَمَعَتْ صَوَاعِقُ الْبُرُوقِ. وَ مُشَيِّعِي الثَّلْجِ وَ الْبَرَدِ، وَ الْهَابِطِينَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ إِذَا نَزَلَ، وَ الْقُوَّامِ عَلَى خَزَائِنِ الرِّيَاحِ، وَ الْمُوَكَّلِينَ بِالْجِبَالِ فَلَا تَزُولُ وَ الَّذِينَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِيلَ الْمِيَاهِ، وَ كَيْلَ مَا تَحْوِيهِ لَوَاعِجُ الْأَمْطَارِ وَ عَوَالِجُهَا وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ بِمَكْرُوهِ مَا يَنْزِلُ مِنَ الْبَلَاءِ وَ مَحْبُوبِ الرَّخَاءِ وَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ، وَ الْحَفَظَةِ الْكِرَامِ الْكَاتِبِينَ، وَ مَلَكِ الْمَوْتِ وَ أَعْوَانِهِ، وَ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ، وَ رُومَانَ فَتَّانِ الْقُبُورِ، وَ الطَّائِفِينَ بِالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ، وَ مَالِكٍ، وَ الْخَزَنَةِ، وَ رِضْوَانَ، وَ سَدَنَةِ الْجِنَانِ. وَ الَّذِينَ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ، وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ وَ الزَّبَانِيَةِ الَّذِينَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ابْتَدَرُوهُ سِرَاعاً، وَ لَمْ يُنْظِرُوهُ. وَ مَنْ أَوْهَمْنَا ذِكْرَهُ، وَ لَمْ نَعْلَمْ مَكَانَهُ مِنْكَ، و بِأَيِّ أَمْرٍ وَكَّلْتَهُ. وَ سُكَّانِ الْهَوَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ فَصَلِّ عَلَيْهِمْ يَومَ يَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَ شَهِيدٌ وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ صَلَاةً تَزِيدُهُمْ كَرَامَةً عَلَى كَرَامَتِهِمْ وَ طَهَارَةً عَلَى طَهَارَتِهِمْ اللَّهُمَّ وَ إِذَا صَلَّيْتَ عَلَى مَلَائِكَتِكَ وَ رُسُلِكَ وَ بَلَّغْتَهُمْ صَلَاتَنَا عَلَيْهِمْ فَصَلِّ عَلَيْنَا بِمَا فَتَحْتَ لَنَا مِنْ حُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِمْ، إِنَّكَ جَوَادٌ كَرِيمٌ.
[شمارة ثبت: (1500) منبع: المسائل الإنترنتية]


سوال:
باعرض سلام و تشکر بخاطر پاسخ مبسوط و کاملتان ، یک سوال دیگر که در رابطه با ماه مبارک رمضان برای اینجانب مطرح میباشد این است که آیا این درست است که در ماه مبارک رمضان تمام شیاطین در غل و زنجیر هستند ؟ با تشکر

جواب:
عليك السلام
بله نص صريح احاديث شريفه مي باشد

البته اين امر منافاتي با فعال بودن
نفس اماره خود شخص
و يا عادت او بر غفلت و معصيت
و يا تاثير رفيق ناباب ندارد
كه با هر يك از اين موارد شخص بي شيطان؛ سراغ معصيت برود
اعاذنا الله من جميع ذلك

و اين موارد را ديكر خود شخص بايد مراقبت كند با كمك خداوند
نمي شود كسي دستي خودش سم بخورد و بكويد جرا مسموم شدم

خداوند همه مان را حفظ كند
و توفيق و تاييد الهي بر حفظ قلب و جوارح از غفلت جه برسد به معاصي؛ عطايمان فرمايد

[شمارة ثبت: (1501) منبع: المسائل الإنترنتية]
pejuhesh232
 
پست ها : 2883
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط pejuhesh232 » شنبه جولاي 26, 2014 12:29 am

سوال:
سلام علیک
با دعا برای توفیقات بیشتر برای شما .
در رابطه با فطریه سوال می شود کسانی که سید امی هستند فطریه شان را می شود به سادات نیازمندی که از پدر سید هستند پرداخت نمود?

جواب:
عليك السلام
بله مي توان زكات فطره سادات مادري را به سادات بدري داد.
[شماره ثبت: (1512) منبع: المسائل الإصفهانية]
pejuhesh232
 
پست ها : 2883
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه آگوست 05, 2014 7:21 pm

سؤال:
آيا در زمان حيات والدين از حقوق واجبه آنها مانند نماز و روزه و...كه خود آنها قادر به انجام آن هستند؛ و يا اعلام مي دارند به دلايلى قادر نيستند (به علت بيماري يا...) آيا در قضاي آنها، چيزي برگردن فرزند ارشد و يا ساير اولاد ايشان هست؟ يا خير؟ لطفا توضيح كامل بفرماييد؟

جواب:
هر كسي تا نمرده است و به حالت اغماء نرفته؛ توانايي انجام نماز خودش را اداء و قضاء دارد؛ ولذا به عهده ديگري نيست، بلكه كسي (حتى فرزند ارشد) نمي تواند از طرف او بجاي آورد، روزه هم در صورتي در زمان توانايي قضا شده؛ و معذور نبوده؛ و هيچ وقت قضاي آنرا توانا نبوده، بايد خودش براى قضايش كسي را استيجار نمايد، و اگر ناتوان بوده كفاره اش به عهده خود اوست، و اگر بميرد و به عهده اش چيزي از اين موارد باشد؛ تأديه آنها را از اصل ماترك او صرف مي كنند، و آنچه بر فرزند ارشد است؛ فقط قضاي نماز و روزه فوت شده در مرض وفات است. [شمارة ثبت: (1520) منبع: المسائل الإنترنتية]
pejuhesh232
 
پست ها : 2883
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط pejuhesh232 » سه شنبه آگوست 05, 2014 7:23 pm

سؤال:
در احاديث از رسول اكرم صلی الله علیه واله آمده است كه فرموده اند (به مضمون) : اگر مشكل نبود (براي امتم) نماز عشا را تا نيمه شب به تاخير مي انداختم؟ الحال آيا نماز عشا را تاخير بياندازيم خوب است يا خير؟

جواب:
اولا: هيچ وقت كلام معصوم علیه السلام را بدون مأخذ؛ و از السنه عوام نقل نكنيد، ثانيا: سؤال درباره احاديث شريفه را با ذكر دقيق متن اصلي آن بپرسيد، ثالثا: آنچه در احاديث شريفه رسيده است: استحباب تأخير آن تا ربع و ثلث شب است، و تأخير بيش از آن بيرون فضيلت است؛ و به تضييع نزديك مي شود، اما نيمه شب كه ديگر وقت اداء (بي تضييع) نيست؛ و داخل در وقت تضييع نماز است. [شمارة ثبت: (1519) منبع: المسائل الإنترنتية]
pejuhesh232
 
پست ها : 2883
تاريخ عضويت: سه شنبه دسامبر 07, 2010 11:22 pm

وام بانكي

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه سپتامبر 09, 2014 3:32 pm

سؤال:
سلام علیک. خدمت شما سوالی در مورد وام گرفتن داشتم.
شخصی پولی در بانک پس انداز کرده و از امتیاز پول خود به دیگران وام می دهد و از پولی که داده شده 12٪ خودش می گیرد و 2٪ هم قرض الحسنه می گیرد .
10 میلیون را 5/1 میلیون امتیاز میگیرد و 20 میلیون را 5 میلیون 400 هزار تومان میگیرد .
ما هم برای گرفتن یه وسیله نقلیه به پول نیاز داریم می خواستیم بدانیم که آیا با این شرایط تعین شده گرفتن وام اشکالی دارد یا خیر ؟

جواب:

عليك السلام

* نظير اين سؤالات قبلا برسيده شده و باسخ داده ايم مي توانيد در اين غرفه و تالارها باسخ بركزيده آنها را مطالعه كنيد

* يك نكرش غلط در ذهن عامه وجود دارد كه ناشي از بي دقتي و عادت طولاني مدت با مؤسسات مالي ربوي است
و آن اينكه به صورت و واقعيت معامله بانتكي توجه نمي كنند
كه برخي ممكن است حرام و برخي ممكن است حلال باشد
و همه حيز را تبديل به درصد دريافت و برداخت كنند
با اين نكرش سفاح و نكاح يكي است جون هر دو تمتع جنسي است در حاليكه اني دو مقوله نفاوت كلي دارد، يك باك و مشروع و ديكري آلوده و ممنوع است
فلذا به حساب مبلغ مورد تبادل؛ نبايد اكتفا شود

* در صحت و مشروعيت دريافت انواع وامها از بانكها جند جهت بايد ملاحظه و رعايت شود:

1- شروط موضوع وام، از نظر وام دهنده توسط وام كيرنده رعايت شود،
مثلا اكر براى ايجاد شغل و كسب است يا براى تعمير خانه يا تامين مسكن است صرف همان امر واقعا بشود
نه به آن اسم كرفته شود؛ و صرف خريد وسيله نقليه يا لوازم خانكي و يا كار ديكري ولو ضروري بشود

2- همان مقدار ارزشى كه وام كرفته، آنرا در بازبرداخت بس بدهد،
مثلا يك مثقال طلا يا يك كيلو كندم وام كرفته همان مقدار ارزش را بازبرداخت كند
از آنجا كه بول و اسكناس ارزش واقعي نداشته و برحسب قدرت خريد آن و بستوانه آن ارزش دارد،
از اين رو اكر وام به صورت بول است،
بولي كه در وقت وام كرفتن دريافت مي كند بايد در وقت بازبرداخت همان ارزش را داشته باشد تا بريئ الذمه شود،
فلذا در بلادي كه مبتلا به تورم هستند و سالانه بقدر درصد تورم از ارزش بول آنها كاسته مي شود،
بايد اين جهت را در بازبرداخت ملاحظه كنند،
و شخص وام دهنده بول بازبرداختي را راضي بوده و او را برئ الذمه كند،
ازين رو اكر درصد افزوده شده در هنكام بازبرداخت بيشتر از مقدار كاسته شده از ارزش بول (درصد تورم) نباشد،
دادن و كرفتن آن؛ زيادتر دادن و ربا نبوده
بلكه به اندازه بازبرداخت كردن است،
و براى جزئيات بقيه هم يكديكر را بريئ الذمه كنند كافي است.

3- جون اين وامها در قالب عقود شرعي كه در قرارداد و فرم بانكي مندرج است انجام مي شود؛
فلذا بايد اين عقود واقعا اجرا شود و صوري نباشد
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

حضور در رواق دار الحجة حرم رضوی عليه السلام

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه اکتبر 02, 2014 3:04 pm

سؤال:
اگر خانمی عذری داشته باشد آيا می تواند هر روز به رواق دار الحجه مشهد رضوى (كه نزديكترين محل به قبر شريف است) برود یا نه؟

جواب:
جون مرقد شريف در بقعه مستقلي جدا و از نظر بنهان است؛ و اين رواق هم بسيار وسيع است و داراي قسمتهايي است كه كنار و دور بوده و حتى ديوار بقعه مرقد هم رؤيت نمي شود، فلذا اين قسمتها مي تواند بحكم ساير رواقهاى حرم بوده و براى حضور غير طاهر محذور نباشد
اما از طرفي جون بقعه مرقد هميشه بسته بوده؛ و كل اين بقعه به منزله ضريح بوده؛ و اصلا براى همين در انجا اجتماع مي شود؛ كه نزديك به قبر شريف است؛ نه اينكه رواق مستقل يا مجاور است، فلذا نمي تواند شرط طهارت در رواق دار الحجه كلا ملغا باشد؛ فلذا در ان نواحي نزديك ديوار بقعه مرقد كه آن ديوار رؤيت مي شود؛ شرط طهارت را حتما رعايت كنند،
و حضور در قسمتهايي كه كنار و دور بوده؛ و حتى ديوار بقعه مرقد هم رؤيت نمي شود؛ جه بسا براى فاقد طهارت (در فرض سؤال) با رعايت نظافت و تطهير و وضو منعي نداشته باشد،
اما بجهت يك ساختمان يكبارجه بودن رواق دارالحجه؛ بهتر است كه افراد مذكور از رواقهاى قسمت بالا كه هم جداى از حرم است؛ و هم ضريح بيداست استفاده كنند،
البته كسي كه در طول ايام اقامت ؛عدم طهارتش استمرار داشته؛ مي تواند روز اخر حركت يكبار به داخل حرم و يا رواق دارالحجة و نزديك ديوار بقعه مرقد مشرف شود؛ بشرط تنظيف و تطهير و انجام غسل و وضو؛ و زيارت را فورا انجام دهد، و هر وقت احساس فقدان طهارت ناشي از تطهير نمود؛ فورا از حرم بيرون بيايد. [شماره ثبت: (1559) منبع: المسائل الإصفهانية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

تفاوت رواقها در حكم حضور شخص فاقد طهارت

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه اکتبر 02, 2014 3:07 pm

سؤال:
در جوابيه هاى قبلي در موضوعي شبيه اين آمده است كه رواقها هاى متصل به حرم تا جايي كه ضريح بيداست جزو منطقه محذور و مشروط به طهارت است، در جوابيه رواق دارالحجه (رضوى) مرقوم نموده ايد كه براى زيارت شخص حائض مي تواند به رواقهايي كه ضريح بيداست برود، موضوع جطوري است؟ موضوعش مختلف است؟

جواب:
آنكه در جوابيه هاى قبلي (891) كفته شده تا آنجا كه ضريح بيداست؛
درباره فضاهاي الحاقي و وسيع شده حرم است كه ولو قبلا جدا بوده اما الان به حرم ملحق شده بس تا انجا كه ضريح بيداست جزو محيط داخل حرم است
مثل رواق بالاسر مبارك در قسمت مردان (مسجد بالاسر و رواق دار الإخلاص)، و رواق بشت سر مبارك در قسمت بانوان كه عنوان و نام و تابلو رواق مستقل (دار الفيض) دارد اما الان جزو فضاي افزوده شده حرم است و دربي بين ان و حرم ندارد، يا رواق بشت بالاسر مبارك (دار الشكر) در قسمت زنانه، كه ولو ضريح در آن بيدا نيست اما جزو حرم و حضور در آن مشروط به طهارت است.
اما اكر ان رواقهاى بالايي كه واقعا مستقل است و با دربهاىي به حرم متصل مي شود، كه از آن ضريح بيداست حضور در اين رواقها اشكالي ندارد، مثل رواق بائين باى مبارك در قسمت زنان (دار السعادة)، و بيدا بودن ضريح در وقت باز بودن درب؛ سبب نمي شود كه جزو حرم باشد.
اين موضوع بيدا بودن ضريح از منفذ دربها ووو در برخي مشاهد مي تواند حتى تا بيرون صحن و داخل خيابان هم ادامه داشته باشد؛
مثل حرم حيدري عليه السلام اما سبب نمي شود داخل خيابان جزو منطقه محذور براى فاقد طهارت قرار كيرد.
درباره رواقهاى بيش روي مبارك (دار الحفاظ) در قسمت مردان، و رواق بائين باي مبارك (حاتم خاني) در قسمت زنان؛ اكر جه مستقل هستند، اما بجهت برداشتن ديوارهاى اتصال آن با حرم شريف، (هرجند دربهايي جايكزين شده) به حكم حرم انور بوده و مشروط به طهارت است. [شماره ثبت: (1560) منبع: المسائل الإصفهانية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

مراقبت بر طهارت در زيارت

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه اکتبر 02, 2014 3:08 pm

سؤال:
درباره زيارت اضطراري حائض (يكبار)، و نيز كل اوقات عادت در رواقهاي حرم، جزو شروط "مراقبت بر طهارت" ذكر شده، مي خواستم ببينم جطوري بدانيم رعايت شده است يا نشده است،

جواب:
1- درباره زيارت اضطراري داخل حرم براى كسي كه در كل ايام اقامت باك نبوده و قبل بركشتن مجاز است يكبار بارعايت شروط مشرف شود و زيارت كند، و نيز براى زيارت كل اوقات عادت در رواقهاي حرم، مى تواند هر بار مشرف شود و زيارت كند، اما بار عايت شروط و جهاتي.
2- شروط و جهات لازم المراعات: با تنظيف و تطهير و انجام غسل (براى اضطراري) و وضو (براى بقيه موارد در ايام عادت) و رعايت اعتصام و مراقبت بر حفظ طهارت بقدر آن مشرف شده و زيارت كند،
3- كافي است بعد از تنظيف و تطهير و انجام غسل (براى اضطراري) و وضو (براى بقيه موارد در ايام عادت)، رعايت اعتصام كند، يعني طورى از وسايل مناسب (مثل پاپاك) استفاده كند كه آثار عادت به بيرون سرايت نكند،
تا وقتي اعتصام او محفوظ و نقض نشده و وضو هم داشته باشد، مي تواند به حضورش ادامه دهد. [شماره ثبت: (1561) منبع: المسائل الإصفهانية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 909
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

قبليبعدي

بازگشت به مجمع علوم فقه آئین الهی


Aelaa.Net