غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

مجمع گفتگوی پژوهشگران وآموزشگران علوم فقه آئین الهی

مدير انجمن: najm115

نحوه صرف صدقات و زكوات بر مصارف فقراء

پست جديدتوسط aelaa.net » سه شنبه آگوست 14, 2012 3:35 pm

سؤال:
در رابطه با کمک به نیازمندان و فقرا دو سوال مطرح شد خدمت شما ارسال می کنیم
(1) کسی که درآمدش مکفی از مخارجش نیست و تلاش خودش را هم انجام می دهد در صورتی که در کارهای مختلف مالی زندگیش گیر بیفتد آیا محل دریافت صدقات و یا زکات می شود؟
(2) خانواده ای که شوهر خانواده نسبت به امور مالی خانواده هیچگونه تعهدی ندارد بعضی اوقات کمک می کند ولی بعضی وقتها حتی سر بار خانواده می شود و درآمدی را که دارد معلوم نیست به چه راهی می زند و کسی هم نیست که به نصحیت گوش کند و مادر خانواده که آدم آبرو داری می باشد با توجه به این که دختران بزرگ دارد که موقع ازدواج آنها است ولی در مسائل مالی خانواده گیر افتاده است و گاها با قرض امورات مختلف را می گذراند آیا محل دریافت صدقات و یا زکات می گردد؟

جواب:
1- ابتدا يك نكته بايد جهت توضيح و تصحيح اذهان بيان شود
و با ملاحظه آن مصرف صدقات و زكوات بر اساس نيازهاي ضروريتر نيازمندان اولويت بندي كردد:

2- توضيح و تصحيح اذهان:
در الكوي رايج امروزي؛ مردم همه مواردي كه معمولا جزو مصارفشان است را مخارج ضروري حساب مي كنند، نان و غذاي ضروري با بول بيسكويت بجه تا تزيينات و مخلفات و... همه اش را مخارج ضروري زندكي مي دانند، يا مثلا هزينه جابجايي هر جه باشد هر نوع اتوبوس يا تاكسي يا ازانس همه اش مضرف ضروري دانسته، در حاليكه كاهي بسياري از جابجاييها ضروري نيست، و كاهي بياده مي شود رفت و يا وسيله كم هزينه تر استفاده نمود. و خلاصه هزينه آذوقه ضروري بر ساير مصارف اولويت دارد و با وجود نيازهايي از اين قبيل نمي توان صرف امور توسعه يا مخلفات نمود.

3- اكر شخصي از مال خودش بخواهد مصارف زندكيش را تامين كند، اين مصارف و بسيار بيشتر آن از توسعه و رفاه (بدون اسراف) منعي ندارد،
همينطور جنين شخصي ي تواند براى هر كسي از ثروتمند كرفته تا نيازمند مثل آن مصارف را هزينه نمايد و هيج منعي در جهارجوب فوق ندارد، ولذا شخص از صدقات مستحبي خودش هم مي تواند صرف امور توسعه نيازمندان بنمايد

4- اما اكر بنا شد هزينه هاي زندكي شخصي را از مالي كه به عنوان فقراست (مثل صدقات و زكوات) تامين شود، طبيعي است كه تامين نيازهاي ضروري فقرا بر نيازهاي در اولويت بعدي ترجيح دارد، و نمي توان با وجود نيازمنداني در مصارف حياتي مثل آذوقه ضروري؛ آن وجوهات را صرف نيازهاي در اولويت بعد همان فقرا يا ديكراني كه از نظر ضروريات تامين بوده و در بقيه موارد كاستي دارند صرف نمود.

5- فلذا در شرع اينطور امور حساب دارد، مخارج ضروري محدود به ضروريات حياتي زندكي است
و جون فقرايي هستند كه در اوليات ضروري محتاجند نمي شود با وجود ان نيازها صرف مخارج توسعه بيشتر كرد،
موارد مصرفي صدقات و زكوات = ضروريات حياتي زندكي مستحقين است نه توسعه و مخلفات ولو بسيار معمول

6- بنابراين موارد سؤال شده؛ اكر در اين قسم امور شخصي محتاج هستند مي توان از صدقات و زكوات كمك كرد
ولذا ما سبرده ايم كه وجوه صدقات را تبديل به مواد خوراكي كرده و به انها كه به اين موارد نيازمندند برسانند.

7- البته شخصي كه مي خواهد از مال خودش صدقه مستحبي بدهد مي تواند مستقيما به مصارف توسعه نيازمندان بدهد،
اما اكر صدقات افراد به شخصي داده شد كه از طرف ايشان صرف نيازمندان كند، ديكر او نمي تواند با وجود مستحقين نيازمند ضروريات حياتي؛ صدقات اماناتي را صرف امور توسعه افراد مذكور يا فقراي ديكر بنمايد.
ولذا مواردي مثل جهيزيه دختران مستحقين را با مشاركت اهل خير تهيه و به ايشان مي رسانند، كه افراد از مال خودشان انفاق مستحبي نموده به عنوان جهيزيه مي بردازند.
همجنانكه اكر جهيزيه دختران نيازمند وسايل ضروري زندكي بدون تشريفات و تزيينات باشد، و نيازمند تامين آذوقه وجود نداشته باشد، مي توان از صدقات و زكوات صرف اين امر نمود.

خداوند تامين حوائج همه نيازمندان فرموده و اهل صدقات و زكوات و انفاقات را بركت و توفيق بيشتر عطا بفرمايد[شمارة ثبت: (1420) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

خمس در وام زائد بر هزينه سال

پست جديدتوسط aelaa.net » سه شنبه آگوست 14, 2012 4:05 pm

سوال:
این حقیر مورخ 30/6/90 مبلغ 107760000 یکصد و هفت میلیون و هفتصد و شصت هزار ریال وام از اداره محل کارم دریافت نمودم
وام مربوط وام کارگشایی و بدون کارمزد است و طی 36 ماه از حقوق ماهیانه کسر میگردد
کل این مبلغ راچند روز بعد طلا خریدم که الان ارزش ان حدود 155000000یکصد و پنجاه و پنج میلیون شده است
از مبلغ وام امروز 77826600 هفتاد و هفت میلیون و هشتصد و بیست وشش هزار و ششصد ریال مانده است که ان شاء الله طی 26 ماه اینده به پایان میرسد
با توجه به این موضوع خمس این مال را چگونه باید محاسبه و پرداخت نمایم، والحمد لله رب العالمین

جواب:
اكر اقساط اين وام از مقدار زائد بر مصرف حقوقتان برداخت مي شود، و الان هم زائد بر نيازهاى زندكي سال كذشته و سال پيش روست؛
همه مال مزبور را "از تبديل شده به طلا (قيمت روز) و از تبديل نشده" محاسبه نموده و خمس انرا برداخت مي كنيد، با اين روش شما خمس بخشي از اموال زائد سالهاي آتي خود را بدون ارتفاع قيمت (در آينده) برداخت نموده ايد.

امّا اكر اقساط اين وام از متن حقوقتان كه مورد نياز مصرف سالهاي آتي تان است برداخت مي شود،
در اين صورت مشمول خمس نشده، و در حقيقت شما مؤونه جندساله تان را زودتر تحويل كرفته ايد
مكر اينكه تبديل آن به طلا سبب شود كه: بخشي از آن بيشتر از مصارف زندكي سالهاي اتي مزبور بشود؛ كه هر وقت آن سالها كذشت و جيزي زياد امد؛ مقدار زياده را محاسبه خمس مي كنيد

مولا عليه السلام به شما بركت و توفيق بيشتر عطا بفرمايد.[شمارة ثبت: (1421) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

تفاوت وقف و وصيت با وصيت به وقف

پست جديدتوسط aelaa.net » شنبه سپتامبر 01, 2012 3:57 am

سؤال:
اكر بدري در وصيتنامه اش نوشته است كه فلان اموال وقف است، و بايد صرف آن بشود، آيا بايد كاملا رعايت شود؟ يا در حد ثلث اموال اجرا مي شود؟

جواب:
وقف و وصيت به رعايت آن؛ غير از وصيت به وقف است،
در اولي محدوديتي ندارد و ورثه اختياري ندارند، اما در دومي محدود به ثلث است و بيشتر از ثلث با رضايت ورثه است.
يعني:
آنجه كفته مي شود "وصيت در ثلث اموال نافذ است مكر با رضايت ورثه" در وقتي است كه شخص متوفى قبلا ان مال را وقف براى ان كار نكرده باشد و در اين وصيت نامه از فرزندان بخواهد كه اين مال را وقف آن مورد بنمايند، در اين صورت وصيت در ثلث او نافذ است، و بيشتر از ثلث با رضايت ورثه بايد بشود.
اما اكر شخص در زمان حياتش بخشي از مالش يا حتى تمام مالش را وقف كرده يا براى كاري قرار داده، در اين صورت انجه در وصيت نامه امده توصيه به رعايت انست، نه درخواست و وصيت به ورثه كه انها وقف قرار دهند، ولذا محدوديت ثلث اموال ندارد، و هر جه معين كرده بايد اجرا شود.
و اين مسئله مهمي است و بسيار اتفاق مي افتد و غالبا با فرض اول اشتباه كرده و ورثه تصرف بيجا مي كنند.[شمارة ثبت: (1443) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

عدم شرط لفظ خاص در وقف

پست جديدتوسط aelaa.net » شنبه سپتامبر 01, 2012 4:19 am

سؤال:
در رابطه با بحث وقف
آيا صرف بردن نام وقف بر چيزي كفايت مي كند و حكم وقف بر آن جاري است؟
يا اين كه بايستي حتما صيغه ي آن خوانده شود؟
و نوشته ي آن هم نوشته شود؟

جواب:
مالك شرعي همين كه جيزي را براي موردي اختصاص دهد،
به هر لفظي باشد و به هر زباني نافذ است، و لفظ خاصي شرط نيست، جنانكه نوشتن هم شرط نيست.

انجه كه به صورت نوشته و ثبت شهود و الفاظ خاص نوشته مي شود جهت اعلان و ثبت موضوع است
براى رعايت انست كه كسي تخطي نكند. نه اينكه نوشتن شرط باشد.

فلذا اكر بكويد:
وقف كردم اين باغ را براى روضه خواني فلان،
يا قرار دادم اين مال را براى صرف در راه خدا،
يا بخاطر خدا دادم اين ملك را براى فلان مصرف
يا تصدق كردم يا صدقه باشد اين ملك براى آن امر
يا اختصاص دادم اين درآمد را براى اين مصارف،
يا فقط بكويد:
اين مال براى اين كار،
و....
يا حتى به مباشر كارهايش بكويد: برو اين را براي اين كار صرف كن.
همه اينها جهت وقفي شدن ان باغ يا مال يا درامد كافي است.

و نمي تواند ديكر در آن تصرف كند ولو به آن نيازمند بشود

البته اكر كسي در همان وقت وقف كردن (دنباله كفتن فقراتي مانند فوق) يك شرط بكذارد كه: اكر به اين مال احتياج بيدا كردم من سزاورتر باشم به مصرف آن از موضوع وقف، يا مثل آن (اكر احتياج بيدا كردم مال خودم باشد)، در اين صورت اكر محتاج و نيازمند آن شد، مال از وقف بيرون آمده و ملك خودش مي شود.[شمارة ثبت: (1422) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

باسخ به مسائل دختران نوجوان

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه سپتامبر 02, 2012 8:40 am

سؤال:
اگر مطالبي كه در مورد عوالم موازی در تحقيقات فيزيكدانان جديد درست است آیا ارتباطی که گفته شد سبب می شود که ما مسئول کارهای فردی که در آن عالم شبیه ما هست باشیم؟ و افرادی که در این دنیا از بین می روند در آن عالم وضعیتشان چطور می شود؟ آیا هنوز در آنجا زندگی می کنند؟ یا فقط در عالم برزخ وارد شده وآنجا هستند؟ واینکه آیا منبع یا کتابی که مطالب آن در این مورد صحیح ودقیق باشد وجود دارد؟

جواب:
اشاره به تحقيقات جديد درباره عوالم موازي، صرفا براى درك عظمت تعاليم مكتب وحي است،
نه تاييد هر جه به اين اسم مطرح است،
جه برسد به انجه در اين زمينه در رمانها و فيلمها به ان برداخته مي شود.
و تشريح مطالب صحيح مربوط به اين مبحث در كنجايش اين جوابيه نيست.
هر كسي مسؤول عمل خويش است نه ديكري.
براى درك عالم برزخ كتاب سياحت غرب نوشته ايت الله قوجاني خوب است، كه كزارشي واقعي از عالم برزخ خودشان است،
و خواندن سياحت شرق اثر ديكر ايشان كه شرح احوال زندكاني دنيوي ايشان است قبل از آن؛ به فهميدن بهتر كتاب اول كمك مي كند.[شمارة ثبت: (1423) منبع: المسائل الإنترنتية]

============
سؤال:
آیا می توان به کتاب های تعبیر خواب مراجعه کرد؟

جواب:
كلي نمي شود انجه در بازار هست را تاييد كرد،
حتى بهترين كتاب جوابكوي تعبير بيشتر خوابهاي افراد نيست،
بجاى دنبال كردن خوابها، بيداريهايتان را دنبال كنيد،
مراقبت بر طهارت و عدم وراجي ذهني و زباني اكر داشته باشد، بصيرتتان در بيداري فعال شده؛ شما را از خواب ديدن بي نياز مي كند
كنترل ذهن نيروهاي بسياري را در انسان زنده مي كند.[شمارة ثبت: (1424) منبع: المسائل الإنترنتية]

==============
سؤال:
درس خواندن بهتر است یا یادگرفتن کارهای دیگر مثل خیاطی و...؟

جواب:
درس خواندن براى بسران و دختران نوجوان نبايد مانع از توانايي و دانستن تمام فنوني كه براى اداره ضروريات زندكي لازم است بشود، بسر يا دختر فرقي نمي كند، هر دو خياطي در حد تعميرات لباس خود، يا اشبزي در حد طبخ غذاي هفته خود، يا نظافت و خريد براى خود و خانه خود را بلد باشد، حتى اداره امور كودك اكر جه معمولا با خانمهاست ولى بسر از دانستن ان نبايد غافل باشد،
و اين امور مانع تحصيل نبوده
بلكه سبب ساختن شخصيت جامع و خودكفا براى انسان مي شود،
كه نه تنها در امور تحصيلي بلكه در اينده زندكي و شغل و جامعه نيز او را كمك مي كند.[شمارة ثبت: (1425) منبع: المسائل الإنترنتية]

===============
سؤال:
شنا واسب سواری و تیراندازی را که در حدیث حضرت پیامبر (صلى الله عليه وآله) هم به آن اشاره شده، آيا انجام آن براى دختران خوب است؟
جه ورزشي مناسب است؟

جواب:
1- آن حديث شريف در مقام توصيه به مردان است، و اسب سواري براي زنان نهي شده است.
2- در ورزش
يكي سلامت و محفوظ بودن محيط آموزش و لوازم آن از اردو و تماسها و ارتباطات مهم است كه دقت شود بر اساس تعاليم مكتب وحي باشد نه متداول در بيرون.
ديكري نوع ورزش است، كه كمك به شكوفايي ذهني و حفظ تناسب و لطافت اندام و روان او باشد، نه آنهائيكه سلامت يا لطافت اين جهات را آسيب مي زند.
سوم در آن تبرج و خودنمايي در جامعه و انظار نامحرم نباشد.[شمارة ثبت: (1426) منبع: المسائل الإنترنتية]

===========
سؤال:
با دوستان و هم سن وسالانمان رفت وآمد کنیم یانه؟

جواب:
با كسي بايد رفت و امد كرد كه بهتر از خودتان باشد از نظر معنويت و دانش و شخصيت،
و مطمئن باشيد دوستان او هم سالم و طبق ارزشهاى اعتقادي شما ملتزم هستند.[شمارة ثبت: (1427) منبع: المسائل الإنترنتية]

=============
سؤال:
در جمع دوستان وآشنایان هر کدام چه رفتاری پسندیده تر است؟

جواب:
تواضع ضمن حفظ شخصيت + رفتار مؤدبانه و احسان اميز + عدم برداختن به قضاوت ذهني و زباني درباره افراد + مديريت كفتكوها به امور مفيد و علمي.[شمارة ثبت: (1428) منبع: المسائل الإنترنتية]

==============
سؤال:
چه کنیم که خانواده به ما بیشتر اهمیت بدهند؟

جواب:
موفقيت تحصيلي براى نشان دادن ارزش شخص كافي نيست،
فرض كنيد خانواده هم اتاقيهاي خوابكاه دانشكاهتان هستند، ايا بخاطر درستان توقع داريد كه هم اتاقيها كارهاى شما را انجام دهند؟ يا امور خانه مشترك تان را متقبل باشند؟ نه،
خانواده تان را هم همينطور فرض كنيد، آنها كمتر از هم اتاقيهاي دانشكاهتان نيستند،
همانطور كه انجام ان امور در كنار هم اتاقيها مانع تحصيل نيست؛ اكر نسبت به خانواده هم رعايت كنيد، هيج نقصاني براى رشد تحصيليتان ندارد،

سعي كنيد شخصيت خود را با نشان دادن توانائيهاي افراد كامل سن نشان دهيد،
دختر دانش اموز يا دانشجويي كه در امور خانه مسؤوليتي ندارد بلكه حتى مادرش اتاقش را مرتب مي كند و غذايش را درست مي كند و ....، ولو به اصرار مادرش باشد، ولي در ذهن و نظر والدين و ديكر خانواده عاجز مي نمايد،
انجام امور شخصي، به علاوه متقبل بودن سهمي در امور خانه؛ از لوازم ضروري اثبات شخصيت انسان است،

مطلب ديكر و مهمتر رفتار بزركوارانه است،
به عادتهاي نفساني يا اجتماعي غلط و لو شايع؛ تكيه و از آن تقليد نكنيد،
يعني به صرف اينكه همه زنها يا دخترها اينطوريند يا ان را درست مي دانند و آنطور عمل مي كنند؛ رفتار نكنيد.
و رفتارهايتان را براساس ارزشها بايه ريزي كنيد.[شمارة ثبت: (1429) منبع: المسائل الإنترنتية]

================

سؤال:
چه سنی برای ازدواج دختران بهتر است؟

جواب:
اولين عامل در سن ازدواج بلوغ دختران است، كه خانواده ها از همين اوان بايد مترصد باشند و خواستكار اصيل و باشخصيت و امين را اكر قسمت شد رد نكنند به بهانه سن يا تحصيل دختر،

دومين عامل بر حسب تربيت خانواده و اموزش دادن دخترشان براى مديريت يك زندكي و خانواده، نه مثل امروز كه تاسنين بالا دخترشان كودك است و فقط سن و هيكل و مصرف و توقعات بزركسال را دارد،

عامل سوم فراهم شدن خواستكار اصيل و باشخصيت و امين است.

هر وقت اين سه مقدمه فراهم شد، در ساعت مسعود ازدواج كنند.

عمل بر اين حكمت:
1- مانع موفقيتهاي بانوان نبوده، بلكه كمك ايشان است، بانوان دانشمند و نامدار بسياري بوده و هستند كه در نوجواني ازدواج كرده و حتى اولاد بسيار داشته و به كشفيات و موفقيتهاي علمي بزرك هم نائل شده اند، شخصيتهايي در سطح مادام كوري بوده اند كه شش فرزند داشت و فرزند ششمش را كنار ميز ازمايشكاهش بدنيا اورد.

2- از آسيبهاي روحي و اجتماعي حفاظت مي كند،

3- همجنين امكان توافق و هماهنك شدن بيشتر است، و اصطكاكات اوليه زوجها كه ناشي از اشنا نبودن و ناهماهنكي ابتدايي است، تاوان بسيار نداشته و سبب انقطاع و جدايي نشده و به سادكي دوران نوجواني مي توانند از آن عبور كنند،

4- و نيز در اوج قوت و آغاز فعاليت جواني توالد و تناسل صورت كرفته و فرزنداني موفقتر مي توانند داشته باشند،

5- اين زوجها بخاطر جلو بودن در برنامه ازدواج و توالد؛ فرصتهاي بيشتري از زوجهاى ديرازدواج براى بهره از زندكي دارند،
* همجنين در صورتي كه اكر در موارد نادر؛ احيانا انفصال و جدايي اتفاق بيايد، شخص اول جوانيش بوده؛ و فرصت تجديد خانواده داشته، و ناموفقي ازدواج سابق؛ سبب تصور بي فرصتي براى تلاش جديد نمي شود.

البته طبيعي است هر جه در سنين نورستر ازدواج صورت بكيرد حمايت والدين آنها در تكفل شؤون آنها بيشتر بايد باشد،
و همان هزينه هايي را كه مي خواست تا ده سال بعد دختر يا بسرش را در خانه خودش صرفشان كند از آنها دريغ نكند.
مكر اينكه داماد مستقلا در سني باشد كه توانايي اداره همه شؤون زندكي را داشته باشد.[شمارة ثبت: (1430) منبع: المسائل الإنترنتية]

============

سؤال:
در مورد ازدواج اجازه دهیم که خانواده ها وبزرگترها تصمیم بگیرند یا خودمان تصمیم بگیریم؟

جواب:
كلي نمي شود، هيجكدام را تاييد يا رد كرد، نه هر جه خانواده يا خود دختر بكويد هميشه درست است و نه هميشه نادرست.
معمولا خانواده ها اموري كه اينده دختر را تضمين مي كند بيشتر در نظر مي كيرند تا امور احساسي يا سليقه دختر، و اين امور اكر جه همه جيز نيست، ولى هيج جيز هم نيست، خانواده كمتر تحت تاثير احساسات قرار مي كيرند، البته بسياري موارد هم ممكن است توجه به اين گونه نكات؛ آنها را از امور ارزشي باز بدارد، و خواستكار امين جدي غيرمتمكن را نبذيرند،
فلذا بايد دختر خودش با ظرافت مديريت كند امور را ، طوري كه بهترين انتجاب ممكن؛ ولي به زبان ورضايت خانواده انجام شود.[شمارة ثبت: (1431) منبع: المسائل الإنترنتية]

==============

سؤال:
چگونه هوش خود را تقویت کنیم؟ وچگونه فراموشی را از خود دور کنیم

جواب:
1- بايد اصلاح مزاج كنيد، مانع غلبه رطوبت و سردي بر بدنتان بشويد،
2- مواظبت بر طهارت و ذكر خدا در انجام هر كاري.
3- مانع وراجي ذهن بشويد.[شمارة ثبت: (1432) منبع: المسائل الإنترنتية]

==============

سؤال:
چه رشته های درسی را انتخاب کنیم تا بتوانیم در آخرت هم آن را ادامه دهیم؟

جواب:
رشته هاى متداول براى امور دنيوي است،
فلذا از همه درسهاي امروز حوزه و دانشكاه هيج كدام در عالم اخرت تدريس نمي شود، مكر تلاوت قرآن

و البته از درسهاي غير حوزه و دانشكاه
يادكرفتن معاني قرآن از بيان خازنان وحي - معرفت الهي با معرفت انبياء و اوصياء الهي
و...
اينها حتما از دروسي است كه در عالم بعد از دنيا از برزخ و آخرت هم برقرار است.

تا اينجاي باسخ اكر سؤالتان درباره رشته اى كه در آخرت هم همان را تدريس مي كنند

اما اكر سؤالتان از نحوه انتخاب رشته هاي تحصيلي بود جهت امور دنيوي:
اكر صرف مدرك ليسانس داشتن باشد
مي توانيد قرآن را حفظ كنيد كه با شرايطي ليسانس مي دهند
كه ضمن داشتن مدرك ليسانس از نور قرآن در زندكي دنيا و آخرتتان بهره ببريد.

اما اكر انكيزه تحصيلتان براي مدرك كرفتن فقط نيست
كه حتما اين نكته رعايت شود و عمر و جواني و هزينه خود و ملت و دولت را براى مدرك صرف و عنوان آن مصرف نكنيد
در اين صورت رشته اى را بركزينيد كه:
1- با مقداري مطالعه در كتابهاى آن رشته مطمئن شويد: به آن طوري علاقمند هستيد كه آنرا به مرحله اى برسانيد كه بتوانيد كار مفيدي با آن تحصيلات انجام دهيد.
2- طوري باشد آن رشته كه ادامه تحصيل آن يا بهره برداري اجتماعي آن بعد از تحصيل؛ منافاتي با زندكي شخصي و خانوادكي تان نداشته و آسيبي به سلامت عاطفي و روحيتان نمي زند.
3- رشته اى باشد كه بتوان بوسيله اش خدماتي جهت اعتلاي سطح فرهنكي و عمراني و اقتصادي خود و خانواده و جامعه، ارائه داد.
4- آن رشته را تا حدي ادامه دهيد كه به باروري علمي و بهره برداري اجتماعي برسد، مثل سطح دكترا و فوق دكترا، نه صرف يك ليسانس كه براى عنوان محليش خوب بوده و براي اينكه نكويند اين دختر ليسانس ندارد، يا كار استخدام در يك مدرسه يا اداره.
امروزه با امكانات ارتباط اونلاين و فعاليت دانشكاههاي اينترنتي در داخل ايران و ساير كشورهاى جهان، امكان تحصيل بدون سفر يا رفتن بيرون خانه هم فراهم است.
5- از رشته هايي نباشد كه تحت مديريت نظام سلطه جهاني و براى خدمت به آن طراحي شده باشد، مكر اينكه قبلا اين مشكل را شناخته و با توجه به اين مشكل براى دفع و نقد آن تحصيل شود[شمارة ثبت: (1433) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤالاتي درباره تقاويم اوقات شرعي

پست جديدتوسط aelaa.net » سه شنبه اکتبر 16, 2012 1:26 pm

سؤال:
بسمه تعالی سلام علیکم با تشکر از شما به جهت پاسخ به درخواست استخراج تقويم اوقات شرعی شهر آران وبیدگل و ارائه تقويم آن، چند سئوال از شما داشتم :

1- طول وعرض جغرافیایی در تقویم شما با طول وعرض جغرافیایی مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران متفاوت است؟
2- شما وقت غروب و اذان مغرب را یکی گرفته اید؟ حال برای خواندن نماز مغرب باید چکار کنیم؟ زیرا نماز مغرب در فقه شیعه کمی دیرتر از غروب آفتاب است. با تشکر، و من الله التوفیق.

جواب:
عليك السلام
1- از ارسال آدرس تعيين طول و عرض متشكريم، ولي سايت منجم اونلاين تقويم اوقات شرعي مركز نجوم كهن و اسلامى؛ بطور اونلاين با دقيقترين سيستم جهاني "محاسبه موقعيت جغرافيائي" متصل است، و محور آن تصاوير ماهواره اى است، اگر در مرورگر شما اخيرا اين قسمت سفيد مي آيد، بخاطر فيلتر شدن سايت مرجع (يعني نقشه هاى ماهواره اى گوگل) در محل شماست.

2- اگر تنها همان نيم صفحه اول "تقويم اوقات شرعي" استخراج "مركز نجوم كهن و اسلامى" را با دقت مطالعه كنيد، مى بينيد كه ويژگي ممتاز اين تقويم؛ شدت دقت داده هاى مرجع آن؛ از جمله طول وعرض جغرافیایی است، مختصاتي كه در اين تقويم ذكر مي شود؛ براساس آخرين رصدهاى زميني و فضايي به روز مي شود، و ربطي به مختصات محاسبه شده دستي مندرج در كتايها و تقاويم داخلي ندارد.

3- غير شيعه؛ همه شان دقيقا غروب آفتابي نيستند، برخي از آنها همين كه خورشيد پشت كوه برود را مغرب حساب مي كنند؛ با اينكه واقعا غروب نشده است.

4- تقاويم منتشره از سوي مركز نجوم كهن و اسلامى، بر اساس تعاليم مكتب وحي (كه از سوي حضرات معصومين : رسيده است) مي باشد.

5- در فقه مذهب اهل بيت :؛ نظريه اصلي درباره وقت مغرب (بر اساس احاديث معصومين :) همان غروب آفتاب است، بلكه بسياري از فقهاء شيعه در طول تاريخ؛ طبق نظريه غروب آفتاب فتوا داده اند، از شيخ صدوق و سيد مرتضى و شيخ طوسي و بسياري ديگر از فقهاء قديم گرفته تا به امروز و مراجعي كه تا همين اخير فتاواشان هنوز مطرح است؛ مانند مرحوم آيت الله خوئي و مرحوم آيت الله بهجت؛ و نيز علماء بسياري همچون مرحوم علامه طباطبائي و مرحوم آيت الله قاضي ووو... همه پيرو نظريه اصلي "وقت نماز مغرب غروب آفتاب است" مي باشند.

6- البته در ايران چون راديوتلويزيون بدست پيروان نظريه "مغرب متأخر" است، ممكن است براى عامه اينطور تصور شود كه در مذهب اهل بيت : فقط آن نظر مطرح است، ولى پر واضح است كه راديوتلويزيون ملاك و مرجع تشخيص احكام دين نمي باشد.

7- اما نظريه متأخر از غروب؛ يعنى خواندن نماز مغرب حدود بيست دقيقه ديرتر از غروب آفتاب؛ نظريه اصلي شيعه نيست، و نظريه اى است كه بعدا مطرح شده؛ و به احاديثي استدلال شده است كه پاسخ امام 7 به ساكنان نواحي كوهستاني بوده، و جون فرو رفتن قرص در افق غربي؛ به علت ارتفاع محل؛ در زمان غروب حقيقي نيست؛ فلذا براى اينها فرموده اند كه به علامت ديگر غروب كه "زوال حمره مشرقيه (سرخي وقت غروب در سمت مشرق) از افق است" مراجعه كنند. "مغرب تأخيريها" بدون توجه به اين نكته؛ و با دو وقت پنداشتن اين دو علامت؛ به نظريه جديد "مغرب تأخيرى" رسيده اند.

8- قابل توجه است كه پيروان نظريه "مغرب تاخيرى" خودشان فى الواقع معتقد به غروب آفتاب مساوى مغرب هستند؛ چه اينكه اگر در فتاوايشان در وقت نماز عصر مراجعه كنيد مي بينيد كه آخرين فرصت وقت نماز عصر را غروب آفتاب مى دانند، نه بيست دقيقه بعد از آن (مغرب تاخيرى)؛ و اين بديهي است كه بين انتهاى وقت نماز عصر و آغاز وقت نماز مغرب؛ وقت سومى وجود ندارد.

9- بنابر اين؛ تنها نظريه در شيعه؛ رويه متأخر از غروب نبوده؛ بلكه نظريه اصلي همان "غروب آفتاب و فرورفتن كامل قرص خورشيد" است، كلمه "مغرب" اسم زمان براى وقت غروب است، و غروب شمس يعني فرو رفتن كامل قرص خورشيد در زير افق غربي، و دو عنوان فرورفتن كامل قرص افتاب در افق غربي؛ و زوال حمره مشرقيه در آسمان؛ دو وقت متفاوت نبوده، بلكه دو علامت براى يك زمان واحد هستند. و اين امر از بديهيات علم نجوم كهن و جديد است. از اين رو محققان فقهاء و همه آنهائي كه مسلط به دانش هيئت و نجوم بوده اند، در مراجعه به احاديث؛ اين دو عنوان را دو وقت تلقي نكرده؛ و طبق نصوص صريح معصومين : همان غروب آفتاب را ملاك قرار داده اند.

10- شايان ذكر است كه پيروان نظريه "مغرب تاخيرى" هم خودشان اصالتا معتقدند كه وقت نماز بعد از غروب كامل آفتاب و قرص خورشيد است، اما چون با غروب حسى قرص آفتاب و زير افق رفتن آن؛ اطمينان از غروب حقيقي خورشيد پيدا نمى كنند؛ فلذا اكتفا به غروب قرص آفتاب و زائل شدن سرخى مشرق از افق نكرده؛ و منتظر غائب شدن سرخى از كل نيمكره سماوى شرقي؛ و به اصطلاحشان "عبور سرخى از بالاي سر" هستند، اما منجمين و مراكز نجومى معتبر؛ براى تعيين ساعت غروب از روش رصد بصري استفاده نكرده؛ تا اينكه در دقت وقوع آن ترديدى باشد، بلكه با محاسبه درجه تحت الأفق قرار گرفتن كامل خورشيد؛ اوقات غروب آفتاب را؛ با دقت علمى در تقاويم اعلام مى كنند، و اين محاسبات را نه تنها رصد بصري حسى راصدين نيز تأييد مى كند، بلكه ابزارهاى پيشرفته رصدى امروزى هم مؤيد آنست.

11- و اگر در زمانهاى گذشته براى كساني؛ غروب حسي قرص خورشيد؛ و يا محاسبات منجمين؛ اطمينان لازم براى غروب واقعي خورشيد را نمى آورد، و نياز داشتند احتياطا مدتى صبر كرده؛ تا مقدارى از شب بگذرد؛ تا مطمئن شوند آفتاب غروب كرده است، اما در عصر جديد با بروز انواع تكنولوژيها و وسايل رصد و هواپيما و ماهواره و ابزارهاى پيشرفته؛ تحقيق از وقوع حقيقي غروب آفتاب امرى بسيار ساده و پيش پا افتاده است، كه همه دستاوردهاى دانش جديد؛ صحت و دقت نظريه فقهاء قائلين به تحقق وقت مغرب و غروب آفتاب در غروب قرص خورشيد را تأييد مى كند.

12- ازين رو مركز نجوم كهن و اسلامى؛ و آموزشكده ها و پژوهشكده هاى بنياد حيات اعلى؛ چون محل مراجعه همه شيعيان و خصوصا محققين است، و در ارائه مطالب؛ تعاليم حضرات معصومين : را؛ فراتر از رواج محلي يا مقطع تاريخي خاص مبنا قرار مي دهد، فلذا فراتر از تفاوتهاى نظرات محلي و يا رواج ميان پيروان راديو و روزنامه ها؛ آثار و نظرات و تقاويم خود را عرضه مي كند. خصوصا كه با دانستن وقت غروب آفتاب؛ و اضافه كردن بيست دقيقه به آن؛ وقت نماز "مغرب متاخريها" هم به آساني بدست مي آيد، بنا براين اگر شما نظريه اصلي و معتبر علمى كه صريح احاديث معصومين : است را پيروي مي كنيد؛ كه همان وقت غروب آفتاب را با پنج دقيقه احتياط ديرتر براى افطار روزه يا بجاي آوردن نماز مغرب بكار مي بريد، و اگر از نظريه "مغرب تأخيري" پيروى مي كنيد؛ كافي است بيست دقيقه به وقت غروب آفتاب بيافزاييد. موفق باشيد. [شمارة ثبت: (1434) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز شكر

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 04, 2012 8:40 am

سؤال:
لطفا در صورت امکان نحوه اقامه نماز شکر را ارائه فرمایید.

جواب:
دو ركعت نماز :
ركعت أول سوره حمد و قل هو الله أحد، و ركعت دوم سوره حمد و سوره قل يا أيها الكافرون
در ركوع و سجود ركعت اول و دوم، بعد از ذكر آنها بگوید: «الحمدلله شكرا شكرا وحمدا حمدا» هفت بار
در ركوع و سجود ركعت دوم، بعد از آنها بگوید : «الحمدلله الذی استجاب دعائی واعطانی مسئلتی وقضى حاجتي».
بعد از نماز نيز همين دعا را بگوید : «الحمدلله الذی استجاب دعائی واعطانی مسئلتی وقضى حاجتي».[شمارة ثبت: (1435) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نيت

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 11, 2012 4:19 am

سؤال:
برای نیت نماز لطفا راهنمایی فرمایید كه جطور بايد باشد؟

جواب:
نيت يعني قصد، و كافي است شخص با قصد انجام نماز؛ افعال نماز را صحيح و لوجه الله بجا بياورد، و به زبان آوردن نيت؛ لازم نيست. [شمارة ثبت: (1436) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

فقره تذكر سوره توحيد

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 11, 2012 4:22 am

سؤال:
برای مواقعى كه در قرائت نماز بیش از يكبار سوره توحید خوانده مى شود؛ برای گفتن "کذلك الله ربی"؛ آیا يكبار باید این ذکر گفته شود؟ یا برای هر یك بار قرائت سوره توحید یکبار گفته شود؟

جواب:
فقره مزبور در آخر سوره توحيد گفته مي شود، و سه بار مستحب، و يكبار هم مجزي است، و در صورت تعداد خواندن سوره توحيد، تكرار اين فقره در آخر هر بار تلاوت توحيد؛ پسنديده بوده، و گفتن اين فقره در آخر تلاوت آنها نيز كافي است. [شمارة ثبت: (1437) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

زمان نافله وتر و اذان و اقامه فجر

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 11, 2012 4:24 am

سؤال:
زمان اقامه نماز وتر حدود 12دقیقه قبل از اذان صبح گفته شده، آیا زمان اقامه نماز فجر در همین زمان است؟ یا ممکن است که تا دقایقی بعداز اذان هم برای اقامه نماز فجر وقت هم باشد؟

جواب:
زمان گفتن اذان واقامه فجر بعد از طلوع فجر است نه قبل از آن، و دوازده دقيقه قبل از فجر تا فجر آخرين و افضل اوقات براى اداي نماز وتر است، و بعد از آن قضا بجا آورده مى شود. [شمارة ثبت: (1438) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

زمان توجه و ال ياسين

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 11, 2012 4:25 am

سؤال:
بهترین زمان برای زیارت ال یس در طول شبانه روز چه وقت است است؟

جواب:
زيارت ال ياسين بر محور توجه است، و هر وقت توجه حاصل باشد مناسب است،
و مي تواند صبح بوده، و روزش را با ان اغاز كند،
و عمده بكاربردن نسخه كامله ان و دوازده ركعت قبل از ان است.
در بركزاري مجالس ال ياسين نيز هر وقت ميسر باشد؛ ممكن است و شب و روز جمعه به دليل تعلق بحضرتش اولى است
و در ميان عامه مردم به تناسب مسجد سهله در شبهاى جهارشنبه رواج دارد[شمارة ثبت: (1439) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز حضرت صاحب الأمر (منه السلام وإليه التسليم)

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 11, 2012 4:27 am

سؤال:
درباره نماز امام زمان سؤالي داشتم؛ در كتابها با تفاوتهايى نقل شده است، مى خواستم برايم دستور العمل كامل نماز امام زمان را بيان نمائيد، در كمى فرصت؛ حداقل برنامه آن چيست؟

جواب:

نماز حضرت صاحب الأمر (منه السلام وإليه التسليم)

(نسخه جامع: حاوى همه روايات بطور مفصل و كامل)

نكته اول: نماز حضرت صاحب الأمر منه السلام والیه التسلیم كه شخص حضرتش آنرا بجاى آورده، و طي توقيع شريفي كه از ناحيه مقدّسه‏ حضرت صاحب الزمان منه السلام والیه التسلیم صادر فرموده؛ اين نماز به شيعيان نيز معرفى و توصيه گرديده، و در موارد بسيارى هم براى طلب حاجت از خداوند و توسل و استغاثه به حضرتش نيز سفارش شده، و قرنهاست كه به عنوان عمل مجرب و توسل موفق؛ و نيز راه اتصال و پيوند با حضرتش بشمار مي رود.

نكته دوم: اين نماز را به قصد طلب حاجت از خداوند مى گذارند، و بعد از نماز؛ با اذكار و ادعيه اى با خداوند مناجات مى كنند، و سپس استغاثه به حضرت امام زمان منه السلام والیه التسلیم انجام مى گردد، و سپس اين نماز به محضر شريفش، هديه مى شود، و با سلام به حضرتش خاتمه مى يابد.

نكته سوم: اين نماز برحسب شرايط و مقتضيات هر واقعه؛ با برخى از ادعيه و اذكار و يا تفصيل و اختصار در نحوه انجام آن؛ توصيه شده است، و در اينجا دستور العمل مفصل و جامع آنرا كه مشتمل بر همه اذكار و ادعيه و اعمال آن مى باشد؛ ارائه مى كنيم، تا براى اهل معرفت و توفيق؛ امكان بهره مندى از آن فراهم باشد:

1- بعد از نيمه شب جمعه برخيزد، 2- غسل‏ كند، 3- و زير آسمان؛ و يا به جايگاه نماز خود برود، 4- و دو ركعت نماز بخواند، 5- (و مردان) با سرو باي برهنه بخوانند، 6- در هر ركعت در قرائت نماز و تلاوت سوره حمد وقتى كه به آيه پنجم "ايّاك نعبد و ايّاك نستعين" رسيد؛ آنرا صد مرتبه‏ بگويد، سپس سوره "حمد" را به پايان ببرد، 7- و يك (× يا هفت) مرتبه سوره "توحيد" بخواند، 8- و ذكر ركوع (سبحان ربّى العظيم و بحمده)؛ و ذكر سجود (سبحان ربّى الاعلى و بحمده) را هفت مرتبه بگويد.

9- در قنوت نماز؛ براى حضرتش دعا كند، مانند:

- دعاى: اللهم كُنْ لِوَلِيِّكَ القائم بأمرك * محمّد بن الحسن المهديّ * عليه وعلى آبائه أفضل الصلاة والسلام (صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبائِهِ) * في هذِهِ السَّاعَةِ وَ في كُلِّ سَاعَةٍ * وَلِيًّا وَ حافِظًا * وَ قائِدًا وَ ناصِرًا * وَ دَليلاً و مؤيِّدًا وَ عَيْنًا * حَتّى تُسْكِنَهُ أرْضَكَ طَوْعًا * وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلًا (وَ تُمَتِّعَهُ فيها طولًا و عرضًا) * وتجعله و ذريّته من الأئمة الوارثين * اللهم انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ * و اجعل النصر منك على يده * و اجعل النصر له * و الفتح على وجهه * و لا تُوَجِّهِ الأمر إلى غيره * اَللّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّكَ * حَتَّىٰ لَا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْئٍ مِنَ الْحَقِّ * مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ * اَللّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ * تُعِزُّ بِهَا الإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ * وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ * وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَىٰ طَاعَتِكَ * وَ الْقَادَةِ إِلَىٰ سَبِيلِكَ * وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ * و آتنا في الدنيا حسنة * و في الآخرة حسنة * و قنا عذاب النار * و اجمع لنا خير الدارين * و اقض عنّا جميع ما تحب فيهما * و اجعل لنا في ذلك الخِيَرَةَ * برحمتك و مَنّك في عافية * يا أَرحم الراحمين * آمين رب العالمين * و زدنا من فضلك و يدك المَلَا * فإنّ كل مُعْطٍ ينقص من ملكه * و عطاؤك يزيد في ملكك *

- و يا دعاى: اللَّهُمَّ أَصْلِحْ عَبْدَكَ وَ خَلِيفَتَكَ بِمَا أَصْلَحْتَ بِهِ أَنْبِيَاءَكَ وَ رُسُلَكَ * وَ حُفَّهُ بِمَلَائِكَتِكَ * وَ أَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِكَ * وَ اسْلُكْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا * يَحْفَظُونَهُ مِنْ كُلِّ سُوءٍ * وَ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْنًا * يَعْبُدُكَ لَا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئًا * وَ لَا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ عَلَى وَلِيِّكَ سُلْطَانًا * وَ أْذَنْ لَهُ فِي جِهَادِ عَدُوِّكَ وَ عَدُوِّهِ * وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ * إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْئٍ قَدِيرٌ *

- و يا دعاى: اَللّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ * فَقْدَ نَبِيِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ * وَغَيْبَةَ وَلِيِّنَا (إِمَامِنَا) * وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا * وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا * وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا * وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا * فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ (وَ آلِ مُحَمَّدٍ) * وَ أَعِنَّا عَلَىٰ ذٰلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ * وَ بِضُرٍّ تَكْشِفُهُ * وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ * وَ سُلْطَانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ * وَ رَحْمَةٍ مِنْكَ تُجَلِّلُنَاهَا * وَ عَافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُنَاهَا * بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ * اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَىٰ وَلِيِّ أَمْرِكَ * اَلْقَائِمِ الْمُؤَمَّلِ * وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ * وَ حُفَّهُ (وَ احْفُفْهُ) بِمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ * وَ أَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ * يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ * اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِيَ إِلَىٰ كِتَابِكَ * وَ الْقَائِمَ بِدِينِكَ * إسْتَخْلِفْهُ فِي الأَرْضِ * كَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِ * مَكِّنْ لَهُ دِينَهُ الَّذِي ارْتَضَيْتَهُ لَهُ * أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْنًا * يَعْبُدْكَ لَا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئًا * اَللّهُمَّ أَعِزَّهُ وَ أَعْزِزْ بِهِ * وَ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ * وَ انْصُرْهُ نَصْرًا عَزِيزًا * وَ افتَحْ لَهُ فَتْحًا يَسِيرًا * وَ اجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا * اَللّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّكَ * حَتَّىٰ لَا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْئٍ مِنَ الْحَقِّ * مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ * اَللّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ * تُعِزُّ بِهَا الإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ * وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ * وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَىٰ طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ إِلَىٰ سَبِيلِكَ * وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ *

10- پس از نماز؛ تهليل (لاإله إلا الله) بگويد، 11- و سپس تسبيحات حضرت فاطمه علیهاالسلام را بجاى آورد، 12- و آنگاه به سجده رود، 13- و صد مرتبه صلوات بفرستد، 14- و به سوى حق تعالى‏ زارى كند، 15- آنگاه بنشيند و مناجات و دعاى بعد نماز را بخواند:

- اَللّهمَّ قد أخَذَ التَّأديبُ مِنّي حتّى مَسَّنِيَ الضُّرُّ * و أنتَ أرحمُ الرّاحمين * و إنْ كان مَا اقتَرَفتُه مِنَ الذُّنُوب؛ أستَحقُّ بِهِ أضعافَ أضعافِ ما أدَّبتَنِي بِهِ * و أنت حَليمٌ ذُو أناةٍ * تعفُو عن كَثِيرٍ * حَتّى يَسْبِقَ عَفوُكَ و رَحمتُك عَذابَك *

- اَللّهُمَّ إِنْ أَطْعَتُكَ فَالْمَحْمِدَةُ لَكَ * وَ إِنْ عَصَيْتُكَ فَالْحُجَّةُ لَكَ * مِنْكَ الرَّوْحُ وَ مِنْكَ الْفَرَجُ * سُبْحانَ مَنْ أَنْعَمَ وَ شَكَرَ * سُبْحانَ مَنْ قَدَّرَ وَ غَفَرَ * اللّهُمَّ إِنْ كُنْتُ قد عَصَيْتُكَ؛ فَإِنّي قَدْ أَطَعْتُكَ في أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ؛ وَ هُوَ الإيمانُ بِكَ * لَمْ أَتَّخِذْ لَكَ وَلَدًا * وَ لَمْ أَدْعُ لَكَ شَريكًا * مَنًّا مِنْكَ بِهِ عَلَيَّ * لا مَنًّا مِنّي بِهِ عَلَيْكَ * وَ قَدْ عَصَيْتُكَ يا إِلهى * عَلى غَيْرِ وَجْهِ المُكابَرَةِ * وَ لَا الْخُروُجِ عَنْ عُبُودِيَّتِكَ * وَ لَا الْجُحُودِ لِرُبُوبِيَّتِكَ * وَ لكِنْ أَطَعْتُ هَوايَ * وَ أَزَلَّنىِ الشَّيْطانُ * فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلَيَّ وَ الْبَيانُ * فَإِنْ تُعَذِّبْني؛ فَبِذُنُوبي؛ غَيْرُ ظالِمٍ لي * وَ إِنْ تَغْفِرْلي وَ تَرْحَمْني؛ فَإِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ * پس از اين تا نفس او وفا كند "يا كريم يا كريم" را تكرار كند * و بعد از آن بگويد: يا آمِنًا مِنْ كُلِّ شَيْئٍ * وَ كُلُّ شَيْئٍ مِنْكَ خائِفٌ حَذِرٌ * أَسْئَلُكَ بِأَمْنِكَ مِنْ كُلِّ شَيْئٍ * وَ خَوْفِ كُلِّ شَيْئٍ مِنْكَ * أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ * وَ أَنْ تُعْطِيَني أَمانًا لِنَفْسي وَ أَهْلي وَ وُلْدي وَ سائِرِ ما أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ * حَتّى لا أَخافَ أحدًا * وَ لا أَحْذَرَ مِنْ شَيئٍ أَبَدًا * إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْئٍ قَديرٌ * وَ حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ * يا كافِيَ إِبْراهيمَ نُمْرُودَ * وَ يا كافِيَ مُوسى فِرْعَوْنَ * أَسْئَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ * وَ أَنْ تَكْفِيَنى شَرَّ ...فلان بن فلان، و به جاى (فلان بن فلان) نام شخصى را كه از شرّ او مى‏ترسد، و نام پدرش را بگويد *

16- و سپس بدين نحو استغاثه كند:

- اَللّهُمَّ عَظُمَ الْبَلاءُ * وَ بَرِحَ الْخَفاءُ * وَ انْكَشَفَ الْغِطاءُ * وَ ضاقَتِ الأَرْضُ بِما وَسِعَتِ السَّماءُ * وَ إِلَيْكَ يا رَبِّ الْمُشْتَكى * وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَةِ وَ الرَّخاءِ * اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد * الَّذينَ أَمَرْتَنا بِطاعَتِهِمْ * وَ عَجِّلِ اللّهُمَّ فَرَجَهُمْ بِقائِمِهِمْ * وَ أَظْهِرْ إِعْزازَهُ * يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ * يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ * إِكْفِياني فَإِنَّكُما كافِيايَ * يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ * يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ * أُنْصُراني فَإِنَّكُما ناصِرايَ * يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ * يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ * إِحْفَظاني فَإِنَّكُما حافِظايَ * يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ * يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ * يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ * الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ * أَدْرِكْني أَدْرِكْني أَدْرِكْني * اَلأَمانَ اَلأَمانَ اَلأَمانَ *

- يا مَنْ أَظْهَرَ الْجَميلَ وَ سَتَرَ الْقَبيحَ * يا مَنْ لَمْ يُؤاخِذْ بِالْجَريرَةِ * وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ * يا عَظيمَ الْمَنِّ * يا كَريمَ الصَّفْحِ * يا مُبْتَدِئَ النِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقاقِها * يا حَسَنَ التَّجاوُزِ * يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ * يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ * يا مُنْتَهى كُلِّ نَجْوى * وَ يا غايَةَ كُلِّ شَكْوى * وَ يا عَوْنَ كُلِّ مُسْتَعينٍ * يا مُبْتَدِئًا بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقاقِها * سپس بگويد: يا رَبَّاهُ ده مرتبه * يا سَيِّداهُ ده مرتبه * يا مَوْلاهُ ده مرتبه * يا غايَتاهُ ده مرتبه * يا مُنْتَهى رَغْبَتاهُ ده مرتبه * أَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذِهِ الْأَسْمَاءِ * وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرينَ (عَلَيْهِمُ السَّلامُ) * إِلّا ما كَشَفْتَ كَرْبي * وَ نَفَّسْتَ هَمّي * وَ فَرَّجْتَ عَنّي * وَ أَصْلَحْتَ حالي * بعد از آن هر چه مى‏ خواهى دعا كن و حاجتت را بطلب.

سپس گونه راست صورت را بر زمين گذاشته؛ و صد مرتبه مى‏ گويى: يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ، يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ، إِكْفِياني فَإِنَّكُما كافِيايَ (كافِياني)، وَ انْصُراني فَإِنَّكُما ناصِرايَ (ناصِراني).

آنگاه گونه چپ صورت را بر زمين گذاشته و صد مرتبه مى‏ گويى: أَدْرِكْني (مرا درياب)، و آن را بسيار تكرار كن.

و سپس به اندازه يك نفَس مى‏ گوئى: اَلْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، (به فريادم برس، به فريادم برس، به فريادم برس)؛ بعد سر از زمين بردار كه خداوند با بزرگواريش حاجتت را برآورده مى‏ كند إن شاء اللّه .

17- پس از آن نماز را به حضرتش هديه كند، و براى اهداء نماز بگويد:

- اللهم أنت السلام و منك السلام * يا ذا الجلال و الإكرام * صلّ على محمد و آل محمد * الطيبين الطاهرين الأخيار * و أبلغهم مني أفضل التحية و السلام * اللهم إنّ هاتين الركعتين * هدية مني إلى عبدك و ابن عبدك * و وليّك و ابن وليّك * سبط نبيك في أرضك * و حجتك على خلقك * محمد بن الحسن المهدي * يا وليّ المؤمنين، يا وليّ المؤمنين، يا وليّ المؤمنين * فصل على محمد و آله * و بلّغه إياها * و أعطني أفضل أملي و رجائي فيك و في رسولك (صلواتك عليه و آله) و فيه * سپس هر چه را دوست دارى دعا كن برآورده مى شود، إن شاء الله.

18- و براى سلام به حضرتش (در زير آسمان و رو به قبله) بگويد:

- سَلامُ اللهِ الْكامِلُ التّامُّ الشّامِلُ الْعامُّ * وَ صَلَواتُهُ الدّائِمَةُ * وَ بَرَكاتُهُ الْقائِمَةُ التّامَّةُ * عَلى حُجَّةِ اللهِ وَ وَلِيِّهِ في أَرْضِهِ وَ بِلادِهِ * وَ خَليفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَ عِبادِهِ * وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ وَ بَقِيَّةِ الْعِتْرَةِ وَ الصَّفْوَةِ * صاحِبِ الزَّمانِ وَ مُظْهِرِ الإْيمانِ * وَ مُلَقِّنِ أَحْكامِ الْقُرْآنِ * وَ مُطَهِّرِ الأَرْضِ * وَ ناشِرِ الْعَدْلِ فِي الطُّولِ وَ الْعَرْضِ * وَ الْحُجِّةِ الْقائِمِ الْمَهْدِيِّ * الإِمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِيِّ * وَ ابْنِ الأَئِمَّةِ الطّاهِرينَ * الْوَصِيِّ ابْنِ الأَوْصِياءِ الْمَرْضِيّينَ * الْهادِيِ الْمَعْصُومِ ابْنِ الأَئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومينَ * السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُعِزَّ الْمُؤْمِنينَ الْمُسْتَضْعَفينَ * السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُذِلَّ الْكافِرينَ الْمُتَكَبِّرينَ الظّالِمينَ * اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ * السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، * اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ أَميرِ الْمُؤْمِنينَ * اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ* اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ الأَئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومينَ * وَ الإِمامِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعينَ * اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلايَ* سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِي الْوِلايَةِ * أَشْهَدُ أَنَّكَ الإِمامُ الْمَهْدِيُّ قَوْلًا وَ فِعْلًا * وَ أَنْتَ الَّذي تَمْلَأُ الأَرْضَ قِسْطًا وَ عَدْلًا * بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْمًا وَ جَوْرًا * فَعَجَّلَ اللهُ فَرَجَكَ * وَ سَهَّلَ مَخْرَجَكَ * وَ قَرَّبَ زَمانَكَ * وَ كَثَّرَ أَنْصارَكَ وَ أَعْوانَكَ * وَ أَنْجَزَ لَكَ ما وَعَدَكَ * فَهُوَ أَصْدَقُ الْقائِلينَ * وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ * وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً * وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ * يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ حاجَتي... وحاجتش را ذكر كند * فَاشْفَعْ لي في نَجاحِها * فَقَدْ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحاجَتي * لِعِلْمي أَنَّ لَكَ عِنْدَ اللهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً وَ مَقامًا مَحْمُودًا * فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِأَمْرِهِ * وَ ارْتَضاكُمْ لِسِرِّهِ * وَ بِالشَّأنِ الَّذي لَكُمْ عِنْدَ اللهِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ * سَلِ اللهَ تَعالى * في نُجْحِ طَلِبَتي وَ إِجابَةِ دَعْوَتي وَ كَشْفِ كُرْبَتي * و آنچه را مى خواهد از خدا خواهش كند پس او برآورده مى كند، إن شاء الله.

تذكر: در وقت فوريت و عدم مساعدت فرصت و يا توان؛ از انجام آن به صورت حداقل اين اعمال (دو ركعت با حمد و تكرار صدبار آيه پنجم، و يكبار توحيد، و بعد نماز؛ استغاثه: عظم البلاء؛ و يا من اظهر الجميل) غفلت نشود؛ و در صورت توفيق؛ از آداب و اعمال و اذكار و ادعيه روش مفصل و جامع؛ اقتباس نموده و هرچه بيشتر بهره ببرد. [شمارة ثبت: (1435) منبع: المسائل اليمنية]

سؤال:
برای نماز حصرت دو نماز ذکر شده: یکی با قرائت 100مرتبه "ایاک نعبد وایاک نستعین"، ودیگری با قرائت سوره فتح در رکعت اول وقرائت سوره نصر در رکعت دوم است، کدامیک را پیشنهاد می فرمایید؟

جواب:
آنكه تكرار آيه دارد؛ چه بسا رجحان دارد، شرح نحوه كامل خواندن آن را قبلا در جوابيه اى (1435) بيان نموده ايم، و مانعي ندارد بجا آوردن نماز توسل يا هديه به حضرت به اين صورت كه: در هر ركعت آيه پنجم سوره حمد صدبار تكرار شود، و براى سوره؛ بجاي توحيد؛ فتح و نصر خوانده، و بعد از نماز؛ ابتدا دعاى استغاثه (از نماز اول) را؛ و سپس سلام به حضرت (از نماز دوم) را انجام دهد. [شمارة ثبت: (1440) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نوع خوراك معصومين عليهم السلام

پست جديدتوسط aelaa.net » پنج شنبه نوامبر 15, 2012 6:59 pm

سؤال:
در اردوهاي سلامت جزو آموزشهاي طب جامع در نسخه همگانی 4
اشاره شده حضرات معصومین این خورش و یا خوراک را دوست داشته و مصرف می نموده اند و یا چنین خوراکی های با خاصیت دیگر،
با اینکه در بعضی منابع درسیمان نوشته ایشان خورش دیگری بجز نان و نمک نداشته اند چگونه قابل جمع است؟
ایا ایشان اصلا گوشت مصرف نمی کرده اند؟

جواب:
1- مطالبي كه از كلام خازنان وحي عليهم السلام نقل مي شود، بايد با تعمق و دقت مورد مطالعه قرار بكيرد
نه به صورت سطحي يا چينشي يك قطعه كلام همانطور كه در روزنامه يا تلويزيون يا توسط افراد كم سواد مباحث ديني مطرح مي شود.

2- حضرات معصومين عليهم السلام همه طيبات را مصرف مي نمودند

3- هرجند در دوران پيامبر صلى الله عليه وآله بخاطر شرايط سخت مسلمانان و روحيه ايثار حضرات اهل بيت عليهم السلام،
ايشان بسياري اوقات كرسنه بوده يا با نان خالي يا نان و نمك كذرانده
و كاهي نان و شير يا نان و خرما يا سويق (كه نوعي سوب و خوراك مطبوخ رقيق با ارد است) خوراكشان بوده است
ولى بعضا نيز بيش مي آمده كه كسي دعوتشان كند و خوراكي از صيفي جات يا كوشت هم ميهمانشان كند
كه در آن مبحث صحبت از كدو حلوايي شده بود.

4- با كسترش اسلام و اقبال مردم و برطرف شدن محاصره هاي اقتصادي و هجمات نظامي
بتدريج وضعيت مسلمانان بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه وآله بهتر شد
و بالتبع وضعيت خوراك حضرات اهل بيت عليهم السلام هم بهتر شده است

5- در دوران حكومت بنجساله حضرت مولا علي عليه السلام
بخاطر اينكه ايشان متصدي حكومت بودند و حاكم اسلامي بايد در سطح زندكي بائين ترين شخص جامعه معيشت كند
فلذا شخص حضرت علي عليه السلام؛ خوراك خودشان را مطابق بايين ترين سطح مردم قرار داده بودند،
و غالب اوقات نان و نمك مي خوردند

6- اما گاهي اتفاق افتاده كه خوراكي ديكري هم ديكران اورده اند
و در جمع مردم حضرت هم از ان ميل كرده اند
مثل سمنو در نوروز
كه مردم اصلي كوفه كه ايراني بوده اند درست كرده بودند و به آن نوروزي مي كفتند
و براى حضرت آوردند و ميل نمودند و خوششان هم امد.

7- و در هرصورت اينكه خوراك غالب اوقات حضرت مولا علي عليه السلام در دوران حكومتشان نان و نمك باشد؛
منافاتي ندارد با دوست داشتن و خوش امدن از ساير غذاهاي طيب يا برخي از انها.

8- اما بقيه حضرات ائمه عليهم السلام كه متصدي حكومت نبوده اند
مثل ساير مردم غذا مصرف مي كرده اند
البته با رويه زهد و ساده زيستي كه داشته اند
مانند روزه كرفتن بيشتر اوقات، و ساده خوردن، و اوقات غير روزه دو وعده يكروز و يك وعده روز ديكر خوردن، و نيم سير از سفره برخاستن،

9- ولى اينها نيز منعي نبوده از اينكه گاهي انواع طيبات كه بطور متعارف براى عموم مردم فراهم بوده مصرف كنند،
ولذا خوراكشان محدود به نان و نمك نبوده است.[شمارة ثبت: (1441) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

بررسي صحت محاسبه خمس

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه دسامبر 09, 2012 2:07 am

سؤال:
السلام عليكم ورحمةالله وبركاته
فردي قبلا حساب خمسي داشته است ليكن جندسال بيش تاكنون وقفه افتاده است
لذا همان سالها قبل (1357) كه خمس را حساب كرده است مقداري را برداخت نموده و الباقي را بدهكار بوده است
در جند سال بعد بس از تمكن مالي منزلي خريداري نموده است در غير محل سكونت خود و اين اضافه بر نياز وي بوده است
امسال به فكر افتاده است بدهي خود را بابت باقيمانده خمس مذكور برداخت نموده و دوباره حساب خمسي خود را برقرار كند
لذا خمسش به طريق زير محاسبه كرديد:
1- مبلغي كه باقي مانده بود از مقدار اصل خمس كه بايد برداخت مي نموده معلوم شد
2- مبلغي كه در خريد منزل استفاده شده بود از باقي مانده خمس بنا به درصد و محاسبات معلوم شد
3- قيمت منزل محاسبه و مقدار سهم بول خمس مصرفي در آن محاسبه كرديد
4- كليه هزينه هايي كه بابت منزل انجام شده بود و يا عايدات از قبل اجاره منزل با احتساب سهم بول خمس مصرفي محاسبه شد
5- رشد و ترقي قيمت منزل با نرخ كذاري آن محاسبه و ميزان سهم بول مصرفي از خمس معين شد
6- خمس امسال محاسبه كرديد
7- جمعا خمس امسال + مبلغ خمس قبلي محاسبه كرديد
8- ضمنا از سال 1357 تاكنون بس اندازش مبلغ ... حساب بانكي قرض الحسنه است كه براي مخارج حج كنار كذاشته است البته از آنسال تاكنون خمسي محاسبه ننموده است
محاسبه خمسش طبق آيين نامه و باسخهاي بركزيده در تالار حيات اعلى و روشي كه در آنجا كفته شده محاسبه كرديده بود
لذا براي اطمينان و درستي و دقت محاسبه انجام شده و نحوه محاسبه از شما برسيدم
لطفا راهنمايي بفرماييد

جواب:
عليك السلام

* نحوه اى كه نقل كرديد با ان ايين نامه سازكار نيست و بر طبق رايج است
جون ارتفاع قيمت منزل و لوازم مورد استفاده را رايج مشمول خمس مي دانند
اما طبق تعاليم مكتب وحي مشمول خمس نمي باشد

1- آنجه بدهكار بوده و برداخت نكرده،
اكر جدا نكرده و جزو مالش مانده، مقدار خمس و مقدار رشد آن و مقدار منافع و مصرف آن را بدهكار است

2- منزل و وسايل لايق زندكي و املاكي كه درامدش براى تامين مخارج سالش به ان نياز دارد
اكر از درامد سالانه و مال خمس داده تهيه شده
اينها هيجكدام خمس ندارد
و ارتفاع قيمت انها تا مادامي كه مورد نياز زندكي و محل مصرفش است خمس ندارد

3- اكر مال كنار كذاشته براي حج مثل خريد فيش و در نوبت ماندن باشد
خمس ندارد
اكر مال طوري كنار كذاشته كه هيج وقت از ان و براى هيج نيازي برداشت نكرده و نمي كند
باز خمس ندارد
اما اكر به اين نيت بوده ولي احيانا اكر براى موردي بيش بيايد انرا برداشت كرده يا مي كند مشمول خمس مي شود[شمارة ثبت: (1442) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

دو سؤال: يكي اصطلاح تاريخي، دومي نسخه زيارت

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه دسامبر 09, 2012 2:19 am

سؤال:
السلام عليكم ورحمةالله وبركاته
1- در كتاب شريف منتهي الامال در باب بنجم در بيان شهادت جوانان هاشمي در عاشورا
وقتي ذكر حضرت علي اكبر عليه السلام شده است در نسب مادر مكرمه شان ليلي بنت ابي مرة بن عروة بن مسعود ثقفي
در خصوص عروةبن مسعود كفته است كه: وي يكي از سادات اربعه در اسلام بوده است
سؤال : سادات اربعه جه كساني بودند؟


جواب:
عليك السلام
1- مقصود از اصطلاح "سادات" در زبان عربي با مقصود از همين اصطلاح در زبان فارسي مختلف است
در فارسي مقصود :ذريه حضرت مولا و حضرت زهرا عليهما السلام" هستند
در عربي يعني "بزرك و سرور"
و اين ممكن است در هر محل يا هر زمان يا هر قومي شامل كساني باشند

سادات اربعة كه مورد سؤال است،
جهار نفري هستند كه حضرت بيامبر (صلى الله عليه وآله) از ايشان به عنوان بزركان بسيار مهم عرب ياد فرموده است و آنان:
عروة بن مسعود الثقفي - هلال العبدي - عدي بن حاتم - سراقة بن مالك المدلجي
بلكه عروة بن مسعود الثقفي يكي از دو نفر عظيم عرب است كه در اين آيه از قرآن كريم ياد شده است:
لَوْ لا نَزَّلَ هَذَا القُرْآنَ عَلَى رَجُلٍ مِنَ القَرْيَتَيِنِ عَظِيِمْ
ولذا عروة بن مسعود الثقفي فرستاده بيامبر (صلى الله عليه وآله) براى عقد قرارداد صلح حديبيه بود با اينكه هنوز مسلمان نشده بود
اما وقتي رسما و علنا هم مسلمان شد و قومش را به اسلام دعوت كرد، مافياي مشركين فورا او را ترور كردند
حضرت نبي اكرم (صلى الله عليه وآله) شمايل او را شبيه ترين مردم به حضرت عيسى توصيف فرموده اند[شمارة ثبت: (1444) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
2- همجنين در آن كتاب شريف:
يك عبارت را از زيارت ناحيه مقدسه مي آورد يعني: مهمهما باكيا
كه در برخي كتب اين عبارت را با حاء جيمي آورده است
حال كدام عبارت صحيح است؟

جواب:
2- صحيح = محمحما[شمارة ثبت: (1445) منبع: المسائل الإنترنتية]

متشكرم
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

مصرف صندوق صدقات مؤسسات

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه دسامبر 09, 2012 2:23 am

سؤال:
شخصی چند سال پیش به منزلی امده و صندوق صدقه ای خالی آنجا جامانده يافته
و ایشان طی این چند سال یک مبلغی را ریخته ولی به کسی نداده
آیا این پول صدقه را به اسم ان صندوق باید بدهد؟ یا نه در اختیار خودش می باشد و مي تواند به هر فقيري بدهد؟

جواب:
صدقات را نبايد نكه داشت تا سال برسد
ماهش هم زياد است
در فرض مذكور شخص اختيار تعيين مسير مصرف صدقات را دارد
ولي صندوق را به مؤسسه مربوطه بركرداند[شمارة ثبت: (1446) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز بوقت نقطه اي در مسير برواز

پست جديدتوسط aelaa.net » چهارشنبه دسامبر 12, 2012 12:28 am

سؤال:
کسی ساعت یک بامداد از کشور قطر پرواز دارد برای کشور چین، و تقریبا 6ساعت پرواز طول می کشد،
و به ساعت کشور چین در ساعت 15 به آنجا می رسند، تکلیف ایشان برای نماز صبح چه می باشد؟ ممنون از راهنمایی شما.

جواب:
بايد به افق هر نقطه اي كه وقت داخل مي شود، فرائض و نوافل را خواند، و چون موضوع سؤال؛ وقت نمازي است كه در مبدأ و مقصد نبوده؛ و بين راه وقتش مي رسد، بايد به وقت اذان صبح در نقطه اي كه در مسير فرا مي رسد؛ نمازش را بخواند، طلوع فجر در هوابيما مشهود است،
مراقبت كند هر وقت داخل شد با چند دقيقه احتياط (تفاوت ارتفاع با سطح) نماز صبح را اقامه كند، البته با داشتن مختصات جغرافيايي نقطه مزبور (رؤيت طلوع فجر) از خلبان و خدمه، و داشتن ارتباط اينترنت، مي تواند با اتصال به سايت منجم اوقات شرعي (مركز نجوم كهن و اسلامى)، ساعت دقيق طلوع فجر آن نقطه را نيز بدست آورد. [شمارة ثبت: (1447) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

برخي از حركات در عزاداري

پست جديدتوسط aelaa.net » پنج شنبه دسامبر 13, 2012 1:22 am

سؤال:
برای عزاداری آقا ابا عبدالله الحسین (عليه السلام) هنگام سینه زدن در مجالس زنانه،
اغلب خانمها به جای زدن دستهایشان به سینه، همین طور که نشسته اند به پایشان (رانها) میزنند
آیا این درست است؟ آیا بی ادبی نیست؟ و بعضی هم ، هم به سینه و هم به پایشان میزنند، آیا این اشکال دارد؟


جواب:
اشكالي ندارد.
هر دو حركت مذكور و نيز بر سر و يا صورت زدن، همگي واكنش طبيعي انسان در وقت تالم از مصيبت است
كه بنا به شدت مصيبت از انسان صادر مي شود،
كه در مصائب دنيوي توصيه برهيز شده، و در مصيبت حضرتش نه تنها منع نشده بلكه توصيه نيز گرديده است.[شمارة ثبت: (1448) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نكاتي در شيردادن از طريق غير مادر

پست جديدتوسط aelaa.net » سه شنبه ژانويه 15, 2013 3:41 am

سؤال:
بخاطر ارتباط شديد و نزديك بين برخي خانواده ها؛
و براي سهولت معاشرت بين بزركترهاي نامحرم،
اكر از طريق شيردادن بخواهند ايجاد محرميت كنند، كه مشكلي شرعي نداشته باشند، جطور است؟

جواب:
1- مسائل شيردادن و احكام تابع آن بسيار دقيق است،
و انجام آن درميان نزديكان؛ بالعكس كاهي سبب بيجيدكيهايي در ارتباطات؛
و يا ايجاد مظنه شبهه در ازدواج نسلهاي بعدي،
بلكه در مواردي موجب حرام شدن همسر بر خود شخص يا شبهه آن مي كردد،

2- افزون براينها از نظر تربيتي و اخلاقي آثار منفي مهمي دارد و آن اينكه
القاء معناي غلط بي بند و باري در ميان فرزندان و نوجوانان مي كند،
جه اينكه آنها غافل از جزئيات مسائل بوده،
و فقط مي بينند كه كسي منعشان نكرده و يا توصيه شان به رعايت حكم محرم و نامحرم نمي كند،
كه سبب سوء برداشت كلي يا جزئي مي كردد،
بس اكر ندانند دليلش را كه آن تصور غلط آزاد بودن را دارد
و اكر بدانند كه رضاعي موقت براى آن انجام شده، جون دليل و حكمت تفصيليش را نمي دانند،
آنرا روشي فورماليته براى ازادي بزركترها تصور كرده
و بدين صورت اساس التزام دينيشان سست مي كردد

و اصلا اينكونه استفاده ها بر خلاف اهداف تشريع احكام الهي است
جه اينكه با حكم رضاع در نظر شرع؛ مي خواهند دايره التزام شخص و حرمت نكهداشتن او بيشتر مي شود
و با رضاع مادر و خواهر و برادر و و... هايي به جمع خويشان نسبيش اضافه مي كردد و مسؤوليتش بيشتر مي شود
نه اينكه براى اين باشد كه او را آزادتر و بي مسؤوليتتر كند

3- فلذا براى رفع ضرورتها
از روش رضاع و شيردادن اجتناب شود،
مكر با بررسي دقيق جزئيات موضوع و توابعش قبل از انجام آن،
و سبس ثبت موارد مَحْرم شده و حرام براى ازدواج كرديده، و فروع آنها،
و تعليمش به فرزندان كه مبتلاي به حرام نشوند،

4- اما بهترين راه براى محرميت در موارد اضطراري
از طريق ازدواج موقت دختر كودك به ولايت بدرش است،
كه مادرش بر شخص محرم مي كردد،
و دايره محرميتش هم محدود و بسته است.

5- و موضوع شيردادن هم
امر ساده اي مانند ساير امور مراقبتي و بهداشتي نيست،
كه هر زني بخواهد از روي كمك در غياب خواهر يا دوستش بجه او را ارام كرده و شيرش دهد،
بلكه تاثيرات شير در روح و روان كودك از امور مسلم است،
و انتخاب مرضعه بايد از روي بصيرت لازم باشد
و اين امر بعد از ملاحظه احكام محرميت و توابع آن (كه فوقا اشاره شد)،
و اينكه از بيرون فاميل و خويشان و خاندان باشد
توسط زني باشد، كه خود از امتيازاتي خاصي برخوردار بوده و شجره نياكان او نيز به اوصافي شايسته موصوف باشند
تا بواسطه آن رضاع كمالاتي به خصلتهاى كودك افزوده شود،
نه اينكه زني باشد پائين تر يا معمولي تر از مادر كودك
كه سبب تضعيف شخصيت كودك كردد،
بلكه حتى مثل مادر او و در سطح او نباشد،
تا آنكه خصائلش (كه خالي از ضعف نيست) در روح و روان كودك مضاعف شود.
ولذا مرضعه را از بيرون خاندان و خويشان و قبيله خود انتخاب مي كرده اند،
با رعايت سلامت و ايمان و كمالات شخصي و خانوادكي و خانداني مرضعه.
جون آنجه را از خاندان و قبيله والدين بايد دريافت كند به نسب و ولادت از ايشان كسب كرده
و نبايد با مرضعه از خاندان تشديد خصائل شود (كه ضعفها هم جزوش است)
بلكه بايد بوسيله مرضعه صفات ممتاز ديكري به او افزوده شود،
و يا با تعدد مسير وراثت خصائل؛ ضعفهاي خاندان نسبي با شير از آنها تشديد نشود
و اين امر راز كرفتن مرضعه براى فرزندان در قديم بوده، عليرغم شيرداشتن مادر

با توجه به موارد فوق در موضوع شيردادن تساهل نشود
كه اين امر مانند ديكر امور مراقبتي از كودك نيست[شمارة ثبت: (1449) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمدلله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

معامله و تاخیر در اداء تا تغيير ارزش پول

پست جديدتوسط aelaa.net » جمعه ژانويه 25, 2013 3:20 pm

سؤال:
اگر یک شخصی از ما جنسي بخرد و بگويد 20روزه میاورم و نیاورد
بعد از 8ماه حالا اورده، قیمت جنس تفریبا 50% گران شده است
آيا می شود از آن این تفاوت قیمت را گرفت؟ یا شرعا مشکل دارد؟

جواب:
اكر جزو قرارداد شرط بوده مدت برداخت، و اينكه اكر رعايت نكرد، معامله فسخ و به قيمت روز يا نرخ جديد حساب مي شود،
كه معامله فسخ و به قيمت روز يا جديد تعيين شده مي تواند حساب كند

اكر شرط نبوده و فقط قول خريدار بوده؛ مثل دين و بدهي است كه تاخير شده،

اما از انجا كه اسكناس و ارزهاي رسمي كشورها ماليت حقيقي نداشته و اعتباري است
فلذا به ارزش و رواج وو... مشروط هستند
و در صورت تنزل قيمت بطور محسوس؛ خريدار بايد تحصيل رضايت فروشنده كند،
و فروشنده هم مي تواند كسري حاصله را در وقت برداخت حساب نمايد[شمارة ثبت: (1450) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

كاهش ارزش پول توسط دولتها

پست جديدتوسط aelaa.net » جمعه ژانويه 25, 2013 3:31 pm

سؤال:
معمول است دولتها براى جبران كسري بودجه
و بدست اوردن ارز بيشتر بطور دستي ارزش بول خودشان را كاهش مي دهند
و مثلا در عرض يكهفته يك تومان قيمت سه ريال بيدا مي كند
آيا دولت ضامن است در مقابل مردم كه دارائيهايشان را دو سوم از دست داده اند؟

جواب:
دولت حتما ضامن است شرعا و بدهكار نسبت به مردم مي باشد،
و بايد كسري ارزش كل نقدينه هاي كاهش يافته مردم را جبران كند

و مردم در مقابل بقدر اين كاستيها از دولت طلبكارند
و مي توانند مقدار اين برداشتهاي دولت از سرمايه شان را حساب كنند
و در فرصتهاى مناسب، از محلهايي كه در مقابل دولت بدهكارند، تامين كرده و به دولت ندهند

اكر دولتي متشرع باشد، اين كاستيهاي سرمايه مردم را با حواله هايي از ذخائري مثل نفت و كاز به مردم باز مي كرداند،
تا هم به برنامه كاهش ارز براى منفعت خارجيش رسيده باشد
و هم به سرقت اموال شخصي احاد ملت مبتلا نشود
ضمن اينكه به افزايش نقدينكي و تورم كرفتار نكردد[شمارة ثبت: (1451) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نيت در عبادات و طاعات

پست جديدتوسط aelaa.net » شنبه ژانويه 26, 2013 12:17 pm

سؤال:
آیا اعمال را به نیت تقرب به اهلبیت : انجام دهم یا به قصد هدیه انجام شود؟

جواب:
اعمال قربة الى الله تعالى انجام مي شود، و تقرب به اهل بيت : نوعى تقرب به خداست، و اين دو تقرب از هم جدايي ندارند، و اهل بيت : به جهات مختلفه در اين موضوع مطرح هستند: يكي: به عنوان "راهنماي ما" كه چراغ هدايت مسير ما براى شناختن وظايف و اعمال و برنامه ها هستند،
دوم: به عنوان "صاحب حق بر ما" مطرح هستند؛ و از جمله اداي حقوق؛ اهداء ثواب اعمال يا نيابت بجاي آنهاست،
سوم: به عنوان "واسطه توسل به خداوند و شفيع ما براى پذيرش اعمال ما" هستند، ولذا دعاهايي هم در ابتداي نماز براى اين جهت وارد است، ولى هر كسي بر حسب معرفتش به اهل بيت توجه دارد، و در اين سه جهت عموم مواليان و پيروان اهل بيت :مشتركند،

اما اهل معرفت و خواص از ايشان؛ بالاتر از اين جهات نيز در طاعاتشان بهره مي برند، و آن به بركت معرفت "حق معرفت" است، كه با شناختن مرتبه وجه اللهي حضرات معصومين :و خصوصا امام هر عصر براى اهل آن زمان؛ مي باشد، كه حضرتش وِجهِه و مقصد اوست در همه امور، نه اينكه حضرات را نيت كند، چه اينكه نيت قربة الى الله است، ولى به سبب معرفت مي داند كه خودبخود آنها مسير توجه به حق و قبله دل هستند،
همچنان كه در وقت نماز؛ براى اينكه رو به سوي خداوند بايستيم؛ ما به طرف قبله (كعبه) نماز مي خوانيم؛ كه ظاهرا نقطه اى جغرافيايي در ناحيه حجاز و شهر مكه است، با اينكه خداوند فراسوي مكان و جهت است، اما قبله كعبه؛ نشانه صحت توجه و سمت يابي انسانِ محدود در جهات مادي است، حضرت صاحب الامر (منه السلام) هم كعبه باطن هستند، و خودبخود؛ مقصد جميع توجه هايي كه به خداوند مي شود در عالم؛ هستند، ولو كسي حتى حضرتش را نشناسد و يا منكر باشد، اما شخص عارف به اين حقيقت؛ از اين معرفت بهره مند مي شود، و غير او محروم، مثل آن كه كعبه ظاهري را مي شناسد؛ بهره اى مي برد از سمت كعبه شدن؛ كه ديگري كه احيانا به آن سمت ايستاده؛ ولى محروم است؛ آن بهره را نمي برد، چون اين معرفت را ندارد،
در كتاب "توجه به حق تعالى از راه ناحيه مقدسه" و آل ياسين كامله، و كتاب توجه از كتاب مناسك ديدار حق؛ و نيز ساير اجوبه مندرجه در كتاب پاسخ برگزيده، شمه اى در اين باب توضيح شده است. والحمد لله رب العالمين. [شمارة ثبت: (1452) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

خمس ارز مازاد سفر

پست جديدتوسط aelaa.net » پنج شنبه فبريه 07, 2013 7:18 am

سؤال:
سال قبل که برای زیارت عتبات مشرف شدیم، مبلغ .... دلار و مقدار .... دینار از سفر باز گرداندم، این مبلغ را گفتم ان شا الله برای زیارات بعد نگه میدارم، و دست نزدم همچنان دارم تا زیارت بعد که ان شا الله نصیبم شود، الان یک سال از انها گذشته ایا به انها خمس و زکات تعلق میگیرد.

جواب:
اكر اين وجه يا بعض آنرا براي امر زيارت يا شؤون ديگر زندگي در سال پيش رو نياز دارد، كه به مقدار مورد نياز در سال پيش رو، مشمول خمس نمي شود،
و بقيه كه زائد است مشمول خمس است.
و در صورتي كه بخواهد عين وجه مذكور را براى سفرهاي بعدي يا مصارف ديگر نكهدارد، مي تواند معادل مقدار خمس آنرا از بقيه مالش ببردازد، و سبس در آن تصرف نمايد.[شمارة ثبت: (1453) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

زكات مستحب و زكات واجب

پست جديدتوسط aelaa.net » پنج شنبه فبريه 07, 2013 7:25 am

سؤال:
من دفعه قبل از نصاب زکات سوال کردم، و فهمیدم که برای طلا بعد از نصاب بیست دینار، نصابهای بعدی 4 دینار اضافه میشوند، و بین این چهار دینار تا 4 دینار بعد زکات ندارد، من به مسئله و این تكليف و فرمایش دين تسلیم بودم، اما در محاسبه زکات گفتم چه برکتی بهتر از این که ادم هر سال زکات بدهد ولو واجب نشده باشد، لذا با اينكه به نصاب بعدي نرسيده بقدر افزوده و عددی که بین این نصاب بود هم زکات دادم، حالا الحمد لله باز اضافه شده و باید زکات بدهم، ایا فقط اضافه را زکات بدهم یا اینکه باید ان ما بین نصاب را هم در محاسبه دخیل دهم؟

جواب:
اينكه شخص بخواهد اضافه بر مقدار واجب زكات ببردازد، يا در راه خدا تبرعا انفاق كند مانعي نداشته بلكه بسيار ماجور نيز هست،
ولي اين انفاق جزو انفاقات مستحبي او محسوب مي شود،
اما انفاق مستحبي سبب معافيت از اداء فريضه واجب در مورد ديكر يا نوبت بعدي نمي شود.
براى تشخيص وظيفه فعلي، نصاب قبلي كه زكاتش فريضه بود و آنرا ادا كرده را مبنا قرار داده، بس اكر الان موجودي به نصاب بعدي رسيده، و يكسال هم از آن كذشته و مصرفي نشده كه از نصاب كم شود، بس زكات همين نصاب افزوده را مي بردازد، و اكر كه هنوز به نصاب بعدي نرسيده، بس مشمول زكات نيست.[شمارة ثبت: (1454) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه مارس 03, 2013 4:54 pm

سؤال:
استاد گرامی
بعد از سلام و تسبیح حضرت حق و درود بر سید و سند ، شمع محفل کاینات ، مدینه علم و معرفت خاتم انبیا و پادشاه و دریچه علم مولا و سرور ، والی ولایت اول و آخر حیدر کرار و سلام و صلوات بر خاندان نور و رحمت ائمه معصومین و امید مان حضرت منجی، و درود و سلام بر جمیع انبیاء و مرسلین و ملائک ومقربین و موکلین و خادمین عالم اعلی و سفلی ، بر شما استاد گرامی اجازه عرض ادب میطلبم
من از عاشقین خالقم هستم و از برکت صفات پاک و دریای بیکران رحمتش ذره ای در حد ادراک و فهم در علوم غریبه و خفیه را دارا هستم و از برکت بزرگان داعیه خدمت به خلق را میکنم، به این منظور از جانب حضرت دوست و اذن پادشاه علم بهره ای و راهنمایی هایی میگردم که آشنایی با سایت شما ازین قبیل عنایات به این حقیر بوده است و این ماییه مباحات و تقویت ایمانم و سجده شکر گردیده است .
اما متاسفانه حقیر در استفاده از مطالب آموزشی از سایت در بسیاری از لینک ها که پیام عدم مجاز بودن و یا خالی بودن مبحث آموزشی ،مواجه میگردم که برای تشنگی در فراگیری از اساتیدی این سایت و مطالب ارزشمند آن بی بهره و ناله افسوس را برایم دارد.
از شما استاد گرامی که دانشتان مرا به تحسین شما امر میکند، استدعا دارم مباحث آموزشی را در اختیار این حقیر قرار دهید تا در رفع ایرادات و تامین اشکالات در امور مربوطه که مرتبط به قلم زدن وفق های نامها و تعاویذ و ابطال اسحار و دفع جادوی سیاه و... میباشد بتوانم خادم خلق باشم. و امیدوار باشم ازین خدمت
به خلق به درگاه خالقم از روسیاهی خود بکاهم هر چند که در هر نفس شرمساریم به درگاهش افزونتر میگردد اما امید و حسن ظن به کرمش نور امید را در دلم روشن میسازد.
بنده را عفو فرمایید ازینکه بیش از حد ادب و دانش وقت حضرتعالی را گرفتم. امیدوارم مورد قبول زحمت شما واقع گردم .

ضمنا لذت و رشک بردم از تعریف و تفسیر لوگوی این سایت که تماما حاکی از ارادتی خالصانه به امام مرادم و معشوقم هست
خوشا به سعادتتان ، کاش با بزرگان همنشین بودم تا کمال همنشینی ،در من هم اثر میکرد اما همین
سعادت که از دانشتان که سخاوتمندانه در اختیار گذاشتید هم همین اثر را داشته :

(^مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم **** هوا داران کویش را چو جان خویشتن دارم^)

دعا گو و ارادتمند شما استاد گرامی هستم


جواب:

عليك السلام

1-از توجه شما به معاني نماد سايت حيات اعلى خوشوقتيم

2-دسترسي به تالارهاي آموزش و برنامه هاي آموزشي بنياد حيات اعلى براي كساني است كه بس از طي مراحل ثبت نام در آموزشكده هاي بنياد حيات اعلى
مشغول به تحصيل شده و دانشجوي اين رشته ها مي كَردند
براي طي مراحل ثبت نام
يك بيوكَرافي و سابقه تحصيلي و مطالعاتيتان همچنين ميزان آشنايي با مطالب منتشره بنياد حيات اعلى را ارسال نماييد
تا به مركز آموزش حيات اعلى معرفي شويد

3-اما موضوع اموزش علوم غريبه يا پاسخگويي به نيازهايي از اين قبيل
بايد بگوييم كه
به اين امر معتقد نيستيم بلكه با ورود در اين امر و رشته ها مخالفيم هر چند بفضل خداوند توانايي پرداختن به آن را داريم
اين رشته امور هر چند بقصد خدمت باشد و در راه صحيح باشد
ولى براى صاحبش نكبت دارد
چه نكبت احوال چه نكبت درامور دنيوي، اخروي را هم خدا مي داند
و خصوصا مطلعيم كه بزرگاني كه كراماتشان در اين رشته ها زبانزد و كتابها برايش منتشر شده
در اواخر عمر از اشتغالشان در دنيا به اين امور پشيمان بوده اند
تفصيل بشتر در حوصله اوقات محدود ما نيست

4-البته اوقات فلكي را به تفصيل منتشر نموده ايم
ولى تا همين حد نه بيشتر
اوقات فلكي كه ما در تقاويم مفصله ارائه مي كنيم دهها برابر آنچه بزرگان ياد شده در كتابهاشان اشاره كرده اند مي باشد
و اگر كسي از خواص اوقات مطلع باشد بسيار فراتر از آنچه در ان كتابها صحبت شده مي تواند بهره مند شود
ولي با اين حال نشر اين اوقات را منافي با آن تحفظ از ورود در ان رشته تسخيرات و غريبه نمي دانيم
چون بيان اين سطح عالي از اوقات فلكي براى مركز نجوم مانند بيان ساير اوقات شبانه روز طلوع و غروب ووو است
حالا كسي وقت طلوع را بشناسد و آن را براى چه كاري بكار ببرد به عهده خودش است
بيان اوقات جنبه ديگر است
و منعي از نشرش نيست ولذا به همين اكتفا مي كنيم

موفق باشيد[شمارة ثبت: (1455) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پست جديدتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 10:49 am

سؤال:
تحت قبه تا چه مقداری از حرم مطهر حضرت امام حسین علیه السلام محاسبه می شود؟

جواب:
تحت قبه يعني زير سقف كنبدي بالاي ضريح[شمارة ثبت: (1456) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

آداب ورود به صحن حضرت ابوالفضل عليه السلام

پست جديدتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 10:54 am

سؤال:
برای ورود به صحن حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام دعای ورودی صحن حضرات مقدسه معصومین را می توان تلاوت نمود؟

جواب:
براي درب صحن مشاهد غير معصومين ادعيه و اذكار خاصي وارد نشده است، بجز حالت تذكر و ذكر خداوند (بطور كلي و غير معين) و بر همين مقدار مواظبت و اكتفا بشود،
و نبايد برخي جزئيات و تفصيلات كه مخصوص مشاهد يا حضور حضرات معصومين عليهم السلام است را عمومي؛ و در غير آن مواضع بكار برد، و ويژگي آن مشاهد را نبايد ملغا كرد.
البته يادآوردن حوادث مولمه و حزن آور آن امكنه جزو آداب اين مواضع است، جه اينكه در همين جاها بوده كه اصابت و زخمي شدن حضرتش اتفاق افتاده، و يا تشريف آوردن حضرت امام حسين عليه السلام در وقت باسخكويي به نداي استغاثه برادر، و يا آمدن حضرت اما سجاد عليه السلام در وقت دفن اجساد مطهره.[شمارة ثبت: (1457) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

طواف غير مشاهد معصومين عليهم السلام

پست جديدتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 10:56 am

سؤال:
حرم غیر حضرات معصومین علیهم السلام مثل حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و حضرت سلمان علیه السلام را می توان طواف نمود؟

جواب:
طواف براى مشاهد معصومين وارد شده است.[شمارة ثبت: (1458) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز در فرودكاه نجف اشرف

پست جديدتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 10:58 am

سؤال:
آیا نمازها ی چهار رکعتی در فرودگاه نجف اشرف برای شخصی که با هواپیما سفر می کند؛ کامل می باشد؟

جواب:
فرودگاه نجف اشرف بيرون شهر است، و جزو محدوده تمام بودن نماز در اين دو شهر نيست،
ازين رو براى مسافري كه وارد مي شود و هنوز در نجف يا كربلا قصد اقامت ده روز ننموده؛ ادامه مسير سفر محسوب مي شود؛ فلذا نماز تمام نيست.
و همچنين مسافري كه در يكي از اين دو شهر اقامت ده روزه داشته، و بعد از ده روز و در بازگشت از عتبات به وطن (كه فاصله اش يكروز راه بيشتر است) به فرودگاه نجف مي رود، چون از شهر و حومه آن بيرون رفته و مسافر شده است، فلذا نمازش در طول مسير سفرش (و از جمله آن؛ نمازش در فرودگاه نجف) تا بوطنش برسد شكسته است، و آنرا ناتمام و قصر بجاي مي آورد.

اما مسافري كه در يكي از اين دو شهر قصد اقامت ده روزه داشته، و اقامتش محقق شده و ميان آن ايام، براي كاري به فرودگاه نجف مى رود؛ نمازش در حين ترددش به فرودگاه نجف اشرف تمام است. [شمارة ثبت: (1459) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز فريضه در حرم يا جماعت بيرون

پست جديدتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 10:59 am

سؤال:
نماز های یومیه را به جماعت بیرون از حرم (در مشاهد مشرفه)، داخل صحن با جماعت دوستان اقامه نماییم بهتر است؟ و یا این که به صورت انفرادی داخل حرم هر کسي برای خودش به جای آورد؟

جواب:
اگر نماز جماعت در آن وقت؛ در محل برپا باشد، برپا كردن جماعت جداي ديگر معني ندارد، مگر امكنه اي كه داراي مواضع متعدد با جماعت متعدد است؛ و در يكي از مواضع آن جماعتي برپا نيست؛ آنوقت جمعي جماعت آنجا را بر پا كنند.
شخص داخل حرم كه از اعمالش فارغ نشده؛ لازم نيست ميان اعمالش؛ مكانش در حرم را رها كند؛ و براي شركت در جماعت بيرون حرم برود، و مي تواند در همان محل از حرم كه هست؛ نماز فريضه اش را اول وقت بجاي بياورد، حال يا به اقتداي به شخص صالح براى اقامه جماعت؛ اگر كنار او اتفاقا هست، يا به صورت فرادى. [شمارة ثبت: (1460) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

خواندن جمعي ادعيه در حرم

پست جديدتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 11:00 am

سؤال:
ادعیه مثل زیارت آل یاسین و حدیث شریف کساء را به صورت دسته جمعی بیرون از حرم، داخل صحن به جای آوریم بهتر است و یا به صورت انفرادی داخل حرم هر کس برای خودش؟

جواب:
اينها مستحبات است و بر حسب تيسر بجاي آورده مي شود
و نبايد با افزودن شرايط اضافي انها را بيجيده و محدود كرد.
حرم اكر خلوت است و ماندن (بيشتر از اعمال ضروريه) تضييقي براى ساير زوار نمي شود، مي تواند بماند و ادعيه و زيارات مستحبه ديكر را در انجا تنهايي يا جمعي بخواند،
بشرط اينكه در حضور معصوم عليه السلام صدا بلند نكنند، و در كناره هاى رواقها جمعي خوانده شود.[شمارة ثبت: (1461) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

وام بانكي براى هزينه سفر حج و زيارت

پست جديدتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 11:02 am

سؤال:
این سوال کلا برای زیارتها و نيز حج و عمره هم مطرح شده است
با توجه به افزایش قیمت فوق العاده و ناگهانی هزینه سفر و در آمدن اسم افراد و عدم توانایی پرداخت هزینه سفر
آیا رخصتی برای استفاده از وام های بانکی که با عنوان سود 4 در صد می باشد برای جبران هزینه می توان بهره برد
و یا می بایست صبر کرد تا شرایط مالی فراهم شود و در بعضی موارد اگر زیاد طول بکشد نوبت افراد به صورت سیستماتیک خذف می شود در این موارد چگونه باید عمل نمود؟

جواب:
* مكررا مسائل بانكي از اين قبيل باسخ داده شده ولى باز همان مطلب برسيده مي شود:
اين ذهنيت آلوده به رباي عامه ناس است كه بر حسب عادت دوران طاغوت و محيطهاى فاقد سيستم عقود اسلامي، عقود و قراردادهاي شرعي بانكي را نديده و همه را به درصد تبديل مي كنند و مي برسند اينقدر درصد وووو، جرا صورت قرارداد بانكي كه مبتني بر عقود شرعي است را نمي خوانند كه آنجا جه عقد و قراردادي نوشته و فقط درصد را مي بينند و نقل مي كنند و مي برسند؟! در نظر اينها درصد همان درصد است فقط اسم رويش كذاشته شده و تفاوت لفظ است؟ بس بايد فرقي بين نكاح و سفاح (زنا) هم نكذارند جون فرقش يك لفظ صيغه عقد است!!!

* هر درصدي كه ربا نيست، تا نيم درصد مثلا؛ اجرت كار بانكي لحاظ مي شود، تا مقدار درصد نرخ تورم، كسري افت ارزش اسكناس در وقت وام تا وقت بازبرداخت محسوب مي شود، يا در عقود مضاربه بر حسب نوع سرمايه كذاري درآمد و درصد مختلفي مي تواند مطرح باشد، و همه اين موارد صحيح و شرعي است، بله اكر موردي را بخصوص مطلع هستيم كه بانكي هيج سرمايه كذاري و فعاليت اقتصادي ندارد، ولى از قالب قراردهاي شرعي بانكي سوء استفاده مي كند و به اسم انها بطور صوري درصدي را معين مي كند، انوقت اشكال دارد.

* استفاده از فرصت ذكرشده در فرض مورد سؤال و تهيه كسري هزينه براى سفر زيارت بنجو مذكور اشكالي ندارد.[شمارة ثبت: (1462) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

حكم بردن نام حضرت صاحب الامر عليه السلام

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه آپريل 21, 2013 3:39 am

سؤال:
در جلد 50 بحارالانوارصفحه 240 روایتی از امام حسن عسکری ع در خصوص حجت ال محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده :
لا ترون شخصه ولا یحل لکم ذکره باسمه، سوال شد: فکیف نذکره؟ قال ع: قولوا الحجه من ال محمد صلی الله علیه وعلینا واهل بیته الطیبین
سوال اول: ان نام که اجازه گفتن داده نشده چیست؟
سوال2: اگربدلیل عدم ندانستن ان نام برزبان بیاید چه عملی ویا ذکری گفته شود ؟
سوال 3: وظیفه ما درقبال کسانی که نام امام را میبرند چیست؟

جواب:
1- نام حضرت صاحب الامر يكي بيشتر نيست = محمد،
بقيه نامها القاب و اوصاف حضرتش مي باشد.

2- موضوع نبردن نام حضرت؛ همين اسم شريف "محمد" بوده است.

3- حكم ممنوعيت بردن نام حضرت؛ موقت بوده
و محدود به دوره اي است كه حضرتش توسط طواغيت زمان مورد تعقيب بوده اند
و نام بردن سبب كرفتاري نامبرنده و نيز تشديد فشار بر حوزه ولايت مي كرديد.

4- اين ممنوعيت بس از دوره غيبت صغرى وجود نداشته است.

5- اين رفع ممنوعيت توسط ناحيه مقدسه؛ با توصيه ادعيه متعددي كه صريحا در آن نام حضرتش (محمد) برده شده؛ اعلام عمومي كرديده است.

6- از بزركترين توفيقات معنوي و عبادي؛ ذكر القاب و اوصاف و نامهاي مباركه حضرتش؛ بخصوص نام "محمد" (محمد بن الحسن المهدي القائم بامر الله) است،
و هر كه بدان موفق كردد؛ بايد خدا را شكر نمايد.

7- هر كه اين نام حضرتش را با ادب مي برد، بايد تكريم و تقدير شده و لبهايش را بوسيد.[شمارة ثبت: (1463) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

طبخ كشمش

پست جديدتوسط aelaa.net » دوشنبه مه 06, 2013 6:45 pm

سؤال:
فردى دلمه پخته است، و دلمه ها را درون قابلمه گذاشته، و سپس یک جسم نسبتا سنگین را روی دلمه ها در درون ظرف قرار داده و این امر سبب شده است که آب و روغن و یک عدد کشمش از یکی از دلمه ها خارج شود. آیا اینکه یک عدد کشمش از دلمه خارج و در آب غلیده است این غذا را دچار مشکل می کند؟ آیا می توان آنرا مصرف کرد و یا باید دور ریخته شود؟

جواب:
موضوع مرهون داخل ماندن يا بيرون آمدن كشمش نيست
جوشيدن كشمش در مايع؛ يا بخته شدن كشمش قبلا خيسانده شده در خوراك، سبب نجاست ان مي شود
مكر اينكه دو سوم ان مايع يا آب آن خوراك تبخير شود
حرارت ديدن فوري و زياد كشمش نخيسانده،
مثل تفت دادن كشمش
و افزودنش لاي برنج وقت دم كشيدن يا نهادن در داخل ماهي يا بره يا مرغ بريان بدون مايع اشكالي ندارد[شمارة ثبت: (1464) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

عدم صحت انتساب تصوير به جسد حجر بن عدي

پست جديدتوسط aelaa.net » سه شنبه مه 07, 2013 11:55 am

سؤال:
تصوير و خبري به شرح زير منتشرشده است نظر شما جيست؟:

تصویری در شبکه خبری الغوطه الشرقیه که وابسته به معارضین سوری است منتشر شد که منتشر کنندگان آن مدعی شدند تصویر پیکر مبارک "حجر بن عدی” می باشد.
تصوير
به گزارش باشگاه خبرنگاران، پس از انتشار خبر حمله سلفی ها و وهابیون افراطی به مرقد مطهر "حجر بن عدی” و ربودن پیکر مطهر یاور امیرالمومنین (ع) ، تصویری در شبکه خبری الغوطه الشرقیه که وابسته به معارضین سوری است منتشر گردید که ادعا شده است این تصویر متعلق به پیکر مبارک "حجر بن عدی” ، از صحابه رسول خدا(ص) و امیرالمومنین(ع) می باشد.



جواب:
به قرائن مختلفي نسبت آن صحیح نمي باشد:

1- لباس راه راه بر تن دارد نه کفن!

2- در قسمت سمت چپ تصویر یقه لباس مشخص است، كه از نوع همين يقه هاي امروزي (انكليسي) است، در حالی که در آن دوره لباسها به شکل امروزی یقه دار نبود آنهم یقه لبه دار !!

3- ثالثا در تاریخ آمده که حجر بن عدی توسط هدبة بن فیاض به همراه پسرش به نام همام گردن زده شد، اما در این عکس گردن سر به بدن متصل است.

4- حجر بن عدي بيرمردي با محاسن بلند بوده است، اين جسد موي صورت ندارد،
و اجسادي كه سالم مي ماند مويهايشان هم سالم مي ماند، حتى برخي اجساد بوسيده مويهايشان باقيمانده است.

* به نظر مي ايد انتشار و انتساب اين تصوير براى مسخره كردن مؤمنين باشد كه ببينيد عكس فلان شخص را منتشر كرديم قبول كردند.

* اين اقدام براى زير سؤال بردن و جبران انتشار خبر سالم ماندن جسد ايشان است.

* البته درباره اينكه محل ضريح مطهر در مرج عذرا آيا محل دفن اجساد است يا دفن سرها؟ يا تنها محل كردن زدن ايشان؟ هر سه نقل وجود دارد،
و بنا برتحقيق حجر و اصحابش را در اين مكان كردن زدند، سبس سرها را براى معاويه برده و بر دروازه ها زدند، اما اجساد شريفه را ريسمان بستند و به كودكان شام دادند تا در كوجه هاي شهر بر روي زمين كشيده و بكردانند، در نهايت امر اجزاي بدن ايشان براكنده و تنها قصبه استخوانهاي ايشان باقي ماند كه آنرا در شهر شام دفن كردند و بعدها محل مدفن ايشان مسجد و مزاري ساخته شد كه به مسجد السادات يا مسجد الاقصاب معروف است، و تا به امروز مزار خاص و عام است. اين مكان در بانصدمتري حرم حضرت رقيه است
تصوير
اين محل روحانيت خاصي دارد كه افزون بر نقل تاريخي كواه بر حضور اجساد مباركه در اين محل است

* شايان ذكر است كه در هر صورت و بذيرش هر يك از اقوال تاريخي مدفن حجر،
محل ضريح حجر و اصحابش در مرج عذرا مقتل ايشان بوده و مكان محترمي است،
و جيزي از جنايت ناصبيها نمي كاهد، خداوند لعنتشان كند و در دوزخ جايشان دهد.[شمارة ثبت: (1465) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

زمان كفالت حضرت مريم و زمان ورود به معبد

پست جديدتوسط aelaa.net » شنبه مه 25, 2013 3:52 pm

در مطالعه احاديث و روايات احوالات حضرت مريم عليها السلام درباره زمان كفالت حضرت مريم و زمان ورودشان به معبد؛ جند سؤال داشتم:

سوال:
1- تعارضي ميان مفهوم و نتيجه برخي احاديث و روايات بذهن مي آيد:
قرعه براى كفالت بعد وفات بدر مريم؟ كفالت فورا بعد ولادت؟ كفالت بعد وفات مادر مريم؟
آيا جنين تعارضي هست؟


جواب:
به كمك دانش جليل القدر "فقه الحديث" و تامل در متون منقوله مسائل حل مي كردد:
اولا:
دو حديث اول از اهل بيت عليهم السلام است و دو روايت اخير از مصادر عامه است، و در يك سطح از اعتبار نمي باشند، ولذا در جمع آنها لازم نيست كه حديثها با روايتها همخواني داشته باشد
ولى با اين همه روايات مذكور با احاديث منقوله تعارضي ندارد.

ثانيا:
اكر جه كلمه "حين" در ايه شريفه ناظر به زمان قرعه است،
ولي با اقتباس بخشي از آيه در حديث بيان آيه، "حين" دوم مذكور در حديث حتما به معني بيان "حين" در آيه نيست،
و مي تواند بر حسب اقتباس ايه معناي "حين" و متعلقش متفاوت باشد

فلذا بايد ملاحظه شود كه:
"حين" مربوط به وقت اجراي قرعه براى كفالت است؟
يا "حين" مربوط به وقت شروع كفالت است؟

باسخ اينكه: مقصود زمان شروع كفالت اوست
كه در وقت يتيمي از بدر شروع؛ و با يتيمي از والدين كفالت تمام عيار مي شود،
ولذا اين سؤال بيش نمي آيد كه: آيا قرعه كشي در وقت يتيمي والد بوده است؟ يا قرعه كشي در وقت يتيمي والدين؟

ثالثا:
اشتباه در تصور تعارض بين دو حديث منقول عياشي؛ بخاطر عدم تامل در مقدار نقل ايه در كلام امام و اكتفا به افزوده مترجم در ترجمه بخشي از آيه است،

در حديث اولي جون فقره "يلقون اقلامهم" نقل شده، كلمه "حين" در مقام بيان زمان قرعه است يعني: واقعه قرعه بعد وفات بدر مريم بوده است،

ولي در حديث دوم جون فقره "يلقون اقلامهم" نقل نشده، كلمه "حين" در مقام بيان زمان اجراي كفالت جهت تبيين موضوع قرعه است،
ولذا تعارضي ندارد،
[شمارة ثبت: (1503) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
2- شروع سرپرستي حضرت زكريا براى حضرت مریم علیهما السلام جه زمانی اتفاق افتاده است؟
احاديث و روايات و اقوال:
سرپرستی حضرت مریم:
الف: وقتی حضرت مریم علیها السلام از پدر یتیم شد :
* كتاب تفسير عیاشی – البرهان – الصافی – نور ثقلین - بحارالانوار: عن أبى جعفر عليه السلام في حديث طويل يقول فيه عليه السلام: ثم قال لنبيه محمد ص يخبره بما غاب عنه من خبر مريم و عيسى يا محمد «ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ» في مريم و ابنها و بما خصهما الله به و فضلهما و أكرمهما حيث قال: «وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ» يا محمد يعني بذلك لرب الملائكة «إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ» حين ائتمت من أبيها. (ترجمه) : از امام باقر علیه السلام : قرعه برای سر پرستی مریم بعد از مرگ پدر مریم بود که مریم یتیمه شده بود.(1)

ب: بعد ولادت
* قصص الأنبياء بِالْإِسْنَادِ إِلَى الصَّدُوقِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أُورَمَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي صَالِحٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا ع :...قَالَ عِمْرَانُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَنِي أَنْ يَهَبَ لِي غُلَاماً نَبِيّاً فِي سَنَتِي هَذِهِ وَ شَهْرِي هَذَا ثُمَّ غَابَ وَ وَلَدَتِ امْرَأَتُهُ مَرْيَمَ وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا ... الحدیث. (ترجمه) : عمران گفت : خدا مرا وعده داده است كه در اين سال و در اين ماه پسرى به من عطا فرمايد كه پيغمبر باشد سپس غايب شد، و زن او مريم را زائيد و زكريا کفیل او شد.(2)

ج: وقتی حضرت مریم علیها السلام از پدر و مادر یتیم شد:
* کتاب تفسیر عیاشی - البرهان – البحار: امام باقر ع « أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ» حين ائتمت من أبويها. (ترجمه) : از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه : قلمها انداختن براى قرعه كفالت مريم بود كه پدر و مادرش هر دو فوت شدند و او يتيم ماند... (3)

جواب:
و البته كفالت دو جنبه داشته:
سربرستي امور معنوي و امر او در معبد، و سربرستي امور ظاهري مريم،

كفالت بعد از فوت بدر مريم و معلوم شدن نتيجه قرعه منجر شده
و بعد ولادت مريم كفالت زكريا شروع شده كه خودش متكفل و مباشر امور معنوي مريم بوده،
و كفالت امور ظاهري مريم تا وقت حيات مادرش به عهده وي، و بعد وفات او توسط زكريا كفالت امور ظاهري مريم به خاله اش سبرده شد
[شمارة ثبت: (1504) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
3- حضرت مريم در جه سني به معبد رفته است؟
در بنج سالكي طبق روايت طبري؟ در بلوغ طبق روايت ابن اسحاق؟ يا در سه سالكي طبق نقل اناجيل بنهان شده (ابوكريفا)؟
[/color]
احاديث و روايات و اقوال:

زمان ورود به معبد:
* قال محمد بن إسحاق: ضمها إلى خالتها أم يحيى، حتى إذا شبت و بلغت مبلغ النساء بنى لها محرابا في المسجد و جعل بابه في وسطها لا يرقى إليها إلا بسلم مثل باب الكعبة و لا يصعد إليها غيره و كان يأتيها بطعامها و شرابها و دهنها كل يوم (ترجمه) وقتی حضرت زکریا کفيل حضرت مریم شد) چون زكريا مريم را گرفت .... او را به خاله‏ اش مادر يحيى سپرد و مريم تا سن جوانى و رشد نزد او بود. پس از آن برايش محرابى در مسجد بساخت و در آن را در وسط قرار داد كه جز با نردبان ممكن نبود بر او وارد شد مثل باب كعبه و جز او كسى نزد مريم نميرفت كه خود براى بردن غذا بنزدش ميرفت.(4)

* تفسر طبری : زکریا کفالت مریم را عهده دار بود؛ تا سن پنج سالگی که برای او در بیت المقدس حجره ای می سازد تا او عبادت کند و تورات را به او می آموزد و هر روز یکبار به او سرکشی می کرده و احتیاجاتش را بر آورده می کرد. (5)

* طبق اناجيل (ابوكريفا) بنهان شده از مسيحيان: ورود مريم به معبد در سه سالكي بوده است. (6)

منابع:
1- بحار الانوار ج14ص203ح16، قصص الأنبیاء راوندي: 215 ب 13ح 280، حيات القلوب علامه مجلسي ج2.
2- كتاب التفسير، عیاشی، ج‏1، ص 173 ح 475- البرهان ج 1 ص 283 - تفسير نور الثقلين، ج‏1، ص338 ح 139 - البحار ج 5 ص 315. ترجمه تفسیر صافی ج 2 ص 16 -
3- تفسيرالعياشي ج : 1 ص : 174- البرهان ج 1ص 283- البحار ج 5ص 315.
4- بحار الانوار ج14ص196ح2 - ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏4، ص: 52
5- تفسير طبري ج ص
6- اناجيل ابوكريفا (بنهان شده از مسيحيان)


جواب:
از روايت ابن اسحاق بر مي آيد كه:
خاله مريم نيز خدمت معبد مي كرده
و زكريا مريم را با او همراه كرده تا هم تامين امور ظاهريش را كند، ضمن اينكه مريم در معبد خدمت مي كند،

و نيز استفاده مي شود كه:
خدمت معبد براى نذر شده هاي معبد تا قبل بلوغ به صورت مستمع ازاد، و بقدر تناسب جسمي و تواناييشان بوده و همانقدر در معبد بوده و بقيه اش را بيرون معبد مي كذرانده اند نزد سربرستانشان،

اما بعد بلوغ؛ خدمت معبد تمام وقت مي شده و ديكر بيرون نمي رفته اند،

فلذا با رشد و نوجواني مريم و بالغ شدنش؛ زكريا محراب و محل خاصي را براى مريم اختصاص داد و شخصا و مباشرتا متكفل امور ظاهري او هم كرديد.

اما اينكه شروع زمان حضور مريم در معبد كي بوده؟
آيا در ابتداي سن تمييز و بنجسالكي؟ يا در زمان بلوغ؟
بين ظاهر دو روايت عامه (مذكور) اختلاف نظر هست. و با ملاحظه منابع ديكر اين اختلاف بيشتر مي شود.

به نظر مي رسد:
مانعي ندارد كه از آغاز تولد مريم را به معبد اورده، و اينكه روزانه مقداري را در معبد حضور داشته باشد، جهت تبرك او؛ و عمل به نذر ؛ به قدر ممكن

سبس از ابتداي سن بربا بودن كودك (و به اصطلاح از آب و كَِل درامدن) مثل سه سالكي؛ كه در معبد هم حاضر مي شده به همراه خاله اش،

و اغاز اختصاص مكان و شروع اموزش تورات و حضور جدي اش در معبد هم در بنج سالكي باشد،

اما حضورش در معبد با انقطاع از بيرون؛ و عدم تماسش با ديكران؛ از زمان بلوغ شروع شده باشد، كه تنها زكريا به او راه داشته است.

با اين بيان؛ هيج تعارضي در متون منقوله بنظر نمي رسد، و شرح ما وقع هم طبيعي و هم معقول است.

وهو العليم الحكيم
[شمارة ثبت: (1466) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

دليل كفر ابليس عليرغم اعتراف به وجود خداوند

پست جديدتوسط aelaa.net » شنبه جولاي 06, 2013 10:37 am

سؤال:
شيطان بواسطه دو ركعت نماز در آسمان در مدت چهارهزار سال؛ خداوندمتعال خواسته هاي اورا براي امر دنيا اجابت نمود، اما عدم اطاعت امر حق تعالى براي سجده در برابر آدم؛ باعث اخراجش از بهشت گرديد و از جمله كافران محسوب شد.
سؤالي كه اينجا دارم اين است كه: آيا عدم اطاعت امر حق صرفا؛ باعث كافرشدن بود؟ چون حسب برداشت ظاهري از آيات واحاديث؛ شيطان به وجود حق تعالي ايمان داشت. آيا ممكن است انكار فضيلت و برتري اشباح پر نور حضرات معصومين : باعث اعلام كفر شيطان. توسط حق تعالى بوده است؟

جواب:
1- انكار و امتناع ابليس از سجده آدم عليه السلام (مظهر خداوند بر روى زمين) و انوار حضرات : كه تجلى حق در عوالم هستي هستند؛ سبب رانده شدن وي و كفرش شده است،

2- اما اين امر هم چون به معني امتناع او از فرمان خداوند بوده؛ و به مرتبه اي از انكار او نسبت به خداوند بر مي گردد؛ فلذا جرم وي بوده و سبب كفرش مي باشد.

3- و اين امر تنها ترك يك سجده نبوده؛ و رويكردش پس از آن كه با اصرار بر نافرمانى و استمرار و توسعه حوزه آن در گمراه كردن بنى آدم ووو... همه حاكى از آنست كه اين نافرمانى او ريشه دار بوده، و از ترك يك مورد طاعت فراتر بوده است،

4- ضمن اينكه امتناع از سجده انوار مقدسه هم فراتر از ترك يك وظيفه بوده؛ و به معنى انكار حقيقت معرفت و عبوديت بوده است،

5- كفر كه فقط به انكار وجود خدا محدود نمي شود، كفر به نپذيرفتن اطاعت خداوند هم مربوط است، (الإيمان عقيدة في القلب وإقرار باللسان و عمل بالأركان) فلذا الان افرادي هستند وجود خداوند را معترفند؛ ولى بخاطر اينكه "اطاعت خداوند در امور مختلف زندگي لازم است را قبول ندارند" فلذا بي دين هستند، و بخاطر همين جهت هم باز جزو كفار هستند، مثل بسياري از لائيكها كه اقرار به وجود خدا دارند؛ ولي وجود دين و التزام بدان را منكرند. كافر كه فقط ملحدها نيستند؛ بي دين ها هم كافرند، اعاذنا الله من جميع ذلك، و ثبّتنا الله على معرفته والإجهار بدينه والإتباع لشريعته. [شمارة ثبت: (1467) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز صبح قضا بجاي نافله هزار ركعتي شبهاي ماه مبارك؟

پست جديدتوسط aelaa.net » چهارشنبه جولاي 10, 2013 1:48 pm

سؤال:
هزار رکعت نمازی که در شبهای ماه رمضان خوانده می شود؛ آيا می توان آنرا به نیت قضای نماز صبح بجا آورد؟ (چون در ميان افراد جاهل غالبا نمازهای صبح قضا می شود).

جواب:
1- اگر قضا دارد؛ كه لازم است نماز قضا را مقدم بدارد.

2- اما نيت نماز: اگر نماز قضاست بايد نيت نماز قضا باشد، و اگر نافله ليالي ماه مبارك و هزار ركعت است؛ همين نيت بايد باشد، و تركيب دو نيت صحيح نيست.

3- البته اينكه كسي پانصد نماز صبح قضا شده را در شبهاي ماه مبارك بجاي آورد؛ كار خوبي است، و حتما ثوابش از قضاي نماز در اوقات ديگر بيشتر است.

4- اما اينكه با انجام قضاي نماز واجب؛ افزون بر ثواب آن؛ ثواب نافله هزار ركعت شبهاي ماه مبارك را نيز به او بدهند؛ آن ديگر با خداست. يفعل ما يشاء يحكم ما يريد.

5- و البته اگر به اين شخصي كه نماز قضا بجاي نافله خوانده؛ ثواب آن نافله هزار ركعتي را بدهند، حتما به آن شخصي كه هم نماز واجبش را ادا كرده؛ و هم قضايش را؛ و هم نوافل يوميه اش را؛ و اضافه بر اينها؛ نافله هزار ركعت شبهاي ماه مبارك را بجاي مي آورد؛ خداوند فضيلتي عليحده مي دهد.
خداوند به همه ما توفيق اداي فرايض و نوافل و ساير طاعات را عنايت فرمايد. آمين. [شمارة ثبت: (1468) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

استثناءاتي كه مانع روزه نيست

پست جديدتوسط aelaa.net » دوشنبه جولاي 15, 2013 3:07 pm

سلام علیکم. دانشجوی ... هستم . ماه مبارک رمضان و آغاز سال قمری را به شما تبریک می گویم.
یك سوالی از خدمتتان داشتم .
سوال:
اینکه چند مدتی است که مادرم دچار سرطان شدید سینه قرار گرفته اند .و الان هم زیر نظر طبي هستند .خودشان می خواستند بدانند که روزه بر ایشان واجب است؟

جواب:
عليك السلام، سال نو بر شما و عزيزانتان نيز مبارك باشد، خداوند شفاي عاجل و كامل عطا فرمايد

براى روزه به صرف بيمار شدن كسي؛ تكليف روزه اش برداشته نمي شود
بجز اينكه روزه و افطار صحيح و طبق برنامه مناسب؛ سبب درمان و تسريع بهبودي بسياري بيماريها مي شود
تنها در مواردي كه نحوه برنامه درمان طوري است كه شخص براى انجام روزه بي طاقت است و كرفتن روزه براى او مشقت بسيار داشته يا اينكه روزه سبب بدتر شدن بيماريش مي شود، در اين موارد روزه نمي كيرد و بعد از شفاء يا رفع مانع روزه قضا مي نمايد

بيماراني كه روزه برايشان مشكلات فوق (مشقت - تشديد بيماري) را نداشته
و تنها مانعشان اين است كه بايد سر ساعتهايي جرعه اي آب بنوشند يا دارويي را بخورند يا استعمال كرده يا تزريق يا اماله اي را انجام دهند،
مي توانند ضمن روزه كرفتن؛ اين موارد را بقدر ضرورتش انجام دهند
و روزه شان هم صحيح بوده و قضا هم ندارد.[شمارة ثبت: (1469) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

شبهاي قدر اينها را از دست ندهيد

پست جديدتوسط aelaa.net » سه شنبه جولاي 30, 2013 5:38 pm

سؤال:
بجز اعمال معروفه شبهاي قدر اگر بخواهيم از دعاهاي وارده استفاده كنيم چون بسيار متنوع است كداميك را انتخاب كرده و حتما بخوانيم؟

جواب:
شبهاي قدر اينها را از دست ندهيد: دعاي اللهم ان كان الشك ... - دعاي سبوح قدوس... از دعاهاي اقبال در شب 23 - دعاء بهاء (كامل) - دعاي چهل اسم ادريس از دعاهاي سَحر اقبال - دعاي سرادق از دعاهاي اقبال در شب 19 - زيارت حضرت صاحب الأمر منه السلام

متن دعاها در اين آدرس آمده است:
http://aelaa.net/Fa/viewtopic.php?f=162 ... 955#p39955[شمارة ثبت: (1470) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤالاتي درباره خمس

پست جديدتوسط aelaa.net » يکشنبه آگوست 04, 2013 3:07 pm

سوال 1:
این حقیر قطعه زمینی را برای ساخت منزل مسکونی به صورت شراکتی سال قبل خریداری کردم، اکنون سال خمسی من رسیده است، با توجه به اینکه من قسمتی از زمین را با پول مخمس که جداگانه داشتم پرداخته، و ما بقی را از در امد طول سال خریداری کرده ام، و از موقع خرید تا حال قیمت زمین هم افزایش یافته است، خمس ان را چطوری محاسبه کنم

جواب:
اكر خانه مورد نياز شماست و ملك اضافي نيست، مشمول خمس نمي باشد.[شمارة ثبت: (1471) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال2:
در سال خمسی قبل من مبلغ 5 میلیون اضافه بر مصارف سال كذشته و مخارج سال جاري داشتم، خمس ان را پرداخت کردم، پول مخمس با درامد طول سال مخلوط کردم، و حالا امسال موقع سال خمسی ام مبلغي اضافه بر مقدار مخمس سال قبل دارم، برای محاسبه خمس امسال ایا باید خمس كل مقدار اضافه آمده محاسبه شود، یا خمس مقدار مازاد بر مخمس سال قبل؟

جواب:
اكر در مصرف قصدش مصرف درامد سال بوده، و همه درامد سالش مصرف نشده تا به مخمس برسد
بس مازاد بر مال مخمس را مورد محاسبه قرار مي دهد

ضمنا اكر واهمه از خمس دادن مجدد از مال مخمس داريد
آنرا با درامد سال مخلوط نكنيد
و مال مخمس را در حساب جدا بكذاريد
و بعد از تمام شدن ذخيره درامد جاريتان از مخمس استفاده كنيد[شمارة ثبت: (1472) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال3:
با توجه به سوال 2 و اینکه در طول سال قبل با این پولهای مختلط مایحتاج زندگی مثل برنج و روغن و امثالهم خریداری کرده ام و حال مقداری اضافه امده است ایا اینها مشمول خمس می شوند؟

جواب:
اكر هزينه مصارف سال جاري را داريد، و به اين مواد اضافي نياز نداريد؛ خمس ارزش اين مواد را محاسبه مي كنيد
و اكر عليرغم موجوديتان و درامد سال جاري؛ باز به همين مواد براى تامين مايحتاج سالتان نياز داريد؛ مشمول خمس نمي شود[شمارة ثبت: (1473) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال4:
در ضمن وسایلی مانند اچار و ابزار هم خریده ام که در طول سال قبل استفاده نشده اند، ایا مشمول خمس می شوند؟

جواب:
اكر اين وسايل معمولا مورد نيازتان است، بلا استفاده بعضي از آنها يا كلش؛ براي مدتي ولو بيشتر از سال؛ سبب مشموليت خمس نمي شود[شمارة ثبت: (1474) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

افطار روزه بخاطر شدت كرما

پست جديدتوسط aelaa.net » دوشنبه آگوست 05, 2013 1:49 pm

سؤال:
شخصی که مقید و مومن به امر روزه می باشد امسال در کاری به کار گرفته شده است که در درجه نزدیک 50 مشغول به کار در بیابان بوده است و اجبارا هم در طول روز بدون سر پناهی باید به کارش ادامه می داده است و اکثر سحر ها بلند شده است و سحری خورده است ولی با توجه به شدت کار و گرمای طاقت فرسا در بعضی موارد به ساعت 10 نکشید مجبور به افطار و بعضی از اوقات هم در ادامه روز مجبور به باز کردن روزه اش شده است و با توجه به حکم مصرف آب در حال شدت هم کفایت از فشار گرما نمی کرده است، سوال ایشان این است تکلیفش برای جبران روزه هایی که موفق به گرفتنش نشده چه می باشد؟

جواب:
1- هر روزه اي را كه تا غروب نتوانسته امساكش را نكهدارد و افطار نموده و معذور بوده واقعا؛ قضا مي نمايد[شمارة ثبت: (1505) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
آیا فرقی بین آن روزهایی که سحری خورده است و آن روزهایی که استثنا سحری نخورده است و در طول روز، روزه اش در دوحالت باز کرده است می باشد؟

جواب:
2- سحري خوردن جزو واجبات روزه نيست كه دخالت در حكم روزه داشته باشد.

3- تشخيص اينكه افطارش بجا بوده يانه به خودش مربوط است، اما بشرطي كه حكم را دانسته و روش صحيح مقاومت در برابر كرما را بداند.

4- كرماي شديد با افطار خوردن برطرف نمي شود، و در اين شرايط روزه كرفتن نياز به تدبيراتي همجون نوع خوراك و نوشيدني متناسب در سحر و نيز وسايل بوششي خنك كننده مانند لباس مناسب و كلاه حصيري و خيس نكهداشتن ووو دارد.

5- ملاك معذور بودن شرعي در افطار روزه: ضرر داشتن قطعي يا بي طاقت شدن است، اما سخت بودن يا كرسنكي و تشنكي زياد عذر نيست.[شمارة ثبت: (1475) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤالاتي درباره قراءآت قرآني

پست جديدتوسط aelaa.net » چهارشنبه آگوست 14, 2013 3:42 pm

بسمه تعالی

سلام علیکم

عليك السلام

ضمن تشکر از شما می خواستم چند سئوال از شما بپرسم

جواب:
بيشتر اينها سؤالي نيست كه درايميل بكنجد و جوابش نياز به تفصيلاتي دارد
و شما نمي توانيد بجاي تحصيل رسمي با سؤال متفرقه ايميلي بجايي برسيد


سوال:
1- برخی معتقدند که ترتیب سوره در مصحف حاضر توقیفی است نه اجتهادی کدام نظر صحیح است ؟

جواب:
بله برخي معتقدند اما اينكه عده اي بيرو نظريه اي هستند علامت صحتش نيست
مؤمن عارف اهل مسير صحيح؛ اول راه و منبع صحيح را بيدا مي كند و سبس از آن طلب معارف مي كند
نه اينكه برود ببيند جقدر حرف در هر زمينه هست و يكي يكي بررسي كند تا بطلانش معلوم شود و اخر به مطلب حق برسد، اين روش بيراهه است و عمر نوح هم كفاف نمي دهد

حزب كودتاجي بعد بيامبر صلى الله عليه وآله كه خلافت را غصب كرد در زمان عثمان مصحف را جمع كرد
و خودشان هم اقرار دارند كه برخلاف ترتيب نزول و انجه بيغمبر صلى الله عليه وآله بر مولا علي عليه السلام املا كرده اند ترتيب مصحف عثماني را جيده اند،
عثمانيان براي اينكه مصحف عثماني با بكيرد نظريه "توقيف بر ترتيب عثمان" را اوردند،
معلوم است كه مصحف عثمان اكر بخواهد بابرجا بماند ترتيبش بايد توقيفي باشد و الا ديكر مصحف عثمان نيست
افرادي كه از اين مسلك متاثرند طبيعي است قايل به اين نوع توقيف باشند
[شمارة ثبت: (1476) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
2- اینکه در روایت آمده است قرآن را همان گونه که مردم می خوانند بخوانید دلالت بر چه چیزی دارد؟
آیا باید بر طبق روایت حفص از عاصم خواند که مشهور است
یا نه می توان بر قرائات دیگر نیز خواند؟
اینکه مرحوم صاحب عروة می نویسد مطابق سیاهی به چه معنا می باشد ؟


جواب:
منظور كلماتي است كه احيانا در اين مصحف نيست ولذا فرموده اند همين متن را دنبال كنند
جون ان هم دانش لازم را مي خواهد تا روايت صحيح و دقيق را بشناسد،
هم همه تحمل نكهداري مطالب را ندارند و ممكن است طوري نقل كنند سبب جوسازي عليه مؤمنين بشود
ولذا تا وقت ظهور قائم عليه السلام مردم مرخصند كه به همين متن اكتفا كنند

و منظور مطابق سياهي همين است يعني نوشته مصحف عثمان

اما در ترتيب مصحف يا قراءات مربوط به اين متن بايد به فرموده معصوم عليه السلام: "اقرؤا القرآن كما انزل" عمل كنند

و در قراءات هم روايتها يك قاري در همه ايات قرآني ترجيح ندارد
ولذا آن روايتهايي كه در هر موضع قرآن صحيحتر و به تلاوت خازانان وحي عليهم السلام نزديكتر است را بايد بخوانند
كه اينها در يك قرائت از قراءات معروف جمع نيست
[شمارة ثبت: (1477) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
3- ویژگی های لهجه ی فصیح چیست

جواب:
ويزكيهاي بسياري دارد كه در جنبه هاي تجويدي و لغوي و صرفي و نحوي ظاهر مي شود
و جيزي نيست كه در يك جواب سؤال بكنجد
و نياز به يكدوره تحصيل لغت فصيح دارد
كه شخص اين علوم را ولو قبلا تحصيل كرده باشد؛ باز از نو طبق روش فصيح ياد مي كيرد

كتابي در اين زمينه منتشر شده كه حاوي سطح ابتدايي نحو بر اساس لغت فصيح است،
حاوي متن كتاب قطر الندى (كتاب درسي اولين رتبه در علم نحو در مدارس علمي سراسرجهان اسلام) و به زبان عربي است،
اين كتاب نمونه ابتدايي اين مبحث در نحو است،
و كتب سطوح ديكر و رشته هاي ديكر مثل مباحث صرف و لغت و تجويد ان منتشر نشده است

اما همه اين مباحث در دروس لغت فصيح يا زبان عربي محمدي صلى الله عليه وآله
براي دانشجويان آموزشكده علوم تلاوت كلام وحي به تفصيل ارائه مي شود
و متون درسيش هم در اختيار دانشجويان قرار مي كيرد
[شمارة ثبت: (1478) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
4- چرا بعد از قرائت حفص از عاصم قرائت ورش از نافع متداول میان مسلمین است ؟

جواب:
جون فعلا و در عصر ما
اكثريت مسلمانان از مصحف بروايت حفص استفاده مي كنند
و بزركترين اقليت بعد اكثريت مسلمين برخي مردمان هستند كه در شمال افريقا هستند و روايت ورش در ميانشان متداول است
و در سالهاي اخير عربستان سعودي و وهابيان تلاش تبليغي بسياري براى از رواج انداختن قرائتهاى ديكر و جايكزين كردن روايت حفص دارند

و بعد ان روايت ابوعمرو بصري است كه در شرق و مركز افريقا مطرح است،

شرح اين مطالب و جكونكي رواج يكي در دوره اي در جايي و از رواج افتادن بقيه را در تاريخجه قراءات در تالار قراءات اورده ايم
خلاصه اينكه رواج و عدم رواج به معني ترجيج و اعتبار يا عدم آنها نيست
موفق باشيد
[شمارة ثبت: (1479) منبع: المسائل الإنترنتية]
با تشکر
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

رسم و نقش و مجسمه سازي

پست جديدتوسط aelaa.net » چهارشنبه سپتامبر 18, 2013 5:56 am

سؤال:
بسم الله الرحمان الرحیم
بنده چون کارم معلمی است و علاقه به نقاشی دارم و به خصوص خلقت و زیبایی خداوند مثلا تنوع رنگها در برگ های یک درخت و با نقاشی دقت افزایش پیدا کرده و بیشتربه خلقت خداوند و قدرت عظیم او در این جهان می شویم و به خصوص به هنر اموزان هم تاکید می کنیم چون کار ما تعلیم است و این نقاشی گاهی منظره و گل و درخت و گاهی تصویر انسان است و ناچار به گذراندن دوره های پایه ای مثل گل و چهره انسان می باشیم ایا این گونه اموزش دیدن و اموزش دادن نقاشی اشکال دارد

جواب:
عليك السلام
در تعاليم مكتب وحي و فقه اهل بيت عليهم السلام بلكه بقيه مسلمين اين اجماع وجود دارد كه:
هر كونه رسم و نقاشي و نقش و كنده كاري و مجسمه سازي ذوات ارواح از انسان و حيوان مورد نهي شرع شريف است
خصوصا كه جنبه احترام و تقدس داشته يا زمينه آن در محيط باشد،
مانند قديم كه همه جا شايع بوده و امروزه نيز كه در غرب (مسيحيان) و شرق (مانند هند و بلاد مجاور آن) هنوز هستند كساني كه نقوش يا مجسمه هايي از انسان يا حيوان را مي برستنديا تقديس و احترام مي كنند.
اما همين موارد در جايي كه شائبه اخترام و تقدس ندارد (مثل اينكه روي فرشي است كه زير با و محل رفت و آمد است) اشكالي ندارد
فلذا بنظر مي رسد كه اين جهت (احترام و زمينه تقدس) علت تحريم و نهي بوده است،
از اين رو مي بينيم كه نسبت نقاشي غير ذوات ارواح (مثل منظره كوه و دشت و درخت و آب) به نقاشيهاي ذوات ارواح نسبت اكثر به اقل است.
بنابراين در مواردي كه اين عنوان را دارد يا زمينه اش هست حتما اجتناب كند،
و اما در مواردي كه آن اثر احترام و ارزشي نداشته و زمينه جنين تقدس و احترامي هم نيست، جه بسا اشكالي نداشته باشد،
ولي به احترام آن نهي رسيده از شرع؛ در همين موارد مباح هم بقدر ضرورت اكتفا كند،
و اكر بتواند آنرا طوري رسم كند كه زمينه احترام در آن اثر منتفي باشد بهتر است،
مثل رسم صورت بطور ناقص يا در حالت وارونه آويزان كه هنر نقاشي او اثبات شده ولى زمينه احترام در جنين نقاشي منتفي است.

اما موضوعي كه اشاره كرديد:
علاقه به نقاشی و به خصوص خلقت و زیبایی خداوند مثلا تنوع رنگها در برگ های یک درخت و با نقاشی دقت افزایش پیدا کرده و بیشتربه خلقت خداوند و قدرت عظیم او در این جهان می شویم....
بايد بكويم كه:
واقعيتش اين است كه اين امر انكيزه اصلي و عمده شما و يا ديكران نيست و بيشتر تيتر قشنك مذهبي است براى جلوه كار،
و الا اكر واقعا بخاطر تدبر در افرينش بود و عظمت خداوند، ايات الهي بسياري هست كه بسيار با عظمت وشكوه هستند اما كسي انها را در نقاشيها نمي كشد
مثل كهكشانها و كرات و تمام انجه امروز تصاوير شكفت اورش با تلسكوب فرازميني برداشته شده است
ايا معلمهاى نقاشي ترسيم اين مناظر مبهوت كننده كه جلوه خالق هستي است را درس مي دهند؟
ايا در امتحانات نقاشي جزو ضرورتهاى اموزشي است؟
يا جلوه هاى عظمت خداوند در اجزاء فرو ميكروسكوبي مثل ذرات غبار و اتم و فوتونهاى نوري يا سلولهاى بدن تا برسد به هسته ان ووو
ايا جقدر در نقاشيهاى نقاشان جا دارد؟
و جقدر در اموزشها و نمره دادن و امتحانات وو...؟
آيا تنها برتره اشخاص كشيدن؛ كه بعد خلاصه مي شود در برتره يك زن؛ و بعدش هم در وضعيت تبرج ووو... فقط از ايات الهي است
يا بلبل و برنده و حيوانات ديكر؟ آيا درصد كشيدن سك بيشتر است در نقاشيها يا درصد كشيد طاووس؟
اكر اين نمونه ها رواج دارد بخاطر سليقه هاست، و يا منافع مادي و نمره اوردن، همانطور كه اشاره كرديد، و يا زمينه مطرح شدن بيشتر و بذيرش بالاتر...
بس وقتي انكيزه هاى مختلف مادي را لحاظ مي كنيم از: عادت و رواج و مقبوليت و مشهوريت و عنوان و مقام و رتبه و جايزه و فروش اثر و اجرت وووو
مي بينيم سهم آيت عظمت خداوند خيلي كم و ناجيز است
كشيدن و نقاشي و طراحي و نقش و نمونه هايي كه كفتم از مناظر شكفت آسمان و صحنه هاي عظيم عالم بالا تا جلوه هاى فرو ميكروسكوبي همه و همه از موضوع نهي شرع بيرون بوده و مجاز و بسنديده است.
اكر كسي آيات خداوند الهي را به قدر جايكاهش توجه مي كند و به همان اندازه در نقش و رسم خود مي آورد، و نقاشي ذوات ارواح (بجز مسوخ) هم مي كشد، و در محيطي و موردي نيست كه جنبه تقدس داشته باشد اين نقاش معتدل و صحيحي است.[شمارة ثبت: (1480) منبع: المسائل الإنترنتية]

موفق باشيد
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پست جديدتوسط aelaa.net » پنج شنبه اکتبر 17, 2013 2:51 am

سؤال:
سلام عليكم - در صفحه ٥٨٢از اىمه معصوم ع نقل شده كه موسي ع با هفتاد پيغمبر كه عباي قطواني پوشيده بودند بر درهاي روحا گذاشتند و ذكر لبيك عبدك وابن عبدك لبيك
سوال اول روحا كجاست ؟

جواب:
عليك السلام
1- روحاء محلي است ميان مكه و مدينه = حدود هشتاد كيلومتري مدينه.[شمارة ثبت: (1508) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
چرا دراين مكان اين ذكر را ميفرمودند ؟

جواب:
2- اين موضع از مواضع مباركه در اين مسير بين الحرمين (حرم رسول الله - حرم الله) است.
مستحب است حجاجي كه از ميقات مسجد شجره محرم مي شوند لببك كفتن شان را تا اينجا ادامه دهند، و يا در اينجا تجديد كنند.[شمارة ثبت: (1509) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
ايا نكته نهفته اي در فرمايش موالي ع وجود دارد كه بندگان بايد مورد توجه قرار دهند؟

جواب:
3- مقصود از حديث درباره حضرت موسى عليه السلام يا حديث ديكري كه درباره انبياء ديكر عليهم السلام در اي زمينه آمده است = توجه دادن به اين نكته مي باشد كه حج خانه خدا مخصوص امت آخر الزمان نبوده و انبياي امم كذشته نيز حج بيت الله را بجاي مي آورده اند.[شمارة ثبت: (1510) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
معجزات وايات بينات موسي ع نسبت به ساير انبيا بيشتر و ملموس تر بوده به رغم ان دربعضي جاها سفاهت قوم بني اسراييل بر موسي ع معلوم ميشود چرا پس اين قوم نسبت بر ساير اقوام برتري داده شد - يا علي مدد

جواب:
4- معجزات هر زمان براي اهل آن زمان ملموسترين اعجاز بوده اند و به زمان حضرت موسى عليه السلام محدود نمي شود.

5- بييشتر معجرات وقتي بكار برده مي شود كه انكار و ترديد باشد؛
و هر جه انكار و ترديد شديدتر معجزه جشمكيرتر ظاهر شده است؛
و اين بخاطر شدت لطف و رحمانيت خداوند است جهت نجات يافتن هرجه بيشتر بندكان از جهالت و ضلالت.

6- قوم حضرت موسى عليه السلام كه در زمان حضرتش برتري داده شدند؛ كساني بودند كه بالاخره از راههاي كمراهي و بيراهه دست شسته و بيروي حضرت موسى فرستاده خداوند را نمودند
و طبيعي است كه بر ديكر مردمان زمانشان كه كمراه بوده اند فضيلت داشته باشند هر جند خودشان از نظر مسير كمال كاستيهاي فراواني داشته اند.

7- اين فضيلت مخصوص بيروان حضرت موسى در زمان او و نيز بيروان واقعي او و جانشينان حضرتش و انبياي بعدي بس از او؛ در بقيه مدت دوران حضرت موسى مي باشد، و ربطي به يهود زمان ما ندارد
و با شروع دوران حضرت عيسى عليه السلام اين فضيلت به ايمان آورندكان به حضرت عيسى اختصاص داده شده است.
و با شروع دوران حضرت محمد صلى الله عليه وآله اين فضيلت به ايمان آورندكان به حضرت رسول الله اختصاص داده شده است و ايشان بر ساير مردم جهان فضيلت داده شده اند.[شمارة ثبت: (1481) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

برده هاي نقاشي وقايع كربلا يا غزوات حضرات

پست جديدتوسط aelaa.net » سه شنبه نوامبر 12, 2013 8:13 pm

سؤال:
درباره پرده هاي نقاشي وقايع كربلا يا غزوات حضرات؛ مي بينيم تصاويري مخلوط و كنار هم وجود دارد كه ربطي به يك واقعه ندارد، يا در برخي تصاويري هست مثل شخصي با لباس سربازان انكليسي قرن كذشته، مي خواستم ببينم مطلب از جه قرار است؟ آيا بخاطر تحريف يا اشتباه است؟ يا دليل ديكري دارد؟

جواب:
1- وظيفه ديني هر مؤمن و بايسته عقلي هر فرهيخته؛ حفظ ياد و پيام آن وقايع در ميان مردم است.

2- توصيف وقايع ذكر شده براى مردم؛ اولين قدم ضروري اين امر است.

3- هر چه اين توصيف عميقتر و وسيعتر و محسوستر باشد؛ توجه و تاثر و يادگيري از آن بيشتر خواهد بود.

4- فلذا اين امر سبب مشاركت متخصصان و اهل رشته ها و مهارتها و هنرهاي مختلف در اين برنامه مي گردد:
عالم ديني: با بيان روايت جامع و تبيين نكات آن جهت معرفت بيشتر و وسيعتر و عميقتر.
منبري و استاد مؤمن دانشگاه: با شرح و توصيف و تحليل آن در جهت اثبات و تحكيم عقيده.
روضه خوان و مداح و شاعر و اديب و خواننده (با نواهاي حزين): جهت محسوس كردن بيشتر ابعاد وقايع و توصيف آن در عمق احساسات و عواطف مردم.

5- تا اينجا در بُعد شنيداري و سمعي فعاليت داشته} اما ايفاي اين رسالت و امر مهم در جهت سمعي و شنيداري محدود نشده؛ و با حضور تصوير و نقاشي و فيلم؛ به بُعد بصري و ديداري نيز مي رسد، چه اينكه اين روش؛ سبب بيشتر محسوس شدن وقايع و نيز بهتر نقش بستن آنها در ذهن مخاطب و ماندگارتر شدن آنها در ياد و خاطره ايشان است.

6- و اينجاست كه نقش نقاشان و رسامان و طراحان و فيلمسازان و ايفا كنندگان نقشها و تعزيه خوانها و نقالان معلوم مي گردد،
و با توجه به اينكه صنعت فيلم تاريخچه كوتاه و نو رسي دارد؛ فلذا اين پرده هاي نقاشي وقايع ديني بوده اند كه در طول قرنهاي بسيار؛ در جهت ارتقاي معرفت و بينش عمومي نقش مهمي داشته اند.
البته برخلاف پرده هاي نقاشي كه در جهت انجام وظيفه همراه با رعايت امانت در نقل وقايع غالبا موفق بوده اند؛
متاسفانه صنعت فيلم و سريال (ولو به اسم دين) غالبا در جهت تحريف و تضعيف دين و وقايع ديني و سست كردن عقايد ديني مردم بكار گرفته شده است،
و لذا مي بينيم كه به اسم وقايع كربلا چگونه افكار غربزده و شيوه ها و الكوهاي تئاتر غربي را وارد كرده و وقايع را دگرگون و محرف نموده اند،
و يا با طرح محرف وقايع در قالب ذهني فاسد طراحان و عاملان فيلم (مثل همه وقايع را مربوط به خواهشهاي جنسي و عشق غربي كردن)،
و يا آميختن آنها با عقايد منحرف طايفه گري عجم و عرب،
و يا ضعيف اجرا كردن نقشهاي مثبت واقعه و قوي اجرا كردن نقشهاي منفي،
و پراكندن عقايد ملحدان و منكران دين؛ در لابلاي ديالوگهاي فيلم (در حاليكه در وقايع اصلي مطرح نبوده و گفته نشده است)
و در حقيقت به اسم رسالت ديني؛ ماموريت تاريخي حزب شيطان از كفار و مشركان و ملحدان و امويان و منافقان را ايفاد كرده و آن خيالات فاسده را ميان اهل ايمان پخش كرده اند.

7- نكته مهمي كه بايد در مطالعه نقاشيهاي روضه و مقتل خواني توجه شود اينكه:
(براي سهولت نگهداري و حمل و نقل اين نقاشيها؛ و نيز بزرگ بودن تابلو و توجه بيشتر مخاطب)
در يك تابلو چندين واقعه را كنار هم مي كشيده اند، و در حقيقت آنها را با فشردگي در يك تابلو جا مي داده اند؛
و اين نقال و تعزيه خوان بوده كه وقايع را در كتابهاي مقتل و روضه خوانده يا شنيده؛
و هر يك را به ترتيب تاريخي خود مطرح كرده و توصيف مي نموده است،
اما امروزه براي كسي كه سواد اين رشته را ندارد؛ و همينطوري تابلو را نگاه كرده و تفسير مي كند
نتيجه اش اين مي شود كه يا آنها را نامربوط تصور كرده؛ يا به نقد و تحليل بي ربطي مبتلا مي شود.

8- داستان حضور رومي يا (به تعبير متأخر فرنگي) در نقاشيها و اقوال و اشعار تعزيه و نقالان؛
اساس درستي داشته؛ و مستند اصليش معتبر است،
در منابع تاريخي ثبت شده كه شخصي رومي نصراني اهل روم شرقي (بيزانس) غلام معاوية و منشي مخصوص او و متولي امور خصوصي وي بوده است،
در زمان يزيد هم اين نزديكي افزايش يافته و نديم مجلس شراب او هم بوده، بلكه همواره در مجالس يزيد حاضر و مثل يك مشاور به او نزديك بوده است.
نام وي "سِر جون" بوده و در نقلها به نام "سرجون نصراني يا رومي" ذكر شده است.
اين عنصر رومي در پشت صحنه وقايع كربلا هم نقش قابل توجهي داشته از جمله:
در موضوع كنترل اوضاع كوفه بعد پيوستن مردم به مسلم بن عقيل؛
گفته شده اين سرجون بوده كه به يزيد توصيه كرده است كه ابن زياد را والي كوفه نمايد،
در واقعه اسارت اهل بيت حسيني (عليهم السلام) به شام و مجلس يزيد هم اين سرجون حاضر بوده
و مطالب و سخناني نيز از او نقل شده است.
از اين رو طبيعي است كه در متون ثبت وقايع مربوط به نهضت حسيني؛ و نيز اشعار و تعزيه نامه ها و نقاشي ها و پرده هاي ديني نيز حضور سرجون در برخي صحنه ها منعكس شده باشد.

9- البته عجيب نيست كه برخي از نقاشان از نحوه لباس روميان 1400 سال قبل بي اطلاع بوده باشند
ولذا لباس سرجون را به شكل غربيهاي زمان خود نقاش (قرون متاخر مثل انكليسيها) كشيده باشند،
و اين امر سبب شده تا در السنه برخي نقالان و يا بعضي نقلهاي بعدي (خصوصا اگر نقال يا شاعر اصل تاريخ را نداند؛ و از روي نقاشي بخواهد توصيف كند) بجاي نام بردن از سرجون رومي يا نصراني بكويد "مرد فرنكي"
اما در هر صورت اشكالي در صحت محتواي نقش وارد نمي كند، تا كسي بخواهد كل اين اثر يا اصل واقعه را زير سؤال ببرد.

10- پر واضح است كه در هر صنف از عالم و هنرمند و نقاش و مداح؛ سطوح مختلف دانش و مهارت و توانايي وجود دارد؛ و محصول كار همه يكسان نمي باشد،
در درياي بيكران خادمان حسيني نيز افراد از اين نظر متفاوتند،
اما اين امر سبب وهن و بي ارزشي كار افراد غير زبردست نمي گردد،
و هر خدمتي كه در چهارچوب معارف اصيل عاشوراي حسيني خالصانه (و فارغ از بهره برداريهاي باندهاي سياسي يا تحريفات الحادي غربي) ارائه شود مقبول و سعيشان مشكور است.
فلذا تنها اين سخنان برترين خطبا؛ يا نواي هنرمندترين مداحان؛ يا اثر بهترين نقاشان نيست كه در تعليم و نشر معارف حسيني تاثير داشته، بلكه كار خالصانه سطوح ديگر نيز به سهم خود مفيد و مؤثر بوده
و مخاطبان فرهيخته اين آثار غالبا به معنا و پيام آنها متوجه و مشغول شده
نه در جزئيات فني لفظ و يا نوا و يا نقش.
وفقنا الله وسائر المؤمنين والمؤمنات لحق معرفة مولانا الحسين وعزائه و زيارته و خدمته، آمين رب العالمين.

http://aelaa.net/Fa/viewtopic.php?f=212 ... 682#p47682[شمارة ثبت: (1482) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

حجامت

پست جديدتوسط aelaa.net » چهارشنبه نوامبر 20, 2013 8:28 am

سؤال:
1- آيا حجامت كه سبب زخمي شدن بدن و ريختن خون مي كردد؛ كار صحيحي است؟

جواب:
حجامت كار بسيار مفيدي است و حكماي طب كهن و اسلامي و حتى قبل از اسلام براى آن خواص بسياري ذكر كرده و كتابهاي متعددي نوشته اند،
در تعاليم اسلام و فرمايشات حضرت رسول الله و ساير معصومين عليهم السلام نيز بر آن بسيار تاكيد شده است،
و در تجربه مليونها نفر در طول قرنها؛ خواص درماني آن نيز بطور بيوسته تجربه و به ثبت رسيده است،
بلكه اطباي جديد هم در اين موضوع تحقيق بسيار كرده؛ و صحت اين عمل و فوايد آنرا تاييد و تاكيد نموده و مقالات و كتابهاي متعددي نيز نوشته اند،[شمارة ثبت: (1483) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
2- آيا بهتر نيست كه بجاي حجامت؛ خون اهداء شود؟

جواب:
خواص حجامت كه در نواحي خاصي انجام مي شود؛ با اهداء خون بدست نيامده؛ و در اهداي خون فوايد اعجازآميز حجامت وجود ندارد،
بجز اين؛ اهداء خون براي همه ميسر نبوده، و تنها افراد خاصي؛ در شرايط جسمي خاصي؛ مي تواند بدان اقدام نمايند،
در حاليكه حجامت براي همه افراد از كودك تا كهنسال ميسر بوده و در هر شرايطي از جمله ضعف و بيماري نيز قابل اجرا بلكه سبب درمان است، [شمارة ثبت: (1484) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
3- آيا فقط حجامت در كتف ها و شانه ها انجام مي شود؟

جواب:
انجام حجامت منحصر به كتفها و شانه ها نبوده، و مواضع بسياري محل حجامت مي باشد،[شمارة ثبت: (1485) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
4- انجام حجامت در سر جه صورتي دارد؟

جواب:
حجامت در سر هم از انواع حجامت است و فوائد بسياري دارد كه در كتب طبي قديم و جديد مسطور است،[شمارة ثبت: (1486) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
5- آيا انجام حجامت در كتفها و يا سر؛ محدود به انجام آن در خفاء است؟ يا به صورت علني و آشكار هم صحيح است؟

جواب:
انجام حجامت در كتفها و يا سر؛ محدود به صورت مخفي (مثل در اتاق عمل اختصاصي بزشك) نبوده،
و انجام آن در اماكن مكشوف و به صورت آشكار نيز مانعي ندارد،
فقط بايد از نظر مراقبتهاي بهداشتي رعايتهاي لازمه بشود.[شمارة ثبت: (1487) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
6- آيا در انجام حجامت شرط است كه زمان خاصي انجام نشود؟ يا در زمان خاصي انجام بشود؟

جواب:
در انجام عمل حجامت شرط زماني وجود ندارد،
اما با توجه به جوشش بيشتر خون در ليالي و ايام بدر (13و14و15) توصيه به عدم انجام حجامت شده
و لذا از 16 و 17 ماه مراكز حجامت بسيار فعال بوده و شلوغتر از مواقع ديكر است.
و در صورت انجام در اين سه روز؛ احتياطات لازم طبي بابد تدارك شود[شمارة ثبت: (1488) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
7- آيا در روز عاشورا يا شب نوزدهم ماه مبارك رمضان يا ديكر ايام مصائب معصومين عليهم السلام؛ عمل حجامت جايز است؟

جواب:
انجام حجامت در اوقات مذكوره منع طبي يا شرعي نداشته، بلكه با توجه به توفيقات احوال و اعمال مذكوره؛ داراي ثواب و اجر تذكر مصايب نيز مي باشد.[شمارة ثبت: (1489) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
8- اكر شخصي كه معتقد به امام علي و امام حسين عليهما السلام است؛ در وقت حجامت يا حين حجامت يا بعد حجامت؛ متذكر زخمها و جراحتها و ضربتهايي كه بر ابدان مباركه ايشان وارد شده بكردد؛ و حالش منقلب شود و كريه كند يا نام حضرات را ببرد؛ آيا حجامت و يا اين تذكر جايز است؟

جواب:
تذكر مصائب حضرات معصومين عليهم السلام و انقلاب حال و بكاء و شيون و ضجه و نام ايشان بردن در وقت حجامت يا در حين آن يا بعد آن؛ اشكالي ندارد
و حجامت هم با اين احوال و اذكار اشكال بيدا نمي كند؛
بلكه سبب مي شود تا عمل طبي او؛ افزون بر آثار سلامتي؛ ابعاد معنوي و عبادي نيز بيدا كرده؛ و توفيق عزاداري همراه با حال مواسات در مصايب ايشان نيز نصيب وي كردد،[شمارة ثبت: (1490) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
9- آيا در صحت و جواز عمل حجامت و نتيجه طبي بردن از آن؛ نيت و قصد حجامت و داشتن هدف طبابت شرط است؟

جواب:
در صحت و جواز عمل حجامت و نتيجه طبي بردن از آن؛ نيت و قصد حجامت و داشتن هدف طبابت شرط نبوده، و كافي است كه در مواضع حجامت عمل حجامت (خراش سطحي و بيرون آمدن خون به قدر لازم) انجام شود[شمارة ثبت: (1491) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
10- اكر بدون نيت حجامت و يا هدف طبي؛ يا به قصد ديكري عمل حجامت از او سر زند؟ آيا خاصيت طبي دارد؟ آيا اين عمل جايز و صحيح است؟

جواب:
نيت و يا هدف طبي در جواز و صحت عمل حجامت و داشتن خاصيت آن شرط نبوده ؛
مهم نفس عمل حجامت در مواضع حجامت است، يعني كافي است خراش سطحي در مواضع حجامت و بيرون آمدن خون به قدر لازم اتفاق بيافتد و نيت كردن يا اسم حجامت بردن لازم ندارد.
فلذا اكر بدون نيت و يا هدف نيت و يا به قصد يا عنوان ديكري اكر اين نحوه عمل شبيه حجامت (ولو به اسم ديكري باشد) اكر از او سر بزند يا براي او انجام شود، اين عمل جايز و صحيح بوده، و خاصيت طبي هم دارد[شمارة ثبت: (1492) منبع: المسائل الإنترنتية]


سؤال:
11- آيا شخصي كه معتقد به امام علي و امام حسين عليهما السلام است؛ در عزاداراي ايشان متذكر زخمها و جراحتها و ضربتهايي كه بر ابدان مباركه ايشان وارد شده بكردد؛ و حالش منقلب شود و كريه كند و نام حضرات را ببرد؛ بدون نيت و هدف حجامت؛ بلكه از روي مواسات با اهل بيت عليهم السلام؛ در مواضع حجامت عملي انجام دهد كه شبيه حجامت است؟ آيا اين عمل جايز و صحيح است؟ آيا خاصيت طبي دارد؟

جواب:
شخصي كه معتقد به امام علي و امام حسين عليهما السلام است؛ اكر در عزاداراي ايشان متذكر زخمها و جراحتها و ضربتهايي كه بر ابدان مباركه ايشان وارد شده بكردد؛ و حالش منقلب شود و كريه كند و نام حضرات را ببرد؛ و بدون نيت و هدف حجامت؛ بلكه از روي تاثر و يا مواسات با اهل بيت عليهم السلام؛ در مواضع حجامت عملي انجام دهد كه شبيه حجامت است، اين عمل جايز و صحيح است و افزون بر اثر معنوي و اجر اخروي؛ خاصيت طبي نيز دارد.[شمارة ثبت: (1493) منبع: المسائل الإنترنتية]

سؤال:
12- افرادي مسلمان يا كافر؛ بخاطر بيسوادي يا غربزدكي و فريفتكي طب تجاري؛ ضمن انكار صحت و جواز عمل حجامت يا شبيه آن (كه خاصيت حجامت دارد) اقدام به استهزاء و يا مخالفت و جوسازي و اتهام عليه افراد فرهيخته و مؤمن ملتزم به حجامت و شبيه حجامت مي نمايند، آيا رويكرد افراد منكر در صحت و جواز عمل حجامت و شبيه حجامت شرط است؟ آيا بايد به آن توجه شده؟ و كلا در انجام يا عدم حجامت و شبه حجامت؛ جكونكي رويكرد ديكر افراد؛ دخالتي دارد؟

جواب:
جواز و صحت انجام عمل صحيح حجامت و شبه حجامت (كه خاصيت حجامت دارد) كه مباني عقلي و علمي و ديني و تجربي محكم و مفصلي دارد؛ مشروط به باور يا موافقت و يا خوشامد ديكران نمي باشد،
و جهالت و انكار و مخالفت و استهزاء و جوسازي و اتهام زني آنها نبايد در عزم افراد فرهيخته و مؤمن براي التزام يا استمرار به حجامت و شبيه حجامت خللي ايجاد نمايد
و ضمن ادامه و التزام؛ با سعه صدر و بيان علمي رفع جهالت منكران نموده و به آنها آكاهي ببخشد.[شمارة ثبت: (1494) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

در مورد نماز و روزه قضاي ميت و سهم الأرث

پست جديدتوسط aelaa.net » پنج شنبه آپريل 17, 2014 12:42 pm

سؤال:
از فروش یک زمین که ارث پدری همسرمرحومم بود سهم ما شده ... تومان، با توجه به اینکه یک پسر و یک دختر دارم؛ این مبلغ را چگونه تقسیم کنیم؟ و ایا بنده می توانم یک میلیون از این پول را برای نماز و روزه همسرم بدهم؟

جواب:
1- اگر ميت وصيت كرده باشد كه برايش قضا بجاي بياورند؛ تا ثلث اموالش بايد صرف تأمين اين امر بشود، و بقيه ارثيه محسوب شده و مورد تقسيم ورثه قرار مي گيرد.
2- سهم الارث زني كه فرزند دارد مشخص است، اما جون اين امور تنها با مسئله پرسيدن يكي از ورثه حل نمي شود، و ممكن است محل اختلاف بشود؛ فلذا بعد از اداي بدهيهاى او (از جمله مهريه) و انجام وصيتش؛ براى تقسيم ارثيه؛ و تعيين سهم الإرث، بهتر است نزد شخصي كه بقيه ورثه هم قبول داشته (عالم محل و يا دفاتر حقوقي معتبر) بروند تا حرف و اختلافى بعدا پيش نيايد.
3- وقتي سهم الارث دريافت كرديد، مال خودتان است و مي توانيد به هر مصرفي برسانيد از جمله استيجار شخصى براى نماز و روزه متوفى. [شمارة ثبت: (1495) منبع: المسائل الإنترنتية]

سؤال:
اطلاع دارم که همسر مرحومم نماز و روزه قضا دارد برای انجام آن به عهده چه کسی از اعضای خانواده است و اینکه ایا بنده می توانم برای همسرم این را انجام دهم؟

جواب:
نماز و روزه اي كه از روي عمد و بي اعتنايي ترك نشده باشد (مثل ايام مرض فوت)، قضاي انها بر بسر بزركتر واجب است، جه اينكه خودش بجاي بياورد يا از مال خودش كسي را اجير كند كه بجا بياورند و اكر شخص ديكري قضا نمايد؛ به همان قدر قضا؛ از عهده بسر بزركتر برداشته مي شود. [شمارة ثبت: (1513) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پست جديدتوسط aelaa.net » پنج شنبه مه 15, 2014 4:11 pm

سؤال:
مؤمنين مي برسند:
براى مهمترين حاجت همگي ما؛
چگونه دعا كنيم؟
چه چيزى را بخواهيم؟

جواب:
با ختومات كبيره و توسلات عظيمه
و صدقات كثيره و قربانيهاى عديده
بطور پيوسته
از خداوند متعال بخواهيد
فرج حضرت مولا صاحب الامر (منه السلام)
و فرج محبين ايشان
با دفع و طرد با ذلت دشمنان و حاسدان و موذيان و منكران،
و رفع حصر كامل و آزادى شامل و امنيت مستمر براى همه همراهان و علويان
تا حريت و سهولت برگزارى مدارس تعليم و مجالس نشر معارف الهى در وسعت جهانى
و برگزاري نماز جماعت مغرب عمومى در صحن قبله رضوى و همه مشاهد الهى
و امكان ديدار و حضور با عزت و رفعت و آسايش همه مواليان مولا از همه بلاد عالم
ان شاء الله و آمين رب العالمين
[شمارة ثبت: (1496) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

عمل استفتاح

پست جديدتوسط aelaa.net » جمعه مه 16, 2014 4:12 pm

سؤال:
عمل استفتاح جه عملي است؟ آثار آن چيست؟ محدوديت زمانى دارد؟

جواب:
1- همان عملى است كه در ماه رجب با روزه كرفتن ايام البيض، و خلوت در روز بانزدهم
و بجاى آوردن اعمالي كه به نام "ام داوود" معروف بوده
و در كتب ادعيه و اعمال از جمله اقبال الأعمال و مصباح و مفاتيح آمده
انجام مي شود
دعاي مفصل آخر اين عمل هم؛ به دعاى استفتاح معروف است.

2- اين عمل را حضرت امام صادق عليه السلام؛ به ام داوود؛ مادر رضاعي خودشان تعليم فرمودند
تا براى نجات فرزندش "داوود" برادر رضاعى حضرت
كه در زندان منصورلعين به زنجير كشيده شده؛ و بيم از بين رفتنش بوده.
بجاى آورد،
بعد از انجام اين عمل توسط ام داوود؛
فرزندش داوود بطرز معجزه آسايي؛ آزاد و رها شده؛
و به زندكي عادى خويش باز مي كردد.

3- موضوع انجام اين عمل؛ اكر جه براى نجات مضطرين؛ بطور خاص مفيد و مؤثر است
اما نجات بخشي اين عمل محدود به محبوسين و محصورين نبوده
و براى رفع هر كرفتاري سخت؛ و باز شدن دربهاى نصرت و موفقيت بسيار مجرب است.

4- بلكه در فتح ابواب معنويات؛ و حصول فتوحات نورانيه نيز مؤثر مي باشد
بطوريكه بزركان اهل معرفت (كه توفيق اتصال به ناحيه مقدسه داشته اند)
مانند مرحوم آيت الله سيد علي قاضى تبريزي
به خواص اصحاب خويش؛ آنرا توصيه مي نموده اند.

5- اكرجه ماه رجب بهار اين عمل و از بهترين مواسم انجام آنست
اما انجام اين عمل محدود به ماه رجب نمي باشد
و در ايام البيض و نيمه هر ماه قمرى قابل اتيان است

وفقنا الله جميعا لطاعته و مرضاته
و نجانا الله جميعا من الهموم والأحزان و حصر الأعداء وظلم الطغاة
وفتح الله علينا ابواب النصر والفتح والرفعة والكرامة والنورانية
بجاه محمد وعلي وعترتهما الهادية المهدية

شرح عمل و دعاى استفتاح را در اينجا مطالعه نماييد
viewtopic.php?f=172&t=540&p=8847&hilit=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AD#p8847

تلاوت دعاي استفتاح 1435 را از اينجا دريافت كنيد

http://aelaa.net/Ersaal/6/DoaayeEsteftaahRajab1435.mp3
http://aelaa.net/Ersaal/6/SajdeEsteftaahRajab1435.mp3[شمارة ثبت: (1497) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

قبليبعدي

بازگشت به مجمع علوم فقه آئین الهی

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: ClaudeBot و 0 مهمان


Aelaa.Net