غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

مجمع گفتگوی پژوهشگران وآموزشگران علوم فقه آئین الهی

مدير انجمن: najm115

حجاب زنان در نماز و زيارت

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه جولاي 19, 2012 12:20 pm

سؤال:
چرا خانم ها موقع نماز باید حجاب داشته باشند؟

جواب:
1- اين سؤال ناشي از عدم اطلاع حكمت حجاب، و تفاوت نماز و زيارت با ساير اعمال عبادي است

2-مقالات و تبليغات توسط مراكز غير مطلع از تعاليم مكتب وحي و برخوردهاى كيلويي تبعي آن با امر حجاب
سبب دورشدن بيشتر اذهان از اين حكمت الهي
بلكه كريزان شدن افراد در التزام به حجاب است

3- حجاب يك تكريم و احترام خاص براى زن مؤمن است
نه يك روبوش براى جنس مؤنث
ولذا در اسلام زنان غير مسلمان در جامعه اسلامي حق ندارند حجاب كامل داشته باشند و صورت و سرشان بايد باز باشد و نبوشانند
جه اينكه حجاب يك احترام مخصوص زنان مؤمنه است
و اكر كسي تاريخ اسلام را مطالعه كند
مي بيند كه حكومتها هم اكر زني مسلمان رويش را باز مي كذاشته مانعش نمي شدند
جون در حقيقت او خودش را از مرتبه تكريم تنزل داده است
اما اكر زن نامسلماني سر يا رويش را مي بوشاند
با او برخورد مي كردند كه قانون را رعايت نكرده است
(مطالعه اين موارد تفاوت رويكردها و اكاهي و عدم اكاهي افراد را اشكار مي سازد)

4- موضوع نكاه نكردن و جشم خيره نشدن به زن مؤمنة نامحرم هم از باب احترام و تكريم است
ولذاست كه نكاه به زن غير مسلمان مباح است و منعي ندارد،
مكر اينكه نكاه از روي شهوت باشد،
كه انوقت اين رفتار شهوت انكيز ممنوع است. نه بخاطر زن بودن و نكاه كردن به وي.

5- دانستن همين نكات كه به اشاره بيان شد،
در ميان زنان مؤمنة سبب درك اهميت و ارزش حجاب شده
و از التزام به آن سختى و محدوديتي احساس نمي كنند
مانند همه التزاماتي كه براى خوب بودن جلوه يا موقعيتشان متحمل مي شوند، و نه تنها سخت نبوده بلكه به آن شائق هستند

6- نماز كه مؤمنين و مؤمنات مي خوانند تحفه الهي سفر معراج نبوي (صلي الله عليه وآله) براى اهل ايمان است
كه خداوند اجازه فرموده با بجاي آوردن و اجراي صورت كزارش ديدار پيامبر (صلي الله عليه وآله) با حقتعالى در معراج، به نورانيتي نائل بشوند
كه بتوانند خود در اين دنيا يا بعد از آ’ن به حضور حق نائل بشوند.

7- از اين رو آداب نماز با آداب ديدار بزركان از بوشيدن لباس فاخر و زينت و عطر و.. همسو بوده، و همين موارد در نماز هم توصيه شده است
همانطور كه يك زن متشخص وقتي به ميهماني مجللي راه يابد از بهترين و برترين بوشش خود استفاده مي كند

8- بجز قبايل وحشي اعماق جنكلها كه دور از امكانات و تمدنها بوده اند
در همه جوامع و ملل دنيا حتى غربيها
تا قبل از دو قرن اخير و حكومت مطلقه مسلك الحاد و لائيك و شيطان بر ايشان (كه اصرار بر برهنكي زنان دارد)
زنان همه داراي حجاب و بوشش بوده اند،
و آثار بيشمار مصور و مكتوب موجود كواه اشكاري بر اين امر است
بس به مقتضاي طبيعت غير منحرف زنانه
بوشش داشتن (سر و بدن) زنان امري شايسته ز لازمه زن بودن آنهاست
و براى تكريم ايشان بر اساس فطرت بوده است
هر جند فوايد ضمني مثل عدم ايجاد توابع برهنكي و دفع مفاسد را نيز دارد
ولي اصل ان تكريم است

9- براى همين در نماز (كه ملاقات خداست) و زيارت (كه ديدار با امام مورد زيارت است)
بوشيدن بهترين لباسها و داشتن زىنت جزو آداب آنست
و از جمله آنهاست حجاب بانوان

برخلاف مناجات شخصي و ذكر و دعا
كه صرفا ارتباطي شخصي و خصوصي بين بنده و خالقش بوده
و ويزكي نماز و زيارت را ندارد
از اين رو داشتن حجاب شرط نشده
مكر اينكه در معرض نامحرم باشد

10- با همه اينها
اكر جه حجاب در نماز براى زنان لازم است
ولى بوشاندن صورت براى زنان مؤمنة جايز نيست
مثل نقاب يا مقنعه
جون بايد ضمن رعايت اداب ديدار حق
شرط ادب بندكي زن هم در برابر بروردكارش رعايت شود
ولذا حجاب زن مؤمنة در نماز و زيارت و احرام عمره و حج
ضمن بوشش كامل بدن، نبوشاندن صورت است
مانند حجاب كنيزان كه رويشان را نمي بوشانند

و اكر در موقعيتي است كه در معرض نامحرم است
و نمي تواند جاي مناسب و محفوظ داشته باشد
و ناجار است از اينكه در ان محيط باشد
در اين صورت
با بايين انداختن كوشه جادر
ضمن از ديد خارج كردن جشمها و لب، و محفوظ ماندن از نظر اجنبي
روي خود را نيز كاملا نبوشانده
تا موقعيت بندكي وي هم رعايت شده باشد[شمارة ثبت: (1410) منبع: المسائل الإنترنتية]

ان شاء الله موفق و محفوظ باشيد

والحمدلله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

قضاي روزه ناتوان از بيماري

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه جولاي 22, 2012 8:58 am

سؤال:
سلام علیک
دختر مرحومه ما از 9 سالگی شروع به گرفتن روزه هایش نمود
و با توجه به این که از همین ایام هم عادت ماهیانه اش شروع شد، روزه های این ایام را نیز قضا نمود
ولی در سال آخر عمر خود با توجه به شرایط ضعف بدنی موفق به انجام روزه نگردید
ولی کلیه کفاره های روزه اش را پرداخت نمود
می خواستم ببینم دردو سال آخر عمر خود که موفق به انجام روزه نگردید قضای روزه هایش را باید برایش بگیریم؟
با تشکر

جواب:
عليك السلام
اكر قضاي روزه از دوره توانايي او باقيمانده است به نيابت او كرفته شود
اكر قضاي روزه مربوط به دوره بيماري او كه استمرار داشته بوده
و تا سالهاي بعد و تا فوت اين بيماري و ناتواني ادامه داشته است
اين موارد روزه قضا ندارد
رحمة الله عليها[شمارة ثبت: (1411) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

طهارت از حيض و نفاس براى صحت روزه

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه جولاي 22, 2012 9:39 pm

سؤال:
شخصي كه حیض بوده ولی احتمال دارد در طول روز پاک شود و منتظر نشانه ی پاکی است از کی و تا کی وقت دارد برای نیت روزه کند؟
و كلا كسي كه شب يا روز باك مي شود تكليفش براى روزه ماه رمضان جيست؟

جواب:

شخصي كه مبتلا به حيض يا نفاس است و قبل از فجر باك مي شود، بايد فورا غسل كند تا با طلوع فجر و شروع روزه با طهارت بوده، تا اينكه روزه اش صحيح باشد

كسي كه قبل اذان صبح باك بشود و بخاطر تساهل تاخير در غسل كند تا اينكه فجر طالع شود، فورا غسل نموده و آنروز را بايد امساك كند و قضا هم بنمايد

اكر كسي بعد از فحر باك شد، بايد فورا غسل نموده و بقيه روز را مستحب است امساك نمايد، و آنروز را نيز قضا مي نمايد

و همينطور است حكم كسي كه ميان روز و يا تا آخر روز قبل غروب آفتاب (حتى يك لحظه) باك مي شود، بايد انروز را قضا نمايد،

و همجنين است (بر عكس آن) اكر كسي تمام روز را روزه باشد، ولو تا آخر روز قبل غروب آفتاب (حتى يك لحظه)، و قبل غروب حيض بشود، بايد آنروز را قضا نمايد

در هر صورت شخص حائض ابتدا بايد مطمئن شود باك شده است، سبس غسل نمايد تا بتواند براى فجر نيت روزه نمايد.[شمارة ثبت: (1412) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

كفارات از نفقه واجب نيست

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه جولاي 22, 2012 11:02 pm

سؤال:
خانمی که ازدواج مجدد کرده، ایا کفاره روزه پارسالش را که بعلت بیماری نگرفته بوده، بعهده خودش است که پرداخت کند؟ یا شوهر وظیفه ای دارد؟ گویا شوهرش گفته چون شما گهگاهی خیاطی می کنی کفاره روزه ات با خودت می باشد.

جواب:
نفقه ضروري زن دائم بر شوهر واجب است
كفاره؛ هزينه ي تخلف و معصيت است، و از نفقه واجب نيست
نفقه واجب انجه ضروري زندكي است
و تخلفات موجب كفاره؛ ضرورت زندكي نيست

اما مثل فطريه كه هزينه طاعت است، از نفقه واجب بوده و بر شوهر واجب است[شمارة ثبت: (1413) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

روش روزه گرفتن در حالت ميگرن

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه جولاي 25, 2012 5:24 pm

سؤال:
بنده چندین سال است که بیماری میگرن دارم و دوره ی عود آن هفتگی است، و علی رغم درمانهای دارویی طولانی مدت زیر نظر انجمن مغز و اعصاب ایران و داروهای گیاهی وغذایی تحت نظر موسسه پیک شفا و حجامت زالو درمانی طب سوزنی بخور تراپی هیچ تاثیری در دوره ی بیماری شدت آن نداشته و من همچنان با آن سر در گریبانم و با وجود فرزندانی خردسال چند روز در هفته توانایی کار و اداره کردن زندگی را از دست میدهم . تنها دارویی که درد را تخفیف میدهد که بتوانم لااقل سرپا بایستم داروی سوماتوتریپتان است. که اثر آن موقع شروع درد است. در ماه مبارک رمضان اگر بتوانم یکبار یا دوبار با کمی آب آنرا بخورم روزه ام از بین نمیرود. از شما استدعا دارم بفرمایید، در شرع مقدس و نظر معصومین چه باید بکنم. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه واوسع منهجه، بسیار سپاسگذارم

جواب:
1- در شرايط توصيف شده مي تواند روزه نگيرد،
و اگر در ايام ديگر سال اين عذر را ندارد، قضا نموده،
و اگر در تمام ايام سال اين عذر را دارد، قضا نداشته و فديه بدهد: اطعام مسكين بدهد = يك مد طعام = 1300 كرم

2- اما اكر بخواهد حتما در ايام ماه مبارك روزه باشد، و روزه اش صحيح تا از بركات آن استفاده كند:
بس اكر بتواند دارو را قبل از فجر مصرف كند، خوردن قدري آب (به قدر ضرورت نه سيراب شدن)، ضرري به روزه اش ندارد، و اينطور مي تواند روزه بكيرد
و اكر ناجار از مصرف داروست در ميان روز است، بس به همان نحو فوق مصرف نمايد و روزه هم مي تواند بكيرد.

3- در صورت روزه گرفتن تكليف از نظر قضا و فديه و كفاره:
اكر در تمام سال اين عذر و مشكل را دارد و ايام ديكر سال حالش خوب نمي شود كه بطور معمولي و بي مشكل روزه بكيرد، بس اكر در حين روزه دارو نخورده و فقط بقدر ضرورت آب خورده باشد كه قضا و فديه ندارد.
و اكر در حين روزه دارو خورده باشد، براى هر روز فديه: اطعام مسكين بدهد = يك مد طعام = 1300 كرم

اما اكر روزهايي از سال بعد از ماه رمضان مشكل فوق را نداشته و مي تواند بطور معمولي روزه بكيرد، آنرا قضا مي نمايد.[شمارة ثبت: (1414) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

آب بقدر ضرورت در روزه براى مضطرين ناتوان از روزه

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه جولاي 25, 2012 5:38 pm

سؤال:
از شما نقل شده كه روزه دار در صورت ضرورت مي تواند قدري آب بنوشد، و اشكالي به روزه اش ندارد.
آيا دقيق نقل شده؟ آيا اين حكم كلي است؟ يا مخصوص افراد خاص و شرايط خاصي است؟

جواب:
1- آنجه بنده نقل كرده ام از بيان شريف حضرات معصومين عليهم السلام بوده است.
2- اين رخصت عمومي نبوده و در هر شدت عطش براى روزه دار قابل اجرا نيست.
3- محدوده اين رخصت: افرادي است كه بخاطر سن يا شرايط جسمي در حال روزه بخاطر نخوردن آب آنچنان وضعيتي مبتلا مي شوند كه يا طاقت روزه نداشته و نمي توانند بخاطر اين امر ديگر روزه بگيرند، يا موجب ضرر قطعي به سلامتيشان مي گردد. مانند دختران تازه تكليف ضعيف البدن در هواي گرم و روزهاي بلند، اگر نخوردن كمي آب سبب نتوانستن گرفتن روزه بشود، يا شخصي كه بيماري مبتلاست، كه قدري ميانروز حتما بايد آب بخورد و اگر نخورد خطير بوده، و ناچار به ترك روزه است، پس همه اين موارد مي توانند قدر كمي (دفع ضرورت) ولى نه به حد سيراب شدن آب مصرف كنند و روزه شان نيز صحيح بوده و قضا و فديه هم ندارد.
و همانطور كه اشاره شده اين به معنى اين نيست كه هر وقت كسي در روزه خيلي تشنه شد؛ كه بر او سخت بود، آب بخورد، بلكه از لوازم روزه كشيدن كرسنكي و تشنكي و تذكر شرايط قيامت است، و رخصت مذكور محدود به شرايط و نحوه فوق است.[شمارة ثبت: (1415) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

كاربرد برچسب كنترل تشنگي و گرسنگي

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه جولاي 29, 2012 7:36 pm

سؤال:
اخيرا صنايع دارويي چين برچسبهاي طبي را به بازارهاي كشورهاي اسلامي عرضه كرده است كه از نظر ظاهر به شكل برچسب زخم و پانسمان است، و در انتهاى كمر و نزديك كليه چسبانده شده، و خاصيت آن رفع تشنگي به مدت شش ساعت است، نظير اين نوع برچسب براى عدم احساس گرسنگي نيز عرضه شده است. آيا كاربرد اين برچسبها براى روزه دار اشكالي دارد.

جواب:
1- از آنجا كه مكانيزم و عملكرد موارد مذكور به اين صورت است كه
حاوي دارويي مخصوص است كه از طريق پوست و مويرگهاي آن؛ جذب خون گرديده و از طريق آن به بقيه بدن منتقل مي شود،
فلذا بحكم تزريق و مانند آن بوده؛ و سبب باطل شدن روزه مي گردد.

2- اما اگر نوع جديدي در آينده ساخته شود كه
بدون وارد شدن موادي به بدن؛ و مثلا با تاثير بر سيستم عصبي يا مدارهاي مغناطيسي و انرژي بدن؛ سبب تخفيف تشنگي و گرسنگي بشود،
در اين نوع خاص؛ كاربرد آن براى روزه داري كه در اثر روزه به زحمت مي افتد؛ اشكالي ندارد،
ولى كسي كه بي زحمتي توان تحمل تشنگي و گرسنگي روزه را دارد نبايد بكار ببرد،
چون جزو مقاصد روزه كشيدن مقداري تشنگي و گرسنگي است، و نبايد به اين روش يا روش ديگري كلا منع تشنگي و گرسنگي بنمايد.

3- اگر روزه داران در ساعات افطار؛
خوردن و نوشيدنشان فقط براساس ميل و عادت يا تقليد محيط نبوده،
و برنامه صحيحي براى تناسب حكيمانه نوع غذاي مصرفي و نحوه مصرف و مواد آن داشته باشند،
بيشتر موارد تشنگي و گرسنگي شديد؛ اتفاق نمي افتد.[شمارة ثبت: (1416) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

صلاة قيام يا نوافل شبهاي ماه مبارك رمضان

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه آگوست 02, 2012 5:37 pm

صلاة قيام (نوافل شبهاى ماه مبارك رمضان)

سؤال:
منظور از صلاة قيام كه در ماه مبارك رمضان مطرح است جيست؟ منظور از اين نام چه مي باشد؟ چند ركعت است؟ ختم تلاوت در آن چكونه است؟ آيا به جماعت مي شود خواند؟ آنكه در برنامه احياء شبهاي قدر به صورت جماعت در مساجد به جماعت مي خوانند چيست؟

جواب:
1- اصطلاح قيام يك اصطلاح قرآني است، و اشاره به "قيام ليل" يعني "برپا به نماز بيدار بودن شب" است، كه در اوصاف اهل عبادت گفته مي شود، شبها را به نماز برپاست و روزه ها را روزه است، و شخص مؤمن كه مواظبت بر تهجد و نوافل شب (8 ركعت نافله شب + 2 ركعت شفع + 1 ركعت وتر) دارد، به فضيلت و ثواب قيام ليل موفق مي شود، و اين اقل قيام ليل است.

2- در ماه مبارك رمضان نوافل شبهاي آن هزار ركعت (در مجموع سي شب) است، كه در كتب حديث و فقه و ادعيه و اعمال (از جمله براي عموم در مفاتيح الجنان) شرح آن آمده است، با مواظبت بر اين نوافل؛ شخص روزه دار به قيام ليالى ماه مبارك رمضان نيز موفق مي شود، مجموع اين نوافل و اين نماز به "صلاة القيام" نيز معروف است.

3- ظاهر عدد هزار اين نماز؛ توهم سختي آن را القاء مي نمايد، در حاليكه اگر كسي در جريان روش آسان انجام آن قرار بگيرد؛ مي بيند كه به توفيق حق؛ چقدر آسان است. حتى از مجموع فرائض و نوافل يوميه كه جزو التزامات هر مؤمن صاحب معرفت است؛ انجامش آسانتر و زمانش كوتاهتر خواهد بود، چه اينكه ملتزم به فرائض و نوافل يوميه؛ در هر ماه مجموعا حدود 1500 ركعت نماز مى گذارد، و براى ملتزم موفق كار آسانى است، اما صلاة قيام و نافله شبهاى ماه مبارك رمضان تنها 1000 ركعت در كل ماه است.
اين نماز در طول سي شب ماه مبارك تقسيم مي شود، بطوريكه هر شب تنها بيست دقيقه تا نيمساعت وقت نياز دارد، مگر شبهاي قدر كه دو ساعت اضافه مي شود، و طبيعي است كه همه اهل ايمان كه تمام شب قدر را به عبادت احيا مي كنند، از صرف دو ساعتش به اين فضيلت بسيار ارزشمند دريغي نخواهند داشت.

4- روش آسان انجام صلاة قيام در هر شب ماه مبارك رمضان: در كلام حضرات معصومين : چند روش وارد شده است؛ كه ما آسانترين آنها را اينجا نقل مي كنيم:
بخشي بعد از نماز مغرب و تعقيبات و نوافلش بجاي آورده مي شود، كه (چهار دو ركعتي = 8 ركعت) است.
و بخشي هم بعد از فريضه عشاء و تعقيبات و نافله اش گذارده مي شود، كه (شش دو ركعتي = 12ركعت) است. كه اين قسمت بعد از عشاء؛ در دهه سوم ماه (21 تا30) به صورت (يازده دو ركعتي = 22ركعت) گذارده مي شود.
بجز دو بخش بعد از مغرب و بعد از عشاء كه هر شب هست؛ بخش ديگري نيز در شبهاى سه گانه (19-21-23) هست كه بعد از انجام آن دو بخش؛ (50 دو ركعتي = 100 ركعت) ديگر هم بجاي مي آورند.
مجموع اين ركعات در تمام ماه مي شود هزار ركعت = (20×20) + (10×30) + (3×100) = 1000

5- همانطور كه اشاره شد، در شبهاى سه گانه معروف به قدر؛ صد ركعت نماز مستحب ذكر شده، كه اين در السنه عموم؛ جزو اعمال اين شبها معروف شده است، و از آنجا كه برخى حال انجام نافله نداشته، و معمولا اشخاص نماز قضاي نخوانده هم دارند، و يا برخى مي خواهند زرنگي كرده؛ هم نماز قضا بجاي آورده هم به فضيلت صد ركعت اين شب برسند، ازين رو: شش روز نماز قضا بجاي مي آورند؛ كه مي شود حدودا صد ركعت، و چون تنهايي و به صورت فرادى؛ شايد حال انجام نماز قضا را نيز نداشته باشند، و صورت جماعت سبب حركت و تشويق و سهولت آن برايشان شده، و از طرفي به جماعت خواندن؛ سبب صرفه جويي در خواندن حمد و سوره هم مي شود؛ فلذا در برنامه احياء اين شبها در مساجد؛ نماز جماعت قضا صد ركعت؛ توسط اين دسته از مؤمنين رواج دارد.

6- از آنجا كه اينها نماز قضاي واجب مي خوانند؛ فلذا به جماعت خوانده مي شود؛ و اشكالي ندارد. اما نوافل كه نماز مستحبي هستند؛ از جمله نوافل شبهاى ماه مبارك رمضان (صلاة القيام)؛ جايز نيست كه به جماعت خوانده شود، و آنچه در ميان عمريان رايج است؛ جزو بدعت منهي شرع شريف مى باشد.
البته نيت نماز به دو نماز كه هم نماز قضاى واجب باشد؛ هم نماز صد ركعتى اين شبها؛ صحيح نيست، و نماز مثل غسل نيست كه با يك غسل؛ نيت براى چند غسل (جنابت، توبه، جمعه، زيارت، ووو) نمود. البته نوافل مستحبى را مى توان به صورت يكي از نمازهاى مستحبى ديگر بجاى آورد؛ و با اين روش از فضيلت و ثواب هر دو عمل بهره مند شد، مثل اينكه نوافل يوميه را به صورت نماز امام زمان و يا نماز جعفر طيار و نمازهاى معصومين : بجا آورد، در اين صورت ضمن اجابت توصيه مولا به نافله يوميه؛ و نائل شدن از ثواب و بركات آن؛ به فضيلت و ثواب نمازهاى آن حضرات نيز نائل مى گردد.

7- براى صحت نوافل همراه با جماعت؛ مگر اينكه شخصي صورتا در جماعتى شركت كند؛ ولى نوافلش را به نيت فرادى؛ همراه امام جماعتي بجاي بياورد؛ در اين صورت اشكالي ندارد. مثل اينكه اگر شخصي اتفاقا در چنين جماعتي واقع شده (مانند زوار حرمين شريفين در ماه مبارك رمضان) و مي خواهد از فرصت و محيط استفاده كرده؛ هم نوافلش را در آن مكان شريف بجاي آورد، هم همراه تلاوت امام جماعت؛ تلاوت نماز نافله اش را بخواند؛ و به ختم تلاوت موفق شود، هم طبق وظيفه؛ از بدعت منهي شرع (جماعت در نافله) پرهيز كند؛ و نمازش هم صحيح باشد، در اين صورت؛ براى اداى نماز نافله؛ نيت فرادى كرده، هر چند همراه آن جماعت نمازش را بجاي مي آورد، و در وقت قرائت نماز هم؛ همراه امام جماعت تلاوت خودش را نموده تا ختم نمايد.
يا در مجامع مؤمنين؛ شخصي كه تلاوتش صحيح است، جلو بايستد نماز نافله (صلاة قيام) خودش را با خواندن قرآن (از ابتدا تا انتها) در قرائت بخواند، و ديگران هم براى اينكه از ختم تلاوت در نافله صلاة قيام بهره ببرند، همراه او نيت نافله فرادى نموده؛ و قرائت نمازشان را نيز خودشان همراه او بخوانند (با استفاده از شنيدن تلاوت او)، اين هم اشكالي ندارد، چون واقعيتش فرادى است؛ و جماعت نيست، هرچند صورتش همراهي دسته جمعي در نماز است.

8- البته مؤمنين توفيق ختم تلاوت را؛ محدود به فراهم شدن قاري متمكن ننموده، چه اينكه مي توانند خودشان با استفاده از نوارهاى تلاوت صحيح (در دستگاههاى كوچك پخش فايل صوتي؛ همراه با گوشي) در نماز استفاده كنند، يا از روي مصحف بخوانند.

9- منظور از ختم تلاوت؛ انجام آن در يكشب نيست، هر چند برخي موفقين با اختصاص 8 تا 10 ساعت، آنرا هر شب انجام مي دهند. معمول ختم تلاوت در نوافل؛ با تقسيم صفحات مصحف و سور آن بر سي شب ماه مبارك رمضان؛ انجام مي شود. كه هر شب (20-30) دقيقه براى تندخوان؛ و يكساعت براى ترتيل خوان بيشتر طول نمي كشد.

10- در صورت انجام ختم تلاوت در نوافل؛ سجدات واجبة قرآني را بايد در همان وسط قرائت بجاي آورند (يك سجده)، و بعد از سجده برخاسته و در حالت قيام؛ بقيه قرائت نماز و تلاوت يا ركوع را انجام مي دهند. و سجدات مستحبه قرآني را؛ اكتفا به اشاره سر (به عنوان سجده) مي نمايند.

11- نوافل؛ از جمله صلاة قيام و نوافل شبهاى ماه مبارك رمضان؛ همه اش دو ركعتي است، و تجديد وضو يا خواب يا خوراك ميان آنها اشكالي ندارد.

12- شخصي كه انجام نوافل "صلاة قيام" برايش در مشاهد مشرفه؛ يا مسجد جامع يا مسجد محل ميسر نيست، در صورت امكان آنرا در زير آسمان بجاي آورد.

13- كسي كه برخي ركعات را در برخي شبها فراموش نموده، يا دير از فضيلت اين نماز مطلع شده، مي تواند ركعات شبهاي گذشته را در شبهاي باقيمانده بجاي آورده؛ و آنرا يكجا يا در چند قسمت تدارك نمايد.

14- بعد از روزه ماه مبارك رمضان؛ كه براى متمكنين فريضه بوده، و امساك روزش بقدر ميسور؛ براى معذورين هم مستحب است، با فضيلت ترين عمل اين ماه؛ ختم تلاوت قرآن و نوافل "صلاة القيام" است، و بر ادعيه و اذكار و ساير نمازها ترجيح دارد.
وفقنا الله جميعا للصيام والقيام وختم تلاوة القرآن والسجدات والمناجاة، وأن يبلغنا ليلة القدر و يوصلنا بلقاء الإمام، و المغفرة والرضوان. [شمارة ثبت: (1417) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

روزه براي مبتلاي به ناراحتي كوارشي

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه آگوست 02, 2012 7:12 pm

سؤال:
کسی که زحم معده و یا اثنی عشر داشته باشد میتواند روزه بگیرد؟

جواب:
1- بستكي دارد كه بخواهد معذور شود يا با حفظ سلامتي روزه بكيرد

2- مبتلايان به ناراحتيهاى كوارشي همه يك جور نيستند و شرايط و شدت بيماريشان مختلف است

3- افرادي كه بالفعل خونريزي داشته اول بايد علاج كنند كه خونريزي نداشته باشند،
و اكر عليرغم معالجه؛ روزه سبب خونريزي يا شدت بيماري بشود معذورند،
اما اكر همراه با علاج؛ بوسيله روش زير؛ روزه كرفته و مشكلي نداشتند؛ خوب روز بكيرند.

4- در بررسي هاي با متخصصين كوارش در طب رايج
ذات روزه براى خود اين دو بيماري مشكلي ندارد
تنها عارضه ترشيح اسيد شديد كه منجر به درد يا تعريق بشود براى وي ضرر دارد
فلذا اكر اين عارضه جانبي بنحوي منع شود روزه مانعي ندارد.

5- براى علاج اين علامت جانبي راههاي متعددي هست از جمله
در طب رايج: قرصهاى فاموتيدين يا رانيتيدين و مانند آنرا تجويز مي كنند
در طب كهن و اسلامي هم نكاتي در اينجا منتشر شده است
http://aelaa.net/Fa/viewtopic.php?f=13& ... =10#p26506
كه مهمترينش
منع غليه رطوبت و سرديها بر معده
و عدم نابرهيزيها
و نكته اخر ادرس فوق است

و اينها بسيار مجرب بوده
و افرادي سالها روزه نمي توانستند بكيرند بدينوسيله موفق شده
و يا باقرص روزه مي كرفته اند، و بارعايت نكات بي نياز از قرص شده اند[شمارة ثبت: (1418) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

خرید اجناس داخلي يا وارداتي

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه آگوست 12, 2012 6:34 pm

سؤال:
در بازار ايران اجناس مختلف مصرفي از خوراك و پوشاك هر دو نوع توليد داخل و خارج وجود دارد، كداميك را تهيه كنيم؟

جواب:
1- هر جنسي جون خارجي است كيفيتش بهتر نيست، و جون داخلي است كيفيتش بايين نيست، و در هر دو صنف هر دو نوع جنس هست.

2- يكي از مشكلات اجناس داخلي: نبود سيستم كنترل كيفيت و قيمت، و عدم تعهد عرضه كننده درباره كيفيت جنس است.
و اين سبب شده تا هر جنسي با هر قيمتي توليد كنند،
اكر كارفرما ضعف شرايط و سيستم توليد دارد يا كاركر كوشا نيست، و در وقتي كه صد عدد بايد توليد كند بنج عدد توليد مي شود، طبيعي است كه هم كيفيت جنس بايين امده و هم قيمت ان سرسام اور بالا مي رود،
و توليد كننده خارجي كه سيستم توليدش مراقبت مي شود و كاركرش تنبل نيست، مي تواند همان جنس را بهتر و بسيار ارزانتر (عليرغم هزينه جابجايي جندين هزار كيلومتر) عرضه كند،
در اين وضعيت نه شرع نه عقل نه عرف هيجكدام حكم نمي كنند كه خسارت ان نقص توليد يا تنبلي كاركر را مردم ببردازند.

3- مشكل ديكر: متاسفانه فرهنگ جلب رضايت مشتري در بازار داخلي ضعيف است؛
و ان آداب و التزاماتي كه فروشندكان و عرضه كنندكان در كشورهاى خارج (حتى كشورهاى ضعيف) دارند، در ايران غاليا ندارند.
و به خريدار به جشم "كسي كه مجبور است هر جه عرضه شده با هر قيمتي بخرد" نكاه مي كنند.
و اين از عوارض اقتصاد دولتي (تعرفه كمركي و غير رقابتي) است كه اين صنف را بي رويه بار آورده است.

4- بهترين راه واداشتن اين اصناف به عرضه محصول با كيفيت بهتر و قيمت مناسبتر؛
خريدن نكردن از فروشندكان بي اهميت به مشتري؛ و خريد كردن بهترين جنس با قيمت مناسبتر است.

5- حمايت از توليد داخلي با خريد كالا خوب است، ولى بشرطي كه سبب ضرر و اجحاف به مصرف كننده نباشد.
ولذا از خدمات ارزشمند دولت واردات براي كنترل قيمت بازار و بالا بردن كيفيت محصولات است.
كه اميد است اين برنامه در همه سطوح با مديريت مناسب (نه بي رويه) اعمال شود.

6- معاملات بازار را عرضه و تقاضا تعيين مي كند،
و پرخريدارتر آن جنسي كه كيفيت و قيمتش مناسب باشد.

7- البته برخي اجناس كه موضوع طهارت و نجاست يا حلال و حرام بودن دارد،
در اين صورت آن توليد خارجي كه آلوده است، بايد احتراز شود،
و توليد داخلي كه اهل شرعيات و ملتزم است ترجيح دارد، ولو كيفيت يا قيمتش مناسبتر نباشد.[شمارة ثبت: (1419) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نحوه صرف صدقات و زكوات بر مصارف فقراء

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه آگوست 14, 2012 3:35 pm

سؤال:
در رابطه با کمک به نیازمندان و فقرا دو سوال مطرح شد خدمت شما ارسال می کنیم
(1) کسی که درآمدش مکفی از مخارجش نیست و تلاش خودش را هم انجام می دهد در صورتی که در کارهای مختلف مالی زندگیش گیر بیفتد آیا محل دریافت صدقات و یا زکات می شود؟
(2) خانواده ای که شوهر خانواده نسبت به امور مالی خانواده هیچگونه تعهدی ندارد بعضی اوقات کمک می کند ولی بعضی وقتها حتی سر بار خانواده می شود و درآمدی را که دارد معلوم نیست به چه راهی می زند و کسی هم نیست که به نصحیت گوش کند و مادر خانواده که آدم آبرو داری می باشد با توجه به این که دختران بزرگ دارد که موقع ازدواج آنها است ولی در مسائل مالی خانواده گیر افتاده است و گاها با قرض امورات مختلف را می گذراند آیا محل دریافت صدقات و یا زکات می گردد؟

جواب:
1- ابتدا يك نكته بايد جهت توضيح و تصحيح اذهان بيان شود
و با ملاحظه آن مصرف صدقات و زكوات بر اساس نيازهاي ضروريتر نيازمندان اولويت بندي كردد:

2- توضيح و تصحيح اذهان:
در الكوي رايج امروزي؛ مردم همه مواردي كه معمولا جزو مصارفشان است را مخارج ضروري حساب مي كنند، نان و غذاي ضروري با بول بيسكويت بجه تا تزيينات و مخلفات و... همه اش را مخارج ضروري زندكي مي دانند، يا مثلا هزينه جابجايي هر جه باشد هر نوع اتوبوس يا تاكسي يا ازانس همه اش مضرف ضروري دانسته، در حاليكه كاهي بسياري از جابجاييها ضروري نيست، و كاهي بياده مي شود رفت و يا وسيله كم هزينه تر استفاده نمود. و خلاصه هزينه آذوقه ضروري بر ساير مصارف اولويت دارد و با وجود نيازهايي از اين قبيل نمي توان صرف امور توسعه يا مخلفات نمود.

3- اكر شخصي از مال خودش بخواهد مصارف زندكيش را تامين كند، اين مصارف و بسيار بيشتر آن از توسعه و رفاه (بدون اسراف) منعي ندارد،
همينطور جنين شخصي ي تواند براى هر كسي از ثروتمند كرفته تا نيازمند مثل آن مصارف را هزينه نمايد و هيج منعي در جهارجوب فوق ندارد، ولذا شخص از صدقات مستحبي خودش هم مي تواند صرف امور توسعه نيازمندان بنمايد

4- اما اكر بنا شد هزينه هاي زندكي شخصي را از مالي كه به عنوان فقراست (مثل صدقات و زكوات) تامين شود، طبيعي است كه تامين نيازهاي ضروري فقرا بر نيازهاي در اولويت بعدي ترجيح دارد، و نمي توان با وجود نيازمنداني در مصارف حياتي مثل آذوقه ضروري؛ آن وجوهات را صرف نيازهاي در اولويت بعد همان فقرا يا ديكراني كه از نظر ضروريات تامين بوده و در بقيه موارد كاستي دارند صرف نمود.

5- فلذا در شرع اينطور امور حساب دارد، مخارج ضروري محدود به ضروريات حياتي زندكي است
و جون فقرايي هستند كه در اوليات ضروري محتاجند نمي شود با وجود ان نيازها صرف مخارج توسعه بيشتر كرد،
موارد مصرفي صدقات و زكوات = ضروريات حياتي زندكي مستحقين است نه توسعه و مخلفات ولو بسيار معمول

6- بنابراين موارد سؤال شده؛ اكر در اين قسم امور شخصي محتاج هستند مي توان از صدقات و زكوات كمك كرد
ولذا ما سبرده ايم كه وجوه صدقات را تبديل به مواد خوراكي كرده و به انها كه به اين موارد نيازمندند برسانند.

7- البته شخصي كه مي خواهد از مال خودش صدقه مستحبي بدهد مي تواند مستقيما به مصارف توسعه نيازمندان بدهد،
اما اكر صدقات افراد به شخصي داده شد كه از طرف ايشان صرف نيازمندان كند، ديكر او نمي تواند با وجود مستحقين نيازمند ضروريات حياتي؛ صدقات اماناتي را صرف امور توسعه افراد مذكور يا فقراي ديكر بنمايد.
ولذا مواردي مثل جهيزيه دختران مستحقين را با مشاركت اهل خير تهيه و به ايشان مي رسانند، كه افراد از مال خودشان انفاق مستحبي نموده به عنوان جهيزيه مي بردازند.
همجنانكه اكر جهيزيه دختران نيازمند وسايل ضروري زندكي بدون تشريفات و تزيينات باشد، و نيازمند تامين آذوقه وجود نداشته باشد، مي توان از صدقات و زكوات صرف اين امر نمود.

خداوند تامين حوائج همه نيازمندان فرموده و اهل صدقات و زكوات و انفاقات را بركت و توفيق بيشتر عطا بفرمايد[شمارة ثبت: (1420) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

خمس در وام زائد بر هزينه سال

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه آگوست 14, 2012 4:05 pm

سوال:
این حقیر مورخ 30/6/90 مبلغ 107760000 یکصد و هفت میلیون و هفتصد و شصت هزار ریال وام از اداره محل کارم دریافت نمودم
وام مربوط وام کارگشایی و بدون کارمزد است و طی 36 ماه از حقوق ماهیانه کسر میگردد
کل این مبلغ راچند روز بعد طلا خریدم که الان ارزش ان حدود 155000000یکصد و پنجاه و پنج میلیون شده است
از مبلغ وام امروز 77826600 هفتاد و هفت میلیون و هشتصد و بیست وشش هزار و ششصد ریال مانده است که ان شاء الله طی 26 ماه اینده به پایان میرسد
با توجه به این موضوع خمس این مال را چگونه باید محاسبه و پرداخت نمایم، والحمد لله رب العالمین

جواب:
اكر اقساط اين وام از مقدار زائد بر مصرف حقوقتان برداخت مي شود، و الان هم زائد بر نيازهاى زندكي سال كذشته و سال پيش روست؛
همه مال مزبور را "از تبديل شده به طلا (قيمت روز) و از تبديل نشده" محاسبه نموده و خمس انرا برداخت مي كنيد، با اين روش شما خمس بخشي از اموال زائد سالهاي آتي خود را بدون ارتفاع قيمت (در آينده) برداخت نموده ايد.

امّا اكر اقساط اين وام از متن حقوقتان كه مورد نياز مصرف سالهاي آتي تان است برداخت مي شود،
در اين صورت مشمول خمس نشده، و در حقيقت شما مؤونه جندساله تان را زودتر تحويل كرفته ايد
مكر اينكه تبديل آن به طلا سبب شود كه: بخشي از آن بيشتر از مصارف زندكي سالهاي اتي مزبور بشود؛ كه هر وقت آن سالها كذشت و جيزي زياد امد؛ مقدار زياده را محاسبه خمس مي كنيد

مولا عليه السلام به شما بركت و توفيق بيشتر عطا بفرمايد.[شمارة ثبت: (1421) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

تفاوت وقف و وصيت با وصيت به وقف

پستتوسط aelaa.net » شنبه سپتامبر 01, 2012 3:57 am

سؤال:
اكر بدري در وصيتنامه اش نوشته است كه فلان اموال وقف است، و بايد صرف آن بشود، آيا بايد كاملا رعايت شود؟ يا در حد ثلث اموال اجرا مي شود؟

جواب:
وقف و وصيت به رعايت آن؛ غير از وصيت به وقف است،
در اولي محدوديتي ندارد و ورثه اختياري ندارند، اما در دومي محدود به ثلث است و بيشتر از ثلث با رضايت ورثه است.
يعني:
آنجه كفته مي شود "وصيت در ثلث اموال نافذ است مكر با رضايت ورثه" در وقتي است كه شخص متوفى قبلا ان مال را وقف براى ان كار نكرده باشد و در اين وصيت نامه از فرزندان بخواهد كه اين مال را وقف آن مورد بنمايند، در اين صورت وصيت در ثلث او نافذ است، و بيشتر از ثلث با رضايت ورثه بايد بشود.
اما اكر شخص در زمان حياتش بخشي از مالش يا حتى تمام مالش را وقف كرده يا براى كاري قرار داده، در اين صورت انجه در وصيت نامه امده توصيه به رعايت انست، نه درخواست و وصيت به ورثه كه انها وقف قرار دهند، ولذا محدوديت ثلث اموال ندارد، و هر جه معين كرده بايد اجرا شود.
و اين مسئله مهمي است و بسيار اتفاق مي افتد و غالبا با فرض اول اشتباه كرده و ورثه تصرف بيجا مي كنند.[شمارة ثبت: (1443) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

عدم شرط لفظ خاص در وقف

پستتوسط aelaa.net » شنبه سپتامبر 01, 2012 4:19 am

سؤال:
در رابطه با بحث وقف
آيا صرف بردن نام وقف بر چيزي كفايت مي كند و حكم وقف بر آن جاري است؟
يا اين كه بايستي حتما صيغه ي آن خوانده شود؟
و نوشته ي آن هم نوشته شود؟

جواب:
مالك شرعي همين كه جيزي را براي موردي اختصاص دهد،
به هر لفظي باشد و به هر زباني نافذ است، و لفظ خاصي شرط نيست، جنانكه نوشتن هم شرط نيست.

انجه كه به صورت نوشته و ثبت شهود و الفاظ خاص نوشته مي شود جهت اعلان و ثبت موضوع است
براى رعايت انست كه كسي تخطي نكند. نه اينكه نوشتن شرط باشد.

فلذا اكر بكويد:
وقف كردم اين باغ را براى روضه خواني فلان،
يا قرار دادم اين مال را براى صرف در راه خدا،
يا بخاطر خدا دادم اين ملك را براى فلان مصرف
يا تصدق كردم يا صدقه باشد اين ملك براى آن امر
يا اختصاص دادم اين درآمد را براى اين مصارف،
يا فقط بكويد:
اين مال براى اين كار،
و....
يا حتى به مباشر كارهايش بكويد: برو اين را براي اين كار صرف كن.
همه اينها جهت وقفي شدن ان باغ يا مال يا درامد كافي است.

و نمي تواند ديكر در آن تصرف كند ولو به آن نيازمند بشود

البته اكر كسي در همان وقت وقف كردن (دنباله كفتن فقراتي مانند فوق) يك شرط بكذارد كه: اكر به اين مال احتياج بيدا كردم من سزاورتر باشم به مصرف آن از موضوع وقف، يا مثل آن (اكر احتياج بيدا كردم مال خودم باشد)، در اين صورت اكر محتاج و نيازمند آن شد، مال از وقف بيرون آمده و ملك خودش مي شود.[شمارة ثبت: (1422) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

باسخ به مسائل دختران نوجوان

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه سپتامبر 02, 2012 8:40 am

سؤال:
اگر مطالبي كه در مورد عوالم موازی در تحقيقات فيزيكدانان جديد درست است آیا ارتباطی که گفته شد سبب می شود که ما مسئول کارهای فردی که در آن عالم شبیه ما هست باشیم؟ و افرادی که در این دنیا از بین می روند در آن عالم وضعیتشان چطور می شود؟ آیا هنوز در آنجا زندگی می کنند؟ یا فقط در عالم برزخ وارد شده وآنجا هستند؟ واینکه آیا منبع یا کتابی که مطالب آن در این مورد صحیح ودقیق باشد وجود دارد؟

جواب:
اشاره به تحقيقات جديد درباره عوالم موازي، صرفا براى درك عظمت تعاليم مكتب وحي است،
نه تاييد هر جه به اين اسم مطرح است،
جه برسد به انجه در اين زمينه در رمانها و فيلمها به ان برداخته مي شود.
و تشريح مطالب صحيح مربوط به اين مبحث در كنجايش اين جوابيه نيست.
هر كسي مسؤول عمل خويش است نه ديكري.
براى درك عالم برزخ كتاب سياحت غرب نوشته ايت الله قوجاني خوب است، كه كزارشي واقعي از عالم برزخ خودشان است،
و خواندن سياحت شرق اثر ديكر ايشان كه شرح احوال زندكاني دنيوي ايشان است قبل از آن؛ به فهميدن بهتر كتاب اول كمك مي كند.[شمارة ثبت: (1423) منبع: المسائل الإنترنتية]

============
سؤال:
آیا می توان به کتاب های تعبیر خواب مراجعه کرد؟

جواب:
كلي نمي شود انجه در بازار هست را تاييد كرد،
حتى بهترين كتاب جوابكوي تعبير بيشتر خوابهاي افراد نيست،
بجاى دنبال كردن خوابها، بيداريهايتان را دنبال كنيد،
مراقبت بر طهارت و عدم وراجي ذهني و زباني اكر داشته باشد، بصيرتتان در بيداري فعال شده؛ شما را از خواب ديدن بي نياز مي كند
كنترل ذهن نيروهاي بسياري را در انسان زنده مي كند.[شمارة ثبت: (1424) منبع: المسائل الإنترنتية]

==============
سؤال:
درس خواندن بهتر است یا یادگرفتن کارهای دیگر مثل خیاطی و...؟

جواب:
درس خواندن براى بسران و دختران نوجوان نبايد مانع از توانايي و دانستن تمام فنوني كه براى اداره ضروريات زندكي لازم است بشود، بسر يا دختر فرقي نمي كند، هر دو خياطي در حد تعميرات لباس خود، يا اشبزي در حد طبخ غذاي هفته خود، يا نظافت و خريد براى خود و خانه خود را بلد باشد، حتى اداره امور كودك اكر جه معمولا با خانمهاست ولى بسر از دانستن ان نبايد غافل باشد،
و اين امور مانع تحصيل نبوده
بلكه سبب ساختن شخصيت جامع و خودكفا براى انسان مي شود،
كه نه تنها در امور تحصيلي بلكه در اينده زندكي و شغل و جامعه نيز او را كمك مي كند.[شمارة ثبت: (1425) منبع: المسائل الإنترنتية]

===============
سؤال:
شنا واسب سواری و تیراندازی را که در حدیث حضرت پیامبر (صلى الله عليه وآله) هم به آن اشاره شده، آيا انجام آن براى دختران خوب است؟
جه ورزشي مناسب است؟

جواب:
1- آن حديث شريف در مقام توصيه به مردان است، و اسب سواري براي زنان نهي شده است.
2- در ورزش
يكي سلامت و محفوظ بودن محيط آموزش و لوازم آن از اردو و تماسها و ارتباطات مهم است كه دقت شود بر اساس تعاليم مكتب وحي باشد نه متداول در بيرون.
ديكري نوع ورزش است، كه كمك به شكوفايي ذهني و حفظ تناسب و لطافت اندام و روان او باشد، نه آنهائيكه سلامت يا لطافت اين جهات را آسيب مي زند.
سوم در آن تبرج و خودنمايي در جامعه و انظار نامحرم نباشد.[شمارة ثبت: (1426) منبع: المسائل الإنترنتية]

===========
سؤال:
با دوستان و هم سن وسالانمان رفت وآمد کنیم یانه؟

جواب:
با كسي بايد رفت و امد كرد كه بهتر از خودتان باشد از نظر معنويت و دانش و شخصيت،
و مطمئن باشيد دوستان او هم سالم و طبق ارزشهاى اعتقادي شما ملتزم هستند.[شمارة ثبت: (1427) منبع: المسائل الإنترنتية]

=============
سؤال:
در جمع دوستان وآشنایان هر کدام چه رفتاری پسندیده تر است؟

جواب:
تواضع ضمن حفظ شخصيت + رفتار مؤدبانه و احسان اميز + عدم برداختن به قضاوت ذهني و زباني درباره افراد + مديريت كفتكوها به امور مفيد و علمي.[شمارة ثبت: (1428) منبع: المسائل الإنترنتية]

==============
سؤال:
چه کنیم که خانواده به ما بیشتر اهمیت بدهند؟

جواب:
موفقيت تحصيلي براى نشان دادن ارزش شخص كافي نيست،
فرض كنيد خانواده هم اتاقيهاي خوابكاه دانشكاهتان هستند، ايا بخاطر درستان توقع داريد كه هم اتاقيها كارهاى شما را انجام دهند؟ يا امور خانه مشترك تان را متقبل باشند؟ نه،
خانواده تان را هم همينطور فرض كنيد، آنها كمتر از هم اتاقيهاي دانشكاهتان نيستند،
همانطور كه انجام ان امور در كنار هم اتاقيها مانع تحصيل نيست؛ اكر نسبت به خانواده هم رعايت كنيد، هيج نقصاني براى رشد تحصيليتان ندارد،

سعي كنيد شخصيت خود را با نشان دادن توانائيهاي افراد كامل سن نشان دهيد،
دختر دانش اموز يا دانشجويي كه در امور خانه مسؤوليتي ندارد بلكه حتى مادرش اتاقش را مرتب مي كند و غذايش را درست مي كند و ....، ولو به اصرار مادرش باشد، ولي در ذهن و نظر والدين و ديكر خانواده عاجز مي نمايد،
انجام امور شخصي، به علاوه متقبل بودن سهمي در امور خانه؛ از لوازم ضروري اثبات شخصيت انسان است،

مطلب ديكر و مهمتر رفتار بزركوارانه است،
به عادتهاي نفساني يا اجتماعي غلط و لو شايع؛ تكيه و از آن تقليد نكنيد،
يعني به صرف اينكه همه زنها يا دخترها اينطوريند يا ان را درست مي دانند و آنطور عمل مي كنند؛ رفتار نكنيد.
و رفتارهايتان را براساس ارزشها بايه ريزي كنيد.[شمارة ثبت: (1429) منبع: المسائل الإنترنتية]

================

سؤال:
چه سنی برای ازدواج دختران بهتر است؟

جواب:
اولين عامل در سن ازدواج بلوغ دختران است، كه خانواده ها از همين اوان بايد مترصد باشند و خواستكار اصيل و باشخصيت و امين را اكر قسمت شد رد نكنند به بهانه سن يا تحصيل دختر،

دومين عامل بر حسب تربيت خانواده و اموزش دادن دخترشان براى مديريت يك زندكي و خانواده، نه مثل امروز كه تاسنين بالا دخترشان كودك است و فقط سن و هيكل و مصرف و توقعات بزركسال را دارد،

عامل سوم فراهم شدن خواستكار اصيل و باشخصيت و امين است.

هر وقت اين سه مقدمه فراهم شد، در ساعت مسعود ازدواج كنند.

عمل بر اين حكمت:
1- مانع موفقيتهاي بانوان نبوده، بلكه كمك ايشان است، بانوان دانشمند و نامدار بسياري بوده و هستند كه در نوجواني ازدواج كرده و حتى اولاد بسيار داشته و به كشفيات و موفقيتهاي علمي بزرك هم نائل شده اند، شخصيتهايي در سطح مادام كوري بوده اند كه شش فرزند داشت و فرزند ششمش را كنار ميز ازمايشكاهش بدنيا اورد.

2- از آسيبهاي روحي و اجتماعي حفاظت مي كند،

3- همجنين امكان توافق و هماهنك شدن بيشتر است، و اصطكاكات اوليه زوجها كه ناشي از اشنا نبودن و ناهماهنكي ابتدايي است، تاوان بسيار نداشته و سبب انقطاع و جدايي نشده و به سادكي دوران نوجواني مي توانند از آن عبور كنند،

4- و نيز در اوج قوت و آغاز فعاليت جواني توالد و تناسل صورت كرفته و فرزنداني موفقتر مي توانند داشته باشند،

5- اين زوجها بخاطر جلو بودن در برنامه ازدواج و توالد؛ فرصتهاي بيشتري از زوجهاى ديرازدواج براى بهره از زندكي دارند،
* همجنين در صورتي كه اكر در موارد نادر؛ احيانا انفصال و جدايي اتفاق بيايد، شخص اول جوانيش بوده؛ و فرصت تجديد خانواده داشته، و ناموفقي ازدواج سابق؛ سبب تصور بي فرصتي براى تلاش جديد نمي شود.

البته طبيعي است هر جه در سنين نورستر ازدواج صورت بكيرد حمايت والدين آنها در تكفل شؤون آنها بيشتر بايد باشد،
و همان هزينه هايي را كه مي خواست تا ده سال بعد دختر يا بسرش را در خانه خودش صرفشان كند از آنها دريغ نكند.
مكر اينكه داماد مستقلا در سني باشد كه توانايي اداره همه شؤون زندكي را داشته باشد.[شمارة ثبت: (1430) منبع: المسائل الإنترنتية]

============

سؤال:
در مورد ازدواج اجازه دهیم که خانواده ها وبزرگترها تصمیم بگیرند یا خودمان تصمیم بگیریم؟

جواب:
كلي نمي شود، هيجكدام را تاييد يا رد كرد، نه هر جه خانواده يا خود دختر بكويد هميشه درست است و نه هميشه نادرست.
معمولا خانواده ها اموري كه اينده دختر را تضمين مي كند بيشتر در نظر مي كيرند تا امور احساسي يا سليقه دختر، و اين امور اكر جه همه جيز نيست، ولى هيج جيز هم نيست، خانواده كمتر تحت تاثير احساسات قرار مي كيرند، البته بسياري موارد هم ممكن است توجه به اين گونه نكات؛ آنها را از امور ارزشي باز بدارد، و خواستكار امين جدي غيرمتمكن را نبذيرند،
فلذا بايد دختر خودش با ظرافت مديريت كند امور را ، طوري كه بهترين انتجاب ممكن؛ ولي به زبان ورضايت خانواده انجام شود.[شمارة ثبت: (1431) منبع: المسائل الإنترنتية]

==============

سؤال:
چگونه هوش خود را تقویت کنیم؟ وچگونه فراموشی را از خود دور کنیم

جواب:
1- بايد اصلاح مزاج كنيد، مانع غلبه رطوبت و سردي بر بدنتان بشويد،
2- مواظبت بر طهارت و ذكر خدا در انجام هر كاري.
3- مانع وراجي ذهن بشويد.[شمارة ثبت: (1432) منبع: المسائل الإنترنتية]

==============

سؤال:
چه رشته های درسی را انتخاب کنیم تا بتوانیم در آخرت هم آن را ادامه دهیم؟

جواب:
رشته هاى متداول براى امور دنيوي است،
فلذا از همه درسهاي امروز حوزه و دانشكاه هيج كدام در عالم اخرت تدريس نمي شود، مكر تلاوت قرآن

و البته از درسهاي غير حوزه و دانشكاه
يادكرفتن معاني قرآن از بيان خازنان وحي - معرفت الهي با معرفت انبياء و اوصياء الهي
و...
اينها حتما از دروسي است كه در عالم بعد از دنيا از برزخ و آخرت هم برقرار است.

تا اينجاي باسخ اكر سؤالتان درباره رشته اى كه در آخرت هم همان را تدريس مي كنند

اما اكر سؤالتان از نحوه انتخاب رشته هاي تحصيلي بود جهت امور دنيوي:
اكر صرف مدرك ليسانس داشتن باشد
مي توانيد قرآن را حفظ كنيد كه با شرايطي ليسانس مي دهند
كه ضمن داشتن مدرك ليسانس از نور قرآن در زندكي دنيا و آخرتتان بهره ببريد.

اما اكر انكيزه تحصيلتان براي مدرك كرفتن فقط نيست
كه حتما اين نكته رعايت شود و عمر و جواني و هزينه خود و ملت و دولت را براى مدرك صرف و عنوان آن مصرف نكنيد
در اين صورت رشته اى را بركزينيد كه:
1- با مقداري مطالعه در كتابهاى آن رشته مطمئن شويد: به آن طوري علاقمند هستيد كه آنرا به مرحله اى برسانيد كه بتوانيد كار مفيدي با آن تحصيلات انجام دهيد.
2- طوري باشد آن رشته كه ادامه تحصيل آن يا بهره برداري اجتماعي آن بعد از تحصيل؛ منافاتي با زندكي شخصي و خانوادكي تان نداشته و آسيبي به سلامت عاطفي و روحيتان نمي زند.
3- رشته اى باشد كه بتوان بوسيله اش خدماتي جهت اعتلاي سطح فرهنكي و عمراني و اقتصادي خود و خانواده و جامعه، ارائه داد.
4- آن رشته را تا حدي ادامه دهيد كه به باروري علمي و بهره برداري اجتماعي برسد، مثل سطح دكترا و فوق دكترا، نه صرف يك ليسانس كه براى عنوان محليش خوب بوده و براي اينكه نكويند اين دختر ليسانس ندارد، يا كار استخدام در يك مدرسه يا اداره.
امروزه با امكانات ارتباط اونلاين و فعاليت دانشكاههاي اينترنتي در داخل ايران و ساير كشورهاى جهان، امكان تحصيل بدون سفر يا رفتن بيرون خانه هم فراهم است.
5- از رشته هايي نباشد كه تحت مديريت نظام سلطه جهاني و براى خدمت به آن طراحي شده باشد، مكر اينكه قبلا اين مشكل را شناخته و با توجه به اين مشكل براى دفع و نقد آن تحصيل شود[شمارة ثبت: (1433) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

سؤالاتي درباره تقاويم اوقات شرعي

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه اکتبر 16, 2012 1:26 pm

سؤال:
بسمه تعالی سلام علیکم با تشکر از شما به جهت پاسخ به درخواست استخراج تقويم اوقات شرعی شهر آران وبیدگل و ارائه تقويم آن، چند سئوال از شما داشتم :

1- طول وعرض جغرافیایی در تقویم شما با طول وعرض جغرافیایی مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران متفاوت است؟
2- شما وقت غروب و اذان مغرب را یکی گرفته اید؟ حال برای خواندن نماز مغرب باید چکار کنیم؟ زیرا نماز مغرب در فقه شیعه کمی دیرتر از غروب آفتاب است. با تشکر، و من الله التوفیق.

جواب:
عليك السلام
1- از ارسال آدرس تعيين طول و عرض متشكريم، ولي سايت منجم اونلاين تقويم اوقات شرعي مركز نجوم كهن و اسلامى؛ بطور اونلاين با دقيقترين سيستم جهاني "محاسبه موقعيت جغرافيائي" متصل است، و محور آن تصاوير ماهواره اى است، اگر در مرورگر شما اخيرا اين قسمت سفيد مي آيد، بخاطر فيلتر شدن سايت مرجع (يعني نقشه هاى ماهواره اى گوگل) در محل شماست.

2- اگر تنها همان نيم صفحه اول "تقويم اوقات شرعي" استخراج "مركز نجوم كهن و اسلامى" را با دقت مطالعه كنيد، مى بينيد كه ويژگي ممتاز اين تقويم؛ شدت دقت داده هاى مرجع آن؛ از جمله طول وعرض جغرافیایی است، مختصاتي كه در اين تقويم ذكر مي شود؛ براساس آخرين رصدهاى زميني و فضايي به روز مي شود، و ربطي به مختصات محاسبه شده دستي مندرج در كتايها و تقاويم داخلي ندارد.

3- غير شيعه؛ همه شان دقيقا غروب آفتابي نيستند، برخي از آنها همين كه خورشيد پشت كوه برود را مغرب حساب مي كنند؛ با اينكه واقعا غروب نشده است.

4- تقاويم منتشره از سوي مركز نجوم كهن و اسلامى، بر اساس تعاليم مكتب وحي (كه از سوي حضرات معصومين : رسيده است) مي باشد.

5- در فقه مذهب اهل بيت :؛ نظريه اصلي درباره وقت مغرب (بر اساس احاديث معصومين :) همان غروب آفتاب است، بلكه بسياري از فقهاء شيعه در طول تاريخ؛ طبق نظريه غروب آفتاب فتوا داده اند، از شيخ صدوق و سيد مرتضى و شيخ طوسي و بسياري ديگر از فقهاء قديم گرفته تا به امروز و مراجعي كه تا همين اخير فتاواشان هنوز مطرح است؛ مانند مرحوم آيت الله خوئي و مرحوم آيت الله بهجت؛ و نيز علماء بسياري همچون مرحوم علامه طباطبائي و مرحوم آيت الله قاضي ووو... همه پيرو نظريه اصلي "وقت نماز مغرب غروب آفتاب است" مي باشند.

6- البته در ايران چون راديوتلويزيون بدست پيروان نظريه "مغرب متأخر" است، ممكن است براى عامه اينطور تصور شود كه در مذهب اهل بيت : فقط آن نظر مطرح است، ولى پر واضح است كه راديوتلويزيون ملاك و مرجع تشخيص احكام دين نمي باشد.

7- اما نظريه متأخر از غروب؛ يعنى خواندن نماز مغرب حدود بيست دقيقه ديرتر از غروب آفتاب؛ نظريه اصلي شيعه نيست، و نظريه اى است كه بعدا مطرح شده؛ و به احاديثي استدلال شده است كه پاسخ امام 7 به ساكنان نواحي كوهستاني بوده، و جون فرو رفتن قرص در افق غربي؛ به علت ارتفاع محل؛ در زمان غروب حقيقي نيست؛ فلذا براى اينها فرموده اند كه به علامت ديگر غروب كه "زوال حمره مشرقيه (سرخي وقت غروب در سمت مشرق) از افق است" مراجعه كنند. "مغرب تأخيريها" بدون توجه به اين نكته؛ و با دو وقت پنداشتن اين دو علامت؛ به نظريه جديد "مغرب تأخيرى" رسيده اند.

8- قابل توجه است كه پيروان نظريه "مغرب تاخيرى" خودشان فى الواقع معتقد به غروب آفتاب مساوى مغرب هستند؛ چه اينكه اگر در فتاوايشان در وقت نماز عصر مراجعه كنيد مي بينيد كه آخرين فرصت وقت نماز عصر را غروب آفتاب مى دانند، نه بيست دقيقه بعد از آن (مغرب تاخيرى)؛ و اين بديهي است كه بين انتهاى وقت نماز عصر و آغاز وقت نماز مغرب؛ وقت سومى وجود ندارد.

9- بنابر اين؛ تنها نظريه در شيعه؛ رويه متأخر از غروب نبوده؛ بلكه نظريه اصلي همان "غروب آفتاب و فرورفتن كامل قرص خورشيد" است، كلمه "مغرب" اسم زمان براى وقت غروب است، و غروب شمس يعني فرو رفتن كامل قرص خورشيد در زير افق غربي، و دو عنوان فرورفتن كامل قرص افتاب در افق غربي؛ و زوال حمره مشرقيه در آسمان؛ دو وقت متفاوت نبوده، بلكه دو علامت براى يك زمان واحد هستند. و اين امر از بديهيات علم نجوم كهن و جديد است. از اين رو محققان فقهاء و همه آنهائي كه مسلط به دانش هيئت و نجوم بوده اند، در مراجعه به احاديث؛ اين دو عنوان را دو وقت تلقي نكرده؛ و طبق نصوص صريح معصومين : همان غروب آفتاب را ملاك قرار داده اند.

10- شايان ذكر است كه پيروان نظريه "مغرب تاخيرى" هم خودشان اصالتا معتقدند كه وقت نماز بعد از غروب كامل آفتاب و قرص خورشيد است، اما چون با غروب حسى قرص آفتاب و زير افق رفتن آن؛ اطمينان از غروب حقيقي خورشيد پيدا نمى كنند؛ فلذا اكتفا به غروب قرص آفتاب و زائل شدن سرخى مشرق از افق نكرده؛ و منتظر غائب شدن سرخى از كل نيمكره سماوى شرقي؛ و به اصطلاحشان "عبور سرخى از بالاي سر" هستند، اما منجمين و مراكز نجومى معتبر؛ براى تعيين ساعت غروب از روش رصد بصري استفاده نكرده؛ تا اينكه در دقت وقوع آن ترديدى باشد، بلكه با محاسبه درجه تحت الأفق قرار گرفتن كامل خورشيد؛ اوقات غروب آفتاب را؛ با دقت علمى در تقاويم اعلام مى كنند، و اين محاسبات را نه تنها رصد بصري حسى راصدين نيز تأييد مى كند، بلكه ابزارهاى پيشرفته رصدى امروزى هم مؤيد آنست.

11- و اگر در زمانهاى گذشته براى كساني؛ غروب حسي قرص خورشيد؛ و يا محاسبات منجمين؛ اطمينان لازم براى غروب واقعي خورشيد را نمى آورد، و نياز داشتند احتياطا مدتى صبر كرده؛ تا مقدارى از شب بگذرد؛ تا مطمئن شوند آفتاب غروب كرده است، اما در عصر جديد با بروز انواع تكنولوژيها و وسايل رصد و هواپيما و ماهواره و ابزارهاى پيشرفته؛ تحقيق از وقوع حقيقي غروب آفتاب امرى بسيار ساده و پيش پا افتاده است، كه همه دستاوردهاى دانش جديد؛ صحت و دقت نظريه فقهاء قائلين به تحقق وقت مغرب و غروب آفتاب در غروب قرص خورشيد را تأييد مى كند.

12- ازين رو مركز نجوم كهن و اسلامى؛ و آموزشكده ها و پژوهشكده هاى بنياد حيات اعلى؛ چون محل مراجعه همه شيعيان و خصوصا محققين است، و در ارائه مطالب؛ تعاليم حضرات معصومين : را؛ فراتر از رواج محلي يا مقطع تاريخي خاص مبنا قرار مي دهد، فلذا فراتر از تفاوتهاى نظرات محلي و يا رواج ميان پيروان راديو و روزنامه ها؛ آثار و نظرات و تقاويم خود را عرضه مي كند. خصوصا كه با دانستن وقت غروب آفتاب؛ و اضافه كردن بيست دقيقه به آن؛ وقت نماز "مغرب متاخريها" هم به آساني بدست مي آيد، بنا براين اگر شما نظريه اصلي و معتبر علمى كه صريح احاديث معصومين : است را پيروي مي كنيد؛ كه همان وقت غروب آفتاب را با پنج دقيقه احتياط ديرتر براى افطار روزه يا بجاي آوردن نماز مغرب بكار مي بريد، و اگر از نظريه "مغرب تأخيري" پيروى مي كنيد؛ كافي است بيست دقيقه به وقت غروب آفتاب بيافزاييد. موفق باشيد. [شمارة ثبت: (1434) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز شكر

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 04, 2012 8:40 am

سؤال:
لطفا در صورت امکان نحوه اقامه نماز شکر را ارائه فرمایید.

جواب:
دو ركعت نماز :
ركعت أول سوره حمد و قل هو الله أحد، و ركعت دوم سوره حمد و سوره قل يا أيها الكافرون
در ركوع و سجود ركعت اول و دوم، بعد از ذكر آنها بگوید: «الحمدلله شكرا شكرا وحمدا حمدا» هفت بار
در ركوع و سجود ركعت دوم، بعد از آنها بگوید : «الحمدلله الذی استجاب دعائی واعطانی مسئلتی وقضى حاجتي».
بعد از نماز نيز همين دعا را بگوید : «الحمدلله الذی استجاب دعائی واعطانی مسئلتی وقضى حاجتي».[شمارة ثبت: (1435) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نيت

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 11, 2012 4:19 am

سؤال:
برای نیت نماز لطفا راهنمایی فرمایید كه جطور بايد باشد؟

جواب:
نيت يعني قصد، و كافي است شخص با قصد انجام نماز؛ افعال نماز را صحيح و لوجه الله بجا بياورد، و به زبان آوردن نيت؛ لازم نيست. [شمارة ثبت: (1436) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

فقره تذكر سوره توحيد

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 11, 2012 4:22 am

سؤال:
برای مواقعى كه در قرائت نماز بیش از يكبار سوره توحید خوانده مى شود؛ برای گفتن "کذلك الله ربی"؛ آیا يكبار باید این ذکر گفته شود؟ یا برای هر یك بار قرائت سوره توحید یکبار گفته شود؟

جواب:
فقره مزبور در آخر سوره توحيد گفته مي شود، و سه بار مستحب، و يكبار هم مجزي است، و در صورت تعداد خواندن سوره توحيد، تكرار اين فقره در آخر هر بار تلاوت توحيد؛ پسنديده بوده، و گفتن اين فقره در آخر تلاوت آنها نيز كافي است. [شمارة ثبت: (1437) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

زمان نافله وتر و اذان و اقامه فجر

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 11, 2012 4:24 am

سؤال:
زمان اقامه نماز وتر حدود 12دقیقه قبل از اذان صبح گفته شده، آیا زمان اقامه نماز فجر در همین زمان است؟ یا ممکن است که تا دقایقی بعداز اذان هم برای اقامه نماز فجر وقت هم باشد؟

جواب:
زمان گفتن اذان واقامه فجر بعد از طلوع فجر است نه قبل از آن، و دوازده دقيقه قبل از فجر تا فجر آخرين و افضل اوقات براى اداي نماز وتر است، و بعد از آن قضا بجا آورده مى شود. [شمارة ثبت: (1438) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

زمان توجه و ال ياسين

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 11, 2012 4:25 am

سؤال:
بهترین زمان برای زیارت ال یس در طول شبانه روز چه وقت است است؟

جواب:
زيارت ال ياسين بر محور توجه است، و هر وقت توجه حاصل باشد مناسب است،
و مي تواند صبح بوده، و روزش را با ان اغاز كند،
و عمده بكاربردن نسخه كامله ان و دوازده ركعت قبل از ان است.
در بركزاري مجالس ال ياسين نيز هر وقت ميسر باشد؛ ممكن است و شب و روز جمعه به دليل تعلق بحضرتش اولى است
و در ميان عامه مردم به تناسب مسجد سهله در شبهاى جهارشنبه رواج دارد[شمارة ثبت: (1439) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز حضرت صاحب الأمر (منه السلام وإليه التسليم)

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه نوامبر 11, 2012 4:27 am

سؤال:
درباره نماز امام زمان سؤالي داشتم؛ در كتابها با تفاوتهايى نقل شده است، مى خواستم برايم دستور العمل كامل نماز امام زمان را بيان نمائيد، در كمى فرصت؛ حداقل برنامه آن چيست؟

جواب:

نماز حضرت صاحب الأمر (منه السلام وإليه التسليم)

(نسخه جامع: حاوى همه روايات بطور مفصل و كامل)

نكته اول: نماز حضرت صاحب الأمر منه السلام والیه التسلیم كه شخص حضرتش آنرا بجاى آورده، و طي توقيع شريفي كه از ناحيه مقدّسه‏ حضرت صاحب الزمان منه السلام والیه التسلیم صادر فرموده؛ اين نماز به شيعيان نيز معرفى و توصيه گرديده، و در موارد بسيارى هم براى طلب حاجت از خداوند و توسل و استغاثه به حضرتش نيز سفارش شده، و قرنهاست كه به عنوان عمل مجرب و توسل موفق؛ و نيز راه اتصال و پيوند با حضرتش بشمار مي رود.

نكته دوم: اين نماز را به قصد طلب حاجت از خداوند مى گذارند، و بعد از نماز؛ با اذكار و ادعيه اى با خداوند مناجات مى كنند، و سپس استغاثه به حضرت امام زمان منه السلام والیه التسلیم انجام مى گردد، و سپس اين نماز به محضر شريفش، هديه مى شود، و با سلام به حضرتش خاتمه مى يابد.

نكته سوم: اين نماز برحسب شرايط و مقتضيات هر واقعه؛ با برخى از ادعيه و اذكار و يا تفصيل و اختصار در نحوه انجام آن؛ توصيه شده است، و در اينجا دستور العمل مفصل و جامع آنرا كه مشتمل بر همه اذكار و ادعيه و اعمال آن مى باشد؛ ارائه مى كنيم، تا براى اهل معرفت و توفيق؛ امكان بهره مندى از آن فراهم باشد:

1- بعد از نيمه شب جمعه برخيزد، 2- غسل‏ كند، 3- و زير آسمان؛ و يا به جايگاه نماز خود برود، 4- و دو ركعت نماز بخواند، 5- (و مردان) با سرو باي برهنه بخوانند، 6- در هر ركعت در قرائت نماز و تلاوت سوره حمد وقتى كه به آيه پنجم "ايّاك نعبد و ايّاك نستعين" رسيد؛ آنرا صد مرتبه‏ بگويد، سپس سوره "حمد" را به پايان ببرد، 7- و يك (× يا هفت) مرتبه سوره "توحيد" بخواند، 8- و ذكر ركوع (سبحان ربّى العظيم و بحمده)؛ و ذكر سجود (سبحان ربّى الاعلى و بحمده) را هفت مرتبه بگويد.

9- در قنوت نماز؛ براى حضرتش دعا كند، مانند:

- دعاى: اللهم كُنْ لِوَلِيِّكَ القائم بأمرك * محمّد بن الحسن المهديّ * عليه وعلى آبائه أفضل الصلاة والسلام (صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبائِهِ) * في هذِهِ السَّاعَةِ وَ في كُلِّ سَاعَةٍ * وَلِيًّا وَ حافِظًا * وَ قائِدًا وَ ناصِرًا * وَ دَليلاً و مؤيِّدًا وَ عَيْنًا * حَتّى تُسْكِنَهُ أرْضَكَ طَوْعًا * وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلًا (وَ تُمَتِّعَهُ فيها طولًا و عرضًا) * وتجعله و ذريّته من الأئمة الوارثين * اللهم انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ * و اجعل النصر منك على يده * و اجعل النصر له * و الفتح على وجهه * و لا تُوَجِّهِ الأمر إلى غيره * اَللّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّكَ * حَتَّىٰ لَا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْئٍ مِنَ الْحَقِّ * مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ * اَللّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ * تُعِزُّ بِهَا الإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ * وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ * وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَىٰ طَاعَتِكَ * وَ الْقَادَةِ إِلَىٰ سَبِيلِكَ * وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ * و آتنا في الدنيا حسنة * و في الآخرة حسنة * و قنا عذاب النار * و اجمع لنا خير الدارين * و اقض عنّا جميع ما تحب فيهما * و اجعل لنا في ذلك الخِيَرَةَ * برحمتك و مَنّك في عافية * يا أَرحم الراحمين * آمين رب العالمين * و زدنا من فضلك و يدك المَلَا * فإنّ كل مُعْطٍ ينقص من ملكه * و عطاؤك يزيد في ملكك *

- و يا دعاى: اللَّهُمَّ أَصْلِحْ عَبْدَكَ وَ خَلِيفَتَكَ بِمَا أَصْلَحْتَ بِهِ أَنْبِيَاءَكَ وَ رُسُلَكَ * وَ حُفَّهُ بِمَلَائِكَتِكَ * وَ أَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِكَ * وَ اسْلُكْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا * يَحْفَظُونَهُ مِنْ كُلِّ سُوءٍ * وَ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْنًا * يَعْبُدُكَ لَا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئًا * وَ لَا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ عَلَى وَلِيِّكَ سُلْطَانًا * وَ أْذَنْ لَهُ فِي جِهَادِ عَدُوِّكَ وَ عَدُوِّهِ * وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ * إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْئٍ قَدِيرٌ *

- و يا دعاى: اَللّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ * فَقْدَ نَبِيِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ * وَغَيْبَةَ وَلِيِّنَا (إِمَامِنَا) * وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا * وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا * وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا * وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا * فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ (وَ آلِ مُحَمَّدٍ) * وَ أَعِنَّا عَلَىٰ ذٰلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ * وَ بِضُرٍّ تَكْشِفُهُ * وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ * وَ سُلْطَانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ * وَ رَحْمَةٍ مِنْكَ تُجَلِّلُنَاهَا * وَ عَافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُنَاهَا * بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ * اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَىٰ وَلِيِّ أَمْرِكَ * اَلْقَائِمِ الْمُؤَمَّلِ * وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ * وَ حُفَّهُ (وَ احْفُفْهُ) بِمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ * وَ أَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ * يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ * اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِيَ إِلَىٰ كِتَابِكَ * وَ الْقَائِمَ بِدِينِكَ * إسْتَخْلِفْهُ فِي الأَرْضِ * كَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِ * مَكِّنْ لَهُ دِينَهُ الَّذِي ارْتَضَيْتَهُ لَهُ * أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْنًا * يَعْبُدْكَ لَا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئًا * اَللّهُمَّ أَعِزَّهُ وَ أَعْزِزْ بِهِ * وَ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ * وَ انْصُرْهُ نَصْرًا عَزِيزًا * وَ افتَحْ لَهُ فَتْحًا يَسِيرًا * وَ اجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا * اَللّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّكَ * حَتَّىٰ لَا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْئٍ مِنَ الْحَقِّ * مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ * اَللّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ * تُعِزُّ بِهَا الإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ * وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ * وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَىٰ طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ إِلَىٰ سَبِيلِكَ * وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ *

10- پس از نماز؛ تهليل (لاإله إلا الله) بگويد، 11- و سپس تسبيحات حضرت فاطمه علیهاالسلام را بجاى آورد، 12- و آنگاه به سجده رود، 13- و صد مرتبه صلوات بفرستد، 14- و به سوى حق تعالى‏ زارى كند، 15- آنگاه بنشيند و مناجات و دعاى بعد نماز را بخواند:

- اَللّهمَّ قد أخَذَ التَّأديبُ مِنّي حتّى مَسَّنِيَ الضُّرُّ * و أنتَ أرحمُ الرّاحمين * و إنْ كان مَا اقتَرَفتُه مِنَ الذُّنُوب؛ أستَحقُّ بِهِ أضعافَ أضعافِ ما أدَّبتَنِي بِهِ * و أنت حَليمٌ ذُو أناةٍ * تعفُو عن كَثِيرٍ * حَتّى يَسْبِقَ عَفوُكَ و رَحمتُك عَذابَك *

- اَللّهُمَّ إِنْ أَطْعَتُكَ فَالْمَحْمِدَةُ لَكَ * وَ إِنْ عَصَيْتُكَ فَالْحُجَّةُ لَكَ * مِنْكَ الرَّوْحُ وَ مِنْكَ الْفَرَجُ * سُبْحانَ مَنْ أَنْعَمَ وَ شَكَرَ * سُبْحانَ مَنْ قَدَّرَ وَ غَفَرَ * اللّهُمَّ إِنْ كُنْتُ قد عَصَيْتُكَ؛ فَإِنّي قَدْ أَطَعْتُكَ في أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ؛ وَ هُوَ الإيمانُ بِكَ * لَمْ أَتَّخِذْ لَكَ وَلَدًا * وَ لَمْ أَدْعُ لَكَ شَريكًا * مَنًّا مِنْكَ بِهِ عَلَيَّ * لا مَنًّا مِنّي بِهِ عَلَيْكَ * وَ قَدْ عَصَيْتُكَ يا إِلهى * عَلى غَيْرِ وَجْهِ المُكابَرَةِ * وَ لَا الْخُروُجِ عَنْ عُبُودِيَّتِكَ * وَ لَا الْجُحُودِ لِرُبُوبِيَّتِكَ * وَ لكِنْ أَطَعْتُ هَوايَ * وَ أَزَلَّنىِ الشَّيْطانُ * فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلَيَّ وَ الْبَيانُ * فَإِنْ تُعَذِّبْني؛ فَبِذُنُوبي؛ غَيْرُ ظالِمٍ لي * وَ إِنْ تَغْفِرْلي وَ تَرْحَمْني؛ فَإِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ * پس از اين تا نفس او وفا كند "يا كريم يا كريم" را تكرار كند * و بعد از آن بگويد: يا آمِنًا مِنْ كُلِّ شَيْئٍ * وَ كُلُّ شَيْئٍ مِنْكَ خائِفٌ حَذِرٌ * أَسْئَلُكَ بِأَمْنِكَ مِنْ كُلِّ شَيْئٍ * وَ خَوْفِ كُلِّ شَيْئٍ مِنْكَ * أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ * وَ أَنْ تُعْطِيَني أَمانًا لِنَفْسي وَ أَهْلي وَ وُلْدي وَ سائِرِ ما أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ * حَتّى لا أَخافَ أحدًا * وَ لا أَحْذَرَ مِنْ شَيئٍ أَبَدًا * إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْئٍ قَديرٌ * وَ حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ * يا كافِيَ إِبْراهيمَ نُمْرُودَ * وَ يا كافِيَ مُوسى فِرْعَوْنَ * أَسْئَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ * وَ أَنْ تَكْفِيَنى شَرَّ ...فلان بن فلان، و به جاى (فلان بن فلان) نام شخصى را كه از شرّ او مى‏ترسد، و نام پدرش را بگويد *

16- و سپس بدين نحو استغاثه كند:

- اَللّهُمَّ عَظُمَ الْبَلاءُ * وَ بَرِحَ الْخَفاءُ * وَ انْكَشَفَ الْغِطاءُ * وَ ضاقَتِ الأَرْضُ بِما وَسِعَتِ السَّماءُ * وَ إِلَيْكَ يا رَبِّ الْمُشْتَكى * وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَةِ وَ الرَّخاءِ * اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد * الَّذينَ أَمَرْتَنا بِطاعَتِهِمْ * وَ عَجِّلِ اللّهُمَّ فَرَجَهُمْ بِقائِمِهِمْ * وَ أَظْهِرْ إِعْزازَهُ * يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ * يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ * إِكْفِياني فَإِنَّكُما كافِيايَ * يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ * يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ * أُنْصُراني فَإِنَّكُما ناصِرايَ * يا مُحَمَّدُ يا عَليُّ * يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ * إِحْفَظاني فَإِنَّكُما حافِظايَ * يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ * يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ * يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ * الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ * أَدْرِكْني أَدْرِكْني أَدْرِكْني * اَلأَمانَ اَلأَمانَ اَلأَمانَ *

- يا مَنْ أَظْهَرَ الْجَميلَ وَ سَتَرَ الْقَبيحَ * يا مَنْ لَمْ يُؤاخِذْ بِالْجَريرَةِ * وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ * يا عَظيمَ الْمَنِّ * يا كَريمَ الصَّفْحِ * يا مُبْتَدِئَ النِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقاقِها * يا حَسَنَ التَّجاوُزِ * يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ * يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ * يا مُنْتَهى كُلِّ نَجْوى * وَ يا غايَةَ كُلِّ شَكْوى * وَ يا عَوْنَ كُلِّ مُسْتَعينٍ * يا مُبْتَدِئًا بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقاقِها * سپس بگويد: يا رَبَّاهُ ده مرتبه * يا سَيِّداهُ ده مرتبه * يا مَوْلاهُ ده مرتبه * يا غايَتاهُ ده مرتبه * يا مُنْتَهى رَغْبَتاهُ ده مرتبه * أَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذِهِ الْأَسْمَاءِ * وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرينَ (عَلَيْهِمُ السَّلامُ) * إِلّا ما كَشَفْتَ كَرْبي * وَ نَفَّسْتَ هَمّي * وَ فَرَّجْتَ عَنّي * وَ أَصْلَحْتَ حالي * بعد از آن هر چه مى‏ خواهى دعا كن و حاجتت را بطلب.

سپس گونه راست صورت را بر زمين گذاشته؛ و صد مرتبه مى‏ گويى: يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ، يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ، إِكْفِياني فَإِنَّكُما كافِيايَ (كافِياني)، وَ انْصُراني فَإِنَّكُما ناصِرايَ (ناصِراني).

آنگاه گونه چپ صورت را بر زمين گذاشته و صد مرتبه مى‏ گويى: أَدْرِكْني (مرا درياب)، و آن را بسيار تكرار كن.

و سپس به اندازه يك نفَس مى‏ گوئى: اَلْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، (به فريادم برس، به فريادم برس، به فريادم برس)؛ بعد سر از زمين بردار كه خداوند با بزرگواريش حاجتت را برآورده مى‏ كند إن شاء اللّه .

17- پس از آن نماز را به حضرتش هديه كند، و براى اهداء نماز بگويد:

- اللهم أنت السلام و منك السلام * يا ذا الجلال و الإكرام * صلّ على محمد و آل محمد * الطيبين الطاهرين الأخيار * و أبلغهم مني أفضل التحية و السلام * اللهم إنّ هاتين الركعتين * هدية مني إلى عبدك و ابن عبدك * و وليّك و ابن وليّك * سبط نبيك في أرضك * و حجتك على خلقك * محمد بن الحسن المهدي * يا وليّ المؤمنين، يا وليّ المؤمنين، يا وليّ المؤمنين * فصل على محمد و آله * و بلّغه إياها * و أعطني أفضل أملي و رجائي فيك و في رسولك (صلواتك عليه و آله) و فيه * سپس هر چه را دوست دارى دعا كن برآورده مى شود، إن شاء الله.

18- و براى سلام به حضرتش (در زير آسمان و رو به قبله) بگويد:

- سَلامُ اللهِ الْكامِلُ التّامُّ الشّامِلُ الْعامُّ * وَ صَلَواتُهُ الدّائِمَةُ * وَ بَرَكاتُهُ الْقائِمَةُ التّامَّةُ * عَلى حُجَّةِ اللهِ وَ وَلِيِّهِ في أَرْضِهِ وَ بِلادِهِ * وَ خَليفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَ عِبادِهِ * وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ وَ بَقِيَّةِ الْعِتْرَةِ وَ الصَّفْوَةِ * صاحِبِ الزَّمانِ وَ مُظْهِرِ الإْيمانِ * وَ مُلَقِّنِ أَحْكامِ الْقُرْآنِ * وَ مُطَهِّرِ الأَرْضِ * وَ ناشِرِ الْعَدْلِ فِي الطُّولِ وَ الْعَرْضِ * وَ الْحُجِّةِ الْقائِمِ الْمَهْدِيِّ * الإِمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِيِّ * وَ ابْنِ الأَئِمَّةِ الطّاهِرينَ * الْوَصِيِّ ابْنِ الأَوْصِياءِ الْمَرْضِيّينَ * الْهادِيِ الْمَعْصُومِ ابْنِ الأَئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومينَ * السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُعِزَّ الْمُؤْمِنينَ الْمُسْتَضْعَفينَ * السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُذِلَّ الْكافِرينَ الْمُتَكَبِّرينَ الظّالِمينَ * اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ * السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، * اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ أَميرِ الْمُؤْمِنينَ * اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ* اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ الأَئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومينَ * وَ الإِمامِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعينَ * اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلايَ* سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِي الْوِلايَةِ * أَشْهَدُ أَنَّكَ الإِمامُ الْمَهْدِيُّ قَوْلًا وَ فِعْلًا * وَ أَنْتَ الَّذي تَمْلَأُ الأَرْضَ قِسْطًا وَ عَدْلًا * بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْمًا وَ جَوْرًا * فَعَجَّلَ اللهُ فَرَجَكَ * وَ سَهَّلَ مَخْرَجَكَ * وَ قَرَّبَ زَمانَكَ * وَ كَثَّرَ أَنْصارَكَ وَ أَعْوانَكَ * وَ أَنْجَزَ لَكَ ما وَعَدَكَ * فَهُوَ أَصْدَقُ الْقائِلينَ * وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ * وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً * وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ * يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ حاجَتي... وحاجتش را ذكر كند * فَاشْفَعْ لي في نَجاحِها * فَقَدْ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحاجَتي * لِعِلْمي أَنَّ لَكَ عِنْدَ اللهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً وَ مَقامًا مَحْمُودًا * فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِأَمْرِهِ * وَ ارْتَضاكُمْ لِسِرِّهِ * وَ بِالشَّأنِ الَّذي لَكُمْ عِنْدَ اللهِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ * سَلِ اللهَ تَعالى * في نُجْحِ طَلِبَتي وَ إِجابَةِ دَعْوَتي وَ كَشْفِ كُرْبَتي * و آنچه را مى خواهد از خدا خواهش كند پس او برآورده مى كند، إن شاء الله.

تذكر: در وقت فوريت و عدم مساعدت فرصت و يا توان؛ از انجام آن به صورت حداقل اين اعمال (دو ركعت با حمد و تكرار صدبار آيه پنجم، و يكبار توحيد، و بعد نماز؛ استغاثه: عظم البلاء؛ و يا من اظهر الجميل) غفلت نشود؛ و در صورت توفيق؛ از آداب و اعمال و اذكار و ادعيه روش مفصل و جامع؛ اقتباس نموده و هرچه بيشتر بهره ببرد. [شمارة ثبت: (1435) منبع: المسائل اليمنية]

سؤال:
برای نماز حصرت دو نماز ذکر شده: یکی با قرائت 100مرتبه "ایاک نعبد وایاک نستعین"، ودیگری با قرائت سوره فتح در رکعت اول وقرائت سوره نصر در رکعت دوم است، کدامیک را پیشنهاد می فرمایید؟

جواب:
آنكه تكرار آيه دارد؛ چه بسا رجحان دارد، شرح نحوه كامل خواندن آن را قبلا در جوابيه اى (1435) بيان نموده ايم، و مانعي ندارد بجا آوردن نماز توسل يا هديه به حضرت به اين صورت كه: در هر ركعت آيه پنجم سوره حمد صدبار تكرار شود، و براى سوره؛ بجاي توحيد؛ فتح و نصر خوانده، و بعد از نماز؛ ابتدا دعاى استغاثه (از نماز اول) را؛ و سپس سلام به حضرت (از نماز دوم) را انجام دهد. [شمارة ثبت: (1440) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نوع خوراك معصومين عليهم السلام

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه نوامبر 15, 2012 6:59 pm

سؤال:
در اردوهاي سلامت جزو آموزشهاي طب جامع در نسخه همگانی 4
اشاره شده حضرات معصومین این خورش و یا خوراک را دوست داشته و مصرف می نموده اند و یا چنین خوراکی های با خاصیت دیگر،
با اینکه در بعضی منابع درسیمان نوشته ایشان خورش دیگری بجز نان و نمک نداشته اند چگونه قابل جمع است؟
ایا ایشان اصلا گوشت مصرف نمی کرده اند؟

جواب:
1- مطالبي كه از كلام خازنان وحي عليهم السلام نقل مي شود، بايد با تعمق و دقت مورد مطالعه قرار بكيرد
نه به صورت سطحي يا چينشي يك قطعه كلام همانطور كه در روزنامه يا تلويزيون يا توسط افراد كم سواد مباحث ديني مطرح مي شود.

2- حضرات معصومين عليهم السلام همه طيبات را مصرف مي نمودند

3- هرجند در دوران پيامبر صلى الله عليه وآله بخاطر شرايط سخت مسلمانان و روحيه ايثار حضرات اهل بيت عليهم السلام،
ايشان بسياري اوقات كرسنه بوده يا با نان خالي يا نان و نمك كذرانده
و كاهي نان و شير يا نان و خرما يا سويق (كه نوعي سوب و خوراك مطبوخ رقيق با ارد است) خوراكشان بوده است
ولى بعضا نيز بيش مي آمده كه كسي دعوتشان كند و خوراكي از صيفي جات يا كوشت هم ميهمانشان كند
كه در آن مبحث صحبت از كدو حلوايي شده بود.

4- با كسترش اسلام و اقبال مردم و برطرف شدن محاصره هاي اقتصادي و هجمات نظامي
بتدريج وضعيت مسلمانان بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه وآله بهتر شد
و بالتبع وضعيت خوراك حضرات اهل بيت عليهم السلام هم بهتر شده است

5- در دوران حكومت بنجساله حضرت مولا علي عليه السلام
بخاطر اينكه ايشان متصدي حكومت بودند و حاكم اسلامي بايد در سطح زندكي بائين ترين شخص جامعه معيشت كند
فلذا شخص حضرت علي عليه السلام؛ خوراك خودشان را مطابق بايين ترين سطح مردم قرار داده بودند،
و غالب اوقات نان و نمك مي خوردند

6- اما گاهي اتفاق افتاده كه خوراكي ديكري هم ديكران اورده اند
و در جمع مردم حضرت هم از ان ميل كرده اند
مثل سمنو در نوروز
كه مردم اصلي كوفه كه ايراني بوده اند درست كرده بودند و به آن نوروزي مي كفتند
و براى حضرت آوردند و ميل نمودند و خوششان هم امد.

7- و در هرصورت اينكه خوراك غالب اوقات حضرت مولا علي عليه السلام در دوران حكومتشان نان و نمك باشد؛
منافاتي ندارد با دوست داشتن و خوش امدن از ساير غذاهاي طيب يا برخي از انها.

8- اما بقيه حضرات ائمه عليهم السلام كه متصدي حكومت نبوده اند
مثل ساير مردم غذا مصرف مي كرده اند
البته با رويه زهد و ساده زيستي كه داشته اند
مانند روزه كرفتن بيشتر اوقات، و ساده خوردن، و اوقات غير روزه دو وعده يكروز و يك وعده روز ديكر خوردن، و نيم سير از سفره برخاستن،

9- ولى اينها نيز منعي نبوده از اينكه گاهي انواع طيبات كه بطور متعارف براى عموم مردم فراهم بوده مصرف كنند،
ولذا خوراكشان محدود به نان و نمك نبوده است.[شمارة ثبت: (1441) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

بررسي صحت محاسبه خمس

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه دسامبر 09, 2012 2:07 am

سؤال:
السلام عليكم ورحمةالله وبركاته
فردي قبلا حساب خمسي داشته است ليكن جندسال بيش تاكنون وقفه افتاده است
لذا همان سالها قبل (1357) كه خمس را حساب كرده است مقداري را برداخت نموده و الباقي را بدهكار بوده است
در جند سال بعد بس از تمكن مالي منزلي خريداري نموده است در غير محل سكونت خود و اين اضافه بر نياز وي بوده است
امسال به فكر افتاده است بدهي خود را بابت باقيمانده خمس مذكور برداخت نموده و دوباره حساب خمسي خود را برقرار كند
لذا خمسش به طريق زير محاسبه كرديد:
1- مبلغي كه باقي مانده بود از مقدار اصل خمس كه بايد برداخت مي نموده معلوم شد
2- مبلغي كه در خريد منزل استفاده شده بود از باقي مانده خمس بنا به درصد و محاسبات معلوم شد
3- قيمت منزل محاسبه و مقدار سهم بول خمس مصرفي در آن محاسبه كرديد
4- كليه هزينه هايي كه بابت منزل انجام شده بود و يا عايدات از قبل اجاره منزل با احتساب سهم بول خمس مصرفي محاسبه شد
5- رشد و ترقي قيمت منزل با نرخ كذاري آن محاسبه و ميزان سهم بول مصرفي از خمس معين شد
6- خمس امسال محاسبه كرديد
7- جمعا خمس امسال + مبلغ خمس قبلي محاسبه كرديد
8- ضمنا از سال 1357 تاكنون بس اندازش مبلغ ... حساب بانكي قرض الحسنه است كه براي مخارج حج كنار كذاشته است البته از آنسال تاكنون خمسي محاسبه ننموده است
محاسبه خمسش طبق آيين نامه و باسخهاي بركزيده در تالار حيات اعلى و روشي كه در آنجا كفته شده محاسبه كرديده بود
لذا براي اطمينان و درستي و دقت محاسبه انجام شده و نحوه محاسبه از شما برسيدم
لطفا راهنمايي بفرماييد

جواب:
عليك السلام

* نحوه اى كه نقل كرديد با ان ايين نامه سازكار نيست و بر طبق رايج است
جون ارتفاع قيمت منزل و لوازم مورد استفاده را رايج مشمول خمس مي دانند
اما طبق تعاليم مكتب وحي مشمول خمس نمي باشد

1- آنجه بدهكار بوده و برداخت نكرده،
اكر جدا نكرده و جزو مالش مانده، مقدار خمس و مقدار رشد آن و مقدار منافع و مصرف آن را بدهكار است

2- منزل و وسايل لايق زندكي و املاكي كه درامدش براى تامين مخارج سالش به ان نياز دارد
اكر از درامد سالانه و مال خمس داده تهيه شده
اينها هيجكدام خمس ندارد
و ارتفاع قيمت انها تا مادامي كه مورد نياز زندكي و محل مصرفش است خمس ندارد

3- اكر مال كنار كذاشته براي حج مثل خريد فيش و در نوبت ماندن باشد
خمس ندارد
اكر مال طوري كنار كذاشته كه هيج وقت از ان و براى هيج نيازي برداشت نكرده و نمي كند
باز خمس ندارد
اما اكر به اين نيت بوده ولي احيانا اكر براى موردي بيش بيايد انرا برداشت كرده يا مي كند مشمول خمس مي شود[شمارة ثبت: (1442) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

دو سؤال: يكي اصطلاح تاريخي، دومي نسخه زيارت

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه دسامبر 09, 2012 2:19 am

سؤال:
السلام عليكم ورحمةالله وبركاته
1- در كتاب شريف منتهي الامال در باب بنجم در بيان شهادت جوانان هاشمي در عاشورا
وقتي ذكر حضرت علي اكبر عليه السلام شده است در نسب مادر مكرمه شان ليلي بنت ابي مرة بن عروة بن مسعود ثقفي
در خصوص عروةبن مسعود كفته است كه: وي يكي از سادات اربعه در اسلام بوده است
سؤال : سادات اربعه جه كساني بودند؟


جواب:
عليك السلام
1- مقصود از اصطلاح "سادات" در زبان عربي با مقصود از همين اصطلاح در زبان فارسي مختلف است
در فارسي مقصود :ذريه حضرت مولا و حضرت زهرا عليهما السلام" هستند
در عربي يعني "بزرك و سرور"
و اين ممكن است در هر محل يا هر زمان يا هر قومي شامل كساني باشند

سادات اربعة كه مورد سؤال است،
جهار نفري هستند كه حضرت بيامبر (صلى الله عليه وآله) از ايشان به عنوان بزركان بسيار مهم عرب ياد فرموده است و آنان:
عروة بن مسعود الثقفي - هلال العبدي - عدي بن حاتم - سراقة بن مالك المدلجي
بلكه عروة بن مسعود الثقفي يكي از دو نفر عظيم عرب است كه در اين آيه از قرآن كريم ياد شده است:
لَوْ لا نَزَّلَ هَذَا القُرْآنَ عَلَى رَجُلٍ مِنَ القَرْيَتَيِنِ عَظِيِمْ
ولذا عروة بن مسعود الثقفي فرستاده بيامبر (صلى الله عليه وآله) براى عقد قرارداد صلح حديبيه بود با اينكه هنوز مسلمان نشده بود
اما وقتي رسما و علنا هم مسلمان شد و قومش را به اسلام دعوت كرد، مافياي مشركين فورا او را ترور كردند
حضرت نبي اكرم (صلى الله عليه وآله) شمايل او را شبيه ترين مردم به حضرت عيسى توصيف فرموده اند[شمارة ثبت: (1444) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
2- همجنين در آن كتاب شريف:
يك عبارت را از زيارت ناحيه مقدسه مي آورد يعني: مهمهما باكيا
كه در برخي كتب اين عبارت را با حاء جيمي آورده است
حال كدام عبارت صحيح است؟

جواب:
2- صحيح = محمحما[شمارة ثبت: (1445) منبع: المسائل الإنترنتية]

متشكرم
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

مصرف صندوق صدقات مؤسسات

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه دسامبر 09, 2012 2:23 am

سؤال:
شخصی چند سال پیش به منزلی امده و صندوق صدقه ای خالی آنجا جامانده يافته
و ایشان طی این چند سال یک مبلغی را ریخته ولی به کسی نداده
آیا این پول صدقه را به اسم ان صندوق باید بدهد؟ یا نه در اختیار خودش می باشد و مي تواند به هر فقيري بدهد؟

جواب:
صدقات را نبايد نكه داشت تا سال برسد
ماهش هم زياد است
در فرض مذكور شخص اختيار تعيين مسير مصرف صدقات را دارد
ولي صندوق را به مؤسسه مربوطه بركرداند[شمارة ثبت: (1446) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز بوقت نقطه اي در مسير برواز

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه دسامبر 12, 2012 12:28 am

سؤال:
کسی ساعت یک بامداد از کشور قطر پرواز دارد برای کشور چین، و تقریبا 6ساعت پرواز طول می کشد،
و به ساعت کشور چین در ساعت 15 به آنجا می رسند، تکلیف ایشان برای نماز صبح چه می باشد؟ ممنون از راهنمایی شما.

جواب:
بايد به افق هر نقطه اي كه وقت داخل مي شود، فرائض و نوافل را خواند، و چون موضوع سؤال؛ وقت نمازي است كه در مبدأ و مقصد نبوده؛ و بين راه وقتش مي رسد، بايد به وقت اذان صبح در نقطه اي كه در مسير فرا مي رسد؛ نمازش را بخواند، طلوع فجر در هوابيما مشهود است،
مراقبت كند هر وقت داخل شد با چند دقيقه احتياط (تفاوت ارتفاع با سطح) نماز صبح را اقامه كند، البته با داشتن مختصات جغرافيايي نقطه مزبور (رؤيت طلوع فجر) از خلبان و خدمه، و داشتن ارتباط اينترنت، مي تواند با اتصال به سايت منجم اوقات شرعي (مركز نجوم كهن و اسلامى)، ساعت دقيق طلوع فجر آن نقطه را نيز بدست آورد. [شمارة ثبت: (1447) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

برخي از حركات در عزاداري

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه دسامبر 13, 2012 1:22 am

سؤال:
برای عزاداری آقا ابا عبدالله الحسین (عليه السلام) هنگام سینه زدن در مجالس زنانه،
اغلب خانمها به جای زدن دستهایشان به سینه، همین طور که نشسته اند به پایشان (رانها) میزنند
آیا این درست است؟ آیا بی ادبی نیست؟ و بعضی هم ، هم به سینه و هم به پایشان میزنند، آیا این اشکال دارد؟


جواب:
اشكالي ندارد.
هر دو حركت مذكور و نيز بر سر و يا صورت زدن، همگي واكنش طبيعي انسان در وقت تالم از مصيبت است
كه بنا به شدت مصيبت از انسان صادر مي شود،
كه در مصائب دنيوي توصيه برهيز شده، و در مصيبت حضرتش نه تنها منع نشده بلكه توصيه نيز گرديده است.[شمارة ثبت: (1448) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نكاتي در شيردادن از طريق غير مادر

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه ژانويه 15, 2013 3:41 am

سؤال:
بخاطر ارتباط شديد و نزديك بين برخي خانواده ها؛
و براي سهولت معاشرت بين بزركترهاي نامحرم،
اكر از طريق شيردادن بخواهند ايجاد محرميت كنند، كه مشكلي شرعي نداشته باشند، جطور است؟

جواب:
1- مسائل شيردادن و احكام تابع آن بسيار دقيق است،
و انجام آن درميان نزديكان؛ بالعكس كاهي سبب بيجيدكيهايي در ارتباطات؛
و يا ايجاد مظنه شبهه در ازدواج نسلهاي بعدي،
بلكه در مواردي موجب حرام شدن همسر بر خود شخص يا شبهه آن مي كردد،

2- افزون براينها از نظر تربيتي و اخلاقي آثار منفي مهمي دارد و آن اينكه
القاء معناي غلط بي بند و باري در ميان فرزندان و نوجوانان مي كند،
جه اينكه آنها غافل از جزئيات مسائل بوده،
و فقط مي بينند كه كسي منعشان نكرده و يا توصيه شان به رعايت حكم محرم و نامحرم نمي كند،
كه سبب سوء برداشت كلي يا جزئي مي كردد،
بس اكر ندانند دليلش را كه آن تصور غلط آزاد بودن را دارد
و اكر بدانند كه رضاعي موقت براى آن انجام شده، جون دليل و حكمت تفصيليش را نمي دانند،
آنرا روشي فورماليته براى ازادي بزركترها تصور كرده
و بدين صورت اساس التزام دينيشان سست مي كردد

و اصلا اينكونه استفاده ها بر خلاف اهداف تشريع احكام الهي است
جه اينكه با حكم رضاع در نظر شرع؛ مي خواهند دايره التزام شخص و حرمت نكهداشتن او بيشتر مي شود
و با رضاع مادر و خواهر و برادر و و... هايي به جمع خويشان نسبيش اضافه مي كردد و مسؤوليتش بيشتر مي شود
نه اينكه براى اين باشد كه او را آزادتر و بي مسؤوليتتر كند

3- فلذا براى رفع ضرورتها
از روش رضاع و شيردادن اجتناب شود،
مكر با بررسي دقيق جزئيات موضوع و توابعش قبل از انجام آن،
و سبس ثبت موارد مَحْرم شده و حرام براى ازدواج كرديده، و فروع آنها،
و تعليمش به فرزندان كه مبتلاي به حرام نشوند،

4- اما بهترين راه براى محرميت در موارد اضطراري
از طريق ازدواج موقت دختر كودك به ولايت بدرش است،
كه مادرش بر شخص محرم مي كردد،
و دايره محرميتش هم محدود و بسته است.

5- و موضوع شيردادن هم
امر ساده اي مانند ساير امور مراقبتي و بهداشتي نيست،
كه هر زني بخواهد از روي كمك در غياب خواهر يا دوستش بجه او را ارام كرده و شيرش دهد،
بلكه تاثيرات شير در روح و روان كودك از امور مسلم است،
و انتخاب مرضعه بايد از روي بصيرت لازم باشد
و اين امر بعد از ملاحظه احكام محرميت و توابع آن (كه فوقا اشاره شد)،
و اينكه از بيرون فاميل و خويشان و خاندان باشد
توسط زني باشد، كه خود از امتيازاتي خاصي برخوردار بوده و شجره نياكان او نيز به اوصافي شايسته موصوف باشند
تا بواسطه آن رضاع كمالاتي به خصلتهاى كودك افزوده شود،
نه اينكه زني باشد پائين تر يا معمولي تر از مادر كودك
كه سبب تضعيف شخصيت كودك كردد،
بلكه حتى مثل مادر او و در سطح او نباشد،
تا آنكه خصائلش (كه خالي از ضعف نيست) در روح و روان كودك مضاعف شود.
ولذا مرضعه را از بيرون خاندان و خويشان و قبيله خود انتخاب مي كرده اند،
با رعايت سلامت و ايمان و كمالات شخصي و خانوادكي و خانداني مرضعه.
جون آنجه را از خاندان و قبيله والدين بايد دريافت كند به نسب و ولادت از ايشان كسب كرده
و نبايد با مرضعه از خاندان تشديد خصائل شود (كه ضعفها هم جزوش است)
بلكه بايد بوسيله مرضعه صفات ممتاز ديكري به او افزوده شود،
و يا با تعدد مسير وراثت خصائل؛ ضعفهاي خاندان نسبي با شير از آنها تشديد نشود
و اين امر راز كرفتن مرضعه براى فرزندان در قديم بوده، عليرغم شيرداشتن مادر

با توجه به موارد فوق در موضوع شيردادن تساهل نشود
كه اين امر مانند ديكر امور مراقبتي از كودك نيست[شمارة ثبت: (1449) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمدلله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

معامله و تاخیر در اداء تا تغيير ارزش پول

پستتوسط aelaa.net » جمعه ژانويه 25, 2013 3:20 pm

سؤال:
اگر یک شخصی از ما جنسي بخرد و بگويد 20روزه میاورم و نیاورد
بعد از 8ماه حالا اورده، قیمت جنس تفریبا 50% گران شده است
آيا می شود از آن این تفاوت قیمت را گرفت؟ یا شرعا مشکل دارد؟

جواب:
اكر جزو قرارداد شرط بوده مدت برداخت، و اينكه اكر رعايت نكرد، معامله فسخ و به قيمت روز يا نرخ جديد حساب مي شود،
كه معامله فسخ و به قيمت روز يا جديد تعيين شده مي تواند حساب كند

اكر شرط نبوده و فقط قول خريدار بوده؛ مثل دين و بدهي است كه تاخير شده،

اما از انجا كه اسكناس و ارزهاي رسمي كشورها ماليت حقيقي نداشته و اعتباري است
فلذا به ارزش و رواج وو... مشروط هستند
و در صورت تنزل قيمت بطور محسوس؛ خريدار بايد تحصيل رضايت فروشنده كند،
و فروشنده هم مي تواند كسري حاصله را در وقت برداخت حساب نمايد[شمارة ثبت: (1450) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

كاهش ارزش پول توسط دولتها

پستتوسط aelaa.net » جمعه ژانويه 25, 2013 3:31 pm

سؤال:
معمول است دولتها براى جبران كسري بودجه
و بدست اوردن ارز بيشتر بطور دستي ارزش بول خودشان را كاهش مي دهند
و مثلا در عرض يكهفته يك تومان قيمت سه ريال بيدا مي كند
آيا دولت ضامن است در مقابل مردم كه دارائيهايشان را دو سوم از دست داده اند؟

جواب:
دولت حتما ضامن است شرعا و بدهكار نسبت به مردم مي باشد،
و بايد كسري ارزش كل نقدينه هاي كاهش يافته مردم را جبران كند

و مردم در مقابل بقدر اين كاستيها از دولت طلبكارند
و مي توانند مقدار اين برداشتهاي دولت از سرمايه شان را حساب كنند
و در فرصتهاى مناسب، از محلهايي كه در مقابل دولت بدهكارند، تامين كرده و به دولت ندهند

اكر دولتي متشرع باشد، اين كاستيهاي سرمايه مردم را با حواله هايي از ذخائري مثل نفت و كاز به مردم باز مي كرداند،
تا هم به برنامه كاهش ارز براى منفعت خارجيش رسيده باشد
و هم به سرقت اموال شخصي احاد ملت مبتلا نشود
ضمن اينكه به افزايش نقدينكي و تورم كرفتار نكردد[شمارة ثبت: (1451) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نيت در عبادات و طاعات

پستتوسط aelaa.net » شنبه ژانويه 26, 2013 12:17 pm

سؤال:
آیا اعمال را به نیت تقرب به اهلبیت : انجام دهم یا به قصد هدیه انجام شود؟

جواب:
اعمال قربة الى الله تعالى انجام مي شود، و تقرب به اهل بيت : نوعى تقرب به خداست، و اين دو تقرب از هم جدايي ندارند، و اهل بيت : به جهات مختلفه در اين موضوع مطرح هستند: يكي: به عنوان "راهنماي ما" كه چراغ هدايت مسير ما براى شناختن وظايف و اعمال و برنامه ها هستند،
دوم: به عنوان "صاحب حق بر ما" مطرح هستند؛ و از جمله اداي حقوق؛ اهداء ثواب اعمال يا نيابت بجاي آنهاست،
سوم: به عنوان "واسطه توسل به خداوند و شفيع ما براى پذيرش اعمال ما" هستند، ولذا دعاهايي هم در ابتداي نماز براى اين جهت وارد است، ولى هر كسي بر حسب معرفتش به اهل بيت توجه دارد، و در اين سه جهت عموم مواليان و پيروان اهل بيت :مشتركند،

اما اهل معرفت و خواص از ايشان؛ بالاتر از اين جهات نيز در طاعاتشان بهره مي برند، و آن به بركت معرفت "حق معرفت" است، كه با شناختن مرتبه وجه اللهي حضرات معصومين :و خصوصا امام هر عصر براى اهل آن زمان؛ مي باشد، كه حضرتش وِجهِه و مقصد اوست در همه امور، نه اينكه حضرات را نيت كند، چه اينكه نيت قربة الى الله است، ولى به سبب معرفت مي داند كه خودبخود آنها مسير توجه به حق و قبله دل هستند،
همچنان كه در وقت نماز؛ براى اينكه رو به سوي خداوند بايستيم؛ ما به طرف قبله (كعبه) نماز مي خوانيم؛ كه ظاهرا نقطه اى جغرافيايي در ناحيه حجاز و شهر مكه است، با اينكه خداوند فراسوي مكان و جهت است، اما قبله كعبه؛ نشانه صحت توجه و سمت يابي انسانِ محدود در جهات مادي است، حضرت صاحب الامر (منه السلام) هم كعبه باطن هستند، و خودبخود؛ مقصد جميع توجه هايي كه به خداوند مي شود در عالم؛ هستند، ولو كسي حتى حضرتش را نشناسد و يا منكر باشد، اما شخص عارف به اين حقيقت؛ از اين معرفت بهره مند مي شود، و غير او محروم، مثل آن كه كعبه ظاهري را مي شناسد؛ بهره اى مي برد از سمت كعبه شدن؛ كه ديگري كه احيانا به آن سمت ايستاده؛ ولى محروم است؛ آن بهره را نمي برد، چون اين معرفت را ندارد،
در كتاب "توجه به حق تعالى از راه ناحيه مقدسه" و آل ياسين كامله، و كتاب توجه از كتاب مناسك ديدار حق؛ و نيز ساير اجوبه مندرجه در كتاب پاسخ برگزيده، شمه اى در اين باب توضيح شده است. والحمد لله رب العالمين. [شمارة ثبت: (1452) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

خمس ارز مازاد سفر

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه فبريه 07, 2013 7:18 am

سؤال:
سال قبل که برای زیارت عتبات مشرف شدیم، مبلغ .... دلار و مقدار .... دینار از سفر باز گرداندم، این مبلغ را گفتم ان شا الله برای زیارات بعد نگه میدارم، و دست نزدم همچنان دارم تا زیارت بعد که ان شا الله نصیبم شود، الان یک سال از انها گذشته ایا به انها خمس و زکات تعلق میگیرد.

جواب:
اكر اين وجه يا بعض آنرا براي امر زيارت يا شؤون ديگر زندگي در سال پيش رو نياز دارد، كه به مقدار مورد نياز در سال پيش رو، مشمول خمس نمي شود،
و بقيه كه زائد است مشمول خمس است.
و در صورتي كه بخواهد عين وجه مذكور را براى سفرهاي بعدي يا مصارف ديگر نكهدارد، مي تواند معادل مقدار خمس آنرا از بقيه مالش ببردازد، و سبس در آن تصرف نمايد.[شمارة ثبت: (1453) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

زكات مستحب و زكات واجب

پستتوسط aelaa.net » پنج شنبه فبريه 07, 2013 7:25 am

سؤال:
من دفعه قبل از نصاب زکات سوال کردم، و فهمیدم که برای طلا بعد از نصاب بیست دینار، نصابهای بعدی 4 دینار اضافه میشوند، و بین این چهار دینار تا 4 دینار بعد زکات ندارد، من به مسئله و این تكليف و فرمایش دين تسلیم بودم، اما در محاسبه زکات گفتم چه برکتی بهتر از این که ادم هر سال زکات بدهد ولو واجب نشده باشد، لذا با اينكه به نصاب بعدي نرسيده بقدر افزوده و عددی که بین این نصاب بود هم زکات دادم، حالا الحمد لله باز اضافه شده و باید زکات بدهم، ایا فقط اضافه را زکات بدهم یا اینکه باید ان ما بین نصاب را هم در محاسبه دخیل دهم؟

جواب:
اينكه شخص بخواهد اضافه بر مقدار واجب زكات ببردازد، يا در راه خدا تبرعا انفاق كند مانعي نداشته بلكه بسيار ماجور نيز هست،
ولي اين انفاق جزو انفاقات مستحبي او محسوب مي شود،
اما انفاق مستحبي سبب معافيت از اداء فريضه واجب در مورد ديكر يا نوبت بعدي نمي شود.
براى تشخيص وظيفه فعلي، نصاب قبلي كه زكاتش فريضه بود و آنرا ادا كرده را مبنا قرار داده، بس اكر الان موجودي به نصاب بعدي رسيده، و يكسال هم از آن كذشته و مصرفي نشده كه از نصاب كم شود، بس زكات همين نصاب افزوده را مي بردازد، و اكر كه هنوز به نصاب بعدي نرسيده، بس مشمول زكات نيست.[شمارة ثبت: (1454) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه مارس 03, 2013 4:54 pm

سؤال:
استاد گرامی
بعد از سلام و تسبیح حضرت حق و درود بر سید و سند ، شمع محفل کاینات ، مدینه علم و معرفت خاتم انبیا و پادشاه و دریچه علم مولا و سرور ، والی ولایت اول و آخر حیدر کرار و سلام و صلوات بر خاندان نور و رحمت ائمه معصومین و امید مان حضرت منجی، و درود و سلام بر جمیع انبیاء و مرسلین و ملائک ومقربین و موکلین و خادمین عالم اعلی و سفلی ، بر شما استاد گرامی اجازه عرض ادب میطلبم
من از عاشقین خالقم هستم و از برکت صفات پاک و دریای بیکران رحمتش ذره ای در حد ادراک و فهم در علوم غریبه و خفیه را دارا هستم و از برکت بزرگان داعیه خدمت به خلق را میکنم، به این منظور از جانب حضرت دوست و اذن پادشاه علم بهره ای و راهنمایی هایی میگردم که آشنایی با سایت شما ازین قبیل عنایات به این حقیر بوده است و این ماییه مباحات و تقویت ایمانم و سجده شکر گردیده است .
اما متاسفانه حقیر در استفاده از مطالب آموزشی از سایت در بسیاری از لینک ها که پیام عدم مجاز بودن و یا خالی بودن مبحث آموزشی ،مواجه میگردم که برای تشنگی در فراگیری از اساتیدی این سایت و مطالب ارزشمند آن بی بهره و ناله افسوس را برایم دارد.
از شما استاد گرامی که دانشتان مرا به تحسین شما امر میکند، استدعا دارم مباحث آموزشی را در اختیار این حقیر قرار دهید تا در رفع ایرادات و تامین اشکالات در امور مربوطه که مرتبط به قلم زدن وفق های نامها و تعاویذ و ابطال اسحار و دفع جادوی سیاه و... میباشد بتوانم خادم خلق باشم. و امیدوار باشم ازین خدمت
به خلق به درگاه خالقم از روسیاهی خود بکاهم هر چند که در هر نفس شرمساریم به درگاهش افزونتر میگردد اما امید و حسن ظن به کرمش نور امید را در دلم روشن میسازد.
بنده را عفو فرمایید ازینکه بیش از حد ادب و دانش وقت حضرتعالی را گرفتم. امیدوارم مورد قبول زحمت شما واقع گردم .

ضمنا لذت و رشک بردم از تعریف و تفسیر لوگوی این سایت که تماما حاکی از ارادتی خالصانه به امام مرادم و معشوقم هست
خوشا به سعادتتان ، کاش با بزرگان همنشین بودم تا کمال همنشینی ،در من هم اثر میکرد اما همین
سعادت که از دانشتان که سخاوتمندانه در اختیار گذاشتید هم همین اثر را داشته :

(^مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم **** هوا داران کویش را چو جان خویشتن دارم^)

دعا گو و ارادتمند شما استاد گرامی هستم


جواب:

عليك السلام

1-از توجه شما به معاني نماد سايت حيات اعلى خوشوقتيم

2-دسترسي به تالارهاي آموزش و برنامه هاي آموزشي بنياد حيات اعلى براي كساني است كه بس از طي مراحل ثبت نام در آموزشكده هاي بنياد حيات اعلى
مشغول به تحصيل شده و دانشجوي اين رشته ها مي كَردند
براي طي مراحل ثبت نام
يك بيوكَرافي و سابقه تحصيلي و مطالعاتيتان همچنين ميزان آشنايي با مطالب منتشره بنياد حيات اعلى را ارسال نماييد
تا به مركز آموزش حيات اعلى معرفي شويد

3-اما موضوع اموزش علوم غريبه يا پاسخگويي به نيازهايي از اين قبيل
بايد بگوييم كه
به اين امر معتقد نيستيم بلكه با ورود در اين امر و رشته ها مخالفيم هر چند بفضل خداوند توانايي پرداختن به آن را داريم
اين رشته امور هر چند بقصد خدمت باشد و در راه صحيح باشد
ولى براى صاحبش نكبت دارد
چه نكبت احوال چه نكبت درامور دنيوي، اخروي را هم خدا مي داند
و خصوصا مطلعيم كه بزرگاني كه كراماتشان در اين رشته ها زبانزد و كتابها برايش منتشر شده
در اواخر عمر از اشتغالشان در دنيا به اين امور پشيمان بوده اند
تفصيل بشتر در حوصله اوقات محدود ما نيست

4-البته اوقات فلكي را به تفصيل منتشر نموده ايم
ولى تا همين حد نه بيشتر
اوقات فلكي كه ما در تقاويم مفصله ارائه مي كنيم دهها برابر آنچه بزرگان ياد شده در كتابهاشان اشاره كرده اند مي باشد
و اگر كسي از خواص اوقات مطلع باشد بسيار فراتر از آنچه در ان كتابها صحبت شده مي تواند بهره مند شود
ولي با اين حال نشر اين اوقات را منافي با آن تحفظ از ورود در ان رشته تسخيرات و غريبه نمي دانيم
چون بيان اين سطح عالي از اوقات فلكي براى مركز نجوم مانند بيان ساير اوقات شبانه روز طلوع و غروب ووو است
حالا كسي وقت طلوع را بشناسد و آن را براى چه كاري بكار ببرد به عهده خودش است
بيان اوقات جنبه ديگر است
و منعي از نشرش نيست ولذا به همين اكتفا مي كنيم

موفق باشيد[شمارة ثبت: (1455) منبع: المسائل الإنترنتية]

والحمد لله رب العالمين
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

Re: غرفه باسخ به مسائل معارف الهي بازديدكنندكان

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 10:49 am

سؤال:
تحت قبه تا چه مقداری از حرم مطهر حضرت امام حسین علیه السلام محاسبه می شود؟

جواب:
تحت قبه يعني زير سقف كنبدي بالاي ضريح[شمارة ثبت: (1456) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

آداب ورود به صحن حضرت ابوالفضل عليه السلام

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 10:54 am

سؤال:
برای ورود به صحن حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام دعای ورودی صحن حضرات مقدسه معصومین را می توان تلاوت نمود؟

جواب:
براي درب صحن مشاهد غير معصومين ادعيه و اذكار خاصي وارد نشده است، بجز حالت تذكر و ذكر خداوند (بطور كلي و غير معين) و بر همين مقدار مواظبت و اكتفا بشود،
و نبايد برخي جزئيات و تفصيلات كه مخصوص مشاهد يا حضور حضرات معصومين عليهم السلام است را عمومي؛ و در غير آن مواضع بكار برد، و ويژگي آن مشاهد را نبايد ملغا كرد.
البته يادآوردن حوادث مولمه و حزن آور آن امكنه جزو آداب اين مواضع است، جه اينكه در همين جاها بوده كه اصابت و زخمي شدن حضرتش اتفاق افتاده، و يا تشريف آوردن حضرت امام حسين عليه السلام در وقت باسخكويي به نداي استغاثه برادر، و يا آمدن حضرت اما سجاد عليه السلام در وقت دفن اجساد مطهره.[شمارة ثبت: (1457) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

طواف غير مشاهد معصومين عليهم السلام

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 10:56 am

سؤال:
حرم غیر حضرات معصومین علیهم السلام مثل حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و حضرت سلمان علیه السلام را می توان طواف نمود؟

جواب:
طواف براى مشاهد معصومين وارد شده است.[شمارة ثبت: (1458) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز در فرودكاه نجف اشرف

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 10:58 am

سؤال:
آیا نمازها ی چهار رکعتی در فرودگاه نجف اشرف برای شخصی که با هواپیما سفر می کند؛ کامل می باشد؟

جواب:
فرودگاه نجف اشرف بيرون شهر است، و جزو محدوده تمام بودن نماز در اين دو شهر نيست،
ازين رو براى مسافري كه وارد مي شود و هنوز در نجف يا كربلا قصد اقامت ده روز ننموده؛ ادامه مسير سفر محسوب مي شود؛ فلذا نماز تمام نيست.
و همچنين مسافري كه در يكي از اين دو شهر اقامت ده روزه داشته، و بعد از ده روز و در بازگشت از عتبات به وطن (كه فاصله اش يكروز راه بيشتر است) به فرودگاه نجف مي رود، چون از شهر و حومه آن بيرون رفته و مسافر شده است، فلذا نمازش در طول مسير سفرش (و از جمله آن؛ نمازش در فرودگاه نجف) تا بوطنش برسد شكسته است، و آنرا ناتمام و قصر بجاي مي آورد.

اما مسافري كه در يكي از اين دو شهر قصد اقامت ده روزه داشته، و اقامتش محقق شده و ميان آن ايام، براي كاري به فرودگاه نجف مى رود؛ نمازش در حين ترددش به فرودگاه نجف اشرف تمام است. [شمارة ثبت: (1459) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز فريضه در حرم يا جماعت بيرون

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 10:59 am

سؤال:
نماز های یومیه را به جماعت بیرون از حرم (در مشاهد مشرفه)، داخل صحن با جماعت دوستان اقامه نماییم بهتر است؟ و یا این که به صورت انفرادی داخل حرم هر کسي برای خودش به جای آورد؟

جواب:
اگر نماز جماعت در آن وقت؛ در محل برپا باشد، برپا كردن جماعت جداي ديگر معني ندارد، مگر امكنه اي كه داراي مواضع متعدد با جماعت متعدد است؛ و در يكي از مواضع آن جماعتي برپا نيست؛ آنوقت جمعي جماعت آنجا را بر پا كنند.
شخص داخل حرم كه از اعمالش فارغ نشده؛ لازم نيست ميان اعمالش؛ مكانش در حرم را رها كند؛ و براي شركت در جماعت بيرون حرم برود، و مي تواند در همان محل از حرم كه هست؛ نماز فريضه اش را اول وقت بجاي بياورد، حال يا به اقتداي به شخص صالح براى اقامه جماعت؛ اگر كنار او اتفاقا هست، يا به صورت فرادى. [شمارة ثبت: (1460) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

خواندن جمعي ادعيه در حرم

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 11:00 am

سؤال:
ادعیه مثل زیارت آل یاسین و حدیث شریف کساء را به صورت دسته جمعی بیرون از حرم، داخل صحن به جای آوریم بهتر است و یا به صورت انفرادی داخل حرم هر کس برای خودش؟

جواب:
اينها مستحبات است و بر حسب تيسر بجاي آورده مي شود
و نبايد با افزودن شرايط اضافي انها را بيجيده و محدود كرد.
حرم اكر خلوت است و ماندن (بيشتر از اعمال ضروريه) تضييقي براى ساير زوار نمي شود، مي تواند بماند و ادعيه و زيارات مستحبه ديكر را در انجا تنهايي يا جمعي بخواند،
بشرط اينكه در حضور معصوم عليه السلام صدا بلند نكنند، و در كناره هاى رواقها جمعي خوانده شود.[شمارة ثبت: (1461) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

وام بانكي براى هزينه سفر حج و زيارت

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مارس 18, 2013 11:02 am

سؤال:
این سوال کلا برای زیارتها و نيز حج و عمره هم مطرح شده است
با توجه به افزایش قیمت فوق العاده و ناگهانی هزینه سفر و در آمدن اسم افراد و عدم توانایی پرداخت هزینه سفر
آیا رخصتی برای استفاده از وام های بانکی که با عنوان سود 4 در صد می باشد برای جبران هزینه می توان بهره برد
و یا می بایست صبر کرد تا شرایط مالی فراهم شود و در بعضی موارد اگر زیاد طول بکشد نوبت افراد به صورت سیستماتیک خذف می شود در این موارد چگونه باید عمل نمود؟

جواب:
* مكررا مسائل بانكي از اين قبيل باسخ داده شده ولى باز همان مطلب برسيده مي شود:
اين ذهنيت آلوده به رباي عامه ناس است كه بر حسب عادت دوران طاغوت و محيطهاى فاقد سيستم عقود اسلامي، عقود و قراردادهاي شرعي بانكي را نديده و همه را به درصد تبديل مي كنند و مي برسند اينقدر درصد وووو، جرا صورت قرارداد بانكي كه مبتني بر عقود شرعي است را نمي خوانند كه آنجا جه عقد و قراردادي نوشته و فقط درصد را مي بينند و نقل مي كنند و مي برسند؟! در نظر اينها درصد همان درصد است فقط اسم رويش كذاشته شده و تفاوت لفظ است؟ بس بايد فرقي بين نكاح و سفاح (زنا) هم نكذارند جون فرقش يك لفظ صيغه عقد است!!!

* هر درصدي كه ربا نيست، تا نيم درصد مثلا؛ اجرت كار بانكي لحاظ مي شود، تا مقدار درصد نرخ تورم، كسري افت ارزش اسكناس در وقت وام تا وقت بازبرداخت محسوب مي شود، يا در عقود مضاربه بر حسب نوع سرمايه كذاري درآمد و درصد مختلفي مي تواند مطرح باشد، و همه اين موارد صحيح و شرعي است، بله اكر موردي را بخصوص مطلع هستيم كه بانكي هيج سرمايه كذاري و فعاليت اقتصادي ندارد، ولى از قالب قراردهاي شرعي بانكي سوء استفاده مي كند و به اسم انها بطور صوري درصدي را معين مي كند، انوقت اشكال دارد.

* استفاده از فرصت ذكرشده در فرض مورد سؤال و تهيه كسري هزينه براى سفر زيارت بنجو مذكور اشكالي ندارد.[شمارة ثبت: (1462) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

حكم بردن نام حضرت صاحب الامر عليه السلام

پستتوسط aelaa.net » يکشنبه آپريل 21, 2013 3:39 am

سؤال:
در جلد 50 بحارالانوارصفحه 240 روایتی از امام حسن عسکری ع در خصوص حجت ال محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده :
لا ترون شخصه ولا یحل لکم ذکره باسمه، سوال شد: فکیف نذکره؟ قال ع: قولوا الحجه من ال محمد صلی الله علیه وعلینا واهل بیته الطیبین
سوال اول: ان نام که اجازه گفتن داده نشده چیست؟
سوال2: اگربدلیل عدم ندانستن ان نام برزبان بیاید چه عملی ویا ذکری گفته شود ؟
سوال 3: وظیفه ما درقبال کسانی که نام امام را میبرند چیست؟

جواب:
1- نام حضرت صاحب الامر يكي بيشتر نيست = محمد،
بقيه نامها القاب و اوصاف حضرتش مي باشد.

2- موضوع نبردن نام حضرت؛ همين اسم شريف "محمد" بوده است.

3- حكم ممنوعيت بردن نام حضرت؛ موقت بوده
و محدود به دوره اي است كه حضرتش توسط طواغيت زمان مورد تعقيب بوده اند
و نام بردن سبب كرفتاري نامبرنده و نيز تشديد فشار بر حوزه ولايت مي كرديد.

4- اين ممنوعيت بس از دوره غيبت صغرى وجود نداشته است.

5- اين رفع ممنوعيت توسط ناحيه مقدسه؛ با توصيه ادعيه متعددي كه صريحا در آن نام حضرتش (محمد) برده شده؛ اعلام عمومي كرديده است.

6- از بزركترين توفيقات معنوي و عبادي؛ ذكر القاب و اوصاف و نامهاي مباركه حضرتش؛ بخصوص نام "محمد" (محمد بن الحسن المهدي القائم بامر الله) است،
و هر كه بدان موفق كردد؛ بايد خدا را شكر نمايد.

7- هر كه اين نام حضرتش را با ادب مي برد، بايد تكريم و تقدير شده و لبهايش را بوسيد.[شمارة ثبت: (1463) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

طبخ كشمش

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه مه 06, 2013 6:45 pm

سؤال:
فردى دلمه پخته است، و دلمه ها را درون قابلمه گذاشته، و سپس یک جسم نسبتا سنگین را روی دلمه ها در درون ظرف قرار داده و این امر سبب شده است که آب و روغن و یک عدد کشمش از یکی از دلمه ها خارج شود. آیا اینکه یک عدد کشمش از دلمه خارج و در آب غلیده است این غذا را دچار مشکل می کند؟ آیا می توان آنرا مصرف کرد و یا باید دور ریخته شود؟

جواب:
موضوع مرهون داخل ماندن يا بيرون آمدن كشمش نيست
جوشيدن كشمش در مايع؛ يا بخته شدن كشمش قبلا خيسانده شده در خوراك، سبب نجاست ان مي شود
مكر اينكه دو سوم ان مايع يا آب آن خوراك تبخير شود
حرارت ديدن فوري و زياد كشمش نخيسانده،
مثل تفت دادن كشمش
و افزودنش لاي برنج وقت دم كشيدن يا نهادن در داخل ماهي يا بره يا مرغ بريان بدون مايع اشكالي ندارد[شمارة ثبت: (1464) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

عدم صحت انتساب تصوير به جسد حجر بن عدي

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه مه 07, 2013 11:55 am

سؤال:
تصوير و خبري به شرح زير منتشرشده است نظر شما جيست؟:

تصویری در شبکه خبری الغوطه الشرقیه که وابسته به معارضین سوری است منتشر شد که منتشر کنندگان آن مدعی شدند تصویر پیکر مبارک "حجر بن عدی” می باشد.
تصوير
به گزارش باشگاه خبرنگاران، پس از انتشار خبر حمله سلفی ها و وهابیون افراطی به مرقد مطهر "حجر بن عدی” و ربودن پیکر مطهر یاور امیرالمومنین (ع) ، تصویری در شبکه خبری الغوطه الشرقیه که وابسته به معارضین سوری است منتشر گردید که ادعا شده است این تصویر متعلق به پیکر مبارک "حجر بن عدی” ، از صحابه رسول خدا(ص) و امیرالمومنین(ع) می باشد.



جواب:
به قرائن مختلفي نسبت آن صحیح نمي باشد:

1- لباس راه راه بر تن دارد نه کفن!

2- در قسمت سمت چپ تصویر یقه لباس مشخص است، كه از نوع همين يقه هاي امروزي (انكليسي) است، در حالی که در آن دوره لباسها به شکل امروزی یقه دار نبود آنهم یقه لبه دار !!

3- ثالثا در تاریخ آمده که حجر بن عدی توسط هدبة بن فیاض به همراه پسرش به نام همام گردن زده شد، اما در این عکس گردن سر به بدن متصل است.

4- حجر بن عدي بيرمردي با محاسن بلند بوده است، اين جسد موي صورت ندارد،
و اجسادي كه سالم مي ماند مويهايشان هم سالم مي ماند، حتى برخي اجساد بوسيده مويهايشان باقيمانده است.

* به نظر مي ايد انتشار و انتساب اين تصوير براى مسخره كردن مؤمنين باشد كه ببينيد عكس فلان شخص را منتشر كرديم قبول كردند.

* اين اقدام براى زير سؤال بردن و جبران انتشار خبر سالم ماندن جسد ايشان است.

* البته درباره اينكه محل ضريح مطهر در مرج عذرا آيا محل دفن اجساد است يا دفن سرها؟ يا تنها محل كردن زدن ايشان؟ هر سه نقل وجود دارد،
و بنا برتحقيق حجر و اصحابش را در اين مكان كردن زدند، سبس سرها را براى معاويه برده و بر دروازه ها زدند، اما اجساد شريفه را ريسمان بستند و به كودكان شام دادند تا در كوجه هاي شهر بر روي زمين كشيده و بكردانند، در نهايت امر اجزاي بدن ايشان براكنده و تنها قصبه استخوانهاي ايشان باقي ماند كه آنرا در شهر شام دفن كردند و بعدها محل مدفن ايشان مسجد و مزاري ساخته شد كه به مسجد السادات يا مسجد الاقصاب معروف است، و تا به امروز مزار خاص و عام است. اين مكان در بانصدمتري حرم حضرت رقيه است
تصوير
اين محل روحانيت خاصي دارد كه افزون بر نقل تاريخي كواه بر حضور اجساد مباركه در اين محل است

* شايان ذكر است كه در هر صورت و بذيرش هر يك از اقوال تاريخي مدفن حجر،
محل ضريح حجر و اصحابش در مرج عذرا مقتل ايشان بوده و مكان محترمي است،
و جيزي از جنايت ناصبيها نمي كاهد، خداوند لعنتشان كند و در دوزخ جايشان دهد.[شمارة ثبت: (1465) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

زمان كفالت حضرت مريم و زمان ورود به معبد

پستتوسط aelaa.net » شنبه مه 25, 2013 3:52 pm

در مطالعه احاديث و روايات احوالات حضرت مريم عليها السلام درباره زمان كفالت حضرت مريم و زمان ورودشان به معبد؛ جند سؤال داشتم:

سوال:
1- تعارضي ميان مفهوم و نتيجه برخي احاديث و روايات بذهن مي آيد:
قرعه براى كفالت بعد وفات بدر مريم؟ كفالت فورا بعد ولادت؟ كفالت بعد وفات مادر مريم؟
آيا جنين تعارضي هست؟


جواب:
به كمك دانش جليل القدر "فقه الحديث" و تامل در متون منقوله مسائل حل مي كردد:
اولا:
دو حديث اول از اهل بيت عليهم السلام است و دو روايت اخير از مصادر عامه است، و در يك سطح از اعتبار نمي باشند، ولذا در جمع آنها لازم نيست كه حديثها با روايتها همخواني داشته باشد
ولى با اين همه روايات مذكور با احاديث منقوله تعارضي ندارد.

ثانيا:
اكر جه كلمه "حين" در ايه شريفه ناظر به زمان قرعه است،
ولي با اقتباس بخشي از آيه در حديث بيان آيه، "حين" دوم مذكور در حديث حتما به معني بيان "حين" در آيه نيست،
و مي تواند بر حسب اقتباس ايه معناي "حين" و متعلقش متفاوت باشد

فلذا بايد ملاحظه شود كه:
"حين" مربوط به وقت اجراي قرعه براى كفالت است؟
يا "حين" مربوط به وقت شروع كفالت است؟

باسخ اينكه: مقصود زمان شروع كفالت اوست
كه در وقت يتيمي از بدر شروع؛ و با يتيمي از والدين كفالت تمام عيار مي شود،
ولذا اين سؤال بيش نمي آيد كه: آيا قرعه كشي در وقت يتيمي والد بوده است؟ يا قرعه كشي در وقت يتيمي والدين؟

ثالثا:
اشتباه در تصور تعارض بين دو حديث منقول عياشي؛ بخاطر عدم تامل در مقدار نقل ايه در كلام امام و اكتفا به افزوده مترجم در ترجمه بخشي از آيه است،

در حديث اولي جون فقره "يلقون اقلامهم" نقل شده، كلمه "حين" در مقام بيان زمان قرعه است يعني: واقعه قرعه بعد وفات بدر مريم بوده است،

ولي در حديث دوم جون فقره "يلقون اقلامهم" نقل نشده، كلمه "حين" در مقام بيان زمان اجراي كفالت جهت تبيين موضوع قرعه است،
ولذا تعارضي ندارد،
[شمارة ثبت: (1503) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
2- شروع سرپرستي حضرت زكريا براى حضرت مریم علیهما السلام جه زمانی اتفاق افتاده است؟
احاديث و روايات و اقوال:
سرپرستی حضرت مریم:
الف: وقتی حضرت مریم علیها السلام از پدر یتیم شد :
* كتاب تفسير عیاشی – البرهان – الصافی – نور ثقلین - بحارالانوار: عن أبى جعفر عليه السلام في حديث طويل يقول فيه عليه السلام: ثم قال لنبيه محمد ص يخبره بما غاب عنه من خبر مريم و عيسى يا محمد «ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ» في مريم و ابنها و بما خصهما الله به و فضلهما و أكرمهما حيث قال: «وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ» يا محمد يعني بذلك لرب الملائكة «إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ» حين ائتمت من أبيها. (ترجمه) : از امام باقر علیه السلام : قرعه برای سر پرستی مریم بعد از مرگ پدر مریم بود که مریم یتیمه شده بود.(1)

ب: بعد ولادت
* قصص الأنبياء بِالْإِسْنَادِ إِلَى الصَّدُوقِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أُورَمَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي صَالِحٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا ع :...قَالَ عِمْرَانُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَنِي أَنْ يَهَبَ لِي غُلَاماً نَبِيّاً فِي سَنَتِي هَذِهِ وَ شَهْرِي هَذَا ثُمَّ غَابَ وَ وَلَدَتِ امْرَأَتُهُ مَرْيَمَ وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا ... الحدیث. (ترجمه) : عمران گفت : خدا مرا وعده داده است كه در اين سال و در اين ماه پسرى به من عطا فرمايد كه پيغمبر باشد سپس غايب شد، و زن او مريم را زائيد و زكريا کفیل او شد.(2)

ج: وقتی حضرت مریم علیها السلام از پدر و مادر یتیم شد:
* کتاب تفسیر عیاشی - البرهان – البحار: امام باقر ع « أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ» حين ائتمت من أبويها. (ترجمه) : از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه : قلمها انداختن براى قرعه كفالت مريم بود كه پدر و مادرش هر دو فوت شدند و او يتيم ماند... (3)

جواب:
و البته كفالت دو جنبه داشته:
سربرستي امور معنوي و امر او در معبد، و سربرستي امور ظاهري مريم،

كفالت بعد از فوت بدر مريم و معلوم شدن نتيجه قرعه منجر شده
و بعد ولادت مريم كفالت زكريا شروع شده كه خودش متكفل و مباشر امور معنوي مريم بوده،
و كفالت امور ظاهري مريم تا وقت حيات مادرش به عهده وي، و بعد وفات او توسط زكريا كفالت امور ظاهري مريم به خاله اش سبرده شد
[شمارة ثبت: (1504) منبع: المسائل الإنترنتية]

سوال:
3- حضرت مريم در جه سني به معبد رفته است؟
در بنج سالكي طبق روايت طبري؟ در بلوغ طبق روايت ابن اسحاق؟ يا در سه سالكي طبق نقل اناجيل بنهان شده (ابوكريفا)؟
[/color]
احاديث و روايات و اقوال:

زمان ورود به معبد:
* قال محمد بن إسحاق: ضمها إلى خالتها أم يحيى، حتى إذا شبت و بلغت مبلغ النساء بنى لها محرابا في المسجد و جعل بابه في وسطها لا يرقى إليها إلا بسلم مثل باب الكعبة و لا يصعد إليها غيره و كان يأتيها بطعامها و شرابها و دهنها كل يوم (ترجمه) وقتی حضرت زکریا کفيل حضرت مریم شد) چون زكريا مريم را گرفت .... او را به خاله‏ اش مادر يحيى سپرد و مريم تا سن جوانى و رشد نزد او بود. پس از آن برايش محرابى در مسجد بساخت و در آن را در وسط قرار داد كه جز با نردبان ممكن نبود بر او وارد شد مثل باب كعبه و جز او كسى نزد مريم نميرفت كه خود براى بردن غذا بنزدش ميرفت.(4)

* تفسر طبری : زکریا کفالت مریم را عهده دار بود؛ تا سن پنج سالگی که برای او در بیت المقدس حجره ای می سازد تا او عبادت کند و تورات را به او می آموزد و هر روز یکبار به او سرکشی می کرده و احتیاجاتش را بر آورده می کرد. (5)

* طبق اناجيل (ابوكريفا) بنهان شده از مسيحيان: ورود مريم به معبد در سه سالكي بوده است. (6)

منابع:
1- بحار الانوار ج14ص203ح16، قصص الأنبیاء راوندي: 215 ب 13ح 280، حيات القلوب علامه مجلسي ج2.
2- كتاب التفسير، عیاشی، ج‏1، ص 173 ح 475- البرهان ج 1 ص 283 - تفسير نور الثقلين، ج‏1، ص338 ح 139 - البحار ج 5 ص 315. ترجمه تفسیر صافی ج 2 ص 16 -
3- تفسيرالعياشي ج : 1 ص : 174- البرهان ج 1ص 283- البحار ج 5ص 315.
4- بحار الانوار ج14ص196ح2 - ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏4، ص: 52
5- تفسير طبري ج ص
6- اناجيل ابوكريفا (بنهان شده از مسيحيان)


جواب:
از روايت ابن اسحاق بر مي آيد كه:
خاله مريم نيز خدمت معبد مي كرده
و زكريا مريم را با او همراه كرده تا هم تامين امور ظاهريش را كند، ضمن اينكه مريم در معبد خدمت مي كند،

و نيز استفاده مي شود كه:
خدمت معبد براى نذر شده هاي معبد تا قبل بلوغ به صورت مستمع ازاد، و بقدر تناسب جسمي و تواناييشان بوده و همانقدر در معبد بوده و بقيه اش را بيرون معبد مي كذرانده اند نزد سربرستانشان،

اما بعد بلوغ؛ خدمت معبد تمام وقت مي شده و ديكر بيرون نمي رفته اند،

فلذا با رشد و نوجواني مريم و بالغ شدنش؛ زكريا محراب و محل خاصي را براى مريم اختصاص داد و شخصا و مباشرتا متكفل امور ظاهري او هم كرديد.

اما اينكه شروع زمان حضور مريم در معبد كي بوده؟
آيا در ابتداي سن تمييز و بنجسالكي؟ يا در زمان بلوغ؟
بين ظاهر دو روايت عامه (مذكور) اختلاف نظر هست. و با ملاحظه منابع ديكر اين اختلاف بيشتر مي شود.

به نظر مي رسد:
مانعي ندارد كه از آغاز تولد مريم را به معبد اورده، و اينكه روزانه مقداري را در معبد حضور داشته باشد، جهت تبرك او؛ و عمل به نذر ؛ به قدر ممكن

سبس از ابتداي سن بربا بودن كودك (و به اصطلاح از آب و كَِل درامدن) مثل سه سالكي؛ كه در معبد هم حاضر مي شده به همراه خاله اش،

و اغاز اختصاص مكان و شروع اموزش تورات و حضور جدي اش در معبد هم در بنج سالكي باشد،

اما حضورش در معبد با انقطاع از بيرون؛ و عدم تماسش با ديكران؛ از زمان بلوغ شروع شده باشد، كه تنها زكريا به او راه داشته است.

با اين بيان؛ هيج تعارضي در متون منقوله بنظر نمي رسد، و شرح ما وقع هم طبيعي و هم معقول است.

وهو العليم الحكيم
[شمارة ثبت: (1466) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

دليل كفر ابليس عليرغم اعتراف به وجود خداوند

پستتوسط aelaa.net » شنبه جولاي 06, 2013 10:37 am

سؤال:
شيطان بواسطه دو ركعت نماز در آسمان در مدت چهارهزار سال؛ خداوندمتعال خواسته هاي اورا براي امر دنيا اجابت نمود، اما عدم اطاعت امر حق تعالى براي سجده در برابر آدم؛ باعث اخراجش از بهشت گرديد و از جمله كافران محسوب شد.
سؤالي كه اينجا دارم اين است كه: آيا عدم اطاعت امر حق صرفا؛ باعث كافرشدن بود؟ چون حسب برداشت ظاهري از آيات واحاديث؛ شيطان به وجود حق تعالي ايمان داشت. آيا ممكن است انكار فضيلت و برتري اشباح پر نور حضرات معصومين : باعث اعلام كفر شيطان. توسط حق تعالى بوده است؟

جواب:
1- انكار و امتناع ابليس از سجده آدم عليه السلام (مظهر خداوند بر روى زمين) و انوار حضرات : كه تجلى حق در عوالم هستي هستند؛ سبب رانده شدن وي و كفرش شده است،

2- اما اين امر هم چون به معني امتناع او از فرمان خداوند بوده؛ و به مرتبه اي از انكار او نسبت به خداوند بر مي گردد؛ فلذا جرم وي بوده و سبب كفرش مي باشد.

3- و اين امر تنها ترك يك سجده نبوده؛ و رويكردش پس از آن كه با اصرار بر نافرمانى و استمرار و توسعه حوزه آن در گمراه كردن بنى آدم ووو... همه حاكى از آنست كه اين نافرمانى او ريشه دار بوده، و از ترك يك مورد طاعت فراتر بوده است،

4- ضمن اينكه امتناع از سجده انوار مقدسه هم فراتر از ترك يك وظيفه بوده؛ و به معنى انكار حقيقت معرفت و عبوديت بوده است،

5- كفر كه فقط به انكار وجود خدا محدود نمي شود، كفر به نپذيرفتن اطاعت خداوند هم مربوط است، (الإيمان عقيدة في القلب وإقرار باللسان و عمل بالأركان) فلذا الان افرادي هستند وجود خداوند را معترفند؛ ولى بخاطر اينكه "اطاعت خداوند در امور مختلف زندگي لازم است را قبول ندارند" فلذا بي دين هستند، و بخاطر همين جهت هم باز جزو كفار هستند، مثل بسياري از لائيكها كه اقرار به وجود خدا دارند؛ ولي وجود دين و التزام بدان را منكرند. كافر كه فقط ملحدها نيستند؛ بي دين ها هم كافرند، اعاذنا الله من جميع ذلك، و ثبّتنا الله على معرفته والإجهار بدينه والإتباع لشريعته. [شمارة ثبت: (1467) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

نماز صبح قضا بجاي نافله هزار ركعتي شبهاي ماه مبارك؟

پستتوسط aelaa.net » چهارشنبه جولاي 10, 2013 1:48 pm

سؤال:
هزار رکعت نمازی که در شبهای ماه رمضان خوانده می شود؛ آيا می توان آنرا به نیت قضای نماز صبح بجا آورد؟ (چون در ميان افراد جاهل غالبا نمازهای صبح قضا می شود).

جواب:
1- اگر قضا دارد؛ كه لازم است نماز قضا را مقدم بدارد.

2- اما نيت نماز: اگر نماز قضاست بايد نيت نماز قضا باشد، و اگر نافله ليالي ماه مبارك و هزار ركعت است؛ همين نيت بايد باشد، و تركيب دو نيت صحيح نيست.

3- البته اينكه كسي پانصد نماز صبح قضا شده را در شبهاي ماه مبارك بجاي آورد؛ كار خوبي است، و حتما ثوابش از قضاي نماز در اوقات ديگر بيشتر است.

4- اما اينكه با انجام قضاي نماز واجب؛ افزون بر ثواب آن؛ ثواب نافله هزار ركعت شبهاي ماه مبارك را نيز به او بدهند؛ آن ديگر با خداست. يفعل ما يشاء يحكم ما يريد.

5- و البته اگر به اين شخصي كه نماز قضا بجاي نافله خوانده؛ ثواب آن نافله هزار ركعتي را بدهند، حتما به آن شخصي كه هم نماز واجبش را ادا كرده؛ و هم قضايش را؛ و هم نوافل يوميه اش را؛ و اضافه بر اينها؛ نافله هزار ركعت شبهاي ماه مبارك را بجاي مي آورد؛ خداوند فضيلتي عليحده مي دهد.
خداوند به همه ما توفيق اداي فرايض و نوافل و ساير طاعات را عنايت فرمايد. آمين. [شمارة ثبت: (1468) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

استثناءاتي كه مانع روزه نيست

پستتوسط aelaa.net » دوشنبه جولاي 15, 2013 3:07 pm

سلام علیکم. دانشجوی ... هستم . ماه مبارک رمضان و آغاز سال قمری را به شما تبریک می گویم.
یك سوالی از خدمتتان داشتم .
سوال:
اینکه چند مدتی است که مادرم دچار سرطان شدید سینه قرار گرفته اند .و الان هم زیر نظر طبي هستند .خودشان می خواستند بدانند که روزه بر ایشان واجب است؟

جواب:
عليك السلام، سال نو بر شما و عزيزانتان نيز مبارك باشد، خداوند شفاي عاجل و كامل عطا فرمايد

براى روزه به صرف بيمار شدن كسي؛ تكليف روزه اش برداشته نمي شود
بجز اينكه روزه و افطار صحيح و طبق برنامه مناسب؛ سبب درمان و تسريع بهبودي بسياري بيماريها مي شود
تنها در مواردي كه نحوه برنامه درمان طوري است كه شخص براى انجام روزه بي طاقت است و كرفتن روزه براى او مشقت بسيار داشته يا اينكه روزه سبب بدتر شدن بيماريش مي شود، در اين موارد روزه نمي كيرد و بعد از شفاء يا رفع مانع روزه قضا مي نمايد

بيماراني كه روزه برايشان مشكلات فوق (مشقت - تشديد بيماري) را نداشته
و تنها مانعشان اين است كه بايد سر ساعتهايي جرعه اي آب بنوشند يا دارويي را بخورند يا استعمال كرده يا تزريق يا اماله اي را انجام دهند،
مي توانند ضمن روزه كرفتن؛ اين موارد را بقدر ضرورتش انجام دهند
و روزه شان هم صحيح بوده و قضا هم ندارد.[شمارة ثبت: (1469) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

شبهاي قدر اينها را از دست ندهيد

پستتوسط aelaa.net » سه شنبه جولاي 30, 2013 5:38 pm

سؤال:
بجز اعمال معروفه شبهاي قدر اگر بخواهيم از دعاهاي وارده استفاده كنيم چون بسيار متنوع است كداميك را انتخاب كرده و حتما بخوانيم؟

جواب:
شبهاي قدر اينها را از دست ندهيد: دعاي اللهم ان كان الشك ... - دعاي سبوح قدوس... از دعاهاي اقبال در شب 23 - دعاء بهاء (كامل) - دعاي چهل اسم ادريس از دعاهاي سَحر اقبال - دعاي سرادق از دعاهاي اقبال در شب 19 - زيارت حضرت صاحب الأمر منه السلام

متن دعاها در اين آدرس آمده است:
http://aelaa.net/Fa/viewtopic.php?f=162 ... 955#p39955[شمارة ثبت: (1470) منبع: المسائل الإنترنتية]
aelaa.net
Site Admin
 
پست ها : 908
تاريخ عضويت: چهارشنبه فبريه 03, 2010 10:21 am

قبليبعدي

بازگشت به مجمع علوم فقه آئین الهی


Aelaa.Net